سریال زندگی در بهشت | قسمت 82

دیدگاه زیبا و تأثیرگزار ریحانه عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

به نام خداوندی که چشم مرا زیبا بین کرد .

استاد عزیز و مریم شیرین و دوستداشتنیم سلااااااااام …

خدااااای من مریم جان درب رو که باز کردی و گفتی که چه نسیم زندگی بخشی دیوانه شدم .من اون نسیم رو حس میکنم .من صدای نسیم رو میشنوم و خنکی هوا رو حس میکنم .

اینجا چه انرژی داره .الله اکبر …..

منظره رو میبینم دیوونه میشم .مرغ و خروس ها رو میبینم دیوونه میشم .صدای جوجه هع ,صدای آب و طبیعت همه با هم یه سنفونی زیبا دارن اجرا میکنند .

آدم رو مست و حیران میکنه .ببین سبزی درختا رو ,ببین زرد طلایی نور خورشید رو ,ببین رنگ آبی آسمون و دریاچه رو ,اینها یعنی زندگی واقعی ,لذت واقعی ,انرژی واقعی …..

عاشقتم دختر طبیعت که به بچه هات دونه میدی ,آب میدی ,از نوزادی مواظبشون بودی تا بزرگ شدن ,باهاشون حرف میزنی ,نازشون میکنی ,دعواشون میکنی ,تو یه مامانی نمونه هستی …

طبیعت از تو یه دختر زیبا و نمونه ساخته .تو یه فرشته ی جنگلی هستی .تو رو دوست دارم بینهایت .

وقتی از خوابت زدی و اومدی برای ما فیلم میگیری از نور زیبای خورشید دستمریزاد داری .دلم میخواست الان اونجا بودم و محکم بغلت میکردم و میبوسیدمت .

دلم میخواست الان اونجا بودم و با هم تو اون جنگل زیبا میدویدم و میخندیدیم .باهم شوخی میکردیم و مثل بچه ها آب بازی میکردیم .اونقدر خیست میکردم که مثل موش آب کشیده میشدی .

دلم میخواست غروب که میشد باهم کنار دریاچه مینشستیم تو غروب آفتاب رو تماشا میکردی و من هم تو رو که مثل قرص ماه میمونی .نگات میکردم و لذت میبردم .من که از مهربونیات سیر نمیشم فرشته ی زیبای بهشتی ..

هر کی تو دنیا عاشق یکی هست ولی میدونید من عاشق چی شدم ?

عاشق پرادایس .من عاشق این بهشت رویایی شدم .دلم براش پر میکشه .من عاشق جنگلش هستم .من عاشق سرسبزی خاصش شدم .من عاشق صدای نسیمش شدم هر بار یه جور زیباتر میبینمش .هر طبیعتی رو میبینم میگم پرادایس من یه چیز دیگس .اطراف خونه ما پر از سرسبزی .چند وقتی بود بسته بودن که مردم نرن ورزش و پیاده روی .

پرادایس جای همه ی اونها رو برای من پر کرده .من با دیدن زیباییهای بهشتمون حال دلم عالی میشه .خدایا عجب جای محشری رو آفریدی .احساسم میگه یه روزی از نزدیک پرادایس رو بغل خواهم کرد .

عاشقتم مری جونم که از زیباییهای اطراف پرادایس هم برامون فیلم گذاشتی .چقدر زیبا بود .چقدر رویایی بود .شجاعتت رو تحسین میکنم که تنهایی میری پیاده روی و از دل جنگل وحشی رد میشی .خداوند همیشه مواظب تو هست .ایمان دارم طبیعت هم با تو دوست و دلش میخواد فقط زیباییهاش رو به رخ تو بکشه ….خدایا همه جا هوای فرشته ی کوچولوی ما رو داشته باش و نگدارش باش …

وووووووو دریاچه رو ببین .چقدر زیباست .

ووووووو آسمون که دیگه بینظیره .ابرها همه پفکی و رویایی

وووووو سرسبزی جنگل و ببین خدای من .یه تابلوی نقاشی اثر بینظیر خداوند رو دارم میبینم .عاشقتم خداااااا

ای خدا جرج نازنازی رو ببین .مامان مریمی از طوفان نجاتش داده وآورده یه جای دنج و گرم .

سپاسگزارم مامی جووووون

بازم خبر خوب .ثمره ی زحمتهای شبانه روزی دختر طبیعت چند وقت دیگه رونمایی میشه .تو فقط یه دونه ای …..

تو از شجاعت بگو تا من لذت ببرم .

تو از چگونه بر ترس هات غلبه کردی بگو و من درس بگیرم .

تو از آروم آروم تغییر کردنت بگو و من الگو برداری کنم .

تو از آرامشت و حال خوبت بگو تا من به آرامشی از جنس خداگونت برسم .

تو یه زن نمونه ای و من هم زن هستم .

بگو از زنانگییت ,بگو چطور با وجود ظرافتی که داری تونستی با کارهای مردانگی انس بگیری .

بگو چطوری از پس این همه کارهای بهشت بر میاری

بگو تا ما زن ها هم یاد بگیریم و تجربه کنیم .

بگو با از منطقه ی امنمون بیرون بیایم .تا مثل تو پرواز کردن رو یاد بگیریم .

بگو تا شجاعت و جسارت از تو ارث ببریم و حرکت کنیم .

بریم به جاهای دور دور دور …..

وقتی حرف میزنی میرم تو یه جایی که سکوت محض باشه .خودم باشم و خودت .تا حرفهات تو قلبم نفوذ کنه .میخوام عین تو بشم .میخوام برم تو دل طبیعت .میخوام با طبیعت هم خو بشم .میخوام زندگیی از جنس زندگی تو رو تجربه کنم .میخوام فلکه ای که به نام تو هست رو از نزدیک ببینم .

حس و حالت رو دوست دارم .

جنس تنهاییت رو دوست دارم .

نزدیک بودن به خدا رو دوست دارم .

اونجا بوی محبت و دوستی میده .اونجا تو هستی و خدا .

الگویی به زیبایی تو ندیدم .

همیشه تحسینت میکنم .همیشه ,همیشه .

عاشق رانندگیتم که آروم رفتی تا ما به راحتی از دیدن زیباییها لذت ببریم .

از تجربه هات لذت بردم و آرزو کردم که من هم تجربه کنم .

دیدی گفتم تو با خدا دوستی .دیدی معجزه رو .تو روی اون حساب کردی و اون هم برای تو آسان کردن آسانی ها را ..

این یعنی عشق واقعی ,این یعنی توکل واقعی ,این یعنی خداوند برات کافیست …..

خدایا شکرت …

عاشقتم که نشانه های عالی دریافت میکنی و خداوند خارج از لیست کارهات سورپرایزت میکنه .

.مریم جان از وقتی که دوره جهان بینی در مورد آرایش صحبت کردی من هم این موضوع رو گذاشتم کنار .من قبلنا آرایش کمی میکردم و به ظاهرم اهمیت میدادم و تمیزی و شیک پوشی رو دوست داشتم و هر کسی میدید من رو میگفت اصلا سنت بهت نمیخوره یا اصلا بهت نمیاد دو تا بچه ی بزرگ داشته باشی و من بیشتر مجاب میشدم که به خودم برسم و این هم باعث شده بود ترمزهایی بشه بری لذت من از تفریحاتم .و من آروم آروم آرایش رو گذاشتم کنار و راحت تر لباس پوشیدم و دیگه نظر دیگران برام مهم نشد و حالا وقتی بچه ها میگن مامان بریم طبیعت به راحتی میگم بزنید بریم و کلی هم از راحت گرفتن خودم لذت میبرم .

مری عزیزم حرفت کاملا برام قابل درک بود که گفتی آگاهانه وقتی ترمزی رو برمیداریم level بالاتر از کسی میره که ذاتأ اون ترمز رو نداره .

رشد و پیشرفتی که از این آگاهیهای قاون خداوند بدست آوردم عزت نفسمون من رو فوق الاده بالا برده .و چون میدونم که روی این ترمزها کار کردم همیشه حرف برای گفتن از رشدم دارم .

تکامل یعنی همین .,قدم به قدم میرسیم به آگاهانه زندگی کردن .

خدایا شکرت که کلی درس از صحبتهای استاد و عزیز دلش میگیرم و زندگیم هر روز یه level بالاتر میره

آرامش در پرتوی آگاهی

چقدر این اسم خودش پر از حس خوب .

وقتی به آگاهیها دست پیدا میکنی وقتی با قوانین الهی آشنا میشی و عمل میکنی هر روز آروم تر میشی .مثل درختی تنومند میشی که هر روز سر به زیرتر میشه .سایه ش گسترده تر میشه .میوه اش پربار تر میشه .

قدیمی تر .با ابهت تر .با شکوه تر .با ارزش تر .پر بار تر میشی .

طبیعت خیلی برای انسان درس ها داره .ما هم از سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت کلی درس ها با شما گرفتیم .

واقعا مرگ ترس نداره .وقتی خداوند میگه زندگی پس از مرگ ابدی هست و حالا که ما داریم آماده میشیم که توحیدی بشیم و به درک بهتری از آگاهیهای پس از مرگ میرسیم دیگه ترسی باقی نمیمونه .

خدایا شکرت که باز هم مسأله ی دیگه ای از بهشتمون حل شد و خدایا شکرت که به قلب مریم نازنین الهام کردی که نره والمارت تا مسأله رو حل کنه .

خدایا همیشه بر تو توکل میکنم و تو برای من کافی هستی .

عاشقتونم بی نهایت .

منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.

برای دیدن سایر قسمت‌های «سریال زندگی در بهشت»‌، کلیک کنید

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

293 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 539 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست

    درسهایی که از این قسمت میشه گرفت و عملیشون کرد

    توجه به زیباییها به محض بیدار شدن و ایجاد انگیزه برای داشتن روزی پراز اتفاقات نیکو

    لذت بردن از کوچکترین چیزها مثل نگاه به بال یک جوجه ،پریدنش،غذا خوردنش ،و تمام اطراف که اصلا بی توجه نگذریم و ذهن رو آگاهانه تربیت کنیم برای ردیابی زیباییهاو ایجاد حس سپاسگزاری

    با داشتن احساس امید و یقین و سپاسگزاری میشه مصداق فسنیسره و للیسری و الخیر فی ما وقع که تخم مرغ ها رسید و اسان شدن مریم خانم و بعدش پیگیری درست شدن کولرشون همش بر میگرده که به فرکانس اول صبحشون که تا شب ادامه دادش

    رفتن تو دل ترسها ،انجام هر کاری که دوستش داری و مهارتتو بالاببری مثل رانندگی مریم خانم و فیلمبرداری شون حین انجام تمام کارهاشون و واقعا نیاز به تکامل داره و مهارت بالا خدا قوت

    مهم نبودن نظر آدمهایی که معلوم نیست یک ساعت بعد زنده باشند یا نه وقتی مرگ هست و کسی باقی نخواهد ماند پس نظری هم مهم نخواهد بود که بخواد بمن حس بد بده و مرگ همه این افکار بد رو میشوره میبره که فقط نظر خودم و خدایم مهمه که منو زیبا و سالم خلق کرده و هدایتم کرده به مسیر خودآگاهی و نور پس من مهم خدا هستم و دیگرانی وجود ندارد

    و بقول خداوند هیچ وقت نگو من فردا کاری رو انجام میدهم مگر بگویی ان شالله که مریم خانم گفتن فردا انشالله میرن والمارت و …

    و کشف ناشناخته های خودم و جهان اطرافم خیلی کمک میکنه به بالارفتن اعتماد به نفسم و احساس ارزشمندی و لیاقتم الهی شکر

    با سپاس از ربم و استاد قشنگم که امروز جاش خالی بود و مریم بانو خدا قوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 177 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام سلام به همه به مریم جان عزیز ک انقد با حوصله صحبت می‌کنی

    من اول از زیبایی بگم بعد بپردازم به کدی که در ذهن من باز شد

    اولا یعنی مریم جان چقدر رویاییه اونجا اصلا اون پرتو نور از لای درختا رنگش یهو کم و زیاد میشه

    اون جاده جنگلی فوق العاده

    میدونی اصلا نمیتونم با کلمات بگم فکر کنم همینکه که مو به تنم سیخ شد بسه(خخخ)

    بپردازم به کدی ک الان در ذهنم باز شد (براساس درک غلط جهان )

    نمی‌دونم از کجا شروع کنم

    ولی شروع میکنم کم کم کلمات در جای درست میان (اونجا که به ترس اشاره کردید)

    من همیشه خدا برام سوال بود که یعنی بهشت تهشه

    یعنی اومدیم و میمیریم و دوباره میریم بهشت ک مثلا عسل بخوریم

    خب که چی !!!؟؟؟؟ یعنی هدف خدا همین بوده!

    ولی خب من به جز استاد ب افراد دیگه ای هم گوش دادم که میگفتن بهشت یه جا نیست ی مکان نیست درواقع یه فرکانسه اینو خود استاد هم گفتن

    ک روی زمین هم میشه ساختش

    و بهشت تهش نیست ما بی انتها هستیم و مطمنن حتی بعد از مرگ هم باید ب رشد ادامه بدیم (اما از اونجایی که این قضیه اصل نیست و کمکی نمیکنه سعی کردم توجه نکنم بهش ،چون الان رو زمینه (بعد سوم نه بعد چهارم)

    و این افراد همیشه میگفتن تو خدایی

    و همه خدا هستن و خدا داره خودشو تجربه می‌کنه !!!

    و من اینجا بود که اصلا گیج شدم

    یعنی چی!؟

    یه موقع هایی حتی منو عمم می‌گفتیم یعنی چی خدا خودش اومد ب خودش دردسر میده درد میده

    بعد ب خودش ایمان میاره /:

    بشدت کلا گیج شدم

    حتی الان بحث ترس شد

    من گفتم اصلا چرا (مثلا یه سگ یا گرگ وحشی باید حمله کنه ب من یا اصلا چرا این قضیه هست ک من بخوام ب خالقش حساب کنم ک بلایی سر من نیاد

    براساس همون درک غلط

    مگه خودش نیست مگه همه چیو کنترل نمیکنه)!!

    و هروقت این مسئله میاد دلم آشوب میشه

    آرامشم بهم می‌ریزه سردرگم میشم

    و اینجا میفهمم این درک غلطه

    تا اینکه یاد حرفای استاد و خود قانون افتادم

    ک آقا خداوند این جهان رو از وجودش خلق کرده

    منظور این نیست که خودشه بلکه از وجودشه

    مثلا منه انسان رو با تمام ویژگی هاش خلق کرده تمام ویژگی هاشو داده ب من

    ی گل مثلا زیبایی

    یه گرگ مثلا خشن بودن و..

    بعد گفتم ببین خداوند خلق کرده ولی کنترل نمیکنه که

    مثلا بگه تو ب این حمله کن ک ببینم این چی می‌کنه

    اختیار

    غریزه

    شعور

    به موجودات داده شده و اونا براساس انتخاب شعور غریزه خودشون اون کار رو میکنن

    یعنی خداوند اصلا خودشو دخالت نداده

    و همه چیز براساس تکامل کد نویسی و قانونی داره پیش می‌ره که خداوند قرار داده

    و هرکسی خوبشو بره ک سمت خوبشو بیشتر میبینه برعکسشم هست

    و خداوند همیشه بر اساس شرایطی که خودمون ب وجود آوردیم آیه نازل کرده نه اینکه خدا شرایط رو ب وجود بیاره

    همه چیو داده دست ما

    و این قضیه ک انقد بد من درک کردم خیلی مواقع وسط فیلما میاد بالا و گفتم بزار حلش کنم اینو اذیت می‌کنه

    باشد ک خداوند منو هدایت کنه بهتر درک کنم

    یعنی خداوند مثل یه سازنده مثلا خودرو نیست که وقتی ی چیزی ساخت بعدش اگر اون مسیر غلط رفت

    یا خراب شد یا فلان به زور بخواد عوضش کنه یا تنظیم

    میگه دست توعه منم ب هر سمتی بخوای کمک میکنم بری

    من که دوس دارم تو پر از عشق بشی ولی تصمیم با توست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 481 روز

    درود

    خدایا شکرت برای دیدن یک قسمت دیگه از بهشت

    سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز

    وای چه صحنه ی زیبایی در شروع فایل ، در پرادایس خودنمایی کرد یک طلوع زیبا با یک هوای فوق‌العاده ، خانم شایسته وقتی گفتید چه نسیمی ، من نسیم رو حس کردم اون فضا رو حس کردم موقعی که در لونه باز شد و مرغا و اردک ها و خروس اومدند بیرون اینقدر این صحنه واسم زیبا بود که سه بار فیلم رو بردم عقب و دوباره نگاه کردم و لذت بردم ،

    وای که چقدر این اردک های دلبر من با ناز اومدن بیرون ، چقدر اینا زیبان . چقدر زیبا دون می‌خوردند ، یکیشون از آزادی چه بالی زد . خدایا شکرت که من هر قسمت اینها رو میبینم و کیف میکنم.

    اونجا که گفتید خورشید و عالم تاب رو ببینید نمی‌دونید چقدر لذت بردم از اون نور از اون فضا ، چقدر بی نظیر بود اصلا انگار پرادایس اینبار متفاوت تر از همیشه بود زیباتر از همیشه بود. هر بار که میبینم احساس میکنم زیباییش بیشتر به چشمم میاد.

    اون قسمت های جدیدی که از جنگل نشون دادید خیلی زیبا بود. خیلی عالی بود

    و اینکه تخم مرغ ها خودشون اومده بودند و واقعا خوشحال کننده بود .

    برانی مثل همیشه زیبا و رها .

    چقدر جرج زیباتر شده

    و چقدر خوب که گفتید که تونستید آرایش کردن رو که یکی از ترمز هاتون بوده رو بزارید کنار ، این یکی از آرزوهای منه ، همیشه این قضیه من رو اذیت کرده ،نگزاشته هر زمان که اراده کنم بزنم بیرون. نگزاشته رها باشم ، بی اهمیت باشم با نظر و نگاه دیگران .

    همیشه دوست داشتم این مورد رو کنار بزارم ولی خب می‌دونم که توی عزت نفس مشکل دارم .

    بارها این مورد رو با دخترم درمیون گذاشتم که اگر به این قضیه عادت نمی‌کردم ، خیلی راحت بودم . و خوشبختانه دخترم اصلا این حساسیت رو نداره چهره ی خودش رو قبول داره و نظر دیگران براش مهم نیست. برخلاف دوستاش که بارها به من گفته مامان اونا حتی مدرسه هم میان یک آرایش کوچولو دارند و همش تو فکرن که نکنه ارایش شون پاک بشه و باید دوباره تمدیدش کنند ولی خداروشکر دختر من خیلی رها و آزاده و خودش رو زیبا میبینه.

    امیدوارم روزی من هم بتونم این ترمز رو بردارم و باعث بشه به آزادی های بیشتری دست پیدا کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2492 روز

    سریال زندگی در بهشت | قسمت 82

    بنام خداوند بخشنده و مهربانم که بلطف او زیبایی را میبینم و من را هم خالق آفرید

    سلام بر خدایی که خدایی کردن کار او است و بندگی کار من

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان.

    وقتی متن انتخابی خانم ریحانه ی عزیزم رو خواندم غرق لذت شده بودم و خواسته های ایشون خواسته های منم بود چقدر کامنت انتخابی ایشون قدرت تجسم منو بیشتر لذت بخش تر کرد !!!!! ممنون و سپاسگذارم

    یک جمله ی جذاب و قشنگی توی کامنت ایشون دیدم که برای خانم شایسته عزیزمون نوشته بودند اینکه

    *خدایا شکرت …

    عاشقتم که نشانه های عالی دریافت میکنی و خداوند خارج از لیست کارهات سورپرایزت میکنه*

    خودمو تجسم کردم و مدام بخودم میگفتم منم باید همینطوری بشم

    منم باید از خانم شایسته ی عزیزم یاد بگیرم و مدام با خودم صحبت میکنم و میگم..

    عاشقتم .. خدایااآاا

    که نشانه های عالی دریافت میکنم و خداوند خارج از لیست کارهام سورپرایز ام میکنهچقدر احساسم عالی تر شد خدایاااا شکرت

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم و توی دفتر سپاسگذاری ها و اهدافم نوشته بودم را دارم لمسش می‌کنم الان

    وقتی خانم شایسته ی عزیز درها رو باز کرد و وارد آن فضای سرسبز بهشتی شدند و آن هوای خوشمزه ی لذت بخش رو تنفس کردند منم همون احساس رو داشتم

    وقتی رفتند درب خانه ی ویلایی مرغ و خروس ها و جوجه و داگ ها رو باز کردند باز هم احساس آزادگی و رها شدن کردم

    این باز شدن درهای بسته نشانه ی فوق العاده عالی برام داشت

    انگار همه ی درهای بسته برام باز شده

    امروز احساس کردم اتفاقات قشنگی داره میوفته انگار همه چی داره در زمان و مکان درست و مناسب پیش می‌ره !!!!

    صدای زیبای مرغ و خروسا و جوجه ها

    صدای آن دو تا اردک سفید رنگ خوشکل چقدر دلنشین بود .. چقدر آن بک گراند پشت صحنه اردک های ناز سرسبز و بهشتی بود

    چقدر بنر عکس اسب زیبامون آقای برانی بینظیر بود مثل کارت پستال بود این خانم شایسته ی نازنینم شکارچی لحظاتع بخدا !!! مرسی مرسی خانم شایسته ی نازنینم برای این فیلم های بسیار بسیار قشنگ و زیبا

    همش داشتم عکس برانی پیشانی سفید روی بنر این قسمت از سریال زندگی در بهشت رو تماشا می‌کردم!!!

    عجب صحنه های جادویی برامون عکس گرفتید … کاش یکی هم می‌توانست از من چنین عکس حرفه ای بگیره !!!!!!

    خداروشکر با اینکه شب گذشته خیلی دیر وقت خوابیده بودم ولی 05:30 صبح خداوند همچنان سرحال بیدارم کرد

    چقدر خدارو شکر کردم

    تا گوشیمو باز کردم یهویی دیدم آن قسمت از جملات زیبایی رو که بعد از خواندن کامنت های زیبای دوست عزیزم خانم نجمیه امینی عزیزم خوانده بودم در کیپ بوک گوشیم سیو و نوشته بودم آمد روی صفحه!!!!

    فکرشو بکن صبح همینکه چشماتو باز کنی گوشیتو باز کنی اولین جمله ی زیبایی رو که میبینی چنین جمله ی زیبایی رو ببینی ..

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان.

    چقدر ذوق کردم

    چقدر خوش حال تر شدم

    چقدر مومنتوم مثبت ام رو قشنگ کوک کردم

    چقدر کنترل ذهنمو از اول صبح تنظیم کردم

    یعنی سر صبحی داشتم از خوشحالی پَر میاوردم .. وؤوااای خدای مهربونم چقدر بیشتر آگاه تر شدم

    چقدر بیشتر فهمیدم که چطوری مومنتوم مثبت بسازم

    چقدر قشنگتر فهمیدم که صبح زیبامو چطوری شروع کنم

    بعدش به قلبم الهام شد که در مورد این موضوع در پروژه ی گام به گام تغییرات در آغوش بگیر قسمت 9 پیروی از الهامات قلبی بنویسم (منظورم همان نوشته ای که اول صبح دیدم) الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان.

    وقتی خانم شایسته ی عزیز با ذوق و شوق هر روز از دیدن این پرادایس تعریف و تحسین می‌کنه واقعا لذت میبرم .. چون من هم همینطوری شدم !!! منم یاد گرفتم که اگر هر روز زیبایی های اطرافمو ببینم بازم تحسینش کنم .. بازم شوق داشته باشم .. بازم مثل خانم شایسته از دیدن زیبایی های طبیعت اطرافم دیوانه بشم

    از دیدن کوههای اطرافم . آسمان و ابرهای قشنگم بعد از نوشتن کامنت صبحگاهی ام در پروژه ی قسمت 9 تغییرات را در آغوش بگیر رفتم سمت پنجره ی آشپزخانه ام که بتونم قله ی دماوند رو ببینم !!! ولی ابرهای طوسی رنگ باران زا خبر از خوش خبری میداد و قله ی دماوند عزیزمون پشت ابرها پنهان شده بود ولی خیلی ذوق کردم همش دعا میکردم که وقتی ابرها کنار رفت توده ای از برف سفید رو روی قله ببینم !!! انشالله.. الهی آمین

    خدایاااا شکرت می‌دونم خداوند با معجزه هایش سوپرایزم میکنه

    خدایاااا شکرت که امروز در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهیم هستم

    خدایاااا شکرت که امروز قلب منو بسمت خواسته ی جدیدی باز کردی تا در مدار دریافت دیگر آرزوها و خواسته هام باشم

    خدایااا شکرت که امروز یک باور جدیدی در وجودم جریان پیدا کرده که من باید در همه چیز و در همه ی کارهایم آگاهانه عمل کنم

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان

    وقتی آسمون رو نگاه کردم انتظار داشتم یک هوای ابری که میخواد بارون بیاره رو ببینم . بعدش رفتم صفحه ی هواشناسی پردیس رو نگاه کردم .. دیدم هوااا 7° درجه و نیمه ابری رو نشون میده

    خدا رو شکر کردم و برای بارش باران های رحمت و نعمت های الهی دعا کردم خدایااآاا شکرت

    همینکه کامنت صبحگاهی امروزمو در (پروژه تغییرات رو در آغوش بگیر قسمت 9) رو میخواستم به اتمام برسونم سرمو بلند کردم به پنجره ی روبروی تختخوابم نگاه کردم !!!

    یهویی یک توپ درشت و بزرگ قرمز قرمز قرمز رنگ خورشید رو دیدم !!!!

    وووواااای خدای من .. قرار بود هوا نیمه ابری باشه که !!؟؟؟

    یعنی چی؟؟؟

    این حد از دیدن طلوع خورشید قرمز رنگ پاییزی یعنی چی؟؟؟

    یعنی دیدن بی نهایت زیبای خداوند !!!

    وووای خدایااا شکرت

    البته وقتی من کاملا خیره شده بودم به دیدن این توپ قرمز رنگ تا کاملا بالا آمد و نورانی شد دیگه نمیشد نگاهش کرد خیلی خوشحال شدم و با عشق کامنت ام رو نوشتم و ارسال کردم .بعدش بلافاصله ابرهای طوسی رنگ آمدن و خودنمایی کردند !!!

    و این ابرهای سفید و طوسی مانند لباسی پوششی شدند برای خورشید درخشان و تابان مون !!!

    وؤوااای ای خدایااآاا !!!

    الان هم دوست داشتم قطرات درشت سیل آسای باران رو لمس کنم !!

    هر چند هواشناسی پردیس چیز دیگه ای میگه .. ولی خواسته من خیلی مهمتر از اداره ی هواشناسیع !!

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان!!!!!!!!

    رفتم پشت پنجره ی سالن پذیرایی . پرده ها رو کشیدم عقب و همینطوری دنبال ابرهای سیاه و طوسی می‌گشتم و سپاسگذاری میکردم که چشممم یک زیبایی دیگری رو جذب کرد ..

    وقتی آسفالت خیابان رو نگاه کردم دیدم خیس شده !!!

    فهمیدم بارون آمده آنقدر خوشحال شدم که دویدم اومدم سمت اتاق خوابم که درب بالکن رو باز کنم و برم بارون رو ببینم و صداشو بشنوم !!!

    وووای خدای من واقعا صدای زیبایی داره ..

    هر چند کم بود ولی از آسمان تشکر و قدردانی کردم برای این نعمت و رحمت الهی خدایااا ممنون و سپاسگذارم برای تمام باران هایی که در طول عمرم دیدم

    خدایاا ممنون و سپاسگذارم برای تمام قطره به قطره های باران هایی که بر زمین باراندی!!!

    خدایااآاا هزاران هزار بار برای این طلوع و این شروع صبحگاهی ام شکرت

    خدایاااا شکرت که به قلبم الهام کردی که بیام این تعهدم رو اول در این سایت و برای استادان عزیزم و دوستان نازنین ام بنویسم

    یعنی شبها بعد از خواندن کامنت های دوستانم به خودم تعهد دادم که قبل از اینکه غرق خواب بشم یک جمله ی زیبا رو از کیپ بوک گوشیم انتخاب کنم و چندین بار بخونم و با همون جملات وارد خواب آلفا بشم!!

    ساده . کوتاه . عمیق . با کیفیت . پُر محتوا… الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان..

    و صبح هم به محض اینکه گوشیمو باز کردم دوباره همین جمله رو ببینم و با خودم چندین بار تکرار کنم

    خدایااا شکرت که امروز صبح توانستم به تعهد یهویی آم عمل کنم

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است

    پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1376 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    چه روز قشنگی

    چه هوایی دلپذیر وناب وخالصی

    چه نور شگفت انگیزی خورشید جان می تابونه

    خدای من از میون درختها حضور نور تماشاییه

    جوووونم به صدای اردکها و مرغ وخروس ها

    نیگاشون چه جوری منتظرن بیان بیرون

    و کندوکاو کنن

    به به خانوم مرغی هم دیگه جوجه هارو

    پیگیری نمیکنه تا مستقل تر بشن

    چه قدر قشنگگگگگ

    وااااااییی خدای من

    دونه خوردن شون بببین با چه سرعتی

    دولپی دارن میخورن ..

    استاد شایسته مهربونم

    تنها هستین در پرادایس جان و برای ایجاد فضای خالی ذهن وتمرکز بیشتر گشت وگذاری به اطراف پرادایس جان دارین

    مزرعه ی همسایه تون چه قشنگهه

    نسل سوم جوجه ها بببببیییین

    ای خدای من چه نازن

    عه جورج این وسط چی میگه ؟!

    زیربارون مونده و اومده مهمونی پیش نطل سوم جوجه ها

    خوب جاخوش کردن ها …

    آپدیت فایلهای هدیه رو به نحو احسن دارید

    انجام میدین

    خداروشکر بی نهایت شکر برای تعهد وعملگرایی شما نسبت به سایت بهشتی

    خدا قوت بده

    به جسم وجان و روح وروان تون عزیزدلم

    بوووووووووس به قلب مهربون ونازنین تون

    پیش به سوی پست برای تحویل جوجه ها

    از یک مسیر جدید تر ….

    دراین مسیر آگاهی هایی که بیان کردین

    فقط نوشتم با دقت تو‌دفترم تا تمرکز بذارم روی جمله به جمله تون

    ماجرای تکامل شما در این فایل بهشتی

    خودش یه دوره ی ارزشمنده

    بدون شناخت هرچیزی بزرگ و ترسناک به نظر میاد چقدر بجا ودقیق گفتید ..

    تمرینی که شما برای تنها موندن در پرادایس جان بهش هدایت شدین وداربد انجام میدین ،درطول روز اطراف تماشا میکنید و در شب به ذهن میگید همینایی که تو روز دیدم تو شب هم هست …

    برای بزرگتر شدن و رشد کردن باید از ترس های الکی وحاشیه ها گذر کرد …

    هروقت ترس میاد سراغ تون

    مومنان فقط بر خدا توکل میکنند و هرکس

    بر خدا توکل کند خداوند برایش کافی ست

    آخه از این قشنگتر مگه داریم !!

    یک حبه نور

    از زبان شما به قلبم نشست

    توکل به خدا واعتماد داشتن به خدا همه چیزه

    واقعا خیلی نیازدارم روی باورهای توحیدیم کار کنم و روی خدا حساب کنم…

    خدااااای من شکرت چه رزق پربرکتی

    خدا چه پلن هایی آورد جلو چشم مون

    نیاز نیست پست برید ، پاداش خداوند

    از راه رسید وبسته پستی آوردن گذاشتن

    استاد شایسته عزیزم

    چقدر تسلیم و رها هستید در لحظه

    نشانه رو گرفتین که حتی وال مارت هم نباید برید..

    خیلی قشنگ بیان کردین

    اگه آگاهانه تو دل ترس ها بریم

    عزت نفسی که بدست میاریم خیلی بیشتر

    از عزت نفس آدمی هست که ذاتی

    در این مورد ترس نداشته …

    چون ذهن کم کم عادت میکنه به حل مسأله و میشه زندگی آگاهانه….

    یه همزمانی دیگه نشانه ی روزم

    آرامش در پرتو اگاهی 9 هست و

    باورهایی برای امکان پذیر بودن خواسته

    شما هم از آرامش در پرتو اگاهی گفتید

    واقعا چه نعمت مقدسی هست آگاهی…

    چقدر عالی خدا پلن هاش رونمایی کرد

    کاندیشنی که باید امروز با موندن شما در پرادایس جان درست میشد و قبل از اینکه بدونین

    خدا نشونه فرستاد که از پرادایس جان خارج نشین

    این هدایت واین نشونه ها و این همزمانی ها

    فقط کار خداست و نتیجه ی باورهای توحیدی

    شما استادهای نازنین و بی نظیرم هست

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این

    فایل بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1274 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای این راه زیبا این زندگی زیبا

    وایی ممنون الگوی دوسش داشتنی من

    واقعا کارت حرف نداره تعهدت به خودت به کارت

    واقعا این‌که میتونی تنهایی انقد پر شور باشی چه وقتی با اقا هستی غرق در عشق باشی چه تنهایی غرق در عشق باشی برام قابله تحسینه

    واقعا اینکه میتونی به خودت تعهد داشته باشی وقدمه درست برداری قدم هایی برای لذت بردنت برای رشدت

    اصله زندگیتو کشف کردی وطبق اون پیش میری

    برام قابله تحسین هستی همیشه یه لیست داری از کارهای طلایی که پیشه شون وهمیشه دسته خدا تو دستت به طور عالی کارهارو پیش میبری دمت گرم واقعا

    من نمیدونم احساس میکنم توی زندگیم یکی از لطف هایی که به خودم میکنم دیدن سفرنامه هست

    خیلی لذت خوبی حاله خوشی برام ایجاد میکنه با ادماد شاد ماجراجویی با شما بی نهایت حال میده شکرت

    وتوی این لول از زندگیم این سریال لذت بخشترین قدرمندترین شارژر برام هست که روحمو شارژ کنم

    خودمو به هدایتت وصل کنم ممنون امروز صبحونه روحم بعد از صدای عاشقانه مامانم این دوتا قسمتو نوش کردم وبی نهایت لدت داش واقعا شکر

    وبرام هدایتی بود از ماندن توی خونه وکارهامو کردن

    راستش میگم این بازی زندگی من کی یادمیگیرم

    ولی همینکه توی این راهم این الگو دارم

    این شارژر دارم

    این اگاهیا

    این عشق وشور

    این گوشی خفن

    این نت بی پایان

    این سریال زندگی بخش

    این الگو استاد های همه جوره اوکی شکرت

    وشکرت بهشتمو هر روز برام زیبا تر میشه

    در پناه عشق الهی

    مومنین به خدا توکل دارند وخدا برایشان کافیس:)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2456 روز

    به نام الله یـکتا

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به زندگی در بهشت و اهالی یهشتی این زندگـی.یک نوع جنس از زندگی ایی که زنده بودن خودش رو در جهت اهداف خودش و آفرینـشش و شگفتی خلقتـش هر روز زندگی میکنه.

    وقتی ما آدما از این دنیا میرویم و زندگی کردن مون در این دنیای مادی به پایان میرسه از ما چی میمونه جز اثرات مون، جز خاطرات و احساس هایی که در ذهن و قلب ها به جا میگذاریم.این روزا حال و هوام برای رفتن یکی دیگه از عزیزان و آشنایان ابـری شده و ظاهرا گرفته اما من میدونم در پَس این ابرهای به ظاهر دلگیر، یک تغییر یک حس تازگی وجود داره که باید صبور باشم و امیدم رو بیشتر و بیشتر کنم برای آینده ایی روشن تر، برای وجود کلی عزیز دیگه ایی که در زندگی ام دارم و دوست شون دارم. صاحبخونه عزیزمون که به عنوان دومین خونه ایی که ما در تهران ساکن شدیم و یک خانه پر از عشق و آرامش و نور و امنیت بود توسط این مادربزرگ این پیرزن مهربون این دستان خداوند به ما داده شد.(درسته الان دیگه فقط بچه ها و نوه ها و ارث برهای این ملک و ساختمون تصمیم گیرنده خواهند بود، اما من خیلی خوشحالم برای وجود حاج خانم که واقعا جای مادربزرگ خودمون دوستـش داشتیم و اینقدر خوب بود و خوبی کرد.)

    و از استاد عزیزم یاد گرفتم رمزِکار، رمز رسیدن به خواسته ها، کنترل ذهنه، تقوا داشتن هست و اون موقع است که پاداش ها میاد. و من دارم سعی میکنم ذهـنم رو کنترل کنم سعی میکنم در لحظه حال سپاسگزارتر باشم و منتظرم و امیدوارم به پاداش هایی که خدا وعده اش رو داده. شرایط نمیدونم قراره چطور برام پیش بره اما میدونم خدا برای من کافی ترین هست و خدا وکیل من میشه برای اینکه برسم به آن چیزهایی که لازم دارم و میخواهم.

    ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

    سریال زندگی در بهشت قسمت 82 اُم

    این قسمت با بازکردن یکی از درهای شیشه ایی رو به این حیاط بهشتی شروع میشه و دیدن کلی زیبایی و حس خوب و جمله قشنگ و زیبای مریم جان که گفتند: چه نسیم زندگی بخشی، واقعا مرده رو زنده میکنه…

    (واقعا چه همزمانی شد با حال و هوای الان من این جمله و جملاتی که نوشتم،میدونید اومدم اول شروع کامنتم رو بنویسم و شکرگزاری کنم و بعد رفتم سراغ پلی کردن و دیدن این قسمت و این همزمانی اتفاق افتاد و من بیشتر متوجه میشم هنوز کارم درسته، باید این مسیر رو ادامه بدم.)

    واقعا در خوردن چه حس و لذتی هست که حتی این حیوان ها هم عجله دارند و تند تند میخوان بخورند و از قافله عقب نمونن.حتی اگر درحال خفه شدن هم باشند بازم ادامه میدن.خدایی این خوردن چرا اینجوری لذت ایجاد میکنه حتی برای ما آدم ها که گاهی اینقدر از اصله فعل خوردن دور میشیم که باعث نابودی خودمون میشیم با این خوردن هامون…خدایا خودت کمک مون کن، خودت هدایت مون کن.

    _مریم جان چقدر تحسین تون کردم برای اینکه با دیدن این نور طلایی رنگ از خواب بیدار شدین و اومدین بیرون،اونم با دوربین.واقعا سپاسگزارم برای این همه لطف و سخاوت تون.

    خورشید عالم تابی که داره طلوع میکنه…

    نسیم زنئگی بخش و آواز پرنده ها…

    واقعا چقدر زیباست…

    چقدر قشنگ گفتید مریم جان و چه ایده پر از درس و نکته ایی بود که گفتید الان شما پرادایس تنها هستید و استادجان رفتن تمپا،و الان شما تمرکزی دارید روی بخش هایی از سایت کار می کنید و در اینجور مواقع تنهایی برای باز کردن فضای خالی در ذهن تون، میرین اطراف پرادایس رو کشف کردن و قدم زدن. و به یک شناختی از محیط اطراف تون می رسید و این کار باعث یک خودشناسی و افزایش اعتماد به نفس تون میشه و بعد برمیگردید با یک ذهن باز و اعتماد بنفش تقویت شده کارتون رو ادامه میدید.(همین کار به ظاهر ساده کلی به من قانون رو یادآوری کرد و چقدر از شما و این رفتارهای هماهنگ با قانونی که به شکل ها و سبک خودتون انجام میدید قابل تحسین هست.)

    _ چقدر موازی انجام دادن کارها خوبه

    (منم الان موازی هم مینویسم هم میبینم )

    _ چقدر جالب گفتید که پرادایس اولش براتون خیلی بزرگ بنظر می رسید.چون اولش هیچ شناختی ازش نداشتید. هر چی بیشتر در پرادایس بودید و بیشتر کشفش کردید سایزش براتون کوچیک بنظر میرسه.(شما فوق العاده هستید.)

    تا وقتی از چیزی شناخت کامل و خوبی نداری،بنظر خیلی ترسناک میرسه.

    سوال بچه ها که پرسیده شده بود شما چطور ترس هاتون رو ازش رد میشین؟ با به شناخت رسیدن.

    برای اینکه بخواهم بزرگ شوم، باید از یکسری موضوعات حاشیه ایی و ترس های الکی بگذرم و این راهـه بزرگتر شدن هست.

    با شناخت بیشتر از این اتصال و ارتباط با این نیرو و منبعی که همیشه با ماست و از ما حمایت میکنه و همواره ما رو هدایت میکنه.

    مومنان فقط برخدا توکل میکنند و هرکس برخدا توکل کند، خدا برایش کافی است.

    خدایا شکرت وقتی روی خدا حساب میکنی، اینجوری سورپرایز میشی و دیگه نمیخواد بری اداره پست و تخم مرغ ها رو برات مامورهای پست آوردن و اونا پشت در هستن

    چقدر خوبه دیدن این نعمت ها و موهبت های غیرمنتظره ایی که میبینید و در زندگی تون بارها اتفاق می افته و سعی نمیکنید براتون عادی بشه و هربار سپاسگزارتر و شکرگذارتر میشین.

    مثال آرایش نکردن تون هم خیلی خوب بود.

    _موضوع ترمز و گاز

    مثلا اینکه یکی از ترمزها آرایش بود که باعث میشد یکسری تجربیات طبیعی رو نداشته باشید.

    یا تمیزی و وسواس بودن هم خودش یک ترمز دیگه بود که شما خیلی خوب ازش رد شدید و بزرگتر شدین.

    لازمه رشد من، یکسری قدم های کوچیکه.یعنی رُشــد از اون قدم های کوچیکی شروع میشه که اگر اون ترمزها و قدم ها برداشته نمیشد اصلا به اون قدم های بزرگ نمی رسیدم.

    وقتی یکسری چیزها و ترمزها رو بطور واضح متوجه میشیم و روشون کار میکنیم اون وقت هست که براحتی گاز میدی و رشد میکنی و پیشرفت ها شروع میشه.

    کار ما مقاومت ها رو کم کردنه، چون ماشین زندگی همیشه در حال حرکت کردن هست.ماشین خواسته هامون خودش همیشه داره پیش میره.فقط ما نباید چوب لای چرخش بزاریم و مقاومتها رو کم کنیم.

    _ خیلی فرق داره بین کسی که اون ترس رو بطور طبیعی نداشته، با کسی که ترس رو داره و اونو آگاهانه برطرف کرده.و لول بالاتری از آگاهی هست.

    آگاهانه زندگی کردن

    آرامش در پرتو آگاهی یـعـنـی وقتی در مورد یکسری مسائل و موضوعات به آگاهی می رسیم به یک آرامشی از درون می رسیم که این آرامش خیلی گرانبهاست.

    ترس از مرگ _این داستان پیوسته تولد و مرگ ترس تون رو از مرگ ریخته و مرگ به معنای نابودی و فنا نیست.واقعا آفرین به شما،احـسنت…

    خدایا چه روزی چه هدایتی،برای سرویس air conditioner(تهویه مطبوع) که شما نرفتید وال مارت و بعد این سرویسکار اومد و رسید تا کار رو انجام بده.خدایا شکرت که همه چیز تحت کنترله. خدایا بارها و بارها شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    روشنا گفته:
    مدت عضویت: 493 روز

    سلام سلام

    چه خوب شد که استاد نیست و ما با شما تنها شدیم و کلی برامون صحبت های مفید کردی.

    من لذت میبرم از شجاعتت من تحسین میکنم که در عین حال که زنانگیت رو حفظ کردی جسور هم هستی

    مثل اون گل رز سرخی که در عین لطافتش خارهایی هم داره و شجاعت تو مثل خاری در چشم ترس هاته.

    تو به نرمی و با صلح روی پاشنه های آشیلت کار میکنی .

    من هم بعد از چند ماه هم قدم شدن با تو این رو یاد گرفتم

    ارایشم خیلی خیلی کم تر شده اما دوس دارم یه جوری بشم که صبح صورتمو با اب و صابون بشورم بزنم بیرون چقدر لذت بخشه

    خیلی قبل تر ها که نو رو بشناسم این ارزوم بود .

    اما یه وقتایی عمل میکنم یه وقتایی نه .

    و امروز میخوام بدون ارایش فقط با یه ضد افتاب برم بیرون میخوام عمل کنم میخوام در راه این خواستم ایمانم رو به جهان نشون بدم میخوام به جهان بفهمونم که من مصمم هستم روی این خواستم و باید ازم حمایت کنه من رو تشویق کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    طاهره ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    به خداوند مهربانم

    سلام و درود

    واقعا دنبال نشانه بودم تا بهم گفته بشه در مسیر ی که هستم خیلی قوی تر و محکم تر برم جلو خداروشکر بخاطر وجود شما مریم جان

    از همون اول ویدیو که میگید خوایم میومد ولی دلم نیومد این صحنه زیبا رو از دست بدم.

    رفتن تو دل ترس ها که دقیقا همیشه پشت ترس ها اتفاق های عالی هست

    ترمز های کوچک که به نظر ناچیز هست ولی اتفاق های بزرگ رو برامون رقم میزنه

    واینکه شاید اول هر چیزی شاید برامون خیلی بزرگ باشه ولی وقتی میری تو دلش متوجه میشی که برات خیلی هم بزرگ نیست

    خیلی یاد گرفتم که به تنهایی تواین فضا بتونی زندگی کنی وکلی از این تنهایی لذت ببرید و روتین روزانه رو بدون هیچ مشکلی انجام بدید

    با توکل به خدا شما به راحتی حتی کارهای روزانه خود به خود جلو میره مثل باکس تخم مرغ های که پشت در بود واقعا کلی حال خوب گرفتم واقعا لایق زندگی کردن تو این بهشت زیبا هستید

    و در نهایت که زندگی همیشه در جریان هست و مرگ پایان همه چیز نیست حتی تو کوچک ترین مسائل زندگی

    همون انا لا لله و اناالیه راجعون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: