اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
زمانی که یاد بگیریم روی هیچکس حساب نکنیم روی هیچکس اون وقته که میتونیم بهتر روی خدا حساب کنیم من در گذشته خیلی رو آدما حساب میکردم و خیلی خیلی ضربه خوردم ولی الان هیچ چیزی اهمیتی نداره به آدما احترام میذارم ولی اون ارزشی که تو ذهنم قبلاً داشتن اصلاً ندارن الان فکر میکنم هیچکس برام مهم نیست و فقط به فکر اینم که خودمو اصلاح کنم و اون باورهای اشتباه رو از خودم دور کنم واقعاً به گفته استاد گاهی وقتا ما چه رفتار کثیفی رو انجام میدیم به خاطر اینکه به ما توجه کنند ببینند ولی الان ولی الان نه فقط به فکر اینم که خودمو تغییر بدم خیلی مشتاقم انگار میخوام خودمو بکوبم و بسازم اینجوری تغییر میخوام خدا را شکر نسبت به قبل خیلی بهتر شدم خدایا کمکم کن تنهایم نگذار چون جز تو کسی رو ندارم سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل قشنگ در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه عزیزان
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/10 ساعت 21:40
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش و این سایت الهی…
واقعاً که ما خیلی اوقات از مسیر خارج میشویم جز خداوند به همه دل میبندیم و روی غیر خدا حساب میکنیم و تا ضربه رو نمیخوریم متوجه نمیشویم…
و مورد دوم که خیلی مهم هست دلسوزی بی مورد و بی جا هست که چندین بار ضربه رو خودم خوردم و باز هم این کار رو تکرار کردم…
نمونه همین دیروز بود که با یکی از دوستان خیلی رفاقت و دلسوزی بی جا کردم براش و خیلی از جون و دل. و مالی براش هزینه کردم و برای هزینه خیلی جز و بی ارزش درآمد هر چی از دهنش درآمد خیلی مودبانه به ما گرفت و به جورایی با این فایل ارزشمند استاد خداوند با من امروز صحبت کرد و گفت از موارد بی مورد و دلسوزی بی جا دوری کن و فقط از خدای خودت پیروی کن و فقط به فکر خودت باش طبق (((((فایل های دوره عزت نفس)))))باز هم سپاس از استاد گرامی..
همیشه در زندگیم مشرک بودم ، ذهنم میگه ننویس ولی قلبم میگه موردی نداره بگو تا مشکلت حل شه، به یاری حق
اولین شرکی که میورزم از جانب خودم هست و خودم بزرگترین دلیل و بزرگترین سد با افکار بیهوده ام هستم برای نرسیدن به روئیاهایم
اینکه تلاش میکنم و اون نتیجه ایی که میخوام رو نمیبینم
خدارو صدهزار بار شکر خیییییلی زیاد نسبت به قبل بهتر شدم قبلا که اصلا شخصیتم خییلی متفاوت بود و شده بودم یک عالم بی عمل
ولی به لطف خدا خیلی بهتر شدم با دوره های عزت نفس و احساس لیاقت ،وقتی دلیلش را از خداوند میپرسم خداوند در پاسخ میگوید
تورا آرام آرام رشد میدهم و بنیه ات را روی زمین محکم بنا میکنم و از ریشه تورا میسازم
خدا میدونه که تنها همین پاسخ را هر بار میشنوم
گاهی خسته میشم از این دیر پیش رفتن کارهایم و صد در صد مقصر خودم هستم و خییلی دلم میخواد که هر چه زودتر عمیقا تغییر کنم اول از لحاظ توحیدی خداوند را همیشه باور کنم ولی وقتی تنهام و باهاش صحبت میکنم خییلی باهاش حال میکنم و سبک میشم
ولی وقتی توی شلوغی جامعه میرم یا توی جمع کوچکتری قرار میگیرم مثل خانواده انگار اون خدا کمرنگ میشه اون هم از ضعیف منه وگرنه که خدا همون خداست
ومن انسانها را گنده میکنم در ذهنم
ولی باز خیییلی بهتر شدم نسبت به قبل خدا رو صدهزار بار شکر
ولی هم باورهای توحیدیم ایراد داره و این در صورتی که بعضی از افراد بهم میگن تو چقدر ایمانت قویه
و هم از لحاظ در آمدی هر مشتری میاد البته ناگفته نمونه که افکار خودم باعث جذب این شرایط میشه
یا پولی نداره یا دست به نقد نیست
کارم هنر طراحی چهره هست و چند بار گالری زدم و در کل هنرمندم به لطف خدا
کتاب ترانه دادم بیرون و دانشجوی آواز سنتی هستم ولی
هنوز متاسفانه در آمدی ندارم وهمه وهمه ایراد از افکار مخرب خودم هست
دوستان این مطالب بیشتر انگار مربوط به قسمت عقل کل میباشد ولی چون نشانه ی امروز من بود اینجا میپرسم لطفا راهنمایی میفرمایید هر روز به لطف خدا هم فایلهای توحیدی رو گوش میکنم و هم احساسم لیاقت رو با خودم میگم
نکنه خدایی نکرده روی قلبم و چشمانم پرده ایی هست
قلبم میگه تا همینجا هم خییلی خوب پیش رفتی و باید تکاملش رو طی کنی
و باز ذهنم میگه پس چرا فلانی بعد از 1 سال یا کمتر و بیشتر توی سایت بوده نتیجه دیده ولی تو نه و قلبم و خدای من میگه مقایسه نکن
دوستان همه ی اینها رو مطلع هستم ولی نمیدونم چرا درکش نمیکنم
ایرادم در باورهای هست ،درسته ؟ لطفا اگر راهنمایی دارید و یا راهکارهایی بفرمایید بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم ممنون میشم دوستان و
دومین سوالم این هست
اینکه از کدوم قسمت در عقل کل باید سوالی که پرسیدم رو پاسخش رو ببینم ؟
لطفا پاسخ میدهید دوستان
بسیار سپاسگزارم
خییلی زیاد جای کار دارم و امیدوارم خداوند هر لحظه همه ی ما را به راه راست هدایت کند و همواره آسان باشیم برای آسانی ها و دعای من برای همه تن سالم و دلخوش و ثروت فراوان و سعادتمندی برای همه
بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)پاسخ: بزرگترین بت ذهنی من این بود که مدیر پروژه یا مدیر واحد یا سرپرست کارگاه و… این توانایی را دارند که من را از کار اخراج کنند و من به این خاطر دچار مشکلات متعددی در زندگی بشوم چون تنها ورودی مالی من همین شغل هست و اینکه این شرکت را به عنوان تنها منبع رزق و روزی خودم تصور کرده بودم و همین وابستگی باعث میشود که احساس نگرانی و ترس و اضطراب زیادی بکنم و همینطور یکی از ترسهای شرک آلودی که دارم تورم و افزایش قیمت دلار و طلا هست که من فکر میکنم روی کیفیت زندگی من تاثیر خیلی زیادی میتواند بگذارد و من شرایط سخت و دشواری را مجبور هستم تحمل کنم و نمیتوانم خودم را با تورم هماهنگ کنم و هرچقدر هم تلاش کنم باز شرایط تورم و دلار از من خیلی جلوتر هست.و این طرز فکر من باعث شده که در مدت زمان زیادی همیشه از ترس افزایش قیمت دلار وطلا فقط به فکر ذخیره و خرید دلار و طلا باشم و هیچ پیشرفتی در زندگی حاصل نکنم.
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟من همین الان متاسفانه از مدیر و مدیر گروژ] و سرپرست کارگاه خودمان میترسم که نکنه یه روز باعث بشوند که من اخراج بشم و همیشه سایه تهدید را روی سر خودم احساس میکنم و نگران هستم.
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
2. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟ به آرامش ذهنی و قلبی میرسم و از آنجا که خدا را به عنوان تنها منبع خیر و برکت و رزق و روزی و نعمت ها میبینم و اینکه در هر لحظه زمان و مکان میتواند من را کمک و هدایت کند میتوانم هر کاری که در لحظه اراده کنم را انجام دهم چون مطمن هستم در مسیر بهم گفته میشود که چکار کنم یا با کی صحبت کنم و کجا برم و به این شک میتوانم زندگی مورد علاقه خودم را در تمامی جنبه های آن تجربه کنم.
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.) من با علم و آگاهی کامل که خدا تنها فرمانروای جهان، قدرت مطلق ، منبع خیر و برکت و رزق و روزی ، تنها امپراطور و مدیر کل دنیا و منبع انرژی هست و بین ما و خدا هیچ فاصله ای نیست برای صحبت کردن با خدای بزرگ هیچ ابزاری نیاز نیست ، هیچ زمان و مکان خاصی نیاز نداریم و در هر لحظه و زمان و مکان میتوانیم با خدا صحبت کنیم و خدا از همه اسراری که در سینه داریم آگاه هست.اگر ما به این خدا با همین جزئیات بتوانیم ایمان و اعتماد کنیم عزت و افتخار و شهرت و مقام و ثروت و نعمتهای فراوان و روابط و سلامتی و بهترین کیفیت زندگی و معنویت وارد زندگی ما میشود و برای ما هیچ هراس و غم و اندوهی نیست و ما همیشه در بهترین زمان و مکان قرار میگیریم انشالله و خدا هیچوقت دیر نمیکند ،هیچ وقت خلاف وعده اش عمل نمیکند ، هیچوقت فراموش نمیکند و در هر لحظه به اندازه ایمان و اعتماد ما به ما امداد رسانی میکند و هدایت میکند خدای بزرگم من تسلیم درگاه شما هستم . خدای بزرگم من فقط به شما ایمان و باور دارم و از جانب خودت نیروی یاری دهنده و هدایت کننده برای من قرار بده.
سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
چقدر این فایل فوق العاده بود چقدر خوب وساده همه چیز و در مورد توحید توضیح دادین استاد بی نهایت سپاسگزارم واقعاً عالی بود این فایل
قبلاً وقتی فکر می کردم به زندگی پیامبران و امامان همیشه برایم سوال بود که شغل اونها چی بوده که اینقدر ثروتمند بودن و دغدغه مالی نداشتند و چطور بوده که بعضی از امامان و پیامبران چند همسر داشتند ولی من وجوان های زیادی تو شهر خودم با اینکه سن ازدواج مون میره بالا ولی هنوز ازدواج نکردیم و درگیر مسائل مالی هستیم و خدارو شکر خدای مهربان تو این فایل جواب سوالم و به سادگی از زبان استاد داد و فهمیدم که علت فقط در باورهای توحیدی بوده تمام پیامبران و امامان ما فقط توحیدی و یکتاپرست بودن به همین دلیل هیچ مسئله مالی و مشکل ازدواج و خوراک و پوشاک و مسکن نداشتند و براحتی همهی اینها براشون فراهم بوده واقعا توحید انسان و از فرش به عرش میرسونه
وقتی زندگی استاد وسایت عباس منش و با استاد های دیگه مقایسه میکنم میبینم استاد فقط بخاطر توحید به اینجا رسیده
ومن هم باید توحیدی بشم تا به لطف خدا من هم از فرش به عرش برسم فقط توحید من و میتونه به همه چیز های خوب و خواسته هام برسونه
یاد این جمله آقای بهجت افتادم که گفته بودند ؛ با تمام وجود گناه کردیم نه نعمت هایش را از ما گرفت نه گناهان مون و فاش کرد ، اگر بندگی اش را میکردیم چه میکرد
خدایا بندگی تو نهایت آزادی است
انشاالله بعد از ایجاد باورهای توحیدی میام و از نتایج عالی که در همهی زمینه ها گرفتم مینویسم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشیم
راستش یک تاخیر 5 یا 6 روزه رخ داد. چون مسافرت شلوغی بود و تایم خلوت پیدا نمی کردم باعث شد در مدت این چند روز نتوانم بنویسم و کامنت بگذارم. البته می شد آخر شب یک زمانی خالی کرد ولی خب دیگه خستگی سبب می شد که بخوابم یا حضور در میان غریبه ها امکان تمرکز را از من می گرفت.
راستش در این مسافرت من بسیار همزمانی هایی را دیدم که قشنگ می دیدم خداوند نشسته می گه بگو دیگه چی می خوای وای خدایا سپاسگزارم بی نظیری.
همزمانی ها قشنگ رخ می داد. در زمان مناسب در مکان مناسب بودم. یک شهر جدید با مردمان جدید و خونگرم.
انسانهایی سر راهم قرار گرفتند که به راستی شریف و خوب بودند. یا به قول استاد وجه خوب و زیبایشان را به ما نشان می دادند. من در جایگاهی نیستم که دیگران را قضاوت کنم ولی انچه من دیدم جز معرفت و خونگرمی و مهمان نوازی چیزی نبود. خدایا شکرت
مسافرتی تنها. همسر و فرزندانم به خاطر مدرسه و کار همسرم در شهر ماندند و من نزدیک به 5 روز لذت بردم و تنهایی به گشت و گذار پرداختم.
وقتی کارها راحت و روان پیش می ره یعنی خداوند داره کارها را انجام می ده.
اینکه همسرم چقدر سریع و راحت با این سفر موافقت کرد. با اینکه شاغل هستند مسئولیت بردن و آوردن پسرم از مدرسه را به عهده گرفت.
در خانه شام و ناهار را با همراهی بچه ها اماده کردند. هر زمان به او زنگ می زدم با خشنودی پاسخ می داد. نگذاشت آب تو دلم تکان بخورد. خدایا دیگه چی از این بهتر.
بچه ها خشنود و راضی هیچکدام غرغر نکردند . هر سه شان خشنود بودند و این سبب شد من با خوشحالی از سفر لذت ببرم. به گشت و گذار بگردم از طبیعت از آثار باستانی و بازار و یافتن دوستان جدید لذت ببرم.
چقدر دوستان خوبی پیدا کردم. دیدم که چقدر من خوب می توانم ارتباط برقرار کنم یعنی من که نه خدا کسانی را سر راهم قرار می داد که انقدر خونگرم بودند که تا سلام می کردم ناخوداگاه ارتباط شکل می گرفت اینها همه کار خدا بود که احساس تنهایی نکنم.
در کل یکی از بی نظیر ترین سفرها بود. می دانم کار خداست می دانم تاثیر گوش کردن این فایلهایست می دانم نتیجه تغییراتی است که داشتم. می دانم که بودن و ماندن در مسیر است که اتفاقات شگفت انگیز را رقم می زند. خدایا شکرت خدایا شکرت.
یکی از مهمترین درسها در سفر این بود که رها کنم چقدر رهایی نتیجه اش عالی است از همه جهت شرایط خوب پیش می رود. وای خدایا شکرت . دمت گرم
خدای خوبم سلام من علی هستم همون پسر کوچکی که تو یه شهر کوچکی زندگی میکرد و همون پسری که یک عالمه رویا داشت و یک عالمه ترس و دلهره که چطوری میشه به اونا رسید
سخت و دردناک اما شیرین و زیبا مسیر پر پیچ و خم زندگی من توی 34 سالگی بوده ممنونتم از بزرگ
تو تو این همه سال همواره کنارم بودی و حواست به من بود و هوای منو داشتی
امروز 22 آبان 1404 و من از مشهدالرضا امام رئوف برای تجدید قوا و خودسازی مجدد شروع کردم دیدن بهترین زیبایی های زندگی من
فرزند دلبندم که شش ماه است قدم بر سر مانهاده و گرمای وجودش خانه ما را گرمتر کرده است
همسری مهربان و زیبا که آرامش را به خانه من آورده و خانواده ای زیبا که همواره همراه من بوده تا من در زندگی کم و کاستی تجربه نکنم
اینها همه اش به لطف توست الله یکتا
و ما هیچیم هیچ …….
حضرت سعدی زیبا میگه:
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش به درآید؟
بنده همان به که ز تقصیرِ خویش
عُذر به درگاهِ خدای آورد
وَر نه سِزاوار خداوندیاش
کس نتواند که به جای آورد
ای کریمی که از خزانهٔ غیب
گَبر و تَرسا وظیفهخَور داری
دوستان را کجا کنی محروم؟
تو که با دشمن این نظر داری
آنجاست که تو در فهم دوست داشته شدن از طرف خداوند را درک نمیکنی تا زمانی که خودت نسبت به کسی آنچنان باشی
خدایا، ما که همیشه جز گله و شکایت چیزی برای تو نداشتیم ولی در این حال با تمام وجودم از تک به تک سلول های بدنم از تو تشکر میکنم بخاطر تمام زیباییهایی که تو بی منت بدون چشم داشت ارزانیمان کردی هوای زندگی ما را داشته ای
مرسی از بودنت خدای مهربانم
الان که در بارگاه امام هشتم هستم با خودم گفتم که فقط شکر گذاری کنم و از خداوند در این مکان مقدس تشکر کنم که مرا لایق این همه نعمت کرده
وقتی استاد جانم از «ردپا گذاشتن» حرف میزنه، یعنی دقیقاً همین که من امروز دارم تجربهاش میکنم. ردپایی از خودت در مسیر رشد، در مسیر ایمان، در مسیری که هر قدمش بوی خدا میده.
من توی شهریور، تصمیم گرفتم که عمیقتر و آگاهانهتر روی فایلها کار کنم. اون موقع یه کامنت گذاشتم زیر این فایل، و حالا وقتی دوباره همون کامنت رو میخونم، میفهمم که چقدر تغییر کردم. میفهمم چقدر فاصله گرفتم از اون فاطمهای که اون روزها بود، و چقدر نزدیکتر شدم به توحیدی که هیچ انتهایی نداره.
من به مدت چهل روز، هر روز فایل «فقط روی خدا حساب باز کنید» رو دیدم. هر بار که گوشش میدادم، یه چیزی درونم تکون میخورد، یه باور قدیمی فرو میریخت و یه نور تازه توی دلم روشن میشد. واقعاً زندگیم از اون روزها دگرگون شد.
حالا که دوباره دارم این فایل رو گوش میدم، تازه میفهمم اون موقع چقدر بین من و این آگاهی فاصلهی فرکانسی بود. منی که تا قبل از اون، همهچیز رو در دست دیگران میدیدم، فکر میکردم آدمها باید بیان و منو نجات بدن، منی که خودم رو در خلق زندگیم بیتأثیر میدونستم…
حالا دارم میفهمم، خالق زندگی خودِ منم.
با تمرین ستاره قطبی، این باور برام زندهتر شد. هر چی نوشتم، همون اتفاق افتاد. اولش شاید باورش سخت بود، ولی کمکم دیدم که جهان داره به نوشتههام پاسخ میده. فهمیدم قانون خدا همیشه فعاله؛ فقط باید من فرکانسم رو باهاش هماهنگ کنم.
از وقتی یاد گرفتم هر صبح از خدای مهربونم سؤال بپرسم، انگار یه درِ تازه از ارتباط باز شده. سؤالاتم رو با عشق مینویسم و جوابش رو در طول روز از نشانهها، از کلمات، از آدمها و حتی از اتفاقهای ساده میگیرم. دیگه میدونم خدای من شنواتر از هر کسیه که تصورش رو بکنم.
و حالا با تمام وجودم باور دارم:
همهچیز، به باور من ختم میشه.
وقتی ایمان دارم که خدا جوابم رو میده، میده.
وقتی باور دارم که خدا امروز برام معجزهای میفرسته، میفرسته.
وقتی با اطمینان مینویسم:
«خدایا، تو وظیفه داری بهترین کار دنیا رو برام بیاری، کاری که رشد کنم و یاد بگیرم»،
ظهر همون روز، مسیرش برام باز میشه و اون کار سر راهم قرار میگیره.
یه بار نوشتم:
«خدایا، تو وظیفه داری یه ماشین خوشگل برام بیاری»،
و چند روز بعد، ماشین خوشگلمون وارد خونه شد. اون لحظه فقط اشک شوق ریختم. نه برای ماشین، برای اثبات دوبارهی حضور خدا در زندگیم.
اما حالا که به مسیر نگاه میکنم، میبینم رسیدن به این نقطه، با یه چوب جادوی لحظهای نبود. نیاز به رشد داشت، به ایمان، به مداومت. من تکامل رو طی کردم، و برای من، همین طی کردنِ مسیر، همون چوب جادو بود.
توحیدی زندگی کردن یعنی همون جادو، همون معجزهی واقعی.
منی که قبلاً از همه انتظار داشتم کمکم کنن، حالا روی پای خودم وایسادم.
میدونم هیچکس جز خدا مسئول نیست و هیچکس صاحب کار من نیست.
آدمها فقط فرشتههایی هستن که از طرف خدا میان تا توی مسیر کمکم کنن.
آره… مهمترین اصل، همینه: توحید.
اگه واقعاً باور کنیم که تنها منبع عزت، ثروت، عشق، و آرامش فقط خداست،
اگه بدونیم هیچ قدرتی جز او در کار نیست،
اون وقت همه چیز سر جای خودش قرار میگیره.
اون وقت به تمام چیزهایی که آرزوش رو داشتیم، میرسیم، چون در حقیقت، دیگه چیزی برای نرسیدن باقی نمیمونه.
وقتی فقط روی خدا حساب باز میکنی، جهانت امن میشه.
نه چون همهچیز رو داری، بلکه چون میدونی منبعِ همهچیز با توست.
چقدر کامنتت حس خوبی داشت ، بهت تبریک میگم که خدارو درک کردی. توحید درک کردی و رشد کردی ، پیشرفت کردی
من 4ساله وارد مسیر شدم و دوساله با استادم اما چندماهی هست احساس میکنم اموزه ها دارم درک میکنم ، انگار وقتی درکت میره بالاتر تو عملم میاری
و منم به این رسیدم اصن خونه ماشین رابطه و ثروت همه اینا برا چمه وقتی درونم ناامنه و پر استرس و بی قراره وقتی زندگیت رو وابسته به غیر خدا کردی
واقعا بخودم گفتم خدایا نمیخوام خدایا من نمیخوام و از ته ته ته قلبم گفتم ، منی که برای رسیدن به چیزای مادی وارد مسیر شدم الان دیگه فقط خدارو میخوام ، جالبه
و حالا استاد میگه وقتی به اینجا میرسی بقیه چیزام میاد
من حتی یک درصد بخاطر این چیزام به اینجا نرسیدم و بخوام فیلم بازی کنم و خالصانه فهمیدم فقط خدا میخوام . چون همه اون چیزا برای حال دلم میخوام برای حس خوب میخوام و خدا پکیج کامل همه حس های خوب ، امنیت ، صلح ، ارامش حس شجاعت ، فراوانی قدرت هست ، واقعا چی بهتر از خودش
گاهی انقدر به همه جا چنگ میزنی و هرراهی میری و میفهمی اوه نه ، خدا راه اصلیه
من همون دوسال پیش توی سایت وقتی کامنت بعضی از بچه ها میخوندم که بعد شکست عاطفی میگفتن ما خدا پیدا کردیم و به ارامش رسیدیم. میگفتم خب معلومه. همه خدا میخوان حالا من که میدونم ته دلتون اینجور نیست
بخودمم اجازه میدادم راحت قضاوت کنم
ولی حالا میگم سمیرا اون موقع کلاس مهدکودک بودی و اونا کلاس بالاتر و بخاطر این درک نمیکردی و فکر میکردی شعاره
رفتم و دیدم که ارامش خوشبختی امنیت فقط تو آغوش خداست و لاغیر همه اون چیزای مادی اگه با خدا نباشه موقتیه
نمیگم بده اونا عالین اما اگه بی خدا باشی ، لذت نداره ، وقتی تنها بشی ، وقتی از دستشون بدی مظطرب و بی قرار میشی ، دوباره پوچ میشی
ولی با خدا همه چی داری ، پادشاهی میکنی
و همینم بارها شکر داره که بتونیم درکش کنیم
چون اگه این حرفارو به 80 میلیون هم وطنم بگی 98 درصد تاییدت میکنند ولی از بین 98 درصد فقط 2درصد درکش میکنند و خدارو شکر به این درک رسیدیم
و اینم جواب تمام تلاش های شبانه روزیمون تو این مسیر بود
و نعمت های دیگری که آن را دوست دارید [و به شما عطا می کند] یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده ده.
=====================================
نشانه ی امروز من:21 آبان 1404
خدایا کمکم کن از عشق تو بنویسم،خدایا کمکم کن بتونم از خودم رد پا بزارم،خدایا کمکم کن با نور تو بنویسم،خدایا کمکم کن چیزی رو بنویسم که باید بنویسم،خدایا کمکم کن که این نوشتن ها مسیر رو برام روشن تر کنه،خدایا کمکم کن بفهمم چی داری به من میگی،خدایا قدرت درک عقل من،از این حجم از همزمانی های تو عاجزه،خدایا کمکم کن همیشه تسلیم تو باشم،خدایا کمکم کن همیشه جهانم رو برای تو خالی نگه دارم،خدایا کمکم کن فارغ از نجواهای شیطان،به مسیرم ادامه بدم،خدایا کمکم برای خودم بنویسم،خدایا کمکم کن درک و فهم من از آبشار هدایت های تو بیشتر و بیشتر شه،خدایا کمکم کن بتونم صدای قلبم رو واضح تر بشنوم،خدایا کمکم کن متواضع تر باشم،خدایا کمکم کن جایگاه خودم رو در مقابل جایگاه شما درک کنم،خدایا کمکم کن همیشه یادم باشه هرچی دارم ازآن شماست،خدایا کمکم کن همیشه سرم جلوت پایین باشه،خدایا کمکم همیشه خودمو به تو محتاج بدونم،خدایا کمکم کن هیچ وقت روی خودم حساب نکنم،خدایا کمکم کن قدرت درک الهاماتم بیشتر بشه،خدایا کمکم کن ایمان قویتری بسازم،خدایا کمکم کن ترس هام رو نابود کنم،خدایا کمکم کن همیشه به لحظه ی مرگم فکر کنم،خدایا کمکم کن بتونم بفهممت،خدایا کمکم کن بتونم درکت کنم،خدایا کمکم کن بیام مدارهای بالاتر،خدایا کمکم کن قلبم رو بیشتر باز کنم،خدایا کمکم کن یک لحظه به حال خودم نباشم،خدایا کمکم کن،خدایا تو دستمو بگیر،خدایا تو منو هدایت کن،خدایا من تنها و تنها تورو میبینم،تنها و تنها از تو کمک میخوام و تنها و تنها از تو انتظار دارم.خدایا من رو به راه راست به راه بندگانت که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن.
=====================================
دیشب با نورِ تمرین ستاره ی قطبی،مثل همیشه با درخواست خدایا من میخوام خواب تورو ببینم،خیلی نرم و آرام خوابم برد.
دو تا خواب معنی و مفهوم دار پشت سرهم دیدم و بلافاصله از خواب پریدم،انگار یکی از خواب بیدارم کرده بود تا با همزمانی ها پیغامش رو دریافت کنم.
همون موقع دیدم که:
یک نقطه ی آبی توی سایت دارم که بهم گفته شده برو و کتاب پیرمرد و دریا رو بخون.
و یک ایمیل داشتم از دوستم.
انقدر خوابم میومد که فقط خودکار دستم گرفتم و نشانه های خوابم و همزمانی هارو نوشتم و دوباره خوابیدم.
صبح که بیدار شدم نشانه ها بیشتر شد:
توحید عملی 6
یک نقطه ی آبی دیگه از فایل استاد با اسم نحوه ی برخورد با تهمت قسمت 2:
2 نشانه از همین پاسخ:
1. درمورد دوستم که دیشب بهم ایمیل زده بود نوشته بود.
2. استاد فایل رو با این جمله شروع میکنند: حالا بریم سراغ قرآن،سوره ی نور …
الله اکبر …
قلبم بهم میگفت تموم اون خواب ها و نشانه هارو برو وبه دوستت بگو ….
الله اکبر …
همزمانی ها کار خداونده،همزمانی ها تجلی حضور خداونده،همزمانی ها نور خود خداونده …
دوستم خواب دیده بود :
من تو خواب دارم بهشون میگم …سوره ی نور رو زیاد بخونید…سوره ی نور …سوره ی نور …
الله اکبر …
تو همون حال و هوای گیج و منگی مستی خداوند بودم که گوشیم زنگ خورد…
محجوبه بود و گفت پاشو بیا همین الان باشگاه کارت دارم.
میدونستم اینم هدایته …
رفتم باشگاه دیدم داره منو به یکی از متخصصین قلب معرفی میکنه برای کارهای ادمینی پیج اینستاش که درمورد رشته ی تحصیلی خود من هم هست…
یک کار خیلی خیلی ساده،با درآمد خوب
توحید عملی6،توحید عملی 6،توحید عملی 6
خودت روبا خدا هماهنگ کن،خدا جهان رو به هماهنگی با تو درمیاره…
باید بشینم تمرکزی روی سوره ی نور کار کنم…مثل آل عمران…
خدایا کمکم کن بفهممت،خدایا کمکم کن آیه هات رو درک کنم،خدایا کمکم کن دریچه ی دریافت الهاماتم رو بازتر کنم.
خدایا من بدون تو هیچی نیستم.
خدایا بدون تو هیچی به من حال نمیده.
خدایا من رو برای خودت بخر.
خدایا من به هر خیری که از سمت تو به من برسه،فقیرم.
آنها که از میان شما دارای برتری (مالی) و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند؛ آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمیدارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!
سلام به سعیده عزیزم،
چقدر زندگی با هدایت های خدا رنگین تره، نه؟ همون خدایی که از رگ گردن نزدیکتره، همون خدایی که به کوچکترین نیات ما پاداش بی پایان میده، همون خدایی که وقتی میشینی رو دوشش و فرمونو میدی دستش زندگیتو پر میکنه از معجزه، همون خدایی که وقتی دل به دلش میدی،دیگه نیاز نیس خاک رو با قاشق جابجا کنی اونم با حساب کتابای ذهنت، بلکه با یه بیل مکانیکی میاد تو زندگیتو کل نتایجی که بقیه تو چندین سال تلاش میگیرن و تو چن روز برات انجامش میده. همون خدا.
سعیده جانم وقتی دیدم از سوره نور نوشتی چشمام مثه همیشه پر از اشک شد و ضربان قلبم شدید. میدونی چرا؟ نمیدونم دیروز بود یا پریروز، وقتی ذهنم داشت بازی در میاورد در مورد پاشنه آشیلم، قلبم منو برد سمت گوشیم. اپلیکشین قرآن کریم، سوره های سجده و حدید رو خونده بودم و منتظر هدایت خدا برای انتخاب سوره بعدی بودم، انگشتمو گذاشت رو سوره نور.رسیدم به آیه ای که اول کامنتم نوشتم، دلم گرم شد و آرامش برگشت، از اونروز این ایه همش جلو چشممه،
اما جریان هدایت به همینجا ختم نشد. امروز یه نقطه آبی داشتم روی کامنت زیر:
(آنها به سراغ این کارها میروند) تا خداوند آنان را به بهترین اعمالی که انجام دادهاند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید؛ و خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی میدهد (و از مواهب بیانتهای خویش بهرهمند میسازد).
و نوشتم که این آیه حسابی دل منو برده و نوشته بودم که همین آیه رو شما اول یکی از کامنتات نوشته بودی و شده بوده نشونه اون روز من.
میبینی هر جوری از هر طرف میخوام برم خدا چجوری داره بهم میگه سوره نور، سوره نور؟ بعضی وقتا میذاره آدمو تو بن بست و تا میتونه پر میکنتت از نشونه ها و همزمانی ها. اینجور موقع ها میگم چاکرتم خدا جون، یکمی یواشتر، من قلبم ظرفیتش محدوده. خودش کمک کنه که بتونم هضم کنم این حد از هدایتهاشو.
سعیده عزیزم مرسی که نوشتی، مرسی که اینبار هم خدا از کامنت شما اینقدر واضح گفت ادامه سوره نور و بخون، برات حتما و قطعا آگاهی هایی داره که این روزا بیشتر از همیشه بهش نیاز داری.
میدوستمت خیلییییی زیاد، به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان.
سعیده نازنینم میدونم بزودی اغوش پر مهر و عشقت رو مثل اغوش لیلا بشارتی جان که امروز تولدشه و نداجان بشارتی ، خدا بهم هدیه میکنه ، در بهترین زمان و مکان.
سعیده جانم سلامی به نورانیت سوره نور
که خدای عزوجل هنگامه طلوع افتاب وقتی پرسیدم چرا بهم گفتی چله بگیر بهم گفت که برم و قلبمو باهاش روشن کنم .
جریان هدایت زیبای چله رو فرصت نیست بنویسمش ولی من و عاشقتر و شیداتر و مجنونتر این مسیر الهی کرد و فقط خدا میدونه چه تحفه گرانبهایی در انتظارمه اگر خدا یاری کنه و توفیق ادامه دادنش رو داشته باشم.
پرگویی نمیکنم فقط خواستم تشکر قلبی ازت کنم برای ایمان و استمرارت
و بهت بگم یه نفر اینجاست که بشدت منتظر یکیه که کمکش کنه سوره نور رو بهتر بفهمه . چون ایده ایی برای چطور خوندن و چطور درک کردنش ندارم.
به نام خدای بخشاینده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
روز شماره تحول 54
زمانی که یاد بگیریم روی هیچکس حساب نکنیم روی هیچکس اون وقته که میتونیم بهتر روی خدا حساب کنیم من در گذشته خیلی رو آدما حساب میکردم و خیلی خیلی ضربه خوردم ولی الان هیچ چیزی اهمیتی نداره به آدما احترام میذارم ولی اون ارزشی که تو ذهنم قبلاً داشتن اصلاً ندارن الان فکر میکنم هیچکس برام مهم نیست و فقط به فکر اینم که خودمو اصلاح کنم و اون باورهای اشتباه رو از خودم دور کنم واقعاً به گفته استاد گاهی وقتا ما چه رفتار کثیفی رو انجام میدیم به خاطر اینکه به ما توجه کنند ببینند ولی الان ولی الان نه فقط به فکر اینم که خودمو تغییر بدم خیلی مشتاقم انگار میخوام خودمو بکوبم و بسازم اینجوری تغییر میخوام خدا را شکر نسبت به قبل خیلی بهتر شدم خدایا کمکم کن تنهایم نگذار چون جز تو کسی رو ندارم سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل قشنگ در پناه خدا باشید به امید موفقیت همه عزیزان
خدایا شکرت که تورادارم
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/10 ساعت 21:40
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش و این سایت الهی…
واقعاً که ما خیلی اوقات از مسیر خارج میشویم جز خداوند به همه دل میبندیم و روی غیر خدا حساب میکنیم و تا ضربه رو نمیخوریم متوجه نمیشویم…
و مورد دوم که خیلی مهم هست دلسوزی بی مورد و بی جا هست که چندین بار ضربه رو خودم خوردم و باز هم این کار رو تکرار کردم…
نمونه همین دیروز بود که با یکی از دوستان خیلی رفاقت و دلسوزی بی جا کردم براش و خیلی از جون و دل. و مالی براش هزینه کردم و برای هزینه خیلی جز و بی ارزش درآمد هر چی از دهنش درآمد خیلی مودبانه به ما گرفت و به جورایی با این فایل ارزشمند استاد خداوند با من امروز صحبت کرد و گفت از موارد بی مورد و دلسوزی بی جا دوری کن و فقط از خدای خودت پیروی کن و فقط به فکر خودت باش طبق (((((فایل های دوره عزت نفس)))))باز هم سپاس از استاد گرامی..
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
با نتایج عالی و پر برکت و خوب
(In God we trust)
یا حق
درود به همگی
امروز این نشانه ی من است
همیشه در زندگیم مشرک بودم ، ذهنم میگه ننویس ولی قلبم میگه موردی نداره بگو تا مشکلت حل شه، به یاری حق
اولین شرکی که میورزم از جانب خودم هست و خودم بزرگترین دلیل و بزرگترین سد با افکار بیهوده ام هستم برای نرسیدن به روئیاهایم
اینکه تلاش میکنم و اون نتیجه ایی که میخوام رو نمیبینم
خدارو صدهزار بار شکر خیییییلی زیاد نسبت به قبل بهتر شدم قبلا که اصلا شخصیتم خییلی متفاوت بود و شده بودم یک عالم بی عمل
ولی به لطف خدا خیلی بهتر شدم با دوره های عزت نفس و احساس لیاقت ،وقتی دلیلش را از خداوند میپرسم خداوند در پاسخ میگوید
تورا آرام آرام رشد میدهم و بنیه ات را روی زمین محکم بنا میکنم و از ریشه تورا میسازم
خدا میدونه که تنها همین پاسخ را هر بار میشنوم
گاهی خسته میشم از این دیر پیش رفتن کارهایم و صد در صد مقصر خودم هستم و خییلی دلم میخواد که هر چه زودتر عمیقا تغییر کنم اول از لحاظ توحیدی خداوند را همیشه باور کنم ولی وقتی تنهام و باهاش صحبت میکنم خییلی باهاش حال میکنم و سبک میشم
ولی وقتی توی شلوغی جامعه میرم یا توی جمع کوچکتری قرار میگیرم مثل خانواده انگار اون خدا کمرنگ میشه اون هم از ضعیف منه وگرنه که خدا همون خداست
ومن انسانها را گنده میکنم در ذهنم
ولی باز خیییلی بهتر شدم نسبت به قبل خدا رو صدهزار بار شکر
ولی هم باورهای توحیدیم ایراد داره و این در صورتی که بعضی از افراد بهم میگن تو چقدر ایمانت قویه
و هم از لحاظ در آمدی هر مشتری میاد البته ناگفته نمونه که افکار خودم باعث جذب این شرایط میشه
یا پولی نداره یا دست به نقد نیست
کارم هنر طراحی چهره هست و چند بار گالری زدم و در کل هنرمندم به لطف خدا
کتاب ترانه دادم بیرون و دانشجوی آواز سنتی هستم ولی
هنوز متاسفانه در آمدی ندارم وهمه وهمه ایراد از افکار مخرب خودم هست
دوستان این مطالب بیشتر انگار مربوط به قسمت عقل کل میباشد ولی چون نشانه ی امروز من بود اینجا میپرسم لطفا راهنمایی میفرمایید هر روز به لطف خدا هم فایلهای توحیدی رو گوش میکنم و هم احساسم لیاقت رو با خودم میگم
نکنه خدایی نکرده روی قلبم و چشمانم پرده ایی هست
قلبم میگه تا همینجا هم خییلی خوب پیش رفتی و باید تکاملش رو طی کنی
و باز ذهنم میگه پس چرا فلانی بعد از 1 سال یا کمتر و بیشتر توی سایت بوده نتیجه دیده ولی تو نه و قلبم و خدای من میگه مقایسه نکن
دوستان همه ی اینها رو مطلع هستم ولی نمیدونم چرا درکش نمیکنم
ایرادم در باورهای هست ،درسته ؟ لطفا اگر راهنمایی دارید و یا راهکارهایی بفرمایید بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم ممنون میشم دوستان و
دومین سوالم این هست
اینکه از کدوم قسمت در عقل کل باید سوالی که پرسیدم رو پاسخش رو ببینم ؟
لطفا پاسخ میدهید دوستان
بسیار سپاسگزارم
خییلی زیاد جای کار دارم و امیدوارم خداوند هر لحظه همه ی ما را به راه راست هدایت کند و همواره آسان باشیم برای آسانی ها و دعای من برای همه تن سالم و دلخوش و ثروت فراوان و سعادتمندی برای همه
الهی آمین
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان گرامی
بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)پاسخ: بزرگترین بت ذهنی من این بود که مدیر پروژه یا مدیر واحد یا سرپرست کارگاه و… این توانایی را دارند که من را از کار اخراج کنند و من به این خاطر دچار مشکلات متعددی در زندگی بشوم چون تنها ورودی مالی من همین شغل هست و اینکه این شرکت را به عنوان تنها منبع رزق و روزی خودم تصور کرده بودم و همین وابستگی باعث میشود که احساس نگرانی و ترس و اضطراب زیادی بکنم و همینطور یکی از ترسهای شرک آلودی که دارم تورم و افزایش قیمت دلار و طلا هست که من فکر میکنم روی کیفیت زندگی من تاثیر خیلی زیادی میتواند بگذارد و من شرایط سخت و دشواری را مجبور هستم تحمل کنم و نمیتوانم خودم را با تورم هماهنگ کنم و هرچقدر هم تلاش کنم باز شرایط تورم و دلار از من خیلی جلوتر هست.و این طرز فکر من باعث شده که در مدت زمان زیادی همیشه از ترس افزایش قیمت دلار وطلا فقط به فکر ذخیره و خرید دلار و طلا باشم و هیچ پیشرفتی در زندگی حاصل نکنم.
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟من همین الان متاسفانه از مدیر و مدیر گروژ] و سرپرست کارگاه خودمان میترسم که نکنه یه روز باعث بشوند که من اخراج بشم و همیشه سایه تهدید را روی سر خودم احساس میکنم و نگران هستم.
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
2. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟ به آرامش ذهنی و قلبی میرسم و از آنجا که خدا را به عنوان تنها منبع خیر و برکت و رزق و روزی و نعمت ها میبینم و اینکه در هر لحظه زمان و مکان میتواند من را کمک و هدایت کند میتوانم هر کاری که در لحظه اراده کنم را انجام دهم چون مطمن هستم در مسیر بهم گفته میشود که چکار کنم یا با کی صحبت کنم و کجا برم و به این شک میتوانم زندگی مورد علاقه خودم را در تمامی جنبه های آن تجربه کنم.
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.) من با علم و آگاهی کامل که خدا تنها فرمانروای جهان، قدرت مطلق ، منبع خیر و برکت و رزق و روزی ، تنها امپراطور و مدیر کل دنیا و منبع انرژی هست و بین ما و خدا هیچ فاصله ای نیست برای صحبت کردن با خدای بزرگ هیچ ابزاری نیاز نیست ، هیچ زمان و مکان خاصی نیاز نداریم و در هر لحظه و زمان و مکان میتوانیم با خدا صحبت کنیم و خدا از همه اسراری که در سینه داریم آگاه هست.اگر ما به این خدا با همین جزئیات بتوانیم ایمان و اعتماد کنیم عزت و افتخار و شهرت و مقام و ثروت و نعمتهای فراوان و روابط و سلامتی و بهترین کیفیت زندگی و معنویت وارد زندگی ما میشود و برای ما هیچ هراس و غم و اندوهی نیست و ما همیشه در بهترین زمان و مکان قرار میگیریم انشالله و خدا هیچوقت دیر نمیکند ،هیچ وقت خلاف وعده اش عمل نمیکند ، هیچوقت فراموش نمیکند و در هر لحظه به اندازه ایمان و اعتماد ما به ما امداد رسانی میکند و هدایت میکند خدای بزرگم من تسلیم درگاه شما هستم . خدای بزرگم من فقط به شما ایمان و باور دارم و از جانب خودت نیروی یاری دهنده و هدایت کننده برای من قرار بده.
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
چقدر این فایل فوق العاده بود چقدر خوب وساده همه چیز و در مورد توحید توضیح دادین استاد بی نهایت سپاسگزارم واقعاً عالی بود این فایل
قبلاً وقتی فکر می کردم به زندگی پیامبران و امامان همیشه برایم سوال بود که شغل اونها چی بوده که اینقدر ثروتمند بودن و دغدغه مالی نداشتند و چطور بوده که بعضی از امامان و پیامبران چند همسر داشتند ولی من وجوان های زیادی تو شهر خودم با اینکه سن ازدواج مون میره بالا ولی هنوز ازدواج نکردیم و درگیر مسائل مالی هستیم و خدارو شکر خدای مهربان تو این فایل جواب سوالم و به سادگی از زبان استاد داد و فهمیدم که علت فقط در باورهای توحیدی بوده تمام پیامبران و امامان ما فقط توحیدی و یکتاپرست بودن به همین دلیل هیچ مسئله مالی و مشکل ازدواج و خوراک و پوشاک و مسکن نداشتند و براحتی همهی اینها براشون فراهم بوده واقعا توحید انسان و از فرش به عرش میرسونه
وقتی زندگی استاد وسایت عباس منش و با استاد های دیگه مقایسه میکنم میبینم استاد فقط بخاطر توحید به اینجا رسیده
ومن هم باید توحیدی بشم تا به لطف خدا من هم از فرش به عرش برسم فقط توحید من و میتونه به همه چیز های خوب و خواسته هام برسونه
یاد این جمله آقای بهجت افتادم که گفته بودند ؛ با تمام وجود گناه کردیم نه نعمت هایش را از ما گرفت نه گناهان مون و فاش کرد ، اگر بندگی اش را میکردیم چه میکرد
خدایا بندگی تو نهایت آزادی است
انشاالله بعد از ایجاد باورهای توحیدی میام و از نتایج عالی که در همهی زمینه ها گرفتم مینویسم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشیم
اون خدایی ک توی قرآن هست
میگه : صدبار اگر توبه شکستی باز آ
اون خدایی ک توی قرآن هست
میگه : من برای تو کافی هستم
اون خدایی ک توی قرآن هست میگه:
من هرچیزی ک بخوای بهت میدم
اون خدایی ک توی قرآن هست
میگه تو برای اینکه بجایی برسی به هیچکس جز من نیاز نداری
اون خدایی ک توی قرآن هست میگه من هیچوقت تورو رها نمیکنم
اون خدایی ک توی قرآن هست میگه من از رگ گردن به تو نزدیکترم و اجابت میکنم درخواست های تورو وقتی ک منو صدا میزنی وقتی ک از من میخای وقتی ک منو میخای
اون خدایی ک توی قرآن هست میگه تو فقط آروم باش و لذت ببر ،هرچقدر بیشتر لذت ببری و شاد باشی بیشتر بهت میبخشم
اون خدایی ک توی قرآن هست میگه من وعده ی فزونی و نعمت میدم
من بی حساب میبخشم ب بنده هام رزق بی حساب میدم
اون خدایی ک توی قرآن هست غفور و رحیمِ
هدایت کننده است
نور زمین و اسمان هاست …
سلام ب استاد توحیدی خودم
با دعای کمیل ب جمع زیبای عباسمنشی ها اضافه شدم
هرروز شادتر احساس بهتر نتایج قشنگتر روابط بهتر
سرعت همه چیز تو زندگیم بیشتر و بیشتر شده بود
رابطه ای رو با خدا تجربه میکردم ک تو کل زندگیم درکی ازش نداشتم
آرامشم خدای من انقدررررر بیشتر شده بود ک دلم میخاست شب تا صبح بیدار بمونم و با خدا عشقبازی کنم
بعد از سالها تونستم عمیق و آروم بخوابم
من خس میکردم خدا بغلم کرده
حس میکردم آغوش امنی برای من تو جهان هست
حس میکردم دیگه تنها نیستم یه نفر هر نفس بامنه …
اما گاهی فراموشش کردم
با اینکه اون هیچوقت فراموشم نکرد
درحالیکه او میلیارد ها میلیارد بنده داره و من فقط یک خدا !!!!
در حالی ک او به بندگی من نیاز ندارد
اما من به خدایی او چرا !!!
ولی بازهم یچیزی ته قلبم میگه
صدبار اگر توبه شکستی باز آ
باز آ
باز آ
کجا داری بهتر از آغوش من؟!
خدایا عاشقتم
چند شبه عجیب هدایتم میکنی تا بیام بغلت
تا دوباره محکم دستاتو بگیرم و یادم بیارم
چجوری تو اوج ترس و نگرانی در گوشم گفتی
” دست تنها قدرت جهان تو دستای توعع نترس و نگران نباش”
اومدم اینبار با تعهد
اینبار با آگاهی
اومدم با تو بسازم
میدونم وقتی تو بیای وسط
آتیش برام گلستان میشه
فهمیدم داستان ناکامی هام از کجا آب میخوره
اونم نمیزارم پای عقلم
تو هدایتم کردی وگرنه از خودم چیزی ندارم
استاد شما میگی : دست خودم نیست دوست دارم راجب این موضوع صحبت کنم
منم الان دست خودم نیست دوست دارم فقط صدای شمارو بشنوم وقتی ک از خدای من میگی
از مهربانی و قدرتش
از عشقی ک به ما داره
عاشقتونم عاشقتونم
اشکها اجازه ی بیشتر نوشتن نمیده
عاشقتونم
یا حق
درود به همگی
درود به تو مهسای عزیز از این انرژی فوق العاده ایی که به من تزریق کردی و حال دلم رو خوب کردی
خدا حفظتون کنه عزیز م یه حسی بهم گفت این هم یه نشونه ی دیگه که برم الان به امید خدا دعای کمیل رو دانلود کنم تا دارویی باشد بر افکار شرک آلود م
خداوند همه ی ما را به راه راست هدایت فرما
خدایااااا صد میلیون بار شکر
روز بیستم
سلام به استاد عزیزم و مریم مهربان
سلام به دوستان همراه
راستش یک تاخیر 5 یا 6 روزه رخ داد. چون مسافرت شلوغی بود و تایم خلوت پیدا نمی کردم باعث شد در مدت این چند روز نتوانم بنویسم و کامنت بگذارم. البته می شد آخر شب یک زمانی خالی کرد ولی خب دیگه خستگی سبب می شد که بخوابم یا حضور در میان غریبه ها امکان تمرکز را از من می گرفت.
راستش در این مسافرت من بسیار همزمانی هایی را دیدم که قشنگ می دیدم خداوند نشسته می گه بگو دیگه چی می خوای وای خدایا سپاسگزارم بی نظیری.
همزمانی ها قشنگ رخ می داد. در زمان مناسب در مکان مناسب بودم. یک شهر جدید با مردمان جدید و خونگرم.
انسانهایی سر راهم قرار گرفتند که به راستی شریف و خوب بودند. یا به قول استاد وجه خوب و زیبایشان را به ما نشان می دادند. من در جایگاهی نیستم که دیگران را قضاوت کنم ولی انچه من دیدم جز معرفت و خونگرمی و مهمان نوازی چیزی نبود. خدایا شکرت
مسافرتی تنها. همسر و فرزندانم به خاطر مدرسه و کار همسرم در شهر ماندند و من نزدیک به 5 روز لذت بردم و تنهایی به گشت و گذار پرداختم.
وقتی کارها راحت و روان پیش می ره یعنی خداوند داره کارها را انجام می ده.
اینکه همسرم چقدر سریع و راحت با این سفر موافقت کرد. با اینکه شاغل هستند مسئولیت بردن و آوردن پسرم از مدرسه را به عهده گرفت.
در خانه شام و ناهار را با همراهی بچه ها اماده کردند. هر زمان به او زنگ می زدم با خشنودی پاسخ می داد. نگذاشت آب تو دلم تکان بخورد. خدایا دیگه چی از این بهتر.
بچه ها خشنود و راضی هیچکدام غرغر نکردند . هر سه شان خشنود بودند و این سبب شد من با خوشحالی از سفر لذت ببرم. به گشت و گذار بگردم از طبیعت از آثار باستانی و بازار و یافتن دوستان جدید لذت ببرم.
چقدر دوستان خوبی پیدا کردم. دیدم که چقدر من خوب می توانم ارتباط برقرار کنم یعنی من که نه خدا کسانی را سر راهم قرار می داد که انقدر خونگرم بودند که تا سلام می کردم ناخوداگاه ارتباط شکل می گرفت اینها همه کار خدا بود که احساس تنهایی نکنم.
در کل یکی از بی نظیر ترین سفرها بود. می دانم کار خداست می دانم تاثیر گوش کردن این فایلهایست می دانم نتیجه تغییراتی است که داشتم. می دانم که بودن و ماندن در مسیر است که اتفاقات شگفت انگیز را رقم می زند. خدایا شکرت خدایا شکرت.
یکی از مهمترین درسها در سفر این بود که رها کنم چقدر رهایی نتیجه اش عالی است از همه جهت شرایط خوب پیش می رود. وای خدایا شکرت . دمت گرم
استاد عزیزم سپاسگزارم هزاران بار سپاسگزارم .
سلامی به گرمی آفتاب عشق به همگی
خدای خوبم سلام من علی هستم همون پسر کوچکی که تو یه شهر کوچکی زندگی میکرد و همون پسری که یک عالمه رویا داشت و یک عالمه ترس و دلهره که چطوری میشه به اونا رسید
سخت و دردناک اما شیرین و زیبا مسیر پر پیچ و خم زندگی من توی 34 سالگی بوده ممنونتم از بزرگ
تو تو این همه سال همواره کنارم بودی و حواست به من بود و هوای منو داشتی
امروز 22 آبان 1404 و من از مشهدالرضا امام رئوف برای تجدید قوا و خودسازی مجدد شروع کردم دیدن بهترین زیبایی های زندگی من
فرزند دلبندم که شش ماه است قدم بر سر مانهاده و گرمای وجودش خانه ما را گرمتر کرده است
همسری مهربان و زیبا که آرامش را به خانه من آورده و خانواده ای زیبا که همواره همراه من بوده تا من در زندگی کم و کاستی تجربه نکنم
اینها همه اش به لطف توست الله یکتا
و ما هیچیم هیچ …….
حضرت سعدی زیبا میگه:
از دست و زبان که برآید
کز عُهدهٔ شکرش به درآید؟
بنده همان به که ز تقصیرِ خویش
عُذر به درگاهِ خدای آورد
وَر نه سِزاوار خداوندیاش
کس نتواند که به جای آورد
ای کریمی که از خزانهٔ غیب
گَبر و تَرسا وظیفهخَور داری
دوستان را کجا کنی محروم؟
تو که با دشمن این نظر داری
آنجاست که تو در فهم دوست داشته شدن از طرف خداوند را درک نمیکنی تا زمانی که خودت نسبت به کسی آنچنان باشی
خدایا، ما که همیشه جز گله و شکایت چیزی برای تو نداشتیم ولی در این حال با تمام وجودم از تک به تک سلول های بدنم از تو تشکر میکنم بخاطر تمام زیباییهایی که تو بی منت بدون چشم داشت ارزانیمان کردی هوای زندگی ما را داشته ای
مرسی از بودنت خدای مهربانم
الان که در بارگاه امام هشتم هستم با خودم گفتم که فقط شکر گذاری کنم و از خداوند در این مکان مقدس تشکر کنم که مرا لایق این همه نعمت کرده
با تمام وجودم دوستت دارم
ای خالق بی همتای من
دوستدار تو
علی
به نام خداوند هدایتگرم
وقتی استاد جانم از «ردپا گذاشتن» حرف میزنه، یعنی دقیقاً همین که من امروز دارم تجربهاش میکنم. ردپایی از خودت در مسیر رشد، در مسیر ایمان، در مسیری که هر قدمش بوی خدا میده.
من توی شهریور، تصمیم گرفتم که عمیقتر و آگاهانهتر روی فایلها کار کنم. اون موقع یه کامنت گذاشتم زیر این فایل، و حالا وقتی دوباره همون کامنت رو میخونم، میفهمم که چقدر تغییر کردم. میفهمم چقدر فاصله گرفتم از اون فاطمهای که اون روزها بود، و چقدر نزدیکتر شدم به توحیدی که هیچ انتهایی نداره.
من به مدت چهل روز، هر روز فایل «فقط روی خدا حساب باز کنید» رو دیدم. هر بار که گوشش میدادم، یه چیزی درونم تکون میخورد، یه باور قدیمی فرو میریخت و یه نور تازه توی دلم روشن میشد. واقعاً زندگیم از اون روزها دگرگون شد.
حالا که دوباره دارم این فایل رو گوش میدم، تازه میفهمم اون موقع چقدر بین من و این آگاهی فاصلهی فرکانسی بود. منی که تا قبل از اون، همهچیز رو در دست دیگران میدیدم، فکر میکردم آدمها باید بیان و منو نجات بدن، منی که خودم رو در خلق زندگیم بیتأثیر میدونستم…
حالا دارم میفهمم، خالق زندگی خودِ منم.
با تمرین ستاره قطبی، این باور برام زندهتر شد. هر چی نوشتم، همون اتفاق افتاد. اولش شاید باورش سخت بود، ولی کمکم دیدم که جهان داره به نوشتههام پاسخ میده. فهمیدم قانون خدا همیشه فعاله؛ فقط باید من فرکانسم رو باهاش هماهنگ کنم.
از وقتی یاد گرفتم هر صبح از خدای مهربونم سؤال بپرسم، انگار یه درِ تازه از ارتباط باز شده. سؤالاتم رو با عشق مینویسم و جوابش رو در طول روز از نشانهها، از کلمات، از آدمها و حتی از اتفاقهای ساده میگیرم. دیگه میدونم خدای من شنواتر از هر کسیه که تصورش رو بکنم.
و حالا با تمام وجودم باور دارم:
همهچیز، به باور من ختم میشه.
وقتی ایمان دارم که خدا جوابم رو میده، میده.
وقتی باور دارم که خدا امروز برام معجزهای میفرسته، میفرسته.
وقتی با اطمینان مینویسم:
«خدایا، تو وظیفه داری بهترین کار دنیا رو برام بیاری، کاری که رشد کنم و یاد بگیرم»،
ظهر همون روز، مسیرش برام باز میشه و اون کار سر راهم قرار میگیره.
یه بار نوشتم:
«خدایا، تو وظیفه داری یه ماشین خوشگل برام بیاری»،
و چند روز بعد، ماشین خوشگلمون وارد خونه شد. اون لحظه فقط اشک شوق ریختم. نه برای ماشین، برای اثبات دوبارهی حضور خدا در زندگیم.
اما حالا که به مسیر نگاه میکنم، میبینم رسیدن به این نقطه، با یه چوب جادوی لحظهای نبود. نیاز به رشد داشت، به ایمان، به مداومت. من تکامل رو طی کردم، و برای من، همین طی کردنِ مسیر، همون چوب جادو بود.
توحیدی زندگی کردن یعنی همون جادو، همون معجزهی واقعی.
منی که قبلاً از همه انتظار داشتم کمکم کنن، حالا روی پای خودم وایسادم.
میدونم هیچکس جز خدا مسئول نیست و هیچکس صاحب کار من نیست.
آدمها فقط فرشتههایی هستن که از طرف خدا میان تا توی مسیر کمکم کنن.
آره… مهمترین اصل، همینه: توحید.
اگه واقعاً باور کنیم که تنها منبع عزت، ثروت، عشق، و آرامش فقط خداست،
اگه بدونیم هیچ قدرتی جز او در کار نیست،
اون وقت همه چیز سر جای خودش قرار میگیره.
اون وقت به تمام چیزهایی که آرزوش رو داشتیم، میرسیم، چون در حقیقت، دیگه چیزی برای نرسیدن باقی نمیمونه.
وقتی فقط روی خدا حساب باز میکنی، جهانت امن میشه.
نه چون همهچیز رو داری، بلکه چون میدونی منبعِ همهچیز با توست.
سلام دوست عزیزم
چقدر کامنتت حس خوبی داشت ، بهت تبریک میگم که خدارو درک کردی. توحید درک کردی و رشد کردی ، پیشرفت کردی
من 4ساله وارد مسیر شدم و دوساله با استادم اما چندماهی هست احساس میکنم اموزه ها دارم درک میکنم ، انگار وقتی درکت میره بالاتر تو عملم میاری
و منم به این رسیدم اصن خونه ماشین رابطه و ثروت همه اینا برا چمه وقتی درونم ناامنه و پر استرس و بی قراره وقتی زندگیت رو وابسته به غیر خدا کردی
واقعا بخودم گفتم خدایا نمیخوام خدایا من نمیخوام و از ته ته ته قلبم گفتم ، منی که برای رسیدن به چیزای مادی وارد مسیر شدم الان دیگه فقط خدارو میخوام ، جالبه
و حالا استاد میگه وقتی به اینجا میرسی بقیه چیزام میاد
من حتی یک درصد بخاطر این چیزام به اینجا نرسیدم و بخوام فیلم بازی کنم و خالصانه فهمیدم فقط خدا میخوام . چون همه اون چیزا برای حال دلم میخوام برای حس خوب میخوام و خدا پکیج کامل همه حس های خوب ، امنیت ، صلح ، ارامش حس شجاعت ، فراوانی قدرت هست ، واقعا چی بهتر از خودش
گاهی انقدر به همه جا چنگ میزنی و هرراهی میری و میفهمی اوه نه ، خدا راه اصلیه
من همون دوسال پیش توی سایت وقتی کامنت بعضی از بچه ها میخوندم که بعد شکست عاطفی میگفتن ما خدا پیدا کردیم و به ارامش رسیدیم. میگفتم خب معلومه. همه خدا میخوان حالا من که میدونم ته دلتون اینجور نیست
بخودمم اجازه میدادم راحت قضاوت کنم
ولی حالا میگم سمیرا اون موقع کلاس مهدکودک بودی و اونا کلاس بالاتر و بخاطر این درک نمیکردی و فکر میکردی شعاره
رفتم و دیدم که ارامش خوشبختی امنیت فقط تو آغوش خداست و لاغیر همه اون چیزای مادی اگه با خدا نباشه موقتیه
نمیگم بده اونا عالین اما اگه بی خدا باشی ، لذت نداره ، وقتی تنها بشی ، وقتی از دستشون بدی مظطرب و بی قرار میشی ، دوباره پوچ میشی
ولی با خدا همه چی داری ، پادشاهی میکنی
و همینم بارها شکر داره که بتونیم درکش کنیم
چون اگه این حرفارو به 80 میلیون هم وطنم بگی 98 درصد تاییدت میکنند ولی از بین 98 درصد فقط 2درصد درکش میکنند و خدارو شکر به این درک رسیدیم
و اینم جواب تمام تلاش های شبانه روزیمون تو این مسیر بود
خدایا مارو لحظه ایی از یاد خودت وامگذار
که سعادت دنیا و آخرت فقط با توهه
آمین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَأُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا ۖ نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿١٣صف﴾
و نعمت های دیگری که آن را دوست دارید [و به شما عطا می کند] یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده ده.
=====================================
نشانه ی امروز من:21 آبان 1404
خدایا کمکم کن از عشق تو بنویسم،خدایا کمکم کن بتونم از خودم رد پا بزارم،خدایا کمکم کن با نور تو بنویسم،خدایا کمکم کن چیزی رو بنویسم که باید بنویسم،خدایا کمکم کن که این نوشتن ها مسیر رو برام روشن تر کنه،خدایا کمکم کن بفهمم چی داری به من میگی،خدایا قدرت درک عقل من،از این حجم از همزمانی های تو عاجزه،خدایا کمکم کن همیشه تسلیم تو باشم،خدایا کمکم کن همیشه جهانم رو برای تو خالی نگه دارم،خدایا کمکم کن فارغ از نجواهای شیطان،به مسیرم ادامه بدم،خدایا کمکم برای خودم بنویسم،خدایا کمکم کن درک و فهم من از آبشار هدایت های تو بیشتر و بیشتر شه،خدایا کمکم کن بتونم صدای قلبم رو واضح تر بشنوم،خدایا کمکم کن متواضع تر باشم،خدایا کمکم کن جایگاه خودم رو در مقابل جایگاه شما درک کنم،خدایا کمکم کن همیشه یادم باشه هرچی دارم ازآن شماست،خدایا کمکم کن همیشه سرم جلوت پایین باشه،خدایا کمکم همیشه خودمو به تو محتاج بدونم،خدایا کمکم کن هیچ وقت روی خودم حساب نکنم،خدایا کمکم کن قدرت درک الهاماتم بیشتر بشه،خدایا کمکم کن ایمان قویتری بسازم،خدایا کمکم کن ترس هام رو نابود کنم،خدایا کمکم کن همیشه به لحظه ی مرگم فکر کنم،خدایا کمکم کن بتونم بفهممت،خدایا کمکم کن بتونم درکت کنم،خدایا کمکم کن بیام مدارهای بالاتر،خدایا کمکم کن قلبم رو بیشتر باز کنم،خدایا کمکم کن یک لحظه به حال خودم نباشم،خدایا کمکم کن،خدایا تو دستمو بگیر،خدایا تو منو هدایت کن،خدایا من تنها و تنها تورو میبینم،تنها و تنها از تو کمک میخوام و تنها و تنها از تو انتظار دارم.خدایا من رو به راه راست به راه بندگانت که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن.
=====================================
دیشب با نورِ تمرین ستاره ی قطبی،مثل همیشه با درخواست خدایا من میخوام خواب تورو ببینم،خیلی نرم و آرام خوابم برد.
دو تا خواب معنی و مفهوم دار پشت سرهم دیدم و بلافاصله از خواب پریدم،انگار یکی از خواب بیدارم کرده بود تا با همزمانی ها پیغامش رو دریافت کنم.
همون موقع دیدم که:
یک نقطه ی آبی توی سایت دارم که بهم گفته شده برو و کتاب پیرمرد و دریا رو بخون.
و یک ایمیل داشتم از دوستم.
انقدر خوابم میومد که فقط خودکار دستم گرفتم و نشانه های خوابم و همزمانی هارو نوشتم و دوباره خوابیدم.
صبح که بیدار شدم نشانه ها بیشتر شد:
توحید عملی 6
یک نقطه ی آبی دیگه از فایل استاد با اسم نحوه ی برخورد با تهمت قسمت 2:
2 نشانه از همین پاسخ:
1. درمورد دوستم که دیشب بهم ایمیل زده بود نوشته بود.
2. استاد فایل رو با این جمله شروع میکنند: حالا بریم سراغ قرآن،سوره ی نور …
الله اکبر …
قلبم بهم میگفت تموم اون خواب ها و نشانه هارو برو وبه دوستت بگو ….
الله اکبر …
همزمانی ها کار خداونده،همزمانی ها تجلی حضور خداونده،همزمانی ها نور خود خداونده …
دوستم خواب دیده بود :
من تو خواب دارم بهشون میگم …سوره ی نور رو زیاد بخونید…سوره ی نور …سوره ی نور …
الله اکبر …
تو همون حال و هوای گیج و منگی مستی خداوند بودم که گوشیم زنگ خورد…
محجوبه بود و گفت پاشو بیا همین الان باشگاه کارت دارم.
میدونستم اینم هدایته …
رفتم باشگاه دیدم داره منو به یکی از متخصصین قلب معرفی میکنه برای کارهای ادمینی پیج اینستاش که درمورد رشته ی تحصیلی خود من هم هست…
یک کار خیلی خیلی ساده،با درآمد خوب
توحید عملی6،توحید عملی 6،توحید عملی 6
خودت روبا خدا هماهنگ کن،خدا جهان رو به هماهنگی با تو درمیاره…
باید بشینم تمرکزی روی سوره ی نور کار کنم…مثل آل عمران…
خدایا کمکم کن بفهممت،خدایا کمکم کن آیه هات رو درک کنم،خدایا کمکم کن دریچه ی دریافت الهاماتم رو بازتر کنم.
خدایا من بدون تو هیچی نیستم.
خدایا بدون تو هیچی به من حال نمیده.
خدایا من رو برای خودت بخر.
خدایا من به هر خیری که از سمت تو به من برسه،فقیرم.
آمین،یا رب العالمین.
به نام خدای رزاق، وهاب و بشدت هدایتگر
وَ لا یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَهِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبى وَ الْمَساکِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّـهُ لَکُمْ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
آنها که از میان شما دارای برتری (مالی) و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند؛ آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمیدارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!
سلام به سعیده عزیزم،
چقدر زندگی با هدایت های خدا رنگین تره، نه؟ همون خدایی که از رگ گردن نزدیکتره، همون خدایی که به کوچکترین نیات ما پاداش بی پایان میده، همون خدایی که وقتی میشینی رو دوشش و فرمونو میدی دستش زندگیتو پر میکنه از معجزه، همون خدایی که وقتی دل به دلش میدی،دیگه نیاز نیس خاک رو با قاشق جابجا کنی اونم با حساب کتابای ذهنت، بلکه با یه بیل مکانیکی میاد تو زندگیتو کل نتایجی که بقیه تو چندین سال تلاش میگیرن و تو چن روز برات انجامش میده. همون خدا.
سعیده جانم وقتی دیدم از سوره نور نوشتی چشمام مثه همیشه پر از اشک شد و ضربان قلبم شدید. میدونی چرا؟ نمیدونم دیروز بود یا پریروز، وقتی ذهنم داشت بازی در میاورد در مورد پاشنه آشیلم، قلبم منو برد سمت گوشیم. اپلیکشین قرآن کریم، سوره های سجده و حدید رو خونده بودم و منتظر هدایت خدا برای انتخاب سوره بعدی بودم، انگشتمو گذاشت رو سوره نور.رسیدم به آیه ای که اول کامنتم نوشتم، دلم گرم شد و آرامش برگشت، از اونروز این ایه همش جلو چشممه،
اما جریان هدایت به همینجا ختم نشد. امروز یه نقطه آبی داشتم روی کامنت زیر:
https://abasmanesh.com/fa/instruction-of-embrace-change-project/#comment-1799636
میدونی توی این کامنت از آیه 38 سوره نور نوشتم ( من که نه خودش گفته قطعا که نوشتم)،
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّـهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّـهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ
(آنها به سراغ این کارها میروند) تا خداوند آنان را به بهترین اعمالی که انجام دادهاند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید؛ و خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی میدهد (و از مواهب بیانتهای خویش بهرهمند میسازد).
و نوشتم که این آیه حسابی دل منو برده و نوشته بودم که همین آیه رو شما اول یکی از کامنتات نوشته بودی و شده بوده نشونه اون روز من.
میبینی هر جوری از هر طرف میخوام برم خدا چجوری داره بهم میگه سوره نور، سوره نور؟ بعضی وقتا میذاره آدمو تو بن بست و تا میتونه پر میکنتت از نشونه ها و همزمانی ها. اینجور موقع ها میگم چاکرتم خدا جون، یکمی یواشتر، من قلبم ظرفیتش محدوده. خودش کمک کنه که بتونم هضم کنم این حد از هدایتهاشو.
سعیده عزیزم مرسی که نوشتی، مرسی که اینبار هم خدا از کامنت شما اینقدر واضح گفت ادامه سوره نور و بخون، برات حتما و قطعا آگاهی هایی داره که این روزا بیشتر از همیشه بهش نیاز داری.
میدوستمت خیلییییی زیاد، به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان.
سعیده نازنینم میدونم بزودی اغوش پر مهر و عشقت رو مثل اغوش لیلا بشارتی جان که امروز تولدشه و نداجان بشارتی ، خدا بهم هدیه میکنه ، در بهترین زمان و مکان.
سعیده جانم سلامی به نورانیت سوره نور
که خدای عزوجل هنگامه طلوع افتاب وقتی پرسیدم چرا بهم گفتی چله بگیر بهم گفت که برم و قلبمو باهاش روشن کنم .
جریان هدایت زیبای چله رو فرصت نیست بنویسمش ولی من و عاشقتر و شیداتر و مجنونتر این مسیر الهی کرد و فقط خدا میدونه چه تحفه گرانبهایی در انتظارمه اگر خدا یاری کنه و توفیق ادامه دادنش رو داشته باشم.
پرگویی نمیکنم فقط خواستم تشکر قلبی ازت کنم برای ایمان و استمرارت
و بهت بگم یه نفر اینجاست که بشدت منتظر یکیه که کمکش کنه سوره نور رو بهتر بفهمه . چون ایده ایی برای چطور خوندن و چطور درک کردنش ندارم.
هر وقت الله بهت اجازه داد بیا و از نور برام بگو
دوستت دارم عزیزکرده خدا
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام سعیده جان شهریاری
سلام شاگرد ممتاز استاد عباس منش و رفیق فابریک فاطمه محرمی جان جانان
سلام دوست توحیدی من
سلام فرشته ی روی زمین
خدا را شکر اتصال برقرار شد
خدارا شکر من هم فرکانس شدم باشما .
وقتی صدای شما را شنیدم ، یه آخیش محکم به خودم گفتم .
میدونی شما دلیل یکی از خواسته های من هستی .
خدارا شکر برای رزق امروزم
خدا را شکر برای هم زمانی ها
کار خدا بی نقصه .
جهان بی نقص عمل میکنه
هم زمانی ها کار خداست
خداوند استاد برنامه ریزی هاست .
گفتم قراره اتفاقات خوبی رخ بده .
گفتم خبرهای خوب در راهه
خدایا شکرت
امروز با هدایت خدا از یه
چالشی عبور کردم ، مرز باریکی بین توحید و شرک بود .
خدارا شکر باورهای توحیدی
مثل همیشه نجاتم داد.
کنترل ذهن جواب داد.
مگه میشه کنترل ذهن داشته باشی و پاداش دریافت نکنی .
البته من دارم کنار شما درس پس میدم .
نتیجه ایمان و توکل شد
شنیدن صدای زیبای شما و
هدایت به نوشتن این کامنت .
امروز فهمیدم که فرکانس توحید چقدر آرامش بخشه و
من برای این اتصال به فرکانس توحید
نیاز داشتم .
خدا ، خوب خداییه .به خدا
چنان همه چی رو امروز کنار هم چید که منو به خواستم
یعنی نوشتن کامنت برای شما ، برسونه .
خدایا شکرت
برای تمام کامنتهایی که با نور
توحید نوشتی ، تحسینت میکنم .
خلاقیت شما در نوشتن تحسین برانگیزست .
درک بالای شما در آیات قرآنی
تحسین برانگیزست .
الهی که همیشه در حال خوبه
الهی باشید .
به امید دیدار شما در بهترین زمان و بهترین مکان
درپناه الله یکتا