باورهای توحیدی علی(ع) در دعای کمیل - صفحه 48


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

589 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمدرضا کپتان گفته:
    مدت عضویت: 2273 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته مهربان

    استاد من یه سوالی داشتم من نزدیک پنج ساله منتظر یه معجزه از خدا واسه اینکه یه کاری برام انجام بده که خودم نمیتونم قولشم بهم داده نشونه واضح و مطابق رو هم بهم نشون داده بعد همیشه میگه امشب اجابت میشی یا فردا اجابت میشه یا فلان یا قبل عید ولی هیچ اتفاقی نمیفته و نشونه هام خدایی طوری هستن که دیگه حرفی توش نیست واضح و واضح بعد الان یه سه چهار روز خدا داره بهم میگه میری جهنم مثلا آخرین بارش همین ده دقیقه پیش بود که تو حموم بودم اینم مثه نشونه قبلی خیلی واضح بود تو حموم بودم یه لحظه تو ذهنم گفتم میرم جهنم بعد یدفه به نشونه تایید لباسم بالا گذاشته بود بالا که یه جا آویزون باشن بعد لباسم همون لحظه خود به خود افتاد حالا نمیدونم واقعا چرا خدا داره این به من میگه اگه بحث سر این باشه که چرا بخودم نمیام و تغییری نمیکنم اولا این که اصن خداوند خودش خداشاهده نشونه های واضح میفرسته که امروز یا فردا اجابت میشی بعد این رو هم دانلود کردم(دعای کمیل) من واقعا با وجود اینکه نمیدونم دقیقا چه گناهی مرتکب شدم که عذاب داشته باشه و بگه میبرمت جهنم واقعا من نمیدونم چه گناهی کردم اگه گناهم نافرمانی و تغییر ندادن خودم باشه خب این که اونه که داره همیشه بهم میگه اجابت میشی و همه چی درست میشه و حاجت روا میشی ولی در هر صورت دیشب که این فایل گوش دادم گفتم خدایا ببخشم و طلب بخشش کردم و گفتم خدایا اگر گناهی کرده ام که حکم عذاب داره به گفته شما استاد که اونم حتی میبخشه اگر توبه کنیم (نه توبه الکی) اینم میبخشه ولی من به خدا هم گفتم من که واقعا نمیدونم که چه گناهی کردم تو بهم بفهمون من تا من خاضعانه تر وا واقعی تر طلب بخشش کنم و بگذری ازم الان نمیدونم واقعا باید به چی فکر کنم چیکار کنم؟ چرا میگه میری جهنم اگه من قتلم کرده باشه خودش میبخشه واقعا چرا من نه احساس گناهی دارم نه چیزی که بخوام گناه کرده باشم واقعا نمیدونم چرا اینو میگه.دوستان راهنمایی کنید استاد شما که کامنتاتون جواب نمی‌دید ولی اگه میشه یه راهنمایی کنید واقعا جهنم که دیگه آخر خطه ولی خداوکیلی من تا اونجا پیش نرفتم آخه من کاری نکردم که بخواد بخشیده نشه

    اگه میشه راهنمایی کنید

    یعنی راستی اینم بگم که خدا من رو حمایت و محافظت هم میکنه هر روز و معجزه وار ولی چرا با اینحال باز اینو میگه نمیدونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    سلام

    تنها فایلی از سایت بود که تا حالا گوش نکرده بودم. چون از بچگی، نمیتونستم با ادعیه های عربی ارتباط بگیرم و حقیقتا خوشم نمیومد.

    اما امروز برای اولین بار فایل صوتی رو گوش کردم و اونقدر متاثر شدم اونقدر متاسف شدم که چرا تا حالا گوش نداده بودم بهش.

    ممنونم از استاد که به این زیبایی ترجمه دعا رو ارائه کردن با شیواترین و گیراترین بیان ممکن.

    الهی شکر که امروز این فایل رو گوش کردم و متاثر شدم.

    توی مدرسه به ما یاد دادن که ائمه معصوم هستن ولی من هرگز باور نداشتم. اینجا حضرت علی دارن اقرار میکنن که ممکنه گناهانی مرتکب شده باشن و درخواست امرزش دارن. و این نکته، جایگاه حضرت علی رو در ذهن من بالاتر میبره.

    ای کاش همیشه بجای روخوانی عربی، ترجمه فارسی رو بهمون ارائه داده بودن.

    ممنونم از استاد

    امیدوارم همگی تحت تاثیر شخصیت حضرت علی توحید مئاب بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    سلام به همگی و نور خدا به قلبهاتون

    والا هرچی بیشتر گوش میدم، بیشتر می‌فهمم که تهِ تهِ همه‌چی فقط خداست… همون نیروی بی‌نهایتی که کل این جهان عظیمو خلق کرده و داره دقیقه‌به‌دقیقه می‌چرخونتش. همهٔ علم و قدرت و حکمت دست خودشه… ما فقط باید ازش بخوایم راهو نشونمون بده.

    منِ نوعی، یه انسانم… با احساس، با اشتباه، با بالا پایین‌های انسانی. و دقیقا همینجاست که باید سرمو پایین بندازم و بگم: خدایا من هیچی نیستم، خودت هدایتم کن… خودت پاکم کن… خودت نذار از مسیر جدا بشم. چون واقعا هرچی داریم از خودشه و هر لحظه هم می‌تونه ازمون بگیره.

    فرق ما با بقیه تو عمل کردنمونه… اینکه واقعا از خدا آمرزش بخوایم، از ته دل. چون وقتی تو مسیر غلط میریم، هم امیدمون قطع میشه، هم اشتباه برامون عادی میشه، هم برکت‌ها تو زندگیمون دگرگون میشه. پس باید از خدا بخوایم ما رو از اون مدار اشتباه بکشه بیرون.

    یه چیز مهم که خیلی به دلم نشست این بود:

    هیچ‌کس غیر از خدا قدرتی نداره

    نه رئیس، نه همسر، نه خانواده، نه پول، نه هیچ‌کس…

    قدرت فقط از آنِ خداست.

    اگه ربوبیتش رو قبول کنیم، یعنی باور کنیم فرمانروای کل جهانه، اون‌وقت همهٔ جهان با ما راه میاد.

    آرامش هم فقط با یاد خدا میاد. اگه آرومم یعنی با خدا وصل‌ام… اگه مضطرب و خشمگینم یعنی رابطمو با منبع بریدم. همین سادس.

    همیشه می‌گم:

    خدایااا تووو خودت رو در قلبم جا بده. من به هرچی داری فقیرم… دستامو بگیر، یه لحظه منو به حال خودم رها نکن.

    چون خودت گفتی هرکی صدات بزنه و باور داشته باشه، اجابتش می‌کنی.

    پس من یاد گرفتم دعا کنم و باور کنم. باور کنم زورش می‌رسه، قدرتش می‌رسه، مهربونیش بی‌نهایته.

    و تهش؟

    هیچ‌کس تو زندگیم هیچ قدرتی نداره…

    همهٔ قدرت از آنِ خداست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    سلام و نور به قلبهاتون

    خداجونم سلااام‍

    خدایا شکرت برای امروز…

    خدایا شکرت که دوباره چشم‌هامو باز کردم و یک روز تازه، یه فرصت جدید، یه نفس دیگه از مهربونی‌هات نصیبم شد.

    شکرت برای آرامشی که توی قلبم می‌ریزی… برای نعمت‌هایی که همیشه هستن، حتی اگه گاهی یادمون میره قدردونشون باشیم.

    شکرت برای روزیِ امروز، برای رزقی که از راه‌های عجیب و غریب می‌رسه… برای آدم‌هایی که سر راهم می‌ذاری… برای مسیرهای جدیدی که کم‌کم برام باز می‌کنی.

    حضرت علی یه حرف خیلی ظریف می‌زنه:

    میگه خدایا، چطور میشه باور کنم تو بنده‌ت رو کسی که به یگانگی‌ات ایمان داره، کسی که میگه فقط تووو خدایی بذاری تو آتیش جهنم بسوزه؟

    یعنی چی؟

    یعنی اصل و ریشه‌ی همه چیز توحید و توکل به خداست. یعنی تو وقتی دلت وصل به خدا باشه، وقتی بدونی یه قدرت بی‌نهایت مهربون پشتته، وقتی قلبت تک‌خدایی باشه و خودتو بهش بسپری… این اتصال نمیذاره سقوط کنی، نمیذاره گم شی، نمیذاره از رحمتش دور بمونی.

    یعنی اونی که به خدا وصل باشه، حتی اگه هزار بار بیفته، آخرش می‌افته تو بغل خدا.

    خدا یه جورایی میگه:

    نجمه وقتی منو داری، نترس…

    وقتی یگانگی‌مو باور کردی، یعنی درِ رحمت و نجات همیشه به روی تو بازه.

    تو فقط دل بده به من، بقیه‌ش با من.

    همین ایمان به یگانگی‌اش، همون طناب محکم نجاته… همون چیزیه که می‌گه تو فرزند رحمتی، نه عذاب.

    و خدا هیچ‌وقت دستِ بنده‌ی موحّدشو رها نمی‌کنه.

    پیش به سوی یه روز توحیدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خدا

    روز 126 از روزشمار تحول زندگی من

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان

    این دعارو هیچ‌وقت به این‌صورت نخونده بودم، وقتی این امام با این‌همه توحیدی بودنش این‌طور از خدا درخواست می‌کنه، پس ما چی بگیم!

    انقدر بی‌نیاز به مال دنیا باشی و نیازمند خدا

    زمانی که بین دعا گفتید هیچ‌کدوم از امامان و پیامبران فقیر نبودند همشون ثروتمند بودن، این باور رو می‌رسونه که ثروت باعث میشه به خدا نزدیک‌تر بشی، طبق قانون

    و همشون قوانین خدارو خوب درک کرده بودند

    اون همه شجاعت و ایمانی که تو قلبشون بوده قطعا همیشه به منبع الهی وصل بودن و خدا هم که، همه چیزه

    ثروت هست، شجاعت هست، قدرت هست، اعتبار هست، آبرو هست…

    این دعا همه حرفا رو زد همه بایدها رو گفت، و دیگه حرفی نمی‌مونه

    فقط باید هزاربار گوش کرد و بهش دل سپرد

    و مثل شما استاد عزیز، سپاسگزارش باشیم و ازش درخواست کنیم که مارو هم هدایت کنه و اجابت کنیم خدارو تا خدا خواسته‌ی مارو اجابت کنه

    این برای من خیلی طول کشید تا بفهمم که من هم باید اجابت کنم و سمت خودمو انجام بدم

    و فکر می‌کنم بیشترش برمی‌گرده به همون احساس لیاقت، که همه ما همین‌طور که هستیم لایقیم، لایق هدایت‌ها، لایق بخشش خدا

    پس تمام این امامان و پیامبران که برامون اومدن الگوی ما هستن و کاش من، یاد بگیرم ازشون که چطور رفتار کنم، چهطور درخواست کنم و در مقابل خداوند بندش باشم

    سپاسگزارم استادجان که این دعارو خوندید و با این احساسی که تو حرفاتون بود واقعا به دل نشست و باید هزاران بار گوشش کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1273 روز

    روز 126

    خیلی از فایلهای استاد رو در لحظه میگم آره درسته و خب برای عمل کردن بهشون تو زندگیم البتههههه که باید روش کار کنم

    ولی این فایل و بخش کلام امام علی رو نسبت بهش مقاومت دارم و خب فکر میکنم با احساس لیاقت در تضاد هستش !!!؟ که سوالشم در عقل کل گذاشتم.

    بعد رفتم بیشتر بدونم راجع به کلام و باورهای امام علی فایل باورهای توحیدی و ثروت ساز علی(ع) در نامه 31 رو شنیدم که یه سری فهمیدم که اونجا کامنتشو نوشتم

    اما

    رفتم دنبال اینکه فقیر اصلا چیه و کیه

    خب فقیر فقط بی پول نیست. نیازمندی هست. در برابر غنی که همون خدااااست که رب العالمین هست و همههههه چی ها در اختیار و قدرتشه، پس اکیه که بگیم من از هرچی از خدا بهم برسه فقیرم. آره ینی هرقدرم باشه خیییییییییلی بیشترش در جهان خدا هست و خدا میزسونه و خب هرچی بیشتر بهتر درسته. هرچی ام داشته باشم یا کلا نداشته باشمش، خدا داره یعنی وجود داره یعنی میشه برام موجود شه ( استیکر چش قلبی و قلب و تیک سبز)

    آره درسته . مقاومت این یکی برداشته شد. 🟢

    که البته بازم برای دیدن نتایجش باید منم هم جهت بشم با این باور درست

    آره طبق قانون درخواست که توی دوره عزت نفس هم استاد گفتن خوبه که جایی که نیاز و کمک میخواییم ، درخواست و طلب کنیم آره

    جالبه واقعا تیکه های پازل جور شد . مرسی خدا جونم که هی روشنم کردی دینگ دینگ

    بازم باید بشنوم بقیه کلام و باورهاشونم بفهمه چی هستن و بهتر که درک کنم و عمل کنم و بووووووم 🟢🟢🟢🟢🟢🟢…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    Nastaran گفته:
    مدت عضویت: 1441 روز

    زنده موندن از اون لحظه‌ی مرگ یعنی خدا یه بار دیگه صدات کرده…

    یعنی گفته: «بمون، هنوز حرفایی هست که باید با هم بزنیم. هنوز مأموریت‌هایی داری، ایمان و عمل‌هایی که باید کامل بشن.»

    امروز ، چند لحظه فاصله بود بین نفس کشیدن و تمام شدن.

    ماشین لغزید و من فقط صدای فریاد خودم رو می‌شنیدم.

    مطمئن بودم که می‌میرم، هیچ‌وقت مثل اون لحظه مطمئن نبودم.

    اما…

    زنده موندم.

    خدا می‌خواست نشونم بده هنوز وقت رفتن نیست،

    هنوز جاهایی هست که باید باشم،

    آدم‌هایی که باید کنارشون بمونم،

    و مسیرهایی که هنوز تموم نشده‌ن.

    وگرنه الان اینجا نبودم.

    از اون لحظه نسبت به خداوند بسیار فروتن شدم.

    دل‌تنگی می‌کردم برای اینکه ‌چرا صدای روشن و مهربانش را نمی‌شنیدم.

    و هنوز راهی هست که با هم طی کنیم

    «خدایا، حکومت تو بزرگ است و فرمانت نافذ و گریز از قلمرو تو ممکن نیست.»

    فقط اون هست که می‌تونه بگه: «باش.»

    خداوند منو نگه داشت تا ادامه بدم، تا ایمانم قوی‌تر بشه، تا زندگیم پر از نتایج قوی و مسیر درست بشه.

    الان رابطه‌م با خدا مهم‌ترین رابطه‌ی زندگی‌مه.

    فهمیدم آرزوهای دور و درازم باعث شدن از اصلِ ماجرا غافل بشم.

    همش دنبال این بودم که «اون خواسته» برآورده بشه،

    که «اون مشکل» حل بشه،

    که «اون نتیجه» بیاد تا خوشبخت بشم.

    اما یادم رفته بود اصلِ خوشبختی از درون شروع می‌شه،

    از رابطه‌ی من با خدا، از اتصال به سرچشمه و اصل

    من دلیلِ اصلیِ ثروت و خوشبختیِ واقعی

    در دنیا و آخرت رو گم کرده بودم.

    فکر می‌کردم اگر اون چیزها رو داشته باشم، آرام می‌گیرم.

    اما حالا می‌فهمم تا زمانی که خدا در مرکز نباشه، هیچ خواسته‌ای منو خوشبخت نمی‌کنه.

    خوشبختی اصلی یعنی همون لحظه‌ای که می‌فهمی «او» کافیه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    Nastaran گفته:
    مدت عضویت: 1441 روز

    این دو روز برام پر از اتفاقات خوب بود، همون چیزهایی که شاید ماه‌ها یا حتی سال‌ها منتظرش بودم…

    انگار بعضی از گره‌های زندگی‌ام پشت سر هم باز شدن. شاید گره های ساده ایی بوده باشن اما دقیقاً وقتی این اتفاقات خوب شروع شدن، یه صدایی درونم اومد که گفت:

    «نکنه حالا مغرور شی؟ نکنه اشتباه کنی؟ نکنه حالا بدبختی شروع بشه؟»

    من همیشه وقتی همه چیز خوب پیش می‌ره، یه لحظه استوپ می‌کنم!

    می‌ترسم از اینکه نکنه آرامش و خوبی دوام نداشته باشه…

    نکنه الان که خوشحالم، پشتش یه سختی بزرگ بیاد!

    و راستش، همیشه این ترس باعث شده نتونم از لحظات زندگی لذت ببرم.

    ولی!

    در تاریخ 14 آبان 1404روزی که فهمیدم خوبی‌ها قرار نیست تمام شوند

    بلکه تازه شروعند..

    این یعنی هر وقت نعمت‌ها می‌رسن ممکنه شیطان نجوا کنه کنه “نکنه مغرور شم!نکنه خطا کنم؛نکنه حالا گرفتاری بیاد ”

    صدای ذهنه ؛ ذهنی که به رنج، به احتیاط از خوشی، و به آماده‌باشِ همیشگی برای سختی عادت کرده

    سال‌ها در ناخودآگاه خودم به این باور داشتم که اگر زیادی خوشحال باشم حتما اتفاق بدی ‌میوفته

    ترس از اتفاق خوب

    یعنی هنوز در عمق ذهنم باوری هست که میگه باید مراقب باشم تا نعمت از بین نرود

    اما توحید یعنی هیچ نیرویی جز خدا در دادن یا نگه‌داشتن نعمت نقش ندارد

    وقتی این رو درک کنم دیگه آروم میشم چون می‌فهمم نعمت، مثل نور خورشیده؛ به خاطر ذات خودش میتابه، نه به خاطر ترس یا لیاقت من

    اگر همه چیز از اوست، پس از چی می‌ترسم

    حالا هر وقت اتفاق خوبی میفته، به جای اضطراب میگم که

    خدایا، تو خودت من رو نگه دار؛ هم در نعمت و هم در فروتنی

    در دعای کمیل و در توضیحات استاد، حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید

    خدایا مرا از غرور نگه دار، مرا در یاد خودت فروتن نگه دار، مرا بر قسمتت قانع گردان

    علی نمی‌ترسه از خوبی، بلکه از قطع ارتباط با خدا می‌ترسه

    اما ذهن ما فرقش رو نمی‌فهمه؛ فکر میکنه اتفاق خوب یعنی خطر غرور، و غرور یعنی سقوط

    در حالی که غرور از فراموشی خدا میاد، نه از داشتن نعمت

    وقتی با دل سپاسگزار میگم

    خدایا شکرت که این خیر از توست، خودت نگهش دار

    من در حال عبادتم، نه غرور

    و در مدار شکر و آرامش، نعمت فقط زیادتر میشه، نه کمتر

    در زندگی من هر خوبی مقدمه‌ی خوبی‌های بزرگ‌تر است

    خدایا، حتی شادی و نعمت من هم از توست

    خودت نگهش دار، چون من بدون تو نمی‌توانم

    اگر در ذهن ناخودآگاه، خدا را مانند ناظری سخت‌گیر ببینم که فقط منتظر خطاست تا تنبیه کند،

    طبیعی است که وقتی خوشی یا موفقیتی میرسه، بگم که

    نکنه خدا ناراحت شده، نکنه بزنه تو ذوقم

    اما اگر خدا را چون معشوقی ببینی که می‌خواهد تو بخندی، رشد کنی، لذت ببری،

    آن‌وقت شادی می‌شود نشانه‌ی حضورش،

    نه تهدیدش

    در نگاه توحیدی که استاد در همین فایل توضیح داد، خدا داور خشمگین نیست

    بلکه نیروی آگاه‌کننده‌ی مهربان است

    وقتی می‌گویدکه من تو را به حال خودت وانمی‌گذارم

    یعنی نمی‌گذارم مسیرت را گم کنی، حتی اگر لازم باشد با تلنگری کوچک یادت بیاورم کجا باشی

    و اون تلنگر تنبیه نیست، بیداری ست

    مثل مادری که وقتی فرزندش به آتش نزدیک میشه، بلند و محکم صداش ‌میزنه

    بچه شاید بترسه، اما مادر در حقیقت حفظش میکنه

    اگر خدا می‌خواست بزنه تو ذوقت،

    دیگه چرا خودش در قرآن گفته

    لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    اگر سپاس‌گزار باشید، بیشترتان می‌کنم

    این یعنی او از خوشحالی بنده‌اش لذت می‌برد

    وقتی شادی، یعنی داری می‌گویی خدایا شکرت

    و این خودِ عبادت است

    خدا آن‌قدر مهربانه که علی علیه‌السلام می‌گوید

    خدایا من را به خاطر گناهانم نگه دار، چون غیر از تو کسی نیست که آبروم را حفظ کند

    ببین چه نگاهی

    نه ترس، نه تهدید، نه عذاب

    فقط عشق، اعتماد و فروتنی یعنی

    تو می‌دانی من اشتباه می‌کنم، ولی بازم دوستم داری

    و من به همین عشق تکیه می‌کنم

    پس من لازم نیست از خوشی بترسم

    خوشی یعنی من در مدار خدا قرار گرفته‌ام

    ترس یعنی دارم از اون مدار دور میشم ‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    Nastaran گفته:
    مدت عضویت: 1441 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دیروز 12 آبان 1404 به بهانه ی کار اداری یکی از زیباترین تجربه‌های حضور خدا را در زندگیم داشتم.

    برای انجام یک کار اداری رفته بودم و برگه‌ای جلویم گذاشتن که باید بیست تا مهر از بیست جای مختلف می‌گرفت. تجربه‌ای نداشتم و فقط جا خوردم.

    از این ساختمان به اون ساختمان، از این اتاق به آن اتاق… هیچ نتیجه‌ای نداشت. هر کس می‌گفت:

    «به ما ربطی نداره، برو پیش فلانی.»

    یا «اول باید ببری فلان‌جا.»

    بعضی‌ها حتی می‌گفتن: «اصلاً همچین چیزی وجود نداره!»

    بعد از کلی دویدن،

    نشستم روی صندلی و با خودم گفتم:

    «من دارم فقط با نیروی خودم تلاش می‌کنم، بدون اینکه از منبع اصلی کمک بخوام.»

    گفتم «خدایا من تورو فراموش کردم… من به ناتوانی خودم اعتراف می‌کنم. من تورو نیاز دارم، تو خودت کار منو انجام بده.»

    با آرامش شماره‌ای گرفتم و گفتم:

    «من اومدم کارمو انجام بدم، ولی واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم.»

    از اون طرف خط صدایی اومد که حس کردم صدای مهربانی خداست:«شب میام ازت برگه رو می‌گیرم، فردا می‌دم یکی برات همه مهرها رو بزنه. برو خونه.»

    و همین‌طور شد… امروز عکس برگه با تمام مهرهاش برام اومد، بدون اینکه تلاش دیگه ایی کنم

    همون‌جا فهمیدم فرق “شرک “و “کمک گرفتن” چیه.

    چون من می‌تونستم اون روز بخوابم و بگم: «بذار خودشون انجام بدن»،

    یا زنگ بزنم و بگم: «این کارِ منه، لطفاً انجامش بدین».

    اما من از جای دیگه‌ای زنگ زدم.

    از ایمان و توکل.

    با این نگاه که حتی اگر اون شخص کاری نکنه، خدا از هزار راه دیگه این کار رو برای من انجام می‌ده.

    پس اون زنگ زدن، دیگه وابسته به نتیجه نبود که نگران باشم وای حالا چی بهم میگه .. درونم آروم بود، چون می‌دونستم خداوند کارم رو به بهترین شکل انجام می‌ده، از هر راهی که خودش صلاح بدونه.

    حتی اگر انجام نشه اصلا پس بازهم خیر بوده .

    خدایا شکرت که یادم دادی هیچ‌کس در امید من با تو شریک نیست

    «و تو پیش از هر موجودی که بخوانندش، مخصوص به خواندن منی؛ هیچ‌کس در امید من با تو شریک نمی‌شود؛ و احدی در دعای من با تو، هم‌پیمان نمی‌گردد؛ و ندای من کسی را با تو، به یک رشته در نمی‌آورد.»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    به نام خدا.

    سلام.

    خدای نازنینم،

    میخوام بنویسم تا به خودم کمک کنم،

    خودت هدایتم کن.

    مچکرم.

    در اولین قدم، برای این فایل، دوست دارم از اقا افلاطون تشکر کنم برای کامنت قشنگشون که متن انتخابی برای این فایل شده.

    انقدر طنینِ صدایِ من هر چی دارم از خدا دارم محکم و پر قدرت بود که نتونستم سکوت کنم و چیزی نگم.

    الهی شکر که هر چی داریم، از خدا داریم.

    خدایی که بسیار بزرگه،

    پر قدرته،

    ثروتمنده،

    با معرفته،

    ستار العیوبه،

    مهربانه،

    رزاقه،

    وهابه و …

    خدایی که از فضل خودش بهم نعمت میده.

    هذا من فضل ربی

    خدایی که نعمت هاشو با احترام میذاره تو سینی و بهم تقدیم می کنه.

    خدایی که به شدت سخاوتمنده.

    برای هر ذره از نعمت هاش، نه توقعی داره ازم، نه طلبکاره، نه منت میذاره، نه فخر میفروشه، نه خودنمایی میکنه، نه با غرور باهام برخورد میکنه، نه قلبمو میشکونه…

    همون خدایی که منو میاره بالای سر این فایل و صفحه الان، خودش میدونه داره چکار میکنه برام.

    چون میدونه به چی نیاز دارم.

    من ازش هدایت میخوام و درخواست هامو مطرح میکنم،

    اونم با عشق و سخاوت و خوشرویی هدایتم میکنه به خیر، به نور، به روشنی، به رشو و بهبود…

    الحمدالله برای این خدای بسیار بزرگ و نامحدود.

    من هر چی دارم از خدا دارم

    سمانه جان از خودش چیزی نداره.

    اسم قشنگم رو از خدا دارم.

    هر قشنگی تو وجودم هست، از خداست.

    هر نعمتی میاد تو زندگیم (قبل، الان، بعد)، از خداست.

    اینکه هر روز فرصت جدید بهم میده، که زندگی کنم،

    خودمو بشناسم،

    با کوچکترین دلیل ها، شاد بشم، بخندم ‌و کشف کنم و لذت ببرم.

    خدایا مچکرم که هر لحظه فرصتم برای بهتر شناختن خودم و زندگیم رو برام شارژ میکنی.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: