اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
وای خدا بالاخره نوشتن این فایل تموم شد و چه برکتهایی با خودش به همراه داشت!
1) ظهر در حال نوشتن این فایل بودم داشتم مینوشتم اگر بتونیم از سپاس گزاری به این احساس (فراوانی، سلامتی، آرامش، خوشبختی،ایمنی) برسیم همه چیز، همه کارها انجام میشه که مدیرمون بهم زنگ زد و بهم پیشنهاد چند جلسه کلاس خصوصی رو داد خب میخواستم همون موقع سجده کنم ولی با پسرم حرف زدم و یادم رفت، تا به اینجایی از فایل رسیدم که خدا میفرماید وقتی مسائلشون رو حل کردیم وقتی نجاتشون دادیم جوری برخورد کردند که انگار هرگز از ما درخواست نکرده بودند همون موقع سجده شکر بجا آوردم که خدایا شکرت این نعمت از طرف توست
2) رانندگی خانم شایسته رو تو جاده اونم تو بارون، دیدم و به فکر فرو رفتم قبلا هم رانندگی ایشون رو تو جاده دیده بودم اما این خواسته در من شکل نگرفته بود اما امشب داشتم به این فکر میکردم که اگر من هم تو جاده رانندگی کنم چقدر راحتتر میتونم برم مسافرت بخصوص که همسرم کمردرد داره، من قبلا چندبار تو جاده ی باغ و یکبار هم تو کمربندی شهر رانندگی کردم ولی هنوز ترس دارم، اون بار که تو جاده رفتم من و پسرم بودیم و رفتیم سراغ همسرم اون روز بلند صدای خدا رو شنیدم که گفت از تو شهر نرو از تو جاده برو تا به مقصد برسی خیلی هم راحت بود البته به خدا گفتم خدایا تو ماشین رو برون و فکر میکنم اینم رفت تو لیست خواسته هام تا با تجسم بتونم انجامش بدم البته هنوز خیلی کمرنگه ولی به هر حال شکل گرفته.
3) تو اپ قرآنی که تو گوشیم دارم اسم موسی رو سرچ زدم 131 بار اومده، نمیگم همشو ولی بعضی ایه ها رو خوندم و جالب بود که من نمیدونستم خدا به حضرت موسی گفته عصات رو به زمین بزن و از زمین 12 تا چشمه آب برای قومش دراومده
4) در مورد پسرم که خدا گفت «کی تو از ما دوست تر میداریش؟» خیلی سخته برام که بهش وابسته نباشم اما سعی میکنم این مصرع شعر رو مدام تو ذهنم بخونم و بگم به امان خدا بسپارش، نگرانی زیاد از حد نداشته باش.
9مین گام توی مدار خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی توحیدی ردپاواثر لیلا جان بارهبریت خداو2مین دوره ای که باخدابه این گام رسانده ایم.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
و سلام توحیدی به استادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
استادیعنی چپ میرم این فایل رو گوش میکنم.
راست میرم گوش میکنم پارسال بچه ها برای سفرکاری به اصفهان رفته بودندباعزیزدلم گوش می کردیم میگفت عزیزجان داستان موسی رو بذار.
خیلی عاشق این فایل هستم الهی توفیق بیشتری پیداکنین که ازاین دست فایلهابرامون درست کنین یعنی حتی نوشتن کامنتها برای این فایل باگریه س.
توکامنتهای دیگه گفتم حدوداشایدسال1396بودباعزیزدلم وخواهرقبل خودم ودختربزرگش رفتیم شمال ، بابلسر اونقدربه ماخوش گذشت که نمیتونم توصیف کنم.
ولی همون روزاول که رسیدیم دریامنوخواهرم ودخترش 3نفری درحال غرق شدن بودیم که خواهرم میگفت همونطورکه زیزآب کشیده میشدم دخترم رو هل میدادم بالای آب وگاهی هم دستشوبه من میرسونده که روی آب بمونم وباا یا بوالفضل ، یا ابوالفضل گفتن یک دست قدرتمندفقط متوجه شدم منو. هل دادجلوبه سمت ساحل چون یکم روآب خودمو نگه داشته بودم یک کوچولو شنابلدبودم البته توی استخر نه دریا ولی توی اون موج100٪نمیتونستم خودمونجات بدم فقط هلم دادوبقیه ی مسیرروخودم آمدم که یک آقای قدبلندواردآب شددستموگرفت ازآب بیرون کشیدولی اون مردقوی خواهرم ودخترش رو زیربغل زده ونجات داده بودوازاین نجات ازدریا چی پیغامی برای ماداشت؟
یکی اینکه شوهرخواهرم تشنجی بودودهن بین خانواده ش بودشایدول کن معامله نبود.اگه غرق می شدیم عزیزدلم خیلی موذب میشد .ویک دختردیگه هم توخانه داشت اون دختردق میکرد الهی شکرت که نجات پیداکردیم.
مهمترازهمه اینکه خدا معجزه کردو به من فرصت داده که منوبه خودم وخودش رو به من معرفی کنه بگه اینی که تورویاهات بودکه تورو از افکار کودکانه نجات داد. که تو اشرف مخلوقات هستی نه اون گاو وگوسفندچراگاهای برنامه کودک باشی بیاتا بقیه ی سفر را ازبهشت خاکی به بهشت ابدی توی بهشت سایت ببرمت پاکت کنم بشویمت لیلاخیلی حیف بایدمثل ابراهیم باشه بتها، فرعونهای درونش، غرور،ترس، نگرانی،ووووووووو همه رو ازبین ببره بعدبه فرکانس بعدی بریم هرچندکه هنوزخیلی اول راهم قدم برداشتم ولی ایاک نعبدوایاک نستعین میگم.من هنوز با تنهایی موافق نیستم.ازتنهایی وتاریکی قبر هنوزراحت نیستم خدایاتومراموردامتحان قراردادی تو خدایی خودت رو بلدی ولی من بچه ام خیلی خام هستم کمکم کن.
استاداون فایلهای صوتی که دارین گندمم ریختی تازر دهی و. اون فایل خدا به اندازه خواسته ی تو کوچک میشود رو بارهاگوش میکنم وفقط گریه ، گریه، گریه ،خب چی نتیجه ای می خوام بگیرم نمیدونم فقط میگم خدایاصبرم بده ازاینکه اون روزهااتفاقات به قول خودم تومملکت نورافشانی رخ داداصلا نترسیدم فقط می خندیدم.اون سالهاکه زلزله زیادمیومدنمیترسیدم باعزیزدلم وبچه هام پسرهستندخیلی ریلگس توخونه بودیم اصلابرای یک لحظه خونه رو ترک نکردیم گفتیم ازترس آواربریم بیرون اگه زمین دهان بازکنه چه کارکنیم ؟خب به زمین فرومیریم . اون زمان زلزله که باقانون جذب آشنانبودم.
این فایل روباولع که انگاریک آدمی که فرسنگهاراه توی بیابان راه رفته زیرآفتاب سوزان وبه چشمه ی آب رسیده عطش داره ونمی فهمه چطورآب بخوره اینطورعطش دارم این توحیدی ترین فایل برای زندگی من است واون فایل انرژی که نامش راخدانامیده ایم بااون فایل خداروبه من معرفی کردین که خداآدم نیست درهمین حدونمیگم من پرفکتم دیگه خداروشناختم نه!¡!!!
فقط نگاهم از انسانی خداتغییرکرده.
خدایاکمکم کن که آدم بشم یعنی خیلی مراعات میکنم رفت وآمدهانیم درصدشده فقط باسایتم می خونم ومی نویسم ولی خب آدممعمولی هستم.
گریه هاامونم نمیده ولی انگاراین کامنت هم مقصدنیست یک مسیربایدازش گذشت وبه ادامه ی دوره ی خودسازی ام بپردازم.الان مثل یک بچه ای که والدینش رو گم کرده والان بهشون رسیده اینطور کودکی شدم فقط از گریه دل میزنم وکامنت مینویسم خدایابرای استادم جبران کن آمین.
ازمریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام بی نهایت سپاسگذارم برعکس که بعضی کامنتهارومیگه چی داری که بنویسی؟؟!!!
ولی امشب میگه هنوزحالابه اون اصل رسیدی.خدایافقط توآرامم کن یاحق.دورت بگردم خدای محبوبم ببخش که من یک مشرک به تمام معنابودم کمکم کن جبران خسارتهای زندگی ام رابکنم ورهای، رهای، رهاازاین دنیاپربکشم بالذت بردن هم جهان رو برای خودم زیباکنم وهم ردپای زیبای توحیدی توی جهان بذارم ونام نیکم همه جابماندآمین.ببخشیدچشمام دیگه نمیبینه اگه غلط املایی دارم ولی ازاعماق کوآرکهای وجودم نوشتم.سعادت وسربلندباشین.
چند روز هست که خیلی حس های عجیبی رو تجربه میکنم . دخترم پرستاری داشت که خیلی خوب بود و ازش راضی بودم و متاسفانه به خاطر شرایط جسمی ، یکدفعه تصمیم گرفت که دیگه نیاد . خیلی ناراحت شدم . دقیقا حس هایی مثل ترس و ناراحتی رو تجربه کردم و نگران از اینکه پرستار بعدی فرزندم شاید خوب نباشه و …. و اینکه فرزندم چطور با نفر بعدی خو بگیره و خلاصه کلللی حس ها و فکر و خیال ها .
تا اینکه امروز سایت رو باز کردم و نشانه ی امروزم رو دیدم . مو به تنم سیخ شد . داستان حضرت موسی و مادرش نترس و نگران نباش . آروم شدم . آرومه آروم
ایمان دارم که خداوند حواسش به همه چی هست . فقط کافیه که نترسم و غمگین نباشم .
استاد عاشقانه دوستون دارم . ممنون به خاطر آموزش های خوبتون که زندگی من رو متحول کرده . از دوره دوازده قدم ، عزت نفس و قانون سلامتی معجزه هایی دیدم که اگه بخوام بنویسم خییییلی زیادن . خدارو سپاسگزارم به خاطر وجودتون و بودن شما و خانم شایسته عزیز
چندین روز است که در ترس و نگرانی به سر میبرم پر از نگرانی هستم
پر از ترس از آینده خودم و بیشتر فرزندان خردسالم
نا امید از آینده ترس از هر اتفاقی که نمیدانم چیست
به خاطر وضعیت بحرانی این روزها دوباره مشغول اخبار شدم و از سایت دور شدم
ندایی در درونم میکفت الان وقته امتحان است الان باید نشان دهی تو این یکسال چی یاد گرفتی الان باید شنیده هایت را به عملت تبدیل کنی و ….
تا اینکه به سایت امدم و هدایت شدم به این فایل که قبلا هم استفاده کرده بودم
ولی الان حس کردم خدا. داره از زبان شما به من صحبت میکنه همان طور که به مادر موسی صحبت کرد
که نگران نباش نترس ما مواظب کودکان تو هستیم همانطور که از اول بودیم
ما از تو بر آنان مهربان تر هستم
یادم انداخت که او فدرت مطلق است هیچ برگی به اذن او نمیافتد
چرا فکر میکنی سرنوشت تو و فرزندانت دست آمریکا یا اسراییل و یا ایران است
یادم داد که همان طور که موسی را از فرعون زمانه نجات داد به خاطر ایمان و توکل مادرش فرزندان تو را هم از نمرود و فرعون های زمانه نجات میده به انداره ای مه ایمانت و توکلت را حفظ کنی
نمرودهای این زمانه هم بدون اذن حدا قادر به هیچ کاری نیستند و کار من فقط و فقط افزایش ایمان و توکلم هست
با لحظه لحظه شعر پروین گریستم و توبه کردم از بی ایمانی این چند روزم که چیزی جز ترس و اظطراب برایم نداشت
الانم خیلی فاصله دارم و ادعایی ندارم که با شنیدن صدای موسک نمیترسم ولی از خدا میخوهم کمک کنه من در مسیر درست بمانم
فقط و فقط باید در مسیر درست باشم کار من فقط همین است بقیه کارها رو خودش درست میکنه
خدایا کمکم کن هدایتم کن من هیچی نمیدانم هیچی بلد نیستم
این فایل یکی از بزرگترین درس های زندگی من بود و مانند فرشته ای مهربان و دانا دوسال در کنار من بود تا من را موسی ی من را به قصر و بعد به پیامبری برساند
دوسال پیش به صورت غیر منتظره ای فرعونی قول پیکر و عجیب و غریب جسم و جان و ایمان فرزندم را تهدید کرد
وقتی فهمیدم اولین روزهای خیلی بی تابی و ناراحتی کردم ، این فرعون غولی بود که همیشه از آن می ترسیدم
غول اعتیاد
فرزند زیبا و دلبندم فرزند ورزشکار و مودبم به دست فرعونی خون خوار افتاده بود
دوسال تمام این فایل و این شعر بی نظیر در کنار من مانند فرشته ی نگهبان استاد و فقط به من می گفت هیچ کاری نکن تو فقط روی خودت کار کن ، چندین بار تلاش کردم از افراد مختلف کمک گرفتم ولی نتیجه ها کوتاه مدت بود و ناپایدار
روزها پیاده روی می کردم و می خواندم
گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشی بی ناخدای
وحی آمد این چه فکر باطل است
رهرو ما اینک اندر منزل است …..
صبح ها قبل از اذان صبح دستام رو به سمت آسمون می بردم و می گفتم
خدایا به فرزندم کیارش سلامتی جسم و جان و ایمان عطا کن
یک شب اون هدایت اومد و چند نکته مهم درباره کارم و بیزنسم بهم گفت ، با صدای بلند ازش پرسیدم پس کیارشم چی ؟ گفت :
به که برگردی به ما بسپاریس
کی تو از ما دوست تر می داریش
استاد نازنینم در آن لحظه به واقع کیارشم را رها کردم و به دستان پر قدرت الله یکتا سپردم و معجزه اتفاق افتاد
فقط سه روز بعد به صورت معجزه آسایی ورق برگشت
کیارش من نه تنها به صورت یکجا و یکباره به طور کامل ترک کرد حتی سیگار ، مشروب ، غذای ناسالم ، وردی منفی و حتی خوردن مواد غذایی مضر رو هم کنار گذاشت
بلکه به صورتی هدایتش کرد که در حال حاضر تمام وقت مشغول نماز مدیتیشن یوگا و کار کردن روی خودش و کمک به اعضا خانواده است
و جالب تر از همه اینه که کسانی که از موضوع اطلاع داشتن می گن با کیارش چی کار کردی
و من یک جواب می دم با اون کاری نکردم
من روی خودم کار کردم
بارها و بارها کیارشم دست و پای من رو می بوسه و می گه مامان ممنون که از خودت ایمان نشون دادی
الان دیگه با هم نماز می خوانیم باهم مدیتیشن و یوگا می کنیم با هم به شیوه قانون سلامتی زندگی می کنیم با هم فایل های استاد رو کار می کنیم و به صورت عادت می گیم به قول استاد …. به قول استاد ….
استاد عزیزم من و کیارشم و حتی پسر کوچکم سیاوش قدردان آگاهی هابی که شما انتشار می دید هستیم و این فقط یکی از هزاران هزار معجزه زندگی من بعد از آشنایی با شما بود
آرزوی ما دیدن شماست که ایمان دارم به زودی اتفاق می افته
به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند .
سلام استادجانم سلام مریم عزیزم ..
خدایاشکرت که این اجازه روبه استاددادی که این شعر پرازآگاهی وبرامون بخونه واقعا که به دل میشینه و چشمامون بارونی میکنه ..
استادعزیزم ازهر لحظه اززندگیتون درست استفاده کردید حتی موقعی که درمسیر هستید این زمان وفرصت دونستید وبرامون فایل ضبط کردید ،این جزلطف خداوندنمیتونه باشه …
به اندازه ای که سرمون مقابل خداوند پایین باشه درمقابل خلق الله سرمون بالاست ،،به اندازه ای که بپذیریم هرچی که داریم لطف خداونده اگه ایده ای هست ازطرف خداونده اگه کاری درست پیش رفته خداوندانجامش داده ،،چه قدر این شعر قدرت خداوند وبرامون به یادآورد زمانی هست که مامیگیم این آب این کوه یافلان اتفاق افتاد اگه نمی افتاد اگه دیریازود میشد این اتفاق نمیوفتادمثلا بارون نمیومد تواون لحظه یا دریاطوفانی نبود یا …..هرمسائل دیگه ای انگارمافک میکنیم دریا خودش دریاست کوه بااون همه عظمتش خودش کوهه انگار صاحب نداره خدایا ماروببخش انسان وقتی وقتی آگاهی داشته باشه خیلی چیزارو درک میکنه این که هرچی که درجهان هست مدیرو مدبرش پروردگاره هرکدوم برای ماموریتی درجهان هستند واونام شعوردارند وهمواره تسبیح گوی خداوندهستن خدایاشکرت ،،،
خدایاکمکم کن که همه ی قدرت وبه توبدم شرکی دروجودم ریشه نزنه همون ابتدای کار قبلا ازاین که حتی تودلم بکارمش جوونه نزده بکنمش بندازم دور خدایا من هنوز اول کارم ولی چقدر این مسیرخوبه چقدر آرامش دارم ولذت میبرم ..
مومن هیچ گاه نمیترسد ونگران نیست اگه ماتوکل داشته باشیم آرامش داریم ونگران نیستیم ونمیترسیم وخداوندکافیست برای ما…
خدایا تنهاتورامیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم توحواست به همه چیزهست به همه چیزتسلط داری این وبایدهمواره تکرارکنم وورودی ذهنم باشه ..تونزدیکی ،به فکرمایی ،عاشق مایی ،تنهافرمانروای جهان تویی،به ماالهام میکنی ،ماروکمک میکنی و….
خدایاشکرت واقعا این شعرزیبا خیلی کمکم کرد آرامش وآگاهی دادبهم خداروشکرمیکنم که من وهم فرکانس کرد بااستادومریم جان این دوفرشته ی توحیدی ..
چقدر عمل به الهامات مانندحضرت موسی که عمل کردند خوب هست وعاقبتش خیره ،حتی اگر منطقی نباشه حرف دل بامنطق خیلی فرق داره ،انشالله که خداوند کمک مون کنه تشخیصش بدیم ونجواهای شیطان وپس بزنیم وانجامش بدیم .
خداونداقدرت سپاسگذاری بیشتروبه مابده که هم فراوانی وبرکت وآرامش راداره ..
به نام رب جهانیان که همواره در حال هدایت و حمایت من است.
خدایا شکرت به خاطر وجود این سایت ارزشمند و الهی
خدایا شکرت به خاطر حضور استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربان
خدایا شکرت به خاطر سلامتی خودم و عزیزانم
خدایا من به هرخیری که از تو بهم برسه فقیرم.
امروز به لطف و اجازه ی خداوند این موهبت نصیب من شد تا این فایل رو گوش بدم و خداروشکر میکنم که این فرصت رو به من داد تا گوش کنم و تفکر کنم.
راستش من امروز صبح رفتم آزمایش بدم و نتیجه ش خیلی برام مهم بود. رفتم آزمایشگاه و برگشتم و فایل رو گوش کردم و شروع کردم به خوندن کامنت های زیبا و تاثیر گزار دوستان.
عصر پیامک نتیجه ی ازمایشم اومد و در کمال ناباوری نتیجه خوب نبود. اولش واقعا در حد ده دقیقه ناراحت شدم ولی یادم افتاد به صحبت های استاد عزیز و مقایسه کردم با شرایط خودم.
استاد تو این فایل میگن که شاید شرایط بروفق شما نیست و به ظاهر خوب نیست ولی ما باید به خدا و برنامه هایی که برامون میچینه اعتماد کنیم و آرام باشیم و صبر کنیم که قطعا خدا هوامونو داره و قراره اتفاق بهتری رو تجربه کنیم.
منم مدام به خودم یادآوری کردم که حواست باشه فرزانه خانم درسته که الان شرایط به ظاهر خوب نیست ولی به خدا اعتماد کن.
فررانه خانم امروز خدا داره ازت امتحان میگیره ببینه این همه فایل های توحیدی استادت رو گوش میدی میتونی تو زندگیت عملی کنی یا فقط حرف میزنی.
امروز وقتشه نشون بدی ایمانت چقدره.
شروع مردم ذهنم رو بردم سمت داشته هایم. هرچند نجواهای شیطان دست بردار نیست. مدام در گوشم میگه نمیخواد کامنت بنویسی تو که حالت خوب نیست. تو جواب آزمایشت بد شده. تو هیچ وقت بچه دار نمیشی و…
اما من تسلیم نمیشم و مدام میگم نه خداوند میخواد تو شرایط عالی تر به من بچه بده. خدا میخواد من رو خودم کار کنم و خودم رو پرورش بدم تا بتونم فرزند سالم تری به دنیا بیارم. خدا برنامه ی بهتری برام داره و من به خداوندم اعتماد دارم.
یادمه قبل آشناییم با استاد عباسمنش عزیز هرموقع میرفتم دکتر و جواب آزمایشات خوب نبود من با همسرم دعوامون میشد تا چند روز قهر میکردیم من بهونه میگرفتم و زندگیم تا چندروز داغون میشد ولی الان به لطف خداوند مهربانم کنترل ذهن میکنم.
نمیگم راحته اما امکان پذیره و واقعا آرامش میگیرم. امشب ازش کلی تشکر کردم و با عشق باهاش رفتار کردم.
واقعا خدایا هزاران بار شکرت که منو به این سایت و گوش دادن به این فایل ها و آگاهی های ناب الهی هدایتم کردی و اینجور غرق آرامشم کردی.
از استاد عباسمنش دانا و خانم شایسته ی فداکار هم تشکر میکنم که این فایلها رو با عشق برای هدایت ما اماده میکنن و به رایگان در اختیار ما قرار دادن.
استاد میخام خاطره ای رو براتون بگم که برای خودم جذاب بوده و فقط یکبار تو زندگیم اتفاق افتاده و از خداوند میخام که منو آسان کنه برا آسانی ها،
استاد عباس منش،ی آیه ای تو قرآن هست که میگه پروردگارا،مرا الگوی پرهیزگاران قرار بده،شما مصداق حال اون آیه اید،
داستان از اینجا شروع میشه که من تصمیم میگیرم روی خودم کار کنم،از قبلش توبه کرده بودم،روی خودم کار میکنم تو مکتب خود استاد عباس منش،چندی میگذره،من به یک مهمونی دعوت میشم،اونجا الکل مصرف میکنم ،فکر میکردم ک چیزی نمیشه،ولی استاد،من اون شب خیلی گند بار آوردم،فرداش شد،به من گفتن ک چ اتفاقاتی افتاده ،من اولش داشت شروع میشد بهم ریختنم،ینی حال فیزیکی ک داغون بخاطر مصرف الکل،ازاونورم خیلی گند بالا آورده بودم،تا ذهنم داشت شروع میشد ک بره سراغ ی عالمه افکار منفی،حرفای شما تو ذهنم اومد،آیه قرآن که میگه هنگامی که عذابی به آنها رسد مایوس میشوند،این آیه که هر ستمی بهتون میشه از جانب خودتونه،یجا انگار بهم نازل شد ک ی خط خط خداست ک سعادته،ی خط خط غیر خداست برا من ک عذابی خوار کننده نتیجشه،انگار درکش کردم،همون ک شما میگید یا خودتون یاد میگیرید یا جهان گوشتونو میپیچونه،خداروشاکرم ک اتفاق بدتر ازاون نیفتاد و من بااین ستمی ک ب خودم کرده بودم بتونم به لطف قدرت بی مثل خودش رد بشم،استاد،شما اینو باور میکنید ،اونروزا خیلی با خودم کلنجار رفتم،کلنجار ینی اینکه دهنمو منعطف کنم رو چیزایی ک حالمو خوب کنه،و به لطف الله موفق میشدم،ولی باز ترسه نیومد سراغم،ی ترسی حال بدی،ولی استاد،خیلی ازتون سپاسگزارم ک شما خودتون تونستید حال خودتونو خوب کنید و ایمانتونو ب خدا نگه دارید،ایمان خودش قوی تر میشه،فقط کافیه نگهش داریم،استاد خیلی آرومم،انگار جهان ساکته،شما خیلی خوبی،خداروشکر ک شما رو گذاشت تو مسیر زندگیم،ینی من تازه فهمیدم ذهن چجوری کار میکنه،استاد من امشب قدرت خدارو بیشتر درک کردم،خدا قبلاً خیلی بهم نشون داد قدرتشو،ولی امشب،اجابت کنندگیش،مهربانیش،و قدرتمندی بی مثلش ک اتفاقی ک میتونست خیلی فجیع بیفته رو با صحبت خیلی آروم حل کرد،و من تو اون صحبتا تو ذهن خودم داشتم میگفتم خدایا تو چقدر خوبی،تو چقدر میتونی مهربون باشی،من تواب بودن خدارو دیدم،من مهربونی خدارو دیدم،سلول ب سلولم میخاد ک تسلیم خدا باشم،استاد،من جزو اون کسانی بودم ک ب خودم ستم کردم ،ولی به هر خیری ک از جانب پروردگارم باشه فقیرترینم،خیلی خوب یادمون دادید،خیلی خوب زندگیو بهمون فهموندی استاد،استاد خدا هزاران هزاران برکت بده به زندگیت،از خدا خودشو برای خودم و هرکس ک میخادش بیشتر و بیشتر و بیشتر میخام،نا گفته نمونه ک تو همین پروسه ای ک تعریف کردم کلی اتفاقات مثبت به لطف پروردگارم افتاد ،خداروشکر ،خداروشکر،خداروشکر،اتفاقات مثبت بی نهایتن،به هزاران شکلن،و از خدا میخام،که منو هدایت کنه،منم میخام راه شمارو پیش بگیرم،ب خداوندی خدا ارزششو داره،دینمو باید به خداوند بدم،بدهکار خدام..من دیدم اینه،سپاسگزارم ازتون استاد،برای تموم ترویج یکتاپرستیتون،ان شالله من هم در این مدار قرار بگیرم،روزتون خوش استاد بزرگوار
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
وای خدا بالاخره نوشتن این فایل تموم شد و چه برکتهایی با خودش به همراه داشت!
1) ظهر در حال نوشتن این فایل بودم داشتم مینوشتم اگر بتونیم از سپاس گزاری به این احساس (فراوانی، سلامتی، آرامش، خوشبختی،ایمنی) برسیم همه چیز، همه کارها انجام میشه که مدیرمون بهم زنگ زد و بهم پیشنهاد چند جلسه کلاس خصوصی رو داد خب میخواستم همون موقع سجده کنم ولی با پسرم حرف زدم و یادم رفت، تا به اینجایی از فایل رسیدم که خدا میفرماید وقتی مسائلشون رو حل کردیم وقتی نجاتشون دادیم جوری برخورد کردند که انگار هرگز از ما درخواست نکرده بودند همون موقع سجده شکر بجا آوردم که خدایا شکرت این نعمت از طرف توست
2) رانندگی خانم شایسته رو تو جاده اونم تو بارون، دیدم و به فکر فرو رفتم قبلا هم رانندگی ایشون رو تو جاده دیده بودم اما این خواسته در من شکل نگرفته بود اما امشب داشتم به این فکر میکردم که اگر من هم تو جاده رانندگی کنم چقدر راحتتر میتونم برم مسافرت بخصوص که همسرم کمردرد داره، من قبلا چندبار تو جاده ی باغ و یکبار هم تو کمربندی شهر رانندگی کردم ولی هنوز ترس دارم، اون بار که تو جاده رفتم من و پسرم بودیم و رفتیم سراغ همسرم اون روز بلند صدای خدا رو شنیدم که گفت از تو شهر نرو از تو جاده برو تا به مقصد برسی خیلی هم راحت بود البته به خدا گفتم خدایا تو ماشین رو برون و فکر میکنم اینم رفت تو لیست خواسته هام تا با تجسم بتونم انجامش بدم البته هنوز خیلی کمرنگه ولی به هر حال شکل گرفته.
3) تو اپ قرآنی که تو گوشیم دارم اسم موسی رو سرچ زدم 131 بار اومده، نمیگم همشو ولی بعضی ایه ها رو خوندم و جالب بود که من نمیدونستم خدا به حضرت موسی گفته عصات رو به زمین بزن و از زمین 12 تا چشمه آب برای قومش دراومده
4) در مورد پسرم که خدا گفت «کی تو از ما دوست تر میداریش؟» خیلی سخته برام که بهش وابسته نباشم اما سعی میکنم این مصرع شعر رو مدام تو ذهنم بخونم و بگم به امان خدا بسپارش، نگرانی زیاد از حد نداشته باش.
خدایا کمکم کن تنها از تو یاری بجویم.
9مین گام توی مدار خودشناسی وخداشناسی وانسان سازی توحیدی ردپاواثر لیلا جان بارهبریت خداو2مین دوره ای که باخدابه این گام رسانده ایم.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
و سلام توحیدی به استادومریم جون وهمه ی همکلاسیهای عزیزم.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.
استادیعنی چپ میرم این فایل رو گوش میکنم.
راست میرم گوش میکنم پارسال بچه ها برای سفرکاری به اصفهان رفته بودندباعزیزدلم گوش می کردیم میگفت عزیزجان داستان موسی رو بذار.
خیلی عاشق این فایل هستم الهی توفیق بیشتری پیداکنین که ازاین دست فایلهابرامون درست کنین یعنی حتی نوشتن کامنتها برای این فایل باگریه س.
توکامنتهای دیگه گفتم حدوداشایدسال1396بودباعزیزدلم وخواهرقبل خودم ودختربزرگش رفتیم شمال ، بابلسر اونقدربه ماخوش گذشت که نمیتونم توصیف کنم.
ولی همون روزاول که رسیدیم دریامنوخواهرم ودخترش 3نفری درحال غرق شدن بودیم که خواهرم میگفت همونطورکه زیزآب کشیده میشدم دخترم رو هل میدادم بالای آب وگاهی هم دستشوبه من میرسونده که روی آب بمونم وباا یا بوالفضل ، یا ابوالفضل گفتن یک دست قدرتمندفقط متوجه شدم منو. هل دادجلوبه سمت ساحل چون یکم روآب خودمو نگه داشته بودم یک کوچولو شنابلدبودم البته توی استخر نه دریا ولی توی اون موج100٪نمیتونستم خودمونجات بدم فقط هلم دادوبقیه ی مسیرروخودم آمدم که یک آقای قدبلندواردآب شددستموگرفت ازآب بیرون کشیدولی اون مردقوی خواهرم ودخترش رو زیربغل زده ونجات داده بودوازاین نجات ازدریا چی پیغامی برای ماداشت؟
یکی اینکه شوهرخواهرم تشنجی بودودهن بین خانواده ش بودشایدول کن معامله نبود.اگه غرق می شدیم عزیزدلم خیلی موذب میشد .ویک دختردیگه هم توخانه داشت اون دختردق میکرد الهی شکرت که نجات پیداکردیم.
مهمترازهمه اینکه خدا معجزه کردو به من فرصت داده که منوبه خودم وخودش رو به من معرفی کنه بگه اینی که تورویاهات بودکه تورو از افکار کودکانه نجات داد. که تو اشرف مخلوقات هستی نه اون گاو وگوسفندچراگاهای برنامه کودک باشی بیاتا بقیه ی سفر را ازبهشت خاکی به بهشت ابدی توی بهشت سایت ببرمت پاکت کنم بشویمت لیلاخیلی حیف بایدمثل ابراهیم باشه بتها، فرعونهای درونش، غرور،ترس، نگرانی،ووووووووو همه رو ازبین ببره بعدبه فرکانس بعدی بریم هرچندکه هنوزخیلی اول راهم قدم برداشتم ولی ایاک نعبدوایاک نستعین میگم.من هنوز با تنهایی موافق نیستم.ازتنهایی وتاریکی قبر هنوزراحت نیستم خدایاتومراموردامتحان قراردادی تو خدایی خودت رو بلدی ولی من بچه ام خیلی خام هستم کمکم کن.
استاداون فایلهای صوتی که دارین گندمم ریختی تازر دهی و. اون فایل خدا به اندازه خواسته ی تو کوچک میشود رو بارهاگوش میکنم وفقط گریه ، گریه، گریه ،خب چی نتیجه ای می خوام بگیرم نمیدونم فقط میگم خدایاصبرم بده ازاینکه اون روزهااتفاقات به قول خودم تومملکت نورافشانی رخ داداصلا نترسیدم فقط می خندیدم.اون سالهاکه زلزله زیادمیومدنمیترسیدم باعزیزدلم وبچه هام پسرهستندخیلی ریلگس توخونه بودیم اصلابرای یک لحظه خونه رو ترک نکردیم گفتیم ازترس آواربریم بیرون اگه زمین دهان بازکنه چه کارکنیم ؟خب به زمین فرومیریم . اون زمان زلزله که باقانون جذب آشنانبودم.
این فایل روباولع که انگاریک آدمی که فرسنگهاراه توی بیابان راه رفته زیرآفتاب سوزان وبه چشمه ی آب رسیده عطش داره ونمی فهمه چطورآب بخوره اینطورعطش دارم این توحیدی ترین فایل برای زندگی من است واون فایل انرژی که نامش راخدانامیده ایم بااون فایل خداروبه من معرفی کردین که خداآدم نیست درهمین حدونمیگم من پرفکتم دیگه خداروشناختم نه!¡!!!
فقط نگاهم از انسانی خداتغییرکرده.
خدایاکمکم کن که آدم بشم یعنی خیلی مراعات میکنم رفت وآمدهانیم درصدشده فقط باسایتم می خونم ومی نویسم ولی خب آدممعمولی هستم.
گریه هاامونم نمیده ولی انگاراین کامنت هم مقصدنیست یک مسیربایدازش گذشت وبه ادامه ی دوره ی خودسازی ام بپردازم.الان مثل یک بچه ای که والدینش رو گم کرده والان بهشون رسیده اینطور کودکی شدم فقط از گریه دل میزنم وکامنت مینویسم خدایابرای استادم جبران کن آمین.
ازمریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی ام بی نهایت سپاسگذارم برعکس که بعضی کامنتهارومیگه چی داری که بنویسی؟؟!!!
ولی امشب میگه هنوزحالابه اون اصل رسیدی.خدایافقط توآرامم کن یاحق.دورت بگردم خدای محبوبم ببخش که من یک مشرک به تمام معنابودم کمکم کن جبران خسارتهای زندگی ام رابکنم ورهای، رهای، رهاازاین دنیاپربکشم بالذت بردن هم جهان رو برای خودم زیباکنم وهم ردپای زیبای توحیدی توی جهان بذارم ونام نیکم همه جابماندآمین.ببخشیدچشمام دیگه نمیبینه اگه غلط املایی دارم ولی ازاعماق کوآرکهای وجودم نوشتم.سعادت وسربلندباشین.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار
چند روز هست که خیلی حس های عجیبی رو تجربه میکنم . دخترم پرستاری داشت که خیلی خوب بود و ازش راضی بودم و متاسفانه به خاطر شرایط جسمی ، یکدفعه تصمیم گرفت که دیگه نیاد . خیلی ناراحت شدم . دقیقا حس هایی مثل ترس و ناراحتی رو تجربه کردم و نگران از اینکه پرستار بعدی فرزندم شاید خوب نباشه و …. و اینکه فرزندم چطور با نفر بعدی خو بگیره و خلاصه کلللی حس ها و فکر و خیال ها .
تا اینکه امروز سایت رو باز کردم و نشانه ی امروزم رو دیدم . مو به تنم سیخ شد . داستان حضرت موسی و مادرش نترس و نگران نباش . آروم شدم . آرومه آروم
ایمان دارم که خداوند حواسش به همه چی هست . فقط کافیه که نترسم و غمگین نباشم .
استاد عاشقانه دوستون دارم . ممنون به خاطر آموزش های خوبتون که زندگی من رو متحول کرده . از دوره دوازده قدم ، عزت نفس و قانون سلامتی معجزه هایی دیدم که اگه بخوام بنویسم خییییلی زیادن . خدارو سپاسگزارم به خاطر وجودتون و بودن شما و خانم شایسته عزیز
سلام بر استاد عزیزم
چندین روز است که در ترس و نگرانی به سر میبرم پر از نگرانی هستم
پر از ترس از آینده خودم و بیشتر فرزندان خردسالم
نا امید از آینده ترس از هر اتفاقی که نمیدانم چیست
به خاطر وضعیت بحرانی این روزها دوباره مشغول اخبار شدم و از سایت دور شدم
ندایی در درونم میکفت الان وقته امتحان است الان باید نشان دهی تو این یکسال چی یاد گرفتی الان باید شنیده هایت را به عملت تبدیل کنی و ….
تا اینکه به سایت امدم و هدایت شدم به این فایل که قبلا هم استفاده کرده بودم
ولی الان حس کردم خدا. داره از زبان شما به من صحبت میکنه همان طور که به مادر موسی صحبت کرد
که نگران نباش نترس ما مواظب کودکان تو هستیم همانطور که از اول بودیم
ما از تو بر آنان مهربان تر هستم
یادم انداخت که او فدرت مطلق است هیچ برگی به اذن او نمیافتد
چرا فکر میکنی سرنوشت تو و فرزندانت دست آمریکا یا اسراییل و یا ایران است
یادم داد که همان طور که موسی را از فرعون زمانه نجات داد به خاطر ایمان و توکل مادرش فرزندان تو را هم از نمرود و فرعون های زمانه نجات میده به انداره ای مه ایمانت و توکلت را حفظ کنی
نمرودهای این زمانه هم بدون اذن حدا قادر به هیچ کاری نیستند و کار من فقط و فقط افزایش ایمان و توکلم هست
با لحظه لحظه شعر پروین گریستم و توبه کردم از بی ایمانی این چند روزم که چیزی جز ترس و اظطراب برایم نداشت
الانم خیلی فاصله دارم و ادعایی ندارم که با شنیدن صدای موسک نمیترسم ولی از خدا میخوهم کمک کنه من در مسیر درست بمانم
فقط و فقط باید در مسیر درست باشم کار من فقط همین است بقیه کارها رو خودش درست میکنه
خدایا کمکم کن هدایتم کن من هیچی نمیدانم هیچی بلد نیستم
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
به نام الله یکتا
استاد عزیزم سلام
این فایل یکی از بزرگترین درس های زندگی من بود و مانند فرشته ای مهربان و دانا دوسال در کنار من بود تا من را موسی ی من را به قصر و بعد به پیامبری برساند
دوسال پیش به صورت غیر منتظره ای فرعونی قول پیکر و عجیب و غریب جسم و جان و ایمان فرزندم را تهدید کرد
وقتی فهمیدم اولین روزهای خیلی بی تابی و ناراحتی کردم ، این فرعون غولی بود که همیشه از آن می ترسیدم
غول اعتیاد
فرزند زیبا و دلبندم فرزند ورزشکار و مودبم به دست فرعونی خون خوار افتاده بود
دوسال تمام این فایل و این شعر بی نظیر در کنار من مانند فرشته ی نگهبان استاد و فقط به من می گفت هیچ کاری نکن تو فقط روی خودت کار کن ، چندین بار تلاش کردم از افراد مختلف کمک گرفتم ولی نتیجه ها کوتاه مدت بود و ناپایدار
روزها پیاده روی می کردم و می خواندم
گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشی بی ناخدای
وحی آمد این چه فکر باطل است
رهرو ما اینک اندر منزل است …..
صبح ها قبل از اذان صبح دستام رو به سمت آسمون می بردم و می گفتم
خدایا به فرزندم کیارش سلامتی جسم و جان و ایمان عطا کن
یک شب اون هدایت اومد و چند نکته مهم درباره کارم و بیزنسم بهم گفت ، با صدای بلند ازش پرسیدم پس کیارشم چی ؟ گفت :
به که برگردی به ما بسپاریس
کی تو از ما دوست تر می داریش
استاد نازنینم در آن لحظه به واقع کیارشم را رها کردم و به دستان پر قدرت الله یکتا سپردم و معجزه اتفاق افتاد
فقط سه روز بعد به صورت معجزه آسایی ورق برگشت
کیارش من نه تنها به صورت یکجا و یکباره به طور کامل ترک کرد حتی سیگار ، مشروب ، غذای ناسالم ، وردی منفی و حتی خوردن مواد غذایی مضر رو هم کنار گذاشت
بلکه به صورتی هدایتش کرد که در حال حاضر تمام وقت مشغول نماز مدیتیشن یوگا و کار کردن روی خودش و کمک به اعضا خانواده است
و جالب تر از همه اینه که کسانی که از موضوع اطلاع داشتن می گن با کیارش چی کار کردی
و من یک جواب می دم با اون کاری نکردم
من روی خودم کار کردم
بارها و بارها کیارشم دست و پای من رو می بوسه و می گه مامان ممنون که از خودت ایمان نشون دادی
الان دیگه با هم نماز می خوانیم باهم مدیتیشن و یوگا می کنیم با هم به شیوه قانون سلامتی زندگی می کنیم با هم فایل های استاد رو کار می کنیم و به صورت عادت می گیم به قول استاد …. به قول استاد ….
استاد عزیزم من و کیارشم و حتی پسر کوچکم سیاوش قدردان آگاهی هابی که شما انتشار می دید هستیم و این فقط یکی از هزاران هزار معجزه زندگی من بعد از آشنایی با شما بود
آرزوی ما دیدن شماست که ایمان دارم به زودی اتفاق می افته
به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند .
سلام استادجانم سلام مریم عزیزم ..
خدایاشکرت که این اجازه روبه استاددادی که این شعر پرازآگاهی وبرامون بخونه واقعا که به دل میشینه و چشمامون بارونی میکنه ..
استادعزیزم ازهر لحظه اززندگیتون درست استفاده کردید حتی موقعی که درمسیر هستید این زمان وفرصت دونستید وبرامون فایل ضبط کردید ،این جزلطف خداوندنمیتونه باشه …
به اندازه ای که سرمون مقابل خداوند پایین باشه درمقابل خلق الله سرمون بالاست ،،به اندازه ای که بپذیریم هرچی که داریم لطف خداونده اگه ایده ای هست ازطرف خداونده اگه کاری درست پیش رفته خداوندانجامش داده ،،چه قدر این شعر قدرت خداوند وبرامون به یادآورد زمانی هست که مامیگیم این آب این کوه یافلان اتفاق افتاد اگه نمی افتاد اگه دیریازود میشد این اتفاق نمیوفتادمثلا بارون نمیومد تواون لحظه یا دریاطوفانی نبود یا …..هرمسائل دیگه ای انگارمافک میکنیم دریا خودش دریاست کوه بااون همه عظمتش خودش کوهه انگار صاحب نداره خدایا ماروببخش انسان وقتی وقتی آگاهی داشته باشه خیلی چیزارو درک میکنه این که هرچی که درجهان هست مدیرو مدبرش پروردگاره هرکدوم برای ماموریتی درجهان هستند واونام شعوردارند وهمواره تسبیح گوی خداوندهستن خدایاشکرت ،،،
خدایاکمکم کن که همه ی قدرت وبه توبدم شرکی دروجودم ریشه نزنه همون ابتدای کار قبلا ازاین که حتی تودلم بکارمش جوونه نزده بکنمش بندازم دور خدایا من هنوز اول کارم ولی چقدر این مسیرخوبه چقدر آرامش دارم ولذت میبرم ..
مومن هیچ گاه نمیترسد ونگران نیست اگه ماتوکل داشته باشیم آرامش داریم ونگران نیستیم ونمیترسیم وخداوندکافیست برای ما…
خدایا تنهاتورامیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم توحواست به همه چیزهست به همه چیزتسلط داری این وبایدهمواره تکرارکنم وورودی ذهنم باشه ..تونزدیکی ،به فکرمایی ،عاشق مایی ،تنهافرمانروای جهان تویی،به ماالهام میکنی ،ماروکمک میکنی و….
خدایاشکرت واقعا این شعرزیبا خیلی کمکم کرد آرامش وآگاهی دادبهم خداروشکرمیکنم که من وهم فرکانس کرد بااستادومریم جان این دوفرشته ی توحیدی ..
چقدر عمل به الهامات مانندحضرت موسی که عمل کردند خوب هست وعاقبتش خیره ،حتی اگر منطقی نباشه حرف دل بامنطق خیلی فرق داره ،انشالله که خداوند کمک مون کنه تشخیصش بدیم ونجواهای شیطان وپس بزنیم وانجامش بدیم .
خداونداقدرت سپاسگذاری بیشتروبه مابده که هم فراوانی وبرکت وآرامش راداره ..
به نام خدای عشق ومحبت
خدایا دوست دارم
سلام واحترام به استادان عزیززم به الگو های بینظیرم
سپاسگذارم رب من که میتونم بنویسم
خدایا باتکتک سلولهای بدنم میخوام ازتوبنویسم
خیلی دوست دارم
واقعا باتوعشق میکنم باتو لذت میبرم باتو میخندم باتو چیزهای خوب را تجربه میکنم
خدایاممنونم شب میخوابم ودوباره صبح بیدارم میکنی
شب روروز میکنی وروزراشب
نفسهایی که میکشم چگونه میکشم قلبم چگونه میزند
درحیرتم
دلم میخواد بشینم تویه طبیعت و فکر کنم به حرف بزنم باهات
راجبه کارایی که برام کردی
وشکرت روبگم
خیلی دوست دارم تمام وجودم سرشارازآرامش توهست جز توکسی ندارم امیدم تویی و خوشحالم که به مسیری هدایت شدم که تورودارم میشناسم
انگار همه چی دارم
به نام رب جهانیان که همواره در حال هدایت و حمایت من است.
خدایا شکرت به خاطر وجود این سایت ارزشمند و الهی
خدایا شکرت به خاطر حضور استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربان
خدایا شکرت به خاطر سلامتی خودم و عزیزانم
خدایا من به هرخیری که از تو بهم برسه فقیرم.
امروز به لطف و اجازه ی خداوند این موهبت نصیب من شد تا این فایل رو گوش بدم و خداروشکر میکنم که این فرصت رو به من داد تا گوش کنم و تفکر کنم.
راستش من امروز صبح رفتم آزمایش بدم و نتیجه ش خیلی برام مهم بود. رفتم آزمایشگاه و برگشتم و فایل رو گوش کردم و شروع کردم به خوندن کامنت های زیبا و تاثیر گزار دوستان.
عصر پیامک نتیجه ی ازمایشم اومد و در کمال ناباوری نتیجه خوب نبود. اولش واقعا در حد ده دقیقه ناراحت شدم ولی یادم افتاد به صحبت های استاد عزیز و مقایسه کردم با شرایط خودم.
استاد تو این فایل میگن که شاید شرایط بروفق شما نیست و به ظاهر خوب نیست ولی ما باید به خدا و برنامه هایی که برامون میچینه اعتماد کنیم و آرام باشیم و صبر کنیم که قطعا خدا هوامونو داره و قراره اتفاق بهتری رو تجربه کنیم.
منم مدام به خودم یادآوری کردم که حواست باشه فرزانه خانم درسته که الان شرایط به ظاهر خوب نیست ولی به خدا اعتماد کن.
فررانه خانم امروز خدا داره ازت امتحان میگیره ببینه این همه فایل های توحیدی استادت رو گوش میدی میتونی تو زندگیت عملی کنی یا فقط حرف میزنی.
امروز وقتشه نشون بدی ایمانت چقدره.
شروع مردم ذهنم رو بردم سمت داشته هایم. هرچند نجواهای شیطان دست بردار نیست. مدام در گوشم میگه نمیخواد کامنت بنویسی تو که حالت خوب نیست. تو جواب آزمایشت بد شده. تو هیچ وقت بچه دار نمیشی و…
اما من تسلیم نمیشم و مدام میگم نه خداوند میخواد تو شرایط عالی تر به من بچه بده. خدا میخواد من رو خودم کار کنم و خودم رو پرورش بدم تا بتونم فرزند سالم تری به دنیا بیارم. خدا برنامه ی بهتری برام داره و من به خداوندم اعتماد دارم.
یادمه قبل آشناییم با استاد عباسمنش عزیز هرموقع میرفتم دکتر و جواب آزمایشات خوب نبود من با همسرم دعوامون میشد تا چند روز قهر میکردیم من بهونه میگرفتم و زندگیم تا چندروز داغون میشد ولی الان به لطف خداوند مهربانم کنترل ذهن میکنم.
نمیگم راحته اما امکان پذیره و واقعا آرامش میگیرم. امشب ازش کلی تشکر کردم و با عشق باهاش رفتار کردم.
واقعا خدایا هزاران بار شکرت که منو به این سایت و گوش دادن به این فایل ها و آگاهی های ناب الهی هدایتم کردی و اینجور غرق آرامشم کردی.
از استاد عباسمنش دانا و خانم شایسته ی فداکار هم تشکر میکنم که این فایلها رو با عشق برای هدایت ما اماده میکنن و به رایگان در اختیار ما قرار دادن.
استاد جانم سلام ،خانوم شایسته سلام،
استاد حس خیلی خوبی دارم،خود خدا کلمش انقد آرامبخشه خودش دیگه فراتر از ذهن انسانه،
استاد میخام خاطره ای رو براتون بگم که برای خودم جذاب بوده و فقط یکبار تو زندگیم اتفاق افتاده و از خداوند میخام که منو آسان کنه برا آسانی ها،
استاد عباس منش،ی آیه ای تو قرآن هست که میگه پروردگارا،مرا الگوی پرهیزگاران قرار بده،شما مصداق حال اون آیه اید،
داستان از اینجا شروع میشه که من تصمیم میگیرم روی خودم کار کنم،از قبلش توبه کرده بودم،روی خودم کار میکنم تو مکتب خود استاد عباس منش،چندی میگذره،من به یک مهمونی دعوت میشم،اونجا الکل مصرف میکنم ،فکر میکردم ک چیزی نمیشه،ولی استاد،من اون شب خیلی گند بار آوردم،فرداش شد،به من گفتن ک چ اتفاقاتی افتاده ،من اولش داشت شروع میشد بهم ریختنم،ینی حال فیزیکی ک داغون بخاطر مصرف الکل،ازاونورم خیلی گند بالا آورده بودم،تا ذهنم داشت شروع میشد ک بره سراغ ی عالمه افکار منفی،حرفای شما تو ذهنم اومد،آیه قرآن که میگه هنگامی که عذابی به آنها رسد مایوس میشوند،این آیه که هر ستمی بهتون میشه از جانب خودتونه،یجا انگار بهم نازل شد ک ی خط خط خداست ک سعادته،ی خط خط غیر خداست برا من ک عذابی خوار کننده نتیجشه،انگار درکش کردم،همون ک شما میگید یا خودتون یاد میگیرید یا جهان گوشتونو میپیچونه،خداروشاکرم ک اتفاق بدتر ازاون نیفتاد و من بااین ستمی ک ب خودم کرده بودم بتونم به لطف قدرت بی مثل خودش رد بشم،استاد،شما اینو باور میکنید ،اونروزا خیلی با خودم کلنجار رفتم،کلنجار ینی اینکه دهنمو منعطف کنم رو چیزایی ک حالمو خوب کنه،و به لطف الله موفق میشدم،ولی باز ترسه نیومد سراغم،ی ترسی حال بدی،ولی استاد،خیلی ازتون سپاسگزارم ک شما خودتون تونستید حال خودتونو خوب کنید و ایمانتونو ب خدا نگه دارید،ایمان خودش قوی تر میشه،فقط کافیه نگهش داریم،استاد خیلی آرومم،انگار جهان ساکته،شما خیلی خوبی،خداروشکر ک شما رو گذاشت تو مسیر زندگیم،ینی من تازه فهمیدم ذهن چجوری کار میکنه،استاد من امشب قدرت خدارو بیشتر درک کردم،خدا قبلاً خیلی بهم نشون داد قدرتشو،ولی امشب،اجابت کنندگیش،مهربانیش،و قدرتمندی بی مثلش ک اتفاقی ک میتونست خیلی فجیع بیفته رو با صحبت خیلی آروم حل کرد،و من تو اون صحبتا تو ذهن خودم داشتم میگفتم خدایا تو چقدر خوبی،تو چقدر میتونی مهربون باشی،من تواب بودن خدارو دیدم،من مهربونی خدارو دیدم،سلول ب سلولم میخاد ک تسلیم خدا باشم،استاد،من جزو اون کسانی بودم ک ب خودم ستم کردم ،ولی به هر خیری ک از جانب پروردگارم باشه فقیرترینم،خیلی خوب یادمون دادید،خیلی خوب زندگیو بهمون فهموندی استاد،استاد خدا هزاران هزاران برکت بده به زندگیت،از خدا خودشو برای خودم و هرکس ک میخادش بیشتر و بیشتر و بیشتر میخام،نا گفته نمونه ک تو همین پروسه ای ک تعریف کردم کلی اتفاقات مثبت به لطف پروردگارم افتاد ،خداروشکر ،خداروشکر،خداروشکر،اتفاقات مثبت بی نهایتن،به هزاران شکلن،و از خدا میخام،که منو هدایت کنه،منم میخام راه شمارو پیش بگیرم،ب خداوندی خدا ارزششو داره،دینمو باید به خداوند بدم،بدهکار خدام..من دیدم اینه،سپاسگزارم ازتون استاد،برای تموم ترویج یکتاپرستیتون،ان شالله من هم در این مدار قرار بگیرم،روزتون خوش استاد بزرگوار
خداااای من خدااااای من
آخه تو چقـــــــــدر بزرگی و من نمیدونستم
واقعا درک نکرده بودم
خدایا اصلا نمیدونم چی بگم، فقط پراز هیجانم
که چطور داره کارام راست و ریس میشه
چطور داری دستانت رو برای من روی زمین میفرستی
خدای من…..
من درخواست یه کسب و کار داده بودم از خدا
گفتم خدایا من هیچی بلد نیستم خودت کارمو راه بنداز
دستانت رو برای من بفرست
امروز که داشتم توی اینستا میچرخیدم
یه پست دیدم از یه آقاهی که عمده فروش لباس بود
و فقط رسالتش این بوده انگار که بیاد توی اکسپلور من
و راه رو بهم نشون بده
باورتون نمیشه دوره فروش و که از زیر صفر شروع کنی تا صد کا شدن پیج و فروش خیلی بالا واسه آنلاین شاپ رو
داره بصورت دوره میفروشه اونم چقدر؟
هرچقدر که توان داری از هزار تومن تا هرچقدر
باورتون میشه؟
اونم چه دوره ی بینظیری آخه
واااای خدا
بزرگیتو شکر
قربونت برم که اینقدر بفکرمی
من درخواست کردن بلد نبودم
وگرنه تو خدای نشدن هایی
تو خدای معجزه هایی
تو خدای ثروتمندی
چاکرتم خدا جووووووووونم
سلام. خوب هستید.
ببخشید من هم دنبال جای مطمئن برای همچنین دوره ای هستم.
اگر راضی بودید میشه آدرس پیج شون رو برام بفرستید.ممنون
برای فروش آنلاین و اینکه از صفر آموزش بدن.
خیلی لطف میکنید.
واقعا ممنون که کامنت میزارید و باعث میشوید با خوندن کامنت ها به هدف ها مون و سوالاتمون پاسخ داده بشه.