سریال زندگی در بهشت | قسمت 233

دیدگاه زیبا و تأثیرگزار مهسا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

به نام خدایی که تمام ثروت جهان از اوست.

سلام به استاد عزیزم و مریم زیبارو.سلام به دوستای گلم.

واقعاااا خدا قوت تون بده.چه کار نفس گیری بود.ولی اون انتهای کاره، که بهمون انگیزه میده تا ادامه بدیم.

خداای من، چقدر درختچه ی هرز.چقدرم سفت و بد قلق بودند.درست مثالشون مثل باورهای محدود کننده اس.همشون به هم وصل اند و ریشه دار.باید از ته کنده بشن و همیشه پاکسازی شون کرد تا دوباره رشد نکنند.

وگرنه اگه حواست رو جمع نکنی، زحماتت رو به باد میدن و اون باغچه و جنگل قشنگی که ساختی رو دوباره نابود میکنند، انگار که هیچ وقت اون جنگل زیبا نبوده.

خدایا شکرت بابت نعمت تراکتور که به کمکمون اومده.خدایا شکرت که همه چیز هر روز در این جهان داره رشد و پیشرفت میکنه.

ای جانم، که بزی ها درخت میوه را نوش جان می کردند.چه صحنه ی رویایی بود.شازده کوچولو معلومه خیلی دوس داره.مریم زیبارو، خیلی تحسین تون می کنم که تو اوج خستگی، همیشه و همه جا، برای ما فیلم می گیرید، این کار واقععاااا یه عشق فوق العاده میخواد.

استاد عزیزم، شما و مریم جان و رابطه تون رو خیلی خیلی تحسین میکنم.حالا میفهمم که شما میگفتین یه همچین رابطه ی عاشقانه ای را تاحالا ندیدین و تو افسانه ها هم نیست، یعنی چه.

شما دو عزیز، حتی در دل خستگی ها،اونجا که توی جنگل نشسته بودین و دم غروب بود،با همدیگه حالتون خوبه.از همدیگه مدام تشکر می کنید.به همدیگه خداقوت میگین.به هم لبخند میزنید، نه اینکه غر بزنید و بداخلاقی کنید.از روند زیبای کار امروزتون میگین.مریم جان، تو اون اوج خستگی که به قول خودش بدنش خالی کرده، داره برای ما فیلم میگیره.اینا همش عشقه دیگه.

همیشه خوش اخلاق هستین و بگو و بخند دارین.چیزی که من همیشه بین بعضی از زوج ها برعکسش رو دیدم و همیشه با بد اخلاقی و ایش و ویش همراه بود!

چه حس خوبی میده که بعد از اون همه کار در دل جنگل، دارین تخم مرغ های زیبا و خوش طعم محلی رو جمع می کنید.خدایا شکرت.

عاشقتونم استاد، که خودتون رو با یه موزیک، فول شارژ میکنید و راهی جنگل و ادامه ی کار میشین.

من یکی که خیلی خیلی سبک زندگی شما رو دوست دارم.واقعا تا حالا همچین زندگی ای رو ندیدم و شما خودتون،تاکید میکنم خودتون، این زندگی رو ساختین.و واقعا ایول دارین. ما اگه الان الگویی مثل شما رو داریم، شما که خودتون در اوایل کار کردن رو خودتون، اصلا الگویی هم نداشتین.و هر چی بوده رو خودتون با ایمان تون خلقش کردین.خدایا شکرت.

می رویم برای ادامه ی کار.مجهز به الله اکبر.

اون آهنگه رو که با دور تند فیلم برای چنین صحنه هایی میزارین، دوس دارم.باحاله!.

عاشقتونم استاد، که قطر و اندازه ی درخت ها رو به ما هم نشون میدادین.دستگاه چوب خرد کن مون خیلی باحاله.غولیه واسه خودش! مثل چرخ گوشت و آبمیوه گیری خودمون عمل می کنه.

واقعا این خرده چوب ها وقتی روی هم انباشته میشن، خیلی فشرده میشن.

خداروشکر کار انجام شد و به قول مریم جان، رسیدیم به مقصد.منزل جیلی اینا !

خداروشکر با همکاری شما دو نازنین کار داره انجام میشه.

و خانم جیلی رو میبینیم که مدام داره روی کار نظارت میکنه. اگه جویی بود، اون این نظارت رو میکرد، اما حالا جیلی همه ی مسئولیت هارو به عهده گرفته!!

پسر براونی هم دم در ایستاده و نظارتی میکنه.

چقدر خوبه استاد، که دورتون انواع و اقسام حیوان ها هستند.واسه خودشون میرن و میان!! دستی اند!!خیییللییی حس شون خوبه.خدایا شکرت.

باز هم بهتون خداقوت میگم بابت کار کردن با همدیگه، کار نفس گیری بود ولی بلاخره تمام شد به لطف خدا.

چه غروب زیباییه. استاد، وقتی براونی رو صدا زدین و اسمشو آوردین، موقعی که میخواستین برین لانه ی مرغ ها، سرشو بالا آورد.ای جانم.چقدرر باهوشه!!

خانم جیلی زیبا، که من دلم میخواد بغلش کنم و نوازشش کنم، مثل نور تابان مهتاب، توی خونه اش ایستاده و انگار که از فرش جدید لانه، راضیه!

خدایا شکرت بخاطر این همه فراوانی و ثروت.

دوباره و دوباره تحسین میکنم رابطه ی زیبای شما و مریم جان رو که همیشه از هم تشکر میکنید،خداقوت میگین، و همچنان در دل خستگی ها لبخند میزنید و اخلاق خوبتون رو به همدیگه نشون میدین.

استادم، یه باور خوب دیگه ای که من از رابطه ی شما یاد گرفتم این بود که شما همیشه، و بیشتر اوقات، با هم خوبین و همیشه برای هم تازگی دارین و هر روز عاشق تر هستین.چیزی که من همیشه برعکسش رو شنیده بودم.مثلا بهم گفته بودند حالا اولش دو نفر با هم خوبن، بعدش هر دو طرف از هم زده میشن و کهنه میشن.اولش قشنگه.چه حرف غلطی واقعا.

ولی من الان دارم یه رابطه ی عاشقانه ی واقعی رو میبینم.و همیشه از خدا سپاسگزارم که منو به مسیر درست هدایت کرد و نذاشت توی جهل و نادانی که یاد گرفته بودم، بمونم.آره. من مهسای 25 ساله نیستم.من مهسایی که یکساله با قانون هم آشنا شده نیستم.من مهسای پنج ماهه هستم.من از وقتی قانون رو دررررکککک کردم پنج ماهمه.چون قبلش تو در و دیوار بودم و دنبال سوالام.و پنج ماهه یاد گرفتم چجوری باید عمل کنم،چجوری باید رفتار کنم، و چه وجهه ای از شخصیتم رو رشد بدم.من توی این مسیر زیبا هر لحظه در حال یادگیری هستم و ازش لذت میبرم.پس زندگی مو اونجوری که میخوام مثل استادم میسازم.

استاد، شما بزرگترین معلم زندگی من هستین.اینو بدون اغراق میگم.اینو واقعا میگم نه اینکه بخوام صرفا یه حرف قشنگ بزنم.

همیشه میگفتم خدایا من از مامان بابام، هییچچییی یاد نگرفتم.توی مدرسه و درس و دانشگاه هم که فقططط یه مشت باور غلط تو ذهن ما ریختند.من که هیچ آدم موفقی دور و برم نیست.پس چجوری میشه درست زندگی کرد؟.چجوری میشه زندگی بهتری رو در این دنیا تجربه کرد؟

خدایا تو بهم بگو.و خودش منو به سمت شما هدایتم کرد تا بهم یاد بدین چجوری میشه یه زندگی واقعی رو توی این دنیا تجربه کرد.تا یاد بگیرم توی دنیا و آخرت سرافراز باشم.آره، شما بهترین،زیباترین و داناترین معلم زندگی من هستین.عاشقتونم.

عاشق سریال زندگی در بهشتم.هر روز که بلند میشم، می دوم میام ببینم امروز چه فایلی اومده.انقدر ذوق دارم.مثل بعضیا که واسشون هدیه تولد میارن و ذوق دارند ببینند توش چیه.یا پستچی واسمون یه چیزی میاره هی ذوقشو داریم ببینیم چیه.منم دقیقا همونجوریم برای سایت شما.

خدایا شکرت

With God all things are possible

منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.

برای دیدن سایر قسمت‌های «سریال زندگی در بهشت»‌، کلیک کنید

 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

141 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1277 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای این فایل این جام تهی

    شکرت برای دیدن این الگو های هدایتی

    چقد باهم هماهنگن وفعالن

    چقد قلب بزرگ وعاشقی دارن‌

    قلب هایی همیشه سبز

    چقدر کنترل زهن خوبی دارن

    قلبهایی صاف بدون کینه وعقده ای

    چقد قلب هاشو پر از شور وزلال وبراق شاینیه

    ای جون

    راستش کوچیک بودم عاشق زیبایی بودم

    فیلم های هنر پیشه بازیگران که میدیدم با تمام وجود تحسینشون میکردم ودیگه باورهای خوبی میگرفتم

    باور اینکه چقد زیبایی خوبه

    چرا منم انقد زیبا نباشم

    والبته من زیبایی نسبتا خوبی دارم حالا یا کسب کردم نمیدونم

    الان که استادم وخانم شایسته رو میبینم نوعی دیگه از زیبایی فیزیکیو غیر فیزیکی میبینم وتحسین میکنم

    زیبایی از قلبه زلال بدون کینشون

    زیبایی از قلبه که همیشه پر از عشقه حتی وقتی که دیگه خالی کرده هنوزم پر از عشقه

    قلب هایی با لیاقت وشادی درونی غنی هستن وتوی هر تضاد شرایطی عشقشون حفظ میشه وکینه ساخته نمیشه توی اتفاقات واگه بشه زودی پاکسازی میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2127 روز

    سلام به بهشت و اهل بهشت

    خدای من سپاسگزارم تا بینهایت از تو و هدایتایی که از طریق دستانی چون استاد عزیزم و مریم ناز منو بسمتشون هدایت کردی واقعا اگه بدونید این سریال چه کاری با من کرده که خودمم باورم‌نمیشع چقدرررر خشم فروخورده داشتم که با این سریال داره درمان میشه اولش نه متوجه این خشم بودم نه متوجه درمانش اما وقتی پیگیر این سریال شدم دیدم اون خشم کم کم داره درمان میشه حتی شده پنج درصد ولی داره هی میاد پایین و من اینو مدیون این سایت و اهلشم استاد جانم مریم جانم ممنونم تا عمر سپاسگزارم که این سریالو برا ما اماده کردین ثانیه ب ثانیه این سریال برای من حال خوبه واقعا عظمت این سریالو اصلاااا درک نکرده بودم و اعتراف میکنم یه کمم مقاومت داشتم قبلا نسبت بهش با اینکه میدبدم و حتی بار چندمه که دارم از اول میبینم اما همیشه اون ته تها یه مقاومتی بود ولی الان دارم میفهمم این سریال درمان منه عاشقتونم این سریال امروز منو نجات داد من خدارو به وضوح امروز پایین دیدم وقتی تو کارم به یه موضوع به شدتتتت سخت برخورد کردم اولش حالم گرفته شد اما ب خودم اومدم و سریع رفتم سریالو پلی کردم و دیدم و تا حالمو خوب کردم خدا اومد و همکارم بعد ده مین بهم زنگ زد گف خانوم گلی فلان موضوع اکی شد که من همونجا فقط میخواستم به پای خدای خودم بیفتم دوباره چندساعت بعد به یه تضاد خوردم در رابطه با همون موضوع و دوباره اومدم سریالو دیذم و تا حالم‌خوب شد میتونم بگم صدای خداروشنیدم که بهم ایده داد باورم نمیشد چون وقتی شنیدم گفتم اره ها خودشه فایلو استپ کردم اومدم زدم دیدم ارههههه و‌حل شد من صدای خداروشنیدم یه صدای اروم یه صدای واضح اصلا قلبم تو دهنمه استاد جانم ممنونم ممنونم ممنونم مریم قشنگم ممنونم ازتون دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3083 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

    الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    سلام به استاد جان و خانم شایسته عزیز

    سلام به پرادایس زیبا

    از اول فایل دارم پیغام بهبود دریافت میکنم .

    خدایا شکرت برای رزق بهبود .

    خدا را شکر دیروز من هم کمی بهبود در کارم

    ایجاد کردم .

    تصمیم دارم این بهبود بخشی از روتین زندگیم باشه .

    بهبود در همه چیز حتی بهبودهایی مثل دیزاین خوونه به شکلی که کار برای من راحتتر و بهتر و قابل دسترس تر بشه .

    خدایا شکرت .

    خداقوت به شما عزبزان که با تعهد و پشتکار

    کار را انجام دادین

    الهی شکر برای بهبود و زیباتر شدن پرادایس .

    الهی شکر برای ابزار و تجهیزات مدرن و کار آمد.

    الهی شکر برای مجهز بودن به لباس مخصوص و کلاه و عینک و دستکش مخصوص .

    این یعنی ارزش به خود . اینکه تا چقدر به خودمون و جسم خودمون ارزش قائل هستیم و

    اولویت درهمه چیز اول خودم باشم .

    خدایا شکرت برای پیغام احساس لیاقت در این فایل .

    بخش جذابتر فایل برای من قسمت آواز خووندن استاد با خواننده مورد علاقه من و تماشای تصویر کنسرت اندی از تلوبزیون هیولا

    خدایا شکرت برای آزادی مالی .

    خدایا شکرت برای آزادی زمانی

    خدایا شکرت برای آزادی مکانی

    استاد جان شما الگوی تمام عیار من در تمام

    جنبه های زندگیم هستین .

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سید مصطفی بخشایش گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    باز هم فراوانی باز هم دیدین زیبایی ها ، ثروت و این همه نعمتی که فقط توی یکی از زمین ها و ملک های استاد هست دوستان تاکید میکنم توی یکی از ملک ها و زمین های استاد یعنی میخوام بدونید که این همه درختی که استاد با اون تراکتور هیولا هرس کردن فقط توی یکی از زمین هاشونه.

    خیلی ساده بگم بهتون استاد اینقدر درخت توی ملکش هست که بینهایت درخت رو قطع میکنن برای تبدیل به چیپس و هرس کردن زمین این همه چوبی که میتونه هزاران کار باهاش انجام داد و بعضبا شاید با احتیاط باهاش برخورد میکنن.

    و من چقدر تحسین میکنم این ثروت غیر الحساب استاد عزیزمون رو که در کنار خانم شایسته ی زیبا و خوش صدا دارن با صلح رفاقت و هماهنگی لازم در جهت انجام کارها و کالری سوزیشون تلاش میکنن و چقدر روند بهبود اندام استاد توی این فایل ها واضح دیده میشه که دائما دارن لاغر تر و خوش ترکیب تر و خوش اندام تر میشن.

    و اما اون تلویزیون خفن که باز نمود غنی بودن زندگی استاد از ثروته و پایکوبی استاد و همزمان فیلم گرفتن خانم شایسته که نشون از ثروت استاد حال خوب انرژی و همچنین شریک عاطفی هماهنگ و رابطه عاطفی خارق العاده هست.

    اما بریم سراغ تخم مرغ ها..وای چقدر قلبم اکلیلی شد وقتی استاد گفتن تخم مرغ تازه چقدر حال میده یه لحظه تصورش کردم که تخم مرغی که تازه و رسمی هست با اون طعم خارق العادش رو نیمرو کنی چقدر واقعا لذت بخشه آدم دیوانه میشه خیلی جذابه خیلی

    خدایا ممنون که بهم نشون میدی این خواسته ها و از این جنس خواسته ها به سادگی میتونه وارد زندگیمون بشه.

    باز همکاری استاد و خانم شایسته و باز وقت شناسی استاد که با این که داشتن از اون آهنگ کلی لذت میبردن نگفتن خب حالا بزار تا آخرشو گوش بدیم بعد بریم سر کار دقیقا وسطش خاموش کردن و این یعنی آقا لذتمو بردم شارژ روحی شدم حالا برم سراغ عملی که هم نتیجه داره هم لذت بخشه از اون انرژی مثبتی که درونم شکل گرفته برم در جهت انجام کار استفاده کنم این خیلی برام درس داشت

    چقدر قفس مرغا عالی شد و چقدر جذابه که هر منابعی دوست دارن در اختیارشونه و دارن به بهترین نحو ازش در جهت بهبودی و لذت استفاده میکنن منابعی که حاصل درک فراوانی هست.

    راستی اینم بگم که خانم شایسته خیلی با اون عینک کار خوشگل تر شدن یعنی خوشگل بودن خوشگل تر شدن و باید بگم خیلی زن خواستی و خوش فرکانسی هستند و واقعا خداوند به زیبایی این دو فرد بی نظیر رو باهم جفت کردن خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    233

    خدایا شکرت پرادایس زیبا که پر از زیباییه

    چقدر عالی شد تریل و پاکسازی ان و چه لذتی بردن بزها با خوردن درخت میوه و چه فعالیتی

    ماشالله به این همه انرژی

    داشتم فکر میکردم من بعد از پارت استراحت صددرصد انصراف میدادم خخخ و چقدر خوب مریم جان تا اخر همکاری کردن کار کمی نبود و فیلم تند کرده بودین باز طولانی بود چندین ساعت پشت سر هم کار کردن

    انرژیتون عالیه

    خدایا شکرت همیشه پر انرژی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    موسی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 338 روز

    استاد وخانم شایسته خدا قوت

    چه قدر این دیدگاه استاد خوشم میاد هرچند کار سخت باشه همیشه میگه چه روز با برکتی بود

    یعنی کار رو چه سخت باشه وطاقت فرسا باشه میکه با برکت است

    چه دست گاهی عیولایی بود درخت ای گلفت را پودر میکرد

    واقعا استاد وخانم شایسته دمت گرم که ذهنتان را تربیت کردین که هرچه قدر کار سخت باشه باز هم شکرکزاری تان را فراموش نمیکنید

    من از این فایل درس های اموزنده گرفتم

    درسم این بود که در شرایط سخت کاری همیشه شکر کزار باشم

    استاد یه ایده برایتان دارم که از این به بعد این قدر خودتان را ادیت برای خالی کردن این چکین بار نکنید دیکه فقط بار بزنید وبیارید هرجایی که دلتان خواست ان بار را خیلی خوشکل و مجلسی خالی کنی عین کامیون باری

    یه جک تو انبارتان دیدم جک کامیون بود این جک روزیر شاستی قرار دهید وبعد جک را ارام ارام بالا ببرید این شاستی با بار بالا میرود وبار خالی میشود ونیازی نیست دیگه باسطل خالی کنید

    من از شما یاد گرفتم ازاین راحت تر هم میشه کارها را انجام داد ازاین بهتر هم میشه

    دوستتان دارم استادان گرامی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Omid گفته:
    مدت عضویت: 2973 روز

    به نام خدای وهاب

    سلام استاد عزیزم و مریم خانم عزیز خدا قوت بهتون

    واقعا کار پاکسازی و ریشه کن کردن علف های هرز کار سختی بود و خیلی انرژی می خواست که شما عزیزان با تلاش و اراده و لطف خداوند انجامش دادین استاد عزیزم واقعا وقتی نشسته بودید توی جنگل من خستگی تون رو از چهرتون دیدم که میگفتین دیگه خالی کردیم و خداوند رو شکر میکردین که این انرژی رو به شما عزیزان داد تا این کار رو به ثمر برسونید ، خانم شایسته عزیز هم وقتی داشتن اون بار چیپس چوب رو خالی میکردم من متوجه شدم واقعا کار سختی هست و انرژی بر حتی برای یک آقا چه برسه که مریم جان که خانم هستند و واقعا تحسین میکنم شما عزیزان رو که به ما روش زندگی کردن رو یاد میدین و من سبک زندگی شما رو واقعا دوست دارم استاد ؛ خدارو هر روز شاکرم که تو این مسیر قرار گرفتم وبا شما دوتا استاد عشق آشنا شدم و خداوند توفیق بده با جدیت و تعهد هر روز این مسیر زیبا رو ادامه بدم ؛ استاد عزیزم شما الگوی خوبی برای همه ما هستید من به شخصه خیلی از رفتارهای شما یاد می گیرم و الگوی منید ازتون سپاسگزارم .

    یکی از ارزوهام اینه که شما رو از نزدیک ببینم استاد و دستتون رو ببوسم و در اغوش بگیرمتون چون دستی از دستان خداوند شدید که بهم کمک کنه تا خوب زندگی کنم و کمک کنم دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه

    من عاشقتونم استاد و مریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    سلام بر اهالی شاد و سرزنده پردایس

    چه خوشگل چه خوشگل چه خوشگل شدی امروز

    این جمله بالا خطاب به استادم و مریم جان

    کلی شادمون کردین استاد با رقص و خوانندگیتون. من که کلی لذت بردم. فکر کن اول صبح پاشی برقصی و بعد بری سرکارت پرانرژی. واقعا تحسینتون میکنم. نوش جونتون باشه این نعمتهای زیبای خداوندی.

    موقعی که شما تراکتور و خریدین من فکر کردم فقط برای کارهای کشت و کار و زراعت از جمله: شخم زدن، بذرپاشی،

    کودپاشی، محلولپاشی کودهای ریزمغذی، سمپاشی و… ازش استفاده میکنید. نگو که خفن ترین و پرکاربردترین دستگاه پردایس خودش بوده و داره تواناییهاشو بیشتر رو میکنه، هر چند ما زیاد ازش توانایی دیدم ولی تا این حد و نمیدونستم که میشه ازش کار کشید. استاد من سوار تراکتور کشاورزام شدم سر زمین و میدونم چه کیفی میده ولی رانندگی نکردم باهاش.

    اتفاقا پارسال میخواستن دوره آموزشی تراکتور سواری بزارن و من گفتم حتما شرکت میکنم ولی متاسفانه کنسل شد. اما همچنان پیگیرش هستم و دوست دارم یاد بگیرم.

    دومین وسیله خفن دستگاه چیپره که درخت بهش میدی و چوب چرخ کرده تحویلت میده و کلی از درختهای هرز جنگل رو از بین میبره و تبدیل به بستری برای آشیانه مرغها میکنه تا مرغهای نازنین هم اونو تبدیل به کود کنند و دوباره برگرده به زمین و این چرخه دوباره فعال شده .

    استاد فقط یه نکته این خرده چوبها ممکنه زیر پای مرغها سفت بشه و قابل کندن نشه. امیدوارم که اینطوری نشه.

    و مهمترین مساله در اینجا رابطه بین شما دو عزیز هست که پابه پای هم کار میکنید خسته میشید استراحت میکنید میخندید لذت میبرید و خداقوت میگید به همدیگه تشکر میکنید از هم و کلمه عاشقتم ورد زبونتون هست.

    من واقعا تحسین میکنم این رابطه رویاییتون رو. چیزی که من فکر میکردم زن و شوهر نباید محل کارشون یه جا باشه اینطوری از هم زده میشن و خسته میشن از هم. نمونه ش دو تا همکار زن و شوهری داریم که همیشه پیش هم اند و رابطه جالبی با هم ندارن و من میگفتم ببین نباید زن و شوهر همکار باشن اونم یکجا. ولی بعد از دیدن این سریال متوجه باور اشتباهم شدم و دارم درس یاد میگیرم در محضر شما استادای عزیزم.

    استاد جان و مریم عزیزم زندگیتون خیلی قشنگه، رابطه تون واقعا تحسین برانگیزه. اینکه یه خانومی اینقد پابه پای مردش کار کنه رو من فقط تو زندگی پدر بزرگ مادربزرگامون دیده بودم ولی تو نسل ما و بعد از ماها من ندیدم همچین رابطه ای رو .

    ولی با دیدن زندگی شما دو عزیز خیلی از مقاومتهای ذهنیم شکست که میشه جور دیگری زندگی کرد و میشه از صبح تا شب با هم بود ولی از بودن با هم لذت برد بدون وابستگی.

    الهی که سالیان سال در کنار هم خوش و خرم زندگی کنید و الگویی بی نظیر باشید برای من و امثال من.

    خدانگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 950 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز چهاردهم از40 روز من

    نوشته دوست عزیزمون برام نشانه بود این صفحه ومخصوصا این تیکه ک کپی کردم

    (میگفتم خدایا من از مامان بابام، هییچچییی یاد نگرفتم.توی مدرسه و درس و دانشگاه هم که فقططط یه مشت باور غلط تو ذهن ما ریختند.من که هیچ آدم موفقی دور و برم نیست.پس چجوری میشه درست زندگی کرد؟.چجوری میشه زندگی بهتری رو در این دنیا تجربه کرد

    و خدا منو باشما آشنا کرد …

    چندروزه پس از چندین سال خانوادم مهمان از شهر دوری اومدن خونه من

    استاد و دوستان عزیز همفرکانسی ام

    چی بگم

    واقعا من یک شخصیت کاملا متفاوتم با خانوادم

    چقدر

    چقدر

    چقدر من متفاوتم خدای من

    اصلا از تمام رفتارهای اونا تعجب میکنم

    از تمام حرفاشون

    باورم نمیشه من بچه ی این خانواده هستم

    اخه چکار میکنه فایلهای شما با ما و من ومن

    هم خیلی فکر کردم این چندروز

    و کنترل ذهن کردم

    جوریکه واقعا کم اوردم و امشب گریه کردم .احساس کردم این تفاوت فرکانسی منو اذیت کرده و من احساس کردم بشدت بدنم کوفتگی داره

    چقدر من عوض شدم ک با 3 روز قرار گرفتن میان خانواده درجه یک خودم من احساس کردم هیچ حرف مشترکی هیچ خاسته مشترکی بین ما نیست

    متوجه شدم من از جایی اومدم ک تمام نگرشها دیدگاه ها نسبت ب تمامی مساعل زندگی منفی بوذه

    واقعا ب خودم آفرین گفتم بخدا

    آفرین فاطمه تو چقد تغییر کردی ک اصلا زود میفهمی فرکانس منفی رو روحت میفهمه و زود اذیت میشه میدونی باید این افراد رو دفع کنه

    و فردا میخان برن بلیط گرفتن

    ومن خوشحالم ک مثل سابق تنها میشم

    من عاشق این تنهایی و کار کردن روی خودم و تغییر هستم

    چقدر ظرف ذهن من بزرگ شده

    من همش،میگفتم اینایی ک الان دارم بدیهی هست عادیه باید باشه

    وقتی این تغییرات رو دیدم گفتم واو پس قدر این زندگی ک الان دارم رو باید بیشتر بدونم بیشتر سپاسگذار خدایم باشم و بیشتر شخصیتم رو و افکارو باورامو تغییر بدم

    بعد میگم خدایا من الان غریبه هستم با قدیمم

    چ برسه ب 5 سال دیگه

    خدایا بهم کمک کن

    خدایا شکرت ک اون روز منو ب اینجا هدایتم کردی آخه تو چقد منو دوست داشتی و داری

    تو کل فک و فامیل و طایفه من فقط منو ب اینجا اوردی پس من خیلی خوشبختم

    ونزد تو واقعا مقدس،هستم

    چون میدونستم لایق بهترین هام من از بچگی بهم میگفتن بلند پروازی

    استارت این کنترل ذهن و تغییرات مجدد از فردا شروع میشه

    ب خودم قول میدم چنان تغییری کنم ک بعد 3 سال خودم باورم نشه من چطور بودم

    فکرشو کنید استاد از لحظه ای ک مهمان هام رسیدن تا الان

    کنترل تلویزیون دستشون گرفتن ده بار اخبار تکراری رو نگاه کردن و بعدش با موبایل نگاهش کردن

    خیلی این تضاد بهم درس داد

    من الان 5 ساله اخبار گوش نکردم فیلم 3 ساله دنبال نکردم

    اهنگ منفی 3 ساله گوش نکردم

    نمیگم 100 بودم

    اما کنترل کردم

    و طی این 6 روز خانه من صبح تا شب صدای اخبار توش میپیچه و حرفها همه بدنبال جنگ هست

    و من یا حرفو عوض میکنم یا هنسفری

    یا میرم کارامو میکنم یا با بچم خودمو سرگرم میکنم

    اما اخرین بار ک امشب برادرم اومد برام یک موضوعی رو تعریف کنه احساس کردم دارم خفه میشم اما بازهم باخنده گفتم نمیخات نمیخات تعریف کنی گف نه تو نمیذونی چی شده گفتمش عزیزم نمیخام بشنوم

    و اونا خندیدن

    واقعا سخت بود استاد خیلی سخت بود کنترل ذهن همینجوریشم با افراد منفی باشی سخته چ برسه ب این شرایط،ک دیگه افراد میخان بمبارانت کنن با حرفاشون بخاطر توجهاتشون و تو واقعا میبینی تنها هستی دراین نبرد شیطان

    تویی و خدا

    واقعا گریه کردم گفتم خدایا من ارامش میدونی چقذ برام مهمه کمکم کن

    امروز رفتم حرم باهاشون ک زیارت کنن

    ب خودم گفتم منکه هیچکدوم ازین مساعل مذهبی رو انجام نمیدم واقعا چرا باید اینجا باشم الان ؟و بعد زنگ زذم گفتم من رفتم بیرون

    فقط،یک چیزی

    دیروز هدایت شدم ب کامنتی ک درمورد ثروت بود

    نوشته بود من مشکلم اینه فکر میکنم هرچی ک من بلدم یا تو زنذگیم بدیهی هست باید واسه همه اینطور باشه

    اما باید بپذیرم واسه خیلیا اینطور نیست

    واقعا کسی ک ثروتمنده بدیهی هست اون زندگی لاکچری و ثروت و امکانات و تفریحات عالی

    اما واسه افراد فقیر یک دروغ هست تو ذهنشون میگن دروغ میگه

    پس،اینطوریه

    پس من متفاوتم

    حالا ک اینهمه متفاوت شدم سوخت جت هست واسه من خیلی خیلی بیشتر تغییر کنم

    با توکل ب الله مهربانی ها

    سپاس،استاد عزیزم

    خدایاشکرت ک قبل از خواب اومدم کامنت گذاشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      Omid گفته:
      مدت عضویت: 2973 روز

      سلام فاطمه جان امیدوارم شاد و خوشبخت باشی و بهترین لحظه ها رو تجربه کنی . کامنتت رو خوندم و چقدر زیبا نوشتی و چقدر متعهدی به این مسیر. ایمانم رو قوی کردی و خوشحال شدم واست برای این همه تغییر که حتی با خانواده ات هم احساس غریبه بودن میکنی من هم دقیقا شرایط خانوادم عین خودته فاطمه جان و وقتی کامنت زیبات رو می خوندم چقدر احساس خوبی بهم دست داد که دقیقا درک میکردم که چی میگی . با وجودی که ما از این خانواده ایم که باورهای غلط و محدود کننده زیادی دارن خیلی تلاش لازم داریم برای تغییر باورها و کنترل کانون توجه ولی به همون نسبت هم انگیزه و شور و شوقمون هم بیشتره . و مطمئنا اگر این مسیر رو ادامه بدیم و متعهد بمونیم به هر انچه بخوایم میرسیم و سعادت و خوشبختی رو در این دنیا و اون دنیا تجربه می کنیم . خدا خودش کمکمون میکنه و خودش اصلا ما رو توی این مسیر الهی قرار داده دوست خوبم .

      واقعا یه حس مشترکی رو پیدا کردم از خوندن کامنتت و برات بهترین ها رو از خدای وهابم می خوام

      شاد و خوشبخت باشی عزیزم و البته ثروتمند در این دنیا و سرای باقی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حمیده بهزادپور گفته:
      مدت عضویت: 1026 روز

      سلام فاطمه جان

      دوست هم فرکانسی بابت اینهمه کامنتهای زیبایی که مینویسی و کلی انگیزه و انرژی داره و پر هست از ارامش و باور توحیدی، بینهایت سپاسگزارم . فاطمه جانم ی سوال و راهنمایی می خوام ، بابت تعهد 40 روزه که نوشتی ممکنه منو راهنمایی کنی موضوعیت تعهدت چی است که هر روز متعهدانه ادامه میدی ، منم دوست دارم تعهد بدم و در این مسیر محکم و قوی بمونم و ادامه بدم ، ممنون میشم کمکم کنی.

      باز هم بابت قلم زیبایت بینهایت سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فاطمه هلالی گفته:
        مدت عضویت: 950 روز

        سلام ب شما دوست عزیزم

        خوشحال شدم نقطه ابی رنگ برام روشن شد حسم منو ب سایت هدایت کرد و کامنتت رو باز کردم

        خداروشکر ک من دستی از دستان خدا هستم برای اینکه پاسخی برای شما بنویسم

        من خیلی تعهد 40 روزه طی این 4 سال ک با قانون خدا اشنا شدم واسه خودم چهله گذاشتم

        و خیلی باورش دارم

        هر بار 40 روز تعهد کردم و هرروز اومدم رو خودم کار کردم هرروز در سایت فعال بودم و نشانه هارو دنبال کردم ذهنم را کنترل کردم هر بار خاسته هام تیک خورده و خب خوشحال بودم طی این 40 روز

        اینبار تعهد کرده بودم روی ترسم پا بذارم و مشتری بگیرم و کارشو بدون کمک کسی خودم با کمک خدا انجام بدم

        ک این اتفاق افتاد و تیک خورد

        خاسته بعدیم هم خریدن ابزار خیلی عالی واسه سرعت بخشیدن ب کارم هست من خیاط هستم خاستم خریدن چرخ خیاطی حرفه ای بود چون چرخ قبلیم سرعتش خیلی پایین و امکانات خاصی نداشت و این تضاد باعث شد من این خاسته قشنگ رو از خدا بخام

        امروز روز سی و پنجم تعهدم رسیدم این چرخ خیاطی دوست داشتنی رو خریدم و خاسته ام تیک خورد

        موضوع بعدی دوست داشتم جو خانه ام ارام بشه بخاطر 2 فرزنذ ک دارم منم باهاشون کنار نمیومدم و شلوغی هاشون رو مخم بود

        از خدا خاسته بودم جو خانه رو ارام کنه و شاد

        دقیقا اینم تیک خورد بشدت بچه هام ارامتر شدن

        و همش سرگرم هستن ک خیلی اروم بازی میکنن و من چقد اروم شدم

        و خاستم بهت بگم ک من روزانه خدا ب هر فایلی ک هدایتم کنه گوشش میدم کامتتهاشو میخونم و حسم گف مثلا فلان فایل رو کار کن همون صفحه میرم و کار میکنم

        هر کدوم از فایلهای رایگان باشه یا سفر ب دور امریکا یا دوره عزت نفس و 12 قدم یا ثروت هر کدام نیاز اون روز من باشه ب سمتش هدایت میشم …

        سپاسگذارم برام نوشتی و بهم انگیزه برای تعهد مجدد 40 روزه واسه اهداف بعدیم دادی چون اگه بگیم این سال رو میخام رو خودم کار کنم متعهد نمیشیم وسط راه با کوچکترین تضاد از مسیر خارج میشیم

        پس بهتره تعهد 40 روزه بذاریم ک بهش وفادار باشیم و عمل کنیم و ادامه بدیم

        هربار تمام شد مجدد دوست داریم ب هدفهای بزرگتر برسیم دوباره تعهد میذاریم…

        و همینطور من 4 سال ادامه دادم البته مدت عضویتم در سایت کم هست بخاطر من یک اکانت دیگه ای داشتم

        برات ارزوی موفقیت روز افزون دارم و ب همه اهداف قشنگت برسی عزیزم ..

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          حمیده بهزادپور گفته:
          مدت عضویت: 1026 روز

          سلام فاطمه جان ، بانوی فعال ، هنرمند، با اراده ، مصمم ، مهربان که شک ندارم خود خود خدا هم به دختر گلش فاطمه جان زیبا افتخار میکنه که از هر لحاظ داره خودش رو به بهتر شدن تبدیل میکنه ، ممنون از پاسخ زیبا و پر از انگیزه ات ، ی سوال اینکه وقتی شما 40 روز برای خودتون تعهد تعیین میکنید که ادامه بدید آیا کارهایی هم برای رسیدن به هدفتون مثلا خرید چرخ خیاطی ، براش چه قدمهایی بر میداری که در طی چهل روز خلق میکنی و ی چهل روز دیگه ، منم دوست دارم که دوباره باردار بشم و کلی هم تو دوره ها کار کردم و اما همچنان بی نتیجه

          ممنون میشم اگر وقتتون اجازه میده راهنماییم کنید.

          باز هم بابت تمام کامنتهات سپاسگزارم ، من تمام کامنتهات رو می خونم و‌نهایت لذت رو میبرم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            فاطمه هلالی گفته:
            مدت عضویت: 950 روز

            سلام عزیزم دوست همفرکانسی

            اتفاقا سوالی پرسیدی توی زمینه ی بارداری من دسته اولش رو بقول استاد تجربه کردم

            اولا درمورد خریدن چرخ خیاطی بهتون بگم

            مثلا من هدف ک میذارم همین ک خدا تعهدمو میببنه پس از گذشت چندروز از تعهدم یک ایده عملی بهم گغته میشه مثلا در زمینه چرخ خیاطی خدا بهم گف پول پس انداز کن

            و همین ک گفتم بسم الله 2 میلیون تومان دوروز بعدش برام واریز شد

            من اون پول رو نگه داشتم و بعد نشستم کار کردن رو خودم و امید داشتم ب این هدف میرسم اما نمیدونستم چطور

            این موضوع مصادف شد با تولدم پس از گذشت 20 روز تولدم شد و همسرم پول چرخ خیاطی رو برام واریز کرد گف هدیه تولدت

            اما بازهم من خاسته ام بزرگترشد گفتم حالا ک اینطوره اینقد راحته من چرخ بهتر میخام

            دوباره صبرکردم بمدت یک هفته دوتا واریزی مجدد از جاهایی ک خدا میخاست برام فرستاد

            ک پولم در حد خریدن بهترین چرخ ژاپنی شد و خیلی برام بدیهی بود اون لحظه

            ذوق بیشترش زمانی بود ک داشت پول هاش جمع میشد

            امیدوارم متوجه منظورم شده باشید ..

            حالا بریم سراغ بارداری

            من پس از 7 سال بچه دوم رو خاستم

            یعنی بچه اولم کلاس اول بود و همسرم طی این 7 سال ب هیچ عنوان رضایت نمیداد بچه دوم گیرمون بیات

            من این هدف رو توی دفترم نوشتم

            و خب شروع کردم کار کردن رو خودم

            قدمهای عملی شروع شد

            الهامم گف ب شوهرت بگو من میخام بچه دار بشم

            بهش گفتم معجزه اسا قبول کرد

            بار بعد بهم گفته شد برو بهداشت تشکیل پرونده پیش ازبارداری بده

            رفتم برام واکسن زدن و پرونده ام تشکیل شد

            دوباره نشستم کار کردن رو خودم

            اینا طی 2 الی 3 ماه طول کشید

            حقیقتش من مسیر رو هم کج کردم چطور

            بخاطر باورای شرک الود رو اوردم ب اینکه چ دارویی بخورم بچم پسر بشه

            چون من دختر داشتم حالا پسر خاسته بودم

            اینقد داروهای گرم خوردم یکم بیحال شدم و خدا گف از مسیر خارج شدی

            ک ماه اول بخاطر این شرکم نی نی گیرم نیومد

            وقتی پریود شدم خیلی گریه کردم اما خودمو بعد 2 روز جمع و جور کردم

            گفتم وقتشه سفت و محکم رو باورای توحیدیم کار کنم

            نشستم هرفایل رایگان بود و دوره 12 قدم فقط 3 قدم خریده بودم خودمو بمباران کردم

            حال روحیم داشت خیلی خوب میشد الهامم گف برو مسافرت خونه پدرت یک شهر دیگه

            ذهنم میگف اگه باردار باشی چی نمیترسی اینهمه راه

            بعد نشانه رفتن امد پدرم باهام تماس گرف گف دوست دارم ببینمت بیا

            من بدون اطلاع ب کسی بلیط گرفتم و رفتم

            و اونجا رسیدم تقریبا 1 هفته از مسافرتم گذشت متوجه شدم باردار هستم اونم نخاستم ازمایش بدم با اصرار زن داییم گف یدونه بی بی چک دارم دوست دارم بدم بهت امتحان کن شاید نی نی داری اینقد سرگیجه داری گغتم فکر نکنم اون گف نهایتش منفی میشه

            بعد مامان گف ن باردار نیست باز زن داییم دستی از دستان خدا بود منو برد ازمایشگاه و جواب ازمایشم همون موقه مثبت اومد اینقد خوشحال شدم ک نگو

            ولی خب نفهمیده بودم بچم پسره

            باید منتظر میماندم گفتم دوباره رو خودم کار میکنم

            و بمدت 40 روز دوباره کار کردم بهداشت منو فرستادن سونو که گفتن بچت کاملا سالمه اما جنسیتش مشخص نیس اما من خواب دیدم نی نی من پسره و ب مادرم و همسرم گفتم

            گفتم خدا بازهم میخات ادامه بدم

            دوباره 40 روز بعدی روی خودم کار کردم

            و نیتم همین بود بفهمم نی نی من پسره

            خداشاهده منو فرستادن سونو وقتی گف نی نی شما پسره و کاملا سالمه و درحال بازی کردنه ذوق نکردم فقط خوشحال بودم چون منتظرش بودم میدونستم میشه

            و خب تمام افرادیکه میگفتن فکر نکنم بشه و من ب حرفشون اهمیت ندادم فقط سکوت کردن و تبریک گفتن

            و الانم تو بحث کسب وکارم هم دارم همین تکامل رو طی میکنم هر 40 روز یک اتفاق جدیدتری رو خلق میکنم ک منو یک قدم ب خاسته ام نزدیکتر میکنه

            شما همون 40 روز اول رو متعهدانه شروع کن و ادامه بده

            خدا ب شما میگه چ قدمی برداری

            و اگه قدم اول رو برداری قدمهای بعذی دوباره ب شما الهام میشود

            و قطعا هربار ب هدفتون نزدیکتر میشید

            با توکل ب خدای بزرگ و بخشنده

            باارزوی موفقیت روز افزون برای شما دوست عزیزم

            انشالله خبر بارداریت رو برام ارسال کنی

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              حمیده بهزادپور گفته:
              مدت عضویت: 1026 روز

              سلام فاطمه جان ، بانوی فعال و با اراده که پر هستی از اراده و قدرت ، شما بهترین الگو برای باور کردن به اینکه خودمون خالق 100 درصد زندگی دلخواهمون هستیم ، با تمام وجودم تحسینتون میکنم که هر کدام از کامنتهای شما پر هستن از نکته ، انگیزه برای ادامه دادم و خلق کردن.

              فاطمه جان با عرض معذرت سوالی دارم ، اینکه شما میفرمایید که روی خودتون کار میکنید همون کنترل ذهن و کنترل ورودی هاس؟؟ درسته ؟ یا اینکه کار مضاعفی انجام میدین؟؟

              من عذر خواهی دارم که اینهمه کار و مشغله دارین منم با سوالاتم مزاحمت ایجاد میکنم ، اگر وقت ندارین براتون ایجاد زحمت نمیکنم ، و از فرمایشاتتون نهایت استفاده و بهره برداری را میبرم.

              موفق و پاینده ، و همچنان قدرتمندترین در خلق اهدافتون باشین.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            فاطمه هلالی گفته:
            مدت عضویت: 950 روز

            سلام ب دوست عزیزم

            سپاس از تحسین شما

            منم برای شما خوشحالم ک برای تغییر باوراتون اینجا هستید و درحال رشد و پیشرفتید

            درمورد کار کردن روی خودم سوال کردی

            شامل کنترل ورودیها

            گوش کردن ب فایلها

            نوشتن کامنتها

            خواندن کامنتها

            بااین کار

            شما کم کم هدایت میشید الگوهارو میبینید

            مثلا بمدت 20 روز رو خودتون کار میکنید یدفه خبر میات دختر دایی شما بارداره

            و شما خوشحال میشید ک این یک نشانه هست

            بعد میرید بازار میبینید یک خانم باردار هست

            یک نی نی نوزاد میبینید

            این هنوز برای شما اتفاق نیفتاده اما خدا داره میگه مسیرت درسته

            بعد ک ادامه دادی خدا میگه اینجا برو

            اینکارارو انجام بده

            همون الهامات ک استاد گفتن زمانی میات ک شما با کار کرذن رو ورودیهاتون ب شما گفته میشه و

            اما وقتی انجامش میدین میبینید ک یک قدم نزدیکتر شدین

            خدا حتی هورمون زنانه شمارو فعالتر میکنه ودر وقت مناسب همزمانی ها رخ میده حتی برای لحظه ی ایجاد نطفه

            عمه ی خودم 20 سال قبل ازدواج کرد و از همسر اولش بچه دار نشد

            چندبار دکتر و درمان و دعانویس عمه ی ما گیرش نیامد ک نیامد

            عمم ک بااین قانون اشنا نیس

            اما این آرزو در دلش ماند

            و عمم از همسر اولش جدا شد

            و 3 سال مطلقه بود

            بعد با پسر جوانی ازدواج کرد ک 10 سال از خودش کوچکتر بود

            عمه من معروف بود ب نازایی

            حتی خانواده همسر دومش مخالفت کردن ک این بچه دار نمیشه چرا ازدواج کردی باهاش

            باورتون نمیشه الان بعد ازدواج باهمسر دومش بمدت 1 سال ونیم عمم یک روز ب سلامتی خودش شک میکنه و میره دکتر و حالت هاشو میگه و دکتر چک میکنه و میگه خانم شما باردار هستی چطور 7 ماهه هستی و خبر نداری

            عمه من از شدت خوشحالی جیغی میکشه و گریه میکنه

            و خبر یکماه پیش ب من رسید اینقد خوشحال شدم گریه کردم از خدا بابت این بخشندگیش تشکر کردم

            و ب قدرت و عظمت خدا پی بردم

            وگفتم عمم بعداز 20 سال در سن 45 سالگی باردار شد

            و این هم یک الگو برای شما

            ک میشود شما فقط مدام و هرروزفایلهای توحیدی رو کار کنید سعی کنید محیطی خلوت . ایزوله داشته باشید ک افکار بهتری داشته احساس بهتری داشته باشید

            خدا شما رو هدایت میکنه ک چ کاری انجام بدید ک ب هدفتون نزدیک بشید

            براتون ارزوی موفقیت و شادی و خیرو برکت دارم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              حمیده بهزادپور گفته:
              مدت عضویت: 1026 روز

              سلام فاطمه ی مهربان ، که پر هستی از توحید، فاطمه جانم از اینکه اینهمه سخاوتمندانه میبخشی مباحثی که زمان گذاشتی ، یاد گرفتی ، درست و بدون نقص انجام دادی و نتیجه های عالی دریافت کردی بینهایت سپاسگزارم.

              چقدر با زبان ساده و پر از محتوا بیان میکنی ، ممنونم بابت الگو ، من هم تعهد چهل روزه ام رو شروع میکنم و حتما حتما از نشانه ها و تمام نتایج برات مینویسم. دوست مهربانم، ارزوی بهترینهااااااااا را در هر لحظه از خدای مهربان و وهاب خواستارم.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              زهرا محمد خانی گفته:
              مدت عضویت: 1277 روز

              سلام فاطمه خانم

              الگو خفنم که امروز برام خداجونی تور کرده

              نمیدونید کامنت هاتون دونه دونه کلید های در قفل های زهنی من بودن

              واقعا من هم با خانوادم انقد اخلاقم تغییر کرده که بعضی حرفاشون اینا برام سنگین بودن واقعا با تقلا کنترل میکردم

              واقعا با تمام وجودم برای این محیط ایزوله ارومم خداروشکر کردم

              برای این سایت الهی ام که چقد برام دلچسبه تنهایی

              البته دوس دارم با افراد خانوادم هماهنگ باشم

              ولی راستش تنهاییم از اینکه درگیر باور های بقیه بشم بهتره

              سعی کنم خودم باورهامو بهتر کنم ارامشم شادیمو بیشتر کنم

              ودوس دارم از این چله ها بردارم برای بهبود روابطم با خانواده لدته تنهایی

              برای بارداری کارم همه چیز درسته من برام سنگینه تعهد سالیانه ولی چله خیلی راحت تره وجالبه

              ممنون دسته خدا چه جوابه محکمی بودی بر نجواها

              زندگیتون پر از برکت

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1833 روز

    سلام به هر عزیزی که این متن رو میخونه

    امروز هدایت شدم به این فایل و وقتی نگاهش کردم یک موضوع مهم ذهنم رو گرفت که ببین استاد و مریم جون چقدر کار مفید انجام میدن و چقدر کار میکنن. چقدر از زمانشون درست استفاده میکنن. چقدر احساس ارزشمندی برای خودشون دارن و روی اهدافشون کار میکنن. یعنی به غیر از کار ذهنی و کار روی باورها، چقدر زمان میگذارن برای عمل کردن و کار مفید انجام دادن. یک سری پروژه برای خودشون تعریف کردن که جنگل رو پاکسازی کنن، تریل ایجاد کنن، به مکان مرغ ها و .. رسیدگی کنن و با انرژی از شروع کردن و کارها رو انجام دادن کلی درخت پاکسازی کردن، کلی چوب رو تبدیل به چیپس کردن، در مکان مرغ ها ریختن، و چقدر زمان زیادی از روز رو در کنار هم دیگه هستند و دارند کار میکنن و در صلح کامل هستند. چقدر با عشق کارها رو انجام میدن. همه چیز با آرامش پیش میره، از هم دیگه تشکر میکنن، با هم مهربون هستند، وظایفشون رو عالی انجام میدن و سر یک نفر نمیریزن و تقسیم کار درست میکنن و هر کس با توجه به توانایی هاش داره کار میکنه، و این نکته خیلی برای من بلد هست که بابا چقدر کار میکنید شما. چقدر فعالیت میکنید. این خیلی مهمه تو این برهه برای من. من هم در طول شبانه روز کار میکنم و پروژه انجام میدم ولی به قول معروف روی مومنتوم و پایدار نیست. از یک طرف بحث اعتماد به نفسی اش هم هست که از خودم راضی نیستم با اینکه کلی کار میکنم. یک روز با اشتیاق داره انجام میشه کارهام و یک روز نه. یعنی همیشه انقدر بازدهی بالا ندارم ولی استاد مریم واقعا اینجا برای من یک نمونه هستن که چقدر میشه احساس ارزشمندی داشت و چقدر میشه هدف و انگیزه داشت و با عشق کارها رو انجام داد و خودمون رو در اتلاف زمان و انرژی قرار ندیم و در طول شبانه روز هدف داشته باشیم و براش حرکت کنیم و اینکه چقدر میشه از خودمون و کارهایی که انجام میدیم رضایت درونی داشته باشیم، کاملا در این ویدیو میشه این رضایت از خود رو دید که در مبحث عزت نفس بسیار مهمه و آدم نباید خیلی از خودش ناراضی باشه که جلوی پیشرفتش رو بگیره.

    دیدن این انرژی مثبت و این حال خوب و دیدن این هدفمند زندگی کردن و تلاش کردن برای بهبود زندگی و رضایت داشتن از خود و ارزش قائل بودن برای خودمون و زمانمون نکته مثبتی هست که من در این فایل دیدم.

    اون قسمت‌هایی هم که برای خودتون زمان استراحت میگذارید و آهنگ میگذارید و میرقصید یا میرید یک گوشه میشینید و استراحت میکنید آبی مینوشید یا میرید یک خرید انجام میدید هم برام جالب بود، چون خیلی وقت ها من خودم رو جوری میبندم به کار که استراحت کردن رو فراموش میکنم درصورتی که خیلی خوب هست بین کاری که داری انجام میدی برای خودت ارزش قائل باشی و زمان استراحت بگذاری ولی از اینطرف بوم هم نیفتی که کارها رو ول کنی و بگی بعدا انجام میدم و سرد بشی و زمان و انرژی ات رو تلف کنی. تعادل بین این دو تا موضوع مهمه.

    دیدن این فایل خیلی بهم انرژی مثبت داد و خیلی برام درس داره که چقدر میشه متفاوت فکر و رفتار و عمل کرد. چقدر آرامشتون و در صلح بودنتون با هم رو دوست دارم. انشاءالله سلامت و موفق باشید و هر روز نتایجتون عالی تر از گذشته بشه.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: