اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست و درود خدا بر استاد عزیز و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
توحید و بازهم بینهایت توحید
مدتیه شروع کردم به تکرار و نوشتن باورهای توحیدی
نمره ام اگر 17بود داره می رسه به 20 در کنارش معجزات رو هم میبینم
یه معجزه مهم، آرامش بینظیر که از طرف خدا توی کل وجودم جاری هست
معجزه دیگه ورود منابع مالی غیر منتظره تو زندگیم هست
مومنتوم مثبت همه چیز رو به نفع من پیش می بره
این جمله طلاست هرکس هر جا هست جای درستشه، فقط با باورهای درستش.
آرامش من فول هست و نجواها و افکار غیر توحیدی اجازه ی ورود به ذهنم رو ندارن چون فضائی برای این کار براشون ندارم.
خدای من میدونه قبلاً من چه جور آدمی بودم چقدر استرسی و عصبی بودم. ولی الان آرامشم باعث شده، بینهایت ایده های عالی تو زندگیم وارد بشن و نگرانی و استرس های الکی از زندگیم خارج بشن. نمونه اش همین ساخت ویلا هست که با کمک خدا و آدمهائی که دستان خدا هستند داره پیش میره و پولش هر لحظه توسط خوده خوده خدا تامین میشه به سادگی بدون وام و قسط من با باورهای توحیدی حالم خوبه جریان و انرژی خدا رو حس می کنم. تنها منبع قدرت رو توی وجود خدا خلاصه کردم
من معجزه رو توی بورس شدن پسرم می بینم در زمان و مکان مناسبش
خدایا سپاسگزارم به خاطر همه چیز مخصوصاً به خاطر اینکه من رو هدایت کردی و جزو هدایت شدگانت قراردادی و همواره در جریان هدایت نگهم داشتی.
وقتی خداهای دیگه زندگیمون رو کنار بزاریم اونوقت خدای واقعی خودشو بهمون نشون میده
طبق گفته های استاد توحید یعنی قدرت رو از همه عوامل و انسانها بگیریم و فقط به خداوند بدهیم این یعنی توحید ، یعنی قدرت رو ندیم دست کسی دیگه ، کشوری دیگه ، انسانی با جایگاه اجتماعی بالا و هر آنچه که فکر میکنیم خوشبختی یا بدبختی ما بستگی به اون عامل داره میزان خوشبخت بودن ما به اندازه ای هست که باورهای توحیدی رو در زندگیمون اجرا کنیم بتونیم در عمل هم توحیدی رفتار کنیم بتونیم نیتمون هم در تموم کارها توحیدی کنیم
چقدر در زندگی ناخودآگاه شرک ورزیدیم و فکر کردیم خدا پرست هستیم همه رو خدا فرض کردیم جز خدای یگانه
از همه چی ترس داشتیم جز خدای یگانه
از خدا پرستی فقط نماز خوندن رو یاد گرفتیم که اونم از ترس رفتن به جهنم انجام دادیم
نقطه مقابل توحید شرک هست
نقطه مقابل ایمان ترس هست
انسان مشرک از هر چیزی ترس داره الا خدای واقعی
من باید آگاهانه قدرت رو از هر عاملی بگیرم و فقط به خدای خودم بدم تنها چیزی که میتونه منو خوشبخت یا بدبخت کنه باورهای من ، افکار و فرکانس های منه نه هیچ کسی دیگه وظیفه من فقط اینه که روی بهبود و تغییر خودم تمرکز کنم و اتفاقات خوب ، خود به خود وارد زندگیم میشن نعمت ها به طور طبیعی وارد زندگیم میشن ، مثل بارانی که به طور طبیعی میباره ، مثل خورشید که به همه جا نور ساطع میکنه مثل درختان که به طور طبیعی میوه میدن پس این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که نعمت و ثروت و سلامتی و خوشبختی هم به طور طبیعی وارد زندگیمون میشن اگه فقط و فقط و فقط روی خدا حساب باز کنیم اگه خداوند رو منبع تمام خوبی ها و نعمت ها و خوشبختی بدونیم نه عامل دیگه ، نه خداهای دیگه
خداوند قدرت رو در ذهن و افکار ما قرار داده باید اینو درک کنیم که هر کسی خودش خالق صد در صدی زندگی خودشه هیچ کسی نمیتونه به من آسیبی برسونه مگر اینکه باور کنم و قدرت رو خودم به اون شخص بدم در غیر اینصورت هیچ کسی ، در زندگی من قدرتی نداره .
خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
خدایا بمن ایمانی از جنس ابراهیم عطا کن و باورهایی از جنس باورهای استاد عباسمنش
خدایا ازت سپاسگزارم که منو به راه راست هدایت کردی منو به این سایت هدایت کردی از استاد هم سپاسگزارم بخاطر این آگاهی های ناب.
خدایا نمیگم الان من یک انسان توحیدی کامل هستم من در مسیر توحید هستم در مسیر خداپرستی در این بین گاهی ناخودآگاه شرک میورزم و ازت میخوام که منو ببخشی و تا پایان این مسیر که البته پایانی نداره منو ثابت قدم در این راه قرار بدی الهی آمیننننن.
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان نازنین هم مدار در مسیر توحید. امیدوارم شاد و تندرست و سلامت باشید و قلبتون همواره به نور توحید منور باشه.
نشانه امروزم «قسمت چهار آرامش در پرتو آگاهی» بود ولی این فایل روی بنر سایت بود. تصمیم گرفتم اینجا کامنت بنویسم.
هنوز هم دقیق نمیدونم چی قراره بنویسم ولی از خداوند درخواست هدایت و راهنمایی میکنم تا بهم کمک کنه هرآنچه که مایه هدایت و آگاهی خودم میشه رو بتونم بنویسم تا رشد کنم. بتونم مشقامو خوب بنویسم تا توحیدیتر بشم.
این منم به که نوشتن کامنت نیاز دارم، منم که به نوشتن از توحید محتاجم، منم به هر خیری از سوی پروردگارم فقیر و نیازمندم.
————————————————————————————
دیشب توی جاده داشتم رانندگی میکردم و برای کنترل ذهن قرآن رو باز کردم. با فرا رسیدن ایام الله مرخصی و حدوداً 11 روز آزادی زمانی، نیاز به کنترل ذهن هم بیشتر میشه. عصرش هدایت شده بودم به سوره شعرا ولی خب صرفاً به یه نگاه کوتاه به آیات اکتفا کرده بودم. وقتی برنامه قرآن رو باز کردم دیدم آخرین بازدید رو میزنه سوره شعرا، گفتم خب الان بهترین موقعست برای گوش دادن به سوره شعرا، از اولش که شروع شد برام هدایت و نشانه داشت.
(طاء، سین، میم‹¹› ؛ این است آیات کتاب روشنگر‹²› ؛ شاید تو می خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی. ‹³› اگر بخواهیم، معجزه ای بزرگ از آسمان بر آنان نازل می کنیم که فروتنانه و بی اختیار در برابرش گردن نهند ‹⁴› هیچ تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمیآید، مگر آنکه از آن روی گردان می شوند.‹⁵›)
حس کردم خداوند از طریق این آیات داره میگه چه خبرته پسر، آیا میخوای احساس خودتو منفی کنی که دیگران باب میل تو رفتار نمیکنن؟؟ همین آیات توی کنترل ذهن چقدر بهم کمک کرد ولی اوج احساس آرامش و گشایش قلب اونجایی بود که رسید به داستان حضرت ابراهیم(ع)، آیات 69 به بعد.
یه کلاس درس توحید عملیه.
این روزها تکرار جملههای «من هیچی نمیدونم؛ من هیچی نمیفهمم؛ فقط خداست که میدونه؛ هر چی خدا بگه همونه، فرمون دست خداست و …» برام تبدیل به ذکر شده. هر وقت ذهنم یه نجوایی میکنه، بلافاصله میگم من هیچی نمیدونم، خدا میدونه، هر چیزی به وقتش، مدارتو عوض کن تا نتایجت عوض بشه…
یه هدایتهایی دریافت میکنم، اولش میگفتم خدایا من نمیفهمم چی میگی، چرا آیات عذاب میفرستی؟ سوال من ربطی به این آیات نداشت ولی بعدش که آروم میشدم میگفتم خب تو سوال رو میپرسی چرا میخوای همون لحظه به زور جواب بگیری. باید کمی صبر کنی تا به آرامش و احساس خوب و رهایی برسی بعداً جواب خودش میاد سراغت. جواب دریافت کردنیه، نه بزور گرفتنی. چه اصراری داری همون لحظه به زور جواب رو از دل قرآن پیدا کنی.
قبلاً هم تجربهش کرده بودم ولی خب انسانِ نسیانگر بازم فراموش میکنه. یه وقتایی بوده من سوال پرسیدم بلافاصله از قرآن جواب خواستم، رفتم سراغ قرآن آیاتی روبروم قرار گرفته که حتی معنیشون رو نفهمیدم ولی رفتم دوتا خیابون اونطرفتر، جواب به شکل یه تصویر بهم نشون داده شده. عجله کردن هیچوقت هیچ دستاوردی نداره، حتی اگر فکر کنیم داریم یه کار توحیدی انجام میدیم. ریشه عجله از احساس کمبود میاد و شیطانیه.
چند روز پیش با یکی از دوستان عزیز گفتگو میکردم. صحبت رسید به آیات قرآن، حتی آیات عذاب. بی اختیار یه حسی جملاتی رو بهم گفت که برای اون دوست عزیز بیانش کردم. مفهوم کلیش این بود که خداوند منت سرمون گذاشته که ما رو با خودش و با قرآن آشنا کرده و میتونیم هر موقع نیاز به کمک داشته باشیم بریم سراغ قرآن. همین خودش چقدر نعمته. حالا آیات عذاب بیاد، آیات عذابش هم رحمته برامون. به تعبیر آیه 7 آل عمران«آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» ما به همه آیاتش ایمان میاریم چون از سوی پروردگار ماست.
همه مون با مفهوم اهرم رنج و لذت آشنایی داریم. ما توی اهرم رنج لذت اول شرایط رنج آور ناشی از تغییر نکردن رو مینویسیم دیگه… بعدش میایم شرایط لذت بخش ناشی از تغییر مثبت رو مینویسیم. خب آیات عذاب قرآن هم همینه. تو که ایمان آوردی و داری عمل درست رو انجام میدی، داری سعی میکنی توحیدی رفتار کنی و روی بهبود خودت کار کنی ، دیگه چرا با آیات عذاب نگران میشی. اینها داره میگه به مسیر درستت ادامه بده و یادت باشه اگر از مسیر درست منحرف بشی اینجوری درگیر رنج و عذاب میشی. به همین سادگی… حکایت تابلوهای هشداردهنده حاشیه جاده ست. مگر هر کی تابلوی هشدار ببینه دچار حادثه میشه؟؟ صرفاً میگه مراقب باش. بعداً نگی نمیدونستم. که حتی همینم توی قرآن اومده که یه عدهای به دروغ میگن اگر پیامبری برامون اومده بود ما قطعاً ایمان میآوردیم…
این حکایت آیات انزار دهنده ست. (درک شخصی من بود، با توجه به مداری فعلی که هستم، شما دوستان نازنینم میتونید تصاویر مثبتتری از آیات قرآن توی ذهنتون بسازید)
————————————————————————————
این روزهای اخیر که گذشت با توجه به یه برنامه تعمیراتی سه روز موندم اضافه کاری. اون یکی شیفت بچه های خیلی خوبی بودن و همهشون هم شیفتیهای قدیمیم بودن، ولی بشدت باهاشون مقاومت داشتم و تحمل کردن حرفا و رفتارهاشون برام سخت بود. یه زمانی هممدارشون بودم ولی الان از حرفها و رفتارهاشون تعجب میکردم.
توی شیفت آتشنشانی یه مسئولیتی هست بنام استادکار شیفت یا رسپانسیبل، کارش اینه که یه ماژیک بهش میدن صبح تا صبح شرح وظایف افراد رو روی تابلو مینویسه، چک لیستها رو بررسی میکنه، و خرابیهای ماشینها یا تجهیزات رو گزارش میکنه، آخر شیفت هم گزارشها رو ثبت میکنه. و در ادامه هر کی توی انجام کارها کوتاهی میکنه، رسپانسیبل میشه کیسه بوکس برای حرف خوردن توسط رئیس ایستگاه و افسر شیفت. توی بعضی از بانکها و ادارات حکومتی دیدین یه خودکار گذاشتن برای مراجعین ولی اون خودکار رو با زنجیر بستنش به یه پایه سنگین که خودکار به دست کسی نچسبه… من به اون مسئولیت رسپانسیبلی میگم پایه ماژیک. طرف بعد از 20 سال کار کردن، یه چند هفته بهش ماژیک میدن مسئولیت ها رو بنویسه، احساس ارتقاء به درجه ارتشبدی رو داره و این رو به موفقیت بزرگ میبینه، چیزی که هر بار بهم پیشنهادش دادن، از پذیرشش شونه خالی کردم. (فکرشو بکنید من لذت چرخیدن توی سایت استاد عباس منش رو با چیزی دیگه عوض کنم) وقتی ماژیک رو به یه نفر میسپارن وظایف رو بنویسه من بهشون میگم: فلانی انتساب شایسته جنابعالی رو به سمت پایه ماژیک تبریک میگم… (هشتگ مردم آزاری مزمن حاد سادیسمیک خخخخ)
نیروهای فعلی توی آتشنشانی هر کسی به نوعی حتی شده برای یک جلسه سر آموزشهای من بوده، و من حق استادی به گردن 95٪ شون دارم. رسپانسیبل شیفت بعدی از روز اول افتاد سر دنده لج، منم هیچی نمیگفتم، میگفتم فرمون دست خداست. رفتیم استندبای یکی از همکارا که اونم از یه شیفت دیگه اضافه کار بود، اونم داشت میگفت فلانی باهام سر لج افتاده، من میگفتم فرمون دست خداست. بعد یه قصه ای براش تعریف کردم گفتم پارسال توی شیفت خودمون فلان ماجرا برای من پیش آوردن اذیتم کنن، ولی بهم استراحت و راحتی بیشتر خورد. کی از نشتی یا عدم نشتی توی لوله ها خبر داشت که منو میفرستاد جایی که کارم راحتتر باشه؟؟ گفتم ببین فرمون دست خداست (اینا رو میگفتم که باور خودم قویتر بشه نه اینکه همکارم رو تغییر بدم) من که اینا رو گفتم گفت آره راست میگی منم فلانجا و فلانجا خواستن در حقم بدی کنن، ولی الان به نفع من شده.
و در پایان سه روز اضافه کاری من با آرامش و احساس خوب تموم شد. هر چقدر رفتارهای چند نفر روی اعصاب بود ولی من باهاشون کاری نداشتم، آگاهانه به رفتار یه عده دیگه توجه میکردم که رفتارشون محترمانه بود. وقتی به این سه روز فکر میکنم من بیشتر رفتار خوب و مثبت و احترام دیدم تا رفتار منفی.
چون فرمون زندگی دست خدا بود.
مهم نیست پایه ماژیک کی باشه. رئیس من خداست. اون میدونه منو کجا بفرسته. بقول سعدی شیرازی:
شتر بچه با مادر خویش گفت: «پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»
بگفت «ار به دست من استی مهار ؛ ندیدی کسم بارکش در قطار»
قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد ؛ وگر ناخدا جامه بر تن درد
مکن سعدیا دیده بر دست کس ؛ که بخشنده پروردگار است و بس
اگر حق پرستی ز درها بَسَت ؛ که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت
گر او تاجدارت کند سر بر آر ؛ وگر نه سرِ ناامیدی بخار
————————————————————————————
وقتی فایل رو گوش میدادم بی اختیار یه یه ماجرای دیگه یادم اومد. چند سال پیش داشتم خاطرات یکی از خلبانان نیروی هوایی از دوران جنگ رو نگاه میکردم. تیمسار خلبان منوچهر شیرآقایی، یکی از خلبانان شجاع که واقعاً فامیلش برازندهش هست.
خاطراتش رو میگفت از یکی از پروازهاش با شهید یاسینی توی پایگاه هوایی بوشهر : میگفت یه روز شهید یاسینی صدام زد بهم گفت منوچهر امروز چکارهای (توی برنامه پروازی هستی یا نه) گفتم امروز آزادم، پرواز ندارم.
+حوصله شو داری یه پرواز بریم.
گفتم آره بریم.
+موشک ماوریک رو چک هستی (تجربه آموزش و کار عملی و شلیک رو باهاش داری)
گفتم نه، تا حالا ماوریک شلیک نکردم.
+خب بریم من خودم بهت یاد میدم.
گفت از بوشهر تیک آف کردیم رفتیم سمت دشتستان (به طرف شرق) و شهید یاسینی مراحل رو توضیح میداد که روی رادار چیکار کنم تا میرسید به لحظه ای که موشک قفل میشد و فقط فشار دادن یه دکمه موشک رو شلیک میکرد. روی جاده بوشهر یه کامیون رو دیدیم شهید یاسینی گفت منوچهر ببین میتونی روی کامیون قفل کنی، هر کار کردم رادار قفل نمیشد؛ یبار دیگه مراحل رو برام توضیح داد ، یه تانکر دیدیم گفت روی اون قفل کنیم. رادار قفل نمیداد ، رفتیم حوالی برازجان ، یه سوله بزرگ دیدیم گفتم ببین این دیگه piece of cake باید بتونی مثل آب خوردن قفل کنی، ولی هر کاری کردم رادار قفل نداد. و شهید یاسینی یه کم دلخور شد گفت خب من که واضح برات توضیح میدم چرا نمیتونی قفل کنی، اصلا ولش کن بیخیال، خودم بعداً یه کاریش میکنم. در ادامه رادار زمینی ما رو فرستاد سمت شمال غربی خلیج فارس و جزیره خارک، که چندتا ناوچه عراقی داشتن میومدن برای عملیات ایذایی. کل ماجرا این بود که از قبل اعلام شده بود ناوچههای اوزا عراق دارن میان ما باید میرفتیم شکارشون میکردیم ولی شهید یاسینی بهم نگفته بود ماجرا چیه. گفت منوچهر الان یه تلاش دیگه بکن ببینم میتونی روشون قفل کنی، رادار فانتوم بلافاصله قفل کرد بلافاصله موشک شلیک شد. گفت آفرین کارت عالی بود، همینه، بریم بعدی . یه دور دیگه زدیم ناوچه بعدی قفل کردیم موشک شلیک شد. شهید یاسینی بهم گفت منوچهر «بلافاصله شلیک نکن، قفل کردی ، چند ثانیه صبر کن ، بعداً شلیک کن» منم بهش گفتم «مگه من باید شلیک کنم؟؟؟؟!!!! من فکر میکردم موشک خودش اتوماتیک بعد از قفل رها میشه» حالا منم متعجب ، شهید یاسینی از من متعجب تر . میگفت خب معلومه تو باید دکمه فایر و بزنی تا شلیک بشه ، میگفت ولی من دکمه فایر رو نمیزنم، تا قفل میکنم خودش رها میشه. باورش نمیشد، رفتیم بازم امتحان کردیم موشک بعدی هم همینجوری شلیک شد. میگفت خلاصه ما موشکها رو زدیم ماموریت موفقیت آمیز بود و برگشتیم ، شهید یاسینی بهم گفت: منوچهر نکنه سیستم برق لانچرهای موشک دچار نقص فنی شده ما نمیدونستیم؟ گفتم من نمیدونم ؛ به خدمه زمینی و تعمیرات فنی گفتیم چک کردن دیدیم واقعاً ما نقص فنی داشتیم و خودمون نمیدونستیم. بعد شهید یاسینی بهم گفت منوچهر کار خدا رو دیدی؟ اگر اون تانکر توی جاده رو زده بودیم، یا اون سوله توی برازجان ، میدونی چه فاجعه ای میشد؟ کار خدا رو دیدی که نمیذاشت رادار قفل کنه و موشک شلیک بشه؟؟
چند روز پیش همکاران سر کار میگفتن فلانی گفته فلان موقع دوباره جنگ میشه، فلان موقع فلان اتفاق میافته. بعد یه جوری هم دقیق تاریخ میدادن، فلان روز فلان ساعت … انگار فامیلشون توی پنتاگون کار میکنه. تو دل خودم میگفتم بیخیال بابا. اینها همش فیلم سینمایی بوده و هست که بزودی تموم میشه. هیچ چیز واقعی نیست. هیچی اونقدر جدی نیست. مگه فرمون جهان هستی دست آدمهاست؟؟
توی جنگ جهانی دوم تموم دنیا از حجم و سرعت پیشروی ارتش آلمان وحشت زده بودن، همه کشورهای درگیر جنگ، تانک داشتن، ولی به تانکهای پانزر آلمانی میگفتن Tank killer یعنی قاتل تانک؛ کابوس تانکهای روسی و آمریکایی بودن ، هر پانزر به تنهایی 5-6 تا تانک رو شکار میکرد. «ولی آیا آلمان نازی در جنگ پیروز شد؟؟؟»
فرمون دست خداست. خدا نمیذاره مسیر ناراستی و نادرستی و دروغ و جنایت به نتیجه برسه. اینها محکوم به نابودی هستن. کی از علف هرز برداشت محصول کرده؟ هیچ علف هرزی محصول نداده و نخواهد داد.
هر چقدر آب رودخانه گل آلود بشه در نهایت دوباره گل ته نشین میشه و آب دوباره زلال و شفاف میشه. این قانون الهی حاکم بر جهانه.
پس [از آن خرما] بخور و [از آن نهر] بیاشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم کسی را دیدی بگو: من برای [خدای] رحمان روزه [سکوت] نذر کرده ام، پس هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.
=====================================
سلام حمید جان…
طبق معمول کامنتت عالی بود عالی…با اینکه از خستگی چشام باز نمیشه ولی گفتم من باید بنویسم…
کامنتت رو امروز تو ورزشگاه دیدم،اومدم اسکرول کنم که فایو استارشو بدم،دیدم تموم نمیشه کلی خوشحال شدم ازینکه یک صلات طولانی داریم اونم زیر فایل توحید عملی 6…
دیگه الان قبل خواب به عنوان بخشی از تمرین ستاره ی قطبیم نشستم خط به خطش رو با دقت خوندم و به قول فاطمه جانم کلی کِف کردم….تا رسید به آخر خاطره ی شهید یاسینی و این آیه:
سلام و درود سعیده جان ، امیدوارم شاد و سلامت و تندرست باشی. و همواره قلبت نورانی به نور رب العالمین باشه.
وقتی کامنتتو باز کردم زدم زیر خنده … قبلاً هم توی کامنت در مورد آیه 26 سوره مریم نوشته بودم. خدا هم میخواد حال بنده هاش رو خوب کنه اول غذا و نوشیدنی بهشون تعارف میکنه. پس قوانین الهی هم به نفع ما شکموهاست.
جلوی کبابی ، تو ماشین منتظر نشسته بودم سفارشم آماده بشه، سایت رو چک کردم دیدم نقطه آبی دارم. بعد شما کامنت رو با «فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا» شروع کردی. بی اختیار خنده ام گرفت، گفتم خداییش چیدمان خداوند حرف نداره.
خدا هوای ما شکموها رو داره. انگار داره میگه اول بیا یه چی بخور جون بگیری خون به مغزت برسه بفهمی چی دارم میگم. خلاصه اینکه شما رو توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی و استفاده فراوان از نعمتهای خوشمزه الهی.
ازت متشکرم خیلی کامنت خوب و ارزشمندی بود.
و اینکه جات خالی … راستی نظرت چیه آیه 26 مریم رو بنویسیم و بچسبونیم جلوی میز کارمون تا این هدایتها و نعمتهای خوشمزه الهی رو بیشتر دریافت کنیم، خخخخ.
چند روزه دلم میخواد دو تا کامنت در مورد سرچ ها و هدایتهای قرآنی برات بفرستم.
موضوع یکی شون 2 تا آیه از سوره یوسف بود، و موضوع یکی شون چندتا آیه از سوره بقره.
امیدوارم به لحاظ آرامش و تمرکز یه کمی بتونم شرایط رو استیبل کنم و بنویسمشون.
برات از خداوند بینهایت نعمت و ثروت و آرامش و سلامتی و موفقیت میخوام.
ببخشید اگه شوخی کردم و این کامنت خیلی لحنش جدی نبود، صرفاً دلم نیومد کامنتت رو بیجواب بذارم.
سپاس از این دیدگاه زیبایت چقدر لذتبخش بود مخصوصا خاطره خلبان
شیر آقایی خیلی لذت بردم و خدارو شکر الان نصفه شب از خواب بیدار شدم و این کامنت برام امد و خواندم واقعا فرمان دست خداست،بزار منم این اتفاق امشبو بگم خیلی بهم ربط داره بنظرم
یکاری میخواستم بکنم امشب عجله ای بود ولی خیلی خوابم میامد و گفتم حالا میخوابم طرف زنگ میزنه بیدار میشم میرم باورت میشه بیدار شدم دیدم آنتن گوشیم کلا پریده گفتم این چیه دیگه بعد زدم رو حالت پرواز و دوباره برداشتم دیدم درست شد و این کامنت شما برام آمد همزمان
امیدوارم که شاد و تندرست و سلامت باشید و حال دلتون عالی باشه. از شما متشکرم بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتین. خدا رو شکر که کامنتم براتون احساس خوبی ایجاد کرده. اعتبار همه این کلمات با خداست و من واقعاً هیچی از خودم ندارم. و از خدا میخوام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم بنویسم.
چیدمان خداوند که همیشه فوق العادهست، هزار بار شگفت زده شدی ولی بازم سری هزار و یکمین بار که میرسه، باز هم چیدمان خداوند شگفت زدهات میکنه. هیچوقت عادی و تکراری نمیشه.
توحید همیشه جواب میده، همیشه بهترین چیدمان رو انجام میده.
از شما متشکرم سعید جان.
در پناه رب العالمین همواره شاد و تندرست و سلامت و موفق باشید.
بسیار بسیار عالی و انرژی بخش چقدر خوب و عالی و نکته بین و چقدر حس و آرامش خوبی این کامنت شما به من داد تشکر و سپاس و قدردانی
وقتی این قسمت پایانی کامنت رو خوندم یه حس آرامشی در درونم حس کردم که واقعا فرمون دست خداست و ما انسانها خیلی خیلی تقلای بیخودی میکنیم وقتی که از مسیر هدایت و توحیدی دوریم اما وقتی این توحید و الهام خدا در ما نقش برنده دیگه آرام و آرام میشویم و کارهامون رو خدای مهربان به بهترین شکل جلو میبره و به قول روی شونه های خدا سوار میشیم و آسان و راحت و به بهترین شکل امورمون انجام میشه خدایا شکرت که در این سایت توحیدی هستم و خدایا شکرت که یک استاد توحیدی و بی نظیر داریم و خدایا شکرت که دوستان توحیدی عالی در این سایت داریم که هر لحظه و با کامتهاشون در طی کردن این مسیر کمکمون میکنند
آقای امیری نمیدونم چطور شکر کنم بابت خوندن کامنت زیباتون که هنوز هم کاما نخوندم و دارم اشک میریزم
فقط اینو بگم که با این قسمت متن شما یکسره آرامش و اشک اومد
حس کردم خداوند از طریق این آیات داره میگه چه خبرته پسر، آیا میخوای احساس خودتو منفی کنی که دیگران باب میل تو رفتار نمیکنن؟؟ همین آیات توی کنترل ذهن چقدر بهم کمک کرد ولی اوج احساس آرامش و گشایش قلب اونجایی بود که رسید به داستان ابراهیم
*
واقعا اگر با ایمیل کامنت سعیده جان به اینجا هدایت نمیشدم و با خوندن کامنت شما داشتم تو ممنتوم منفی میرفتم
شکر خدا که هدایت شدن
فرمون رو میدم دست خدا هر طور میخواد هدایت کنه
در پناه خدا باشید حتما باقی کامنت شما رو میخونم با عشق
بنام همون خدایی که هدایتم کرد به این فایل تا مرور بشه تمام این 8 سال زندگی اخیرم و تفاوت نگاهم،زندگیم،نعمت های زندگیم،آرامشم و تکاملی که طی کردم
اخر فایل بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد،اشک شوق،اشک اشتیاق برای بندگی کردن،اشک سپاسگذاری از خداوند برای هدایتم به چنین بنده توحیدی و یکتاپرستش. استاد بقول مراقبه شما در دوره هم جهت با خداوند، هیچ چیزی در جهانِ خداوند هدر نمیره بخاطر فضل بی نهایتش، حتی بارها خارج شدنم از مسیر توحید هم رو برام تبدیل به درس کرده و تجربه تا توحیدی تر بشم. تا تفاوت بین زندگی قبل از درک توحید و بعداز توحید عملی رو به وضوح بفهمم. خدایا چطور میتونم سپاسگذارت باشم واقعا؟میدونم که بی نیازی از همه چیز و من چقدر خوشبختم که چنین خدایی دارم
استاد جان ،چقدر خوشحالم که از وقتی خداوند من رو به سمت شما هدایت کرده دیگه هیچوقت نشده که از این مسیر بطور کامل خارج بشم چون شما من رو با مفهومی آشنا کردید که قلبم یقین به درستی اش داشت و داره و خواهد داشت. قلبی که جایگاه روح م هست و تکه ای از خداست و آگاهی مطلق است.
تصمیم گرفتم حداقل کاری که در حق خودم انجام بدم این باشه که خودم رو ملزم کنم به نوشتن کامنت هر فایلی که گوش میدم
این یعنی حضور بیشتر در سایت
و برای من حضور بیشتر در سایت یعنی تمرکز بیشتر روی مثبت ها، حال خوب بیشتر، ترس کمتر، رهایی بیشتر و هزاران آیتم دیگر
….
فایل ششم توحید عملی رو گوش دادم
اونجا که استاد گفت اگر باورهای توحیدی ات رو بیشتر کنی، خونه ماشین خوراک پوشاک مسکن خودش میاد
اصلا در مسیرش قرار میگیری
و استاد گفت میوه دادن درختان، جاری بودن آب رودخونه، باریدن بارون و…. همه و همه بطور طبیعی و خودبخود انجام میشود و حضور ثروت در زندگی تو طبیعی هست مگر اینکه خودت جلوش رو گرفته باشی
دقیقا هم همینطوره
یه روز یادمه خدا بدِ روزگار بود، نگاه طلبکارانه داشتم شدید
اون روزا میگفتم من که میخوام
من میگم
من میرم
من….
ولی خدا نمیخواد
مقصر خداست
خدا برای یکی مثل فلانی میخواد ولی برای من نمیخواد
خدا که نمیبینه
خدا که بدجنسه
خدا فرق میذاره
خدا….
خدا….
و خودم پاک و منزه و کار درست بودم
اما بلطف الله مدتهاست به این نتیجه رسیدم که خدا 100 هست
خدا هیچ کوتاهی نمیکنه
برای خدا من و اون آفریقای و اون کانادایی و اون فنلاندی هیچچچچ فرقی نمیکنه
برای خدا دادن یه پفک یا دادن یه بی ام وو یا دادن هتل هیلتون هیچ فرقی نمیکنه
تفاوت فقط در من و باورهای من هست و تمام.
و هیچ خللی بر کار خدا وارد نیس
و این رو با تکامل طی کردم و از خدا هزار مرتبه شاکرم که به این نگاه رسیدم
اما نمیدونم کجای باورهام مشکل داره
میدونم ظرفم کوچیکه
میدونم هر چی هست از باور و افکار من هست اما چه افکاری و باوری دارم که مانع شده، نمیدونم
هر چی هست خودم جلو ورودهامو گرفتم که ثروت دریافت نکنم
یا آدم قد بلند بی پول، دراز پولدار، سفید پوست فقر، زرد پوست پولدار، بی سواد میلیارد، تحصیل کرده فقیر، نماز خوان فقر، نماز خون ثروتمند همه رو دیدم و به نتیجه رسیدم
برای خدا قد و وزن و رنگ پوست و سواد و نماز و… ملاک نیست
هر چی هست تو ذهنه
تو باوره.
متوجه شدم قدرت آدمها فقط و فقط به ذهنشون بستگی داره و تمام
همه چی تو ذهن ساخته میشه
این جملات رو اول نمیدونستم
بعد بصورت تئوری فهمیدم و الان دارم بصورت واقعی تر میفهمم
اگر قدرت آدمها به ذهنشون نبود یکی با قد و وزن و سواد و نژاد و کشور یکسان میلیاردددد میلیارد در نمیآورد و یکی با همون شرایط یکسان محتاج اجاره خونه سر ماهش نبود
پس قدرت تو ذهن و باور و افکار آدم هاست
اما کامنت آقای عطارروشن عزیز
که ما در سایت استاد ازشون یاد میگیریم
از شرک در روابط گفتن که من دستام بالاس و من داشتم و دارم ولی به لطف الله بهتر شده
شرک در شغل و درآمد زایی هم دارم
و سپاس از نحوه صبر و اقدام شون نسبت به الهامات خداوند
آفرین به شما
اما شرک در روابط
سال 86 تا 94 با یه عزیزی دوست بودم
سفر
خونه همدیگه
میومد خوابگاه پیشم
میرفتم خوابگاه پیشش
اون زمان ها فک میکردم خدا، البته اون شناخت من از خدا هیچ ربطی به الان نداشت
خلاصه فک میکردم همه کس خودشه
فک میکردم با حضور اون همه چی جوره
اصلا چه غمی دارم وقتی اون هست
همه تلاشم رو میکردم که نگهش دارم
چرا؟
چون کمبود شدید اصلا میتونم بگم فقرِ دوست داشته شدن داشتم
و اون و خانواده اش خیلی بمن خدمات میدادن و منم به پاس این لطف ، خودم رو وقفش کرده بودم
گاها متوجه میشدم درونم داره بیداد میکنه و حال درونم خوب نیست اما یه نقاب میذاشتم و پا میذاشتم رو درونم
خلاصه
کی بخوریم؟
هر وقت تو بگی
کی بپوشیم؟
هر وقت تو بگی
کی بریم سفر
…..
کی….
کی بمیریم؟
هر وقت تو بگی
من بمعنی واقعی کلمه
وقفش بودم
اگر یه روز تا شب با هم ارتباط نمیگرفتیم، روز خدا شب نمیشد
پیش میومد بخاطر چیزی گریه میکرد
منم گریه میکردم بخاطر همدردی و یکی بودنم باهاش
خلاصه زمونه چرخید و چرخید که یادمه یه روز رو کردم به سمتی و گفتم امام رضا الان فک میکنم به سمت توام
گفتم امام رضا به اینجام رسیده میتونی یه کاری بکنی که سال به سال بشه من اینو نبینم؟
میتونی یه کاری بکنی بگن 3 ماه بگذره و من صداشو نشنوم؟
فک کن بقدری درونم از این وضع خسته شده بود که این درخواست رو دادم
و این روند طی شد و من ارتباط رو بطور طی کات نمیکردم
یه روز از خودم پرسیدم چرا فلانی رو دیگه کات نهایی نمیکنی؟
پاسخ دادم چون خواهرش پزشکه و سوالات پزشکیمو جواب میده
تازه وقتی این جواب رو دیدم متوجه به روزنه ای از شرکم شدم
-بشر در طول تاریخ همواره دغدغه ی تامین خوراک پوشاک مسکن و..خود را داشته است اما در قرآن اشاره به آن نشده است
-با داشتن باورهای توحیدی تمام مسائل ما در تمام زمینه ها حل و برطرف می شود
-منظور از داشتن باورهای توحیدی قدرت را تنها در دست خداوند دانستن و به عوامل بیرونی قدرت ندادن است
-باور های توحیدی باور داشتن به این است که ما با افکار و باورهای خود اتفاقات زندگی مان را خلق کرده و عوامل بیرونی و افراد در زندگی ما هیچ تاثیری ندارند
-اکثر ما عوامل بیرونی را عامل اصلی و اساسی در خلق اتفاقات و نتایج زندگی دانسته و داشتن باورهای توحیدی را به کلی فراموش می کنیم
-اعتبار و قدرت را تنها به خداوند دهیم
-تنها یک منبع نیرو قدرت و انرژی در جهان وجود دارد و آن خداوند است
-هیچ یک از ما باورهای توحیدی یا شرک امیز مطلق نداریم
-همواره باید سعی کنیم به باورهای توحیدی در ذهن خود جهت دهیم
-دلیل اصلی عدم موفقیت ها نتایج منفی داشتن باورهای شرک امیز و قدرت دادن به عوامل بیرونی است
-افراد هیچ تاثیری در نتایج و اتفاقات زندگی ما ندارند
-تنها عامل تاثیر گذار در نتایج و اتفاقات زندگی ما باورها و افکار توحیدی مان است
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-داشتن باورهای توحیدی به ما کمک می کند به تمام اهداف و خواسته های خود دست یابیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود دغدغه ای برای تامین خوراک پوشاک مسکن و.. نداشته باشیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود افکار و باورهای توحیدی خود نه عوامل بیرونی را عامل موثر و تاثیر گذار بدانیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود تنها خداوند را به عنوان قدرت مطلق در نظر بگیریم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود به افراد و عوامل بیرونی باج و قدرت ندهیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود باور کنیم خداوند قدرت خلق تمام اتفاقات و نتایج زندگیمان را تنها در دست ما قرار داده است
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود بدانیم خداوند همواره خواسته های ما را اجابت می کند
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود بدانیم خداوند خواسته ای را برای ما رقم نمی زند و شانس و تقدیری وجود ندارد
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود با خودمان و سایر عوامل بیرونی به صلح رسیده و قدرت را تنها در دستان خداوند و خودمان ببینیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود به آزادی دست یافته و تمام خواسته های ما لاجرم توسط خداوند اجابت شود
-با داشتن باورهای توحیدی از تهدیدهای افراد نمی ترسیم
-با داشتن باورهای توحیدی می دانیم هرگونه اسیب و ضربه از سمت دیگران به رشد و پیشرفت بیشتر ما منجر می شود
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-با ایجاد باورهای توحیدی که از استاد در دوره های مختلف آموخته ایم برخلاف گذشته کمتر افراد را مقصر دانسته بیشتر بر رو ی باورها و افکار خود کار کرده و خود را مقصر اتفاقات و شرایط نامناسب زندگی گذشته ی خود می دانیم البته هم چنان به برخی از عوامل بیرونی مثل والدین سکونت در کشور و بسیاری از عوامل بیرونی قدرت داده اما نسبت به گذشته عملکرد بسیار بهتری داریم
با درک قوانین خداوند قدرت دادن به خداوند و خودمان و کار کردن بر روی باورهایمان با تضاد وچالش های کمتری مواجه می شویم و با حساب کردن تنها بر خداوند کمتر نگران تحقق خواسته های خود هستیم می دانیم در صورت داشتن باورهای مناسب خداوند افراد شرایط موقعیت های مناسب را به سمت ما هدایت کرده و لازم نیست به افراد یا سایر عوامل بیرونی باج دهیم
حساب کردن تنها بر خداوند به ما آزادی داده تا به راحتی افراد منفی را حذف کرده به هیچ عامل بیرونی قدرت نداده و از تک تک لحظات زندگی خود لذت بیشتری ببریم
دیگرنگران انتقاد سرزنش توهین و تهدیدهای افراد نمی شویم باور داریم در هر اتفاق خیری برای ما نهفته است و خداوند همواره ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
کافی است تسلیم خداوند باشیم و با تمام وجود بر روی باورهای توحیدی خود کار کنیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود بدانیم تنها با افکار و باورهای خود زندگی مان را خلق می کنیم دیگر نگران تحقق اهداف خود نباشیم بدانیم با داشتن باورهای توحیدی در زمان مناسب به خواسته های خود می رسیم باعث می شود برای تحقق اهداف خود عجله نکنیم اگر اتفاق نامناسبی برای ما رخ داد آن را به شانس و تقدیر نسبت نداده و بداینم خداوند تمام خواسته های ما را اجابت کرده و ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
باید بر روی باورهای توحیدی خود به شدت کار کرده مسئولیت تمام اتفاقات و نتایج زندگی خود را بپذیریم باور داشته باشیم این ما هستیم که با باورها و افکار خود زندگی مان را رقم می زنیم به عوامل بیرونی و افراد قدرت ندهیم در پی جلب رضایت و تایید آنها نباشیم تنها رابطه ی اصلی خود را رابطه با خداوند دانسته و تنها منبع نیروو انرژی را از آن خداوند بدانیم
رابطه ی ما با دیگران موقتی است و با مرگ پایان می پذیرد تنها با خداوند رابطه ی ابدی و همیشگی داریم
با تغییر باورها و افکارمان خداوند ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
خداوند خالق مطلق است، خداوند قادر مطلق است، خداوند عالم مطلق است
خداوند منبع نعمت است، خداوند منبع سلامتی است خداوند منبع عشق و محبت است خداوند منبع نور و فراوانی است خداوند منبع ثروت است
سرفصلها: اجرای توحید در عمل، توانایی تشخیص اصل از فرع، حساب نکردن روی آدمها
آدمها قدرتی برای رساندن من به خواستههام ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند.
توحید تنها اصل و اساس قوانین زندگی است. توحید یک اصل دورنی است، توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
اصل فقط توحید است، قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آنرا اصل میداند و خداوند همه چیز جزئ شرک به خودش را میبخشد
وقتی در مسیر توحید قرار میگیری، مشتریهایت پیدایت میکنند، ایدههای ثروتساز سراغت میآیند، قلبهای مهربان اطرافت جمع میشوند و به تو عشق میورزند و بدنت ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند.
کل درگیری و فعالیت بشریت برای امرار معاش، مسکن و پوشاک بوده است، در حالی که در قرآن چیزی در این خصوص نیامده است.
فقط در مورد توحید و توکل صحبت میکند. اگر توحید درست شود بقیه موارد مالی، معاش، مسکن حل میشود. نگاه توحیدی داشته باشید که خداوند مالک کل جهان است و خلق زندگی را به خود انسان داده است.
نه روی کسی حساب کنید و نه کسی میتواند روی زندگی من تاثیر داشته باشد، تفاوت در این همه تغییر و پیشرفت فقط نگاه توحیدی است، تنها دلیل موفقیت و پیشرفت توحید است، افکار من دنیای مرا رقم میزند، وقتی ما نگران هستیم یعنی اینکه شرک میورزیم، همه ما قسمتی از شرک در وجودمان هست و در وجودمان توحید هم است، ما باید توحید را رشد دهیم. تنها قدرت جهان رب است، هیچ کس، هیچ قدرتی ندارد. نگاه توحیدی فارغ از دین و مذهب است. اگر بتوانیم باور توحیدی رو درست کنیم، به طور طبیعی ثروت و نعمت و فراوانی و سلامتی و شادی و روابط خوب وارد زندگی مان میشود ما فقط خودمون زندگیمون رو خلق میکنیم. در دل همه ما یک ترسی و نگرانی هست که یک چیزی یهو زندگی ما را بهم میزند در صورتی که دیدگاه توحیدی داشته باشید هیچ چیز نمیتواند زندگی تو رو تغییر دهد. همه چیز توحید است، توکل است، فاکتور اصلی در همه کارها توحید است، خدا دنیا و آخرت را با هم برای ما خواسته است.
ما رو به جزئ خیالت فکری دگر نباشد/در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد.
خداوند عزیز رو بابت آگاهی های این فایل ارزشمند بسیار سپاسگزارم
خداوند مهربان رو بابت همه نعمت های خوبش سپاسگزارم
این فایلهای اجرای توحید در عمل از فایلهایی است که همیشه و هر جا باید گوش داد من خودم هر چی تغییر در این مسیر داشتم به خاطر نگاهی است که این فایلها و استاد بزرگوار بیان می کنند
استاد جان بسیار سپاسگزارم
دوستان با مهر و محبت بسیار سپاسگزارم
سید احمد جان دل بسیار سپاسگزارم به خاطر این مسیر توحیدی که شروع کردی و می خواهی بارهاتو تغییر بدهی
ولی من از یه سنی اصلا جدا شدم از این نوع سطح تفکر رفتم دنبال زندگی خودم از خانواده جدا شدم
نه اگاهانه به تضاد ها برخورد کردم و وارد دل ترس هام شدم و حرکت کردم فقط حرکت کردم چشمام و بستم و حرکت کردم تو بدترین شرایط ها زندگی کردم ولی ایمان داشتم خداوند کمکم میکنه و همینم شد این نگاه توحیدی از بچگی تو وجودم بوده ولی بطور نا اگاه تمام حرکت های من تو تمام کار هام این نگاه توحیدی و نشون میده نمیگم تونستم کامل توحیدی باشم ولی هر کجا خداوند و تو زندگیم دیدم رشد هایی کردم که اصلا خودمم باورم نمیشد ولی هر کجا از این نگاه دور شدم سقوط کردم
تا اینکه بعد از فراز و نشیب های فراوان هدایت شدم به سایت عباس منش و فکرکنم اولین فایلی که گوش کردم توی سایت استاد فایل دعای کمیل بود
این فایل چنان ایمانی چنان باور هایی و در من زنده کرد که فکر کنم من حدود 2 ماه هر روز این فایل و گوش میکردم و بعد این فایل و برای خودم با صدای خودم ظبطش کردم این فایل این اگاهی وجود من و روشن کرد از نور از روشنی از ایمان از باور از توکل فقط به خداوند مخصوصا وقتی فایل بعدی و گوش کردم نامه 31
اونجا بود که من اصلا تازه خدارو شناختم توحید و شناختم و فهمیدم که نگاه توحیدی یعنی چی فهمیدم که تمام کمک هایی که تو این همه سال داشته به من میشده توسط چه نگاهی در وجود من باعث نتیجه میشده وقتی که تمام تجربیات زندگیم و کنار هم گذاشتم چه خوب و چه بد بیشتر خدارو تو وجود خودم شناختم و بهتره بگم پیداش کردم بیشتر خاستم که تو این مسیر الهی و بهشتی حرکت کنم
خداوند به همه ما به یک اندازه نزدیکه کافیه پیداش کنیم تو وجود خودمون
تمام تلاشم تو تمام دوره های استاد این بوده که اگاهانه تمرکزم بزارم روی اصل بزارم روی باور های توحیدی بزارم روی قسمت چگونه فکر خدارا بخوانیم در قران این زندگی منه این فایل ها این دوره ها اصلا زندگی منه هر کجا بیشتر رو اصل کار کردم دیدم چه نتایج معجزه اسایی وارد زندگیم شده و هر چند دور شدم از این موضوع دیدم که چطور زندگیم تغییر کرده
واقعا این یک مسیره یک حرکته یک رونده یک تجربست
نگاه توحیدی همه چیزه ولی باید ببینیم توزندگیمون چقدر داریم به اینی که میگیم عمل میکنیم واقعا نیاز داره به بررسی نیاز داره به اینکه خودمون و بشناسیم نیاز داره به خودباوری نیاز داره به صداقت با خودمون
من واقعا وقتی به توحید فکر میکنم
فقط از خداوند خواستم کمکم کنه من و به خودش نزدیک کنه مثل علی مثل ابراهیم مثل محمد اگه اونا تونستن به این درجه به این حد از نزدیکی به خداوند برسن پس ما ام میتونیم ما ام میتونیم مثل اونها قوانین و درک کنیم بهتر خداوند و بفهمیم بهتر درک کنیم و بهتر بتونیم در زندگیمون عمل کنیم
همونجوری که استاد عزیزم تونست قوانین و درک کنه و در زندگیش عمل کنه و این نتایج قشنگ و در زندگیش ایجاد کنه پس ماهم میتونیم
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست و درود خدا بر استاد عزیز و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
توحید و بازهم بینهایت توحید
مدتیه شروع کردم به تکرار و نوشتن باورهای توحیدی
نمره ام اگر 17بود داره می رسه به 20 در کنارش معجزات رو هم میبینم
یه معجزه مهم، آرامش بینظیر که از طرف خدا توی کل وجودم جاری هست
معجزه دیگه ورود منابع مالی غیر منتظره تو زندگیم هست
مومنتوم مثبت همه چیز رو به نفع من پیش می بره
این جمله طلاست هرکس هر جا هست جای درستشه، فقط با باورهای درستش.
آرامش من فول هست و نجواها و افکار غیر توحیدی اجازه ی ورود به ذهنم رو ندارن چون فضائی برای این کار براشون ندارم.
خدای من میدونه قبلاً من چه جور آدمی بودم چقدر استرسی و عصبی بودم. ولی الان آرامشم باعث شده، بینهایت ایده های عالی تو زندگیم وارد بشن و نگرانی و استرس های الکی از زندگیم خارج بشن. نمونه اش همین ساخت ویلا هست که با کمک خدا و آدمهائی که دستان خدا هستند داره پیش میره و پولش هر لحظه توسط خوده خوده خدا تامین میشه به سادگی بدون وام و قسط من با باورهای توحیدی حالم خوبه جریان و انرژی خدا رو حس می کنم. تنها منبع قدرت رو توی وجود خدا خلاصه کردم
من معجزه رو توی بورس شدن پسرم می بینم در زمان و مکان مناسبش
خدایا سپاسگزارم به خاطر همه چیز مخصوصاً به خاطر اینکه من رو هدایت کردی و جزو هدایت شدگانت قراردادی و همواره در جریان هدایت نگهم داشتی.
به نام خدا
عرض سلام خدمت استاد و اعضای سایت
وقتی خداهای دیگه زندگیمون رو کنار بزاریم اونوقت خدای واقعی خودشو بهمون نشون میده
طبق گفته های استاد توحید یعنی قدرت رو از همه عوامل و انسانها بگیریم و فقط به خداوند بدهیم این یعنی توحید ، یعنی قدرت رو ندیم دست کسی دیگه ، کشوری دیگه ، انسانی با جایگاه اجتماعی بالا و هر آنچه که فکر میکنیم خوشبختی یا بدبختی ما بستگی به اون عامل داره میزان خوشبخت بودن ما به اندازه ای هست که باورهای توحیدی رو در زندگیمون اجرا کنیم بتونیم در عمل هم توحیدی رفتار کنیم بتونیم نیتمون هم در تموم کارها توحیدی کنیم
چقدر در زندگی ناخودآگاه شرک ورزیدیم و فکر کردیم خدا پرست هستیم همه رو خدا فرض کردیم جز خدای یگانه
از همه چی ترس داشتیم جز خدای یگانه
از خدا پرستی فقط نماز خوندن رو یاد گرفتیم که اونم از ترس رفتن به جهنم انجام دادیم
نقطه مقابل توحید شرک هست
نقطه مقابل ایمان ترس هست
انسان مشرک از هر چیزی ترس داره الا خدای واقعی
من باید آگاهانه قدرت رو از هر عاملی بگیرم و فقط به خدای خودم بدم تنها چیزی که میتونه منو خوشبخت یا بدبخت کنه باورهای من ، افکار و فرکانس های منه نه هیچ کسی دیگه وظیفه من فقط اینه که روی بهبود و تغییر خودم تمرکز کنم و اتفاقات خوب ، خود به خود وارد زندگیم میشن نعمت ها به طور طبیعی وارد زندگیم میشن ، مثل بارانی که به طور طبیعی میباره ، مثل خورشید که به همه جا نور ساطع میکنه مثل درختان که به طور طبیعی میوه میدن پس این باور رو در خودمون ایجاد کنیم که نعمت و ثروت و سلامتی و خوشبختی هم به طور طبیعی وارد زندگیمون میشن اگه فقط و فقط و فقط روی خدا حساب باز کنیم اگه خداوند رو منبع تمام خوبی ها و نعمت ها و خوشبختی بدونیم نه عامل دیگه ، نه خداهای دیگه
خداوند قدرت رو در ذهن و افکار ما قرار داده باید اینو درک کنیم که هر کسی خودش خالق صد در صدی زندگی خودشه هیچ کسی نمیتونه به من آسیبی برسونه مگر اینکه باور کنم و قدرت رو خودم به اون شخص بدم در غیر اینصورت هیچ کسی ، در زندگی من قدرتی نداره .
خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
خدایا بمن ایمانی از جنس ابراهیم عطا کن و باورهایی از جنس باورهای استاد عباسمنش
خدایا ازت سپاسگزارم که منو به راه راست هدایت کردی منو به این سایت هدایت کردی از استاد هم سپاسگزارم بخاطر این آگاهی های ناب.
خدایا نمیگم الان من یک انسان توحیدی کامل هستم من در مسیر توحید هستم در مسیر خداپرستی در این بین گاهی ناخودآگاه شرک میورزم و ازت میخوام که منو ببخشی و تا پایان این مسیر که البته پایانی نداره منو ثابت قدم در این راه قرار بدی الهی آمیننننن.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
«وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ» ؛ «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ» ؛ «إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ» ؛ «قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ» ؛ «قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ» ؛ «أَوْ یَنفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ» ؛ «قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا کَذَٰلِکَ یَفْعَلُونَ» ؛ «قَالَ أَفَرَأَیْتُم مَّا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ» ؛ «أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ» ؛ «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ»
«الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ» ؛ «وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ» ؛ «وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ» ؛ «وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ» ؛ «وَالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ» ؛ «رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» ؛ «وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ» ؛ «وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ» ؛ «وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ» ؛ «وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ» ؛ «یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ» ؛ «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» ؛ «وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ»
—————————————
(ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ) (ﻭ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﻣﻬﻢ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻥ) (ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﻭﻗﻮﻣﺶ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﺪ ؟) (ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﺖﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﻢ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻠﺎﺯم ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ) (ﮔﻔﺖ: ﺁﻳﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﻴﺪ، ﺳﺨﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺷﻨﻮﻧﺪ؟) (ﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺯﻳﺎﻧﻲ ﻣﻰﺭﺳﺎﻧﻨﺪ؟) (ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻧﻪ، ﺑﻠﻜﻪ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ) (ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺁﻳﺎ ﻣﻰﺩﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﺪ) (ﻫﻢ ﺷﻤﺎ ﻭ ﻫﻢ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺷﻤﺎ) (ﻫﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﻄﻌﺎً ﺩﺷﻤﻦ ﻣﻨﻨﺪ، ﺟﺰ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ)
(ﻫﻤﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺍ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ) (ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻭ ﻃﻌﺎﻣﻢ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﻭ ﺳﻴﺮﺍﺑﻢ ﻣﻰﻛﻨﺪ) (ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻣﻰﺷﻮم، ﺍﻭ ﺷﻔﺎﻳﻢ ﻣﻰﺩﻫﺪ) (ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﻰﻣﻴﺮﺍﻧﺪ ﺳﭙﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﺍم ﻣﻰﻛﻨﺪ) (ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﺩﺍﺭم ﺭﻭﺯ ﺟﺰﺍ ﺧﻄﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯﺩ) (ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ؛ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻜﻤﺖ ﺑﺨﺶ ، ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﻠﺤﻖ ﻛﻦ) (ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﻧﺎﻣﻰ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺸﻲ ﻭﺍﻟﺎ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ) (ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻭﺍﺭﺛﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﭘﺮﻧﻌﻤﺖ ﮔﺮﺩﺍﻥ) (ﻭ ﭘﺪﺭم ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﮔﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ) (ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ، ﺭﺳﻮﺍﻳﻢ ﻣﻜﻦ) (ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺍﻭﻟﺎﺩﻱ ﺳﻮﺩ ﻧﻤﻰﺩﻫﺪ) (ﻣﮕﺮ آنکس که قلبی ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﮕﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ) (ﻭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﺍﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺁﻭﺭﻧﺪ)
(سوره مبارکه شعرا آیات 68 تا 90)
————————————————————————————
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان نازنین هم مدار در مسیر توحید. امیدوارم شاد و تندرست و سلامت باشید و قلبتون همواره به نور توحید منور باشه.
نشانه امروزم «قسمت چهار آرامش در پرتو آگاهی» بود ولی این فایل روی بنر سایت بود. تصمیم گرفتم اینجا کامنت بنویسم.
هنوز هم دقیق نمیدونم چی قراره بنویسم ولی از خداوند درخواست هدایت و راهنمایی میکنم تا بهم کمک کنه هرآنچه که مایه هدایت و آگاهی خودم میشه رو بتونم بنویسم تا رشد کنم. بتونم مشقامو خوب بنویسم تا توحیدیتر بشم.
این منم به که نوشتن کامنت نیاز دارم، منم که به نوشتن از توحید محتاجم، منم به هر خیری از سوی پروردگارم فقیر و نیازمندم.
————————————————————————————
دیشب توی جاده داشتم رانندگی میکردم و برای کنترل ذهن قرآن رو باز کردم. با فرا رسیدن ایام الله مرخصی و حدوداً 11 روز آزادی زمانی، نیاز به کنترل ذهن هم بیشتر میشه. عصرش هدایت شده بودم به سوره شعرا ولی خب صرفاً به یه نگاه کوتاه به آیات اکتفا کرده بودم. وقتی برنامه قرآن رو باز کردم دیدم آخرین بازدید رو میزنه سوره شعرا، گفتم خب الان بهترین موقعست برای گوش دادن به سوره شعرا، از اولش که شروع شد برام هدایت و نشانه داشت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
«طسم» ؛ «تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ» ؛ «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ» ؛ «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ» ؛ «وَمَا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا کَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ»
(طاء، سین، میم‹¹› ؛ این است آیات کتاب روشنگر‹²› ؛ شاید تو می خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی. ‹³› اگر بخواهیم، معجزه ای بزرگ از آسمان بر آنان نازل می کنیم که فروتنانه و بی اختیار در برابرش گردن نهند ‹⁴› هیچ تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمیآید، مگر آنکه از آن روی گردان می شوند.‹⁵›)
حس کردم خداوند از طریق این آیات داره میگه چه خبرته پسر، آیا میخوای احساس خودتو منفی کنی که دیگران باب میل تو رفتار نمیکنن؟؟ همین آیات توی کنترل ذهن چقدر بهم کمک کرد ولی اوج احساس آرامش و گشایش قلب اونجایی بود که رسید به داستان حضرت ابراهیم(ع)، آیات 69 به بعد.
یه کلاس درس توحید عملیه.
این روزها تکرار جملههای «من هیچی نمیدونم؛ من هیچی نمیفهمم؛ فقط خداست که میدونه؛ هر چی خدا بگه همونه، فرمون دست خداست و …» برام تبدیل به ذکر شده. هر وقت ذهنم یه نجوایی میکنه، بلافاصله میگم من هیچی نمیدونم، خدا میدونه، هر چیزی به وقتش، مدارتو عوض کن تا نتایجت عوض بشه…
یه هدایتهایی دریافت میکنم، اولش میگفتم خدایا من نمیفهمم چی میگی، چرا آیات عذاب میفرستی؟ سوال من ربطی به این آیات نداشت ولی بعدش که آروم میشدم میگفتم خب تو سوال رو میپرسی چرا میخوای همون لحظه به زور جواب بگیری. باید کمی صبر کنی تا به آرامش و احساس خوب و رهایی برسی بعداً جواب خودش میاد سراغت. جواب دریافت کردنیه، نه بزور گرفتنی. چه اصراری داری همون لحظه به زور جواب رو از دل قرآن پیدا کنی.
قبلاً هم تجربهش کرده بودم ولی خب انسانِ نسیانگر بازم فراموش میکنه. یه وقتایی بوده من سوال پرسیدم بلافاصله از قرآن جواب خواستم، رفتم سراغ قرآن آیاتی روبروم قرار گرفته که حتی معنیشون رو نفهمیدم ولی رفتم دوتا خیابون اونطرفتر، جواب به شکل یه تصویر بهم نشون داده شده. عجله کردن هیچوقت هیچ دستاوردی نداره، حتی اگر فکر کنیم داریم یه کار توحیدی انجام میدیم. ریشه عجله از احساس کمبود میاد و شیطانیه.
چند روز پیش با یکی از دوستان عزیز گفتگو میکردم. صحبت رسید به آیات قرآن، حتی آیات عذاب. بی اختیار یه حسی جملاتی رو بهم گفت که برای اون دوست عزیز بیانش کردم. مفهوم کلیش این بود که خداوند منت سرمون گذاشته که ما رو با خودش و با قرآن آشنا کرده و میتونیم هر موقع نیاز به کمک داشته باشیم بریم سراغ قرآن. همین خودش چقدر نعمته. حالا آیات عذاب بیاد، آیات عذابش هم رحمته برامون. به تعبیر آیه 7 آل عمران«آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» ما به همه آیاتش ایمان میاریم چون از سوی پروردگار ماست.
همه مون با مفهوم اهرم رنج و لذت آشنایی داریم. ما توی اهرم رنج لذت اول شرایط رنج آور ناشی از تغییر نکردن رو مینویسیم دیگه… بعدش میایم شرایط لذت بخش ناشی از تغییر مثبت رو مینویسیم. خب آیات عذاب قرآن هم همینه. تو که ایمان آوردی و داری عمل درست رو انجام میدی، داری سعی میکنی توحیدی رفتار کنی و روی بهبود خودت کار کنی ، دیگه چرا با آیات عذاب نگران میشی. اینها داره میگه به مسیر درستت ادامه بده و یادت باشه اگر از مسیر درست منحرف بشی اینجوری درگیر رنج و عذاب میشی. به همین سادگی… حکایت تابلوهای هشداردهنده حاشیه جاده ست. مگر هر کی تابلوی هشدار ببینه دچار حادثه میشه؟؟ صرفاً میگه مراقب باش. بعداً نگی نمیدونستم. که حتی همینم توی قرآن اومده که یه عدهای به دروغ میگن اگر پیامبری برامون اومده بود ما قطعاً ایمان میآوردیم…
این حکایت آیات انزار دهنده ست. (درک شخصی من بود، با توجه به مداری فعلی که هستم، شما دوستان نازنینم میتونید تصاویر مثبتتری از آیات قرآن توی ذهنتون بسازید)
————————————————————————————
این روزهای اخیر که گذشت با توجه به یه برنامه تعمیراتی سه روز موندم اضافه کاری. اون یکی شیفت بچه های خیلی خوبی بودن و همهشون هم شیفتیهای قدیمیم بودن، ولی بشدت باهاشون مقاومت داشتم و تحمل کردن حرفا و رفتارهاشون برام سخت بود. یه زمانی هممدارشون بودم ولی الان از حرفها و رفتارهاشون تعجب میکردم.
توی شیفت آتشنشانی یه مسئولیتی هست بنام استادکار شیفت یا رسپانسیبل، کارش اینه که یه ماژیک بهش میدن صبح تا صبح شرح وظایف افراد رو روی تابلو مینویسه، چک لیستها رو بررسی میکنه، و خرابیهای ماشینها یا تجهیزات رو گزارش میکنه، آخر شیفت هم گزارشها رو ثبت میکنه. و در ادامه هر کی توی انجام کارها کوتاهی میکنه، رسپانسیبل میشه کیسه بوکس برای حرف خوردن توسط رئیس ایستگاه و افسر شیفت. توی بعضی از بانکها و ادارات حکومتی دیدین یه خودکار گذاشتن برای مراجعین ولی اون خودکار رو با زنجیر بستنش به یه پایه سنگین که خودکار به دست کسی نچسبه… من به اون مسئولیت رسپانسیبلی میگم پایه ماژیک. طرف بعد از 20 سال کار کردن، یه چند هفته بهش ماژیک میدن مسئولیت ها رو بنویسه، احساس ارتقاء به درجه ارتشبدی رو داره و این رو به موفقیت بزرگ میبینه، چیزی که هر بار بهم پیشنهادش دادن، از پذیرشش شونه خالی کردم. (فکرشو بکنید من لذت چرخیدن توی سایت استاد عباس منش رو با چیزی دیگه عوض کنم) وقتی ماژیک رو به یه نفر میسپارن وظایف رو بنویسه من بهشون میگم: فلانی انتساب شایسته جنابعالی رو به سمت پایه ماژیک تبریک میگم… (هشتگ مردم آزاری مزمن حاد سادیسمیک خخخخ)
نیروهای فعلی توی آتشنشانی هر کسی به نوعی حتی شده برای یک جلسه سر آموزشهای من بوده، و من حق استادی به گردن 95٪ شون دارم. رسپانسیبل شیفت بعدی از روز اول افتاد سر دنده لج، منم هیچی نمیگفتم، میگفتم فرمون دست خداست. رفتیم استندبای یکی از همکارا که اونم از یه شیفت دیگه اضافه کار بود، اونم داشت میگفت فلانی باهام سر لج افتاده، من میگفتم فرمون دست خداست. بعد یه قصه ای براش تعریف کردم گفتم پارسال توی شیفت خودمون فلان ماجرا برای من پیش آوردن اذیتم کنن، ولی بهم استراحت و راحتی بیشتر خورد. کی از نشتی یا عدم نشتی توی لوله ها خبر داشت که منو میفرستاد جایی که کارم راحتتر باشه؟؟ گفتم ببین فرمون دست خداست (اینا رو میگفتم که باور خودم قویتر بشه نه اینکه همکارم رو تغییر بدم) من که اینا رو گفتم گفت آره راست میگی منم فلانجا و فلانجا خواستن در حقم بدی کنن، ولی الان به نفع من شده.
و در پایان سه روز اضافه کاری من با آرامش و احساس خوب تموم شد. هر چقدر رفتارهای چند نفر روی اعصاب بود ولی من باهاشون کاری نداشتم، آگاهانه به رفتار یه عده دیگه توجه میکردم که رفتارشون محترمانه بود. وقتی به این سه روز فکر میکنم من بیشتر رفتار خوب و مثبت و احترام دیدم تا رفتار منفی.
چون فرمون زندگی دست خدا بود.
مهم نیست پایه ماژیک کی باشه. رئیس من خداست. اون میدونه منو کجا بفرسته. بقول سعدی شیرازی:
شتر بچه با مادر خویش گفت: «پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»
بگفت «ار به دست من استی مهار ؛ ندیدی کسم بارکش در قطار»
قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد ؛ وگر ناخدا جامه بر تن درد
مکن سعدیا دیده بر دست کس ؛ که بخشنده پروردگار است و بس
اگر حق پرستی ز درها بَسَت ؛ که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت
گر او تاجدارت کند سر بر آر ؛ وگر نه سرِ ناامیدی بخار
————————————————————————————
وقتی فایل رو گوش میدادم بی اختیار یه یه ماجرای دیگه یادم اومد. چند سال پیش داشتم خاطرات یکی از خلبانان نیروی هوایی از دوران جنگ رو نگاه میکردم. تیمسار خلبان منوچهر شیرآقایی، یکی از خلبانان شجاع که واقعاً فامیلش برازندهش هست.
خاطراتش رو میگفت از یکی از پروازهاش با شهید یاسینی توی پایگاه هوایی بوشهر : میگفت یه روز شهید یاسینی صدام زد بهم گفت منوچهر امروز چکارهای (توی برنامه پروازی هستی یا نه) گفتم امروز آزادم، پرواز ندارم.
+حوصله شو داری یه پرواز بریم.
گفتم آره بریم.
+موشک ماوریک رو چک هستی (تجربه آموزش و کار عملی و شلیک رو باهاش داری)
گفتم نه، تا حالا ماوریک شلیک نکردم.
+خب بریم من خودم بهت یاد میدم.
گفت از بوشهر تیک آف کردیم رفتیم سمت دشتستان (به طرف شرق) و شهید یاسینی مراحل رو توضیح میداد که روی رادار چیکار کنم تا میرسید به لحظه ای که موشک قفل میشد و فقط فشار دادن یه دکمه موشک رو شلیک میکرد. روی جاده بوشهر یه کامیون رو دیدیم شهید یاسینی گفت منوچهر ببین میتونی روی کامیون قفل کنی، هر کار کردم رادار قفل نمیشد؛ یبار دیگه مراحل رو برام توضیح داد ، یه تانکر دیدیم گفت روی اون قفل کنیم. رادار قفل نمیداد ، رفتیم حوالی برازجان ، یه سوله بزرگ دیدیم گفتم ببین این دیگه piece of cake باید بتونی مثل آب خوردن قفل کنی، ولی هر کاری کردم رادار قفل نداد. و شهید یاسینی یه کم دلخور شد گفت خب من که واضح برات توضیح میدم چرا نمیتونی قفل کنی، اصلا ولش کن بیخیال، خودم بعداً یه کاریش میکنم. در ادامه رادار زمینی ما رو فرستاد سمت شمال غربی خلیج فارس و جزیره خارک، که چندتا ناوچه عراقی داشتن میومدن برای عملیات ایذایی. کل ماجرا این بود که از قبل اعلام شده بود ناوچههای اوزا عراق دارن میان ما باید میرفتیم شکارشون میکردیم ولی شهید یاسینی بهم نگفته بود ماجرا چیه. گفت منوچهر الان یه تلاش دیگه بکن ببینم میتونی روشون قفل کنی، رادار فانتوم بلافاصله قفل کرد بلافاصله موشک شلیک شد. گفت آفرین کارت عالی بود، همینه، بریم بعدی . یه دور دیگه زدیم ناوچه بعدی قفل کردیم موشک شلیک شد. شهید یاسینی بهم گفت منوچهر «بلافاصله شلیک نکن، قفل کردی ، چند ثانیه صبر کن ، بعداً شلیک کن» منم بهش گفتم «مگه من باید شلیک کنم؟؟؟؟!!!! من فکر میکردم موشک خودش اتوماتیک بعد از قفل رها میشه» حالا منم متعجب ، شهید یاسینی از من متعجب تر . میگفت خب معلومه تو باید دکمه فایر و بزنی تا شلیک بشه ، میگفت ولی من دکمه فایر رو نمیزنم، تا قفل میکنم خودش رها میشه. باورش نمیشد، رفتیم بازم امتحان کردیم موشک بعدی هم همینجوری شلیک شد. میگفت خلاصه ما موشکها رو زدیم ماموریت موفقیت آمیز بود و برگشتیم ، شهید یاسینی بهم گفت: منوچهر نکنه سیستم برق لانچرهای موشک دچار نقص فنی شده ما نمیدونستیم؟ گفتم من نمیدونم ؛ به خدمه زمینی و تعمیرات فنی گفتیم چک کردن دیدیم واقعاً ما نقص فنی داشتیم و خودمون نمیدونستیم. بعد شهید یاسینی بهم گفت منوچهر کار خدا رو دیدی؟ اگر اون تانکر توی جاده رو زده بودیم، یا اون سوله توی برازجان ، میدونی چه فاجعه ای میشد؟ کار خدا رو دیدی که نمیذاشت رادار قفل کنه و موشک شلیک بشه؟؟
«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
فرمون دست خداست.
چند روز پیش همکاران سر کار میگفتن فلانی گفته فلان موقع دوباره جنگ میشه، فلان موقع فلان اتفاق میافته. بعد یه جوری هم دقیق تاریخ میدادن، فلان روز فلان ساعت … انگار فامیلشون توی پنتاگون کار میکنه. تو دل خودم میگفتم بیخیال بابا. اینها همش فیلم سینمایی بوده و هست که بزودی تموم میشه. هیچ چیز واقعی نیست. هیچی اونقدر جدی نیست. مگه فرمون جهان هستی دست آدمهاست؟؟
توی جنگ جهانی دوم تموم دنیا از حجم و سرعت پیشروی ارتش آلمان وحشت زده بودن، همه کشورهای درگیر جنگ، تانک داشتن، ولی به تانکهای پانزر آلمانی میگفتن Tank killer یعنی قاتل تانک؛ کابوس تانکهای روسی و آمریکایی بودن ، هر پانزر به تنهایی 5-6 تا تانک رو شکار میکرد. «ولی آیا آلمان نازی در جنگ پیروز شد؟؟؟»
فرمون دست خداست. خدا نمیذاره مسیر ناراستی و نادرستی و دروغ و جنایت به نتیجه برسه. اینها محکوم به نابودی هستن. کی از علف هرز برداشت محصول کرده؟ هیچ علف هرزی محصول نداده و نخواهد داد.
هر چقدر آب رودخانه گل آلود بشه در نهایت دوباره گل ته نشین میشه و آب دوباره زلال و شفاف میشه. این قانون الهی حاکم بر جهانه.
«وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (5 قصص)
«وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (105 انبیاء)
————————————————————————————
در پناه رب العالمین همواره شادکام و سلامت و تندرست و موفق باشید در آرامش و امنیت و احساس خوب و فرمون زندگی تون دست خداوند.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا ۖ فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا(26 مریم
پس [از آن خرما] بخور و [از آن نهر] بیاشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم کسی را دیدی بگو: من برای [خدای] رحمان روزه [سکوت] نذر کرده ام، پس هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.
=====================================
سلام حمید جان…
طبق معمول کامنتت عالی بود عالی…با اینکه از خستگی چشام باز نمیشه ولی گفتم من باید بنویسم…
کامنتت رو امروز تو ورزشگاه دیدم،اومدم اسکرول کنم که فایو استارشو بدم،دیدم تموم نمیشه کلی خوشحال شدم ازینکه یک صلات طولانی داریم اونم زیر فایل توحید عملی 6…
دیگه الان قبل خواب به عنوان بخشی از تمرین ستاره ی قطبیم نشستم خط به خطش رو با دقت خوندم و به قول فاطمه جانم کلی کِف کردم….تا رسید به آخر خاطره ی شهید یاسینی و این آیه:
«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
دیگه انقدر قلبم باز شد که گفتم باید بنویسم و ازت تشکر کنم که یک همچین صلات پر از نوری رو اقامه کردی و ثمراتش به ماهم رسید…
دم شما خیلی گرمه!
همیشه بنویس که عاااالی مینویسی!
راستی من 2 روز با پیروی از ندای قلبم،روی نشانه م نزدم و بعد امشب با گفتن این نیت که خدایا اسم ماه شهریور رو چی بزارم وروی چه چیزی تمرکز کنم؟!
این فایل پربرکت اومد!
چگونه به راه راست هدایت می شویم یا از آن دور می شویم – گروه تحقیقاتی عباسمنش
https://abasmanesh.com/fa/guidance-to-the-right-path-or-misguidance/#arg-downloads-wrapper
انشالله فردا هم به فایل گوش بدم وهم ردپای خودمو بخونم ببینم خدا چی داره بهم میگه،لینک فایل رو هدایتی برات گذاشتم انشالله کمک کننده باشه…
این کامنت شد آخرین تمرین ستاره ی قطبی من قبل از بیهوشی!
به امید دیدارت در بهترین زمان ومکان…
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان….
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُّبِینٍ»
(طا سین ـ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ ﺍﺳﺖ)
«هُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِینَ»
(ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻣﮋﺩﻩ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ)
«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ»
(ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ، ﻭ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ)
(سوره نمل آیات 1-3)
—————————————————————————
سلام و درود سعیده جان ، امیدوارم شاد و سلامت و تندرست باشی. و همواره قلبت نورانی به نور رب العالمین باشه.
وقتی کامنتتو باز کردم زدم زیر خنده … قبلاً هم توی کامنت در مورد آیه 26 سوره مریم نوشته بودم. خدا هم میخواد حال بنده هاش رو خوب کنه اول غذا و نوشیدنی بهشون تعارف میکنه. پس قوانین الهی هم به نفع ما شکموهاست.
جلوی کبابی ، تو ماشین منتظر نشسته بودم سفارشم آماده بشه، سایت رو چک کردم دیدم نقطه آبی دارم. بعد شما کامنت رو با «فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا» شروع کردی. بی اختیار خنده ام گرفت، گفتم خداییش چیدمان خداوند حرف نداره.
خدا هوای ما شکموها رو داره. انگار داره میگه اول بیا یه چی بخور جون بگیری خون به مغزت برسه بفهمی چی دارم میگم. خلاصه اینکه شما رو توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی و استفاده فراوان از نعمتهای خوشمزه الهی.
ازت متشکرم خیلی کامنت خوب و ارزشمندی بود.
و اینکه جات خالی … راستی نظرت چیه آیه 26 مریم رو بنویسیم و بچسبونیم جلوی میز کارمون تا این هدایتها و نعمتهای خوشمزه الهی رو بیشتر دریافت کنیم، خخخخ.
چند روزه دلم میخواد دو تا کامنت در مورد سرچ ها و هدایتهای قرآنی برات بفرستم.
موضوع یکی شون 2 تا آیه از سوره یوسف بود، و موضوع یکی شون چندتا آیه از سوره بقره.
امیدوارم به لحاظ آرامش و تمرکز یه کمی بتونم شرایط رو استیبل کنم و بنویسمشون.
برات از خداوند بینهایت نعمت و ثروت و آرامش و سلامتی و موفقیت میخوام.
ببخشید اگه شوخی کردم و این کامنت خیلی لحنش جدی نبود، صرفاً دلم نیومد کامنتت رو بیجواب بذارم.
در پناه رب العالمین باشی.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
به نام خداوند یکتا
درود اقا حمید عزیز
سپاس از این دیدگاه زیبایت چقدر لذتبخش بود مخصوصا خاطره خلبان
شیر آقایی خیلی لذت بردم و خدارو شکر الان نصفه شب از خواب بیدار شدم و این کامنت برام امد و خواندم واقعا فرمان دست خداست،بزار منم این اتفاق امشبو بگم خیلی بهم ربط داره بنظرم
یکاری میخواستم بکنم امشب عجله ای بود ولی خیلی خوابم میامد و گفتم حالا میخوابم طرف زنگ میزنه بیدار میشم میرم باورت میشه بیدار شدم دیدم آنتن گوشیم کلا پریده گفتم این چیه دیگه بعد زدم رو حالت پرواز و دوباره برداشتم دیدم درست شد و این کامنت شما برام آمد همزمان
خدارو شکر الخیر فی ما وقع
بازم ممنون بخاطر این کامنت زیبا
در پناه خدا موفق و شاد و ثروتمند و سلامت باشی
دعای استاد یه مجموعه کامله
بدرود
سلام و درود به شما آقا سعید عزیز.
امیدوارم که شاد و تندرست و سلامت باشید و حال دلتون عالی باشه. از شما متشکرم بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتین. خدا رو شکر که کامنتم براتون احساس خوبی ایجاد کرده. اعتبار همه این کلمات با خداست و من واقعاً هیچی از خودم ندارم. و از خدا میخوام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم بنویسم.
چیدمان خداوند که همیشه فوق العادهست، هزار بار شگفت زده شدی ولی بازم سری هزار و یکمین بار که میرسه، باز هم چیدمان خداوند شگفت زدهات میکنه. هیچوقت عادی و تکراری نمیشه.
توحید همیشه جواب میده، همیشه بهترین چیدمان رو انجام میده.
از شما متشکرم سعید جان.
در پناه رب العالمین همواره شاد و تندرست و سلامت و موفق باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام و درود فراوان بر جناب آقای حمید امیری
بسیار بسیار عالی و انرژی بخش چقدر خوب و عالی و نکته بین و چقدر حس و آرامش خوبی این کامنت شما به من داد تشکر و سپاس و قدردانی
وقتی این قسمت پایانی کامنت رو خوندم یه حس آرامشی در درونم حس کردم که واقعا فرمون دست خداست و ما انسانها خیلی خیلی تقلای بیخودی میکنیم وقتی که از مسیر هدایت و توحیدی دوریم اما وقتی این توحید و الهام خدا در ما نقش برنده دیگه آرام و آرام میشویم و کارهامون رو خدای مهربان به بهترین شکل جلو میبره و به قول روی شونه های خدا سوار میشیم و آسان و راحت و به بهترین شکل امورمون انجام میشه خدایا شکرت که در این سایت توحیدی هستم و خدایا شکرت که یک استاد توحیدی و بی نظیر داریم و خدایا شکرت که دوستان توحیدی عالی در این سایت داریم که هر لحظه و با کامتهاشون در طی کردن این مسیر کمکمون میکنند
پاینده و سرافراز باشید
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و دوستان جان
آقای امیری نمیدونم چطور شکر کنم بابت خوندن کامنت زیباتون که هنوز هم کاما نخوندم و دارم اشک میریزم
فقط اینو بگم که با این قسمت متن شما یکسره آرامش و اشک اومد
حس کردم خداوند از طریق این آیات داره میگه چه خبرته پسر، آیا میخوای احساس خودتو منفی کنی که دیگران باب میل تو رفتار نمیکنن؟؟ همین آیات توی کنترل ذهن چقدر بهم کمک کرد ولی اوج احساس آرامش و گشایش قلب اونجایی بود که رسید به داستان ابراهیم
*
واقعا اگر با ایمیل کامنت سعیده جان به اینجا هدایت نمیشدم و با خوندن کامنت شما داشتم تو ممنتوم منفی میرفتم
شکر خدا که هدایت شدن
فرمون رو میدم دست خدا هر طور میخواد هدایت کنه
در پناه خدا باشید حتما باقی کامنت شما رو میخونم با عشق
بنام همون خدایی که هدایتم کرد به این فایل تا مرور بشه تمام این 8 سال زندگی اخیرم و تفاوت نگاهم،زندگیم،نعمت های زندگیم،آرامشم و تکاملی که طی کردم
اخر فایل بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد،اشک شوق،اشک اشتیاق برای بندگی کردن،اشک سپاسگذاری از خداوند برای هدایتم به چنین بنده توحیدی و یکتاپرستش. استاد بقول مراقبه شما در دوره هم جهت با خداوند، هیچ چیزی در جهانِ خداوند هدر نمیره بخاطر فضل بی نهایتش، حتی بارها خارج شدنم از مسیر توحید هم رو برام تبدیل به درس کرده و تجربه تا توحیدی تر بشم. تا تفاوت بین زندگی قبل از درک توحید و بعداز توحید عملی رو به وضوح بفهمم. خدایا چطور میتونم سپاسگذارت باشم واقعا؟میدونم که بی نیازی از همه چیز و من چقدر خوشبختم که چنین خدایی دارم
استاد جان ،چقدر خوشحالم که از وقتی خداوند من رو به سمت شما هدایت کرده دیگه هیچوقت نشده که از این مسیر بطور کامل خارج بشم چون شما من رو با مفهومی آشنا کردید که قلبم یقین به درستی اش داشت و داره و خواهد داشت. قلبی که جایگاه روح م هست و تکه ای از خداست و آگاهی مطلق است.
خدایا سپاسگذارم بی نهایت
بنام خدا
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم دوست داشتنی
تصمیم گرفتم حداقل کاری که در حق خودم انجام بدم این باشه که خودم رو ملزم کنم به نوشتن کامنت هر فایلی که گوش میدم
این یعنی حضور بیشتر در سایت
و برای من حضور بیشتر در سایت یعنی تمرکز بیشتر روی مثبت ها، حال خوب بیشتر، ترس کمتر، رهایی بیشتر و هزاران آیتم دیگر
….
فایل ششم توحید عملی رو گوش دادم
اونجا که استاد گفت اگر باورهای توحیدی ات رو بیشتر کنی، خونه ماشین خوراک پوشاک مسکن خودش میاد
اصلا در مسیرش قرار میگیری
و استاد گفت میوه دادن درختان، جاری بودن آب رودخونه، باریدن بارون و…. همه و همه بطور طبیعی و خودبخود انجام میشود و حضور ثروت در زندگی تو طبیعی هست مگر اینکه خودت جلوش رو گرفته باشی
دقیقا هم همینطوره
یه روز یادمه خدا بدِ روزگار بود، نگاه طلبکارانه داشتم شدید
اون روزا میگفتم من که میخوام
من میگم
من میرم
من….
ولی خدا نمیخواد
مقصر خداست
خدا برای یکی مثل فلانی میخواد ولی برای من نمیخواد
خدا که نمیبینه
خدا که بدجنسه
خدا فرق میذاره
خدا….
خدا….
و خودم پاک و منزه و کار درست بودم
اما بلطف الله مدتهاست به این نتیجه رسیدم که خدا 100 هست
خدا هیچ کوتاهی نمیکنه
برای خدا من و اون آفریقای و اون کانادایی و اون فنلاندی هیچچچچ فرقی نمیکنه
برای خدا دادن یه پفک یا دادن یه بی ام وو یا دادن هتل هیلتون هیچ فرقی نمیکنه
تفاوت فقط در من و باورهای من هست و تمام.
و هیچ خللی بر کار خدا وارد نیس
و این رو با تکامل طی کردم و از خدا هزار مرتبه شاکرم که به این نگاه رسیدم
اما نمیدونم کجای باورهام مشکل داره
میدونم ظرفم کوچیکه
میدونم هر چی هست از باور و افکار من هست اما چه افکاری و باوری دارم که مانع شده، نمیدونم
هر چی هست خودم جلو ورودهامو گرفتم که ثروت دریافت نکنم
یا آدم قد بلند بی پول، دراز پولدار، سفید پوست فقر، زرد پوست پولدار، بی سواد میلیارد، تحصیل کرده فقیر، نماز خوان فقر، نماز خون ثروتمند همه رو دیدم و به نتیجه رسیدم
برای خدا قد و وزن و رنگ پوست و سواد و نماز و… ملاک نیست
هر چی هست تو ذهنه
تو باوره.
متوجه شدم قدرت آدمها فقط و فقط به ذهنشون بستگی داره و تمام
همه چی تو ذهن ساخته میشه
این جملات رو اول نمیدونستم
بعد بصورت تئوری فهمیدم و الان دارم بصورت واقعی تر میفهمم
اگر قدرت آدمها به ذهنشون نبود یکی با قد و وزن و سواد و نژاد و کشور یکسان میلیاردددد میلیارد در نمیآورد و یکی با همون شرایط یکسان محتاج اجاره خونه سر ماهش نبود
پس قدرت تو ذهن و باور و افکار آدم هاست
اما کامنت آقای عطارروشن عزیز
که ما در سایت استاد ازشون یاد میگیریم
از شرک در روابط گفتن که من دستام بالاس و من داشتم و دارم ولی به لطف الله بهتر شده
شرک در شغل و درآمد زایی هم دارم
و سپاس از نحوه صبر و اقدام شون نسبت به الهامات خداوند
آفرین به شما
اما شرک در روابط
سال 86 تا 94 با یه عزیزی دوست بودم
سفر
خونه همدیگه
میومد خوابگاه پیشم
میرفتم خوابگاه پیشش
اون زمان ها فک میکردم خدا، البته اون شناخت من از خدا هیچ ربطی به الان نداشت
خلاصه فک میکردم همه کس خودشه
فک میکردم با حضور اون همه چی جوره
اصلا چه غمی دارم وقتی اون هست
همه تلاشم رو میکردم که نگهش دارم
چرا؟
چون کمبود شدید اصلا میتونم بگم فقرِ دوست داشته شدن داشتم
و اون و خانواده اش خیلی بمن خدمات میدادن و منم به پاس این لطف ، خودم رو وقفش کرده بودم
گاها متوجه میشدم درونم داره بیداد میکنه و حال درونم خوب نیست اما یه نقاب میذاشتم و پا میذاشتم رو درونم
خلاصه
کی بخوریم؟
هر وقت تو بگی
کی بپوشیم؟
هر وقت تو بگی
کی بریم سفر
…..
کی….
کی بمیریم؟
هر وقت تو بگی
من بمعنی واقعی کلمه
وقفش بودم
اگر یه روز تا شب با هم ارتباط نمیگرفتیم، روز خدا شب نمیشد
پیش میومد بخاطر چیزی گریه میکرد
منم گریه میکردم بخاطر همدردی و یکی بودنم باهاش
خلاصه زمونه چرخید و چرخید که یادمه یه روز رو کردم به سمتی و گفتم امام رضا الان فک میکنم به سمت توام
گفتم امام رضا به اینجام رسیده میتونی یه کاری بکنی که سال به سال بشه من اینو نبینم؟
میتونی یه کاری بکنی بگن 3 ماه بگذره و من صداشو نشنوم؟
فک کن بقدری درونم از این وضع خسته شده بود که این درخواست رو دادم
و این روند طی شد و من ارتباط رو بطور طی کات نمیکردم
یه روز از خودم پرسیدم چرا فلانی رو دیگه کات نهایی نمیکنی؟
پاسخ دادم چون خواهرش پزشکه و سوالات پزشکیمو جواب میده
تازه وقتی این جواب رو دیدم متوجه به روزنه ای از شرکم شدم
خدایا شکر بابت آگاهی این جلسه و این فایل ارزشمند
به نام خداوند بخشنده و مهربانم به نام خدای فراوانی و زیبایی و ثروت
سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم
ممنونم از شما دو عزیز بابت گذاشتن این فایلها روی سایت
توحید عملی چقدر این فایلها منو به خدا نزدیک تر کرد
چقدر تونستم با گوش دادن این فایلها خدا رو بهتر
بشناسیم و قدرتش رو درک کنم
چقدر با گوش دادن و درک این فایلهای توحید عملی راحت تر کارهامو به خودش میسپارم بدون هیچ نگرانی حتی ذره ای
و خیلی خوشحالم
من روی بندگان حساب نمیکنم من فقط روی قدرت خداوند حساب میکنم وقتی روی قدرتش حساب میکنم جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگیم میشود
چون من میخواهم بهترینها رو بسازم بهترین اتفاقات و بهترین شرایط با باور و افکار درست با ایمان به خداوند با نگاه توحیدیم
من میتوانم با کنترل ذهنم با تقویت کردن باورهای درست ثروتمند شوم
باید تلاش کنم و سمته خودمو انجام بدم بقیش با خداوند
من قدم برمیدارم او منو هدایت میکند
من دارم باور میکنم فراوانی این جهان رو و خدا رو شکر میکنم که به من این فرصت رو داد تا امروز لذت ببرم از لحظه حالم
ممنونم از همه عزیزان
در پناه خداوند مهربانم باشین
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-اصل و اساس قران باورهای توحیدی است
-بشر در طول تاریخ همواره دغدغه ی تامین خوراک پوشاک مسکن و..خود را داشته است اما در قرآن اشاره به آن نشده است
-با داشتن باورهای توحیدی تمام مسائل ما در تمام زمینه ها حل و برطرف می شود
-منظور از داشتن باورهای توحیدی قدرت را تنها در دست خداوند دانستن و به عوامل بیرونی قدرت ندادن است
-باور های توحیدی باور داشتن به این است که ما با افکار و باورهای خود اتفاقات زندگی مان را خلق کرده و عوامل بیرونی و افراد در زندگی ما هیچ تاثیری ندارند
-اکثر ما عوامل بیرونی را عامل اصلی و اساسی در خلق اتفاقات و نتایج زندگی دانسته و داشتن باورهای توحیدی را به کلی فراموش می کنیم
-اعتبار و قدرت را تنها به خداوند دهیم
-تنها یک منبع نیرو قدرت و انرژی در جهان وجود دارد و آن خداوند است
-هیچ یک از ما باورهای توحیدی یا شرک امیز مطلق نداریم
-همواره باید سعی کنیم به باورهای توحیدی در ذهن خود جهت دهیم
-دلیل اصلی عدم موفقیت ها نتایج منفی داشتن باورهای شرک امیز و قدرت دادن به عوامل بیرونی است
-افراد هیچ تاثیری در نتایج و اتفاقات زندگی ما ندارند
-تنها عامل تاثیر گذار در نتایج و اتفاقات زندگی ما باورها و افکار توحیدی مان است
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-داشتن باورهای توحیدی به ما کمک می کند به تمام اهداف و خواسته های خود دست یابیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود دغدغه ای برای تامین خوراک پوشاک مسکن و.. نداشته باشیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود افکار و باورهای توحیدی خود نه عوامل بیرونی را عامل موثر و تاثیر گذار بدانیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود تنها خداوند را به عنوان قدرت مطلق در نظر بگیریم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود به افراد و عوامل بیرونی باج و قدرت ندهیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود باور کنیم خداوند قدرت خلق تمام اتفاقات و نتایج زندگیمان را تنها در دست ما قرار داده است
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود بدانیم خداوند همواره خواسته های ما را اجابت می کند
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود بدانیم خداوند خواسته ای را برای ما رقم نمی زند و شانس و تقدیری وجود ندارد
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود با خودمان و سایر عوامل بیرونی به صلح رسیده و قدرت را تنها در دستان خداوند و خودمان ببینیم
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود به آزادی دست یافته و تمام خواسته های ما لاجرم توسط خداوند اجابت شود
-با داشتن باورهای توحیدی از تهدیدهای افراد نمی ترسیم
-با داشتن باورهای توحیدی می دانیم هرگونه اسیب و ضربه از سمت دیگران به رشد و پیشرفت بیشتر ما منجر می شود
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-با ایجاد باورهای توحیدی که از استاد در دوره های مختلف آموخته ایم برخلاف گذشته کمتر افراد را مقصر دانسته بیشتر بر رو ی باورها و افکار خود کار کرده و خود را مقصر اتفاقات و شرایط نامناسب زندگی گذشته ی خود می دانیم البته هم چنان به برخی از عوامل بیرونی مثل والدین سکونت در کشور و بسیاری از عوامل بیرونی قدرت داده اما نسبت به گذشته عملکرد بسیار بهتری داریم
با درک قوانین خداوند قدرت دادن به خداوند و خودمان و کار کردن بر روی باورهایمان با تضاد وچالش های کمتری مواجه می شویم و با حساب کردن تنها بر خداوند کمتر نگران تحقق خواسته های خود هستیم می دانیم در صورت داشتن باورهای مناسب خداوند افراد شرایط موقعیت های مناسب را به سمت ما هدایت کرده و لازم نیست به افراد یا سایر عوامل بیرونی باج دهیم
حساب کردن تنها بر خداوند به ما آزادی داده تا به راحتی افراد منفی را حذف کرده به هیچ عامل بیرونی قدرت نداده و از تک تک لحظات زندگی خود لذت بیشتری ببریم
دیگرنگران انتقاد سرزنش توهین و تهدیدهای افراد نمی شویم باور داریم در هر اتفاق خیری برای ما نهفته است و خداوند همواره ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
کافی است تسلیم خداوند باشیم و با تمام وجود بر روی باورهای توحیدی خود کار کنیم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود بدانیم تنها با افکار و باورهای خود زندگی مان را خلق می کنیم دیگر نگران تحقق اهداف خود نباشیم بدانیم با داشتن باورهای توحیدی در زمان مناسب به خواسته های خود می رسیم باعث می شود برای تحقق اهداف خود عجله نکنیم اگر اتفاق نامناسبی برای ما رخ داد آن را به شانس و تقدیر نسبت نداده و بداینم خداوند تمام خواسته های ما را اجابت کرده و ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
باید بر روی باورهای توحیدی خود به شدت کار کرده مسئولیت تمام اتفاقات و نتایج زندگی خود را بپذیریم باور داشته باشیم این ما هستیم که با باورها و افکار خود زندگی مان را رقم می زنیم به عوامل بیرونی و افراد قدرت ندهیم در پی جلب رضایت و تایید آنها نباشیم تنها رابطه ی اصلی خود را رابطه با خداوند دانسته و تنها منبع نیروو انرژی را از آن خداوند بدانیم
رابطه ی ما با دیگران موقتی است و با مرگ پایان می پذیرد تنها با خداوند رابطه ی ابدی و همیشگی داریم
با تغییر باورها و افکارمان خداوند ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-توحید اصل و اساس قرآن است
-با داشتن باورهای توحیدی زندگی در تمام ابعاد برای ما بهتر و بهتر می شود
-تمام جنگ ها و درگیری های بشر در طول تاریخ بر سر یافتن مواد غذایی آب پوشاک و مسکن بوده اما در قران اشاره ای به این موارد نشده است
-قرآن در مورد ایمان توکل توحید و باور صحیح صحبت می کند
-دلیل آن این است که اگر بتوانیم باورهای توحیدی در ذهن خود ایجاد کنیم تمام مسائل ما در سایر زمینه ها خود به خود حل و برطرف می شود
-با داشتن باورهای توحیدی افراد شرایط ایده ها موقعیت ها برای دریافت نعمت ها خود به خود به سمت ما هدایت می شوند
-هیچ یک از پیامبران دغدغه ی مالی یا دغدغه ای در زمینه ی تامین خوراک پوشاک و مسکن خود نداشتند
-خداوند تنها منبع و قدرت حاکم بر جهان هستی است و قدرت خلق زندگی دلخواه را به ما عطا کرده است
-خداوند قدرت زندگی دلخواه هر فرد را به خودش عطا کرده است
-بر روی هیچ فردی حساب نکنیم
-هیچ فردی نمی تواند تاثیری چه مثبت یا منفی بر زندگی ما داشته باشد
-تنها قدرت نیرو و انرژی حاکم بر جهان خداوند است
-بر روی هیچ فردی حساب نکرده و فکر نکنیم که می تواند بر زندگی ما تاثیری چه مثبت یا منفی بر جای گذارد
-با داشتن باورهای توحیدی به هیچ فردی باج نداده و فکر نمی کنیم آنها در زندگی ما تاثیر گزار هستند
-توحید و اعتبار اصلی را تنها به خداوند دادن باعث رشد و پیشرفت ما در تمام زمینه ها می شود
-عوامل بیرونی به هیچ وجه نمی توانند تاثیری در موفقیت یا عدم موفقیت ما داشته باشند
-دلیل تفاوت در نتایج افراد میزان داشتن باورهای توحیدی آنهاست
-داشتن باورهای توحیدی باعث می شود خود را خالق زندگی خود بدانیم
-هیچ فرد و عامل بیرونی تاثیری در زندگی ما ندارد مگر با داشتن باورهای شرک آلود به آنها قدرت دهیم
-تنها خداوند است که تمام کارها را برای ما انجام می دهد
-هر ضرر تهدید و آسیبی از ناحیه ی دیگران با داشتن باورهای توحیدی به نفع ما تمام می شود
-هر یک از ما در دنیای مجزایی زندگی می کنیم دنیای مجزای ما توسط افکار و باورهایمان رقم می خورد
-با ترس نگرانی قدرت دادن به عوامل بیرونی در حال شرک ورزیدن به خداوند هستیم
-خداوند تنها شرک به خودش را نمی بخشد
-امکان ندارد فردی با شرک ورزیدن به خداوند زندگی خوبی داشته باشد
-صفر و صد در داشتن باورهای توحیدی وجود ندارد
-همه ی ما باورهای توحیدی و شرک آلود همزمان در وجود خود داریم
-همواره باید سعی کنیم باورهای خود را به باورهای توحیدی شبیه تر و نزدیک تر کنیم
-نگران نبودن از تهدیدهای دیگران به افراد و عوامل بیرونی قدرت ندادن از نشانه های داشتن باورهای توحیدی است
-افراد هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند تهدیدهای آنها با داشتن باورهای توحیدی باعث رشد بیشتر ما می شود
-تنها قدرت جهان خداوند است
-هیچ فرد و عوامل بیرونی تاثیری در زندگی ما ندارند
-عامل خوشبختی و بدبختی تنها باورها و افکارمان است
-داشتن نگاه توحیدی فارغ از مذهب نتایج عالی برای ما در تمام ابعاد به همراه دارد
-نگاه توحیدی فارغ از دین و مذهب است
-نگاه توحیدی ایده ی درونی و ابراهیمی است
-اگر بتوانیم باورهای توحیدی را در وجود خود تقویت کنیم تمام مسائل ما حل شده هستند
-نعمت ثروت فراوانی سلامتی با داشتن باورهای توحیدی برای ما بدیهی است
-با نگاه شرک آلود قدرت دادن به عوامل بیرونی جلوی دریافت نعمت های بی انتهای الهی را می گیریم
-عوامل بیرونی می تواند هر عاملی به جز خودمان باشد
-هیچ فردی هیچ قدرتی در زندگی ما ندارد
-تنها دلیل موفقیت قدرت ندادن به عوامل بیرونی و قدرت را تنها به خداوند دادن است
-ورودی های نامناسب دریافت شده باعث شده به عوامل بیرونی قدرت داده و آنها را در خلق اتفاقات زندگی خود موثر بدانیم
-با قرار گرفتن در مسیر صحیح تمام افراد و اتفاقات به ما خدمت می کنند
-با داشتن باورهای توحیدی نیت افرادی که می خواهند به ما ضربه بزنند مهم نیست در هر صورت هر گونه تلاش آنها برای ضربه زدن به ما به نفع مان تمام می شود
-اصل و اساس تحقق خواسته ها داشتن باورهای توحیدی است
-اغلب افراد دلیل عدم موفقیت خود را تاثیر عوامل بیرونی در نظر گرفته و داشتن باورهای توحیدی را فراموش می کنند
-با داشتن باورهای توحیدی به افراد شرایط ایده ها و موقعیت های بهتر هدایت می شویم
-داشتن باورهای توحیدی به این معناست که باورها و افکار ما نتایج زندگی مان را رقم می زند نه هیچ عامل بیرونی دیگر
-خداوند تنها ما را به مسیر تحقق خواسته ها و اهدافمان هدایت کرده و هیچ چیز را بدون درخواست ما برایمان رقم نمی زند
-با داشتن باورهای توحیدی افراد شرایط ایده ها و موقعیت ها به سمت ما هدایت می شوند
-خداوند تنها برای ما خیر و خوبی می خواهد ما با داشتن باورهای شرک امیز به خود ظلم می کنیم
-خداوند تمام درخواست های ما را اجابت کرده زمین و اسمان ها را به تسخیر ما دراورده و با توکل و اعتماد خواسته های ما را اجابت می کند
-خداوند ما را به مسیر تحقق اهدافمان هدایت می کند:
کلا نمد هولاء و هولاء
-باورهای توحیدی در ذهن خود ایجاد کرده قدرت را از افراد و عوامل بیرونی گرفته به خداوند و خودمان دهیم
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
ایاک نعبد و ایاک نستعین
سلام بر استاد گرامی و عزیز
سلام بر دوستان هم سایتی و هم قدم
تنها قدرت جهان رب است
خداوند خالق مطلق است، خداوند قادر مطلق است، خداوند عالم مطلق است
خداوند منبع نعمت است، خداوند منبع سلامتی است خداوند منبع عشق و محبت است خداوند منبع نور و فراوانی است خداوند منبع ثروت است
سرفصلها: اجرای توحید در عمل، توانایی تشخیص اصل از فرع، حساب نکردن روی آدمها
آدمها قدرتی برای رساندن من به خواستههام ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند.
توحید تنها اصل و اساس قوانین زندگی است. توحید یک اصل دورنی است، توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
اصل فقط توحید است، قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آنرا اصل میداند و خداوند همه چیز جزئ شرک به خودش را میبخشد
وقتی در مسیر توحید قرار میگیری، مشتریهایت پیدایت میکنند، ایدههای ثروتساز سراغت میآیند، قلبهای مهربان اطرافت جمع میشوند و به تو عشق میورزند و بدنت ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند.
کل درگیری و فعالیت بشریت برای امرار معاش، مسکن و پوشاک بوده است، در حالی که در قرآن چیزی در این خصوص نیامده است.
فقط در مورد توحید و توکل صحبت میکند. اگر توحید درست شود بقیه موارد مالی، معاش، مسکن حل میشود. نگاه توحیدی داشته باشید که خداوند مالک کل جهان است و خلق زندگی را به خود انسان داده است.
نه روی کسی حساب کنید و نه کسی میتواند روی زندگی من تاثیر داشته باشد، تفاوت در این همه تغییر و پیشرفت فقط نگاه توحیدی است، تنها دلیل موفقیت و پیشرفت توحید است، افکار من دنیای مرا رقم میزند، وقتی ما نگران هستیم یعنی اینکه شرک میورزیم، همه ما قسمتی از شرک در وجودمان هست و در وجودمان توحید هم است، ما باید توحید را رشد دهیم. تنها قدرت جهان رب است، هیچ کس، هیچ قدرتی ندارد. نگاه توحیدی فارغ از دین و مذهب است. اگر بتوانیم باور توحیدی رو درست کنیم، به طور طبیعی ثروت و نعمت و فراوانی و سلامتی و شادی و روابط خوب وارد زندگی مان میشود ما فقط خودمون زندگیمون رو خلق میکنیم. در دل همه ما یک ترسی و نگرانی هست که یک چیزی یهو زندگی ما را بهم میزند در صورتی که دیدگاه توحیدی داشته باشید هیچ چیز نمیتواند زندگی تو رو تغییر دهد. همه چیز توحید است، توکل است، فاکتور اصلی در همه کارها توحید است، خدا دنیا و آخرت را با هم برای ما خواسته است.
ما رو به جزئ خیالت فکری دگر نباشد/در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد.
خداوند عزیز رو بابت آگاهی های این فایل ارزشمند بسیار سپاسگزارم
خداوند مهربان رو بابت همه نعمت های خوبش سپاسگزارم
این فایلهای اجرای توحید در عمل از فایلهایی است که همیشه و هر جا باید گوش داد من خودم هر چی تغییر در این مسیر داشتم به خاطر نگاهی است که این فایلها و استاد بزرگوار بیان می کنند
استاد جان بسیار سپاسگزارم
دوستان با مهر و محبت بسیار سپاسگزارم
سید احمد جان دل بسیار سپاسگزارم به خاطر این مسیر توحیدی که شروع کردی و می خواهی بارهاتو تغییر بدهی
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان عزیز
داستان توحید و از اینجا شروع میکنم
من تو یه خانواده به شدت مذهبی بزرگ شدم
مادرم خانوم جلسه ای و و خاندان ما به شدت مذهبی
ولی من از یه سنی اصلا جدا شدم از این نوع سطح تفکر رفتم دنبال زندگی خودم از خانواده جدا شدم
نه اگاهانه به تضاد ها برخورد کردم و وارد دل ترس هام شدم و حرکت کردم فقط حرکت کردم چشمام و بستم و حرکت کردم تو بدترین شرایط ها زندگی کردم ولی ایمان داشتم خداوند کمکم میکنه و همینم شد این نگاه توحیدی از بچگی تو وجودم بوده ولی بطور نا اگاه تمام حرکت های من تو تمام کار هام این نگاه توحیدی و نشون میده نمیگم تونستم کامل توحیدی باشم ولی هر کجا خداوند و تو زندگیم دیدم رشد هایی کردم که اصلا خودمم باورم نمیشد ولی هر کجا از این نگاه دور شدم سقوط کردم
تا اینکه بعد از فراز و نشیب های فراوان هدایت شدم به سایت عباس منش و فکرکنم اولین فایلی که گوش کردم توی سایت استاد فایل دعای کمیل بود
این فایل چنان ایمانی چنان باور هایی و در من زنده کرد که فکر کنم من حدود 2 ماه هر روز این فایل و گوش میکردم و بعد این فایل و برای خودم با صدای خودم ظبطش کردم این فایل این اگاهی وجود من و روشن کرد از نور از روشنی از ایمان از باور از توکل فقط به خداوند مخصوصا وقتی فایل بعدی و گوش کردم نامه 31
اونجا بود که من اصلا تازه خدارو شناختم توحید و شناختم و فهمیدم که نگاه توحیدی یعنی چی فهمیدم که تمام کمک هایی که تو این همه سال داشته به من میشده توسط چه نگاهی در وجود من باعث نتیجه میشده وقتی که تمام تجربیات زندگیم و کنار هم گذاشتم چه خوب و چه بد بیشتر خدارو تو وجود خودم شناختم و بهتره بگم پیداش کردم بیشتر خاستم که تو این مسیر الهی و بهشتی حرکت کنم
خداوند به همه ما به یک اندازه نزدیکه کافیه پیداش کنیم تو وجود خودمون
تمام تلاشم تو تمام دوره های استاد این بوده که اگاهانه تمرکزم بزارم روی اصل بزارم روی باور های توحیدی بزارم روی قسمت چگونه فکر خدارا بخوانیم در قران این زندگی منه این فایل ها این دوره ها اصلا زندگی منه هر کجا بیشتر رو اصل کار کردم دیدم چه نتایج معجزه اسایی وارد زندگیم شده و هر چند دور شدم از این موضوع دیدم که چطور زندگیم تغییر کرده
واقعا این یک مسیره یک حرکته یک رونده یک تجربست
نگاه توحیدی همه چیزه ولی باید ببینیم توزندگیمون چقدر داریم به اینی که میگیم عمل میکنیم واقعا نیاز داره به بررسی نیاز داره به اینکه خودمون و بشناسیم نیاز داره به خودباوری نیاز داره به صداقت با خودمون
من واقعا وقتی به توحید فکر میکنم
فقط از خداوند خواستم کمکم کنه من و به خودش نزدیک کنه مثل علی مثل ابراهیم مثل محمد اگه اونا تونستن به این درجه به این حد از نزدیکی به خداوند برسن پس ما ام میتونیم ما ام میتونیم مثل اونها قوانین و درک کنیم بهتر خداوند و بفهمیم بهتر درک کنیم و بهتر بتونیم در زندگیمون عمل کنیم
همونجوری که استاد عزیزم تونست قوانین و درک کنه و در زندگیش عمل کنه و این نتایج قشنگ و در زندگیش ایجاد کنه پس ماهم میتونیم
عاشقتونم این صحبت ها یهویی امد منم فقط نوشتمش