اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
6مین گام درمدارخودشناسی و خداشناسی و2مین دوره ی انسان سازی ردپاواثرلیلاجان.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
سلام وخداقوت به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.همین الان توی حرم امام رضا علیه السلام قران راهم تا سوره ی قلم تلاوت کردم وشروع کردم به نوشتن دلنوشته تاالان فکر وتوجه نکرده بودم که توی قرآن برای امرارمعاش نکته ای یاآیه ای ونشانه ای نازل شده باشد.
غیرازتوحیدواتفاقات برای مومنان وکافران ومشرکان وهیچ کس باردیگری رابه گردن نمیکشد حتی شیطان رانده شده که وعده های زیباوفریبنده می دهدوآخرهم خودش گفته خدابه شماوعده ی صدق و، وفور، وفرانی داد، درصوتی که باورنکردید!!!!!!!
ومن که وعده ی فقروفحشادادم وفقط ظاهروصوتش که زیبا هم نبودبه چشم کورتو خوش صورت دیدی ،به گوش کرتو خوش شنیدی، به قول قدیمی هاآوازدهل ازدور شنیدنش خوش است خب این هم به چشم و گوش توزیبااومدو توپروبال و زیبایی بیشتردادی و لذت شهواتی وحیوانی بردی مقصرخودت بودی، پس برو که من هیچ یاری نمیتوانم به توبرسانم!!!!
حالا ازبچگی که درکی نداشتم فقط ازدیگران بیشترترس ازخداروآموختم وباوجودترسی که داشتم بازهم دلم یک چیزهای دیگه ای میخواست این حرفهای توحیدی رو نیازداشت به قول خودم خیلی گرسنه وضعف داشتم برای این علم وآگاهی وخیلی تشنه بودم یعنی عطش دارم برای این جورشناخت که بازهم میگویم خیلی زیراین اقیانوسها باید به خدای خودم امیدوارباشم که بالاخره روزنه ی امیدم رابایدبازترکنم که چیزهایی که من شنیده غلط بود.
من ازبچگی فکرمی کردم من یک جوری دیگه هستم ازدواج کردم بیشتریک جوری دیگه بودم بچه هام که بزرگترشدنددیدم من خیلی یک جوردیگه هستم که دیگه خیلی به زبون میاوردم حتی اون زمانی که مادرم بهشتی نشده بود.می گفتم من باخواهروبرادرانم فرق میکنم!!!!!
والان می بینم این فرق بین منوخانواده م همینه که من توی سایت بهشتی دعوت هستم اون هاجداازمن هستند.
اونهاباخودجامعه زندگی می کنند خدایاازاین جدایی لذت می برم وفقط توی این مسیرالهی صبربده وثابت قدمم بگردان آمین ازبس که خدافضلش بی انتهاس ازآخرمیبینی شیطان راهم بخشید چه که برسه به مانفسای خودش.عاشقتونم این فایلهای توحیدی وانرژی که نامش راخدانامیده ایم وچراخداشیطان راآفریدحال میکنم
خدای خوبم سلام من علی هستم همون پسر کوچکی که تو یه شهر کوچکی زندگی میکرد و همون پسری که یک عالمه رویا داشت و یک عالمه ترس و دلهره که چطوری میشه به اونا رسید
سخت و دردناک اما شیرین و زیبا مسیر پر پیچ و خم زندگی من توی 34 سالگی بوده ممنونتم از بزرگ
تو تو این همه سال همواره کنارم بودی و حواست به من بود و هوای منو داشتی
امروز 22 آبان 1404 و من از مشهدالرضا امام رئوف برای تجدید قوا و خودسازی مجدد شروع کردم دیدن بهترین زیبایی های زندگی من
فرزند دلبندم که شش ماه است قدم بر سر مانهاده و گرمای وجودش خانه ما را گرمتر کرده است
همسری مهربان و زیبا که آرامش را به خانه من آورده و خانواده ای زیبا که همواره همراه من بوده تا من در زندگی کم و کاستی تجربه نکنم
اینها همه اش به لطف توست الله یکتا
و ما هیچیم هیچ …….
حضرت سعدی زیبا میگه:
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش به درآید؟
بنده همان به که ز تقصیرِ خویش
عُذر به درگاهِ خدای آورد
وَر نه سِزاوار خداوندیاش
کس نتواند که به جای آورد
ای کریمی که از خزانهٔ غیب
گَبر و تَرسا وظیفهخَور داری
دوستان را کجا کنی محروم؟
تو که با دشمن این نظر داری
آنجاست که تو در فهم دوست داشته شدن از طرف خداوند را درک نمیکنی تا زمانی که خودت نسبت به کسی آنچنان باشی
خدایا، ما که همیشه جز گله و شکایت چیزی برای تو نداشتیم ولی در این حال با تمام وجودم از تک به تک سلول های بدنم از تو تشکر میکنم بخاطر تمام زیباییهایی که تو بی منت بدون چشم داشت ارزانیمان کردی هوای زندگی ما را داشته ای
مرسی از بودنت خدای مهربانم
الان که در بارگاه امام هشتم هستم با خودم گفتم که فقط شکر گذاری کنم و از خداوند در این مکان مقدس تشکر کنم که مرا لایق این همه نعمت کرده
خداوندی زیبا و مهربان و بینیاز که همه بهش نیاز دارن و به هیچکس نیازمند و وابسته نیست
خداوندی مقتدر و توانمند که در مقابل هر چیزی مقتدر و قدرتمند است
خداوندی که در اوج قدرت رئوف و مهربان است
خداوند عشق و امید و انگیزه
خداوند روز و شب و ماه و آفتاب و خورشید
خداوندی جسور و بیباک
خداوندی رزاق بی انتها
خداوندی با هوشی بی نظیر و حافظه ای بینهایت بی نقص
خداوندی هوشیار و همیشه بیدار
خداوند ابراهیم و موسی و عیسی و یوسف و علی و پیامبر
خداوند انیشتن و خداوند هرانکس که دیدگاهش خدمتی به جامعه بشری کرده
خداوند مسکینی بینوا که هربار طلب میکند میدهد
خداوند افراد ثروتمند و افراد فقیر
خداوند باران و ابر و جنگل و سبزه و گل و گیاه
خداوند عشق و روشنی
خداوند سلامتی و زیبایی
خداوند شوروشوق
خداوند عشق و شور
خداوندی که هر چه در ذهن و کلامم باشد قادر به توصیفش نیست
اما چه کنم رسم بندگی و درویشی در این مکان به من آموخت که بگو که تواناست
بگو که میدهد
بگو که اوست که به همه چیز آگاه است
نمیدونم چند بار این فایل رو گوش دادم از گذشته تا به امروز
ولی هربار هی تشنه تر میشم برای گوش دادن به این فایل
هربار که گوش میدم ی لحظه عطشم کور میشه و میگم خدایا چی میگی به من
یعنی به تو برسم به همه چی میرسم
شاید فکر کنیم بگیم به پول برسیم دیگه تمومه
اما من میگم پول بدون دیدگاه توحیدی و جاری شدن انرژی منبع در زندگی مثل چرک کف دست میمونه
من پول رو دوست دارم ثروت رو دوست دارم عاشقانه میخوام که به ثروت های بغیرالحساب برسم اما با توحید
اما در مسیر خداوند
همین چند روز پیش بود که ی مطالعه مختصری در کتاب خداوند داشتم و چقدر قلبم رو محکم کرد
چقدر با این آیه سعی کرد به من بگه هیچی نیست برو جلو
آیه 46سوره ابراهیم
که میگه نیرنگشون اگه کوه ها رو جابجا کنه به خدا میرسه نگران چی هستی
برات مسأله میخوان درست کنن
میخوام زیر پاتو خالی کنن
نگران چی هستی خداوند ی تشک بادی خیلی نرم گذاشته زیر پات که میوفتی پایین هیچ که آسیب نمیبینی بلکه اون تشک قابلیت اینو داره که تورو پرت کنه بالاتر از جای قبلی که بودی
استاد به لطف این آموزش ها خدای که شما یاد دادی به ما که کی هست و چی هست اتفاقاتی افتاده یه استارتی زده شده و این زندگی چرخ دنده هاش داره میوفته روی غلطک صدای چرخ دنده هاش گرفته شده و ی دنده رفته جلو
و وقتی فکر میکنم میبینم که
نگاه توحیدی باعث این موضوع شده
ی روزی شنیدن خداوند فاضله فضل یعنی بنده من خقت اینقدره من یکم بیشتر بهت میدم چون فاضلم
گفتم من هم میخوام فاضل باشم و عمل کردم
نه تنها چیزی کن نشد بلکه اون فضلش بیشتر و من هم بیشتر شد
ی مسابقه ای هست بین من و خدا
من خودمو ثابت میکنم به خودم و خداوند
و خداوند هم بیشتر ثابت میکنه که مسیر درسته با همین فرمون برو و پاتو بزار روی گاز
گفتم تو رحیمی و بخشنده
گفت تو هم مهربان باش و بخشنده
و دوباره ی مسابقه
گفتم تو کریمی
گفت تو هم باش من تو یکی هستیم من در وجودم در قلبتم
خدایا شکرت
به هرآنچه تابحال رسیدم به خاطر توحیدی بوده که در زندگیم داشتم و خداوند منت گذاشته دل من رو محکم کرده به نور ایمان خودش
و دل عزیزان و دستانی که برام میفرسته نرم نرم
خدایا شکرت
استاد ممنونم
برای عزیزانم که اینجا هستن آرزوی سعادت در دنیا و آخرت رو دارم
سلام به روی ماه استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنین و دوستان خوبم.
پنجشنبه آخر هفته از 6 صبح با صدای باران رحمت الهی شروع شد و خداوند بهم جان دوباره بخشید فرصت دوباره زندگی داد تا دوباره رشد و پیشرفت رو تجربه کنم و از زندگی لذت ببرم .
با دیدن پنجره ای رو به خیابون آسمانی سراسر ابر و قطره های باران که با ریختن شون به شیشه رزق بی حساب خداوند رو بهم یادآوری کردند زندگی دوباره آغاز شد :) الهی شکر برای صبح بارانی و خیر دوم نشانه روزم بود که همون صبح گوش دادم و تا الان بارها تکرارش کردم ، یک جاهایی به خودم افتخار کردم و یک جاهایی متوجه شرک هام شدم و می دونم که خیر عظیمی در این نشانه برام نهفته اس الهی شکر.
ایمان و توکل _
در همین دو هفته ای که اینترنت کامل قطع بود و شرایط ناجالب متوجه شدم ایمانم توکلم به خداوند خیییلی بیشتر شده انقدر که نه ترسیدم نه جنگیدم و نه در مدار این اوضاع و شرایط بودم به حدی که نه صدایی شنیدم نه بهم ریختگی دیدم ، با افزایش قیمت مواد غذایی نه ناراحت شدم نه کسی رو مقصر دونستم و همین ها منو متوجه این موضوع کرد که من به خدا دل بستم نه مردم نه دولت نه گرونی ! از کجا متوجه شدم از آرامشی که داشتم از احساس خوبم از آرامش قلبی که توی گوشم زنگ میخورد و خدا می گفت من هستم نگران هیچی نباش و چقدرررر این احساس خوبه خدای من :)
کاملا در آرامش حال خوب بودم و بارها بخاطر همین ایمان و توکل خداوند بهم آفرین گفت انقدر واضح و روشن که کاملا متوجه شدم .
و به اندازه ایمانم هم نعمت ها وارد زندگیم شدند .
می دونم تازه اول راهم باید ادامه بدم باید هر روز روی توحید کار کنم ، حالا اگه شرایط مالی هنوز به دلخواه من نیست باید حرکت کنم باید ایمان و توکلم که تازه مثل یه نهال رشد کرده تقویت بشه باید باورهامو در موردش درست کنم و می دونم و می بینم که هر بار دارم به لطف خدا بهتر پیش میرم.
چند ماه پیش متوجه شدم با اینکه دارم به ظاهر روی خودم کار میکنم اما تهش دارم روی همسرم روی کسب و کار همسرم حساب می کنم !
عاطفه تو فکر میکنی تغییر کردی اما شرک داری چون وقتی اوضاع مالی یه کم باب میل ت نیست غر میزنی ! آره سکوت می کنی اما بازم هرازگاهی داری تو ذهنت همسرت رو سرزنش می کنی که اگه فلان جا کارش رو بهتر مدیریت کنه اگه بهمان جا اینجوری پیش بره بهتره !
افسار ذهن رو کشیدم گفتم صبر کن همین شرک دیگه بابا من دارم روی همسرم حساب میکنم!!! مگه خدا روزی نمیده ؟ پس چته ؟
یا همین کسب و کار خونگیم مگه خدا مشتری ها رو نمی فرسته پس چرا گاهی هول میزنم؟ نگران میشم ! مگه خدا نمیده !
ایمان و توکل یعنی من کار درست رو انجام بدم قدم بردارم و بسپارم بخدا و اینجوری متوجه شدم ایراد کارم کجاست .
یا قبلا همش میخواستم همسرم باهام هم مسیر بشه بعد به خودم گفتم چرا دوست داری باهات هم مسیر بشه و روی خودش کار کنه ؟
جواب این بود چون فکر میکنم وقتی اونم روی خودش کار کنه درآمدش عالی میشه و می تونیم خونه ماشین و… بهتری داشته باشم! و همین شرکه چون من روی یکی دیگه حساب کردم نه خدا .
دیدم من می ترسم رابطه ام رو به فلان فرد قطع کنم با اینکه می دونم باید قطع بشه چون قبلا بهم خوبی کرده و تصمیم گرفتم یک مدت تنها باشم و روی خودم هم جدی کار کنم و وقتی که من تغییر کنم جهان آدم های هم فرکانسمو وارد زندگیم میکنه و اگر فلانی هنوز کم بیش با من در تماس و حرفای خوبی نمیرنه یعنی من هنوز تغییر بنیادینی نکردم .
شاید ایمان و توکل به رب به حرف راحت باشه اما واقعا جهادی اکبر می خواد واقعا کنترل ذهن و روی خودمون کار کردن می خواد و من همین رو هم از خدا خواستم که خدایا من میخوام واقعا تنها تو را بپرستم و تنها از خودت یاری طلب کنم میخوام واقعا تنها بندگی خودت بکنم و به خودت چشم بگم ازت میخوام کمکم کنی من انسانم کامل نیستم..
و خدا رو شاکرم که هر بار یه کم بهتر میشم
هر بار متوجه شرک هام میشم و سعی میکنم بهتر عمل کنم ، می دونم که نمیتونم یک شب تغییر کنم اما می تونم هر روز کمی از روز قبلم بهتر بشم
توحیدی تر عمل کنم .
چقدر این مسیر خوبه چقدر این سایت این حرف ها آرامش بخش و عالیه خدایا صدهزارمرتبه شکرت.
استاد جانم ازتون سپاسگزارم برای این سایت الهی و این صحبت های ارزشمند، دوستون دارم و به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)
شکر و سپاس خداوند یکتا وخالق را که من را هدایت کرد وبا استاد وباعضای سایت آشنا کرد باسلام خدمت استاد عزیز واقعا هرفایلی که برروی سایت میگذاری نگاه من را نسبت به قوانین جهان هستی و نگاه توحیدی وسیع تر می کند خیلی خوشحالم که توانسته ام تقریباً با نگاه توحیدی به جهان ومسئله ها زندگی نگاه کنم این روزها واقعاً حال خوشی دارم ونگاهم به زندگی تغییر کرده است ودرمدت این سه ماه که با شما وسایت آشنا شودم و نگاه مو تغییر دادم واقعا الان دارم از زندگیم لذت می برم خدای بزرگ هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر قوانین وضع کرده در جهان هستی به امید روزهای پراز شادی وثروت و نگاه توحیدی تر به جهان
اونم اینطوری بوجود اومد که پدر من میخواست فایل شما رو ببینه که اولش صدایی ضبط شده که میگه فقط فردی که محصول رو تهیه کرده باید ببینه والاحرامه…پدر من تا اینو شنید دیگه بقیشو ندید حالا هرچی من بهش گفتم باباجان تو ادامه زیرنویس میکنه که برای خود فرد و خانواده فرد مشکلی نداره ولی بابا قبول نمیکنه و میگه نه وقتی اول میگه خود فرد ،دیگه من ادامه نمیدم!در حالی که تو همون فایلی که تو دیدگاه قبلیم گفتم خودتون گفتید که خود فرد و خانواده …
پیشنهادم اینه که از اول هم به خانواده اشاره کنید اون صدارو دوباره ضبط و اصلاح کنید که بگه فردی که هزینه رو پرداخته و خانواده اون فرد!
هزاران هزار بار خدارو شکر میکنم بخاطر حضورم در این لحظه هزاران بار شکر مهربان خالق و بخاطر وجود استاد عزیز .جوری از توحید و حضور مقدس خداوند بعنوان تنها قدرت زندگی صحبت میکنه که مو به تن آدم سیخ میشه .آدم با تمام وجودش دوس داره بندگی همچین خدایی مهربان قادر بخشنده رحیم رو کنه.دوسداره آدم این خدا با این قدرت فرمانروا و مالک همه زندگیش باشه.چقدر خوبی سیّد جان چقدر خوووب توضیح میدی هر چند تازه چند روزه با سایت آشنا شدم ولی احساسم عجیب عالیهعهه.قران میخوندم خیلی جالب بود برام.یه لحظه با خودم گفتم نویسنده این کتاب کیه.!؟خدای مهربان…..خیلی شگفت انگیز بود .با خودم گفتم کتابهای زیادی خوندم برایان تریس،راندا بران،ناپلئون هیل و…..وقتی کتابی رو میخونم و جملات زیبای کتابو میخونم یه لحظه یاد نویسنده ش میفتم که چه درک بالایی داشته دمش گرم چه مطالبی نوشته ،با خودم میگم مثلا چقد خوب میشد از نزدیک ببینمش یا باهاش حرف بزنم یا دوست صمیمی من باشه .فک میکردم مثلا واووووو برایان تریس دوست منه چقد لذت بخشه دوستی با این آدمای موفق،مثلا خودش بهم بگه ،خود ناپلئون هیل بهم بگه چه کاری انجام بدم برای موفقیت،واااای مگه میشه ،تازه کتابی که این نویسندگان نوشتن مخاطب خودشونن دقیق نمیشناسن که چه کسایی هستند…..بعدش فکر کردم ،الله اکبر،الله اکبر ،دارم کتاب قرآن میخونم،نویسنده ش کیه!؟مهربان خالق،یه لحظه فک کن ،خدایا میشه نویسنده این کتاب قرآن دوست صمیمی من باشه!؟میشه بهم بگه برای موفقیت چه کاری انجام بدم!؟تنم لرزید یه لحظه …نویسنده کتاب خود خالق مهربانه،میتونه دوست صمیمی من باشه،فقط کافیه من باورش کنم.یاد دستگاه قهوه که تازه استاد خریده بود افتادم.که دفترچه راهنمای دستگاه قهوه ساز کنار خود دستگاه بود.بدجور به فکر فرو رفتم.خالق مهربان سازنده و مخترع و خالق ما ست.و کتاب قرآن بعنوان دفترچه راهنمای استفاده از این خلقت.از همه جالبتر و مهمتر سازنده و نویسنده کتاب دقیقا مخاطب خودشو از خودش بهتر میشناسه.و طریقه استفاده از این اختراع کاملا توضیح داده شده تازه اگه خوووب کار نکرد میشه از خودش کمک خواست تا به تنظیمات اولیه برگرده. انقد حجم مطالب توی ذهنم زیاده نمیدونم چی تایپ میکنم.استاد عزیزم همینجا باز هم با خودم عهد میبندم تا تمام تلاشم را هر لحظه انجام دهم تا یک فرد توحیدی شوم.چقد شیوا و واضح توحید را تعریف میکنید.انرژی اون لحظه تونو با تمام وجودم میگیرم که میگی دوسدارم ساعتها درباره توحید حرف بزنم.وقتی من با شنیدن اینهمه انرژی میگیرم، صد برابر شما استاد عزیز انرژی میگیرید.خیلی تلاش میکنم خیلی دوسدارم تحت هدایت خداوند باشم.شرایط احساسی الانم واقعاااااا عالی است هر چند شرایط کاری ام بهم ریخته ولی ایمان دارم در این مسیر جدید زندگی همه چیز به بهترین شکل اتفاق میافتد.دوست دارم و سپاسگزارم
خدایا مهربان خالقم عشق و برکت و فراوانی و ثروت و شادی نشاط و یک زندگی لذت بخش را نثار تمام عباسمنشیها میکنم
روز اولی که شروع کردم قران رو خوندن من هم همینها اومد به فکرم که چقدر جذاب چقدر جالب که نویسنده ی این کتاب خداونده یک حس خوبی در وجودم داشتم انگار که یک گنج پیدا کردم حال عجیبی داشتم و انقدر بابت این موضوع شکر گزاری کردم که حالم عجیب خوب شده بود ودر پوست خودم نمیگنجیدم احساس شوروشعف داشتم
فکر کنم کامنت هم واسه اون روز گذاشتم والعان هم هروز که میخام کاری اتجام بدم اول یک صفحه از کناب اسمانی و شگفت انگیز رو میخونم بعضی وقتها همون موقع درک میکنم ولی بعضی وقتها یه روز طول میکشه و در موردش فکر میکنم ودرک میکنم خواستم بهتون تبریک بگم که شما هم به این حس قشنگ رسیدید و خدارو شکر میکنم که یه دوستی حس من و داره دوست همفرکانسی من در پناه خداوند باشی
از خواب که بیدار شدم حس و حالم خوب بود و به لطف خدا صبحانه فقط آب قلم خوردم و آماده شدم که برم مدرسه، هنگام آماده شدن احساس خوبی داشتم و از دیدن خودم در آینه لذت می بردم،
…خداروشکر با همکارم میرم مدرسه و ایشون با محبت و لطف منو مدرسه می رسونند، خداروشکر بچه ها سر صف بودند که به مدرسه رسیدیم با معاون که دوستمم هست خوش و بش کردیم و به لطف خدای عزیز و مهربون رفتیم دفتر و با بقیه همکاران سلام و احوالپرسی و… بعد سر کلاس ،
حالم خوب بود به نسبت روزهای قبل ، احساس خوبی داشتم ، و در آرامش بودم، نجوا ها می آمد ولی سعی میکردم که کنترلشون کنم.
نکته ای که توجهم جلب کرد ، روخوانی قرآن بچه ها بود که برام راضی کننده نبود و فهم مفاهیم ریاضی و همینطور نظم شون، اعصابم کمی خورد شده بود و حتی یک همکارم پرسید چی شده براش گفتم قضیه رو، بعد خدا بهم گفت ، فک کردی الان همه چی درست میشه، نباید در مورد ناخواسته ها صحبت کنی ،،
و من سعی،کردم سکوت کنم و با صبر و حوصله کلاس اداره کنم تا خیلی خوب روزم سپری کنم،
خداروشکر ، پست چی تماس گرفت که لباسی که سفارش داده بودم رسیده ، این باعث شد حالم بهتر بشه، خداروشکر خیلی زود و راحت سفارشم که لباس زیبا و برازنده من هست بهم رسید، در زنگ آخر یکی از همکارام گفت امروز چقدر زیبا شدی ، و من تشکر کردم خدایاشکرت
به لطف خدا ، برگشتم خونه و حال و احساسم همچنان خوب بود، لباسم جدیدم پوشیدم و کلی لذت بردم،
خداوند هر لحظه داره بهترین نشانه ها رو برام میفرسته، باهام صحبت میکنه ، خداروشکر روز خیلی خوبی در کنار همکارام، و دوستای صمیمی ام داشتم، عصر رفتم خیاطی و بعد خرید و بعد تصمیم گرفتم که پیاده به خونه برگردم ، فایل جلسه 23 هم جهت پلی کردم و راه افتادم ،در مسیر هدایت شدم به فروشگاه سرویس چوب … رفتم کمدهاشو دیدم و یک کمد برای اتاقم سفارش دادم، خیلی زیباست انشاءالله تا یه هفته دیگه می رسه ، الهی شکر یادمه چند وقت پیش در لیست درخواست هام نوشته بودم ، و دیشب واقعی شد برام
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
این یعنی ، همینطور دیگر خواسته هام انشاءالله یکی یکی تیک میزنم الهی شکرت
و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مىخواند، پاسخ مىگویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!
6مین گام درمدارخودشناسی و خداشناسی و2مین دوره ی انسان سازی ردپاواثرلیلاجان.
به نام خدا ی خودم وسلام به خدای خودم.
سلام وخداقوت به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.
خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.همین الان توی حرم امام رضا علیه السلام قران راهم تا سوره ی قلم تلاوت کردم وشروع کردم به نوشتن دلنوشته تاالان فکر وتوجه نکرده بودم که توی قرآن برای امرارمعاش نکته ای یاآیه ای ونشانه ای نازل شده باشد.
غیرازتوحیدواتفاقات برای مومنان وکافران ومشرکان وهیچ کس باردیگری رابه گردن نمیکشد حتی شیطان رانده شده که وعده های زیباوفریبنده می دهدوآخرهم خودش گفته خدابه شماوعده ی صدق و، وفور، وفرانی داد، درصوتی که باورنکردید!!!!!!!
ومن که وعده ی فقروفحشادادم وفقط ظاهروصوتش که زیبا هم نبودبه چشم کورتو خوش صورت دیدی ،به گوش کرتو خوش شنیدی، به قول قدیمی هاآوازدهل ازدور شنیدنش خوش است خب این هم به چشم و گوش توزیبااومدو توپروبال و زیبایی بیشتردادی و لذت شهواتی وحیوانی بردی مقصرخودت بودی، پس برو که من هیچ یاری نمیتوانم به توبرسانم!!!!
حالا ازبچگی که درکی نداشتم فقط ازدیگران بیشترترس ازخداروآموختم وباوجودترسی که داشتم بازهم دلم یک چیزهای دیگه ای میخواست این حرفهای توحیدی رو نیازداشت به قول خودم خیلی گرسنه وضعف داشتم برای این علم وآگاهی وخیلی تشنه بودم یعنی عطش دارم برای این جورشناخت که بازهم میگویم خیلی زیراین اقیانوسها باید به خدای خودم امیدوارباشم که بالاخره روزنه ی امیدم رابایدبازترکنم که چیزهایی که من شنیده غلط بود.
من ازبچگی فکرمی کردم من یک جوری دیگه هستم ازدواج کردم بیشتریک جوری دیگه بودم بچه هام که بزرگترشدنددیدم من خیلی یک جوردیگه هستم که دیگه خیلی به زبون میاوردم حتی اون زمانی که مادرم بهشتی نشده بود.می گفتم من باخواهروبرادرانم فرق میکنم!!!!!
حالاچه فرقی میگفتم مثلافلان خواهرم بافلان برادرم جفت وجوره.من خودم تنهاولی باهمه اینهابازهستم برام فرقی ندارند.کدوم خواهروبرادر ولی باخواهرقبل ازخودم ازبچگی باهم بزرگ شدیدیم نزدیکتربودم وبه شکرانه خدنزدیک2سال هست جداشدیم الهی شکرت.
والان می بینم این فرق بین منوخانواده م همینه که من توی سایت بهشتی دعوت هستم اون هاجداازمن هستند.
اونهاباخودجامعه زندگی می کنند خدایاازاین جدایی لذت می برم وفقط توی این مسیرالهی صبربده وثابت قدمم بگردان آمین ازبس که خدافضلش بی انتهاس ازآخرمیبینی شیطان راهم بخشید چه که برسه به مانفسای خودش.عاشقتونم این فایلهای توحیدی وانرژی که نامش راخدانامیده ایم وچراخداشیطان راآفریدحال میکنم
سلامی به گرمی آفتاب عشق به همگی
خدای خوبم سلام من علی هستم همون پسر کوچکی که تو یه شهر کوچکی زندگی میکرد و همون پسری که یک عالمه رویا داشت و یک عالمه ترس و دلهره که چطوری میشه به اونا رسید
سخت و دردناک اما شیرین و زیبا مسیر پر پیچ و خم زندگی من توی 34 سالگی بوده ممنونتم از بزرگ
تو تو این همه سال همواره کنارم بودی و حواست به من بود و هوای منو داشتی
امروز 22 آبان 1404 و من از مشهدالرضا امام رئوف برای تجدید قوا و خودسازی مجدد شروع کردم دیدن بهترین زیبایی های زندگی من
فرزند دلبندم که شش ماه است قدم بر سر مانهاده و گرمای وجودش خانه ما را گرمتر کرده است
همسری مهربان و زیبا که آرامش را به خانه من آورده و خانواده ای زیبا که همواره همراه من بوده تا من در زندگی کم و کاستی تجربه نکنم
اینها همه اش به لطف توست الله یکتا
و ما هیچیم هیچ …….
حضرت سعدی زیبا میگه:
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش به درآید؟
بنده همان به که ز تقصیرِ خویش
عُذر به درگاهِ خدای آورد
وَر نه سِزاوار خداوندیاش
کس نتواند که به جای آورد
ای کریمی که از خزانهٔ غیب
گَبر و تَرسا وظیفهخَور داری
دوستان را کجا کنی محروم؟
تو که با دشمن این نظر داری
آنجاست که تو در فهم دوست داشته شدن از طرف خداوند را درک نمیکنی تا زمانی که خودت نسبت به کسی آنچنان باشی
خدایا، ما که همیشه جز گله و شکایت چیزی برای تو نداشتیم ولی در این حال با تمام وجودم از تک به تک سلول های بدنم از تو تشکر میکنم بخاطر تمام زیباییهایی که تو بی منت بدون چشم داشت ارزانیمان کردی هوای زندگی ما را داشته ای
مرسی از بودنت خدای مهربانم
الان که در بارگاه امام هشتم هستم با خودم گفتم که فقط شکر گذاری کنم و از خداوند در این مکان مقدس تشکر کنم که مرا لایق این همه نعمت کرده
با تمام وجودم دوستت دارم
ای خالق بی همتای من
دوستدار تو
علی
به نام خالق کیهان
خداوندی زیبا و مهربان و بینیاز که همه بهش نیاز دارن و به هیچکس نیازمند و وابسته نیست
خداوندی مقتدر و توانمند که در مقابل هر چیزی مقتدر و قدرتمند است
خداوندی که در اوج قدرت رئوف و مهربان است
خداوند عشق و امید و انگیزه
خداوند روز و شب و ماه و آفتاب و خورشید
خداوندی جسور و بیباک
خداوندی رزاق بی انتها
خداوندی با هوشی بی نظیر و حافظه ای بینهایت بی نقص
خداوندی هوشیار و همیشه بیدار
خداوند ابراهیم و موسی و عیسی و یوسف و علی و پیامبر
خداوند انیشتن و خداوند هرانکس که دیدگاهش خدمتی به جامعه بشری کرده
خداوند مسکینی بینوا که هربار طلب میکند میدهد
خداوند افراد ثروتمند و افراد فقیر
خداوند باران و ابر و جنگل و سبزه و گل و گیاه
خداوند عشق و روشنی
خداوند سلامتی و زیبایی
خداوند شوروشوق
خداوند عشق و شور
خداوندی که هر چه در ذهن و کلامم باشد قادر به توصیفش نیست
اما چه کنم رسم بندگی و درویشی در این مکان به من آموخت که بگو که تواناست
بگو که میدهد
بگو که اوست که به همه چیز آگاه است
نمیدونم چند بار این فایل رو گوش دادم از گذشته تا به امروز
ولی هربار هی تشنه تر میشم برای گوش دادن به این فایل
هربار که گوش میدم ی لحظه عطشم کور میشه و میگم خدایا چی میگی به من
یعنی به تو برسم به همه چی میرسم
شاید فکر کنیم بگیم به پول برسیم دیگه تمومه
اما من میگم پول بدون دیدگاه توحیدی و جاری شدن انرژی منبع در زندگی مثل چرک کف دست میمونه
من پول رو دوست دارم ثروت رو دوست دارم عاشقانه میخوام که به ثروت های بغیرالحساب برسم اما با توحید
اما در مسیر خداوند
همین چند روز پیش بود که ی مطالعه مختصری در کتاب خداوند داشتم و چقدر قلبم رو محکم کرد
چقدر با این آیه سعی کرد به من بگه هیچی نیست برو جلو
آیه 46سوره ابراهیم
که میگه نیرنگشون اگه کوه ها رو جابجا کنه به خدا میرسه نگران چی هستی
برات مسأله میخوان درست کنن
میخوام زیر پاتو خالی کنن
نگران چی هستی خداوند ی تشک بادی خیلی نرم گذاشته زیر پات که میوفتی پایین هیچ که آسیب نمیبینی بلکه اون تشک قابلیت اینو داره که تورو پرت کنه بالاتر از جای قبلی که بودی
استاد به لطف این آموزش ها خدای که شما یاد دادی به ما که کی هست و چی هست اتفاقاتی افتاده یه استارتی زده شده و این زندگی چرخ دنده هاش داره میوفته روی غلطک صدای چرخ دنده هاش گرفته شده و ی دنده رفته جلو
و وقتی فکر میکنم میبینم که
نگاه توحیدی باعث این موضوع شده
ی روزی شنیدن خداوند فاضله فضل یعنی بنده من خقت اینقدره من یکم بیشتر بهت میدم چون فاضلم
گفتم من هم میخوام فاضل باشم و عمل کردم
نه تنها چیزی کن نشد بلکه اون فضلش بیشتر و من هم بیشتر شد
ی مسابقه ای هست بین من و خدا
من خودمو ثابت میکنم به خودم و خداوند
و خداوند هم بیشتر ثابت میکنه که مسیر درسته با همین فرمون برو و پاتو بزار روی گاز
گفتم تو رحیمی و بخشنده
گفت تو هم مهربان باش و بخشنده
و دوباره ی مسابقه
گفتم تو کریمی
گفت تو هم باش من تو یکی هستیم من در وجودم در قلبتم
خدایا شکرت
به هرآنچه تابحال رسیدم به خاطر توحیدی بوده که در زندگیم داشتم و خداوند منت گذاشته دل من رو محکم کرده به نور ایمان خودش
و دل عزیزان و دستانی که برام میفرسته نرم نرم
خدایا شکرت
استاد ممنونم
برای عزیزانم که اینجا هستن آرزوی سعادت در دنیا و آخرت رو دارم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
9 بهمن ماه 1404 نشانه روز
خدایا هر آنچه دارم از فضل و رحمت
توست ای رب قدرتمند و وهابم ای
صاحب اختیارم تنها تو را می پرستم
تنها از خودت یاری می طلبم تنها بندگی
تو را میکنم و به خودت چشم میگم منو
به راه راست هدایت کن راه کسانی
که به آن ها نعمت داده ای
سلام به روی ماه استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنین و دوستان خوبم.
پنجشنبه آخر هفته از 6 صبح با صدای باران رحمت الهی شروع شد و خداوند بهم جان دوباره بخشید فرصت دوباره زندگی داد تا دوباره رشد و پیشرفت رو تجربه کنم و از زندگی لذت ببرم .
با دیدن پنجره ای رو به خیابون آسمانی سراسر ابر و قطره های باران که با ریختن شون به شیشه رزق بی حساب خداوند رو بهم یادآوری کردند زندگی دوباره آغاز شد :) الهی شکر برای صبح بارانی و خیر دوم نشانه روزم بود که همون صبح گوش دادم و تا الان بارها تکرارش کردم ، یک جاهایی به خودم افتخار کردم و یک جاهایی متوجه شرک هام شدم و می دونم که خیر عظیمی در این نشانه برام نهفته اس الهی شکر.
ایمان و توکل _
در همین دو هفته ای که اینترنت کامل قطع بود و شرایط ناجالب متوجه شدم ایمانم توکلم به خداوند خیییلی بیشتر شده انقدر که نه ترسیدم نه جنگیدم و نه در مدار این اوضاع و شرایط بودم به حدی که نه صدایی شنیدم نه بهم ریختگی دیدم ، با افزایش قیمت مواد غذایی نه ناراحت شدم نه کسی رو مقصر دونستم و همین ها منو متوجه این موضوع کرد که من به خدا دل بستم نه مردم نه دولت نه گرونی ! از کجا متوجه شدم از آرامشی که داشتم از احساس خوبم از آرامش قلبی که توی گوشم زنگ میخورد و خدا می گفت من هستم نگران هیچی نباش و چقدرررر این احساس خوبه خدای من :)
کاملا در آرامش حال خوب بودم و بارها بخاطر همین ایمان و توکل خداوند بهم آفرین گفت انقدر واضح و روشن که کاملا متوجه شدم .
و به اندازه ایمانم هم نعمت ها وارد زندگیم شدند .
می دونم تازه اول راهم باید ادامه بدم باید هر روز روی توحید کار کنم ، حالا اگه شرایط مالی هنوز به دلخواه من نیست باید حرکت کنم باید ایمان و توکلم که تازه مثل یه نهال رشد کرده تقویت بشه باید باورهامو در موردش درست کنم و می دونم و می بینم که هر بار دارم به لطف خدا بهتر پیش میرم.
چند ماه پیش متوجه شدم با اینکه دارم به ظاهر روی خودم کار میکنم اما تهش دارم روی همسرم روی کسب و کار همسرم حساب می کنم !
عاطفه تو فکر میکنی تغییر کردی اما شرک داری چون وقتی اوضاع مالی یه کم باب میل ت نیست غر میزنی ! آره سکوت می کنی اما بازم هرازگاهی داری تو ذهنت همسرت رو سرزنش می کنی که اگه فلان جا کارش رو بهتر مدیریت کنه اگه بهمان جا اینجوری پیش بره بهتره !
افسار ذهن رو کشیدم گفتم صبر کن همین شرک دیگه بابا من دارم روی همسرم حساب میکنم!!! مگه خدا روزی نمیده ؟ پس چته ؟
یا همین کسب و کار خونگیم مگه خدا مشتری ها رو نمی فرسته پس چرا گاهی هول میزنم؟ نگران میشم ! مگه خدا نمیده !
ایمان و توکل یعنی من کار درست رو انجام بدم قدم بردارم و بسپارم بخدا و اینجوری متوجه شدم ایراد کارم کجاست .
یا قبلا همش میخواستم همسرم باهام هم مسیر بشه بعد به خودم گفتم چرا دوست داری باهات هم مسیر بشه و روی خودش کار کنه ؟
جواب این بود چون فکر میکنم وقتی اونم روی خودش کار کنه درآمدش عالی میشه و می تونیم خونه ماشین و… بهتری داشته باشم! و همین شرکه چون من روی یکی دیگه حساب کردم نه خدا .
دیدم من می ترسم رابطه ام رو به فلان فرد قطع کنم با اینکه می دونم باید قطع بشه چون قبلا بهم خوبی کرده و تصمیم گرفتم یک مدت تنها باشم و روی خودم هم جدی کار کنم و وقتی که من تغییر کنم جهان آدم های هم فرکانسمو وارد زندگیم میکنه و اگر فلانی هنوز کم بیش با من در تماس و حرفای خوبی نمیرنه یعنی من هنوز تغییر بنیادینی نکردم .
شاید ایمان و توکل به رب به حرف راحت باشه اما واقعا جهادی اکبر می خواد واقعا کنترل ذهن و روی خودمون کار کردن می خواد و من همین رو هم از خدا خواستم که خدایا من میخوام واقعا تنها تو را بپرستم و تنها از خودت یاری طلب کنم میخوام واقعا تنها بندگی خودت بکنم و به خودت چشم بگم ازت میخوام کمکم کنی من انسانم کامل نیستم..
و خدا رو شاکرم که هر بار یه کم بهتر میشم
هر بار متوجه شرک هام میشم و سعی میکنم بهتر عمل کنم ، می دونم که نمیتونم یک شب تغییر کنم اما می تونم هر روز کمی از روز قبلم بهتر بشم
توحیدی تر عمل کنم .
چقدر این مسیر خوبه چقدر این سایت این حرف ها آرامش بخش و عالیه خدایا صدهزارمرتبه شکرت.
استاد جانم ازتون سپاسگزارم برای این سایت الهی و این صحبت های ارزشمند، دوستون دارم و به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)
سلام به همه شمایی که لیاقت حضور در این جمع رو دارید و سلام به استاد خوبم .
دلم میخواد یه بلندگو دستم بگیرم و داد بزنم و از خدا بگم
از خدایی بگم که قدرت خلق هرچی رو که بخوام به من بخشیده
به من قدرت و آگاهی بخشیده که هرچی رو که بخوام خلق میکنم.فقط کافیه باور کنم می تونم.
استاد امروز بعد از شنیدن فایل شما دو اتفاق جالب افتاد
یکیش این بود که دوستم زنگ زد و گفت
بخاطر یه مسئله ای با کارفرماش به مشکل خورده و دوست منم مجبور شده شکایت کنه
و کارفرما هم که میدونه در برابر قانون باید سر خم کنه، زنگ زده و دوستم رو تهدید کرده اگر شکایتش رو پس نگیره زندگیشو نابود میکنه
و دوست من هم کمی نگران بود…
باورتون نمیشه با چه قدرتی و با چه لحن قاطعی به دوستم گفتم
کاملا خیالت راحت. هیچکس نمی تونه به تو آسیبی بزنه و فقط خداست که تنها قدرت حاکم بر جهانه.
و این حرفم چنان محکم بود که خودم لذت بردم و احساس کردم این حرف رو با ایمان کامل زدم.
اتفاق دوم هم این بود که
دوست دیگه ای هم زنگ زد و حین صحبت حرفی پیش اومد که به من گفت نمی ترسی
با این حرفا برات مشکلی پیش بیاد
یه دفعه با یه لحنی گفتم
فقط یه نفر هست که از ش حساب میبرم و اونم خداست، هیچکس دیگه ای قادر نیسن روی زندگی من نثیر بذاره
در ادامه گفتم
من به همون اندازه ای قدرت خلق خواسته هام رو دارم که دختر دونالد ترامپ با اون ثروتش و مقام پدرش داره…
برای لحظاتی دوست من پشت خط تلفن سکوت کرد … بعد گفت وای نو چی داری میگی
چقدر تغییر کردی
راستش خودم کیف کردم از این حرفی که زدم و چقدر هم با قاطعیت گفتم.
و یقین دارم که این ناثیر صحبت های امروز شما بود اسناد!
بازم سپاسگزارم.
مطمئنم همینجوری ادامه بدم انفاقات خوب راهی جز به زندگی من ندارن و مجبورن ختم بشن به زندگی من????
شکر و سپاس خداوند یکتا وخالق را که من را هدایت کرد وبا استاد وباعضای سایت آشنا کرد باسلام خدمت استاد عزیز واقعا هرفایلی که برروی سایت میگذاری نگاه من را نسبت به قوانین جهان هستی و نگاه توحیدی وسیع تر می کند خیلی خوشحالم که توانسته ام تقریباً با نگاه توحیدی به جهان ومسئله ها زندگی نگاه کنم این روزها واقعاً حال خوشی دارم ونگاهم به زندگی تغییر کرده است ودرمدت این سه ماه که با شما وسایت آشنا شودم و نگاه مو تغییر دادم واقعا الان دارم از زندگیم لذت می برم خدای بزرگ هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر قوانین وضع کرده در جهان هستی به امید روزهای پراز شادی وثروت و نگاه توحیدی تر به جهان
با سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی م
این فایل خیلی حال منو خوب کرد
منم همچین باورهایی داشتم که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست و روی هیچ کس هم نباید حساب کرد و
این بارها بهم ثابت شده
ولی خب بازم این باور به اون قدرتمندی که باور شماس نبوده و خیلی اوقات هم در عمل جوری دیگه شده.
ولی الان با دیدن این فایل خیلی خیلی بهتر شد
من خیلی وقتها پیش خودم میگم : خداوند در همه حال محافظ و نگهداره من است
مخصوصا درمواقعی که احساس ترس دارم البته یه وقتهایی انقدر اضطراب دارم که یادم میره که این جمله رو تکرار کنم
ولی باز گاهی یادم میاد و میگم و همون موقع واقعا احساس امنیت میکنم.
کاش برسه اون روزی که من هم مث شما باور همیشگیم بشه و برام مث روز و شب عادی بشه این باور های درست .
ممنون از فایل
ممنون از زحماتتون
ممنون از مناظر قشنگی که ازش فیلم گرفتید
اون آسمون آبی با تیکه های ابریش
اون درختهای کنار جاده که انقد ردیف کنار هم بودن
و اون جاده خلوت و قشنگ
سپاسگزارم آقای عباسمنش.
استاد عزیز یه پیشنهادم برای محصولاتتون دارم..
اونم اینطوری بوجود اومد که پدر من میخواست فایل شما رو ببینه که اولش صدایی ضبط شده که میگه فقط فردی که محصول رو تهیه کرده باید ببینه والاحرامه…پدر من تا اینو شنید دیگه بقیشو ندید حالا هرچی من بهش گفتم باباجان تو ادامه زیرنویس میکنه که برای خود فرد و خانواده فرد مشکلی نداره ولی بابا قبول نمیکنه و میگه نه وقتی اول میگه خود فرد ،دیگه من ادامه نمیدم!در حالی که تو همون فایلی که تو دیدگاه قبلیم گفتم خودتون گفتید که خود فرد و خانواده …
پیشنهادم اینه که از اول هم به خانواده اشاره کنید اون صدارو دوباره ضبط و اصلاح کنید که بگه فردی که هزینه رو پرداخته و خانواده اون فرد!
مرسی بازم مرسی…
سلام به استاد عزیز و خانواده عباسمنشی
هزاران هزار بار خدارو شکر میکنم بخاطر حضورم در این لحظه هزاران بار شکر مهربان خالق و بخاطر وجود استاد عزیز .جوری از توحید و حضور مقدس خداوند بعنوان تنها قدرت زندگی صحبت میکنه که مو به تن آدم سیخ میشه .آدم با تمام وجودش دوس داره بندگی همچین خدایی مهربان قادر بخشنده رحیم رو کنه.دوسداره آدم این خدا با این قدرت فرمانروا و مالک همه زندگیش باشه.چقدر خوبی سیّد جان چقدر خوووب توضیح میدی هر چند تازه چند روزه با سایت آشنا شدم ولی احساسم عجیب عالیهعهه.قران میخوندم خیلی جالب بود برام.یه لحظه با خودم گفتم نویسنده این کتاب کیه.!؟خدای مهربان…..خیلی شگفت انگیز بود .با خودم گفتم کتابهای زیادی خوندم برایان تریس،راندا بران،ناپلئون هیل و…..وقتی کتابی رو میخونم و جملات زیبای کتابو میخونم یه لحظه یاد نویسنده ش میفتم که چه درک بالایی داشته دمش گرم چه مطالبی نوشته ،با خودم میگم مثلا چقد خوب میشد از نزدیک ببینمش یا باهاش حرف بزنم یا دوست صمیمی من باشه .فک میکردم مثلا واووووو برایان تریس دوست منه چقد لذت بخشه دوستی با این آدمای موفق،مثلا خودش بهم بگه ،خود ناپلئون هیل بهم بگه چه کاری انجام بدم برای موفقیت،واااای مگه میشه ،تازه کتابی که این نویسندگان نوشتن مخاطب خودشونن دقیق نمیشناسن که چه کسایی هستند…..بعدش فکر کردم ،الله اکبر،الله اکبر ،دارم کتاب قرآن میخونم،نویسنده ش کیه!؟مهربان خالق،یه لحظه فک کن ،خدایا میشه نویسنده این کتاب قرآن دوست صمیمی من باشه!؟میشه بهم بگه برای موفقیت چه کاری انجام بدم!؟تنم لرزید یه لحظه …نویسنده کتاب خود خالق مهربانه،میتونه دوست صمیمی من باشه،فقط کافیه من باورش کنم.یاد دستگاه قهوه که تازه استاد خریده بود افتادم.که دفترچه راهنمای دستگاه قهوه ساز کنار خود دستگاه بود.بدجور به فکر فرو رفتم.خالق مهربان سازنده و مخترع و خالق ما ست.و کتاب قرآن بعنوان دفترچه راهنمای استفاده از این خلقت.از همه جالبتر و مهمتر سازنده و نویسنده کتاب دقیقا مخاطب خودشو از خودش بهتر میشناسه.و طریقه استفاده از این اختراع کاملا توضیح داده شده تازه اگه خوووب کار نکرد میشه از خودش کمک خواست تا به تنظیمات اولیه برگرده. انقد حجم مطالب توی ذهنم زیاده نمیدونم چی تایپ میکنم.استاد عزیزم همینجا باز هم با خودم عهد میبندم تا تمام تلاشم را هر لحظه انجام دهم تا یک فرد توحیدی شوم.چقد شیوا و واضح توحید را تعریف میکنید.انرژی اون لحظه تونو با تمام وجودم میگیرم که میگی دوسدارم ساعتها درباره توحید حرف بزنم.وقتی من با شنیدن اینهمه انرژی میگیرم، صد برابر شما استاد عزیز انرژی میگیرید.خیلی تلاش میکنم خیلی دوسدارم تحت هدایت خداوند باشم.شرایط احساسی الانم واقعاااااا عالی است هر چند شرایط کاری ام بهم ریخته ولی ایمان دارم در این مسیر جدید زندگی همه چیز به بهترین شکل اتفاق میافتد.دوست دارم و سپاسگزارم
خدایا مهربان خالقم عشق و برکت و فراوانی و ثروت و شادی نشاط و یک زندگی لذت بخش را نثار تمام عباسمنشیها میکنم
سلام دوست عزیزم اقای محمودیان
روز اولی که شروع کردم قران رو خوندن من هم همینها اومد به فکرم که چقدر جذاب چقدر جالب که نویسنده ی این کتاب خداونده یک حس خوبی در وجودم داشتم انگار که یک گنج پیدا کردم حال عجیبی داشتم و انقدر بابت این موضوع شکر گزاری کردم که حالم عجیب خوب شده بود ودر پوست خودم نمیگنجیدم احساس شوروشعف داشتم
فکر کنم کامنت هم واسه اون روز گذاشتم والعان هم هروز که میخام کاری اتجام بدم اول یک صفحه از کناب اسمانی و شگفت انگیز رو میخونم بعضی وقتها همون موقع درک میکنم ولی بعضی وقتها یه روز طول میکشه و در موردش فکر میکنم ودرک میکنم خواستم بهتون تبریک بگم که شما هم به این حس قشنگ رسیدید و خدارو شکر میکنم که یه دوستی حس من و داره دوست همفرکانسی من در پناه خداوند باشی
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم
روز هفدهم اجرای توحید در عمل
الهی به امید خودت
از خواب که بیدار شدم حس و حالم خوب بود و به لطف خدا صبحانه فقط آب قلم خوردم و آماده شدم که برم مدرسه، هنگام آماده شدن احساس خوبی داشتم و از دیدن خودم در آینه لذت می بردم،
…خداروشکر با همکارم میرم مدرسه و ایشون با محبت و لطف منو مدرسه می رسونند، خداروشکر بچه ها سر صف بودند که به مدرسه رسیدیم با معاون که دوستمم هست خوش و بش کردیم و به لطف خدای عزیز و مهربون رفتیم دفتر و با بقیه همکاران سلام و احوالپرسی و… بعد سر کلاس ،
حالم خوب بود به نسبت روزهای قبل ، احساس خوبی داشتم ، و در آرامش بودم، نجوا ها می آمد ولی سعی میکردم که کنترلشون کنم.
نکته ای که توجهم جلب کرد ، روخوانی قرآن بچه ها بود که برام راضی کننده نبود و فهم مفاهیم ریاضی و همینطور نظم شون، اعصابم کمی خورد شده بود و حتی یک همکارم پرسید چی شده براش گفتم قضیه رو، بعد خدا بهم گفت ، فک کردی الان همه چی درست میشه، نباید در مورد ناخواسته ها صحبت کنی ،،
و من سعی،کردم سکوت کنم و با صبر و حوصله کلاس اداره کنم تا خیلی خوب روزم سپری کنم،
خداروشکر ، پست چی تماس گرفت که لباسی که سفارش داده بودم رسیده ، این باعث شد حالم بهتر بشه، خداروشکر خیلی زود و راحت سفارشم که لباس زیبا و برازنده من هست بهم رسید، در زنگ آخر یکی از همکارام گفت امروز چقدر زیبا شدی ، و من تشکر کردم خدایاشکرت
به لطف خدا ، برگشتم خونه و حال و احساسم همچنان خوب بود، لباسم جدیدم پوشیدم و کلی لذت بردم،
خداوند هر لحظه داره بهترین نشانه ها رو برام میفرسته، باهام صحبت میکنه ، خداروشکر روز خیلی خوبی در کنار همکارام، و دوستای صمیمی ام داشتم، عصر رفتم خیاطی و بعد خرید و بعد تصمیم گرفتم که پیاده به خونه برگردم ، فایل جلسه 23 هم جهت پلی کردم و راه افتادم ،در مسیر هدایت شدم به فروشگاه سرویس چوب … رفتم کمدهاشو دیدم و یک کمد برای اتاقم سفارش دادم، خیلی زیباست انشاءالله تا یه هفته دیگه می رسه ، الهی شکر یادمه چند وقت پیش در لیست درخواست هام نوشته بودم ، و دیشب واقعی شد برام
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
این یعنی ، همینطور دیگر خواسته هام انشاءالله یکی یکی تیک میزنم الهی شکرت
وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (بقره – 186)
و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مىخواند، پاسخ مىگویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!