توحید عملی | قسمت 8

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم می‌کند. استاد عباس‌منش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دام‌های پنهانی برمی‌دارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگی‌ای سراسر خوشبختی محروم می‌کند.

مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بت‌پرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروه‌های مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را به‌واسطه قوانینش به شما تفویض کرده) می‌گیرد و به عوامل بیرونی می‌دهد.

استاد با اشاره به بحث‌های علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش می‌دهند که:

مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه می‌گویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت می‌دهد.

اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفته‌اید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانی‌تان از تغییر آن شرایط را جمع‌آوری می‌کند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.

در این مسیر، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی می‌کند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.

دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما به‌واسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگی‌ای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگی‌تان سریعاً بهبود پیدا می‌کند.

در ادامه، استاد عباس‌منش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح می‌دهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.

ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، به‌دنبال بهانه می‌گردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهن‌تان می‌گوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، می‌گوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، می‌گوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل می‌کنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح می‌دهند که چگونه برخی افراد، سخت‌گیری والدین را عامل بدبختی می‌دانند، درحالی‌که برخی دیگر رفاه و آسان‌گیری بیش‌ازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی می‌کنند. این نشان می‌دهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا می‌دهد. تا زمانی که شما به‌دنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بسته‌اید.

در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان می‌دهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، می‌تواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر می‌رسد. درس بزرگ این است:

تنها زمانی نتایج تغییر می‌کنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.

برای درک عمیق‌تر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید می‌شود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشه‌های شرک خفی (احساس بی‌ارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک می‌کند و قدرتی را در وجود شما بیدار می‌کند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکست‌ناپذیر، قدم بردارید.

بخش دیگری از این آموزش تکان‌دهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرت‌های پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروه‌های مخفی، خانواده‌های خاص یا قدرت‌های شیطانی جهان را کنترل می‌کنند و مانع موفقیت شما می‌شوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباس‌منش هشدار می‌دهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود می‌کنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بوده‌اند، نشان می‌دهد که باور به این قدرت‌های پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجه‌ای نداشته است.

توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ می‌دهند) از درخت نمی‌افتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه می‌کنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب می‌کنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسان‌های شریف، فرصت‌های بی‌پایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما می‌خواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانس‌های شما پاسخ می‌دهد، نه به واقعیت‌های خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودی‌های ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید می‌دهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.


تمرین این قسمت:

انجام این تمرین می‌تواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:

الف) چه باورهای محدودکننده‌ای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرت‌های جهانی) داده‌اند؟

  • این باورهای شرک‌آلود، چه موانع یا ناخواسته‌هایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
  • به‌محض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرک‌آلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
    چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفته‌اند؟
  • چطور به‌خاطر آن باورهای شرک‌آلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفته‌اید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی داده‌اید؟

ب) وقتی آن باورهای شرک‌آلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)

  • بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرک‌آلود قبلی کنید؟
  • و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟

نوشتن این تجربیات، نه‌تنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک می‌کند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواسته‌هایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2431 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به خودم…

    سلام به اینجا و هرکسی اینجاست…

    خدایا شکرت برای فرصت بودن در این مامن امن و توحیدی ام، خدایا شکرت برای نوشتن برای گوشی ام، برای اینترنت…

    خدایا شکرت برای وجود استاد عباسمنش عزیز و ارزشمندم

    خداروشکر برای اون تماس تلفنی استاد با یکی از آشنا هاشون

    و صحبت با موضوع اینکه “دانشمندان گفتن که شادی و احساس خوشبختی به ژنتیک ربط داره.. ”

    • فایل با صحبت در مورد مفهوم شرک ادامه پیدا میکنه.

    ✓ شرک به چه معناست؟!

    شرک نقطه مقابل توحیده

    تعریف کامل، جامع و کوتاهی از شرک: شـــرک قدرت دادن به عوامل بیرونــیـه

    مثل: قدرت دادن بنی اسرائیل به فرعون شرک محسوب میشه، قدرت دادن یک فرد در جامعه به مافوقـش، یا هر فردی شرک محسوب میشه.

    قدرت دادن به آدم، شرایط یا در اون مثال ژنتیک شرک محسوب میشه که اون شرایط رو تعیین میکنه، اون خوشبختی ما رو تغییر میده، اون عامله مهمه و… اونه که قــدرت داره بهش میگوییم شرک.

    • تنها گناهی که در قرآن بهش اشاره شده که بخشیده نمیشود، شرک هست.

    ✓ مغز اون دلیل و عامل رو میره پیدا میکنه تا به اون عامل خوشبختی یا بدبختی منه.

    ✓ به جایی اینکه دنبال این باشم که ببینم دانشمندان چی میگن، دنبال این برو که چــه باوری عامل اون اتفاق یا شرایط میشه، چه باوری!!!

    ✓چه نوع فکری، چه نوع باوری به من کمک میکنی فارغ از اینکه چه کسی می گوید.

    مواظب باش که چه چیزی رو می پذیری، چه چیزی رو باور میکنی مــغــز ما همیشه در شرایط سخت دنبال مقصر هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 656 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت همه عزیزان

    شرک قدرت دادن به عوامل بیرونیه

    تنها گناهی که بخشیده نمیشود شرک است

    اگر گوشه ی ذهنمون به عامل بیرونی رو قرار بدیم که توانایی داره یه سری شرایط رو برامون رقم بزنه،تو روزهای سخت مغزمون خیلی راحت اون عامل رو پیدا میکنه و میگه این شرایط سخت مالی یا سلامتی یا روابطی یا …. بدلیل وجود اون عامل بیرونیه .

    به جای اینکه ببینیم دانشمندا چی میگن بیایم ببینیم چه باوری میتونه به ما کمک کنه

    باید ببینیم چه نوع فکری و باوری به من کمک میکنه فارغ از اینکه چه کسی اون حرف رو میزنه.

    مواظب باشیم چی رو میپذیریم و چی رو باور میکنیم ، چون مغز ما تو شرایط سخت همیشه دنبال مقصر میگرده. مغز ما همیشه دنبال اینه که بگه من مشکلی ندارم و دیگران مشکل دارن.

    وقتی خودم رو عامل همه چی بدونم ، اونوقته که دنبال راهکار میگردم و پیداش میکنم ، وقتی عامل رو از بیرون بدونم و بپذیرم همینه که هست و از من کاری بر نمیاد، اونوقت کاری هم برای رفع مساله نمیکنم و اون مساله هم هیچوقت حل نمیشه و همیشه باقی میمونه و هر بار هم بدتر از قبل میشه و من در احساس قربانی شدن بیشتر و بیشتر فرو میرم و نتیجه ارسال این فرکانس احساس قربانی بودن ، دریافت بیشتر و بیشتر اتفاقاتی است که این احساس رو در ما بیشتر ایجاد میکنه و این گرداب همیشه ادامه داره و مارو بیشتر در خودش فرو میبره.

    مغز ما بسیار راحت فریب میخوره باید مواظب باشیم از چه حرف هایی تاثیر میپذیریم، حرف هایی که باورهای قدرتمند کننده رو در ما تقویت میکنه که چرت و پرت هایی که باورهای توحیدی مارو تضعیف میکنه و احساس بدی در ما ایجاد میکنه ، این وظیفه ی ماست که مواظب این ورودی ها باشیم و اولا هر حرفی رو نشنویم و دوما وقتی هر حرفی رو باور نکنیم ، چون ممکنه با باور کردن یه حرف اشتباه مسیر زندگیمون تغییر کنه و از رسیدن به خواسته ها درومون کنه .

    ما در خیلی از مسائل به خاطر اینکه خودمون حرکت نکنیم دنبال یه عامل بیرونی میگردیم که بگیم تقصیر ما نیست!

    وقتی ما میفهمیم مغز چجوری کار میکنه و در هر شرایطی دنبال مقصر میگرده نباید ورودی هایی بهش بدیم که قدرت رو از ما میگیره و میگه تو این شرایط و جامعه و … نمیتونی به موفقیت برسی ، دادن یا ندادن ورودی دست ماست اگه داریم هر ورودی چرت و پرتی رو به ذهن میدیم مقصر ماییم ، داریم به خودمون ظلم میکنیم و نتیجه اش هم مشخصه!

    اگه بپذیری که یه عاملی که دست تو نیست مثل ژنتیک در زندگیت اثرگذاره ، چجوری میخوایی ژنتیک رو تغییر بدی؟!

    اگه بپذیری دولت ایراد داره چجوری میخوایی دولت رو تغییر بدی؟!

    اگه بپذیری کودکی تو عامل موفق نشدنه الانته چجوری میخوایی کودکیت رو تغییر بدی؟!

    معلومه که نمیتونی و میپذیری و به همین راحتی میگی همینی که هست!

    دنبال این باش چه باوری به من کمک میکنه، نه چه چیزی دانشمندا و بقیه میگن ، درست چیزیه که به من کمک میکنه!

    اگه باور داشته باشی پول کمه ، کلاهبردار زیاده ، دختر و پسرا خائن هستن ، با این خانواده نمیشه ، با این شغل نمیشه و …. همینو تحربه میکنی و تو زندگیت اتفاقاتی میفته که این باورهاتو تقویت بکنه و بگه اره تو درست فک میکنی!

    ببین چی بهت کمک میکنه ، احساس ناامنی بهت میکنه یا احساس امنیت؟

    خبری که میگه اوضاع خیلی بده بهت کمک میکنه یا خبری که میگه اوضاع اونقدرا هم بد نیست؟!

    در تمام ابعاد میشه تغییر کرد اما اگه ورودیهارو کنترل نکنیم و هر حرفی که قدرت رو از ما میگیره و به عوامل بیرونی میده رو باور کنیم واقعا کار سخت میشه برای تغییر .

    اگه میخوایی تغییر کنی باید باور مناسب براش داشته باشی ، اگه باورت اینه که پول نیست خیلی کار سخته که بتونی پول بسازی . و اگه باور رو تغییر بدی و بگی هر روز ثروتمندا دارن بیشتر میشن ، هر روز خونه های لاکچری بیشتر میشن ، ختی تو روستاها هم تلویزیون 60 و 70 اینچ دارن ، هر روز تعداد ماشینای لوکس بیشتر میشه ، و …..پس ثروت هست اگه من ندارمش چون باورهام مشکل داره و باید تغییرشون بدم.

    باید بفهمی چرا باید کاری بکنی و چرا نباید کاری رو نکنی ، باید منطق رو پیدا کنی و به این برسی عامل درونی همه کار رو میکنه نه عامل بیرونی .

    فقط اون چیزی رو باور کن که بهت کمک میکنه ، حتی اگه پروفسور هاوکینگ مخالفش رو میگه!

    جهان در هر لحظه پاسخ میده به فرکانس های ما، اونچیزی که در زندگیت تجربه میکنی آیینه تمام نمای باورهاته.

    ما به راحتی قدرت رو از خدا میگیریم و میدیم به غیر خدا اونوقت میگیم چرا زندگیم درست نمیشه!

    اگه فک میکنی یک عامل بیرونی تو زندگیت تاثیر میزاره تو درست فک میکنی و اگه فک میکنی هیچ عامل بیرونی تو زندگیت تاثیر نداره بازم تو درست فکر میکنی چون تو اون چیزی رو تجربه میکنی که باور میکنی ،باوری که در عملکرد تو مشخص میشه ، در لایه های زیرین مغزت ساخته شده و نتیج نشون میده تو چی رو و به چه اندازه باور کردی !

    من اصالتا کورد هستم و از زمان دانشجوبیم به بعد سال هاست دارم در تبریز زندگی میکنم وقتی اومدم اینجا نه زبونشون رو بلد بودم نه چیزی از فرهنگشون میدونستم ، چیزی که شنیده بودم این بود که نژاد پرستن و با غریبه هاخوب نیستن ، خود خدا شاهده که من توی این ده پونزده سالی که اینجام از این مردم فقط محبت و لطف دیدم ، و همیشه هم ازشون تعریف کردم و تحسینشون کردم به خاطر باورهای ثروت سازی که دارن و چقدر ازشون یاد گرفتم و چقدر مردم بی کینه و بی عقده ای هستن و باعث شد منی که خیلی مقاومت داشتم در بخشیدن و کینه رو تو دلم نگه میداشتم این اخلاق بدم رو بزارم کنار و قلبم رو بزرگتر کنم، چقدر این سالها لذت بردم از زندگی در این منطقه و بین این مردم و چقدر از همه لحاظ پیشرفت کردم

    خود اهالی اینجا وقتی تعریف و تمجیدهای منو از این شهر و مردمش میشنون تعجب میکنن ، میگن دیگه اینجوری هم نیست که تو میگی ، ولی دقیقا همینجوریه که میگم و از روزی که اومدم این باور رو آگاهانه شکل دادم که اینجا و مردمانش فوق العاده ان و همونم شد و اینقدر اتفاقات مثبت افتاد و هر روز میفته که این باور منو بیشتر و بیشتر تقویت کنه و من هرچقدر خاطراتم رو شخم هم بزنم یه دونه اتفاق ناجالب از مردم این دیار تو ذهنم پیدا نمیکنم ولی از خوبی هرچی بگم کم گفتم ، وقتی به شهر محل تولدم مسافرت میکنم چند روز بیشتر دلم نمیخواد بمونم و دلم برای اینجا ، شهری که بهش مهاجرت کردم تنگ میشه و بعد سه چهار روز برمیگردم ، من این باور رو ساختم و زندگیش کردم ومیکنم و لذتش و میبرم و الان میبینم هر جای دیگه ی دنیا هم بخوام زندگی کنم به لطف خدا و با ایجاد همین باورها میتونم بهترین اتفاقات و بهترین ادم هارو سر راه خودم قرار بدم و لذت از زندگیم رو دو چندان کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی

    وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَٰهٌ وَفِی الْأَرْضِ إِلَٰهٌ

    ——————————————————————————————————————————————————————————

    سلام به استاد ابراهیمی عزیزم سلام به استاد مریم خوشگل و یک سلام هم به دوستانم در این خانواده بزرگ

    مریم جون ازت سپاسگزارم بابت فیلمبرداری این بهشت زیبا آسمان آبی با ابرهای بی نظیرش، دریاچه با اون موج های ریزش و رنگ سبز بی نظیری که آدمو محو خودش می کنه انعکاس این همه زیبایی در دریاچه وای عاشق این صحنه آخر شدم کلبه چوبی روی اب با بک گراند اون همه درخت و سرسبزی عجب تضاد قشنگی آبی و سبز هیچ وقت از دیدن پارادایس و زیبایی هاش سیر نمیشم به خودم گفتم آزاده ببین این یه گوشه بی نهایت کوچک از نعمت و فراوانی هست که خدای بزرگ به بنده ای که ایمان واقعی داره و متوکل هست میده

    واقعا شرک چیه؟ مگه شرک چیه که خدا در قرآن گفته همه گناهان می بخشم الا شرک آخه چرا وقتی به یگانه خالق هستی، دارنده تمام قدرت ها، صاحب فضل عظیم دسترسی دارم برم دنبال اون بنده ای که مثل خودم هست اون هم مخلوق هست چرا برم دنبال مدیرم و به قولی مجیزشو بگم که اضافه کار سقف رد کنه مگه اون روزی دهنده هست؟ چرا حس و حال خوبمو به وجود پارتنر، همسر و فرزندم گره میزنم مگه خدا برام کافی نیست؟

    این تکه رو دارم به خودم میگم که منی که به ناب ترین آگاهی های کائنات دسترسی دارم منی که خداوند بزرگ یکی از خواسته هام که هدایت بوده با قرار دادن در این جمع و مسیر داده نباید مشرک بشم نباید منی که الگوی بی نظیری مثل استاد و مریم جون دارم مشرک بشم مدام باید استاد و حرف هاشون، نتایج بی نظیرشون جلوی چشمم، توی گوشم باشم و مدام مراقب ذهنم باشم

    جمله طلایی چه نوع فکری، چه نوع باوری بهم کمک میکنه؟

    وقتی خودم رو خالق صددرصدی شرایط، موقعیت ها، افراد و هر آنچه که در زندگیم هست بدونم یه قدرتی برای موارد نادلخواه پیدا می کنم ولی اگر دلایل به شرایط بیرونی ربط بدم دچار عجز و ناتوانی میشم و دیگه ناامید میشم چون تغییر خارج از من هست و من بر شرایط بیرونی کنترلی ندارم

    باید حواسم به خوراکی به مغزم میدم باشه چون مغز من همیشه بدنبال مقصر در شرایط سخت هست و مدام دنبال بهونه های واهی هست که بعنوان باور پذیرفتیم اینکه الان دیگه دلار گرون شده مهاجرت کردن غیرممکن کی میگه مگه میشه کسی نباشه که در همین اوضاع هم مهاجرت نکرده باشه یا آقا دیگه شرایط جوری شده که باید دنبال این باشم ببینم نتیجه مذاکرات چی میشه خیلی جالب از دیروز بحث داغ مذاکرات همه جا نقل مجالس شده امروز همکارم اومد پیشم و گفت خبر داری نتیجه مذاکرات چی شده؟ منم بهش گفتم من اصلا دنبال اخبار نیستم و نتایجشم برام مهم نیست تو دلم قند اب شد ولی اینو بلند نگفتم به خودم گفتم مذاکره چیه؟ اقا من خودم خالق زندگیم هستم با باورهای درست و تمرکز بر زیبایی ها و هدایت کانون توجهم هر انچه که بخواهم میسازم

    استاد این باور که بعضی ها اب هم میخورن چاق میشن خیلی زیاد و رایج هست و طرف قبول میکنه من میخوام ولی نمیتونم لاغر شم ما ارثا همه چاقیم کاریش نمیشه کرد یه لحظه به این حرف شک نمی کنیم آخه مگه میشه من چیزی رو بخوام و نتونم تو زندگیم خلقش کنم یعنی تا حالا هیچ شخص چاقی که خانواده چاقی داشته نتونسته لاغر بشه؟ کلا ذهن ما برای اینکه به آرامش برسه دنبال راه دررو هست و مدام شرایط بیرونی کاوش میکنه تا یه دلیل منطقی از نظر خودش بیاره تا از شرایط سخت فرار کنه دوست نداره درگیر چالش بشه

    منم آغازِ هر پایانِ خویش، طلوع و شامِِ این ایمانِ خویش.

    اگر دنیا شود سخت و غبار، منم که تیره کردم روزگار.

    نه باد از من، نه باران از فلک، دل است این چشمه‌سارِ بی‌نمک.

    جهان آینهٔ دل‌هامان است، هر آنچه می‌بینیم، از جان‌مان است.

    اون چیزی که پذیرفتم رو در واقعیت زندگیم تجربه می کنم باید بدنبال باورهایی باشم که به من کمک میکنه و به من قدرت میده در خلق شرایطم

    چطوری که پول برای یه عده کم هست ولی برای یه عده زیادی نیست آخه مگه برای خدا فرقی داره مگه نمیگیم خدا عادل پس چطور به یه عده میده به یه عده نمیده نخیر این حرف ها نیست بریم دنبال اون فکرهایی که تا به الان تو ذهنمون بوده و مدام برای خودمون به شکل های متفاوت تکرار کردیم

    هر روز تعداد ثروتمندان داره بیشتر میشه الان تو هر خونه ای تقریبا دو تا ماشین هست بر خلاف قبل که یک شخص ماشین داشت و کل فامیل باید جابجا می کرد برای ساختن باورها خیلی راحت میتونیم با یه مقایسه بین شرایط و دوره ها باور درست استخراج کنیم ثروت زیاد ولی من باورم این که ثروت کم پول درآوردن سخت و …. چرا با این باورها خودمون رو محدود می کنیم چرا تجربه زندگی دلخواهمون رو از خودمون میگیریم؟

    گفتن باورهای درست اتفاقی رو رقم نمیزنه باید برای این ذهن منطق بیارم تا دهن شو ببندم و ساکت بشه تو زندگی باید چیزی رو باور کنیم که بهمون کمک بکنه نه باورهایی که فقط بهمون احساس ناامیدی و یاس بده و به این باور برسیم که خدا اینون برام میخواد این منطق اگر با الگو و عمل مطابق با اون باورهای مناسب باشه نتایج کم کم وارد تجربه زندگی مون میشه

    قبلا که میگفتن هر آدمی یه پیشونی نوشتی داره و من هم انگار فکر می کردم تلاشم فایده نداره سرنوشتم از قبل مشخص شده ولی از وقتی که با این آگاهی ها با استاد عزیز با شما دوستان گلم اشنا شدم یه حس قدرت پیدا کردم که بدون اجازه و خواست من چیزی وارد زندگیم نمیشه همه چی از درون من نشات میگیره و من به خدا وصلم من تکه ای از خدا هستم چه حسی داره که تو خالقی تو قدرت خلق آینده و اکنون داری خدایا شکرت

    در پناه خدای مهربونی که تمام قدرت ها از آن او هست موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2081 روز

    سلام و درود به استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان سایت.

    خدایا ازین که با گوش دادن به این فایل مو به تنم سیخ شد ازت سپاسگزارم واقعا ازت سپاسگزارم بابت آگاهی هایی که من امشب دریافتشون کردم. اینقدر ازین صحبت های استاد مات و مبهوتم ، گیجم واقعا نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم.

    انگار که تا الان ی عینک باشیشه های بخار گرفته روی چشمم بوده و گفته های استاد ی انگشت کشیده باشه روش و من به عرض اون انگشت شفافیت داشته باشم از تصویرم چون میدونم بقیه تمیز کردنش با خودمه ولی اون شفافیت منو مبهوت خودش کرده.

    استاد من واقعا شمارو تحسین میکنم تلاشتونو، انگیزه و اراده بسیار قویتونو در ساختن باور های درست ، در عمل به قوانین خداوند که نتیجه اش الان دستی از خداوند هستید برای رسوندن این آگاهی ها به هزاران نفر.استاد واقعا از شما سپاسگزارم برای اینکه به ما نشون دادید میشه و اگر برای شما شده پس برای ماهم میشه.

    پاسخ سوال الف:

    واقعا اینقدر زیادن که نمیدونم از کجا شروع کنم بزرگترینش که فکر میکنم الان خیلیا درگیرش هستن وضعیت اقتصادی کشور هستش، مسئولین و تصمیماتشون، قیمت دلار و طلا هستش، اخبار جنگ که این روز ها احساس آرامش و امنیت و ازمون گرفته.

    این باور باعث شده هرجا که میرم با هرکسی که صحبت میکنم این صحبتا باشه که همه چیز گرون میشه، مردم دیگه هیچی نمیتونن بخورن، قیمت های یک هفته پیش رو با الان مقایسه میکنن که چندین برابر شده وای مامانم دیوونه مون میکنه بسکه از قیمتا میگه که وای چقدر گرون شدن وای از حالا دیگه باید رعایت کنیم و کمتر بخوریم که گشنه نمونیم در حالی که وضعیت حالی پدرم خوب رو به بالا هستش و اصلا ندار نیستن ولی یجوری غر میزنه که انگار چند ماهه گوشت نخورده مثلا و واقعا با حرفاش حال آدمو بد میکنه من زیاد دوست ندارم کنارشون بشینم زمانی که این حرفارو میزنن ولی خب الان میدونم که کار من ایراد داره و با اینکه دوست ندار بشنوم این چیزا رو اما بازم تجربه اش میکنم.

    مثلا باز تا اسم جنگ و این حرفا میاد سریع احساس نا امنی میکنیم احساس اینکه الان دیگه بیچاره شدیم ، دیگه آواره و بدبخت یا شاید کشته بشیم، دیگه هیچی گیر نمیاد بخوریم و در کل بگم هنوز هیچ خبری نشده تقریبا هممون فلک زده ترین حالت ممکن که ممکنه برامون پیش بیاد و تصور میکنیم و بیشتر احساس نا امنی میکنیم. مثلا همین مامانم تا اسم این شرایط میاد بدو میره کیلو کیلو، کارتن کارتن ، گوشت و روغن و مرغ و برنج و … هرچیزی که فکرشو کنی میگیره میاره خونه و به آدم استرس میده و توی این که من پذیرفتم اگر مسولین فلان کارو نکنن و دلار بره بالا ما بدبختیم، دیگه نمیتونیم خونه و ماشین مورد علاقه مونو بخریم. اگه فلان کارو نکنن و جنگ بشه ما بدبخت میشیم مسیولین فلان کشور میتونن به ما آسیب بزنن میتونن مارو بدبخت کنن میتونن آرامش مارو بگیرن و اون موقع اس که آدم احساس ناتوانی و عجز بسیاری میکنه چون من نمیتونم کنترل کنم دولت کشور خودمو یا کشور مقابل و من نمیتونم قیمت دلار و گوشت و مرغ و فلان و کنترل کنم پس من نمیتونم به خواسته ها و هدف هام برسم من نمیتونم خوشبخت بشم دقیقا وقتی به این چیزا آدم فکر میکنه افکار منفی بیشتری سراغش میاد که بیشتر دست و پاشو میبنده و کلا دیگه جسارتی برات نمیذاره که بخوای تغییر کنی.

    پاسخ سوال ب :

    من زمانی که باردار شدم و متوجه شدم که باردار هستم نابود شدم بخاطر اینکه فکر میکردم دیگه بدبخت شدم دیگه نمیتونم کار کنم دیگه نمیتونم ورزش کنم دیگه نمیتونم برای خودم وقت بگزرونم و آزادانه بگردم و من تبدیل میشم به یک مامانی که مدام توی خونه س و از کارش بیرون اومده، وقت نمیکنه بره آرایشگاه و به خودت برسه و کلا یک تصور ژولیده بودن و افسرده بودن از خودم داشتم توی سه ماه اول بارداریم یکم که گذشتبا خودم میگفتم نگران نباش هر چیزی یک راه حلی داره تو هم میتونی مامان خوبی باشی هم کار کنی هم به خودت برسی و ازون موقع شروع کردم دیدمو عوض کردن و واقعا به حرف های بقیه بی توجه بودم که همشون بهم میگفتن تو خیلی خوشخیالی بذار به دنیا بیاد بعد میفهمی! و من واقعا بی توجه بودم بهشون.

    تا اخر بارداریم تا 9 ماهگی کار کردم توی دوران بارداریم کلاس های مختلف میرفتم برای کارم که آپدیت باشم و بسیار فعال تر از قبل شده بودم و بسیار پر انرژی و پر انگیزه بودم و هرروز شرایط برای من بهتر و بهتر میشد.

    بعد زایمانمم هرجایی که به چالشی برمیخوردم به خودم میگفتم حتما یک راه حلی داره و براش راه حل پیدا میکردم و خداوند شرایط رو جوری برام چید که لذت میبردم ازینکه یک مامانم و ایقدر فعالم اینقدر پر انرژی ام اینقدر تلاش میکنم و هیچ شباهتی به اون تصوری که از خودم میکردم نداشتم و جالبیش اینجا بود که انگار پسرمم با من همکاری میکردو میگم که شرایطی که واسم پیش میومد و افرادی که توی زندگیم حضور داشتن به لطف خدا همش کارو برای من آسون میکردن که خیلییییا حسادت میکردن و انگ اینکه تو مادر خوبی نیستی و به من میزدن چون من مثل اون شرایط اونقدر سخت و بد رو تجربه نکرده بودم.وقتی مرور میکنم این خاطراتو واقعا غرق لذت میشم خدایا شکرت که هدایتم کردی ازت سواسگزارم که آسونم کردی برای آسونی ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    عبدالقهار بشیری گفته:
    مدت عضویت: 89 روز

    بنام خدایی بی نهایت مهربان وحکیم

    من از خودم بگویم اولاً خالقم را بی نهایت سپاس گذارم که منرا به این مسیر هدایت کرد به سایت استاد عزیزم این اولین کامنت من هست واقعاً با گوش دادن به صحبت های استاد خیلی احساس آرامش پیدا میکنم احساسی اینکه خدایم بی نهایت عادل است و این از تقسیر ماست که عوامل بیرونی را قدرت میدهم من از تجربیات خودم این بود من در سن بیست سالگی خیلی آرزو داشتم قرآن کریم را حفظ کنم و از جامعه و بعضی دوستانم می‌شنیدم که قرآن را هر کسی حفظ کرده نمی‌تواند اگر در تا سن ده الی پانزده سالگی حفظ نکردی بعد از آن نمی‌توانی دیگر باور غلط اینکه از قوم ما کسی نمی‌تواند که قرآن را حفظ کند و خلاصه که آموختن قرآن سخت است و من آنوقت به لطف خدایی مهربان اینها را نپذیرفتم و توانستم که قرآن را حفظ کنم بسیار به آسانی و حالا من بیست پنج ساله هستم از خدایم میخواهم که در استمرار ورزیدن در این مسیر یکتا پرستی منرا کمک کند و به استادی عزیزم و تمام هم سایتی هایم صحت ثروت و عزت را از خالقم میخواهم آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    شقایق الف گفته:
    مدت عضویت: 207 روز

    سلام،از خودم بگم که این حرفها رو تجربه کردم و روزی از خدا خواستم که هدایتم کنه به مسیر درست چون واقعا تلاش میکردم به خدا نزدیک بشم ولی نتیجه مطلوب نبود چون بهم گفته بودن ادمهایی وجود دارن که انرژی خوار هستند باید ازشون دوری کنی سیاهی همه جا هست و تورو تحت تاثیر خودش قرار میده جز اضطراب در جاهای شلوغ و فرار از جمع چیزی همراه نداشت واقعا با ترس همه چیزو میخوردم که نکنه با مواد غذایی هم مارو میخان کنترل کنند،ولی الان که متوجه شدم چه قدرتی دارم وخداوند چگونه عمل میکنه و اصلا توحید چیه نمیگم به آرامش مطلق رسیدم نه ولی خیلی از قبل بیشتر شده چون دقیقا قبلا که فکر میکردم انرژی بقیه منو تحت تاثیر قرار میده همین اتفاق میفتاد و بدن دردهایی میگرفتم که تا به قوله پاکسازی نمیکردم و دوش نمک نمیگرفتم خوب نمیشدم ،فکر میکنم اینکه مراقبه ورودی هامون باشیم وحرفهای خوب بزنیم تا باورهای خوب بسازیم خیلی متفاوته با اینکه صرفا وجوده یک نفر بخواد به ما سیاهی بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Fakhri گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    ننم خیلی زیاد شرک دارم

    هر وقت از خدا دور میشم بدتر میشه

    ولی مدام از خدا میخوام شرکهای ذهنی منو نابود کنه

    واقعا چقدر حال ادم بد میشه وقتی ب خودش تکیه میکنه یا ب دیگران

    که هم من هم دیگران هیچ قدرتی نداریم

    اما وقتی تمام قکرت وذهنت دنبال خداست و فقط او رو قدرت میدونه اون قدرت عظیم کمکش می کنه

    این احساس تکیه ب قدرت بزرگی ک حمایت کننده هست خیلی حال ادمو خوب می کنه

    امید انگیزه نشاط شیرین میده ب قلب و ذهن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مروارید💗 گفته:
      مدت عضویت: 1132 روز

      عزیزم چقدر قشنگ گفتی دقیقا امروز داشتم به خودم میگفتم مروارید دلیل اینکه حال تو بد شده بخاطر اون موضوع نیست بلکه بخاطر شرک توعه

      دقیقا هروقت از خدا دور میشم حالم بد میشه بعد همش میگم چرا حالم بد شده من که دیگه مشکلی ندارم بعد میرم دنبال دلیلش و هر سری ته ته ته داستان میبینم بخاطر دوری از خداوند و دنبال تایید دیگران بودن یا روی دیگران حساب کردنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    عارف ابوذری گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    خدایا شکرت با این آگاهی استاد ممنونم چقدر لذت بردم ازاین فایل خیلی زیبا بود مخصوصا اون قسمت ماتریکس این فایل های اینستاگرام و اشخاصی که دنبال این هستند یه موضوعاتی رو پیدا کنند تا مردم گول بزنند و حزب کنند و ی تخیلات پوچ و الکی بدن که آره هیچ کس قدرت انتخاب نداره آدما از قبل انتخاب کردند که چیکار کنن واین حرف ها همون موقع که این مطلب شنیدم تعجب کردم پس افکار ماچی میشه این حرف استاد که ما میتونیم جهان خودمون خلق کنیم با افکارمون چی میشه این کجای جهان وجود داره پس چرا خدا به ماعقل داده چرا میگه که ما اشرف مخلوقاتیم وقتی هیچ قدرتی نداریم همون موقع بود که فکر کردم که اینستاگرام بدرد نمیخوره و پاک کردم خدارو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1181 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    یه مورد شرک خفی که تو این چند روزه به لطف خدا پیدا کردم تو وجودم این بود که من در گذشته وقتی بیکار می‌شدم و کاری نداشتم به دوستان افغانستانی که در کشورمون کار میکردن و مقصر میدونستم ومیگفتم این‌ها اومدن و کارها رو انجام میدن وکاری برای ما نیست والان با گوش دادن به فایل های توحیدی خدارو شکر این شرک خفی کمرنگ تر شده و میگم من باید رسالت شغلی خودم و پیدا کنم و هر کسی رسالت شغلی خاص خودش و داره ومن عامل نداشتن شغل وکار هستم نه برادران افغانستانی

    یه مورد شرک دیگری که داشتم گیر دادن به دولت و ترامپ بود اونها رو یه مدت مقصر مشکلات ام میدونستم و الان وقتی می‌بینم کسی به دولت گیر میده من سکوت می‌کنم و به خودم میگم ما‌ خودمون مقصر مشکلات هستیم نه دولت و هر عامل بیرونی

    واقعا شرک بسیار خفی هست ومن باید اینقدر این فایل ها رو گوش بدم تا ملکه ذهنم بشه و در هر مشکلی کوچک و بزرگ فقط بگم من مقصرم من مسئولم من خودم با فرکانس ها وباورهام این مشکل وایجاد کردم خودم هم درستش می‌کنم با فرکانس های خوب و باورهای درست

    خدای عزیزم دوره احساس لیاقت و هم در زمان مناسب برای من تهیه کن و تمام شرک های خفی که در ذهنم هست و تبدیل به توحید و یکتاپرستی کن

    خدایا لحظه ای من و به حال خود رها نکن

    خدایا توحید و یکتاپرستی و در قلب و ذهن من جاری کن

    خدایا من و تبدیل به انسانی موحد و یکتاپرست و بنده مخلص خودت کن

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم مارا به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان

    استاد عزیزم وخانوم شایسته از شما هم بی نهایت سپاسگزارم برای تهیه این فایل ها

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و توحیدی و یکتاپرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    اسماعیل عین بیگی گفته:
    مدت عضویت: 603 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ‌به نام خالق نگرش

    با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز و‌سرکار خانم شایسته و همه دوستان خوبم در سایت جامع عباسمنش

    استاد یکی از مساعل ای خیلی تاکیدا در موردش به صورت خیلی واضح میگین ، بحث شرک هست اش – ‌ و تو این دسته فایل های « توحید عملی » و بخصوص ((‌ اجرای توحید در عمل )) که خودش یک دوره تخصصی شناخت شرک و راه های مقابله و توانایی با این گناه بخشیده نشدنی توسط خداونده .

    من خودم را میگم و هنوز ام واقعا گاها به خیلی موضوعات و مطالب و اتفاقات و زندگی روزمره و خیلی مساعل ، یه جوری شرک هست و به چشم میخوره و بنظرم یک موضوع ریشه ای شده واسه ما و حقیقتا دیکه تو ایرانم به خاطر سیستم آموزش ‌ و … که از قدیم خودتون بارها باز کردین …این مساعل بوده و هست و خواهد بود …

    ما هم که هر جی جلوتر میریم و آگاهی های شما و قوانین بهتر درک می‌کنیم و تکاملی بهتر ام درک می‌کنیم …. بازم میشه گاها ، مغز ام چند دقیقه ای ضعیف میشه و مساعلی را قوی تر ( شرک )را میبینه ….

    ولی خدایا شکر …. الان دیکه خیلی کمتر شده و اگر هم اتفاق بیوفته چند دقیقه و ثانیه ای. و سریعا آگاهانه قوانین ثابت به یاد میارم و توحید و شرک و با قلب ام درک میکنم و واقعا حس آرامش میگیرم و همه چیز رها میکنم….و کم کم تو این تمرکز و استفاده از توجه به نکات مثبت و بهبود رو جلو با اهرم را بیشتر احساس میکنم و در نتیجه :

    واسم اتفاق میافته ‌ اون موضوع که تونستم تو اون لحظه بهش فکر نکنم و اعراض کنم و شرک نورزم … برام راهش باز شده و هر روز ام این مساعل بیشتر میبینم و احساس میکنم و برام پیش میاد

    و خوشحالم که قوانین واسم اتفاق میافته و وقتی میفهم ام انرژی و قدرت روح و جسم ام بیشتر میشه و انرژی هم درونم و بیدارتر میشه ‌ و منو تو مسیر رو به جلو و تمرینات و ام جامه عمل میپوشونه و قدرت این اکاهی ها را بیشتر درک میکنم و این مسیر ابدی هست ….

    خدا جون شکر به خاطر عظمت ات و این که زندگی را آسان کردی، شکر

    از شما هم برای همه این سال‌های ‌ این موضوع کلیدی که واقعا به ندرت تو این قرن و سال و دنیای امروزی که هوش مصنوعی ام هست – مساعل مربوط به توحید و شرک را باز نکرده و نمیکنه و سر هم در نمیاره ….

    استاد جان ، به نظر من : سواد قرآنی که شما آموزش میدین ناب ترین آموزش قرآنی ه در دنیا اسلام و جهان ه …. من ازتون قدردان و سپاسگذارم و بهترین را براتون میخوام .

    با احترام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: