اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه عزیزان بخصوص استاد بزرگوارم و مهربانوی عزیزم خانم شایسته
از دیروز میخواستم وارد سایتی بشم فکر کنم 4 ساعتی معطل شدم با اینکه من بارها با اون سایت کار کرده بودم و مشکلی پیش نمی آمد ،خیلی خسته بودم دیگه واقعا از کمردرد و خستگی ذهنی لب تاپ رو خاموش کردم ،خیلی خسته بودم از خستگی اشکم دراومد گفتم خدا جونم من که هر کاری کردم نشد هر چی زور زدم نتیجه نداد خودت درستش کن ،حتی کسی رو نمیشناسم که منو راهنمایی کنه ،پشتیبان سایت هم چند بار پیام دادم هر چیزی میگفت جز راه حل ،میگفت وی پی ان شما مشکل داره و یه سری اصطلاحات که من معنیشو نمیدونستم ،بعد اون همه درگیری انگار یکی بهم گفت این سایت یه گروه داره برو اونجا سر بزن،(واقعا همینطور بود چون من هیچ وقت پیش نیومده بود که اصلا به اون گروه سر بزنم و هیچ اطلاعاتی از نحوه فعالیت اعضای گروه نداشتم)وارد گروه شدم ویه پیام گذاشتم که من مشکل دارم اگه کسی بتونه منو راهنمایی کنه ،چند ساعتی گذشت کسی جواب نداد ،خلاصه شام خوردیم و از خستگی رفتم که بخوابم ،گفتم خدایا خودت درستش کن دیگه عقلم به جایی نمیرسه ،کارم خیلی مهم بود و باید حتما انجام میشد، صبح که بیدار شدم دیدم تو پی وی یه بنده خدا جوابمو داده و شروع کردم به چت و سوالاتی پرسیدم ایشون هم جواب دادن و معلوم شد سایت رو به روز رسانی کردن و قوانینش رو مقداری تغییر دادن که من اطلاع نداشتم ،خدا رو شکر مشکل حل شد،من روی خودم و مهارتم خیلی حساب باز کرده بودم وبرای لحظه ای همه چیز ایستاد ،آگاهی ها خودشونو نشون دادن و منی که مدتهاست دارم رو فایلهای توحیدی استادم کار میکنم به ناگاه متوجه شدم یه جای کارم میلنگه ،اون لحظه که مستأصل شدم ،ساکت و بی ادعا شدم صدای خدا رو شنیدم هدایتش رو درک کردم ،برای کمتر از چند دقیقه اون مشکلی که ساعتها از من انرژی گرفت رو حل کرد به آسانی به راحتی ،دستی از دستانش رو برام فرستاد .چقدر دوستت دارم خدا ،ببخش منو که تو شلوغی هام فراموش میکنم یکی هست که همیشه حواسش بهم بوده وهست ،خدای عزیزم کمکم کن تا بتونم به این باور برسم با تمام وجودم با تمام سلولهام که تو ابتدا و انتهای همه ی امور هستی تو رب منی تو هدایتگر منی کسی که عاشقانه منو دوست داره بدون اینکه به من نیازی داشته باشه،خدای خوبم برای تا ابد ایاک نعبد و ایاک نستعین
خداوند مرا به راه مستقیم راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن
خدایا شکرت هدایت شدم به این پروژه تا خوشبختی خودم را که سال ها در عوامل بیرونی می دیدم را در درون خودم احساس کنم واون را پایه قدرت توحید قرار بدم نه عوامل بیرونی نه هیچ مادیات یا فرعیاتی رو
خدایا شکرت مهم اصل در زندگی من در حال حاضر
کارکردن روی پروژ خانه تکانی ذهنی هست چیزی هست واقعا هدایت شدم بهش ومی دونم خداوند بهترین ها را با این پروژه برام رقم میزنه وسکوی پرتابی میشه برام
در چه وقت های وقتی روی ادم حساب کردی سرخورد شدی وکارت راه نیافتاده
وقتی به خودم فکر میکنم در تمام طول عمرم روی ادم حساب کردم وهمیشه هم جوابم تحقیر وکوچک شدن بود اگر کاره من راه افتاده با تحقیر اتفاق افتاده یا بعضی وقتا اصلن اتفاق نیافتاده ویا با جنگ ودرگیری کارم را افتاده
چهار بار توی زندگیم خداوند درخواست کمک کردم اون هم زمانی که تو شرایط بسیار سخت بودم
زمانی بود که تو شرایط کاملن سخت بود به خاطر یک اتفاق مرا گرفتن با چندین نفر قاتل مواد فروش که اونا توی خونه بودن که من از اعماق وجودم از خداوند خواستم خدایا کمک کن دقیقا یادمه هست
که اون مسئله اصلن به شکل جادوی رد شد من را حتی دادگاه هم نبردن که این لطف خداوند بود
دومین بار توی یک شرکتی مشغول به کار بودم که تو اون شرکت یک نگهبان بود که همکاری اون شروع کرده بودم به مس دوزیدن از اون شرکت در عین حال که مشغول اون کار بودیم فهمیدیم که ریس حراست فهمیده وداره میاد ما با یک بار مس اون هم توی یک منطقه بمب بس فقط یادمه گفتم خدایا کمک کن یعنی یه هماهنگی شد ما مس ها گذاشته جای که ریس حراست موند گفت شما چکار کردید اصلن نفهمید اون رد شد
یک بار دیگه زمانی که توی شرایطی برادرم جلوی چشم فوت کرده بود ومن مشکل روحی پیدا کرده بودم وپناه آوردم به قران شب ها با قران می خوابیدم اون هم بدون دکتر برطرف شد
یک بار دیگه برای ترک مواد از خداوند در خواست کرده بودم که انرژی از درون شکل گرفت که مواد بدون هیچ داوری ترک کردم
یک بار دیگه قبل از همین جریان هدایت شدن من که تمام ترس ها مرا احاطه کرده بودن ومن واقعا ترسیده بودم سر یه جریانی واقعا من تو حریان اصلن نقشی نداشتم طرف گفته بود که من می خوام تو را با تفنک بکشم گفتم خدایا کمکم کن که اصلن انرژی از غیب وارد ذهن شد مه دنیام یه طوری شده بود از هیچکس وهیچ چیز اصلن نمی ترسیدم اصلن اون موضوع که شب روز ذهنم مرا درگیر کرده بود فراموش شد وبعدش همون فرد اصلن خودش ادام شد واز زندگی من رفتن بیرون
بار دیکه هم الان هست وقتی بر اساس یک تضاد دوباره ترس تریدها افکار منفی شرک ها افکار ناپاک مرا احاطه کرده بودن با مدت ها تلاش کردن ولی اون نتیجه را نگرفتن یه روز رفتم جلوی قران وقران را گرفتم خدایا این کتاب مال تو هست یا مرا پاک وبه من ارامش بده یا مرا از دنیا ببر که خدایا مهربون مرا هدایت کرد منی که تمام وقتم بیرون بودم با دوستام الان چند وقتیه سرتو کار خودم هست دارم روی خودم کار میکنم خداوند هم خیلی زود مرا هدایت کرد به پروژه کارم را از اینجا شروع کردم وخانه تکانی ذهنیم را مهم تربن اصل تو زندگی خودم می دونم نه عوامل بیرونی این تجربه من بود با صداقت امیدورام قدمی باشه هم برای درک توحید برای خودم وهم برای دیگران من تصمیم گرفتم اونجای که نیاز باشه وخداوند اجازه بده وهدایت بشوم کامنت های خودم را به صداقت بنویسم وفکر کنم همین مسئله باعث میشه هم روی ادم ها حساب نکنم وقدرت به خدای تو درونم بدم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم، خانوم شایسته مهربان
من ساکن ساوه هستم، برای دوران خدمت، خیلی دوست داشتم که در تهران خدمت کنم
ما آشنایی داشتیم که در واقع پارتی ما در کل خانواده بود و انسان بانفوذی بود با کلی منصب و عنوان، هر کس هم هر جا کارش گیر میخورد به ایشون مراجعه میکرد و یا ازش راهنمایی میخواست
پدرم بهم گفت میخوای با فلانی صحبت کنم تهران بیفتی
با اطمینان گفتم نه بابا جان، نمیخواد بگی دلم نمیخواد واسه این موضوع به این آقا رو بزنی
خلاصه موعد رفتن به سربازی شد و برای مدت آموزشی راهی پادگانی در اراک شدم که مصادف شد، با زمستان سخت دی ماه در اراک و واقعا بهم سخت گذشت، چون هم غذای مناسب نداشتیم و هم به خاطر سرما خوردگی و مریضی کلا داشتم از بین میرفتم
تا اینکه آموزشی تموم شد و رسید به دو روز قبل از اعلام تقسیم سربازا
یه گروهبان داشتیم که وقتی تو صف غذا بودیم ناگهان با یه حالت خیلی جدی و نگران اومد سمتم گفت نیاکان میدونی کجا افتادی؟؟؟ راستش ترس برم داشت که نکنه جای خیلی پرت و دوری افتادم، با دلهره پرسیدم کجا؟؟؟؟
یه نیگاه به من کرد و گفت عقیدتی سیاسی ناجا، چون اسمش یه مقدار برام عجیب غریب بود یه کم ترسیدم
گفتم خب کجا میشه؟؟ یعنی جاش خوب نیست؟؟؟
گفت جاش عالیه پسر تو بهترین منطقه های تهرانه برو حال کن واسه خودت
تا گفت تهران واقعا خوشحال شدم
چون خیلی از اقوام اونجا بودن، و من از زیبایی ها و امکانات شهر تهران میتونستم لذت ببرم
بچه هایی که تو صف بودن با یه حالت حسرت بهم گفتن خوش به حالت نیاکان عجب جایی افتادی
خودم هیچ تصور خاصی نداشتم که چه جور جایی ممکنه باشه
وقتی روز اول رسیدم پادگان، سربازارو دیدم
با صورتهای گل انداخته و سفید که کلی سرحال و شاداب بودن
خودمو باهاشون مقایسه کردم که تو دوران اموزشی
آفتاب سوخته و نحیف شده بودم
به خودم گفتم خدایا یعنی منم اینجا این طور
سرحال و تپل مپل میشم؟؟؟
آب شیرین و سبک منطقه 3،غذاهای خوشمزه پادگان و هوای اون منطقه با مناظر قشنگش با تفریح و گردش و ورزش تو پادگان با من کاری کرد که وقتی بعد از چند ماه رفتم خونه
تو نگاه اول خیلی از بچه محل ها و خانواده منو نشناختن
ولی هیچی مثل نگاه خوشحال مادرم که منو سرحال و سفید و تپل میدید، برام لذت بخش نبود.
خلاصه باقیمونده ی خدمت، در تهران عزیز
به کوه نوردی، سینما، گردش تو بهترین پارکها و موزه ها، کتاب خوندن، نمایشگاه بین المللی، فوتبال، جشنواره های سینمایی و کلی تفریح دیگه گذشت
چون منطقه 3 بودیم راحت به تجریش و پارک ملت و نمایشگاه بین المللی
کلی جاهای قشنگ تهران دسترسی داشتیم و اون موقع ها که تازه مترو دو یا سه خطش تکمیل شده بود، برام حکم رویا رو داشت و کلی باهاش اینور و اونور میرفتیم
خلاصه من خدمتم در تهران رو از خدا خواستم نه از غیر خدا و اونم دمش گرم به بهترین شکل بهم جواب داد.
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد جان و سرکار خانم شایسته و تنامی دوستان خوب و مهربان و خانواده صمیمی عباسمنش و سایت جامع عباسمنش
استاد خیلی کلمات خوب و کلیدی رو تو این فایل گفتین
رب – ربنا …. الله … یکتا…یگانه و ….
توحید – یکتا پرستی –
کلمات خیلی تکراری ه واسه ما ایرانی زبانان و فارس ها و مسلمانان بویژه شیعه ولی حیف که درس این کلمات را نگرفتیم تنها چیزی که بهمون با باور انتقال دادن – تکیه نکردن – قرص بودن – موحد بودن – یکتا درست بودن – شرک را کنار گذاشتن – و خیلی داستان های واقعی که ما نمیتونیم انجام بدیم و درک کنیم …
استاد جان ازت ممنون ام ازتون که به ما یاد دادی – هر روز یک ابسیلون از روز قبلی ام بهتر باشم و تغییر کنم و از خودم و تغییرات روی خودم شروع میشه ….
خود من که باید اعتراف کنم … هر جوری که بیشتر احساس خوب داشتم و خدا یکتا ( انرژی ) باور کردم – آدم های دیگه و اون این و همه افرادی که تا به این 38 سال بهم میگفتن این بابا مارت ردیف میکنه و اون کسک ، کارت و انجام میده …..
انداختم کنار و از ذهن و قلب ام انداختم بیرون و خواستم خودم باشم و اون خدا که باید بشناسم و فکر کردم و تفکر کردم …. تا قانون ثابت جهان هستی را درک کنم و بشناسم ….
من تو ذهن ام خدا را همه چیز بدونم و بهش ایمان و باور قلبی داشته باشم .
هر چند میگذره تو دوستان و خانواده عجیب تر شدم ، ولی خودم فهمیدم که بیس و تغییر دادم و عوض کردم ( آگاهانه ) و اللن که تو اوج چالش ها و خبر های ایران جهان و روابط کشور ها …. خصوصا تو این فایل اسم مستر ترامپ هم آوردین ….. ولی من به اخبار و قوانین …. دیگه گوش نکردم – همه کفتن نمیشه ….. من میدونستم میشه …. چون به شما ایمان داشتم به خدا باور داشتم و الگو بودین که این مسیر طی کردین ….
روزی که تو این آذر ما 1404 ( 2025) اپلای شدم و تایید شد و …. تازه فهمیدم چی شده و جی شده
واقعا این فایل بینهایت عالی هست من همیشه وقتی این فایلو گوش میکنم احساس میکنم دگرگون شدم امروز اول صبح من این فایلو گوش کردم و این روز خیلی عالی برام تموم شد چنان هوایی فوق العاده ای که خیلی دوستش دارم خدایا هزار مرتبه ازتو سپاس گذارم
سلام به استادعزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیرم.
خداوند را سپاسگزارم بابت این لطف و رحمتی که شامل حال من کرد و من رو با شما استادان عزیزم همراه کرد و من رو وارد این جمع الهی کرد.
یک راست میرم سر اصل مطلب که توحید است.
دلم نمیاد ننویسم دلم نمیاد اینجا زیر این فایل توحیدی از خداوند تشکر نکنم بابت تمامی نعمت ها و رزق و روزی و سلامتی و روابط عالی که وارد زندگی من کرده.
چند روزه دارم روی این مطالب توحیدی کار میکنم دارم سعی میکنم توحید رو بهتر درک کنم خداوند رو بهتر بشناسم و خودم رو و زندگیم رو بسپارم به این تنها قدرت جهانیان که هرچه داریم از اوست.
اصلا این فایل های توحیدی یک حس و حال عجیبی به من دست میده همونطور که شما استادعزیزم پس از حرف زدن راجب این مطالب قلبون باز میشه و احساستون عالب میشه من هم پس از گوش دادن به این فایل ها و نوشتن و تفکر کردن در نشانه های خداوند اینطور میشم و گویی قلبم باز میشه میگم اخیییییشششش چقدر این خداوند مهربان و وهاب و رحمان و رحیمه.
از کامنت های دوستان نگم زیر این فایل های توحیدی که وقتی شروع به خواندن میکنم اشک از چشمانم جاری میشه و احساس فوق الاده ای بهم دست میده و خودتون میدونید که منظورم چه احساسی هستش.
تقریبا 3 روزه پس از تضادی که بهش برخوردم و هدایت شدم به فایل های توحیدی میگذره و خداروشاهد میگیرم که به لطف و عظمت و کرمش چنان تغیراتی اول از همه در احساس من رخ داده و بعد در زندگی ام که گویی خود خداوند وارد زندگی ام شده و کارهام داده انجام میشه اصلا من مات و مبهوت اصلا من چی بگم از این همه لطف و مهربانی خداوند.
نمیدونم چرا ما اجازه نمیدیم خداوند وارد بشه
چرا اجازه نمیدیم تنها قدرت کیهان زندگیمون رو مدیریت کنه
چرا ما اجازه نمیدیم که خداوند بشینه پشت فرمون.
امروز یک اتفاق جالبی افتاد بزارید تعریف کنم و بگم چه ترمز بزرگی پیدا کردم در ذهن خودم و مطمعنم در ذهن دوستان هم هست.
دیشب برای فروشگاه ما بار رسید 3 گونی لباس جدید که امروز من باید میومدم و اینهارو به صورت دسته دسته تقسیم میکردم و توی انبار میچیدم
اول صبح رسیدم مغازه و همکارم اومد و در رو باز کرد و بعد چند دقیقه یک شخص که من نمیشناختم وارد شد و با همکارم کار داشت و طی همین مدت که همکارم نبود گفت به من گفتن بیام امروز اینجا و انبارگردانی کنم و انبار رو از اول مرتب بچینم من پیش خودم گفتم من که انبار رو چیدم و مرتبم هست لازم نبود این شخص بیاد همکارم اومد و پس از صحبت با این دوست عزیزمون رو به من کرد و گفت مهدی جان شما امروز دست به هیچکاری نزن ایشون اومده اینجا و تمامی اجناس رو از اول میچینه تو قفسه ها و بار جدید روهم خودش میچینه من اول شاکی شدم که چرا این شخص اومده توی ذهنم داشتم کلنجار نیرفتم یهو یک ندایی گفت چرا لطف و رحمتی که شامل حالت کردیم رو نمیخوای بپذیری و من همینجور مات و مبهوت بودم که چی چی شد بعد شروع کردم به فکر کردن و دیدم واقعا من خیلی از جاها کمک خداوند رو رد کردم و نپذیرفتم خیلی جاها نعمت خداوند رو رد کردم و مقاومت داشتم از اینکه خداوند نعمت هارو وارد زندگیم کنه.
نعمت همیشه پول نیست نعمت میتونه به این شکل وارد زندگی من بشه که یکی بیاد و تمام کارهای من رو بکنه و من فقط وایسم و مدیریت کنم نعمت میتونه به هزاران شکل وارد زندگی ما بشه و چقدررر ما مشرک هستیم که نعمت خداوند رو از طرف خداوند نمیدونیم و از طرف انسان ها میدونیم و تازه شاکی هم میشیم.
خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم که منرو به این مسیر توحیدی هدایت کردی
واقعا توحید اصله
توحید اصله
توحید اصله
وقتی اجازه میدیم به خداوند که حضور پیداکنه در تمامی جنبه های زندگی ما زندگیمون به ساده ترین شکل ممکن پیش میره و تمام کارهامون انجام میشه فقط باید این مقاوت های ذهنی رو برداریم و در رو باز کنیم و اجازه بدیم که خداوند وارد جریان زندگی ما بشه و او کارهارو انجام بده و چقدررر قشنگ انجام دهنده ایست خداوند.
چقدر جاهایی که روی آدم ها حساب باز کردم و زمین خوردم
چقدر جاهایی که به دیگران قدرت دادم و از مسیر دور شدم
چقدر جاهایی حتی روی خودم حساب کردم و زمین خوردم
برای شروع کسب و کاری روی یک شخص بیرونی حساب باز کردم و گفتم باهم شریک بشیم این من رو خوشبخت میکنه چنان بدبخت شدم و تمام سرمایه ام از بین رفت.
برای دریافت حقوقم روی مدیر مجموعه حساب کردم و چندین رو حقوقم واریز نشد و گفتم خدایا فقط روی تو حساب میکنم فرداش حقوقم به حسابم واریز شد.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم گفتن اینجا پارتی بازیه گفتم خدا بامنه و اول شدم.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم و گفتن پارتی بازیه و ترسیدم و چهارم شدم.
2 شرایط یکسان و 2 اتفاق متفاوت فقط به خاطر باورهای شرک آلود من.
چقدر این خداوند رحمان و رحیمه.
چقدر خداوند بخشنده و مهربانه.
چقدر خداوند آمرزندس.
خداوندا تنها تورا میپرستم واز تو یاری میجویم منرو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که برآنها غضب کردی و نه گمراهان.
خداروشکر میکنمکه قلبم بهم گفت بیا برواین فایل وببین واقعا این فایل رویاییه.و واقعاهر بار گوشش میدم حسم و فوقالعاده میکنه وخیلی ارامش میگیرم
سلام به استاد نازنینم ومریم خانم نازنینم
و سلامی به تما اعضا خانواده من
واقعا خداروبی نهایت بار شاکرم بابت این فایل زیبا ورویایی که حس ارامش ودر من زیاد میکنه من همیشه همه میگن بیا توی ایسنتا فعالت بکن بیا تا توتبلیغ نکنی مشتری به یمتت نمیاد ولی واقعا هر بار این صحبت هارو میشنوم یاد گفته ایتاد میفتم که گفت اگر این قوانین درستن و واقعا ابن خدایی که کتاب قران میگه درسته ادمها خودشون به سراغ من میان وخداروشکر هر روز بیشتر دارم به این گفته نزدیکتر مبشم و خداروشکر چندین ماه شاید یک پست بزارم توی اینستا وچون باورش ندارم وتبلیغات و توی اینستا باورندارم که همش برای راضی کردن مردمه حتی یک شمتری نیومده بگه من کاراتوتوی ایسنتا دیدم اومدم پیشت وواقعا کشتریارو نمیدونم خدا از کجا میفرسنه برام خدایاشکرت
من همیشه از خدا میخواک که منو توی این سایت واین مسیر خداشناسی ثابت قدم نگه داره و این مسیر موفقیت من با وجود خدا وقوانین فوقالعادش دارم لذت میبرم از زندگیم واین سایت استاد که دست خداست برا کمک وهذایت من خدایاشکرت
دوستت دارمخدا عاشقتمخدا هر روزمنوبه هودت نزدیک تر بکن تا عشق بیشتروتجربه بکنم لذت بیشتروتجربه بکنم شادی بیشتر وتجربه بکنم موفقیتوتجربه بکنم خدایا من زندکیمبا توروشن شده طعم ومزه ی عالی گرفته خدایا من زندگیمبا توسر شار از ارامش شده دارم طعم خوشختی ومیچشم هدابا هرروز بهخودت نزدیکترم کن واین شجاعت وبهم بده که پا توی دل ناشناخته بزارم وموفقیت های بزرگوتجربه بکنم خدایا منوابزاهبم گونه بکن . رندگیمو سر شار از شادی بکن که تر لحظض بخندم و حال دلم عالی باشه . خدابا عشقتو در درون من بیشتر بکن تا شادب وبیشتر تجربه بکنم و هر ثانیه لذت ببرم
خدایا منو در مسیر سلامتی قرار بده تا همیشه سالمو سر حال وزیبا باشم
خدابا منو ثروتمند تر بکنه وثروتی بهم بده که نتونم بشمارش و زندگی سرشار از پول بهم بده تا دیگه برای پول کار نکنم برای عشقم کار بکنم
خدایاسعادت و هم در این دنیا ازت میخوام هم در اخرت
خدایاشجاعم کن تا قدم های بزرگوردارم مهاجرت کنم بیزینس خودم عالی ارتقا بدم
خدایا مهر منو در دل همه قرار بده
خدایا من از استقلال مالی میخوام که هر چیزیو که دوست داشتم به راحتی توان خربدش وداشته باشم
خدابا به من تزاذی زمامی بده تا هر چقدر دوس داشتم با تو صخبت منم و روی خودم کار بکنم وهر جا دوس داشتکهمون لحظه برم
خدایابه من ازادب مکانی بده که هرجا دوی داشتک زندگیبکنم دوستت دارم خداب بینهایت من
سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
خدایا شکرت که فرصت دوباره بهم دادی تا این فایل ارزشمند و گوش بدم
خدایا شکرت که در مدار شنیدن این فایل ها هستم
با شنیدن دوباره این فایل ها چیزهایی و دارم میشنوم که انگار قبلاً هیچ وقت نشنیده بودم چون من قبلاً هم فایل های توحیدی و گوش داده بودم ولی الان به لطف خدا احساس می کنم مدارم رفته بالا و چیزهای جدید و دارم میشنوم
واما نکات مهم که از این فایل دریافت کردم ؛
وقتی دیگران حالا این دیگران میتونه هر کسی باشه از پدر و مادر و زن و شوهر و دوست و آشنا و مردم و فالورها کاری برای ما انجام میدن از اونها تشکر کنیم و در درونمون اعتبار اصلی و به خدا بدیم که همهی ما دستان خدا هستیم
به جای اینکه بیام هی دیگران و تو ذهنم بزرگ کنم وبت کنم و بهش وابسته بشم بیام و اونها رو لطف خدا و دست خدا بدونم و از اونها تشکر کنم ولی تو ذهنم اعتبار همهی کارهایی که دیگران برام انجام میدن وبدم به خدای مهربان که فرمانروای جهانیان هست
چون اگه من اعتبارش بدم به دیگران وبه اونها وابسته بشم از مسیر خوشبختی و نعمت و ثروت دور میشم
وقتی فکر می کنم به داستان ارباب ها که یه زمانی در کل جهان و ایران ارباب ها داشتن حکومت میکردن و اسم ارباب هم روی خودشون گذاشته بودن به معنای خدایان و فرمانروا میبینم که هیچ نشانی از اونها نیست نه اینکه اونها قدرت و ثروت نداشتند فقط اونها رو خداوند که تنها فرمانروای جهانیان هست به زیر کشید تا به همگان بگه که فقط یه فرمانروا هست و اون هم خدای مهربان هست که کل کیهان و خلق کرده و داره مدیریت میکنه
یا مثال فرعون که خودش و رب اعلی میدونه و در آخر غرق میشه تا عبرتی برای ما باشه که هیچ قدرتی غیر خدا نیست و هر قدرتی هر چقدر هم قدرتمند باشه نابود شدنی هست مثل ارباب ها و فرعون
واقعا این مثال بدن چقدر زیبا بود ما برای بدنمون هیچ کاری نمیکنیم و خدای مهربان بدون هیچ چشم داشتی از ما کل کارهای بدن ما رو انجام میده
مثل قلب و عروق و چشم ها و گوش های ما کلیه های ما گلبولهای سفید ما که وقتی بیمار یا زخم میشیم سریع بدنمون و بهبود میدن ومغز و دستگاه های بدن مون که هر کدوم به درستی دارن کار میکنند تا ما راحت زندگی کنیم واقعا چقدر من آدم پستی میشم که شرک میورزم و قدرت و به غیر خدا میدم
خدایا من و بخاطر شرک هایی که دارم ببخش و کمکم کن تا توحیدی و یکتاپرست باشم و فقط تورا بپرستم و فقط از خودت کمک بخوام
خدایا شکرت که هدایت ام کردی به سمت توحید و یکتاپرستی
خدایا شکرت برای تمام نعمت ها ولطف هایت
خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
اول درود میفرستم به پروردگار جهانیان که هر چه داریم از اوست
سلام خدمت استاد عزیز و خانواده و دوستان این سایت
مدتی بود احساس میکردم چیزی در زندگیم کمرنگ است ولی میدانستم که وجود دارد توجه خیلی زیادی بهش نمیکردم ولی اون همیشه در سخت ترین شرایط و در بهترین روزها کنارم بود ولی من خیلی متوجه اش نبودم و اون کسی نبود جز خدا
بله من همیشه خداوند خیلی قدرتمند در زندگیم احساس نمیکردم و همه قدرت هارو به چیزهای غیر خدا میدادم برای همین همیشه زندگیم اون ارامش اون احساس خوب اون اتفاقات خوب به اون صورت وجود نداشت
همیشه به این صورته که ما تا وقتی احساس درماندگی نکنیم و تا از دیگران قطع امید نکنیم به سمت خدا برنمیگردیم و همیشه پشت به خدا قرار داریم ولی خداوند انقدر مهربان است هر وقت به او بازگردیم کمکمان میکند ولی ادم مشرک است و یادش میرود تمام کمک ها از سمت خدا بوده و همیشه در این چرخه هستیم
و من هم دقیقا در همین چرخه بودم تا اینکه با فایل های توحید عملی اشنا شدم و اون هارو نگاه کردم همیشه تو سایت چشمم به این برنامه می افتاد ولی نمیدانم چرا نگاهش نمیکردم
تا الان 5 فایل توحید عملی نگاه کردم(هر از چندگاهی دست از تایپ کردم برمیدارم تا بتونم احساسم کنترل کنم و بعد تایپ شروع میکنم) و اونجا بود متوجه شدم من چه چیزی در زندگیم کم دارم ، من باور و ایمان به خداوند و قدرتش کم داشتم
من نمیفهمیدم من متوجه نبودم من نمیدانستم و من ….
با اینکه من تازه دارم یکم باورهای توحیدی امو بهتر میکنم ولی نتایج خیلی بزرگتر از اون چیزی بود که فکر میکردم اول از همه ارامشی فوق العاده ای بود که در طی این مدت تجربه کردم ارامشی که همیشه باید با دمنوش و هزار کار مثل مدیتیشن و تمرینات مختلف کسب میکردم چون من همیشه ادم مضطرب و نگرانی بوده ام ولی توانستم فقط با باور این که ((خداوند قدرت مطلق جهان است و اون است که فقط باید رویش حساب باز کنم)) ارامشی فراتر از باور به دست بیارم چند روزی هست فقط روی این باورها که استاد در فایل ها میگه کار میکنم و به نظرم زندگی برام یک شکل دیگه شده که قابل توصیف نیست فقط همینو بگم که این چند مدت به جاهای خوبی هدایت میشم اتفاقات و ادم های خوب به سمتم جذب میشن و بهم احترام میذارن و … هنوز خیلی باورهای شرک امیز دارم که دارم روش کار میکنم به لطف خدا
واقعا درست میگی استاد بزرگترین و بالاترین قانون جهان ایمان و اعتماد به رب است و تمام.
به نام خدا
سلام به همه عزیزان بخصوص استاد بزرگوارم و مهربانوی عزیزم خانم شایسته
از دیروز میخواستم وارد سایتی بشم فکر کنم 4 ساعتی معطل شدم با اینکه من بارها با اون سایت کار کرده بودم و مشکلی پیش نمی آمد ،خیلی خسته بودم دیگه واقعا از کمردرد و خستگی ذهنی لب تاپ رو خاموش کردم ،خیلی خسته بودم از خستگی اشکم دراومد گفتم خدا جونم من که هر کاری کردم نشد هر چی زور زدم نتیجه نداد خودت درستش کن ،حتی کسی رو نمیشناسم که منو راهنمایی کنه ،پشتیبان سایت هم چند بار پیام دادم هر چیزی میگفت جز راه حل ،میگفت وی پی ان شما مشکل داره و یه سری اصطلاحات که من معنیشو نمیدونستم ،بعد اون همه درگیری انگار یکی بهم گفت این سایت یه گروه داره برو اونجا سر بزن،(واقعا همینطور بود چون من هیچ وقت پیش نیومده بود که اصلا به اون گروه سر بزنم و هیچ اطلاعاتی از نحوه فعالیت اعضای گروه نداشتم)وارد گروه شدم ویه پیام گذاشتم که من مشکل دارم اگه کسی بتونه منو راهنمایی کنه ،چند ساعتی گذشت کسی جواب نداد ،خلاصه شام خوردیم و از خستگی رفتم که بخوابم ،گفتم خدایا خودت درستش کن دیگه عقلم به جایی نمیرسه ،کارم خیلی مهم بود و باید حتما انجام میشد، صبح که بیدار شدم دیدم تو پی وی یه بنده خدا جوابمو داده و شروع کردم به چت و سوالاتی پرسیدم ایشون هم جواب دادن و معلوم شد سایت رو به روز رسانی کردن و قوانینش رو مقداری تغییر دادن که من اطلاع نداشتم ،خدا رو شکر مشکل حل شد،من روی خودم و مهارتم خیلی حساب باز کرده بودم وبرای لحظه ای همه چیز ایستاد ،آگاهی ها خودشونو نشون دادن و منی که مدتهاست دارم رو فایلهای توحیدی استادم کار میکنم به ناگاه متوجه شدم یه جای کارم میلنگه ،اون لحظه که مستأصل شدم ،ساکت و بی ادعا شدم صدای خدا رو شنیدم هدایتش رو درک کردم ،برای کمتر از چند دقیقه اون مشکلی که ساعتها از من انرژی گرفت رو حل کرد به آسانی به راحتی ،دستی از دستانش رو برام فرستاد .چقدر دوستت دارم خدا ،ببخش منو که تو شلوغی هام فراموش میکنم یکی هست که همیشه حواسش بهم بوده وهست ،خدای عزیزم کمکم کن تا بتونم به این باور برسم با تمام وجودم با تمام سلولهام که تو ابتدا و انتهای همه ی امور هستی تو رب منی تو هدایتگر منی کسی که عاشقانه منو دوست داره بدون اینکه به من نیازی داشته باشه،خدای خوبم برای تا ابد ایاک نعبد و ایاک نستعین
بنام خداوند یکتا رب عالمین
خداوند مرا به راه مستقیم راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن
خدایا شکرت هدایت شدم به این پروژه تا خوشبختی خودم را که سال ها در عوامل بیرونی می دیدم را در درون خودم احساس کنم واون را پایه قدرت توحید قرار بدم نه عوامل بیرونی نه هیچ مادیات یا فرعیاتی رو
خدایا شکرت مهم اصل در زندگی من در حال حاضر
کارکردن روی پروژ خانه تکانی ذهنی هست چیزی هست واقعا هدایت شدم بهش ومی دونم خداوند بهترین ها را با این پروژه برام رقم میزنه وسکوی پرتابی میشه برام
در چه وقت های وقتی روی ادم حساب کردی سرخورد شدی وکارت راه نیافتاده
وقتی به خودم فکر میکنم در تمام طول عمرم روی ادم حساب کردم وهمیشه هم جوابم تحقیر وکوچک شدن بود اگر کاره من راه افتاده با تحقیر اتفاق افتاده یا بعضی وقتا اصلن اتفاق نیافتاده ویا با جنگ ودرگیری کارم را افتاده
چهار بار توی زندگیم خداوند درخواست کمک کردم اون هم زمانی که تو شرایط بسیار سخت بودم
زمانی بود که تو شرایط کاملن سخت بود به خاطر یک اتفاق مرا گرفتن با چندین نفر قاتل مواد فروش که اونا توی خونه بودن که من از اعماق وجودم از خداوند خواستم خدایا کمک کن دقیقا یادمه هست
که اون مسئله اصلن به شکل جادوی رد شد من را حتی دادگاه هم نبردن که این لطف خداوند بود
دومین بار توی یک شرکتی مشغول به کار بودم که تو اون شرکت یک نگهبان بود که همکاری اون شروع کرده بودم به مس دوزیدن از اون شرکت در عین حال که مشغول اون کار بودیم فهمیدیم که ریس حراست فهمیده وداره میاد ما با یک بار مس اون هم توی یک منطقه بمب بس فقط یادمه گفتم خدایا کمک کن یعنی یه هماهنگی شد ما مس ها گذاشته جای که ریس حراست موند گفت شما چکار کردید اصلن نفهمید اون رد شد
یک بار دیگه زمانی که توی شرایطی برادرم جلوی چشم فوت کرده بود ومن مشکل روحی پیدا کرده بودم وپناه آوردم به قران شب ها با قران می خوابیدم اون هم بدون دکتر برطرف شد
یک بار دیگه برای ترک مواد از خداوند در خواست کرده بودم که انرژی از درون شکل گرفت که مواد بدون هیچ داوری ترک کردم
یک بار دیگه قبل از همین جریان هدایت شدن من که تمام ترس ها مرا احاطه کرده بودن ومن واقعا ترسیده بودم سر یه جریانی واقعا من تو حریان اصلن نقشی نداشتم طرف گفته بود که من می خوام تو را با تفنک بکشم گفتم خدایا کمکم کن که اصلن انرژی از غیب وارد ذهن شد مه دنیام یه طوری شده بود از هیچکس وهیچ چیز اصلن نمی ترسیدم اصلن اون موضوع که شب روز ذهنم مرا درگیر کرده بود فراموش شد وبعدش همون فرد اصلن خودش ادام شد واز زندگی من رفتن بیرون
بار دیکه هم الان هست وقتی بر اساس یک تضاد دوباره ترس تریدها افکار منفی شرک ها افکار ناپاک مرا احاطه کرده بودن با مدت ها تلاش کردن ولی اون نتیجه را نگرفتن یه روز رفتم جلوی قران وقران را گرفتم خدایا این کتاب مال تو هست یا مرا پاک وبه من ارامش بده یا مرا از دنیا ببر که خدایا مهربون مرا هدایت کرد منی که تمام وقتم بیرون بودم با دوستام الان چند وقتیه سرتو کار خودم هست دارم روی خودم کار میکنم خداوند هم خیلی زود مرا هدایت کرد به پروژه کارم را از اینجا شروع کردم وخانه تکانی ذهنیم را مهم تربن اصل تو زندگی خودم می دونم نه عوامل بیرونی این تجربه من بود با صداقت امیدورام قدمی باشه هم برای درک توحید برای خودم وهم برای دیگران من تصمیم گرفتم اونجای که نیاز باشه وخداوند اجازه بده وهدایت بشوم کامنت های خودم را به صداقت بنویسم وفکر کنم همین مسئله باعث میشه هم روی ادم ها حساب نکنم وقدرت به خدای تو درونم بدم
به نام خدای بزرگ و مهربان
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم، خانوم شایسته مهربان
من ساکن ساوه هستم، برای دوران خدمت، خیلی دوست داشتم که در تهران خدمت کنم
ما آشنایی داشتیم که در واقع پارتی ما در کل خانواده بود و انسان بانفوذی بود با کلی منصب و عنوان، هر کس هم هر جا کارش گیر میخورد به ایشون مراجعه میکرد و یا ازش راهنمایی میخواست
پدرم بهم گفت میخوای با فلانی صحبت کنم تهران بیفتی
با اطمینان گفتم نه بابا جان، نمیخواد بگی دلم نمیخواد واسه این موضوع به این آقا رو بزنی
خلاصه موعد رفتن به سربازی شد و برای مدت آموزشی راهی پادگانی در اراک شدم که مصادف شد، با زمستان سخت دی ماه در اراک و واقعا بهم سخت گذشت، چون هم غذای مناسب نداشتیم و هم به خاطر سرما خوردگی و مریضی کلا داشتم از بین میرفتم
تا اینکه آموزشی تموم شد و رسید به دو روز قبل از اعلام تقسیم سربازا
یه گروهبان داشتیم که وقتی تو صف غذا بودیم ناگهان با یه حالت خیلی جدی و نگران اومد سمتم گفت نیاکان میدونی کجا افتادی؟؟؟ راستش ترس برم داشت که نکنه جای خیلی پرت و دوری افتادم، با دلهره پرسیدم کجا؟؟؟؟
یه نیگاه به من کرد و گفت عقیدتی سیاسی ناجا، چون اسمش یه مقدار برام عجیب غریب بود یه کم ترسیدم
گفتم خب کجا میشه؟؟ یعنی جاش خوب نیست؟؟؟
گفت جاش عالیه پسر تو بهترین منطقه های تهرانه برو حال کن واسه خودت
تا گفت تهران واقعا خوشحال شدم
چون خیلی از اقوام اونجا بودن، و من از زیبایی ها و امکانات شهر تهران میتونستم لذت ببرم
بچه هایی که تو صف بودن با یه حالت حسرت بهم گفتن خوش به حالت نیاکان عجب جایی افتادی
خودم هیچ تصور خاصی نداشتم که چه جور جایی ممکنه باشه
وقتی روز اول رسیدم پادگان، سربازارو دیدم
با صورتهای گل انداخته و سفید که کلی سرحال و شاداب بودن
خودمو باهاشون مقایسه کردم که تو دوران اموزشی
آفتاب سوخته و نحیف شده بودم
به خودم گفتم خدایا یعنی منم اینجا این طور
سرحال و تپل مپل میشم؟؟؟
آب شیرین و سبک منطقه 3،غذاهای خوشمزه پادگان و هوای اون منطقه با مناظر قشنگش با تفریح و گردش و ورزش تو پادگان با من کاری کرد که وقتی بعد از چند ماه رفتم خونه
تو نگاه اول خیلی از بچه محل ها و خانواده منو نشناختن
ولی هیچی مثل نگاه خوشحال مادرم که منو سرحال و سفید و تپل میدید، برام لذت بخش نبود.
خلاصه باقیمونده ی خدمت، در تهران عزیز
به کوه نوردی، سینما، گردش تو بهترین پارکها و موزه ها، کتاب خوندن، نمایشگاه بین المللی، فوتبال، جشنواره های سینمایی و کلی تفریح دیگه گذشت
چون منطقه 3 بودیم راحت به تجریش و پارک ملت و نمایشگاه بین المللی
کلی جاهای قشنگ تهران دسترسی داشتیم و اون موقع ها که تازه مترو دو یا سه خطش تکمیل شده بود، برام حکم رویا رو داشت و کلی باهاش اینور و اونور میرفتیم
خلاصه من خدمتم در تهران رو از خدا خواستم نه از غیر خدا و اونم دمش گرم به بهترین شکل بهم جواب داد.
ممنون از شما خدا پشت و پناهتون
به نام خداوند بخشنده مهربان
به نام خالق نگرش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد جان و سرکار خانم شایسته و تنامی دوستان خوب و مهربان و خانواده صمیمی عباسمنش و سایت جامع عباسمنش
استاد خیلی کلمات خوب و کلیدی رو تو این فایل گفتین
رب – ربنا …. الله … یکتا…یگانه و ….
توحید – یکتا پرستی –
کلمات خیلی تکراری ه واسه ما ایرانی زبانان و فارس ها و مسلمانان بویژه شیعه ولی حیف که درس این کلمات را نگرفتیم تنها چیزی که بهمون با باور انتقال دادن – تکیه نکردن – قرص بودن – موحد بودن – یکتا درست بودن – شرک را کنار گذاشتن – و خیلی داستان های واقعی که ما نمیتونیم انجام بدیم و درک کنیم …
استاد جان ازت ممنون ام ازتون که به ما یاد دادی – هر روز یک ابسیلون از روز قبلی ام بهتر باشم و تغییر کنم و از خودم و تغییرات روی خودم شروع میشه ….
خود من که باید اعتراف کنم … هر جوری که بیشتر احساس خوب داشتم و خدا یکتا ( انرژی ) باور کردم – آدم های دیگه و اون این و همه افرادی که تا به این 38 سال بهم میگفتن این بابا مارت ردیف میکنه و اون کسک ، کارت و انجام میده …..
انداختم کنار و از ذهن و قلب ام انداختم بیرون و خواستم خودم باشم و اون خدا که باید بشناسم و فکر کردم و تفکر کردم …. تا قانون ثابت جهان هستی را درک کنم و بشناسم ….
من تو ذهن ام خدا را همه چیز بدونم و بهش ایمان و باور قلبی داشته باشم .
هر چند میگذره تو دوستان و خانواده عجیب تر شدم ، ولی خودم فهمیدم که بیس و تغییر دادم و عوض کردم ( آگاهانه ) و اللن که تو اوج چالش ها و خبر های ایران جهان و روابط کشور ها …. خصوصا تو این فایل اسم مستر ترامپ هم آوردین ….. ولی من به اخبار و قوانین …. دیگه گوش نکردم – همه کفتن نمیشه ….. من میدونستم میشه …. چون به شما ایمان داشتم به خدا باور داشتم و الگو بودین که این مسیر طی کردین ….
روزی که تو این آذر ما 1404 ( 2025) اپلای شدم و تایید شد و …. تازه فهمیدم چی شده و جی شده
مرسی رب
ازتون سپاسگذارم و خدا حفظتون کنه
با سپاس و احترام
به نام خدای مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
خدایا من در برابر قدرت و عظمتت تسلیمم خدایا من نمیفهمم من عقلم نمیرسه من توانایی ندارم من عاجزم تو برام کارهامو انجام بده
شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
قدرت مطلق ازآن خداست
ما در زندگی و هر کاری باید قدرت رو به خداوند بدبم نه غیر خدا
قبل از آشنایی با استاد و سایت و قوانین خیلی روی دیگران حساب کردیم و ضربه خوردیم
اما خدا رو شکر از زمانی که با قوانین آشنا شدیم و خدا رو شناختیم فقط روی خدا حساب کردیم و همش سود بوده
چند ماه پیش ماشینمون خراب شد و 50 میلیون خرج برداشت به همسرم گفتم از هیچ کسی قرض نگیر و طلا هم نمیفروشیم خداوند درست میکنه
و توکل له او کدوم
خدا شاهده از بی نهایت طریق از هزاران طریق پولشو میرسوند تا عرض یه هفته 50 میلیون کامل شد
و خیلی ایمانمون بالا تر رفته واعتماد به نفسمون هم بالا رفته
خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر میکنم سپاسگزارش هستم
استاد ممنونتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم به دوستان گرامی
واقعا این فایل بینهایت عالی هست من همیشه وقتی این فایلو گوش میکنم احساس میکنم دگرگون شدم امروز اول صبح من این فایلو گوش کردم و این روز خیلی عالی برام تموم شد چنان هوایی فوق العاده ای که خیلی دوستش دارم خدایا هزار مرتبه ازتو سپاس گذارم
خدایا شکرت به خاطر این که سالمم
خدایا شکرت به خاطر اینکه خونه قشنگی دارم
خدایا شکرت به خاطر این همه امکاناتم
خدایا شکرت به خاطر این همه نعمت هایش
خدایا شکرت از اینکه حضورتوحس میکنم
خدایا شکرت واسه خانواده ام
خدایا شکرت به خاطر حسی خوبم
خدایا شکرت که در این مسیر قرار دارم
خدایا شکرت تورادارم
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به استادعزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیرم.
خداوند را سپاسگزارم بابت این لطف و رحمتی که شامل حال من کرد و من رو با شما استادان عزیزم همراه کرد و من رو وارد این جمع الهی کرد.
یک راست میرم سر اصل مطلب که توحید است.
دلم نمیاد ننویسم دلم نمیاد اینجا زیر این فایل توحیدی از خداوند تشکر نکنم بابت تمامی نعمت ها و رزق و روزی و سلامتی و روابط عالی که وارد زندگی من کرده.
چند روزه دارم روی این مطالب توحیدی کار میکنم دارم سعی میکنم توحید رو بهتر درک کنم خداوند رو بهتر بشناسم و خودم رو و زندگیم رو بسپارم به این تنها قدرت جهانیان که هرچه داریم از اوست.
اصلا این فایل های توحیدی یک حس و حال عجیبی به من دست میده همونطور که شما استادعزیزم پس از حرف زدن راجب این مطالب قلبون باز میشه و احساستون عالب میشه من هم پس از گوش دادن به این فایل ها و نوشتن و تفکر کردن در نشانه های خداوند اینطور میشم و گویی قلبم باز میشه میگم اخیییییشششش چقدر این خداوند مهربان و وهاب و رحمان و رحیمه.
از کامنت های دوستان نگم زیر این فایل های توحیدی که وقتی شروع به خواندن میکنم اشک از چشمانم جاری میشه و احساس فوق الاده ای بهم دست میده و خودتون میدونید که منظورم چه احساسی هستش.
تقریبا 3 روزه پس از تضادی که بهش برخوردم و هدایت شدم به فایل های توحیدی میگذره و خداروشاهد میگیرم که به لطف و عظمت و کرمش چنان تغیراتی اول از همه در احساس من رخ داده و بعد در زندگی ام که گویی خود خداوند وارد زندگی ام شده و کارهام داده انجام میشه اصلا من مات و مبهوت اصلا من چی بگم از این همه لطف و مهربانی خداوند.
نمیدونم چرا ما اجازه نمیدیم خداوند وارد بشه
چرا اجازه نمیدیم تنها قدرت کیهان زندگیمون رو مدیریت کنه
چرا ما اجازه نمیدیم که خداوند بشینه پشت فرمون.
امروز یک اتفاق جالبی افتاد بزارید تعریف کنم و بگم چه ترمز بزرگی پیدا کردم در ذهن خودم و مطمعنم در ذهن دوستان هم هست.
دیشب برای فروشگاه ما بار رسید 3 گونی لباس جدید که امروز من باید میومدم و اینهارو به صورت دسته دسته تقسیم میکردم و توی انبار میچیدم
اول صبح رسیدم مغازه و همکارم اومد و در رو باز کرد و بعد چند دقیقه یک شخص که من نمیشناختم وارد شد و با همکارم کار داشت و طی همین مدت که همکارم نبود گفت به من گفتن بیام امروز اینجا و انبارگردانی کنم و انبار رو از اول مرتب بچینم من پیش خودم گفتم من که انبار رو چیدم و مرتبم هست لازم نبود این شخص بیاد همکارم اومد و پس از صحبت با این دوست عزیزمون رو به من کرد و گفت مهدی جان شما امروز دست به هیچکاری نزن ایشون اومده اینجا و تمامی اجناس رو از اول میچینه تو قفسه ها و بار جدید روهم خودش میچینه من اول شاکی شدم که چرا این شخص اومده توی ذهنم داشتم کلنجار نیرفتم یهو یک ندایی گفت چرا لطف و رحمتی که شامل حالت کردیم رو نمیخوای بپذیری و من همینجور مات و مبهوت بودم که چی چی شد بعد شروع کردم به فکر کردن و دیدم واقعا من خیلی از جاها کمک خداوند رو رد کردم و نپذیرفتم خیلی جاها نعمت خداوند رو رد کردم و مقاومت داشتم از اینکه خداوند نعمت هارو وارد زندگیم کنه.
نعمت همیشه پول نیست نعمت میتونه به این شکل وارد زندگی من بشه که یکی بیاد و تمام کارهای من رو بکنه و من فقط وایسم و مدیریت کنم نعمت میتونه به هزاران شکل وارد زندگی ما بشه و چقدررر ما مشرک هستیم که نعمت خداوند رو از طرف خداوند نمیدونیم و از طرف انسان ها میدونیم و تازه شاکی هم میشیم.
خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم که منرو به این مسیر توحیدی هدایت کردی
واقعا توحید اصله
توحید اصله
توحید اصله
وقتی اجازه میدیم به خداوند که حضور پیداکنه در تمامی جنبه های زندگی ما زندگیمون به ساده ترین شکل ممکن پیش میره و تمام کارهامون انجام میشه فقط باید این مقاوت های ذهنی رو برداریم و در رو باز کنیم و اجازه بدیم که خداوند وارد جریان زندگی ما بشه و او کارهارو انجام بده و چقدررر قشنگ انجام دهنده ایست خداوند.
چقدر جاهایی که روی آدم ها حساب باز کردم و زمین خوردم
چقدر جاهایی که به دیگران قدرت دادم و از مسیر دور شدم
چقدر جاهایی حتی روی خودم حساب کردم و زمین خوردم
برای شروع کسب و کاری روی یک شخص بیرونی حساب باز کردم و گفتم باهم شریک بشیم این من رو خوشبخت میکنه چنان بدبخت شدم و تمام سرمایه ام از بین رفت.
برای دریافت حقوقم روی مدیر مجموعه حساب کردم و چندین رو حقوقم واریز نشد و گفتم خدایا فقط روی تو حساب میکنم فرداش حقوقم به حسابم واریز شد.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم گفتن اینجا پارتی بازیه گفتم خدا بامنه و اول شدم.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم و گفتن پارتی بازیه و ترسیدم و چهارم شدم.
2 شرایط یکسان و 2 اتفاق متفاوت فقط به خاطر باورهای شرک آلود من.
چقدر این خداوند رحمان و رحیمه.
چقدر خداوند بخشنده و مهربانه.
چقدر خداوند آمرزندس.
خداوندا تنها تورا میپرستم واز تو یاری میجویم منرو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که برآنها غضب کردی و نه گمراهان.
عاشقتونم
خدانگهدار
بنام خدای رزاق و وهاب وبخشنده
خداروشکر میکنمکه قلبم بهم گفت بیا برواین فایل وببین واقعا این فایل رویاییه.و واقعاهر بار گوشش میدم حسم و فوقالعاده میکنه وخیلی ارامش میگیرم
سلام به استاد نازنینم ومریم خانم نازنینم
و سلامی به تما اعضا خانواده من
واقعا خداروبی نهایت بار شاکرم بابت این فایل زیبا ورویایی که حس ارامش ودر من زیاد میکنه من همیشه همه میگن بیا توی ایسنتا فعالت بکن بیا تا توتبلیغ نکنی مشتری به یمتت نمیاد ولی واقعا هر بار این صحبت هارو میشنوم یاد گفته ایتاد میفتم که گفت اگر این قوانین درستن و واقعا ابن خدایی که کتاب قران میگه درسته ادمها خودشون به سراغ من میان وخداروشکر هر روز بیشتر دارم به این گفته نزدیکتر مبشم و خداروشکر چندین ماه شاید یک پست بزارم توی اینستا وچون باورش ندارم وتبلیغات و توی اینستا باورندارم که همش برای راضی کردن مردمه حتی یک شمتری نیومده بگه من کاراتوتوی ایسنتا دیدم اومدم پیشت وواقعا کشتریارو نمیدونم خدا از کجا میفرسنه برام خدایاشکرت
من همیشه از خدا میخواک که منو توی این سایت واین مسیر خداشناسی ثابت قدم نگه داره و این مسیر موفقیت من با وجود خدا وقوانین فوقالعادش دارم لذت میبرم از زندگیم واین سایت استاد که دست خداست برا کمک وهذایت من خدایاشکرت
دوستت دارمخدا عاشقتمخدا هر روزمنوبه هودت نزدیک تر بکن تا عشق بیشتروتجربه بکنم لذت بیشتروتجربه بکنم شادی بیشتر وتجربه بکنم موفقیتوتجربه بکنم خدایا من زندکیمبا توروشن شده طعم ومزه ی عالی گرفته خدایا من زندگیمبا توسر شار از ارامش شده دارم طعم خوشختی ومیچشم هدابا هرروز بهخودت نزدیکترم کن واین شجاعت وبهم بده که پا توی دل ناشناخته بزارم وموفقیت های بزرگوتجربه بکنم خدایا منوابزاهبم گونه بکن . رندگیمو سر شار از شادی بکن که تر لحظض بخندم و حال دلم عالی باشه . خدابا عشقتو در درون من بیشتر بکن تا شادب وبیشتر تجربه بکنم و هر ثانیه لذت ببرم
خدایا منو در مسیر سلامتی قرار بده تا همیشه سالمو سر حال وزیبا باشم
خدابا منو ثروتمند تر بکنه وثروتی بهم بده که نتونم بشمارش و زندگی سرشار از پول بهم بده تا دیگه برای پول کار نکنم برای عشقم کار بکنم
خدایاسعادت و هم در این دنیا ازت میخوام هم در اخرت
خدایاشجاعم کن تا قدم های بزرگوردارم مهاجرت کنم بیزینس خودم عالی ارتقا بدم
خدایا مهر منو در دل همه قرار بده
خدایا من از استقلال مالی میخوام که هر چیزیو که دوست داشتم به راحتی توان خربدش وداشته باشم
خدابا به من تزاذی زمامی بده تا هر چقدر دوس داشتم با تو صخبت منم و روی خودم کار بکنم وهر جا دوس داشتکهمون لحظه برم
خدایابه من ازادب مکانی بده که هرجا دوی داشتک زندگیبکنم دوستت دارم خداب بینهایت من
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
خدایا شکرت که فرصت دوباره بهم دادی تا این فایل ارزشمند و گوش بدم
خدایا شکرت که در مدار شنیدن این فایل ها هستم
با شنیدن دوباره این فایل ها چیزهایی و دارم میشنوم که انگار قبلاً هیچ وقت نشنیده بودم چون من قبلاً هم فایل های توحیدی و گوش داده بودم ولی الان به لطف خدا احساس می کنم مدارم رفته بالا و چیزهای جدید و دارم میشنوم
واما نکات مهم که از این فایل دریافت کردم ؛
وقتی دیگران حالا این دیگران میتونه هر کسی باشه از پدر و مادر و زن و شوهر و دوست و آشنا و مردم و فالورها کاری برای ما انجام میدن از اونها تشکر کنیم و در درونمون اعتبار اصلی و به خدا بدیم که همهی ما دستان خدا هستیم
به جای اینکه بیام هی دیگران و تو ذهنم بزرگ کنم وبت کنم و بهش وابسته بشم بیام و اونها رو لطف خدا و دست خدا بدونم و از اونها تشکر کنم ولی تو ذهنم اعتبار همهی کارهایی که دیگران برام انجام میدن وبدم به خدای مهربان که فرمانروای جهانیان هست
چون اگه من اعتبارش بدم به دیگران وبه اونها وابسته بشم از مسیر خوشبختی و نعمت و ثروت دور میشم
وقتی فکر می کنم به داستان ارباب ها که یه زمانی در کل جهان و ایران ارباب ها داشتن حکومت میکردن و اسم ارباب هم روی خودشون گذاشته بودن به معنای خدایان و فرمانروا میبینم که هیچ نشانی از اونها نیست نه اینکه اونها قدرت و ثروت نداشتند فقط اونها رو خداوند که تنها فرمانروای جهانیان هست به زیر کشید تا به همگان بگه که فقط یه فرمانروا هست و اون هم خدای مهربان هست که کل کیهان و خلق کرده و داره مدیریت میکنه
یا مثال فرعون که خودش و رب اعلی میدونه و در آخر غرق میشه تا عبرتی برای ما باشه که هیچ قدرتی غیر خدا نیست و هر قدرتی هر چقدر هم قدرتمند باشه نابود شدنی هست مثل ارباب ها و فرعون
واقعا این مثال بدن چقدر زیبا بود ما برای بدنمون هیچ کاری نمیکنیم و خدای مهربان بدون هیچ چشم داشتی از ما کل کارهای بدن ما رو انجام میده
مثل قلب و عروق و چشم ها و گوش های ما کلیه های ما گلبولهای سفید ما که وقتی بیمار یا زخم میشیم سریع بدنمون و بهبود میدن ومغز و دستگاه های بدن مون که هر کدوم به درستی دارن کار میکنند تا ما راحت زندگی کنیم واقعا چقدر من آدم پستی میشم که شرک میورزم و قدرت و به غیر خدا میدم
خدایا من و بخاطر شرک هایی که دارم ببخش و کمکم کن تا توحیدی و یکتاپرست باشم و فقط تورا بپرستم و فقط از خودت کمک بخوام
خدایا شکرت که هدایت ام کردی به سمت توحید و یکتاپرستی
خدایا شکرت برای تمام نعمت ها ولطف هایت
خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
اول درود میفرستم به پروردگار جهانیان که هر چه داریم از اوست
سلام خدمت استاد عزیز و خانواده و دوستان این سایت
مدتی بود احساس میکردم چیزی در زندگیم کمرنگ است ولی میدانستم که وجود دارد توجه خیلی زیادی بهش نمیکردم ولی اون همیشه در سخت ترین شرایط و در بهترین روزها کنارم بود ولی من خیلی متوجه اش نبودم و اون کسی نبود جز خدا
بله من همیشه خداوند خیلی قدرتمند در زندگیم احساس نمیکردم و همه قدرت هارو به چیزهای غیر خدا میدادم برای همین همیشه زندگیم اون ارامش اون احساس خوب اون اتفاقات خوب به اون صورت وجود نداشت
همیشه به این صورته که ما تا وقتی احساس درماندگی نکنیم و تا از دیگران قطع امید نکنیم به سمت خدا برنمیگردیم و همیشه پشت به خدا قرار داریم ولی خداوند انقدر مهربان است هر وقت به او بازگردیم کمکمان میکند ولی ادم مشرک است و یادش میرود تمام کمک ها از سمت خدا بوده و همیشه در این چرخه هستیم
و من هم دقیقا در همین چرخه بودم تا اینکه با فایل های توحید عملی اشنا شدم و اون هارو نگاه کردم همیشه تو سایت چشمم به این برنامه می افتاد ولی نمیدانم چرا نگاهش نمیکردم
تا الان 5 فایل توحید عملی نگاه کردم(هر از چندگاهی دست از تایپ کردم برمیدارم تا بتونم احساسم کنترل کنم و بعد تایپ شروع میکنم) و اونجا بود متوجه شدم من چه چیزی در زندگیم کم دارم ، من باور و ایمان به خداوند و قدرتش کم داشتم
من نمیفهمیدم من متوجه نبودم من نمیدانستم و من ….
با اینکه من تازه دارم یکم باورهای توحیدی امو بهتر میکنم ولی نتایج خیلی بزرگتر از اون چیزی بود که فکر میکردم اول از همه ارامشی فوق العاده ای بود که در طی این مدت تجربه کردم ارامشی که همیشه باید با دمنوش و هزار کار مثل مدیتیشن و تمرینات مختلف کسب میکردم چون من همیشه ادم مضطرب و نگرانی بوده ام ولی توانستم فقط با باور این که ((خداوند قدرت مطلق جهان است و اون است که فقط باید رویش حساب باز کنم)) ارامشی فراتر از باور به دست بیارم چند روزی هست فقط روی این باورها که استاد در فایل ها میگه کار میکنم و به نظرم زندگی برام یک شکل دیگه شده که قابل توصیف نیست فقط همینو بگم که این چند مدت به جاهای خوبی هدایت میشم اتفاقات و ادم های خوب به سمتم جذب میشن و بهم احترام میذارن و … هنوز خیلی باورهای شرک امیز دارم که دارم روش کار میکنم به لطف خدا
واقعا درست میگی استاد بزرگترین و بالاترین قانون جهان ایمان و اعتماد به رب است و تمام.