اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عباس منش عزیز و همه دوستان
به نظر من ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست حتی خود خدا هم دوست داره انسان ها ثروت مند شوند چون به گسترش جهان هستی میتونیم بیشتر کمک کنیم اتفاقا من فک میکنم هر چقدر ثروتمند تر باشیم به خدا نزدیک تر هستیم احساس آرامش بیشتری داریم متواضع تر هستیم اتفاقا ثروت و معنویت در کنار هم میتونه یک ایمان قوی و یک احساس خوب به وجود بیاره استاد به نظرم افراد مذهبی هم دوست دارن ثروت مند شوند ولی چون باورهایی بسیار مخرب دارن و اینکه این باورها آنقدر تو ذهن اونا ریشه گذاشته و اینکه چون هر چقدر تلاش کردن نتونستن به اون ثروت برسن خودشونو قانع کردن ک ثروت ما را به گناه میبره و اینکه نمیشه ثروت و معنویت رو با هم داشت در صورتی ک من افراد ثروتمند زیادی دیدم ک خیلی با ایمان و آرام هستند و همینطور افراد فقیر زیادی هم دیدم ک با اینه به ظاهر با ایمان و جای مهر سوخته روی پیشونی دارن ولی بسیار پرخاشگر و خشن هستند
استاد توی حرفای خودتونم به نکته خوبی اشاره کردین وقتی انسان ثروتمند میشه دیگ مادیات خیلی زیاد واسش ارزش نداره همه چیزو ساده تر و راحت تر میگیره ک خیلی هم احساس بهتری داره و واقعا بازم میگم ثروت مند شدن معنوی ترین کار دنیاست ما پیامبران زیادی هم داشتیم ک ثروت مند بودن و درعین حال با ایمان هم بودن مثل حضرت سلیمان و حضرت علی و خیلی دیگ از پیامبران ما
من هم خودم قبل از اینکه وارد سایت شما بشم همین باور غلط رو داشتم به مرور با کار کردن روی خودم و دوره 12 قدم ک تهیه کردم خیلی از باورهایی که داشتمو تغییر دادم از وقتی تونستم باورهامو تغییر بدم به وضوح نعمت و برکت بیشتری وارد زندگیم شده چرخ زندگیم روان تر شده آرامش بیشتری دارم روابطم خیلی بهتر شده ذهنمو آگاهانه تر میتونم کنترل کنم و به سمت زیبایی ها و خوبی ها ببرم خدا رو شکر میکنم و ممنون از استاد عباس منش عزیز.
این طور بهتون بگم آدم های که دور و ور من آن همیشه منفی میزنند همیشه دل سردم میکنند
اما از وقتی تو بازار یابی شبکه ای فعالیت دارم بالا سری هام تشویقم میکنند و من میگم این تشویق شوند برای اینه که خودشون و بکشند بالا و منفی کردن دیگران هم اینه که دوست ندارن موفقیتم رو ببینند استاد جان من از لحاظ مالی تغییر کم داشتم اما اصلا راضی کننده نیست
و اینکه نیازمند تر شدم بدهکارتر شدم. هزینه هام خیلی گرونن
همیشه میگم خدایا باید چه کاری انجام بدم که دیگران که عزیزانم هستند کاری به کارم نداشته باشند و چوب لای چرخ ماشینم نکنند
و اینکه کاری باشه لذت تو باشه نه ترس از دست دادن نه ترس نرسیدن
میخوام کاری باشه که از همون اول لذتش بیشتر از رنجش چشم بیاد
استاد من خیلی دوست دارم از لحاظ مالی جوری رشد کنم که بدهکار نباشم و همون لحظه که فلان چیز رو نیاز دارم تهیه آش کنم
اما درگیری های ذهنم بیشتر به. من غلبه میکنن و من از پسشون خیلی بر نمیام
باور من اینه که پس همین که سلامت هستم ثروت خیلی بزرگیه
و ثروت میخوام چی کار
این باور برای این گفته میشه که من نتونستم بدستش بیارم
و استاد تمام فامیلم با کار من مخالف آن و چوب لا چرخ من میکنن
نمیدونم باید چقدر من بگذرم از صحبت هاشون
چقدر محکم باشم که امیدم به آینده ای که میخوام بیشتر بشه
استاد عزیزم ثروتمندی با ارزش ترین کار در جهانه
من هم میخوام ثروتمند باشم
امید وارم که جواب تون رو در فایل های بعد بفهمم درکش کنم
چقدر هر ثانیه احساس میکردم دارم یه چیز جدیدی میشنوم.
دارم یاد کتاب دینی دبیرستان میفتم. توی همهی صفحه هاش بلااستثنا نوشته باید به دنبال رشد روح معنوی و عبادت و معنویات و نزدیکی به خدا و جمع آوری توشهی قیامت بود نه به فکر ثروت و مال اندوزی و مادیات. همیشهی همیشه این دو در مقابل همدیگهن. اصلا یه جدول کشیده توی کتابمون که داره تفاوت انسان های باایمان و بی ایمان رو میگه. تو ستون افراد باایمان نوشته پرورش انسان های معنوی و توحیدی و تو ستون افراد بی ایمان نوشته پرورش انسان های مادی و ثروت اندوز. همیشه در ادامهی توضیح مادی گرایی و ثروت آوری میگه : افرادی که به دیگران ظلم میکنند، حقوق دیگران را رعایت نمیکنند، فقط به فکر خودشان هستند، مغرورند، طمع کارند، و اینجوری تو ذهن ما این باور رو ساختن که ثروت مساویه با طمع، دروغ، خودخواهی، حق دیگران رو خوردن، ظالم بودن… تازه دارم میفهمم چقدر توحیدی که استاد درموردش حرف میزنه و سرشار از آرامشه با توحیدی که اونا میگن و سراسر ترسه و طمع و پنهان کاری و فقر و احساس بد، متفاوته!
من چند وقتیه که دارم روی باور « ثروتمند شدن ارتباط مستقیمی با توحیدی بودن دارد » کار میکنم. انقدرررررر از این طریق حالم خوبه که اصلا نمیدونم چجوری باید بگم!!! حالا از چه طریقی اومدم منطقیش کردم!؟ من تو زندگیم حال خوب برام به شددددددت مهمه. یعنی هروقت انرژیم یه خورده نشتی پیدا میکنه مغزم ارور میده. انگار تو ذهنم حال بد مساویه با وحشتناکترین اتفاقات و به خاطر همینم هست که تا حالم بد میشه سعی میکنم خودم رو خوب کنم. و حالا اومدم از این استفاده کردم برای ساخت این باور که : هرچیزی که به من حال خوب میده، برای من مفیده. و چون میدونم که خیلی آدم حد و مرزدار و دارای چهارچوبی ام، همهی چیزهایی که بهم حس خوب میده استاندارده و مضر نیست. و وقتی به ثروت فکر میکنم، میرم اون چیزایی که دلم میخواد داشته باشم رو نگاه میکنم، لباسا رو، وسایل ها،خونه، ماشین، امنیت مالی، سفر، هر چی، انقدر حالم خوب میشه که میگم خب این حالم رو خوب میکنه پس مفیده. ثروت حالم رو خوب میکنه پس بهترین کاری که میشه تو جهان انجام داد ثروتمند شدنه! از این جهت اومدم منطقش رو برای خودم پیدا کردم.
اصلا وقتی به ثروت فکر میکنم، انقدر آروم و درصلحم. همش درمورد خوبی های ثروت با خودم حرف میزنم. حتی توی زندگی واقعی هم میبینم که آدم وقتی پول داره، چقدر جسورتره! چقدر بااعتماد به نفس تره! چقدر نترس تره! چقدر حالش بهتره! اصلا وقتی پول داری ذهنت رهاست و اون موقع میتونی به ارتقای روحت بپردازی! خدایا شکرت خدایا شکرت…
ولی من با گوش دادن به این فایل به یکی از پاشنه های آشیل خودم پی بردم… من وقتی پول دارم، مثلا یه غذای خوب میخورم، یه لباس خوب برای پوشیدن دارم، وسایل جدید، کتاب های جدید، از اینکه عزیزانم، دوستانم، خواهرهام، پدرومادرم اون چیز رو ندارن به شدت غمگین میشم!!! یعنی حاضرم اون رو نداشته باشم ولی اونا خوشحال باشن و تو دلشون احساس بدی نداشته باشن. کاملا این رو در خودم میبینم که وقتی یه چیز خوب دارم، احساس گناه میکنم. نه از این جهت که فکر میکنم از خدا دور شدم، از این جهت که فکر میکنم بقیه که فلان چیز رو ندارن و احساسم بد میشه. چند روز پیش یه مصاحبه ای دیدم با پژمان جمشیدی، میگفت : آره من پول دارم، ولی وقتی رفیق من، پسرخالهی من، دوست من پول نداره که بیاد با من فلان تفریح رو بکنه، اون به چه درد من میخوره!؟ من حالم خوب نیست اینجوری! اون موقع با خودم گفتم آره راست میگه، چقدر بد! ولی الان دارم ریشهش رو میفهمم.
سلام استاد جانم ،سلام به خانم شایسته وتمام دوستان خوبم
چه فایل ارزشمندی ، باورهای درست در مورد ثروت
خود من چقدر انسانها را دیده ام که ثروت را عامل گناه غرور ودوری از خداوند میدانند.
اینکه با ثروتمند شدن از رحمت وغفران خداوند دیگر خبری نیست.
افراد دور و برم را دیده ام تو یه نفر ثروتمند را میبینند بلافاصله قضاوتش میکنن که معلوم نیست چطور به این اوضاع خوب مالی رسیده است ؟ خدا میدونه کجا دزدی با کلاهبرداری کرده که حالا فلان خانه و ماشین را داره ؟
ونهایتا یه آهی میکشن و میگن عیب نداره خدا کنه آدم آخرت داشته باشه و عاقبت به خیر باشه .
یعنی اون طرف را عاقبت به خیر نمیدونن و با این جملات سعی میکنن خودشان را دلداری بدهند .
استاد جانم تا قبل از آشنایی با شما من هم به خاطر بزرگ شدن در این فرهنگ و زندگی با این افراد ذهنیت خوبی نداشتم با اینکه دوست داشتم پول داشته باشم وبه تمام آرزوهایم برسم ولی باز قدرت محدود کننده ذهن فقیر به آرزوهام می چربید میگفتم حالا این دنیا گذراست ایشالا آخرت را داشته باشم .
ولی به لطف آموزش های شما کمکم ذهنیت قبلی داره فرو می ریزد و باورهای درست جایگزین میشه
استاد جانم بعد از آشنایی باشما تازه به زندگی افراد و نوع باورهایشان دقت بیشتری کردم تا بتوانم الگوهای مناسب پیدا کنم .
یکی از فامیلهای همسرم وضعیت مالی خیلی خوبی دارد ولی دیدم هر بار که ما خانه شان میر ویم یا آنها به منزل مادر همسرم می آمدند دائما در حال نالیدن بودن که فلان اتفاقی افتاده کلی ضرر کردیم کلی پول از دست دادیم، مردم فکر میکنن ما خیلی پولداریم در حالی که داریم با سیلی صورتمان را سرخ نگه میداریم .
و جالب بود برام که هر بار یه مشکلی واسشون پیش می آمد که کلی ضرر میکردن .
بعدها متوجه شدم یکی از دلایلش این بود که میخواستن جلوی دیگران خودشان را بدبخت نشان بدهند تا مبادا چشم بخورن یا کسی ازشون طلب کمکی کنه و همین ترس ها باعث میشد واقعا مرتب مشکل مالی براشون پیش بیاد .
یکی دیگه از دلایلش نا شکری آنها بود با وجود داشتن بهترین خانه در بهترین نقطه شهر ،داشتن بهترین ماشین ،باغ در یکی از بهترین مناطق ییلاقی و غیره بسیار ناسپاس بودند شکر گزاری خداوند را نمیکردن و همش زبان به گله و شکایت باز میکردن و همین باعث میشد ناگهان کلی ضرر مالی کنن .من آن موقع فهمیدم چقدر داشتن باورهای درست در مورد ثروت میتواند موثر واقع شود و سبک زندگی را تغییر دهد .
یکی دیگه از آشناها هستن که خودش و دختر هایش که ازدواج کرده اند زندگی های خیلی خوبی دارن همیشه شاد هستن شکر گزار هستن از ثروتشان برای تفریح، خوشی و لذت خودشان استفاده میکنن و در کنارش به دیگران هم کمک میکنن همیشه در حال خنده هستن و با باورهای درست هر روز ثروتمند تر میشوند.
استاد جان ،خود شما بهترین الگو برای ما هستید
چقدر همیشه آزادی مالی زمانی و مکانی شما را تحسین میکنم .
یک فایلی از شما دیدم برای سالها پیش که شما عید قربان را تبریک گفتید و عکس مادر عزیزتان را نشان دادید که به حج واجب رفته بودن و در سرزمین وحی بودند .و شما با چه شادی و عشقی گفتید که خوشحالم که مادرم را به بزرگترین آرزویش که رفتن به حج بوده رسانده ام
باورتان میشه من با این فایل وبا هر جمله شما چقدر اشک ریختم یکی از شوق اینکه مادرتان به آرزویش رسیدن و دیگه اینکه ثروتمند بودن چقدر عالیه که باهاش علاوه بر اینکه خودت به آرزوهایت میرسی میتوانی به عزیزانت هم کمک کنی تا به آرزوهایشان برسند .
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
چقدر این باورتان را با تمام وجودم با پوست و گوشتم حسش میکنم و قبول دارم و به عینه میبینم
وقتی فایل زندگی در بهشت قسمت جدید را دیدم که اون خانم و خانواده اش مدتی در منزل شما بودند و شما ومریم جان اصلا عین خیالتان هم نبود به راحتی همه چیز در اختیارشان بود و تازه مریم جان با چه لذت و اشتیاقی از آنها فیلم گرفته بودن و تعریف میکردن به خودم گفتم ببین چقدر ثروت خوبه در خانه استاد و خانم شایسته به روی همه دوستانشان باز است هر وقت میخوان بیان هر قدر میخوان بمانند اصلا براشون مهم نیست چون آنقدر ثروت نعمت و برکت هست که لازم نیست دو دو تا چهار تا کنن که حالا اگه مهمان آمد آیا وسایل پذیرایی دارن تا کی می مانند ؟اگه ماندنشان زیاد طول کشید چکار کنم ؟چه طور از پس هزینه ها بر بیام ؟
نه انقدر،نعمت هست که تا هر وقت میخوان بمانند و واقعا چقدر زندگی شما ساده تر و راحت تر شده در خانه شما از وسایل پر زرق و برق خبری نیست و آنچه هست وسایلی هست که برای زندگی لازم دارید و این باور برای من پر رنگ تر میشه که هر چه از ثروت سیر تر شوی ساده تر میشوی ،زندگی را آسان تر میگیری رها تر هستی
ثروت تو را متواضع تر و خاشع تر میکنه
ثروت تو را شادتر و خوش روتر میکنه
ثروت تورا دست ودلباز تر میکنه
ثروت تو را به خدا نزدیک تر میکنه
ثروت تو را بزرگتر میکنه ظرف وجودت بزرگتر میشود
ثروت تو را مهربان تر میکنه
ثروت به تو آرامش و صلح میده
ثروت به تو عشق الهی و عشق به بندگان خدا میده
ثروت باعث میشه تو کم توقع باشی اگر به کسی محبت میکنی از ته دلت باشه برای رضای خدا باشه دنبال جبران نیستی دنبال تعریف و تمجید دیگران نیستی
ثروت تو را زیبا میکنه دوست داشتنی میکنه لازم نیست کلی ترفند به کار ببری تا دل دیگران را به دست بیاری خودش باعث دوستی میشه
هر چه ثروتمند تر باشی نزد خدا عزیزتری
هر چه ثروتمند تر باشی به خدا نزدیکتری
خداوند بیشتر از خودمان میخواهد که ما ثروتمند شویم
خداوندا از خوان رحمتت بر من نعمت و ثروت فراوان عطا فرما تا لعلک ترضی شوم .
کم پیش میآید که پیش از تماشای فیلمهای آموزشی، سراغ خواندن مطالب همراه آنها بروم. اما همان چند باری که مطالب شما را خواندم، متوجه شدم که قلمتان درست مانند بیانتان، رسا، شیوا و دقیق است و بهخوبی حق مطلب را ادا میکند.
پیش از آشنایی با شما، مانند بسیاری از ما، تحت تأثیر رسانهها و آموزشهای مدرسهای، نگاهی منفی نسبت به ثروتمندان داشتم. همان مدارسی که به ما میگفتند ثروت چیز بدیست، و بهغلط میگفتند امام علی چیزی برای خوردن نداشت. اما همین مدارس، موقع گرفتن پول کمک به مدرسه، ما را بهخاطر ناتوانی در پرداخت، شرمزده میکردند… تناقضی تلخ که نمیفهمیدیم، اما احساسش میکردیم.
بعد از آشنایی با شما، آرامآرام زاویه نگاهم تغییر کرد. حالا میفهمم که هر فیلم، هر آهنگ، هر آدم، حتی هر غذا، الزاماً برای من نیست.
یاد گرفتم که «حس لیاقت» چقدر مهم است.
درآمد همسر من طی این سالها خیلی بالا رفته، بیشتر از 90٪ جامعه. اما ما برای سلامتی یا زیبایی خودمان هزینه نمیکردیم.
چند هفته پیش، بعد از شش سال، بالاخره برای زیبایی دندانهایم هزینه کردم. همسرم با تعجب چند بار پرسید:
«چرا این کار رو چند سال پیش نکردیم؟ ما که اون موقع هم میتونستیم!»
و من توی دلم گفتم:
چون ما لیاقت زیبایی را در خود نمیدیدیم. یاد گرفته بودیم که باید همیشه فدای دیگران باشیم.
من معلمم. هر روز میبینم چطور کتابها، مستقیم یا غیرمستقیم، به بچهها یاد میدهند که خود را فدای دیگران کنند، بیآنکه اول خود را بشناسند.
حق تحلیل و فکر کردن را از آنها میگیرند. پیش از آنکه واقعاً به عمق یک سؤال فکر کنند، باید جوابشان را با مدل سوال هماهنگ کنند؛ انگار اجازه نداری خود سؤال را به چالش بکشی.
چند روز پیش، همسرم اولین تجربه پرواز با هواپیمای سبک را داشت. حالا علاقهمند شده که خلبانی یاد بگیرد.
ما از ماشینی که سه شریک داشتیم، رسیدهایم به یک شاسیبلند خارجی.
حالا فهمیدهام که حتی «سلامتی» هم، «حس لیاقت» میخواهد.
بخشی از انکار ثروت در ذهن ما، از ریشهی عمیقتری میآید:
سلام استاد عزیزم ، چقدر خوشحال و سپاسگزار خداوند و بعدم شماهستم که تا یه سوالی برام پیش میاد پاسخم رو به بهترین نحو میده و امروز موانع و پاشنه های آشیل من رو از طریق صحبت های شما بهم یاداوری کرد و گفت برای ثروتمند شدن باید نگاهت به خدا درست باشه خدا رو ثروتمند ببینیم تا مثل اون ثروتمند باشیم؛
خداوند رو بزرگ و بخشنده ببینیم تا از رحمت خداوند هم به ما داده بشه؛
ثروت رو بی نهایت ببینیم
ثروت رو خدایی ببینیم
چقدر خوبه که ما ثروتمند بشیم چون میتونیم از جهانی که خداوند بهمون داده نهایت استفاده رو ببریم ، و اون موقع است که خدا نگاهمون میکنه و میگه افرین بنده ی من که قوانین جهانمو درست فهمیدی و داری نهایت لذت رو میبری این ثروت هاو این نعمت ها همش برای تو هست؛ خدا بهمون میگه آفرین که از توانایی هایی که بهت دادم درست استفاده کردی و برای خودت زندگی خوبی ساختی بهمون میگه تو نه تنها پاداش زندگیه خوب خودت رو میگیری بلکه با ثروتمند شدنت به جهان اطرافت هم کمک کردی و باعث گسترش جهان خداوند شدی پس این هم برای تو پاداش بزرگی داره…
چقدر ثروت واقعا خدایی هست….
چقدر نعمت زیاد هست…
کاری نیاز نیست؛ فقط کافیه آروم باشیم و اجازه بدیم ثروت ها و نعمت ها وارد زندگیمون بشن چجوری ؟! اینجوری که فقط کافیه جلوی اومدنشون رو نگیریم بریم کنار و اجازه ی ورود به زندگیمون رو بدیم ، اونا به طور خودکار وارد زندگیمون میشن.
فقط کافیه که موانع ذهنیمون رو دونه به دونه از بین ببریم
و اون موقع است که ثروت زندگیه مارو اشباع میکنه و ما غرق در ثروت و لذت و آرامش و حال خوب میشیم…که این همان زندگیه خداییست! و بسیارررر حلال است
سلام به استاد عزیز و دوستان امیدوارم که حالتون عالی باشه
اولا چقدر سپاسگزارم و چقدر عالیه که همه چی توی جهان قانونمنده و برای انسان قابل خلق کردن توی هر حوزه ای چه مالی چه عاطفی چه سلامتی و چه معنوی
و چقدر دقیق ذهن و ریشه های ذهنی رو شناسایی میکنید که باعث محدود موندن توی فقر میشه من هم دقیقا همین شرایط رو تجربه میکنم که رشد میکنم و مجدد میام پایین و دوباره باید تلاش کنم تا رشد کنم و قطع به یقین همین باورها دارن کار میکنن توی ذهنم
دو تا سوال اساسی دارم که جداگانه میگم
و ممنون میشم یه جا در مورد این باور هم توضیح بدید که ” درسته وقتی ثروتمند هستم متوکل ترم توحیدی ترم و در مسیر درست تری هستم ولی توحید و توکل زمانی ارزشمنده و واقعیه که بدون ثروت باشه ؛ خدا زمانی واقعا توکل و توحید منو قبول داره که در فقر متوکل باشم ” چون احساس میکنم بشدت مخربه
و مورد بعدی دیگه اینکه چرا ذهن ما یا حداقل من خیلی چیزا رو میتونه قانونمند و قابل خلق شدن ببینه و براش باورپذیره که به فرض توی دوره قانون سلامتی یه روش تغذیه و ورزش این جواب خاصو میده ، توی بحث روابط احساس لیاقت عشق دادن واقعی به ادما و … روابطو بهبود میده و … اینها بصورت طبیعی قابل پذیرشه ولی انگار در مورد شرایط مالی با اینکه این فایل ها رو میشنوم و نتایج بچه ها رو میبینم بازم انگار ذهنه میخواد بگه نه حالا هر چی قانونمند باشه و اصول داشته باشه ثروت اینطور نیست!
و این ذهنیت باعث میشه که نهایتا با دونستن مسیر پیشرفت مالی بازم متوقف بشم و اون موتور محرکه انرژیش کم بشه
حقیقتا قصدی برای نوشتن نداشتم ولی حیفم اومد که ننویسم برای شما
در مورد سوال اولتون: ” درسته وقتی ثروتمند هستم متوکل ترم توحیدی ترم و در مسیر درست تری هستم ولی توحید و توکل زمانی ارزشمنده و واقعیه که بدون ثروت باشه ؛ خدا زمانی واقعا توکل و توحید منو قبول داره که در فقر متوکل باشم ”
یه نکته ای وجود داره
هر کدام از ما در یه وضعیتی با خدا آشنا میشیم و سعی میکنیم بهش توکل کنیم و پیش بریم
مثلا یکی مشکل عاطفی داشته یکی مشکل مالی داشته یکی مشکل سلامتی یکی …
پس وقتی خدارو پیدا میکنیم تازه میفهمیم از نبود چه نیرویی توی زندگیمون ضربه خوردیم و بهش وصل میشیم
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
یعنی انتهای آیه را ربط بدیم به ابتدای آیه
خداوند میگه به یاد بیارید نعمت های خداوند رو
و در انتهای آیه توکل آورده میشه
البته یادمون باشه از مومنین استفاده کرده
ولی اینجا میخاد ایمان و توکل مومنان رو بیشتر کنه
چطوری؟ چطوری میشه توکل رو زیاد تر کرد؟
با یادآوری نعمت ها
حالا یه سوال
اگر خدا برای من ده تا مشتری از غیب تا به حال توی زندگیم فرستاده باشه و من به خودم یادآوری کنم چقدر توکلم بیشتر میشه به خدا؟
حالا اگه هزار بار این اتفاق افتاده باشه چی؟
یا دیگه مثل استاد که دیگه اصلا تبلیغ هم نداره و توی باورهاش این نیست که محصول جدید تولید کنم که بیشتر بفروشم چون اینقدر این اتفاق تکرار شده که تبدیل شده به باور
حالا اگه خدا از هیچ به من یه ماشین بده توکل من بیشتر میشه دیگه
خصوصا ما آدما که همه چیز رو توی مادیات میبینم
وقتی من میبینم که استاد ده تا موتور داره کلی خونه و ماشین بیشتر باورش میکنم
ذهن ما هم همینه
وقتی میبینه خدا به من بارها و بارها از غیب روزی داده توکلش بیشتر میشه توحیدش بیشتر میشه
یعنی سوال شما از بیس ایراد داره
ما همیشه باید به خدا توکل کنیم ولی بنظر شما توکل ابراهیم قبل از اینکه بندازنش توی آتش چقدر بود؟
طبیعتا ایمان داشت که گفت هرکاری از دستتون بر میاد انجام بدید.
ولی!
وقتی آتش گلستان شد ایمانش هزار برابر نشد؟
موسی قبل از اینکه بره پیش فرعون میترسید
ولی رفت چون سعی کرد توکل کنه
ولی وقتی نتیجه گرفت و دریا براش باز شد ایمانش بیشتر نشد؟ توکلش هزار برابر نشد؟
میخام بگم توکل باید همیشه باشه
ولی با نتایج و تکرار اون برای خودمون ایمان و توکلمون بیشتر میشه
چون توکل که یه عدد ثابت نداره که بگم من الان دارم توکل میکنم و همینه
نه همیشه میشه ایمان به خدا بیشتر بشه
شما سلیمان رو ببین که با چه قدرتی درخواست ثروت از خدا میکنه و بعدش چقدر کارهای مفید میکنه
سوال دومتون هم بنظرم دلیلش ورودیهای بسیار زیاد و منفی بوده که ما دریافت کردیم از بچگی
ولی ریشه هر دو این سوالا بنظرم اینه که ما هنوز ثروت و خدا رو با هم یجا نمیبینم
حس میکنیم خدا مثلا میخاد امتحانمون کنه یا …
نه! قانون میگه از خدا درخواست کن بهت میده. بدون سانسور بدون هیچ دستکاری در فرکانسهات
بنظر من ثروت با توکل و ایمان خلق میشه ولی ثروت بیشتر باعث توکل و ایمان بیشتر میشه به همین دلیل از یه جایی به بعد نتایج تصاعدی میشه
سلام به استادعزیزم ،خانم شایسته عزیزم همه دوستان عزیزم
خداوندم را هزاران بار شاکرم
روزم رو با معجزه آگاهی تازه و تایید درخواست و نشانه ی دیشبم برا فایل های بارورسازی
با این باور ک من وارد مدار بالاتری میشم
شروع شد
اینو از اول کامنتم بگم
استاد با هر فال جدید از شما میتونم حس کنم چقددددددر مدارهای بالاتری قرار گرفتهاید
این فایل پاشنه آشیل ن هست در واقع سخت تر و عمیق تر ینش
سبب شد مرور گنم
بله
ثروت تو رو ازخدا دور میکنه
اااااه یه عالم مصداق بود
ازاطرافیان و فیلم صحبت ها
اینا تصورات کودکی من بود
هچنان که بزرگتر میشدم یکم ک فکر میکردم میدیدم
حتی با ملاقات یه آدم ثروتمند خوب
یا در حد وضعیت مالی متوسط مث پدرم ک بینهایت انسان و مهربان و بسیار بخشایشگر بود
اما باز توسط معلم ها برای سوالاتم ک پایانی نداشت و از نظر اونا نامناسب بود
سرخورده میشدم
مثال انبیا رو میزدم ک اونم خودش یه زمتضاد بود
فقیرها رو میدیدم
با خودم که سطح متوسط بودیم
همه ی اینها جور در نمیومد
یادم اونوقتا مردم وضعیت خوب مالی شون رو پنهان میکردن چون برچسب بدی میخوردن
مخصوصا فیلم های بعد از انقلاب و اوت شستشوی مغزی
ک ثروتمندان یا دزدن یا قاچاقچی
نگاه مابه اومد همین بود
اینا باورهای کودکی من ساختن
باورهای محدود ی ک از اطرافیان میشنیدو
پول علف خرس مگه
وقتی براش سختی میکشی پول بدست میاری مث یه تراکتور کار کنی اونوقت یکم قدرشو میدونی
پول چرک کف دسته
پول بی ارزشه
یکم که پول بیشتری داشته باشی یعنی داری به مسیر کج میری
در حد گذران یه زندگی معمولی ک سبب نشه نیازمند دیگران باشی کافیه بیشترش به تباهی میکشونت چون انسان ظرفیت ش رو نداره مثال میخوای اینهمه آدم های خلاف کار ببین به کجا رسیدن
این باور محدود کننده له کننده ذهن من از بچگی ک از جامعه بهم القا شده
ک هیچ وقت دنبال ثروت نرفتم
وااای خدای من
چقد جهل
با گذر زمان وقتی تصادها کلافه م میکرد
خودمو فریب میدادم
خدا افرادی رو دوسداره ،به کسایی شانس میده
نه اینا مطقی نبود
پس با این فریب ک مهم انسانیت هست
خوب این ک بدتره
منم انسان با فضیلت ی هستم
پس چجوریه
موقعی این تضاد بیشتردر شد ک دوره کوتاه ی من با آدمهای به اصطلاح مذهبی و حتی متدین معرفی میشدن آشنا شدم
و چقد پلیدی دیدم
هیشه تو ذهنم این جنگ بود
تو نوجوانی
میدیم فقر چه اثرات مصیبت باری تو جامعه میزاره شد یه تضاد
پس این مذهب چی میگه
بعد هم ثروت برای بخشیدن به خانواده و دیگران و فقرا میخواستم
و میخواستم دنیا رو نجات بدم
تلاش هام بیفایده بود
پول میساختم اما به راحتی از کفم میرفت
حس کردم پس من لایقش نیسم
حد من همینه
آره خدا برا یه عزیزکرده هایی میخواد
ولی چه فرقی بین اونا و من هست
من ک با هر قشری از کنجکاوی یه مدت نشستم
یه مدت فکر میکردم باید ارثیه داشت
ولی باز منطقی نبود
کلی مصداق دیدم ک خودشون ساختن
یکیش پدر خودم
بعد فک کردم پس منم باید منتظر ارثیه باشم
ولی زندگی بدجوری چرخید
و هی تلنگر زد
مگه میشه من این توان رو نداشته باشم
ولی با دویدن فقط لمسش میکردم
اونقد طالب فهمیدن بودم ک خداوند توسط یکی از دستانش برادرم منو به استاد رسوند
و فهمیدم چقد جاهل بودم و مشرک
با دوره لیاقت فهمیدم
من خودمو لایق ثروت نمیدونم
باورم نمیشد
اما حقیقت داشت
اون ثروتی ک میخواستم برای دیگران چون خودمو لایق نمیدونستم
پساندازهای به سادگی خالی میشدن چون با پول دوست نبودن ،خوب و تمیز نمیدونستمش
من خودمو لایق نمیدونستم مسیر ثروت سازی بسازم
تلاش های من فقط جسمی بودن
با تمام ویژگی های عالی ،پشتکار،درستکاری ، مسولیت پذیری ،دیسیپلین شخصی
برای کارفرماها کار کردن ،بیفایده بود
چون من قدر خودمو به درستی نمیدونستم
ریشه اش هم تمام اون باورهای ک گفتم
اما الان
خودمو کوبوندم و از نو دارم میسازم
آهسته و پیوسته
هر پلن با ارزشمندی
از سلامتی که با تضادش به این حس خوب سالم بودن اونم با لیاقت برام شکل میگیره
از ساختن عزت نفسم
با پیدا کردن ریشه هام
از این نو شدن زیبا با جوانه هایی کوچیک در فصل بهار در ماه تولدم
ک برام تولدی تازه س
حالا م میخوام به سمت باورهای ثروت برم
این معجزه ی امروز منه
خداوندم شکرت
بینهایت سپاسگزارم از استاد عزیزم
هر روز زیباتر و درخشان ترید
چقد تحسین برانگیزید
این آزادی مالی مکانی زمانی فردی
نیاز بود جایی دیگه تنها زندگی کردید دوره آپلود کردید
تنهایی دنبال مسیر کنجکاوی و درک عمیق تر آگاهی ها و اجرای در عمل
سلام و درود فراوان به استاد عزیز بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
استاد جونم مرسی و ممنون و سپاسگزار از شما که همیشه با گذاشتن فایلهای جدیدتون خیلی از موضوعات و مسائل رو برامون یادآوری و تداعی میکنید .
از طرفی خیلی خوشحال میشم باگوش کردن بعضی از موضوعاتی که بیان میکنید به خودم میگم خدا رو شکر این موضوع مثل موضوعی که تو این فایل در مورد ذهن فقیر و ثروتمند صحبت کردید دیگه مشکلی باهاش ندارم و ذهنم به خاطرش درگیر نمیشه از این بابت خدا رو سپاس میگم و از استاد عزیز تشکر میکنم که تو این سالها باعث شدن خیلی از مقاومتهامون شکسته و باورهای بسیار خوبی جایگزینش کردیم .
باورهایی که ما را از درد و رنج و کلی افکار منفی به سمت باورهای مثبت که باور فراوانی یکی از اون باورهای غدری هستش که ما رو سمت و سوی افکار مثبت و کلی حال خوب و لذت بردن کشونده باوری که آرامش و آسایش جایگزین درد و رنج و تحمل شده .
اول اینو بگم که من عاشق آدمای ثروتمندم بینهایت حس خوبی به افراد ثروتمند دارم از بودن در کنارشون از دیدنشون از معاشرت کردن باهاشان لذت میبرم .
ثروتمندا برام قابل احترام و قابل تحسین هستن به نظرم آدمهای خاص و مودب و دوست داشتنی و جذابی هستن . از تیپ و استایل آدمهای ثروتمند خوشم میاد از ماشینهایی که سوار میشن خونههایی که دارن لذت میبرم و با وجود داشتن ثروت ، آرزوی بهترین حال رو براشون میکنم به نظرم الگوهای مناسبی برای ترقی و پیشرفت هستن .
همه جای دنیا ، میون همه جور قشری ، آدم خوب و بد وجود داره ولی از اونجایی که ما همیشه درصدد بودن در فرکانس مثبت هستیم همیشه ثروتمندانی رو جذب میکنم و میبینم که شخصیتهای فوق العادهای دارن .
برعکس از دیدن آدمهای فقیر و کسانی که ذهن فقیری دارن حالم بد میشه از کسانی که زندگیشونو به این رویه میپذیرن و دنبال هیچ ترقی و پیشرفتی نیستن و قدرت خدا رو خیلی کوچیک و محدود میبینن به خصوص از کسانی که همیشه
از خدا معترض هستن و مدام در حال ناله و شیون و مقایسه هستن حالم بد میشه به هیچ وجه مثل گذشته حس دلسوزی و ترحم نسبت بهشون پیدا نمیکنم چرا که متوجه شدم این احساسات برای خودم مخرب هستن و هیچ کمکی به حال و روزشون نمیکنه .
و دقیقاً از اینکه میبینم اینجور افراد دنبال همین ترحم و دلسوزی هستن بیشتر حالم بد میشه از اینکه از خدای به این بزرگی و بخشندگی کمک نمیگیرن و نگاهشون به دست این و اونه ناراحت میشم البته که توجهی به اینجور مسائل نمیکنم فقط خواستم احساسمو بابت این دسته افراد بازگو کرده باشم .
و عدهای که به خیال خودشون به خاطر دین و مذهب غرق در باورهای غلط و پوچی شدن به خیال خودشون قراره در ازای این درد و رنج در دنیای بعد پاداشهای عظیم دریافت کنن .
چرا باید فکر کنیم خالقی داریم که در ازای زجر و درد کشیدن و دیدن خیلی از حقارتها و حال بدیهای ما قراره پاداش بده ؟!!
چرا واقعاً باید همچین خدایی داشته باشیم به قول استاد عزیز مگه خدا سادیسم داره که ما رو به این منظور تو این جهان خلق کرده باشه؟!!!!!
من که خیلی ساله این باور رو دور ریختم .
دنبال کسب آگاهی و تغییر افکار و در نهایت بهبود شخصیت انسان رو سمت و سوی باورهای درست باورهایی که به جای حس بد که باعث سلب آرامشته کلی احساسات خوب جایگزینش میکنه که باعث آرامش و آسایش و لذت بردن بیشتر از زندگیت میشه
نگاهتو طوری تغییر میده که نعمتها و داشتههاتو بیشتر میبینی هر چقدر شناختت نسبت به خداوند بیشتر میشه بیشتر سپاسگزارش میشی بنابراین بیشتر تو احساس خوب هستی و وقتی خودتو بیشتر بشناسی و پی به ارزشهای خودت ببری خودتو بیشتر لایق دریافت نعمتها میدونی بعد کم کم ثروت و نعمت وارد زندگیت میشه.
از این مباحث گذشته ، منه انسانی که دوست دارم کار خیر انجام بدم و دوست دارم برای خوشحال کردن هر کسی در حد توانم هر کاری از دستم بر میاد انجام بدم نیاز به ثروت دارم.
وقتی ثروت داشته باشم میتونم به دیگران بیشتر خدمت کنم و بیشتر عشق بورزم و دنبال هر کار خیری که فک میکنم خداوند ازم احساس رضایت بیشتری داشته باشه میرم بنابراین خدایی که منو خلق کرده دوست نداره تو فقر و تنگدستی دست و پا بزنم . مسیرهای زیادی جلو پام گذاشته که فقط ازم خواسته پیداشون کنم و با بودن در این مسیر به آرامش و آسایش برسم اولین حرکت و اولین تغییر پذیرفتن باور فراوانی هستش باوری که مسیر منو به کل تغییر میده . باوری که نیاز نیست تو هر روز حساب کتاب دقیق انجام بدی و درآمد و رفع نیازها و خواستههاتو محاسبه کنی بقدری خیر و برکت تو این باور هست که وقتی تو دلش میری متوجه نمیشی از کجا میاد و از کجا میره .
برای شروع فقط باید کمی صبوری کنی و مدام تو همه لحظهها آگاهانه این باور رو به خودت یادآوری کنی تا کم کم ملکه ی ذهنت بشه و با درونت عجین بشه .
باور کمبود انسان رو سمت کمیها و کاستیها و درد و رنج میبره و اجازه ی هیچ لذتی تو هیچ شرایطی بهت نمیده . خیلیا دارا هستن و یا به اندازه ی نیازشون مال دارن اما به علت ذهن فقیر و داشتن باورهای کمبود خرج نمیکنن و لذتی از لحظاتشون نمیبرن.
خود منم تا حدودی در گذشته به این شیوه عمل میکردم همیشه ترس از دست دادن پولو و مالمونو داشتم . خودمو با قناعت کردن گول میزدم و به خیال خودم فک میکردم با ذره ذره جم کردن به جاهای خوب خوب میرسم نه تنها به جایی نرسیدم بلکه خیلی چیزها را از دست دادم به هیچ وجه دوست ندارم به اون روزا برگردم و از اینکه از اون روزها خلاصی پیدا کردم خوشحال و سپاسگزار خداوند هستم و از استاد عزیز بینهایت ممنون و سپاسگزارم که افکار و باورهای مناسبی که با درون من سازگاری داشت آشنا کردن و منو وارد مسیر و چالشهای قشنگتری کردن . مسیری که ذهنی آروم و لذت بیشتر درش هویداست .
استاد جونم ممنون و سپاسگزارم از تمام آموختههای قشنگتون که باعث رشد و پیشرفتم شدن و منو از حصار و زندان و قفلهای ذهنیم نجات داد .
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عباس منش عزیز و همه دوستان
به نظر من ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست حتی خود خدا هم دوست داره انسان ها ثروت مند شوند چون به گسترش جهان هستی میتونیم بیشتر کمک کنیم اتفاقا من فک میکنم هر چقدر ثروتمند تر باشیم به خدا نزدیک تر هستیم احساس آرامش بیشتری داریم متواضع تر هستیم اتفاقا ثروت و معنویت در کنار هم میتونه یک ایمان قوی و یک احساس خوب به وجود بیاره استاد به نظرم افراد مذهبی هم دوست دارن ثروت مند شوند ولی چون باورهایی بسیار مخرب دارن و اینکه این باورها آنقدر تو ذهن اونا ریشه گذاشته و اینکه چون هر چقدر تلاش کردن نتونستن به اون ثروت برسن خودشونو قانع کردن ک ثروت ما را به گناه میبره و اینکه نمیشه ثروت و معنویت رو با هم داشت در صورتی ک من افراد ثروتمند زیادی دیدم ک خیلی با ایمان و آرام هستند و همینطور افراد فقیر زیادی هم دیدم ک با اینه به ظاهر با ایمان و جای مهر سوخته روی پیشونی دارن ولی بسیار پرخاشگر و خشن هستند
استاد توی حرفای خودتونم به نکته خوبی اشاره کردین وقتی انسان ثروتمند میشه دیگ مادیات خیلی زیاد واسش ارزش نداره همه چیزو ساده تر و راحت تر میگیره ک خیلی هم احساس بهتری داره و واقعا بازم میگم ثروت مند شدن معنوی ترین کار دنیاست ما پیامبران زیادی هم داشتیم ک ثروت مند بودن و درعین حال با ایمان هم بودن مثل حضرت سلیمان و حضرت علی و خیلی دیگ از پیامبران ما
من هم خودم قبل از اینکه وارد سایت شما بشم همین باور غلط رو داشتم به مرور با کار کردن روی خودم و دوره 12 قدم ک تهیه کردم خیلی از باورهایی که داشتمو تغییر دادم از وقتی تونستم باورهامو تغییر بدم به وضوح نعمت و برکت بیشتری وارد زندگیم شده چرخ زندگیم روان تر شده آرامش بیشتری دارم روابطم خیلی بهتر شده ذهنمو آگاهانه تر میتونم کنترل کنم و به سمت زیبایی ها و خوبی ها ببرم خدا رو شکر میکنم و ممنون از استاد عباس منش عزیز.
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا هر آنچه دارم از آن توست
سلام و درود بی پایان خداوند به شما استاد عزیزم و دوستان عزیزم
استاد جان من هم از بس که فایل های شما رو گوش دادم تقریبا باور اینکه بگم هر چقدر مومن باشی باید ساده و فقیرانه زندگی کنی رو از بین بردم
اما استاد این روزا در ذهنم یک جدال پایان ناپذیر وجود داره که هر روز درگیرشم و نگرانم میکنه اینه که یکم از قبل بهتر میشم
وبه کنی بهتر ها قانع میشم و خیلی تلاش آنچنانی ندارم
این طور بهتون بگم آدم های که دور و ور من آن همیشه منفی میزنند همیشه دل سردم میکنند
اما از وقتی تو بازار یابی شبکه ای فعالیت دارم بالا سری هام تشویقم میکنند و من میگم این تشویق شوند برای اینه که خودشون و بکشند بالا و منفی کردن دیگران هم اینه که دوست ندارن موفقیتم رو ببینند استاد جان من از لحاظ مالی تغییر کم داشتم اما اصلا راضی کننده نیست
و اینکه نیازمند تر شدم بدهکارتر شدم. هزینه هام خیلی گرونن
همیشه میگم خدایا باید چه کاری انجام بدم که دیگران که عزیزانم هستند کاری به کارم نداشته باشند و چوب لای چرخ ماشینم نکنند
و اینکه کاری باشه لذت تو باشه نه ترس از دست دادن نه ترس نرسیدن
میخوام کاری باشه که از همون اول لذتش بیشتر از رنجش چشم بیاد
استاد من خیلی دوست دارم از لحاظ مالی جوری رشد کنم که بدهکار نباشم و همون لحظه که فلان چیز رو نیاز دارم تهیه آش کنم
اما درگیری های ذهنم بیشتر به. من غلبه میکنن و من از پسشون خیلی بر نمیام
باور من اینه که پس همین که سلامت هستم ثروت خیلی بزرگیه
و ثروت میخوام چی کار
این باور برای این گفته میشه که من نتونستم بدستش بیارم
و استاد تمام فامیلم با کار من مخالف آن و چوب لا چرخ من میکنن
نمیدونم باید چقدر من بگذرم از صحبت هاشون
چقدر محکم باشم که امیدم به آینده ای که میخوام بیشتر بشه
استاد عزیزم ثروتمندی با ارزش ترین کار در جهانه
من هم میخوام ثروتمند باشم
امید وارم که جواب تون رو در فایل های بعد بفهمم درکش کنم
خدا نگهدار
به نام خدای ثروت های بی پایان
چقدر عمیق بود این فایل!
چقدر هر ثانیه احساس میکردم دارم یه چیز جدیدی میشنوم.
دارم یاد کتاب دینی دبیرستان میفتم. توی همهی صفحه هاش بلااستثنا نوشته باید به دنبال رشد روح معنوی و عبادت و معنویات و نزدیکی به خدا و جمع آوری توشهی قیامت بود نه به فکر ثروت و مال اندوزی و مادیات. همیشهی همیشه این دو در مقابل همدیگهن. اصلا یه جدول کشیده توی کتابمون که داره تفاوت انسان های باایمان و بی ایمان رو میگه. تو ستون افراد باایمان نوشته پرورش انسان های معنوی و توحیدی و تو ستون افراد بی ایمان نوشته پرورش انسان های مادی و ثروت اندوز. همیشه در ادامهی توضیح مادی گرایی و ثروت آوری میگه : افرادی که به دیگران ظلم میکنند، حقوق دیگران را رعایت نمیکنند، فقط به فکر خودشان هستند، مغرورند، طمع کارند، و اینجوری تو ذهن ما این باور رو ساختن که ثروت مساویه با طمع، دروغ، خودخواهی، حق دیگران رو خوردن، ظالم بودن… تازه دارم میفهمم چقدر توحیدی که استاد درموردش حرف میزنه و سرشار از آرامشه با توحیدی که اونا میگن و سراسر ترسه و طمع و پنهان کاری و فقر و احساس بد، متفاوته!
من چند وقتیه که دارم روی باور « ثروتمند شدن ارتباط مستقیمی با توحیدی بودن دارد » کار میکنم. انقدرررررر از این طریق حالم خوبه که اصلا نمیدونم چجوری باید بگم!!! حالا از چه طریقی اومدم منطقیش کردم!؟ من تو زندگیم حال خوب برام به شددددددت مهمه. یعنی هروقت انرژیم یه خورده نشتی پیدا میکنه مغزم ارور میده. انگار تو ذهنم حال بد مساویه با وحشتناکترین اتفاقات و به خاطر همینم هست که تا حالم بد میشه سعی میکنم خودم رو خوب کنم. و حالا اومدم از این استفاده کردم برای ساخت این باور که : هرچیزی که به من حال خوب میده، برای من مفیده. و چون میدونم که خیلی آدم حد و مرزدار و دارای چهارچوبی ام، همهی چیزهایی که بهم حس خوب میده استاندارده و مضر نیست. و وقتی به ثروت فکر میکنم، میرم اون چیزایی که دلم میخواد داشته باشم رو نگاه میکنم، لباسا رو، وسایل ها،خونه، ماشین، امنیت مالی، سفر، هر چی، انقدر حالم خوب میشه که میگم خب این حالم رو خوب میکنه پس مفیده. ثروت حالم رو خوب میکنه پس بهترین کاری که میشه تو جهان انجام داد ثروتمند شدنه! از این جهت اومدم منطقش رو برای خودم پیدا کردم.
اصلا وقتی به ثروت فکر میکنم، انقدر آروم و درصلحم. همش درمورد خوبی های ثروت با خودم حرف میزنم. حتی توی زندگی واقعی هم میبینم که آدم وقتی پول داره، چقدر جسورتره! چقدر بااعتماد به نفس تره! چقدر نترس تره! چقدر حالش بهتره! اصلا وقتی پول داری ذهنت رهاست و اون موقع میتونی به ارتقای روحت بپردازی! خدایا شکرت خدایا شکرت…
ولی من با گوش دادن به این فایل به یکی از پاشنه های آشیل خودم پی بردم… من وقتی پول دارم، مثلا یه غذای خوب میخورم، یه لباس خوب برای پوشیدن دارم، وسایل جدید، کتاب های جدید، از اینکه عزیزانم، دوستانم، خواهرهام، پدرومادرم اون چیز رو ندارن به شدت غمگین میشم!!! یعنی حاضرم اون رو نداشته باشم ولی اونا خوشحال باشن و تو دلشون احساس بدی نداشته باشن. کاملا این رو در خودم میبینم که وقتی یه چیز خوب دارم، احساس گناه میکنم. نه از این جهت که فکر میکنم از خدا دور شدم، از این جهت که فکر میکنم بقیه که فلان چیز رو ندارن و احساسم بد میشه. چند روز پیش یه مصاحبه ای دیدم با پژمان جمشیدی، میگفت : آره من پول دارم، ولی وقتی رفیق من، پسرخالهی من، دوست من پول نداره که بیاد با من فلان تفریح رو بکنه، اون به چه درد من میخوره!؟ من حالم خوب نیست اینجوری! اون موقع با خودم گفتم آره راست میگه، چقدر بد! ولی الان دارم ریشهش رو میفهمم.
باید روی خودم کار کنم. و میکنم.
خدایا شکرت که این آگاهی ها رو دریافت کردم.
خدایا شکرت که اینجام، که اینا رو شنیدم،
یادم باشه باید این فایل رو بارها و بارها گوش بدم.
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده ومهربان
خداوند وهاب و رزاق
سلام استاد جانم ،سلام به خانم شایسته وتمام دوستان خوبم
چه فایل ارزشمندی ، باورهای درست در مورد ثروت
خود من چقدر انسانها را دیده ام که ثروت را عامل گناه غرور ودوری از خداوند میدانند.
اینکه با ثروتمند شدن از رحمت وغفران خداوند دیگر خبری نیست.
افراد دور و برم را دیده ام تو یه نفر ثروتمند را میبینند بلافاصله قضاوتش میکنن که معلوم نیست چطور به این اوضاع خوب مالی رسیده است ؟ خدا میدونه کجا دزدی با کلاهبرداری کرده که حالا فلان خانه و ماشین را داره ؟
ونهایتا یه آهی میکشن و میگن عیب نداره خدا کنه آدم آخرت داشته باشه و عاقبت به خیر باشه .
یعنی اون طرف را عاقبت به خیر نمیدونن و با این جملات سعی میکنن خودشان را دلداری بدهند .
استاد جانم تا قبل از آشنایی با شما من هم به خاطر بزرگ شدن در این فرهنگ و زندگی با این افراد ذهنیت خوبی نداشتم با اینکه دوست داشتم پول داشته باشم وبه تمام آرزوهایم برسم ولی باز قدرت محدود کننده ذهن فقیر به آرزوهام می چربید میگفتم حالا این دنیا گذراست ایشالا آخرت را داشته باشم .
ولی به لطف آموزش های شما کمکم ذهنیت قبلی داره فرو می ریزد و باورهای درست جایگزین میشه
استاد جانم بعد از آشنایی باشما تازه به زندگی افراد و نوع باورهایشان دقت بیشتری کردم تا بتوانم الگوهای مناسب پیدا کنم .
یکی از فامیلهای همسرم وضعیت مالی خیلی خوبی دارد ولی دیدم هر بار که ما خانه شان میر ویم یا آنها به منزل مادر همسرم می آمدند دائما در حال نالیدن بودن که فلان اتفاقی افتاده کلی ضرر کردیم کلی پول از دست دادیم، مردم فکر میکنن ما خیلی پولداریم در حالی که داریم با سیلی صورتمان را سرخ نگه میداریم .
و جالب بود برام که هر بار یه مشکلی واسشون پیش می آمد که کلی ضرر میکردن .
بعدها متوجه شدم یکی از دلایلش این بود که میخواستن جلوی دیگران خودشان را بدبخت نشان بدهند تا مبادا چشم بخورن یا کسی ازشون طلب کمکی کنه و همین ترس ها باعث میشد واقعا مرتب مشکل مالی براشون پیش بیاد .
یکی دیگه از دلایلش نا شکری آنها بود با وجود داشتن بهترین خانه در بهترین نقطه شهر ،داشتن بهترین ماشین ،باغ در یکی از بهترین مناطق ییلاقی و غیره بسیار ناسپاس بودند شکر گزاری خداوند را نمیکردن و همش زبان به گله و شکایت باز میکردن و همین باعث میشد ناگهان کلی ضرر مالی کنن .من آن موقع فهمیدم چقدر داشتن باورهای درست در مورد ثروت میتواند موثر واقع شود و سبک زندگی را تغییر دهد .
یکی دیگه از آشناها هستن که خودش و دختر هایش که ازدواج کرده اند زندگی های خیلی خوبی دارن همیشه شاد هستن شکر گزار هستن از ثروتشان برای تفریح، خوشی و لذت خودشان استفاده میکنن و در کنارش به دیگران هم کمک میکنن همیشه در حال خنده هستن و با باورهای درست هر روز ثروتمند تر میشوند.
استاد جان ،خود شما بهترین الگو برای ما هستید
چقدر همیشه آزادی مالی زمانی و مکانی شما را تحسین میکنم .
یک فایلی از شما دیدم برای سالها پیش که شما عید قربان را تبریک گفتید و عکس مادر عزیزتان را نشان دادید که به حج واجب رفته بودن و در سرزمین وحی بودند .و شما با چه شادی و عشقی گفتید که خوشحالم که مادرم را به بزرگترین آرزویش که رفتن به حج بوده رسانده ام
باورتان میشه من با این فایل وبا هر جمله شما چقدر اشک ریختم یکی از شوق اینکه مادرتان به آرزویش رسیدن و دیگه اینکه ثروتمند بودن چقدر عالیه که باهاش علاوه بر اینکه خودت به آرزوهایت میرسی میتوانی به عزیزانت هم کمک کنی تا به آرزوهایشان برسند .
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
چقدر این باورتان را با تمام وجودم با پوست و گوشتم حسش میکنم و قبول دارم و به عینه میبینم
وقتی فایل زندگی در بهشت قسمت جدید را دیدم که اون خانم و خانواده اش مدتی در منزل شما بودند و شما ومریم جان اصلا عین خیالتان هم نبود به راحتی همه چیز در اختیارشان بود و تازه مریم جان با چه لذت و اشتیاقی از آنها فیلم گرفته بودن و تعریف میکردن به خودم گفتم ببین چقدر ثروت خوبه در خانه استاد و خانم شایسته به روی همه دوستانشان باز است هر وقت میخوان بیان هر قدر میخوان بمانند اصلا براشون مهم نیست چون آنقدر ثروت نعمت و برکت هست که لازم نیست دو دو تا چهار تا کنن که حالا اگه مهمان آمد آیا وسایل پذیرایی دارن تا کی می مانند ؟اگه ماندنشان زیاد طول کشید چکار کنم ؟چه طور از پس هزینه ها بر بیام ؟
نه انقدر،نعمت هست که تا هر وقت میخوان بمانند و واقعا چقدر زندگی شما ساده تر و راحت تر شده در خانه شما از وسایل پر زرق و برق خبری نیست و آنچه هست وسایلی هست که برای زندگی لازم دارید و این باور برای من پر رنگ تر میشه که هر چه از ثروت سیر تر شوی ساده تر میشوی ،زندگی را آسان تر میگیری رها تر هستی
ثروت تو را متواضع تر و خاشع تر میکنه
ثروت تو را شادتر و خوش روتر میکنه
ثروت تورا دست ودلباز تر میکنه
ثروت تو را به خدا نزدیک تر میکنه
ثروت تو را بزرگتر میکنه ظرف وجودت بزرگتر میشود
ثروت تو را مهربان تر میکنه
ثروت به تو آرامش و صلح میده
ثروت به تو عشق الهی و عشق به بندگان خدا میده
ثروت باعث میشه تو کم توقع باشی اگر به کسی محبت میکنی از ته دلت باشه برای رضای خدا باشه دنبال جبران نیستی دنبال تعریف و تمجید دیگران نیستی
ثروت تو را زیبا میکنه دوست داشتنی میکنه لازم نیست کلی ترفند به کار ببری تا دل دیگران را به دست بیاری خودش باعث دوستی میشه
هر چه ثروتمند تر باشی نزد خدا عزیزتری
هر چه ثروتمند تر باشی به خدا نزدیکتری
خداوند بیشتر از خودمان میخواهد که ما ثروتمند شویم
خداوندا از خوان رحمتت بر من نعمت و ثروت فراوان عطا فرما تا لعلک ترضی شوم .
خداوندا مرا جزو بندگان صالحت قرار بده
همگی را به دستان قدرتمند رب العالمین می سپارم
استاد گرامی،
کم پیش میآید که پیش از تماشای فیلمهای آموزشی، سراغ خواندن مطالب همراه آنها بروم. اما همان چند باری که مطالب شما را خواندم، متوجه شدم که قلمتان درست مانند بیانتان، رسا، شیوا و دقیق است و بهخوبی حق مطلب را ادا میکند.
پیش از آشنایی با شما، مانند بسیاری از ما، تحت تأثیر رسانهها و آموزشهای مدرسهای، نگاهی منفی نسبت به ثروتمندان داشتم. همان مدارسی که به ما میگفتند ثروت چیز بدیست، و بهغلط میگفتند امام علی چیزی برای خوردن نداشت. اما همین مدارس، موقع گرفتن پول کمک به مدرسه، ما را بهخاطر ناتوانی در پرداخت، شرمزده میکردند… تناقضی تلخ که نمیفهمیدیم، اما احساسش میکردیم.
بعد از آشنایی با شما، آرامآرام زاویه نگاهم تغییر کرد. حالا میفهمم که هر فیلم، هر آهنگ، هر آدم، حتی هر غذا، الزاماً برای من نیست.
یاد گرفتم که «حس لیاقت» چقدر مهم است.
درآمد همسر من طی این سالها خیلی بالا رفته، بیشتر از 90٪ جامعه. اما ما برای سلامتی یا زیبایی خودمان هزینه نمیکردیم.
چند هفته پیش، بعد از شش سال، بالاخره برای زیبایی دندانهایم هزینه کردم. همسرم با تعجب چند بار پرسید:
«چرا این کار رو چند سال پیش نکردیم؟ ما که اون موقع هم میتونستیم!»
و من توی دلم گفتم:
چون ما لیاقت زیبایی را در خود نمیدیدیم. یاد گرفته بودیم که باید همیشه فدای دیگران باشیم.
من معلمم. هر روز میبینم چطور کتابها، مستقیم یا غیرمستقیم، به بچهها یاد میدهند که خود را فدای دیگران کنند، بیآنکه اول خود را بشناسند.
حق تحلیل و فکر کردن را از آنها میگیرند. پیش از آنکه واقعاً به عمق یک سؤال فکر کنند، باید جوابشان را با مدل سوال هماهنگ کنند؛ انگار اجازه نداری خود سؤال را به چالش بکشی.
چند روز پیش، همسرم اولین تجربه پرواز با هواپیمای سبک را داشت. حالا علاقهمند شده که خلبانی یاد بگیرد.
ما از ماشینی که سه شریک داشتیم، رسیدهایم به یک شاسیبلند خارجی.
حالا فهمیدهام که حتی «سلامتی» هم، «حس لیاقت» میخواهد.
بخشی از انکار ثروت در ذهن ما، از ریشهی عمیقتری میآید:
حس نمیکنیم که لیاقتِ داشتنِ آن را داریم.
سلام استاد عزیزم ، چقدر خوشحال و سپاسگزار خداوند و بعدم شماهستم که تا یه سوالی برام پیش میاد پاسخم رو به بهترین نحو میده و امروز موانع و پاشنه های آشیل من رو از طریق صحبت های شما بهم یاداوری کرد و گفت برای ثروتمند شدن باید نگاهت به خدا درست باشه خدا رو ثروتمند ببینیم تا مثل اون ثروتمند باشیم؛
خداوند رو بزرگ و بخشنده ببینیم تا از رحمت خداوند هم به ما داده بشه؛
ثروت رو بی نهایت ببینیم
ثروت رو خدایی ببینیم
چقدر خوبه که ما ثروتمند بشیم چون میتونیم از جهانی که خداوند بهمون داده نهایت استفاده رو ببریم ، و اون موقع است که خدا نگاهمون میکنه و میگه افرین بنده ی من که قوانین جهانمو درست فهمیدی و داری نهایت لذت رو میبری این ثروت هاو این نعمت ها همش برای تو هست؛ خدا بهمون میگه آفرین که از توانایی هایی که بهت دادم درست استفاده کردی و برای خودت زندگی خوبی ساختی بهمون میگه تو نه تنها پاداش زندگیه خوب خودت رو میگیری بلکه با ثروتمند شدنت به جهان اطرافت هم کمک کردی و باعث گسترش جهان خداوند شدی پس این هم برای تو پاداش بزرگی داره…
چقدر ثروت واقعا خدایی هست….
چقدر نعمت زیاد هست…
کاری نیاز نیست؛ فقط کافیه آروم باشیم و اجازه بدیم ثروت ها و نعمت ها وارد زندگیمون بشن چجوری ؟! اینجوری که فقط کافیه جلوی اومدنشون رو نگیریم بریم کنار و اجازه ی ورود به زندگیمون رو بدیم ، اونا به طور خودکار وارد زندگیمون میشن.
فقط کافیه که موانع ذهنیمون رو دونه به دونه از بین ببریم
و اون موقع است که ثروت زندگیه مارو اشباع میکنه و ما غرق در ثروت و لذت و آرامش و حال خوب میشیم…که این همان زندگیه خداییست! و بسیارررر حلال است
سلام به استاد عزیز و دوستان امیدوارم که حالتون عالی باشه
اولا چقدر سپاسگزارم و چقدر عالیه که همه چی توی جهان قانونمنده و برای انسان قابل خلق کردن توی هر حوزه ای چه مالی چه عاطفی چه سلامتی و چه معنوی
و چقدر دقیق ذهن و ریشه های ذهنی رو شناسایی میکنید که باعث محدود موندن توی فقر میشه من هم دقیقا همین شرایط رو تجربه میکنم که رشد میکنم و مجدد میام پایین و دوباره باید تلاش کنم تا رشد کنم و قطع به یقین همین باورها دارن کار میکنن توی ذهنم
دو تا سوال اساسی دارم که جداگانه میگم
و ممنون میشم یه جا در مورد این باور هم توضیح بدید که ” درسته وقتی ثروتمند هستم متوکل ترم توحیدی ترم و در مسیر درست تری هستم ولی توحید و توکل زمانی ارزشمنده و واقعیه که بدون ثروت باشه ؛ خدا زمانی واقعا توکل و توحید منو قبول داره که در فقر متوکل باشم ” چون احساس میکنم بشدت مخربه
و مورد بعدی دیگه اینکه چرا ذهن ما یا حداقل من خیلی چیزا رو میتونه قانونمند و قابل خلق شدن ببینه و براش باورپذیره که به فرض توی دوره قانون سلامتی یه روش تغذیه و ورزش این جواب خاصو میده ، توی بحث روابط احساس لیاقت عشق دادن واقعی به ادما و … روابطو بهبود میده و … اینها بصورت طبیعی قابل پذیرشه ولی انگار در مورد شرایط مالی با اینکه این فایل ها رو میشنوم و نتایج بچه ها رو میبینم بازم انگار ذهنه میخواد بگه نه حالا هر چی قانونمند باشه و اصول داشته باشه ثروت اینطور نیست!
و این ذهنیت باعث میشه که نهایتا با دونستن مسیر پیشرفت مالی بازم متوقف بشم و اون موتور محرکه انرژیش کم بشه
سپاسگزار بابت انتشار این اگاهی های دقیق و اصولی
سلام به دوست خوبم
حقیقتا قصدی برای نوشتن نداشتم ولی حیفم اومد که ننویسم برای شما
در مورد سوال اولتون: ” درسته وقتی ثروتمند هستم متوکل ترم توحیدی ترم و در مسیر درست تری هستم ولی توحید و توکل زمانی ارزشمنده و واقعیه که بدون ثروت باشه ؛ خدا زمانی واقعا توکل و توحید منو قبول داره که در فقر متوکل باشم ”
یه نکته ای وجود داره
هر کدام از ما در یه وضعیتی با خدا آشنا میشیم و سعی میکنیم بهش توکل کنیم و پیش بریم
مثلا یکی مشکل عاطفی داشته یکی مشکل مالی داشته یکی مشکل سلامتی یکی …
پس وقتی خدارو پیدا میکنیم تازه میفهمیم از نبود چه نیرویی توی زندگیمون ضربه خوردیم و بهش وصل میشیم
اما این سوال شما اشتباهه
شما بیا از دید قرآن موضوع رو بررسی کنیم
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
یعنی انتهای آیه را ربط بدیم به ابتدای آیه
خداوند میگه به یاد بیارید نعمت های خداوند رو
و در انتهای آیه توکل آورده میشه
البته یادمون باشه از مومنین استفاده کرده
ولی اینجا میخاد ایمان و توکل مومنان رو بیشتر کنه
چطوری؟ چطوری میشه توکل رو زیاد تر کرد؟
با یادآوری نعمت ها
حالا یه سوال
اگر خدا برای من ده تا مشتری از غیب تا به حال توی زندگیم فرستاده باشه و من به خودم یادآوری کنم چقدر توکلم بیشتر میشه به خدا؟
حالا اگه هزار بار این اتفاق افتاده باشه چی؟
یا دیگه مثل استاد که دیگه اصلا تبلیغ هم نداره و توی باورهاش این نیست که محصول جدید تولید کنم که بیشتر بفروشم چون اینقدر این اتفاق تکرار شده که تبدیل شده به باور
حالا اگه خدا از هیچ به من یه ماشین بده توکل من بیشتر میشه دیگه
خصوصا ما آدما که همه چیز رو توی مادیات میبینم
وقتی من میبینم که استاد ده تا موتور داره کلی خونه و ماشین بیشتر باورش میکنم
ذهن ما هم همینه
وقتی میبینه خدا به من بارها و بارها از غیب روزی داده توکلش بیشتر میشه توحیدش بیشتر میشه
یعنی سوال شما از بیس ایراد داره
ما همیشه باید به خدا توکل کنیم ولی بنظر شما توکل ابراهیم قبل از اینکه بندازنش توی آتش چقدر بود؟
طبیعتا ایمان داشت که گفت هرکاری از دستتون بر میاد انجام بدید.
ولی!
وقتی آتش گلستان شد ایمانش هزار برابر نشد؟
موسی قبل از اینکه بره پیش فرعون میترسید
ولی رفت چون سعی کرد توکل کنه
ولی وقتی نتیجه گرفت و دریا براش باز شد ایمانش بیشتر نشد؟ توکلش هزار برابر نشد؟
میخام بگم توکل باید همیشه باشه
ولی با نتایج و تکرار اون برای خودمون ایمان و توکلمون بیشتر میشه
چون توکل که یه عدد ثابت نداره که بگم من الان دارم توکل میکنم و همینه
نه همیشه میشه ایمان به خدا بیشتر بشه
شما سلیمان رو ببین که با چه قدرتی درخواست ثروت از خدا میکنه و بعدش چقدر کارهای مفید میکنه
سوال دومتون هم بنظرم دلیلش ورودیهای بسیار زیاد و منفی بوده که ما دریافت کردیم از بچگی
ولی ریشه هر دو این سوالا بنظرم اینه که ما هنوز ثروت و خدا رو با هم یجا نمیبینم
حس میکنیم خدا مثلا میخاد امتحانمون کنه یا …
نه! قانون میگه از خدا درخواست کن بهت میده. بدون سانسور بدون هیچ دستکاری در فرکانسهات
بنظر من ثروت با توکل و ایمان خلق میشه ولی ثروت بیشتر باعث توکل و ایمان بیشتر میشه به همین دلیل از یه جایی به بعد نتایج تصاعدی میشه
از قلبم جوشید که براتون پاسخ بنویسم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکارمون رقم میخوره
جهان آیینه افکار ماست،داره نشون میده ما چه فکری داریم.
افکار ما هم از ورودیها سرچشمه گرفتن
ورودیهای اکنون
ورودیهای گذشته
کنترل ورودیها یکی از نکات مهمه
به دلیل ایجاد سرچشمه در بچگی بصورت ناخودآگاه چشمه هایی روان هستند
یا خوب یا بد
یا با تو یا بر علیه تو
مهمترین نکته کنترل ذهن است
هر فکری به تو احساس بد میده رو بافکری که به تو احساس خوب میده جایگزین کن.
در مورد پول و ثروت موانع تو ذهن من زیاد هست
اینکه پول و ثروت رو جدا از نعمتهای خدا بدونیم،خودش یک مانع بزرگه
ما نمیتونیم یک چیز رو بخواهیم در صورتیکه همون چیز تو ذهنمون بد جلوه داده شده.
پس اولین قدم یکی دونستن نعمتهاست و یکی دونستن سرچشمه اونهاست.
یعنی سرچشمه پول خداست و اگر تو به اون توجه نکنی میشه عدم ثروت.
معنوی بودن یا نبودن مرحله بعدیه ،هر چیزی که خدا آفریده معنوی هست
مگه میشه از خدا که منبع همه چیزه ،غیر خوبی ساطع بشه.
مثل روشنایی،خدا منبع روشنایی است و اگر تو پشتت به نورِ میشه تاریکی ،کافیه چرخش بدی خودت رو و ببینی.
پس منبع ثروت خداست و وفقر یعنی ندیدن ثروت.
جستجوی ما در مورد خواسته باید باشه
خواسته ما اگر ثروت است باید همون رو جستجو کنیم و عامدانه فقر رو نبینیم.
خودم از جمله افرادی بودم و هستم(منظور افکاری که ریشه داره ) که ثروت رو تمیز نمیدونستم،به همین دلیل پول رو سریع رد میکردم،ثروتمند شدن رو دوست نداشتم.
البته که ثروت داستان طولانی داره که جستجو میخواد و کشف.
به هر حال معنوی ترین کار،ثروتمند شدنه.اصلا اگه میخواهیم خدا رو بدون واسطه و ذلال درک کنیم باید ثروتمند بشم.
تحسین میکنم استاد رو که به جایی رسیدن که هر آنچه میخان رو میتونن داشته باشن.
خدا حفظتون کنه
خدا نگهدارتون باشه
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استادعزیزم ،خانم شایسته عزیزم همه دوستان عزیزم
خداوندم را هزاران بار شاکرم
روزم رو با معجزه آگاهی تازه و تایید درخواست و نشانه ی دیشبم برا فایل های بارورسازی
با این باور ک من وارد مدار بالاتری میشم
شروع شد
اینو از اول کامنتم بگم
استاد با هر فال جدید از شما میتونم حس کنم چقددددددر مدارهای بالاتری قرار گرفتهاید
این فایل پاشنه آشیل ن هست در واقع سخت تر و عمیق تر ینش
سبب شد مرور گنم
بله
ثروت تو رو ازخدا دور میکنه
اااااه یه عالم مصداق بود
ازاطرافیان و فیلم صحبت ها
اینا تصورات کودکی من بود
هچنان که بزرگتر میشدم یکم ک فکر میکردم میدیدم
حتی با ملاقات یه آدم ثروتمند خوب
یا در حد وضعیت مالی متوسط مث پدرم ک بینهایت انسان و مهربان و بسیار بخشایشگر بود
اما باز توسط معلم ها برای سوالاتم ک پایانی نداشت و از نظر اونا نامناسب بود
سرخورده میشدم
مثال انبیا رو میزدم ک اونم خودش یه زمتضاد بود
فقیرها رو میدیدم
با خودم که سطح متوسط بودیم
همه ی اینها جور در نمیومد
یادم اونوقتا مردم وضعیت خوب مالی شون رو پنهان میکردن چون برچسب بدی میخوردن
مخصوصا فیلم های بعد از انقلاب و اوت شستشوی مغزی
ک ثروتمندان یا دزدن یا قاچاقچی
نگاه مابه اومد همین بود
اینا باورهای کودکی من ساختن
باورهای محدود ی ک از اطرافیان میشنیدو
پول علف خرس مگه
وقتی براش سختی میکشی پول بدست میاری مث یه تراکتور کار کنی اونوقت یکم قدرشو میدونی
پول چرک کف دسته
پول بی ارزشه
یکم که پول بیشتری داشته باشی یعنی داری به مسیر کج میری
در حد گذران یه زندگی معمولی ک سبب نشه نیازمند دیگران باشی کافیه بیشترش به تباهی میکشونت چون انسان ظرفیت ش رو نداره مثال میخوای اینهمه آدم های خلاف کار ببین به کجا رسیدن
این باور محدود کننده له کننده ذهن من از بچگی ک از جامعه بهم القا شده
ک هیچ وقت دنبال ثروت نرفتم
وااای خدای من
چقد جهل
با گذر زمان وقتی تصادها کلافه م میکرد
خودمو فریب میدادم
خدا افرادی رو دوسداره ،به کسایی شانس میده
نه اینا مطقی نبود
پس با این فریب ک مهم انسانیت هست
خوب این ک بدتره
منم انسان با فضیلت ی هستم
پس چجوریه
موقعی این تضاد بیشتردر شد ک دوره کوتاه ی من با آدمهای به اصطلاح مذهبی و حتی متدین معرفی میشدن آشنا شدم
و چقد پلیدی دیدم
هیشه تو ذهنم این جنگ بود
تو نوجوانی
میدیم فقر چه اثرات مصیبت باری تو جامعه میزاره شد یه تضاد
پس این مذهب چی میگه
بعد هم ثروت برای بخشیدن به خانواده و دیگران و فقرا میخواستم
و میخواستم دنیا رو نجات بدم
تلاش هام بیفایده بود
پول میساختم اما به راحتی از کفم میرفت
حس کردم پس من لایقش نیسم
حد من همینه
آره خدا برا یه عزیزکرده هایی میخواد
ولی چه فرقی بین اونا و من هست
من ک با هر قشری از کنجکاوی یه مدت نشستم
یه مدت فکر میکردم باید ارثیه داشت
ولی باز منطقی نبود
کلی مصداق دیدم ک خودشون ساختن
یکیش پدر خودم
بعد فک کردم پس منم باید منتظر ارثیه باشم
ولی زندگی بدجوری چرخید
و هی تلنگر زد
مگه میشه من این توان رو نداشته باشم
ولی با دویدن فقط لمسش میکردم
اونقد طالب فهمیدن بودم ک خداوند توسط یکی از دستانش برادرم منو به استاد رسوند
و فهمیدم چقد جاهل بودم و مشرک
با دوره لیاقت فهمیدم
من خودمو لایق ثروت نمیدونم
باورم نمیشد
اما حقیقت داشت
اون ثروتی ک میخواستم برای دیگران چون خودمو لایق نمیدونستم
پساندازهای به سادگی خالی میشدن چون با پول دوست نبودن ،خوب و تمیز نمیدونستمش
من خودمو لایق نمیدونستم مسیر ثروت سازی بسازم
تلاش های من فقط جسمی بودن
با تمام ویژگی های عالی ،پشتکار،درستکاری ، مسولیت پذیری ،دیسیپلین شخصی
برای کارفرماها کار کردن ،بیفایده بود
چون من قدر خودمو به درستی نمیدونستم
ریشه اش هم تمام اون باورهای ک گفتم
اما الان
خودمو کوبوندم و از نو دارم میسازم
آهسته و پیوسته
هر پلن با ارزشمندی
از سلامتی که با تضادش به این حس خوب سالم بودن اونم با لیاقت برام شکل میگیره
از ساختن عزت نفسم
با پیدا کردن ریشه هام
از این نو شدن زیبا با جوانه هایی کوچیک در فصل بهار در ماه تولدم
ک برام تولدی تازه س
حالا م میخوام به سمت باورهای ثروت برم
این معجزه ی امروز منه
خداوندم شکرت
بینهایت سپاسگزارم از استاد عزیزم
هر روز زیباتر و درخشان ترید
چقد تحسین برانگیزید
این آزادی مالی مکانی زمانی فردی
نیاز بود جایی دیگه تنها زندگی کردید دوره آپلود کردید
تنهایی دنبال مسیر کنجکاوی و درک عمیق تر آگاهی ها و اجرای در عمل
به یه ناشناخته سفر کردید
ک چقد بینظیر بود
یه سفر روحانی
بینهایت تحسین تون میکنم
خداوندم سپاسگزارتم صدهاهزار
سلام و درود فراوان به استاد عزیز بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
استاد جونم مرسی و ممنون و سپاسگزار از شما که همیشه با گذاشتن فایلهای جدیدتون خیلی از موضوعات و مسائل رو برامون یادآوری و تداعی میکنید .
از طرفی خیلی خوشحال میشم باگوش کردن بعضی از موضوعاتی که بیان میکنید به خودم میگم خدا رو شکر این موضوع مثل موضوعی که تو این فایل در مورد ذهن فقیر و ثروتمند صحبت کردید دیگه مشکلی باهاش ندارم و ذهنم به خاطرش درگیر نمیشه از این بابت خدا رو سپاس میگم و از استاد عزیز تشکر میکنم که تو این سالها باعث شدن خیلی از مقاومتهامون شکسته و باورهای بسیار خوبی جایگزینش کردیم .
باورهایی که ما را از درد و رنج و کلی افکار منفی به سمت باورهای مثبت که باور فراوانی یکی از اون باورهای غدری هستش که ما رو سمت و سوی افکار مثبت و کلی حال خوب و لذت بردن کشونده باوری که آرامش و آسایش جایگزین درد و رنج و تحمل شده .
اول اینو بگم که من عاشق آدمای ثروتمندم بینهایت حس خوبی به افراد ثروتمند دارم از بودن در کنارشون از دیدنشون از معاشرت کردن باهاشان لذت میبرم .
ثروتمندا برام قابل احترام و قابل تحسین هستن به نظرم آدمهای خاص و مودب و دوست داشتنی و جذابی هستن . از تیپ و استایل آدمهای ثروتمند خوشم میاد از ماشینهایی که سوار میشن خونههایی که دارن لذت میبرم و با وجود داشتن ثروت ، آرزوی بهترین حال رو براشون میکنم به نظرم الگوهای مناسبی برای ترقی و پیشرفت هستن .
همه جای دنیا ، میون همه جور قشری ، آدم خوب و بد وجود داره ولی از اونجایی که ما همیشه درصدد بودن در فرکانس مثبت هستیم همیشه ثروتمندانی رو جذب میکنم و میبینم که شخصیتهای فوق العادهای دارن .
برعکس از دیدن آدمهای فقیر و کسانی که ذهن فقیری دارن حالم بد میشه از کسانی که زندگیشونو به این رویه میپذیرن و دنبال هیچ ترقی و پیشرفتی نیستن و قدرت خدا رو خیلی کوچیک و محدود میبینن به خصوص از کسانی که همیشه
از خدا معترض هستن و مدام در حال ناله و شیون و مقایسه هستن حالم بد میشه به هیچ وجه مثل گذشته حس دلسوزی و ترحم نسبت بهشون پیدا نمیکنم چرا که متوجه شدم این احساسات برای خودم مخرب هستن و هیچ کمکی به حال و روزشون نمیکنه .
و دقیقاً از اینکه میبینم اینجور افراد دنبال همین ترحم و دلسوزی هستن بیشتر حالم بد میشه از اینکه از خدای به این بزرگی و بخشندگی کمک نمیگیرن و نگاهشون به دست این و اونه ناراحت میشم البته که توجهی به اینجور مسائل نمیکنم فقط خواستم احساسمو بابت این دسته افراد بازگو کرده باشم .
و عدهای که به خیال خودشون به خاطر دین و مذهب غرق در باورهای غلط و پوچی شدن به خیال خودشون قراره در ازای این درد و رنج در دنیای بعد پاداشهای عظیم دریافت کنن .
چرا باید فکر کنیم خالقی داریم که در ازای زجر و درد کشیدن و دیدن خیلی از حقارتها و حال بدیهای ما قراره پاداش بده ؟!!
چرا واقعاً باید همچین خدایی داشته باشیم به قول استاد عزیز مگه خدا سادیسم داره که ما رو به این منظور تو این جهان خلق کرده باشه؟!!!!!
من که خیلی ساله این باور رو دور ریختم .
دنبال کسب آگاهی و تغییر افکار و در نهایت بهبود شخصیت انسان رو سمت و سوی باورهای درست باورهایی که به جای حس بد که باعث سلب آرامشته کلی احساسات خوب جایگزینش میکنه که باعث آرامش و آسایش و لذت بردن بیشتر از زندگیت میشه
نگاهتو طوری تغییر میده که نعمتها و داشتههاتو بیشتر میبینی هر چقدر شناختت نسبت به خداوند بیشتر میشه بیشتر سپاسگزارش میشی بنابراین بیشتر تو احساس خوب هستی و وقتی خودتو بیشتر بشناسی و پی به ارزشهای خودت ببری خودتو بیشتر لایق دریافت نعمتها میدونی بعد کم کم ثروت و نعمت وارد زندگیت میشه.
از این مباحث گذشته ، منه انسانی که دوست دارم کار خیر انجام بدم و دوست دارم برای خوشحال کردن هر کسی در حد توانم هر کاری از دستم بر میاد انجام بدم نیاز به ثروت دارم.
وقتی ثروت داشته باشم میتونم به دیگران بیشتر خدمت کنم و بیشتر عشق بورزم و دنبال هر کار خیری که فک میکنم خداوند ازم احساس رضایت بیشتری داشته باشه میرم بنابراین خدایی که منو خلق کرده دوست نداره تو فقر و تنگدستی دست و پا بزنم . مسیرهای زیادی جلو پام گذاشته که فقط ازم خواسته پیداشون کنم و با بودن در این مسیر به آرامش و آسایش برسم اولین حرکت و اولین تغییر پذیرفتن باور فراوانی هستش باوری که مسیر منو به کل تغییر میده . باوری که نیاز نیست تو هر روز حساب کتاب دقیق انجام بدی و درآمد و رفع نیازها و خواستههاتو محاسبه کنی بقدری خیر و برکت تو این باور هست که وقتی تو دلش میری متوجه نمیشی از کجا میاد و از کجا میره .
برای شروع فقط باید کمی صبوری کنی و مدام تو همه لحظهها آگاهانه این باور رو به خودت یادآوری کنی تا کم کم ملکه ی ذهنت بشه و با درونت عجین بشه .
باور کمبود انسان رو سمت کمیها و کاستیها و درد و رنج میبره و اجازه ی هیچ لذتی تو هیچ شرایطی بهت نمیده . خیلیا دارا هستن و یا به اندازه ی نیازشون مال دارن اما به علت ذهن فقیر و داشتن باورهای کمبود خرج نمیکنن و لذتی از لحظاتشون نمیبرن.
خود منم تا حدودی در گذشته به این شیوه عمل میکردم همیشه ترس از دست دادن پولو و مالمونو داشتم . خودمو با قناعت کردن گول میزدم و به خیال خودم فک میکردم با ذره ذره جم کردن به جاهای خوب خوب میرسم نه تنها به جایی نرسیدم بلکه خیلی چیزها را از دست دادم به هیچ وجه دوست ندارم به اون روزا برگردم و از اینکه از اون روزها خلاصی پیدا کردم خوشحال و سپاسگزار خداوند هستم و از استاد عزیز بینهایت ممنون و سپاسگزارم که افکار و باورهای مناسبی که با درون من سازگاری داشت آشنا کردن و منو وارد مسیر و چالشهای قشنگتری کردن . مسیری که ذهنی آروم و لذت بیشتر درش هویداست .
استاد جونم ممنون و سپاسگزارم از تمام آموختههای قشنگتون که باعث رشد و پیشرفتم شدن و منو از حصار و زندان و قفلهای ذهنیم نجات داد .
عاشقتم دوستت دارم خیلی برام عزیزید.
مرسی که هستید.
الهی که باشید همیشه .