توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 145


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1853 روز

    به نام خدای وهاب

    خدایی که هر لحظه کنارمونه صدامونو میشنوه

    خدایی که به همه به یک اندازه نزدیکه کافی به خودش باور داشته باشیم از خودش بخوایم

    اندازه باور به قدرتش به ما میده

    اگر ثروت میخوایم باید خدارو بشناسیم باور هامون نسبت به ثروت عوض کنیم

    اگر رابطه عاشقانه میخواهیم باید خدارو پیداکنیم

    به خودش توکل کنیم

    اگه سلامتی میخواهیم باید به خدا برسیم

    هرچقد خدارو باورکنیم بما ثروت میده

    خدایی که وهاب عاشق اینکه ما خوشبخت باشیم

    خداوند سراسر زیبایی ست نور در دل ما امید ما

    ما از خود خداییم

    چقد این فایل زیباست چه آرامشی داره هر کلمه اش

    یکی از خواسته هام اینکه به زودی دوره ی هم جهت با خداوند رو بگیرم و باعشق کارکنم

    ممنونم استاد عزیزمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    کیوان گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    بنام الله یکتا

    سپاس خدایی که مرا دوست دارد در حالی که از من بی نیاز است…

    سپاس خدایی را که خودش را به ما هدیه داد…

    سپاس خدایی را که همیشه با ما مهربان بود…

    سلام استاد خوبم حدیث هستم ونمیدونم چطور تشکر کنم ازتون بابت پروژه جدید و اونم فایل های توحیدی که من عاشقشونم و کامنت دوست عزیزمون که همیشه منو دگرگون میکنه…آمده بودم میلیاردر شوم ولی عاشق کویت شدم…عاشقت شدم و دیگه بدون تو نمیتونم بدون تو خیلی سخته…میخوام هر لحظه تو قلبم باشی و ازت دور نشم…خدایا کمکم کن و دستمو رها نکن

    مدتها این فایل های توحیدی رو گوش میدادم و عشق بازی می‌کردم با خدای خودم و دغدغه شب و روزم این بود که خدایا منو توحیدی کن کمکم کن فقط امیدم و نگاهم به تو باشه نه به خانوادم نه به همسرم نه به کارفرما نه هیچ کس دیگه ای…میدونم اگه فقط تو رو داشته باشم دیگه تمومه دنیا رو دارم ..تو همون احساس خوب باز شدن قلبی که حالمو خوب میکنه و در هر موردی منو آسون میکنه برای اسونیا ..اول و آخر و ظاهر و باطن تویی خدای خوبم…انقد فایل های توحیدی رو گوش دادم که دوره هم جهت با جریان خداوند اومد روی سایت..‌.و من بیشتر خدا رو فهمیدم و بهش نزدیک شدم و عشقبازی کردم انقد بعضی روزا بدون هیچ دلیل خاصی خوشحال بودم و میزدم و میرقصیدم که خودم تعجب میکردم از این حال خوبم بیشتر روزا حالم عالی بود غرق شکرگذاری و شادی بودم…الهی شکرت خدای خوبم مگه بنده تو چی میخواد غیر از خودت..‌تو که باشی همه چیز هست آرامش هست امید هست رزق هست …تو که باشی تماااام چیزهای خوب هستن و تمام چیزهای خوب منو به تو نزدیکتر می‌کنند….

    خدا جون ببخش منو اگه گاهی ازت دور میشم و فکر می‌کنم فقط همسرم میتونه زندگیمو بهتر کنه و چقد سخت میشه زندگی وقتی امیدت به غیر خدا باشه ببخش منو که گاهی فکر میکنم که چکار کنم که فلانی دلش نرم بشه و مسائل ما حل بشه ببخش که گاهی فک میکنم بقیه توی زندگیم تاثیر دارن و چوبشو خوردم به انزوا رسیدم و تسلیم شدم و باز برگشتم به خودت.‌..و تو چقد قشنگ و نرم و روان همه چی رو برام درست کردی…

    خدایا ایمانمو قوی کن به اینکه تنها تو کافی هستی برام و کمکم کن دچار شرک و بی ایمانی نشم به عزت و جلالت قسم هرجا فقط و فقط ازتو خواستم به راحتترین و بهترین و زیباترین شکل ممکن همه چیو برام اوکی کردی ببخش این بنده فراموشکارتو که گاهی دور میشه ازت و یادش میره که بزرگترین قدرت جهان کیه..الهی شکرت هزاران بار

    استاد جدیدا وقتی حس میکنم دارم به غیر خدا قدرت میدم قلبم درد میگیره و سریع به خودم یادآوری میکنم که حواست باشه بیراهه نری چون قدرت دادن به غیر خدا میرسه به بن بست و سعی میکنم بیاد بیارم زمان هایی که از خدا خواستم و چقدر عالی برام جور کرد کلی مثال دارم برای خودم و خواسته هایی که فقط از خدا خواستم و رها کردم و چقد شیرین بهشون رسیدم..و چقدر هم مثال دارم از خودم که از غیر خدا خواستم و نتیجش هم زجر و نرسیدن بود…خدایا شکرت بابت این فایل عالی این رزق پربرکت شکر بابت هوای خوب این روزا شکر بابت بوی بهار…

    توحیدی ترین مکان دنیا:سایت عباسمنش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    بنام خدا

    امروز سایت رو باز کردم دیدم رو تیتر اول اومده توحید عملى قسمت ١

    یاد گذشته افتادم که شروعم با توحید عملى بود و احساس کردم نیاز هست دوباره از اول این قسمت ها رو شروع کنم

    وقتى به فایل گوش دادم و کامنت بچه ها رو خوندم دیدم من اتفاقا اصلا هسچ موقع منتظر کمک کسى هم نبودم و دلیلش هم این بود از بچگى بقیه اعضا خانواده به همدیگه بی احترامى میکردن همدیگه رو تهدید میکردن واسه اینکه من این کار و واست کردم و … یا رو هم منت میزاشتن یا چاپلوسى ( که متنفرم ازین کار ) میکردن و احساس میکردم نهایتا این کار ها یعنى شخصیت و هویت خودشون رو می فروختن به بهای اندک و به خودشون خیانت میکردن

    خب با دیدن این الگوها همچین منطق و رابطه ای تو ذهنم شکل گرفت و کلا مخصوصا توی کار استفاده از اشنا بازى و ../ اصلا هر چیز تو این مایه ها که ربط نداره به لیاقت و شخصیت و قدرت و مهارت فرد متنفر بودم و سریع اونحا رو ترک میکردم

    واسه این ویژگى یادم نمیاد خودمو تو موقعیتى گیر داده باشم که باعث بشه از کسى بترسم یا کسى رو تو ذهنم بزرگ کنم ( البته بیشتر تو زمینه کارى و مالى )

    البته موهبت این کار هم برمىگرده به تضاد … تضادى که خیر شد واسم

    از بچگى برعکس بقیه خواهر برادرهام هیج موقع نه پاچه خوارج پدر مادر میکردم نه خواهر برادرم رو میفروختم و گزارش میدادم ، نه واسه جلب رضایت اون ها کارى می کردم که دوست نداشتم خب اینا رو مغایر با ازادى درونى یک انسان و حرمت انسان می دونستم و هرگز هم کسى رو در جایگاه قرار ندادم

    چون پیامد هاشو بع جسم خودم دیدم مهمترین بى احترامى هست کوچک کردن هست چه مستقیم چه غیر مستقیم

    و وقتى تو این تضاد بودم چون تقریبا روحیه سرکشى پیدا کرده بودم ( چون قوانین نانوشته خانواده من بر اساس منطق و اخلاق نبود ) باالطبع تنها شدم و همین تنهایی باعث شد بفهمم نه بابا اصلا وقتى یه فرد تصمیم بگیره یه کارى کنه ، خدا راه و بهش نشون میده چه افراد دیگه موافق و مخالف باشن چه بهش کمک بکنن چه نکنن ….. و اینطور از بچگى جوانه توحید در درونم شکل گرفت

    یعنى همون تضاد تبعیض پدر مادر بین من و بقیه بچه ها باعث رشد و تقویت توحید و ایمان و قدرت درونى در درونم شد

    خب. ولى احساس میکنم یک مدل دیگه شرک دارم

    مثلا بعد چند بار شکست میگم همه چى تصادفیه یا خدا برام نمی خواد

    درسته چشم امید به دیگران ندارم ولى عوضش شرک به این صورت سراغم میاد که نیاز به تصحیح داره یعنى من الان پیداش کردم یه قدم خوبى برداشتم واسش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    ستاره اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 48 روز

    سلام و درود خدمت استاد بزرگوار و شایسته عزیز

    خداوند مهربان جوری درهای رحمت و به روی من باز کرد که اگر بجای خداوند انسان‌ها این کار و برای من می‌کردند پر از منت و سرکوب و توقع جبران داشتند

    من مزون عروس دارم و تا قبل اینکه به خدا تکیه کنم و از خدا بخوام که برام مشتری بفرسته تو ذهنم میگفتم البته باورم این بود که ارایشگاه هایی که عروس زیاد دارند باید برای من عروس بفرستند اگه اونا منو معرفی نکنند من مشتری ندارم تو ذهنم میگفتم که خب اون ارایشگاه برای فلانی میفرسته اون یکی هم با اونه من که هیچی جایی ندارم جالبه دقیقا همین اتفاق میفتاد من کمتر مشتری داشتم و تا جایی که از مشتری کم شاکی شدم و فایل ها استاد و گوش دادم و کم کم مسیر فکری ام عوض شد و آرام آرام نتیجه ها اومد مشتری هام خیلی بیشتر شدند و من به اشتباهم پی بردم که چرا از خودش که بی منت هست نخوام چرا آدم ها و پیش خودم بزرگ کرده بودم چرا از آدم ها انتظار کمک داشتم.

    از اون لحظه که خدا و درک کردم الحمدالله اوضاعم خیلی خیلی بهتر شده

    و بصورت کاملا غیر مستقیم از همون ارایشگاه و تالار بقیه برای من مشتری میفرستد از طریق افراد دیگه بدون اینکه خودم اطلاع داشته باشم مشتری می اومد

    این یعنی قدرت الله که من درک کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    مسلم ملک قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 421 روز

    سلام استاد ارزو بهترین دارم براتون

    در مورد شرک های مخفی توی وجود من هست من ظاهر قضیه توحید خوب و حرفه ای رعایت میکنم ولی همون لحظه ای

    که دارم ظاهر قضیه رعایت میکنم درون ام روی هر کس و هر چیزی حساب میکنه الا خدا درونم روی خانواده همسر رفیق حساب میکنه الا خدا . روی کار روی مشتری روی شانس روی دری به تخته بخوره حساب میکنه ولی روی خدای که اسمان زمین

    ازش هست حساب نمیکنه. البته خیلی خوشحال من به لطف خدا مهربان و استفاد از اموزش های شما خیلی پیشرفت کردم

    و خیلی زود متوجه میشم الان در حالت شرک قرار دارم و سعی میکنم برگردم به مسیر توحید و یگانه پرستی

    و صد درصد ایمان دارم که این موضوع پاشنه اشیل من هست . به لطف خدا با کمک و هدایت خودش درست میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    گلشیفته گفته:
    مدت عضویت: 1233 روز

    به نام نور

    و سلام و نور

    چه سوالی!!

    خود خودشه

    همین دیشب که همسرم یهو و بدون مقدمه زل زد تو چشام و بهم گفت اگه اینقدرررررر مظلوم نبودی پوستتو میکندم

    ومن هاج و واج که چرا اخه

    نمیدونم ولی انگاری ته دلم خالی شد

    شب موقع خواب به خواهرم که مهمون ما بود و اونم شاگرد استاده با بغض گفتم من از این ادم میترسم

    من میخوام اقدام کنم برای طلاق و این اگه بفهمه من تصمیممم جدیه و واقعا رفتم بمن اسیب میزنه

    عجبا

    مثلا ادعا دارم شاگرد استادممم ولی واقعا یه جاهایی توهم عمل به قوانین رو داریم..

    خواهرم خیلی اروم نگام کرد و گفت قدرت اول و اخر خداست فلانی کی باشه

    و امروز دقیقا خوردم به پست این سوال

    بله من از همسرم میترسم انگاری شده قدرت اول و اخر جهان من

    از مدیرم میترسم میترسم که برای مهر سال آینده منو برای کلینیک نخواد و این جای بهشتی رو از دست بدم😔

    ولی من کوتاه نمیام دوباره قوی تر رو خودم کار میکنم

    این چندوقته کم کار شده بودم و علف های هرز شرک دوباره جوانه زدن و رشد کردن…

    خدایا مرسی که هستی❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    من گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و حواریون توحیدی این سایت، خوشحالم و از خدا ممنون و سپاسگزارم که در کنار این فرشتگان الهی، این مسیر زیبا رو دارم طی می کنم، خوشحالم خداوند به من فرصتی دوباره داد تا زندگی کنم و خودم رو و او رو بهتر بشناسم، کامل تر بشم، سخاوتمند تر، مهربان تر، ثروتمند تر، بزرگ تر و توحیدی تر

    خداروشاکرم بخاطر سلامتی خودم و همه عزیزانم و همه مردمان روی زمین، خداروشاکرم بخاطر تمام هدایت هاش، چه با واسطه دیگران و اشیا و کتاب ها، چه بی واسطه و قلبی، خداروشاکرم بخاطر تمام زیبایی های جهان، سرسبزی ها، گل ها، درختان و همه حیوانات و پرندگان ناز و زیبایی که از دیدنشان کیف می کنیم، خداروشکر می کنم بخاطر آرامش درونم که مدیون وجود خودش توی قلبهامونه، خداروشاکر بخاطر وجود نازنین استادم که هر روز از درون زیبایش جریانی از آگاهی ناب می نوشم و با اینکار کمتر نگران میشم، کمتر می ترسم و کمتر از قضاوت دیگران و بدیها ناراحت میشم، چون یادمون داده و هر روز میده که قدرت هر چیزی بجز خدا رو در درونمون کمتر کنیم، خداروشکر می کنم بخاطر وجود شما دوستان که نور چشم من شدید و وجودتون برایم امیدبخش و تحسین برانگیز هست،

    برای خودم یادآوری می کنم که وقتی به وجود دستان خدا در زندگیمون اعتقاد داریم باید دیگه نگاهمون به دست های دیگران نباشه، نباید برام مهم باشه اوضاع و شرایط مملکت داره به چه سمت میره، چون خداوند عادله و طبق قانون عدل و جذب، هیچ دو نفری بر روی یک قایق و یک دریا شناور نیستند، برای عده ای اگه دریا طوفانیه، برای ما می تونه نباشه، و حتی اگه هم دریای زندگی مون گاهی طوفانی شد، باید بیاد بیاریم که مهم نیست چ دلایلی برای طوفانی بودن دریا میاریم، مهم اینه بتونیم کشتی و قایقمون و مهار کنیم تا به سلامت به راه بی پایان و سفر لذت بخش زندگیمون ادامه بدیم

    از خداوند توفیق عمل به این آگاهی ها رو برای خودم و همه دوستان دارم

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    لیلی گفته:
    مدت عضویت: 115 روز

    سلام به استادان عزیزم

    من تا الان قدرت رو به هر کسی غیر از خدا دادم قبلا این باور رو داشتم که کاری که افتاد دست خدا دیگه هیچی!!!(یعنی درست نمیشه) انقدر خدا در ذهن من ضعیف بود البته این باور رو خانوادم بهم دادن و جامعه، حتی امامان هم قدرتشون از خدا بیشتر بود تا یه مدت من هرجا خواستم رو مطرح میکردم اجابت نشد حتی پیش رمال و فالگیر رفتم و هزینه ها دادم اما هیچ فایده ای نداشت تا رسیدم به اینجا وقتی استاد در مورد خدا میگفت آرامش گرفتم و فایل هارو بارها و بارها گوش میدم هنوز نتیجه مورد نظرم رو کامل بدست نیوردم .الان آرامشی که دارم رو با هیچی عوض نمیکنم الان طوری شدم که فقط از خدا درخواستم رو میکنم و حتی دوست ندارم کسی دیگه از طرف من از خدا درخواست کنه متوجه شدم اگه قانون جهان هستی رو رعایت کنم دیگه نیازی به درخواست نیست خود به خود همه چیز درست میشه اتفاقا دیشب از عقل کل سوال پرسیدم که چطور با خدای درونم هماهنگ بشم جواب های مشابه رو میخوندم یه دوستی گفتن که فایل های توحیدی استاد فوق العادست تصمیم داشتم امروز ببینم صبح اول نشانه ام رو نگاه کردم بعد روی صفحه اصلی سایت فایل توحید عملی رو دیدم اینم نشانه ای هست از جانب خدا برای من

    ممنونم از استاد عباس منش عزیز که راهنمایی برای تغییر باورهام شد و متوجه شدم چقد تا الان مسیر رو اشتباه رفتم البته اینا همه از لطف خدای عزیزم هست که بهترین استاد با سایت بینظرش رو در مسیر من قرار داد هر کجا هستید شاد و سلامت و ثروتمند باشد خیلی دوستون دارم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    نعمان عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 559 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    من اینو درک کردم که توحید یعنی تنها از خدا خواستن و تنها او است که در زندگی ما شرایط اتفاقات آدم ها ایده ها را وارد زندگی ما میکند ولی نظر به خواست ما نظر به کانون توجه فرکانس ها من اینو درک کردم و همینه که خدا میگه روز قیامت هیچ عذر و بهانه از شما پذیرفته نمی‌شود که چرا در مسیر اشتباه رفتید اینو کامل میفهممش ولی چیزی که آزارم میده اینه که من اینو زود فراموش میکنم اگرچه تلاش میکنم که همواره تکرار کنم همواره با خودم تکرارش کنم و چون آدم درون گرا هم هستم به معض اینکه وارد اجتماع میشم با آدم ها برخورد میکنم یک مسأله که کمی حلش برام فشار میاره خیلی زود این قوانین یادم میره و دوباره ذهنم میره سمت کنترل اتفاقات شرایط و احساسم بد میشه تا اینکه دوباره با خودم خلوت کنم و این حرفهای که در مورد عملکرد خدا و ما است رو با خودم بزنم تا پس برگردم به مسیر، و همین مسیر هم که دارم میرم هم خیلی خیلی زندگیمو آسان کرده خیلی راحت‌تر شدم خیلی خیلی مسأله یا تضاد کوچولوی پیش میاد تا حلش کنم ولی می‌دونم که اگر این قوانین اینقدر مسلط بشم که در هر شرایطی بر آن سوار باشم خیلی خیلی پیش میرم و از همه مهمتر باعث میشه در برخورد با اتفاقات با پیروی از این قوانین لذت رو هم تجربه کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2077 روز

    إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ

    یقیناً کسانی را که به جای خدا می خوانید بندگان و مملوکانی ناتوان چون شما هستند؛ پس اگر راستگویید آنان را [در گرفتاری ها و نیازمندی های خود] بخوانید پس [هنگامی که بخوانید [باید شما را اجابت کنند] ولی خود می دانید که در هیچ موردی جواب شما را نمی دهند.]

    سلام قول من رب الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و دوستان مومنم در این سایت توحیدی

    خدارا سپاسگذارم بر این مسیر الهی و مقدس و رشد و آگاهی که پیوسته به این بنده کوچک مملوک خویش عنایت میفرماید

    میخوام صادقانه به یک مورد از موارد بسیاری که شرک ورزیده ام و روی این موضوع کار کرده ام و نتیجه گرفته ام اشاره کنم

    و ما توفیقی الا بالله

    قضیه به چند هفته قبل بر میگرده…یک انتصاب در اداره ما و برگشتن رئیس سابقمون به پست ریاست

    و دریافت تبریکات بسیار از همکاران بخاطر روابط خوبی که با این رئیس داشتم و ارتباط صمیمی که با ایشان داشتم

    و من بدون این که آگاه باشم روی ایشان حساب میکردم..چرا میگم بدون آگاهی؟ بخاطر این که ته ذهنم این رو مرور میکردم که این مرد کاره ای نیست و هر کس بهم تبریک میگفت میگفتم این که کی بیاد و کی بره تو زندگی من که منشا اثر نیست

    اما زبانی میگفتم..چون وقتی داستان ابتلا پیش میاد حقایق آشکار میشن و خدا رو سپاسگذارم بر تمام امتحاناتش که هدف این امتحانات لطف خداست به بنده که آلودگی های درونش رو بهش نشون میده

    خوب چی شد؟!

    اول که این بنده خدا نیومده حقوق بنده کلی ریزش کرد!!

    و من مدام میگفتم حتما باورهای نامناسبی داشتم این بنده خدا که کاره ای نیست!!

    و اتفاق دوم افتاد..مدام عذرم رو میخواست در حالی که با اختلاف کاری ترین کارمند بخش خودم بودم..که حتی کارهایی رو که مربوط به من نبود از روی اشتیاق انجام میدادم..یعنی نقش پیش برندگی داشتم..ایده های نو مطرح میکردم

    و اتفاق سوم که دیگه تکونم داد..جلوی جمع به من توپید که فلان کار رو چرا انجام ندادی؟ اینجوری اضافه کارت رو کم میکنم!!

    و من به خودم اومدم به فضل خدا.. و متوجه شدم که نه!! انگار که خیلی ذهنم جای کار داره و نشستم روی خودم کار کردم

    روی دوره های توحیدی کار میکردم.. احساس لیاقت اون بخش که ارزشمندی رو به چیزی وصل نکنیم و اون بخش که ارزشمندیمون رو به نظر دیگران وصل نکنیم… و همزمان روانشناسی ثروت 1…

    و نتیجه از راه رسید.. من در آرامش مطلق به فضل خداوند غوطه ور شدم.. متوجه شده بودم که از وقتی رئیس جدید اومده حالم مثل سابق نیست اما واکاوی نکرده بودم.. خیلی مهمه که بدونیم اگر حالمون خوب نیست یعنی یه باورهای مخربی دارن در پس زمینه کار میکنن..

    و نتیجه دوم..رابطه من با رئیس جدید بدون هیچ تلاشی خوب شد..

    تا جایی که رئیس جدید بعد از دو هفته از اون اتفاق درباره حقوقم باهام صحبت کرد و قرار شد حقوقم رو بررسی کنه و افزایش داشته باشه

    و اتفاق عجیب تر.. یه روز اومد پیشم و بهم گفت شما باید منو حلال کنی..

    و باز هم اتفاق عجیب تر.. همکارم بهم زنگ زد گفت چرا وامت رو نمیگیری؟ گفتم کدوم وام؟ گفت برو بخش تسهیلات.. و من متوجه شدم این بنده خدا رئیس جدیدمون تو کل اداره تنها برای من بدون این که نظرم رو بخواد درخواست وام کرده!!

    وام بدون سود..هرچند که من رفتم دفترش و ازش تشکر کردم و وام رو نپذیرفتم..چرا که با خودم عهد کردم دیگه هیچ وام و قرضی وارد زندگیم نکنم و به فضل خدا پول بسازم..

    این همه اتفاق رو کنار هم بزارید قدرت توحید رو درک میکنیم..تو بحث مالی که خیلی ورودی اومد تو زندگیم تو همین چند هفته..

    اینها اولا همش از لطف خداست..حتی این رشد و کار کردن روی خود هم از لطف اوست..اما وظیفه خودم دونستم اینها رو اینجا کامنت کنم تا دوستان ببینند شرک و توحید چه تاثیری در زندگی ما داره

    استاد خیلی دوست دارم..خداوند ما را از مومنین قرار بده ان شاالله

    همین الان که داشتم این کامنت رو مینوشتم یه رزق به غیر الحساب دیگه رسید..الحمد لله..این همزمانی ها رو جدی بگیریم..همانطور که استاد جدی گرفت و این مسیری که اومد نشون میده هیچ چیز در این عالم تصادفی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: