مفهوم عملی ایمان به غیب - صفحه 29

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

502 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام عرض ادب

    آفرین وهزاران آفرین به شما استادعزیز من که شخصا وقتی کلیپ های قدیمی میبینم بیشتر بهم حس انتقال میده وانرژی بالا میبره و قشنگ به دل میشینه من شخصا از خانوم شایسته عزیز تشکر میکنم بخاطر وقت وانرژی که میزارن ومیبوسمشون

    در پناه خدا باشید استاد بزرگوار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2032 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ

    وَ لا غَرْبِیَّهٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِی‌ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ

    نُورٌ عَلى‌ نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ «35»سوره نور

    خداوند، نور آسمان‌ها وزمین است. مَثَل نور او همچون چراغدانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد. آن چراغ در میان حبابى شیشه‌اى و آن شیشه همچون ستاره‌اى تابان و درخشان، چراغ از روغن درخت پر برکت زیتونى بر افروخته شده، که نه شرقى است و نه غربى. (روغنش به قدرى صاف و شفّاف است) که بدون تماس آتش نزدیک است (شعله‌ور شود و) روشنى دهد. نورى است بر فراز نور دیگر. هر کس را خداوند بخواهد به نور خویش هدایت مى‌کند، و خداوند براى مردم مَثَل‌ها مى‌زند و خداوند به هر چیزى آگاه است.

    هزاران سلام و درود و نور و رحمت الله یکتا بر  استاد عزیز و استاد مریم جان و دوستای نازنینم

    الهی همگی در احسن الحال باشیم

    به به چه عنوان فایل زیبایی

    چه عکس بسیار زیبایی از اساتید عزیزم که چشم و دلمو روشن کرد

    این عکس رو من خیلی دوست دارم:

    استاد جانم با اون چهره شاد و خندانشون

    و مریم بانو جانم با چهره دلنشین و روحانیش،

    با بغض شیرینی که در ضمن توضیحاتش تو گلوش نشست :)

    و خاطرات خوش سریال زندگی در بهشت رو بیادم آورد که بطور مرتب روی سایت میزاشتین و من هم همه شونو همون موقع نگاه کردم..

    و امروز بوسیله پیام دوست بسسییار عزیزم سعیده جان شهریاری به این فایل پر نور هدایت شدم و برای چندمین بار  تماشا کردم و گوش جان سپردم..

    و درباره اش توی دو کامنت قبلیم روی همین فایل نوشتم، و بعد کامنت سعیده جان رو خوندم و بعدش دوتا کامنتهای خودمو خوندم که یکیش 16 آبان سال گذشته همزمان با قرار دادن فایل روی سایت بود و دیگری در 9 خرداد امسال بود..

    دقت کردم دیدم چقدر حس و حالم تو این دوتا کامنت با هم متفاوته!!!

    دومی خیلی با احساس عالی تر و با شور و شوق بیشتری نسبت به اولی یه!!!

    دلیلشم  اینه که دومی رو در وسط دوره ی شگفت انگیز هم جهت با جریان خداوند نوشتم که شور و شعف و حس سپاسگزاری قلبی و عمیق رو در همه ی دانشجوهای استاد جانم برانگیخته کرده

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که بارها  جلسه های قانون آفرینش رو تصویری نگاه کردم و چند جلسه اش رو هم تو دفترم نوشتم و ادامه داره به امید خدا..

    آگاهیهای این دوره خیلی بمن کمک کرده هماهنگ با قوانین خداوند  حرکت و عمل کنم و تأثیرات زیادی روی اصلاح باورها و بهبود شخصیتم و زندگیم داشته.. خدا رو صدهزار مرتبه شکر..

    و با افتخار اعلام می کنم که با اینکه همه ی دوره رو کامل با اکانت دخترم یاسمن داشتم ولی از اوائل دوره ی همجهت با جریان خداوند شروع کردم به خریدنش با اکانت خودم و تا حالا 5 بخش رو خریدم..

    از خداوند درخواست می کنم که توفیق عمل کردن به آموزشهای استاد جانم رو به همه ی ما عطا کنه

    الهی هزاران بار آمین

    استاد جانم و استاد شایسته جانم بینهایت سپاسگزارم

    دوستای عزیزم از شما هم سپاس فراوان دارم برای کامنتهای عالیتون

    عاشقتونم و همگی رو به آغوش خداوند مهربان میسپارم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای یک صلات دیگه

    بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین برای همگی درخواست می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  3. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1555 روز

    بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ

    بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ

    بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ

    بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ

    به نام خدای نور

    به نام خدای نور نور

    به نام خدای نور بر نور

    به نام خدای تدبیرگر امور

    قدقامت صلاتِ ستاره ی قطبی فی النشانه ی روزانه قربه الی الله…الله اکبر…

    الهی شکرت،الهی صدهزار مرتبه شکرت،خدایا شکرت،خدایا تا جایی که آسمونت جا داره شکرت…

    امیر رادان یک جایی تو آهنگ هاش میگه:

    همونا که مسخره ت کردن

    دیدی شروع به دست زدن کردن؟!

    همونایی که یک روزی میگفتن تو چته از اتاق بیرون نمیای،چرا مهمونی نمیای،چی مینویسی تو دفترهات،چرا انقدر تغییر کردی…

    همونا…همونا…همونا…

    شروع به دست زدن کردن!

    همونا الان اگر به چالش بخورن،به هم دیگه آدرس میدن برو از سعیده کمک بگیر:)

    سعیده هم خیییلی وقته پاشنه ی آشیل حمایتگری رو درمان کرده و‌ بهبودش داده…اصلا دنبال حل مشکلات بقیه نیست،اگرم کسی ازش درخواست کنه کاملا به موقعیت نگاه میکنه،اگر نیاز ببینه حرف میزنه،وگرنه انقدر برای الماس های درونش ارزش قائله که تا کسی رو مشتاق و حریص تغییر نبینه،یک کلام حرف که نمیزنه هیچ،تازه بحث رو هم عوض میکنه…

    و اما…

    مرا عهدیست با جانان،که تا جان در بدن دارم…

    هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم…

    دیروز متوجه شدم یکی از عزیزانم بیرون از سایت به یک مسئله ای خورده و‌احساس کردم میتونم به عنوان کسی که بیرون ازون مسئله ست و ذهن بازتری داره میتونم بهش کمک کنم…

    یعنی تموم عشقم،تموم دانشم،هرچی که بلد بودم،هرچی که میتونستم از تجربیات خودم مثال بزنم براش گذاشتم وسط بلکه بتونم یک نوری وسط تاریکی براش از طرف خدا ببرم که این مانع رو هم به راحتی رد کنه…

    امروز ازم خواست که یک بار دیگه بهش بگم به کدوم جلسات 12 قدم گوش بدم…منم عین یک دستیار کاربلد :) براش نسخه پیچیدم و گفتم:

    @@@@

    میدونم که میدونی ولی صرفا جهت تاکیید بیشتر،اصل رو از فرع تشخیص بده،مهم آرامش قلبته،اصل رو بچسب ،فرعیات رو‌بسپار به خدا که درستش کنه،مهمه که وقتی این فایل ها رو گوش بدی تمرکزت رو کلا از روی مسائل برداری و فقط به استاد گوش بدی،سعی کردم فایل ها رو به ترتیب اولویت برات بچینم…انشالله که هم وقت کنی گوش بدی و‌هم به کارت بیاد:

    جلسه 2 قدم 7

    جلسه 4 قدم 5

    جلسه 5 قدم 4

    جلسه 3 قدم 4

    جلسه 4 قدم 6

    جلسه 1 قدم 3

    جلسه 6 هم جهت هم میتونه خیلی کمک کنه

    دانلودی:

    چگونه در هر شرایطی خالق زندگی خود باشیم.

    تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود ببخشم.

    قانون تغییر ناخواسته ها.

    @@@@

    این مسیر رو‌ دوست دارم،فارغ ازینکه آیا حرف های من برای بقیه تاثیری داره یا نه،عاشق حرف زدن از قانون و قرآنم ولی نه هرجایی…نه با هرکسی…

    برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

     برو آنجا که تو را منتظرند

    یک مدته که نیلا نیکا یاد گرفتن اسم منو تو گوگل سرچ کنند و بعد که عکس پروفایل من تو سایت میاد بالا اونم بخاطر کامنتی که در فایل(الگوهای موفق خانواده ی صمیمی عباس منش) نوشتم،میرن با ذوق به همه نشون میدن…و من انقدر مقاومت دارم با این کارشون که خدا میدونه…

    یادمه تو یک مهمونی که اتفاقا آدم ها به شدت دنبال نشون دادن موفقیت های خودشون هستن،این اتفاق افتاد…اونم نه از دست نیلا نیکا…یک نفر دیگه بهشون گفت میدونستی اسم سعیده رو‌تو گوگل بزنی عکسش میاد بالا… حالا قیافه ی من :// و واکنشم: میشه لطفا چیزی نگی؟!میشه لطفا درمورد چیز دیگه صحبت کنی؟!

    به طرز عجیبی دلم میخواد زیر شنل هری پاتر زندگی کنم،نه کسی منو بشناسه نه معروف باشم نه مشهور

    هیچی …هیچی …

    قبلا اینجوری نبودم،هرگز اینجوری نبودم…قبلا یک بلاگر تو اینستا بودم که کارم تولید محتوا بود برای دریافت یک دونه ‌فالوئر بیشتر …

    این یک جهش بزرگ توی زندگی منه،تو شخصیت منه،تو احساس لیاقت منه…

    دیروز صبح،تا چشم باز کردم دیدم چندتا پیام از دوست های بهشتی بیرون از سایت دارم که بهم خبرهای بهشتی رسوندن…از فایو استار استاد شایسته جان،تا اومدن کامنتم تو کانال تلگرام…

    عصر یکمی خوابیدم تا بیدار شدم دیدم از خانوم سلیمی جانم چندتا پیام پرمهر دارم ازینکه کامنتم تو جلسه 22 دوره،اومده تو رتبه ی شیشم…

    همون لحظه تو همون حالت خواب وبیداری یاد فایل استاد درمورد کادوی تولدش افتادم و این پیام رو براشون فرستادم…

    @@@@@

    میدونید در لحظه چه چیزی توی قلبم اومد خانوم سلیمی جانم؟

    انگار خدا فایل استاد درمورد کادوی تولدش رو به یاد اورد…اونجا که استاد میگفت من یک روزی آرزو داشتم یک نفر بهم یک خودکار هدیه بده…حالا اتاق اتاق برام کادو تولد میاد…

    یک روزی هم من در مدارهای پایین،انقدر تو‌سرم خورده بود،همه جور زحمتی به خودم میدادم تا یک ذره احساس ارزشمندی کنم یا بقیه بهم بگن تو خوبی و …

    ولی الان که از درون پر شدم،الان که سرم جلوی خدای اومد پایین،الان که دلم بیشتر از هرکس دیگه ای میخواد فقط برای خدا جلب توجه کنم و خودم زیر شنل هری پاتر،مخفی باشم…

    خداوند نتنها انقدر انسان ارزشمند رو‌ توی زندگیم آورده که اینجوری من رو مورد لطف و محبت خودش قرار داده…

    واقعا من اگر‌ روزی هزاربار هم سجده ی شکر به جا بیارم کمه…

    شما تجلی نور خدا توی زندگی منید و من بدون هیچ قید وشرطی دوستون دارم

    @@@@@

    این روز ها احساس میکنم اکسیر حیات،جادوی برتر،اسم رمز،گنج پنهان رو نتنها پیدا کردم که بیشتر و بیشتر دارم درکش میکنم…

    هرچی سرت جلوی خدا پایین تر باشه،خدا بهت عزت میده،خدا بهت ثروت میده،خدا بهت عشق میده،خدا بهترین دستاشو برات میفرسته…

    یعنی من که دیگه از هرطرف به زندگیم نگاه میکنم فقط نور میبینم… نورِ عشق،نورِ دوستی،نورِ ثروت،نورِ آرامش،نورِ آسان شدن برای آسانی ها…

    امروز مامان بابام اومدن پیش ما،انقدر برامون نعمت و برکت آوردن که اصلا دیگه به شمارش نمیومد…(شیرمحلی،پنیر محلی،شیره انگور،میوه،سبزیجات،گوشت،گردو و….)

    یعنی سبد سبد از آسانسور جعبه میومد تو خونه،به شکل قطاری…

    من نگاه میکردم و‌نفس عمیق میکشیدم و‌میگفتم خدایا به قول استاد جان خودت میدونی من نمیتونم سپاسگزار این همه نعمتت باشم…خدایا خودت از کوتاهی های من بگذر…

    تازه اینا ثروت مادیه…

    یعنی‌من رفتم یک ساعت بخوابم،مامانم یک دیگ خورشت بار گذاشت،ظرف هارو شست،بچه هارو برد حموم،مادربزرگم گردوها رو دونه دونه شکست و دون کرد برامون و….

    از خواب بیدار شدم،عموم و‌زنعموم که براشون اینورا کار پیش اومده بود اومدن پیش ما،بعد زنعموم با چه دقتی‌و‌چه ظرافتی بخاطر اینکه بسیار هنرمنده شروع کردن به جلد کردن کتاب های دخترها…

    و بعد با اینکه تصمیم داشتن شب پیش ما بمونن،بخاطر یک مسئله برگشتن خونه…

    ضمن اینکه صدبار ازشون تشکر کردم….بهش گفتم زنعمو جون…یعنی باز من چقدر خوش شانسم که خدا این همه راه شمارو فرستاد کمک من،کتاب ها رو برام جلد کنی،خداوکیلی حال میکنی؟!

    خداااا همیشه تو زندگی من شاهکار میکنه…یکی دوتا نیست که…

    یعنی این مداری که بعد از شروع دوره ی هم جهت با جریان خداوند واردش شدم،یک مدار عجیب غریبه…

    همه چیز به سرعت در حال بهبوده…

    همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم قراره شب بریم پیش عمه جون اینا که اومدن نزدیک های ما ویلا استخردار اجاره کردن و ازمون خواستن حتما بهشون سر بزنیم:)

    زنگ زده میگه داری میای حتما لباس های شناتون رو بیارین:)

    ویلا مجانی،استخر مجانی:)تازه انقدر فان و باحال و بزن و برقصی هستند که نگو….

    باور فراوانی چه کرده با من…باور فراوانی چه کرده با زندگی من…

    خدا نیست که…عشقه …عشق…

    همه چیز توی زندگی‌من داره به شکل جادویی تغییر میکنه…با سرعت هرچه بیشتر…

    خدا میدونه چه شاهکار های دیگه در راهه…

    استاد تو قدم 9 بهم وعده داده بود:اگر داری روی‌خودت کار میکنی،لذت بردن پایه و‌ اساس زندگی آینده ی تو خواهد بود…

    به قول قرآن جان:

    فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ(17سجده)

    پس هیچ کس نمی داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می داده اند، برای آنان پنهان داشته اند.

    ایمان به غیب…ایمان به غیب…ایمان به غیب…

    به قول استاد جان تو مراقبه ی فراوانی:باید باور کنی تا ببینی!چرا! چون این راه خداوند است!اول ایمان بعد مشاهده!ول باور،بعد دریافت نعمت ها…

    عاشقتم استاد…عااااششقتم،عااااشقتم…

    مرسی که از من،یک منِ شگفت انگیز ساختی…

    خداااا شمارو‌ برای من حفظ کنه…خداااا من رو در مدار شما نگه داره….

    این کامنت ازون کامنت ها بود که نان استاپ گفته شد و‌نوشته شد…بدون اینکه از قبل ایده ای براش داشته باشم…

    این‌یعنی من نیاز داشتم اینارو برای کنترل ذهن خودم به سمت آگاهی برتر بنویسم و افکارم رو جهت بدم به سمت فرمانروایی که این جهان رو‌ خلق کرده و‌ داره مدیریتش میکنه….

    اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ ﴿4سجده﴾

    خداست که آسمان ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده ای نیست، [با این حال] آیا متذکّر و هوشیار نمی شوید؟

    یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴿5سجده﴾

    [همه] امور را [همواره] از آسمان تا زمین تدبیر و تنظیم می کند، سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا می رود.

    ذَٰلِکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿6سجده﴾

    این است [پروردگار] دانای نهان و آشکار که توانای شکست ناپذیر و مهربان است،

    عاشقتم خدا،دوستت دارم خدا،تو جان منی خدا،تو تموم سرمایه ی منی خدا…

    تو باشی و‌تو باشی و‌تو باشی…

    هرآنچه که دارم از آن‌توعه،تو نباشی من هیچی ندارم،تو نباشی من هیچ اعتباری ندارم،تو‌ نباشی من هیچی نیستم….هیچی…

    دوستت دارم خدا،انقدر دوستت دارم که فقط خودت میدونی…جان ناقابلم برای تو….تمامِ تو‌ برای من….

    عاااااااااااااااشششقتم و این عشششق بزرگترین سرمایه ی زندگیمه…

    جااانی و‌دلی،ای دل و‌جان همه تو…

    الهی صدهزار مرتبه شکر برای فرصت یک صلات دیگه…خدایا منم که به نور‌این‌صلات ها نیازمندم،منم که به توجه به تو فقیرم،منم که به هر عزتی که از سمت تو به من برسه فقیرم…

    مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا ۚ

    یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ

    خدایا ….دست مارو تو‌دست خودت محکم نگه دار…که دست تو بالای دست همه ست…

    یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ ۚ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا

    میدونی خدا!هی میخوام کامنتمو تموم کنم ولی انگار دستام به یک‌ نوری وصل شده که دوست نداره جدا شه…

    نور قشنگ‌من…همیشه بمون…بدون تو همه جا تاریکه…همه جا…و من همیشه به وصل شدن به تو‌نیازمندم…

    خدایا شکرت،الهی شکرت،خدایا تا جایی که آسمونت جااا داره شکرت…

    دوست‌دارم‌ خدا و‌به امید‌ دیدار روی ماهت در بهترین زمان و‌مکان…قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 175 رای:
    • -
      جواد یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 3006 روز

      سلام خانم شهریاری

      صبحتون بخیر

      همینطور نوشتم چون اینجا صبحه

      حتما اونجام صبحه

      این کامنت شما مثل یه آشپزی بود که بهش گفتن بیا این آشپزخانه و مواد اولیه

      بعد طرف از این مدل شکموهای خوش دست و پخته ها

      میزنه غذا درست میکنه که بقول ما میخای انگشتاتو باهاش بخوری

      الان دارم حدس میزنم کتابتون چجوریه

      یادمه اولین سوالایی که اون اولا از شما تو عقل کل خوندم گفته بودین من همه جور هدیه میخرم ولی دریغ از یک هدیه دم دستی

      و الان بوم بوم بوم

      تازه اینا اولشه

      بزار براتون با تریلی بیارن اون موقع چی میگین

      اقا این سایت خودش کامنتها رو میگم یه آشپزخانه حرفه ایه

      حتی همون کامنتهای ساده هم که بعضیا مینویسن مثل یه چای قند پهلوی پر مایه چشم خروسیه پر رنگه

      راستی

      آقا محسن توحیدی

      عجب قلمی داره این بشر

      مثل این قلمهای توی باجه بانک اون نخش وصله به آئورتش دقیقا از توی دهلیز راست رد شده پیچیده تو بطن چپ بعد میاد عروق کرنر رو دور میزنه صاف از نوک انگشتان وصل میشه به قلمش

      از این نخ‌های به گره افتاده بقول ما رود مُرود خوشم میاد که تهش وصله به یه چیز خوب.

      بگذریم ، میدونم الان میگین چرا کم مینویسین

      تنبلم تنبل اوکی؟ توقع دارم نمره خوبم بگیرم

      البته شفاهیم خوبه

      یه مطلبی از صبح بما گفتند از اونور خط، از اتاق فرمان

      منم به شما میگم به کامنتم ربطی نداره ولی میگن بنویس

      آقا آخرای زمستون که میشه هوا دیگه بوی بهار میگیره کم کم گرم میشه یه کوچولو بخاریا رو کمتر روشن میکنیم لباس ها کم میشه و دلِی دلِی میخونیم میریم به سمت بهار اما یه دفعه یه اتفاقی میفته یه سرمایی میاد دوسه روزه همون هفته های آخر اسفند

      مادربزرگم میگفت سرمای پیرزال یا همون پیر زن حالا یه داستان هم میگفت که یه پیرزنی به پیغمبر گفته و از این حرفا

      اما بحث من اینه

      بعدش بهاره

      قانون اینو میگه

      تقویم

      نظم

      کائنات همه چی

      باید بعدش بهار باشه و اینجا ما ایمان داریم پس این دو سه روز رو باید صبر کرد

      برداشت شما هر چی میخاد باشه باشه من نمدونم ولی احتمالا بعد مدت مدیدی بی کامنتی از طرف من

      اینا اومد دیگه

      راستی

      نمدونم گفتمتون

      یه زمانی دنبال این بودم که بهتون بگم بمن اجازه بدین تا کامنتهای شما رو باهاش یه کتاب بنویسم البته اسمتون رو نیارم

      خیلی هم فکر کردم

      بعد دیدم

      اه خودتون دارین مینویسین

      جالب بود نه

      پس تا برنامه بعد

      والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

      منم با بوی دارچین و اقامتگاه، پنهانی

      منم اینجا نشسته در کنار راه، پنهانی

      همین لحظه ، همین حالا ، همین چایی ، همین لذت

      من و آلا ، من و چایی ، نوشتن گاه پنهانی

      چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

      به حق توفیق خدمت خواستم بر شاه ،پنهانی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1555 روز

        سلاااااام به آقای یوسفی بزرگ،برادر توحیدی و یک نویسنده ی کار درست!

        آقاااا عجب کامنتی بود خداوکیلی،خنده و‌گریه و پیغام سروش و شعرِ پنهانی…

        خدااا میدونه چقدر من لذت بردم،چقدر از این جملات خندیدم:

        ====

        میدونم الان میگین چرا کم مینویسین

        تنبلم تنبل اوکی؟ توقع دارم نمره خوبم بگیرم

        ====

        خیلی خووووب بود….:)))))

        ولی خداوکیلی چرا انقدر کم مینویسید اخه :)))) من واقعا حیفم میاد…

        درمورد گذشته ی من صحبت کردید:))) خودم الان وقتی کامنت ها و سوال های سال اولم رو میخونم خنده م میگیره،میگم اینا چیه اخه :) بعد میگم خداروشکر این ردپاهارو گذاشتم تا یادم بمونه از کجا به اینجا رسیدم…الهی صدهزار مرتبه شکرت…

        خدا میدونه چقدر کامنت های شما برای من تا الان راه گشا بوده و مسیر رو برام واضح تر کرده…خدا خیرتون بده،خداروشکر که من انقدر خوش شانسم با تموم این تنبلی،بازم این همه پاسخ پربرکت ازتون دریافت کردم تا الان…

        بازم پیغام سروش از دستان بشارت دهنده ی شما رسید:

        ====

        بعدش بهاره

        قانون اینو میگه

        تقویم

        نظم

        کائنات همه چی

        باید بعدش بهار باشه و اینجا ما ایمان داریم پس این دو سه روز رو باید صبر کرد

        ====

        بی نهایت از لطف بیکرانتون سپاسگزارم،مخصوصا برای شعر آخر کامنتتون…خوش به سعادت آلا…

        دختر ناز رو از طرف خاله ی راه دورش ببوسید…

        و‌به امید دیدارتون در بهترین زمان و‌مکان…

        الله یارتون باشه همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      شادی نقشبندی گفته:
      مدت عضویت: 1486 روز

      سلام به استاد عباس منش عزیزم‌و استاد شایسته مهربانم

      و سلام به شاگرد اول کلاسمون سعیده مهربان و‌دوست داشتنی

      سعیده جانم من تا حالا برات کامنت ننوشتم ولی همیشه پنج ستاره را به نشانه قدردانی برات فرستادم

      ننوشتم به این دلیل که راستش به نوشتم مقاومت دارم من بیشتر حرف میزنم و ویس میفرستم اکه جای ویس داشت حتما برات کلی ویس میفرستادمو همچنین قلمی به زیبایی تو‌ندارم

      اما امشب قضیه فرق می کرد اومدم برات بنویسم راست گفتی امشب به نور الهی برای نوشتن وصل بودی چون اولویت گوش دادن به کدوم فایل های دوازده قدم دقیقا سوال و خواسته امروز من از خداوند بود امروز جزوه دوازده قدم را آوردم و داشتم می خوندم که ببینم چه جلسه هایی را دوباره گوش بدم وقتی پیام تو را خوندم بازهم مثل همیشه از این همه همزمانی قلبم باز شده بود و شکر گزار خدایم بود چطور امشب فقط کامنت زیبا و الهی تو امشب اختصاصی برای من بود از قلمت و از کلام زیبایت از تلاش و پشتکارت برای کار کردن روی خودت و از کامنت ها و ردپاهای زیبایت بی نهایت سپاسگزارم و همیشه تحسینت می کنم

      سعیده جون باورت میشه من محاله شبی بدون خواندن کامنت تو بخوابم باورت میشه من اینجا کانادا توی تمام مشغله های سال های اول مهاجرتم اگر حتی وقت نکنم فایل استاد گوش بدم متن های سایت را بخونم حتما کامنت سعیده جانم را میخونم چون قطعا فرکانسم را به بهترین شکل تنظیم می کنه و فردا با حال خوبی بیدار میشم

      می بینی سعیده جانم تو روی خودت کار می کنی و اینجور دست خیر خدا میشی برای ما

      برات بهترین ها را ارزو می کنم دوست خوبم

      و‌مثل همیشه منتظر کامتهای زیبایت هستم دوست خدایی من️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1555 روز

        سلام به روی ماه شادی قشنگم…

        نمیدونم چرا تا خواستم برات پاسخ بنویسم،این شعر مولانا اومد توی ذهنم:

        خوش باش که هر که راز داند

        داند که خوشی خوشی کشاند

        شیرین چو شکر تو باش شاکر

        شاکر هر دم شکر ستاند

        شاید بخاطر اسم و فامیل قشنگت که واج آرایی ش داشت…شایدم یک نور هدایتی باشه از طرف خدا برات…نمیدونم…من فقط دریافت کردم و‌برات نوشتمش…

        مرسی که هستی رفیق راه دور‌من،نقطه ی آبی تو قلب من رو روشن کرد،دعا میکنم نورش برگرده و‌زندگیت رو روشن کنه…

        به امید خدا میام پیشت میبینمت…:)

        نه فورا…ولی حتما ؛-)

        به امید دریافت یک تلگراف پربرکت دیگه ای ازت،در پناه نور آسمون ها و زمین میسپارمت،الله یارت باشه همیشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      علی برزگر گفته:
      مدت عضویت: 1297 روز

      . بسم‌الله، به نام او که آغاز هر بودن است و پایان هر راه.

      2. بسم‌الله، به نام نوری که در دل تاریکی‌ها چراغ می‌افروزد.

      3. بسم‌الله، به نام دریایی که موجش، جان را به ساحل آرامش می‌برد.

      4. بسم‌الله، به نام نسیمی که بر دشت‌های خسته، حیات می‌دمد.

      5. بسم‌الله، به نام آسمانی که ستاره‌های امید را در دل شب می‌کارد.

      زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ

      زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

      زندگی حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

      زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

      زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آینه عشق

      زندگی، فهم نفهمیدن‌هاست

      زندگی پنجره‌ای باز، به دنیای وجود

      تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

      آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

      فرصت بازی این پنجره را دریابیم

      در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم

      پرده از ساعت دل برگیریم

      رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

      زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است

      وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی‌ست

      زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند

      چای مادر، که مرا گرم نمود

      نان خواهر که به ماهی‌ها داد

      زندگی شاید لبخندی‌ست، که دریغش کردیم

      زندگی زمزمه پاک حیات است، میان دو سکوت

      زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

      لحظه آمدن و رفتن، تنهایی ماست

      من دلم می‌خواهد

      قدر این خاطره را دریابیم

      سهراب سپهری

      ————————————————–

      در ارامش بخش ترین حالت ممکن

      واستون کامنت نوشتم

      امیدوارم ب جانتان بنشیند

      ارادتمند شما علی برزگر

      پاییز 1404

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1555 روز

        سلام علی آقا،الهی که حال دلتون عالی باشه و غرق در فرکانس احساس خوشبختی بی قید وشرط…

        قبلا یک بار برای یکی از دوستان نوشتم،یکی از نشونه هایی که مشخص میکنه آدم ها واقعا دارند روی خودش کار میکنند یا فقط حرف های قشنگ میزنند،هماهنگیشون با جریان هدایته…

        شما چندین بار برای من نور هدایت آوردید،در سخت ترین لحظات…و تاریکترین روز ها…تلگراف هایی فرستادید که برام شبیه به باز شدن یک پنجره به سمت نور بود…

        دعا میکنم این برکت هایی که برام میارید،مثل بهمن ثروت و‌نعمت و خوشبختی هارو وارد زندگی قشنگتون کنه…

        به امید دیدار روی ماه خانواده ی بهشتیتون،در پناه الله باشید همیشه…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه سليمى گفته:
      مدت عضویت: 2032 روز

      سلام سلام سعیده جانم

      سعیده نورانی پروردگارم

      سعیده ای که من بهش میگم عشق عزیزم

      و همونطور که میدونی

      این در اصل اختصاص  به نوه ی 11 ساله عزیزم تینا جان داره

      ولی اینقدر شما رو دوست دارم که از ته قلبم بشما هم همینو میگم..

      بازم مثل همیشه

      سعیده جان گل کاشته!!!

      ما هم که خدا رو شکر

      خوندیم و لذت بردیم

      چجوری اینقدر قشنگ می نویسی آخه!!

      چقدر قشنگ و بجا از آیات قرآن استفاده می کنی

      چقدر فایلها رو گوش دادی که فی البداهه درباره هر موردی از فایلها و صحبتهای استاد جانم گزیده ای رو تو کامنتت جا میدی!!

      هزاران آفرین و احسنت بر شما باد

      این کمترین کاریه که میتونم در حقت انجام بدم

      به امید خدا این جلسه ها و فایلهای دانلودی رو که به دوستت پیشنهاد دادی حتماً میرم گوش میدم..

      خییلی خییلی ممنونم که تو کامنتت از من اسم بردی

      و خییلی خوشحالم و خدا رو شکر می کنم که من هم بشما خبرهای خوبی دادم که باعث خوشحالیت شد؛

      در مقابل چندین خبر خوشی که شما درباره ی من بهم دادی

      خودت که میدونی و بارها بهت گفتم که من از همه ی شماها که مثل بچه های خودم دوستون دارم چیز یاد میگیرم

      و اینکه با تأکید ازتون خواهش کردم هر جا دیدین من کلمه یا نظری رو اشتباه گفتم، حتماً بهم بگین..

      این تیکه از کامنتت رو کپی می کنم که دقیقاً درمورد من هم هست:

      این روز ها احساس میکنم اکسیر حیات،جادوی برتر،اسم رمز،گنج پنهان رو نتنها پیدا کردم که بیشتر و بیشتر دارم درکش میکنم…

      هرچی سرت جلوی خدا پایین تر باشه،خدا بهت عزت میده،خدا بهت ثروت میده،خدا بهت عشق میده،خدا بهترین دستاشو برات میفرسته…

      یعنی من که دیگه از هرطرف به زندگیم نگاه میکنم فقط نور میبینم… نورِ عشق،نورِ دوستی،نورِ ثروت،نورِ آرامش،نورِ آسان شدن برای آسانی ها…

      همون روزی که لینک همین کامنتت رو تو گروه گذاشتی فوری اومدم خوندم و مثل همیشه سرشارتر از احساس خوب خدایی شدم..

      و از همون وقت میخواستم برات بنویسم…

      که رسید به امروز..

      خدا رو صدهزار مرتبه شکر که بالاخره نوشتم!!

      بقول خودت

      آخیییش اللهم آخیییش!!

      عاشقتم و روی ماهتو میبوسم

      و هر آنچه نیکوترین و بهترین است بهتر از آن را از رب العالمین جان برات درخواست می کنم

      به امید دیدارت در دورهمی با دوستان دیگرمون پیش استاد جانمون..

      قلبهای فراوون از طالقان تا شمال ایران

        

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1555 روز

        سلام به روی‌ ماه خانم سلیمی جان قشنگم،مادر نورانی من…

        الهی صدهزار مرتبه شکرت برای برکت حضور شما توی سایت و توی زندگی شخصی خودم…

        وقتی استاد جان در مورد مفهوم فضل خداوند در دوره ی هم جهت با جریان خداوند برامون توضیح داد خیلی خیلی درک وسیع تری نسبت به نعمت ها و برکات زندگیم پیدا کردم…

        فضل به معنی برکت بی نهایت…

        شما خانم سلیمی جانم،شما یک برکت بی نهایت توی زندگی منید و‌من حق سپاسگزاری همین نعمت رو هم نمیتونم به جا بیارم…

        ارتباط من با شما و خانواده ی قشنگتون،از یکی از بهترین دستاورد های قشنگ هم جهت تر شدنم با جریان خداونده…

        خدا همیشه توی زندگی من شاهکار میکنه…بهم قول داده بود که من همیشه تورو دست بهترین هام میسپارم و‌حالا دارم میبینم چطور وعده ی خداوند داره به زیبایی هرچه تمام تر محقق میشه…

        دوستون دارم خانم سلیمی جانم،بیشتر از دیروز،کمتر از فردا…

        به امید دیدار روی ماهِ بهشتیتون در بهترین زمان و‌مکان

        قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
      مدت عضویت: 2524 روز

      سلام عزیزدلم

      سلام سعیده ی مهربون و نازم

      هربار که کامنت هاتو میخونم کلی باهات صحبت میکنم، میخندم، باهات شوخی میکنم، اشک میریزم… ولی تنبلی میکنم برای نوشتن… (صادقانه بگم تنبلی هم نیست ها… ولی خب…)

      خلاصه امشب گفتم دیگه باید یه نقطه آبی ثبت کنم برات، باشد که جبران قبلی ها هم باشد…

      یعنی سعیده جان، توی اون کامنتت به مدیر فنی که پاش رفته بود روی سیم های عقل کل شما، اینقدر خندیدم که فقط صدبار گفتم: سعیده بسه… سعیده بسههههه (شکلک خنده) دختر بسِ، چقدر آخه بامزگی و شیرینی…

      اللهم آخیش گفتن هات… یعنی وسط حس معنوی، یهو میرسی به اللهم آخیش… (شکلک خنده کجکی) نمیدونی بخندی یا به گریه هات ادامه بدی…

      اینکه اسمت توی گوگل میاد، بخاطر اینکه گوگل دیده افراد زیادی دارن این ‘کلمه ی کلیدی’ رو سرچ میکنن، جز برنامه هاش گذاشته و آورده بالا… چون منم دو سه بار توی گوگل اسمت رو سرچ کردم ببینم بیشتر میتونم کشفت کنم و مطمئنم خیلی های دیگه سرچ کردن… خود گوگل شاهده…

      اینکه اینهمه نعمت و ثروت، مادی و معنوی داری تجربه میکنی نوش جونت…. اونجا که گفتی یک ساعت رفتی بخوابی، اینهمه کار پیش رفت.. حتی جلد کتابهای گل دخترا… چقدر لذت می برم این حمایت های خدارو مینویسی و ثبت میکنی…

      اینکه رایگان بری ویلای استخردار یک طرف، اینکه دورهم باشی با عزیزانت هم یک طرف دیگه… این دورهمی ها رو تحسین میکنم، اونم یه جای جدید، یه ویلای متفاوت…

      اون کامنتت که پدر، کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو میخوندن… آخ که چقدر دیوانه شدم از نوشتن این تجربه ات… یعنی هیچی نشد نداره…

      راستی سعیده جانم، اون کامنتت که نوشته بودی، کامنت های منو دنبال میکنی ها، یعنی اصلاً یه ذوقی میکردم که نگو… عاشقتم… یه سلیبریتیِ نویسنده ی بلاگرِ معروفِ متصل به خدا، کامنتمو دنبال میکنه ذوق کردم دیگه (شکلک خنده از اونایی که یه قطره خجالت سمت راست بالاش داره)

      برای ویراستاری کتابت کمکی نیاز داشتی من هستم عزیزم. تسلط خوبی دارم. (اسمم توی گوگل سرچ کنی پیدام میکنی…)

      آهان الان یادم افتاد، اون روز اسمتُ سرچ کردم ببینم کتابت چاپ شده بخرم… واقعاً خیلی مشتاقانه منتظرم متنی که از قلبت جاری شده بخرم و بخونم…

      دیگه…

      دیگه اینکه خیلی زیبایی، خیلی خوشگل و خوش اندامی…

      دیگه یادم نمیاد چی میخواستم بگم… انشالله کامنت های بعدی…

      اللهم آخیش…

      See you soon

      Say hello to your daughters

      Bye for now

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
      • -
        سعیده شهریاری گفته:
        مدت عضویت: 1555 روز

        آخیییییش اللهم آخیییییش

        آقاااااا،منو این همه خوشبختی،بوووق ،بوووووق :))))

        خدایاااا شکررررررت…

        سلام به روی ماهتون،به چشمون سیاهتون….

        آقاااا این تلگراف چقدر پر‌از نور بود،چقدر هیجان زده شدم،چقدر ذووق کردم،چقدر خندیدم،چقدر از خدا سپاسگزاری کردم…

        به خدا قسم،خدا همیشه توی زندگی من شاهکار میکنه…

        من اصلا نمیدونم از کی وچه جوری من ایمیل کامنت های شما رو فعال کردم،از سال اول دانشجویی….

        نه فقط شما ها…هر ایمیلی رو فعال میکنم از ندای قلبمه،میگه پیگیر این بنده ی من باش…این مسیر برات نور داره…

        ازون موقع خیلی زیاد کامنت هاتون رو‌خوندم،هرچند که خیلی کم کامنت میزارید…ولی وقتی قلبم بهم یک چیزی بگه من مَستِک وار ادامه میدم:) مَستِک که میدونید چیه ؟!:))) همون گیاه که میچسبه ول نمیکنه:)))) مازندرانی ها بهش میگن تَلی مستک :)))

        خلاصه کامنتاتون هم یکم سنگین بود،میدونید چه جوری شبیه اون آهنگ که میگه:دختر چش ابرو ومشکی،که دل نمیده به هیچکی:)

        نگووو بخاطر وایرستار بودنتون بود که انقدر مرتب و منظم مینوشتید…خدااااای من…

        وقتی این کامنتتون به دستم رسید،نتنها از دیدن اسمتون ذوق زده شدم که از خودِ متن کامنت سوپرایز شدم…

        یادتونه مدرسه میرفتیم،همیشه یک معلم جدی داشتیم که خیلی هم کارش درست بود؟بعد فکر میکردیم بابا این خیلی سرسنگینه اصلا نمیشه باهاش ارتباط گرفت؟بعد آخر سال که میشد همون معلم میشد بهترین معلم کل زندگیمون؟!

        دقیقا احساسم به کامنتتون همین بود،انگار به پشت صحنه ی اون معلم جدی و کار درست دسترسی پیدا کردم:)))

        آخیییش،اللهم آخیییش!

        تازه چی؟! منم رفتم اسمتون رو سرچ کردم:) پس چی:))))

        مگه میشه دقیقا همون روزی که تو تمرین ستاره قطبیم مینویسم خدایا کارهای کتاب و …برام آسونتر کن….همون روز این کامنت جادویی رو دریافت کنم…تو همین کامنت بفهمم شما ویراستارید…؟!

        این کارهارو کی انجااااام میده جز خدا آخه….این همه نشونه…الهی صدهزارمرتبه شکرت…

        دوووستون دارم معلم کاردرست دوست داشتنی…

        پیگیر نشانه های خداوند میشم و انشالله مسیرم به دستان پربرکت شما میرسه….

        به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و‌مکان

        قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1352 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      وسیقضی الله أمراً کنت تحسبه مستحیلا

      و خدا چیزی رو ممکن میکنه که شما

      اونو غیرممکن میدونستین.

      سلام سعیده جااااانم

      عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

      این کامنت برای من خیلی فرق داره!

      چون اسم قشنگ کتابت داخل جمله ها هست

      خدایااااااا شکرررررت

      خبرداری من با چه ذوقی خوندمش !!!!

      صلاه عشق خوندم رفیق جاااانم

      به سبک چشمای قلبی واشکی

      به سبک همون روز که وقتی تصویر صفحه

      اول برام فرستادی سجده ی شکر کردیم ….

      به سبک روزهایی که همراه ال عمران جان پیش رفتیم

      این کامنت برای خیلی ها نشونه ی هدایتی داره مخصوصا که از جلسات ارزشمند

      دوره مقدس 12قدم نوشتی که سراسر نوره …

      جالب بود کامنت رو خوندم و

      دیدم منم هنوز مقاومت دارم نسبت به اسمم ،

      این نشونه ی کامنت رو یه گوشه از ذهنم نگهش داشتم

      ولی اون لحظه سرسری عبور کردم…..

      متوقف نشدم روش که زمان بذارم …

      رفتم سراغ مراقبه فراوانی

      بعد جلسه دوم دوره لیاقت …

      تا اینکه همون شب بهم ایمیل فرستادی

      یه ایمیل ساده

      چی نوشتی ؟؟

      رفتم اسم پروفایل سایتت رو سرچ کنم تو گوگل،ببینم اکانتت میاد بالا یانه،به این در و گوهر ها رسیدم …

      دوتا استیکر قشنگ بود که برام فرستادی…

      یعنی چی واقعا …

      همزمان خوندن کامنت و اومدن این ایمیل !!

      یهو مقاومت ذهنم اومد جلو چشمم ..

      اون شب ایمیلت رو نشونه دیدم

      و نشستم خیلی روراست تو‌دفترم نوشتم

      چرا اسم کامل نمیذارم ؟؟؟

      چرا مقاومت دارم ؟؟؟

      جوابها معرکه بود معرکه …

      دو روز زمان برد برام که خیلی راحت

      و با آرامش قلبم در یک حرکت جهادی

      اقدام کنم به این کار….

      چقدر باید خداروشکر کنم که در این مکان بهشتی دارم

      از دونه به دونه ی شماها عشق و آگاهی یاد میگیرم

      گاهی یه کامنت ،

      یه جمله ،

      یه تصویر ،

      یک ایمیل ،

      نشونه ای از طرف خدا میشه

      تا بپذیری و اقدام عملی کنی…

      خداروشکر میکنم که برای حضور ارزشمندت تو زندگیم

      خداروشکر میکنم برای دونه به دونه ی

      قشنگیای زندگیت که لحظه به لحظه

      داره بیشتر میشه…

      خداروشکر برای جشن رونمایی کتاب

      در بهترین مکان وزمان

      بی نهایت سپاسگزارم از قلب سلیمت…

      نیلا ونیکا جااانم ببوس

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و

      زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره عزیزدلم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
    • -
      الهام رحیمی گفته:
      مدت عضویت: 522 روز

      به نام خدایی که به شدت کافیست

      سلام به روی ماهت سعیده ی عزیزم

      سلام به قلب توحیدی و نورانیت عزیز دلم

      واقعا نمیشه کامنت های شما رو خوند و فقط به فایو استار بسنده کرد

      نمیدونی که چقدر وقتی کامنتت رو خوندم قلبم باز شد،چقدر حالم خوب شد

      اشک سوق ریختم با هر خط از کامنتت که خوندم و خدا رو شکر کردم بابت حضور پر از خیر و برکتت تو این سایت الهی

      نوش جونت عزیزم نتایجی که میگیری

      انشالله روز افزون باشه تمام موفقیت هات …

      غیر از تبریک و تحسین چیزی ندارم که بهت بگم

      امیدوارم همیشه و همواره در آغوش رب العالمین باشی و متنعم باشی ار رزق بی حسابش

      نیلا و نیکای عزیز هم حتما به داشتن مادری مثه تو افتخار میکنن که با ذوق عکس مامانشون رو دوست دارن به همه نشون بدن

      ازت سپاسگزارم که مینویسی و حتما میدونی که با این نوشتنت چقدر مسیر پیش رو رو برامون روشن‌تر میکنی

      خیلی دوست دارم سعیده عزیزم

      در پناه خدای وهاب و بخشنده همواره آرام و سالم و شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      الهام رحیمی گفته:
      مدت عضویت: 522 روز

      به نام خدایی که به شدت کافیست

      سلام به روی ماهت سعیده ی عزیزم

      سلام به قلب توحیدی و نورانیت عزیز دلم

      واقعا نمیشه کامنت های شما رو خوند و فقط به فایو استار بسنده کرد

      نمیدونی که چقدر وقتی کامنتت رو خوندم قلبم باز شد،چقدر حالم خوب شد

      اشک سوق ریختم با هر خط از کامنتت که خوندم و خدا رو شکر کردم بابت حضور پر از خیر و برکتت تو این سایت الهی

      نوش جونت عزیزم نتایجی که میگیری

      انشالله روز افزون باشه تمام موفقیت هات …

      غیر از تبریک و تحسین چیزی ندارم که بهت بگم

      امیدوارم همیشه و همواره در آغوش رب العالمین باشی و متنعم باشی ار رزق بی حسابش

      نیلا و نیکای عزیز هم حتما به داشتن مادری مثه تو افتخار میکنن که با ذوق عکس مامانشون رو دوست دارن به همه نشون بدن

      ازت سپاسگزارم که مینویسی و تا این اندازه سخاوتمندانه و دقیق رد پاهای خودت رو به ما نشون میدی تا ساده تر بتونیم قانون رو برای خودمون تکرار و تمرین کنیم و حتما میدونی که با این نوشتنت چقدر مسیر پیش رو رو برامون روشن‌تر میکنی

      خیلی دوست دارم سعیده عزیزم

      استاد عزیزم از شما هم سپاسگزارم که چنین دانشجوهایی رو تربیت کردین که بعد از کلام الهی و دلنشین خودتون اینچنین ما رو غرق در آموزه های شما میکنن تا بدونیم و باور داشته باشیم که اگر به غیب به این قدرت لایتناهی ایمان بیاریم چطور درها رو یکی پس از دیگری برای ما باز میکنه و زندگی رو برامون شیرین تر از عسل میکنه همینطور که برای سعیده عزیزم کرده که با این شیوایی و دلچسبی از نتایجش میگه و آدم رو وادار به تحسین میکنه

      خیلی دوستون دارم اساتید عزیزم

      در پناه خدای وهاب و بخشنده همواره آرام و سالم و شاد باشین

      فاللهُ خَیرٌ حافِظا وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مینا منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1346 روز

      سلام و عرض ادب و تبریک از حال خوب تون و مبارک باد این همه جذب و خبر اینکه هنوز روزای قشنگتر در راهه چون خیلی خوب و با تمرکز روی خودتون کار کردید و مژده برکات بیشتر و بزرگتر بهتون میدم

      چقدر زندگی هامون قشنگ شده از وقتی پذیرفتیم همه چیز خودمون هستیم

      در دوره تغییر چقدر هربار بزرگتر شدم وقتی یکی یکی دلائل برای تغییر را فهمیدم امروز قدم 14 بودیم که بپذیریم اگه کم و کاستی در گذشته بوده به دلیل خودمون بوده و بپذیریم خودمون با مظلوم نمایی باعث ظالم شدن اطرافیان مون شدیم و از این بعد با قدرت تصمیم گرفتن نتیجه سرخم شدن دیگران در قبال خواسته های ما خواهد بود

      چقدر با کامنت تون حس خوبی گرفتم که شما بینهایت در مسیر خوشبختی در حال لذت هستین

      خدا را شکر اون روزای سخت خودخواسته مون رو پشت سر گذاشتیم و حالا هرلحظه خوش تر و خوش تر هستیم

      آره منم چقدر خواستم خانواده م رو بیارم تو این مسیر خوشبختی ولی دیدم نه نمیخوان و جایگاه شون همون جایی هست که خودشون لایق میدونن و من دست به دست حضرت عشق در مسیر راه افتادیم و هر روز بهتر از دیروز میشه

      خدا را باز هم هزار هزار شکر

      روزهای طلایی تون مستدام

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    طاهره نوعی گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    سلام و هزاران درود بر بندگان خوب خدا. استاد بزرگ سید حسین عباسمنش که بی حمتاس و مکمل استاد مریم جان که خودش یپا استاد هست و با تجزیه و تحلیل دروس به ما شاگردا کمک میکنه درس استاد رو بهتر و بهتر و بهتر بفهمیم

    با تمام وجود از شما تشکر و قدر دانی میکنم

    و خداوند رو شاکرم که منو به راه راست راه درست

    و راه صحیح بندگی توسط دستان مهربونش استاد بزرگوار سید حسین عباسمنش و مریم خانم عزیز و مهربان هدایت کرد الهی شکرت استاد برای من خیلی دعا کن. من شصتو یک سالمه خیلی افسوس میخورم که دیر با قوانین و خداوند آشناشدم برام دعا کن تا بقیه عمرم بتونم بندگی خداوند رو بجابیارم

    سپاسگزار شما زوج بینظیر هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    مهری ویسی گفته:
    مدت عضویت: 397 روز

    سلام به استادعباسمنش وخانم شایسته و دوستان هم فرکانس

    من تازه وارد سایت شدم اول معنی حرف استادرانمی فهمیدم که می گفت خواندن کامنت ها به شما خیلی کمک می کنداماازوقتی که این کارراشروع کردم و دیدم چقدرحسم خوب می شودوباتمام وجود این باورپذیری رسیدن به خواسته دروجودمن به اوج خودش می رسد

    وباخواندن تجربیات و معجزات در زندگی دوستان تصمیم گرفتم تمام فایلها و تمام کامنت ها را بخوانم هرچقدرزمان ببردایمان به غیب چه جمله زیبایی که پایه و اساس قانون جذب همین جمله هست بایدتجسم کنی حس کنی شکرگزاری کنی بایدباورکنی باید قدرت رابه خدادادتابعددرزندگیت رخ دهدمتاسفانه چیزی که دراکثرجامعه رواج پیداکرده اینه که هروقت به خواسته ای نمی رسی برداشت ها این کلمات هست که مودبانه اون اینه که آره شانس نداره ویااینکه خداصلاح ندانست وغیرمودبانه اینکه عرضه نداره ومن همیشه یک سوال بزرگ در ذهنم بود که جواب درست چه چیزی است ؟

    و وقتی که با قانون جذب و توضیحات استاداشناشدم تازه فهمیدم که مشکل ازکجااب می خوردوهیچکس رااطرافم ندیدم که مثل استاد تمام قدرت رابرای رسیدن به خواسته به خداوندبدهدفقط می شنیدم برای رسیدن به خواسته فلان توسل فلان نمازطولانی فلان ختم راه گشاست راهی که سالهاادامه دادم بدون هیچ راضی شدنی

    اما از وقتی که بااموزش های استاداشناشدم تازه پی بردم که این جهالت نسل در نسل داره به خیلیهامنتقل می شودفرقی نمی کندتاچه اندازه تحصیل کرده باشی تا ریشه درست نشودتاثریاروددیوارکج

    هرکجاودرهرزمینه ایدرهرسنی ازافرادمشکلی دیدم و نارضایتی ریشه اون نشناختن خدابود وبه معنی واقعی ناسپاسی و ندیدن نعمتها

    من دوست دارم وازهمه خواهش می کنم این اگاهیهارابه فرزندان خودمنتقل کنند چون خیلی به ندرت پیش می اید که فرزندی راهش را دراین امورازوالدین جداکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    حمید مطهری گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    ایمان واقعی، تنها باور ذهنی یا گفتن کلمات زیبا نیست؛ ایمان واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که به عمل تبدیل شود. ایمان بدون عمل مثل چراغی است که روشن است اما راه را نشان نمی‌دهد، تا زمانی که پا در مسیر نگذاریم، روشنایی‌اش بی‌فایده است.

    هر رفتار درست، هر انتخاب سالم، هر تلاش برای رشد و پیشرفت، نشانه‌ای از ایمان ماست. صداقت، صبر، شکرگزاری، کمک به دیگران و تلاش برای بهتر شدن، همه نمادهای عملی ایمان هستند.

    وقتی به قوانین هستی ایمان داریم و باور داریم هر چه بکاریم همان را برداشت می‌کنیم، اعمال ما هم تغییر می‌کند. ما مثبت می‌کاریم، مثبت رفتار می‌کنیم و نتایج مثبت دریافت می‌کنیم. ایمان، نیرویی است که ما را به حرکت و عمل مستمر وامی‌دارد، حتی وقتی مسیر دشوار است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و نود و نهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت گوشی و ماشین قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز رفتیم بازار جای پارک زیر پل پیرعبدالملک برام رزرو کرده بودی پارک کردم و رفتیم

    خدایا شکرت بابت اینکه خواهرم النگو خرید برا خودش 6 تا بعدش از مغازه دراومدیم برگشت برا دخترشم خرید دخترش اونقدر خوشحالی کرد بابت یه النگو و طبق قانون احساس خوب اتفاقات خوب خواهرم برگشت مغازه و یکی هم براش خرید

    این باور رو در من ساخت که اگه از نعمت هایی که خدا بهت میده خوشحالی کنی و سپاسگزار باشی خداوند بیشتر بهت میبخشه

    و این باور رو در من ساخت که مثل خواهرم مشتری وجود داره که خیلی راحت در عرض چند دقیقه انتخاب کرد خرید و به راحتی پرداخت کرد و برگشت دوباره خرید و دوباره برگشت بازم خرید و به راحتی هم پرداخت کرد با عشق پس منم میتونم همچین مشتری دست به نقد و خوشحالی داشته باشم

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم پارک زره ناس با مادرم و بابت چمن ها و درختان سبز پررنگ زیبا و هوای ابری عالی و چمن های پرپُشت و غروب زیبا و زمین بازی و وسایل ورزشی و فواره های آب و سنگ فرش های پارک سپاسگزاری کردم‌

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم مرا به زیبایی ها هدایتم کردی

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم حموم کردم

    خدایا شکرت بابت مشتری هایی که پیام دادند و آدرس خواستند

    خدایا شکرت بابت اینکه پدرم ماشینشو دوستش درست کرد و هیچ پولی نگرفت این نعمت نیست پس چیه

    خدایا شکرت بابت اینکه پدرم بار میبره با وانتش و کسب درآمد میکنه امروز هم مشتری داشت جمعه بود

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم برای زن عموم آبمیوه بگیریم از شیرینی فروشی واقعا قابل تحسینه که انقدر مشتری دارند که مامانم گفت داخل مغازه داربست کشیدند بابت صف مشتری خدایا شکرت پس می‌شود این همه نسنری داشته باشی

    خدایا شکرت بابت اینکه شب رفتیم خونه عموم و خیلی خوش گذشت پسر خاله بابام که تا حالا باهاش حرف نزده بودم انقدر مارو خندوند خیلی شوخ طبعه میگفت شادی خوبه غم چیه و اینکه گفت خونه ام رو به اسم همسرم زدم قابل تحسینه این حد از اعتماد . منم باهاش حرف میزدم و عالی بود خدایا شکرت که اعتماد به نفسم داره بالا میره حتی پدرم غذا می‌خورد منم رفتم از فطیر خوشمزه برداشتم و خوردم و اینکه سالاد شیرازی درست کرد عموم و من بازم با اعتماد به نفس رفتم برداشتم و خوردم و لذت بردم خدایا شکرت

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    مفهوم عملی ایمان به غیب

    استاد و خانم شایسته در مورد قانون آفرینش توضیح میدن

    خانم شایسته میگه اگه کسی میوه های زندگی استاد رو میبینه و میخواد ریشه ها رو پیدا کنه بره وارد این دوره بشه

    این دوره یک هویت داره یک شخصیت داره

    و اگر میخواید تو زندگی شما هم این ریشه ها باشه جمله به جمله این دوره رو مثل وحی منزل بدونید

    استاد میگه خانم شایسته کل دوره رو اومد نوشت

    خانم شایسته میگه انگار من دارم این آگاهی هارو تازه می‌شنوم

    این دوره داره زنگ هایی رو تو وجودم به صدا درمیاره و از نشتی های انرژی که تو وجودمه منو باخبر میکنه که سالها بود از اون منافذ داشتم ضربه میخوردم و خبر دار نبودم

    این دوره الفبای ساختن احساس لیاقت هست

    این دوره به من یاد میده که رابطه ما با خداوند از کجا ضربه خورده و چطوری باید بهبود پیدا کنه و به ما یاد میده که توحید چیه

    این بخش الفبای توحید و درست کردن رابطم با خداونده

    این جلسه استادِ درست کردنِ رابطه من با خداونده و یه رابطه درخواست کننده و اجابت کنندست

    تازه دارم میفهمم که چرا درخواست هام اجابت نشده و چطور میتونم درخواست کنم

    استاد میگه من با تعهد فراوان اونموقع داشتم روی خودم کار میکردم یعنی اگه دوستان میخوان بفهمند که استاد عباسمنش از چه مسیری حرکت کرده میتونند با این دوره کار کنند

    عزیزدلم اومده یه تیکه هایی از دوره رو جدا کرده اگه اونموقع فقط حرف زدم و فقط یه ایده بوده ولی تبدیل به نتیجه نشده بوده ولی حالا تبدیل شده به عمل و نتیجه و دارم اون حرفام رو زندگی میکنم

    هر بخش دوره قانون آفرینش شده یک قدم مثل دوره 12 قدم

    مریم جان میگه این دوره تمرینی هست قشنگ دست به عملت میکنه

    این آگاهی ها از تو یه آدم دیگه ای می‌سازه که هیچ ربطی به گذشتت نداری در صورت عمل کردن

    خیلی برای این دوره وقت گذاشتم(سپاسگزارم مریم قشنگم الگوی نمونه ما بچه های سایت)

    همونجوری که من وقت گذاشتم شما هم برای تغییر کردنتون وقت بذارید

    بخش اول قانون درخواسته

    آیه اذا سالک عبادی انی و….آنگاه که بندگان من از تو درباره من بپرسند بگو که من نزدیکم و درخواستِ درخواست کننده را اجابت میکنم

    مهم ترین باور نسبت به خداوند اینه که خداوند به ما نزدیکه

    بخش دوم کلیدِ ساختن احساس لیاقته

    تشخیص اصل از فرع در مورد اینکه اگر ما از کسی درخواست میکنیم این شرک حساب میشه یا نه 

    تشخیص ناتوانی در درخواست کردنمون که از عدم لیاقت و کمبود عزت نفسمون هست

    و تشخیص اینکه فرد برای رسیدن به خواستش خودشو محتاج و وابسته کمک دیگران نمیدونه و ایمان داره که خداوند از طریق بی نهایت دستش بهش کمک میکنه

    این موضوع رو بهتر تشخیص میدیم که

    اولا کجاها داریم شرک‌ میورزیم کجاها داریم به بهونه توحیدی بودن سرپوش میذارم در ناتوانی در درخواست کردن

    بخش دوم قانون آفرینش خیلی تمرین بیس هست

    این بخش بیش از ده ها تمرین داره که لازمه شما انجامش بدید تا ضعف های شخصیتی اصلاح بشه

    اون آگاهی هایی که استاد داره تو دوره توضیح میده منطق اون تمرین رو برای شما مشخص میکنه

    استاد تاکید داره ذهن برای تغییر رفتار به منطق نیاز داره

    و با گوش دادن به اون آگاهی ها منطق اون تمرین رو برای شما مشخص میکنه

    تغییر رفتاره که باعث‌ میشه که شرایط شما تغییر بکنه

    این تمرین ها برای تغییر رفتار شما طراحی شده

    ذهن مقاومت میکنه و کاری میکنه که برگردید به رفتار قبلیتون ذهن میگه این تمرین خیلی سادست و تو مشکلی نداری و نمیخواد انجام بدی ولی تمام تمریناتو برای تغییر رفتارت تغییر باورات انجام بده

    من منطق اون تمرین رو براتون اسلاید کردم تا بیشتر منطق رو درک کنید

    استاد میگه فهرستی از 107 آرزوهاتون رو بنویسید بعد چند وقت میایید می‌بینید که به چه خواسته هایی رسیدید که فکرشم نمی‌کردید 

    مریم جان میگه

    این تمرین توجه به خواسته هاست

    اینطوری خواسته هامونو می‌شناسیم

    استاد میگه تو قران اومده لعهم یرشدون شما اگه اینکارو بکنید رشد میکنید

    بخاطر همینه که ما به اندازه‌ای که خواسته داریم از خداوند ، جهان بزرگ میشه

    ما دستان خداوند برروی زمین هستیم

    ما با خواسته هامون جهان رو وسیع و وسیع تر میکنیم

    ما در مورد درخواست کردن متاسفانه خیلی خیلی اعتماد به  نفسمون رو از دست دادیم

    مثلا خیلی برامون سخته که از همسرمون درخواست کنیم برای کمک خونه

    خیلی ها یه سری درخواست دارند از همسرشون ولی نمیگن ،چرا نمیگن؟ چون اونا انتظار دارند که مردشون خودش بفهمه و دوستان مردها نمیفهمند

    تا درخواست نباشد پاسخی هم نیست  این یک قانون است

    یه سری از ما از خدا هم جرئت نمیکنیم درخواست کنیم

    مثلا میخواد پراید بخره به خدا میگه 10 تومن به من بده برم پراید بخرم و خدا اون 10 تومن رو میده میبینه 15 تومن شده و دیگه روش نمیشه از خدا بخواد

    در صورتیکه هرچقدر از خداوند بیشتر بخواهید بیشتر به شما میده

    یعنی اگه آدم زرنگی باشی همیشه از خداوند طلب کار میشی

    وظیفه ما اینه که بندگیموم رو بکنیم ایاک نعبد و ایاک نستعین تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم یعنی نگاهمون دست کسی غیر خدا نباشه

    وظیفه خدا هم اینه که هرچی خواستم رو به ما بده

    اینو باور کن که وظیفشه

    هرچی بیشتر بخوای بیشتر بهت داده میشه

    خانم شایسته میگه

    این بخش رو گوش کنید تا باور کنید که آرزوها به حقیقت می‌پیوندد اگر که قانون رو جدی بگیریم و مثل وحی منزل بهش عمل بکنیم

    استاد میگه

    هر چی که میخوای بنویس از یادگیری زبان اسپانیایی گرفته تا رفتن به کره ماه

    از غواصی کردن گرفته تا هر چی که هست

    خیلی واضح و مشخص

    مثلا من میخوام مسابقه جام جهانی فلان رو تو فلان کشور ببینم

    اصلا بازه زمانی مهم نیستا فقط بنویسید که چیو میخواید چرا نگرانید که چی میشه بعدش ؟ چرا قدم اول رو برنمیدارید

    این ذهن منطقی شماست که جلوی شما رو میگیره

    تو بنویس چی میخوای بعدا جهان بهت نشون میده

    ما بخاطر اینکه فکر میکنیم به خواستمون نمیرسیم اون خواسته رو نداریم اصلا

    من فقط میگم خدایا اینو میخوام بهم بدی

    یکی از آرزو های من اینه که یه ویلا داشته باشم چند هزار متر  (با باورِ اینکه خداوند قطعا به درخواست های من پاسخ میده)

    خانم شایسته میگه اون زمانی که این خواسته رو استاد عباسمنش مطرح کردند حتی هیچ ایده ای نداشتند که خداوند چند سال بعد نه یک ویلا بلکه چندین ملک با کیفیت تر از اون چیزی که فکر می‌کردند بهشون میبخشه

    چون باور داشتند که اگر به قانون عمل کنند خداوند طبق قانون ، قطعا به درخواست ایشون پاسخ میده

    استاد عباسمنش میگه

    یه تمرین خیلی مهم برای رسیدن به خواسته ها اینه که بیایید فیلم آرزوهاتون رو بسازید و ببینید و تجسم کنید

    دریم برد استاد عزیزم رو دیدم واااااای استاد چه کردید چه خلق هایی به به دستمریزاد به هر آنچه که میخواستید و تو دریم بردتون بود به چندین برابرش رسیدید تحسینتون میکنم چقدر باورهامو تغییر داد این ویدئو ممنونم از شما خانم شایسته عزیزم بابت تمام زحماتتون

    خواسته هایی که من دارم و تو اولویته اینه که

    (ماشینمو عوض کنم یا 206 یا تیبا بگیرم

    بیزنس خودمو راه بندازم

    به آزادی مالی برسم هر چی که دوس دارم رو بخرم

    میخوام اینو تجربه کنم که برم لباس فروشی و خوراکی فروشی و هر چی که دلم میخواد رو بخرم بدون اینکه قیمتش برام مهم باشه )

    خانم شایسته میگه هزاران برابر با کیفیت تر از اون خواسته هایی که دریم بورد استاد بود استاد رسیدند بهش تو تمام زمینه های زندگیش

    خانم شایسته میگه

    ما الان داریم نتیجه ایمان به غیب رو تو زندگی استاد میبینیم

    اگر با ایمان به غیب ادامه بدیم ایمان به نتیجه ای که الان تو زندگیمون نیست ولی اگه عمل کنیم به قانون و ادامه بدیم اون خواسته ها از مسیر لذت بخش وارد زندگیمون میشه

    استاد میگه

    قلب میگه ذهن هم میگه قلب جایگاه خداست ذهن جایگاه شیطانه

    شیطان هر حرفی میزنه نتیجه احساسیش ترسه

    نتیجه احساسیش تردیده نگرانیه عصبانیته احساس گناهه افسردگیه خشمه

    و خداوند هر حرفی میزنه نتیجه احساسیش احساس خوب و آرامش و قدرت و لذت و آگاهی و عشقه

    و من اعتقاد دارم به این نیرو و من کل کتابامو به همین شکل نوشتم

    خدا هر چی میگه من میگم چشم البته ذهن مقاومت میکنه و میگه انجام نده ولی من گفتم این همه از این نیرو نتیجه گرفتم پس اینم انجام میدم

    _استاد میگه دوره رو که اونموقع به بچه ها آموزش میدادم خودم داشتم عمل میکردم

    و عمل کردن به اون آگاهی ها نه فقط شنیدن و صحبت کردن این نتیجه رو به وجود آورد

    استاد تو دوره میگه دوستان دنبال رمز و تکنیک خاص نباشید جهان ساده هست قانون ساده هست تو پیچیدش میکنی

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    همتا نوری گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    بنام خدای مهربان و بخشاینده !

    درود خدمت همه هم فرکانسی هایم

    خدارا صدها هزار مرتبه شکرکذارهستم که برمن فرصت شنیدن این اکاهی را داد

    اکاهی این جلسه

    اصل را تشخیص بدهیم

    زمانی که اصل را بدانیم به فرع نمیرویم

    اصل بعنی کلام واقعی استاد !

    چکونه وارد مدار خواسته های خود شویم

    خواسته خیلی عمیق تر در درون ماست و باید نام گذاری شود و پیدا شود چی چیزی برای چی !

    تا درخواست نباشد

    برای ما جواب داده نمیشود

    فوق العاده ترین قانون‌ای که هر لحظه کاربرد دارد !

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1177 روز

    به نام خدای مهربانم خدای خوب و رزاقم

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم

    استاد تو بیشتر فایلها میگن اولین راه تغییر و شکستن آرام‌آرام مقاومت‌ها همین پذیرفتن ست

    پذیرفتن اینکه من مسول تمام اتفاقات و شرایط هستم باید قبول کنیم که هر اتفاقی که به خودمون ضرر می‌رسونه و ضربه میزنه افکار و باورهامون

    وقتی باور و افکار و دیدمون به خدا تغییر میکنه بعد می‌بینیم در مسیر درست هستیم

    و باید منتظر نشانه ها باشیم اونم نه بزرگ نشانه های کوچیک رو دنبال کنیم و در زندگی اجرا کنیم

    ایمان به غیب یعنی بدون چون و چرا قدرتشو باور کنی و بهش اعتماد کنی

    اگر مشکلی داری از پسش برنمیای فقط به او بسپار نه با نگرانی و استرس بلکه با آرامش قلبی

    فکر کن انجام شده و خدا رو با احساسه خوب

    شکرگزاری کن

    وقتی قدم برمیداری یعنی ایمان بهش داری

    باید سعی کنیم در طی روز در مومنتوم مثبت خودمون رو قرار بدیم

    مومنتوم مثبت یعنی هم جهت هستیم با جریان خداوند

    استاد ممنونتم دوستان عزیزم دوستتون دارم

    کامنتهاتون عالیه و کلی لذت میبرم و ذوق میکنم از رشد و پیشرفتتون تحسبنتون می‌کنم

    مرحبا مرحبا بهترین الگو و بهترین مکان برای باورسازیه درست ست

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      کوثر احسانی تبار گفته:
      مدت عضویت: 2087 روز

      سلام به خانوم مشتاقی عزیز

      چقدررررررررر جمله زیبایی گفتید و چقدر بر دل نشست این جمله تون:

      اگر مشکلی داری از پسش برنمیای فقط به او بسپار نه با نگرانی و استرس بلکه با آرامش قلبی

      فکر کن انجام شده و خدا رو با احساس خوب شکرگزاری کن

      وقتی قدم برمیداری یعنی ایمان بهش داری.

      و چقدر این روزها من به این جمله احتیاج دارم.واقعا خدارو شکر میکنم.

      و درود بهتون :)))))

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    حسین شریفی گفته:
    مدت عضویت: 947 روز

    درود براستاد عزیزم وخانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسم…

    الان حدود 8 ماه بیشتر میشه من دوره قانون آفرینش رو از سایت تهیه کردم…

    یک بار کامل گوش دادم و باز گوش دادم و نوشتم ولی نتیجه ی خاصی نگرفتم…

    این فایل رو چندین بار قبلا گوش دادم و حتی سیو هم دارم تو لپ تاپم ولی این بار نشانه ی روزم بود که از دیروز تاحالا زوم کردم روش…

    دوست دارم به نتیجه ای که رسیدم اقرار کنم…

    من چندتا مشکل بزرگ دارم…یکی پراکنده کار میکنم…ان سعیکم لشتی…

    من اگه بگم ذهنم صدجا گیره واقعا همینجوره پس تلاش پراکنده نتیجه نمیده نتیجه هم محسوس نیست…

    از کار و ارتباطات و کتاب و مرور چند دوره باهم که خب بیشترین تمرکزم هم رو روابطم بوده که جز خسارت چیزی عایدم نکرده…

    امروز داشتم فکر میکردم من اگ میتونستم جلوی خساراتایی که میزنم بگیرم که اکثرا هم مالی و روحی هستن خودبخود یک ثروت عظیم تو زندگیم خلق میشد…

    دوم اینکه من مچ خودمو گرفتم و به این نتیجه رسیدم که من هنوز باور نکردم که من خالق زندگی خودمم..

    من قدرت خلق کنندگی دارم و جزیی از خالق هستم…

    و سوم اینکه من نتونستم خدارو باور کنم که صدای منو میشنوه و میتونه بمن کمک کنه..میتونه منو هدایت کنه اگه من ازش بخوام…

    شاید تو کامنتای قبلی خیلی دم از خدا زدم ولی امروز فهمیدم به حرف نیست من باید باتمام وجودم باورش کنم که هست و کمک میکنه…

    و دلیلشم اینه که خدایی که قبلا به خورد من دادن خدایی انتقام گیر و عصبانی بود ک منتظر بود من خطایی بکنم و بعد هرچی بمن داده ازم پس بگیره..

    اگه چیزی ازدست دادم باعثش خدا نبوده خودم بودم که باور کردم اگه اشتباهی کنم خدا با گرفتن تنبیهم میکنه…

    چندتا از کامنتای دوستانم تو این فایل رومطالعه کردم عالی بودن و منم از خدا خواستم بهم کمک کنه تا اونو درکش کنم بابت نعمتهاش سپاسگزاری کنم و بدونم میتونم شرایط و مو قعیتهای عالی که دوست دارم براخودم خلق کنم..

    وقتی دوره رو خریدم و گوش دادم به محض رسیدن به فهرست کردن 107 تا از خواسته هام فایل رو قطع کردم و همه رو نوشتم بعد فرداش ادامشو گوش دادم..

    به محض رسیدن به دریم بورد استاد منم عکس از مواردی که دوست داشتم گرفتم و یک آهنگ گذاشتم روش و هرروز اون فایل رو نگاه کردم بمدت 4الی 5ماه ولی ادامه ندادم حالا از دیشب دوباره شروع کردم…

    باید این باورو براخودم درست کنم اگه استاد با دیدن فیلم خواسته هاش بهشون رسیده حتی خیلی بهترشو تو دنیای واقعی داره پس برامنم امکانپذیره…

    اگه بهش نرسیدم یک جای کار مشکل داره…یا باندازه کافی انجامش نمیدم یا باورش ندارم..

    استاد بارها اینو گفتن که وقتی روی خودتون کار میکنید نشونه های کوچیک میاند اگه توجه کنید ولی من توجه نکردم که اونا رو به کارکرد روی خودم ربطش بدم…

    چون دنبال نتایج بزرگ بودم و همیشه گفتم پس چرا نمیشه..

    بعد از تهیه ی دوره هم جهت با جریان خداوند تازه دارم درک میکنم که من چقد نتایج بزرگ میتونستم داشته باشم الان که نمیدونستم باید ادامه بدم تا اون مومنتوم مثبتی که شروع شده رو دور سریع بیفته و مانند اون گلوله برف بزرگ و بزرگتر با سرعت بیشتر وارد زندگیم بشه..

    تا نتایج خودشو نشون میداده من جا زدم و گذاشتم کنار براهمین نتایج دلخواه نیستن..

    خداروسپاسگزارم بابت وجود استاد عزیزم خاتم شایسته و دوستان هم فرکانسم…

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: