اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به استاد جانم و استاد شایسته مهربان
سلام به انوار الهی در حالِ تابِش به جهانِ هستی و کیهان
سفر عشق و مهاجرت استاد با دستهای خالی به شهر بندر عباس
و در اولین گام ایمانِش را نشان میدهد و از صفر کار را شروع میکند ولی در همان شرایط روح بزرگ و بلندَش دست خوش شرایط بیرون نیست و او با داشته های اندکَش هم از زندگی لذت میبرد و این یعنی در لحظه حال زندگی کردن
از پیاده روی در ساحل ،از نخود لوبیای آپ پز ،و از سقف چوبی و سیمانی ، از آسمان آبی
ولی آرمان ها و آرزوهایی بزرگی هم داشته و قناعت پیشه نکرده و جستجوگر بوده
با آنکه در همان لحظات حالِ خوبی داشته و شکرگزار بوده
شرایط را تحمل نمیکند و در سختی به سر نمیبرد
إِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا را در عمل نشان میدهد
و آرامش و لذت در همان شرایط در زندگی استاد جان جاری بوده
ایمان نشان میدهد و از شغلَش استفا میدهد ودر همان روز آن اتفاق میافتد و استاد را وامیدارد برای سوال کردن از رب
خدایا چه رسالتی و و چه ماموریتی من دارم که این همزمانی ها و این هدایت ها باعث شد من از این اتفاق جان سالم به در ببرم
دو ماه سوال و پرسشگری همراه با احساسات ناب بالاخره پاسخ ها بر جان و قلب استاد لبریز میشود
اشاعه توحید و یکتا پرستی( بت پرستی قدرت دادن به شیطان و تکیه به هر عامل بیرونی است برای تاثیر بر زندگی ات بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام شر است که زندگی تو را احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو سلب میکند ،بت پرستی یعنی قدرت دادن به هر کسی یا چیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگی ات)
تفاوت انسانها به علت تفاوت باورهای آنها نسبت به قدرت خداست.
توی این مسیر ( توحید و یکتاپرستی و ایمان به قدرت رب )همه چیز به منداده شد.
اون روزی که من خدا رو ( به عنوان تنها رب و قدرت در این جهان به این معنی که روی کسی یا چیزی حساب نکردم و به کسی یا چیزی به عنوان نیروی شر قدرت ندادم) باور کردم و احساس کردم
هدایت شدم که رسالتم اینه،اون حسی که من بهش میگم خداوند و در درون من با من صحبت کرد و گفت توی این مسیر یکتاپرستی و توحید قدم بردار و من رو باور کن ؛من همه چیز بهِت میدم.
اون چیزی که منو از سالِ 80 به این نقطه رسونده که با شروع اون اتفاق و هدایت شدن به رسالت توحیدی
اینه که به آدمها بگم
قدرت مطلق خداونده
واقعا سعی کردم به همه بگم اون خدایی که توی آسمون ها دنبالش میگردیم توی قلبِ ماست و نزدیکه و به ما همه چیز میده و واقعا به من همه چیز داد که هر چند من متوقف نشدم و از خدا چیزهای بیشتری میخوام برای رشد و کمال.
خوشحالم و میخوام بگم دنبالِ خدا باشید و خدارو تو زندگیتون پیدا کنید و اگر چنین بشه
ثروت خود به خود سراغمون میاد،ولی خدای واقعی ؛ اگر یکی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده ولی ثروت نداره ،احتمالا باورهاش هم درباره ثروت ایراد داره ،هم خدا
اگر یکی فکر میکنه خدارو پیدا کرده ولی سلامتی نداره ،هم باورهاش در مورد سلامتی ایراد داره و هم در مورد خدا
اگر کسی فکر میکنه خدارو پیدا کرده و روابط خوبی نداره هم باورهاش در مورد خدا ایراد داره هم در مورد آدمها ایراد داره ،هم در مورد روابط و هم در مورد خودِش ایراد داره.
من به شما قول میدم اگر خدارو باور کنید فارغ از هر دین و مسلکی که دارید.
به اون اصل و اون چیزی که از همه مهمتره که باعث سعادت انسان میشه که یکتاپرستی هست.
تسلیم بودن در برابر خداونده،باورکردنِ اجابت درخواست های ما در برابر خداونده
وقتی آدم این رو باور میکنه بهِش گفته میشه ،راه ها بهِش نشون داده میشه ،قدم ها بهِش گفته میشه ،موقعیت ها براش بوجود میاد،آدم ها به صورت دست هایی از خداوندمیان و بهِش کمک میکنند، مثل همون اتفاقی که برای من افتاد و همیشه داره میوفته (هدایت) و خوشحالم که در همه کامنتاتون رد پای خدا و عشق به پروردگار و توحید و یکتا پرستی رو میبینم.
خوشحالم در مسیر توحید هستم و به شما قول میدم در این مسیر همه چیز به شما داده میشه.
من از هیچ به اینجا رسیدم.
دوست دارم در مورد فضل خداوند و رزاق بودنِش ، درباره نعمتهاش و بزرگیش و رأفتی که به ماداشته صحبت کنم و خیلی احساس قدرت میکنم که در موردش صحبت میکنم ،احساس میکنم به اون عهدی که با خدا بستم دارم عمل میکنم.
در این مسیر توحید و یکتاپرستی با عشق حرکت کنیم و از این مسیر لذت ببریم و یادمون بیاد که
هر آنچه داریم از اوست و خضوع و خشوع داشته باشیم در برابر ربِ وهاب و اوست که راهنما و هدایت گر و حمایتگر ماست و اگر باورِش کنیم زندگی بینهایت آسان، شادی بخش،لذت بخش ،و بینهایت فراوانی و ثروت داریم.
من از بچههای 12 قدم هستم، امروز به شکل اتفاقی این فایل دانلودی را گوش کردم و دلم نیامد این مطلب را ننویسم. شما در این فایل گفتین بعد از اون اتفاق ناگوار در سر کار سابقتون به این نتیجه رسیدید که باید کلام خدا و توحید را انتشار بدید، جالب که بدونید دقیقا همین امروز در اوج اشک و ذوق در لحظه شکر و سپاس نوشتم خدارو هزار بار شکرت که من ایمان اوردم که این ارامش در قلبم امد با فقط ذکر نامش به اوج ارامش میرسم. از صمیم قلب از خدا تشکر کردم به خاطر اشنای با شما و براتون از خداوند طلب سعادت در این دنیا و ان دنیا کردم.
درود خداوند بر همه جهان و سپاس که اون هدایتگر و به خود باز خوانند هست. شما موفق شدید من از طریق شما به عشق به خدا رسیدم و در این لحظه سرشارم از بهترین ها در هر زمینه ای.
ی تشکر ویژه از شما بابت به روز رسانی فایل ها عاشقونم
به قول استاد هیچکس یا صفر مطلق نیست یا یک
ما مابین اینیم میتونیم به 1 نزدیک بشیم
میتونیم به صفر نزدیک
من خودم یکی از وابستگی هام همسرم هست که میدونم کار اشتباهی هست
الان در این زمان که شرایط کشور بهم ریخته هست و همه منتظرن ببینن نتیجه ایران و امریکا چی میشه. این همون شرک محسوب میشه و هر کی رو میبینی دم به شکایت و گله میزنن و اینا برن و اونا بیان و فلان
من تو همین شرایط نسبت به قبلا بیشتر در امدم رفته بالا چرا چون ی مدت هست تمرکز کردن به سپاسگزاری کردن و شب و صبح سپاسگزاری میکنم بابت هرچیزی که میبینم که دارم از بالشت زیر سرم تا خونه ای که هستم و چقدر ارامش خاصی دارم و چقدر نعمت های فراوانی به سمت من هدایت میشه
شرک رو منم دارم ولی تنها راه حلش اینه که سپاسگزاری کنم و فایل های استاد رو گوش بدم و ذهنم رو از قبل و باور های محدود کننده کمرنگ ترش کنم خداوند هدایت میکنه واقعا هدایت میکنه. فقط باید یادم باشه که اخر شب اعتبارشو بدم به خداوند و صبح هم از خداوند بخوام
من تازه یک هزارم و ی درصد این رو دارم کار میکنم که نتایج رو دارم میبینم
ی سری بدهکاری هایی که داشتم پرداخت شدن خرج خونه کاهش پیدا کرده وسایل هایی برام درست میشه با قیمت های مناسب اینا نعمت های خداوند هست
هر چه سپاسگزار تر باشیم خداوند ظرفمون رو بزرگتر میکنه در خواست هامو از کسی میکنم که نمیمیره و تمام اختیارات و منبع ثروت و نعمت و سلامتی همه دست اونه
کلید خوشبختی دست منه و اجابت کننده درخواست های من خداونده. چقدر دلت گرم میشه وقتی میگی دادمش به خودش. و خودش ردیفش میکنه خودش برام درستش میکنه
از بچگی تایید پدر حکم دوست داشتنی بودن ،خوب بودن و ارزشمند بودن رو داشت برام (شرک بزرگ و عمیق)
و حتی پول پدرم که چون با زحمت بدست می اومد فکر می کردم پدر مهمه ،پدر ارزشمنده ،من مهم نیستم و حتی اونقدر پدرم تو ذهنم بزرگ و قوی بود که از خدا پول نمیخواستم
و همیشه ترس از گفتن این که مسئله ای تو زندگی مون هست یا نه
چون از پدرم می ترسیم، چون از ناراحت شدنش می ترسیم
از عصبانی شدنش از غصه خوردنش می ترسیم
ما بچه ها به پدرم خیلی قدرت دادیم
و الان در زندگی شخصی خودم به همسرم قدرت دادم
بعضی موقع ها که عصبانی می شه ازش می ترسم
ازطرفی از پدرم و مادرم هم می ترسم بهشون بگم مثلا همسرم ادم تندی هست
همسرم قدرت داره تو ذهنم
پدرم قدرت داره
مادرم قدرت داره
گرونی و اوضاع دولت بعضی موقع ها تو حرفام که می زنم قدرت دارن تو ذهنم
به نام هو اول و آخر یار ، خداوند نور ، خداوند مهربان و هدایتگرم که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« توحید عملی _ قسمت یک 1 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت اول توحید عملی، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
من چه همین چند هفته پیش و چه چند سال پیش که هنوز شروع نکرده بودم به اون صورت روی آگاهیهای سایت، اما من همیشه فایلهای توحید عملی رو سیو داشتم و همیشه گوش میکردم و حتی یکی از دوستان هم یه میکسی از صحبتهای استادجان درست کرده بودن که داخل کانال تلگرام استادجان وجود داره و اگر که اشتباه نکنم از سری فایلهای توحید عملی بود، و من همیشه وقتی که این فایلها رو گوش میکردم متوجه ایمان و باور و کلام ابراهیمی استاد میشدم و ایمان منم هزاران برابر بیشتر میشد، همیشه دوست داشتم بنویسم که اگر که ممکنه باز هم فایلهایی رو از این دسته از دسته بندی سایت ( توحید عملی ) بیشتر قرار بدید و حتی بیصبرانه منتظر این هستم که استادجان فایلهای جدیدی رو از این نوع قرار بدن، و دقیق نمیدونم که داخل کدوم دوره بیشتر به این مباحث پرداخته شده به صورت تخصصیتر، میدونم که تمام آموزشهای استاد بر پایه و اساس همین موضوع ” توحید ” و توحیدی شدن قرار داره، اما فکر میکنم که داخل دورههای دوازده قدم و قوانین آفرینش خیلی بیشتر به اینها پرداخته شده، حالا انشاالله به زودی دورهها رو هم تهیه میکنم و از نتایجم خواهم نوشت، که البته بعدش که فایل رو گوش کردم و متن فایل رو خودم فهمیدم که توضیحات جامعتر از این نوع توحید عملی داخل دوره احساس لیاقت هستش که انشالله اون دوره رو هم به زودی تهیه میکنم.
چهقدر متن توضیحات این فایل برام جالب بود و خدا میدونه که چقدر درس داشت برام، بهخصوص اون جایی که نوشته شده بود : ” که گاهی خداوند از طریق تضادها، و سختیهای طاقت فرسا، ما را بیدار میکند تا که بهیاد آوریم که برای هدفی والا خلق شدهایم “، و جمله بعدی هم که نوشته بود : ” که جهان هستی تصادفی نیست و اگر هنوز نفس میکشید، یعنی خداوند برای شما برنامهای دارد. “، و این جملهها رو که واقعا من خیلی حس میکنم و با تموم وجودم بهشون ایمان دارم، درسته که گاهی ممکنه به ظاهر یه سری چیزها تغییر کنه و شاید ما ظاهراً فکر کنیم که این اتفاقات منفی هستن و …، اما در اصل این هست که هر چیزی خِیریتی درش وجود داره و هر چیزی و هر اتفاقی هم که رقم میخوره برای اینه که ما به مسیر درست و الهی هدایت بشیم و در راه یادگیری و کار کردن روی قوانین الهی و کائناتی قدم برداریم، درست مثل خودم و خیلی از دوستانم که داخل این سایت هستن و ممکنه که یه تضاد و یا یه مشکلی باعث شده که بیخیال نباشن و دنبال یه راهی باشن و خود خداوند هم که ما رو به این سایت هدایت کرد، روزی هزاران بار خدارو شکر میکنم برای اینکه خداوند هدایتگر من هست و حواسش به من هست و من رو هدایت میکنه به سمت افراد و آگاهیهای درست.
چقدر این کامنتی که داخل سایت استادجان بهش پرداختن و خوندنش زیباست و پر از آگاهیهای ناب، و خدا میدونه که من چندین ساله که خیلی اوقات که میخواستم به خدام نزدیکتر بشم یا یه فایلی رو گوش کنم که از این دست باشه، چقدر این فایل رو گوش میکردم و این قسمتش که با صدای استاد این کامنت رو خوندن حکم یه مراقبه رو داشته برام همیشه، و بهخصوص شبها که تنها هستم با هنزفری این تیکه رو که گوش میکردم و انگار یه تلنگری بود برام و من رو بیدارتر میکرد و اشک تو چشام جمع میشد که آره درسته همینه و خدا همینه نه اون بُتی که به ما گفتن به اسم خداوند، و این تیکهش که دوست عزیزمون گفتن که برای خودشون هم تعجب آور بود و انگار که یه کسی میگفته و ایشون مینوشتن، دقیقاً همین تیکهش و این احساس رو من با تمام وجودم حس میکنم و بارها و بارها که خیلی حسم خوبه و حالم عالیه و شروع میکنم به نوشتن انگار که من دستان خداوند هستم که دارم مینویسم و بعدش که میریم میبینم و میخونم اون متن رو خودمم تعجب میکنم، حتی متن داستان هدایتم رو که خودم بعد از چند ماه خوندم یه سری تیکههاش رو خودمم تعجب میکردم که انگار اون رو خداوند گفته بود بهم و من نوشته بودم و این حس رو من هزاران بار توی زندگیم حس کردم خداروشکر، انشالله که من در مسیری هستم که این اتصال بین من و منبع و این وصل بودن به خداوند خیلی بیشتر و بیشتر بشه که بتونم بازهم صدای درونم و الهامات و وحیها و شهودم رو بشنوم.
دوست داشتم این متن کامنت رو اینجا بنویسیم اما دیگه خیلی طولانی میشد، و حتی چندین بار گوشش کردم و هر بار که گوشش میدم بازهم برام تازگی داره، و خیلی از جاهاش نکتهها و درسهای خیلی مهمی رو برام داره همیشه.
اگر که به خدای واقعی و منبع واقعی الهی متصل و وصل بشیم، دیگه قرار نیست که ما کاری انجام بدیم، اون خدا خودش به ما همه چی میده، از ثروت و سلامتی و داشتن احساس خوب و خوشبختی گرفته تا داشتن روابط خوب و زیبا و رویایی و… و خلاصه همه چیزهای خوب و همه چیزهایی که آروز داریم، و در واقع این نعمتها و ثروتهایی که به ما میرسه از طریق خداوند پاداش همون توحید و یکتاپرستی و اتصال به خداوند و منبع هست، و اون چیزی که باعث ثروتمندشدن و سعادتمند شدن ما میشه یکتاپرستی هست، تسلیم در برابر خداوند و باور کردن نیروهای خداوند هست، باور کردن نزدیکی خداونده، باور کردن اجابت کردن درخواستهای ما توسط خداونده، و وقتی هم که ما اینها رو باور میکنیم بهمون گفته میشه که چیکار کنیم، مسیرها گفته میشه، راهها بهمون نشون داده میشه، قدمهای فعلی و بعدی بهمون گفته میشه، موقعیتها برامون به وجود میاد، آدمها به صورت دستانی از خداوند میان و بهمون کمک میکنن، و این یه روندی هست که همیشه داره اتفاق میفته، و میتونیم که در تمام ابعاد زندگیمون ردپای خداوند رو ببینیم.
انشالله که همه بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و ادامه بدیم تا در این مسیر تکاملیمون بتونیم به بهترین و زیباترین شکل ممکن ادامه بدیم، و بعدش هم خواهیم دید که خداوند به ما همه چیز میده از همه لحاظ.
تمرین :
قبل از هرچیز از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا بتونم منظورم رو به درستی برسونم، خب در رابطه با این تمرین یکم فکر کردم و دیدم که من از زمانی که شروع کردم تا که روی خودم کار کنم و تعهد دادم که در این مسیر گام بردارم، از همون لحظه و تا به الآن دارم روی توحیدی شدن هرچه بیشتر خودم کار میکنم، و در واقع خب من از همون بچگی آدم مذهبی بودم و علاوه بر اون باورهای شرک آلودی که از طریق جامعه و رسانهها و … بهمون تزریق میشه، علاوه بر اونها دیدگاهها و آگاهیهای نامناسبی رو هم در وجودم شکل گرفته بود راجب خداوند و حس میکردم که اشتباه هستن و …، و واقعاً چند سالی هستش که به دنبال مسیر درست و اصولی بودم که بازهم از اون طریق آگاهیهایی دریافت کردم و خداروشکر که خداوند من رو هدایت کرد تا به سمت استادجان و این سایت هدایت بشم تا که بتونم اون آگاهیهای درست و قوانین خداوند رو دریافت کنم.
در کل به طور خلاصه بخوام بگم اینکه اگر من بیام و یه لیستی رو بگیرم که راجب چه چیزهایی شرک داشتم خب بنطرم خیلی طولانی میشه، و چیزی که من درک کردم اینه که در هر موضوعی و هر مبحثی رو که من بررسی کردم ردپایی از شرک و ترمز رو درش میبینم، که بعد از این مدت و این چندماهی که دارم کار میکنم خب اول از همه به صورت منطقی پذیرفتم و بعدش دارم پیداشون میکنم و با کمرنگ کردن اون شرک و باورهای منفی و جایگزین کردن اونها با باورها و الگوها و آگاهیهای درست و مثبت و الهی دارم روی خودم هر چه بیشتر کار میکنم.
به عنوان مثال :
من چه در رابطه با کار و شغل و درآمد و … شرکهایی آشکار و پنهانی داشتم، مثلا اینکه سرمایه زیاد میخوام یا اینکه باید همه چی عالی باشه، یا اینکه دنبال قرض و بدهی و چکی خریدن و وام گرفتن و … بودم همیشه، و البته که سیلیهای محکمی هم از جهان هستی خوردم، اما خداروشکر راه درست رو پیدا کردم و در این مسیر درست دارم به صورت گام به گام و تکاملی قدم بر میدارم، و حتی چند جا وام و قرض و بدهی هم برام اوکی شد و میتونستم که مجدداً اون کارها رو انجام بدم اما نکردم و گفتم خدا خودش میرسونه بهم و اونجا دقیقا جایی بود که به خودم افتخار کردم و گفتم آفرین عرفان که تونستی این درسها و این قوانین الهی رو یاد بگیری، و بنظرم این نشون دهنده همون ایمان و باور من بود که در عمل بهش ثابت کردم، و الآن که میخوام دو تا کسب و کار راه بندازم یکی حضوری و یکی مجازی دیگه منتظر کسی نیستم و میدونم که خدام از بینهایت دستهایی که داره بهم کمک میرسونه خودش و ایدهها و آدمها و همه چیز رو سر راهم قرار میده.
یکی دیگه از شرکها این بود که منی که خیلی به خدام وصل بودم یه مدتی ازش دور شده بودم و خداروشکر که بازم منو دوست داشت و عاشق من بود و منم عاشقشم که من رو به سمت استادجان و آگاهیهای بینظیر این سایت هدایت کرد تا که بتونم دوباره پیداش کنم و بهش وصل بشم، خداروشکر، الآن که دارم این کامنت رو مینویسم از خودش خواستم تا که هدایتم کنه که بنویسم و خداشاهده انگار که خودش داره دستام رو حرکت میده، چون این سرعت بالایی که من در نوشتن دارم خودمم تعجب میکنم و انگار که این جملات و کلمات و نوشتهها از قبل وجود داشته و فقط من دارم سریع سریع مینویسمشون و حتی از سرعت بالای خودمم و اینکه دقیقاً همون چیزی که توی ذهنمه رو دارم مینویسیم خودمم دارم تعجب میکنم.
این شرکهایی که گفتم اینطوری هستن که من همواره و در هر لحظه دارم بیشتر از قبل روی خودم کار میکنم، و برای اینکه بتونم خیلی توحیدیتر از قبلاً و الآنم بشم علاوه بر اینکه میخوام که تا همیشه روی این آگاهیها کار کنم، میخوام که برای کار کردن درست و دقیقتر و اصولیتر این قوانین روی دورهها هم بشینیم و با تمرکز خیلی بالا و تمرکزی کار کنم.
بازم میدونم که خیلی جای کار دارم برای اینکه توحید رو در خودم بیشتر کنم، حتی راجب چند تا موضوع هم هست که میخوام واقعا به صورت تمرکزی و ریشهای پیداشون کنم و رفعشون کنم با تزریق باورهای خداگونه و درست، و میدونم که خود خداوند هدایتگر من هست و من رو به جای درست و آگاهیهای درست هدایت میکنه، و میدونم که بعد از رفع اونها چه درهایی از نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عالی به روم باز میشه، و انشالله از نتایجم خواهم نوشت.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.
❤️من دستان خداوند هستم که می نویسد ،زبان خداوند هستم که سخن میگوید و قلب خداوند هستم که عشق را می پراکند
❤️خداوند در وجود من تجلی یافته
خدای من چقدررررررر این جملات روحانین و دوست داشتم اول کامنتم رو مزین کنم به جملات دوست عباسمنشی ام
و داستان زندگی شما که سراسر هدایته مث خیلی از ماها ولی تفاوت شما با خیلی ها در اینه که خوب شنیدین ندای قلبی تون رو و خوب عمل کردین
اونجا که بهتون گفته شد به بندرعباس مهاجرت کن در حالیکه شرایط مالی بسیار خوبی داشتین ، دل دل نکردین و عمل کردین
اونجا که اون شرکت نفتی کارگر لازم داشت رفتین و عمل کردین
اونجا که حس کردین باید استعفا بدین تعلل نکردین و استعفا دادین و دقیقا همون روز انفجار میشه و ۴ نفر از دوستانتون به رحمت خدا میرن و اونجاست که سید حسین بیشتر و بیشتر فکر میکنه و با خدا بیشتر و بیشتر راز و نیاز میکنه و دنبال رسالتش تو این دنیا میگرده و
توحید و اشاعه یکتاپرستی رو هدف خودش قرار میده
و دنبال شناخت خدای واقعیه
و خدا رو پیدا میکنه برای همینه که ثروت رو پیدا کرده ، عشق و روابط و سلامتی و معنویت رو پیدا کرده
آره فقط شعار نداده که حرفای قشنگ بزنه ، عمل کرده ، ایمان داشته و نتایجش هم برای همه واضحه
اون قدرت رو به رئیس بانک و نماینده مجلس و رییس جمهور و دلار و غیره نداده
اون فقط و فقط روی یک نیروی برتر حساب کرده
و اینطوریه که مسیرها براش باز میشه دستان خدا به کمکش میان درست در لحظه قرار گرفتنش در سفارت یک خانومی میاد که فارسی بلده حرف بزنه و ویزاشونو میده میان آمریکا
من اینجا نمیخوام مثال های دستان خدا رو بزنم برای استاد که یک نمونه ش که همیشه میبینیم لری هست که همیشه دست خیر رسان خداونده ، من اینجا میخوام برای ذهن بهانه جوی خودم یک الگوی تمام و کمال ارائه بدم از کسی که با شناخت خدای واقعی درونیش به همه چی رسیده به هممممممه چی
عاشقتونممممم استاد و هر روز و هر روز شما رو مثال میزنم برای خودم نمونه واضح و آشکار برای منطقی کردن ذهنم
از خداوند عالم بهترین ها رو براتون آرزومندم
خدایا شکرت برای دیدن این فایل
خدایا با دلی آرام این جملات زیبای سوره حمد رو تکرار میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والظالمین
اخ خدای مننن قلب من نور من چقدر چقدر عاشقق این عشقق بینهایتتم چقدر چقدررر عاشقانه نوشتی چقدر با تمام وجودم این اتصال نابتت این عشق بینهایتت رو بینهایت تحسینت میکنم عشق من چقدر چقدررر بینظیر بود چقدرر عالی توضیح دادی دقزقا دقیقا عملگراییی استاد نازنینمونو عاشقتممم چقدر این اتصال نابت رو بینهایت تحسینت میکنم جان من بینهایتتت تحسینتت میکنم چقدر عاشقققتممم بینهایت تحسینتت میکنممم تو بینظیزی عزیزدلم عاشقتم الهی که جریانی از عشق نعمت و ارامش و ثروت سلامتی شادی اتصال هرلحظه جاری ترین جاری ترین باشه بر لحظه لحظع ات الهی که هرلحظه غرق عشق خداوندم باشی عاشققتمم منن عاشقققتممم عاشقتم بهترین های بهترین های بهترین هارو برایت میخوام نازنین نرگسم بینهایتت تحسینتت میکنمم😍😍😍😍
سلام به شما دوستان گلم مخصوصا استاد دوست داشتنی و توحیدی خودم
از دیدن این فایل خیلی خیلی لذت بردم و بیشتر از همه خدا رو بیشتر حس کردم انگار از تارهای صوتی شما هربار خدا بود که داشت صحبت میکرد
دلیل اصلی که اومدم و این نظر رو گذاشتم دوتا اتفاق بود که چند وقت پیش برام پیش اومد که مطمئنا به این فایل شما هم ربط داره چون موقعی که داشتین حرف میزدین اون دوتا اتفاق بارها تو ذهنم داشت مرور میشد. دوست داشتم مثل شما اون رو با شما و دوستان گلم به اشتراک بزارم.
قبلش بگم که دو سه سالی هست به خاطر مشکلات مالی ( و حتی قبلش عاطفی ) اوضاع جالبی ندارم. مشکلاتی که به خاطر دوستم برام به وجود اومده بود درگیر بدهی و وام و … هستم. ( نمیخوام راجع بش زیاد توضیح بدم ) البته الان میدونم این مشکلات رو خودم به وجود اوردم و من مسئول صد درصد این اتفاقات هستم. الان که بش فکر میکنم مثل استاد میبینم که چقدر خوب شد که این اتفاقات رو تجربه کردم چون واقعا برام لازم بود چون خدای دوست داشتنی و واقعی رو تونستم بشناسم ( نه کامل ولی خیلی متفاوت تر از قبل )
همون سالها بود که با این سایت و استاد عزیز هم آشنا شدم . یادمه اولین بار که به سایت اومدم اولین فایلی که دانلود کردم فایلی درمورد شکرگذاری بود و استاد درمورد شکرگذاری و کتاب معجزه سپایگذاری از راندا برن صحبت میکرد. بعد اون فایل فهمیدم همون لحظه که دارم شکایت میکنم از شرایطم چقدر نعمت های خداوند تو زندگیم زیادن. چه احساس وصف ناپذیری داشتم. فوری رفتم و کتابش رو خریدم و ازش استفاده کردم.
حالا اولین اتفاق:
یه روز به خاطر همین مشکلات مالیم به هم ریخته بودم و سرکارم روحیات خوبی نداشتم. حتی با این که میدونستم نباید این احساسات رو داشته باشم ( چون این قوانین و میدونستم ) ولی با این وجود اوضاعم جالب نبود. سر کارم من با یکی از همکارهام رابطه خوبیتری دارم و باهم داریم با برنامه های استاد روی باورهامون کار میکنیم. اون روز چون از مشکلاتم با خبر بود بعد از کار برای اینکه باهم حرف بزنیم و تنها نباشم رفتیم با ماشینش یه دوری بزنیم. دوشتم داشت باهام حرف میزد و مدام قوانینی که یاد گرفتیم رو بهم یادآوری میکرد. با حرف هاش حالم کمی بهتر میشد ولی هنوز ته دلم به خاطر مشکلاتم و بی ایمانیم به خدا ناراحت بودم. انگار حرف هاش مثل قرص مسکن بود. همون لحظه اثر داشت ولی بعد از یادآوری مشکلات دوباره حس قبلیم برمیگشت.
تا این که یه بار که با ماشین داشتیم میرفتیم کنار خیابون سر یه کوچه وایستاد تا آروم تر بشم. همون موقع دوستم داشت خدا رو بهم یادآوری میکرد و حتی بهم گفت که این تو بودی که منو با این چیزها آشنا کردی حالا هم نباید به خاطر این مسایل هم خودت هم منو ناامید کنی .. خلاصه موقعی که داشت در مورد خدا و ایمان بهش حرف میزد یه لحطه از خودم بدم اومد که چرا با این که این قوانین رو میدونم ولی تو عمل و اون لحطه ای که باید ایمانم رو به خودم و خدا نشون بدم دارم این کار ها رو میکنم.
دوستان باورتون نمیشه وقتی که تو ماشین بودیم و میخواستیم حرکت کنیم من ناگهان چشمم به تابلوی سر کوچه ای که ما دقیقا با ماشین کنارش پارک کرده بودیم افتاد… اسم اون خیابون خیابان ایمان بود ….
وقتی اسم خیابون رو در حالی که داشتیم از کنارش رد میشدیم دیدم چنان برقی تو چشام زده شد که با خوشحالی به دوستم که اصلا متوجه اون خیابون نشده بود گفتم که برگردیم تا یه چیزی نشونش بدم. دوستم که با تعجب بهم نگاه میکرد برگشت و وقتی اسم این خیابون رو بهش نشون دادم داشت اشکش در میرفت…
گفتم خدایا تو با همین یه کلمه ( ایمان ) بهم نشون دادی که باید چیکار کنم . این نشونه ای از طرف تو بود تا ارومم کنی تا خودت رو به خودم یادآوری کنی… حس و حالم به کلی تغییر کرد و یه حس بی نظیر که توش قدرت رو احساس میکردم در وجودم داشت فریاد میزد که فقط و فقط رئی خدا حساب کن و بس. حتی دوستم با خنده گفت که این همه باهات حرف زدم ولی به اندازه این یک کلمه روت تاثیر نداشت دیدی دیدی خدا داره باهات حرف میزنه میگه نگران نباش که من باهاتم..
همون شب رفتم دوباره تنها روبروی اون خیابون وایستادم و با خدا حرف زدم. حس کردم که دارم تو مسیر یا بهتر بگم خیابان ایمان حرکن میکنم ..و حسی داشتم که بینظیر بود حتی با گوشیم عکس اون رو گرفتم تا تو گوشیم هر وقت این حس دوباره بهم دست داد بارها و بارها نگاهش کنم… ایمان.. خیابان ایمان …
دومین اتفاق:
چند روز بعد اون اتفاق ( بالایی که توضیح دادم ) یه شب خوابیده بودم که دم دم های صبح یه خواب عجیب دیدم.
خواب دیدم که تو یه خیابون با ماشین دارم حرکت میکنم. داشتم دنبال یه آدرس میگشتم و مدام از این و اون سوال میکردم که کجاست. از هرکی میپرسیدم و بهم نشونی میداد انگار از یه جای دیگه سر در میاوردم. خیابون ها برام غریبه میشد. هر مسیری که میرفتم ته اون خیابون به جاده خاکی منتهی میشد. مجبور بودم دوباره برگردم تا به جاده اصلی برم. از هرکی اونجا بود ادرس خیابون اصلی رو میگرفتم ازش و میپرسیدم چطور میتونم ازین خیابون های خاکی و جاده ها فرعی و بن بست برگردم و به خیابون اصلی برسم تا راهم رو پیدا کنم. ولی از هرکی که میپرسیدم از هر جاده ای که میرفتم تهش بن بست و خاکی و فرعی بود. حتی جالبه هرچی میرفتم انگار خیابون ها کوچیکتر و تنگ تر میشد..
بعد از ماشین پیاده شدم تا بلکه بتونم پیاده مسیر و پیدا کنم. ولی باز مسیر ها تنگ تر و گنگ تر میشد.
همیین جور که داشتم میرفتم یه دفعه خودم رو تو یه جایی دیدم که ادم های زیادی اونجا بودن یه جایی شبیه دانشگاه یا مدرسه بود. نمیدونم شایدم شبیه هتل بود . اتاق های زیادی داشت. حس میکردم باز هرچی میرم و تو اون محیط میگردم اتاق ها تنگ تر و تنگ تر میشن دیوار ها هم بلند تر و پنجره هاش کوچیک تر …
از اون جاده اصلی که داشتم توش رانندگی میکردم که تو فضای بازی بود رسیده بودم به یه اتاق مثل زندان. انگار هرچی میرفتم و هر تلاشی که میکردم مسیرها و مکانها برام تنگ تر و تنگ تر میشد.
تا اینکه وقتی تو اون اتاق تنگ خودم و دیدم یک دفعه مادرم رو کنارم دیدم که نشسته بود و مدام داشت گریه میکرد. یادم نیست چی میگفت ولی خیلی ناراحت بود ( اینم بگم که که مادرم به خاطر مشکلات من خیلی ناراحت بود و خیلی وقت ها گریه میکرد و میگفت این چه بلایی بود که سر تو و ماها اومده ( مشکل مالیم که باعث شده حتی خانوادم هم درگیرش بشن ) )
تو اون لحظه که مادرم داشت گریه میکرد بقلش کردم و داشتم بهش دلداری میدادم و از خدا بهش میگفتم که تنهامون نمیزاره و نجاتمون میده و راه و پیدا میکنیم و باید بهش ایمان داشته باشیم. همون موقع دستم رو دراز کردم ( نمیدونم چرا ) و از روی طاقچه ای که تو اون اتاق بود یه قرآن کوچیک که خاکی و یکمم گوشه هاش پاره شده بود برداشتم. خاکش رو گرفتم و بوسش کردم و بغلش کردم. (چه حس بینظیری بود) بعد دادمش به مادرم.
در حالی که مادرم اروم شده بود ومن با اون قرآن تو بغلش بودم از خواب بیدار شدم…
خدایا چه خوابی بود…
همون لحظه که از خواب بلند شدم یه حس درونی بهم گفت که محمد هرچی تلاش کنی و بدویی و بخوای با باورها و رفتارهای قبلیت عمل بکنی فایده نداره. هرچی تلاش کنی و حرکت کنی تا به جایی برسی از جاده و مسیر اصلی داری دور میشی و داری انگار خودت رو با اون باورهات محدود و محدود تر میکنی. انگار یه پات رو گازه و پای دیگت رو ترمز. محمد باید خدا رو باور کنی به خدا ایمان داشته باشی و از قرانی که گذاشتی اونجا و داره خاک میخوره
راهنمایی بخوای تا خدا و قران هدایتت کنن تا راه درست و جاده اصلی موفقیت رو پیدا کنی…
دستم درد گرفت از تایپ کردن !!! ولی حس عجیبی دارم الان انگار خدا بهم گفت بیا بنویس و من نوشتم برای شما دوستان گلم و استاد عزیزم.
دوستان فقط و فقط باید ایمان داشته باشیم به خدا و هر چی نزدیکتر بشیم بهش به موقفیت و ثروت و خوشبختی بیشتری میرسیم…
به قول استاد تو این فایل حرف قشنگی زد: گفت اگه فکر میکنی خدا رو میشناسی و باور داریش ولی تو روابطو ثروت و آرامش و… مشکل داری بدون هم باورهات نسبت به روابطو ثروت و سلامتی و.. ایراد داره هم باورت و شناختت نسبت به خدا ایراد داره…
ببخشید که طولانی شد ولی دوست دارم بخونین حتی به خاطر دستام که درد گرفتن از تایپ کردن !!
خیلی لذت بردم از پیامت. موهای بدنم سیخ شد! امیدوارم همچون گذشته در راه ایمان سالم و خوشبخت باشید. با امید به خداوند و کمکش قدم در راه شناخت بهتر او گذاشتم و آرزوی شناخت او و قوانینش رو دارم. انشالله خداوند به همه ما کمک کند.
خیلیییی لذت بردم حالم بد بود با خوندن کامنتت حالم خوب شد این ایمان همون گمشده منم هست که تو این شرایط خیلیییی بهش نیاز دارم خداروشکر که رفتی تو کوچه ایمان ایستادی تا بما هم این پیامو بدی نباید کم بیاریم باید باایمان قلبی درست محکم قدم برداریم ما با هم در کنار هم دست در دست هم با توحیدی ترین انسان روی زمین استادجانان شکست را میشکونیم و از مرز محدودیت ها پارا از گلیم مان درازتر میکنیم و همرنگ جماعت نمیشویم رسوایی را بجان میخریم ولی همرنگ جماعت نمیشویم ما یکرنگ میخوایم اونم رنگ خدایی و بی ریایی است
دوست خوبم خیلی حال کردم با کامنتت بخاطر بیداری ات خوشحالم شکرگزارم و بهت تبریک میگم امروز بهمون خدا از طریق تو ایمان و هدیه داد درووووود بدرووووود
سلام خانوم شایسته و استاد عزیزم، من خیلی خیلی خیلی کم پیش میاد که توی سایت کامنت بذارم
اما امروز قلبم بهم گفت که باید بنویسم
من حدود ۴ سال میشه که با استاد و سایت آشنا شدم و توی این مدت چه چیزا که توی زندگیم تغییر کرده، اونموقع با اینکه ۲۶ سالم بود ولی یه دختری بودم که هنوز هدفشو پیدا نکرده بود، و فقط یه تصویر خیلی خیلی تارو ناواضح ازش داشت، عاشق کار کردن با دستم و خلق چیزای جدید بودم، اما چه چیزایی، چطور و هزاران سوال دیگه، اونموقعا وقتی مینشستم توی اتاقم که توی زیرزمین خونمون بود و تیکه های کوچیک پارچه های نمدیو بی هدف به هم میدوختم ،همزمان به فایلای استاد گوش میدادم، البته اونموقعا هنوز سایتو نمیشناختم و فقط چنتا فایل از توی تاگرامو جاهای مختلف از استاد تو گوشیم سیو کرده بودمو مدام اونارو گوش میدادم، تا اینکه تو همین فایلا به سایت هدایت شدم، و اونقدددددددر ذوق زده شده بودم که نمیشه توصیفش کرد ازینهمه فایلایی که توی سایت هستو من ازشون بیخبر بودم، یجورایی گوش دادن بهشون همزمان با کار کردن روحمو تازه میکرد و به طرز عجیبی تصویر آینده و هدفمو آروم آروم آروم توی ذهنم واضح ترو واضح تر میکرد، شده تا حالا برید برا غذا خوردن یا آب خوردن و موقع خوردنشون بفهمید که چقدر گشنه یا تشنتون بوده؟؟؟!!! همون حسو داشتم هرچقدر بیشتر گوش میدادم بیشتر میفهمیدم که چقددددر تشنه این حرفا بودم همیشه، بخاطر اینکه متنم خیلی طولانی نشه خیلی وارد جزئیات نمیشم که چیا گذشت توی این مدت توی زندگیمو چطور گذشتو چیا یاد گرفتم، شاید البته یروزی یجایی بازم توی سایت براتون بنویسم ، حتی اگه این حرفا قلب ینفرم لمس کنه کافیه❤️من اونموقعا توی خانواده ای زندگی میکردم که هیچ معیاری و هیچ نشونی از موفقیت نداشتن، و هر روزو هر روز بیشترو بیشتر توی مشکلاتو حاشیه های پوچ زندگی فرو میرفتن، موضوعاتی که قلبم به من میگفت اینا نباید وجود داشته باشن و رندگی حقیقی این نیست، میدونید چیزی که همیشه در مورد استاد و حرفاش برام مهم بود و منو بیشترو بیشتر به خودش جذب میکرد چی بود، من از همون اول متوجه شدم که من یکسری خواسته هایی دارم و به یسری چیزایی باور دارم که آدمای دوروبرم هیچکدوم باورشون ندارن و حتی مسخرشم میکنن، مثلا اینکه میشه شغلی داشت که تایم کاریش کم باشه زحمتش کم باشه زمانت آزاد باشه ازش لذت ببری و کلی هم پول دربیاری، بهش باور داشتم ولی هیچ نتیجه ای توی زندگی خودم نداشتم، و هیچ الگویی هم توی زندگی اطرافیانم نداشتم، و معمولا افکارم با تمسخر بقیه روبرو میشد، تا اینکه آروم آروم متوجه شدم حرفای استاد عییییین همه چیزایی که من میخوامشون عین همه افکاری که میخوام باورشون کنم، انگار حرفایی که استاد میزد توی قلبم هک شده بود اما من الگوی برای باور کردنشون نداشتم و همیشه دلم میخواست ینفر پیدا شه و بهم بگه که همه اینا حقیقت داره، و استاد، خدا فرستادش توی زندگیم، دقیقا وقتی این جمله رو براتون مینویسم اشک تو چشام جمع شده، چون نمیتونم براتون توصیف کنم چه حد زندگیم تغییر کرده بعد از ۴ سال…
طی این سالها و این روزا خدا درسای زیادی بهم داد و استاد واقعا بخش عظیمی از آموزش این درسارو توی زندگیم سهیم بوده، میگم که وارد جزئیات این سالها نمیشم، کمی از اولش گفتم کمی هم از الان براتون مینویسم، امروز که اینجام من توی یکی از بهترین نقطه های شهر خودمون زندگی میکنم و توی یکی از بهترین خونه ها با منظره ای زیبا از مرکز شهر و طبیعت به طور همزمان، تمام چیزهایی که برای یه زندگی راحت لازمه توی خونم دارم ، با کسی زندگیمو شریک شدم که فقط همسرم نیست، رفیقمه، بهترین دوستمه، و هر لحظه برای حضورش توی زندگیم خدارو شکر میکنم، و از همه مهمتر همسرم کسیه که به طرز عجیبی مثل من به استادو برنامه هاش علاقه منده، شبا وقتی باهم میشینیم بجای سریالو اخبارو هرچیز دیگه ای که هیچ علاقه ای بهشون نداریم فایلای سفر دور آمریکا زندگی در بهشت و فایلای دیگه رو باهم میبینیمو لذت میبریم ، عاشق استاد و خانوم شایسته هستیم ، شاید باورتون نشه ولی وقتی چند روزی کاری داریمو نمیتونیم ببینیمتون دلمون براتون تنگ میشه ، همینجا میگم که خیلی دوستون داریم، الان دارم زندگیو تجربه میکنم که همیشه توی رویاهام داشتم رابطه ایو تجربه میکنم که همیشه توی رویاهام داشتم ولی همه میگفتن نمیشه ولی من فقط ینفرو میخواستم که بهم قدرت اینو بده که بتونم باور کنم که میشه و خدا استادو برام فرستاد، و از همون روزا درک کردم و هرروز عمیقترو عمیقتر درکش میکنم که محاله چیزیو درخواست کنی و جوابی براش دریافت نکنی، الان فضای خونمون رابطمون و سطح انرژی کل خونمون جوریه که هررررررکسی میاد توش بدون استثنا میگه وااااااای چقد حس خونتون خوبه،،، و این بخاطر حس خوبیه که منو همسرم توی طول روز توی فضای خونه و زندگیمون پخش میکنیم، ما الان باهم زندگی میکنیم اما هر کدوم بطور جدی دنبال هدفای خودمونیمو هروقت لازمه به همدیگه کمک میکنیمو انگیزه میدیم، درسته گفتم هدفامون، من هدفمو پیدا کردم، و وضوح تصویری که الان از هدفم دارم با ۴ سال قبل قابل مقایسه نیست، من الان دیگه کسبوکارمو راه انداختم، و خدا یه آدماییو به کسبو کارم هدایت کرده که نمیتونم واقعا با کلمات توصیفشون کنم، ولی شاید یروزی همینجا توی ساید بازم از جزئیات بیشتر براتون بنویسم، آدمایی الان با منن که مثل خودم عاشق این کسبو کار شدن، و حتی موقعایی که من به فکرش نیستم به فکرشنو کارو انجام میدن، و این بازم یاد من میاره که اینا همش خواسته های قلبم بود که آدما باورش نداشتنو میگفتن نه گوش کارمندو باید کشید نباید به آدما اعتماد کردو ازین حرفا، ولی من همیشه با خودم میخواستم که یه خانواده توی کسبو کارم شکل بگیره که همه اعضا عاشق این خانواده باشن و به چشم خودم میبینم که داره اتفاق میوفته چون استاد بهم قدرت داد تا خواسته هامو باور کنم، خدایا شکرت چقدر حرف زدم😄چقدر دل پری داشتمو این مدت نمینوشتم
و الان که کیفیت کارم نسبت به اونروزا قابل مقایسه نیست من هنوزم موقع کار کردن فایلای سایتو گوش میدم، و مهمترین چیزی که باعث شد بیامو اینهمه بنویسم «روزشمار تحول زندگی من» بود ، مریم عزیزم نمیدونی که با این دسته بندیت با این کارت چه لطف و محبت بزرگی توی زندگیم انجام دادی، من خیلی به دسته بندی و نظم علاقه دارم وقتی دیدم که اینطور فایلارو منظم چیدیم فقط خدا میدونه که چقدر خوشحال شدمو ذوق کردم انگار که دوباره سایتو پیدا کردم، هر کدوم از این فایلارو شاید ۱۰ بار ۲۰ بار گوش داده باشم اما هنوزم تشنه شنیدنشونم چون هربار به درک جدیدی ازشون میرسم حتی اگه توی یه فایل ۲ ساعته یک کلمه جدید درک کنم برام دنیاست، بینهایت از این کارتون سپاسگزارم❤️الان از لحاظ رفاه مالی به حدی رسیدم که به راحتی زندگی میکنم همیشه خونم پر از نعمت و فراوانیه پر از آرامش و حس خوب و رابطه ناب ناب ناب با همسرمه ، که چقددددر برای حضورش توی زندگیم سپاسگزار خدای خوبم هستم و تمااااااام این اتفاقات و تغییرات توی زندگیم با فایلای رایگان و کتابهای استاد و قدم اول برام اتفاق افتاده، و این باورو در من ساخته که استاده از بقیه محصولات استاد هر لحظه تحول بیشتریو توی زندگیم رقم میزنه، اما چطور؟؟؟ من فعلا توانایی خرید محصولات دیگه رو ندارم ، فعلا… دقیقا فعلا… و ایمان دارم وقتی میتونم تهیه شون کنم که بازم رو خودم کار کنم کسبو کارو درآمدم رو گسترش بدم ترمزهامو بردارم و پول بقیه محصولات پله پله خودش به سراغم میاد، دقیقا مثل جمله ای که میگه «وقتی شاگرد آماده باشه سروکله آموزگار پیدا میشه» اگه من آماده شنیدنشون باشم بهم داده میشن❤️ دیگه با چطورش کاری ندارم ، چطورش کار خداست نه دغدغه من
و در آخر یسری از جملات طلایی و مهمی که از استاد یاد گرفتم و همیشه قوانین اول زندگیمن:
-همه چیزو همه کس سرجای درستش قرار داره
-برگی بدون اذن خدا به زمین نمیوفته
-تکاملت رو طی کن و نا امید نشو
-کار خودتو انجام بده خودتو مقایسه نکن و با بقیه کاری نداشته باش
-دنیا پر از فراوانیه
-چیزی به اسمرقیب توی کسبو کارت وجود نداره هر کسی داره کار خودشو انجام میده و روزی موفقیت ایده برای همه به فراوانی هست
-موفقیت دیگران چیزی از موفقیت تو کم نمیکنه
-فقط روی خدا حساب باز کن
-حس خوب اتفاقات خوب حس بد اتفاقات بد
و یاد گرفتم توی ذهنم یه آلارم نصب کنم، وقتی فکری حرفی خاطره ای اتفاقی از ذهنم عبور میکنه اون آلارم سریع واکنش نشون میده و یه سوال میپرسه : این فکر ، خاطره ، حرف یا هرچیکه هست ، در مسیر خواسته و اهدافت هست؟؟ و کمکی به رسیدنت به خواسته هات میکنه؟؟؟ و فقط یک جواب هست ، بله یا خیر
اگه بله که ادامه پیدا میکنه اگه نه که همونجا به طور ارادی قطعش میکنم و نمیذارم ادامه پیدا کنه و به این شکل سعی میکنم که افکار و ذهنمو و ورودیهامو کنترل کنم، البته جدیدا این روالو به صورت جدی پیش گرفتم چون هرروز دارم برای رسیدن به خواسته هام جدیترو جدیتر میشم
استاد عزیزم نمیدونم دوباره کی براتون بنویسم، شاید همین فردا شاید بعدا، ولی میخوام بگم که خیلی خیلی خیلی خوشحالم و حس خوبی دارم ازینکه اینجا باهاتون صحبت کردم با شما با مریم عزیزم و بچه های سایت، استاد عزیزم بششششدددددت مشتاق دیدارتونیم منو همسرم و مطمئنم روزی توی زمان و مکان مناسب خودش این ملاقات اتفاق میوفته
عاشقتونم و ممنونو سپاسگزار از تمام آگاهیها و حسای خوبی که توی دنیا گسترش میدید تمام اون فرکانسای زیبایی که ارسال میکنید و ماهایی که روی اون فرکانس تنظیمیم بسته به کیفیت گیرنده و دقت تنظیممون میتونیم آگاهیهای ارسالی شمارو دریافت کنیم
ایده ات خیلی زیبا بود . اینکه هر حرفی یا هر چیزی که از ذهنمون میگذره رو بررسی کنیم و ببینیم کمکی به رسیدن به خواسته هامون میکنه و جواب قاطعانه یا نه ست یا اره .
مسعود هستم از انگلستان ، خیلى وقته که میخوام براتون بنویسم ولى به دلیل مشغله زیاد موفق نشدم ، پارسال که به صورت تصادفى داشتم توى اینترنت سرچ میکردم اولین ویدئو از استاد چگونه در عرض یکسال … را به صورت اتفاقى دیدم و از خودم پرسیدم که من ایشون رو یکجا دیدم و مطمئن بودم که اشتباه نمیکنم ، وقتى توى فایلهاشون از گذشتشون که توى بندر عباس راننده تاکسى بودن و مسیرى که اونجا کار میکردن را گفتن ، مو به تنم سیخ شد تا چند دقیقه شوکه بودم چون من یکبار لیاقت اینو داشتم که ایشون رو توى اون سالها دیده بودم ، من هم تو همون سال ها دانشجوى بندرعباس بودم و چند واحد هم توى دانشگاه قشم گذراندم و چون وقت هایى که دریا طوفانى بود اسکله حقانى تعطیل میشد و ما مجبور بودیم از اسکه رجایى که کشتى هاى بزرگ تردد میکردن به دانشگاه قشم بریم و توى یکى از اون روزا من مسافر استاد شدم و ایشون رو کاملا یادم هست ، شاید همون وقت هایى بود که ایشون هدفن توى گوش میذاشتن و با تمرکز بر خودشون باور هاشون رو میساختن !
زندگى من هم شباهت خیلى زیادى به استاد داره چون منم از بندرعباس شروع کردم و تو اون زمان با اینکه هیچ مشاور و راهنمایى نداشتم ولى همیشه از خدا با کمک قوانین کیهانى کمک گرفتم و براى خودم یه زندگى کامل ساختم ! تا به امروز اینقدر موفقیت از این قوانین کسب کردم که نمیدونم از کدومش براتون بنویسم ، موفقیت هایى که فقط یه معجزه میتونست اونا رو به حقیقت برسونه ، حتى مهاجرت من هم به انگلیس خیلى شبیه استاد بود ، بخدا هر هدفى که داشته باشید تا وقتى که از قوانین استفاده میکنید به نتیجه میرسه ! خیلى زودتر از اونى که فکرشو کنید اگر باور قوى و محکم داشته باشید ! توصیه من به شمایى که تازه با این گروه آشنا شدى حتماً حتماً از فایل هاى رایگان شروع کن و با ایمان بپذیر و ادامه بده ، استاد عباسمنش عزیز باور دارم به زودى شما رو از نزدیک میبینم و براى شما و گروهتون آرزوى سلامتى خوشبختى و ثروت دارم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است
که رب و فرمانروای جهانیان است
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به استاد جانم و استاد شایسته مهربان
سلام به انوار الهی در حالِ تابِش به جهانِ هستی و کیهان
سفر عشق و مهاجرت استاد با دستهای خالی به شهر بندر عباس
و در اولین گام ایمانِش را نشان میدهد و از صفر کار را شروع میکند ولی در همان شرایط روح بزرگ و بلندَش دست خوش شرایط بیرون نیست و او با داشته های اندکَش هم از زندگی لذت میبرد و این یعنی در لحظه حال زندگی کردن
از پیاده روی در ساحل ،از نخود لوبیای آپ پز ،و از سقف چوبی و سیمانی ، از آسمان آبی
ولی آرمان ها و آرزوهایی بزرگی هم داشته و قناعت پیشه نکرده و جستجوگر بوده
با آنکه در همان لحظات حالِ خوبی داشته و شکرگزار بوده
شرایط را تحمل نمیکند و در سختی به سر نمیبرد
إِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا را در عمل نشان میدهد
و آرامش و لذت در همان شرایط در زندگی استاد جان جاری بوده
ایمان نشان میدهد و از شغلَش استفا میدهد ودر همان روز آن اتفاق میافتد و استاد را وامیدارد برای سوال کردن از رب
خدایا چه رسالتی و و چه ماموریتی من دارم که این همزمانی ها و این هدایت ها باعث شد من از این اتفاق جان سالم به در ببرم
دو ماه سوال و پرسشگری همراه با احساسات ناب بالاخره پاسخ ها بر جان و قلب استاد لبریز میشود
اشاعه توحید و یکتا پرستی( بت پرستی قدرت دادن به شیطان و تکیه به هر عامل بیرونی است برای تاثیر بر زندگی ات بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام شر است که زندگی تو را احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو سلب میکند ،بت پرستی یعنی قدرت دادن به هر کسی یا چیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگی ات)
تفاوت انسانها به علت تفاوت باورهای آنها نسبت به قدرت خداست.
توی این مسیر ( توحید و یکتاپرستی و ایمان به قدرت رب )همه چیز به منداده شد.
اون روزی که من خدا رو ( به عنوان تنها رب و قدرت در این جهان به این معنی که روی کسی یا چیزی حساب نکردم و به کسی یا چیزی به عنوان نیروی شر قدرت ندادم) باور کردم و احساس کردم
هدایت شدم که رسالتم اینه،اون حسی که من بهش میگم خداوند و در درون من با من صحبت کرد و گفت توی این مسیر یکتاپرستی و توحید قدم بردار و من رو باور کن ؛من همه چیز بهِت میدم.
اون چیزی که منو از سالِ 80 به این نقطه رسونده که با شروع اون اتفاق و هدایت شدن به رسالت توحیدی
اینه که به آدمها بگم
قدرت مطلق خداونده
واقعا سعی کردم به همه بگم اون خدایی که توی آسمون ها دنبالش میگردیم توی قلبِ ماست و نزدیکه و به ما همه چیز میده و واقعا به من همه چیز داد که هر چند من متوقف نشدم و از خدا چیزهای بیشتری میخوام برای رشد و کمال.
خوشحالم و میخوام بگم دنبالِ خدا باشید و خدارو تو زندگیتون پیدا کنید و اگر چنین بشه
ثروت خود به خود سراغمون میاد،ولی خدای واقعی ؛ اگر یکی فکر میکنه خدا رو پیدا کرده ولی ثروت نداره ،احتمالا باورهاش هم درباره ثروت ایراد داره ،هم خدا
اگر یکی فکر میکنه خدارو پیدا کرده ولی سلامتی نداره ،هم باورهاش در مورد سلامتی ایراد داره و هم در مورد خدا
اگر کسی فکر میکنه خدارو پیدا کرده و روابط خوبی نداره هم باورهاش در مورد خدا ایراد داره هم در مورد آدمها ایراد داره ،هم در مورد روابط و هم در مورد خودِش ایراد داره.
من به شما قول میدم اگر خدارو باور کنید فارغ از هر دین و مسلکی که دارید.
به اون اصل و اون چیزی که از همه مهمتره که باعث سعادت انسان میشه که یکتاپرستی هست.
تسلیم بودن در برابر خداونده،باورکردنِ اجابت درخواست های ما در برابر خداونده
وقتی آدم این رو باور میکنه بهِش گفته میشه ،راه ها بهِش نشون داده میشه ،قدم ها بهِش گفته میشه ،موقعیت ها براش بوجود میاد،آدم ها به صورت دست هایی از خداوندمیان و بهِش کمک میکنند، مثل همون اتفاقی که برای من افتاد و همیشه داره میوفته (هدایت) و خوشحالم که در همه کامنتاتون رد پای خدا و عشق به پروردگار و توحید و یکتا پرستی رو میبینم.
خوشحالم در مسیر توحید هستم و به شما قول میدم در این مسیر همه چیز به شما داده میشه.
من از هیچ به اینجا رسیدم.
دوست دارم در مورد فضل خداوند و رزاق بودنِش ، درباره نعمتهاش و بزرگیش و رأفتی که به ماداشته صحبت کنم و خیلی احساس قدرت میکنم که در موردش صحبت میکنم ،احساس میکنم به اون عهدی که با خدا بستم دارم عمل میکنم.
در این مسیر توحید و یکتاپرستی با عشق حرکت کنیم و از این مسیر لذت ببریم و یادمون بیاد که
هر آنچه داریم از اوست و خضوع و خشوع داشته باشیم در برابر ربِ وهاب و اوست که راهنما و هدایت گر و حمایتگر ماست و اگر باورِش کنیم زندگی بینهایت آسان، شادی بخش،لذت بخش ،و بینهایت فراوانی و ثروت داریم.
لازم داشتم برای خودم جملاتتون رو تایپ کنم وتامل و
و فکر کنم
دو سه مرتبه فایل رو گوش دادم
خدا رو شکر چقدر قلبم باز شد
و درس توحید و عشق ادامه دارد….
سلام استاد محترم
من از بچههای 12 قدم هستم، امروز به شکل اتفاقی این فایل دانلودی را گوش کردم و دلم نیامد این مطلب را ننویسم. شما در این فایل گفتین بعد از اون اتفاق ناگوار در سر کار سابقتون به این نتیجه رسیدید که باید کلام خدا و توحید را انتشار بدید، جالب که بدونید دقیقا همین امروز در اوج اشک و ذوق در لحظه شکر و سپاس نوشتم خدارو هزار بار شکرت که من ایمان اوردم که این ارامش در قلبم امد با فقط ذکر نامش به اوج ارامش میرسم. از صمیم قلب از خدا تشکر کردم به خاطر اشنای با شما و براتون از خداوند طلب سعادت در این دنیا و ان دنیا کردم.
درود خداوند بر همه جهان و سپاس که اون هدایتگر و به خود باز خوانند هست. شما موفق شدید من از طریق شما به عشق به خدا رسیدم و در این لحظه سرشارم از بهترین ها در هر زمینه ای.
در پناه الله شاد و سعادتمند باشید
سلام استاد عباسمنش
از خدا سپاسگزارم، از شما که دستی از دستان خدایی سپاسگزارم
این ویدئو با تمام فایل هایی که ازتون دیدم فرق داره
شاید یک تلنگر
یک شوک
ممنونم استاد
قدرت مطلق خداونده
خداوند
خداوند
خدایا شکرت که تورو دارم
دسترسی به بنده های خوبت مثل استاد عباسمنش دارم
خدایا شکرت که تو ابرقدرت آسمانها و زمینی
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته
ی تشکر ویژه از شما بابت به روز رسانی فایل ها عاشقونم
به قول استاد هیچکس یا صفر مطلق نیست یا یک
ما مابین اینیم میتونیم به 1 نزدیک بشیم
میتونیم به صفر نزدیک
من خودم یکی از وابستگی هام همسرم هست که میدونم کار اشتباهی هست
الان در این زمان که شرایط کشور بهم ریخته هست و همه منتظرن ببینن نتیجه ایران و امریکا چی میشه. این همون شرک محسوب میشه و هر کی رو میبینی دم به شکایت و گله میزنن و اینا برن و اونا بیان و فلان
من تو همین شرایط نسبت به قبلا بیشتر در امدم رفته بالا چرا چون ی مدت هست تمرکز کردن به سپاسگزاری کردن و شب و صبح سپاسگزاری میکنم بابت هرچیزی که میبینم که دارم از بالشت زیر سرم تا خونه ای که هستم و چقدر ارامش خاصی دارم و چقدر نعمت های فراوانی به سمت من هدایت میشه
شرک رو منم دارم ولی تنها راه حلش اینه که سپاسگزاری کنم و فایل های استاد رو گوش بدم و ذهنم رو از قبل و باور های محدود کننده کمرنگ ترش کنم خداوند هدایت میکنه واقعا هدایت میکنه. فقط باید یادم باشه که اخر شب اعتبارشو بدم به خداوند و صبح هم از خداوند بخوام
من تازه یک هزارم و ی درصد این رو دارم کار میکنم که نتایج رو دارم میبینم
ی سری بدهکاری هایی که داشتم پرداخت شدن خرج خونه کاهش پیدا کرده وسایل هایی برام درست میشه با قیمت های مناسب اینا نعمت های خداوند هست
هر چه سپاسگزار تر باشیم خداوند ظرفمون رو بزرگتر میکنه در خواست هامو از کسی میکنم که نمیمیره و تمام اختیارات و منبع ثروت و نعمت و سلامتی همه دست اونه
کلید خوشبختی دست منه و اجابت کننده درخواست های من خداونده. چقدر دلت گرم میشه وقتی میگی دادمش به خودش. و خودش ردیفش میکنه خودش برام درستش میکنه
خدا برام در زمان معین میده
خدایا سپاسگزارم بابت نعمت سلامتی و عشقی که دارم
به نام خدا
سلام به همگی
چیزی که تمام عمر بهش قدرت دادم پدرم هست
از بچگی تایید پدر حکم دوست داشتنی بودن ،خوب بودن و ارزشمند بودن رو داشت برام (شرک بزرگ و عمیق)
و حتی پول پدرم که چون با زحمت بدست می اومد فکر می کردم پدر مهمه ،پدر ارزشمنده ،من مهم نیستم و حتی اونقدر پدرم تو ذهنم بزرگ و قوی بود که از خدا پول نمیخواستم
و همیشه ترس از گفتن این که مسئله ای تو زندگی مون هست یا نه
چون از پدرم می ترسیم، چون از ناراحت شدنش می ترسیم
از عصبانی شدنش از غصه خوردنش می ترسیم
ما بچه ها به پدرم خیلی قدرت دادیم
و الان در زندگی شخصی خودم به همسرم قدرت دادم
بعضی موقع ها که عصبانی می شه ازش می ترسم
ازطرفی از پدرم و مادرم هم می ترسم بهشون بگم مثلا همسرم ادم تندی هست
همسرم قدرت داره تو ذهنم
پدرم قدرت داره
مادرم قدرت داره
گرونی و اوضاع دولت بعضی موقع ها تو حرفام که می زنم قدرت دارن تو ذهنم
نظر مردم برام مهمه و قدرت داره تو ذهنم
به نام هو اول و آخر یار ، خداوند نور ، خداوند مهربان و هدایتگرم که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« توحید عملی _ قسمت یک 1 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت اول توحید عملی، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
من چه همین چند هفته پیش و چه چند سال پیش که هنوز شروع نکرده بودم به اون صورت روی آگاهیهای سایت، اما من همیشه فایلهای توحید عملی رو سیو داشتم و همیشه گوش میکردم و حتی یکی از دوستان هم یه میکسی از صحبتهای استادجان درست کرده بودن که داخل کانال تلگرام استادجان وجود داره و اگر که اشتباه نکنم از سری فایلهای توحید عملی بود، و من همیشه وقتی که این فایلها رو گوش میکردم متوجه ایمان و باور و کلام ابراهیمی استاد میشدم و ایمان منم هزاران برابر بیشتر میشد، همیشه دوست داشتم بنویسم که اگر که ممکنه باز هم فایلهایی رو از این دسته از دسته بندی سایت ( توحید عملی ) بیشتر قرار بدید و حتی بیصبرانه منتظر این هستم که استادجان فایلهای جدیدی رو از این نوع قرار بدن، و دقیق نمیدونم که داخل کدوم دوره بیشتر به این مباحث پرداخته شده به صورت تخصصیتر، میدونم که تمام آموزشهای استاد بر پایه و اساس همین موضوع ” توحید ” و توحیدی شدن قرار داره، اما فکر میکنم که داخل دورههای دوازده قدم و قوانین آفرینش خیلی بیشتر به اینها پرداخته شده، حالا انشاالله به زودی دورهها رو هم تهیه میکنم و از نتایجم خواهم نوشت، که البته بعدش که فایل رو گوش کردم و متن فایل رو خودم فهمیدم که توضیحات جامعتر از این نوع توحید عملی داخل دوره احساس لیاقت هستش که انشالله اون دوره رو هم به زودی تهیه میکنم.
چهقدر متن توضیحات این فایل برام جالب بود و خدا میدونه که چقدر درس داشت برام، بهخصوص اون جایی که نوشته شده بود : ” که گاهی خداوند از طریق تضادها، و سختیهای طاقت فرسا، ما را بیدار میکند تا که بهیاد آوریم که برای هدفی والا خلق شدهایم “، و جمله بعدی هم که نوشته بود : ” که جهان هستی تصادفی نیست و اگر هنوز نفس میکشید، یعنی خداوند برای شما برنامهای دارد. “، و این جملهها رو که واقعا من خیلی حس میکنم و با تموم وجودم بهشون ایمان دارم، درسته که گاهی ممکنه به ظاهر یه سری چیزها تغییر کنه و شاید ما ظاهراً فکر کنیم که این اتفاقات منفی هستن و …، اما در اصل این هست که هر چیزی خِیریتی درش وجود داره و هر چیزی و هر اتفاقی هم که رقم میخوره برای اینه که ما به مسیر درست و الهی هدایت بشیم و در راه یادگیری و کار کردن روی قوانین الهی و کائناتی قدم برداریم، درست مثل خودم و خیلی از دوستانم که داخل این سایت هستن و ممکنه که یه تضاد و یا یه مشکلی باعث شده که بیخیال نباشن و دنبال یه راهی باشن و خود خداوند هم که ما رو به این سایت هدایت کرد، روزی هزاران بار خدارو شکر میکنم برای اینکه خداوند هدایتگر من هست و حواسش به من هست و من رو هدایت میکنه به سمت افراد و آگاهیهای درست.
چقدر این کامنتی که داخل سایت استادجان بهش پرداختن و خوندنش زیباست و پر از آگاهیهای ناب، و خدا میدونه که من چندین ساله که خیلی اوقات که میخواستم به خدام نزدیکتر بشم یا یه فایلی رو گوش کنم که از این دست باشه، چقدر این فایل رو گوش میکردم و این قسمتش که با صدای استاد این کامنت رو خوندن حکم یه مراقبه رو داشته برام همیشه، و بهخصوص شبها که تنها هستم با هنزفری این تیکه رو که گوش میکردم و انگار یه تلنگری بود برام و من رو بیدارتر میکرد و اشک تو چشام جمع میشد که آره درسته همینه و خدا همینه نه اون بُتی که به ما گفتن به اسم خداوند، و این تیکهش که دوست عزیزمون گفتن که برای خودشون هم تعجب آور بود و انگار که یه کسی میگفته و ایشون مینوشتن، دقیقاً همین تیکهش و این احساس رو من با تمام وجودم حس میکنم و بارها و بارها که خیلی حسم خوبه و حالم عالیه و شروع میکنم به نوشتن انگار که من دستان خداوند هستم که دارم مینویسم و بعدش که میریم میبینم و میخونم اون متن رو خودمم تعجب میکنم، حتی متن داستان هدایتم رو که خودم بعد از چند ماه خوندم یه سری تیکههاش رو خودمم تعجب میکردم که انگار اون رو خداوند گفته بود بهم و من نوشته بودم و این حس رو من هزاران بار توی زندگیم حس کردم خداروشکر، انشالله که من در مسیری هستم که این اتصال بین من و منبع و این وصل بودن به خداوند خیلی بیشتر و بیشتر بشه که بتونم بازهم صدای درونم و الهامات و وحیها و شهودم رو بشنوم.
دوست داشتم این متن کامنت رو اینجا بنویسیم اما دیگه خیلی طولانی میشد، و حتی چندین بار گوشش کردم و هر بار که گوشش میدم بازهم برام تازگی داره، و خیلی از جاهاش نکتهها و درسهای خیلی مهمی رو برام داره همیشه.
اگر که به خدای واقعی و منبع واقعی الهی متصل و وصل بشیم، دیگه قرار نیست که ما کاری انجام بدیم، اون خدا خودش به ما همه چی میده، از ثروت و سلامتی و داشتن احساس خوب و خوشبختی گرفته تا داشتن روابط خوب و زیبا و رویایی و… و خلاصه همه چیزهای خوب و همه چیزهایی که آروز داریم، و در واقع این نعمتها و ثروتهایی که به ما میرسه از طریق خداوند پاداش همون توحید و یکتاپرستی و اتصال به خداوند و منبع هست، و اون چیزی که باعث ثروتمندشدن و سعادتمند شدن ما میشه یکتاپرستی هست، تسلیم در برابر خداوند و باور کردن نیروهای خداوند هست، باور کردن نزدیکی خداونده، باور کردن اجابت کردن درخواستهای ما توسط خداونده، و وقتی هم که ما اینها رو باور میکنیم بهمون گفته میشه که چیکار کنیم، مسیرها گفته میشه، راهها بهمون نشون داده میشه، قدمهای فعلی و بعدی بهمون گفته میشه، موقعیتها برامون به وجود میاد، آدمها به صورت دستانی از خداوند میان و بهمون کمک میکنن، و این یه روندی هست که همیشه داره اتفاق میفته، و میتونیم که در تمام ابعاد زندگیمون ردپای خداوند رو ببینیم.
انشالله که همه بتونیم در این مسیر حرکت کنیم و ادامه بدیم تا در این مسیر تکاملیمون بتونیم به بهترین و زیباترین شکل ممکن ادامه بدیم، و بعدش هم خواهیم دید که خداوند به ما همه چیز میده از همه لحاظ.
تمرین :
قبل از هرچیز از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا بتونم منظورم رو به درستی برسونم، خب در رابطه با این تمرین یکم فکر کردم و دیدم که من از زمانی که شروع کردم تا که روی خودم کار کنم و تعهد دادم که در این مسیر گام بردارم، از همون لحظه و تا به الآن دارم روی توحیدی شدن هرچه بیشتر خودم کار میکنم، و در واقع خب من از همون بچگی آدم مذهبی بودم و علاوه بر اون باورهای شرک آلودی که از طریق جامعه و رسانهها و … بهمون تزریق میشه، علاوه بر اونها دیدگاهها و آگاهیهای نامناسبی رو هم در وجودم شکل گرفته بود راجب خداوند و حس میکردم که اشتباه هستن و …، و واقعاً چند سالی هستش که به دنبال مسیر درست و اصولی بودم که بازهم از اون طریق آگاهیهایی دریافت کردم و خداروشکر که خداوند من رو هدایت کرد تا به سمت استادجان و این سایت هدایت بشم تا که بتونم اون آگاهیهای درست و قوانین خداوند رو دریافت کنم.
در کل به طور خلاصه بخوام بگم اینکه اگر من بیام و یه لیستی رو بگیرم که راجب چه چیزهایی شرک داشتم خب بنطرم خیلی طولانی میشه، و چیزی که من درک کردم اینه که در هر موضوعی و هر مبحثی رو که من بررسی کردم ردپایی از شرک و ترمز رو درش میبینم، که بعد از این مدت و این چندماهی که دارم کار میکنم خب اول از همه به صورت منطقی پذیرفتم و بعدش دارم پیداشون میکنم و با کمرنگ کردن اون شرک و باورهای منفی و جایگزین کردن اونها با باورها و الگوها و آگاهیهای درست و مثبت و الهی دارم روی خودم هر چه بیشتر کار میکنم.
به عنوان مثال :
من چه در رابطه با کار و شغل و درآمد و … شرکهایی آشکار و پنهانی داشتم، مثلا اینکه سرمایه زیاد میخوام یا اینکه باید همه چی عالی باشه، یا اینکه دنبال قرض و بدهی و چکی خریدن و وام گرفتن و … بودم همیشه، و البته که سیلیهای محکمی هم از جهان هستی خوردم، اما خداروشکر راه درست رو پیدا کردم و در این مسیر درست دارم به صورت گام به گام و تکاملی قدم بر میدارم، و حتی چند جا وام و قرض و بدهی هم برام اوکی شد و میتونستم که مجدداً اون کارها رو انجام بدم اما نکردم و گفتم خدا خودش میرسونه بهم و اونجا دقیقا جایی بود که به خودم افتخار کردم و گفتم آفرین عرفان که تونستی این درسها و این قوانین الهی رو یاد بگیری، و بنظرم این نشون دهنده همون ایمان و باور من بود که در عمل بهش ثابت کردم، و الآن که میخوام دو تا کسب و کار راه بندازم یکی حضوری و یکی مجازی دیگه منتظر کسی نیستم و میدونم که خدام از بینهایت دستهایی که داره بهم کمک میرسونه خودش و ایدهها و آدمها و همه چیز رو سر راهم قرار میده.
یکی دیگه از شرکها این بود که منی که خیلی به خدام وصل بودم یه مدتی ازش دور شده بودم و خداروشکر که بازم منو دوست داشت و عاشق من بود و منم عاشقشم که من رو به سمت استادجان و آگاهیهای بینظیر این سایت هدایت کرد تا که بتونم دوباره پیداش کنم و بهش وصل بشم، خداروشکر، الآن که دارم این کامنت رو مینویسم از خودش خواستم تا که هدایتم کنه که بنویسم و خداشاهده انگار که خودش داره دستام رو حرکت میده، چون این سرعت بالایی که من در نوشتن دارم خودمم تعجب میکنم و انگار که این جملات و کلمات و نوشتهها از قبل وجود داشته و فقط من دارم سریع سریع مینویسمشون و حتی از سرعت بالای خودمم و اینکه دقیقاً همون چیزی که توی ذهنمه رو دارم مینویسیم خودمم دارم تعجب میکنم.
این شرکهایی که گفتم اینطوری هستن که من همواره و در هر لحظه دارم بیشتر از قبل روی خودم کار میکنم، و برای اینکه بتونم خیلی توحیدیتر از قبلاً و الآنم بشم علاوه بر اینکه میخوام که تا همیشه روی این آگاهیها کار کنم، میخوام که برای کار کردن درست و دقیقتر و اصولیتر این قوانین روی دورهها هم بشینیم و با تمرکز خیلی بالا و تمرکزی کار کنم.
بازم میدونم که خیلی جای کار دارم برای اینکه توحید رو در خودم بیشتر کنم، حتی راجب چند تا موضوع هم هست که میخوام واقعا به صورت تمرکزی و ریشهای پیداشون کنم و رفعشون کنم با تزریق باورهای خداگونه و درست، و میدونم که خود خداوند هدایتگر من هست و من رو به جای درست و آگاهیهای درست هدایت میکنه، و میدونم که بعد از رفع اونها چه درهایی از نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عالی به روم باز میشه، و انشالله از نتایجم خواهم نوشت.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 26 بهمن 1404
به نام خدایی که برایم کافیست در هر مکان و زمانی
سلام به روی ماهتر از ماه استاد عزیزم
دیوانه این فایل شدم😭
این فایل پر از حس خداییه
❤️خداوند در نسیمی ست که می وزد
❤️خداوند پروانه ای ست که در باد می رقصد
❤️خداوند در قلمی ست که عشق را می نویسد
❤️خداوند طلوع خورشید است
❤️خداوند نور آسمان ها و زمین است
❤️من دستان خداوند هستم که می نویسد ،زبان خداوند هستم که سخن میگوید و قلب خداوند هستم که عشق را می پراکند
❤️خداوند در وجود من تجلی یافته
خدای من چقدررررررر این جملات روحانین و دوست داشتم اول کامنتم رو مزین کنم به جملات دوست عباسمنشی ام
و داستان زندگی شما که سراسر هدایته مث خیلی از ماها ولی تفاوت شما با خیلی ها در اینه که خوب شنیدین ندای قلبی تون رو و خوب عمل کردین
اونجا که بهتون گفته شد به بندرعباس مهاجرت کن در حالیکه شرایط مالی بسیار خوبی داشتین ، دل دل نکردین و عمل کردین
اونجا که اون شرکت نفتی کارگر لازم داشت رفتین و عمل کردین
اونجا که حس کردین باید استعفا بدین تعلل نکردین و استعفا دادین و دقیقا همون روز انفجار میشه و ۴ نفر از دوستانتون به رحمت خدا میرن و اونجاست که سید حسین بیشتر و بیشتر فکر میکنه و با خدا بیشتر و بیشتر راز و نیاز میکنه و دنبال رسالتش تو این دنیا میگرده و
توحید و اشاعه یکتاپرستی رو هدف خودش قرار میده
و دنبال شناخت خدای واقعیه
و خدا رو پیدا میکنه برای همینه که ثروت رو پیدا کرده ، عشق و روابط و سلامتی و معنویت رو پیدا کرده
آره فقط شعار نداده که حرفای قشنگ بزنه ، عمل کرده ، ایمان داشته و نتایجش هم برای همه واضحه
اون قدرت رو به رئیس بانک و نماینده مجلس و رییس جمهور و دلار و غیره نداده
اون فقط و فقط روی یک نیروی برتر حساب کرده
و اینطوریه که مسیرها براش باز میشه دستان خدا به کمکش میان درست در لحظه قرار گرفتنش در سفارت یک خانومی میاد که فارسی بلده حرف بزنه و ویزاشونو میده میان آمریکا
من اینجا نمیخوام مثال های دستان خدا رو بزنم برای استاد که یک نمونه ش که همیشه میبینیم لری هست که همیشه دست خیر رسان خداونده ، من اینجا میخوام برای ذهن بهانه جوی خودم یک الگوی تمام و کمال ارائه بدم از کسی که با شناخت خدای واقعی درونیش به همه چی رسیده به هممممممه چی
عاشقتونممممم استاد و هر روز و هر روز شما رو مثال میزنم برای خودم نمونه واضح و آشکار برای منطقی کردن ذهنم
از خداوند عالم بهترین ها رو براتون آرزومندم
خدایا شکرت برای دیدن این فایل
خدایا با دلی آرام این جملات زیبای سوره حمد رو تکرار میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والظالمین
آمین❤️❤️❤️❤️❤️
اخ خدای مننن قلب من نور من چقدر چقدر عاشقق این عشقق بینهایتتم چقدر چقدررر عاشقانه نوشتی چقدر با تمام وجودم این اتصال نابتت این عشق بینهایتت رو بینهایت تحسینت میکنم عشق من چقدر چقدررر بینظیر بود چقدرر عالی توضیح دادی دقزقا دقیقا عملگراییی استاد نازنینمونو عاشقتممم چقدر این اتصال نابت رو بینهایت تحسینت میکنم جان من بینهایتتت تحسینتت میکنم چقدر عاشقققتممم بینهایت تحسینتت میکنممم تو بینظیزی عزیزدلم عاشقتم الهی که جریانی از عشق نعمت و ارامش و ثروت سلامتی شادی اتصال هرلحظه جاری ترین جاری ترین باشه بر لحظه لحظع ات الهی که هرلحظه غرق عشق خداوندم باشی عاشققتمم منن عاشقققتممم عاشقتم بهترین های بهترین های بهترین هارو برایت میخوام نازنین نرگسم بینهایتت تحسینتت میکنمم😍😍😍😍
من عاشقتم عزیز دلم
الای نازنینم
پرنسس زیبا
الهه عشق ورزی و تحسین و محبت
به جای قلب تو سینه تو نوره الا
میدونی ؟
نور خدا
خیلی دوستت دارم
بهترین ها در انتظارت باشه عشق من
سلام به شما دوستان گلم مخصوصا استاد دوست داشتنی و توحیدی خودم
از دیدن این فایل خیلی خیلی لذت بردم و بیشتر از همه خدا رو بیشتر حس کردم انگار از تارهای صوتی شما هربار خدا بود که داشت صحبت میکرد
دلیل اصلی که اومدم و این نظر رو گذاشتم دوتا اتفاق بود که چند وقت پیش برام پیش اومد که مطمئنا به این فایل شما هم ربط داره چون موقعی که داشتین حرف میزدین اون دوتا اتفاق بارها تو ذهنم داشت مرور میشد. دوست داشتم مثل شما اون رو با شما و دوستان گلم به اشتراک بزارم.
قبلش بگم که دو سه سالی هست به خاطر مشکلات مالی ( و حتی قبلش عاطفی ) اوضاع جالبی ندارم. مشکلاتی که به خاطر دوستم برام به وجود اومده بود درگیر بدهی و وام و … هستم. ( نمیخوام راجع بش زیاد توضیح بدم ) البته الان میدونم این مشکلات رو خودم به وجود اوردم و من مسئول صد درصد این اتفاقات هستم. الان که بش فکر میکنم مثل استاد میبینم که چقدر خوب شد که این اتفاقات رو تجربه کردم چون واقعا برام لازم بود چون خدای دوست داشتنی و واقعی رو تونستم بشناسم ( نه کامل ولی خیلی متفاوت تر از قبل )
همون سالها بود که با این سایت و استاد عزیز هم آشنا شدم . یادمه اولین بار که به سایت اومدم اولین فایلی که دانلود کردم فایلی درمورد شکرگذاری بود و استاد درمورد شکرگذاری و کتاب معجزه سپایگذاری از راندا برن صحبت میکرد. بعد اون فایل فهمیدم همون لحظه که دارم شکایت میکنم از شرایطم چقدر نعمت های خداوند تو زندگیم زیادن. چه احساس وصف ناپذیری داشتم. فوری رفتم و کتابش رو خریدم و ازش استفاده کردم.
حالا اولین اتفاق:
یه روز به خاطر همین مشکلات مالیم به هم ریخته بودم و سرکارم روحیات خوبی نداشتم. حتی با این که میدونستم نباید این احساسات رو داشته باشم ( چون این قوانین و میدونستم ) ولی با این وجود اوضاعم جالب نبود. سر کارم من با یکی از همکارهام رابطه خوبیتری دارم و باهم داریم با برنامه های استاد روی باورهامون کار میکنیم. اون روز چون از مشکلاتم با خبر بود بعد از کار برای اینکه باهم حرف بزنیم و تنها نباشم رفتیم با ماشینش یه دوری بزنیم. دوشتم داشت باهام حرف میزد و مدام قوانینی که یاد گرفتیم رو بهم یادآوری میکرد. با حرف هاش حالم کمی بهتر میشد ولی هنوز ته دلم به خاطر مشکلاتم و بی ایمانیم به خدا ناراحت بودم. انگار حرف هاش مثل قرص مسکن بود. همون لحظه اثر داشت ولی بعد از یادآوری مشکلات دوباره حس قبلیم برمیگشت.
تا این که یه بار که با ماشین داشتیم میرفتیم کنار خیابون سر یه کوچه وایستاد تا آروم تر بشم. همون موقع دوستم داشت خدا رو بهم یادآوری میکرد و حتی بهم گفت که این تو بودی که منو با این چیزها آشنا کردی حالا هم نباید به خاطر این مسایل هم خودت هم منو ناامید کنی .. خلاصه موقعی که داشت در مورد خدا و ایمان بهش حرف میزد یه لحطه از خودم بدم اومد که چرا با این که این قوانین رو میدونم ولی تو عمل و اون لحطه ای که باید ایمانم رو به خودم و خدا نشون بدم دارم این کار ها رو میکنم.
دوستان باورتون نمیشه وقتی که تو ماشین بودیم و میخواستیم حرکت کنیم من ناگهان چشمم به تابلوی سر کوچه ای که ما دقیقا با ماشین کنارش پارک کرده بودیم افتاد… اسم اون خیابون خیابان ایمان بود ….
وقتی اسم خیابون رو در حالی که داشتیم از کنارش رد میشدیم دیدم چنان برقی تو چشام زده شد که با خوشحالی به دوستم که اصلا متوجه اون خیابون نشده بود گفتم که برگردیم تا یه چیزی نشونش بدم. دوستم که با تعجب بهم نگاه میکرد برگشت و وقتی اسم این خیابون رو بهش نشون دادم داشت اشکش در میرفت…
گفتم خدایا تو با همین یه کلمه ( ایمان ) بهم نشون دادی که باید چیکار کنم . این نشونه ای از طرف تو بود تا ارومم کنی تا خودت رو به خودم یادآوری کنی… حس و حالم به کلی تغییر کرد و یه حس بی نظیر که توش قدرت رو احساس میکردم در وجودم داشت فریاد میزد که فقط و فقط رئی خدا حساب کن و بس. حتی دوستم با خنده گفت که این همه باهات حرف زدم ولی به اندازه این یک کلمه روت تاثیر نداشت دیدی دیدی خدا داره باهات حرف میزنه میگه نگران نباش که من باهاتم..
همون شب رفتم دوباره تنها روبروی اون خیابون وایستادم و با خدا حرف زدم. حس کردم که دارم تو مسیر یا بهتر بگم خیابان ایمان حرکن میکنم ..و حسی داشتم که بینظیر بود حتی با گوشیم عکس اون رو گرفتم تا تو گوشیم هر وقت این حس دوباره بهم دست داد بارها و بارها نگاهش کنم… ایمان.. خیابان ایمان …
دومین اتفاق:
چند روز بعد اون اتفاق ( بالایی که توضیح دادم ) یه شب خوابیده بودم که دم دم های صبح یه خواب عجیب دیدم.
خواب دیدم که تو یه خیابون با ماشین دارم حرکت میکنم. داشتم دنبال یه آدرس میگشتم و مدام از این و اون سوال میکردم که کجاست. از هرکی میپرسیدم و بهم نشونی میداد انگار از یه جای دیگه سر در میاوردم. خیابون ها برام غریبه میشد. هر مسیری که میرفتم ته اون خیابون به جاده خاکی منتهی میشد. مجبور بودم دوباره برگردم تا به جاده اصلی برم. از هرکی اونجا بود ادرس خیابون اصلی رو میگرفتم ازش و میپرسیدم چطور میتونم ازین خیابون های خاکی و جاده ها فرعی و بن بست برگردم و به خیابون اصلی برسم تا راهم رو پیدا کنم. ولی از هرکی که میپرسیدم از هر جاده ای که میرفتم تهش بن بست و خاکی و فرعی بود. حتی جالبه هرچی میرفتم انگار خیابون ها کوچیکتر و تنگ تر میشد..
بعد از ماشین پیاده شدم تا بلکه بتونم پیاده مسیر و پیدا کنم. ولی باز مسیر ها تنگ تر و گنگ تر میشد.
همیین جور که داشتم میرفتم یه دفعه خودم رو تو یه جایی دیدم که ادم های زیادی اونجا بودن یه جایی شبیه دانشگاه یا مدرسه بود. نمیدونم شایدم شبیه هتل بود . اتاق های زیادی داشت. حس میکردم باز هرچی میرم و تو اون محیط میگردم اتاق ها تنگ تر و تنگ تر میشن دیوار ها هم بلند تر و پنجره هاش کوچیک تر …
از اون جاده اصلی که داشتم توش رانندگی میکردم که تو فضای بازی بود رسیده بودم به یه اتاق مثل زندان. انگار هرچی میرفتم و هر تلاشی که میکردم مسیرها و مکانها برام تنگ تر و تنگ تر میشد.
تا اینکه وقتی تو اون اتاق تنگ خودم و دیدم یک دفعه مادرم رو کنارم دیدم که نشسته بود و مدام داشت گریه میکرد. یادم نیست چی میگفت ولی خیلی ناراحت بود ( اینم بگم که که مادرم به خاطر مشکلات من خیلی ناراحت بود و خیلی وقت ها گریه میکرد و میگفت این چه بلایی بود که سر تو و ماها اومده ( مشکل مالیم که باعث شده حتی خانوادم هم درگیرش بشن ) )
تو اون لحظه که مادرم داشت گریه میکرد بقلش کردم و داشتم بهش دلداری میدادم و از خدا بهش میگفتم که تنهامون نمیزاره و نجاتمون میده و راه و پیدا میکنیم و باید بهش ایمان داشته باشیم. همون موقع دستم رو دراز کردم ( نمیدونم چرا ) و از روی طاقچه ای که تو اون اتاق بود یه قرآن کوچیک که خاکی و یکمم گوشه هاش پاره شده بود برداشتم. خاکش رو گرفتم و بوسش کردم و بغلش کردم. (چه حس بینظیری بود) بعد دادمش به مادرم.
در حالی که مادرم اروم شده بود ومن با اون قرآن تو بغلش بودم از خواب بیدار شدم…
خدایا چه خوابی بود…
همون لحظه که از خواب بلند شدم یه حس درونی بهم گفت که محمد هرچی تلاش کنی و بدویی و بخوای با باورها و رفتارهای قبلیت عمل بکنی فایده نداره. هرچی تلاش کنی و حرکت کنی تا به جایی برسی از جاده و مسیر اصلی داری دور میشی و داری انگار خودت رو با اون باورهات محدود و محدود تر میکنی. انگار یه پات رو گازه و پای دیگت رو ترمز. محمد باید خدا رو باور کنی به خدا ایمان داشته باشی و از قرانی که گذاشتی اونجا و داره خاک میخوره
راهنمایی بخوای تا خدا و قران هدایتت کنن تا راه درست و جاده اصلی موفقیت رو پیدا کنی…
دستم درد گرفت از تایپ کردن !!! ولی حس عجیبی دارم الان انگار خدا بهم گفت بیا بنویس و من نوشتم برای شما دوستان گلم و استاد عزیزم.
دوستان فقط و فقط باید ایمان داشته باشیم به خدا و هر چی نزدیکتر بشیم بهش به موقفیت و ثروت و خوشبختی بیشتری میرسیم…
به قول استاد تو این فایل حرف قشنگی زد: گفت اگه فکر میکنی خدا رو میشناسی و باور داریش ولی تو روابطو ثروت و آرامش و… مشکل داری بدون هم باورهات نسبت به روابطو ثروت و سلامتی و.. ایراد داره هم باورت و شناختت نسبت به خدا ایراد داره…
ببخشید که طولانی شد ولی دوست دارم بخونین حتی به خاطر دستام که درد گرفتن از تایپ کردن !!
با خدا باش و پادشاهی کن…. موفق و با ایمان باشید
سلام و دروووود محمد جان
خداروشکر بخاطر این هدایت های قشنگ و زیبات کلی لذت بردم و استفاده کردم
سپاسگزارم خداوند بخاطر این سایت که پر از گنج های پنهان هست و باید خودمون مطالب این سایت رو فقط بخوریم
چقدر تسلیم بودی وصل خداوند شدی که خداوند از طریق خواب باهات انقد شفاف رسا و بلند باهات صحبت کرده
و چقدر چقدر خداوند قشنگ و زیبا بهت الهام کرده و اسم خیابون ایمان رو دریافت کردی از درونت و به احساس درونت عمل کردی و هدایت شدی به مسیر درست
چقدر قشنگ خیابان ایمان
و این باور قشنگی رو در ذهن من ساخت که باید در خیابان ایمان حرکت کنم تا به مقصدم برسم
و هر خیابان و فرعیات دیگری فقط من را محدود و محدودتر می کند
هر لحظه که با خودم در صلح و ارامش هستم همه کارهام به سادگی و زیبایی انجام می شود بدون اینکه من بخواهم کار خاصی انجام بدهم
و هر لحظه که می کوشم در کار کنم تقدیر سختی ها و زنجیرها و محدودیت ها یکی یکی از پس دیگری می ایند
و ما امده ایم که این محدودیت هارو بشناسیم و برداریم و به خداوند برسیم
خدایاشکرت ما را در مسیر نور و ااگاهی ت قرار دادی
خدایاشکرت بخاطر این سایت زیبای توحیدی که هر بار میام احساسم را عالی می کند و ایمانم را قوی تر می کند خدایاشکررررررررررررت
سلام آقا محمد عزیز
خیلی لذت بردم از پیامت. موهای بدنم سیخ شد! امیدوارم همچون گذشته در راه ایمان سالم و خوشبخت باشید. با امید به خداوند و کمکش قدم در راه شناخت بهتر او گذاشتم و آرزوی شناخت او و قوانینش رو دارم. انشالله خداوند به همه ما کمک کند.
سلام محمد جان دوست داشتنی
خیلیییی لذت بردم حالم بد بود با خوندن کامنتت حالم خوب شد این ایمان همون گمشده منم هست که تو این شرایط خیلیییی بهش نیاز دارم خداروشکر که رفتی تو کوچه ایمان ایستادی تا بما هم این پیامو بدی نباید کم بیاریم باید باایمان قلبی درست محکم قدم برداریم ما با هم در کنار هم دست در دست هم با توحیدی ترین انسان روی زمین استادجانان شکست را میشکونیم و از مرز محدودیت ها پارا از گلیم مان درازتر میکنیم و همرنگ جماعت نمیشویم رسوایی را بجان میخریم ولی همرنگ جماعت نمیشویم ما یکرنگ میخوایم اونم رنگ خدایی و بی ریایی است
دوست خوبم خیلی حال کردم با کامنتت بخاطر بیداری ات خوشحالم شکرگزارم و بهت تبریک میگم امروز بهمون خدا از طریق تو ایمان و هدیه داد درووووود بدرووووود
اقای فراهانی بسیار زیبا بود واقعا لذت بردم. براتوم موفقیت و ثروت و ارامش ارزو دارم.
سلام خانوم شایسته و استاد عزیزم، من خیلی خیلی خیلی کم پیش میاد که توی سایت کامنت بذارم
اما امروز قلبم بهم گفت که باید بنویسم
من حدود ۴ سال میشه که با استاد و سایت آشنا شدم و توی این مدت چه چیزا که توی زندگیم تغییر کرده، اونموقع با اینکه ۲۶ سالم بود ولی یه دختری بودم که هنوز هدفشو پیدا نکرده بود، و فقط یه تصویر خیلی خیلی تارو ناواضح ازش داشت، عاشق کار کردن با دستم و خلق چیزای جدید بودم، اما چه چیزایی، چطور و هزاران سوال دیگه، اونموقعا وقتی مینشستم توی اتاقم که توی زیرزمین خونمون بود و تیکه های کوچیک پارچه های نمدیو بی هدف به هم میدوختم ،همزمان به فایلای استاد گوش میدادم، البته اونموقعا هنوز سایتو نمیشناختم و فقط چنتا فایل از توی تاگرامو جاهای مختلف از استاد تو گوشیم سیو کرده بودمو مدام اونارو گوش میدادم، تا اینکه تو همین فایلا به سایت هدایت شدم، و اونقدددددددر ذوق زده شده بودم که نمیشه توصیفش کرد ازینهمه فایلایی که توی سایت هستو من ازشون بیخبر بودم، یجورایی گوش دادن بهشون همزمان با کار کردن روحمو تازه میکرد و به طرز عجیبی تصویر آینده و هدفمو آروم آروم آروم توی ذهنم واضح ترو واضح تر میکرد، شده تا حالا برید برا غذا خوردن یا آب خوردن و موقع خوردنشون بفهمید که چقدر گشنه یا تشنتون بوده؟؟؟!!! همون حسو داشتم هرچقدر بیشتر گوش میدادم بیشتر میفهمیدم که چقددددر تشنه این حرفا بودم همیشه، بخاطر اینکه متنم خیلی طولانی نشه خیلی وارد جزئیات نمیشم که چیا گذشت توی این مدت توی زندگیمو چطور گذشتو چیا یاد گرفتم، شاید البته یروزی یجایی بازم توی سایت براتون بنویسم ، حتی اگه این حرفا قلب ینفرم لمس کنه کافیه❤️من اونموقعا توی خانواده ای زندگی میکردم که هیچ معیاری و هیچ نشونی از موفقیت نداشتن، و هر روزو هر روز بیشترو بیشتر توی مشکلاتو حاشیه های پوچ زندگی فرو میرفتن، موضوعاتی که قلبم به من میگفت اینا نباید وجود داشته باشن و رندگی حقیقی این نیست، میدونید چیزی که همیشه در مورد استاد و حرفاش برام مهم بود و منو بیشترو بیشتر به خودش جذب میکرد چی بود، من از همون اول متوجه شدم که من یکسری خواسته هایی دارم و به یسری چیزایی باور دارم که آدمای دوروبرم هیچکدوم باورشون ندارن و حتی مسخرشم میکنن، مثلا اینکه میشه شغلی داشت که تایم کاریش کم باشه زحمتش کم باشه زمانت آزاد باشه ازش لذت ببری و کلی هم پول دربیاری، بهش باور داشتم ولی هیچ نتیجه ای توی زندگی خودم نداشتم، و هیچ الگویی هم توی زندگی اطرافیانم نداشتم، و معمولا افکارم با تمسخر بقیه روبرو میشد، تا اینکه آروم آروم متوجه شدم حرفای استاد عییییین همه چیزایی که من میخوامشون عین همه افکاری که میخوام باورشون کنم، انگار حرفایی که استاد میزد توی قلبم هک شده بود اما من الگوی برای باور کردنشون نداشتم و همیشه دلم میخواست ینفر پیدا شه و بهم بگه که همه اینا حقیقت داره، و استاد، خدا فرستادش توی زندگیم، دقیقا وقتی این جمله رو براتون مینویسم اشک تو چشام جمع شده، چون نمیتونم براتون توصیف کنم چه حد زندگیم تغییر کرده بعد از ۴ سال…
طی این سالها و این روزا خدا درسای زیادی بهم داد و استاد واقعا بخش عظیمی از آموزش این درسارو توی زندگیم سهیم بوده، میگم که وارد جزئیات این سالها نمیشم، کمی از اولش گفتم کمی هم از الان براتون مینویسم، امروز که اینجام من توی یکی از بهترین نقطه های شهر خودمون زندگی میکنم و توی یکی از بهترین خونه ها با منظره ای زیبا از مرکز شهر و طبیعت به طور همزمان، تمام چیزهایی که برای یه زندگی راحت لازمه توی خونم دارم ، با کسی زندگیمو شریک شدم که فقط همسرم نیست، رفیقمه، بهترین دوستمه، و هر لحظه برای حضورش توی زندگیم خدارو شکر میکنم، و از همه مهمتر همسرم کسیه که به طرز عجیبی مثل من به استادو برنامه هاش علاقه منده، شبا وقتی باهم میشینیم بجای سریالو اخبارو هرچیز دیگه ای که هیچ علاقه ای بهشون نداریم فایلای سفر دور آمریکا زندگی در بهشت و فایلای دیگه رو باهم میبینیمو لذت میبریم ، عاشق استاد و خانوم شایسته هستیم ، شاید باورتون نشه ولی وقتی چند روزی کاری داریمو نمیتونیم ببینیمتون دلمون براتون تنگ میشه ، همینجا میگم که خیلی دوستون داریم، الان دارم زندگیو تجربه میکنم که همیشه توی رویاهام داشتم رابطه ایو تجربه میکنم که همیشه توی رویاهام داشتم ولی همه میگفتن نمیشه ولی من فقط ینفرو میخواستم که بهم قدرت اینو بده که بتونم باور کنم که میشه و خدا استادو برام فرستاد، و از همون روزا درک کردم و هرروز عمیقترو عمیقتر درکش میکنم که محاله چیزیو درخواست کنی و جوابی براش دریافت نکنی، الان فضای خونمون رابطمون و سطح انرژی کل خونمون جوریه که هررررررکسی میاد توش بدون استثنا میگه وااااااای چقد حس خونتون خوبه،،، و این بخاطر حس خوبیه که منو همسرم توی طول روز توی فضای خونه و زندگیمون پخش میکنیم، ما الان باهم زندگی میکنیم اما هر کدوم بطور جدی دنبال هدفای خودمونیمو هروقت لازمه به همدیگه کمک میکنیمو انگیزه میدیم، درسته گفتم هدفامون، من هدفمو پیدا کردم، و وضوح تصویری که الان از هدفم دارم با ۴ سال قبل قابل مقایسه نیست، من الان دیگه کسبوکارمو راه انداختم، و خدا یه آدماییو به کسبو کارم هدایت کرده که نمیتونم واقعا با کلمات توصیفشون کنم، ولی شاید یروزی همینجا توی ساید بازم از جزئیات بیشتر براتون بنویسم، آدمایی الان با منن که مثل خودم عاشق این کسبو کار شدن، و حتی موقعایی که من به فکرش نیستم به فکرشنو کارو انجام میدن، و این بازم یاد من میاره که اینا همش خواسته های قلبم بود که آدما باورش نداشتنو میگفتن نه گوش کارمندو باید کشید نباید به آدما اعتماد کردو ازین حرفا، ولی من همیشه با خودم میخواستم که یه خانواده توی کسبو کارم شکل بگیره که همه اعضا عاشق این خانواده باشن و به چشم خودم میبینم که داره اتفاق میوفته چون استاد بهم قدرت داد تا خواسته هامو باور کنم، خدایا شکرت چقدر حرف زدم😄چقدر دل پری داشتمو این مدت نمینوشتم
و الان که کیفیت کارم نسبت به اونروزا قابل مقایسه نیست من هنوزم موقع کار کردن فایلای سایتو گوش میدم، و مهمترین چیزی که باعث شد بیامو اینهمه بنویسم «روزشمار تحول زندگی من» بود ، مریم عزیزم نمیدونی که با این دسته بندیت با این کارت چه لطف و محبت بزرگی توی زندگیم انجام دادی، من خیلی به دسته بندی و نظم علاقه دارم وقتی دیدم که اینطور فایلارو منظم چیدیم فقط خدا میدونه که چقدر خوشحال شدمو ذوق کردم انگار که دوباره سایتو پیدا کردم، هر کدوم از این فایلارو شاید ۱۰ بار ۲۰ بار گوش داده باشم اما هنوزم تشنه شنیدنشونم چون هربار به درک جدیدی ازشون میرسم حتی اگه توی یه فایل ۲ ساعته یک کلمه جدید درک کنم برام دنیاست، بینهایت از این کارتون سپاسگزارم❤️الان از لحاظ رفاه مالی به حدی رسیدم که به راحتی زندگی میکنم همیشه خونم پر از نعمت و فراوانیه پر از آرامش و حس خوب و رابطه ناب ناب ناب با همسرمه ، که چقددددر برای حضورش توی زندگیم سپاسگزار خدای خوبم هستم و تمااااااام این اتفاقات و تغییرات توی زندگیم با فایلای رایگان و کتابهای استاد و قدم اول برام اتفاق افتاده، و این باورو در من ساخته که استاده از بقیه محصولات استاد هر لحظه تحول بیشتریو توی زندگیم رقم میزنه، اما چطور؟؟؟ من فعلا توانایی خرید محصولات دیگه رو ندارم ، فعلا… دقیقا فعلا… و ایمان دارم وقتی میتونم تهیه شون کنم که بازم رو خودم کار کنم کسبو کارو درآمدم رو گسترش بدم ترمزهامو بردارم و پول بقیه محصولات پله پله خودش به سراغم میاد، دقیقا مثل جمله ای که میگه «وقتی شاگرد آماده باشه سروکله آموزگار پیدا میشه» اگه من آماده شنیدنشون باشم بهم داده میشن❤️ دیگه با چطورش کاری ندارم ، چطورش کار خداست نه دغدغه من
و در آخر یسری از جملات طلایی و مهمی که از استاد یاد گرفتم و همیشه قوانین اول زندگیمن:
-همه چیزو همه کس سرجای درستش قرار داره
-برگی بدون اذن خدا به زمین نمیوفته
-تکاملت رو طی کن و نا امید نشو
-کار خودتو انجام بده خودتو مقایسه نکن و با بقیه کاری نداشته باش
-دنیا پر از فراوانیه
-چیزی به اسمرقیب توی کسبو کارت وجود نداره هر کسی داره کار خودشو انجام میده و روزی موفقیت ایده برای همه به فراوانی هست
-موفقیت دیگران چیزی از موفقیت تو کم نمیکنه
-فقط روی خدا حساب باز کن
-حس خوب اتفاقات خوب حس بد اتفاقات بد
و یاد گرفتم توی ذهنم یه آلارم نصب کنم، وقتی فکری حرفی خاطره ای اتفاقی از ذهنم عبور میکنه اون آلارم سریع واکنش نشون میده و یه سوال میپرسه : این فکر ، خاطره ، حرف یا هرچیکه هست ، در مسیر خواسته و اهدافت هست؟؟ و کمکی به رسیدنت به خواسته هات میکنه؟؟؟ و فقط یک جواب هست ، بله یا خیر
اگه بله که ادامه پیدا میکنه اگه نه که همونجا به طور ارادی قطعش میکنم و نمیذارم ادامه پیدا کنه و به این شکل سعی میکنم که افکار و ذهنمو و ورودیهامو کنترل کنم، البته جدیدا این روالو به صورت جدی پیش گرفتم چون هرروز دارم برای رسیدن به خواسته هام جدیترو جدیتر میشم
استاد عزیزم نمیدونم دوباره کی براتون بنویسم، شاید همین فردا شاید بعدا، ولی میخوام بگم که خیلی خیلی خیلی خوشحالم و حس خوبی دارم ازینکه اینجا باهاتون صحبت کردم با شما با مریم عزیزم و بچه های سایت، استاد عزیزم بششششدددددت مشتاق دیدارتونیم منو همسرم و مطمئنم روزی توی زمان و مکان مناسب خودش این ملاقات اتفاق میوفته
عاشقتونم و ممنونو سپاسگزار از تمام آگاهیها و حسای خوبی که توی دنیا گسترش میدید تمام اون فرکانسای زیبایی که ارسال میکنید و ماهایی که روی اون فرکانس تنظیمیم بسته به کیفیت گیرنده و دقت تنظیممون میتونیم آگاهیهای ارسالی شمارو دریافت کنیم
عاشقتونم، خدا حفظتون کنه❤️❤️
سلام دوست من
ایده ات خیلی زیبا بود . اینکه هر حرفی یا هر چیزی که از ذهنمون میگذره رو بررسی کنیم و ببینیم کمکی به رسیدن به خواسته هامون میکنه و جواب قاطعانه یا نه ست یا اره .
سلام خدمت استاد عباس منش و اعضاى محترم سایت
مسعود هستم از انگلستان ، خیلى وقته که میخوام براتون بنویسم ولى به دلیل مشغله زیاد موفق نشدم ، پارسال که به صورت تصادفى داشتم توى اینترنت سرچ میکردم اولین ویدئو از استاد چگونه در عرض یکسال … را به صورت اتفاقى دیدم و از خودم پرسیدم که من ایشون رو یکجا دیدم و مطمئن بودم که اشتباه نمیکنم ، وقتى توى فایلهاشون از گذشتشون که توى بندر عباس راننده تاکسى بودن و مسیرى که اونجا کار میکردن را گفتن ، مو به تنم سیخ شد تا چند دقیقه شوکه بودم چون من یکبار لیاقت اینو داشتم که ایشون رو توى اون سالها دیده بودم ، من هم تو همون سال ها دانشجوى بندرعباس بودم و چند واحد هم توى دانشگاه قشم گذراندم و چون وقت هایى که دریا طوفانى بود اسکله حقانى تعطیل میشد و ما مجبور بودیم از اسکه رجایى که کشتى هاى بزرگ تردد میکردن به دانشگاه قشم بریم و توى یکى از اون روزا من مسافر استاد شدم و ایشون رو کاملا یادم هست ، شاید همون وقت هایى بود که ایشون هدفن توى گوش میذاشتن و با تمرکز بر خودشون باور هاشون رو میساختن !
زندگى من هم شباهت خیلى زیادى به استاد داره چون منم از بندرعباس شروع کردم و تو اون زمان با اینکه هیچ مشاور و راهنمایى نداشتم ولى همیشه از خدا با کمک قوانین کیهانى کمک گرفتم و براى خودم یه زندگى کامل ساختم ! تا به امروز اینقدر موفقیت از این قوانین کسب کردم که نمیدونم از کدومش براتون بنویسم ، موفقیت هایى که فقط یه معجزه میتونست اونا رو به حقیقت برسونه ، حتى مهاجرت من هم به انگلیس خیلى شبیه استاد بود ، بخدا هر هدفى که داشته باشید تا وقتى که از قوانین استفاده میکنید به نتیجه میرسه ! خیلى زودتر از اونى که فکرشو کنید اگر باور قوى و محکم داشته باشید ! توصیه من به شمایى که تازه با این گروه آشنا شدى حتماً حتماً از فایل هاى رایگان شروع کن و با ایمان بپذیر و ادامه بده ، استاد عباسمنش عزیز باور دارم به زودى شما رو از نزدیک میبینم و براى شما و گروهتون آرزوى سلامتى خوشبختى و ثروت دارم .