این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-22 04:04:312024-10-22 04:10:16درک قوانین جهان در قرآن کریم | قسمت 1
403نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
استاد جان من هم در مورد قرآن و کلامی که توش گفته شده قبلا هیچ اطلاعاتی نداشتم و فقط مثل بقیه مردم وقتی میخواستیم خونه جدید بریم یا سفر بریم بوسش میکردیم یا شب های قدر یکی دو سوره ازش میخوندیم و درکل همیشه روطاقچه خونه داشت خاک میخورد، البته مادرم بیشتر قرآن میخوند ولی باز کاربرد خاصی نداشت و مفهومی که در قرآن اومده هیچوقت بهمون یاد داده نشد تا اینکه از وقتی با شما آشنا شدم دارم مفهوم قرآن رو بهتر درک میکنم
الان متوجه میشم که چقدر این کتاب منطقی گفته و چقدر با شرایط محمد و دوران محمد همگام بوده
الان دارم متوجه میشم که اصل چیه فرع چیه ، چه چیزهایی برای ما اصل هستن و بارها خداوند تاکید کرده و چه چیزهایی فرع هستن و خداوند حتی اشاره ای بهشون نکرده و یا خیلی جزیی و گذرا بیان کرده و بصورت کاملا اشتباه بهمون گفته شده
الان متوجه میشم که این کتاب برای تمام دوران ها نبوده ونیست و باید فرعیات رو از زمان محمد جدا کنیم و اصل رو بچسبیم
خیلی چیزهای فرعی برام بواسطه همراهی با شما واضح شد و چقدر عالی شد که این موضوعات رو درککردم چیزهایی که همش فکر میکردم عذاب دارن و داریم گناه میکنیم و احساس گناه داشتم و خدارو عذاب کننده میدیدم
متوجه شدم خداوند با توجه به شرایط هرکس بهش الهام میکنه شرایطی که در لحظه داره
متوجه شدم هرباری که روی کسی حساب میکنم چه از لحاظ مالی چه عاطفی چه سیاسی چه ترس از کسی اینجا ها جاهایی هست که دارم شرک میورزم، اگه کسی ترکم کرده و خوشحال بودنم و خوشبخت بودنم رو به بودن اون شخص گره زدم دارم شرکمیورزم، اگه از کسی میترسم و از تهدیدهاش نگرانم دارم شرک میورزم و خداوند هرگز شرک رو نمیبخشه
متوجه شدم باور به خالق بودن یعنی ما میتونیم زندگی خودمون رو خلق کنیم و این یعنی توحید
متوجه شدم نباید به عامل بیرونی تکیه کنیم و نکران باشیم ، چون خداوند آدم ها رو میاره برامون و شرایط روفراهم میکنه
ما هر آرزویی داریم میتونیم بهش برسیم، و اگه محدودیت هارو برداریم راه حل های رسیدن به اون خواسته ها بهمون گفته میشه
پس همیشه میشه به خواسته هامون برسیم اگه تمرگز روی خودمون و باورهامون داشته باشیم
استاد جان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
فک میکنم بعد از چندماهی که خوندن قرآن رو شروع کرده بودم امروز تموم شد و چون از همون روز اول از خدا خاستم که اگه میخونمش بفهممش، درکش کنم و متوجه قوانین توی این کتاب بشم، و واقعا بقول استاد اگه بخایم کل قرآن رو توی یک کلمه خلاصه کنیم فقط میشه توحید معنی کرد، فقط به یکتاپرستی و عبادت و بندگی رب العالمین میرسیم، قبلا هم چندین بار خونده بودمش ولی خب وقتی سرباز سپاه بودم یکی اون جلو میخوند و ما بزور روی کلمات نگاه میکردیم و همخونی میکردیم، یا توی شبانه روزی هم به همین شکل، خب اکثر مواقع هم که همه میان عربیش رو میخونن و خب قاعدتا کسی چیزی از مفهوم و چیزی که توی کتاب نوشته شده نمیفهمه خب، منم چیزی نمیفهمیدم و تازه اگرم اون موقع با معنی فارسی هم میخوندن بازم من توجهی نمیکردم و چیزی نمیفهمیدم چون اول که من کلا مخالف مذهب و قرآن و امام و پیامبر بودم و تنها چیزی که قبولش داشتم یه خدایی بود که فقط اسمش رو شنیده بودم و البته شناختی روش نداشتم، و دوم که اگر مذهبی هم گیریم که بدم چون توی مدارش نبودم لازم متوجه نمیشدم، و بخاطر همین از خدا خاستم اگه قراره قرآن رو بخونم ازش درخواست میکنم که کمک کنه بفهمم و درکش کنم، چون من یه اعتقادی دارم که خیلیم بابت اعتقادم از خودم حال میکنم، من اعتقاد دارم خوندن این کتاب مثلا با صوت و این چیزا نه ثوابی داره که منو اون دنیا ببره بهشت نه این حرفا، فقط خوندنش هدایت میکنه منو به مسیر اصلی و درست و شناخت جهان و قوانین خداوند، حتی جاییم که توی قرآن خدا میفرماید تا میتوانید قرآن بخوانید، دلیلش این نیست که هرچی بخونی ثواب میکنی، خدا میگه هرچی میتونی بخون که بهتر بفهمیش، بهتر درکش کنی، چون خدا میدونه که من اگه یبار خوندمش و کلیت قرآن رو فهمیدم که این کتاب اصلش توحید و یکتاپرستی هست بار بعدی که میخونم یچیزای جدیدتری درک میکنم، بار سوم دوباره چیزای جدید تر و آگاهی های بیشتر، مثل یک درخت میمونه که تو نگاه اول من فقط یک درخت بزرگ میبینم و تو نگاه های بعدی با دقت بیشتر به شاخه ها و تنه ها میرسم و بار بعدی به شاخه های کوچکتر و هی به برگ و میوه و گل های درخت، و درآخر یه درخت رو با تمام جزییاتش بخوبی میفهمم و درک میکنم، هرچند این دنیا جای کامل و صددرصدی برای درک و فهمیدن هیچی نیست ولی حداقل میتونم که خودم رو به 1 برسونم و از صفر فاصله بیشتری بگیرم، پس اگه با این دید که استاد قبلا هم توی فایلهای توحیدی گفتن که با نگاه غیر مذهبی و متعصبانه این کتاب رو بخونیم، درست مثل اونایی که میخان مثنوی بخونن یا اشعار سعدی و حافظ و مولانا علاقه دارن که بخونن و بفهمن، این کتاب هم دقیقا همین طوری باید بخونی بنظر من.
توی این کتاب چندین داستان درمورد پیامبرا گفته میشه و البته تکرار میشه که بنظرم هرکدومش یک درس و یک قانون اصلی و خیلی خیلی مهم هستن، یعنی من هیچوقت بعنوان یک داستان نگاه نکردم بهشون و فقط خوندم و سعی کردم ازشون درس بگیرم و بقول خدا نشانه هاش رو درک کنم، چه داستان شعیب، چه داستان زکریا چه داستان عیسی چه ابراهیم چه محمد و همه این داستان ها و از همشون جالب تر برای من داستان موسی هست، چون از بدو تولدش و ایمانی که مادرش داشته و اونو به رود انداخته تا کشتن یه آدم و رفتن به کوه طور و صحبت با خدا و از همه مهمتر و عجیب تر رفتن پیش فرعونی که بقول استاد قدرتمندترین انسان اون زمان بوده و این رو میشه از اهرام مصر به اون عظمت فهمید، من همیشه به خودم میگم به اندازه ایمان و باوری که دارم نتیجه میگیرم، امروز نشستم به خودم گفتم واقعا اینهمه نتیجه که گرفتی بخاطر ذره ای ایمانی که نشون دادی و حالا حساب کن من الان بیام 1درصد اون ایمانی که موسی داشت و رفت پیش فرعون رو داشته باشم، بخدا که درتمام جهات زندگیم غوغا میشه، یعنی همون کن فیکون قرآن همینه دیگه، واسه خدا کاری نداره این کن فیکون کردن، فقط من باید کمی ایمان نشون بدم، کمی باور به این خداوند و این جهان.
البته این تکامل رو باید رعایت کنم و عجله ای ندارم چون میدونم اگه تو مسیر درست بمونم و استقامت داشته باشم حتی ممکنه از نظر ایمان به حد موسی و ابراهیم برسم یا حتی بیشتر، چون ابراهیم انسان بوده و موحد شده، منم دقیقا همون انسانم و میتونم موحد و خلیل الله بشم یا حتی بالاتر.. ایشاله توی این مسیر میمونم با یاری خدا و با استقامت زیاد، شکرت یا رب العالمین
چقدر این فایل ارزشمند و قابل تامل بود ،از شما سپاسگزارم
استاد جان نکته جالبی که شما درباره کاپیتان روسی گفتید جالب بود ،
هدایت هزاران نفر من جمله خود من به تامل در ایات قران از طریق دست خدا (شما) اتفاق افتاد و منبع این هدایت از رفتار خوب و نیک ان کاپیتان روسی بود که شما رو در یک مسیر هدایتی، به سمت خواندن قران هدایت کرد..
واقعا فکر کردن به این مسیر میتوان راهنمودی باشه که خداوند هزاران هزاران راه داره برای اینکه نفری را هدایت کنه.
واقعا سخته واسه ما از بچگی بهمون طوری آموختن و یاد دادن که تقریباً نود درصدش ایراد داره
وحالا بخایم تغییر کنیم به راحتی
مادرم بخاطر اینکه خیلی مذهبی بود و قانون خاصی داشت ،همیشه بهمون فشار میاورد که نماز بخونین و قرآن بخونین و کلی مباحث مذهبی دیگه
وشب که مبخابیدیم ساعت سه شب میدیدم مامانم بیدار شده داره نماز میخونه و قرآن میخونه
وسر نماز چرت میزد ،،قران دستش بود و چشاش بسته شده بود و باخودم گفتم آیا این روش زندگی
درسته یا نه ،و هیچ وقت مطرح
نکردم که ناراحت نشه
و این سخت گیری بی معنا باعث شد هر روز دور تر بشم از خدا و قرآن و دین و همه چی
و زمانی که رفتم سرکار ودرس و مدرسه ول کردم
دیگه همه چی گذاشتم کنار و با اینکه
نبودم بازم مادرم
پیغام میفرستاد که نماز و قرآن یادت نره،،،
و طوری به ذهن ما عادت داده بودن که وقتی مشکلی داشتی
نماز بخون و قرآن بخون تا خدا کمکت کنه
و گاهی اوقات که مشکلی پیش میومد سریع دست به قرآن میشدم و هیچی ازش نمیدونستم فقط کلمات عربی رو میخوندم و تمام
و زمانی که رفتم خدمت سربازی
خیلی توی فشار بودم همونجا دوسال ماه رمضان کامل روزه گرفتم ،قران دوبار کامل دوره کردم و نماز کامل خوندم و اوضاع بدتر میشد و بهتر نشد
تا یک روز گفتم خدایا چرا همه چی
برعکس پیش میره
فقط تنها مادرم بود که خوشحال میشد از این روش زندگی من که مثلاً مذهبی هستم
بعد از خدمت ،همه چی گذاشتم کنار و مسیر خودم رو رفتم ولی بخاطر افکار منفی و احساس گناه همیشه ذهنم درگیر بود و همیشه توی جمع در مورد دین و مذهب درگیری داشتیم و سر دو راهی بودم
تا زمانی که با سایت استاد آشنا شدم و چندین فایل در مورد قرآن خوندم
واقعا همه چی تغییر کرد
خدا رو هزاران بار شکر میکردم که یک نشونه دیدم
وازهرحاشیه و بحث دور شدم
قرآن رو بهتر شناختم و نگاهم به قرآن خییییلی تغییر کرد و امید و انگیزه ام زنده شد
و اون احساس گناه و دور شدن از خدا رو فراموش کردم و یک زندگی جدید با افکار جدید رو شروع کردم
البته با کلی درگیری باخودم و تمرین و قانع کردن. خودم تونستم تغییر کنم و بپذریرم
خدا رو هزاران بار شکر که مسیر موفقیت رو در پیش گرفتم و دارم قرآن رو بهتر و دقیق تر درک میکنم
و اون آموزه های ناقض و بی فایده رو از خودم دور میکنم وبا روش درست پیش میرم
من فکر میکردم فقط کلمات عربی قرآن هست که تأثیر گذار است و جواب میده
وحالا که بعد از چندین سال مادرم رو میبینم که
هنوز همینطور به روش قبلی داره پیش میره و اون احساس خوبی که من الان دارم اون نداشته و نداره
میگم خدایا شکرت که مسیر درست رو در کنار استاد عزیز پیدا کردم
همین چند روز پیش که اونجا بودم
چون روزهای چهارشنبه دوره قرآن داشتن و صد در صد مادرم میگفت باید بیای چون هر هفته خونه یکی از فامیل هاست و من نمیخاستم برم بخاطر حرف و غیبت های که سر اون کلاس هازده میشه ،
سه هفته اونجا بودم و خیلی ناخودآگاه و بدون هیچ دلیلی هر سه بار کنسل شد
به دلایل خیلی ساده
وگفتم خدایا شکرت نه باعث شد که
مادرم ناراحت بشه
ونه باعث شد من احساسم بد بشه
به راحتی و با احساس خوبی که داشتم مسیر رو تغییر دادم،خدایا شکرت برای این
مسیر زیبا و آموزنده
الان دیگه میدونم نماز رو بخاطر آرامش جسم و روح خودم باید بخونم و قرآن رو برای درک بهتر جهان و خدا میخونم ،نه برای ترس از جهنم
سپاسگذار خداوند هستم که منو با شما آشنا کرد که بسیار خوشحالم که هر روز تغییر دارم میکنم امروز کنترل ذهن عالی داشتم و تا الان حسمو خوب نگه داشتم و خودمو تحسین میکنم که برای هدفم قدمی کوچیک برداشتم خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به خدای عزیزم که هم اکنون در تک تک سلول های من است و امر به نوشتن میدهد سلام به تک تک سلول های الهی من
سلام به خدایی که در من است
سلام به خدایی که بقول استاد عزیزتر از جانم من را در کنار خودش خالق کرده
استادی که من از اویم و او از من
تمام هر آنچه در آسمان و زمین است مسخر من قرار داده
همان خدایی که از طریق من دنیا را دارد تجربه میکند
همانی که الان من را در محضر استادم به تلمذ نشانده همان استادی که جلوه ی زیبای خداست
سلام به استاد قشنگم مریم جان شایسته عزیزم
هرگز و هرگز مهربانی و عشق شما را در فایل های زندگی در بهشت زمانی که با یک دست فیلم میگرفتید و کار یا آشپزی میکردید فراموش نمیکنم خدای من چقدر شما مظهر عشق هستید
الان هم نهایت قدرت خداوند را در شما و دوری از استاد نظاره گر هستیم که چطور دوره برگزار میکنید و ما شاگردی میکنیم
که همه برای من درس است و درس است و درس
خلاصه که استادجان و مریم جان قربونتون برم
و بی نهایت تحسینتون میکنم که همچنان در فرکانس و مدار هم هستید
استاد الان که در غار حرای خود بسر میبرید چقدر حرف هاتون دلنشین تره و میدونم که تسلیم امرپروردگارمون هستید در این وقت و ساعت
که باز هم درسه برای من
استاد من کم کامنت مینویسم شاید لیاقتش رو ندارم چون وقت زیادی هم ندارم که البته مسئولیت زندگیم بازم با خودمه
بقول شما ما خالقیم و من باید باز دست به خلق بزنم
من میتونم خلق کنم و مسئولیت اینی که الان کم وقت دارم هم با منه این الان یک تلنگره که کارم باعث میشه کمتر تو سایت باشم
من سالیان سال مسئولیت زندگیم رو قبول نمیکردم و تمام تقصیرها رو گردن دیگران می انداختم چون راحت ترین کار ممکن بود
تا اینکه به سوی شما هدایت شدم و با آگاهی های توحیدی و ایمان بدون عمل حرف مفت است دنبال کار رفتم منی که نه تنها پولی نداشتم بلکه بدهکار هم بودم
با همون شجاعتی که توحید بمن میداد رفتم کاریابی یه کار عادی پیشنهاد شد که باید میرفتم برای ثابت کردن اینکه اهل کارم و اخراج شدم خداروشکر
ناامید نشدم و فردا باز رفتم کاریابی
چون ندا میگفت برو و نترس
رفتم و کاری که دلخواه من بود کارمندی فروش بم پیشنهاد شد حالا کجا؟ /: جایی که تو شهر ما معروف بودن به پولداری و بداخلاقی
رئیس کاریابی بم گفت با همون لهجه خودمون (: کله شون بپکه خیلی خب حقوق میدنا اما خیلی بد اخلاقن
استاد این حرفی که امروز زدید راجع به فرعون منو یاد روزی انداخت که باید میرفتم مصاحبه
راستش از نظر اخلاق و رفتار اونا تو شهر ما فرعون بودند با کلی دبدبه و کبکبه از بنز و بی ام و… تا ملک و… همه رو داشتن اما جلاد و فرعون (:
دوست صمیمیم برگشت گفت وای سمیه ول کن مگه خلی بری اینا خیلی فلان و بهمانن خیلی بداخلاقن بیشعورن (:
ندا بقدری بلند بود که نان استاپ میگفت سمیه برو نمیگفت نرو سمیه (:
نه تنها میگفت برو بلکه میگفت برو با قدرت برو و با لبخندی که انگار کار مال خودته و دیر رفتی برو
لا تخف و لا تحزن آن الله معنا
رفتم و با لبخند رفتم که بعدها میلاد رییسم گفت اون لبخنده کار خودشو کرد
و استاد من رفتم و الان دو سال و نیمه اونجام
کلی رشد کردم
استاد من باید میرفتم که فرعون درون خودم رو خورد کنم اونا فرعون نبودند
من با تمرکز بر نکات مثبت اطرافیانم و شکرگزاری همین میلاد بداخلاق رو180 درجه عوص کردم الان من و میلاد که متاهله و بسیار بسیار چشم پاک و امنه مث خواهر برادریم رفیقیم دعوا میکنیم اما آگاهانه دعوا میکنیم
استاد الان هر کسی میاد تو شرکت ما میگه چقد اینا خوبن عوص شدن آروم شدن
استاد تا این جای درس من فهمیدم من عوص شدم تا اونا عوص شدن
بسیار بسیار خوشحالم که در روز جمعه 4 آبان اینستاگرامم رو حذف کردم و میخوام لیزری رو قانون و سایت کار کنم
که بتونم به جایی برسم که ذهنم ازش میترسه
بامید هدایت خدای قشنگم ️
عاشقانه تمام کسانی که کامنت میذارن رو دوست دارم ماچ به همتون
نمازی که هم خانواده ها سفارش میکنند بخوانیم چند روز به معنای آن ضض توجه میکنم تمام حمد و توحید خداونده
چگونه میتونم بیشتر توحید را درک کنم وقتی محور تمام جهان توحید خداوند هست
چگونه میتونم بیشتر تمرکز بر توحید خداوند داشته باشم و از شرک دوری کنم
وقتی برای انجام شدن کاری قدرت را در دست یکی میدانم و او را قدرتمند تر از خدا میدانم شرک هست
شرک ظلم بسیار بزرگی هست
تنها گناهی که خداوند گفته هرگز نمی بخشم شرک هست
اگر بدونم من خودم زندگی ام را خلق میکنم نیاز به کسی ندارم و نیاز نیست به کسی باج بدهم کم کم شرک از زندگی ام از بین خواهد رفت و نیاز به کمک یک نفر نیست و مهم نیست ریس جمهور کیه و اگر کمک یکی نباشه نمیتونم و…در زندگی ام نخواهد بود بلکه من از خداوند درخواست میکنم و آدمها را برام میاره و دستان خداوند به کمکم میاند آنها نیایند کسی دیگر را برام میفرسته و وابسته دستان خداوند نشم این نشد شخص دیگه برام خواهد فرستاد
من خالق شرایط خودم هستم و از خداوند می خواهم و بهترینها را برایم میفرسته وقتی توحیدی باشی زندگیت در تمام جنبه ها تغییر خواهد کرد
از خدا میخواهم و…..تمام خواسته هام را به دستان قدرتمند خداوند میسپارم
در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشید
بنام خدای مهربانم
سلام به همه عزیزان دوستان هم خانواده توحیدی
خدارو صد هزار شکر برا فرشته های ک دستان او شدن برا مسیر هدایت ما
و صدها هزاران بار شکرگزارم برا آگاهی بینهایت خالص این فایل ها
از روزی ک این فایل رو سایت گذاشته شده تا الان چندین بار گوش دادم و خدااااای من
هر بار قسمتی از شرک هامو پیدا میکنم
هر کدام از فایل ها یه معجزه س
اما این عنوان درک قوانین بستری برا شروع معجزات میسازه
یه دریا آگاهی و من قطره قطره در حال دریافتشم
خدای من زیبای من بینهایت سپاسگزارم
قدم به قدم منو هدایت میکنی
و میخام اینجا ادامه مسیر و ثبت کنم
برا محکم شدن باور خودم و دوستام
بدنبال دوره گام به گام
به فایل های گفتگو با دوستان هدایت شدم
از 41 تا 58
واااای خدایا چه آگاهی هایی
استاد همیشه میگفتن وقتی تسلیم شدی و یه کوچولو قدم برداری خداوند درها رو برات باز میکنه
و این از زیباترین و عمیق ترین تجربه های زندگیمه
حتی یادآوری ش اشک شوق برام داره
وقتی با حس ارزشمندی ک من لایق هدایت خداوندم ، با دوره لیاقت فهمیدم ش و بعد اجرای این توحید عملی
درست همون موقع درهای آگاهی برام باز شد
و من هر روز تشنه تر میشم
میبینم چجور این قطره ها وارد وجود کویرم میشن
و بعد این فایل اومد تا مهر تایید بزنه به تایید درخواستم برا فهم قوانین با قرآن
خدایااا شکرت شکرت شکرت شکرت
بینهایت سپاسگزارم برا بروزرسانی دسته بندی ها
ک آسان شدیم برا آسانی ها
سرفصل هایی ک نوشتید مثل شاه کلید ن
بدنبال همون شرک ها از مرداد با اشاره خداوند متوجه خارج شدنم از مسیر شدم و حالا در زیباترین جاده با لذت وصف ناپذیر تکامل م رو طی میکنم
حس خوشبختی عجیبی داره
چه آرامشی
و من چقد حالم با خودم خوبه
خداوندا همه ما رو به راه راست به راه آنهایی ک نعمت داده ی و فزونی بخشیده ای هدایت کن
آمین یا رب العالمین
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
استاد جان من هم در مورد قرآن و کلامی که توش گفته شده قبلا هیچ اطلاعاتی نداشتم و فقط مثل بقیه مردم وقتی میخواستیم خونه جدید بریم یا سفر بریم بوسش میکردیم یا شب های قدر یکی دو سوره ازش میخوندیم و درکل همیشه روطاقچه خونه داشت خاک میخورد، البته مادرم بیشتر قرآن میخوند ولی باز کاربرد خاصی نداشت و مفهومی که در قرآن اومده هیچوقت بهمون یاد داده نشد تا اینکه از وقتی با شما آشنا شدم دارم مفهوم قرآن رو بهتر درک میکنم
الان متوجه میشم که چقدر این کتاب منطقی گفته و چقدر با شرایط محمد و دوران محمد همگام بوده
الان دارم متوجه میشم که اصل چیه فرع چیه ، چه چیزهایی برای ما اصل هستن و بارها خداوند تاکید کرده و چه چیزهایی فرع هستن و خداوند حتی اشاره ای بهشون نکرده و یا خیلی جزیی و گذرا بیان کرده و بصورت کاملا اشتباه بهمون گفته شده
الان متوجه میشم که این کتاب برای تمام دوران ها نبوده ونیست و باید فرعیات رو از زمان محمد جدا کنیم و اصل رو بچسبیم
خیلی چیزهای فرعی برام بواسطه همراهی با شما واضح شد و چقدر عالی شد که این موضوعات رو درککردم چیزهایی که همش فکر میکردم عذاب دارن و داریم گناه میکنیم و احساس گناه داشتم و خدارو عذاب کننده میدیدم
متوجه شدم خداوند با توجه به شرایط هرکس بهش الهام میکنه شرایطی که در لحظه داره
متوجه شدم هرباری که روی کسی حساب میکنم چه از لحاظ مالی چه عاطفی چه سیاسی چه ترس از کسی اینجا ها جاهایی هست که دارم شرک میورزم، اگه کسی ترکم کرده و خوشحال بودنم و خوشبخت بودنم رو به بودن اون شخص گره زدم دارم شرکمیورزم، اگه از کسی میترسم و از تهدیدهاش نگرانم دارم شرک میورزم و خداوند هرگز شرک رو نمیبخشه
متوجه شدم باور به خالق بودن یعنی ما میتونیم زندگی خودمون رو خلق کنیم و این یعنی توحید
متوجه شدم نباید به عامل بیرونی تکیه کنیم و نکران باشیم ، چون خداوند آدم ها رو میاره برامون و شرایط روفراهم میکنه
ما هر آرزویی داریم میتونیم بهش برسیم، و اگه محدودیت هارو برداریم راه حل های رسیدن به اون خواسته ها بهمون گفته میشه
پس همیشه میشه به خواسته هامون برسیم اگه تمرگز روی خودمون و باورهامون داشته باشیم
استاد جان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
بنام خداوند بخشنده مهربان
درود بر همه دوستان
فک میکنم بعد از چندماهی که خوندن قرآن رو شروع کرده بودم امروز تموم شد و چون از همون روز اول از خدا خاستم که اگه میخونمش بفهممش، درکش کنم و متوجه قوانین توی این کتاب بشم، و واقعا بقول استاد اگه بخایم کل قرآن رو توی یک کلمه خلاصه کنیم فقط میشه توحید معنی کرد، فقط به یکتاپرستی و عبادت و بندگی رب العالمین میرسیم، قبلا هم چندین بار خونده بودمش ولی خب وقتی سرباز سپاه بودم یکی اون جلو میخوند و ما بزور روی کلمات نگاه میکردیم و همخونی میکردیم، یا توی شبانه روزی هم به همین شکل، خب اکثر مواقع هم که همه میان عربیش رو میخونن و خب قاعدتا کسی چیزی از مفهوم و چیزی که توی کتاب نوشته شده نمیفهمه خب، منم چیزی نمیفهمیدم و تازه اگرم اون موقع با معنی فارسی هم میخوندن بازم من توجهی نمیکردم و چیزی نمیفهمیدم چون اول که من کلا مخالف مذهب و قرآن و امام و پیامبر بودم و تنها چیزی که قبولش داشتم یه خدایی بود که فقط اسمش رو شنیده بودم و البته شناختی روش نداشتم، و دوم که اگر مذهبی هم گیریم که بدم چون توی مدارش نبودم لازم متوجه نمیشدم، و بخاطر همین از خدا خاستم اگه قراره قرآن رو بخونم ازش درخواست میکنم که کمک کنه بفهمم و درکش کنم، چون من یه اعتقادی دارم که خیلیم بابت اعتقادم از خودم حال میکنم، من اعتقاد دارم خوندن این کتاب مثلا با صوت و این چیزا نه ثوابی داره که منو اون دنیا ببره بهشت نه این حرفا، فقط خوندنش هدایت میکنه منو به مسیر اصلی و درست و شناخت جهان و قوانین خداوند، حتی جاییم که توی قرآن خدا میفرماید تا میتوانید قرآن بخوانید، دلیلش این نیست که هرچی بخونی ثواب میکنی، خدا میگه هرچی میتونی بخون که بهتر بفهمیش، بهتر درکش کنی، چون خدا میدونه که من اگه یبار خوندمش و کلیت قرآن رو فهمیدم که این کتاب اصلش توحید و یکتاپرستی هست بار بعدی که میخونم یچیزای جدیدتری درک میکنم، بار سوم دوباره چیزای جدید تر و آگاهی های بیشتر، مثل یک درخت میمونه که تو نگاه اول من فقط یک درخت بزرگ میبینم و تو نگاه های بعدی با دقت بیشتر به شاخه ها و تنه ها میرسم و بار بعدی به شاخه های کوچکتر و هی به برگ و میوه و گل های درخت، و درآخر یه درخت رو با تمام جزییاتش بخوبی میفهمم و درک میکنم، هرچند این دنیا جای کامل و صددرصدی برای درک و فهمیدن هیچی نیست ولی حداقل میتونم که خودم رو به 1 برسونم و از صفر فاصله بیشتری بگیرم، پس اگه با این دید که استاد قبلا هم توی فایلهای توحیدی گفتن که با نگاه غیر مذهبی و متعصبانه این کتاب رو بخونیم، درست مثل اونایی که میخان مثنوی بخونن یا اشعار سعدی و حافظ و مولانا علاقه دارن که بخونن و بفهمن، این کتاب هم دقیقا همین طوری باید بخونی بنظر من.
توی این کتاب چندین داستان درمورد پیامبرا گفته میشه و البته تکرار میشه که بنظرم هرکدومش یک درس و یک قانون اصلی و خیلی خیلی مهم هستن، یعنی من هیچوقت بعنوان یک داستان نگاه نکردم بهشون و فقط خوندم و سعی کردم ازشون درس بگیرم و بقول خدا نشانه هاش رو درک کنم، چه داستان شعیب، چه داستان زکریا چه داستان عیسی چه ابراهیم چه محمد و همه این داستان ها و از همشون جالب تر برای من داستان موسی هست، چون از بدو تولدش و ایمانی که مادرش داشته و اونو به رود انداخته تا کشتن یه آدم و رفتن به کوه طور و صحبت با خدا و از همه مهمتر و عجیب تر رفتن پیش فرعونی که بقول استاد قدرتمندترین انسان اون زمان بوده و این رو میشه از اهرام مصر به اون عظمت فهمید، من همیشه به خودم میگم به اندازه ایمان و باوری که دارم نتیجه میگیرم، امروز نشستم به خودم گفتم واقعا اینهمه نتیجه که گرفتی بخاطر ذره ای ایمانی که نشون دادی و حالا حساب کن من الان بیام 1درصد اون ایمانی که موسی داشت و رفت پیش فرعون رو داشته باشم، بخدا که درتمام جهات زندگیم غوغا میشه، یعنی همون کن فیکون قرآن همینه دیگه، واسه خدا کاری نداره این کن فیکون کردن، فقط من باید کمی ایمان نشون بدم، کمی باور به این خداوند و این جهان.
البته این تکامل رو باید رعایت کنم و عجله ای ندارم چون میدونم اگه تو مسیر درست بمونم و استقامت داشته باشم حتی ممکنه از نظر ایمان به حد موسی و ابراهیم برسم یا حتی بیشتر، چون ابراهیم انسان بوده و موحد شده، منم دقیقا همون انسانم و میتونم موحد و خلیل الله بشم یا حتی بالاتر.. ایشاله توی این مسیر میمونم با یاری خدا و با استقامت زیاد، شکرت یا رب العالمین
درپناه حق و موفق باشید
سلام و درود استاد جان
چقدر این فایل ارزشمند و قابل تامل بود ،از شما سپاسگزارم
استاد جان نکته جالبی که شما درباره کاپیتان روسی گفتید جالب بود ،
هدایت هزاران نفر من جمله خود من به تامل در ایات قران از طریق دست خدا (شما) اتفاق افتاد و منبع این هدایت از رفتار خوب و نیک ان کاپیتان روسی بود که شما رو در یک مسیر هدایتی، به سمت خواندن قران هدایت کرد..
واقعا فکر کردن به این مسیر میتوان راهنمودی باشه که خداوند هزاران هزاران راه داره برای اینکه نفری را هدایت کنه.
سپاسگزارم استاد جان
به خداوندی که فرمانروای جهانیان است
سلام به استاد عزیز و بانو شایسته عزیز
خدایا شکرت برای این همه آگاهی و شناخت
در مورد قرآن و خدا وجهان
واقعا سخته واسه ما از بچگی بهمون طوری آموختن و یاد دادن که تقریباً نود درصدش ایراد داره
وحالا بخایم تغییر کنیم به راحتی
مادرم بخاطر اینکه خیلی مذهبی بود و قانون خاصی داشت ،همیشه بهمون فشار میاورد که نماز بخونین و قرآن بخونین و کلی مباحث مذهبی دیگه
وشب که مبخابیدیم ساعت سه شب میدیدم مامانم بیدار شده داره نماز میخونه و قرآن میخونه
وسر نماز چرت میزد ،،قران دستش بود و چشاش بسته شده بود و باخودم گفتم آیا این روش زندگی
درسته یا نه ،و هیچ وقت مطرح
نکردم که ناراحت نشه
و این سخت گیری بی معنا باعث شد هر روز دور تر بشم از خدا و قرآن و دین و همه چی
و زمانی که رفتم سرکار ودرس و مدرسه ول کردم
دیگه همه چی گذاشتم کنار و با اینکه
نبودم بازم مادرم
پیغام میفرستاد که نماز و قرآن یادت نره،،،
و طوری به ذهن ما عادت داده بودن که وقتی مشکلی داشتی
نماز بخون و قرآن بخون تا خدا کمکت کنه
و گاهی اوقات که مشکلی پیش میومد سریع دست به قرآن میشدم و هیچی ازش نمیدونستم فقط کلمات عربی رو میخوندم و تمام
و زمانی که رفتم خدمت سربازی
خیلی توی فشار بودم همونجا دوسال ماه رمضان کامل روزه گرفتم ،قران دوبار کامل دوره کردم و نماز کامل خوندم و اوضاع بدتر میشد و بهتر نشد
تا یک روز گفتم خدایا چرا همه چی
برعکس پیش میره
فقط تنها مادرم بود که خوشحال میشد از این روش زندگی من که مثلاً مذهبی هستم
بعد از خدمت ،همه چی گذاشتم کنار و مسیر خودم رو رفتم ولی بخاطر افکار منفی و احساس گناه همیشه ذهنم درگیر بود و همیشه توی جمع در مورد دین و مذهب درگیری داشتیم و سر دو راهی بودم
تا زمانی که با سایت استاد آشنا شدم و چندین فایل در مورد قرآن خوندم
واقعا همه چی تغییر کرد
خدا رو هزاران بار شکر میکردم که یک نشونه دیدم
وازهرحاشیه و بحث دور شدم
قرآن رو بهتر شناختم و نگاهم به قرآن خییییلی تغییر کرد و امید و انگیزه ام زنده شد
و اون احساس گناه و دور شدن از خدا رو فراموش کردم و یک زندگی جدید با افکار جدید رو شروع کردم
البته با کلی درگیری باخودم و تمرین و قانع کردن. خودم تونستم تغییر کنم و بپذریرم
خدا رو هزاران بار شکر که مسیر موفقیت رو در پیش گرفتم و دارم قرآن رو بهتر و دقیق تر درک میکنم
و اون آموزه های ناقض و بی فایده رو از خودم دور میکنم وبا روش درست پیش میرم
من فکر میکردم فقط کلمات عربی قرآن هست که تأثیر گذار است و جواب میده
وحالا که بعد از چندین سال مادرم رو میبینم که
هنوز همینطور به روش قبلی داره پیش میره و اون احساس خوبی که من الان دارم اون نداشته و نداره
میگم خدایا شکرت که مسیر درست رو در کنار استاد عزیز پیدا کردم
همین چند روز پیش که اونجا بودم
چون روزهای چهارشنبه دوره قرآن داشتن و صد در صد مادرم میگفت باید بیای چون هر هفته خونه یکی از فامیل هاست و من نمیخاستم برم بخاطر حرف و غیبت های که سر اون کلاس هازده میشه ،
سه هفته اونجا بودم و خیلی ناخودآگاه و بدون هیچ دلیلی هر سه بار کنسل شد
به دلایل خیلی ساده
وگفتم خدایا شکرت نه باعث شد که
مادرم ناراحت بشه
ونه باعث شد من احساسم بد بشه
به راحتی و با احساس خوبی که داشتم مسیر رو تغییر دادم،خدایا شکرت برای این
مسیر زیبا و آموزنده
الان دیگه میدونم نماز رو بخاطر آرامش جسم و روح خودم باید بخونم و قرآن رو برای درک بهتر جهان و خدا میخونم ،نه برای ترس از جهنم
سپاس از استاد عزیز برای این آگاهی های بی نظیر
واقعا تحسین برانگیز است این مفاهیم قرآنی
در پناه خدا شاد و پیروز و سربلند باشید
سلاموقتبخیر بسیار خوشحالم ازاینکهباسایتشمااشناشدم
ودلیلشهماینکهاستادازقراناستفاده کرده
وخیلیزیباقوانین جهانراازقراناستنباطمیکند
سوالیکهازاستادبزرگوار دارماینکهایاشرکتدرکلاسایانجمنمعتادانگمنام وقدمهایدوازدهگانهNAوراهنما گرفتنشرکهستش
باتشکر
سلام دوست من
با اجازه تون من نظرمو راجب سوال شما میگم
بقول استاد خداوند هزاران و بلکه میلیونها دست داره تا از طریق اونها به ما کمک کنه که ما به اینها میگیم وسیله.
خداونده که هدایت میکنه و پیامبر میشه واسطه ، خداونده که دردهارو درمان میکنه و دارو و دکتر میشه وسیله.
خداونده که یادآور میشه و عباسمنش میشه واسطه. خداونده که بهت یاد میده و معلم و تجربه هات میشن وسیله. برای هر هدفی یکسری وسیله ها نیازن.
شرط اینه که ما اون وسیله هارو خدا نکنیم
اگر شما در مسیر هدایت باشی بلاخره هدایت میشی و مهم نیس از چه طریق.
“خداوند راههاش بیشماره” و مهمه که اینو در یاد داشته باشیم که همه چیز از سمت خداست و جز اون هرچه هست ابزار و وسیله ست
اگر پشت اتفاقات خدارو ببینیم و سپاسگزار او باشیم نه تنها این شرک نیس بلکه خود خود توحیده.
براتون بهترینهارو آرزومندم و امیدوارم هرچی که میخواید از آسونترین راهها بهش برسید.
سلام استاد عزیزم
خداروشکر میکنم بابت وجودت که منو با خدا آشنا کردی بهم ایمان و انگیزه و امید میدی
به زندگیم معنا میدی تا در این هیاهو ذهن بفهمم اصل چیه…
چکیده قرآن در یک کلمه میشه توحید
تنها چیزی که خدا نمیبخشه شرکِ
یعنی آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین تنهاتورامیپرستم و تنها از تو یاری میخواهم
حساب کردن روی هرکسی به غیر از خدا میشه شرک
روی پدر و مادر. کار فرما. فلان مشتری.
دولت . میشه شرک ورزیدن
قدرتی بالاتر از خداوند نیست اگا روی اون حساب کنم اون واسم کارهارو انجام میده، هدایتم میکنه،
دل هارو واسم نرم میکنه. محصولم رو میفروشه
بدون این که زور بزنم به راحتی کارها انجام میشه
من به عنوان یک انسان وظیفم اینه بندگی خدارو بکنم و تنها از اون بخوام
نیاز داره تا روزانه تمرین کنم تا این عضله رو قوی کنم
انقدر باورهای مخرب هست درونم که خدا رفته اون ته ته که دیگه به مرحله پاره شدن رسیدن از روی ناچاری خدارو به زبون بیاری
انصافا سخته ولی حالا که لیاقت داشتم تو این مسیر باشم دوست دارم که توحیدی زندگی کنم دوست دارم خواستهام رو تجربه کنم
دوست دارم الگو بشم برای اطرافیانم
هیچکس جز تو برام نمیمونه خدای من
همه رفتنی ان
حتی جسمم هم من و تنها میزاره
کمکم کن نترسم
از بی پولی ، از تنهایی، از گشنگی، و….
تو همه چیزی تو هیچ وقت بندت رو لنگ چیزی نمیزاری
ما فقط اسیر ذهنمون شدیم ، زندانی ذهن شدیم…
خدایا آزادم کن از اسارت ذهن تا تورو ببشتر درک کنم
تا نعمتهای ببشتری رو تجربه کنم تو زندگیم
عاشقتم
به نام خداوند بخشنده و هدایتگرم
خدایا شکرت برای فراوانی و نعمت در زندگیم
سلام استاد عزیزم سلام مریم جانم
سپاسگذار خداوند هستم که منو با شما آشنا کرد که بسیار خوشحالم که هر روز تغییر دارم میکنم امروز کنترل ذهن عالی داشتم و تا الان حسمو خوب نگه داشتم و خودمو تحسین میکنم که برای هدفم قدمی کوچیک برداشتم خدایا شکرت سپاسگزارتم
استاد دوستتون دارم یاحق
سلام به خدای عزیزم که هم اکنون در تک تک سلول های من است و امر به نوشتن میدهد سلام به تک تک سلول های الهی من
سلام به خدایی که در من است
سلام به خدایی که بقول استاد عزیزتر از جانم من را در کنار خودش خالق کرده
استادی که من از اویم و او از من
تمام هر آنچه در آسمان و زمین است مسخر من قرار داده
همان خدایی که از طریق من دنیا را دارد تجربه میکند
همانی که الان من را در محضر استادم به تلمذ نشانده همان استادی که جلوه ی زیبای خداست
سلام به استاد قشنگم مریم جان شایسته عزیزم
هرگز و هرگز مهربانی و عشق شما را در فایل های زندگی در بهشت زمانی که با یک دست فیلم میگرفتید و کار یا آشپزی میکردید فراموش نمیکنم خدای من چقدر شما مظهر عشق هستید
الان هم نهایت قدرت خداوند را در شما و دوری از استاد نظاره گر هستیم که چطور دوره برگزار میکنید و ما شاگردی میکنیم
که همه برای من درس است و درس است و درس
خلاصه که استادجان و مریم جان قربونتون برم
و بی نهایت تحسینتون میکنم که همچنان در فرکانس و مدار هم هستید
استاد الان که در غار حرای خود بسر میبرید چقدر حرف هاتون دلنشین تره و میدونم که تسلیم امرپروردگارمون هستید در این وقت و ساعت
که باز هم درسه برای من
استاد من کم کامنت مینویسم شاید لیاقتش رو ندارم چون وقت زیادی هم ندارم که البته مسئولیت زندگیم بازم با خودمه
بقول شما ما خالقیم و من باید باز دست به خلق بزنم
من میتونم خلق کنم و مسئولیت اینی که الان کم وقت دارم هم با منه این الان یک تلنگره که کارم باعث میشه کمتر تو سایت باشم
من سالیان سال مسئولیت زندگیم رو قبول نمیکردم و تمام تقصیرها رو گردن دیگران می انداختم چون راحت ترین کار ممکن بود
تا اینکه به سوی شما هدایت شدم و با آگاهی های توحیدی و ایمان بدون عمل حرف مفت است دنبال کار رفتم منی که نه تنها پولی نداشتم بلکه بدهکار هم بودم
با همون شجاعتی که توحید بمن میداد رفتم کاریابی یه کار عادی پیشنهاد شد که باید میرفتم برای ثابت کردن اینکه اهل کارم و اخراج شدم خداروشکر
ناامید نشدم و فردا باز رفتم کاریابی
چون ندا میگفت برو و نترس
رفتم و کاری که دلخواه من بود کارمندی فروش بم پیشنهاد شد حالا کجا؟ /: جایی که تو شهر ما معروف بودن به پولداری و بداخلاقی
رئیس کاریابی بم گفت با همون لهجه خودمون (: کله شون بپکه خیلی خب حقوق میدنا اما خیلی بد اخلاقن
استاد این حرفی که امروز زدید راجع به فرعون منو یاد روزی انداخت که باید میرفتم مصاحبه
راستش از نظر اخلاق و رفتار اونا تو شهر ما فرعون بودند با کلی دبدبه و کبکبه از بنز و بی ام و… تا ملک و… همه رو داشتن اما جلاد و فرعون (:
دوست صمیمیم برگشت گفت وای سمیه ول کن مگه خلی بری اینا خیلی فلان و بهمانن خیلی بداخلاقن بیشعورن (:
ندا بقدری بلند بود که نان استاپ میگفت سمیه برو نمیگفت نرو سمیه (:
نه تنها میگفت برو بلکه میگفت برو با قدرت برو و با لبخندی که انگار کار مال خودته و دیر رفتی برو
لا تخف و لا تحزن آن الله معنا
رفتم و با لبخند رفتم که بعدها میلاد رییسم گفت اون لبخنده کار خودشو کرد
و استاد من رفتم و الان دو سال و نیمه اونجام
کلی رشد کردم
استاد من باید میرفتم که فرعون درون خودم رو خورد کنم اونا فرعون نبودند
من با تمرکز بر نکات مثبت اطرافیانم و شکرگزاری همین میلاد بداخلاق رو180 درجه عوص کردم الان من و میلاد که متاهله و بسیار بسیار چشم پاک و امنه مث خواهر برادریم رفیقیم دعوا میکنیم اما آگاهانه دعوا میکنیم
استاد الان هر کسی میاد تو شرکت ما میگه چقد اینا خوبن عوص شدن آروم شدن
استاد تا این جای درس من فهمیدم من عوص شدم تا اونا عوص شدن
بسیار بسیار خوشحالم که در روز جمعه 4 آبان اینستاگرامم رو حذف کردم و میخوام لیزری رو قانون و سایت کار کنم
که بتونم به جایی برسم که ذهنم ازش میترسه
بامید هدایت خدای قشنگم ️
عاشقانه تمام کسانی که کامنت میذارن رو دوست دارم ماچ به همتون
به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست
سلام و درود
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
قرآن در یک کلمه توحید هست
نمازی که هم خانواده ها سفارش میکنند بخوانیم چند روز به معنای آن ضض توجه میکنم تمام حمد و توحید خداونده
چگونه میتونم بیشتر توحید را درک کنم وقتی محور تمام جهان توحید خداوند هست
چگونه میتونم بیشتر تمرکز بر توحید خداوند داشته باشم و از شرک دوری کنم
وقتی برای انجام شدن کاری قدرت را در دست یکی میدانم و او را قدرتمند تر از خدا میدانم شرک هست
شرک ظلم بسیار بزرگی هست
تنها گناهی که خداوند گفته هرگز نمی بخشم شرک هست
اگر بدونم من خودم زندگی ام را خلق میکنم نیاز به کسی ندارم و نیاز نیست به کسی باج بدهم کم کم شرک از زندگی ام از بین خواهد رفت و نیاز به کمک یک نفر نیست و مهم نیست ریس جمهور کیه و اگر کمک یکی نباشه نمیتونم و…در زندگی ام نخواهد بود بلکه من از خداوند درخواست میکنم و آدمها را برام میاره و دستان خداوند به کمکم میاند آنها نیایند کسی دیگر را برام میفرسته و وابسته دستان خداوند نشم این نشد شخص دیگه برام خواهد فرستاد
من خالق شرایط خودم هستم و از خداوند می خواهم و بهترینها را برایم میفرسته وقتی توحیدی باشی زندگیت در تمام جنبه ها تغییر خواهد کرد
از خدا میخواهم و…..تمام خواسته هام را به دستان قدرتمند خداوند میسپارم
در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند باشید