این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/07/abasmanesh-21.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-07-29 11:47:012025-12-17 04:56:40ساختن عزت نفس در عمل
374نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نمیدونم یک ماه یا بیشتر با این سفرنامه شروع کردم به تازگی فایل هارو مینویسم بهتر درک میکنم واشنه هایی که در خودم پیدا کردم و با کار کردن روشون اولین نشانه ها رو که مشتری میاد قیمت میگیره رو دارم میبینم خدایا شکرت.
توحید این که مسئول صد درصد زندگیم خودمم به خاطر همسر خانواده و … وضعیت الانم نیست منجر له غر زدن نق زدن میشد یه وقتایی این فکر .
چه قدر جای کارم که بندگی خدا رو کنم یادم یه روز بیمار بودم اولین چیز اومد تو ذهنم پیش مادرم باشم پرستاری کنه پیش خودم گفتم ذهنمون آماده است روی دیگران حساب کردن توقع داشتن رو زدن به دیگران.
شک داشتن به کارم باعث میشه مشتری حس بدی با دیدن کارام بگیره نه من ارزشمندم کارامو ارزشمند و هر سری بهتر میشن برای کارام مشتری هست به راحتی پرداخت کنن و مشتری عشق رو در کار من میبینه زیبایی رو به خونش میبره کار من ارزشمند.
پول هست فراوان راحت به دست میاد
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست ثروتمندان آدم های خوبین از راه درست به ثروت رسیدن.
این نجواها پچ پچای ذهنم دارن شرایط منو خلق میکنن اون نجوایی پس از خرید حس بده میده میگه همسرم غر میزنه پیام بانک رو ببینه یا شک داره به کارم میگه خوب نیست در مقابل هزاران کار خوبی که میبینه .میگه آدم بدی میشی به جالی برسی خودتو میگیری و …..شبانه روزی کار کنم رو باورهام و ادامه بدم.
سپاسگزارم از خداوند هدایتگر و حمایتگرم که در هر لحظه من رو هدایت میکنه به مسیر درست و برای ماندن در این مسیر من رو حمایت میکنه.
سپاسگزارم از استاد عزیزم که با سخاوت و عشق راه درست راهی که خودشون رفتن و نتیجه گرفتن به ما آموزش میدن .
سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز که این سفر زیبا و تکاملی پیش میبرند و همیشه الگو من هستن.
عزت نفس پایه و لازمه موفقیت و خوشبختی هست.
اگر میخواهیم متفاوت از بقیه نتیجه بگیریم باید متفاوت از بقیه عمل کنیم.راهی که فکر میکنیم درسته رو بریم و اهمیت ندیم به موقعیت و نظر بقیه.
تا شخصیت ما عوض نشه زندگی ما عوض نمیشه،یعنی اینجور نه که این حرف ها رو بشنویم بعد بشیم عالم دهر و هر جا میرم حرف های قشنگ بزنیم اما عملا همون آدم قبلی باشیم،وقتی اتفاقی میوفته همون ترس ها و شرک ها و فکر های قبلی بیاد و مثل قبل عمل کنیم.
ترس فقط یه توهم ،دقیقا وقتی از چیزی میترسیم باید انجامش بدیم،وقتی انجامش میدم میبینیم که چیزی نبوده چیزی نشده ،این ترس ها پوشالی هستند مثل یه طبل که فقط ظاهر بزرگ و صدای بلند داره . بعد میبینم که چقدر اعتماد به نفسمون بالا تر رفته و سری بعد که ترس میاد با شجاعت بیشتری به سمتش میریم.
من خودم خیلی خیلی از تاریکی و تنهایی میترسیدم اصلا توهم میزدم و فکر میکردم واقعا اتفاق میوفته و میترسیدم بازم. بعد از کار کردن رو خودم پا گذاشتم روی ترس هام تنهایی مطلق ،سکوت مطلق،تاریکی مطلق تجربه کردم و چقدر الان برام لذت بخش هست .الان دیگه شب تنها میرم تو حیاط بزرگ قدم میزنم بدون این که چراغ روشن کنم نور کم بیرون هست و از آسمون پر ستاره وگاهی صدای جیرجیرک،سگ میاد صدای بازی بچه ها و من لذت میبرم و سپاسگزاری میکنم البته که صدای قدم هام و صدای استاد هم هست که بهترین بخش ماجرا هست ،جریان خداوند حس میکنم.
اتفاقا یه چند روزی بود خیلی محو ستاره ها بودم و تحسین میکردم این زیبایی رو دیروز دوست عشقم زنگ زد که بیاید چهارنفری تور بریم و خیلی الان هوا خوبه و آسمون قشنگیه و….
به هرچیز توجه کنی بیشتر تو زندگیت میاد.
البته این ترس من از آشنایی با ادم های جدید قرار گرفتن تو فضای آدم های زیاد و کاملا نا آشنا هست،که میخوام ترس هارو پس بزنم و قدرتمند حضور پیدا کنم.
حرف مردم برامون مهم نباشه (جوری عمل کنیم که کسی ناراحت نشه،خجالت نکشیم،هر کاری که میخوایم انجام بدیم،از قضاوت نترسیم )
این که مردم چه فکری میکنن اصلا مهم نیست چون افکار ما زندگیمون رقم میزند نه دیگران.
با همون امکانات و شرایط که داریم از صفر شروع کنیم،پا روی ترس هامون بزاریم و قدم اول برداریم قدم های بعدی بهمون گفته میشه وقتی خداوند تعهد مارو ببینه بهونه الهام میکنه قدم بعدی مثل همین قدم اول که الهام کرده و برای روشن شدن قدم بعدی باید قدم قبلی برداشت.جهان از کسی که حرکت میکنه حمایت میکنه.
وقتی میگیم برای فلان کار فلان امکانات،شرایط ،قانون،سیاست،ثروت نیاز داریم در واقع داریم با دست خودمون از موفقیت و خوشبختی دور میشیم،عزت نفسمون تخریب میکنیم،به جهان میگیم من لایق دریافت این نعمت نیستم،میترسم،ایمان نداریم که خداوند پاسخ میده،من کافی نیستم،من به اندازه کافی خوب نیستم ،قدرت ندارم در صورتی که خداوند قدرت خلق زندگی به ما داده و همه توانایی رسیدن به موفقیت رو دارن و اگر این توانایی از خودمون بگیریم در واقع داریم شرک میورزیم.
احساس بد اتفاقات بد
کار شروع کنیم
ببینیم افرادی که بسیار موفق هستن ننشستن بگن شرایط جور شه،قانون عوض شه،امکانات فراهم شه،پول بدید،شنبه بشه و… آزمون شرایط از زیر صفر شروع کردن از اتاق خونشون.ایمان. نشون دادن،عمل کردن،اعتماد به نفسمون بالاتر رفت،ایده ها بهتر عمل کردن،نتیجه بیشتر و شرایط بهتر میشه. تا شدن این ادم های که الان هستن،تکاملشون طی کردن.
اگر بقیه تونستن پس ما هم میتونیم،تحسین کنیم ،با این کار داریم توجه میکنیم به موفقیت و موفقیت به سمت ما میاد.
احساس خوب اتفاقات خوب
به هرچیز توجه کنی به سمت میاد
ما با فرکانس هامون زندگی خودمون خلق میکنیم
خداوندا من رو هدایت کن به مسیر درست مسیر ابراهیم و پیروانش
خداوندا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم
خداوندا تمام قدرت در دستان توست و تو تنها فرمانروای جهانیان هستی
پس من همه چیز از تو میخواهم
خداوندا من رو آسان کن برای آسانی ها
خداوندا در هر لحظه من رو هدایت و حمایت کن
خداوندا من به هر خیری که از جانب تو بهم برسه محتاجم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی ، باز هم بینهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل بینظیر و پر از آگاهی
روز شمار تحول زندگی روز هفتاد و هفتم
عزت نفس واقعا یکی از نقاط ضعف منه و من خیلی ضربه خوردم ازش ، البته به مرور زمان کمی تغییر کردم ولی نه اونقدر که دلخواه خودم باشه و خجالتی بودن واقعا عذاب اور میشه بعضی وقتا ، امیدوارم بتونم به ترسم قلبه کنم و ایمانم رو نشون بدم ، حتی با فکر کردن به این تمرین هم تپش قلب میگیرم ، امیدوارم که یک روز بتونم از پسش بر بیام و برم تو دل ترس هام.
من در مورد این که کمالگرا نباشیم زمانی که کارم رو راه انداختم خیلی خوب کار کردم
یادمه همون موقع که میخواستم مغازه راه بندازم همون وسیله هایی که توی اتاقم داشتم رو برداشتم و یه مغازه اجاره گرفتم و وسایل رو اوردم
حتی زمانی که میخواستم مغازه بگیرم هم سختش نشدم که حتما اینجا باشه یا اینطوری باشه گفتم هر چی باشه اوکیه حالا جالبه همون املاکی که میخواستم ازش بگیرم میگفت اینجا برای تو خوب نیست برو مغازه جای بهتری بگیر اینجا هر کی اومده بعد یه مدت جمع کرده ، منم همون موقع به خودم گفتم من ادمی نیستم که پا پس بکشم و این نشونه عزت نفسی بود که داشتم و همون موقع مغازه رو گرفتم و خداروشکر الان بعد از یک سال خورده ای مغازه به درامد بسیار خوبی رسیده و حتی همین املاکی هم رفتنی شده و من موندنی
یکی از نکات جالبی هم که بود من کاری که میخواستم شروع کنم هیچ پیش زمینه انچنان خوبی ازش نداشتم ولی به خودم اعتماد داشتم و میدونستم داخل ستون اصلی این شغل من خیلی خوب عمل میکنم و ستونش هم این بود که بتونی همه چی مربوط به کارت رو همون وقت که مشتری میاد رو پیدا کنی و انجام بدی
که خدارشکر من به بهترین شکل ممکن انجام دادم
خوشحالم و به خودم افتخار میکنم با اینکه ترس هایی بود ولی اون ذوق برای شروع کردن کار و اعتماد به نفسی که داشتم من رو به جلو رفتن هدایت کرد
من سال هاست در قسمتی در اداره مشغول هستم و خیلی دوست دارم به واحد دیگری بروم و رشد و ارتقا داشته باشم و چند بار هم این موقعیت پیش آمد و تا چند مرحله پیش رفتم ولی در مرحله ای که فکر میکردم همه چیز تمام شده کنسل میشد و من با کار کردن روی خودم و باورهایم سعی کردم خودم را در مدار درست و فرکانس درست قرار دهم و به خودم گفتم الخیر فی ما وقع و هر اتفاقی بیفتد خیر ما در آن است و به خودم میگفتم در حال طی کردن تکاملم هستم و دارم راه را طی میکنم و برنامه ریزی خدا حرف ندارد و در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار میگیرم و دارم آماده میشوم برای رفتن به مدار بالاتر
من در این واحدی که هستم دارم چیزهایی جدید یاد میگرم و همه چیز را به فرمانروای جهان سپردم و سعی میکنم اعتماد بنفس و عزت نفس خودم را افزایش دهم و شور و شوق خود را برای رشد و پیشرفت افزایش دهم و به دل ترس هایم بزنم و در کاری که انجام میدهم بهترین باشم
در جهان یک نیرو وجود دارد آن هم خیر و خوشی و سلامتی است
پروردگارا خیر و شر مارا به ما الهام کن تا راه های بکر برای پولساز بودن و مولدثروت بودن به ما الهام شود و نتیجه بگیریم و با نتیجه صحبت کنیم و از لحاظ مالی مستقل و غنی باشیم
در این فایل دو نکته رو استاد تذکر دادید،اول اینکه ترس از حرف مردم نداشته باشید و براتون مهم نباشه مردم چه فکری درباره تون میکنند و برید تو دل ترسهاتون و شجاعت بخرج بدید و عزت نفستون رو تقویت کنید
و دوم اینکه برای شروع هر کاری دنبال بهونه برای نبود امکانات نباشید موفقترین آدمها تو حوزه ی بیزینس ،با کمترین و محدود ترین امکانات شروع کردند و الان تو حوزه ی خودشون موفقترین ها هستند .
جهان وقتی تعهد انسان رو میبینه کم کم درها رو باز میکنه و نتایج میاد .
خیلی دلم خواست این تمرین آگهی بازرگانی رو انجام بدم چون من از تعریف از خودم امتناع میکردم ، همیشه باتوجه به چیزی که آموخته بودیم سعی میکردم شکسته نفسی کنم و متواضع خودم رو نشون بدم .
هر وقت کسی از نقاشیم تعریف کرد من اگر تعریفش رو در دلم قبول میکردم یعنی نقاشبم مورد تاییدم بود ، شکسته نفسی میکردم و میگفتم نه بابا این که چیز خاصی نیست و یا با توجه به اینکه کمالگرا بودم اگر نقاشیم مورد تابیدم نبود میگفتم نه بابا اصلا جالب نشده اونیکه میخواستم نشده و اینجوری بود که خودم به رشد خودم پشت پا زدم
یا حتی وقتی از سیزده سالگی شعر میسرودم وشعرهامو هر وقت برای کسی میخوندم همه جا میخوردن که واقعا خودت سرودی؟!! منم خیلی عادی میگفتم بله و هیچوقت خودم رو قبول نکردم که بابا تو تو این زمینه استعداد داری و باید به این استعدادت پر و بال بدی ، چون اولا خودم رو با شاعران مقایسه میکردم و دوم اینکه اون دلنوشته ها رو در حدی نمیدونستم که برای دیگران منتشر کنم .و اینها همه به دلیل عزت نفس پایین بود
با این فایلهای دانلودی که متوجه عزت نفس شدم جدیدا یه کوچولو تغییر کردم که مثلاً اگر کسی ازم تعریف میکنه تشکر میکنم و سعی میکنم خودم رو تخریب نکنم
در مورد امکانات هم واقعا همیشه منتظر شرایط و امکانات بودم بارها همه میگفتند میتونی تدریس نقاشی رو از همین خونه شروع کنی و من اصلا خندم میگرفت که با این آموزش افتضاح اونم تو خونه چی میخواد در بیاد و هیچوقت شروع نکردم ،
اما باز از مطالبی که در این فایلهای دانلودی گوش کردم یاد گرفتم و با امکانات محدود یک گوشی موبایل معمولی شروع کردم به ضبط آموزش طراحی و یواش یواش دارم قدم بر میدارم باید تعهد داشته باشم تا جهان یواش یواش من رو به سمت مسیرها و درهای مناسب هدایت کنه .
درود و ارادت فرشاد هستمممممممم همراه همسر عزیزش توی این مسیر نور
توی مسیر سرشار از معجزه
توی مسیر ساختن یه من جدید یه زندگی جدید که دیگه رویا نیستند
همشون بهمون داده میشود و نمونه های زیادی که تا به الان 1000برابرش رو از رب العالمین دریافت کردیم
عزت نفس:
من عاشق این ایمان عملی استادم که هرموقع داستانی رو از خودشون تعریف میکنن به خودم افتحار میکنم که شاگرد استادی شمام که اینقدر قانون رو خوب درک کردن ومهمترینش اینه که عمل میکنن به تمام چیزهایی که گفته میشود
خب در مورد عزت نفس که من بی نهایت باگ دارم و دارم کار میکنم رو خودم
در مورد آگهی بازرگانی
سالها پیش که با این سایت آشنا شدم
خب قبلا هم گفته بودم که من یه مغازه 6 مشتری عطر فروشی ته پاساژ دارم
خب ایده ای که اونموقع خداوند بهم الهام کرد این بود که تراکت پخش کن بزار جلوی پاساژ و هر مشتری که میومد باید محصولم رو براش توضیح میدادم
و این خیلی برام سخت بود ذهنم مدام میگفت این کار یجورایی گدایی کردن برای خرید کردن مشتری هاس
اما من این گفتگو هارو جهت دادم به این که من باید رو عزت نفسم کار کنم
من باید یاد بگیرم تا توانایی هامو نشون بدم
اون موقع ها که مشتری برگه به دست میومد گاهی وقتا مشتری از سر دلسوزی میواست مقداری خرید بکنه ازم
و جالب اینجا بود که من واهش میکردم که خرید نکنین فقط کیفیت محصولاتم رو تست بکنین بعدا با خیال راحت بیاین خرید بکنین
این روند مدت ها گذشت و من پاسخ این الهامات رو گرفتم
و 90درصد مشتری هام برگشتن با عشق و تعجب این کیفیت محصول تازه با خودشون هم چند نفر رو میاوردن برای خرید
خلاصه وقتی بقولاستاد جهان تعهدتو میبینه عملتو میبینه درهارو باز میکنه
و من فروش مغازه ام رو 20 برابر بیشتر کردم
و حالا بعد سالها بودن کنار شما عزیزان و مهم ترین اتفاق و تغییر باورم توی زندگیم .
بودن کنار همسرم هست که همه ی اتفاقا با تغییر باورهایم شکل گرفت
وقتی که ایمان داریم دیدیم که چه در هایی برومون باز شده
وقتی قدم برداشتیم
خداوند پاسخ داده
خب گذشت و من مدارم بالاتر رفته و خواسته ی من توی هزارا صفحه ی شکر گذاری معبودم
رسیدن به درامد دلاری بوده
و جهان من رو هدایت کرده به بزرگتریییییین بازار معاملاتی جهان
که چندین تریلیون دلار در روز گردش پول داره
و جالب تر از همه اینه که
من صمیمی ترین دوستام توی این بازار هستن اما سودی نتونستن بعد سالها دریافت کنن
چون باوراشون متضاده با رسیدن به درامد دلاری
چون ترمز و مقاومت های زیادی دارن در مورد قوانین هستی
قوانینی که اینجا وجود داره
هرموقع پای معامله میشستم میگفتم خدایا قانون یکیه
من از طریق قوانینی که استاد بهم یاد داده میخواد توی این بازار جهانی به درامد برسم
باورتون نمیشه
همین دوروز پیش خداوند من رو هدایت کرد به استاد معاملاتی که خودش شاگرد استاد عباسمنش هست
و تمام آموزه هاش وحتی لحن صحبتشون مو نمیزنه با استاد عباسمنش
و این در بروی من باز شد
بقول معروف قلبن باز شد که مسیر درسته
چرا؟
چون قانون یکیه
قانون و مشیت الهی هیچگاه تغییر نمیکنه
و چقدر ازین درگاه الهی سپاسگذارم که من توی این نسیر صراط مستقیم قرار گرفتم
و حرف بقیه دیگه برام مهم نیست
و خداونده که داره در هر لحظه به من و همسرم الهام میکنه
و امروز بیشترین سود توی بازار مالی رو همراه عزیز دلم کسب کردیم
و اینجا کنار خانواده صمیمی عباسمنش این احساس خوب رو به اشتراک میزارم
و قراره میلیون ها دلار با تغییر و طی شدن تکاملمون و ایمان به ربی که هر لحظه داره پاسخ میده به خواسته هامون به کسب درامد برسم کنار عشق دلم
یک مساله که من متوجه شدم ، اکثریت جامعه نقاب دارند و چیزیکه به دیگران به نمایش می گذارند، بیشتر از چیزیکه هستن به نمایش میگذارند، حتی اگر به زجر کشیدن خودشان تمام شود ، بازهم اون کار را انجام میدهد.
باید براساس خواسته های خودمان زندهگی کنیم به خودمان زندهگی کنیم نه اینکه توجه دیگران را بخواهیم.
من خودم در بعضی مواقع نظر دیگران اصلا برایم مهم نیست اما بعضی جاها متوجه شدیم که شاید بعضی رفتارهایم بخاطر جلب توجه باشد.
عزت نفس عالیست ، اگر عزت نفس داشته باشیم همه چیز عالیست اگر تو خودت را عالی ببینی دیگران هم ترا عالی میبینند.
جلب توجه گرفتن از کمبود عزت نفس است، باید برای خودمان زندهگی کنیم نه برای گرفتن تایید از دیگران ، باید بتوانیم یک سبک شخصی داشته باشیم.
از خود بپرسم که این کار را انجام میدهم آیا برای خودم انجام میدهم یا برای تأیید گرفتن از دیگران .
هدایتی الهی برای کار کردن روی عزت نفسم بود که شکرش میکنم که باهام حرف میزنه.
الان که کار همه گیری شده ولی در اون رمان و اون شرایط کارهای شما استاد واقعا کاری نبوده که هرکسی انجام بده ،حتی همین الان هم کارای شما همگی بینظیر و مخصوص خودتونه و من تحسین میکنم .
البته هنوزم کسانی هستند مثل خود من که زمان زیادی رو هدر دادم بخاطر اینکه جلوی دوربین نرم و هنرم رو به نمایش نذارم و هربار ذهن که کارش تفره رفتن و فرار کردنه،،با توجیهاتی ،مساله رو پس میزنه تا جایی که با چک و لقتهای جهان واردار به حل اون مساله بشیم.
و هربار که میگذره عزت نفس و اعتماد بنفست رو بیشتر از بین میبره خصوصا وقتی میبینی آدمهایی با شرایطی خیلی پایینتر ،،،کاری که تو انجام ندادی رو با کیفیتی پایینتر هم انجام دادن و از همشون عقب افتادی و این همون ظلمیه که به خودت کردی.
به قول معروف میگن تا عاقله داشت فکر میکرد،،دیوونه زد به آب و رد شد.
تواین مرحله ذهن با حرفهای مختلفی زمان رو ازت میگیره و اسمش رو تنبلی یا وقت نداشتن و حالا بعدا ،،و حرفهای دیگه میذاره و چشم برهم میزنی میبینی هنوز سر جای چندسال پیشت وایسادی.
و این فقط درجا زدنه نیست بلکه اعتماد بنفست رو هم پایینتر اورده و باورهات رو هم از خودت ضعیفتر کرده.
دیگه فکر میکنی نمیشه یا نمیتونی یا دیر شده و نجواهای ذهن که واقعا ارلحظه باید افسار به گردنشون بندازیم…
قانون بهم یاداوری میکنه باید انجامش بدم
قانون بهم یاداوری میکنه دوباره به آخرش فکر نکنم و فقط قدم اول رو برحسب هدایت هام بردارم.
درسته الان فقط مینویسم ولی تعهدی دوبارس برای خودم و یاداوری قانون برای برداشتن قدم اول و بدون توجه به حرف مردم ،که خب یکی از مهمترین عواملی هست که ذهن باهاش جلوی حرکت کردن رو میگیره.
سپاسگذارم استاد عزیزم و از همه دوستان با کامنت های زیباشون
هرکدوم از ما یه سری نقاط ضعف اساسی داریم مثل این که حرف مردم برامون مهمه که پاشنه اشیل ماست و یه شبه تغییر نمیکنه باید روش کار کنیم تا اخر عمر ادامه بدیم تا بهترو بهتر بشیم
وقتی ادم وارد دل ترساش میشه واقعا چیزی نیست که ترسناک باشه خیلی مهمه که ما بدونیم چه ترسهایی داریم و بریم تو دلشون
عزت نفس پایه تمام خوشبختی و موفقیت هاست
اگه من میخوام متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت از بقیه مردم عمل کنم تا شخصیتمون عوض نشه نتایج تغییری نمیکنه
اون ادم هایی که توی زندگی شون به جایی رسیدن رفتن تو دل ترسهاشون و از همون جایی که هستن با همون شرایط و امکانات ساده و محدود کارشونو شروع کردن و بهونه نیاوردن و وقتی جهان تعهد مارو اشتیاق مارو میبینه خداوند درهای بیشتری رو برای ما باز میکنه
خدایا ایمانمو قوی کن تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام دوستان عزیز
من اومدم ردپایی بزارم
نمیدونم یک ماه یا بیشتر با این سفرنامه شروع کردم به تازگی فایل هارو مینویسم بهتر درک میکنم واشنه هایی که در خودم پیدا کردم و با کار کردن روشون اولین نشانه ها رو که مشتری میاد قیمت میگیره رو دارم میبینم خدایا شکرت.
توحید این که مسئول صد درصد زندگیم خودمم به خاطر همسر خانواده و … وضعیت الانم نیست منجر له غر زدن نق زدن میشد یه وقتایی این فکر .
چه قدر جای کارم که بندگی خدا رو کنم یادم یه روز بیمار بودم اولین چیز اومد تو ذهنم پیش مادرم باشم پرستاری کنه پیش خودم گفتم ذهنمون آماده است روی دیگران حساب کردن توقع داشتن رو زدن به دیگران.
شک داشتن به کارم باعث میشه مشتری حس بدی با دیدن کارام بگیره نه من ارزشمندم کارامو ارزشمند و هر سری بهتر میشن برای کارام مشتری هست به راحتی پرداخت کنن و مشتری عشق رو در کار من میبینه زیبایی رو به خونش میبره کار من ارزشمند.
پول هست فراوان راحت به دست میاد
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست ثروتمندان آدم های خوبین از راه درست به ثروت رسیدن.
این نجواها پچ پچای ذهنم دارن شرایط منو خلق میکنن اون نجوایی پس از خرید حس بده میده میگه همسرم غر میزنه پیام بانک رو ببینه یا شک داره به کارم میگه خوب نیست در مقابل هزاران کار خوبی که میبینه .میگه آدم بدی میشی به جالی برسی خودتو میگیری و …..شبانه روزی کار کنم رو باورهام و ادامه بدم.
به نام خداوند وهاب و مهربانم
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان
روز شمار تحول زندگی من : روز 77
سپاسگزارم از خداوند هدایتگر و حمایتگرم که در هر لحظه من رو هدایت میکنه به مسیر درست و برای ماندن در این مسیر من رو حمایت میکنه.
سپاسگزارم از استاد عزیزم که با سخاوت و عشق راه درست راهی که خودشون رفتن و نتیجه گرفتن به ما آموزش میدن .
سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز که این سفر زیبا و تکاملی پیش میبرند و همیشه الگو من هستن.
عزت نفس پایه و لازمه موفقیت و خوشبختی هست.
اگر میخواهیم متفاوت از بقیه نتیجه بگیریم باید متفاوت از بقیه عمل کنیم.راهی که فکر میکنیم درسته رو بریم و اهمیت ندیم به موقعیت و نظر بقیه.
تا شخصیت ما عوض نشه زندگی ما عوض نمیشه،یعنی اینجور نه که این حرف ها رو بشنویم بعد بشیم عالم دهر و هر جا میرم حرف های قشنگ بزنیم اما عملا همون آدم قبلی باشیم،وقتی اتفاقی میوفته همون ترس ها و شرک ها و فکر های قبلی بیاد و مثل قبل عمل کنیم.
ترس فقط یه توهم ،دقیقا وقتی از چیزی میترسیم باید انجامش بدیم،وقتی انجامش میدم میبینیم که چیزی نبوده چیزی نشده ،این ترس ها پوشالی هستند مثل یه طبل که فقط ظاهر بزرگ و صدای بلند داره . بعد میبینم که چقدر اعتماد به نفسمون بالا تر رفته و سری بعد که ترس میاد با شجاعت بیشتری به سمتش میریم.
من خودم خیلی خیلی از تاریکی و تنهایی میترسیدم اصلا توهم میزدم و فکر میکردم واقعا اتفاق میوفته و میترسیدم بازم. بعد از کار کردن رو خودم پا گذاشتم روی ترس هام تنهایی مطلق ،سکوت مطلق،تاریکی مطلق تجربه کردم و چقدر الان برام لذت بخش هست .الان دیگه شب تنها میرم تو حیاط بزرگ قدم میزنم بدون این که چراغ روشن کنم نور کم بیرون هست و از آسمون پر ستاره وگاهی صدای جیرجیرک،سگ میاد صدای بازی بچه ها و من لذت میبرم و سپاسگزاری میکنم البته که صدای قدم هام و صدای استاد هم هست که بهترین بخش ماجرا هست ،جریان خداوند حس میکنم.
اتفاقا یه چند روزی بود خیلی محو ستاره ها بودم و تحسین میکردم این زیبایی رو دیروز دوست عشقم زنگ زد که بیاید چهارنفری تور بریم و خیلی الان هوا خوبه و آسمون قشنگیه و….
به هرچیز توجه کنی بیشتر تو زندگیت میاد.
البته این ترس من از آشنایی با ادم های جدید قرار گرفتن تو فضای آدم های زیاد و کاملا نا آشنا هست،که میخوام ترس هارو پس بزنم و قدرتمند حضور پیدا کنم.
حرف مردم برامون مهم نباشه (جوری عمل کنیم که کسی ناراحت نشه،خجالت نکشیم،هر کاری که میخوایم انجام بدیم،از قضاوت نترسیم )
این که مردم چه فکری میکنن اصلا مهم نیست چون افکار ما زندگیمون رقم میزند نه دیگران.
با همون امکانات و شرایط که داریم از صفر شروع کنیم،پا روی ترس هامون بزاریم و قدم اول برداریم قدم های بعدی بهمون گفته میشه وقتی خداوند تعهد مارو ببینه بهونه الهام میکنه قدم بعدی مثل همین قدم اول که الهام کرده و برای روشن شدن قدم بعدی باید قدم قبلی برداشت.جهان از کسی که حرکت میکنه حمایت میکنه.
وقتی میگیم برای فلان کار فلان امکانات،شرایط ،قانون،سیاست،ثروت نیاز داریم در واقع داریم با دست خودمون از موفقیت و خوشبختی دور میشیم،عزت نفسمون تخریب میکنیم،به جهان میگیم من لایق دریافت این نعمت نیستم،میترسم،ایمان نداریم که خداوند پاسخ میده،من کافی نیستم،من به اندازه کافی خوب نیستم ،قدرت ندارم در صورتی که خداوند قدرت خلق زندگی به ما داده و همه توانایی رسیدن به موفقیت رو دارن و اگر این توانایی از خودمون بگیریم در واقع داریم شرک میورزیم.
احساس بد اتفاقات بد
کار شروع کنیم
ببینیم افرادی که بسیار موفق هستن ننشستن بگن شرایط جور شه،قانون عوض شه،امکانات فراهم شه،پول بدید،شنبه بشه و… آزمون شرایط از زیر صفر شروع کردن از اتاق خونشون.ایمان. نشون دادن،عمل کردن،اعتماد به نفسمون بالاتر رفت،ایده ها بهتر عمل کردن،نتیجه بیشتر و شرایط بهتر میشه. تا شدن این ادم های که الان هستن،تکاملشون طی کردن.
اگر بقیه تونستن پس ما هم میتونیم،تحسین کنیم ،با این کار داریم توجه میکنیم به موفقیت و موفقیت به سمت ما میاد.
احساس خوب اتفاقات خوب
به هرچیز توجه کنی به سمت میاد
ما با فرکانس هامون زندگی خودمون خلق میکنیم
خداوندا من رو هدایت کن به مسیر درست مسیر ابراهیم و پیروانش
خداوندا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم
خداوندا تمام قدرت در دستان توست و تو تنها فرمانروای جهانیان هستی
پس من همه چیز از تو میخواهم
خداوندا من رو آسان کن برای آسانی ها
خداوندا در هر لحظه من رو هدایت و حمایت کن
خداوندا من به هر خیری که از جانب تو بهم برسه محتاجم
من به تو فقیرم من رو بینیاز کن
خداوندا لحظه ای من رو به حال خودم رها نکن
خداوندا در های نعمت و ثروت به روی من باز کن
خداوندا ظرف دریافت و وجودی من رو بزرگتر کن
خداوندا من رو اجابت کن
خداوندا از فضلت به من ببخش
خداوندا مراقب عزیزدردونت باش
عاشقتم
با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی ، باز هم بینهایت از شما سپاسگذارم برای این فایل بینظیر و پر از آگاهی
روز شمار تحول زندگی روز هفتاد و هفتم
عزت نفس واقعا یکی از نقاط ضعف منه و من خیلی ضربه خوردم ازش ، البته به مرور زمان کمی تغییر کردم ولی نه اونقدر که دلخواه خودم باشه و خجالتی بودن واقعا عذاب اور میشه بعضی وقتا ، امیدوارم بتونم به ترسم قلبه کنم و ایمانم رو نشون بدم ، حتی با فکر کردن به این تمرین هم تپش قلب میگیرم ، امیدوارم که یک روز بتونم از پسش بر بیام و برم تو دل ترس هام.
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانم
من در مورد این که کمالگرا نباشیم زمانی که کارم رو راه انداختم خیلی خوب کار کردم
یادمه همون موقع که میخواستم مغازه راه بندازم همون وسیله هایی که توی اتاقم داشتم رو برداشتم و یه مغازه اجاره گرفتم و وسایل رو اوردم
حتی زمانی که میخواستم مغازه بگیرم هم سختش نشدم که حتما اینجا باشه یا اینطوری باشه گفتم هر چی باشه اوکیه حالا جالبه همون املاکی که میخواستم ازش بگیرم میگفت اینجا برای تو خوب نیست برو مغازه جای بهتری بگیر اینجا هر کی اومده بعد یه مدت جمع کرده ، منم همون موقع به خودم گفتم من ادمی نیستم که پا پس بکشم و این نشونه عزت نفسی بود که داشتم و همون موقع مغازه رو گرفتم و خداروشکر الان بعد از یک سال خورده ای مغازه به درامد بسیار خوبی رسیده و حتی همین املاکی هم رفتنی شده و من موندنی
یکی از نکات جالبی هم که بود من کاری که میخواستم شروع کنم هیچ پیش زمینه انچنان خوبی ازش نداشتم ولی به خودم اعتماد داشتم و میدونستم داخل ستون اصلی این شغل من خیلی خوب عمل میکنم و ستونش هم این بود که بتونی همه چی مربوط به کارت رو همون وقت که مشتری میاد رو پیدا کنی و انجام بدی
که خدارشکر من به بهترین شکل ممکن انجام دادم
خوشحالم و به خودم افتخار میکنم با اینکه ترس هایی بود ولی اون ذوق برای شروع کردن کار و اعتماد به نفسی که داشتم من رو به جلو رفتن هدایت کرد
خدایا شکرت
سالم و شاد باشید
خدانگهدار
بنام خدای زیبایی ها
سلام خدمت استادعزیز
من سال هاست در قسمتی در اداره مشغول هستم و خیلی دوست دارم به واحد دیگری بروم و رشد و ارتقا داشته باشم و چند بار هم این موقعیت پیش آمد و تا چند مرحله پیش رفتم ولی در مرحله ای که فکر میکردم همه چیز تمام شده کنسل میشد و من با کار کردن روی خودم و باورهایم سعی کردم خودم را در مدار درست و فرکانس درست قرار دهم و به خودم گفتم الخیر فی ما وقع و هر اتفاقی بیفتد خیر ما در آن است و به خودم میگفتم در حال طی کردن تکاملم هستم و دارم راه را طی میکنم و برنامه ریزی خدا حرف ندارد و در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار میگیرم و دارم آماده میشوم برای رفتن به مدار بالاتر
من در این واحدی که هستم دارم چیزهایی جدید یاد میگرم و همه چیز را به فرمانروای جهان سپردم و سعی میکنم اعتماد بنفس و عزت نفس خودم را افزایش دهم و شور و شوق خود را برای رشد و پیشرفت افزایش دهم و به دل ترس هایم بزنم و در کاری که انجام میدهم بهترین باشم
در جهان یک نیرو وجود دارد آن هم خیر و خوشی و سلامتی است
پروردگارا خیر و شر مارا به ما الهام کن تا راه های بکر برای پولساز بودن و مولدثروت بودن به ما الهام شود و نتیجه بگیریم و با نتیجه صحبت کنیم و از لحاظ مالی مستقل و غنی باشیم
In God We Trust
درود
روز هفتاد و هفتم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس فراوان از استاد عزیزم
در این فایل دو نکته رو استاد تذکر دادید،اول اینکه ترس از حرف مردم نداشته باشید و براتون مهم نباشه مردم چه فکری درباره تون میکنند و برید تو دل ترسهاتون و شجاعت بخرج بدید و عزت نفستون رو تقویت کنید
و دوم اینکه برای شروع هر کاری دنبال بهونه برای نبود امکانات نباشید موفقترین آدمها تو حوزه ی بیزینس ،با کمترین و محدود ترین امکانات شروع کردند و الان تو حوزه ی خودشون موفقترین ها هستند .
جهان وقتی تعهد انسان رو میبینه کم کم درها رو باز میکنه و نتایج میاد .
خیلی دلم خواست این تمرین آگهی بازرگانی رو انجام بدم چون من از تعریف از خودم امتناع میکردم ، همیشه باتوجه به چیزی که آموخته بودیم سعی میکردم شکسته نفسی کنم و متواضع خودم رو نشون بدم .
هر وقت کسی از نقاشیم تعریف کرد من اگر تعریفش رو در دلم قبول میکردم یعنی نقاشبم مورد تاییدم بود ، شکسته نفسی میکردم و میگفتم نه بابا این که چیز خاصی نیست و یا با توجه به اینکه کمالگرا بودم اگر نقاشیم مورد تابیدم نبود میگفتم نه بابا اصلا جالب نشده اونیکه میخواستم نشده و اینجوری بود که خودم به رشد خودم پشت پا زدم
یا حتی وقتی از سیزده سالگی شعر میسرودم وشعرهامو هر وقت برای کسی میخوندم همه جا میخوردن که واقعا خودت سرودی؟!! منم خیلی عادی میگفتم بله و هیچوقت خودم رو قبول نکردم که بابا تو تو این زمینه استعداد داری و باید به این استعدادت پر و بال بدی ، چون اولا خودم رو با شاعران مقایسه میکردم و دوم اینکه اون دلنوشته ها رو در حدی نمیدونستم که برای دیگران منتشر کنم .و اینها همه به دلیل عزت نفس پایین بود
با این فایلهای دانلودی که متوجه عزت نفس شدم جدیدا یه کوچولو تغییر کردم که مثلاً اگر کسی ازم تعریف میکنه تشکر میکنم و سعی میکنم خودم رو تخریب نکنم
در مورد امکانات هم واقعا همیشه منتظر شرایط و امکانات بودم بارها همه میگفتند میتونی تدریس نقاشی رو از همین خونه شروع کنی و من اصلا خندم میگرفت که با این آموزش افتضاح اونم تو خونه چی میخواد در بیاد و هیچوقت شروع نکردم ،
اما باز از مطالبی که در این فایلهای دانلودی گوش کردم یاد گرفتم و با امکانات محدود یک گوشی موبایل معمولی شروع کردم به ضبط آموزش طراحی و یواش یواش دارم قدم بر میدارم باید تعهد داشته باشم تا جهان یواش یواش من رو به سمت مسیرها و درهای مناسب هدایت کنه .
بسم الله الرحمن الرحیم
درود و ارادت فرشاد هستمممممممم همراه همسر عزیزش توی این مسیر نور
توی مسیر سرشار از معجزه
توی مسیر ساختن یه من جدید یه زندگی جدید که دیگه رویا نیستند
همشون بهمون داده میشود و نمونه های زیادی که تا به الان 1000برابرش رو از رب العالمین دریافت کردیم
عزت نفس:
من عاشق این ایمان عملی استادم که هرموقع داستانی رو از خودشون تعریف میکنن به خودم افتحار میکنم که شاگرد استادی شمام که اینقدر قانون رو خوب درک کردن ومهمترینش اینه که عمل میکنن به تمام چیزهایی که گفته میشود
خب در مورد عزت نفس که من بی نهایت باگ دارم و دارم کار میکنم رو خودم
در مورد آگهی بازرگانی
سالها پیش که با این سایت آشنا شدم
خب قبلا هم گفته بودم که من یه مغازه 6 مشتری عطر فروشی ته پاساژ دارم
خب ایده ای که اونموقع خداوند بهم الهام کرد این بود که تراکت پخش کن بزار جلوی پاساژ و هر مشتری که میومد باید محصولم رو براش توضیح میدادم
و این خیلی برام سخت بود ذهنم مدام میگفت این کار یجورایی گدایی کردن برای خرید کردن مشتری هاس
اما من این گفتگو هارو جهت دادم به این که من باید رو عزت نفسم کار کنم
من باید یاد بگیرم تا توانایی هامو نشون بدم
اون موقع ها که مشتری برگه به دست میومد گاهی وقتا مشتری از سر دلسوزی میواست مقداری خرید بکنه ازم
و جالب اینجا بود که من واهش میکردم که خرید نکنین فقط کیفیت محصولاتم رو تست بکنین بعدا با خیال راحت بیاین خرید بکنین
این روند مدت ها گذشت و من پاسخ این الهامات رو گرفتم
و 90درصد مشتری هام برگشتن با عشق و تعجب این کیفیت محصول تازه با خودشون هم چند نفر رو میاوردن برای خرید
خلاصه وقتی بقولاستاد جهان تعهدتو میبینه عملتو میبینه درهارو باز میکنه
و من فروش مغازه ام رو 20 برابر بیشتر کردم
و حالا بعد سالها بودن کنار شما عزیزان و مهم ترین اتفاق و تغییر باورم توی زندگیم .
بودن کنار همسرم هست که همه ی اتفاقا با تغییر باورهایم شکل گرفت
وقتی که ایمان داریم دیدیم که چه در هایی برومون باز شده
وقتی قدم برداشتیم
خداوند پاسخ داده
خب گذشت و من مدارم بالاتر رفته و خواسته ی من توی هزارا صفحه ی شکر گذاری معبودم
رسیدن به درامد دلاری بوده
و جهان من رو هدایت کرده به بزرگتریییییین بازار معاملاتی جهان
که چندین تریلیون دلار در روز گردش پول داره
و جالب تر از همه اینه که
من صمیمی ترین دوستام توی این بازار هستن اما سودی نتونستن بعد سالها دریافت کنن
چون باوراشون متضاده با رسیدن به درامد دلاری
چون ترمز و مقاومت های زیادی دارن در مورد قوانین هستی
قوانینی که اینجا وجود داره
هرموقع پای معامله میشستم میگفتم خدایا قانون یکیه
من از طریق قوانینی که استاد بهم یاد داده میخواد توی این بازار جهانی به درامد برسم
باورتون نمیشه
همین دوروز پیش خداوند من رو هدایت کرد به استاد معاملاتی که خودش شاگرد استاد عباسمنش هست
و تمام آموزه هاش وحتی لحن صحبتشون مو نمیزنه با استاد عباسمنش
و این در بروی من باز شد
بقول معروف قلبن باز شد که مسیر درسته
چرا؟
چون قانون یکیه
قانون و مشیت الهی هیچگاه تغییر نمیکنه
و چقدر ازین درگاه الهی سپاسگذارم که من توی این نسیر صراط مستقیم قرار گرفتم
و حرف بقیه دیگه برام مهم نیست
و خداونده که داره در هر لحظه به من و همسرم الهام میکنه
و امروز بیشترین سود توی بازار مالی رو همراه عزیز دلم کسب کردیم
و اینجا کنار خانواده صمیمی عباسمنش این احساس خوب رو به اشتراک میزارم
و قراره میلیون ها دلار با تغییر و طی شدن تکاملمون و ایمان به ربی که هر لحظه داره پاسخ میده به خواسته هامون به کسب درامد برسم کنار عشق دلم
آیه روزم
هم آنان که چون برای هر کاری هزینه میکنند
نه زیاده روی میکنند
و نه سخت میگیرند
حد وسطی بین این دو راه هست
فرقان 67
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
معظلی ویرانگر برای کمبود عزت نفس
یک مساله که من متوجه شدم ، اکثریت جامعه نقاب دارند و چیزیکه به دیگران به نمایش می گذارند، بیشتر از چیزیکه هستن به نمایش میگذارند، حتی اگر به زجر کشیدن خودشان تمام شود ، بازهم اون کار را انجام میدهد.
باید براساس خواسته های خودمان زندهگی کنیم به خودمان زندهگی کنیم نه اینکه توجه دیگران را بخواهیم.
من خودم در بعضی مواقع نظر دیگران اصلا برایم مهم نیست اما بعضی جاها متوجه شدیم که شاید بعضی رفتارهایم بخاطر جلب توجه باشد.
عزت نفس عالیست ، اگر عزت نفس داشته باشیم همه چیز عالیست اگر تو خودت را عالی ببینی دیگران هم ترا عالی میبینند.
جلب توجه گرفتن از کمبود عزت نفس است، باید برای خودمان زندهگی کنیم نه برای گرفتن تایید از دیگران ، باید بتوانیم یک سبک شخصی داشته باشیم.
از خود بپرسم که این کار را انجام میدهم آیا برای خودم انجام میدهم یا برای تأیید گرفتن از دیگران .
خدایا شکرت
بنام فرمانروای جهان
سلام استاد عزیزم.
هدایتی الهی برای کار کردن روی عزت نفسم بود که شکرش میکنم که باهام حرف میزنه.
الان که کار همه گیری شده ولی در اون رمان و اون شرایط کارهای شما استاد واقعا کاری نبوده که هرکسی انجام بده ،حتی همین الان هم کارای شما همگی بینظیر و مخصوص خودتونه و من تحسین میکنم .
البته هنوزم کسانی هستند مثل خود من که زمان زیادی رو هدر دادم بخاطر اینکه جلوی دوربین نرم و هنرم رو به نمایش نذارم و هربار ذهن که کارش تفره رفتن و فرار کردنه،،با توجیهاتی ،مساله رو پس میزنه تا جایی که با چک و لقتهای جهان واردار به حل اون مساله بشیم.
و هربار که میگذره عزت نفس و اعتماد بنفست رو بیشتر از بین میبره خصوصا وقتی میبینی آدمهایی با شرایطی خیلی پایینتر ،،،کاری که تو انجام ندادی رو با کیفیتی پایینتر هم انجام دادن و از همشون عقب افتادی و این همون ظلمیه که به خودت کردی.
به قول معروف میگن تا عاقله داشت فکر میکرد،،دیوونه زد به آب و رد شد.
تواین مرحله ذهن با حرفهای مختلفی زمان رو ازت میگیره و اسمش رو تنبلی یا وقت نداشتن و حالا بعدا ،،و حرفهای دیگه میذاره و چشم برهم میزنی میبینی هنوز سر جای چندسال پیشت وایسادی.
و این فقط درجا زدنه نیست بلکه اعتماد بنفست رو هم پایینتر اورده و باورهات رو هم از خودت ضعیفتر کرده.
دیگه فکر میکنی نمیشه یا نمیتونی یا دیر شده و نجواهای ذهن که واقعا ارلحظه باید افسار به گردنشون بندازیم…
قانون بهم یاداوری میکنه باید انجامش بدم
قانون بهم یاداوری میکنه دوباره به آخرش فکر نکنم و فقط قدم اول رو برحسب هدایت هام بردارم.
درسته الان فقط مینویسم ولی تعهدی دوبارس برای خودم و یاداوری قانون برای برداشتن قدم اول و بدون توجه به حرف مردم ،که خب یکی از مهمترین عواملی هست که ذهن باهاش جلوی حرکت کردن رو میگیره.
سپاسگذارم استاد عزیزم و از همه دوستان با کامنت های زیباشون
به نام خدای اگاهی دهنده
صدوهفتادو چهارمین تعهد
هرکدوم از ما یه سری نقاط ضعف اساسی داریم مثل این که حرف مردم برامون مهمه که پاشنه اشیل ماست و یه شبه تغییر نمیکنه باید روش کار کنیم تا اخر عمر ادامه بدیم تا بهترو بهتر بشیم
وقتی ادم وارد دل ترساش میشه واقعا چیزی نیست که ترسناک باشه خیلی مهمه که ما بدونیم چه ترسهایی داریم و بریم تو دلشون
عزت نفس پایه تمام خوشبختی و موفقیت هاست
اگه من میخوام متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت از بقیه مردم عمل کنم تا شخصیتمون عوض نشه نتایج تغییری نمیکنه
اون ادم هایی که توی زندگی شون به جایی رسیدن رفتن تو دل ترسهاشون و از همون جایی که هستن با همون شرایط و امکانات ساده و محدود کارشونو شروع کردن و بهونه نیاوردن و وقتی جهان تعهد مارو اشتیاق مارو میبینه خداوند درهای بیشتری رو برای ما باز میکنه
خدایا ایمانمو قوی کن تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم