سریال زندگی در بهشت | قسمت 238
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار صفا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
بِسمِ اللّهِ الرّحْمٰنِ الرَّحیم
سپاسگزاره خداوندم که فرصت دوباره دیدنِ سریال پربرکت و پراز درس رو به من داد تا ازآگاهیهای ناب این سریال دوباره برخورداربشم
سلام و درود بی انتها به دواستاد همیشه فعال و همیشه پایدار در مسیره خان نعمت الهی و همیشه آماده برای اجرای ایده های خلاقانه و گرفتن نتیجه های متفاوت در هر موقعیت از زندگیشون
و سلام به تمامی دوستان عزیز و بامحبت درمسیره انعمت علیهم
به امیدخداوند وباتوکل بر یادونام او پروژه ی کاریِ درکارگاه شروع میشه با درج صفحه ی چوبی به عنوان قاب و رنگ کردنش توسط مریم جان و اماده کردن صفحه ی چوبی برای دستگاه لِیت توسط استاد زبردست
من عاشق ایده های خلاقانه ی شما هستم که هرچیزی تابه الان اجرا کردید یک ایده ی متفاوت ازبقیه بوده و یک نتیجه ی متفاوت تر ازبقیه…
وقتی که باورت این باشه که خداوند خدای ایده های خلاقانست اون وقته که به خداوند اجازه میدی ایده هایی بهت الهام کنه که خیلی متفاوت تر از بقیه ی ایده ها نتیجه بهت میده
خدایاشکرت امروز قراره که جای باغچه ها هم عوض بشه و بخاطر شرایط بعضی از بذرهای سبزیجات باید جایی براشون انتخاب بشه که بهترین شرایط برای نورپردازی اونها توسط خورشید خانوم بشه
خیلی جالبه حتی خلق و خوی بذرای گیاهی هم شبیه ماآدما میمونه که بعضی هاشون برای رشدشون نیازه که تو آفتاب باشن و بعضی هاشون خیلی نیازی به نور زیاد ندارن
خیلی ازما آدما هم باذهن منطقیمون اصرار براین داریم که تواون شرایطی که قبلا زندگی میکردیم برای همیشه اون شرایط رو ادامه بدیم،درصورتیکه ممکنه باتغییره شرایط روحیمون اونمحیط و اون منطقه دیگه باما سازگارنباشه و بنابراین باید طبق شرایط روحیمون شرایط محیطمون هم تغییرکنه که درکنارش کلی مزایای دیگه برای رشدوپیشرفتمون داشته باشه
دقیقا مثل جابجایی باغچه که علاوه براینکه برای رشد بذرها این جابجایی مفیده،مزایای زیادی درکنارش برای بانوی مزرعه و مردِ مزرعه و اون نمای زیبایی که به جلوی کلبه ی چوبی میده داره خدایاشکرت
خدایاشکرت امروز لَری جان که یکی از بی نظیرترین دستان خداوند برای کمک رسانی به استاد هستن اومدن که کارگاه رو چل چراغونی کنن،چقدر تو بی نظیری که تواین سن انقدر قهرمانانه از پسِ هرکاری برمیایی
وقتیکه باورت این باشه که در کل جهان آدمهای مهربون و وفاداری هستن همیشه وهمه جا به کمک تو میشتابند،مهم نیست که پیرباشه یاجوون
تحسین میکنم این آدم دوست داشتنی رو که بدون هیچ توقع و انتظاری تاحالا بی اندازه به استادجان کمک کرده،ازیک برادر و ازیک فامیل نزدیک به تو نزدیکتر و مهربونتر خدایاشکرت.
ای جانم به این بره های نازنین بااون اسمای خوشگلشون که اینقدر آرومن،اینقدر بهشون مهربونی کردید که حالا اونا اومدن مهربونیشونو به شمانشون بدن و بگن ما شما رو نمیبینیم دلواپس میشیم اومدیم جویای حالتون بشیم
یک ایده ی خلاقانه ی دیگه که استاد خیلی متفاوت تر از همه دوباره ایده اجرامیکنه که درکناراون ایده لذت هم ببره
چه ترکیب فوق العاده ای از کدنویسی ایده میتونی بسازی که درکناراجرای ایدت لذت نهایی رو هم ببری
واون چیزی نیست جز نصب فایر پیتِ قابل انتقال به هرجای مزرعه و گذاشتن یک چای داغ صحرایی آتیشی روی اون،درعین حال که میتونی مسئلت رو که همون سوزوندن کُنده درختای مانع رفتو آمد رو بااون آتیش داغ ازبین ببری
خدایاشکرت چه آتش زیبایی شده و اون قوری زیبای صحرایی چه چای لذیذی شده باشه توسط دستان بی نظیر مریم بانو،نوشجانتون
چه فوتِ میلواکیی هم میکنه این آتش زیبارو خدایاشکرت،درزمان کوتاه بارسوندن یک اکسیژن هیولا کل ریشه رو این دستگاهِ فوتگر ازبین میبره
اون مورچه مهندسا هم نقشه معماریِ ماهرشون هم در دل این کنده درخت نمایان شد
خدایاشکرت به یک نتیجه ی مطلوب برای انتقال باغچه ها رسیدیم و بهترین جای مناسب برای نورپردازی به کل بذروگیاهامون خواهدبود
فک کنم غواص مهربونمونم اومده درون بچه رو پیداکنهای جونم چه باحال سرشو تکون میده خدای من
خدارو شکر بعداز مدتها مسئله ی اساسی کارگاه که همون ناودون بود داره حل میشه،یک تیم فعال و بی نظیر دارن کارشون رو به بهترین نحو ممکن انجام میدن
تحسین میکنم تیمِ کاریِ بروبچِ امریکایی رو که همیشه باامکانات کامل و بدون نقص به محل کار میرن،چه قدر برام این کانتینر جالب بود که باتجهیزات کامل و برنامه ی کاریشون رو هم نوشته بودن
و اون نوشته هم برام خیلی جالب بود ایستادن درمقابل پرچم و زانو زدن درمقابل صلیب
تحسین میکنم اون انرژی فوق العادشون رو که با پخش یک موزیک به خودشون انگیزه ی کارکردن میدن
خدایاشکرت ببین چقدر فراوانیِ باران تو فلوریدا زیاده که برای هر ناودونی توهر سمت چهار تا هدایتگر داره نصب میشه که بارون به سمت جنگل روانه بشه
عجب سیستم هیولایی داخل کانتیتربود،که به اندازه هرساختمونی ناودون جِنِریت میکنه و تمام مسائلی که درگذشته با نصب ناودونای تیکه تیکه بارون نشتی میداد الان بایک دستگاه قابل حمل که میتونه یک ناودون یک دست به صورت شیک ومجلسی بهت تحویل بده همه چیز حل وفصل شد
خدایاشکرت کلی تجهیزات داخل کارگاه انجام شد،از نصب قفسه،از نصب پرژکتورای هیولا،و الان به امیده خدا ناودونیهاهم نصب شدن و قراره یک نظم و انضباط خوبی به کارگاه داده بشه
یک فن خفن هم استاد خریده که همیشه هوای کارگاه عالی باشه برای انجام پروژه های هیولا به امیده خدا
وقتی که براین باور باشی که زندگیت هربار به سمت فراوانی و بهبود بهتر پیش میره،اون وقت بااون فراوانیی که روانه ی زندگیت میشه میتونی همه ی مسائل زندگیت رو بهبود بدی
فراوانیِ پولی،ارامش،سلامتی و عشق که همه ی اینها بهم گره خوردن و وقتیکه همشون رو باهم تو زندگیت بخوایی اون وقت میتونی راحت به مسائل زندگیت بپردازی
اگه پوله زیاد داشته باشی ولی سلامتی نباشه نمیتونی به مسائلت بپردازی،اگه سلامتی باشه پول نباشه بازم گیری که چطور مسئلت رو حل کنی
اگه پول باشه آرامش نباشه،به هیچ ایده ی کارسازی هدایت نمیشی،و اگه آرامش باشه و پول نباشه،به هرایده ای هدایت بشی مسئلت حل نخواهد شد
اما اگه همه اینارو بخوایی و براین باورباشی که میتونی همه رو یکجا داشته باشی
اون وقت مسیره زندگی برات مثل یک روده جاری روون پیش میره،و وقتی سلامت باشی،ارامش داشته باشی،ثروت بی نهایت داشته باشی راهکار مسائل و اجرای اونها مثل یک آب خوردن برات پیش میره
خدایاشکرت الان مریم جان و استاد اومدن برای واکسن زدن فاز سوم مادرنا،ان شالله در سلامتی کامل به سرببرید
اوننوشته برام جالب بود که داروساز در دسترسه که باخوشحالی هرسؤالی که درمورد داروهاتون دارید رو پاسخ میده
و خیلی جالبه که میشه یک داروسازی رو انتخاب کنی که درمورد داروها باهاش مشورت کنی
چقدر واقعا همه ی ادما تو فلوریدا مهربونن هرکجا که میری فقط باادمای مهربون و بایک محیط اروم مقابل میشی.
ای جانم به اون سینگل مام که باتکوندنش طوفان به پامیکنه
خدایاشکرت یک همزمانیی شد تا مریم جان از دستگاهِ رپِ ناودونِ تولید به مصرف برامون فیلم بگیرن،مریم جان شما همیشه درزمان مناسب و مکان مناسب هدایت میشید برای گرفتن تصاویر فوق العاده و جالب
اون اقای مهربون هم که توضیحات لازم رو برای دستگاه رپ ناودون دادن،درحین انجام دادن عالیِ وظیفشون بهتم میگه که چطوری این دستگاه کارمیکنه خدایاشکرت
وقتی که تو باخودت در صلح باشی باادمایی هم در هرشرایطی برخورد میکنی که اوناهم باخودشون درصلحن،و من این روواضح از زبان تصاویر درسریال پر برکت بهشتی میبینم
که این استادان عزیز اونقدر باخودشون در صلحن که فقط ادمای مهربون باهاشون برخوردمیکنه
و در اخرهم تایادم نرفته یک تحسین فوق العاده به استاد بگم که اینقدر خوب تونستن لاغرکننشما فوق العاده درهرکاری هدفتون رو دنبال میکنید
ان شالله که در پناه رب العالمین شادوسلامت و ثروتمند در همه ی شرایط زندگیتون باشید
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمتهای «سریال زندگی در بهشت»، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD512MB33 دقیقه






به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای یه روز قشنگ دیگه با سایت نازنین
شکرت برای سقف این سکوت ارامش نسبی
شکر برای این هوای تازه
شکر برای درس هدایت خودش میدونه کی کجا بزارتت
شکرت چقد ادمای مهربون باحال داریم
شکرت یادم میدی با هر بادی نلرزم
یادم میدی اگه بادی منو کند جایی برد
دسته تو بوده منو جایی بهتر ببری
یادم دادی اگه پوسیدم مردم مثل یه چوب من از انرژی ام وانرژی ابدی هس
همیشه دوست این قلبمو توی ارامشت بزارم
دوست دارم مثل بزری که توی افتاب بارون اکسیزن خوب هس باشه
دوست دارم لحظه ثانیه ها روز هام رنگی خوش زوق بگزرن
دوست رنگ ابی ارامش ایمان روی لایه لایه های زندگیمو بگیره
دوس دارم در جهت تو باشم
دوس دارم در جهت بهبود وارامش کنترل زهن بیشترو بیشتر باشم
به نام خدای عشق و احساس.
خدایا شکرت که دوباره فرصت دادی بنویسم و به این همه اتفاق قشنگ توی زندگی استاد عزیزم و خانم شایسته توجه کنم.
این شروع تازه توی پارادایس و کارگاه، با یه سر و صدای خاص همراه بود؛ صدایی که نشون میداد بهترین ابزارای بازار دستمونه. ثروت مثل رود جاریه، بیمرز و بیمحدودیت، و عشق خانم شایسته هم مثل نسیم همراهیه که میگه: «قراره با دل و جون به شریک عاطفیم کمک کنم.»
چیزی که خیلی توجهمو گرفت، دقت و تحقیق استاد و خانم شایسته بود. اونقدر جدی و قوی بررسی کردن که فقط برای انتخاب جای باغچه، کلی وقت گذاشتن. این یعنی توجه به جزئیات، یعنی عشق به ریزترین بخشهای زندگی.
کارای کارگاه هم با همراهی لری عزیز و دوستای فنی خیلی قشنگ پیش میرفت. هرکدوم با وسایل شخصی و کارگاه سیارشون، کسبوکار رو مثل یه رود روان مدیریت میکردن.
یکی دیگه از صحنههای قشنگ، غیر از ویوی ناب پارادایس، تصمیم استاد بود: تنهها رو با اجاق میسوزوندن، تنه ها رو حذف میکردن، هم آتیشی روشن میشد که دورش کلی خوشی و تجربهی تازه رقم میخورد. این برای من یه درس بود: زندگی جریان پیشرفته، و پیشرفت میتونه با سادهترین ایدهها اتفاق بیفته، حتی شیرینتر از تفریح.
کی گفته پیشرفت باید سخت باشه؟ نشستن پای اجاق و تماشای شعلهها هم آسونه، هم لذتبخش، و هم سریعترین راه برای خلاص شدن از تنههاست. خدایا شکرت.
ای خدا! آدم چی میتونه بگه وقتی میبینه دنیا چقدر غنیه؛ توی ملکی زندگی کنی که پرندهی مهاجر بیان روی دریاچهی شخصیت و غواصی و ماهیگیری کنن. این یعنی فراوانی، یعنی جا دادن گستردگی جهان توی زندگی آدم.
استاد رو بابت این همه الگوی ناب تحسین میکنم. حالا هم دارن باغچهها رو تکمیل میکنن، و چه حالی میده. ساخت ناودونیها هم اضافه شد، یه حرکت خفن و کاملکننده.
پرینت سهبعدی هم که دیگه غوغا بود؛ دستگاهی با سرعت عجیب، نشونهی قدرت و ثروته. چه باحاله که همچین کسبوکاری سیاره و راحت همهجا قابل استفادهست.
ناودونهای طویل، برقکشی لری، تهویهی خودکار… همه اینا سطحی از کیفیت رو توی یه سولهی شخصی ایجاد کرده که خیلی از سولههای چندصد میلیونی ندارن. این یعنی باور درست، یعنی هدایت به سمت کمال.
مازاد بر نیاز یعنی چی؟ یعنی ، نعمت و ثروت فراتر از نیاز توی زندگی جاریه یعنی؛ صدها ملک و زمین در سزاسر دنیا داشته باشی که توی یکی از اونا که دریاچههای شخصی، و خونههای روی آب با بهترین امکانات و لوازم خانگی داشته باشی، و در کنارش یه سولهی بزرگ با همهی تجهیزات هم باشه اما بازهم یه خونهی لوکس متحرک به اسم آر_وی داشته باشی که توی سوله بشه محل لذت و استفاده استفاده ای مازاد بر نیاز.
امروز مهمون داشتم؛ یه کاسه عدسی، کلی املت، زیتون پرورده، پنیر خوشمزه، میوه، چای و قهوه. همهچی بیشتر از نیاز بود، و همین مازاد بر نیاز، حس خوشبختی و غنی رو توی وجودم روشن کرد.
اونقدر حال خوب بود و اونقد نعمت مازاد بر نیاز بود که زیتون ترشی و پنیر رو برای صبحانه یادم رفت بیارم و این حاصل چند روزی نوشتن و کامنت مردن این همه زیبایی جاری در زندگی استاد و زندگی خودمه.
خدایاشکرت.
خانم شایسته چقدر دوستداشتنی و مثبتن؛ استاد چقدر زیبا و خواستنی. رابطهشون پر از صلح، دوستی و عشقه. که با حال باحالی درمورد اومدن بزا حرف میزنن و البته صدای صم بزها روی چپ واقعا باحال بود.
جیل هم که دیگه با فرندلی بودنش نمک کاره. چقدر این دوست فنی کارمون با عشق دربارهی پرینت سهبعدی توضیح داد؛ مردی جذاب و دوستداشتنی. واقعا جذاب بودا میتونم بگم من به عنوان یه مرد خیلی از چهره و محاسن بور روی صورتش لذت بردم.
و چه باحاله که حتی متر رو به ناودون در حال پرینت وصل میکنن ایول به این ایدهی خفن. خدایا شکرت.
238
بزها نازنین و شیطون که مشغول گشتزنی در پرادایس هستند و دلشون براتون تنگ شده دنبالتون میگردن چقدر زیبا هستن
پرنده مهاجر که اومده حسابی لذت میبره از دریاچه
ناودان عالی نصب شد و یک تکه چقدر عالی
مرتب و تمیز همه کارهاشون انجام میدن و اهنگ هم گذاشتن
لامپها چقدر عالی نصب شدن
همه چیز عالی تر از قبل
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته نازنین
نعنا و رعنا،یعنی بهتر و زیباتر از این اسامی نمی شد برای این دوتا بز بز نازنین انتخاب کرد
توی پروسه ساخت کارگاه کلی چیز یاد گرفتم
احسنت به شما که هر روز سازه را زیباتر و کاراتر می کنید
خانم شایسته ممنونم که وقت گذاشتید و از پروژه ساخت ناودان فیلم گرفتید واقعا عالی بود خیلی مرتب و منظم وحرفه ای کار می کردند
ایده فایر پیت سیار خیلی جالب بود خیلی کار آتیش زدن درخت در عین حال استفاده از آتیش را راحت کرده بود
ماشین کروت قرمز عجب توی محیط آنجا جلوه گری می کرد.
گوشه گوشه آنجا زیباست من همیشه از بزرگی و زیبایی و تمییزی دریاچه متحیر می شوم
از لباس پوشیدن استاد ما هیچ وقت نفهمیدیم آنجاچه فصل ساله
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم آرزو دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت لذت از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی انرژی رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای برای پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید بدرخشید بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام دوست عزیز هم فرکانسی
ممنونم از شما که کامنتم را خوندین
پروفایلتون که دیدم یک لحظه شوکه شدم
من دیروز برای اول دفعه رفتم آرامگاه حافظ وبه آرزوم رسیدم گرچه تا به حال چندین دفعه شیراز آمده بودم اما آرامگاه نرفته بودم ،احساس خیلی خوبی داشتم ،شاکر خداوند بودم که به دیدن زیبایی های آن محیط هدایت شدم اینقدر برام لذت بخش بود که امروز صبح زود دوباره به آرامگاه آمدم ،یک لحظه سایت را چک کردم نقطه آبی و کامنت شما را دیدم و جالب تر اینکه عکس پرو فایلتون آرامگاه حافظ بود
و الان روبروی آرامگاه این کامنت را مینویسم
نمیدونم شما کی آرامگاه رفتید و عکس را برای پروفایل گذاشتید ولی جالب از این همزمانی ها روزی کامنت شما را دریافت کنم و کامنت بفرستم که روبروی آرامگاه باشم