سریال زندگی در بهشت | قسمت 213
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار خدیجه عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
بنام خداوند هدایتگر وهاب که عاشقانه مرا به سمت خواسته هایم هدایت و حمایت می کند.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم و سلام به اهالی آگاه سایت عباسمنش
استاد جان دوباره سلام. دلم برای کامنت نوشتن تنگ شده بود ولی هر روز سریال زیبای سفرتون رو دنبال میکردم و با لذت بردن شما لذت میبردم و تحسین میکردم اینهمه آزادی زمانی و مکانی و مالی استادم رو که آزادانه سفر می کنه و تحسین می کتم رابطه بینهایت زیبا و عاشقانه شما رو که دیدنش کلی زیبایی و حس خوب به زندگیامون سرازیر کرده. و تحسین میکردم تک تک زیباییهایی که رفتین و دیدین و ما رو هم دعوت کردین به دیدن و لذت بردن. خدایا شکرت ممنونم استاد نازنینم❤️
استاد جان من یکی که با دیدن این فایلها هر چقدر هم سیر باشم بازم گشنه م میشه و همین امروز با اینکه صبحانه خورده بودم بازم اینقدر قشنگ ارتعاش گشنگی و خواستن رو فرستادم که ناهار یه غذای بیرونی بینهایت خوشمزه رو جذب کردم استاد من با همین رستوران رفتن های شما کلی بهتر معنی فرکانس رو درک کردم چون از همون روزی که شما شروع کردین به گوشتخواری و غذاهای خوشمزه ای که میرفتین و تست میکردین کلی غذای خوشمزه از راههای مختلف روزی من شده که میدونم همش بخاطر تایید و تحسین این سریال بینظیره. و چقدر با همین نتایج کوچک میتونم انشاالله رسیدن به نتایج بزرگتر رو برای خودم منطقی کنم. سپاسگزارم استاد جانم❤️
یه چیز دیگه ای که درک کردم هدایت بی نظیر خداوند بود که بازم دقیقا وقتی هدایت شدین به شکستن رژیم گیاهخواری و گوشتخوار شدن که خدا برنامه یه سفر بینظیر رو براتون چیده بود . میگه حالا که قراره لذت ببری نمیخوام هیچ محدودیتی داشته باشی. حالا برو و از تمام نعمتهای پاکیزه ای که من روزیتون کردم لذت ببر. چقدر این خدا ستودنیه خداوندا شکرت
خب بریم سراغ زیباییهای این فایل.
اول از همه شهر زیبای بی نهایت تمیز تمپا با اون برجهای بلند و سربه فلک کشیده. خیابونهای تمیز. هوای بارانی و ابرهای پر از برکت و فراوانی که آماده بارونن. درختهای سبز و زیبا که هیچ گرد و خاکی روی برگاش نیست و از سبزی میدرخشه واقعا. ماشینهای مدل بالا و شیک. ساختمونها و خونه های خوشگل و زیبا….. واقعا این شهر بی نهایت زیباست. خدایا شکرت
وای این رستوران چقدر قشنگه. چه پرچم بزرگی به دیوارش زده که نشون بده چقدر عاشق کشورشه. چه آدمهای شادی، خدایا اون پیرمرد و پیرزن چقدر ناز میرقصن. اصلا شادی تو این کشور سن و سال نمیشناسه. پیر و جوون، دختر و پسر، همه و همه شادن و میرقصن. بر عکس کشور ما که دیگه خدا نکنه به بزرگترهامون بگیم برقص اونم تو محیطی که فقط زنونه س یا مردونه، میگن حالا مردم چی میگن، با این سن و سال، از ما گذشته و……
ولی اینجا هیچکی به فکر حرف مردم نیست، هر کسی خودشه همونجوری که خودش دوست داره زندگی می کنه، همونجوری که خودش دوست داره لباس میپوشه، همونجوری که خودش دوست داره عشق می کنه و خودش با خودش خوشه و این همون اصلیه که باید هر روز به خودم یادآوری کنم.
استاد جان مرسی که شما هم یه دستی بالا زدی و یه قری ریختی
به به چه غذای خوشمزه و خوش رنگ و لعابی. نوش جونتون.
چه ایده جالبی داره این فروشگاه برای ضدعفونی کردن دسته سبد خرید. واقعا چقدر به تمیزی و بهداشت اهمیت میدن. فکر کنم به همین دلیله که خیلی زودتر از کشورهای دیگه تونستن این بیماری رو کنترل کنن و محدودیت نداشته باشن. چون اونا به جای پوشوندن صورت مساله به فکر حل کردن مساله از اصل و اساس هستن و چقدر ایده های نابی دارن برای بهداشت. واقعا آفرین به اینهمه خلاقیت و اهمیتی که به مشتری هاشون میدن
وای خدای من چه گلهای قشنگی تو فروشگاه هست. این گلها، امروز نشونه من بودن برای مسیری که بهش هدایت شدم. خدایا شکرت بابت تک به تک هدایتهای نابت چقدر خوبه که ورودی فروشگاهشون این گلهای خوشگل رو گذاشتن و باعث میشه که مشتری با دیدن این گلها و استشمام عطر دلنوازشون روحشون لطیفتر بشه و با حس خوب وارد فروشگاه بشه و این حس خوبی که به آدمها میدن قطعا تو فروششون تاثیر داره و برکت و ثروت بیشتری براشون بهمراه داره. واقعا احسنت به این ایده
چقدر این فروشگاهها خوشگلن، چه فراوانی توش هست. وای خدا، من عاشق قفسه های سبزیجاتشونم. یعنی برق میزنه سبزیهاش. اینقدر که قفسه ها پر از سبزیهای تازه و خوشگله آدم دلش میخواد فقط سبزی بخره و بخوره. به نظرم با وجود اینهمه سبزیهای تازه و تر و تمیز گیاهخوار شدن خیلیم جذاب باشه و اصلا کار سختی نباشه
این رستوران chike flay چقدر برام تحسین برانگیز بود. چه صف طولانیی. دقیقا مثل عوارضی. واقعا وقتی تو برای خودت و کارت ارزش قائل باشی بایدم ابنجوری مردم برای محصولت صف بکشن. همین نکته ای که شما بررسیش کردین که فقط به کسانی مجوز میده که خودش بالا سر کار باشه این یعنی من به کارم اهمیت میدم و میخوام کسی که اسم برند من رو رستورانشه از جون و دل برای کارش مایه بزاره. و همین تمرکزه باعث میشه یک برند متفاوتتر از بقیه باشه. واقعا استاد جان ممنونم که هر روز یه جوری یه درس از قانون رو برامون بازگو می کنین با مثالهای عینی. و نکته دیگه ای که دیدم و تو فایل روانشناسی ثروت گفتین اینه که ثروتمند شدن ربطی به محل و جغرافیای شغلت نداره. رستوران برگر کینگ اون روبرو مگس میپروند در حالیکه این طرف عوارضیش شلوغه شلوغه
چقدر تبلیغات جالبی داشتن به قول شما انگاری مرغ حیوون نیست. چه عذاب وجدانی میداد گاوه به اونایی که گوشت گاو میخوردن ولی قطعا کیفیت کارشونه که باعث پیشرفتشون شده، همونجوری که مریم جان تایید کردن. و اگه مریم جان یه چیزی رو تایید کنن حتما حتما اون چیز عالیه عالیه که تونسته رضایت شف مریم رو جلب کنه
استاد جان بابت تک تک فایلهای زیبای زندگی در بهشت و زیباییهایی که نشونمون میدین بینهایت سپاسگزارم.
خداوندا من به هر خیری که از تو برسد محتاجم هدایتم کن الله مهربانم❤️
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمت های این سریال، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD331MB21 دقیقه






213
من هر روز صبح همراه صبحانه خوردنم یک قسمت از سریال میبینم و روزمو با انرژی مثبت شما شروع میکنم و خیلی لذت میبرم و اصلا علاقه به صبحانه خوذدن ندارم اما به علاقه دیدن شما، صبحانه میخورم و از صبحمو زیبا تر میکنم
و چقدر عالی که انواع برگر ها را تست کردین و تفاوتهاشم نشون دادین
کار جالبی بود و برای ما هم متفاوت
ممنون استاد نوش جانتون
خدایااا دالی سلاام سلاام
مثل همیشه ساعت پنج صبح بیدار شدم دمت گرم که دوباره چشم باز کردم.
یه چای تازهدم همونجوری که خودم دوست دارم
با شستن حیاط حسابی دلم وا شد.
کارای خونه رو یکییکی انجام دادم خدایا شکرت که تونستم
رفتم خرید خدایاااا شکرت بابت اینهمه نعمت که ریختی تو زندگیم.
کیک، شیر، ماکارونی، روغن، شاپو، تخممرغ، لولهی جاروبرقی ، طالبی شیرین، تن ماهی…
همهشون پر از برکت و لطف تو بودن
ناهار چی بود؟ عالییییییی
بعدش یه استراحت توپ بعدازظهر انگار دنیا براااام وایساد.
دم غروب یه پیادهروی دلچسب و سبک بعدش فالوده بستنی
ای خدااااااااااااااااا شکرت که اینهمه خوشحالم اینهمه نعمت دارم اینهمه حال خوب دارم…
الهی شکرت که حتی وقتی یادم میره تو یادم هستی…
امشب کنار همهی نعمتایی که دادی دلم میخواد یه نگاهی هم به سورهی ضحی بندازم. یه سورهی پر از مهربونی و دلگرمی.
وَالضُّحَىٰ
قسم به روشنی روز…
همون لحظهای که صبح زود بیدار شدم ساعت پنج انگار این آیه داشت تو گوشم زمزمه میکرد: بلند شو روز تازه شروع شده پر از نور و فرصت
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَىٰ
قسم به شب وقتی که آروم میگیره…
شبی مثل امشب که با یه دل سیر شکرگزاری دارم میرم سمت خواب. خدایا مرسی واسه این آرامش شبونه.
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ
نه رهات کرده خدا نه ازت دلگیر شده…
اینو که میخونم دلم قرص میشه حتی وقتی یه ذره خستهم یا کم انرژیم باز خدا باهامه ولم نکرده.
وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَىٰ
اون چیزی که در راهه از اینی که هستی بهتره…
خدایا شکرت بابت امروز قشنگم ولی وقتی اینو میخونم امید میگیرم که فردا قراره از امروز هم بهتر باشه. چقدر خوب بلدی دل بندهتو خوش کنی.
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
بهزودی اونقدری بهت میده که راضی شی…
واقعاً امروز پر از نعمت بود؛ از خریدای کوچیک تا ناهار و فالوده و خندههام. ولی این آیه بهم میگه: هنوز مونده.. خدا تازه اولشه…
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ
مگه نه اینکه یهروزی تنها بودی ولی خدا پناهت داد؟
آره واقعاً…
چقدر وقتا بود که کسی نبود ولی خودت بودی کنارم.
وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ
گمگشته بودی هدایتت کرد.
خدایا شکرت که راهو نشونم دادی… که حالا میتونم شبمو با تو ببندم.
وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ
نیازمند بودی بینیازت کرد.
چی بهتر از این؟ حتی لولهی جاروبرقی هم رسید سر وقت نعمتات از جاهایی میرسه که خودمم فکرشو نمیکنم.
و آخر سوره یه یادآوری قشنگ:
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ
پس یتیم رو ناراحت نکن دست رد به سائل نزن
و نعمتهای پروردگارتو بگو…
همین کاری که امشب دارم میکنم
خدایا شکررررت
هم واسه سورهی ضحی هم واسه حیاط شستهشده
چای صبح.. پیادهروی غروب،… بستنی و حتی اون طالبی شیرین
تو بهترین رفیقمی
بوس به اون مهربونیت
بوس به کله نداشتت
شب خوش️
.
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای یه فایل مشت دیگه یه لحظه یه ارزوی بامزم یادم اومد گفتم بنویسم برای درک بهتر خودمو ودوستان
از خودت میخام بگی چی بنویسم
خداجونی من میدوستم از بچه گی اون بالا بالاها یکیو دارم حامیم ولی دوره ولی هستو کمکم میکنه
بعدش راستش که با سایت اشنا شدم خیلی احساس نزدیکی رفاقت بیشتری میکنم
بزار ارزوم بود شاههزاده سوار بر اسب بیاد ومنو ببره ارزوهامو بهم ببخشه
وراستش ششاهزادده اومد ولی اینکه منو به ارزوهایی که ندارم دیگع وبرسونتم خبری نبود
فهمیدم اون خدایی که این شاهزاده رو بهم داده میتونه هر چیزه دیگه ایم بهم ببخشه
فهمیدم اول باید رابطه منو خداجونی باشه وبقیه همشون نعمتن که گزران وباید باهاشون رها باشم
در پناه عشق رب