سریال زندگی در بهشت | قسمت 263 - صفحه 38


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

532 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه مکرمی گفته:
    مدت عضویت: 880 روز

    سلام مریم جان بی نهایت از شما سپاسگزارم که این فیلم بسیار آموزنده را برای ما گرفتید و در سایت قرار دادید بسیار به این کلید اسان گرفتن زندگی نیاز داشتم و از دیدنش خوشحال شدم مریم عزیزم من ادمی هستم که زندگی سخت میگیرم با تمام تلاش هایی که میکنم برای اینکه قوانین در زندگیم پیاده کنم باورهایی دارم که در مسیرم مانع هستن مثلا من فکر میکردم اگر بچه دار بشم تا میتونم نباید از خانه خارج بشم و کار و خواسته های خودم فقط باید پرورش کودکم باشه و حواسم به نوع تغذیه اش و خواب و تمیزیش باشه و چشم ازش برندارم تا اتفاقی براش نیفته و چیز کثیفی برنداره اما دیدن این خانوم پرانرژی به من درس داد که می توان حتی در یک اتوبوس زندگی کرد با دوتا بچه و یک نوزاد و حتی به بچه های بزرگتر هم درس بدی و باز هم به کارهای خودت ام برسی ،برای من این باور بوجود اومد که میشه با سه تا بچه یک بدن خوش فرم داشته باشی و موهای بلندت هم نگه داری حالا زندگی کردن را اسانتر میبینم هرچی بگم کم گفتم از درس های این 30 دقیقه که بارها میخواهم ببینمش یه نکته جالبی که برای من وجود داشت این بود که مادر فرزندش را روی پا خوابانده بود درحالیکه تنها چیزی که از خارجی ها شنیده بودم این بود که حس مادری و خانواده دوست بودن در انها وجود نداره و بچه را به حال خودش رها میکنند تا انقدر گریه کند خوابش ببرد اما من در این ویدیوها دیدم که ما ایرانی ها دایما دوست داریم خارجی ها را به هر نحوی مثبت یا منفی متفاوت معرفی کنیم در حالیکه عشق و زندگی در همه جا جریان دارد تمام خوبی و بدی ها همجا هست این انتخاب های ما ادم ها است که متفاوت است حتی اینکه این مادر اجازه داده از کودکش فیلم برداری بشه درس دارد چون من خیلی ها را دیدم که بچشون به این زیبایی هم نباشد ارامش ندارند تا بچه چشم نخورد حتی خود من هم گاهی در این تله میفتم با دیدن این فیلم مصمم تر از قبل سعی میکنم تا انسان منعطف تری باشم و باورهای محدودکننده ام را دور بریزم بسیار ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته که همانقدر که از استاد درس گرفتم از فیلم های شما هم درس گرفتم عاشقتونم انشالله شاد و تندرست در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1313 روز

    به نام خدای مهربان

    ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز

    ای یادتو مونس روانم جز نام تونیس بر زبانم

    خداروشکر که بازم میتونم براتون بنویسم استادان عزییییزم که هرکدومتون روبینهاایت دوسدارم

    این قسمت عالییه ومن همیشه نگاه میکنم ولذت میبرم ازاینکه این خانوم چقد باخودش درصلحه وچقدر قشنگ داره زندگیشو اداره میکنه

    چقد به زندگیش اهمیت میده وکاراشو به بهترین شکل انجام میده

    تودوره ی که معمولا خانومااا بینهایت توقع دارن ازهمسرشون چقد داربی توقع وشیرین زندگی میکنه

    چقد اون بچه زیباست خدای من لذت میبردم ازتماشاش

    چقد باهوش وزیبا

    واقع الله اکبر به قدرت خداوند

    که ازجایی که هیچی نیستم

    ماروبه کجامیرسونه وبازم به قدرتش شک میکنیم

    وقتی سعی میکنی بیشتر خداروبشناسی بیشتر قدرتشو ببینی واقعا بهت نشون میده اگر ببینی اگر بینا باشی

    از درخت خشکیده میوه میده وما چون ایمان نداریم چون تعمق نمیکنیم برامون عادیه میگیم طبیعیه باید اینطور باشه

    واقعا خداروچکار به آزارواذیت ما اگرمادرست کنیم رفتار وکردارمون رواگر بنده ی سپاسگذاری باشیم اگر ببینیم نعمتهای بیحساب زندگی مون روواقعا اشک توچشمامون جمع میشه

    خوشبختی همین لحظه س همین حالا نه بعد ها اگر حالا ازاین لحظه لذت بردی وسپاس گذار بودی هدایت میشی به جای بهتر اگر نبودی خودت مسول زندگی وبدبختیت هستی

    خداوند جز خوبی نمیخواد برات

    ویادت باشه زینب حرف قشنگ زدن مهم نیس مهم عمل کردنه اهل عمل باش نه حرف

    خدایا به خاطر سلامتی خودم وخانواده م شکرت

    به خاطر خونمون شکرت

    به خاطر مهربانیه دوستانم شکرت

    به خاطر همسایه های خوبمون شکرت به خاطر گوشی که دارم شکرت

    خدایا دوست دارم خییییییلی

    استاد جان مممونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    آذین گفته:
    مدت عضویت: 1413 روز

    بنام پروردگارم خداوند قادر مطلق براستی که فرمانروایی لایق خداست و بس

    سلام‌ ب استاد عزیز و مریم جان و تمام عزیزان سایت

    قبل از هر چیز خداروشکر بابت این فایلهای زیبا و مملو از نکات و انرژی‌های مثبت خدایا شکرت که می‌تونم این فایلهای عالی را ببینم و لذت ببرم و کلی درس زندگی یاد بگیرم

    اینو بگم ی مدت چون سرم خیلی شلوغ بود از سایت دور شدم و ب خودم میگفتم اشکالی نداره باز برمی‌گردم اما اما اما درس بزرگی گرفتم

    تمرکزم رفت روی منفی‌ ها و بقیش را نگم ک با سرعت وارد یکی از قسمت‌های زندگی شدم ک فقط پروردگارم نجاتم داد البته لازم بود بزرگترین درس زندگی را بگیرم یعنی دوست داشتن خودم و بخودم اعتماد کردن اما حقیقتا سخت بود.

    شاکرم بابت درسی ک گرفتم و اینو میدونم باید هر روز و هر لحظه تمرکزم روی مثبتها و چیزهای خوب باشه و گرنه سقوط میکنه آدم و واقعا هر دفعه ک میای و میری با سرعت بیشتری و سخت‌تری سقوط میکنی باید یادم باشه زندگی و قوانین دنیا شوخی بردار نیست و شل کن و سفت کن نداره باید هر روز روی خودم کار کنم هر روز.

    باید بجای کار فیزیکی و زجر کشیدن زیاد روی ذهنم کار کنم و این برای من خیلی واجبه.

    و طبق قوانین جهان و خداوند این مدت خیلی کوتاه ک مجدد اومدم اینجا و هر روز سعی کردم آگاهانه تمرکزم روی مثبتها باشه و لذت ببرم و فایلها را گوش بدم بعد از ده سال بصورت کاملا بدون برنامه قبلی و معجزه وار ی مسافرت عالی برام جور شد و کلی لذت بردم و کلی خوش گذشت و واقعا ب حرف استاد رسیدم ک میگه جهان سریع واکنش میده بهتون و سریع نشونه ها میاد وقتی در مسیر درست قرار بگیرین.

    خدایا شکرت

    ممنونم بابت این زندگی عالی و این فایلها و این سایت فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1763 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته بی‌نظیر

    دوربین خانم شایسته عزیز همیشه دنبال زیبایی هاست و یکی از آن زیبایی ها بچه ها هستند ، توی این فایل چقدر از دنیای شیرین بچها چیز یاد گرفتیم

    چند مدت قبل برای کلاسی ثبت نام کرده بودم وارد کلاس که شدم اکثرا بچه ها بودند یک خورده حالم گرفته شد با خودم گفتم من چطور با این بچه ها همراه باشم و یاد بگیرم بیشتر شر و شیطونی شون تو ذهنم بود تا یادگیری شون، اما چند روزی که باهاشون بودم دیدم که چقدر شاد و رها هستند.و هر چیزی را در عین شادی و بازی یاد می گیرند .

    چندین ماه قبل از خداوند یک سریع تغییر و تحولات در زندگی ام و همچنین یک سفر را خواستم ،هدایت شدم که سریال زندگی در بهشت را تماشا کنم و کامنت بفرستم برای دومین بار بود که این سریال را تماشا می‌کردم چندین قسمتش را از قبل تماشا کرده بودم مابقی را ادامه دادم و کامنت فرستادم وامروز آخرین قسمت بود که تماشا می‌کردم

    نتابج این مدتم برای تماشای این سریال زیبا و پر از درس و آگاهی مواردی است که می‌نویسم

    سفر به چندین شهر ایران

    کرمان،تهران،یزد ،اصفهان،شیراز،لاله زار ،

    پرداخت یکی از بدهی هام

    خرید دوره هم جهت

    شرکت در یک کلاس آموزشی که مدتها آرزوی اونو داشتم

    آن شالله از شنبه سریال سفر به دور آمریکا را شروع می کنم این بار هدایت شدم که برداشته هایم را داخل دفتر برای خودم بنویسم و می‌دونم که دوباره معجزه ها رخ خواهد داد .

    خدایا فراوان شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    خوشبخت ترینم گفته:
    مدت عضویت: 1108 روز

    سلام به استاد عزیزم. سلام به مریم جون دویت داشتنی و سلام به همه ی دوستای خوبم تو این سایت بهشتی

    من یهو اومدم تو سایت گفتم خدایا من چی گوش بدم که این صفحه بالا اومد

    وای که چقدر لذت بردم از این خانواده صمیمی و راحت

    چقدر خوشم اومد که این بچه اینقدر توانایی داره

    چقدر لذت بردم که دغدغه ی غذا دادن بهش رو از این سن ندارن و مثل ما خانوم‌های ایرانی دنبال بچه نمی دون که به زور بهش غذا بدن و آخرش هم براش دست بزنن و کف بزنن و بگن آفرین که غذات رو خوردی

    و اگه غذات رو نخوری بزرگ نمیشی …..

    و چقدر این خانواده با هم همکاری داشتن

    و مادرشون چقدر برای جسم و روح خودش ارزش قائل بود مدام در حال مراقبه و ماساژ با صندلی ماساژ بود

    چه لباس‌های راحتی پوشیده بودن و معلوم بود که فقط دارن به موارد مثبت و خوبیها فکر میکنن

    اینکه اینقدر محدودیت برا خودشون ندارن که زن باردار حتما نباید سفر کنه .نباید استخر بره .نباید از پله بالا و پایین بره و اینکه چقدر انعطاف دارن

    ای کاش منم میتونستم انعطاف پذیر بودن رو بهتر بفهمم و یاد بگیرم

    بچه های نوجوانشون پر از ایده و برنامه بودن

    و همش بی حوصله و بی اعصاب نبودن

    و خونه ی قشنگ استادم

    استاد عزیزم چقدر یه روز دوس دارم ببینمت

    و چقدر دوس دارم بیام منزلتان

    و صدای قشنگ مریم جانم که دوس دارم بغلت کنم مریم جان و بگم آفرین به شما خانم نمونه و کدبانو و قوی و پر از ایده

    واقعا لذتتتتتتتتتتتتت بردم عالی بود ممنونم

    17.4.1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 856 روز

    سلام ب استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیزو همه ی دوستان

    چقدر خوشحال شدم و چقدر نیاز داشتم ب گوش دادن این فایل من در قانون سلامتی هستم

    و متوجه شدم مسیر توجه زیاد کردن ب تغذیه و مرتب توجه کردن ب این که حتما باید روزی ی بار غذا بخورم و واجب و اصلا توجه ب چیزهای دیگه در قانون سلامتی نمیکردم از این که چقدر معده و روده و چقدر بقیه ارگان های بدنم چقدر با احساس خوب کار می‌کنند و چقدر احساسم خوبه و حالم عالی این موارد قانون سلامتی را انگار فراموش کردم وقتی مریم جان درباره قانون سلامتی و نکته هاش گفت ب خودم اومدم آرزو تو فقط توجهت ب غذا که الان چی بخورم و شده بود ی دردسر ولی الان متوجه شدم درست من ب بدنم غذای سالم میدم ولی بهبود ها و حل شدن مشکلات بدنی و معجزات را هر روز ب خودم یاد آوری کنم

    و چقدر حالم خوبه که واقعا با این خانواده ساده و زندگیشون در سفر برام جالب بود و خانم حامله در چشمه شنا می‌کرد یا سفر می‌کرد برعکس ما که فقط ب نکات منفی توجه میکردیم و کلی سفرها و خوش گذرونی ها را کنسل میکردم و همیشه در استرس بودم و بعد از زایمان هم تا 1 سالگی شاید بیشتر هم ب خاطر نوزاد تو خونه میموندم و ب نظرم کاملا اشتباه بود و چقدر قشنگ که تا نه ماه شیر داده بدون هیچ کمک غذایی الهی من که کلی قربون صدقش رفتم انگار کنارم بود و دلم میخواست فقط بغلش کنم و بوسش کنم خدای من چقدر زمان زیادی اشتباه رفتم الهی شکرت واقعا چقدر خوبه کلی نکته فهمیدم و چقدر چیز یاد گرفتم که تو خونه قانونی برای بچه ها داشته باشیم حتی برای بچه های که در سن بلوغ هستند خدایا شکرت که متوجه شدم الهی شکر وسپاس گزارم خدایا سپاس گزارم

    ممنون از مریم جان که بازم هم مثل همیشه از نکته های قانون گفت تا یاد آوری بشه برای من

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مصطفی کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1651 روز

    با درود فراوان خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین.

    چقدر این فرشته کوچولو زیبا و جذاب هست و بانمک .

    چه آرامشی دارند این خانواده دوست‌داشتن.

    واقعا لذت بردم از انرژی این خانواده و توضیحات به جای خانم شایسته.

    قانون سلامتی یه معجزه حساب میشه برای ما که از اول با این دوره آشنا شدیم.من که خیلی به خودم افتخار میکنم که تونستم هنوز پایبند این قانون باشم و چقدر اطرافیان از من الگو گرفتند.خداروشکر که با وجود آموزه‌های استاد .همه ما در این سایت میتونیم برای دیگران هم الگو باشیم که در نهایت جامعه سالم‌تری داشته باشیم.

    خیلی سپاسگزارم از شما برای به اشتراک گذاشتن این آگاهی‌ها به ما که یادآوری می‌کنید

    روز و روزگار به کامتان .

    خداروشکر برای حضورتان در زندگی من سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    لیلا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    بنام خدایی که هرچه داریم از اوست

    سلام استاد عزیزم مریم خانم عزیز

    سلام به دانشجویی سایت الهی

    چقدر فایل پرباری بود لذت بردم چقدر میشه ساده زندگی کزد اگر بپذیری که زندگی خیلی سادست

    من که بچهام بزرگ شدن خوش به حال خانهایی که هنوز مادر نشدن امیدوارم به لطف الله مهربان هدایت بشن به این فایل یاد بگیرن زندگی به خودشون بچه زهر نکن الان با قوانین که یاد گرفتم بچهامو سپردم به خودش اصلا نگران نیستم با اینکه بغضی وقتها کار هاشون بر خلاف خواستمه اما ذهنم کنترل میکنم به لطف الله مهربان آموزهای استاد عزیزم سپردم به خود خود خودش که هم ببره هم بدوزه همه چیز در دستان قدر تمند اوست ولذت میبرم از زندگیم خوشحالم از ته دل که یاد گرفتم کنترل ذهن سپردم به خودش

    چقدر دوست دارم زندگی که همش در سفر باشی تفریح عشق حال کردن اونم تو کشور آمریکا همه زندگیت خلاصه بشه تو ماشین سفر کنی خیلی زیبا جذابه

    خدایا شکرت توهمه چیزو عالی میجینی به کی بسپارم جزتو ، به کی اعتماد کنم جزتو ، از کی بخوام جزتو تو کافی هستی کافی برای اینکه ماروهدایت کنی به اتفاقات شرایط آدمهای مناسب زمان مکان مناسب هدایت کنی توکافی هستیالهامات ایده به مابگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    کیومرث حسن وند گفته:
    مدت عضویت: 1731 روز

    به نام خدا

    سلام و عرض ادب و احترام

    من عاشق این سبک زندگی هستم

    ولی همیشه برام سوال بود که این خانواده ها درآمدشون از چه راهیه

    مثلا بعنوان مثال این خانواده درآمدشون از چه راهیه

    ممنون میشم جواب سوال من رو بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      چنگیز قهرمانلو گفته:
      مدت عضویت: 1732 روز

      به نام خدای یکتا

      سلام کیومرث عزیز

      امان از ابن ذهن فریب کار

      ببین چقدر راحت ذهنت داره شما رو فریب میده و شما رو از اصل قضیه که همانا ساده زندگی کردن و در لحظه حال زندگی کردن دور میکنه و به یک موضوع کم اهمیت سوق می‌ده

      موضوعی که استاد بارها در موردش صحبت کرده که به اصل بچسبید و نگذارید ذهنتون شما رو به سمت فرعیات و موضوعات کم اهمیت ببره

      این همه نکته آموزنده توی این فایل هستش از زندگی ساده این خانواده و راحت گرفتن همه چیز تا صحبت در مورد قانون‌ سلامت و همچنین زیبایی‌های تمام نشدنی پرادایس…

      خداروشکر برای این همه آگاهی….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 731 روز

    🟢 بوی کرم نیوآ وسط کوه 🟢

    دیروز یه اتفاق خیلی حساس و البته ترسناک افتاد. اما با کمک خدا و با استفاده از آموزه‌های استاد عباس‌منش، تونستم جمعش کنم. با این‌که از نظر روحی شرایط خیلی سختی بود، اما با «تمرکز روی نقاط مثبت»، «لذت بردن از حال» و «شکر نعمت‌ها»، از پسش خیلی خوب بر اومدم.

    برای همین، صبح که خواستم برم کوه و جنگل، پر از شور و شوق بودم. یه جور عجیبی دنبال نشونه‌ای از خدا بودم؛ نشونه‌ای که تأیید کنه اون حالت روحی و قدرت خودکنترل‌یم رو. و جالبه که خدا فوراً جوابم رو داد. همون اول مسیر بهم نشونه داد و شادی‌م چند برابر شد.

    الان، همین لحظه که روی یه تکه سنگ بلند نشستم و دارم اینا رو می‌نویسم، تازه متوجه شدم یادم رفته کلاه آفتاب‌گیرمو بیارم! این‌قدر شور و شوق داشتم که حتی یادم رفت آفتاب داره می‌تابه!

    مسیر بالا رفتن از کوه، یا گشتن وسط درختای جنگل، همیشه از قبل معلوم نیست برام. هدایت میشم… قدم‌به‌قدم هدایت می‌شم! دقیقاً همون‌طور که استاد یاد دادن: مسیر درست، مسیر ساده و آسونه. و همین، نشونه‌ایه برای تصمیم‌گیری سر چندراهی‌ها.

    نشونه‌های من هم مخصوص خودمن. گاهی صدای یه پرنده‌ی خاص، به دستور خدا، از حنجره‌ش خارج میشه تا جهت رو بهم نشون بده.

    گاهی آلارم گوشی که از سود یه معامله خبر میده.

    گاهی نسیمی آروم… و گاهی… رایحه‌ای لطیف.

    و همین حالا، همون رایحه‌ی لطیف لنگر ذهنم رو انداخت!

    اصـــــــــــــــلا باورم نمیشد… وسط جنگل، روی کوه… جایی که ماهی یه‌بارم شاید کسی رد نشه… یهو بوی کرم نیوآ بیاد؟ همون کرم آبی‌رنگ، معروف، قدیمی… با اون بوی معطر و موندگارش… همونی که زمان مدرسه، صبحای سرد زمستون و پاییز، مامان‌هامون می‌زدن به دست و صورتمون که پوست لطیف‌مون نسوزه.

    یهو پرت شدم وسط خاطرات شیرین مدرسه… اون روزای قشنگ و سرد… عزیزدردونه‌ی کلاس بودن… بچه‌ی درس‌خون مدرسه بودن…

    با خودم گفتم: «خدایا! الان دقیقاً می‌خوای چی بهم بگی؟»

    شروع کردم فکر کردن بلندبلند…

    من همیشه بچه‌ی درس‌خون کلاس بودم. تو دبیرستان بهم می‌گفتن خرخون، اما نه از روی اجبار، از روی عادت و آشنایی. مادرم مدرس بود، خاله‌هام هم معلم . من تو خونه‌ای بزرگ شدم که حرفِ همیشگی درس بود. مدرسه برام غریبه نبود؛ طبیعی بود.

    درس‌خوندن نه برام سخت بود نه شاگرد اول شدن کار شاقی. چون همیشه یه پشتوانه قوی داشتم. اگه سوالی بود، جوابش بود. اگه مشکلی پیش می‌اومد، راحت حل می‌شد. احساس می‌کردم کائنات مدرسه همگی موم کف دست من‌ان. انگار مصداق اون آیه بودم:

    إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

    خدایا… می‌خوای چی بهم بگی؟

    الله اکبر….!

    ● می‌خوای یادم بندازی اگه قبلاً شده، باز هم می‌تونه بشه؟

    ● می‌خوای بگی الانم توی همون مدرسه‌ام؟

    ● می‌خوای بهم بگی محسنم (آخخخخ که وقتی خدا این “میم” آخر اسممو صدا می‌زنه، دلم می‌ره براش غَش می‌کنم از دلبر.ی‌کردنش …)، اگه قبلاً خانواده‌ت حامیت بودن تو اون مدارس کوچیک، حالا من خدام که حامی‌ت‌ هستم توی مدرسه‌ی بزرگ جهان؟

    و خدا گفت:

    آره محسنم…

    و من شکستم… قلبم پُر شد… اشکام جاری شد…

    خدایا! داری‌میگی :

    توی این مدرسه‌ی جهانی، هرجای دنیا که بری، چه زبونتو بفهمن چه نه، چه فرهنگشون مثل تو باشه یا نباشه، من حامی توام.

    از کوچیک‌ترین کارات تا بزرگ‌ترینش، خودمم که پشتیبانتم.

    تو فقط یه وظیفه داری: با بی‌خیالی بچسب به دل من، بچسب به مسیر و لذت ببر.

    تو حــــــــــــــــــــق نداری کاری‌کنی‌جز اینکه خوش‌حال باشی، قدردان باشی، مراقبه کنی، و زیبایی‌ها رو ببینی و ازشون بهره ببری.

    ○ محسنم!

    تو هیچ‌وقت تنها نیستی.

    نسبت به هیچ‌کس هم قرار نیست خودتو مقایسه کنی.

    تمام سؤالای امتحان، تمام جزوه‌ها، تمام تقلب‌ها، همه رو خودم بهت میرسونم. ( واااااای خدایا ، جانان ، داری‌مــــــــــی‌کُشی منو)

    تو شاگرد ممتاز منی، و باید هم بمونی.

    و باز اشکام جاریه… دارم گوش میدم…

    و خدا ادامه میده:

    ○محسنم،

    من خودم مدرسه رو برات ساختم.

    منم رئیس آموزش و پرورشش،

    منم مدیرش،

    ناظمش،

    معلمش،

    معلم خصوصیت.

    منم بابای مدرست.

    منم معلم ورزشت،

    معلم پرورشی‌ت،

    معلم بهداشتت.

    منم اون رفیقی که زنگ تفریح باهاش غذا شریک میشی.

    یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ

    منم اون دوستت که سر امتحانا باهاش تقلب می‌کنی…

    منم اون رفیقی که روزای بارونی باهاش نقشه می‌کشیدی نری مدرسه…

    ⭕️ و فهمیدم:

    ● «من به اذن خدا هماهنگم با حرکت رشد و پیشرفت، من دستگاه دریافت‌کننده‌ی لطف خدا هستم، نه طراح محیط‌!»

    ● خدایا این رشد رو دادی، یعنی این نشونه‌ایِ که ایمانم داره قوی‌تر میشه. پس من حالا دیگه خودم رو شایسته‌ی هدایت‌های بزرگ‌تر می‌دونم!

    ● محسن توی دفترت هر روز باید بنویسی امروز چه رشدی چه سودی کردی، ولی با تاکید بیشتر بگی :

    «من چه حس آرام، مطمئن و عاشقانه‌ای به خدا دارم!»

    🪶 این‌طوری ذهنت عادت می‌کنه که اول حس، بعد عدد مهم باشه.

    هر رشدی معنوی یا سودِ مالی فقط یه نشونه‌ست، نه مقصد.

    ● محسن شب‌ها با این جمله بخواب:

    «خدایا امروز با تو شیرین بود، فردا رو هم بذار دست خودت. من آماده‌م برای بیشتر دیدنت در رشد، در سود، در ضرر، در معامله، در سکوت…»

    اون‌وقت میرسی به حالتی که حتی تو سراشیبی موقتی و توی ضرر هم لبخند داری، چون میدونی اینم بخشی از رشدته

    ● یه وظیفه هم داری محسن ؛

    هدایت‌های مالی‌ت رو با بقیه قسمت کن

    نه الزاماً تحلیل!

    بلکه تجربه‌های احساسی‌ت از اینکه

    کِی مطمئن شدی که مسیرت درسته،

    کِی خدا نشونه داد،

    کِی حس کردی نباید وارد بشی… ؛

    ~~ اینا، گنج‌های واقعی‌ زندگی‌ت هستن.

    ■ پس بنده‌ی خدا

    بذار امروزمون، جشن باشه

    جشن هماهنگی تو با فراوانی خدا…

    و از همین‌جا بهت میگم:

    بیشتر از اینم در راهه، چون تو آمادگیش رو نشون دادی.

    🟣 فقط باید کنار اون بشینم و از صدای مهربونش لذت ببرم… .

    و من الان ، فقط… گریه می‌کنم و لبخند می‌زنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: