نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -سید حسن

    رشد مالی ۲۴ برابری، آرامش عمیق خانوادگی و جهش شخصیتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    استاد عزیز عباس‌منش، روزهای اولی که وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دادم، درآمد ماهانه‌ام حدود ۱۲ میلیون تومان بود. از همان روزها شروع کردم به گوش دادن و عمل کردن به آگاهی‌های این دوره؛ آگاهی‌هایی که به من کمک کردند خدا را واقعی‌تر، نزدیک‌تر و زنده‌تر باور کنم.

    تمرین ستاره قطبی چنان آرامشی در زندگی من ایجاد کرده که واقعاً قابل وصف نیست. از طرف همسرم و دو فرزندم چنان عشق و محبتی دریافت می‌کنم که حتی یادآوری‌اش اشک به چشمانم می‌آورد. عشقی که خداوند بین ما چهار نفر جریان داده، چیزی است که گفتنش ممکن نیست. امروز بچه یک‌ساله‌ام با سرعت من را می‌بوسید و من فقط شگفت‌زده از این حجم محبت خدا بودم. از رابطه زیبایی که بین تمام اعضای خانواده‌ام ایجاد شده، هر روز لذت می‌برم و شب‌ها آن‌قدر با خیال راحت می‌خوابم که حد و اندازه ندارد. کارهایم به آسانی و از طریق بی‌نهایت دستان خداوند انجام می‌شود و این برایم یک معجزه‌ی روزانه است.

    در طی قدم‌های این دوره، از کارگری رسیدم به کارفرمایی و رئیس یک شرکت موفق. در قدم هفتم، درآمدم بیش از ۱۵ برابر افزایش پیدا کرد و به ۱۹۰ میلیون تومان رسید. و حالا که در قدم دهم هستم، درآمدم نسبت به شروع دوره ۲۴ برابر شده است؛ فقط به خاطر مداومت در آموزه‌ها و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی.

    الان خدا را درونم حس می‌کنم. خدا را یار و همراه خودم می‌بینم. خدا را عشق، ثروت و صاحب حقیقی زندگی‌ام می‌دانم. رسیدن به این احساس برایم یک فرایند تکاملی بود؛ قدم‌به‌قدم، با عمل به آگاهی‌ها.

    در طول مسیر دیدم که واقعاً نتایج صعودی می‌شوند؛ همان جمله‌ای که استاد در قدم دوم فرمودند:
    «وقتی عمل به آگاهی‌ها را شروع می‌کنید، ابتدا نتایج کوچک می‌آید، اما رشد می‌کند، بهتر می‌شود، و اگر ادامه دهید، هر خواسته‌ای را می‌توانید به دست بیاورید.»

    من تلاش کردم طبق قانون اول باور کنم که می‌توانم درآمد دلخواهم را بسازم. وقتی توانستم افزایش درآمد ۱۵ برابری را تجربه کنم، برایم کاملاً منطقی شد که می‌توانم این رقم را بیشتر کنم.

    عبارت‌های تأکیدی باورساز در قدم نهم این دوره و همچنین خواندن نتایج و کامنت‌های دوستان، نقش بزرگی در ساختن باورهای جدید من داشتند. امروز ایمان دارم که این تازه اول مسیر است و نتایجم کم‌کم بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند.

    خدایا هزار بار شکر برای این اتفاقات عالی که برای من رقم می‌زنی.

  • -زهرا خضری

    بازگشت به مسیر، جهش مالی دوباره و حل آسان مسائل با عمل به آموزه‌های دوره شیوه حل مسائل زندگی و دوره احساس لیاقت

    من خارج از کشور زندگی می‌کنم و با عمل به آگاهی‌های استاد عباس‌منش، تنها در مدت یک سال، از درآمد صفر به درآمد ۲۴٬۰۰۰ دلار رسیدم. اما بعد از سفرم به ایران، کار کردن روی خودم را رها کردم. دیگر ورودی‌های ذهنم را کنترل نکردم و پر از احساسات منفی شدم؛ هر روز با خودم در جنگ بودم. نتیجه‌اش این شد که آن درآمد عالی، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتری‌ای نداشتم، با اینکه خدماتم عالی بود و مشابهش در بازار وجود نداشت.

    تا اینکه به لطف هدایت‌های عشق خداوندی که همیشه خیر مرا می‌خواهد، دوباره کار کردن با دوره‌های استاد را شروع کردم.
    دوره شیوه حل مسائل زندگی من را نجات داد؛ ذهنم را آرام کرد، به من نشان داد چطور باید با مسائل برخورد کنم و چطور بدون تقلا از آن‌ها عبور کنم.

    پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم. تازه فهمیدم چقدر در حق خودم نامهربان بودم، چقدر خودم را کوچک می‌دیدم و چقدر اجازه داده بودم ذهنم من را از مسیرم دور کند.

    اما حالا با ترکیب این دو دوره، انگار در بهشت زندگی می‌کنم. مسائل زندگی‌ام یکی‌یکی و بدون زور و فشار حل می‌شوند. آرامش دارم، وضوح دارم، و دوباره دیدم که وقتی در مدار درستی هستم، خداوند چگونه مشتریان و فرصت‌ها را بدون تلاش اضافه به زندگی‌ام برمی‌گرداند.

    من عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و از استاد عزیزم و از این آموزه‌های نجات‌بخش.

  • -ژاله نقوی علائی

    رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در ابتدای آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهی‌های ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچه‌هایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچ‌چیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزه‌های استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذرانده‌ام، زندگی‌ام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را می‌نویسم:

    ۹۰ درصد بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام؛
    سلامت، زیبا و خوش‌هیکل شده‌ام؛
    بچه‌هایم وضعیت روحی فوق‌العاده‌ای دارند؛
    رابطه‌ام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
    یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
    یک پارتنر فوق‌العاده از همه‌نظر کنارم هست؛
    یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
    اخیراً مدیر فروش بزرگ‌ترین پروژه ساخت‌وساز شهر شده‌ام؛
    با تمام اعضای خانواده‌ام که سال‌ها با من قهر بودند رابطه‌ای عالی دارم؛
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
    رابطه‌ام با خدا بسیار عمیق‌تر و معنوی‌تر شده و آگاهی‌ام نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته؛
    با طبیعت و کائنات ارتباطی بی‌نظیر پیدا کرده‌ام؛
    کنترل ذهنم فوق‌العاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت می‌کنم؛
    و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلی‌ام خودبه‌خود از زندگی‌ام حذف شده‌اند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.

    استاد عزیز عباس‌منش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموخته‌ام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.

  • -افلاطون نوروزی

    تحول مالی، سلامتی کامل، رشد شخصیتی و رابطه عاطفی ایده‌آل با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس

    امروز ۹۱۶ روز است که عضو سایت abasmanesh.com هستم و از آموزه‌های استاد عباس‌منش استفاده می‌کنم. می‌خواهم بخشی از نتایج و دستاوردهایم را در این مدت بنویسم؛ نتایجی که زندگی من را در همه ابعاد متحول کرده است.

    من حدود ۱۰۰۰ روز پیش با ۲۵۰ میلیون تومان بدهی وارد سایت شدم و شروع به عمل کردن به آموزه‌ها کردم. این‌ها بخشی از دستاوردهای من از کار کردن با دوره روانشناسی ثروت ۱ است:

    من حدود ۸۰ برابر مبلغ هزینه ددوره روانشناسی ثروت ۱  ورودی مالی داشتم. تغییرات من به این شکل بود:

    بدهی‌ام را به لطف خدا پرداخت کردم و ورودی‌ها کم‌کم مثبت شد. بزرگ‌ترین خواسته‌ام مستقل شدن بود. به لطف خدا به یک شهر دیگر مهاجرت کردم و دقیقاً همان خانه با همان جزئیات و خواسته‌هایم را خداوند برایم فراهم کرد و پولش را هم خودش جور کرد. خانه‌ای در ثروتمندترین محله شهرمان با منظره یک دشت ۲۰ هکتاری و ویلاهای چندمیلیاردی. هر روز پیاده‌روی می‌روم و از نعمتی که اطرافم هست لذت می‌برم. انتهای محله، یک جنگل فوق‌العاده وجود دارد که هر روز به آنجا سر می‌زنم.

    در این مدت چنان رشد شخصیتی داشتم که خودم هم باورم نمی‌شود. مستقل شدن باعث شد کل کارهایم را خودم انجام بدهم؛ از آشپزی گرفته تا مرتب‌کردن خانه. قبل از این حتی بلد نبودم یک تخم‌مرغ درست کنم.

    خواسته بعدی‌ام خرید ماشین دلخواهم بود؛ ماشینی که دقیقاً با همان جزئیاتی که نوشته بودم برایم خلق شد: جک S5. خدا می‌داند چه معجزاتی رقم خورد تا این خواسته‌ام تیک بخورد.

    خواسته بعدی‌ام پروژه پارادایس بود؛ یک پروژه کاری بزرگ که با تمام جزئیات جذبش کردم. با ساخت یک ویلای فوق‌العاده، به اندازه تمام پروژه‌های قبلی‌ام سود کردم. شخصی که برایش ویلا ساختم، دو دکتری داشت و فردی با جایگاه اجتماعی بسیار بالا بود. ویلایی سوپر لاکچری ۵۰۰ متری، کاملاً هوشمند، با سقف اینتل‌دک و ارتفاع ۴.۵ متر ساختم که امروز در آن منطقه زبانزد است.

    در این مدت بهترین سفرها، بهترین رستوران‌ها، بهترین تفریح‌ها و بهترین لباس‌ها را تجربه کردم. هدیه تولد امسالم به خودم، بلیط هواپیمای تفریحی بود!

    نتایجم از کار کردن با دوره قانون سلامتی

    بیش از ۱۰ سال آرزوی تناسب اندام داشتم. این دوره را خریدم و از ۱۱۴ کیلو به ۷۸ کیلو رسیدم. الان:

    بدنی کاملاً متناسب دارم
    هر روز پیاده‌روی
    هر روز عضله‌سازی
    بهترین و باکیفیت‌ترین غذاها
    انرژی بسیار بالا
    پوست صاف
    قدرت جسمی عالی

    قانون تکامل را در این دوره به زیباترین شکل درک کردم. حالا از مرحله تناسب اندام عبور کرده‌ام و در حال کار روی زیبایی اندام هستم؛ اندامی عضلانی و جذاب که خودم با سبک زندگی این دوره ساختم.

    نتایجم از کار کردن با دوره عزت نفس

    این دوره من را تبدیل کرد به:

    کوه عزت نفس
    فردی که زمین زیر پایش می‌لرزد
    فردی که می‌تواند هر کاری را انجام بدهد

    من قبلاً توانایی ارتباط با ثروتمندان را نداشتم. اما امروز با آدم‌هایی مذاکره می‌کنم که ارزش ملک‌شان ۷۰ میلیارد تومان است.
    به‌راحتی وارد دل ترس‌هایم می‌شوم. مهارتی را لازم داشته باشم، با باور «اگر یک نفر توانسته، من هم می‌توانم»، کسبش می‌کنم.
    این دوره ظرف وجودی‌ام را چندین برابر کرده و من را تبدیل کرده به فردی ضدضربه.

    نتایج روابط عاطفی

    امروز در بهترین رابطه عاطفی زندگی‌ام هستم. با فردی که عاشقانه هم را دوست داریم؛ بدون وابستگی، با احترام به علایق و تفاوت‌ها، با لذت بردن از بودن کنار هم. رفتار او طوری است که انگار تمام دوره‌های استاد عباس‌منش را بارها و بارها گوش داده. واقعاً مصداق قانون «کبوتر با کبوتر» را دارم تجربه می‌کنم.

    بزرگ‌ترین دستاورد من

    رابطه فوق‌العاده‌ام با خدا.

    هر روز سپاسگزارتر
    هر روز عاشق‌تر
    هر روز توحیدی‌تر
    هر روز سرشار از شوق و شعف

    هر روز احساس می‌کنم خوشبخت‌ترین آدم روی زمینم، چون خدا همیشه کنارم است، من را هدایت می‌کند و بهترین اتفاقات و معجزات را برایم رقم می‌زند.
    چه اسپانسری… و چه دستی… که دستم را در دست چنین قدرت بی‌نهایتی گذاشته است.

    خدایا شکرت برای هدایت من به سوی این آگاهی‌ها.

  • -سید حسن

    رهایی از شکست مالی، شروع دوباره و ساخت یک شرکت موفق با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش (به‌ویژه آگاهی‌های دوره روانشناسی ثروت ۱)

    یه زمانی من شکست مالی سختی خورده بودم و از همه‌جا ناامید بودم. اما در وجودم یک قدرت و انگیزه عمیق بود؛ یک صدای درونی که می‌گفت: «تو هنر و مهارت داری، می‌تونی دوباره بسازی.» همین صدا باعث شد شروع کنم به کار کردن روی خودم. برای خودم اهرم‌های رنج و لذت نوشتم و انگیزه ساختم. همین انگیزه برایم عشق به کار به‌وجود آورد.

    با اینکه همه مرا می‌شناختند و قبلاً شرکت داربستی داشتم، اما به خودم گفتم: «کار که عار نیست.» تصمیم گرفتم با شرایطی که داشتم، از کارگری شرکت‌های داربستی شروع کنم. نه برای اینکه کارگر بمانم؛ بلکه برای اینکه این قدم اول باشد تا ایده‌ها و مسیرهای جدید برای راه‌اندازی شرکت خودم باز شود. همین نگرش، انگیزه بزرگی در من ایجاد کرد.

    با کارگری ماهی ۱۰ میلیون شروع کردم. حرف مردم برایم مهم نبود؛ مهم فقط مسیرم بود. قدم‌به‌قدم قانون تکامل را طی کردم. در مسیر، هزاران انگیزه و ایده تازه در ذهنم شکل می‌گرفت و خداوند هر روز مسیر تحقق خواسته‌هایم را واضح‌تر و روشن‌تر می‌کرد.

    و امروز—با لطف خدا و عمل به آگاهی‌ها—یک شرکت موفق دارم. درآمد من در ماه گذشته ۲۱۰ میلیون تومان بود. یعنی درآمدم بیش از ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده.

    این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی روی خودت کار می‌کنی، خداوند در برابر هر قدم، ده‌ها درِ جدید باز می‌کند.

  • -وهاب زارعی

    کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری ام‌اس با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم می‌گذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربه‌ها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباس‌منش ادا کنم و هم اینکه نتیجه‌های من، برای دوستان هم‌فرکانسی انگیزه‌ای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمان‌ناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.

    قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایش‌ها و ام‌آر‌آی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (ام‌اس) بودم و حملات و نشانه‌هایش را تجربه می‌کردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.

    طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهم‌ترین آن‌ها را می‌نویسم:

    نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
    و بیماری ام‌اس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانه‌های بیماری بسیار کم شده و امروز به‌راحتی زندگی می‌کنم.

    خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهی‌های شفابخش و نجات‌بخش این دوره.

  • -خانواده ی رضایی

    نتایج چشمگیر من در ۶ ماه عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    با سلام به استاد عزیز. در این شش ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام که بخشی از آن را با شما به اشتراک می‌گذارم.

    کنترل ذهن برایم آسان‌تر شده و دیگر عجله و بدو بدوهای قبل را ندارم. متوکل‌تر شده‌ام و خودم و زندگی‌ام را در کمترین حد ممکن با دیگران مقایسه می‌کنم. آموزه‌های این دوره باعث شده بتوانم تعهدات سازنده‌ای به خودم بدهم و آن‌ها را اجرا کنم. آرامش بیشتری دارم، خودم را بیشتر دوست دارم و دیگر خودم را سرزنش نمی‌کنم. احساس می‌کنم مورد احترام همه هستم و خیلی راحت می‌توانم به درخواست‌های نامعقول دیگران «نه» بگویم.

    در این مدت، توانسته‌ام به تغییر، یادگیری و رشد مهارت‌هایم تن بدهم. در زمینه کنترل و مدیریت احساس گناه، تغییرات بسیار خوبی داشته‌ام و به‌طور کلی چرخ زندگی‌ام خیلی روان‌تر شده، خداروشکر.

    درآمد ماهانه‌ام شش برابر شده و توانسته‌ام برای خودم و خانه وسایل خوبی بخرم. همچنین به لطف اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفته‌ام، در این شش ماه دوره قانون سلامتی را هم دقیق‌تر انجام می‌دهم و برای سلامت جسمم ارزش بیشتری قائل شده‌ام؛ همین باعث شده شب‌ها با آرامش بیشتری بخوابم.

    خداروشکر برای این مسیر زیبا و نتایج ارزشمندی که وارد زندگی‌ام شده است.

  • -امین زندی
    درمان بیماری ام اس

    سلامتی کامل، رهایی از ام‌اِس، تناسب اندام پایدار و عزت‌نفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی

    من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و می‌خواهم همه‌چیز را از ابتدا توضیح دهم.

    اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباس‌منش در جلسه اول، آزمایش‌های اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره این‌گونه بود:
    وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
    حالا که این حرف‌ها را می‌نویسم و شرایط آن زمان را به یاد می‌آورم، بی‌نهایت شکرگزار خداوند می‌شوم. واقعاً باورم نمی‌شود از کجا به کجا رسیدم.

    قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری ام‌اِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار می‌دانستم خداوند دوباره سلامتی را به من می‌دهد. بارها تجسم می‌کردم که سلامت شده‌ام و از شدت حس آن لحظه‌ها اشک شوق می‌ریختم؛ و الان می‌فهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.

    قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست می‌کرد. انگیزه‌ای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگی‌ام دمیده شد.

    در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای ام‌اِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزه‌های قانون سلامتی عمل کردم. خیلی‌ها می‌گفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که می‌گفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرف‌های استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همه‌چیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.

    امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من این‌هاست:

    وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
    هر روز باشگاه می‌روم و بدنسازی می‌کنم؛
    پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
    اندامی بسیار خوش‌فرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
    عزت‌نفسم به‌طرز چشمگیری بالا رفته؛
    سایز لباس‌هایم کاملاً تغییر کرده؛
    خانواده‌ام ژنتیک را مقصر چاقی می‌دانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل می‌کند نه ژنتیک؛
    و مهم‌تر از همه… بیماری ام‌اِس در بدنم درمان شده است.

    دیگر هیچ‌کدام از علائم ام‌اِس را ندارم:
    نه ریزش مو؛
    نه خلط پشت گلو؛
    نه ضعف بینایی؛
    نه لکنت زبان؛
    نه بی‌حسی عصبی؛
    نه لرزش دست‌وپا؛

    همه‌چیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.

    الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از ام‌اِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی می‌کنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیم‌های سخت، وسواس غذایی و محدودیت‌ها خلاص شدم و نه‌تنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.

    در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش می‌روم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکی‌گات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوق‌العاده بوده.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
    سلامتی، زیبایی، آرامش، عزت‌نفس و آزادی از بیماری همه و همه به‌برکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد.

  • -وهاب زارعی

    درمان دیابت، کاهش وزن و جوان‌سازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنت‌های قبلی‌ام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی می‌کنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگی‌ام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.

    وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
    در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.

    روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگ‌ساز، داروهای زیادی مصرف می‌کردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمی‌کنم.

    زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمی‌توانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه می‌روم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا می‌روم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری می‌سوزانم و اکثر شب‌ها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت می‌شود.

    تمام کارهای منزل را خودم انجام می‌دهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایف‌استایل سالم و سرشار از انرژی‌ام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافه‌وزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضی‌ام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایده‌آلم می‌رسم.

    خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگ‌تری درباره سلامتی‌ام بازگردم.

    این نتایج را نوشتم برای دوستانی که می‌گویند «سنم گذشته، نمی‌توانم سبک زندگی‌ام را عوض کنم»؛
    تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً می‌توانید.

  • -مریم حقیقت

    رشد مالی خیره‌کننده، بهبود روابط و گسترش کسب‌وکار بین‌المللی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد جان، من از سال ۹۹ کار کردن روی آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ را شروع کردم و از همان زمان، معجزه پشت معجزه وارد زندگیم شد.

    وقتی این دوره را خریدم، فقط یک آموزشگاه کوچک و قدیمی داشتم که نهایتاً ماهی ۳۰ میلیون تومان درآمد داشت. رابطه عاطفی خوبی نداشتم؛ رابطه‌ام با خانواده‌ام پر از تنش بود و حتی با پسرهای خودم هم ارتباط خوبی نداشتم.

    اما حالا سال ۱۴۰۳ است و چهار سال است که با ایمان و تعهد با آگاهی‌های این دوره روی خودم کار می‌کنم، و نتایج زندگی‌سازم این‌هاست:

    الان برای آموزشگاهم یک دانشگاه اجاره کرده‌ام و ماهی حدود ۳۰۰ میلیون تومان درآمد از آن دارم.
    علاوه بر این، یک مدرسه ابتدایی راه‌اندازی کرده‌ام که حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارد.
    در مجموع، طی این چهار سال، درآمدم ۱۷ برابر رشد کرده است.

    با یک معجزه الهی، حدود سه سال است که پرونده مهاجرتم به آمریکا استارت خورده و می‌دانم همه این‌ها کار خدا بوده و من فقط سپاسگزار بوده‌ام. و سال آینده، ان‌شاءالله با گرین‌کارت وارد آمریکا می‌شوم.

    در روابط، الآن یک رابطه عاشقانه بی‌نظیر دارم که باورش برایم سخت است. رابطه‌ام با خانواده‌ام و با پسرهایم کاملاً متحول و فوق‌العاده شده است.

    در کشور عمان نیز کار آموزشی خودم را استارت زده‌ام که حدود چهار ماه دیگر به درآمد می‌رسد و قصد دارم آن را به‌طور جدی گسترش بدهم. اکنون همراه پسر بزرگم در عمان، در خانه‌ای که اجاره کرده‌ایم، با یک ماشین آمریکایی لوکس زندگی می‌کنیم و در حال راه‌اندازی و توسعه بخش جدیدی از کسب‌وکار آموزشی هستیم.

    استاد عزیز، شما بهتر می‌دانید که راه‌اندازی یک کسب‌وکار آن هم در یک کشور بیگانه، با اختلاف زیاد ارزش پول و چالش‌های فرهنگی، کار ساده‌ای نیست؛ اما من با دست در دست خدای بزرگم، در حال عبور از این مرحله هستم.

    امروز دوباره دوره روانشناسی ثروت ۱ را از ابتدا شروع کرده‌ام تا دوباره به این آگاهی‌های زندگی‌ساز گوش کنم و باورهای قدرتمندکننده بیشتری بسازم.

1 4 5 6 7 8 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سارا درویشی» در این صفحه: 14
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی دوستان

    در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم

    و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم

    یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود

    تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم

    چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین

    یعنی ذهنت باید پشتت باشه

    تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم

    سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم

    ی بررسی کن

    تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک

    بارها و بارها و بارها این مغازه برو

    تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز

    برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر

    کنفرانس بده

    وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم

    مغازه

    مهمونی های پرجمعیت

    آدم های جدید

    تلفنی و..

    پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری

    متوجه شدم قضیه آدما نیستن

    قضیه مغازه نیست

    کلاس نیست

    هیچی بیرون از من نیست

    حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن

    پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره

    بله درست متوجه شدید

    بخاطر باور های غلط

    بخاطر افکار نادرست در لحظه

    بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد

    بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه

    بخاطر توهم ترس

    بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره

    بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن

    هروقت دوست داشتی برا خودت برو

    ولی با این فکر ک برم چون می‌خوام ترسم بریزه نرو

    چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز می‌ترسی

    گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین

    دنبال راه حل بگرد

    باور های درست بساز و تکرار کن

    نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه

    ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم

    آقا بیرونی نیست

    همش درونه

    من همیشه میگفتم من استرس دارم

    چون استرس دارم لکنت میکنم

    نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم

    بر افکارم

    بر تمرکزم

    بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم

    میندازم گردن بقیه

    ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش

    ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه

    باور درست باید باشه

    وگرنه همیشه می‌ترسی

    نمی‌گم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا

    من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت

    مسئلع چیزی ریشه تره

    اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید

    و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم

    حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی

    مثل این ترس

    ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه

    با کلی آرزو

    بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره

    و اینم تمرین میخواد

    این کار باعث میشه توهم بشکنه

    روی ذهنمون کار کنیم

    همه چی درون ماست

    درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز می‌زنیم ب دیوار

    مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته

    ولی می‌ترسه

    کارش تمومه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی

    اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و هم‌چنین شما یادآوری کنم

    من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم

    ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!

    اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم

    مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته

    تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم

    و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت

    توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره

    حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل

    اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز

    یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار

    الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم

    باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر

    برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه

    و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم

    حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس

    خواستی ی چیزی بخر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد

    سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم

    اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت می‌کنه تا بفهمی

    همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم

    چون من یه انسانم

    و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..

    ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب

    جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه

    از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم

    تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم

    بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده

    و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود

    همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده

    و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم

    رفتم ریشه تجلی رو درآوردم

    که آقا این تجلی چیه یعنی چی

    که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک می‌کنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم

    تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود

    مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره

    مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره

    ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت

    و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک می‌کنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی

    اصلا نیازه ک دو وجه باشه

    منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه

    ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته

    و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن

    و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی

    مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف می‌کنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش

    خلاقیتش هنرش توی اون کاره

    ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه

    و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت می‌کنه هی کامل می‌کنه

    عین ما انسانها

    ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو می‌خوایم همونا میاد تو زندگیمون

    من خودم می‌خوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم

    چون خدا شکل خاصی نداره ک

    هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت

    بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد

    بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید

    هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود

    کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی دوستان

    اومدم تا از تجارب امروزم بگم

    امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان

    و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمی‌تونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم

    بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم

    و بغضم گرفته بود

    ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم

    و نکات مثبت

    من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم

    دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد می‌دونن

    و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری

    همین قضیه آدمو می‌بره تو توهم و تصویر سازی غلط

    ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت می‌کنه

    این افکار تو ذهن منم بودم

    ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره

    البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها

    و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن

    و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش

    و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمی‌کنیم

    یا الکی احساسات درگیر نمیشن

    و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم

    و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم

    ماه بعد بهتر از الانی

    و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن

    و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره

    یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: