اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آقای عباس منش سلام، صبح تون بخیر، واقعا خوشحالم که اون لحظه موعود رسید که از نتایج بگم واستون، همه چیز زندگی ام تغییر کرد وقتی خدا رو اونجور که بهم نشون دادید شناختم، وقتی یادم دادین مگه کسی هم هست که بگه من اشتباه نکردم و از ته قلبم بخشیدم همه رو مثل خداوند غفور، وقتی رب را واسمون معنی کردید، وقتی به جای قضاوت غلط پولدارها بگیم اگه اون تونسته به این معنیه که منم میتونم، وقتی به جای باور کمبود و تمرکز به ناخواسته ها باور فراوانی و توجه به خواسته ها رو واسم معنی کردید، وقتی بهم یاد دادین که بتونم با خدای درونم ارتباط برقرارکنم، اخ که چقدر این ارتباط زیباست، وقتی که بهم یاد دادین با مثال هاتون که علی فقط روی خدا حساب کن، وقتی تاکید کردین حتی روی خودت هم حساب نکن، وقتی گفتین با خدا باش و پادشاهی کن با خودت باش و هر چه خواهی کن، وقتی که گفتین هر خیری که به ما میرسه از طرف خداست، من باور کردم که ثروت از طرف خداست، شما گفتین اعتبار هر چی را به خدا بدید، وقتی گفتین شکر گزاری تکثیر کننده ی نعمت هاست، من عاشق سپاسگزاری از اون انرژی پاک شدم.
من الان که براتون مینویسم از در و دیوار واسم پول میاد، حالم عالیه، تو کوهستان تو یه کشور عالی هستم، هر لحظه م با خدا هستم، باهاش عشق بازی می کنم، نیاز به هیچ کس و هیچ چیز ندارم که حالم خوب باشه. من از این اسب مراد پیاده نمی شم، ایمان دارم به یگانگی رب العالمین، ایمان دارم که خداوند همه چیز و همه کس را خلق کرده و بر آنها قدرت داره، ایمان دارم که در هر لحظه منو حمایت و هدایت می کنه و من محتاج و نیازمند حمایت ها و هدایت های خداوند هستم، آخه اون منبع رزق و ثروت و علم عالم را داره، آخه اون وهابه و من دیدم وهابیتش را. آخه من یه قطره هستم از وجود خداوند و او اقیانوس بی انتهاست، من می بینم که عظمتش عالم را پر کرده و عطر عدل و نظم ش را به وضوح حس می کنم. من بارها به خودش گفتم با تمام این تفاسیر من که را باید بپرستم و روی کی باید حساب باز کنم؟!
پاک و منزهی تو و فرار از اطاعت تو غیر ممکن است. امیدوارم که مرا از صالحین و پرهیز کاران بیابی.
آقای سعادتی سعادت بر در خانه شما نشسته است و این لطف وبزرگی خداوند را شکر گذار باشیم که فقط خدا برای هر بنده اش کافیست روزهای سخت زندگیمان نباید خدا را فقط یاد کنیم عاشقی با معبودم باید همیشگی باشد .
عالی نوشتید امیدوارم زندگیتون به زیبای فامیلتان در از سعادت وخوشبختی وثروتی روزافزون باشد .در پناه امن و امان الهی .
زندگی در همون کودکی و نوجوانی به خوبی حساب نکردن روی آدم ها را به من یاد داد. فقط کمی طول کشید تا دریابم روی چه قدرتی باید حساب کنم :
استاد عزیزم اگر شما از همون کودکی یاد گرفتین که نباید روی آدم ها حساب کرد من چهل سال طول کشید تا این رو فهمیدم
اگر شما کمی طول کشید تا بفهمین روی چه قدرتی باید حساب کنین من با شما خیلی زود فهمیدم که باید رو چه قدرتی حساب کنم
اگرچه این جمله ها ی من وشما ظاهرا متضاد هستن ولی هردوشون یک مفهوم رو منتقل میکنن و اون توحید و یکتاپرستیه شما خودتون به این رسیدین چون الگوتون ابراهیم پیامبر بود و من از طریق شما به این رسیدم
خداوند رو سپاسگزارم که من رو هدایت کرد به جایی که فهمیدم هم حساب نکردن و هم حساب کردن رو.
اگرچه قسمت اول رو خیلی دیر بهش رسیدم ولی همین دیر رسیدنه خودش الخیر فی ما وقع بود چون یکی مثل استاد عباس منش زودتر از من بهش رسید و الگو شد برا من تا من خیلی زودتر قسمت دوم رو متوجه بشم و الان ترکیب این دو قسمت شده معادله توحید برای من:
توحید = حساب نکردن روی آدم ها + حساب کردن روی خدا
یک لحظه که به این معادله نگاه کردم با خودم گفتم آگر آدم روی آدم ها حساب نکنه خب حتما روی خدا حساب میکنه پس چرا این معادله اینجوری به من گفته شد که بنویسم؟!!
ی کم که فکر کردم یادم اومد که من الان این رو طبیعی میدونم که اگر روی آدم ها حساب نکنم روی خدا حساب میکنم اما قبلا که برا من اینجوری نبوده !!! چون به قول استاد بعضی وقتها آدم میدونه که نباید روی آدم حساب کنه اما نمیدونه که ی کسی دیگه ای هست که میتونه روی اون حسا ب کنه و اصل ماجرا همین جاست .پس این معادله ای که به من الهام شد دقیقا باید به همین شکل نوشته بشه .چون اگر قسمت دوم نباشه آدم سرگشته و حیران میشه
بعدش با این معادله حرفهای استاد در مورد موفقیت یادم اومد:
موفقیت حاصل انجام ندادن خیلی از کارهای اشتباه و انجام دادن خیلی از کارهای درسته
و اینجا توی این معادله حساب کردن روی آدم ها اون کار اشتباهیه که من باید انجام ندم و حساب کردن روی خدا اون کار درستیه که من باید انجام بدم تا نتیجه که توحیده بوجود بیاد
و چقدر ساده و قشنگ با این معادله دارم مفهوم توحید رو درک میکنم .مفهومی که دو ساله برام آشناست. دو ساله دارم گوش میدم و حالا دارم قشنگ درکش میکنم دارم مزه مزش میکنم درست مثل غذاهایی که بارها میخوردمش اما چون تمرکز نداشتم روش مزش رو احساس نمیکردم اما وقتی تمرکز می کنم و مهمتر از همه مهم تر از همه و مهمتر از همه گرسنه هستم خیلی بیشتر مزش رو حس میکنم و خوردنش حالم رو خوب میکنه
ـآره من مدتیه که گرسنه هستم . گرسنه ی آگاهی هایی که توی فایل های رایگان و دوره دوازده قدمه من اینا رو قبلا خورده بودم اما چون تمرکز نداشتم و خیلی هم گرسنه نبودم و خیلی هم مدارم بالا نبود فقط میخوردمشون اما الان دارم مزه مزشون میکنم چه لذتی داره این مزه مزه کردن. مرحله بعد جذب کردنشونه که اگر خوب اتفاق بیفته می شود آنچه که باید بشود!!!
بعد از اون جمله ی اول استاد که خودش هدایتی شد برای شروع کردن کامنتم رسیدم به جمله ی:
توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازهی او به ربّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان میگذارد.
بعد بر میگردم به قبل از آشنایی خودم با استاد:
و میفهمم که مشرک واقعی بود چون میخواستم برا دیگران و مخصوصا مرحوم مادرم خدایی کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چون فکر میکردم اگر من نباشم اون نمیتونه زندگی کنه و همین شرک باعث شد که از اون منطقه ی کوچکی که درش زندگی میکنم مهاجرت نکنم سفر نکنم تا خودم روتجربه کنم و واسه همین از دنیایی که مدام در حال پیشرفت بود عقب موندم و رویاهام رو به فراموشی سپردم
و بعدش جمله:
ما که انتظار نعمتهای بیشمار را داریم، باید از خود بپرسیم چقدر توانستهایم این نگاه توحیدی را داشته باشیم؟!
باید اعتراف کنم که قبل از آشنایی با استاد چیزی به اسم توحید و نگاه توحیدی در من وجود نداشت واسه همین کاملا واکنش گرا بودم به عوامل بیرونی .این عوامل بیرونی بودن که زندگی من رو رقم میزدن نه من. و نتیجه هم مشخص بود :
عدم روود نعمت ها به زندگیم
وبه خاطر همین بود که تا مرز افسردگی عمیق پیش رفتم
به همین خاطر بود که در استرس و اضطراب دائمی قرار داشتم
به خاطر همین بود که مدام توی آتیش بودم و هر چی خدا خدا میکردم ولی این آتشه هیچ وقت گلستان نشد چون من ابراهیمی نبودم و انتظار بیجا داشتم از خدا
آخه گلستان شدن آتش لیاقت میخواست
آخه گلستان شدن آتش رسیدن به یقین رو میخواست
آخه گلستان شدن آتش اتصال خود درون به خدای درون و بیرون رو میخواست
و من هیچکدوم از اینها رو نداشتم
و واسه همین عین اسپند روی آتیش بودم و با هر اتفاقی دود از کلم بلند میشد
هدف اصلی زندگی من شده بود تامین خوراکی که گرسنه نمونم و دستم پیش دیگران دراز نشه
هدف اصلی من شدن بود فراهم کردن پوشاکی که فقرم رو بپوشونه
هدف من شده بود تهیه مسکنی که توش قایم بشم تا خستگی ها و تشویش هام رو توش کسی نبینه
اگر اونموقع کسی ازم میپرسید خدا کیه قرآن چیه میگفتم بابا اینا کیلویی چند؟!!!!!
اما حالا من دیگه اون من نیستم .من الان اصلا شباهتی با اون منی که بالا توصیفش رو کردم نداره
آره استاد راست میگه:
من الان جز سیزدهم قرآنم .اولین باره که دارم قرآن رو میخونم که بفهممش اونم چند ماهی میشه و بعد از شروع دوره دوازده قدم . توی این سیزده جز حتی یک آیه تاکید میکنم حتی یک آیه راجع به دغدغه مالی پیامبران ، کسب و کارشون ، خوراکشون، خونه هاشون ندیدم
وجمله استاد:
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند:
آره قرآن همش داره از توحید و یگانه پرستی دم میزنه و اونجاهایی هم که داستان تعریف میکنه و مثال میاره همش به این ختم میشه که خدا یکتاست و قادر مطلق اونه هر کی این رو باور کنه بهشت دنیا و آخرت نصیبش میشه و هر کی این رو قبول نکنه عذاب و جهنم این دنیا و اون دنیا رو برا خودش میخره.
مثالهای قرآن همش برا فهمیدن اصل یکتاپرست بودن و مشرک و کافر نبودنه و چه همزمانی خوبی شده اومدن این فایل روی سایت با رسیدن من به سوره ابراهیم آیه 8اونجایی که موسی میگه:
و موسی [به بنی اسرائیل] گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید [زیانی به خدا نمی رسد]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است
آره خدا به ایمان من نیازی نداره من اگر خداوند رو باور کنم دارم در حق خودم لطف میکنم و درها ی نعمت و رحمت رو به روی خودم باز میکنه پس اگر عاقل باشم حتما این کار رو انجام میدم و اگر نادان باشم قطعا کافر میشم و به خودم بدی می کنم:
وصف حال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند [این گونه است] اعمالشان مانند خاکستری است که در یک روز توفانی، تند بادی بر آن بوزد [و آن را به صورتی که هرگز نتوان جمع کرد، پراکنده کند] آنان نمی توانند از اعمال خیری که انجام داده اند، چیزی [برای ارائه به بازار قیامت جهت کسب ثواب و پاداش] به دست آورند؛ این است آن گمراهی دور.
وقتی این دو سال بودن با استاد رو مرور میکنم میبینم که:
توی این مدت من فقط و فقط روی خودم و باورهام متمرکز شدم نه روی شیوه های جلب مشتری و تبلیغات و غیره و نتیجش داره این رو ثابت میکنه که مشتری ها من رو پیدا میکنن و دستان خدا برام تبلیغ البته به اندازه ای که کار کردم وعمل کردم
توی این مدت اونقدر خودم رو زیبا می بینم که نیاز به هیچ جراحی ظاهری ندارم اونم منی که قبلا از ظاهر خودم خوشم نمی اومد ولی الن احساس جوانی میکنم
توی این مدت خودم رو از فضای مجازی کشیدم بیرون هرچند قبلا هم خیلی اهل اینکار نبودم و الان کاملا اومدم بیرون جوری که اصلا از داخل کشور خبری ندارم .تمام سعی من اینه که به خاطر کار کردن روی خودم لایک بگیرم نه برا تایید دیگران. حتی این هم قبلا برام ی جور دیگه ای بود .یعنی اگر از استاد لایک میگرفتم خوشحال میشدم اگر نمی گرفتم ناراحت. اما الان خیلی وقته که برام عادی شده و رضایت درونیم برام مهم شده.هرچند اگر لایک بگیرم خوشحال میشم اما نه اینکه ذوق مرگ بشم ی جورایی طبیعی شده برام و واکنش خاصی ندارم بهش.
توی این مدت دو سال فقط یکبار مریض شدم که اونم سرما خوردگی بود فقط
چون کم کم و آرام آرام باورکردم که من بخشی از خدایی هستم که ذاتش فراوانی و سلامتی و ثروته
چون باور کردم اگر رابطم با این نیرو خوب بشه همه چیز به صورت طبیعی وارد زندگیم میشه
و الان با این فایل دارم این باورها رو بیشتر تقویت میکنم چون مدار درکم رفته بالاتر و درکشون برام راحت تر شده.
البته که این باور کردنه انتهایی نداره. ابتدا داشت و ابتداش آشنایی من با استاد بود اما انتهاش میرسه به اون خدای بی انتها
سلام لیلا جان عزیز. همینکه فامیلیت رو دیدم یاد یکی از هم اتاقیهای دوران دانشگام افتادم که اسمش عفت بود .دختر خیلی نازنینی بود قطعا شما هم نازنینی که من این فرکانس رو از فامیلیت دریافت کردم. منم به شما تبریک میگم که با وجود اینکه هنوز ی سال نشده که وارد این سایت خدایی شدی خیلی قشنگ داری تکاملت رو خیلی زود طی میکنی و این رو من از کامنت هات دریافت میکنم. در پناه خدا هر روز توحیدی تر بشی عزیزم
نمیدونم چی بگم فقط میخوام بگم که چقدر عمیق بود و اشکمو جاری ترین کرد
چقدر با تمام عشقت
با تمام احساس عالی اتصالت هدایت خداوند رو گرفتی و نوشتی جان من
نسرین نازنینم چقدر تحسینت میکنم برای این تغییر بی نظیرت
چقدر کیف میکنم برای این عشقت
عاشقتمممم عشق دلم
بی نهایت تحسینت میکنم برای این منی که اکنون غرق خدا شده
اکنون خداگونه تر شده
اکنون توحیدی تر و حل شده در این توحیده
من محو شدم در جای جای نوشته ی خدایی ات
چقدر قشنگ گفتی عشقم
که اگه رابطه مونو با خداوندمون وصل تر و وصل تر بشه اگه این رابطه رو عمیق تر و توحیدی تر کنیم به صورت بی نهایت طبیعی و لاجرم تمام نعمت و ثروت و ارامش که همش خودشه وارد زندگیمون میشه
چقدر لذت بردم عشق من
و میبالم به این نسرین جدیدم
نسرین پر عشقم
عاشقتم زیبای من
الهی که هر لحظه از اینم عالی تر و عاشقانه تر بری جلو و غزق عشق خداوندت باشی
الهی که خداوند ره گشای مسیرت باشه به سمت نعمت ها و زیبایی ها و ثروتها
سلام بر پرنسس الای خدایی من. خداوند رو سپاسگزارم که این کلمات رو بر زبانت جاری میکنه و اونها رو به سمت من میفرسته که ایمان و یقینم به مسیرم هر روز بیشتر و بیشتر بشه. پرنسس خندان من هنوز فاصله ی فرکانسی زیادی رو باهات حس میکنم و واسه همین هم ممکنه کلماتی که خداوند بر زبان من جاری میکنه به مدار تو نرسه اما همین که میدونم منم یروزی به این مدار میرسم امید و انگیزم بیشتر و بیشتره میشه . ممنون که بازم کامنتم رو خوندی و انرژی سرشارت رو نصیبم کردی . در پناه خدا خدایی تر بشی عزیزم
سلام دوست عزیزم زهرا جان. بله قطعا همین طوره و بچه های فعال سایت از کامنتهاشون میشه سیر تکاملیشون رو درک کرد. ممنونم از شما دوست عزیز که کامنت هات رو به اشتراک میذاری و من از خوندنشون لذت بردم و میبرم. در پناه الله یکتا شاد باشی و سعادتمند
اولین باربودبعدازشنیدن فایلتون اینقدرگریه کردم ،گریه ای ازسرشوق ازسرخیال راحتی که بهمون دادید.نمیدونم چی بگم میخوام تشکرکنم اماتشکرکلمه کمی میخوام یه کلمه ای بهتربزرگتربگم اماپیدانمیکنم.
فرق شماباهمه استادهااینه به آنچه میگیدایمان دارید.من نزدیک ۱۰۰تافایل ازشماشنیدم هیچ چیزضدونقیضی توحرفاتون نیست هیچ چیزی نیست که من شنونده بگم این که جمله اش درحدحرفه یا….هرچی بیشترمیگذره بهترحرفاتون رومیفهمم.بهترخدارومیشناسم و ترس وغمم روزبروزکمترمیشه .دیگه نه به مشاوراحتیاج دارم نه انواع متخصصها.یه آرامشی کودکانه یه آرامشی ساده .مردمان ودنیاانگارتوی هاله ای هستندکه سروصداشون ازدورمیاد.
استادشماخیلی ساده حقیقت رومیگید.یعنی درواقع حقیقت ساده است .یاداین جمله ازیک دانشمندی افتادم الان اسمشون یادم نیست شایدانیشتن بودندنمیدونم ؛به یک دانشمنددیگه ای گفتنداگه نظریه که اثبات کردی روبتونی برای مادربزرگت شرح بدی واون بفهمه یعنی تواون نظریه وفرمول رو خوب فهمیدی.
حالاهم شمااستاداون دانشمندی هستی که حقیقتی که دریافتیدروبرای مااینقدرساده وقابل فهم میکنید. باآرزوی سلامتی وخوشبختی برای شماوهرآنکس که دوستش دارید.?
این روزها تحول درونیه شدیدی در من اتفاق افتاده که نتونستم اونو برای شما بازگو نکنم. از آشناییه من با استاد روزهای زیادی میگذره ، یادم نمیره روز اولی که با سایت آشنا شدم چه حال و روزی داشتم و تویه چه جهنم بزرگی که بخاطر فراموش کردن خدا ساخته بودم داشتم دست و پا میزدم، البته خودم فکر نمیکردم که خدارو فراموش کردم چون نماز میخوندم و ساعتها بخاطر بدبختیام با خدا دردو دل میکردم و های های گریه میکردم، شده بودم یه آدم ترسو که همرو برتر و قدرتمند تر از خودم میدیدم و فکر میکردم افسار زندگیه من دست بقیه ی آدم هاست و اونا میتونن به راحتی بهم ضربه بزنن. خدای من حتی به زور یادم میاد اون روزارو ، خیلی برام کمرنگ شدن، شروع کردم به گوش کردن فایلهای استاد ساعتها گوش میکردم ، کم کم قوی شدم اعتماد بنفس گرفتم، کم کم به خودم اهمیت دادم ، دیگه از حرفا و کارای اطرافیانم نترسیدم، انقدر تغییر کردم که اطرافیانم از این همه تغییر در عجبن ، آدمهای منفیرو از خودم دور کردم، کم کم باورهام عوض شد ، آگاهیهای جدید شکل گرفت، هر بار سعی کردم قبل از هر حرف و عملی اول قانونو در نظر بگیرم که طبق اون عمل کنم ،آروم آروم تغییراتم کامل شدو کامل تر شد تا اینکه چند روزه که کاملا دگرگون شد، احساس میکنم با تمام وجووووووودم خدارو حس میکنم، با تمام وجودم خوشحالم ، پر از انرژیه مثبتم ، انقدرررررر خوشحالم که دلم میخواد فریاد بزنم که همه ی عالم بشنوه که خدا جوووونم دوستت دارم، که منو به مسیر درست هدایت کردی، که منو از جهل نجاتم دادی، حالا اشک میریزم اما نه از ناراحتی بلکه از سر شوق. سراپا حس سپاسگزاری دارم و هر اتفاقی که بیافته دیگه نمیشکنم بلکه با دیدن تضادها خواسته هامو میبینم و به کمک خدا بدستشون میارم.
دیروز بعد از سپاسگزاری از خدا فقط بعد از یک ساعت یک تلفن و قرار کاریه مهم از یک شرکت بسیار بزرگ به من شد که این برای بقیه حتی خوده چند سال پیشه من یه چیز غیر ممکن و باورنکردنی بود اما اتفاق افتاد و این تازه شروع کارها و برنامه های منه.
دلم میخواست این حس فوق العادمو با خانواده ی عزیزم به اشتراک بذارم. استاد مهربونم نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم نمیدونم ، آرزو میکنم همیشه سلامت باشی ،مرسی مرسی مرسییییی ، خانم شایسته ی عزیزم مرسی از زحماتتون بابت دوره ی فایلهای استاد، با اینکه بارها اونهارو گوش داده بودم اما دوباره که شروع کردم به دوره کلی مطلب جدید یاد گرفتم. با سپاس فراواااااااان
مرسی دوست خوب و هم فرکانسیه مهربونم , مرسی که وقت گذاشتین برای مطالعه ی دیدگاه من . خیلی از پاسختون انرژیه مثبت گرفتم , همین باعث میشه با تمام وجود تو مسیر اهدافم قدم بردارم و نتایجمو با شما خانواده ی خوبم قسمت کنم. برایتان آرزوی سلامتی و خوشبختیه بی انتها دارم
این فایل، فایل نشونه ی امروز من بود. بارها این فایل رو قبلا گوش کرده بودم.
این نگاه توحیدی یکی از مهمترین چیزهایی بود که من از استاد یاد گرفتم.
امروز قبل از اینکه این فایل رو ببینم داشتم فکر میکردم یکی از دلایلی که وقتی استاد حرف میزنه و من راحت میتونم بپذیرم جدا از نتایج بزرگی که دارن، فکت اوردن از قرانه در کلامشون.
فکتهای قرآنی بسیار در درک من و آرامش درونی من کمک میکنه. میگم اینا کلام قرآنه. اینا حاصل خوندن چند صد کتاب موفقیت و تجربیات آدمهای موفقه. تلفیقی عالی که به آدم کمک میکنه.
آگاهیی های این فایل واقعا برای من کمک کننده بود و کمک کننده هست.
من بسیار آدم مشرکی بودم و هنوزم نمیتونم بگم همیشه ایمانم رو زندگی میکنم.
ولی خب خیلی بهتر شدم.
من تو زندگیم به پدرم، به مادرم، به قوانین جامعه، به دوستانم، به محدودیتهایی که جامعه برای خانواده ی ما ایجاد کرده بود و… قدرت داده بودم.
ولی از وقتی این فایلها رو شنیدم، این کلام که قدرت فقط دست خداوند عالمیانه.
اینکه هر کسی خودش خالق زندگی خودشه.
هیچ کسی در زندگی ما قدرتی نداره مگر اینکه ما در ذهنمون بهش قدرت بدیم.
اینها به من آرامش داد.
دیگه الان میدونم نتیجه گرفتن من کار خودم و نتیجه نگرفتم هم باز کار خودمه در زندگی.
هیچکس رو مقصر نمیدونم. هیچکس رو دخیل در زندگیم نمیدونم.
حرف جالبی راجع به فیلمها زدید. داشتم فکر میکردم اول آدمها مشرک شدن بعد فیلمها ساخته شد یا برعکس.
تو زندگی خیلی از آدمها، از جمله خودم، قدرت دست عامل بیرونیه. بعد طرف میاد فیلمنامه نویس میشه، همونی که تو زندگی خودش و آدمهای دیگه دیده رو فیلم میسازه. همون فیلم دوباره میشه سازنده باورهای غلط دیگه.
دیگه از وقتی حرفهای شما رو میشنوم سعی میکنم فیلم نبینم. خیلی حواس جمع فیلمی که میخوام ببینم رو انتخاب کنم و زمان فیلم هم حواسم باشه چه باورهایی داره ساخته میشه و خراب نشه محیط ایزوله ی زندگیم.
من هنوز انقدر یکتاپرست و باایمان نشدم، خودم میدونم ولی خوشحالم که در مسیر تکاملم. امیدوارم مثل شما بیام بگم چقدر این یکتاپرستی کمک کرد من تو زندگیم نتیجه بگیرم و موفقیتم بشه فکت برای آدمهای دیگه که تو این مسیر قدم میذارن.
خدا رو شکر بخاطر این آگاهی های مفید
بسیار سپاس گزارم که با محبت و عشق راه های بهتر زندگی کردن رو به ما میگید.
مرسی که به ندای قلبتون گوش میکنید و فایل ضبط میکنید.
و من بسیار سپاس گزار خانم شایسته ی عزیزم با فیلمبرداریهای فوق العاده شون. وقتی شما صحبت میکنید طوری دوربین تنظیم بودو بدون حرکت که کوچکترین تمرکزی از آدم بهم نمیخورد. چقدر بدون کوچکترین لرزش بی موردی از فضا در آخر فیلم گرفتن و ما رو همراه اونهمه زیبایی کردن
چقدر داشتن همراه اینچنینی که اون هم فکر توحیدی داره و عمل توحیدی، شیرینه. چقدر عالی که شما و خانم شایسته باهم انقدر باهم حرفهای مفیدو راهگشا دارید. تحسین برانگیزه واقعا. مرسی که ما رو هم شریک این حرفهای توحیدیتون میکنید.
در آخر
استاد چقدر اسم این فایل خوبه
توحید عملی
شما سخاوتمندانه راه درست رو به ما نشون میدید. راه توحیدی رو.
من باید عمل کنم. من باید عملیش کنم. توحید عملی.
از خدا میخوام حالا که به خواسته ی قلبیم جواب داده و مسیر درست رو بهم نشون داده برای رشد شخصی، کمکم کنه همه ی این آگاهی ها رو عملی کنم. من فقط به لطف الله میتونم انقدر قدرتمند بشم.
خدایی را سپاس که به صورت non stop کل سیستم را هدایت میکند
وقتی که صفحه ی سایت را باز کردم به آیکون لایک بالای صفحه هدایت شدم
کامنت ارزشمند شما برام نمایان شد
جا دارد تحسین و تشکر کنم بابت متن های زیبا و منظمتون ، کامنت های همه ی دوستان خوب و گیراست اما کامنت های شما یک ساختار و نظم خاصی برای من دارد ، یک احساس هماهنگی ، احساس اینکه از وجودی نشات میگیرد که عزت نفسش قوی هست ، خیلی احساساتی نمیشود ، یک وقار و سنگینی و متانت خاصی در جنس کامنت های شما دریافت میکنم ، مثل نوازنده ای که نت های موسیقی را به وسیله ی سازش خوش تر و هماهنگ تر مینوازد…
اینها نشان از بهتر شدن مدارهای من هست که سامانه ی هدایتی من هر روز با کیفیت تر میشود و به کامنت های بهتر و با کیفیت تری در خور مسایل زمانه ام هدایت میشوم
این بهبود کیفیت حس میکنم از جانب Client یعنی من هست ، چون Server خداوند هست نهایت کیفیت هست ، این من هستم که باید تلاش کنم بهتر به سرور Request بدم
احساس میکنم هر روز که روی خودمان کار میکنیم بهتر و با کیفیت تر هدایت های خداوند را دریافت میکنیم
این موضوع من رو یاد یک داستان میندازه :
یک نفر از کشیک کلیسا میپرسه ، ای پدر روحانی یک سوال برام پیش اومده : آیا میتونم موقع عبادت کردن سیگار بکشم ؟
کشیش میگه نه این کار توهین به خداوند هست…
دوستش میگه سوال رو درست نپرسیدی ، ببین اینجوری سوال بپرس : میره پیش کشیش میگه ای پدر روحانی آیا زمانیکه سیگار میکشم میتوانم عبادت کنم ؟
کشیش میگه بله ، حتما پسرم ، شما در همه حال میتوانید خداوند را عبادت کنید ، ثواب هم داره
مقصودم از ذکر این داستان درست یا غلط بودن برداشتها نیست ، شاید بگویید اینکه میشه همون جریانی که استاد عباسمنش میگن بسیاری از دوستان چیزهایی رو از صحبت های من میشنوند که دوست دارن بشنوند نه اون چیزی که گفته شده…
ولی حس میکنم قبلا خیلی خوب از خداوند سوال و درخواست نمیکردم ، که این مساله هم مثل هر چیزی دیگری تکامل داره… و بعضی وقتا شک میکردم که خداوند جواب نمیده ، یا از اون چیزی که هدایت میشدم راضی نبودم ، دلیلش را اینجوری میدونم که سوال خوب نمیپرسیدم ، درگیر حشو و حاشیه بودم
یک مثال از قرآن :
خداوند در قرآن میفرماید وجود مومنان همچون آهن های مذاب میشود ، منظورش این هست که ناخالصی ها جدا میشود ، یا مثال کف روی سیل رو میده ، دیدید آهن ذوب میشه یک چیزی مثل کف بالا میاد یا توی آب هایی که جریانشان تند میشه مثل سیلاب ها… این اون ناخالصی هست و دلیل جدا شدن ناخالصی ها همان جنب و جوش و حرکتی هست که در ساختار ماده اتفاق میافتد ، مثلا سیلاب تند حرکت میکند ، یا آهن مذاب به خاطر دریافت انرژی گرمایی ، جنبش مولوکل هایش بیشتر میشود…
شما اگر فرایند غنی سازی اورانیوم را هم در نظر بگیرید اون سانتریفیوژ با سرعت بالایی آنچنان حرکت دوار دارد (چندین هزار دور در دقیقه) که باعث جدا شدن ناخالصی ها و واپاشی و … میشود
یا یک مثال دیگه : خشک کن ماشین لباس شویی : با سرعت چند صد دور در ثانیه میچرخد و آب داخل بافت های لباس رو جدا میکنه…
که یکی از ریشه هاش کلمه ی ربا هست ، یعنی چیزی که بالا می آید…
وقتی که کامنت های شما و بسیاری از کامنت های دیگر سایت که واقعا همشون عالی هستند را میخوانم این مثال قرآن برام تداعی میشه ، که این کامنت خالص تره ، احساسات و هیجانات کمتری درش هست ، انگار پالایش شده است ، از قسمتی از وجود شخص بیرون میاد که کف و ناخالصی ندارد
و بهتون تبریک میگم که هر روز دارید بیشتر خودتون رو پالایش و صاف تر میکنید و شک نکنید در بحث توحید و یکتاپرستی هم این پالایش برایتان اتفاق می افتد ، شما از جنس همان روحی هستید که در وجود ابراهیم بود
اصل و اساس وجودتان خالص خالص هست و الان دارید هر روز با خودسازی هایتان ناخالصی ها را کم و کمتر میکنید
اولا که خوشحالم مسیجهای من برای فایلها و رد پای من، برای شما مفید بوده.
من اول برای خودم و یادگیری بیشتر و درک بهتر خودم مینویسم ولی خب وقتی ببینم دوست عزیزی اون مسیج رو میخونن و استفاده میکنن خب برای من خیلی خوشایند و لذت بخشه.
خیلی ممنون از تحسینون.
مطمئنا شما هم روح و ذهنتون هماهنگه که میتونید هماهنگی های رو در جهان ببینید.
سلام به روی ماه همه تون ….. من اون روز که فایل فقط روی خدا حساب باز کن رو شنیدم ….. بارها و بارها تو دفترم نوشتم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ……. بارها و بارها توی دفترم نوشتم که همه دنیا بخواد و تو بگی نه …. نخواد و تو بگی آره تمومه …. همین که اول و خر تو هستی ….. به محتاج تو محتاجی حرومه ….. بارها و بارها با خودم فکر کردم و تکرار کردم که مومن واقعی نه غمی از گذشته داره نه ترسی از آینده ……. بارها و بارها تو دفترم نوشتم که رب من من بندگی تو رومیکنم تو تاج پادشاهی بذار رو سرم ……میدونید خیلی حرفا هست که استاد میگه و من بعدا آروم آروم بهش میرسم …….. میگه فقط روی خدا حساب باز کنید و من کم کم و آروم آروم به حرف استاد ایمان میارم …….. ایمان آوردم …….. بهش گفتم میخوام سمانه ی تو باشم …… مثل ابراهیم که مال تو شد …. دوست تو شد …… خلیل الله شد …….. میخوام بری کیف کنی خخخخخ بری به فرشته هات بگی این سمانه یکی یدونه ی منه ……. چه قدر حرفای همه ی شما به دل میشینه …… چقدر همه ی ما خوب همدیگه رو درک میکنیم ……. به راستی این جماعت از رب چی میدونن ؟ چه قدر خوشحالم که تو این سن ….. تو جوونی ….. تو این روزا رب رو پیدا کردم ……. چه قدر این سالهای زندگیم قشنگه ….. اتفاقا داشتم به آبجیم میگفتم از این چند سال زندگیم خیلی راضی ام ……. واقعا الان که این طوری دارم زندگی میکنم و دارم سعی میکنم با ایمان باشم و موحد باشم میبینم که چه قدر این روزا و این سالهای اخیر خوب زندگی کردم …… باورتون نمیشه اصلا یادم نمیاد قبلا چه طوری زندگی میکردم …… خوبیش اینه که انگار افتادم رو دور تصاعد ……. میتونم تو لحظات زیادی از زندگیم خودمو و ذهنم رو کنترل کنم ……. تو بعضی لحظات با خودم میگم : سمانه اون لحظه ای که باید خودتو و ذهنتو کنترل کنی همین الآنه ها ….. میگم سمانه این قانون ثابته جهانه : احساس خوب = اتفاقات خوب ……. فقط میتونم بگم الهی شکرت …… فقط میتونم بگم خدا رو شکر که دارم این چیزا رو تجربه میکنم …….. رب من رب یکی یدونه ی من ……. قدرت مطلق من …… خودت باید بهم کمک کنی و هدایتم کنی و منو سمانه ی خودت کنی ……. متشکرم .
سمانه عزیزم خیلی خوب نوشتی گوشه چشمم اشک جمع شد خوب میفهمم گلم حرفهایت را و این نگاه عاشقانه و دلربایت را به معبود عالمیان .
چند هفته پیش در آموزشگاه یه برگه ی نظر سنجی رو بهم دادن که نشونه ای بود بخاطر اینکه از ربم تشکر کنم که درباره انگیزه واشتیاق به زندگی .من همه رو عالی تیک زدم وکلی هم خندیدم و گفتم من چقدر دیدم تغییر کرده چقدر امیدوار وتوحیدی شدم چقددررررر دارم از زندگیم لذت میبرم و چقدر طعم این زندگی به دل خودم برام دلچسب وخواستنیه که دنبال ارزها واهداف خودمم نه خواسته های دیگران. نه چشم وهم چشمی وکور کردن دیگران .
من هر فایلی که میاد رو سایت رو بارها وبارها گوش میکنم وسعی میکنم تو زندگیم عملیش کنم .
قبل از اینکه وارد این سایت بشم یه مسیر دوازده ساله رو طی کردم وهر روز از خدا دورتر ودورتر شدم درصورتی که فکر میکردم دارم به خدا نزدیک ونزدیکتر میشم .تا اینکه دیدم زندگیم هر روز داره بدتر وبدتر وبدتر میشه جوری که وقتی می ایستادم به نماز حالم بد میشد هر چی با خودم میگفتم الا بذکر الله تطمین القلوب آروم نمیشدم همش تو روضه ها ومراسم های مذهبی بودم ومدام گریه میکردم وبه درگاه خدا دعا میکردم زندگیم درست بشه ….تا اینکه استادی وارد قلات شد وبهش میگفتن استاد یوگای خنده اولین بار صبر کردم تا همه برن ومن رفتم جلو تا اومدم شرایطم رو بهش بگم بی اختیار اشکهام سرازیر شد بهم گفت دستت رو دراز کن ,کردم بهم گفت فرض کن تو دستت یه تکه زغال داری چه اتفاقی برات میافته گفتم هیچی بعد بهم گفت حالا فرض کن که اون زغال روشنه وگداخته شده حالا چکار میکنی گفتم دستم رو میکشم تا بیفته ,خندیدوبهم گفت تو ایمانت ضعیفه ,رها کن اون زغال داغی که داره دستت رو میسوزونه …
یک سال گذشت ومن کم کم هدایت شدم به یک سمت دیگه این بار مسیر تکاملم رو داشتم سریعتر طی میکردم چون خدا تو خنده های من بود .تو شادیها توشکرگزاریها تولذت بردن های من بود ویک روز خیلی اتفاقی یکی از دوستام فایلی فرستاد از کسی به نام عباس منش
منی که به زور پیامهای دیگران رو میخوند وحتی حوصلش نمیشد که جواب پیام کسی رو بده الان داره یه پیام طولانی مینویسه …
برای تشکر از شما استاد عباس منش
اولین بار که از زبون شما شنیدم هر انسانی در زندگی من دستی از دستان خداوند هست به فکر فرو رفتم تا چند روز فقط اطرافم رو با دقت نگاه کردم ببینم چطور ؟
ودیدم ودیدم وباز هم دیدم تمام انسانها مثل یک زنجیره به هم متصلند برای کمک به هم وگفتم چه کسی میتونه این زنجیره رو اینقدر زیبا به هم وصل کنه وفقط خداست که میتونه ولاغیر
خوبه استاد که شما از همون اول فهمیدید هیچکس رو ندارید وخیلی زودتر ازمن فهمیدید که الله یکتا هست
من تازه دارم میفهمم که هیچکس رو ندارم وتازه دارم میفهمم فقط روی خدا باید حساب باز کنم ..
از وقتی که اینو فهمیدم زندگیم توتمام جنبه ها تغییر کرد
خیلی تلاش کردم اعضای خانوادم رو تو این مسیر بیارم وهر وقت که تونستم راجع به توحید وشرک وچشم زخم حرف زدم اما خانوادم بهم گفتند رفتی تو قلات )(روستایی از توابع شیراز ) وکافر شدی
ولی خودم میفهمم که چقدر الان آروم تر ,شکرگزارتر ,زیبابین تر وخدایی تر شدم ,چقدر روابطم تغییر کرده ,از وقتی که ارامش در پرتوی الهی رو گوش کردم هر کسی رو که میبینم میگم او پاره ای از من است ,پاره ای از خداست ومیبینم عشق بدون قید وشرط رو
از الله یکتا سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد
از شما استاد عزیز سپاسگزارم که این طور خالصانه اموزه تاتون رو در اختیار ما قرار میدید
وچه کسی شایسته تر از خانم شایسته عزیز میتونه این طور فوق العاده ما رو به سفر ببره ,سفری جالب ودیدنی از اعماق وجودمون ممنونم خانم شایسته عزیز
واز تمام کسانی که خالصانه تو تمام بخش های سایت نظر وکامنت میذارن ممنونم
استاد عباس منش من خواستم در مورد کامنت قبلی که گذاشتم یک توضیحی بدم
اون کامنت قبلی رو گذاشتم گفتم چقدر من انسان باهوشی هستم عجب درک عمیقی از قانون رو توی سایت عباس منش نوشتم تند تند می نوشتم — خیلی اون کامنت رو خواندم خیلی کامنت های خودم رو میخوانم یعنی من تمام کامنت هام رو از اول می خونم هم روند تکاملی خودم رو ببینم و هم درکم از قانون رو بفهمم حتی اون چیزهایی که می نویسم توی فایل word ذخیره میکنم توی کامپیوترم که روند تکاملی و درکی من رو نشون بده که ایمانم به شما که میگید همه چیز فرکانسی هست بیشتر بشه البته این چیزی نیست که بهش ایمان نیاورده باشم اما میخوام به خودم بگم بابا هر چقدر گوش کنی فکر کنی باز هم کمه فکر نکن بلد شدی فکر نکن استاد عباس منش شدی خیلی جای کار داری هر روز این فایل ها رو گوش کن بهشون فکر کن و نه اینکه کاری انجام ندی کارت رو هم انجام بده اما این فایل ها رو مراقب باش کنار نزاری گوش کن تا اخر عمرت و عمل کن —– مثل قران و فایل های شما که هر انسانی از جمله من یک جور برداشت میکنه بارها و بارها دیدم توی کامنت بچه ها یکی از حرف شما خوشحال شده و دیگری یک جور نوشته که استاد این چه حرفی بود زدی
خواستم در مورد کامنت قبلی بگم که گذاشته بودم – توی اون کامنت یکجای کارش خراب شد نمیخوام توضیح بدم – اون اتفاق یعنی کامنتی که گذاشتم چند تا درس برای من داشت
1 – من انسان کاملی نیستم هیچ انسانی کامل نیست –
2 – فهمیدم که باید این فایل های استاد عباس منش رو تا اخر عمرم گوش کنم و فکر کن بهشون تا اخر عمرم ((((( نه اینکه از زندگیم بزنم فایل های استاد رو گوش کنم هیچ کاری انجام ندم نه از زمان های مرده توی اتوبوس جابه جا هایی که دارم زمانی که دارم به جای اینکه بشینم فیلم نگاه کنم یا هر کاری بیهوده دیگه هیچ کمکی به رشد و پیشرفت من نمیکنه این فایل های استاد عباس منش رو گوش کن و فکر کن این رو برای افرادی نوشتم که تازه کار هستن چرا اون افراد مثل گذشته من فکر میکنن که باید فقط روی خودشون کار کنن و هیچ کاری انجام ندن در صورتی این اشتباه است باید روی خودتون کار کنید و این فایل ها رو گوش کنید قانون رو درک کنید و بهشون فکر کنید هر چقدر بیشتر درک میکنید قانون رو بهتر عمل میکنید و ایمانتون هم بیشتر میشه نسبت به این قانون چرا که این نتیجه های کوچک به شما کمک میکنه که قانون داره جواب میده و ایمانتون بیشتر میشه و بیشتر روی خودتون کار میکنید و ایمانتون بیشتر میشه که خودتون خلق کننده شرایط هستید وقتی این ایمان بیشتر میشه جسارت شما هم بیشتر میشه یعنی اینکه کار کارمندی رو رها میکنید که کسب کار خودتون رو راندازی کنید با همون نتیجه های کوچک احساس خوب و غیره اتفاقاتی که ممکنه براتوت بی اوفته بی نهایت )))))
خرید محصولات استاد عباس منش یک تجارت برد برد است واقعا این تجربه ها در محصولات خیلی به من کمک کرده – من دیگه لازم نیست کتاب بخونم چون استاد عباس منش تمام اون مسیرها رو رفته و تست کرده – واقعا این حرف ها به خودتون بزنید ایمانتون قوی میشه چرا فلانی نشد فلان نقاش نشد اون هم که خیلی خوب کار میکنه – یا چرا فلانی فلان برند لباس نشد اون هم که خیلی با کیفیت تولید میکنه این مثال ها رو به خودتون بزنید یا چرا بقیه استاد عباس منش نشدن این همه استاد موفقیت چرا اون بندهای خدا اینطوری نتیجه نگرفتن و بعد با نتیجه های کوچک ایمان تون رو به این قانون بیشتر کنید و بعد نتیجه بزرگ میشن – یعنی خودم دارم از این روند استفاده میکنم که من هستم شرایط رو خلق میکنم البته باید روند تکاملیتون رو طی کنید از چیزهای خیلی کوچک شروع کنید خلقش کنید و هی بزرگ و بزرگ تر کنید – نمی تونید چیزی که برای شما غیر منطقی و غیر قابل دسترس هست بگید من فکر میکنم این رو خلق میکنم اینطوری خودتون رو بدبخت کردید – باورهاتون رو درست کنید خلق کنید برید سراغ یکمی بزرگ تر من چقدر از این تکامل ضربه زدم هر چه میشکم از این تکامل هست
من روی باورهام کار میکردم چیزهای کوچک رو برای خودم خلق میکردم مثلا یک ماه خیلی خوب درس میخوندم میگفتم برو بابا حالا باورهام عوض کردم یک ماه خوب درس خوندم میخوام توی سرم بزنم من اون ماشین فلان رو میخوام اون موفقیت رو میخوام یعنی یک اتفاق یک دفعه ای – این نتیجه که چیزی نیست نتیجه های کوچک کلی برای من اتفاق می اوفتاد که باورهام رو تغییر داده بودم خیلی اتفاق خوبی می اوفتاد مثلا خواهرم برای من هدیه می خرید – باورهای هماهنگ با عزت نفس رو درست کرده بودم درس خوب می خوندم داشتم خوب پیش می رفتم اما می گفتم اینکه فایده نداره من اون اتفاق بزرگ رو میخوام اینکه همه می تونن انجام بدن اینکه همه می تونن داشته باشن اگر من خالق شرایط زندگیم هستم پس باید چیزهای بزرگ رو خلق کنم من باید یک فرقی داشته باشم با بقیه انسان ها من چون که دارم از این محصولات استفاده میکنم باید خیلی اتفاق بزرگ باشه خیلی بزرگ این نتیجه های کوچک هیچی نیست – به قول استاد عباس منش موسی معجزه رو داری به کی نشون میدی نیستن توی این فرکانس نیستن – به همین دلیل گفتم کامنت قبلی که گذاشتم خراب شد به همین دلیل گفتم من انسان کاملی نیستم دنبال یک اتفاق خیلی بزرگ بودم همش اینطوری فکر میکردم –
مثلا بعضی موقعه ها اینطوری فکر میکردم میگفتم من که باور دارم خالق شرایط زندگیم هستم وقتی کسب کارم رو اجرا کردم باید از همون ماه اول کلی پول بسازم -یعنی به خودم نمیگفتم بابا تو اول 1 میلیون 800 هزار تومان هر چقدر برای تو منطقی هست رو بساز خلقش کن بعد برو سراغ درامد کمی بیشتر ایمانت قوی بشه اما متاسفانه انقدر روند خلق شرایط طبیعی هست عادی هست تعجب نمیکنم منطقی هست با اون باورهایی که ساختیم بعد میگم این فایده نداره
مثلا من نمیگفتم که برم فوتبال تمرین کنم – برم تست بدم از تیم های کوچک کم کم شروع کنم تکاملم رو طی کنم بعد به اورپا و تیم خوب فکر کنم بزار حرکت کنم ایمان قوی بشه اگر من بشینم هی فکر کنم به روئال میرم به تیم های خوب اورپایی میرم هیچ کاری نمیکنم درصورتی که من هنوز به یک تیم بزرگ ایران هم نرفتم از الان دارم برای رئال برنامه ریزی میکنم هیچ کاری نمیکنم خب خیلی غیر منطقی هست بزار از یک تیم کوچک شروع کنم هی خلق کنم هی خلق کنم ایمان قوی بشه بعد بگم اون رو میخوام و خیلی هم منطقی هست بهش برسم نه اینکه من توی تیم لیگ برتر هم توپ نزدم بشیم به رئال فکر کنم بگم خدایا میشه نمیشه خب معلومه کار انجام نمیدم
دنبال یک اتفاق یک دفعه ای بودم – به همین دلیل فکر میکردم و منتظر می ندم و اون کار درسته رو انجام نمیدادم
طرف نتوسته یک طرح نقاشی بزنه فکر میکنه هی منتظر می مونه میگه من که میخوام نقاش بشم میشم مثل اون نقاش خیلی معروف تابلوهای من رو هم میلیون دلار خریداری میکنن طرف هنوز نقاشی خوبی نداره نتوسته چهارتا طرح بزنه اما فکر میکنه دوتادوتا چهارتا میکنه و چون به اون جایگاهی که خیلی براش غیر منطقی هست بزرگ هست رو فکر میکنه خودش رو بدبخت میکنه میره پی کارش
اگر استاد عباس منش به این جایگاهی که است از همون اول فکر میکرد که اصلا موفق نشد برید روند تکاملی استاد عباس منش رو نگاه کنید اول از کلاسهای کوچک شروع کرد بعد روی باورهاش کار کرد کار کرد به این جایگاه رسیده مثلا من میخوام مثل استاد عباس منش مدرس بشم بعد بشینم فکر کنم بگم میشم نمیشم منظورم جایگاه الان استاد عباس منش هست یعنی تکاملت رو طی نکنی بخوای یک اتفاق یک دفعه ای رو رقم بزنی – خب معلومه خیلی غیر منطقی بزرگ هست من اینطوری فکر میکردم میگفتم نه من روی باورهام کار میکنم به اون جایگاهی که استاد عباس منش هست می رسم اگر من باور دارم خالق شرایط زندگیم هستم پس میشه نمیگفتم بابا این توهم ها چیه زدی برای خودت اتفاق یک دفعه ای چیه اون فردی که داری مبینی الان این شده کلی تمرین کرده – کلی کتاب خوانده – کلی نقاشی کشیده – کلی روی باورهاش کار کرده – و و و و
من چقدر از این تکامل ضربه خوردم اما نمی دونستم اینجا هم ریشه کرده – بعضی موقعه خسته میشم از این تکامل جوری ضربه میزنه به ادم که نمیفهمی از کجا خوردی
من هی اینطوری فکر میکردم که اگر من خالق شرایط زندگیم هستم پس باید یک اتفاق بزرگ بی اوفته ناخداگاه اینطوری فکر میکردم – پیامبر هم یک شبه پیامبر نشد ابراهیم یک دفعه ای ابراهیم نشد – مثلا خدا همون لحظه بگه خب من ابراهیم رو انتخاب کردم بیا ابراهیم یک دفعه ای باور تو رو نسبت به خودم تغییر دادم برو که با این باور قوی ایمان قوی هیج کس نمی تونه کاری انجام بده برو حالش رو ببر – ایمان اوردن حضرت ابراهیم هم روند تکاملی بوده توی قران بخوانید متوجه میشد
من این کامنت هایی که میزارم برای خودم هستم من خودم کامنت های خودم رو خیلی میخونم از اول شروع میکنم اولین کامنتی که گذاشتم میخونم فکر میکنم و بعد کامنتی بعدی خودم و و …
دوستان اگر با این نگاه به اموزهای استاد عباس منش که خودش هم داره میگه نگاه کنید باورهاتون رو بسازید شرایط کمی بهتر شرایط کمی بهتر درامد کمی بهتر اگر این رو ببیند خیلی احساستون خوب میشه میگید خدایا شکرت باورهام رو عوض کردم اون درامد اون توی حسابم اومد اون موفقیت رو کسب کردم بعد همینطوری ادامه میدید انقدر نتایج بزرگ میشه که برای شما منطقی هست ولی برای دیگران غیر منطقی چرا چون دیگران از این قانونی که شما دارید استفاده میکنید خبر ندارن ریشه ها رو نمیبنن ((( از همه مهم ایمانتون برای نتیجه های بزرگ قوی میشه که من هستم دارم خلق میکنم )))))
لینک های زیر رو میزارم این فایل ها نگاه کنید بارها و بارها گوش کنید خیلی این موضوع مهمه من خیلی ضربه خوردم از تکامل به همین دلیل اومدم این کامنت رو گذاشتم
واقعا عالی بود بسیار ممنونم خیلی تجربه گرفتم خیلی اموزنده بود خداروشکر پیشرفت کردید و با ما ب اشتراک گذاشتید خدایاشکرت من درک کردم و آروم شدم بله حق باشماست دیدن نشانه های کوچک واقعا کار میده ثبت کردن نشانه ها کار میده واحساسمون رو خوب میکنه خدایا ۳ یا۴ سال پیش من کجا و الان کجا
فقط خودم میدونم چقدر همه چیز تغییر کرده اما عادی میبینمشون من منتظر چی هستم دیگه چی میخام اون فایل استاد هنوز توی خاطرمه که گریه میکردند ومیگفتند عجله نکنید زندگیاتون عالیه پوووول میاااااااد شکر گذار داشته های الانتون باشید اونها رو ببینید وهر چه ضربه هست خودمون با ذهنمون ب خودمون میزنیم ولطمه ب اعتماد ب نفسمون میزنیم وخودمون رو سرزنش وقضاوت میکنیم با افکار خراب و توقعات بیجامون از خودمون از قانون از استاد از همه چیز
وای خیلی بهم کمک شد خیلی یاداوری خوبی بود ممنونم مرسی
سلام .. عالی بود توضیحتون من روزی 16 ساعت درس میخوندم به امید قبولی در دندان پزشکی ولی این امید امید واقعی نبود همیشه سر تست های ریاضی فیزیک گریه میکردم چرا نمیتونم.. حالا از اینکه الان اینجا هستمم خیلی جالب بود که هدایت شدم اینجا ولی بازم گمراه شدم گمراه تر از قبل الانم که درس خوندنم به شدت افت کرده و همش فکر میکنم نه دیگه من الان دارم رو باورهام کار میکنم پس نیازی به تلاش زیاد نیست چون به هرچیزی فکر کنم همون میشه ولی از یه طرفم استرس نامرتب خوندن درسم انقدر استرس بهم میاورد که حالت تهوع شدید داشتم جالبه اونجاهم میگفتم شیطان داره کاری میکنه که دور شی درحالی که شیطان طفلک اصلا هیچ کاره بود و این کج فهمی خودم باعث میشد اگه درس نخونم رتبه میشم….. این کامنت شما باعث شد خدا راه درست رو برام واضح کنه که اخه عزیزدلم تو درستو بخون باور قبولی هم داشته باش تا رتبه شی نه اینکه درس نخونده رتبه شی …. بازم نشونه پیدا کردم. .. انشالله سال دیگه این موقع وقتی دارم کامنت میذارم به عنوان دانشجوی دندان پزشکی کامنتمو بذارم و مسیر ایمان تلاشمو برای بچه های کنکوری توضیح بدم.. الهی شکر خالق جااااانان من …تو همیشه به موقع جلو ضررهارو میگیری
بخاطر زحمتی که کشیدید و این مطالب با ارزش رو تایپ کردید و با ماهم به اشتراک گذاشتید ازتون ممنونم
غزاله ی عزیزم
آرزو میکنم به خواسته ی خیلی قشنگت برسی و مطمئنم اگر وسط راه دلسرد نشی و ایمان داشته باشی که به هدفت میرسی قطعا به هدفت میرسی
یکی از دوستان کنکوری در همین سایت کاملا توضیح داده بودند که چطور به رتبه ی خیلی خوب رسیدند توضیح دادند که از مسیر درس خوندنشون واقعا لذت بردن،اگر اشتباه نکنم روزی۱۳ساعت درس میخوندن،در کنار تلاشی که داشتن امید به خداوند در دلشون هر لحظه قوی تر میشد و از مسیرشون لذت بردن.
دلم میخواد به نتیجه ایی که میخوای برسی و بنویسی از نتایج فوق العادت خانم دکتر?
وااای وااای وااای استاد راست می گفتید که شرک در دل مومن از راه رفتن مورچه در دل تاریکی شب پنهان تر است حالا البته من خودم رو هنوز یک مومن کامل نمی دونم اما در عجبم از اینکه چقدر مویرگی و پنهان ما قانون رو فراموش می کنیم و یادمون میره که پامون رو از روی ترمز برداریم و همچنان گاز می دیم.
من دانشجوی دکتری حشره شناسیم و البته مدتهاست که با سایت و آموزش های شما دارم کار میکنم از ابتدای امسال به صورت پیوسته و فشرده داریم با همسرم کار میکنیم و البته خیلی چیزها تغییر کرده و به زودی میام و با جزئیات می نویسم اما چیزی که امروز تجربه کرده رو میخوام بگم که چی با شنیدن دوباره این فایل حالم رو دگرگون کرد.
از اسفند گذشته تست های آزمایشگاهیم رو شروع کردم اما هر بار به شکلی لاروهام می مردن و تست انجام نمیشد بخشیش انجام شده بود اما بخشهایی که به نظر می رسید باید راحت و روان انجام شه به شکست می رسید کار به جایی رسید که از تست گذاشتن گذشت و کلونی اصلیم آلوده شد و با مرگ و میر شدید همراه شد. من همه چیز رو تغییر دادم از ظرف و ظروف و قلم مو تا آزمایشگاه. دوباره رفتم مزرعه و با کلی سختی تعداد محدودی لارو جمع کردم اینبار ایمانم میگفت همه چی عالی پیش میره من جزیی ترین نکات رو در نظر گرفته بودم و هر گونه استریل سازی رو رعایت می کردم. به شکل معجزه آسایی شب پره هام تخم بارور دادن و من کلونیم رو دوباره راه انداختم اما باز چی شد دوباره همون مشکل از راه رسید و کلونیم رو آلوده کرد. دیگه مستاصل شدم همش از خدا هدایت می خواستم. همسرم میگفت مشکلت اینه که باز علمی به قضیه نگاه می کنی و نمی تونی با تمام قلبت کار رو به خدا بسپاری. راست می گفت چون ته ته دلم اضطراب داشتم. دیروز دوباره رفتم یه تعداد لارو از مزرعه جمع کردم. چند رو قبل هم یه تعهد 40 روزه دادم به خدا که اینبار همه چی رو به تو می سپارم. نشستم دوباره مساله ام رو بررسی کردم ترمزها رو در اوردم و اونها رو منطقی کردم نمیدونم این بار چندم بود. اما انگار بازم نمی تونستم ترمز اصلی رو ببینم. امروز که رفته بودم به ته مانده کلونیم سر بزنم یه حسی گفت این فایل توحید عملی 6 رو گوش بدم در حین کار کردن گوش می دادم و یکباره انگار همه چی روشن شد، بابا چرررررررررا حواسم نیست دارم همش دنبال عامل بیرونی برای شکست آزمایشهام و مشکل کلونیم می گردم چرررررررررررررررررررررا حواسم نیست که با تغییر عامل بیرونی و تعویض جا چیزی تغییر نمی کنه آسمون هر جا بری همون رنگه. چرررررررررررا حواسم نیست که شرک یعنی قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا حالا نبودن هود باشه تا یه عامل بیماریزا برای آلودگی لاروهات. چررررررررررررررررا حواسم نیست که که جواب سوالها همشون درون خودمه و هی می رم با استاد مشاور و این همکار و اون دوست مشورت می کنم. چرررررررررررررررررررررا حواسم نیست که تا نگاه شرک آلود داشته باشی مثل یوسف توی زندون مساله ات می مونی و راه حل ها رو نمی بینی. چرررررررررررررررا حواسم نیست که کل داستان همینه.
اونقدر منقلب شدم که بارها و بارها این فایل رو گوش دادم و تو مسیر برگشت به خونه فقط اشک بود که میریختم با رسیدنم به خونه اولین کاری که کردم نشستن پشت لپ تاپ و نوشتن احساسم بود.
هنوز البته نمی دونم چه باید بکنم اما حتی اگر مجبور شم کل کار رو برای مدتی تعطیل کنم این کار رو با ارامش و ایمان می کنم.
می دونید استاد من فکر می کردم قوانین رو یاد گرفتم و مومن هستم اما یادم رفته بود که نگاه توحیدی و قوانین فراتر از هر قانون و مرز علمیه. می خوام بگم قوانین هستی در مورد هر مساله ای صادقه فقط باید بتونیم با اون نگاه به شون نگاه کنیم تا بتونیم حلشون کنیم.
استاد عزیر و خانم شایسته فوق العاده بی نهایت سپاسگزارم به خاطر همه آموزش هاتون.
آقای عباس منش سلام، صبح تون بخیر، واقعا خوشحالم که اون لحظه موعود رسید که از نتایج بگم واستون، همه چیز زندگی ام تغییر کرد وقتی خدا رو اونجور که بهم نشون دادید شناختم، وقتی یادم دادین مگه کسی هم هست که بگه من اشتباه نکردم و از ته قلبم بخشیدم همه رو مثل خداوند غفور، وقتی رب را واسمون معنی کردید، وقتی به جای قضاوت غلط پولدارها بگیم اگه اون تونسته به این معنیه که منم میتونم، وقتی به جای باور کمبود و تمرکز به ناخواسته ها باور فراوانی و توجه به خواسته ها رو واسم معنی کردید، وقتی بهم یاد دادین که بتونم با خدای درونم ارتباط برقرارکنم، اخ که چقدر این ارتباط زیباست، وقتی که بهم یاد دادین با مثال هاتون که علی فقط روی خدا حساب کن، وقتی تاکید کردین حتی روی خودت هم حساب نکن، وقتی گفتین با خدا باش و پادشاهی کن با خودت باش و هر چه خواهی کن، وقتی که گفتین هر خیری که به ما میرسه از طرف خداست، من باور کردم که ثروت از طرف خداست، شما گفتین اعتبار هر چی را به خدا بدید، وقتی گفتین شکر گزاری تکثیر کننده ی نعمت هاست، من عاشق سپاسگزاری از اون انرژی پاک شدم.
من الان که براتون مینویسم از در و دیوار واسم پول میاد، حالم عالیه، تو کوهستان تو یه کشور عالی هستم، هر لحظه م با خدا هستم، باهاش عشق بازی می کنم، نیاز به هیچ کس و هیچ چیز ندارم که حالم خوب باشه. من از این اسب مراد پیاده نمی شم، ایمان دارم به یگانگی رب العالمین، ایمان دارم که خداوند همه چیز و همه کس را خلق کرده و بر آنها قدرت داره، ایمان دارم که در هر لحظه منو حمایت و هدایت می کنه و من محتاج و نیازمند حمایت ها و هدایت های خداوند هستم، آخه اون منبع رزق و ثروت و علم عالم را داره، آخه اون وهابه و من دیدم وهابیتش را. آخه من یه قطره هستم از وجود خداوند و او اقیانوس بی انتهاست، من می بینم که عظمتش عالم را پر کرده و عطر عدل و نظم ش را به وضوح حس می کنم. من بارها به خودش گفتم با تمام این تفاسیر من که را باید بپرستم و روی کی باید حساب باز کنم؟!
پاک و منزهی تو و فرار از اطاعت تو غیر ممکن است. امیدوارم که مرا از صالحین و پرهیز کاران بیابی.
باشد که همه ما رستگار شویم.
به نام خدای مهربان
آقای سعادتی سعادت بر در خانه شما نشسته است و این لطف وبزرگی خداوند را شکر گذار باشیم که فقط خدا برای هر بنده اش کافیست روزهای سخت زندگیمان نباید خدا را فقط یاد کنیم عاشقی با معبودم باید همیشگی باشد .
عالی نوشتید امیدوارم زندگیتون به زیبای فامیلتان در از سعادت وخوشبختی وثروتی روزافزون باشد .در پناه امن و امان الهی .
سلام آقای سعادت ان شاءالله که همیشه سعادتمند وخوشبخت باشین
چقدر قشنگ نوشتین چقدر متنتون به دلم نشست
موفق وپیروز باشید
سلام. خوشا به سعادت شما دوست گرامی. انشاله که منم مثل شما بتونم توحید عملی رو پیاده کنم. از خواندن کامنت شما خیلی خوشحال شدم
با سلام خدمت استادی توحیدیم
زندگی در همون کودکی و نوجوانی به خوبی حساب نکردن روی آدم ها را به من یاد داد. فقط کمی طول کشید تا دریابم روی چه قدرتی باید حساب کنم :
استاد عزیزم اگر شما از همون کودکی یاد گرفتین که نباید روی آدم ها حساب کرد من چهل سال طول کشید تا این رو فهمیدم
اگر شما کمی طول کشید تا بفهمین روی چه قدرتی باید حساب کنین من با شما خیلی زود فهمیدم که باید رو چه قدرتی حساب کنم
اگرچه این جمله ها ی من وشما ظاهرا متضاد هستن ولی هردوشون یک مفهوم رو منتقل میکنن و اون توحید و یکتاپرستیه شما خودتون به این رسیدین چون الگوتون ابراهیم پیامبر بود و من از طریق شما به این رسیدم
خداوند رو سپاسگزارم که من رو هدایت کرد به جایی که فهمیدم هم حساب نکردن و هم حساب کردن رو.
اگرچه قسمت اول رو خیلی دیر بهش رسیدم ولی همین دیر رسیدنه خودش الخیر فی ما وقع بود چون یکی مثل استاد عباس منش زودتر از من بهش رسید و الگو شد برا من تا من خیلی زودتر قسمت دوم رو متوجه بشم و الان ترکیب این دو قسمت شده معادله توحید برای من:
توحید = حساب نکردن روی آدم ها + حساب کردن روی خدا
یک لحظه که به این معادله نگاه کردم با خودم گفتم آگر آدم روی آدم ها حساب نکنه خب حتما روی خدا حساب میکنه پس چرا این معادله اینجوری به من گفته شد که بنویسم؟!!
ی کم که فکر کردم یادم اومد که من الان این رو طبیعی میدونم که اگر روی آدم ها حساب نکنم روی خدا حساب میکنم اما قبلا که برا من اینجوری نبوده !!! چون به قول استاد بعضی وقتها آدم میدونه که نباید روی آدم حساب کنه اما نمیدونه که ی کسی دیگه ای هست که میتونه روی اون حسا ب کنه و اصل ماجرا همین جاست .پس این معادله ای که به من الهام شد دقیقا باید به همین شکل نوشته بشه .چون اگر قسمت دوم نباشه آدم سرگشته و حیران میشه
بعدش با این معادله حرفهای استاد در مورد موفقیت یادم اومد:
موفقیت حاصل انجام ندادن خیلی از کارهای اشتباه و انجام دادن خیلی از کارهای درسته
و اینجا توی این معادله حساب کردن روی آدم ها اون کار اشتباهیه که من باید انجام ندم و حساب کردن روی خدا اون کار درستیه که من باید انجام بدم تا نتیجه که توحیده بوجود بیاد
و چقدر ساده و قشنگ با این معادله دارم مفهوم توحید رو درک میکنم .مفهومی که دو ساله برام آشناست. دو ساله دارم گوش میدم و حالا دارم قشنگ درکش میکنم دارم مزه مزش میکنم درست مثل غذاهایی که بارها میخوردمش اما چون تمرکز نداشتم روش مزش رو احساس نمیکردم اما وقتی تمرکز می کنم و مهمتر از همه مهم تر از همه و مهمتر از همه گرسنه هستم خیلی بیشتر مزش رو حس میکنم و خوردنش حالم رو خوب میکنه
ـآره من مدتیه که گرسنه هستم . گرسنه ی آگاهی هایی که توی فایل های رایگان و دوره دوازده قدمه من اینا رو قبلا خورده بودم اما چون تمرکز نداشتم و خیلی هم گرسنه نبودم و خیلی هم مدارم بالا نبود فقط میخوردمشون اما الان دارم مزه مزشون میکنم چه لذتی داره این مزه مزه کردن. مرحله بعد جذب کردنشونه که اگر خوب اتفاق بیفته می شود آنچه که باید بشود!!!
بعد از اون جمله ی اول استاد که خودش هدایتی شد برای شروع کردن کامنتم رسیدم به جمله ی:
توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازهی او به ربّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان میگذارد.
بعد بر میگردم به قبل از آشنایی خودم با استاد:
و میفهمم که مشرک واقعی بود چون میخواستم برا دیگران و مخصوصا مرحوم مادرم خدایی کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چون فکر میکردم اگر من نباشم اون نمیتونه زندگی کنه و همین شرک باعث شد که از اون منطقه ی کوچکی که درش زندگی میکنم مهاجرت نکنم سفر نکنم تا خودم روتجربه کنم و واسه همین از دنیایی که مدام در حال پیشرفت بود عقب موندم و رویاهام رو به فراموشی سپردم
و بعدش جمله:
ما که انتظار نعمتهای بیشمار را داریم، باید از خود بپرسیم چقدر توانستهایم این نگاه توحیدی را داشته باشیم؟!
باید اعتراف کنم که قبل از آشنایی با استاد چیزی به اسم توحید و نگاه توحیدی در من وجود نداشت واسه همین کاملا واکنش گرا بودم به عوامل بیرونی .این عوامل بیرونی بودن که زندگی من رو رقم میزدن نه من. و نتیجه هم مشخص بود :
عدم روود نعمت ها به زندگیم
وبه خاطر همین بود که تا مرز افسردگی عمیق پیش رفتم
به همین خاطر بود که در استرس و اضطراب دائمی قرار داشتم
به خاطر همین بود که مدام توی آتیش بودم و هر چی خدا خدا میکردم ولی این آتشه هیچ وقت گلستان نشد چون من ابراهیمی نبودم و انتظار بیجا داشتم از خدا
آخه گلستان شدن آتش لیاقت میخواست
آخه گلستان شدن آتش رسیدن به یقین رو میخواست
آخه گلستان شدن آتش اتصال خود درون به خدای درون و بیرون رو میخواست
و من هیچکدوم از اینها رو نداشتم
و واسه همین عین اسپند روی آتیش بودم و با هر اتفاقی دود از کلم بلند میشد
هدف اصلی زندگی من شده بود تامین خوراکی که گرسنه نمونم و دستم پیش دیگران دراز نشه
هدف اصلی من شدن بود فراهم کردن پوشاکی که فقرم رو بپوشونه
هدف من شده بود تهیه مسکنی که توش قایم بشم تا خستگی ها و تشویش هام رو توش کسی نبینه
اگر اونموقع کسی ازم میپرسید خدا کیه قرآن چیه میگفتم بابا اینا کیلویی چند؟!!!!!
اما حالا من دیگه اون من نیستم .من الان اصلا شباهتی با اون منی که بالا توصیفش رو کردم نداره
آره استاد راست میگه:
من الان جز سیزدهم قرآنم .اولین باره که دارم قرآن رو میخونم که بفهممش اونم چند ماهی میشه و بعد از شروع دوره دوازده قدم . توی این سیزده جز حتی یک آیه تاکید میکنم حتی یک آیه راجع به دغدغه مالی پیامبران ، کسب و کارشون ، خوراکشون، خونه هاشون ندیدم
وجمله استاد:
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند:
آره قرآن همش داره از توحید و یگانه پرستی دم میزنه و اونجاهایی هم که داستان تعریف میکنه و مثال میاره همش به این ختم میشه که خدا یکتاست و قادر مطلق اونه هر کی این رو باور کنه بهشت دنیا و آخرت نصیبش میشه و هر کی این رو قبول نکنه عذاب و جهنم این دنیا و اون دنیا رو برا خودش میخره.
مثالهای قرآن همش برا فهمیدن اصل یکتاپرست بودن و مشرک و کافر نبودنه و چه همزمانی خوبی شده اومدن این فایل روی سایت با رسیدن من به سوره ابراهیم آیه 8اونجایی که موسی میگه:
وَقَالَ مُوسَىٰ إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ
و موسی [به بنی اسرائیل] گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید [زیانی به خدا نمی رسد]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است
آره خدا به ایمان من نیازی نداره من اگر خداوند رو باور کنم دارم در حق خودم لطف میکنم و درها ی نعمت و رحمت رو به روی خودم باز میکنه پس اگر عاقل باشم حتما این کار رو انجام میدم و اگر نادان باشم قطعا کافر میشم و به خودم بدی می کنم:
مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ ۖ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ ۖ لَا یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلَىٰ شَیْءٍ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِیدُ(ابراهیم 18)
وصف حال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند [این گونه است] اعمالشان مانند خاکستری است که در یک روز توفانی، تند بادی بر آن بوزد [و آن را به صورتی که هرگز نتوان جمع کرد، پراکنده کند] آنان نمی توانند از اعمال خیری که انجام داده اند، چیزی [برای ارائه به بازار قیامت جهت کسب ثواب و پاداش] به دست آورند؛ این است آن گمراهی دور.
وقتی این دو سال بودن با استاد رو مرور میکنم میبینم که:
توی این مدت من فقط و فقط روی خودم و باورهام متمرکز شدم نه روی شیوه های جلب مشتری و تبلیغات و غیره و نتیجش داره این رو ثابت میکنه که مشتری ها من رو پیدا میکنن و دستان خدا برام تبلیغ البته به اندازه ای که کار کردم وعمل کردم
توی این مدت اونقدر خودم رو زیبا می بینم که نیاز به هیچ جراحی ظاهری ندارم اونم منی که قبلا از ظاهر خودم خوشم نمی اومد ولی الن احساس جوانی میکنم
توی این مدت خودم رو از فضای مجازی کشیدم بیرون هرچند قبلا هم خیلی اهل اینکار نبودم و الان کاملا اومدم بیرون جوری که اصلا از داخل کشور خبری ندارم .تمام سعی من اینه که به خاطر کار کردن روی خودم لایک بگیرم نه برا تایید دیگران. حتی این هم قبلا برام ی جور دیگه ای بود .یعنی اگر از استاد لایک میگرفتم خوشحال میشدم اگر نمی گرفتم ناراحت. اما الان خیلی وقته که برام عادی شده و رضایت درونیم برام مهم شده.هرچند اگر لایک بگیرم خوشحال میشم اما نه اینکه ذوق مرگ بشم ی جورایی طبیعی شده برام و واکنش خاصی ندارم بهش.
توی این مدت دو سال فقط یکبار مریض شدم که اونم سرما خوردگی بود فقط
چون کم کم و آرام آرام باورکردم که من بخشی از خدایی هستم که ذاتش فراوانی و سلامتی و ثروته
چون باور کردم اگر رابطم با این نیرو خوب بشه همه چیز به صورت طبیعی وارد زندگیم میشه
و الان با این فایل دارم این باورها رو بیشتر تقویت میکنم چون مدار درکم رفته بالاتر و درکشون برام راحت تر شده.
البته که این باور کردنه انتهایی نداره. ابتدا داشت و ابتداش آشنایی من با استاد بود اما انتهاش میرسه به اون خدای بی انتها
دوستتون دارم مریم جان و استاد عزیزم
سلام به نسرین عزیزم
دوست عزیزونازنین وهمفرکانسم بهت تبریک میگم برای این دیدگاه زیباوتاثیر گزارت تبریک میگم برای درک زیبات از همزمانی خوندن سوره ابراهیم واین فایل توحیدی عزیزم تحسینت میکنم بابت نوشته دلنشینت وتحسینت میکنم که متن زیبات شایسته متن برترشده
ممنونم کهدحس قشنگتوبامابه اشتراک گزاشتی برات آرزوی بهترین درکهای توحیدی رو دارم عزیزدلم 😘😘
سلام لیلا جان عزیز. همینکه فامیلیت رو دیدم یاد یکی از هم اتاقیهای دوران دانشگام افتادم که اسمش عفت بود .دختر خیلی نازنینی بود قطعا شما هم نازنینی که من این فرکانس رو از فامیلیت دریافت کردم. منم به شما تبریک میگم که با وجود اینکه هنوز ی سال نشده که وارد این سایت خدایی شدی خیلی قشنگ داری تکاملت رو خیلی زود طی میکنی و این رو من از کامنت هات دریافت میکنم. در پناه خدا هر روز توحیدی تر بشی عزیزم
سلام نسرین عزیزم ممنونم برای آرزوی قشنگت خوشحالم که شمارویاد دوست داشتنیهاتون انداختم منم آرزوی بهترینهارو برات دارم عزیزم 😘
سلام به عشق خداوندم
سلام به دردانه ی خداوندم
نمیدونم چی بگم فقط میخوام بگم که چقدر عمیق بود و اشکمو جاری ترین کرد
چقدر با تمام عشقت
با تمام احساس عالی اتصالت هدایت خداوند رو گرفتی و نوشتی جان من
نسرین نازنینم چقدر تحسینت میکنم برای این تغییر بی نظیرت
چقدر کیف میکنم برای این عشقت
عاشقتمممم عشق دلم
بی نهایت تحسینت میکنم برای این منی که اکنون غرق خدا شده
اکنون خداگونه تر شده
اکنون توحیدی تر و حل شده در این توحیده
من محو شدم در جای جای نوشته ی خدایی ات
چقدر قشنگ گفتی عشقم
که اگه رابطه مونو با خداوندمون وصل تر و وصل تر بشه اگه این رابطه رو عمیق تر و توحیدی تر کنیم به صورت بی نهایت طبیعی و لاجرم تمام نعمت و ثروت و ارامش که همش خودشه وارد زندگیمون میشه
چقدر لذت بردم عشق من
و میبالم به این نسرین جدیدم
نسرین پر عشقم
عاشقتم زیبای من
الهی که هر لحظه از اینم عالی تر و عاشقانه تر بری جلو و غزق عشق خداوندت باشی
الهی که خداوند ره گشای مسیرت باشه به سمت نعمت ها و زیبایی ها و ثروتها
سلام بر پرنسس الای خدایی من. خداوند رو سپاسگزارم که این کلمات رو بر زبانت جاری میکنه و اونها رو به سمت من میفرسته که ایمان و یقینم به مسیرم هر روز بیشتر و بیشتر بشه. پرنسس خندان من هنوز فاصله ی فرکانسی زیادی رو باهات حس میکنم و واسه همین هم ممکنه کلماتی که خداوند بر زبان من جاری میکنه به مدار تو نرسه اما همین که میدونم منم یروزی به این مدار میرسم امید و انگیزم بیشتر و بیشتره میشه . ممنون که بازم کامنتم رو خوندی و انرژی سرشارت رو نصیبم کردی . در پناه خدا خدایی تر بشی عزیزم
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام دوست نازنینم
تحسینت میکنم که اینقدر زیبا نوشتی
اینکه الان داری تک تک این آگاهی ها رو با تمام وجودت مزه مزه میکنی و لذت میبری
احسنت..
برای همه ما همینطوره آخه تکامل داره خیلی زیبا و لذت بخش طی میشه تا الماس وجودمون خودنمایی کنه
ممنونم بابت اشتراک این همه آگاهی
برات سعادت دنیا و آخرت رو آرزو دارم🥰♥️
سلام دوست عزیزم زهرا جان. بله قطعا همین طوره و بچه های فعال سایت از کامنتهاشون میشه سیر تکاملیشون رو درک کرد. ممنونم از شما دوست عزیز که کامنت هات رو به اشتراک میذاری و من از خوندنشون لذت بردم و میبرم. در پناه الله یکتا شاد باشی و سعادتمند
سلام استادعزیز
اولین باربودبعدازشنیدن فایلتون اینقدرگریه کردم ،گریه ای ازسرشوق ازسرخیال راحتی که بهمون دادید.نمیدونم چی بگم میخوام تشکرکنم اماتشکرکلمه کمی میخوام یه کلمه ای بهتربزرگتربگم اماپیدانمیکنم.
فرق شماباهمه استادهااینه به آنچه میگیدایمان دارید.من نزدیک ۱۰۰تافایل ازشماشنیدم هیچ چیزضدونقیضی توحرفاتون نیست هیچ چیزی نیست که من شنونده بگم این که جمله اش درحدحرفه یا….هرچی بیشترمیگذره بهترحرفاتون رومیفهمم.بهترخدارومیشناسم و ترس وغمم روزبروزکمترمیشه .دیگه نه به مشاوراحتیاج دارم نه انواع متخصصها.یه آرامشی کودکانه یه آرامشی ساده .مردمان ودنیاانگارتوی هاله ای هستندکه سروصداشون ازدورمیاد.
استادشماخیلی ساده حقیقت رومیگید.یعنی درواقع حقیقت ساده است .یاداین جمله ازیک دانشمندی افتادم الان اسمشون یادم نیست شایدانیشتن بودندنمیدونم ؛به یک دانشمنددیگه ای گفتنداگه نظریه که اثبات کردی روبتونی برای مادربزرگت شرح بدی واون بفهمه یعنی تواون نظریه وفرمول رو خوب فهمیدی.
حالاهم شمااستاداون دانشمندی هستی که حقیقتی که دریافتیدروبرای مااینقدرساده وقابل فهم میکنید. باآرزوی سلامتی وخوشبختی برای شماوهرآنکس که دوستش دارید.?
سلام عزیزان و همسفران گل
این روزها تحول درونیه شدیدی در من اتفاق افتاده که نتونستم اونو برای شما بازگو نکنم. از آشناییه من با استاد روزهای زیادی میگذره ، یادم نمیره روز اولی که با سایت آشنا شدم چه حال و روزی داشتم و تویه چه جهنم بزرگی که بخاطر فراموش کردن خدا ساخته بودم داشتم دست و پا میزدم، البته خودم فکر نمیکردم که خدارو فراموش کردم چون نماز میخوندم و ساعتها بخاطر بدبختیام با خدا دردو دل میکردم و های های گریه میکردم، شده بودم یه آدم ترسو که همرو برتر و قدرتمند تر از خودم میدیدم و فکر میکردم افسار زندگیه من دست بقیه ی آدم هاست و اونا میتونن به راحتی بهم ضربه بزنن. خدای من حتی به زور یادم میاد اون روزارو ، خیلی برام کمرنگ شدن، شروع کردم به گوش کردن فایلهای استاد ساعتها گوش میکردم ، کم کم قوی شدم اعتماد بنفس گرفتم، کم کم به خودم اهمیت دادم ، دیگه از حرفا و کارای اطرافیانم نترسیدم، انقدر تغییر کردم که اطرافیانم از این همه تغییر در عجبن ، آدمهای منفیرو از خودم دور کردم، کم کم باورهام عوض شد ، آگاهیهای جدید شکل گرفت، هر بار سعی کردم قبل از هر حرف و عملی اول قانونو در نظر بگیرم که طبق اون عمل کنم ،آروم آروم تغییراتم کامل شدو کامل تر شد تا اینکه چند روزه که کاملا دگرگون شد، احساس میکنم با تمام وجووووووودم خدارو حس میکنم، با تمام وجودم خوشحالم ، پر از انرژیه مثبتم ، انقدرررررر خوشحالم که دلم میخواد فریاد بزنم که همه ی عالم بشنوه که خدا جوووونم دوستت دارم، که منو به مسیر درست هدایت کردی، که منو از جهل نجاتم دادی، حالا اشک میریزم اما نه از ناراحتی بلکه از سر شوق. سراپا حس سپاسگزاری دارم و هر اتفاقی که بیافته دیگه نمیشکنم بلکه با دیدن تضادها خواسته هامو میبینم و به کمک خدا بدستشون میارم.
دیروز بعد از سپاسگزاری از خدا فقط بعد از یک ساعت یک تلفن و قرار کاریه مهم از یک شرکت بسیار بزرگ به من شد که این برای بقیه حتی خوده چند سال پیشه من یه چیز غیر ممکن و باورنکردنی بود اما اتفاق افتاد و این تازه شروع کارها و برنامه های منه.
دلم میخواست این حس فوق العادمو با خانواده ی عزیزم به اشتراک بذارم. استاد مهربونم نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم نمیدونم ، آرزو میکنم همیشه سلامت باشی ،مرسی مرسی مرسییییی ، خانم شایسته ی عزیزم مرسی از زحماتتون بابت دوره ی فایلهای استاد، با اینکه بارها اونهارو گوش داده بودم اما دوباره که شروع کردم به دوره کلی مطلب جدید یاد گرفتم. با سپاس فراواااااااان
خانم نوری صمیمانه به شما تبریک میگم ، هم بخاطر توکل و احساس زیبایی که نسبت به خداوند پیدا کردید و هم بخاطر موفقیت کاریتان
امیدوارم که در سراسر زندگی شاد و سلامت و خوشبخت باشید
مرسیییییی همسفر گرامی، منم برای شما آرزوی سلامتی و خوشبختیه عظیم و بینهایت دارم ?
سلام دوست عزیز
چقدر خوب که همراه شدی با منبع انرژی ها یعنی رب العالمین
تازه این شروع کاره اگه ادامه بدین با قدرت و ایمان کامل ببینید چه اتفاقات خوبی برای تان می افتد . منتظر خبرهای خوب بهتر از شما هستیم
مرسی دوست خوب و هم فرکانسیه مهربونم , مرسی که وقت گذاشتین برای مطالعه ی دیدگاه من . خیلی از پاسختون انرژیه مثبت گرفتم , همین باعث میشه با تمام وجود تو مسیر اهدافم قدم بردارم و نتایجمو با شما خانواده ی خوبم قسمت کنم. برایتان آرزوی سلامتی و خوشبختیه بی انتها دارم
این فایل، فایل نشونه ی امروز من بود. بارها این فایل رو قبلا گوش کرده بودم.
این نگاه توحیدی یکی از مهمترین چیزهایی بود که من از استاد یاد گرفتم.
امروز قبل از اینکه این فایل رو ببینم داشتم فکر میکردم یکی از دلایلی که وقتی استاد حرف میزنه و من راحت میتونم بپذیرم جدا از نتایج بزرگی که دارن، فکت اوردن از قرانه در کلامشون.
فکتهای قرآنی بسیار در درک من و آرامش درونی من کمک میکنه. میگم اینا کلام قرآنه. اینا حاصل خوندن چند صد کتاب موفقیت و تجربیات آدمهای موفقه. تلفیقی عالی که به آدم کمک میکنه.
آگاهیی های این فایل واقعا برای من کمک کننده بود و کمک کننده هست.
من بسیار آدم مشرکی بودم و هنوزم نمیتونم بگم همیشه ایمانم رو زندگی میکنم.
ولی خب خیلی بهتر شدم.
من تو زندگیم به پدرم، به مادرم، به قوانین جامعه، به دوستانم، به محدودیتهایی که جامعه برای خانواده ی ما ایجاد کرده بود و… قدرت داده بودم.
ولی از وقتی این فایلها رو شنیدم، این کلام که قدرت فقط دست خداوند عالمیانه.
اینکه هر کسی خودش خالق زندگی خودشه.
هیچ کسی در زندگی ما قدرتی نداره مگر اینکه ما در ذهنمون بهش قدرت بدیم.
اینها به من آرامش داد.
دیگه الان میدونم نتیجه گرفتن من کار خودم و نتیجه نگرفتم هم باز کار خودمه در زندگی.
هیچکس رو مقصر نمیدونم. هیچکس رو دخیل در زندگیم نمیدونم.
حرف جالبی راجع به فیلمها زدید. داشتم فکر میکردم اول آدمها مشرک شدن بعد فیلمها ساخته شد یا برعکس.
تو زندگی خیلی از آدمها، از جمله خودم، قدرت دست عامل بیرونیه. بعد طرف میاد فیلمنامه نویس میشه، همونی که تو زندگی خودش و آدمهای دیگه دیده رو فیلم میسازه. همون فیلم دوباره میشه سازنده باورهای غلط دیگه.
دیگه از وقتی حرفهای شما رو میشنوم سعی میکنم فیلم نبینم. خیلی حواس جمع فیلمی که میخوام ببینم رو انتخاب کنم و زمان فیلم هم حواسم باشه چه باورهایی داره ساخته میشه و خراب نشه محیط ایزوله ی زندگیم.
من هنوز انقدر یکتاپرست و باایمان نشدم، خودم میدونم ولی خوشحالم که در مسیر تکاملم. امیدوارم مثل شما بیام بگم چقدر این یکتاپرستی کمک کرد من تو زندگیم نتیجه بگیرم و موفقیتم بشه فکت برای آدمهای دیگه که تو این مسیر قدم میذارن.
خدا رو شکر بخاطر این آگاهی های مفید
بسیار سپاس گزارم که با محبت و عشق راه های بهتر زندگی کردن رو به ما میگید.
مرسی که به ندای قلبتون گوش میکنید و فایل ضبط میکنید.
و من بسیار سپاس گزار خانم شایسته ی عزیزم با فیلمبرداریهای فوق العاده شون. وقتی شما صحبت میکنید طوری دوربین تنظیم بودو بدون حرکت که کوچکترین تمرکزی از آدم بهم نمیخورد. چقدر بدون کوچکترین لرزش بی موردی از فضا در آخر فیلم گرفتن و ما رو همراه اونهمه زیبایی کردن
چقدر داشتن همراه اینچنینی که اون هم فکر توحیدی داره و عمل توحیدی، شیرینه. چقدر عالی که شما و خانم شایسته باهم انقدر باهم حرفهای مفیدو راهگشا دارید. تحسین برانگیزه واقعا. مرسی که ما رو هم شریک این حرفهای توحیدیتون میکنید.
در آخر
استاد چقدر اسم این فایل خوبه
توحید عملی
شما سخاوتمندانه راه درست رو به ما نشون میدید. راه توحیدی رو.
من باید عمل کنم. من باید عملیش کنم. توحید عملی.
از خدا میخوام حالا که به خواسته ی قلبیم جواب داده و مسیر درست رو بهم نشون داده برای رشد شخصی، کمکم کنه همه ی این آگاهی ها رو عملی کنم. من فقط به لطف الله میتونم انقدر قدرتمند بشم.
سلام و درود
خدایی را سپاس که به صورت non stop کل سیستم را هدایت میکند
وقتی که صفحه ی سایت را باز کردم به آیکون لایک بالای صفحه هدایت شدم
کامنت ارزشمند شما برام نمایان شد
جا دارد تحسین و تشکر کنم بابت متن های زیبا و منظمتون ، کامنت های همه ی دوستان خوب و گیراست اما کامنت های شما یک ساختار و نظم خاصی برای من دارد ، یک احساس هماهنگی ، احساس اینکه از وجودی نشات میگیرد که عزت نفسش قوی هست ، خیلی احساساتی نمیشود ، یک وقار و سنگینی و متانت خاصی در جنس کامنت های شما دریافت میکنم ، مثل نوازنده ای که نت های موسیقی را به وسیله ی سازش خوش تر و هماهنگ تر مینوازد…
اینها نشان از بهتر شدن مدارهای من هست که سامانه ی هدایتی من هر روز با کیفیت تر میشود و به کامنت های بهتر و با کیفیت تری در خور مسایل زمانه ام هدایت میشوم
این بهبود کیفیت حس میکنم از جانب Client یعنی من هست ، چون Server خداوند هست نهایت کیفیت هست ، این من هستم که باید تلاش کنم بهتر به سرور Request بدم
احساس میکنم هر روز که روی خودمان کار میکنیم بهتر و با کیفیت تر هدایت های خداوند را دریافت میکنیم
این موضوع من رو یاد یک داستان میندازه :
یک نفر از کشیک کلیسا میپرسه ، ای پدر روحانی یک سوال برام پیش اومده : آیا میتونم موقع عبادت کردن سیگار بکشم ؟
کشیش میگه نه این کار توهین به خداوند هست…
دوستش میگه سوال رو درست نپرسیدی ، ببین اینجوری سوال بپرس : میره پیش کشیش میگه ای پدر روحانی آیا زمانیکه سیگار میکشم میتوانم عبادت کنم ؟
کشیش میگه بله ، حتما پسرم ، شما در همه حال میتوانید خداوند را عبادت کنید ، ثواب هم داره
مقصودم از ذکر این داستان درست یا غلط بودن برداشتها نیست ، شاید بگویید اینکه میشه همون جریانی که استاد عباسمنش میگن بسیاری از دوستان چیزهایی رو از صحبت های من میشنوند که دوست دارن بشنوند نه اون چیزی که گفته شده…
ولی حس میکنم قبلا خیلی خوب از خداوند سوال و درخواست نمیکردم ، که این مساله هم مثل هر چیزی دیگری تکامل داره… و بعضی وقتا شک میکردم که خداوند جواب نمیده ، یا از اون چیزی که هدایت میشدم راضی نبودم ، دلیلش را اینجوری میدونم که سوال خوب نمیپرسیدم ، درگیر حشو و حاشیه بودم
یک مثال از قرآن :
خداوند در قرآن میفرماید وجود مومنان همچون آهن های مذاب میشود ، منظورش این هست که ناخالصی ها جدا میشود ، یا مثال کف روی سیل رو میده ، دیدید آهن ذوب میشه یک چیزی مثل کف بالا میاد یا توی آب هایی که جریانشان تند میشه مثل سیلاب ها… این اون ناخالصی هست و دلیل جدا شدن ناخالصی ها همان جنب و جوش و حرکتی هست که در ساختار ماده اتفاق میافتد ، مثلا سیلاب تند حرکت میکند ، یا آهن مذاب به خاطر دریافت انرژی گرمایی ، جنبش مولوکل هایش بیشتر میشود…
شما اگر فرایند غنی سازی اورانیوم را هم در نظر بگیرید اون سانتریفیوژ با سرعت بالایی آنچنان حرکت دوار دارد (چندین هزار دور در دقیقه) که باعث جدا شدن ناخالصی ها و واپاشی و … میشود
یا یک مثال دیگه : خشک کن ماشین لباس شویی : با سرعت چند صد دور در ثانیه میچرخد و آب داخل بافت های لباس رو جدا میکنه…
که یکی از ریشه هاش کلمه ی ربا هست ، یعنی چیزی که بالا می آید…
وقتی که کامنت های شما و بسیاری از کامنت های دیگر سایت که واقعا همشون عالی هستند را میخوانم این مثال قرآن برام تداعی میشه ، که این کامنت خالص تره ، احساسات و هیجانات کمتری درش هست ، انگار پالایش شده است ، از قسمتی از وجود شخص بیرون میاد که کف و ناخالصی ندارد
و بهتون تبریک میگم که هر روز دارید بیشتر خودتون رو پالایش و صاف تر میکنید و شک نکنید در بحث توحید و یکتاپرستی هم این پالایش برایتان اتفاق می افتد ، شما از جنس همان روحی هستید که در وجود ابراهیم بود
اصل و اساس وجودتان خالص خالص هست و الان دارید هر روز با خودسازی هایتان ناخالصی ها را کم و کمتر میکنید
سلام
اولا که خوشحالم مسیجهای من برای فایلها و رد پای من، برای شما مفید بوده.
من اول برای خودم و یادگیری بیشتر و درک بهتر خودم مینویسم ولی خب وقتی ببینم دوست عزیزی اون مسیج رو میخونن و استفاده میکنن خب برای من خیلی خوشایند و لذت بخشه.
خیلی ممنون از تحسینون.
مطمئنا شما هم روح و ذهنتون هماهنگه که میتونید هماهنگی های رو در جهان ببینید.
ایشالله هر روز از هر نظر بهتر و بهتر بشید.
سلام دوست عزیزم ممنون بابت کامنت خوبی که گزاشتی و ادراک خودتو به اشتراک گزاشتی سپاسگزارم
سلام به روی ماه همه تون ….. من اون روز که فایل فقط روی خدا حساب باز کن رو شنیدم ….. بارها و بارها تو دفترم نوشتم که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان و مخفیه ……. بارها و بارها توی دفترم نوشتم که همه دنیا بخواد و تو بگی نه …. نخواد و تو بگی آره تمومه …. همین که اول و خر تو هستی ….. به محتاج تو محتاجی حرومه ….. بارها و بارها با خودم فکر کردم و تکرار کردم که مومن واقعی نه غمی از گذشته داره نه ترسی از آینده ……. بارها و بارها تو دفترم نوشتم که رب من من بندگی تو رومیکنم تو تاج پادشاهی بذار رو سرم ……میدونید خیلی حرفا هست که استاد میگه و من بعدا آروم آروم بهش میرسم …….. میگه فقط روی خدا حساب باز کنید و من کم کم و آروم آروم به حرف استاد ایمان میارم …….. ایمان آوردم …….. بهش گفتم میخوام سمانه ی تو باشم …… مثل ابراهیم که مال تو شد …. دوست تو شد …… خلیل الله شد …….. میخوام بری کیف کنی خخخخخ بری به فرشته هات بگی این سمانه یکی یدونه ی منه ……. چه قدر حرفای همه ی شما به دل میشینه …… چقدر همه ی ما خوب همدیگه رو درک میکنیم ……. به راستی این جماعت از رب چی میدونن ؟ چه قدر خوشحالم که تو این سن ….. تو جوونی ….. تو این روزا رب رو پیدا کردم ……. چه قدر این سالهای زندگیم قشنگه ….. اتفاقا داشتم به آبجیم میگفتم از این چند سال زندگیم خیلی راضی ام ……. واقعا الان که این طوری دارم زندگی میکنم و دارم سعی میکنم با ایمان باشم و موحد باشم میبینم که چه قدر این روزا و این سالهای اخیر خوب زندگی کردم …… باورتون نمیشه اصلا یادم نمیاد قبلا چه طوری زندگی میکردم …… خوبیش اینه که انگار افتادم رو دور تصاعد ……. میتونم تو لحظات زیادی از زندگیم خودمو و ذهنم رو کنترل کنم ……. تو بعضی لحظات با خودم میگم : سمانه اون لحظه ای که باید خودتو و ذهنتو کنترل کنی همین الآنه ها ….. میگم سمانه این قانون ثابته جهانه : احساس خوب = اتفاقات خوب ……. فقط میتونم بگم الهی شکرت …… فقط میتونم بگم خدا رو شکر که دارم این چیزا رو تجربه میکنم …….. رب من رب یکی یدونه ی من ……. قدرت مطلق من …… خودت باید بهم کمک کنی و هدایتم کنی و منو سمانه ی خودت کنی ……. متشکرم .
به نام خدای شنوایی دانا
سمانه عزیزم خیلی خوب نوشتی گوشه چشمم اشک جمع شد خوب میفهمم گلم حرفهایت را و این نگاه عاشقانه و دلربایت را به معبود عالمیان .
چند هفته پیش در آموزشگاه یه برگه ی نظر سنجی رو بهم دادن که نشونه ای بود بخاطر اینکه از ربم تشکر کنم که درباره انگیزه واشتیاق به زندگی .من همه رو عالی تیک زدم وکلی هم خندیدم و گفتم من چقدر دیدم تغییر کرده چقدر امیدوار وتوحیدی شدم چقددررررر دارم از زندگیم لذت میبرم و چقدر طعم این زندگی به دل خودم برام دلچسب وخواستنیه که دنبال ارزها واهداف خودمم نه خواسته های دیگران. نه چشم وهم چشمی وکور کردن دیگران .
در پناه خدای عزیز وبزرگ شاااد وثروتمندو عزتمند
یدالله فوق ایدیهم
بازم این فایل های توحیدی شما و اشک های من!
چقدر توحید، گم شده عمیق من هست.
خدایا این همه شنیدم این فایل ها رو، این همه قدرت گرفتم ولی بازم هنوز تشنه ام به شنیدن، به درک کردن این آگاهی اصیل.
بعد معجزه ای ناب، مدام در درون ام می شنیدم
یدالله فوق ایدیهم!
به راستی هیچ چیز و هیچ کس ورای قدرت الله نیست.
یک ماه تمام، یک انسان با قدرت ریاستی که داره هر بدی که خواست بر سرم اورد!
و خدای من پاسخ اش رو داد!
از بالاترین مقام سازمان، رییس رو برای توضیح خواستند بدون اینکه من کسی رو بشناسم و کاری کنم!
اما خدای من دستانی از غیب اورد و همه چیز به نفع من تمام شد و میشه!
و همون آدمی که ۱ ماه پاش رو بر گلوی من گذاشته بود، چاره ای جز دلجویی از من ندیده!
در کنار این واقعه، من یک ترمز ریشه ای در خودم پی بردم و باید کار کنم روش:
عقاب و مرغابی ها!
خیلی از مرغابی ها از زندگی ام خارج شدند ولی باز هم باید کار کنم.
از خدای خودم در آسان کردن این سختی یاری می خوام: و یسرلی امری.
سلام به همگی
من هر فایلی که میاد رو سایت رو بارها وبارها گوش میکنم وسعی میکنم تو زندگیم عملیش کنم .
قبل از اینکه وارد این سایت بشم یه مسیر دوازده ساله رو طی کردم وهر روز از خدا دورتر ودورتر شدم درصورتی که فکر میکردم دارم به خدا نزدیک ونزدیکتر میشم .تا اینکه دیدم زندگیم هر روز داره بدتر وبدتر وبدتر میشه جوری که وقتی می ایستادم به نماز حالم بد میشد هر چی با خودم میگفتم الا بذکر الله تطمین القلوب آروم نمیشدم همش تو روضه ها ومراسم های مذهبی بودم ومدام گریه میکردم وبه درگاه خدا دعا میکردم زندگیم درست بشه ….تا اینکه استادی وارد قلات شد وبهش میگفتن استاد یوگای خنده اولین بار صبر کردم تا همه برن ومن رفتم جلو تا اومدم شرایطم رو بهش بگم بی اختیار اشکهام سرازیر شد بهم گفت دستت رو دراز کن ,کردم بهم گفت فرض کن تو دستت یه تکه زغال داری چه اتفاقی برات میافته گفتم هیچی بعد بهم گفت حالا فرض کن که اون زغال روشنه وگداخته شده حالا چکار میکنی گفتم دستم رو میکشم تا بیفته ,خندیدوبهم گفت تو ایمانت ضعیفه ,رها کن اون زغال داغی که داره دستت رو میسوزونه …
یک سال گذشت ومن کم کم هدایت شدم به یک سمت دیگه این بار مسیر تکاملم رو داشتم سریعتر طی میکردم چون خدا تو خنده های من بود .تو شادیها توشکرگزاریها تولذت بردن های من بود ویک روز خیلی اتفاقی یکی از دوستام فایلی فرستاد از کسی به نام عباس منش
منی که به زور پیامهای دیگران رو میخوند وحتی حوصلش نمیشد که جواب پیام کسی رو بده الان داره یه پیام طولانی مینویسه …
برای تشکر از شما استاد عباس منش
اولین بار که از زبون شما شنیدم هر انسانی در زندگی من دستی از دستان خداوند هست به فکر فرو رفتم تا چند روز فقط اطرافم رو با دقت نگاه کردم ببینم چطور ؟
ودیدم ودیدم وباز هم دیدم تمام انسانها مثل یک زنجیره به هم متصلند برای کمک به هم وگفتم چه کسی میتونه این زنجیره رو اینقدر زیبا به هم وصل کنه وفقط خداست که میتونه ولاغیر
خوبه استاد که شما از همون اول فهمیدید هیچکس رو ندارید وخیلی زودتر ازمن فهمیدید که الله یکتا هست
من تازه دارم میفهمم که هیچکس رو ندارم وتازه دارم میفهمم فقط روی خدا باید حساب باز کنم ..
از وقتی که اینو فهمیدم زندگیم توتمام جنبه ها تغییر کرد
خیلی تلاش کردم اعضای خانوادم رو تو این مسیر بیارم وهر وقت که تونستم راجع به توحید وشرک وچشم زخم حرف زدم اما خانوادم بهم گفتند رفتی تو قلات )(روستایی از توابع شیراز ) وکافر شدی
ولی خودم میفهمم که چقدر الان آروم تر ,شکرگزارتر ,زیبابین تر وخدایی تر شدم ,چقدر روابطم تغییر کرده ,از وقتی که ارامش در پرتوی الهی رو گوش کردم هر کسی رو که میبینم میگم او پاره ای از من است ,پاره ای از خداست ومیبینم عشق بدون قید وشرط رو
از الله یکتا سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد
از شما استاد عزیز سپاسگزارم که این طور خالصانه اموزه تاتون رو در اختیار ما قرار میدید
وچه کسی شایسته تر از خانم شایسته عزیز میتونه این طور فوق العاده ما رو به سفر ببره ,سفری جالب ودیدنی از اعماق وجودمون ممنونم خانم شایسته عزیز
واز تمام کسانی که خالصانه تو تمام بخش های سایت نظر وکامنت میذارن ممنونم
در پناه الله یکتا
با سلام به استاد عزیز
استاد عباس منش من خواستم در مورد کامنت قبلی که گذاشتم یک توضیحی بدم
اون کامنت قبلی رو گذاشتم گفتم چقدر من انسان باهوشی هستم عجب درک عمیقی از قانون رو توی سایت عباس منش نوشتم تند تند می نوشتم — خیلی اون کامنت رو خواندم خیلی کامنت های خودم رو میخوانم یعنی من تمام کامنت هام رو از اول می خونم هم روند تکاملی خودم رو ببینم و هم درکم از قانون رو بفهمم حتی اون چیزهایی که می نویسم توی فایل word ذخیره میکنم توی کامپیوترم که روند تکاملی و درکی من رو نشون بده که ایمانم به شما که میگید همه چیز فرکانسی هست بیشتر بشه البته این چیزی نیست که بهش ایمان نیاورده باشم اما میخوام به خودم بگم بابا هر چقدر گوش کنی فکر کنی باز هم کمه فکر نکن بلد شدی فکر نکن استاد عباس منش شدی خیلی جای کار داری هر روز این فایل ها رو گوش کن بهشون فکر کن و نه اینکه کاری انجام ندی کارت رو هم انجام بده اما این فایل ها رو مراقب باش کنار نزاری گوش کن تا اخر عمرت و عمل کن —– مثل قران و فایل های شما که هر انسانی از جمله من یک جور برداشت میکنه بارها و بارها دیدم توی کامنت بچه ها یکی از حرف شما خوشحال شده و دیگری یک جور نوشته که استاد این چه حرفی بود زدی
خواستم در مورد کامنت قبلی بگم که گذاشته بودم – توی اون کامنت یکجای کارش خراب شد نمیخوام توضیح بدم – اون اتفاق یعنی کامنتی که گذاشتم چند تا درس برای من داشت
1 – من انسان کاملی نیستم هیچ انسانی کامل نیست –
2 – فهمیدم که باید این فایل های استاد عباس منش رو تا اخر عمرم گوش کنم و فکر کن بهشون تا اخر عمرم ((((( نه اینکه از زندگیم بزنم فایل های استاد رو گوش کنم هیچ کاری انجام ندم نه از زمان های مرده توی اتوبوس جابه جا هایی که دارم زمانی که دارم به جای اینکه بشینم فیلم نگاه کنم یا هر کاری بیهوده دیگه هیچ کمکی به رشد و پیشرفت من نمیکنه این فایل های استاد عباس منش رو گوش کن و فکر کن این رو برای افرادی نوشتم که تازه کار هستن چرا اون افراد مثل گذشته من فکر میکنن که باید فقط روی خودشون کار کنن و هیچ کاری انجام ندن در صورتی این اشتباه است باید روی خودتون کار کنید و این فایل ها رو گوش کنید قانون رو درک کنید و بهشون فکر کنید هر چقدر بیشتر درک میکنید قانون رو بهتر عمل میکنید و ایمانتون هم بیشتر میشه نسبت به این قانون چرا که این نتیجه های کوچک به شما کمک میکنه که قانون داره جواب میده و ایمانتون بیشتر میشه و بیشتر روی خودتون کار میکنید و ایمانتون بیشتر میشه که خودتون خلق کننده شرایط هستید وقتی این ایمان بیشتر میشه جسارت شما هم بیشتر میشه یعنی اینکه کار کارمندی رو رها میکنید که کسب کار خودتون رو راندازی کنید با همون نتیجه های کوچک احساس خوب و غیره اتفاقاتی که ممکنه براتوت بی اوفته بی نهایت )))))
خرید محصولات استاد عباس منش یک تجارت برد برد است واقعا این تجربه ها در محصولات خیلی به من کمک کرده – من دیگه لازم نیست کتاب بخونم چون استاد عباس منش تمام اون مسیرها رو رفته و تست کرده – واقعا این حرف ها به خودتون بزنید ایمانتون قوی میشه چرا فلانی نشد فلان نقاش نشد اون هم که خیلی خوب کار میکنه – یا چرا فلانی فلان برند لباس نشد اون هم که خیلی با کیفیت تولید میکنه این مثال ها رو به خودتون بزنید یا چرا بقیه استاد عباس منش نشدن این همه استاد موفقیت چرا اون بندهای خدا اینطوری نتیجه نگرفتن و بعد با نتیجه های کوچک ایمان تون رو به این قانون بیشتر کنید و بعد نتیجه بزرگ میشن – یعنی خودم دارم از این روند استفاده میکنم که من هستم شرایط رو خلق میکنم البته باید روند تکاملیتون رو طی کنید از چیزهای خیلی کوچک شروع کنید خلقش کنید و هی بزرگ و بزرگ تر کنید – نمی تونید چیزی که برای شما غیر منطقی و غیر قابل دسترس هست بگید من فکر میکنم این رو خلق میکنم اینطوری خودتون رو بدبخت کردید – باورهاتون رو درست کنید خلق کنید برید سراغ یکمی بزرگ تر من چقدر از این تکامل ضربه زدم هر چه میشکم از این تکامل هست
من روی باورهام کار میکردم چیزهای کوچک رو برای خودم خلق میکردم مثلا یک ماه خیلی خوب درس میخوندم میگفتم برو بابا حالا باورهام عوض کردم یک ماه خوب درس خوندم میخوام توی سرم بزنم من اون ماشین فلان رو میخوام اون موفقیت رو میخوام یعنی یک اتفاق یک دفعه ای – این نتیجه که چیزی نیست نتیجه های کوچک کلی برای من اتفاق می اوفتاد که باورهام رو تغییر داده بودم خیلی اتفاق خوبی می اوفتاد مثلا خواهرم برای من هدیه می خرید – باورهای هماهنگ با عزت نفس رو درست کرده بودم درس خوب می خوندم داشتم خوب پیش می رفتم اما می گفتم اینکه فایده نداره من اون اتفاق بزرگ رو میخوام اینکه همه می تونن انجام بدن اینکه همه می تونن داشته باشن اگر من خالق شرایط زندگیم هستم پس باید چیزهای بزرگ رو خلق کنم من باید یک فرقی داشته باشم با بقیه انسان ها من چون که دارم از این محصولات استفاده میکنم باید خیلی اتفاق بزرگ باشه خیلی بزرگ این نتیجه های کوچک هیچی نیست – به قول استاد عباس منش موسی معجزه رو داری به کی نشون میدی نیستن توی این فرکانس نیستن – به همین دلیل گفتم کامنت قبلی که گذاشتم خراب شد به همین دلیل گفتم من انسان کاملی نیستم دنبال یک اتفاق خیلی بزرگ بودم همش اینطوری فکر میکردم –
مثلا بعضی موقعه ها اینطوری فکر میکردم میگفتم من که باور دارم خالق شرایط زندگیم هستم وقتی کسب کارم رو اجرا کردم باید از همون ماه اول کلی پول بسازم -یعنی به خودم نمیگفتم بابا تو اول 1 میلیون 800 هزار تومان هر چقدر برای تو منطقی هست رو بساز خلقش کن بعد برو سراغ درامد کمی بیشتر ایمانت قوی بشه اما متاسفانه انقدر روند خلق شرایط طبیعی هست عادی هست تعجب نمیکنم منطقی هست با اون باورهایی که ساختیم بعد میگم این فایده نداره
مثلا من نمیگفتم که برم فوتبال تمرین کنم – برم تست بدم از تیم های کوچک کم کم شروع کنم تکاملم رو طی کنم بعد به اورپا و تیم خوب فکر کنم بزار حرکت کنم ایمان قوی بشه اگر من بشینم هی فکر کنم به روئال میرم به تیم های خوب اورپایی میرم هیچ کاری نمیکنم درصورتی که من هنوز به یک تیم بزرگ ایران هم نرفتم از الان دارم برای رئال برنامه ریزی میکنم هیچ کاری نمیکنم خب خیلی غیر منطقی هست بزار از یک تیم کوچک شروع کنم هی خلق کنم هی خلق کنم ایمان قوی بشه بعد بگم اون رو میخوام و خیلی هم منطقی هست بهش برسم نه اینکه من توی تیم لیگ برتر هم توپ نزدم بشیم به رئال فکر کنم بگم خدایا میشه نمیشه خب معلومه کار انجام نمیدم
دنبال یک اتفاق یک دفعه ای بودم – به همین دلیل فکر میکردم و منتظر می ندم و اون کار درسته رو انجام نمیدادم
طرف نتوسته یک طرح نقاشی بزنه فکر میکنه هی منتظر می مونه میگه من که میخوام نقاش بشم میشم مثل اون نقاش خیلی معروف تابلوهای من رو هم میلیون دلار خریداری میکنن طرف هنوز نقاشی خوبی نداره نتوسته چهارتا طرح بزنه اما فکر میکنه دوتادوتا چهارتا میکنه و چون به اون جایگاهی که خیلی براش غیر منطقی هست بزرگ هست رو فکر میکنه خودش رو بدبخت میکنه میره پی کارش
اگر استاد عباس منش به این جایگاهی که است از همون اول فکر میکرد که اصلا موفق نشد برید روند تکاملی استاد عباس منش رو نگاه کنید اول از کلاسهای کوچک شروع کرد بعد روی باورهاش کار کرد کار کرد به این جایگاه رسیده مثلا من میخوام مثل استاد عباس منش مدرس بشم بعد بشینم فکر کنم بگم میشم نمیشم منظورم جایگاه الان استاد عباس منش هست یعنی تکاملت رو طی نکنی بخوای یک اتفاق یک دفعه ای رو رقم بزنی – خب معلومه خیلی غیر منطقی بزرگ هست من اینطوری فکر میکردم میگفتم نه من روی باورهام کار میکنم به اون جایگاهی که استاد عباس منش هست می رسم اگر من باور دارم خالق شرایط زندگیم هستم پس میشه نمیگفتم بابا این توهم ها چیه زدی برای خودت اتفاق یک دفعه ای چیه اون فردی که داری مبینی الان این شده کلی تمرین کرده – کلی کتاب خوانده – کلی نقاشی کشیده – کلی روی باورهاش کار کرده – و و و و
من چقدر از این تکامل ضربه خوردم اما نمی دونستم اینجا هم ریشه کرده – بعضی موقعه خسته میشم از این تکامل جوری ضربه میزنه به ادم که نمیفهمی از کجا خوردی
من هی اینطوری فکر میکردم که اگر من خالق شرایط زندگیم هستم پس باید یک اتفاق بزرگ بی اوفته ناخداگاه اینطوری فکر میکردم – پیامبر هم یک شبه پیامبر نشد ابراهیم یک دفعه ای ابراهیم نشد – مثلا خدا همون لحظه بگه خب من ابراهیم رو انتخاب کردم بیا ابراهیم یک دفعه ای باور تو رو نسبت به خودم تغییر دادم برو که با این باور قوی ایمان قوی هیج کس نمی تونه کاری انجام بده برو حالش رو ببر – ایمان اوردن حضرت ابراهیم هم روند تکاملی بوده توی قران بخوانید متوجه میشد
من این کامنت هایی که میزارم برای خودم هستم من خودم کامنت های خودم رو خیلی میخونم از اول شروع میکنم اولین کامنتی که گذاشتم میخونم فکر میکنم و بعد کامنتی بعدی خودم و و …
دوستان اگر با این نگاه به اموزهای استاد عباس منش که خودش هم داره میگه نگاه کنید باورهاتون رو بسازید شرایط کمی بهتر شرایط کمی بهتر درامد کمی بهتر اگر این رو ببیند خیلی احساستون خوب میشه میگید خدایا شکرت باورهام رو عوض کردم اون درامد اون توی حسابم اومد اون موفقیت رو کسب کردم بعد همینطوری ادامه میدید انقدر نتایج بزرگ میشه که برای شما منطقی هست ولی برای دیگران غیر منطقی چرا چون دیگران از این قانونی که شما دارید استفاده میکنید خبر ندارن ریشه ها رو نمیبنن ((( از همه مهم ایمانتون برای نتیجه های بزرگ قوی میشه که من هستم دارم خلق میکنم )))))
لینک های زیر رو میزارم این فایل ها نگاه کنید بارها و بارها گوش کنید خیلی این موضوع مهمه من خیلی ضربه خوردم از تکامل به همین دلیل اومدم این کامنت رو گذاشتم
1 – تغییر باورها به روش استاد عباس منش
https://abasmanesh.com/fa/change-beliefs-with-abasmanesh-method/
2 – بررسی موردی یک دوست، درباره قوانین ثروت
https://abasmanesh.com/fa/the-case-study-of-a-friend-about-the-laws-of-wealth/
سلام
لایک
واقعا عالی بود بسیار ممنونم خیلی تجربه گرفتم خیلی اموزنده بود خداروشکر پیشرفت کردید و با ما ب اشتراک گذاشتید خدایاشکرت من درک کردم و آروم شدم بله حق باشماست دیدن نشانه های کوچک واقعا کار میده ثبت کردن نشانه ها کار میده واحساسمون رو خوب میکنه خدایا ۳ یا۴ سال پیش من کجا و الان کجا
فقط خودم میدونم چقدر همه چیز تغییر کرده اما عادی میبینمشون من منتظر چی هستم دیگه چی میخام اون فایل استاد هنوز توی خاطرمه که گریه میکردند ومیگفتند عجله نکنید زندگیاتون عالیه پوووول میاااااااد شکر گذار داشته های الانتون باشید اونها رو ببینید وهر چه ضربه هست خودمون با ذهنمون ب خودمون میزنیم ولطمه ب اعتماد ب نفسمون میزنیم وخودمون رو سرزنش وقضاوت میکنیم با افکار خراب و توقعات بیجامون از خودمون از قانون از استاد از همه چیز
وای خیلی بهم کمک شد خیلی یاداوری خوبی بود ممنونم مرسی
دوستان در ادامه این لینک رو نزاشتم یادم رفت – بزارم براتون و برای خودم
سریال تمرکز بر نکات مثبت – قسمت ۱۰ (پیغام نشانه ها)
https://abasmanesh.com/fa/the-message-of-signs-10/
سلام کامنتتون عالی بود خیلی روی من تاثیر داشت ممنونم دوستم
این خیلی عالی است که شما اشکال خودتان را فهمیدید این عالی است خیلی ها تا به این مرحله برسند کلی باید کار کنند آفرین به شما و مرحبا
سلام .. عالی بود توضیحتون من روزی 16 ساعت درس میخوندم به امید قبولی در دندان پزشکی ولی این امید امید واقعی نبود همیشه سر تست های ریاضی فیزیک گریه میکردم چرا نمیتونم.. حالا از اینکه الان اینجا هستمم خیلی جالب بود که هدایت شدم اینجا ولی بازم گمراه شدم گمراه تر از قبل الانم که درس خوندنم به شدت افت کرده و همش فکر میکنم نه دیگه من الان دارم رو باورهام کار میکنم پس نیازی به تلاش زیاد نیست چون به هرچیزی فکر کنم همون میشه ولی از یه طرفم استرس نامرتب خوندن درسم انقدر استرس بهم میاورد که حالت تهوع شدید داشتم جالبه اونجاهم میگفتم شیطان داره کاری میکنه که دور شی درحالی که شیطان طفلک اصلا هیچ کاره بود و این کج فهمی خودم باعث میشد اگه درس نخونم رتبه میشم….. این کامنت شما باعث شد خدا راه درست رو برام واضح کنه که اخه عزیزدلم تو درستو بخون باور قبولی هم داشته باش تا رتبه شی نه اینکه درس نخونده رتبه شی …. بازم نشونه پیدا کردم. .. انشالله سال دیگه این موقع وقتی دارم کامنت میذارم به عنوان دانشجوی دندان پزشکی کامنتمو بذارم و مسیر ایمان تلاشمو برای بچه های کنکوری توضیح بدم.. الهی شکر خالق جااااانان من …تو همیشه به موقع جلو ضررهارو میگیری
آقای محمد امین کامنتتون فوق العاده بود
بخاطر زحمتی که کشیدید و این مطالب با ارزش رو تایپ کردید و با ماهم به اشتراک گذاشتید ازتون ممنونم
غزاله ی عزیزم
آرزو میکنم به خواسته ی خیلی قشنگت برسی و مطمئنم اگر وسط راه دلسرد نشی و ایمان داشته باشی که به هدفت میرسی قطعا به هدفت میرسی
یکی از دوستان کنکوری در همین سایت کاملا توضیح داده بودند که چطور به رتبه ی خیلی خوب رسیدند توضیح دادند که از مسیر درس خوندنشون واقعا لذت بردن،اگر اشتباه نکنم روزی۱۳ساعت درس میخوندن،در کنار تلاشی که داشتن امید به خداوند در دلشون هر لحظه قوی تر میشد و از مسیرشون لذت بردن.
دلم میخواد به نتیجه ایی که میخوای برسی و بنویسی از نتایج فوق العادت خانم دکتر?
سلام. دوست خوبم از متن خوبتون استفاده کردم. این خیلی خوب هست که حرف استاد رو گوش دادین و دارین از خودتون ردپا میزارید. احسنت به شما
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
وااای وااای وااای استاد راست می گفتید که شرک در دل مومن از راه رفتن مورچه در دل تاریکی شب پنهان تر است حالا البته من خودم رو هنوز یک مومن کامل نمی دونم اما در عجبم از اینکه چقدر مویرگی و پنهان ما قانون رو فراموش می کنیم و یادمون میره که پامون رو از روی ترمز برداریم و همچنان گاز می دیم.
من دانشجوی دکتری حشره شناسیم و البته مدتهاست که با سایت و آموزش های شما دارم کار میکنم از ابتدای امسال به صورت پیوسته و فشرده داریم با همسرم کار میکنیم و البته خیلی چیزها تغییر کرده و به زودی میام و با جزئیات می نویسم اما چیزی که امروز تجربه کرده رو میخوام بگم که چی با شنیدن دوباره این فایل حالم رو دگرگون کرد.
از اسفند گذشته تست های آزمایشگاهیم رو شروع کردم اما هر بار به شکلی لاروهام می مردن و تست انجام نمیشد بخشیش انجام شده بود اما بخشهایی که به نظر می رسید باید راحت و روان انجام شه به شکست می رسید کار به جایی رسید که از تست گذاشتن گذشت و کلونی اصلیم آلوده شد و با مرگ و میر شدید همراه شد. من همه چیز رو تغییر دادم از ظرف و ظروف و قلم مو تا آزمایشگاه. دوباره رفتم مزرعه و با کلی سختی تعداد محدودی لارو جمع کردم اینبار ایمانم میگفت همه چی عالی پیش میره من جزیی ترین نکات رو در نظر گرفته بودم و هر گونه استریل سازی رو رعایت می کردم. به شکل معجزه آسایی شب پره هام تخم بارور دادن و من کلونیم رو دوباره راه انداختم اما باز چی شد دوباره همون مشکل از راه رسید و کلونیم رو آلوده کرد. دیگه مستاصل شدم همش از خدا هدایت می خواستم. همسرم میگفت مشکلت اینه که باز علمی به قضیه نگاه می کنی و نمی تونی با تمام قلبت کار رو به خدا بسپاری. راست می گفت چون ته ته دلم اضطراب داشتم. دیروز دوباره رفتم یه تعداد لارو از مزرعه جمع کردم. چند رو قبل هم یه تعهد 40 روزه دادم به خدا که اینبار همه چی رو به تو می سپارم. نشستم دوباره مساله ام رو بررسی کردم ترمزها رو در اوردم و اونها رو منطقی کردم نمیدونم این بار چندم بود. اما انگار بازم نمی تونستم ترمز اصلی رو ببینم. امروز که رفته بودم به ته مانده کلونیم سر بزنم یه حسی گفت این فایل توحید عملی 6 رو گوش بدم در حین کار کردن گوش می دادم و یکباره انگار همه چی روشن شد، بابا چرررررررررا حواسم نیست دارم همش دنبال عامل بیرونی برای شکست آزمایشهام و مشکل کلونیم می گردم چرررررررررررررررررررررا حواسم نیست که با تغییر عامل بیرونی و تعویض جا چیزی تغییر نمی کنه آسمون هر جا بری همون رنگه. چرررررررررررا حواسم نیست که شرک یعنی قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا حالا نبودن هود باشه تا یه عامل بیماریزا برای آلودگی لاروهات. چررررررررررررررررا حواسم نیست که که جواب سوالها همشون درون خودمه و هی می رم با استاد مشاور و این همکار و اون دوست مشورت می کنم. چرررررررررررررررررررررا حواسم نیست که تا نگاه شرک آلود داشته باشی مثل یوسف توی زندون مساله ات می مونی و راه حل ها رو نمی بینی. چرررررررررررررررا حواسم نیست که کل داستان همینه.
اونقدر منقلب شدم که بارها و بارها این فایل رو گوش دادم و تو مسیر برگشت به خونه فقط اشک بود که میریختم با رسیدنم به خونه اولین کاری که کردم نشستن پشت لپ تاپ و نوشتن احساسم بود.
هنوز البته نمی دونم چه باید بکنم اما حتی اگر مجبور شم کل کار رو برای مدتی تعطیل کنم این کار رو با ارامش و ایمان می کنم.
می دونید استاد من فکر می کردم قوانین رو یاد گرفتم و مومن هستم اما یادم رفته بود که نگاه توحیدی و قوانین فراتر از هر قانون و مرز علمیه. می خوام بگم قوانین هستی در مورد هر مساله ای صادقه فقط باید بتونیم با اون نگاه به شون نگاه کنیم تا بتونیم حلشون کنیم.
استاد عزیر و خانم شایسته فوق العاده بی نهایت سپاسگزارم به خاطر همه آموزش هاتون.