اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و هدایتم میکند خدایا من لایق نعمت و ثروت امروز هستم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
در هر کاری خالص بودن به این معناست که هر کاری هرکاری میکنیم فقط رضای او رو ببینیم
کارهای خونه رو هم انجام میدیم باید برای رضای او و با عشق و دوست داشتن باشه
از غذا درست کردن تا نظافت برسه
برخورد با مشتریها و دیدن همسایگان
باید به هر انسانی نگاه میکنیم او را تکه ای از خداوند بدانیم و وقتی انجام این کار با شور و شوق و عشق انجام و تکرار بشه بعد میبینیم ما به خدا متصل شدیم و همه کارها روان انجام میشه و همه دستانه خداوند برای من میشوند
و به این نوع دیدگاه میگن نگاهه توحیدی
و باور کنیم که خداوند همه کاره هست
ما هیچیم در برابرش قدرت و توان از آن اوست
و چقدر آرامش پیدا میکنیم
خدایا شکرت که هر روز دارم با شناخت بهتر قوانین و اجرای آن در زندگی و کسب و کارم بهت نزدیکتر میشم و دسترسی به نعمات و ثروت و فراوانی جهان زیبایت آسانتر میشود برایم
و خیلی خوشحالم که اتفاقات خوبی در پیش رو دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم تو برای من کافی هستی
به نام تو که نوری ، نوری به قلب من بتابون که در تاریکی هام .
واقعا برام سخته که در مورد این فایل بنویسم و بگم که چه چیز هایی از ذهنم گذشت .
از پروردگار میخوام هدایتم کنه به طرح موضوع و راه حل.
هر چه قدر که این فایل جلو میرفت بیشتر حس کردم چقدر از توحید و پروردگار دور شدم .
به خودم قول دادم از مرور گذشته دست بردارم چون احساسم رو بد میکنه ، ولی این بار یک درس پشتته ، در واقع دارم با این عینک نگاه میکنم که چه عاملی باعث اون نتایج شد و من باید تصحیحش کنم .
اولین موضوع اینه که من با متوجه شدن قانون مند بودن جهان دچار شرک پنهان شدم .
فهمیدن این موضوع که ما در دنیایی زندگی میکنیم که طبق قوانینش پیش میره و پروردگار هیچ دخل و تصرفی در نتایج ما نداره ، باعث شد جایگاه پروردگار در ذهن من کم رنگ شه .
یعنی این تغییر خدای احساساتی به خدای قانون مند باعث شد حس کنم بی نیازم به پروردگار .
چرا که ما در یک ستینگ قانون مند قرار داریم .
چقدر خوشحالم و متحیر از پیدا کردن این موضوع ، حس میکنم یک بند بازم که قصد کردم از یک لبه ی کوه بپرم به سمت دیگه و بین راه معلقم .
بنطر میاد من در این شیفت ذهنی در دیدگاهم نسبت به پروردگار اصل رو فراموش کردم .
مگه غیر از اینه که همین قوانین رو خود پروردگار در این جهان گذاشته ، مگه تمامی این نظم ها انشعابی از نور و انرژی خودش نیست ؟
داشتم دنبال یک مثال برای ذهنم میگشتم ، که به ذهنم بگم عاطی زوم اوت کن و جهان رو فراتر ببین .
به عنوان مثال من بخش زیادی از بدن انسان رو سال ها به واسطه ی رشته م خوندم ،سازوکارش رو ، بیماری هاش رو ، ولی آیا صرف دونستن این سازوکار باعث میشه بتونم تو محیط آزمایشگاهی تو بهترین شرایط یک انسان مثل انسان طبیعی خلق کنم ؟
من در جهانی زندگی میکنم که راه هاش با نور پروردگار ، با انرژی ش ساخته شده ، بعدش بیام این نور رو حذف کنم ؟ چیزی می مونه ؟
چطور ذهنم داشت گولم میزد ؟
چرا فکر کردم بی نیازم از صحبت با پروردگار ؟
چرا خودم رو تنها کردم ؟
چرا با نوری که منو آفرید ، به من زندگی داد ، من رو موفق کرد قطع ارتباط کردم ؟
من واقعا به خودم ستم کردم از روی جهل …
پرودگارا هدایتم کن ..
واقعا من به هر نور و آگاهی ای از سمت تو محتاجم ..
دومین موضوع که شاید بهتر باشه تو دوره روابط مطرح کنم ، ولی اینجا مینویسم چون به نظر میاد دومین علت شرک پنهان منه.
نمیدونم چطور عنوان کنم ، از پروردگار میخوام هدایتم کنه .
از سال 95 که 22 سالم بود و اولین بار عاشق شدم و عشق زمینی رو تجربه کردم حس میکنم یک گسست بین من و پروردگار ایجاد شد ، و تقریبا من ازون سال هیچ دستاورد بخصوصی مثل قبلش که چقدر پر رنگ بود ، پیدا نکردم
نمیدونم و هیچ توجیهی براش ندارم ،
هر چند من بعد از اون تجربه ها انسان بهتری شدم ، واقعی تر شدم ، کم قضاوت تر ، لطیف تر ، مهربون تر ، ولی با هر بار عشق رو تجربه کردن انگار اون رابطه ی اصلی من با پروردگار گم شد .
شاید برای همینه که به رابطه ی مورد علاقه م نرسیدم .
شاید این بین کسی که باید برای من بهترینم رو پیدا میکرد ،فراموش کردم ، فراموشی که نه ، کم رنگ شدن .
این موضوع رو خیلی وقته متوجه شدم ولی هیچ وقت جوابی براش نداشتم ،الان هم ندارم ،
یاد مولانا میفتم که میگه
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان سر رهبر است
شاید این عشق رو تجربه کردن ها ، درد ها ، آموختن هایی در پی داره نمیدونم
شاید الان که دارم در موردش مینویسم شروع یک بازگشتی باشه
هنوز هم نمیدونم چطور میشه عاشق بود و همزمان عاشق پرودگار بود ، از بزرگ ترین اعتراف هامه
مگه غیر اینه که پروردگار صاحب همه ی ماست ،
پس چرا نباید ذهن من این موضوع رو بپذیره ؟
تو مرحله ای هستم که مفاهیم رو میدونم ، ولی عمقی با تموم سلول هام نمیتونم عمل کنم و باور صد در صدی داشته باشم /
این کامنت و این نوشته رو میذارم مقدمه ای برای تغییرم .
برای اینکه از پروردگارم بخوام هدایتم کنه ،با نشونه ها ،با مثال ها ، که بتونم برای ذهنم فکت بیارم.
ممنونم از اینکه با کامنتتون باعث شدین حس کنم که من تنها نبودم .
حقیقتش اینه که وقتی خودم این موضوع رو فهمیدم ، خیلی از روز ها ، تصمیم ها ،رسیدن ها و نرسیدن ها از ذهنم گذشت.
امروز 17 مین روز از روز اولی هست که سربرگ اجرای توحید در عمل رو شروع کردم ، و میخوام بگم هر چقدر که جلوتر میرم بیشتر متوجه میشم تمام نشدن های من از برداشت و تفسیر اشتباهم بود و دارم این اتصال قطع شده یا کم رنگ شده رو دوباره ترمیم میکنم.
لازم دونستم که نکته ای رو بگم و اون اینه که عشق حقیقی،فقط و فقط و فقط خداست .
نمیدونم چقدر موفق بودم اما
همه ی زندگیم سعی کردم هیچ عشقی رو در قلبم بجز عشق خداوند راه ندم و همه زندگیم رو سعی کردم پایبند به این باور باشم و انصافا هم خداوند چقدر خوب برام جبران کرد،
همسری بهم داد که هر روز زندگی زیباتری رو باهاش تجربه میکنم و هر روز که از خواب بیدار میشم جزء اولین سپاسگزاری هامه.
اول و آخر خداست.
من عاشق خدایی هستم که همه چیزم از اونه ،
قلبم جایگاه خداوند هست و همیشه این جمله رو با خودم و خدای خودم تکرار میکنم که : خدایا قلبم فقط و فقط جایگاه توست، نه هیچ کس دیگه ،
نه هیچ کس دیگه
و نه هیچ کس دیگه .
این حرفارو در مقابل اون جمله ات که گفتی( هنوز نمیدونم چطور میشه عاشق بود و همزمان عاشق پروردگار بود) زدم.
دیروز از خداوند مدام طلب هدایت میکردم و هدایت شدم که باید عبادت و بندگی کنم. بعد هر قدم خود خدا هدایتم میکرد که چه کنم . شب تقریبا ساعت ده بود و من باید تا پاسی از شب برای عبادت بیدار میموندم و دوباره هدایت شدم به این فایل. تا حالا ندیده بودمش فقط از خواهرم شنیده بود که بینظیره. وقتی گوشش دادم فهمیدم ستایش خدا چقدر از دیدگاه علی ع بینظیر است و ستودنی . امشب هم تصمیم گرفتم برای بار دوم باز هم قبل از خواب گوشش کنم .
خداوندا من به هر هدایتی از تو فقیرم . شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت
دقت کنید به کلمات علی (ع)، میگه تو میخوای منو عذاب کنی حال آنکه من به یگانگی تو ایمان دارم؟ این مهم ترین رکنه، این مهم ترین موضوعه، ایمان به یگانگی الله، ایمان به ربوبیت و نه الوهیت، این تفاوته. من بارها و بارها گفتم توی قرآن همه ی افراد به الله اعتقاد داشتند به عنوان “خالق”، نه به عنوان “رب”، نه به عنوان قدرتمندترین فرمانروای جهان. همه به عنوان اللهی که خلق کرده اعتقاد داشتند. همین چندوقت پیش من یه فیلمی رو نگاه کردم به نام “نوح” سال 2014 ساخته شده، در کل این فیلم هرگز از کلمه ی GOD استفاده نکرده. از کلمه ی خالق (Creature) استفاده کرده. هرگز از کلمه ی GOD یا Senior یا Boss استفاده نمیکنه، از کلمه ی “خالق” استفاده میکنه. همه قبول داشتن که خداوند خالقه، همه قبول داشتن که الله خالقه، اما کسی قبول نداشت که اللهی که خالقه “رب” هم هست، پروردگار هم هست، قدرتمند هم هست، تنها قدرت حاکم بر جهان هستیه. فرعون به موسی گفت منم الله رو قبول دارم اما رب تو منم. تو باید قبول کنی که من رب تو هستم. ربوبیت از آن منه.
حضرت علی (ع) میگه که چطور میخوای منو عذاب کنی اگر من به یگانگی تو و به ربوبیت تو اعتقاد دارم؟ چون این مهم ترین فاکتوره. چون کسی که این فاکتور رو داشته باشه عذاب نمیشود. کسی که خدا رو به عنوان قدرت ببینه، نه کسی که خدا رو به عنوان خالق ببینه. همه خدا رو به عنوان خالق قبول دارن. شاید در عصر جدید باشه که بعضیا بی خدا هستند، وگرنه در گذشته همه خدا رو به عنوان خالق قبول داشتن، اما از همه حساب میبردن، از همه می ترسیدن، جلوی یک رئیس بانک تا کمر دولا میشدن، از پادشاهان می ترسیدن، حساب میبردن، به خاطر اینکه خدا رو به عنوان رب قبول نداشتن، به خاطر اینکه از لحاظ ذهنی قدرت رو به بقیه داده بودن، نه به خداوند و این تفاوت علی و بقیه س. اگر میخوایم جایگاهی پیش خداوند داشته باشیم یادمون باشه تنها قدرت حاکم بر جهان هستی اللهه. هیچ کس دیگه ای مطلقا قدرت نداره تو زندگی تو، هیچ کس دیگه ای هرگز این قدرت رو نداره و اگر ربوبیت خداوند رو باور کنی تمام جهان در دستان توست. این نکته ی کلیدی این دعاست و در تک تک آیه های قرآن این موضوع فریاد زده شده. “لا اله الا هو” معبودی جز او نیست. “الحمدلله رب العالمین” سپاس اللهی را که ربه، فرمانروای جهانیان و عالمینه، تمام عالم ها. این چیزیه که ما باید باورش کنیم، این خداییه که باید پذیرفته بشه، نه فقط یک خدای خالق، نه فقط یک خدای مهربان، بلکه یک خدای قدرتمند که فقط یک قدرت و یک نیرو در جهان وجود داره و قدرت اداره کردن جهان هستی رو داره، قدرت زنده کردن و قدرت مرگ رو داره، این خداییه که باید باورش کرد، این چیزیه که باید یادش بگیریم. نگران کسی نباش، از تهدید کسی نترس، جلوی کسی دولا نشو، به پای کسی نیفت بخاطر چندرغاز پول به کسی التماس نکن، قدرت رو در دستان کس دیگه ای قرار نده اگر میخوای به بهشت بری، اگر میخوای تو این دنیا و اون دنیا عزت داشته باشی، همونطور که علی (ع) بود.
وقتی خواستم چکاپ فرکانسی دوازده قدم رو بنویسم، تنها چیزی که خیلی خوب زدم، قسمت ارتباطم با خداوند بود و دلم خوش بود دیگه این مورد رو اوکی هستم، اما بعد از این چندسال تازه فهمیدم که اصلا ارتباطی با خداوند نداشتم که بخواد خوب باشه. من فقط خدا را به عنوان خالقی که ما را آفریده می دانستم و نه بیشتر. کلا فکر می کردم خدا ما را آفریده و گفته برید به امان خدا و خودتون گلیم تون رو از آب بکشید بیرون. و همه قدرت داشتند غیر از خدا، و جالب اینجاست که هر وقت کسی بخواد عمق یه فاجعه رو نشون بده، مثلا میگه بچه رو سپردی به امان خدا!!! و از این جور مثال ها. یعنی خدا به اندازه ی حتی یه بچه قدرت نداشت، و الان هم که به خیال خودم دارم روی خودم کار میکنم، تازه متوجه شدم بابا قدرت دست یکی دیگه است، حالا این تغییر مقام چقدر زمان ببردخدا داند.
به قول خیام
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد.
خیام بعد از 72 سال فهمید که هنوز هیچی متوجه نشده، واین بینهایت بودن درک و حقیقت رو میرسونه و ما باید بسته به توان مون در این مسیر حرکت کنیم و لحظه ای دست نکشیم. و
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.
خدا را شکر که به اندکی از جهل خودم واقف شدم، و درخواست رفع اون رو دادم، خدایا سپاسگزارم
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم به مهربانیت که همه چیز را فرا گرفته و به نیرویت که بدان همه ی موجودات را مقهور ساخته ای و هر موجودی در برابر ان خاک و خاکسار گشته و به جبروتت که بدان بر همه چیز چیره شده ای و به ارجمندیت که هیچ موجودی در برابر ان نایستد و به بزرگی ات که همه ی موجودات را پر کرده است و به فرمانرواییت که بر فراز همه جیز قرار دارد و به ذاتت که پس از نیستی همه ی موجودات پاینده است و به نام هایت که همه ی کرانه ی هستی را پر کرده است و به داناییت که همه ی موجودات را فرا گرفته و به روشنی ذاتت که همه ی موجودات از او روشنایی یافته اند
ای روشنایی بسیار پاک ای ابتدای هر اغاز و ای سرانجام هر پایان
خداوندا بیامرز ان گناهانم که پرده ی پاکدامنی ها درد
خداوندا بیامرز ان گناهانم کخ عذاب و کیفر فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که نعمت ها را دگرگون سازد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که اجابت دعاها باز دارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که بلا فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که امید را قطع میکند
خداوندا بیامرز هر گناهی که کرده ام و هر خطایی که از من سر زده است
خداوندا همانا من با یاد تو به تو نزدیکی جویم و به وسیله ی تو از درگاهت شفاعت خواهم و به حق بخشندگیت از تو درخواست میکنم که مرا به خودت نزدیک کنی و سپاست را بر من ارزانی داری و یاد خود را در دلم افکنی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند فروتنی خاک و خاکسار که کار را برمن اسان گیری و به من رحم اوری و مرا به انچه به من قسمت کرده ای خشنود و قانع گردانی و در همه حال فروتنم نمایی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند کسی که سخت تهی دست شده و خواسته اش را به گاه هجوم دشواریها نزد تو اورده است و میل و رغبتش به انچه نزد توست فزونی یافته است
خداوندا حکومت تو بزرگ و جایگاه تو بالاست و تدبیر تو نهان و فرمانت اعیان است و قدرت تو چیره و و تواناییت نافذ و کاراست و گریز از فرمانروایی تو ناشدنیست
خداوندا برای گناهانم امرزنده ای و برای زشتی هایم پوشاننده ای و برای کردار زشتم کسی را نیابم که ان را به کردار نیک گرداند مگر تو که معبودی جز تو نیست پاک و منزهی تو به ستایشت مشغولم
من بر خویشتن ستم کردم و از سر نادانی گستاخی کرده ام و دلم ارام گرفت به این که از قدیم مرا یاد کرده ای و نعمت خود را بر من ارزانی داشته ای
خداوندا سرورا بسا زشتی ها که ان را پوشاندی و بسا بلاهای گران که از من بگرداندی و بسا لغزش ها که مرا از ان نگاه داشتی و بسا ناگواریها که از من راندی و بسا ستایشهای زیبا که سزاوار ان نبودم و تو انرا بر سر زبانها پراکنده ساختی
خداوندا گرفتاریم بس بزرگ است و پریشانی ام مرا از حد صواب و اعتدال گذرانده و کردارم دست مرا از رسیدن و رستگاری کوتا کرده و زنجیرهای وابستگی مرا به بند کشیده و زمین گیرم کرده است و ارزوهای بلند مرا از رسیدن به سود حقیقی بازداشته و دنیا با فریبکاری های خود مرا فریفته است و نفسم با گناهان و سهل انگاری اش مرا به ورطه فریب فروافکنده است
سرورا از تو درخواست میکنم که به حق ارجمندیت که مبادا بدیه کردارم دعایم را از اجابت تو باز دارد
پروردگارا مرا بر انچه از نهانم اگاهی داری رسوا مساز و به واسطه ی کردار بد و کارهای ناروایی که نهانی از من سرزده و اصرار در گناه و نادانی و بسیاری شهوات و غفلتی که داشته ام در کیفرم شتاب مدار
خداوندا به حق ارجمندیت در همه حال نسبت به من مهربان باش و در همه ی کارها برمن رحم اور معبودا پروردگارا جز تو چه کسی را دارم از او درخواست کنم تا زیان و گزندم برطرف سازپ و در کارم نیک نگرد
معبودا و سرورا تو بر من فرمانی دادی ولی من در انجام ان از نفسم پیروی کردم و در این باره از فریبکاری دشمنم حذر نکردم پس او به دلخواه خویش مرا فریفت و قضا و قدر با او همراهی کردودر اثر انچه بر من رفت از پاره ای از احکام و حدودت درگذشتم و با پاره ای از فرمان هایت مخالفت کردم
پس در همه ی این احوال تو را ستایم و اینک در انچه قضای تو بر من رفته و حکم و ازمایشت مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانی ندارم
خداوندا اینک در حالی که به درگاهت امده ام که بر خویش تقصیر و زیاده روی کرده ام و عذرخواه و پشیمان و شکسته و معذرت جو و امرزش خواه و توبه کار واعتراف کننده و اقرارگر بر گناهانم هستم گریزگاهی بر کرده ام نیابم و پناهگاهی که در کار خویش بدان رو کنم ندارم جز اینکه پوزشم را بپذیری و مرا در عرصه ی رحمت خود دراوری
خداوندا پوزشم بپذیر و بر پریشانی ام رحم اور و مرا از رشته ی سخت گناهانم برهان
پروردگارا به ناتوانی پیکرم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن ای ان که به افرینش و یاد و پرورش و احسان و غذا دادنم پرداختی اینک مرا به همان بزرگواری و نیکی پیشین خود که بر من روا داشتی ببخش
معبودا و سرورا و پروردگارا ایا تو به راستی چنانی که مرا به اتش خود عذاب دهی و حال ان که به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یاد تو گویا شده و نهادم به دوستی تو پیوند خورده و از روی صداقت و راستی به وجود تو اعتراف کرده ام و مقام پروردگاریه تو را فروتنانه ستوده ام این گمان چه دور است
تو بزرگتر از انی که دست پرورده ات را به تباهی کشی یا ان را که پناه داده ای اواره سازی و یا کسی که خود سرپرستی کرده ای و به او مهر ورزیده ای به گرفتاری و بلا واگذارش کنی
معبودا و سرورا و صاحبا ای کاش میدانستم که ایا چنین است که اتش را بر رخساره هایی چیره میسازی که در برابر بزرگی تو به سجده درامده اند
وایا چنین است که اتش را بر زبانهایی چیره میکنی که صادقانه زبان به یکتایی تو گشوده اند ستایشگرانه سپاس تو گفته اند و ایا چنین است که اتش را بر دلهایی قاهر میسازی که از روی یقین به خداوندی تو اعتراف کرده اند و ایا اتش را بر نهادهایی چیره میکنی که درباره ی تو به قدری دانایی بدست اورده اند که در پیشگاهت خاک و خاکسار شده اند و ایا اتش را بر اعضایی چیره میسازی که فرمان بردارانه ره به سوی پرستش گاه هایت پیموده اند و با اعتراف به گناهان خود از تودرخواست امرزش دارند چنین گمانی به تو نداریم و با وجود فضل تو چنین خبری از تو نیافته ایم ای بزرگوار
ای پروردگار تو ناتوانیه مرا در برابر اندکی از بلاهای دنیا و کیفر های ان و ناگواری هایی که معمولا بر ساکنانش شود میدانی هرچند درنگ در این بلاها و ناگواری های اندک ماندنش ناچیز و زمانش کوتاه است پس چگونه بلای اخرت و ناگواریهای سخت ان را تاب اورم در صورتی که بلای اخرت دیرپا و پایدار است و دوزخیان را در ان تخفیفی نباشد
سرورا چگونه تاب ان ارم در حالی که بنده ای ناتوان و خوار خرد و بی نوا و درمانده ی تو هستم
صاحبا برای کدامین کار به تو شکایت اورم و سرورا و پروردگارا و معبودا برای کدامین چیز بگریم و شیون سر دهم ایا برای عذاب دردناک و سخت یا برای طول بلا و مدت ان پس اگر مرا برای کیفرها در شمار دشمنانت دراوری و با گرفتاران بلایت در یکجا گرداوری و میان من و اولیا و دوستانت جدایی افکنی گیرم معبودا و سرورا و صاحبا گیرم بر کیفر تو شکیبا باشم اما چگونه بر دوری تو شکیبایی ورزم گیرم بر سوزندگی اتشت صبر ارم اما چگونه محرومیت از نظر به سوی کرامت تو را صبر توانم نمود یا چگونه در اتش درنگ کنم و حال انکه به گذشت تو امیدوارم پس سرورا و صاحبا به حق ارجمندیت از روی راستی سوگند میخورم که مرا اگر در اتش گویا و ناطق رها کنی هر ایینه در میان دوزخیان به درگاهت شیون بر ارم همانند شیون ارزومندان و همچون فریاد خواهان به درگاهت فریاد براورم و مانند عزیز گمشدگان بر تو بگریم و تو را هرکجا باشی ندا دهم کجایی ای سرپرست مومنان ای نهایت ارمان عارفان ای فریاد رس فریاد خواهان ای محبوب دل راستگویان و ای معبودجهانیان پاک و منزهی تو ای معبودم و به ستایش تو مشغولم
ایا چنین است تو در دوزخ بانگ بنده ای مسلمان را بشنوی که برای مخالفتش به بند کشیده شده و مزه ی کیفر ان را به خاطر نافرمانی اش چشیده و به خاطر جرم و خطایش در میان طبقات ان زندانی شده است و حال ان که او همچون بنده ای امیدوار به رحمتت شیون کند و با زبان یکتا پرستان تو را ندا دهد و به پروردگارب تو توسل جوید سرورا چگونه در عذاب بماند حال ان که به انچه از بردباری تو گذشته امیدوار است و چگونه اتش او را به درد اورد در حالی که به فضل و مهربانی تو دل بسته است یا چگونه زبانه ی اتش او را سوزاند و در حالی که تو اوای او بشنوی و جایگاهش ببینی یا چگونه خروش شراره ی اتش او را فرو گیرد حال انکه ناتوانی او را دانی یا چگونه در میان طبقات اتش پریشان ماند در حالی که تو راستی و صداقت او شناسی یا چگونه ماموران اتش او را به تندی رانند و حال انکه تو را ندا دهد پروردگارا
یا چگونه برای رهایی از اتش به فضل تو امید بندد حال ان که تو او را در اتش به حال خود واگذاری
هرگز چنین گمانی بر تو نرود و فضل و عطای تو این سان شناخته نشده است وبا ان نیکی و احسانی که نسبت به یکتاپرستان داشته ای همگون و همانند نیست پس به یقین میدانم که اگر فرمان تو بر این نمیرفت که ستیزندگانت را کیفر دهی و اگر حکم حتمی نمیراندی که بدخواهانت در اتش دوزخ جاودان مانند بی گمان اتش را سرد و سلزگار مینمودی و برای کسی در انجا نه جایگاهی بود نه درگاهی ولی تو که نام هایت پاک و منزه است سوگند خورده ای که دوزخ را از ادمیان و پریان کافر انباشته سازی و بدخواهان را در انجا ماندگار نمایی و تو که از حد ستایش و الاترب در اغاز چنین گفتی به نعمت هایت بر بندگان که منت نهادی که ایا مومنان با تبهکاران یکسانند
معبودا و سرورا به حق نیرویی که تقدیر کرده ای و فرمانی که حتمی نمودی و بر هر کس راندی چیره شدی از تو درخواست میکنم که در همین شب و در همین ساعت بر من ببخشی هر خطایی که انجام داده ام و هر گناهی را که مرتکب شده ام و هر زشت و ناروایی که نهان نموده ام و هر نادانی که کرده ام خواه مخفی یا نهانش داشته ام و یا اشکار و اعیانش ساخته ام و هر کژی که به نویسندگان گران پایه ات یعنی فرشتگان فرمان دادی که ان را یادداشت کنند همان فرشتگانی که برگماشتی تا هر چه از من سرزند ثبت کنند و انان را همراه اعضایم گواهانی بر من ساختی و علاوه بران خود نیز مراقب من بودی و گواه چیزهایی شدی که بر انها پوشیده بوده است و تو با مهربانی خود انها را نهان داشتی و با فضل خود انها را پوشاندب و از تو درخواست میکنم که بهره ی مرا از هرچیزی که فرو فرستی و یا احسانی که بنمایی یا نیکی هایی که پخش کنی یا رزقی که بگستری یا گناهی که بیامرزی یا کژی و خطایی که بپوشانی فراوان کنی
پروردگارا و معبودا و سرورا صاحبا وای مالک من ای ان که اختیارم به دست اوست ای دانی پریشانی و بینوایی ام ای اگاه بر فقر و نداریم
پروردگارا به حق خودت و به ذات پاک تو و به برترین نام ها و صفاتت از تو درخواست میکنم که روزان و شبان مرا به یادت اباد سازی و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم پذیری تا کردارم و گفتارم همه یه جهت برای تو باشد و جانم همواره در خدمت تو
سرورا ای ان که به تو تکیه دارم ای که به سوی تو از حال زارم شکایت برم پروردگارا اعضایم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را بر عزم و اهنگت قوی دار و در بیم از مقامت به من جهد وتلاش بخش و در پیوستگی خدمتت مداومت ده تا در میدان های پیشتازان به سویت رهسپارم و در میان شتابندگان به درگاهت شتابم و درمیان باختگان مقام قرب تو دل گشایم و همچون مخلصان به درگاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمت تو همراه با مومنان در یکجا گرد ایم
خداوندا هرکه بد من خواهد بداو خواه و هرکه به نیرنگ بامن برخاست به تدبیر خویش گرفتار کن و مرا در برخورداری از بهره ات در شمار بهترین بندگان خود قرار ده ودرمقام و مرتبه ات جایگاهم را نزدیکتر از ایشان کن و تقرب مرا در پیشگاهت مخصوص تر از انان قرار بده و بیگمان چنین مقامی بدست نیاید مگر به فضل تو و بخشش و بزرگواریت را بر من ارزانی دار و به حق بزرگواریت به من لطف فرما به حق مهربانیت مرا نگه دار و زبانم را به یاد خود گویا و دلم را به دوستی ات بیتاب گردان و به نیکی اجابت خود بر من منت نه و لغزشم نادیده گیر و گناهم بیامرز که همانا پرستش خود را بر بندگان واجب کرده ای و انها را به دعایت فرمان داده ای و اجابت ان را ضمانت کرده ای
پروردگارا رو به سوی اثتو دارم و به سوی مهربانی تو دست نیاز داراز کرده ام پس سوگند به عزت و شکوها که دعایم اجابت فرما و مرا به ارزوهایم برسان و از فضل خود نا امیدم مگردان
مرا از گزند دشمنانم خواه پریان و خواه ادمیان برهان ای ان که زود از بندگانت خشنود شوی بیامرز کسی را که برگ و نوایی جز دعا ندارد و همانا تو هر چه خواهی ان کنی ای ان که نام او دارو و یاد او درمان و فرمان برداری او توانگری و بی نیازیست
رحم اور بر کسی که سرمایه ای جز امید و صلاحی جز گریه ندارد ای تمام کننده ی نعمت ها ای رفع کننده ی کیفرها ای روشنایی وحشت زدگان در تاریکی ها ای دانایی نیاموخته
بر محمد و پیروان محمد درود فرست و بامن انگونه رفتار کن که تو را سزد و درود خدا بر فرستاده و پیشوایان فرخنده خاندانش باد و سلام فراوان خدا برایشان باد
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای مهربان ترین مهربانان
همانطور که تعهد داده بودم چهل روز تمام این فایل را گوش دادم پشت سرهم و امروز18,4,1404 روز اخر هست که البته هنوز برای امروز را گوش ندادم فقط خواستم کامنت را بنویسم:
نکاتی که از این فایل یاد گرفتم:
مهمترین بالاترین و بزرگترین نکته این فایل این بود که خداوند را به عنوان رب، به عنوان فرمانروای کل جهان ببینم نه خالق جهان هستی، خداوند فقط خالق جهان هستی نیست بلکه قدرتمندترین موجود تو کل جهان هست. منم قبلا خدا را فقط به عنوان خالق میدیدم و اینو در اثر مکرر گوش دادن این فایل فهمیدم. فهمیدم از همه توقع دارم به همه قدرت میدم از همه حساب میبرم به جز اونی که باید ازش حساب ببرم. من فهمیدم تفاوت اینکه خدا را به عنوان رب بپرستم فرقش با اینکه خدا را به عنوان خالق بپرستم چیه، در واقع توحید را یاد گرفتم و این بهترین نکته بود.
دوم فهمیدم که خداوند سر هرگناهی منو نمیبره جهنم چرا که خیلی از گناهان ما پذیرفته شده هست و خدا خودشم میدونه انسان جایز الخطاست و توبه پذیر و مهربان هست.
سوم اینکه کساییکه میرن جهنم دیگه جاودان در جهنم هستن این نیست که میرم جهنم یه مدت عذاب بکشم بعد میرم بهشت چنین خبری نیست و تخفیفی وجود نداره. البته عذاب جاودان برای هر گناهی نیست و گناهانی که با عذاب جاودان اومده تو قرآن معلومه مثل تکذیب کردن خدا، شریک قرار دادن برای خدا، مثل ادعای خدایی کردن، مثل قوم لوط قوم ثمود،مثل مردی که گوساله را به جای خدا معبود بقیه قرار داد و…..
چهارم اینکه خدا خیلی مهربون و دوست داشتنی تر از چیزیه که فکر میکنیم، همیشه تواب هست، در توبه همیشه بازه البته به این معنی نیست که هرموقع دلت خواست گناه کنی بعد بگی توبه میکنم تو باید تا جایی که میتونی خودتو از خطا و گناه دور نگه داری و اسیر وسوسه های شیطانی نشی ولی اگه جایی از دستت در رفت این نباشه که تا اخر عمر با عذاب وجدان زندگی کنی چرا که خدا مهربان و توبه پذیر هست.
(وای این تیکه اخر نوشتنی یه جوری شدم، یادم افتاد گذشته را که سر هرچیزی عذاب وجدان داشتم سر کوچک ترین خطایی، ولی الان دیگه اینطوری نیستم.نماز صبحم قضا میشد میمردم ولی نمازی که الان به پا میدارم کلا عشق هست کلا حمد هست کلا صحبت با رب هست نه وظیفه نه عادت بلکه عشق بازی هست خدایا شکرت بابت هدایتم به این سایت و تمام خوبیهایی که یاد گرفتم. خدایا شکرت بابت استاد عباس منش و سایت قشنگش)
نکته بعدی یاد گرفتم هیچوقت از رحمت خدا نا امید نشم خدا هیچگاه ناامیدم نمیکنه اینو تجربه کردم کاملا عملی در اوج نا امیدی کمک کرد بهم و روزنه امید را تو دلم انداخت…
و هزاران هزار نکته عالی که از این فایل یاد گرفتم که بازم تاکید میکنم مهمترینش دیدن و پرستش خدا به عنوان رب العالمین و توحید داشتن هست.
پروردگارا سپاس بابت تمام نعمت هایی که نصیب من کرده ای.
سلام سپاس خدا جونم امروز هم دارم یه قدم دیگه برمی دارم تا به تو نزدیک تر بشم و عاشقانه بغلت کنم، بهم افتخار کنی و برام دست بزنی و من قوی تر از هر روز ادامه بدم برای بهتر شدن
سپاس استاد عزیز و تیم موفق عباس منش و احسنت به اینهمه سخاوت
سپاس از حضور گرم تک تک دوستان این سایت
زیبایی های این فایل هم مثل بقیه فایل های دانلودی که با سخاوت تمام در اختیارمون گذاشتن استاد بزرگوار بسیار زیاده اما همیشه یه سری مفاهیم خودشون چشمک می زنن و برای من این قسمت خیلی جالب بود که حضرت علی کسیه که خودشو از گناه و اشتباه مصون نمیدونه کسیه که اقرار داره انسانه و از خداوند طلب هدایت میکنه! من از بچگی با تعریف معصومیت اماما مشکل داشتم و ته وجودم همیشه یه رنجش از خداوند بود که اگه امامامون هیچ خطا و اشتباهی مرتکب نشدن یعنی اینکه خلقتشون با بقیه انسان ها متفاوت بوده و انگار از همون اول کامل بودن و خودشون مسیر تکامل رو پیش نرفتن! چون بالاخره انسان با خطاهاش رشد می کنه و اگر یه عده هستن که بدون هیچ خطایی کامل هستن یعنی اینکه متفاوت آفریده شدن و این منو عصبانی می کرد طوریکه گاهی اوقات با خشم به خدا می گفتم چرا باید فرق بذاری بین بنده هات و … چطور ما باید افرادی رو به عنوان الگو قبول کنیم که مثل ما نیستن و هر سوالی هم در موردشون بپرسیم یه عده زود غیرتی بشن و بگن حق نداری این حرفو بزنی و اونا امامن معصومن و … خیلی حس خوبی بود برام که یه عمر این ناراحتی تو وجودم بود این جمله رو بهش رسیدم.
روز شمار تحول زندگی من روز صد و بیست و ششم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت آرامش و امنیتم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه خواهرم برام ماکارونی آورده بود طبق درخواست ستاره قطبیم (درخواست نعمت غیرمنتظره)
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که از خداوند خواسته بودم اتفاق خوب غیر منتظره بیفته که دختر عمم زنگ زد گفت بریم خونه خواهرم و ما رفتیم اونجا و کلی خوش گذشت تولد دختر عمم هم بود و هندونه و خربزه و باقلوای خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه با اعتماد به نفس رقصیدم و دیدم محمد رضا نوه عمم خیلی خوب میرقصه به دختر عمم گفتم بیار یادش بدم و ازم قیمت آموزش رقص رو پرسید با احساس ارزشمندی گفتم 800 تومن جلسه ای 100 تومن 8 جلسه
خدایا شکرت که جلوی جمع فارغ از نظر دیگران به محمد رضا گفتم بیا پیشم بهت همین الان چند حرکت بگم ببینم میتونی که دیدم سه تا حرکت رو ازم خیلی سریع یاد گرفت کلی تحسینش کردم و به خدا گفتم مشتری هایی برام بفرس که واقعا هر چی میگم تو مدار شنیدن و درک کردنش باشن و خیلی سریع یاد بگیرن من با دیدن محمد رضا برام باور پذیر شد که میشه یه بار حرکت رو بگی و شاگرد هم زود یاد بگیره و عمل کنه و کل تمرکزشو بده بهت
خدایا شکرت در راستای بهبود اتاقم دیدم که یه سطل زباله میخوام واسه اتاقم تا آشغالارو بریزم که امروز خریدم و برای خرید چاقو برای مادرم هم کمک کردم
خدایا شکرت بابت کامنت های پر از آگاهی رو امروز خوندم و لذت بردم من واقعا سپاسگزارم از استاد جان و خانم شایسته جان و دوستان عزیزم
خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار کباب بال مرغ و برای شام چلوکباب با سالاد خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه تو حیاط خونمون نشستم و بابت شب عالی و آسمون زیبا و ستاره های فراوان و درخشان و دو آپارتمان همسایمون و هوای فوق العاده و حیاط قشنگمون و صندلی و نردبان تو حیاطمون سپاسگزاری کردم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
باورهای توحیدی علی(ع) در دعای کمیل
استاد میگه امروز میخوام درمورد دعای کمیلِ حضرت علی صحبت کنم
میدونیم که شخصیت حضرت علی بسیار برجسته و بزرگ و عظیمه
دعای کمیل توحیدی ترین دعایی است که بعد از کلام الله نوشته شده
وقتی میخونم اشکم سرازیر میشه چقدر نگاه توحیدی داشته حضرت علی
و چقدر حضرت علی تونسته بزرگ فکر کنه و چقدر خوب خدارو درک کرده
چقدر این انسان یگانه پرست بوده
میخوام از شخصیت حضرت علی یاد کنم شخصیتی که چقدر خوب خدارو درک کرده و خیلی به ما میتونه کمک کنه در درک بهتر پروردگارمون
این بحث های فرقه ای که متاسفانه باعث شده خودمون و اسلام تضعیف بشه بذاریم کنار و نگاه عمیق تری داشته باشیم
شروع میکنیم دعارو:
_چقدر زیبا حضرت علی خداوند رو توصیف میکنه
نگاه علی تو این دعا نگاهیه که ابراهیم به خداوند داره
نگاهی که تمام هستی تمام قدرت و تمام حکمت و علم در دستان یک نیروئه در دستان خداست
_حضرت علی میخواد از خدا کمک بخواد که هدایتش کنه
حضرت علی خوب میدونه که همونطوری که ابراهیم از خدا خواست تا هدایتش کنه حضرت علی هم از خداوند میخواد که هدایتش کنه و خودشو در برابر خداوندش عاجز میدونه
فریاد زدن اینکه من مسلمانم من شیعه ام من سنی ام من به خدا اعتقاد دارم فایده ای نداره در عمل باید نشون بدی
فریاد زدن اینکه امام اول من علیه فایده نداره
باید ببینیم که چقدر مثل حضرت علی داریم عمل میکنیم نه فریاد و داد و بیداد زدن و طبل تو خالی بودن (مثل عزاداری ها که واقعا تو مغز من نمیگنجه برای چیه این کارا)
_چقدر زیباست که علی (ع) درخواست میکنه که خداوند بیامرزتش
چقدر قشنگ انتخاب میکنه کلمات رو
وقتی انسان در مسیر خطا حرکت میکنه دیگه امیدی به خدا نداره در مداری قرار میگیره که خداوند دیگه امید و ایمان نداره
_وقتی انسان در مسیر اشتباه قرار میگیره دیگه بدیهی میشه واسش اشتباه دیگه اون حیا و شرم رو از دست میده
وقتی شما در مدار غلط قرار میگیرید دیگه توی اون مدار چیزای اشتباه وجود داره
وقتی انسان افکار و باورهای نامناسبی داره در مداری قرار میگیره که اتفاقات نامناسبی واسش میفته
_علی(ع) از خدا میخواد که شفاعتشو بکنه
ما راه رو گم کردیم که از غیر خدا میخوایم شفاعت ما رو بکنه(مثل رفتن به جاهای زیارتی و امید بستن به رئیس اداره و به دیگران گفتن مارو هم دعا کن تو پاکی )
حضرت علی پیامبراکرم رو داشت ولی توی هیچ قسمتی از دعا از پیامبر نخواسته که شفاعتشو بکنه و کمک کنه نزدیک تر بشه به خداوند
حتی حصرت علی در زمانی زندگی میکرد که پیامبر زنده بود نزد پیامبر بزرگ شد و با دختر پیامبر هم ازدواج کرد
بارها و بارها خداوند تو قران میگه که هیچ کسی نیست شفاعت شما رو بکنه غیر از خداوند
حضرت علی چقدر قشنگ این موضوع رو درک کرده که از خدا میخواد کمکش کنه از خدا میخواد شفاعتش رو بکنه
_حضرت علی از خدا میخواد کمکش کنه که یاد خودشو در دل علی زنده نگه داره و فروتن و متواضع نگهش داره
_حضرت علی درخواستشو مثل کسی میکنه که تهی دست و فقیر شده
همه ما به الله فقیر هستیم
حضرت علی یکی از ثروتمندان عرب بوده
حضرت علی و هیچ کدوم از ائمه ما فقیر نبودند
نخلستان های حضرت علی الآنم معروفه
ولی فقیر به خدا بود ما هممون به خداوند فقیریم
هر چقدر احساس عجز نسبت به خدا داشته باشیم خداوند به ما مقام و مرتبت بالاتری میده
هر چقدر در مقابل خداوند سرکش تر و مغرور تر باشیم در جهان خفیف تر و پست تریم
_چقدر ما خطاهایی کردیم حقمون بوده که آبرومون بره ولی خدا آبروی مارو حفظ کرده
این لطف پروردگاره به ما این بخاطر فضل خداونده
_حضرت علی درخواست میکنه که هدایت بشه و درخواست میکنه که خداوند اون رو به مسیر های زیبا هدایت کنه
ما معنای قرآن و نهج البلاغه و این دعاها رو نمیخونیم که اگر به فارسی بخونیم و درک کنیم نگاه ما به خداوند تغییر میکنه
_حضرت علی کسیه که خودشو از گناه و اشتباه مصون نمیدونه کسیه که اقرار داره انسانه و از خداوند طلب هدایت میکنه چقدر بزرگه شخصیت حضرت علی
ما اگر میخوایم خدارو پیدا کنیم باید نگاهمون رو تغییر بدیم و ببینیم که حضرت علی چجوری داره با خدای خودش صحبت میکنه با چه احساس عظیمی با چه نگاه قشنگی
این نگاه نگاهِ متفاوتیه به خدا
همه ما باید این نگاه رو به خداوند داشته باشیم این امید رو به خداوند داشته باشیم
همون خدایی که مارو به اینحا رسونده
ما یه طفلی بودیم که نمیتونستیم از خودمون محافظت کنیم و به خودمون ضربه میزدیم و انسان ضعیف و رنجوری بودیم در هنگام تولد ما همچین آدمی بودیم ولی خدا به ما کمک کرده و الان روی پای خودمون وایستادیم
خیلی موقع ها گردن کلفت شدیم برای خیلیا برای پدر مادرمون برای مردم و…
این دیدگاه علی (ع) رو ببینید که چقدر متفاوته
حضرت علی معروف بوده به جنگاوری حتی به جای پیامبر میخوابه ولی اینحا داره خودشو اینطوری نشون میده ها
_میگه چطور میخوای تو منو عذاب کنی حال آنکه من به یگانگی تو ایمان دارم چون اگه این باور رو داشته باشی عذاب نمیشی
این مهم ترین نکته هست ایمان به یگانگی الله ایمان به ربوبیت الله
همه خداوند رو فقط به عنوان خالق قبول دارن(کسانیکه از غیر خدا میترسن) ولی به عنوان رب قبول ندارن
تنها قدرت حاکم بر جهان هستی الله هست
هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی تو نداره
اگر به ربوبیت خدا باور داری تمام جهان در اختیار توست
از تهدید کسی نترس
جلوی کسی دولا راست نشو
به کسی التماس نکن
قدرت رو به کسی نده
_حضرت علی میگه آدمایی که انقدر فهمیدند انقدر درک کردند که میدونند در مقابل تو هیچی نیستند
_تو که میدونی من توی زندگی زمینی که خیلی عذابش کوچیکه کم میارم دووم نمیارم ناتوانیم رو داری میبینی چطور فکر میکنی که بتونم عذاب پایدار ابدی رو دووم بیارم
کلمه عذاب رو تو قرآن سرچ کنید اونوقت میفهمید که برای چه اعمالی تو قرآن عذاب اومده
اما توی هر جایگاهی که باشی اگه توبه کنی همه گناهانت پاک میشه
خداوند خیلی بخشنده و مهربونه خیلی خیلی عظیمه
_شاید من انقدر پوستم کلفت باشه تا عذاب جهنم رو تحمل کنم اما دوری تو (خدا) رو چجوری تحمل کنم
_اگر مرا در دوزخ بندازی بازم صدات میزنم که کجایی معبود من ای ولی من ای سرور من ، من به ستایش تو مشغولم
_حضرت علی اون باوری که نسبت به خداوند داره باور داره که خداوند بنده یکتاپرستشو در آتش دوزخ نمیندازه
ما نمیتونیم با ترس از خداوند عاشق خدا بشیم و خدارو بپرستیم
عشق به خداوند با ترس به وجود نمیاد
من از مقام پروردگارم میترسم نه خودش
خدا عشق مطلقه
اگه ما جهنم بریم بخاطر اعمال خودمونه
جهنم چیزی نیست غیر از دوری ما از خداوند
خودمون جهنم رو برا خودمون به وجود میاریم نه خداوند
اما کسی که به یگانگی و قدرت خداوند ایمان داره هم تو این دنیا خوشبخته هم تو اون دنیا چون وصله به خداوند
دوری از خداوند و افکار و اعمال اشتباهمون مارو میبره جهنم
میزان آرامشت تنها معیاریه که بهت میگه چقدر به خداوند نزدیک بودی امروز
اگه من تو زندگیم آرامم و ترس و خشم ندارم و اگر امید دارم اگر عشق و امید و آرامش دارم یعنی با منبع با خداوند در ارتباطم
وقتی که من با خدای خودم ارتباط نداشته باشم من عصبانی و خشمگین و گریان و افسرده ام و تنهام و جهنم رو تجربه میکنم و خودم با اعمال و افکارم میکنم نه خداوند
_به اندازه ای که خدا رو باور میکنی به همون اندازه بهت میده
خدارو باور کن
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه محتاج و فقیرم
خدایا بهم نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عالی و خوشبختی و شادی بده
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و هدایتم میکند خدایا من لایق نعمت و ثروت امروز هستم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
در هر کاری خالص بودن به این معناست که هر کاری هرکاری میکنیم فقط رضای او رو ببینیم
کارهای خونه رو هم انجام میدیم باید برای رضای او و با عشق و دوست داشتن باشه
از غذا درست کردن تا نظافت برسه
برخورد با مشتریها و دیدن همسایگان
باید به هر انسانی نگاه میکنیم او را تکه ای از خداوند بدانیم و وقتی انجام این کار با شور و شوق و عشق انجام و تکرار بشه بعد میبینیم ما به خدا متصل شدیم و همه کارها روان انجام میشه و همه دستانه خداوند برای من میشوند
و به این نوع دیدگاه میگن نگاهه توحیدی
و باور کنیم که خداوند همه کاره هست
ما هیچیم در برابرش قدرت و توان از آن اوست
و چقدر آرامش پیدا میکنیم
خدایا شکرت که هر روز دارم با شناخت بهتر قوانین و اجرای آن در زندگی و کسب و کارم بهت نزدیکتر میشم و دسترسی به نعمات و ثروت و فراوانی جهان زیبایت آسانتر میشود برایم
و خیلی خوشحالم که اتفاقات خوبی در پیش رو دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم تو برای من کافی هستی
در انجام هر کاری برای هر کسی فقط خدا رو ببینیم
و توکل و ایمان بهش داشته باشیم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام ب عموحسین عزیزم
سلام خانم شایسته بهترازجان
سلام ب هما دوستان گل ازگلستان باغ عباسمنش
توحید در رفتارهای روزانه به این معناست که در هر کاری، نیت و هدف ما تنها رضای خداوند و تقرب به او باشد. در زیر به چند نکته در این باره اشاره میکنم:
1. نیت خالص داشتن
قبل از انجام هر کاری، از خودمان بپرسیم که چرا میخواهیم این کار را انجام دهیم. آیا برای رضای خداوند است یا برای چیز دیگری؟
2. همه کارها برای خدا
: حتی کارهای روزمره مثل کارهای خانه، خرید، یا رفتن به سر کار را با نیت انجام وظیفه در برابر خداوند و برای کسب روزی حلال انجام دهیم.
3. توکل بر خدا:
در طول روز در هر موقعیتی، اعم از موفقیت یا شکست، به یاد داشته باشیم که همه از جانب خداوند است و تنها به او توکل کنیم.
4. پرهیز از ریا:
سعی کنیم اعمال و رفتار ما به گونهای نباشد که دیگران را به خود متوجه کنیم و بخواهیم از آنها تعریف و تمجید بشنویم.
5. شکرگزاری:
در هر شرایطی، شکرگزار نعمتهای خداوند باشیم. اعم از نعمتهای ظاهری مانند سلامتی، خانواده، و رزق و یا نعمتهای باطنی مانند ایمان و خرد.
6. تفکر و تعقل:
در انجام کارها، تفکر و تعقل داشته باشیم و راههای درست و منطقی را انتخاب کنیم، چرا که عقل و تفکر از نعمتهای الهی است.
7. پرداخت به وظایف الهی
به وظایف دینی و الهی خود در طول روز عمل کنیم؛ مانند نماز، روزه، صدقه، و سایر واجبات و مستحبات.
8. توحید در مالکیت: باور داشته باشیم که تمام داراییها و تواناییهای ما متعلق به خداوند است و ما فقط امانتدار هستیم.
9. رفتار نیک با دیگران:
با دیگران با مهربانی و عدالت رفتار کنیم، چرا که رفتار ما با خلق خدا، بخشی از توحید ما در عمل است.
10. مراقبت از اعمال:
در پایان روز، اعمال و رفتار خود را مرور کنیم و ببینیم که چقدر توانستهایم با نیت الهی و رضای او رفتار کنیم و برای بهبود تلاش کنیم.
با عمل به این نکات، میتوانیم توحید را در رفتارهای روزانه خود پیاده کنیم و به تقرب بیشتر به خداوند دست یابیم.
باارزوی شادی وسلامتی واس همه شما دوستای گلم بهترین ها رو واس همتون از رب ارزومندم
404\5
به نام پرورگار مهربان
اجرای توحید در عمل 2
به نام تو که نوری ، نوری به قلب من بتابون که در تاریکی هام .
واقعا برام سخته که در مورد این فایل بنویسم و بگم که چه چیز هایی از ذهنم گذشت .
از پروردگار میخوام هدایتم کنه به طرح موضوع و راه حل.
هر چه قدر که این فایل جلو میرفت بیشتر حس کردم چقدر از توحید و پروردگار دور شدم .
به خودم قول دادم از مرور گذشته دست بردارم چون احساسم رو بد میکنه ، ولی این بار یک درس پشتته ، در واقع دارم با این عینک نگاه میکنم که چه عاملی باعث اون نتایج شد و من باید تصحیحش کنم .
اولین موضوع اینه که من با متوجه شدن قانون مند بودن جهان دچار شرک پنهان شدم .
فهمیدن این موضوع که ما در دنیایی زندگی میکنیم که طبق قوانینش پیش میره و پروردگار هیچ دخل و تصرفی در نتایج ما نداره ، باعث شد جایگاه پروردگار در ذهن من کم رنگ شه .
یعنی این تغییر خدای احساساتی به خدای قانون مند باعث شد حس کنم بی نیازم به پروردگار .
چرا که ما در یک ستینگ قانون مند قرار داریم .
چقدر خوشحالم و متحیر از پیدا کردن این موضوع ، حس میکنم یک بند بازم که قصد کردم از یک لبه ی کوه بپرم به سمت دیگه و بین راه معلقم .
بنطر میاد من در این شیفت ذهنی در دیدگاهم نسبت به پروردگار اصل رو فراموش کردم .
مگه غیر از اینه که همین قوانین رو خود پروردگار در این جهان گذاشته ، مگه تمامی این نظم ها انشعابی از نور و انرژی خودش نیست ؟
داشتم دنبال یک مثال برای ذهنم میگشتم ، که به ذهنم بگم عاطی زوم اوت کن و جهان رو فراتر ببین .
به عنوان مثال من بخش زیادی از بدن انسان رو سال ها به واسطه ی رشته م خوندم ،سازوکارش رو ، بیماری هاش رو ، ولی آیا صرف دونستن این سازوکار باعث میشه بتونم تو محیط آزمایشگاهی تو بهترین شرایط یک انسان مثل انسان طبیعی خلق کنم ؟
من در جهانی زندگی میکنم که راه هاش با نور پروردگار ، با انرژی ش ساخته شده ، بعدش بیام این نور رو حذف کنم ؟ چیزی می مونه ؟
چطور ذهنم داشت گولم میزد ؟
چرا فکر کردم بی نیازم از صحبت با پروردگار ؟
چرا خودم رو تنها کردم ؟
چرا با نوری که منو آفرید ، به من زندگی داد ، من رو موفق کرد قطع ارتباط کردم ؟
من واقعا به خودم ستم کردم از روی جهل …
پرودگارا هدایتم کن ..
واقعا من به هر نور و آگاهی ای از سمت تو محتاجم ..
دومین موضوع که شاید بهتر باشه تو دوره روابط مطرح کنم ، ولی اینجا مینویسم چون به نظر میاد دومین علت شرک پنهان منه.
نمیدونم چطور عنوان کنم ، از پروردگار میخوام هدایتم کنه .
از سال 95 که 22 سالم بود و اولین بار عاشق شدم و عشق زمینی رو تجربه کردم حس میکنم یک گسست بین من و پروردگار ایجاد شد ، و تقریبا من ازون سال هیچ دستاورد بخصوصی مثل قبلش که چقدر پر رنگ بود ، پیدا نکردم
نمیدونم و هیچ توجیهی براش ندارم ،
هر چند من بعد از اون تجربه ها انسان بهتری شدم ، واقعی تر شدم ، کم قضاوت تر ، لطیف تر ، مهربون تر ، ولی با هر بار عشق رو تجربه کردن انگار اون رابطه ی اصلی من با پروردگار گم شد .
شاید برای همینه که به رابطه ی مورد علاقه م نرسیدم .
شاید این بین کسی که باید برای من بهترینم رو پیدا میکرد ،فراموش کردم ، فراموشی که نه ، کم رنگ شدن .
این موضوع رو خیلی وقته متوجه شدم ولی هیچ وقت جوابی براش نداشتم ،الان هم ندارم ،
یاد مولانا میفتم که میگه
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان سر رهبر است
شاید این عشق رو تجربه کردن ها ، درد ها ، آموختن هایی در پی داره نمیدونم
شاید الان که دارم در موردش مینویسم شروع یک بازگشتی باشه
هنوز هم نمیدونم چطور میشه عاشق بود و همزمان عاشق پرودگار بود ، از بزرگ ترین اعتراف هامه
مگه غیر اینه که پروردگار صاحب همه ی ماست ،
پس چرا نباید ذهن من این موضوع رو بپذیره ؟
تو مرحله ای هستم که مفاهیم رو میدونم ، ولی عمقی با تموم سلول هام نمیتونم عمل کنم و باور صد در صدی داشته باشم /
این کامنت و این نوشته رو میذارم مقدمه ای برای تغییرم .
برای اینکه از پروردگارم بخوام هدایتم کنه ،با نشونه ها ،با مثال ها ، که بتونم برای ذهنم فکت بیارم.
به امید روزی که این باور درم نهادینه شه .
. اون روز جشن آزادی روح منه …
دوستون دارم خیلی زیااااد
سلام ب شما دوست عزیز
من با خواندن کامنت شما
ب این شرک خفی در درونم پی بردم
من هم همین دیدگاه رو پیدا کرده بودم
که تغییر خداوند احساسی ب خداوند قانونمند
باعث شده
بود جایگاه پروردگار در ذهن من کم رنگ بشه
وحس کنم بی نیاز ب پروردگارم هستم
وچقدر خوشحال شدم که ب این موضوع پی بردم وشاکر خداوند هستم واز شما دوست خوبم تشکر میکنم واین سایت بینظیر استاد که راهنمای ماست
آسیه عزیزم سلام
امیدوارم که خوب باشین
ممنونم از اینکه با کامنتتون باعث شدین حس کنم که من تنها نبودم .
حقیقتش اینه که وقتی خودم این موضوع رو فهمیدم ، خیلی از روز ها ، تصمیم ها ،رسیدن ها و نرسیدن ها از ذهنم گذشت.
امروز 17 مین روز از روز اولی هست که سربرگ اجرای توحید در عمل رو شروع کردم ، و میخوام بگم هر چقدر که جلوتر میرم بیشتر متوجه میشم تمام نشدن های من از برداشت و تفسیر اشتباهم بود و دارم این اتصال قطع شده یا کم رنگ شده رو دوباره ترمیم میکنم.
واقعا خوشحالم که این موضوع براتون کمک کننده بوده
لحظه هاتون مملو از نور و زیبایی باشه آسیه عزیزم
سلام به شما دوست خوبم
میتونم از شما خواهش کنم م بیشتر برام توضیح بدید تا برای من هم جا بیفته کگقتید دارم این اتصال قطع شده یا کم رنگ شده رو دوباره ترمیم میکنم یعنی چه ؟
آیا دارید رو باورهاتون کار میکنید ؟یاترمزه های ذهنیتون را پیدا میکنید
ممنونم از شما
سلام دوست عزیزم
لازم دونستم که نکته ای رو بگم و اون اینه که عشق حقیقی،فقط و فقط و فقط خداست .
نمیدونم چقدر موفق بودم اما
همه ی زندگیم سعی کردم هیچ عشقی رو در قلبم بجز عشق خداوند راه ندم و همه زندگیم رو سعی کردم پایبند به این باور باشم و انصافا هم خداوند چقدر خوب برام جبران کرد،
همسری بهم داد که هر روز زندگی زیباتری رو باهاش تجربه میکنم و هر روز که از خواب بیدار میشم جزء اولین سپاسگزاری هامه.
اول و آخر خداست.
من عاشق خدایی هستم که همه چیزم از اونه ،
قلبم جایگاه خداوند هست و همیشه این جمله رو با خودم و خدای خودم تکرار میکنم که : خدایا قلبم فقط و فقط جایگاه توست، نه هیچ کس دیگه ،
نه هیچ کس دیگه
و نه هیچ کس دیگه .
این حرفارو در مقابل اون جمله ات که گفتی( هنوز نمیدونم چطور میشه عاشق بود و همزمان عاشق پروردگار بود) زدم.
دوست عزیزم
تمام قلبت رو بده به رب
و ببین برات چه میکنه …
سلام بر همگی عزیزان
دیروز از خداوند مدام طلب هدایت میکردم و هدایت شدم که باید عبادت و بندگی کنم. بعد هر قدم خود خدا هدایتم میکرد که چه کنم . شب تقریبا ساعت ده بود و من باید تا پاسی از شب برای عبادت بیدار میموندم و دوباره هدایت شدم به این فایل. تا حالا ندیده بودمش فقط از خواهرم شنیده بود که بینظیره. وقتی گوشش دادم فهمیدم ستایش خدا چقدر از دیدگاه علی ع بینظیر است و ستودنی . امشب هم تصمیم گرفتم برای بار دوم باز هم قبل از خواب گوشش کنم .
خداوندا من به هر هدایتی از تو فقیرم . شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت شکرت
دقت کنید به کلمات علی (ع)، میگه تو میخوای منو عذاب کنی حال آنکه من به یگانگی تو ایمان دارم؟ این مهم ترین رکنه، این مهم ترین موضوعه، ایمان به یگانگی الله، ایمان به ربوبیت و نه الوهیت، این تفاوته. من بارها و بارها گفتم توی قرآن همه ی افراد به الله اعتقاد داشتند به عنوان “خالق”، نه به عنوان “رب”، نه به عنوان قدرتمندترین فرمانروای جهان. همه به عنوان اللهی که خلق کرده اعتقاد داشتند. همین چندوقت پیش من یه فیلمی رو نگاه کردم به نام “نوح” سال 2014 ساخته شده، در کل این فیلم هرگز از کلمه ی GOD استفاده نکرده. از کلمه ی خالق (Creature) استفاده کرده. هرگز از کلمه ی GOD یا Senior یا Boss استفاده نمیکنه، از کلمه ی “خالق” استفاده میکنه. همه قبول داشتن که خداوند خالقه، همه قبول داشتن که الله خالقه، اما کسی قبول نداشت که اللهی که خالقه “رب” هم هست، پروردگار هم هست، قدرتمند هم هست، تنها قدرت حاکم بر جهان هستیه. فرعون به موسی گفت منم الله رو قبول دارم اما رب تو منم. تو باید قبول کنی که من رب تو هستم. ربوبیت از آن منه.
حضرت علی (ع) میگه که چطور میخوای منو عذاب کنی اگر من به یگانگی تو و به ربوبیت تو اعتقاد دارم؟ چون این مهم ترین فاکتوره. چون کسی که این فاکتور رو داشته باشه عذاب نمیشود. کسی که خدا رو به عنوان قدرت ببینه، نه کسی که خدا رو به عنوان خالق ببینه. همه خدا رو به عنوان خالق قبول دارن. شاید در عصر جدید باشه که بعضیا بی خدا هستند، وگرنه در گذشته همه خدا رو به عنوان خالق قبول داشتن، اما از همه حساب میبردن، از همه می ترسیدن، جلوی یک رئیس بانک تا کمر دولا میشدن، از پادشاهان می ترسیدن، حساب میبردن، به خاطر اینکه خدا رو به عنوان رب قبول نداشتن، به خاطر اینکه از لحاظ ذهنی قدرت رو به بقیه داده بودن، نه به خداوند و این تفاوت علی و بقیه س. اگر میخوایم جایگاهی پیش خداوند داشته باشیم یادمون باشه تنها قدرت حاکم بر جهان هستی اللهه. هیچ کس دیگه ای مطلقا قدرت نداره تو زندگی تو، هیچ کس دیگه ای هرگز این قدرت رو نداره و اگر ربوبیت خداوند رو باور کنی تمام جهان در دستان توست. این نکته ی کلیدی این دعاست و در تک تک آیه های قرآن این موضوع فریاد زده شده. “لا اله الا هو” معبودی جز او نیست. “الحمدلله رب العالمین” سپاس اللهی را که ربه، فرمانروای جهانیان و عالمینه، تمام عالم ها. این چیزیه که ما باید باورش کنیم، این خداییه که باید پذیرفته بشه، نه فقط یک خدای خالق، نه فقط یک خدای مهربان، بلکه یک خدای قدرتمند که فقط یک قدرت و یک نیرو در جهان وجود داره و قدرت اداره کردن جهان هستی رو داره، قدرت زنده کردن و قدرت مرگ رو داره، این خداییه که باید باورش کرد، این چیزیه که باید یادش بگیریم. نگران کسی نباش، از تهدید کسی نترس، جلوی کسی دولا نشو، به پای کسی نیفت بخاطر چندرغاز پول به کسی التماس نکن، قدرت رو در دستان کس دیگه ای قرار نده اگر میخوای به بهشت بری، اگر میخوای تو این دنیا و اون دنیا عزت داشته باشی، همونطور که علی (ع) بود.
( کپی شده از نوشته آمیتیس عزیز.
https://abasmanesh.com/fa/monotheistic-beliefs-in-komeil/#comment-1062525)
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی خواستم چکاپ فرکانسی دوازده قدم رو بنویسم، تنها چیزی که خیلی خوب زدم، قسمت ارتباطم با خداوند بود و دلم خوش بود دیگه این مورد رو اوکی هستم، اما بعد از این چندسال تازه فهمیدم که اصلا ارتباطی با خداوند نداشتم که بخواد خوب باشه. من فقط خدا را به عنوان خالقی که ما را آفریده می دانستم و نه بیشتر. کلا فکر می کردم خدا ما را آفریده و گفته برید به امان خدا و خودتون گلیم تون رو از آب بکشید بیرون. و همه قدرت داشتند غیر از خدا، و جالب اینجاست که هر وقت کسی بخواد عمق یه فاجعه رو نشون بده، مثلا میگه بچه رو سپردی به امان خدا!!! و از این جور مثال ها. یعنی خدا به اندازه ی حتی یه بچه قدرت نداشت، و الان هم که به خیال خودم دارم روی خودم کار میکنم، تازه متوجه شدم بابا قدرت دست یکی دیگه است، حالا این تغییر مقام چقدر زمان ببردخدا داند.
به قول خیام
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد.
خیام بعد از 72 سال فهمید که هنوز هیچی متوجه نشده، واین بینهایت بودن درک و حقیقت رو میرسونه و ما باید بسته به توان مون در این مسیر حرکت کنیم و لحظه ای دست نکشیم. و
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.
خدا را شکر که به اندکی از جهل خودم واقف شدم، و درخواست رفع اون رو دادم، خدایا سپاسگزارم
به نام خدای اگاهی دهنده
تعهد220
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم به مهربانیت که همه چیز را فرا گرفته و به نیرویت که بدان همه ی موجودات را مقهور ساخته ای و هر موجودی در برابر ان خاک و خاکسار گشته و به جبروتت که بدان بر همه چیز چیره شده ای و به ارجمندیت که هیچ موجودی در برابر ان نایستد و به بزرگی ات که همه ی موجودات را پر کرده است و به فرمانرواییت که بر فراز همه جیز قرار دارد و به ذاتت که پس از نیستی همه ی موجودات پاینده است و به نام هایت که همه ی کرانه ی هستی را پر کرده است و به داناییت که همه ی موجودات را فرا گرفته و به روشنی ذاتت که همه ی موجودات از او روشنایی یافته اند
ای روشنایی بسیار پاک ای ابتدای هر اغاز و ای سرانجام هر پایان
خداوندا بیامرز ان گناهانم که پرده ی پاکدامنی ها درد
خداوندا بیامرز ان گناهانم کخ عذاب و کیفر فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که نعمت ها را دگرگون سازد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که اجابت دعاها باز دارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که بلا فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که امید را قطع میکند
خداوندا بیامرز هر گناهی که کرده ام و هر خطایی که از من سر زده است
خداوندا همانا من با یاد تو به تو نزدیکی جویم و به وسیله ی تو از درگاهت شفاعت خواهم و به حق بخشندگیت از تو درخواست میکنم که مرا به خودت نزدیک کنی و سپاست را بر من ارزانی داری و یاد خود را در دلم افکنی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند فروتنی خاک و خاکسار که کار را برمن اسان گیری و به من رحم اوری و مرا به انچه به من قسمت کرده ای خشنود و قانع گردانی و در همه حال فروتنم نمایی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند کسی که سخت تهی دست شده و خواسته اش را به گاه هجوم دشواریها نزد تو اورده است و میل و رغبتش به انچه نزد توست فزونی یافته است
خداوندا حکومت تو بزرگ و جایگاه تو بالاست و تدبیر تو نهان و فرمانت اعیان است و قدرت تو چیره و و تواناییت نافذ و کاراست و گریز از فرمانروایی تو ناشدنیست
خداوندا برای گناهانم امرزنده ای و برای زشتی هایم پوشاننده ای و برای کردار زشتم کسی را نیابم که ان را به کردار نیک گرداند مگر تو که معبودی جز تو نیست پاک و منزهی تو به ستایشت مشغولم
من بر خویشتن ستم کردم و از سر نادانی گستاخی کرده ام و دلم ارام گرفت به این که از قدیم مرا یاد کرده ای و نعمت خود را بر من ارزانی داشته ای
خداوندا سرورا بسا زشتی ها که ان را پوشاندی و بسا بلاهای گران که از من بگرداندی و بسا لغزش ها که مرا از ان نگاه داشتی و بسا ناگواریها که از من راندی و بسا ستایشهای زیبا که سزاوار ان نبودم و تو انرا بر سر زبانها پراکنده ساختی
خداوندا گرفتاریم بس بزرگ است و پریشانی ام مرا از حد صواب و اعتدال گذرانده و کردارم دست مرا از رسیدن و رستگاری کوتا کرده و زنجیرهای وابستگی مرا به بند کشیده و زمین گیرم کرده است و ارزوهای بلند مرا از رسیدن به سود حقیقی بازداشته و دنیا با فریبکاری های خود مرا فریفته است و نفسم با گناهان و سهل انگاری اش مرا به ورطه فریب فروافکنده است
سرورا از تو درخواست میکنم که به حق ارجمندیت که مبادا بدیه کردارم دعایم را از اجابت تو باز دارد
پروردگارا مرا بر انچه از نهانم اگاهی داری رسوا مساز و به واسطه ی کردار بد و کارهای ناروایی که نهانی از من سرزده و اصرار در گناه و نادانی و بسیاری شهوات و غفلتی که داشته ام در کیفرم شتاب مدار
خداوندا به حق ارجمندیت در همه حال نسبت به من مهربان باش و در همه ی کارها برمن رحم اور معبودا پروردگارا جز تو چه کسی را دارم از او درخواست کنم تا زیان و گزندم برطرف سازپ و در کارم نیک نگرد
معبودا و سرورا تو بر من فرمانی دادی ولی من در انجام ان از نفسم پیروی کردم و در این باره از فریبکاری دشمنم حذر نکردم پس او به دلخواه خویش مرا فریفت و قضا و قدر با او همراهی کردودر اثر انچه بر من رفت از پاره ای از احکام و حدودت درگذشتم و با پاره ای از فرمان هایت مخالفت کردم
پس در همه ی این احوال تو را ستایم و اینک در انچه قضای تو بر من رفته و حکم و ازمایشت مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانی ندارم
خداوندا اینک در حالی که به درگاهت امده ام که بر خویش تقصیر و زیاده روی کرده ام و عذرخواه و پشیمان و شکسته و معذرت جو و امرزش خواه و توبه کار واعتراف کننده و اقرارگر بر گناهانم هستم گریزگاهی بر کرده ام نیابم و پناهگاهی که در کار خویش بدان رو کنم ندارم جز اینکه پوزشم را بپذیری و مرا در عرصه ی رحمت خود دراوری
خداوندا پوزشم بپذیر و بر پریشانی ام رحم اور و مرا از رشته ی سخت گناهانم برهان
پروردگارا به ناتوانی پیکرم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن ای ان که به افرینش و یاد و پرورش و احسان و غذا دادنم پرداختی اینک مرا به همان بزرگواری و نیکی پیشین خود که بر من روا داشتی ببخش
معبودا و سرورا و پروردگارا ایا تو به راستی چنانی که مرا به اتش خود عذاب دهی و حال ان که به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یاد تو گویا شده و نهادم به دوستی تو پیوند خورده و از روی صداقت و راستی به وجود تو اعتراف کرده ام و مقام پروردگاریه تو را فروتنانه ستوده ام این گمان چه دور است
تو بزرگتر از انی که دست پرورده ات را به تباهی کشی یا ان را که پناه داده ای اواره سازی و یا کسی که خود سرپرستی کرده ای و به او مهر ورزیده ای به گرفتاری و بلا واگذارش کنی
معبودا و سرورا و صاحبا ای کاش میدانستم که ایا چنین است که اتش را بر رخساره هایی چیره میسازی که در برابر بزرگی تو به سجده درامده اند
وایا چنین است که اتش را بر زبانهایی چیره میکنی که صادقانه زبان به یکتایی تو گشوده اند ستایشگرانه سپاس تو گفته اند و ایا چنین است که اتش را بر دلهایی قاهر میسازی که از روی یقین به خداوندی تو اعتراف کرده اند و ایا اتش را بر نهادهایی چیره میکنی که درباره ی تو به قدری دانایی بدست اورده اند که در پیشگاهت خاک و خاکسار شده اند و ایا اتش را بر اعضایی چیره میسازی که فرمان بردارانه ره به سوی پرستش گاه هایت پیموده اند و با اعتراف به گناهان خود از تودرخواست امرزش دارند چنین گمانی به تو نداریم و با وجود فضل تو چنین خبری از تو نیافته ایم ای بزرگوار
ای پروردگار تو ناتوانیه مرا در برابر اندکی از بلاهای دنیا و کیفر های ان و ناگواری هایی که معمولا بر ساکنانش شود میدانی هرچند درنگ در این بلاها و ناگواری های اندک ماندنش ناچیز و زمانش کوتاه است پس چگونه بلای اخرت و ناگواریهای سخت ان را تاب اورم در صورتی که بلای اخرت دیرپا و پایدار است و دوزخیان را در ان تخفیفی نباشد
سرورا چگونه تاب ان ارم در حالی که بنده ای ناتوان و خوار خرد و بی نوا و درمانده ی تو هستم
صاحبا برای کدامین کار به تو شکایت اورم و سرورا و پروردگارا و معبودا برای کدامین چیز بگریم و شیون سر دهم ایا برای عذاب دردناک و سخت یا برای طول بلا و مدت ان پس اگر مرا برای کیفرها در شمار دشمنانت دراوری و با گرفتاران بلایت در یکجا گرداوری و میان من و اولیا و دوستانت جدایی افکنی گیرم معبودا و سرورا و صاحبا گیرم بر کیفر تو شکیبا باشم اما چگونه بر دوری تو شکیبایی ورزم گیرم بر سوزندگی اتشت صبر ارم اما چگونه محرومیت از نظر به سوی کرامت تو را صبر توانم نمود یا چگونه در اتش درنگ کنم و حال انکه به گذشت تو امیدوارم پس سرورا و صاحبا به حق ارجمندیت از روی راستی سوگند میخورم که مرا اگر در اتش گویا و ناطق رها کنی هر ایینه در میان دوزخیان به درگاهت شیون بر ارم همانند شیون ارزومندان و همچون فریاد خواهان به درگاهت فریاد براورم و مانند عزیز گمشدگان بر تو بگریم و تو را هرکجا باشی ندا دهم کجایی ای سرپرست مومنان ای نهایت ارمان عارفان ای فریاد رس فریاد خواهان ای محبوب دل راستگویان و ای معبودجهانیان پاک و منزهی تو ای معبودم و به ستایش تو مشغولم
ایا چنین است تو در دوزخ بانگ بنده ای مسلمان را بشنوی که برای مخالفتش به بند کشیده شده و مزه ی کیفر ان را به خاطر نافرمانی اش چشیده و به خاطر جرم و خطایش در میان طبقات ان زندانی شده است و حال ان که او همچون بنده ای امیدوار به رحمتت شیون کند و با زبان یکتا پرستان تو را ندا دهد و به پروردگارب تو توسل جوید سرورا چگونه در عذاب بماند حال ان که به انچه از بردباری تو گذشته امیدوار است و چگونه اتش او را به درد اورد در حالی که به فضل و مهربانی تو دل بسته است یا چگونه زبانه ی اتش او را سوزاند و در حالی که تو اوای او بشنوی و جایگاهش ببینی یا چگونه خروش شراره ی اتش او را فرو گیرد حال انکه ناتوانی او را دانی یا چگونه در میان طبقات اتش پریشان ماند در حالی که تو راستی و صداقت او شناسی یا چگونه ماموران اتش او را به تندی رانند و حال انکه تو را ندا دهد پروردگارا
یا چگونه برای رهایی از اتش به فضل تو امید بندد حال ان که تو او را در اتش به حال خود واگذاری
هرگز چنین گمانی بر تو نرود و فضل و عطای تو این سان شناخته نشده است وبا ان نیکی و احسانی که نسبت به یکتاپرستان داشته ای همگون و همانند نیست پس به یقین میدانم که اگر فرمان تو بر این نمیرفت که ستیزندگانت را کیفر دهی و اگر حکم حتمی نمیراندی که بدخواهانت در اتش دوزخ جاودان مانند بی گمان اتش را سرد و سلزگار مینمودی و برای کسی در انجا نه جایگاهی بود نه درگاهی ولی تو که نام هایت پاک و منزه است سوگند خورده ای که دوزخ را از ادمیان و پریان کافر انباشته سازی و بدخواهان را در انجا ماندگار نمایی و تو که از حد ستایش و الاترب در اغاز چنین گفتی به نعمت هایت بر بندگان که منت نهادی که ایا مومنان با تبهکاران یکسانند
معبودا و سرورا به حق نیرویی که تقدیر کرده ای و فرمانی که حتمی نمودی و بر هر کس راندی چیره شدی از تو درخواست میکنم که در همین شب و در همین ساعت بر من ببخشی هر خطایی که انجام داده ام و هر گناهی را که مرتکب شده ام و هر زشت و ناروایی که نهان نموده ام و هر نادانی که کرده ام خواه مخفی یا نهانش داشته ام و یا اشکار و اعیانش ساخته ام و هر کژی که به نویسندگان گران پایه ات یعنی فرشتگان فرمان دادی که ان را یادداشت کنند همان فرشتگانی که برگماشتی تا هر چه از من سرزند ثبت کنند و انان را همراه اعضایم گواهانی بر من ساختی و علاوه بران خود نیز مراقب من بودی و گواه چیزهایی شدی که بر انها پوشیده بوده است و تو با مهربانی خود انها را نهان داشتی و با فضل خود انها را پوشاندب و از تو درخواست میکنم که بهره ی مرا از هرچیزی که فرو فرستی و یا احسانی که بنمایی یا نیکی هایی که پخش کنی یا رزقی که بگستری یا گناهی که بیامرزی یا کژی و خطایی که بپوشانی فراوان کنی
پروردگارا و معبودا و سرورا صاحبا وای مالک من ای ان که اختیارم به دست اوست ای دانی پریشانی و بینوایی ام ای اگاه بر فقر و نداریم
پروردگارا به حق خودت و به ذات پاک تو و به برترین نام ها و صفاتت از تو درخواست میکنم که روزان و شبان مرا به یادت اباد سازی و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم پذیری تا کردارم و گفتارم همه یه جهت برای تو باشد و جانم همواره در خدمت تو
سرورا ای ان که به تو تکیه دارم ای که به سوی تو از حال زارم شکایت برم پروردگارا اعضایم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را بر عزم و اهنگت قوی دار و در بیم از مقامت به من جهد وتلاش بخش و در پیوستگی خدمتت مداومت ده تا در میدان های پیشتازان به سویت رهسپارم و در میان شتابندگان به درگاهت شتابم و درمیان باختگان مقام قرب تو دل گشایم و همچون مخلصان به درگاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمت تو همراه با مومنان در یکجا گرد ایم
خداوندا هرکه بد من خواهد بداو خواه و هرکه به نیرنگ بامن برخاست به تدبیر خویش گرفتار کن و مرا در برخورداری از بهره ات در شمار بهترین بندگان خود قرار ده ودرمقام و مرتبه ات جایگاهم را نزدیکتر از ایشان کن و تقرب مرا در پیشگاهت مخصوص تر از انان قرار بده و بیگمان چنین مقامی بدست نیاید مگر به فضل تو و بخشش و بزرگواریت را بر من ارزانی دار و به حق بزرگواریت به من لطف فرما به حق مهربانیت مرا نگه دار و زبانم را به یاد خود گویا و دلم را به دوستی ات بیتاب گردان و به نیکی اجابت خود بر من منت نه و لغزشم نادیده گیر و گناهم بیامرز که همانا پرستش خود را بر بندگان واجب کرده ای و انها را به دعایت فرمان داده ای و اجابت ان را ضمانت کرده ای
پروردگارا رو به سوی اثتو دارم و به سوی مهربانی تو دست نیاز داراز کرده ام پس سوگند به عزت و شکوها که دعایم اجابت فرما و مرا به ارزوهایم برسان و از فضل خود نا امیدم مگردان
مرا از گزند دشمنانم خواه پریان و خواه ادمیان برهان ای ان که زود از بندگانت خشنود شوی بیامرز کسی را که برگ و نوایی جز دعا ندارد و همانا تو هر چه خواهی ان کنی ای ان که نام او دارو و یاد او درمان و فرمان برداری او توانگری و بی نیازیست
رحم اور بر کسی که سرمایه ای جز امید و صلاحی جز گریه ندارد ای تمام کننده ی نعمت ها ای رفع کننده ی کیفرها ای روشنایی وحشت زدگان در تاریکی ها ای دانایی نیاموخته
بر محمد و پیروان محمد درود فرست و بامن انگونه رفتار کن که تو را سزد و درود خدا بر فرستاده و پیشوایان فرخنده خاندانش باد و سلام فراوان خدا برایشان باد
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای مهربان ترین مهربانان
بنام خدایی که قادر مطلق تمام جهان هستی است
خدایی که بهترین دوست و همراز میشود
خدایی که آرامت میکند
خدایی که وقتی بیادش میاری ، یاد کردنش آرامت میکند.
خدایی که تنها قدرت حاکم را دارد.
خدایی که مهربانیش بی دلیل و واسطه است
خدایی که در وجود من است
خدایی که من را بهتر از خودم میفهمد.
خدایی که هدایتگر است
خدایی که بودنش مرا آرام میکند
خدایی که در یک چشم بهم زدن همه چیز را تغییر میدهد.
خدایا من خودم به تو میسپارم ،
خدایا تو بگو که من چی کنم .
خدایا من نمیدانم .
خدایا تو همه چیز را میدانی .
خدایا تو بگو برم ، تو همه چیز شو برمه ، مگر من تا امروز بری نفس کشیدنم چی کردم ، همهش را خودت انجام دادی ، بعد ازین هم انجام بده .
خدایا تو بگو که چی کنم ، من تسلیم تو استم.
خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم.
حمد و سپاس فراوان پروردگار یکتا و بی همتا را.
سلام استاد عزیز و خانوم شایسته گرامی.
همانطور که تعهد داده بودم چهل روز تمام این فایل را گوش دادم پشت سرهم و امروز18,4,1404 روز اخر هست که البته هنوز برای امروز را گوش ندادم فقط خواستم کامنت را بنویسم:
نکاتی که از این فایل یاد گرفتم:
مهمترین بالاترین و بزرگترین نکته این فایل این بود که خداوند را به عنوان رب، به عنوان فرمانروای کل جهان ببینم نه خالق جهان هستی، خداوند فقط خالق جهان هستی نیست بلکه قدرتمندترین موجود تو کل جهان هست. منم قبلا خدا را فقط به عنوان خالق میدیدم و اینو در اثر مکرر گوش دادن این فایل فهمیدم. فهمیدم از همه توقع دارم به همه قدرت میدم از همه حساب میبرم به جز اونی که باید ازش حساب ببرم. من فهمیدم تفاوت اینکه خدا را به عنوان رب بپرستم فرقش با اینکه خدا را به عنوان خالق بپرستم چیه، در واقع توحید را یاد گرفتم و این بهترین نکته بود.
دوم فهمیدم که خداوند سر هرگناهی منو نمیبره جهنم چرا که خیلی از گناهان ما پذیرفته شده هست و خدا خودشم میدونه انسان جایز الخطاست و توبه پذیر و مهربان هست.
سوم اینکه کساییکه میرن جهنم دیگه جاودان در جهنم هستن این نیست که میرم جهنم یه مدت عذاب بکشم بعد میرم بهشت چنین خبری نیست و تخفیفی وجود نداره. البته عذاب جاودان برای هر گناهی نیست و گناهانی که با عذاب جاودان اومده تو قرآن معلومه مثل تکذیب کردن خدا، شریک قرار دادن برای خدا، مثل ادعای خدایی کردن، مثل قوم لوط قوم ثمود،مثل مردی که گوساله را به جای خدا معبود بقیه قرار داد و…..
چهارم اینکه خدا خیلی مهربون و دوست داشتنی تر از چیزیه که فکر میکنیم، همیشه تواب هست، در توبه همیشه بازه البته به این معنی نیست که هرموقع دلت خواست گناه کنی بعد بگی توبه میکنم تو باید تا جایی که میتونی خودتو از خطا و گناه دور نگه داری و اسیر وسوسه های شیطانی نشی ولی اگه جایی از دستت در رفت این نباشه که تا اخر عمر با عذاب وجدان زندگی کنی چرا که خدا مهربان و توبه پذیر هست.
(وای این تیکه اخر نوشتنی یه جوری شدم، یادم افتاد گذشته را که سر هرچیزی عذاب وجدان داشتم سر کوچک ترین خطایی، ولی الان دیگه اینطوری نیستم.نماز صبحم قضا میشد میمردم ولی نمازی که الان به پا میدارم کلا عشق هست کلا حمد هست کلا صحبت با رب هست نه وظیفه نه عادت بلکه عشق بازی هست خدایا شکرت بابت هدایتم به این سایت و تمام خوبیهایی که یاد گرفتم. خدایا شکرت بابت استاد عباس منش و سایت قشنگش)
نکته بعدی یاد گرفتم هیچوقت از رحمت خدا نا امید نشم خدا هیچگاه ناامیدم نمیکنه اینو تجربه کردم کاملا عملی در اوج نا امیدی کمک کرد بهم و روزنه امید را تو دلم انداخت…
و هزاران هزار نکته عالی که از این فایل یاد گرفتم که بازم تاکید میکنم مهمترینش دیدن و پرستش خدا به عنوان رب العالمین و توحید داشتن هست.
پروردگارا سپاس بابت تمام نعمت هایی که نصیب من کرده ای.
سلام سپاس خدا جونم امروز هم دارم یه قدم دیگه برمی دارم تا به تو نزدیک تر بشم و عاشقانه بغلت کنم، بهم افتخار کنی و برام دست بزنی و من قوی تر از هر روز ادامه بدم برای بهتر شدن
سپاس استاد عزیز و تیم موفق عباس منش و احسنت به اینهمه سخاوت
سپاس از حضور گرم تک تک دوستان این سایت
زیبایی های این فایل هم مثل بقیه فایل های دانلودی که با سخاوت تمام در اختیارمون گذاشتن استاد بزرگوار بسیار زیاده اما همیشه یه سری مفاهیم خودشون چشمک می زنن و برای من این قسمت خیلی جالب بود که حضرت علی کسیه که خودشو از گناه و اشتباه مصون نمیدونه کسیه که اقرار داره انسانه و از خداوند طلب هدایت میکنه! من از بچگی با تعریف معصومیت اماما مشکل داشتم و ته وجودم همیشه یه رنجش از خداوند بود که اگه امامامون هیچ خطا و اشتباهی مرتکب نشدن یعنی اینکه خلقتشون با بقیه انسان ها متفاوت بوده و انگار از همون اول کامل بودن و خودشون مسیر تکامل رو پیش نرفتن! چون بالاخره انسان با خطاهاش رشد می کنه و اگر یه عده هستن که بدون هیچ خطایی کامل هستن یعنی اینکه متفاوت آفریده شدن و این منو عصبانی می کرد طوریکه گاهی اوقات با خشم به خدا می گفتم چرا باید فرق بذاری بین بنده هات و … چطور ما باید افرادی رو به عنوان الگو قبول کنیم که مثل ما نیستن و هر سوالی هم در موردشون بپرسیم یه عده زود غیرتی بشن و بگن حق نداری این حرفو بزنی و اونا امامن معصومن و … خیلی حس خوبی بود برام که یه عمر این ناراحتی تو وجودم بود این جمله رو بهش رسیدم.
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و بیست و ششم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت آرامش و امنیتم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه خواهرم برام ماکارونی آورده بود طبق درخواست ستاره قطبیم (درخواست نعمت غیرمنتظره)
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که از خداوند خواسته بودم اتفاق خوب غیر منتظره بیفته که دختر عمم زنگ زد گفت بریم خونه خواهرم و ما رفتیم اونجا و کلی خوش گذشت تولد دختر عمم هم بود و هندونه و خربزه و باقلوای خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه با اعتماد به نفس رقصیدم و دیدم محمد رضا نوه عمم خیلی خوب میرقصه به دختر عمم گفتم بیار یادش بدم و ازم قیمت آموزش رقص رو پرسید با احساس ارزشمندی گفتم 800 تومن جلسه ای 100 تومن 8 جلسه
خدایا شکرت که جلوی جمع فارغ از نظر دیگران به محمد رضا گفتم بیا پیشم بهت همین الان چند حرکت بگم ببینم میتونی که دیدم سه تا حرکت رو ازم خیلی سریع یاد گرفت کلی تحسینش کردم و به خدا گفتم مشتری هایی برام بفرس که واقعا هر چی میگم تو مدار شنیدن و درک کردنش باشن و خیلی سریع یاد بگیرن من با دیدن محمد رضا برام باور پذیر شد که میشه یه بار حرکت رو بگی و شاگرد هم زود یاد بگیره و عمل کنه و کل تمرکزشو بده بهت
خدایا شکرت در راستای بهبود اتاقم دیدم که یه سطل زباله میخوام واسه اتاقم تا آشغالارو بریزم که امروز خریدم و برای خرید چاقو برای مادرم هم کمک کردم
خدایا شکرت بابت کامنت های پر از آگاهی رو امروز خوندم و لذت بردم من واقعا سپاسگزارم از استاد جان و خانم شایسته جان و دوستان عزیزم
خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار کباب بال مرغ و برای شام چلوکباب با سالاد خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه تو حیاط خونمون نشستم و بابت شب عالی و آسمون زیبا و ستاره های فراوان و درخشان و دو آپارتمان همسایمون و هوای فوق العاده و حیاط قشنگمون و صندلی و نردبان تو حیاطمون سپاسگزاری کردم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
باورهای توحیدی علی(ع) در دعای کمیل
استاد میگه امروز میخوام درمورد دعای کمیلِ حضرت علی صحبت کنم
میدونیم که شخصیت حضرت علی بسیار برجسته و بزرگ و عظیمه
دعای کمیل توحیدی ترین دعایی است که بعد از کلام الله نوشته شده
وقتی میخونم اشکم سرازیر میشه چقدر نگاه توحیدی داشته حضرت علی
و چقدر حضرت علی تونسته بزرگ فکر کنه و چقدر خوب خدارو درک کرده
چقدر این انسان یگانه پرست بوده
میخوام از شخصیت حضرت علی یاد کنم شخصیتی که چقدر خوب خدارو درک کرده و خیلی به ما میتونه کمک کنه در درک بهتر پروردگارمون
این بحث های فرقه ای که متاسفانه باعث شده خودمون و اسلام تضعیف بشه بذاریم کنار و نگاه عمیق تری داشته باشیم
شروع میکنیم دعارو:
_چقدر زیبا حضرت علی خداوند رو توصیف میکنه
نگاه علی تو این دعا نگاهیه که ابراهیم به خداوند داره
نگاهی که تمام هستی تمام قدرت و تمام حکمت و علم در دستان یک نیروئه در دستان خداست
_حضرت علی میخواد از خدا کمک بخواد که هدایتش کنه
حضرت علی خوب میدونه که همونطوری که ابراهیم از خدا خواست تا هدایتش کنه حضرت علی هم از خداوند میخواد که هدایتش کنه و خودشو در برابر خداوندش عاجز میدونه
فریاد زدن اینکه من مسلمانم من شیعه ام من سنی ام من به خدا اعتقاد دارم فایده ای نداره در عمل باید نشون بدی
فریاد زدن اینکه امام اول من علیه فایده نداره
باید ببینیم که چقدر مثل حضرت علی داریم عمل میکنیم نه فریاد و داد و بیداد زدن و طبل تو خالی بودن (مثل عزاداری ها که واقعا تو مغز من نمیگنجه برای چیه این کارا)
_چقدر زیباست که علی (ع) درخواست میکنه که خداوند بیامرزتش
چقدر قشنگ انتخاب میکنه کلمات رو
وقتی انسان در مسیر خطا حرکت میکنه دیگه امیدی به خدا نداره در مداری قرار میگیره که خداوند دیگه امید و ایمان نداره
_وقتی انسان در مسیر اشتباه قرار میگیره دیگه بدیهی میشه واسش اشتباه دیگه اون حیا و شرم رو از دست میده
وقتی شما در مدار غلط قرار میگیرید دیگه توی اون مدار چیزای اشتباه وجود داره
وقتی انسان افکار و باورهای نامناسبی داره در مداری قرار میگیره که اتفاقات نامناسبی واسش میفته
_علی(ع) از خدا میخواد که شفاعتشو بکنه
ما راه رو گم کردیم که از غیر خدا میخوایم شفاعت ما رو بکنه(مثل رفتن به جاهای زیارتی و امید بستن به رئیس اداره و به دیگران گفتن مارو هم دعا کن تو پاکی )
حضرت علی پیامبراکرم رو داشت ولی توی هیچ قسمتی از دعا از پیامبر نخواسته که شفاعتشو بکنه و کمک کنه نزدیک تر بشه به خداوند
حتی حصرت علی در زمانی زندگی میکرد که پیامبر زنده بود نزد پیامبر بزرگ شد و با دختر پیامبر هم ازدواج کرد
بارها و بارها خداوند تو قران میگه که هیچ کسی نیست شفاعت شما رو بکنه غیر از خداوند
حضرت علی چقدر قشنگ این موضوع رو درک کرده که از خدا میخواد کمکش کنه از خدا میخواد شفاعتش رو بکنه
_حضرت علی از خدا میخواد کمکش کنه که یاد خودشو در دل علی زنده نگه داره و فروتن و متواضع نگهش داره
_حضرت علی درخواستشو مثل کسی میکنه که تهی دست و فقیر شده
همه ما به الله فقیر هستیم
حضرت علی یکی از ثروتمندان عرب بوده
حضرت علی و هیچ کدوم از ائمه ما فقیر نبودند
نخلستان های حضرت علی الآنم معروفه
ولی فقیر به خدا بود ما هممون به خداوند فقیریم
هر چقدر احساس عجز نسبت به خدا داشته باشیم خداوند به ما مقام و مرتبت بالاتری میده
هر چقدر در مقابل خداوند سرکش تر و مغرور تر باشیم در جهان خفیف تر و پست تریم
_چقدر ما خطاهایی کردیم حقمون بوده که آبرومون بره ولی خدا آبروی مارو حفظ کرده
این لطف پروردگاره به ما این بخاطر فضل خداونده
_حضرت علی درخواست میکنه که هدایت بشه و درخواست میکنه که خداوند اون رو به مسیر های زیبا هدایت کنه
ما معنای قرآن و نهج البلاغه و این دعاها رو نمیخونیم که اگر به فارسی بخونیم و درک کنیم نگاه ما به خداوند تغییر میکنه
_حضرت علی کسیه که خودشو از گناه و اشتباه مصون نمیدونه کسیه که اقرار داره انسانه و از خداوند طلب هدایت میکنه چقدر بزرگه شخصیت حضرت علی
ما اگر میخوایم خدارو پیدا کنیم باید نگاهمون رو تغییر بدیم و ببینیم که حضرت علی چجوری داره با خدای خودش صحبت میکنه با چه احساس عظیمی با چه نگاه قشنگی
این نگاه نگاهِ متفاوتیه به خدا
همه ما باید این نگاه رو به خداوند داشته باشیم این امید رو به خداوند داشته باشیم
همون خدایی که مارو به اینحا رسونده
ما یه طفلی بودیم که نمیتونستیم از خودمون محافظت کنیم و به خودمون ضربه میزدیم و انسان ضعیف و رنجوری بودیم در هنگام تولد ما همچین آدمی بودیم ولی خدا به ما کمک کرده و الان روی پای خودمون وایستادیم
خیلی موقع ها گردن کلفت شدیم برای خیلیا برای پدر مادرمون برای مردم و…
این دیدگاه علی (ع) رو ببینید که چقدر متفاوته
حضرت علی معروف بوده به جنگاوری حتی به جای پیامبر میخوابه ولی اینحا داره خودشو اینطوری نشون میده ها
_میگه چطور میخوای تو منو عذاب کنی حال آنکه من به یگانگی تو ایمان دارم چون اگه این باور رو داشته باشی عذاب نمیشی
این مهم ترین نکته هست ایمان به یگانگی الله ایمان به ربوبیت الله
همه خداوند رو فقط به عنوان خالق قبول دارن(کسانیکه از غیر خدا میترسن) ولی به عنوان رب قبول ندارن
تنها قدرت حاکم بر جهان هستی الله هست
هیچ کسی هیچ قدرتی در زندگی تو نداره
اگر به ربوبیت خدا باور داری تمام جهان در اختیار توست
از تهدید کسی نترس
جلوی کسی دولا راست نشو
به کسی التماس نکن
قدرت رو به کسی نده
_حضرت علی میگه آدمایی که انقدر فهمیدند انقدر درک کردند که میدونند در مقابل تو هیچی نیستند
_تو که میدونی من توی زندگی زمینی که خیلی عذابش کوچیکه کم میارم دووم نمیارم ناتوانیم رو داری میبینی چطور فکر میکنی که بتونم عذاب پایدار ابدی رو دووم بیارم
کلمه عذاب رو تو قرآن سرچ کنید اونوقت میفهمید که برای چه اعمالی تو قرآن عذاب اومده
اما توی هر جایگاهی که باشی اگه توبه کنی همه گناهانت پاک میشه
خداوند خیلی بخشنده و مهربونه خیلی خیلی عظیمه
_شاید من انقدر پوستم کلفت باشه تا عذاب جهنم رو تحمل کنم اما دوری تو (خدا) رو چجوری تحمل کنم
_اگر مرا در دوزخ بندازی بازم صدات میزنم که کجایی معبود من ای ولی من ای سرور من ، من به ستایش تو مشغولم
_حضرت علی اون باوری که نسبت به خداوند داره باور داره که خداوند بنده یکتاپرستشو در آتش دوزخ نمیندازه
ما نمیتونیم با ترس از خداوند عاشق خدا بشیم و خدارو بپرستیم
عشق به خداوند با ترس به وجود نمیاد
من از مقام پروردگارم میترسم نه خودش
خدا عشق مطلقه
اگه ما جهنم بریم بخاطر اعمال خودمونه
جهنم چیزی نیست غیر از دوری ما از خداوند
خودمون جهنم رو برا خودمون به وجود میاریم نه خداوند
اما کسی که به یگانگی و قدرت خداوند ایمان داره هم تو این دنیا خوشبخته هم تو اون دنیا چون وصله به خداوند
دوری از خداوند و افکار و اعمال اشتباهمون مارو میبره جهنم
میزان آرامشت تنها معیاریه که بهت میگه چقدر به خداوند نزدیک بودی امروز
اگه من تو زندگیم آرامم و ترس و خشم ندارم و اگر امید دارم اگر عشق و امید و آرامش دارم یعنی با منبع با خداوند در ارتباطم
وقتی که من با خدای خودم ارتباط نداشته باشم من عصبانی و خشمگین و گریان و افسرده ام و تنهام و جهنم رو تجربه میکنم و خودم با اعمال و افکارم میکنم نه خداوند
_به اندازه ای که خدا رو باور میکنی به همون اندازه بهت میده
خدارو باور کن
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه محتاج و فقیرم
خدایا بهم نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عالی و خوشبختی و شادی بده
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید