این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان
سالها به خاطر چیزهایی که از دست میدادم خیلی غصه میخوردم و احساس خودم را بد میکردم و به خدا میگفتم چرا بامن این کار را کردی؟!
و هیچ مسولیتی برای کارها و اتفاقاتی که برایم می افتاد را به عهده نمیگرفتم و جهان هستی و چرخ روزگار و خدا را عامل اصلی این اتفاقات میدانستم!
و هر روز اوضاع بدتر و بدتر میشد و گاهی اوقات با خودم فکر میکردم به خاطر خطاها و اشتباهات و گناهان گذشته ام خدا با من لج کرده و این اتفاقات را برای من میاره که کفاره گناهانم باشه و گاهی موقع به خاطر این باور مسخره ام خوشحال هم بودم که خدا بلا سرم میاره که از بار گناهم کمتر کنه!!
اما از زمانی که با این قوانین آشنا شدم و با مفهومی به اسم باور آشنا شدم ورق برگشت و اتفاقات زندگی من به کلی تغییر کرد!
نتایجی مثل آرامش بیشتر که من در یک برهه ای از زندگیم اصلاً نداشتمش! و سلامتی بیشتر و وضع مالی بهتر و روابط بهتر و خواب آرام تر و خرید های بهتر و با کیفیت تر !
و بعد از این با مفهوم سپاسگذاری آشنا شدم سپاسگذاری دلی و واقعی …
قبلاً من سپاسگذاری میکردم مثل زمانی که با شکم پر سر سفره بودم یا هنگامی که باران یا برف می بارید در واقع سپاسگذاری من مثل اون بنده خدایی بود که نانهای کفک زده را به آب جوی میزد و میخورد و خدارا شکر میکرد اما نه با احساس خوب!
و با این نتایج یاد گرفتم که با تمرکز بر آنچه دارم و سپاسگذاری بخاطر داشته هایم خودم را در احساس خوب نگه دارم و با این کار نتایج هیی بهتر میشد و این روند تا به امروز ادامه دارد؛
و برای خودم یک دفترسپاسگذاری تهیه کردم و تمرکز و توجهم رو هر روز روی داشته هایم میذارم؛
و با این کار راه رسیدن به خواسته هایم را هموارتر میکنم؛
و با کوچکترین نتیجه آن را در این دفتر یادداشت میکنم و تمرکز کامل روی هر نتیجه کوچک یا بزرگ دارم و به خودم یادآوری میکنم که باید با این نتایج کوچک هم توجه داشته باشم تا نتایج بزرگتر از راه برسند؛
این فایل 9 سال قبل ضبط شده و من در آن زمان کجا بودم
من آن زمان 9 سال قبل بسیار پرت بودم از حقیقت از آگاهی از خرد از دانش و اکنون بعد 9 سال که الان زمستان 1404 هست و من دانشجو دوره احساس لیاقت هستم و این تصادفی نیست این بیخود نیست بودن در این مدار از آگاهی نشان میدهد که من آرزوی سال 1396 نیستم که هیچ از قانون نمی فهمید و فکر میکرد این موضوع قانون جذب فقط یک توهم و کلاه برداریه اما الان بسیار میفهمد درک میکند
سلام دوست عزیزم خیلی حس خوبی از کامنتت گرفتم و خودکار تصمیم گرفتم بیام ازت تشکر و سپاسگزاری کنم، خیلی خیلی از زاویه دید و طرز فکر عالیت لذت بردم و تحسینت کردم، ممنونم ازت ک باعث ایجاد اخساس عالی در من و هم دیگران شدی و میشی گلم، امیدوارم توی این مسیر لذت و الهی و رشد، بی نهایت خوشحال خوشبخت باشی.
بنام خداوند رزاق و مهربانم، سلام خدمت استادوخانم شایسته وهمه دوستان گرامی خانواده صمیمی عباس منش،
فایل توجه به داشته ها راه رسیدن بخواسته ها است،
فایل نشانه امروز من بود، 26اذر 1404
به خودم میگم، خدا بیدار وهوشیارم کند،
نعمتها ومواهب خداوند برایم بدهی وعادی نشود،بسیارخطرناک،وبه شدت مدار مارا پایین می آورد، برج 5 بود من به این خانه بهشتی ام پر خیر وبرکتم ساکن شدم،با شوق وذوق وسایل را چیدم، وچه زود از مدار شکر گذاری وستاره قطبی دور شدم ،نتایج کم وکم رنگ شدن ،وبه راحتی از خدا ومدار دیدن نعمتها دور شدم،شما را بخدا مواظب باشید،شیطان خیلی به قول و عهد خود وفادار است، ولی متأسفانه من آنقدر ایمان محکم
نداشتم ودور شدم از مدار شکر وشادی و دیدن نعمتها، وافول را بسیار تلخ تجربه کردم،
استاد و همراهان گرامی ،خدا از زبان شما بگوید به من چطور برگردم به مسیر درست واز افسردگی وبی هدفی وبی حوصلگی نجات پیدا کنم،امید وارم
امروز 20 آذر 1404 ساعت 10:25 صبح در فروشگاهم در حال نوشتن این ردپا و تمرین هستم… صبح که از خواب پا شدم خداروشکر طبق روال هر روز لبهایم به شکرگذاری باز شد، گلدون هامو دیدم و لامپ رشد گیاهان رو روشن کردم و خواسته هامو گفتم …. خیلی اتفاقی داشتم دارایی ها و داشته هامو مرور میکردم… رسیدم فروشگاه و سایت عباس منش دات کام رو باز کردم و روی گزینه نشانه امروزم کلیک کردم و میدونستم به کلیپی هدایت خواهم شد که با افکار امروزم هم مسیره.. و برای اولین بار به این کلیپ هدایت شدم و میخوام این تمرین رو انجام بدم…
سال 1396 اتفاقات زیادی افتاد و فقط به بهترین هاش فکر میکنم و جالبه استاد خیلی شکر گذار اون سال هستم.. چون یه اتفاق ناگواری افتاد اما من فقط به بخش خوبش فکر میکنم و اونم سلامتی و سالم موندن خانوادمه و همیشه شکر گذار اون اتفاق هستم تا قدر دان زندگی، سلامتی خودم و خانوادم و اصلاح رفتارهامه..
یادمه سال 96 اتفاقای زیاد خوبی برام افتاد…. از شرکت قبلی با هدایت خداوند از محل کار قبلی م استعفا دادم و بیرون امدم و به محل کار جدید رفتم… خیلی چیزا یاد گرفتم… قرعه کشی خانگی شرکت کرده بودم و به اسمم در اومد و تونستم یه ماشین خوب بخرم… کسب و کار صحافی رو برای خودم راه اندازی کردم… 3 تا عروسی داشتیم پشت سر هم و حسابی خوش گذشت.. درآمد خوبی داشتم…به دل طبیعت می رفتیم و حسابی کیف میکردیم… زندگی روی دوری افتاده بود که حسابی داشتیم لذت میبردیم..
الان که دارم به اون سال فکر میکنم… میفهمم چطور مدارم هی تغییر میکرده و نعمت های بیشتری وارد زندگیم میشده… از این قانون سر در نمیاوردم اما الان خوب میفهمم چخبر بوده..
از زندگی لذت میبردم… برای خانواده م، دارایی هام سپاسگذاری میکردم و خداوند هم جوابم رو میداده
یا رب سپاسگذارم برای تمام دارایی هایم که همه از آن توست و آنها را تو به من بخشیدی
من به هر خیری از جانب تو فقط و محتاجم و از تو میخوام هدایتم کنی تا در مسیر رشد، پیشرفت جهان و خودم قدم بردارم و میدانم که قدرتمندترین، تواناترین و بخشنده ترینی
خب این فایل من سال 1404 شنیدم ولی الان میخوام تمرینشو انجام بدم
اتفاقاتی قشنگی که برای من افتاد تو این سال پربرکت به لطف پروردگار
شروع سال جدید با کلی حال خوب اتفاقات خوب برام شروع شد
به دبی سفر کردم و کلی تجربه جدید بدست اوردم
از خداوند طلب هدایت کردم من به ی کاری هدایت کنه تا ی ورودی مالی داشته باشم بتونم سرمایه اولیه کار مورد علاقم خودم بدست بیارم که هدایت شدم به تدریس زبان
امسال عادت شکرگذاری بیشتر کردم در درون خودم
امسال بیشتر مراقب ورودی های ذهنم بودم
میخواستم تو حرفه مورد علاقم که ترید در بازار های مالی هست بیشتر پیشرفت داشته باشم که ب امید خدا این پیشرفت بدست اوردم
با درامد خودم برای خودم چیزی ک میخواستم تونستم بخرم
و چیزهایی ک میخوایم برام اتفاق بیوفته
1 ایجاد باورهای ثروت در ذهن خودم
2 پیشرفت در ادامه حرفه ام
3 بیشتر کردن سرمایه ام
به کمک پروردگار این مسیر لذت بخش ادامه خواهم داد
از ته دلم ارزو میکنم همه دوستانم در سایت به تک تک خواسته هاشون برسن .
خدایی که بسیار میبخشه و بسیار روزی میده اگه خودمون بخوایم
بخوام کلی بگم زندگیم روی یه رواله نه خیلی خوشی داره نه خیلی ناخوشی یه مسیر هموار و یه دست
بریم سراغ تمرین این دوره:
در بخش اول، تمام اتفاقات خوب و تجارب عالی ای که در سال 96 در زندگی ات کسب نموده ای را بنویس
اتفاقات خوب و تجارب عالی من مختص سال گذشته نیست برای اینکه فرکانسم وبالاببرم و بهم حس خوب بده از تجربه های دوسال اخیرم میگم
کاری و عاشقانه دوستش دارم شروع کردم دوره هاش و به بهترین شکل ممکن با یه حس فوقالعاده و خستگی ناپذیر گذروندم بعد از اون پیج کاریم و زدم شروع کردم به مدل زدن چه حس فوقالعاده و بی نظیری بود چه روزای قشنگی
بعد از اون دوره آپدیت شدم یه دوره ی دیگه گذروندم وای خدایا شکرت حتی یادآوریش هم برام لذت بخشه
یه مدت کار کردم ورودی مالی داشتم همه چی عالی بود و عالی پیش رفت ولی بعد استپ کردم و نتونستم پیشرفت کنم
در بخش دوم، بنویس می خواهی چه تجاربی را در سال 97 کسب نمایی
میخوام کسب و کار خودم و تو یه جای خوب شروع کنم
ورودی مالی داشته باشم
مشتری های راضی و بخشنده داشته باشم
بی نهایت ثروت و نعمت میخوام
گسترش کارم و میخوام
میدونم میشه و خدا دستای خودش و که از جنس خودشن برام میفرسته
میدونم اگه تا الان نشده چون خدا بهترش و برام میخواد
میدونم خدا حواسش به من هست داره کارام و میکنه میگه بنده من صبر کن بهترینها در انتظارته
استاد عزیزم من از وقتی که شروع کرده ام در خودم کار کنم اینو میخاهم بگم خدارو شاکرم هر روز شاید یک روزی یادم بره اما تغریبا هر روز به نکات مثبت همسرم توجه میکنم به آشبزی که میکند به کارایی که انجام میدهد به سلیقه ی عالی اش و تمیزی . به حساس بودن تمیزی منزلمون. به نگهداری ابزار های خونه .لوازم خانه. به دقت در حتی یک آشبزی ساده میکند به اون.زبان شیرینی که با من صحبت میکند .هر روز اینارو واقعا از ته دلم توجه میکنم و خدارو شاکر میشوم و این یه تمرین باعث شده من هر روز بیشتر و بیشتر و بیشتر از همسرم یک اتفاق مثبت و عالی ببینم در حالی که 2 ساله در زیر یک سقف زندگی میکنیم. من باز هم که باز هم خیلی موقع ها شده یه نکته ی مثبت ازش ببینم که متفاوت هست. این رو از لطف خدا میدانم.که من رو هدایت کرده به افکار مثبت و توجه به نکات مثبت .
استاد عزیزم این فایل چقدر زیباست اصلا بعضی فایل ها امثال این ها خود به خود باعث میشود ادم کلی به موفقیت ها داشته ها با تغییر باور ها چه چیزهایی نصیبمون شده رو اید اوری کنیم.و کلی نعمت های خدارو .خدارو شاکرم من در اواخر سال 1403 نزدیک به سال 1404 بود با تغییر باور هام نصبت به ثروت اونم میتونم بگم با یک فایل و 10 صفحه از کامنت خوانی در یک فایلی که جند هزار کامنت داشت نصبت به ثروت و ایمان و احساس لیاقت . و خدارو شکر با نوشتن و تمرین و تکرار اون باور ها تجربه ی ثروت رو در زندگیم به خوبی لمس کردم ازادانه خرید کردن رو لمس کردم این لطف خدا بود.و خیلی نعمت هایی وارد زندگیم شد که همش با تغییر نگاهم حتی یادمه من مستاجر بودم همش میرفتم خونه های در حال ساخت رو نگاه میکردم همش تحسین میکردم میگفتم. حتی به جاهای هدایت میشدم که چندین طبقات . در چندین زمین در حال ساخت بود میگفتم خدایااا این همه خونه میسازن واقعا هر روز دقت کرده این در حال بیشتر بی نهایت شدن ساخت و ساز میشه. هر سال میگن فلان شهرک تموم شد فلان فاز یک دو سه همش ساختن.اینا از چی میاد از ثروت و نعمت از فراوانی.توجهم رو همیشه به اونا دادم که به خیلیا میگفتم که این همه دارن ساخت و ساز میشه. اونا اصلا نمیدیدن یه جورایی تلاش میردن انکار کنن که نه نیست اما واقعا بوددددد.هر روز داشت چند طبقه میرفت بالا و هنوزم داره میره و خدارو شکر با توجه به فراوانی های ساخت و ساز خدا یه جوری منو به راحتی و عزتمندانه بدون اینکه قرض بگیرم یا وامی چیزی هدایت شدم به لطف الاه حالا مسیر هایی که هدایت شدم تا ثروت بسازم برای ساخت منزلم رو در دفتم نوشتم اما بخاطر میاورم که واقعا کانون توجه به خواسته هایم با باور های درست جواب داد که این یکی از نتیجه ی مثبت من بود . آدم نمیدونه در بعض مواقع ذهن میگه چطوری اما واقعا با افکار مناسب باور مناسب توجه به فراروانی ها از جاهایی که نمیدونی یه جوری وارد زندگی میشه که آدم خودش میگه خدایا شکرت من نمیدونستم این خواسته ی من بود که خواسته ی تو هم بوده از قرار.الهی شکرت
من امشب به این فایل زیبا گوش دادم به محض اینکه گفتین اتفاقای خوب سال 96 رو بنویسین من وارد روزای خوب اون سال شدم و میخوام براتون بنویسم
من سال 96 از دبیرستان فارغ التحصیل شدم و کنکور دادم و وارد دانشگاه شدم از زابل رفتم به شهر مشهد و یه دانشجوی خوابگاهی شدم
مستقل شدم ،دوستای جدید پیدا کردم و حتی بهترین دوست و صمیمی ترین دوستم رو همون سال تو خوابگاه باهاش آشنا شدم
1 دی بود همه بچه ها از شهرای نزدیک مشهد بودن رفتن خونه هاشون برا شب یلدا من تنها میموندم این دوستم گفت بیا با من بریم تربت جام ،باهاش رفتم و کلی باهاش رفاقتم عمیق شد از اونجا و کلی تجربه های جدید کسب کردم
شهر ما برف زیادی نمیاد ولی اون سال شهر مشهد، من بعد از چندین سال برف بازی کردم با دوستام.
با دوستام خرید میرفتیم،کافه ها و رستورانای متنوعی میرفتیم،پیاده روی میرفتیم،باشگاه میرفتیم،جاهای قشنگ مشهد رو میرفتیم و کلی تجارب فوق العاده ای اون سال و سالای بعدش تو دوران دانشجویی کسب کردم.
این از اون سوالایی بود که ما رو به روزای قشنگ میبره استاد و حالمونو خوب میکنه و قلبمونو باز میکنه
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان
سالها به خاطر چیزهایی که از دست میدادم خیلی غصه میخوردم و احساس خودم را بد میکردم و به خدا میگفتم چرا بامن این کار را کردی؟!
و هیچ مسولیتی برای کارها و اتفاقاتی که برایم می افتاد را به عهده نمیگرفتم و جهان هستی و چرخ روزگار و خدا را عامل اصلی این اتفاقات میدانستم!
و هر روز اوضاع بدتر و بدتر میشد و گاهی اوقات با خودم فکر میکردم به خاطر خطاها و اشتباهات و گناهان گذشته ام خدا با من لج کرده و این اتفاقات را برای من میاره که کفاره گناهانم باشه و گاهی موقع به خاطر این باور مسخره ام خوشحال هم بودم که خدا بلا سرم میاره که از بار گناهم کمتر کنه!!
اما از زمانی که با این قوانین آشنا شدم و با مفهومی به اسم باور آشنا شدم ورق برگشت و اتفاقات زندگی من به کلی تغییر کرد!
نتایجی مثل آرامش بیشتر که من در یک برهه ای از زندگیم اصلاً نداشتمش! و سلامتی بیشتر و وضع مالی بهتر و روابط بهتر و خواب آرام تر و خرید های بهتر و با کیفیت تر !
و بعد از این با مفهوم سپاسگذاری آشنا شدم سپاسگذاری دلی و واقعی …
قبلاً من سپاسگذاری میکردم مثل زمانی که با شکم پر سر سفره بودم یا هنگامی که باران یا برف می بارید در واقع سپاسگذاری من مثل اون بنده خدایی بود که نانهای کفک زده را به آب جوی میزد و میخورد و خدارا شکر میکرد اما نه با احساس خوب!
و با این نتایج یاد گرفتم که با تمرکز بر آنچه دارم و سپاسگذاری بخاطر داشته هایم خودم را در احساس خوب نگه دارم و با این کار نتایج هیی بهتر میشد و این روند تا به امروز ادامه دارد؛
و برای خودم یک دفترسپاسگذاری تهیه کردم و تمرکز و توجهم رو هر روز روی داشته هایم میذارم؛
و با این کار راه رسیدن به خواسته هایم را هموارتر میکنم؛
و با کوچکترین نتیجه آن را در این دفتر یادداشت میکنم و تمرکز کامل روی هر نتیجه کوچک یا بزرگ دارم و به خودم یادآوری میکنم که باید با این نتایج کوچک هم توجه داشته باشم تا نتایج بزرگتر از راه برسند؛
سلام
من آرزو هستم دانشجو دوره احساس لیاقت
این فایل 9 سال قبل ضبط شده و من در آن زمان کجا بودم
من آن زمان 9 سال قبل بسیار پرت بودم از حقیقت از آگاهی از خرد از دانش و اکنون بعد 9 سال که الان زمستان 1404 هست و من دانشجو دوره احساس لیاقت هستم و این تصادفی نیست این بیخود نیست بودن در این مدار از آگاهی نشان میدهد که من آرزوی سال 1396 نیستم که هیچ از قانون نمی فهمید و فکر میکرد این موضوع قانون جذب فقط یک توهم و کلاه برداریه اما الان بسیار میفهمد درک میکند
وای خدای من شکرتتتتتتت
به نام خدای زیبایی هاو عشقم
سلام دوست عزیزم خیلی حس خوبی از کامنتت گرفتم و خودکار تصمیم گرفتم بیام ازت تشکر و سپاسگزاری کنم، خیلی خیلی از زاویه دید و طرز فکر عالیت لذت بردم و تحسینت کردم، ممنونم ازت ک باعث ایجاد اخساس عالی در من و هم دیگران شدی و میشی گلم، امیدوارم توی این مسیر لذت و الهی و رشد، بی نهایت خوشحال خوشبخت باشی.
بنام خداوند رزاق و مهربانم، سلام خدمت استادوخانم شایسته وهمه دوستان گرامی خانواده صمیمی عباس منش،
فایل توجه به داشته ها راه رسیدن بخواسته ها است،
فایل نشانه امروز من بود، 26اذر 1404
به خودم میگم، خدا بیدار وهوشیارم کند،
نعمتها ومواهب خداوند برایم بدهی وعادی نشود،بسیارخطرناک،وبه شدت مدار مارا پایین می آورد، برج 5 بود من به این خانه بهشتی ام پر خیر وبرکتم ساکن شدم،با شوق وذوق وسایل را چیدم، وچه زود از مدار شکر گذاری وستاره قطبی دور شدم ،نتایج کم وکم رنگ شدن ،وبه راحتی از خدا ومدار دیدن نعمتها دور شدم،شما را بخدا مواظب باشید،شیطان خیلی به قول و عهد خود وفادار است، ولی متأسفانه من آنقدر ایمان محکم
نداشتم ودور شدم از مدار شکر وشادی و دیدن نعمتها، وافول را بسیار تلخ تجربه کردم،
استاد و همراهان گرامی ،خدا از زبان شما بگوید به من چطور برگردم به مسیر درست واز افسردگی وبی هدفی وبی حوصلگی نجات پیدا کنم،امید وارم
کسانی که این کامنت را مطالعه می کنند،
راهکاری ،بهم بفرمایند،چکار کنم ،
برای وجود عزیزتون خدا راشکر گذار هستم،
همه مان در پناه تنها رب وصاحب اختیار جهان باشیم،
تمرین این فایل
در امسال نعمت هایی که خداوند عزیزم به من داد،
1،خرید دوره هم جهت باجریان خدواند،
2،خرید لوازام خانه،ظرف وظروف،
3،فروش زمین وخرید خانه،
4،توانایی روزه داری ماه رمضان مبارک،
5،نقل مکان به این خونه ام،
6،خرید انواع میوه ومیوه خشک،
7،خرید لباس بر ای خودم وفرزندم،
8،خرید کتاب ازمون استخدامی برای دوستم،
9،هدیه گرفتن ذکر شمار از طرف دوستم،
10، خرید ساعت دیواری مورد علاقه ام،
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم،
به نام هادی، هدایتگر و آگاه ترین
درود خداوند بر استاد عزیز و همه همراهان
سلام میکنم به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
امروز 20 آذر 1404 ساعت 10:25 صبح در فروشگاهم در حال نوشتن این ردپا و تمرین هستم… صبح که از خواب پا شدم خداروشکر طبق روال هر روز لبهایم به شکرگذاری باز شد، گلدون هامو دیدم و لامپ رشد گیاهان رو روشن کردم و خواسته هامو گفتم …. خیلی اتفاقی داشتم دارایی ها و داشته هامو مرور میکردم… رسیدم فروشگاه و سایت عباس منش دات کام رو باز کردم و روی گزینه نشانه امروزم کلیک کردم و میدونستم به کلیپی هدایت خواهم شد که با افکار امروزم هم مسیره.. و برای اولین بار به این کلیپ هدایت شدم و میخوام این تمرین رو انجام بدم…
سال 1396 اتفاقات زیادی افتاد و فقط به بهترین هاش فکر میکنم و جالبه استاد خیلی شکر گذار اون سال هستم.. چون یه اتفاق ناگواری افتاد اما من فقط به بخش خوبش فکر میکنم و اونم سلامتی و سالم موندن خانوادمه و همیشه شکر گذار اون اتفاق هستم تا قدر دان زندگی، سلامتی خودم و خانوادم و اصلاح رفتارهامه..
یادمه سال 96 اتفاقای زیاد خوبی برام افتاد…. از شرکت قبلی با هدایت خداوند از محل کار قبلی م استعفا دادم و بیرون امدم و به محل کار جدید رفتم… خیلی چیزا یاد گرفتم… قرعه کشی خانگی شرکت کرده بودم و به اسمم در اومد و تونستم یه ماشین خوب بخرم… کسب و کار صحافی رو برای خودم راه اندازی کردم… 3 تا عروسی داشتیم پشت سر هم و حسابی خوش گذشت.. درآمد خوبی داشتم…به دل طبیعت می رفتیم و حسابی کیف میکردیم… زندگی روی دوری افتاده بود که حسابی داشتیم لذت میبردیم..
الان که دارم به اون سال فکر میکنم… میفهمم چطور مدارم هی تغییر میکرده و نعمت های بیشتری وارد زندگیم میشده… از این قانون سر در نمیاوردم اما الان خوب میفهمم چخبر بوده..
از زندگی لذت میبردم… برای خانواده م، دارایی هام سپاسگذاری میکردم و خداوند هم جوابم رو میداده
یا رب سپاسگذارم برای تمام دارایی هایم که همه از آن توست و آنها را تو به من بخشیدی
من به هر خیری از جانب تو فقط و محتاجم و از تو میخوام هدایتم کنی تا در مسیر رشد، پیشرفت جهان و خودم قدم بردارم و میدانم که قدرتمندترین، تواناترین و بخشنده ترینی
با تشکر از استاد عزیز و خانم شایسته
در پناه حق باشید
به نام پروردگار یکتا
درود بر استاد عزیز و مریم خانوم مهربان
خدایاشکرت بابت هدایت من به این مسیر قشنگ و زیبا
خب این فایل من سال 1404 شنیدم ولی الان میخوام تمرینشو انجام بدم
اتفاقاتی قشنگی که برای من افتاد تو این سال پربرکت به لطف پروردگار
شروع سال جدید با کلی حال خوب اتفاقات خوب برام شروع شد
به دبی سفر کردم و کلی تجربه جدید بدست اوردم
از خداوند طلب هدایت کردم من به ی کاری هدایت کنه تا ی ورودی مالی داشته باشم بتونم سرمایه اولیه کار مورد علاقم خودم بدست بیارم که هدایت شدم به تدریس زبان
امسال عادت شکرگذاری بیشتر کردم در درون خودم
امسال بیشتر مراقب ورودی های ذهنم بودم
میخواستم تو حرفه مورد علاقم که ترید در بازار های مالی هست بیشتر پیشرفت داشته باشم که ب امید خدا این پیشرفت بدست اوردم
با درامد خودم برای خودم چیزی ک میخواستم تونستم بخرم
و چیزهایی ک میخوایم برام اتفاق بیوفته
1 ایجاد باورهای ثروت در ذهن خودم
2 پیشرفت در ادامه حرفه ام
3 بیشتر کردن سرمایه ام
به کمک پروردگار این مسیر لذت بخش ادامه خواهم داد
از ته دلم ارزو میکنم همه دوستانم در سایت به تک تک خواسته هاشون برسن .
در پناه خدا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چقدر خوبه که من هم شکرگزار باشم
میدونید کلی داشته دارم و داشته هام آرزوی خیلی هاست اما دریغ از شکرگزاری متناسب با نعمت.
یادم باشه روی داشته هام تمرکز کنم،روی خواسته هام تمرکز کنم.
دقتی شکرگزاری میکنم کلی حالم خوب میشه و وقتی به خواسته ها هم فکر میکنم همینطور
وقتی از ناداشته ها و ناخواسته ها صحبت میکنم کلی احساس بد ما رو دنبال میکنه
در واقع شیطان فالو میکنه و همیشه در احساس بد میکنه
خدا به ما احساس آرامش میده
خدایا منو شکرگزار خودت قرار بده
خدایا ما رو در مدار سپاسگزاران دائم قرار بده
استاد عزیزم سپاسگزارم
بنام خدای وهاب و رزاقم
خدای بخشنده و روزی دهندم
خدایی که بسیار میبخشه و بسیار روزی میده اگه خودمون بخوایم
بخوام کلی بگم زندگیم روی یه رواله نه خیلی خوشی داره نه خیلی ناخوشی یه مسیر هموار و یه دست
بریم سراغ تمرین این دوره:
در بخش اول، تمام اتفاقات خوب و تجارب عالی ای که در سال 96 در زندگی ات کسب نموده ای را بنویس
اتفاقات خوب و تجارب عالی من مختص سال گذشته نیست برای اینکه فرکانسم وبالاببرم و بهم حس خوب بده از تجربه های دوسال اخیرم میگم
کاری و عاشقانه دوستش دارم شروع کردم دوره هاش و به بهترین شکل ممکن با یه حس فوقالعاده و خستگی ناپذیر گذروندم بعد از اون پیج کاریم و زدم شروع کردم به مدل زدن چه حس فوقالعاده و بی نظیری بود چه روزای قشنگی
بعد از اون دوره آپدیت شدم یه دوره ی دیگه گذروندم وای خدایا شکرت حتی یادآوریش هم برام لذت بخشه
یه مدت کار کردم ورودی مالی داشتم همه چی عالی بود و عالی پیش رفت ولی بعد استپ کردم و نتونستم پیشرفت کنم
در بخش دوم، بنویس می خواهی چه تجاربی را در سال 97 کسب نمایی
میخوام کسب و کار خودم و تو یه جای خوب شروع کنم
ورودی مالی داشته باشم
مشتری های راضی و بخشنده داشته باشم
بی نهایت ثروت و نعمت میخوام
گسترش کارم و میخوام
میدونم میشه و خدا دستای خودش و که از جنس خودشن برام میفرسته
میدونم اگه تا الان نشده چون خدا بهترش و برام میخواد
میدونم خدا حواسش به من هست داره کارام و میکنه میگه بنده من صبر کن بهترینها در انتظارته
خدایا شکرت،شکرت ای خدای وهاب و رزاق من
خدای بخشنده و روزی دهنده یک من
با سلام به استاد عزیزم
استاد عزیزم من از وقتی که شروع کرده ام در خودم کار کنم اینو میخاهم بگم خدارو شاکرم هر روز شاید یک روزی یادم بره اما تغریبا هر روز به نکات مثبت همسرم توجه میکنم به آشبزی که میکند به کارایی که انجام میدهد به سلیقه ی عالی اش و تمیزی . به حساس بودن تمیزی منزلمون. به نگهداری ابزار های خونه .لوازم خانه. به دقت در حتی یک آشبزی ساده میکند به اون.زبان شیرینی که با من صحبت میکند .هر روز اینارو واقعا از ته دلم توجه میکنم و خدارو شاکر میشوم و این یه تمرین باعث شده من هر روز بیشتر و بیشتر و بیشتر از همسرم یک اتفاق مثبت و عالی ببینم در حالی که 2 ساله در زیر یک سقف زندگی میکنیم. من باز هم که باز هم خیلی موقع ها شده یه نکته ی مثبت ازش ببینم که متفاوت هست. این رو از لطف خدا میدانم.که من رو هدایت کرده به افکار مثبت و توجه به نکات مثبت .
به نام خدای عزیزم .
سلام به استاد عزیزم
استاد عزیزم این فایل چقدر زیباست اصلا بعضی فایل ها امثال این ها خود به خود باعث میشود ادم کلی به موفقیت ها داشته ها با تغییر باور ها چه چیزهایی نصیبمون شده رو اید اوری کنیم.و کلی نعمت های خدارو .خدارو شاکرم من در اواخر سال 1403 نزدیک به سال 1404 بود با تغییر باور هام نصبت به ثروت اونم میتونم بگم با یک فایل و 10 صفحه از کامنت خوانی در یک فایلی که جند هزار کامنت داشت نصبت به ثروت و ایمان و احساس لیاقت . و خدارو شکر با نوشتن و تمرین و تکرار اون باور ها تجربه ی ثروت رو در زندگیم به خوبی لمس کردم ازادانه خرید کردن رو لمس کردم این لطف خدا بود.و خیلی نعمت هایی وارد زندگیم شد که همش با تغییر نگاهم حتی یادمه من مستاجر بودم همش میرفتم خونه های در حال ساخت رو نگاه میکردم همش تحسین میکردم میگفتم. حتی به جاهای هدایت میشدم که چندین طبقات . در چندین زمین در حال ساخت بود میگفتم خدایااا این همه خونه میسازن واقعا هر روز دقت کرده این در حال بیشتر بی نهایت شدن ساخت و ساز میشه. هر سال میگن فلان شهرک تموم شد فلان فاز یک دو سه همش ساختن.اینا از چی میاد از ثروت و نعمت از فراوانی.توجهم رو همیشه به اونا دادم که به خیلیا میگفتم که این همه دارن ساخت و ساز میشه. اونا اصلا نمیدیدن یه جورایی تلاش میردن انکار کنن که نه نیست اما واقعا بوددددد.هر روز داشت چند طبقه میرفت بالا و هنوزم داره میره و خدارو شکر با توجه به فراوانی های ساخت و ساز خدا یه جوری منو به راحتی و عزتمندانه بدون اینکه قرض بگیرم یا وامی چیزی هدایت شدم به لطف الاه حالا مسیر هایی که هدایت شدم تا ثروت بسازم برای ساخت منزلم رو در دفتم نوشتم اما بخاطر میاورم که واقعا کانون توجه به خواسته هایم با باور های درست جواب داد که این یکی از نتیجه ی مثبت من بود . آدم نمیدونه در بعض مواقع ذهن میگه چطوری اما واقعا با افکار مناسب باور مناسب توجه به فراروانی ها از جاهایی که نمیدونی یه جوری وارد زندگی میشه که آدم خودش میگه خدایا شکرت من نمیدونستم این خواسته ی من بود که خواسته ی تو هم بوده از قرار.الهی شکرت
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسیم
من امشب به این فایل زیبا گوش دادم به محض اینکه گفتین اتفاقای خوب سال 96 رو بنویسین من وارد روزای خوب اون سال شدم و میخوام براتون بنویسم
من سال 96 از دبیرستان فارغ التحصیل شدم و کنکور دادم و وارد دانشگاه شدم از زابل رفتم به شهر مشهد و یه دانشجوی خوابگاهی شدم
مستقل شدم ،دوستای جدید پیدا کردم و حتی بهترین دوست و صمیمی ترین دوستم رو همون سال تو خوابگاه باهاش آشنا شدم
1 دی بود همه بچه ها از شهرای نزدیک مشهد بودن رفتن خونه هاشون برا شب یلدا من تنها میموندم این دوستم گفت بیا با من بریم تربت جام ،باهاش رفتم و کلی باهاش رفاقتم عمیق شد از اونجا و کلی تجربه های جدید کسب کردم
شهر ما برف زیادی نمیاد ولی اون سال شهر مشهد، من بعد از چندین سال برف بازی کردم با دوستام.
با دوستام خرید میرفتیم،کافه ها و رستورانای متنوعی میرفتیم،پیاده روی میرفتیم،باشگاه میرفتیم،جاهای قشنگ مشهد رو میرفتیم و کلی تجارب فوق العاده ای اون سال و سالای بعدش تو دوران دانشجویی کسب کردم.
این از اون سوالایی بود که ما رو به روزای قشنگ میبره استاد و حالمونو خوب میکنه و قلبمونو باز میکنه
سپاسگزارم استاد عزیزم