پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 82


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 791 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استادعزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    واااای خدای من

    چقدررر این فایل دیدنش به من کیف داد

    چقدررر دیدن این فایل و این فضای روحانی و این آگاهی ها فوق الاده لذت بخش بود برای من

    داستان هایی از خودم یادم اومد که خداتند چنان هم زمانی هایی رو برام رقم زد که فقط میگفتم این کار از خداوند برمیاد.

    با یکی از دوستان راهی سفر به مقصد بندر عباس شدیم و همون اول سفز از خداوند خواستیم که مارو هدایت کنه به مکان های زیبا و جاهای فوق الاده.

    اول سفر توی ذهمون بود بریم ساحل مکسر و راهیی شدیم و رسیدم به بندر عباس و بعدش رفتیم سما ساحل مکسر توی مسیر هرجا که آنتن قعط میشد و جی پی اس نداشتیم از خداوند هدایت میخواستیم و سریع نشانه ها میومد و تا اینکه رسیدم به ساحل مکسر و شب بود همونجا کمپ کردیم و گرفتیم خوابیدم و فردا صبح که بیدارشدیم متوجه شدیم وسط چه زیبایی قرار داریم.

    نصف روز اونجا بودیم و کلی لذت بریدم و بعد راهی شدیم که بیایم قشم توی مسیر از یک جاده فوق الاده اومدیم که یک طرف کوهستان و یک طرف دریا فوق الاده زیبا بود اومدیم سوار لنج شدیم و رفتیم قشم اونجا خوابیدیم و فردا آماده رفتن به جزیره هرمز.

    اومدیم بریم سوار اتوبوس دریایی بشیم که یکی اومد کنارمون و گفت بیاید با قایق موتوری میبرمتون منم تاحالا سوار قایق موتوری نشده بودم گفتم بریم خلاصه رفتیم سوار شدیم و تا اونجا کلی لذت بردیم و رسیدیم به جزیره زیبای هرمز.

    چون میخواستیم بریم کمپ کنیم لب ساحل سرخ باید به یکی میگفتیم که یک ساعت مشخص بیاد دنبالمون و ببرتمون اونجا با موتور خلاصه با یکی صحبت کردیم و نصف قیمت بقیه گفت میام فلان ساعت میبرتمون.

    سر ساعت اومد دنبالمون و رفتیم ساحل سرخ و اونجا شب رو کمپ زدیم تا فردا.

    فردا بیدار شدیم و پیاده راهی شدیم به سمت ساحل لاکپشت ها و ساحل سفید رسیدیم به یک منطقه که آب خیلی بالا بود و اگر میخواستیم بریم ساحل سفید باید یا با قایق میرفتیم یا شنا میکردیم و اونجا بود که گفتیم بیایم و خودمون رو به چالش بکشیم و دل رو زدیم به دریا و شروع کردیم شنا کردن حدود نیم ساعت طول کشید تا رسیدیم به ساحل سفید.

    اونجا که رسیدیم خسته بودیم خیلی شنا کرده بودیم نشستیم همینطور که داشتیم صحبت میکردیم یهو یه قایق موتور داشت رد میشد مارو دید فکر کرد ما گیر کردیم اونجا بعد اومد کننار ما گفت بیاید سوار. شید تا پای چادرمون مارو با قایق موتوری برد.

    خلاصه رسیدیم ناهار خوردیم و من توی این فکر بودم که کی زنگ بزنیم اون بنده خدا بیاد دنبالمون تا بریم توی شهر و بعد برگردیم و گفتم خدایا خودت ردیفش کن برامون تا اینجا که اینهمه هدایت کردی اینجاهم هدایتم کن.

    اومدم بایم توی دریا که آب تنی کنم یه قایق موتوری اومد که 2 تا دختر و 2 تا پسر مسافراش بودن پیاده کرد که بیان لب ساحل.

    من داشتم توی آب برا خودم عشق و حال میکردم که یهو این راننده قایق برگشت به من گفت خیلی بدن قشنگی داری و شروع کرد تعریف کردن از بدن من و من کلی تشکر کردم و بعد ازش سوال پرسیدم گفتم از اینجایی که هستیم تا قشم قایق موتوری بخواد بره چقد هزینه میگیره؟

    گفت نمیدونم چقدر میگیره ولی اگه تو بخوای میبرمت

    گفتم خب چقدر هزینش میشه

    گفت هزینه نداره خیلی ازت خوشم اومده همینجوری میبرمتون

    رفتم پیش رفیقم گفتم داستان رو براش گفت حله بریم

    خلاصه سوار قایق موتوری شدیم با کلی عزت و احترام و اون دوست عزیزمون مارو به صورت مجانی آورد قشم.

    و این سفر برای من یکی از فوق الاده ترین سفر های عمرم بود که تجربه کرده بودم و کلی هم زمانی و اتفاق خوب داشت و اصلا برنامه همین سفر هم با یک هم زمانی بود.

    یکی دیگه از هم زمانی هایی که برام رخ داد مال زمانی بود که توی تهران از شغلم استفا دادم و میخواستم بیام به سمت علایقم.

    توی سایت دیوار دنبال کار بودم چنتا آگاهی سیو کرده و شروع کردم زنگ زدن که یکیشون گفت بیاید حضوری صحبت کنیم

    من راهی شدم و اومدم توی یک مال بزرگ و رفتم دیدم اینجایی که اومدم‌برای مصاحبه شال فروشی هستش و من دنبال پوشاک مردانه بودم خلاصه اومدم بیرون همونجا دم در نشستم روی صندلی دوباره اومدم توی سایت دیوار و یک آگهی نظرم رو جلب کرد که فروشنده برای پوشاک مردانه میخواستن زنگ زدم جواب داد و گفت بیا برای مصاحبه گفتم کجا بیام گفت بیا(هدیش مال) نگاه کردم دیدم من دقیقا جلوی در هدیش مال وایسادم و گفتم من الان جلوی هدیش مال هستم گفت بیا بالا و رفتم صحبت کردم و الان 3 ماهه که دارم کار میکنم اینجا و هر روز دارم پیشرفت میکنم.

    استاد عزیزم ازتون ممنونم که باعث شدید مرور کنم این خاطرات رو و ایمانم قوی تر بشه به هدایت های خداوند و ازش بخوام که در هر لحظه هدایتم کنه.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    شهرزاد ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز 106 سفرنامه

    سلام استاد عزیزم، خانم شایسته و دوستان حاضر در سایت.

    این فایل معرفی بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم دوره 12 قدم هست. من این دوره رو کار کردم و الان مشتاق شدم که دوباره گوش بدم. بسکه خانم شایسته خوب معرفیش کردن.

    اساس این بخش استفاده از آیات قرآن هست و هدفش از بین بردن باورهای اشتباه به ظاهر مذهبی هست که باعث شده ما از منبع دور بشیم. باورهای اشتباهی که بین ادیان مختلف با اندکی شدت و ضعف مشترک هست. باورهایی که خدا و ثروت و زندگی خوب رو مقابل هم قرار میده و نه کنار هم.

    باورهایی که ریشه شرک آلود دارن و خوشبختی مارو به رییس، همسر، شغل، پول و … ارتباط میده و مارو میترسونه که اینها رو از دست بدیم چه کنیم. یادمون میره که منبع و اساس اینها از کجاست. جایی هست که ما با داشتنش جای هیچ نگرانی و باجی نداریم.

    ماموریت این دوره از اول بنا کردن پی محکمی بنام توحید هست. توحید به این معنا که جریان هدایت در هر لحظه جاری هست و به ما میگه خیر و شرمون کدومه. اما انتخاب اعتماد به این جریان کار ما هست. هر چقدر اعتماد بیشر باشه نگرانی کمتر و جریان زندگی روان تر و آسانتره. هم اینکه بجای مقصر دونستن دیگران در اتفاقات زندگیم‌مون به خودم‌مون رجوع کنیم و ریشه این مشکلات رو در باورها و فرکانسهامون جستجو کنیم.

    این دوره باور فراوانی و احساس لیاقت رو در وجودمون میسازه چون ارتباط با خالق مارو به یقینی میرسونه که خودبخود احساس لیاقت می کنیم. اینکه ما آفریده های چه کسی هستیم و چه امکاناتی مسخر ما شده و چه قدرتی به ما داده.

    از طرف دیگه آگاهی های این بخش ترمزهایی رو برمیداره که نتیجه اون شنیدن و عمل به الهامات خداوند هست که باعث رشد نامحدود ما میشه.

    الا بذکر الله تطمئن القلوب.

    به امید درک بهتر توحید برای همگی‌مون.

    متشکرم استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 472 روز

    درود

    روز صد و هفتاد و هفتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد و مریم شایسته عزیز

    این فایل در قسمت صد سی و دوم از تحول روز شمار بود که من یادداشت کردم و کامنت گذاشتم اما امروز که دوباره دیدم و یادداشت هام رو خوندم می‌خوام این رو بگم که دوسه روزه که احساس میکنم که ایمانم به خداوند بیشتر شده ،

    اونجا که استاد میگید که خداوند میگه (من هستم برای اینکه اجابت کنم درخواست تو رو ، به شرط اینکه تو به من ایمان بیاری . )

    احساس میکنم داره ایمانم بیشتر میشه نسبت به روزها و ماه‌های قبل

    اینکه خدایا من درخواست میکنم و به تو میسپارم راهش رو نمی‌دونم اما می‌دونم که تو هدایتم می‌کنی و من رو به مقصد میرسونی چون قول دادی ، پس منم ایمان میارم فقط کمکم کن که مثل الان که درجه ایمانم کمی نسبت به قبل بالا رفته ، ایمانم باز بیشتر و بیشتر بشه ، اونقدر که دیگه به مقصد رسیده باشم.

    خدایا فارغ از حالی که الان دارم می‌خوام به نکات مثبت توجه کنم تو کمکم کن که ذهنم فقط روی مثبت ها بچرخه ، من ناتوانم و تو توانا و هوشیار

    دوتا نکته عالی هم امیرحسین ترابی عزیز در کامنت ها اشاره کردند که خیلی حالم رو خوش کرد

    یکی جمله خانم شایسته عزیز بود که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل توجهات و کانون توجه ماست. که ایشون با رعایت این جمله الان در کنار استاد در بهترین آزادی مکانی و زمانی و نعمت هستند

    و دوم اینکه که جریان خیر تنها جریان موجود هست و هر چه اتفاق می افته خیر هست تو فقط بخواه و بسپار به خدا . در زمان مناسب و مکان مناسبش اتفاق خواهد افتاد ،ممنون از دوست عزیزمون

    و خدایا شکرت بخاطر این آگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    تجربه ای که من اخیرن دارم از هدایت واضح خداوند در مورد کاری بود که دنبالش بودم

    من برای ادامه ورزشم به صورت حرفه ای رفتم تهران

    اولش پدرم برام خوابگاه گرفته بود و 6 ماهی بودم و بعد یه چالشی پیش اومد که مجبور شدم برگردم اصفهان و بعد پدرم گفت دیگه من بهت هزینه برای خوابگاه نمیدم و اولش ناراحت شدم در واقع میخواستم ماشینم رو بفروشم برای پول پیش خونه و قبول نکرد و خیلی ناراحت شدم بعد گفتم اشکالی نداره من باید بگردم راه رو پیدا کنم

    و هدایت شدم به این ایده که برم توی یه باشگاه ورزشی که کار کنم و درامد داشته باشم و جای خواب و تمرین هم بتونم بکنم درواقع اینم ایده خداوند بود

    و بعد توی دیوار سرچ کردم برای کار یه مورد پیدا شد و من منتظر زمان مناسب برای رفتن بودم و منتظر نشونه های خدا

    تا یه روز یه پیام واضحی اومد که

    وقت برگشتنه …

    این سرتیتر پیام بود

    و همونجا خداوند بهم گفت که این یه نشونس

    تصمیم گرفتم که برم

    رفتم تهران و یه جا رفتم اطلاعاتم رو دادم تپی ذهن من این بود که همون روزی که برم میرم سر کار ولی اینطوری پیش نرفت و من سعی کردم اعتماد کنم

    هیچ نشونه واضحی نبود یکی دو روز اول مثل داستان نوزیدن باد برای کشتی و بعد یکی دو‌ روز این ایده به ذهنم خورد که بلند شو برو فلان مجموعه حالا من هیچ ایده ی خاصی نداشتم و گفتم حالا بزار به صورت تفریحی همینطوری برم توی اون مجموعه یه تفریحی بکنم و بعدش میرم کارو هم چک میکنم

    رفتم و دم در به نگهبانی گفتم چطوری باید برم تو گفت یا باید عضویت داشته باشی یا همراه یه نفر باشی که عضو باشه گفتم من هیچ کدومو ندارم ولی میخوام برم تو مجموعه رو ببینو گفت اشکال نداره امروز من میزارم بری تو و دلش نرم شد اومدم تو و رفتم یه دوری زدم و بعدش رفتم سوال کردم اقا شما اگهی گذاشته بودین و خلاصه خدا منو بغل کرد برد پیش مدیر

    وارد دفتر که شدم به من گفتن شما تایم مصاحبه هماهنگ کرده بودین گفتم نه من اگهی رو دیدم و اومدم و انگار همه زبونشون بسته شده بود و رفتم پیش مدیر ازم سوال پرسید و وقتی سنم رو گفتم گفت شما از پس این کار برنمیایی و من بدون مکث بهش گفتم توانایی های من خیلی بیشتر از سنم هست و این حرف از اعماق وجودم میومد و یه حرف نبود یه باور بود و خیلی محکم صحبت کردم باهاش و مودبانه

    شمارمو گرفتن و اخر هفته بود به خودم گفتم تا جوابش بیاد یه سر میرم شمال و خوش میگذرونم و رفتم و بعدشم رفتم اصفهان و تا یه روز عصر که بهم زنگ زدن گفتن بیا و‌ رفتم و همه چیز عالی پیش رفت

    کارم سالنداری هست یعنی نظافت سالن و مجموعه

    الان فهمیدم که اول قرار بوده یه سالنی به من بدن که دو برابر این سالنی هست که اینجا هستم و حدود هزار متر مساحتش هست ولی انگار یه سری تغییرات رخ داده که این سالن رو دادن و این سالن کوچیک تره و نظافتش راحت تره از یه طرفی یه سانس ظهرش کامل خالی هست توی طول هفته که تمرین میکنم و جای خواب مناسبی داره

    محیطش فوق العادس انقدری که دلم نمیخواد جایی بیرون از این مجموعه برم و کلی چیز دارم هر روز یاد میگیرم

    و فقط خودم و خدا میدونیم که دقیقا همون جا و همون چیزی هست که من میخواستم و حتی خیلی بهتر

    الان هر روز دارم ماهر تر میشم توی ورزشم هر روز باتجربه تر میشم و قوی تر میشم

    واقعا اگر هدایت خداوند در مسیر زندگی من نبود هیچ امیدی به اینده نداشتم

    خدا در هارو از جایی که فکرش رو نمیکنم باز میکنه

    خداوند دل هارو نرم میکنه

    خداوند همه چیز میشود همه کس رو به شرط ایمان به شرط باور به شرط توحید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خداوند مهربان

    درود بر استاد و خانم شایسته‌ی عزیز

    خدایا شکرت برای هدایت امروزم

    امروز به خدا گفتم چه فایلی خوبه برام، چی گوش بدم

    معرفی بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم، واسم اومد و نشانه من شد.

    واقعا واقعا توحید همه چیزه

    کسی که قدرت رو به خدا میده، خدا واسش شاهکار میکنه، سنگ تموم میزاره.

    من باید روی 12 قدم کار کنم و قدرش رو بدونم

    نباید از این شاخه به اون شاخه بپرم

    خیلی از دوستان با استفاده از این محصول زندگیشون متحول شده

    منم باید بیشتر وقت بزارم، تمرکزی و لیزری روی این محصول به ویژه چگونه فکر خدا را بخوانیم، کار کنم و تمریناتش رو انجام بدم و کلی کامنت بخونم تا ایمانم قوی تر بشه.

    و بیشتر قرآن بخوانم

    این بار بیشتر به معنی قرآن توجه کنم و خوب درکش کنم.

    قبلا فقط عربی میخوندم ، خیلی کم، شاید در کل سه بار معنی قرآن رو ختم کردم‌.

    من دیگه هر چیزی که دوست دارم داشته باشم رو فقط از خدا میخوام

    دیگه روی کسی حساب نمیکنم

    دیگه به دیگران و عوامل بیرونی قدرت نمیدم

    خداوند من را اشرف مخلوقات قرار داده

    من خالق زندگی خودم هستم

    هر شرایطی که در زندگی برام پیش بیاد، مسؤل صد در صد اون خود من هستم، با فرکانسی که ارسال کردم.

    خدایا شکرت واسه‌ی این همه آگاهی

    شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی،

    ممنونم استاد و خانم شایسته‌ی عزیز

    در پناه الله همیشه بدرخشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خدای مهربانم خدایا تو برام کافی هستی

    وقتی تو را باور کنم

    سلام به استاد زیبا سخنم وسلام به مریم نازنینم

    توحید همه چیز به انسان میدهد

    قدرت و خلاقیت و توان و احساسه خوب و اعتماد به نفس و خود باوری و آرامش میده

    با توحید داشتن به همه چیز میرسیم

    استاد عزیز از زمانی روی باورهای توحیدیم کار کردم و ایمانم رو بالا بردم آرام آرام به همه چیز رسیدم

    چون وقتی خدا رو پیدا میکنی بعد میفهمی اون خدا تو رو به همه چیز میرسونه چون خداوند منبع قدرت و نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی و سلامتی و آرامش و شادی ست

    خدایا کمکم کن تا هر روز ایمان و توکلم بیشتر و بیشتر شود

    این چند روز که دارم روی باروهای توحید کار میکنم چه نتایج قشنگی رو دارم میبینم

    آرامش و شاد بودن از درون

    کنترل ذهن کنترل کانون توجه و چقدر لذت بخش می‌شود حتی فکر کردن بهشون

    استاد بی نهایتتتت ممنونم برای راهنماییهاتون

    برای تمریناتتون برای فایلهاتون برای مهربانی و سخاوت احسنت به شما من تحسینتون میکنم

    خدابا نگهدارشون باشه تو برامون کافی هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سارا نظامی گفته:
    مدت عضویت: 486 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جان

    این فایل نشانه امروز من در 4 آبان 1404 است واقعا چقد همزمانی امروز خداوند مرا به نشانه هدایت کرد چقد ما باید تسلیم خداوند باشیم و بگیم من با عقل ناقصم نمیدونم خدایا تو راه و مسیر و به من نشون بده و من و هدایت کن با توجه کردن به زیباییها و کنترل ذهن و اینکه در هر کاری هدایت از خودش بخواهیم که باید بدونیم که تمام اتفاقات زندگی ما رو کانون توجه‌ ما بوجود میاره و در هر لحظه داریم با کانون توجهمون فرکانس به جهان هستی ارسال میکنیم

    چقد خداوند همه چیز و درست می‌کنه اگه به خودش بسپاری و اینکه در این صحنه و این فضای رویایی که استاد و مریم جان هستن چه کسی بجز خدا میتونه هدایت کنه که باشی

    این فایل و این ویدیو و این صحبت‌ها انگار برای من هست که خداوند داره با من حرف میزنه میگه تو مسیرت و بگو اون خواسته ای که درخواست کردی و براش قدم بردار و ناامید نشو و قدمهات و برداشتی و داری فقط به من بسپار نگو‌کی میرسم نگو‌ پس چی شد میگه فقط با من باش من بهت میگم تو فقط برو

    امروز شنیدن این آگاهیها و دیدن این فضای آرام بخش همزمانی شده با دیدن یک عزیزی که من بعد از مدتی می‌خوایم همدیگر رو ببینیم و اینکه اگه دونفر در فرکانس هم نباشن و تو هم فرکانس اون آدم اون آدمها و یا اون شرایط و موقعیت نباشی مهم نیست که چقد تو دلت میخواد این اتفاق نمیفته و این که من اصلا هیچ ایده ای ندارم برای بعضی موقعیتها و اصلا نمیدونم چطوری باید پیش بره و امروز با این نشانه و همزمانی دیدن یه عزیز به خداوند میگم که تو هدایت کن چون من واقعا هیچی نمی‌دونم تو مسیر و به من بگو من و به سمت زیباییها و اتفاقات عالی هدایت کن

    خدایا شکرت برای این نشانه امروز من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    امیر حسین ترابی گفته:
    مدت عضویت: 2402 روز

    سلام بسیار عالی ممنونم

    تاکید مریم جان بروی تکه ی (( بدون استثنا بدون استثناء)) در جمله ی همیشگی استاد که

    تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل توجهات ما دکانون تمرکز ماست

    میتونه یاداوری باشه چرا ایشون اونجا در کنار استاد هستن در بهترین ازادی مالی ومکانی و این همه برخورداری هستن در حالی که رسیدن به ارزوها درخواست همممون هست اما دقیقا نتقطه ی تفاوت ما با ایشون در توجه ورعایت همین نکته هست در کنار همه اموزشهایی که دارن میبینن که متوجه هست که بدون استثا همه چیز به کانون توجه خودمون برمیگرده

    و نکته دیگه ای که یادم اومد اینه که فقط جریان خیر تنها جریان موجود هست والخیر فی ما وقع وهر چی پیش میاد فقط خیر هست وتو فقط بخواه ورها کن ومطمین باشی هیچ عجله ای نیست هر وقت زمانش باشه خداوند انجامش میده و منطق رو خاموش کنیم وبا قلبمون در ارتباط باشیم

    واین دو موصوع در کنار هم میشه حال خوب زندگی خوب وبرخورداری های عالی

    تشکر از این فایل عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    نشانه امروزم، 25 مهر ماه 1404 صبح

    گفتگوی زیبای استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان در مورد هدایت الله.

    خداوند به هزاران طریق ما را به راه درست ، و سالم هدایت می کنه و این کار را بر خودش واجب کرده و فقط کسانی از آین نعمت بهرمند میشن که گوش کنند و از هدایت الله پیروی کنند ، خداوند از طریق نشانه ها به ما میگه ، کدام مسیر درست هست و چکار باید کنیم و ما با آرامش خاطر و با اعتماد ی بهش داریم عمل می کنیم و رفته رفته این ایمان ما قوی تر میشه و راحت معنای نشانه ها را می فهمیم .

    پدیده همزمانی هم از نتایج پیروی از هدایت الله هست و باعث میشه در بهترین زمان و مکان باشیم و بهره برداری کنیم از قانون هدایت الله.

    قوانین الهی ثابت هست و ما باید درک کنیم وعمل کنیم و برای اینکه همیشه در مدار دریافت الهامات باشیم، باید توجه و تمرکز ما به زیبایی ها باشه و اعراض کنیم از ناخواسته ها ، و سعی کنیم لذت ببریم از زندگی ، و اجازه دهیم خداوند مهربان وهدایتگر کارها را خودش انجام بده .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    رضا ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    بنام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته

    خدا رو بینهایت شاکر هستم بابت تمام هدایتهای که تا به حال برای من انجام داده،من امروز دنبال هدایت بودم صبح پاشدم و از خدا خواستم برای آزمون وکالتم منو هدایت کنه،به چه شکل نمیدونم،بعد اومدم اینجا و قسمت نشانه ها رو دیدم و به این فایل هدایت شدم.خدایا صد هزار مرتبه شکر،من این مدت توجه زیادی به هدایت داشتم،روز ثبت نام دوره از خدا خواستم پولش جور کنه و چندتا مشتری برام فرستاد و همون روز پول جور شد،بعد چندتا مشتری داشتم دقیقا کارشون با آزمونم یکی بود از خدا خواستم این مورد حل کنه و تمام اونا کارشون دقیقا افتاد بعد آزمون،امروز هم صبح بیدار شدم و از خدا خواستم برای قبولی من تو این آزمون هدایتم کنه که باز مثل همیشه هدایت کرد،ان شالله بعد قبولی میام اینجا و خبر قبولیمو همینجا به اشتراک میزارم،

    ممنون بابت این فایل بسیار زیبا،در پناه خداوند مهربان، سر زنده و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: