این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh-13.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-23 09:15:312020-07-25 21:58:53سریال زندگی در بهشت | قسمت 51
227نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنونم از کامنت پر معنا پ پرمفهوم اقای امیر که به نکات خیلی قشنگی اشاره کردن که کلی ادم رومیبره تو فکر….
ممنونم از خدای مهربونم که امروز هم بهم فرصتی داد که بتونمکلی زیبایی ببینم و درس زندگی یاد بگیرم
چقدر برای من این سبک از مهمونی جدید وجالبه
چقدر اینجوری هم به مهمون خوش میگذره و هم به صاحب خونه
چقدر تحسین برانگیزه که مهمونا خودشون مواد غذایی میارن ، خودشون آشپزی میکنن، تمیز میکنن، ظرفارومیشورن
واقعا باید بگم خیلی تحسین برانگیزه
استاد جان صحبت های ابتدایی سریال خیلی کاربردی بود
و من باید خیلی روی این زمینه کار کنم که آسون تر بگیرم البته بنظر خودم خیلی بهتر از قبل شدم اما بازهم جا داره برای تصمیماتی که میگیرم انقدر به فکر نظرات دیگران نباشم
به گفته ی شما اگه من ایمان داشته باشم به تصمیم ، به باورم قطعا همه اطرافمم تغییر میکنن.
یعنی من یه عده ای رو میشناسم خیلی روی ناهار و شام خوردن حساسن نباید دیر بشه نباید چیز ساده ای باشه باید مفصل باشه
این دسته از آدما واقعا سفر بهشون خوش نمیگذره و اذیت کننده هست هم برای خودشون هم برای دیگران که همسفر شدن
«اعتماد و اعتقاد به اینکه هر اتفاقی بیفته همون اتفاق خوبه هست»
این بهترین جمله ای هست که باید هر روز تکرارش کنم تا ملکه ذهنم بشه
واقعا مهمونی دادن و مهمون شدن توی آداب و رسوم ما واقعا سخت بوده و هست
و با توجه به شرایط الان توی ایران دیگه واقعا
میزبان یکم زیادی اذیت میشه بعد توی دلش بعد یه مدتی میگه کی میشه این مهمون ها برن
چقدر راحت دوستان امریکایی میرن و کار هایی که لازمه برای اماده کردن غذاشون انجام میدن در صورتی که مریم عزیز در حال فیلمبرداری هست و استاد عزیز درحال بازی چقدر عالیه اینقدر احساس راحتی دارن
واقعا الهی شکر که تو این مسیرم یعنی مو ب تنم سیخ میشه وقتی خودم رو تو همچین زندگی ای همچین لایف استایلی میبینم و جالبه که میتونم ببینم و این خودش ی پیشرفته
چقدر راحت چقدر زیبا چقدر همه ریلکس آرام خوش برخورد شوخ راحت اصلا نمیدونم چطوری میتونم توصیف کنم حسم رو ،واقعا حس رو نمیشه با کلمات توصیف کرد
حس میکنم تک تک سلولام ب رقص در میان با این تصویر های زیبا
با این همه زیبایی
با اینکه زندگی ،رشد ،تکامل و.. میتونه انقد زیبا باشه انقد میتونه شیرین باشه
اصلا بغضی میشم از شوق
ک چطور ممکنه انقد بشه عشق کرد
اون بچه ها تو آب رو تیوپ دارن عشق میکنن ها ریلکس زیر پا گرم
باد خنک
آفتاب گرم
یعنی اصلا من از اینجا خوابم میگیره نو همچین جایی
سرشار از روحه این زندگی روحی پر از عشق شادی سرزندگی
و چقدر خوبه همه دارن خودشون سرگرم میکنن
برعکس ما ک منتظریم یکی بیاد مارو سرگرم کنه و حالمون خوب کنه
من الان جایی کار میکنم توی کافه و خب توی آشپزخونه کار میکنم
ظرف میشورم
غذا میپزم
آماده سازی میکنم
و خب میدونم آره خسته کنندس مخصوصا قسمت ظرف
ولی هربار ک ذهنم میخواد اذیت کنه ب این فکر میکنم ک قراره پول قسط رو بدم و راحت شم
قراره ب یاری خدا ی ویولن بخرم
بعد خودمو تو این لحظات تصور میکنم میگم سارا تو این لحظات باید خودتو نشون بدی
و چقدر نسبت ب قبل رابطم با همکارام بهتر شده
و اونا با من
آهنگ میزاریم
میخندیم
میرقصیم
شوخی میکنیم
و همسایه هامون چقدر ارتباطشون باهام بهتر شده
ی خیاط تو کوچمون هست یجوری منو میبینع دست تکون میده انگار فامیلیم
واقعا ممنونم از شما استادقشنگ ومهربونم ومریم قشنگ ومهربونم، که این فایلهارو برای ما تهیه می کنید واینقدر با جزئیات روی فایلها قانون واصل رو توضیح میدید، تا ما بتونیم اصل رو از فرع تشخیص بدیم، درکش کنیم و توی زندگیمون ازشون استفاده کنیم، الهی صدهزار مرتبه شکر الله مهربان رو، که ما رو در مسیر شما واین مسیر خودشناسی وخدا شناسی وجهان شناسی قرار داد
ان شالله که چشمهایی بینا و گوشهایی شنوا وقلبی باز ، برای دریافت الهامات ونشانه ها وهدایت های خداوند داشته باشیم، که هر لحظه باعشق داره راه ورسم بهتر زندگی وبندگی کردن رو بهمون می آموزه…
وخیلی هم سپاسگزارم از کامنت امیر عزیز، کامنت انتخابی این فایل، که چقدر اگاهی درش بود برای ما، واز خدا سپاسگزارم برای این دوستان گلی که توی این سایت داریم و انقدر باعشق میان کامنت میذارند و باعث گسترش آگاهی های ناب شما استادقشنگم میشند وبادیدگاهاشون، ودرکی که از قانون پیدا کردند، قانون واصلی رو که شما به ما می آموزید قابل فهمتر می کنند برای ما…
استاد جانم، صحبت هایی که روی این فایل کردید،صرفا فقط صحبت عامیانه ومعمولی نیست، صرفا فقط یه نصحیت یا نشون دادن سبک زندگی درست نیست، بلکه این صحبت ها اصل واساس یه زندگی سعادتمندانه هست که هرکسی بتونه بهشون عمل کنه، حتی 50 درصد ، می تونه طعم شیرین ولذت بخش امنیت وآرامش وشادی رو درک وتجربه کنه…
من خودم تا به امروز می تونم ادعا کنم، از وقتی وارد این مسیر شدم ودارم روی شخصیتم کار می کنم، خیلی تونستم سبک شخصی شما رو توی زندگیم پیدا کنم و چقدررررر، احساس ارامش وشادی بیشتری رو دارم تجربه می کنم.
من با کار کرد دوره مقدس وبی نظیر 12 قدم پا به پای آگاهی های شما اومدم جلو وهربار، وهر روز، یه باور غلط و اشتباه، از خانواده وجامعه و گذشتگان در من شکل گرفته بود وداشت زندگی منو رو فلج میکرد، از زندگیم حذف کردم وپاکش کردم…
اماااان از حرف مردم….
خدا رو صد هزار مرتبه شکر با درک قوانین جهان هستی در حد خودم، حداقل اینو دیگه بهش ایمان قلبی دارم، که مهمترین چیز در زندگی من، که مثل نفس کشیدن واجبه ومهمه وحتی مهمتر از اینها، تمرکز گذاشتن روی رابطه ی خودم وخداست…
برعکس گذشته که تمام تمرکزم روی رابطه ام با دیگران بود، که جوری حرف بزنم، جوری رفتار کنم، جوری لباس بپوشم، جوری مهمونی برم و مهمونی بگیرم……کلا جوری زندگی کنم که از نگاه دیگران بی نقص ، کامل، دوست داشتنی ومورد تایید باشم!!!!
واین طرز فکر وطرز رفتار، تمام عمر عذابم داده بود،و من با شما ودر کنار شما توی این مسیر آموختم، که هر چیزی در بیرون از خودم رو رها کنم، وبه درون خودم برگردم، هرچی نیاز دارم در درونم هست، در قلبم، وقتی سعی کنم به خواسته های خودم توجه کنم…
تابتونم عیب ونقص هام رو که باعث سختی ورنج در من شده رو شناسایی ورفع کنم و تمرکز کنم روی گسترش حس وخوبیهام تا بتونم حس رضایت بیشتری از خودم وزندگیم داشته باشم.
وقتی با خودم صادق میشم، می بینم من چیز زیادی از این دنیا نمیخوام جز اینکه همیشه شاد و اروم باشم و سلامت واندازه خودم ونیازم از رفاه مالی برخوردار باشم که راحت زندگی کنم..
باقیش دیگه حاشیه است، فرعیاته…!!
اینکه من هر روز از صبح بیدار بشم بخوام به این فکر کنم که باید برای پسند و مورد تایید بودن، طرف مقابلم حالا هرکی که هست، همسرم، فرزندم، پارتنرم، خانوادم، همسایه ام، همکارم ،فامیل…. حرف بزنم ورفتار کنم، خب معلومه دیگه من برای خودم زندگی نمی کنم و زندگی برام سخت ودردناک وخسته کننده میشه…
اما وقتی من به اگاهی نسبی میرسم ومیدونم که اصل چیه، و تمام تلاشم رو در طول شبانه روز انجام میدم که اون کاریکه درسته حرفی که درسته رو انجام بدم و بگم، در کل سهم خودم رو درست انجام بدم، دیگه چه اهمیتی داره از نگاه دیگران عملکردم وروش زندگیم درست باشه یانه؟!
حتی اگه نتونم صد درصد هم بی نقص عمل کنم باید به خودم فرصت بهتر شدن وجبران رو بدم…
سهم ونقشی که بهم میگه مینا خود واقعییت باش، خودت رو در رنج وسختی ننداز، برای حرفهات وکارهات دلیل منطقی داشته باشه برای تصمیماتی که میخوای بگیری الوییتت رسیدن به آرامش وتجربه شادی ولذت بیشتر باشه …
بدترین کاریکه من در زندگیم به خاطر تایید حرف خانواده ودیگران کردم، ازدواج دومم بود، به خاطر همون حرفهای پوچ وباورهای اشتباه، که تا جوونی زیبایی ازدواج کن، تاپسرت بزرگ تر نشده ازدواج کن، تو باید حامی وتکیه گاه داشته باشی، زن نباید تنها بمونه، چهار روز دیگه پیر میشی یه مرد کنارت باشه، تا کی میخوای خودت کار کنی پول دربیاری خرج خودت وبچتو بدی، بذار یکی بیاد خرجتون رو بده و…خلاصه….
من حدودا 7 سال تحمل کردم حرفها وطعنه ها و حرف مفت زدنهاشون رو، و در نهایت تسلیم شدم و ازدواج کردم و مجدد انتخاب نادرست، تصمیم نادرست …. بعد 3 سال جدایی ..
چرا؟؟؟
چون من سبک شخصی زندگی خودم رو داشتم، من داشتم راحت زندگیمو میکردم وراضی بودم، همینطور که الان شکر الله مهربان نزدیک 4 ساله به لطف آموزه های شما به لطف خدا وتلاش خودم وعمل به قوانین ، دارم راحت وانجوری که دوست دارم زندگی می کنم، و اون ازدواج واون سبک زندگی، چیزی بود که دیگران توی ذهن من ساخته بودند و بعد چندسال بلاخره روم تاثیر گذاشت وشد واقعییت زندگیم، اما چون خواسته ی قلبی من نبود، دوامی هم نداشت…
چون من دیگه برای خودم زندگی نمی کردم، و تمام تمرکزم رفته بود برای مورد تایید بودن در چشم همسر وخانواده وهمسر و فامیل و…
چون اداره امورات اون زندگی، و حمایت از یه مرد ویه بچه واقعا در توان من نبود….
ومن دونسته فقط به خاطر اجرای اداب ورسوم و حرف وحدیث وخواسته ی قلبی خانواده و ….اونکارو انجام داده بودم…
ازدواج مجدد برای منی که با مجردی و سبک زندگی خودم ، از هر نظر احساس خوشبختی وشادی وراحتی میکردم اشتباه بود، اما برای خیلی ها که قلبا دوست دارند همسر وخانواده داشته باشند ویا باعشق و عقل و منطق درستی که خودشون بهشون رسیدن وقتی شکل میگیره، می تونه واقعا عالی باشه….
خلاصه که همون تجربه تلخ دل به دل حرف خانواده وفامیل و…دادن ..
برام درس عبرت شد، چیزی رو برای خودم از جهان هستی بخوام که برام آرامش وشادی وراحتی ولذت بیاره، منو چند درجه بالا ببر در درک جهان هستی وخلقت
به رشد شخصیتیم کمک کنه، وباعث بشه بهتر زندگی وبندگی کنم، تا روزیکه فرشته مرگ اومد سراغم که این زندگی رو ترک کنم، بهش نگم یه کم دیگه فرصت میخوام چون کارهایی هست که دوست داشتم انجام بدم وندادم…
وحرفهایی هست که دوست داشتم بزنم ونزدم…
وجاهایی هست که دوست داشتم برم ونرفتم…
در صورتیکه کل عمرم وقت داشتم باب میل خودم زندگی کنم ولی نکردم، چون وقتم پر بود از حرفها وکارها وحتی فکرهایی که باید برای باب میل دیگران میکردم..
من اینو با تمام وجودم باور دارم که هر چقدر به خودم ونیازهام توجه کنم، هر چقدر بتونم در رفع معایب ونقص های خودم تلاش کنم و وقت صرف بهبود شخصیت خودم کنم، جهان هم همپای من کمکم میکنه تا آدمها وموجودات، حتی شرایط وموقعییت ها باب میل تغییر کنند و در تسخیر من باشند وبه سمت من کرنش کنند تا من تجربه زیباتری از بودن در این جهان رو داشته باشم..
چیزیکه دارم همیشه توی زندگی شما وعملکرد شما استاد قشنگم می بینم وخودم هم خیلی ازش نتیجه مثبت گرفتم…
دوستان عزبزم این مقایسه کردن خودمون با دیگران رو اگه بریزیم دور، به خدا قسم که کلی زندگیمون زیباتر ولذت بخش تر میشه….
اینکه من خودم رو با گذشته ام مقایسه کنم و حواسم باشه که امروز در حرف زدن، در عملکردم، در تصمیماتم، بهتر از دیروزها، عمل کرده باشم، همین یعنی من در مسیر درستی هستم.
به خدای احد و واحد قسم، که در نهایت اصلا برای کسی مهم نیست ما چطور زندگی می کنیم؟
نگاه به چارتا حرف وحدیث این و اون نکنید…
هر کسی در گیر زندگی خودشه…
واصلا هر کسی باید حواسش به زندگی خودش وراه وروشی که داره باشه…
در نهایت خودتونید وخدا و اون حس درونی خودتون، که آیا از زندگیتون راضی هستید یانه؟
اگر راضی بودیم که شکر، واگرنه پس باید تلاش کنیم اون بخش هایی از شخصیت وزندگیمون رو که باب میلمون نیست به کمک خداوند درستش کنیم…
چون وقتی تنها هستیم با خودمون با احساسمون … یا وقتی که خدا رو ملاقات می کنیم، دیگه اهمیتی نداره چه کاره هستیم، خونمون کجاست ، چقدر سرمایه داریم، چی خوردیم، چی پوشیدیم، کجا رفتیم، باید ببینیم خودمون از خودمون راضی هستیم خداوند از نحوه عملکرد وزندگیمون راضی هست…
جوری زندگی کردیم که هم خودمون لذت برده باشیم وهم دیگران در کنار ما واز بودن با ما لذت برده باشند؟ همون دیگران که بدون قضاوت مارو دوست دارند و ماهم بدون قضاوت دوستشون داریم وهر کدوم خود واقعیمون هستیم.
اصلا نمی دونم که چطور باید از خداوند تشکر کنم بابت اینکه منو از مسیر جهل ونادانی و ظلمت، آورد به مسیر نور الهی اش، به مسیر اگاهی و خیر دنیا وآخرت…
ان شالله هر لحظه در مسیر درست زندگی وبندگی هممون ثابت قدم باشیم تا ابد، آمین
بنام خدای هدایتگر و مهربونم
سلام به استاد جان،مریم عزیز و همه دوستان
ممنونم از کامنت پر معنا پ پرمفهوم اقای امیر که به نکات خیلی قشنگی اشاره کردن که کلی ادم رومیبره تو فکر….
ممنونم از خدای مهربونم که امروز هم بهم فرصتی داد که بتونمکلی زیبایی ببینم و درس زندگی یاد بگیرم
چقدر برای من این سبک از مهمونی جدید وجالبه
چقدر اینجوری هم به مهمون خوش میگذره و هم به صاحب خونه
چقدر تحسین برانگیزه که مهمونا خودشون مواد غذایی میارن ، خودشون آشپزی میکنن، تمیز میکنن، ظرفارومیشورن
واقعا باید بگم خیلی تحسین برانگیزه
استاد جان صحبت های ابتدایی سریال خیلی کاربردی بود
و من باید خیلی روی این زمینه کار کنم که آسون تر بگیرم البته بنظر خودم خیلی بهتر از قبل شدم اما بازهم جا داره برای تصمیماتی که میگیرم انقدر به فکر نظرات دیگران نباشم
به گفته ی شما اگه من ایمان داشته باشم به تصمیم ، به باورم قطعا همه اطرافمم تغییر میکنن.
دوستون دارم
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام به استاد و دوستان عزیزم من هم خوش آمد میگم به مهمان های عزیز استاد خیلی خوشحالم که با اومدنشون باعث شدن درس های زیادی رو یاد بگیریم
واقعا راحت گرفتن مسائل خیلی مهمه واقعا آرامش خاصی رو بهت میده
باید آسان گیر باشیم خصوصا توی سفر
یعنی من یه عده ای رو میشناسم خیلی روی ناهار و شام خوردن حساسن نباید دیر بشه نباید چیز ساده ای باشه باید مفصل باشه
این دسته از آدما واقعا سفر بهشون خوش نمیگذره و اذیت کننده هست هم برای خودشون هم برای دیگران که همسفر شدن
«اعتماد و اعتقاد به اینکه هر اتفاقی بیفته همون اتفاق خوبه هست»
این بهترین جمله ای هست که باید هر روز تکرارش کنم تا ملکه ذهنم بشه
واقعا مهمونی دادن و مهمون شدن توی آداب و رسوم ما واقعا سخت بوده و هست
و با توجه به شرایط الان توی ایران دیگه واقعا
میزبان یکم زیادی اذیت میشه بعد توی دلش بعد یه مدتی میگه کی میشه این مهمون ها برن
چقدر راحت دوستان امریکایی میرن و کار هایی که لازمه برای اماده کردن غذاشون انجام میدن در صورتی که مریم عزیز در حال فیلمبرداری هست و استاد عزیز درحال بازی چقدر عالیه اینقدر احساس راحتی دارن
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به همگی دوستان گل
استاد گل مریم گل
واقعا الهی شکر که تو این مسیرم یعنی مو ب تنم سیخ میشه وقتی خودم رو تو همچین زندگی ای همچین لایف استایلی میبینم و جالبه که میتونم ببینم و این خودش ی پیشرفته
چقدر راحت چقدر زیبا چقدر همه ریلکس آرام خوش برخورد شوخ راحت اصلا نمیدونم چطوری میتونم توصیف کنم حسم رو ،واقعا حس رو نمیشه با کلمات توصیف کرد
حس میکنم تک تک سلولام ب رقص در میان با این تصویر های زیبا
با این همه زیبایی
با اینکه زندگی ،رشد ،تکامل و.. میتونه انقد زیبا باشه انقد میتونه شیرین باشه
اصلا بغضی میشم از شوق
ک چطور ممکنه انقد بشه عشق کرد
اون بچه ها تو آب رو تیوپ دارن عشق میکنن ها ریلکس زیر پا گرم
باد خنک
آفتاب گرم
یعنی اصلا من از اینجا خوابم میگیره نو همچین جایی
سرشار از روحه این زندگی روحی پر از عشق شادی سرزندگی
و چقدر خوبه همه دارن خودشون سرگرم میکنن
برعکس ما ک منتظریم یکی بیاد مارو سرگرم کنه و حالمون خوب کنه
من الان جایی کار میکنم توی کافه و خب توی آشپزخونه کار میکنم
ظرف میشورم
غذا میپزم
آماده سازی میکنم
و خب میدونم آره خسته کنندس مخصوصا قسمت ظرف
ولی هربار ک ذهنم میخواد اذیت کنه ب این فکر میکنم ک قراره پول قسط رو بدم و راحت شم
قراره ب یاری خدا ی ویولن بخرم
بعد خودمو تو این لحظات تصور میکنم میگم سارا تو این لحظات باید خودتو نشون بدی
و چقدر نسبت ب قبل رابطم با همکارام بهتر شده
و اونا با من
آهنگ میزاریم
میخندیم
میرقصیم
شوخی میکنیم
و همسایه هامون چقدر ارتباطشون باهام بهتر شده
ی خیاط تو کوچمون هست یجوری منو میبینع دست تکون میده انگار فامیلیم
به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
واقعا ممنونم از شما استادقشنگ ومهربونم ومریم قشنگ ومهربونم، که این فایلهارو برای ما تهیه می کنید واینقدر با جزئیات روی فایلها قانون واصل رو توضیح میدید، تا ما بتونیم اصل رو از فرع تشخیص بدیم، درکش کنیم و توی زندگیمون ازشون استفاده کنیم، الهی صدهزار مرتبه شکر الله مهربان رو، که ما رو در مسیر شما واین مسیر خودشناسی وخدا شناسی وجهان شناسی قرار داد
ان شالله که چشمهایی بینا و گوشهایی شنوا وقلبی باز ، برای دریافت الهامات ونشانه ها وهدایت های خداوند داشته باشیم، که هر لحظه باعشق داره راه ورسم بهتر زندگی وبندگی کردن رو بهمون می آموزه…
وخیلی هم سپاسگزارم از کامنت امیر عزیز، کامنت انتخابی این فایل، که چقدر اگاهی درش بود برای ما، واز خدا سپاسگزارم برای این دوستان گلی که توی این سایت داریم و انقدر باعشق میان کامنت میذارند و باعث گسترش آگاهی های ناب شما استادقشنگم میشند وبادیدگاهاشون، ودرکی که از قانون پیدا کردند، قانون واصلی رو که شما به ما می آموزید قابل فهمتر می کنند برای ما…
استاد جانم، صحبت هایی که روی این فایل کردید،صرفا فقط صحبت عامیانه ومعمولی نیست، صرفا فقط یه نصحیت یا نشون دادن سبک زندگی درست نیست، بلکه این صحبت ها اصل واساس یه زندگی سعادتمندانه هست که هرکسی بتونه بهشون عمل کنه، حتی 50 درصد ، می تونه طعم شیرین ولذت بخش امنیت وآرامش وشادی رو درک وتجربه کنه…
من خودم تا به امروز می تونم ادعا کنم، از وقتی وارد این مسیر شدم ودارم روی شخصیتم کار می کنم، خیلی تونستم سبک شخصی شما رو توی زندگیم پیدا کنم و چقدررررر، احساس ارامش وشادی بیشتری رو دارم تجربه می کنم.
من با کار کرد دوره مقدس وبی نظیر 12 قدم پا به پای آگاهی های شما اومدم جلو وهربار، وهر روز، یه باور غلط و اشتباه، از خانواده وجامعه و گذشتگان در من شکل گرفته بود وداشت زندگی منو رو فلج میکرد، از زندگیم حذف کردم وپاکش کردم…
اماااان از حرف مردم….
خدا رو صد هزار مرتبه شکر با درک قوانین جهان هستی در حد خودم، حداقل اینو دیگه بهش ایمان قلبی دارم، که مهمترین چیز در زندگی من، که مثل نفس کشیدن واجبه ومهمه وحتی مهمتر از اینها، تمرکز گذاشتن روی رابطه ی خودم وخداست…
برعکس گذشته که تمام تمرکزم روی رابطه ام با دیگران بود، که جوری حرف بزنم، جوری رفتار کنم، جوری لباس بپوشم، جوری مهمونی برم و مهمونی بگیرم……کلا جوری زندگی کنم که از نگاه دیگران بی نقص ، کامل، دوست داشتنی ومورد تایید باشم!!!!
واین طرز فکر وطرز رفتار، تمام عمر عذابم داده بود،و من با شما ودر کنار شما توی این مسیر آموختم، که هر چیزی در بیرون از خودم رو رها کنم، وبه درون خودم برگردم، هرچی نیاز دارم در درونم هست، در قلبم، وقتی سعی کنم به خواسته های خودم توجه کنم…
تابتونم عیب ونقص هام رو که باعث سختی ورنج در من شده رو شناسایی ورفع کنم و تمرکز کنم روی گسترش حس وخوبیهام تا بتونم حس رضایت بیشتری از خودم وزندگیم داشته باشم.
وقتی با خودم صادق میشم، می بینم من چیز زیادی از این دنیا نمیخوام جز اینکه همیشه شاد و اروم باشم و سلامت واندازه خودم ونیازم از رفاه مالی برخوردار باشم که راحت زندگی کنم..
باقیش دیگه حاشیه است، فرعیاته…!!
اینکه من هر روز از صبح بیدار بشم بخوام به این فکر کنم که باید برای پسند و مورد تایید بودن، طرف مقابلم حالا هرکی که هست، همسرم، فرزندم، پارتنرم، خانوادم، همسایه ام، همکارم ،فامیل…. حرف بزنم ورفتار کنم، خب معلومه دیگه من برای خودم زندگی نمی کنم و زندگی برام سخت ودردناک وخسته کننده میشه…
اما وقتی من به اگاهی نسبی میرسم ومیدونم که اصل چیه، و تمام تلاشم رو در طول شبانه روز انجام میدم که اون کاریکه درسته حرفی که درسته رو انجام بدم و بگم، در کل سهم خودم رو درست انجام بدم، دیگه چه اهمیتی داره از نگاه دیگران عملکردم وروش زندگیم درست باشه یانه؟!
حتی اگه نتونم صد درصد هم بی نقص عمل کنم باید به خودم فرصت بهتر شدن وجبران رو بدم…
سهم ونقشی که بهم میگه مینا خود واقعییت باش، خودت رو در رنج وسختی ننداز، برای حرفهات وکارهات دلیل منطقی داشته باشه برای تصمیماتی که میخوای بگیری الوییتت رسیدن به آرامش وتجربه شادی ولذت بیشتر باشه …
بدترین کاریکه من در زندگیم به خاطر تایید حرف خانواده ودیگران کردم، ازدواج دومم بود، به خاطر همون حرفهای پوچ وباورهای اشتباه، که تا جوونی زیبایی ازدواج کن، تاپسرت بزرگ تر نشده ازدواج کن، تو باید حامی وتکیه گاه داشته باشی، زن نباید تنها بمونه، چهار روز دیگه پیر میشی یه مرد کنارت باشه، تا کی میخوای خودت کار کنی پول دربیاری خرج خودت وبچتو بدی، بذار یکی بیاد خرجتون رو بده و…خلاصه….
من حدودا 7 سال تحمل کردم حرفها وطعنه ها و حرف مفت زدنهاشون رو، و در نهایت تسلیم شدم و ازدواج کردم و مجدد انتخاب نادرست، تصمیم نادرست …. بعد 3 سال جدایی ..
چرا؟؟؟
چون من سبک شخصی زندگی خودم رو داشتم، من داشتم راحت زندگیمو میکردم وراضی بودم، همینطور که الان شکر الله مهربان نزدیک 4 ساله به لطف آموزه های شما به لطف خدا وتلاش خودم وعمل به قوانین ، دارم راحت وانجوری که دوست دارم زندگی می کنم، و اون ازدواج واون سبک زندگی، چیزی بود که دیگران توی ذهن من ساخته بودند و بعد چندسال بلاخره روم تاثیر گذاشت وشد واقعییت زندگیم، اما چون خواسته ی قلبی من نبود، دوامی هم نداشت…
چون من دیگه برای خودم زندگی نمی کردم، و تمام تمرکزم رفته بود برای مورد تایید بودن در چشم همسر وخانواده وهمسر و فامیل و…
چون اداره امورات اون زندگی، و حمایت از یه مرد ویه بچه واقعا در توان من نبود….
ومن دونسته فقط به خاطر اجرای اداب ورسوم و حرف وحدیث وخواسته ی قلبی خانواده و ….اونکارو انجام داده بودم…
ازدواج مجدد برای منی که با مجردی و سبک زندگی خودم ، از هر نظر احساس خوشبختی وشادی وراحتی میکردم اشتباه بود، اما برای خیلی ها که قلبا دوست دارند همسر وخانواده داشته باشند ویا باعشق و عقل و منطق درستی که خودشون بهشون رسیدن وقتی شکل میگیره، می تونه واقعا عالی باشه….
خلاصه که همون تجربه تلخ دل به دل حرف خانواده وفامیل و…دادن ..
برام درس عبرت شد، چیزی رو برای خودم از جهان هستی بخوام که برام آرامش وشادی وراحتی ولذت بیاره، منو چند درجه بالا ببر در درک جهان هستی وخلقت
به رشد شخصیتیم کمک کنه، وباعث بشه بهتر زندگی وبندگی کنم، تا روزیکه فرشته مرگ اومد سراغم که این زندگی رو ترک کنم، بهش نگم یه کم دیگه فرصت میخوام چون کارهایی هست که دوست داشتم انجام بدم وندادم…
وحرفهایی هست که دوست داشتم بزنم ونزدم…
وجاهایی هست که دوست داشتم برم ونرفتم…
در صورتیکه کل عمرم وقت داشتم باب میل خودم زندگی کنم ولی نکردم، چون وقتم پر بود از حرفها وکارها وحتی فکرهایی که باید برای باب میل دیگران میکردم..
من اینو با تمام وجودم باور دارم که هر چقدر به خودم ونیازهام توجه کنم، هر چقدر بتونم در رفع معایب ونقص های خودم تلاش کنم و وقت صرف بهبود شخصیت خودم کنم، جهان هم همپای من کمکم میکنه تا آدمها وموجودات، حتی شرایط وموقعییت ها باب میل تغییر کنند و در تسخیر من باشند وبه سمت من کرنش کنند تا من تجربه زیباتری از بودن در این جهان رو داشته باشم..
چیزیکه دارم همیشه توی زندگی شما وعملکرد شما استاد قشنگم می بینم وخودم هم خیلی ازش نتیجه مثبت گرفتم…
دوستان عزبزم این مقایسه کردن خودمون با دیگران رو اگه بریزیم دور، به خدا قسم که کلی زندگیمون زیباتر ولذت بخش تر میشه….
اینکه من خودم رو با گذشته ام مقایسه کنم و حواسم باشه که امروز در حرف زدن، در عملکردم، در تصمیماتم، بهتر از دیروزها، عمل کرده باشم، همین یعنی من در مسیر درستی هستم.
به خدای احد و واحد قسم، که در نهایت اصلا برای کسی مهم نیست ما چطور زندگی می کنیم؟
نگاه به چارتا حرف وحدیث این و اون نکنید…
هر کسی در گیر زندگی خودشه…
واصلا هر کسی باید حواسش به زندگی خودش وراه وروشی که داره باشه…
در نهایت خودتونید وخدا و اون حس درونی خودتون، که آیا از زندگیتون راضی هستید یانه؟
اگر راضی بودیم که شکر، واگرنه پس باید تلاش کنیم اون بخش هایی از شخصیت وزندگیمون رو که باب میلمون نیست به کمک خداوند درستش کنیم…
چون وقتی تنها هستیم با خودمون با احساسمون … یا وقتی که خدا رو ملاقات می کنیم، دیگه اهمیتی نداره چه کاره هستیم، خونمون کجاست ، چقدر سرمایه داریم، چی خوردیم، چی پوشیدیم، کجا رفتیم، باید ببینیم خودمون از خودمون راضی هستیم خداوند از نحوه عملکرد وزندگیمون راضی هست…
جوری زندگی کردیم که هم خودمون لذت برده باشیم وهم دیگران در کنار ما واز بودن با ما لذت برده باشند؟ همون دیگران که بدون قضاوت مارو دوست دارند و ماهم بدون قضاوت دوستشون داریم وهر کدوم خود واقعیمون هستیم.
اصلا نمی دونم که چطور باید از خداوند تشکر کنم بابت اینکه منو از مسیر جهل ونادانی و ظلمت، آورد به مسیر نور الهی اش، به مسیر اگاهی و خیر دنیا وآخرت…
ان شالله هر لحظه در مسیر درست زندگی وبندگی هممون ثابت قدم باشیم تا ابد، آمین
الهی هزاران بار شکرت