پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 83


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیه علی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2620 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به‌مریم‌جان که پا به پای استاد تو مدار بهتر شدم قدم برمی‌داری

    سلام به دوستان عزیز

    استاد این فایل نشانه امروز من بود

    راستش بعد از دوره ی هم جهت با خدا به یه احساسی رسیدم

    احساس اینکه خدایا تو به من همه چی دادی

    تمام امکانات لازم برای زندگی را دارم

    مگه یه ادم چی میخاد برای ارامش برای لذت بردن

    اصلا احساسم قابل وصف نیست استاد

    بعضی وقتها دوست دارم بشینم گریه کنم از بزرگی خدا

    داشتن چشم هایی که تا اخر عمر ما را همراهی میکنند

    داشتن گوشهایی که تا اخر عمر تمامی صداها را به گو ش ما میرسونند

    دیروز کامنت دوست عزیزمون را خوندم که سخنرانی چارلی چاپلین بود

    درباره الکی غمگین بودن و اینکه با وجود داستن زندگی خوب دنبال یه موردی میگردیم که حالمون را بد میکنه و میگیم چرا زندگیمون فلان جور نیست بچمون فلان شغل و نداره و هزاران دلیل دیگه

    استاد عزیز در کنار تمام این نعمتها و آرامشی که از داشتنشون دارم

    چون دارم روی ثروت یک کار میکنم

    سوالم این روزها اینکه

    چه کار کنم فراوانی بیشتری را تو زندگیم تجربه کنم ؟

    چون در حال حاضر تمامی صحبتهایی که تو هر جمعی میشه تغیر قیمتهاست و نگرانی از ادامه داشتن این وضعیت و اینکه بلاخره به‌کجا میخاد برسه این اوضاع اگه ادامه پیدا کنه زندگی سخت میشه

    جالب بود امروز اتفاقی یه شعر از مولانا شنیدم

    (هین توکل کن ملرزان پا و دست

    رزق تو بر تو ز تو عاشق تر است)

    من حتی با شنیدن این جمله به ارامش رسیدم

    استاد جانم از وقتی شاگرد شما شدم شعرهای مولانا و معانی قران را خیلی بهتر درک میکنم

    مخصوصا جز سی قران را که شما بعضی از ایه ها را برامون روشن‌کردید

    خیلی لذت میبرم از اینکه درکم داره روز به روز بیشتر میشه

    ‌من فایل را نشنیدم

    ولی میدونم بعد از گوش دادن حتما یه نکته از توش درمی‌آرم که حتما کمکم میکنه

    استاد عزیزم

    ممنون که به هر جای زیبایی که میرید بچه هاتون را یادتون نمیره شما پدر معنوی ما هستید و ما امیدمون به اگاهی هایی که از شما میگیریم هست

    از خانم شایسته عزیز هم تشکر میکنم بابت اسمهای قشنگی که روی فایلها میزارند و متنها را به روز رسانی میکنند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مینا محسن پور گفته:
    مدت عضویت: 262 روز

    به نام خداوند هستی بخش، رب العالمین

    درود به استاد عزیزم و مریم جان

    و درود به دوستان همراه

    امشب بعد از تقلای فراوون که تا سه روز پیش ادامه داشت تونستم از سایت استفاده کنم ، خدا رو هزاران بار شکر، سه روز پیش به خودم اومدم که چرا اصرار دارم قدم 4 رو بخرم، باید اروم باشم و اجازه بدم خداوند هدایتم کنه، در مورد اعراض از این اتفاقات اخیر بسیار تونستم موفق باشم که بسیار بسیار سپاسگزار خداوند و اموزه های استاد عزیزم هستم، این فایل و توجه به زیبایی ها به شکل هدایتی برام اومد و من خوشحالم که تونستم این فایل رو بشنوم و ببینم و اینجا چند کلام بنویسم، خدایا هزاران بار شکرت، دقیقن به قول استاد من هر لحظه دارم میگم و مینویسم که خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخام، الهی شکرت شکرت شکرت

    برقرار باشیم و در مسیر، الهی آمین

    همه ما در آغوش امن پروردگاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    شقایق الف گفته:
    مدت عضویت: 224 روز

    چقدر هدایته قشنگی بود ،از خدای خودم ممنونم بابت این هدایته زیبا،چون الانم دقیقا جوه ایران متشنج هست و من هم از دیشب که یکی از عزیزان در این درگیری کشته شد به شدت با این جو همسو شده بودم و کلا داشتم سقوط میکردم که از خدا خواستم هدایتم کنه و هدایت شدم اینجا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 149 روز

    با نام خداوند مهربان

    درود و بر مریم جون عزیز و استاد جان

    خیلی خیلی ممنونم بابت این ویدئو بسیار زیبا و عالی، چقدر قشنگ بود و عظمت و بزرگی خداوند یکبار دیگه به ما نشان داده شد، الهی صدهزار مرتبه شکرت.

    اول فیلم داشتم فکر میکردم با وجود اونهمه برف چطور استاد با آستین کوتاه ایستادن، که متوجه شدم همشون شن هستن و حیرت کردم از اینهمه زیبایی.

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

    خیلی عالی بود این فایل و انگار من نیاز داشتم به شنیدن این حرفا، از اونجایی که این فایل نشانه ی امروز من بود، با دل و جون گوش کردم و کیف کردم.

    چقدر قشنگه که‌ وقتی رو خودمون کار میکنیم، ایمان میاریم، توجه به خواسته هامون میکنیم، ما هدایت میشیم به آدمها، شرایط و موقعیت هایی که بهترن.. که باعث آرامش و شادی بیشترمون میشن.

    ما باید در مورد چیزهایی که میخوایم اتفاق بیفته صحبت کنیم و زیبایی ها رو ببینیم بعد نشونه ها میان و به ما گفته میشه و خداوند مارو هدایت میکنه.

    اینو بدون، عوامل بیرونی کوچکترین تاثیری رو زندگی تو ندارن فقط خودتی که تمام اتفاقات رو میسازی.

    چون تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل کانون توجه ما و باورهای خودمون هستن. پس گوش به زنگ نشونه ها باش تا زندگی برات راحت‌تر بشه.

    وقتی از خدا میخوای که خدایا منو هدایت کن، خدا بهت میگه من هستم برای اینکه اجابت کنم درخواست تورا، وقتی که درخواست کنی و ایمان داشته باشی.

    یه مثال از زندگی خودم در مورد هدایت براتون مینویسم،، یه مدتی بود که کنترل اعصاب نداشتم و در مورد هر مسئله ای واکنش تند و سریع نشون میدادم و کلا هم انتقاد پذیر نبودم و این شده بود باعث ناراحتی و بحث با اعضای خانواده و بعدشم خودم از رفتارم بسیار پشیمان و ناراحت….

    خیلی این مسئله کنترل اعصاب برام بغرنج شده بود و هی تصمیم میگرفتم دفعه ی بعد خودم رو کنترل کنم و واکنش نشون ندم اما متاسفانه نمیشد…

    از خدا خواستم کمکم کنه و یه راهی برام بزاره تا بتونم تغییر بدم این اخلاق رو، اتفاقا تو همین افکار بودم که هدایت شدم به خریدن دوره روانشناسی ثروت 1 و با شوق و ذوق دوره رو شروع کردم.

    از اونجایی که هر روز از خدا میخوام که برای هر چیزی هدایتم کنه، جلسه دوم روانشناسی ثروت با اهرم رنج و لذت آشنا شدم و با شنیدن این فایل و آموزه های استاد همونطور که داشتم تمرینات رو انجام میدادم، متوجه شدم که اصن این همون راه حله منه، ساختن اهرم رنج و لذت برای از بین بردن این مشکل…. خیلی خوشحال شدم و خداروشکر کردم که خودش هدایتم کرد و راه حل رو قشنگ گذاشت جلو پام،، منم شروع کردم به نوشتن و نوشتن….

    خلاصه که من درخواست کردم و خداوند اجابت کرد، چون خواستم و خودم رو سپردم به خدا و خدا که فقط برای ما خوبیها را میخواد، سریع اجابت کرد.

    من میدونم که باید تسلیم خداوند باشم و رها کنم و فقط تمرکز کنم به خواسته ها و نشانه هارو ببینم و انجام بدم….

    خدایا من هیچی نیستم و فقط روی تو حساب کردم لطفا منو هدایت کن.

    خدایا ازت ممنون و سپاسگزارم که اینجام که میبینم نشانه ها رو…. الهی شکرت

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

    نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    فائزه رحیمی انگار گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم‌ شایسته عزیزم

    میخواستم درباره هدایت خداوند بنویسم در زمان کودکی من یکی زمانی که 8 سالم بود و کلاس دوم بودم

    یکی زمانی که 13 سالم بود و کلاس هفتم بودم

    دوتا شرایط مشابه تقریبا، من که کلاس دوم بودم همراه با پدرم میرفتم مدرسه ایشون معاون بودن ودوتا مدرسه دخترانه و پسرانه کنار هم بود ، یکروز بابام من رو گذاشت مدرسه و برگشتنی نیومده بود ، من مدرسه هم سر زدم و نبودش و فاصله مدرسه تا خونه اولا خیلی زیاد بود دوما من اصلا بلد نبود هیچی ، من چه میدونستم از اینکه مسیر خونه کدومه ولی همینجوری دراومدم و یه حسی گفت اینوری برو من همینجوری رفتم و دیدیم عه این خیابونه انگار همونه که با ماشین میایم من همینجوری داشتم از کنار خیابون پیاده میرفتم که یهو بابام که داشته با ماشین میومده دنبال من یهو منو میبینه و وایمیسه و میگه کجا میرفتی برای خودت منم گفتم خونه و سوار شدم و برگشتیم

    دومیش هم دقیقا همین موضوع در کلاس هفتم ، اون زمان هم من گوشی نداشتم و مدرسم هم اصلا جایی از شهر بود که تا اون موقع من نرفته بودم ، بلد نبودم

    الان که این جاها رو بلدم فکر میکنم که خب بابا چیزی نیست که شهر به این کوچیکی گم شدن چی ، یا بلد نبودن یعنی چی

    وقتی آدم هدایت میشه بعدا ذهن میاد اینجوری میگه که چیز کوچیکی بوده بابا در صورتی که در همون زمان اصلا چیز کوچیکی نبوده

    خلاصه قرار بود برای من سرویس مدرسه بگیرن ولی روز اول که رفتم مدرسه و برای برگشتن باز هم بابامو پیدا نکردم ، گفتم باشه دیگه پیاده میرم درصورتی که پیاده از اون مدرسه تا خونه ما 40 دقیقه 50 دقیقه راهه ، منم که اصلا بلد نیستم

    اینو چون یکم سنم بیشتر بود دقیقا یادمه ، یه حسی بهم گفت برو توی این کوچه ، رفتمو دراومدم از توی یک خیابونی ، دوباره یه حسی بهم گفت خب حالا این خیابونو برو بالا

    رفتم بالا و رسیدم و یه میدانی ، قشنگ یادمه نگاه کردم به تابلو ها گفتم خب اینا که اصلا میرن یه جای دیگه ، این یکی اسمش آشناست پس اینو میرم ، رفتمو بعد رسیدم به جاهایی که دیگه بلد بودم و رفتم خونه

    اونموقع متوجه نمیشدم ولی الان که بهش فکر میکنم میگم ببین پسر چقدر قشنگ خدا هدایتم کرد مثال دومیه قشنگ جوری بود که خیلی واضح بود هدایته

    یا سر اولین شغلی که می‌خواستم برم ، اومدم برگردم خونه با اتبوس، از اتبوس که سر کوچمون پیاده شدم ، یکی از مغازه ها که کابینت سازی بود نوشته بود نیاز به مشاور داریم ، یه حسی باز بهم گفت به این زنگ بزن و زدم و رفتم سرکار با اینکه خیلی ترسناک بود برای اولین بار ولی گوش کردم به حسم و اینجا هم خیلی واضح بود

    خیلی وقتا هم شده که خوده کاره پیش اومده انجام شده به راحتی ، من یک خواسته و درخواستی داشتم خودش پیش اومده بدون اینکه من متوجه بشم بابا ببین خدا هدایتت کردا

    یا یک مساله ای که امروز یادم اومد یهو به خودم گفتم ببین این نعمته ها که وارد زندگیت شده ، ثروته ها

    مساله اینه که من یک مدت میخواستم قنادی یاد بگیرم ، کیک سازی یاد بگیرم و میگفتم مثلا فلان کلاس فلان قدر هزینه داره بخوام شرکت کنم و جدا از شرکت کردن این بیشتر تمرین کردن بود که میتونستی یادش بگیری نه صرف کلاس شرکت کردن

    خلاصه شرایط جوری شد که من رفتم قنادی کار کردن و کلی چیز یاد گرفتم و علاوه بر اینکه رایگان آموزش میدیدم یک پولی هم بهم میدادن و اونطرف کلی هر روز تمرین و تکرار و خیلی سریع پیشرفت کردم به علت تکرار و تمرین هر روزه

    و باز هم ازونجا که دراومدم توی فکرم بود که مجسمه سازی یاد بگیرم ، فیگور اینا ، یه جاهایی هم دیده بودم ماگ های خیلی خوشگل و اینا درست میکنن میخواستم برم دورش رو هم بخرم

    ولی فعلا اولویت های دیگه ای بود

    بعد باز هدایت شدم به یک کارگاه سرامیک سازی که نیرو میخواستن و من درخواست دادم و قبول کردن و چند روزه دارم میرم اونجا که ماگ و ظرف های قشنگ و اینا درست میکنن

    و توی پیجش رو که دیدم، دیدم نوشته بود کلاس آموزشی فلان ، همین کارهایی که الان دارن به من یاد میدن و یهو یه جرقه توی ذهنم خورد ببین این ورود ثروته دیگه تو دوبار خواستی یک مهارتی یاد بگیری و رفتی و علاوه بر اینکه رایگان بهت یاد دادن بابتش پول هم بهت دادن

    و گفتم وای راست میگی من تا حالا به این نکته دقت نکرده بودم چقدر جالب

    و از خدواند سپاسگزارم که منو هدایت کرد به این سایت فوق‌العاده

    و شما استاد عزیزم هم سپاسگزارم بخاطر فایل های فوق‌العاده ای که آماده میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1424 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست

    لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

    خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست

    خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون

    خدای مهربونم شکرت بابت چشمان سالمم که میتونم این همه زیبایی رو ببینم

    با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیز

    و دوستان هم فرکانسی ام

    استا واقعا زیبا بود ،خیلی عالی در این کویر زیبا با شن های روان ،و در کنارش هم حرفهای زیبا و آموزنده شما استاد مهربانیها

    خدا رو هزاران مرتبه شاکرم که به این فایل زیبا هدایت شدم، راستش من چند وقته از خدا هدایت میخوام و امروز زدم روی مرا به سوی نشانه ام هدایتم کن و به این فایل زیبا هدایت شدم.

    و به قول شما همش همینه که رها باشی و خودت رو بسپری به دستان قدرتمند خداوند و او در زمان و مکان و شرایط مناسب تو را قرار می‌دهد.

    خیلی وقته که حس و حال خوبی ندارم و نمیدونم از این دنیا چی میخوام و هدفم چیه،دوست دارم یک راهی رو دنبال کنم و موفق باشم ولی نمیدونم اون راه چیه..و دقیقا این فایل به من گفت از خدا هدایت بخواه و راه رو بهت نشون میده و رها باش….

    خدا جونم سپاسگزارم که هستی و همیشه کنارمی و از رگ گردن به من نزدیک تری و همیشه پشت و پناهم هستی….و از مریم جان عزیزم سپاسگزارم که همیشه همراه و کنار استاد و ما هستند..و امیدوارم که یک روزی در زمان و مکان مناسب در ایران ببینمتون استاد عزیزم.

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 260 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته خیلی از شما ممنونم برای این فایل فوق‌العاده و پر از آگاهی

    روزشمار تحول زندگی روز 132

    چقدر این نشنال پارک زیبا بود و پر از ارامش ، تا قبل از این که بگین زمین پوشیده از ماسه هست ، فکر کردم برفه ، خدایا شکرت برای این شگفتی و زیبایی که هدایت شدم به دیدنش .

    تا زمانی که داریم روی خودمون کار می‌کنیم و احساس خوب داریم و داریم به نکات مثبت توجه میکنیم به مکان ها و شرایط مناسب هدایت میشیم و هر اتفاقی تو این مسیر در نهایت به نفع ما خواهد بود حتی اتفاقات به ظاهر بد که اگر من بتونم تو اون شرایط ذهنم رو کنترل کنم در نهایت به نفع منه و در راستای هدف های من میشه.

    چقدر خوبه که در کنار این احساس خوب رها باشیم و اجازه بدیم خدا ما رو هدایت کنه و درواقع تسلیم خدا باشیم ، چقدر این ارتباط بین همزمانی و هدایت هایی که توضیح دادین جالب بود ، این یادآوری اتفاقات خوب و توجه به نکات مثبت که باعث تجربه های بهتر و اتفاقات بهتر و هدایت به زیبایی های بیشتر میشه ، هرچی فکر میکنم بیشتر متوجه میشم که به هر جایی که تا الان هدایت شدم و هر تجربه ای که کردم به خاطر خواسته ها و درخواست های خودم بوده ، چه در موارد مثبت و چه در موارد منفی ولی چقدر خوبه که آگاهانه توجه و تمرکز کنم روی هدفم و خواسته هایی که دارم و نکات مثبت و زیبای زندگیم و اجازه بدم خدا هدایتم کنه به مسیر های بهتر و رها باشم ، دست خدا رو به قول شما باز بزارم و تسلیم باشم در عین حال که احساسم خوبه و دارم روی خودم کار میکنم تا بتونم ذهنم رو کنترل کنم ، استاد چقدر تحصین میکنم شما و خانم شایسته رو که انقدر قشنگ ایمانتون رو نشون میدین و به قانون عمل می‌کنید ، دارم از شما یادمیگیرم و تو این مسیرم خدارو شکر .

    یه داستانی که بخوام راجب هدایت و همزمانی بگم ، من تو دوران دبیرستان هیچ دوستی نداشتم و همین تضاد باعث شده بود که من بخوام دوست پیدا کنم و همش از این بابت ناراحت بودم که چرا من هیچ دوستی ندارم و مامانم همیشه بهم میگفت میری دانشگاه دوستای خوب پیدا میکنی ، من روز اولی که برای ثبت نام رفته بودم ، خیلی اتفاقی اونجا با یه دختری آشنا شدم که هم رشته بودیم و همونجا باهم دوست شدیم و روز اول دانشگاه سر کلاس با دوستای دیگش منو آشنا کرد اون دختر و یه اکیپ شدیم و از دوستای خوب من هستن الان همشون و واقعا هدایت خدا بود که من رو به خواستم رسوند و من یه روز هم تنها نرفتم دانشگاه ، خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1512 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان

    روز 132 از روزشمار تحول زندگی من

    زیبایی‌های این فایل انقدرررر زیاده که آدم میمونه چی بگه! هرچند همه فایل‌های سفر شما همینه.

    اولین بار که دیدم واقعا فکر کردم برفه خیلیییی شبیه برفه، و چون شما هم لباس گرم تنتون بود دیگه خیلی واقعی بود!!

    آخه مگه میشه یه‌جا انقدر همه چیش یک دست و زیبا و تمیز باشه

    خدایاشکرت که من چشمام سالمه و می‌تونم این زیبایی‌هارو ببینم.

    انشاالله که به زودی ما هم تو مدارش قرار بگیریم و بتونیم بیایم از نزدیک ببینیم

    چه همزمانی‌های معجزه‌آسایی داشتید، منم اواخر فصل بهار بود که یک‌سری همزمانی‌های معجزه‌آسا برام رخ داد که می‌خوام تعریف کنم️

    تو اون زمان من شرایطی داشتم که هر روز با دیدن سریال‌ها و سپاسگزاری و فایل‌ها سعی می‌کردم توجهم فقط رو اتفاقات خوب باشه و خیلی دلم می‌خواست که سفر برم، چون وقتم آزاد شده بود اما نمی‌تونستم تمام مخارج یه سفر رو پرداخت کنم برم، اون موقع به خدا گفتم تو که همه جوره همه‌جا هوای منو داشتی و داری، خیلی جاها برام معجزه کردی، الانم منتظر معجزت هستم

    که همون روزا، وقتی داشتم با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم، گفت می‌خوای این هفته با من بیای اصفهان، من یکی دو روز کلاس دارم که یه جا رو می‌گیرم بریم خرجی هم نداری، چون دارم خودم پیشنهاد میدم هزینت بامن! من انگار داشتم تو آسمون‌ها پرواز می‌کردم

    انقدر خوشحال شدم و با حال خوب رفتم که کلی اتفاقات خوب افتاد و همزمانی‌هایی رخ داد که فقط معجزه بود

    چون ایشون باستان‌شناس هستن هرجا می‌رفتیم کلی راجب‌به همه چی برام تعریف می‌کرد توضیح میداد و می‌گفت من اینارو به هرکسی نمی‌گم، و من همش به خودم یادآوری می‌کردم که این چیزا اتفاقی نیست من تو این مدار و فرکانس هستم پس لیاقتشو دارم پس طبق قانون خدا، فقط اتفاقات خوب برام میفته و من فقط باید به قول استاد رو دوش خدا بشینم و لذت ببرم

    و یکی از معجزات دیگه این بود که، زاینده‌رود پر از آب بود، و دوست عزیزم می‌گفت که خیلی عجیبه که الان اینجا آبش بازه خیلی بعیده که این اتفاق افتاده!

    چون هر هفته که ایشون میرفت برای کلاساشون آب نداشت؛

    و من درونم پر از هیجان خوشحالی بود، چون این اتفاق هم اتفاقی نبود! همش می‌گفتم خدایا تو داری با من چکار می‌کنی! و تو اون زمان اون حجم از آب و انرژی مثبت مردم رو دور هم جمع کرده بود، آواز می‌خوندن، خوشحال بودن و… خلاصه که اون دو روز برای من کلی درس داشت، کلی زیبایی رو تجربه کردم و ایمانم به خدا بیشتر شد و به خاطر این رهایی، این حال خوب فقط اتفاقات خوب میفتاد؛ به خاطر همینه که همیشه دوست‌دارم زندگیم تو سفر باشه، چون همیشه کلی درس می‌گیرم و باورهام قوی‌تر میشه؛

    هرچند باید تمرین کنم و باور کنم که زندگی همینه، زندگی یه سفر پر ماجراست که اگه من حالمو خوب نگهدارم و به خدا وصل باشم فقط اتفاقات خوب برام میفته، و فقط این باور تو ذهنم می‌چرخه که، هر اتفاقی بیفته به نفع منه و خدا همیشه برای من پلن‌های عالی چیده من فقط باید خودمو بهش بسپارم و انقدر فکر نکنم بعدش چی‌میشه، امیدوارم که تمام این حرفارو تو عمل و زندگیم اجرا کنم

    مثل همین سفر، با بیاد آوردنشون همیشه به‌یاد معجزات خدا باشم

    استاد سپاسگزارم که این فایلتون باعث شد تا من دوباره اون خاطره‌ها رو به‌یاد بیارم و طبق قانون عمل کنم

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و مریم جان

    الان زمانی هست که وقت این نشونه و گفتن هدایت های الهی برای من رسیده

    از همین امروز شروع میکنم و برمیگردم به عقب و نشانه های بیشتر

    استاد همین امروز عصر قران رو باز کردم و این ایه اول صفحه نگاه منو جذب کرد

    وَلَهَدَیْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا

    و بی تردید آنان را به راهی راست راهنمایی می کردیم.68 سوره نسا

    و الان این فایل زیبا که همون مطلب رو مجدد یاداوری کرده به من که خداوند منو در زمان درست در مکان درست قرار میده و هدایتم میکنه

    مجدد دیروز استاد بعد از چندین سال هدایت شدم به نوشته ای که سالها پیش نوشتم و به اون خواسته رسیدم و یک الگو سازی قوی شد تو ذهنم که این کد هایی که الان دارم برای تمرین دوره کشف قوانین مینویسم هر شب دارن اون کد ها تیک میخورن و من با تیک خوردن هر کدوم کلی شکرگزاری میکنم و دیدن اون نشونه از خواسته ای بزرگ باعث شد مصمم تر بشم برای کد نویسی

    یکی از هدایت های بزرگ زندگیم خرید خونه ای بود که خیلی اتفاقی همون ابتدای شروع زندگی مشترکم تو ساختمانی که پدرم خونه اش بود خونه خریدیم و بدون اینکه اصلا از قبل بدونم خیلی یک دفعه توی دو روز خونه خریدم و الان مجدد بعد از گذشت 5 سال باز مجدد برای تعویض خونه خیلی خیلی اتفاقی یکی از اشناهامون تماس گرفتن و یک مورد خونه دقیقا همون چیزی که من میخواستم برامون پیدا کرد و همزمانی شد با روز اول همین اتفاقات اخیر دقیقا دو روز قبل از عید غدیر و وقتی اون اتفاقات افتاد صاحب خونه بخاطر شرایط نزدیک 300 میلیون به ما تخفیف داد و همه اطرافیان شگفت زده شدن از اینکه من و همسرم این مدل رفتار کردیم و روز اول اتفاقات اخیر این مدلی خرید خونه کردیم و تازه شگفت زده تر بخاطر اینکه اینقدر مناسب خونه رو گرفتیم و من خیلی ریلکس بودم و کلی نشونه دیده بودم که باید این کار رو انجام بدم و دلم کاملا قرص بود و وقتی به موعد پرداخت و تسویه مبلغ خونه رسید خیلی راحت و در کمال شگفتی اون مبلغ برام جور شد و استاد واقعا من این 12 روز اتفاقات اخیر رو اصلا توجه نکردم اصلا به هیچ وجه حتی صدا میومد به فرزندم میگفتم جشن عید غدیر هست و نذاشتم توی ممنتوم منفی برم بلکه بر عکس توی ممنتوم مثبت افتادم توی اون روزها با اینکه نمیتونستم مطالب سایت رو داشته باشم اگاهانه اهنگ میذاشتم و با فرزندم میرقصیدم و حتی همسرم میگفت تلویزیون رو اصلا روشن نکنیم و اصلا هیچی نگیم که مبادا حالمون درگرگون بشه و کلی توی همون 12 روز خدا برای من پول ریخت از در و دیوار

    خلاصه اینکه استاد همه اش زندگی من شده هدایت خدا

    یه همزمانی دیگه سال 1400 میخواستیم ماشینمون رو تعویض کنیم و توی یه مهمانی دو تا داداشام یهو از یه ماشین دقیقا چیزی که من میخواستم باهم داشتن صحبت میکردن داداش کوچیکم به داداش بزرگم گفت فلانی ماشین فلان مدل داره برای فروش و همینکه داداش بزرگه گفت نمیخوام من گفتم میخوام و توی دو روز همون ماشین رو خریدم و اینا همه اش معجزه خداست

    خدایااا شکرت بابت تمام همزمانی هاش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    اسماعیل حلمی گفته:
    مدت عضویت: 2026 روز

    سلام خدمت استاد زندگی و خانم شایسته عزیز و همچنین خدمت همه دوستان همفرکانسی. خیلی ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیز که زحمت میکشند و این فایل های ناب و دیدنی برای ما شعر میکنند خدا چندین برابر جایگزین کند .

    واقعاً این فایل ها و حرفها غیر قابل قیمت گذاری هست ولی این لطف خدا شامل ما هست که این آگاهی ها رو دریافت می‌کنیم

    بحث هدایت یه مبحث بسیار مهم و اساسی در زندگی روزمره هست که من هنوز گامهای مقدماتی و نخستین این قانون قرار دارم .

    یکی از خواسته هایم این است که بتوانم بیشتر از این قانون هدایت استفاده کنم .

    واقعاً درک موضوع هدایت نیازمند ایمان قوی هست . و بهره گیری از قانون هدایت مستلزم ایمان و توکل بیشتر به خدا و مستلزم کنترل ذهن بسیار بالا و قوی که بتوان بواسطه این کنترل ذهن قوی از بدی ها و ناخواسته ها اعراض کرد و به خوبیها و زیبایی ها و مثبت ها توجه کرد و از آنها گفت و تایید و تصدیق کرد و با زبان بصورت کاملا آگاهانه و عامدانه بارها و بارها از گفت و گفت و ادامه داد تا عضله کسب هدایت ایجاد شده و قوی و قدرتمند شود . به این باور رسیده ام که هدایت یکی دیگر از قوانین جهان هستی هست که در هر لحظه بر هر چیزی جاری است. یعنی در مقیاس فیزیک کوانتوم و فیزیک سیارات .

    بر جمادات و حیوانات و بر اعضای بدن ما جاری است و کاملا آن را میپذیرند و مطیع آن هستند و وظیفه خود به نحو احسن انجام می دهند اما این انسان که دارای قوه اختیار است و ذهنی دارد که پر است از اطلاعات گذشتگان و تجربه ها و شنیدها .‌ باعث شده تا نتواند به راحتی و آسانی هدایت خدا که در حال جریان است ببیند و بفهمد و‌درک‌ کند .

    بنظر من برای رسیدن به نقطه ای که بتوان هدایت را فهمید باید فقط خدا رو اعتبار داد فقط .

    و غیر او را باید از اعتبار ساقط نمود و کنار گذاشت مانند حضرت ابراهیم که به جایی رسید که خود را نیز کنار گذاشت آنجا که زندو نوزاد را در بیابانی که نه آبی نه درختی نه آبادی وجود دارد را رها کرد . و کاملا هدایت را درک کرد و تسلیم آن شد . و نگفت که من شوهر هستم نگفت من پدر هستم نگفت من مسول هستم و من از اینها حمایت میکنم و من مَرد هستم و او زن است و ناتوان . خیر بلکه آنقدر خود را تهذیب و‌‌ تزکیه و پاک کرده بود و خدا را نزدیک و کننده کار میدید . و قدرت تمام به او داده بود که در سپردن کار به خدا هیچ ذره ای شک و تردیدی نداشت.

    خدایا شکرت که اینقدر نزدیک هستی خدایا شکرت که اینقدر توانا هستی که در هر لحظه برای من میلیارد ها کار انجام میدهی تا من لذت ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: