سریال زندگی در بهشت | قسمت 200
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار فرزانه عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
سلام برهمه عزیزانم
سلام بر استاد و خانم شایسته عزیز
تبریک میگم و خدا قوت رسیدیم به قسمت 200 سریال زندگی در بهشت.
چه آسمون صاف نیمهابری زیبایی چه سبزی درختا فوقالعاده است خدایا شکرت چقدر این انعکاس درخت ها و آسمون وابرها رو تو آب دریاچه بینهایت دوست دارم وبینهایت زیباست خدایا شکرت
خدایا شکرت که این صدای زیبای خانم شایسته رو میشنوم
خدایا شکرت بابت سلامتی استاد و خانم شایسته عزیز.
خدایاشکرت بابت این خونه چوبی و این پل چوبی روی آب که هرروز زیباتر میبینمیش. خدایاشکرت و چقدر این خونه وسط تصویر این بهشت بینهایت زیباست.
خدایاشکرت بابت شنیدن صدای خروسی
خدایاشکرت که فرصت کردم چشمام این زیبایی رو ببینه گوشام بشنون ودستام تایپشون کنه بینهایت شکرت و از لپ تاپم سپاسگزارم که همراهیم میکنه.
چقدر مامان طلا خوشگله چه جوجه ای زیبایی مبارکت باشه مامان طلا خدایاشکرت. اتفاق امروز ما هم مرغمون کرچ شد و روی چندتا تخم مرغ گذاشتیم برامون جوجه خوشگل بیار ان شاالله .
چه جای خوبی براشون تعبیه کردین واقعا تحسینتون میکنم.
تحسین میکنم این درهای شیشه ای واسه خونمون قرار دادین واقعا زیباییش بینظیر شده. خدایا شکرت
چقدر اینجا زیباست چقدر سرسبزه واقعا خدایاشکرت من عاشق طبیعتم.
خدایاشکرت بابت این فراوانی تخممرغ
خدایاشکرت بابت فراوانی این همه ماهی زیبا
خدایاشکرت بابت قدرت بیان خانم شایسته عزیز واقعا تحسینت میکنم که یه الگوی فوق العاده ای برای من که همیشه دوست داشتم یه خانمی باشه قوی باشه و بتونم در خیلی از ابعاد زندگیم ازش الگو بگیرم خدارو بینهایت بابت بودن شما شاکرم.
ماهم خوشحال وراضیم خداراشکر.
تحسین میکنم این دستگاه های هیولا رو
تحسین میکنم که میشه از هر چیزی پول ساخت واقعا خدایاشکرت در هر شغلی ودر هر جای میشه بینهایت ثروت ساخت خدایاشکرت.
تحسین میکنم قدرت سوال پرسیدن وذهن جستجو گر وکنجکاو وعاشق یادگیری وتجربه های جدید استاد رو.
اینجا چقدر زیباست همه جا درخت وسرسبزی هست بینهایت شکرت خداجون.
روی لباساشون تبلیغ کار خودشون هست.
روی کلاهش پرچم کشور آمریکاست . چقدر تحسین میکنم این صلح این مردم با کشور وپرچمشون بینهایت شکرت خداجون
منم سوالم این بود که با این چوب ها به چه دردی میخوره ؟ که خداراشکر جوابم رو گرفتم سپاسگزارم خانم شایسته واستاد جان.
چقدر حرفه ای چوب ها رو جابجا میکنند .
چقدر این مردم خوبن که به راحتی به سوالاتون جواب میدن دمشون گرم.
خدایاشکرت بابت این همه ابر تو آسمون.
چقدر سوله هاشون باحاله متناسب با این کاره خیلی لذت بردم خیلی باحال بود
من که عاشق اینم شما دو نفر رو با موتور واسکوتر و. و کلا از لذت بردنتون لذت مبرم و کلی خواسته در دلم ایجاد شده واقعا بینهایت ازتون تشکر میکنم خیلی دوستون دارم همیشه شاد وشادتر باشیدد.
یاد گرفتم کارهای که طول روز میخوام انجام بدم بنویسم و بعد که انجامشون دادم تیکشون رو بزنم. و درمورد چیزهایی که میخوام انجام بدم تحقیق و کنکاش کنم وبا یه اطلاعات جامع کارم رو شروع کنم تا اشتباهات کمتری داشته باشم
من عاشق صدای موتور استاد ام خیلی حس خوبی بهم میده
خانم شایسته با غلبه برترس هاش کلی آپشن جدید برای لذت بردن خودش فراهم کرد وواقعا تحسین میکنم. الان موتور سوار خیلی خوبی شدین دمتون گرم. منم بر ترس تنهایی خوابیدن در حیاط تو شب غلبه کردم والان هر وقت شبا هوا خوبه راحت وبا عشق میرم تو حیاط میخوابم ولذت میبرم خداراشکر خیلی لذت بردم . غلبه برترس شده برام مساوی لذت بیشتراز زندگی.
هزاران بار این رابطه شما رو تحسین میکنم هزاران بار.
استاد خداقوت چقدر عالی شده کنار رودخونمن واقعا خداقوت نوش جونتون. آره چقدر بچه کاج بود تو این محوطه چقدر عالی شد خداقوت خیلی لذت بخش شده.
خدایاشکرت بابت صدای زیبای آب
خدایا شکرت بابت این بوقلمون های زیبا
چه عنکبوت زیبا وخوش رنگی
چقدر پایین شیب کنار رودخونه بالاو آسمون رو دیدن زیباست.
چقدر خوب که استاد درخواست داد این رمپ رو بزنن چقدر کمک کرده خدایاشکرت.
چقدر همین طوفان ها این مردم رو شجاع تر کرده به نظر من که کسی نمیترسه و راحت ادامه میدن واگر مسئله ای پیش بیاد دوباره از نو حلش میکنند چون به خدا اعتماد دارن و مسئولیت زندگیشون رو به عهده خودشون هست واز کسی انتظار ندارن.
خدایاشکرت بابت این همه جوجه زیبا
خدایاشکرت بات این بارون و چقدر قطرات بارون روی سطح آب دریاچه رو دوست دارم خیلی زیباست.
سپاسگزارم خانم شایسته عزیز
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمت های این سریال، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD312MB20 دقیقه






🟣 تحسین؛ آن لحظه ساده ای که زندگی جهتش عوض شد
به نام خدایی که وقتی نگاهش میکنی، خودش نگاهت میکند.
مدت زیادی فکر میکردم زندگی با «فکر کردن» عوض میشه. فکر مثبت، فکر درست، فکر قوی. همه جا هم همینو میگفتن.
اما یه جایی از زندگی، درست وسط شلوغی ها، وسط فشارها، وسط خواستنهایی که برآورده نمیشد، فهمیدم مسئله اصلا فکر نیست.
مسئله توجهه. شاید بشه بهش گفت “صلاه” کردن⇐توجه کردن.
اون روزا، روزخاصی نبود. نه اتفاق بزرگی افتاده بود، نه معجزه ای.
فقط نشسته بودم و داشتم غر میزدم. از کار، از پول، از آدمها، از خودم.
اما لحظه ای مکث کردم و ازخودم پرسیدم:
الان دقیقا دارم به چی توجه میکنم؟
جوابش ساده ولی تکان دهنده بود:
○ به کمبود…. … به نداشتن.
○ به اینکه چرا فلان چیز هنوز نیومده.
همونجا برای اولین بار فهمیدم چرا بااینکه خیلی چیزها رو «درست فکر میکردم»، زندگیم همونجا گیــــــــــر کـــــرده بود.
چون زندگی به فکر واکنش نشون نمیده؛
زندگی به توجه واکنش نشون میده.
از همونجاها بود که کم کم ، تحسین وارد زندگیم شد.
به عنوان یه مفهوم قشنگ که نه ==>> بعنوان یه ابزار واقعی، زمینی، کاربردی.
یعنی “”آگاهـــــانه”” ببینی چی داره درست کار میکنه. یعنی نگاهت رو از چیزی که نیس، برداری و بذاری روی چیزی که هست… چیزی که خواسته ت هست .
○ حتـــــی اگه کوچیکه ○ حتـــــی اگه ناقصه.
والا اولش مسخره بنظر میاد.
خودم یادمه با خودم میگفتم: الان چی روتحسین کنم؟!!!
وقتی حساب بانکی اینه، وقتی شرایط اینه؟‼️
امـــــا همونجا یه چیز عجیب و جااالب اتفاق افتاد.
وقتی شروع کردم به تحسین کردن چیزهای خیلی ساده،
حالم عوض میشد. امتحان کردین تا حالا؟؟؟
نه شرایط ااا . حالـــــم.
صبحی که بیدار شدم وگفتم:
خدایا ممنون که امروز نفس میکشم. خب این از سر عادت، از سر توجه اینو گفتم .
یا وقتی گفتم => خوب شد امروز عجله ندارم| خوب شد امروز بدنم سالمه | خوب شد یکی/چیزی /جایی هست که حواسم بهش جمع و گرمه.
قشنگ میفهمیدم => تحسین، فرکانس رو تنظیم میکنه.
نه با زور، نه با تلقین ==>>> با همجهتــــــــــ ی با منبع .
کم کم فهمیدم تحسین ساده ترین راه هماهنگ شدن با خداونده… [🟡🟠وسپاسگزاری یکی از های لِول ترین مراتب تحسین هست =>> الحمد لله ربّ العالمین]
چون خدا در «هست»هاست، نه در «نیست»ها =>> ما وقتی مدام از نیستها حرف میزنیم، عملا نگاهمون رو ازخـــــدا برمیداریم.
همون ایام بودکه این آیات، برای من زنده شد؛ توی زندگیم هم زنده شد نه روی کاغذ:
إِنَّ وَلِـِّۧیَ ٱللَّهُ ٱلَّذِی نَزَّلَ ٱلْکِتَٰبَۖ وَهُوَ یَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِینَ /(اعراف، 196)/ یقینا سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری میکند.
من اینو اینجـــــوری فهمیدم:
وقتی توجهت روی خداست = خـــــدا عملا سرپرست زندگیت میشه. امــــــــــا وقتی توجهت رو میبری سمت ترس، آدمها، شرایط، تحلیلهای بی پایان == داری سرپرستی رو میدی دست چیزهایی که اصلا توان یاری ندارن. [ استاد عباسمنش اینو یه جور شرک نامگذاری میکنن]
آیه بعدی دقیقا همینو میگه:
وَٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَکُمْ وَلَآ أَنفُسَهُمْ یَنصُرُونَ / و کسانی را که بجای خدا میخوانید، نه میتوانند شما را یاری دهند و نه خودشان را.
□ واااااااااای بر تو محسن !!
من سالها داشتم از «شرایط» کمک میخواستم.
از «آدمها». از «پیش بینی ها».
بعدتعجب میکردم چرا حالم بهتر نمیشه!!!
تحسین، کمک خواستن از خداست، بدون گفتن یک کلمه.
چون تحسین یعنی:
● میبینمت.
● میبینم متد ت داره کار میکنه.
● میبینم هستـــــی.
و یه چیز خیلی مهم:
تحسین یعنی قطع توجه از چیزهایی که فقط نگاه میکنن ولی نمیبینن.
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ لَا یَسْمَعُواْۖ وَتَرَىٰهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ / من اینو اینجوری تجربه کردم:
بعضی چیزها فقط حواست رو میگیرن،،، ولی کمکت نمیکنن. فقط نگاه میکنن،،، ولی راه نشون نمیدن.
● تحسین، توجه رو برمیگردونه به جایی که جواب میده.
کم کم دیدم هر چی بیشتر تحسین میکنم، نعمتهای بیشتری خودشون رو نشون میدن.
نه اینکه از آسمون بیفتن؛ 》 من قبلا نمیدیدمشون.
چون واقعیت اینه:ما چیزی رو به زندگی دعوت میکنیم که بهش توجه داریم.
نه چیزی که فقط بهش فکر میکنیم.
○ فکر میتونه دروغ بگه.
○ توجه نمیتونه.
▪ ︎وقتی به کمبود توجه میکنی، کمبود تکثیر میشه.
▪︎ وقتی به نعمت توجه میکنی، نعمت رشد میکنه.
تحسین، ساده ترین تمرین توجهه.
نه زمان میخواد | نه ابزار | نه شرایط خاص.
فقط یه تصمیم کوچیک میخواد:
امروز به چی نگاه کنم؟ توی چی تعمّق کنم؟
من امروز انتخاب میکنم بِ چیزهایی نگاه کنم که => زنده هستن | که کار میکنن | که هستن.
این انتخاب، زندگی رو :
آروم آروم،،، بی سر و صدا،،، از درون تغییر میده.
○نه با جنگ و اعتراض
○ نه با زور و هوچی گری
● فقط و فقط با هماهنگی .
~~~□~~~~
این چند خط رو نوشتم نه برای آموزش دادن، چون اول برای یادآوری خودم نوشتم.
نوشتم برای شهـــــادت دادن…
به چیزی که لمســـــش کردم.
زنـــــدگی کـــــردم.
و دیـــــدم جـــــواب داد.
~~~~~□ ~~~~
🟢 تحسین،
ساده ترین راه برگشت به خـــــدا و همجهت شدن با نعمتهاست.
و خــــــــــدای عاشق،
همیشـــــه جواب کسی رو میده
که حواسش به اوست.
– – – -—
🪶 ■ محسن
اوست اول وآخر وظاهروباطن
و اوست دانای برهمه چیز
سلام محسن عزیز
سپاس گزارخداوندم که درمداردریافت این
آگاهی ها قرارگرفتم چراکه باعث مرورتجربیاتی
شد که این مدت برام رخ دادن.
نوشتی ساده ترین راه برگشت به خداوهم جهت شدن بانعمت ها تحسین وبالاترین حالتش یعنی
سپاس گزاری که شاه کلید روان شدن مسیره
خودِ حقیقته
به قول استادمرزبین خداوندوشیطان، سپاسگزاریه
سپاسگزاری که بااشتیاق داشتن نعمت هاوحس خوبه یعنی فرمانبرداری ازخداوندبرای اینکه هدایتدکنه.
شکرگزاری یعنی روئیت هدایای خداوندتوزندگیت
اینودیگه خوب متوجه شدم که جهان به کارهای من، به اینکه چقدرتلاش می کنم یاچقدر تمرین
انجام میدم کاری نداره، به فرکانس همراه اونا
نگاه می کنه.
فرکانس هایی که به واسطه توجه کردن وجنس احساسی که دارم ارسال می کنم، به حضورداشتن
وقتی تمرین انجام میدم نه گم گشتگی توافکاروذهن، به حفظ مومنتوم مثبتم.
وقتی مسیرقبلی که برام نتیجه داد رواین مدت ادامه دادم وآگاهانه توجهم روروی داشته ها
وسپاس گزاری گذاشتم باحالی که واقعا به من اون لحظه ها حس فراوانی میداد ، قلبم شکفته میشد
درحقیقت من تنظیم بودم روی موج خدا
وخدایی که سریع الجوابه، پاسخ روسریع میده اول باقلبی که آروم میشه تو اون لحظه ، آرامشی که
به ذهن میاد وبعدش ورودنعمت های بیشتری که بازم شادی بیشتری روبه دلت میاره
شادی باخدایی که منبع تمام خیر وخوبی هاس
هدایت شدن درمسیر درست
خب خداوندتوقرآن به قشنگی وسادگی به ماگفته توآیه 153 سوره بقره
ای کسانی که ایمان آورده اید
ازصبر وصلاه یاری جوئیدکه
بی گمان خداباصابران است
توجه به نکات مثبت هرلحظه وتحسین اونا
رهایی ونچسبیدن وسرسپردگی به ربّ
وقتی خوندم که نوشتی زمانی که توجهت
روی خداست خودش سرپرست زندگیت میشه
اشک شوق توچشمام جمع شد
چه آگاهی لطیفی برام بود
یعنی همون هدایت شدن توسط خداوند
یعنی وصل شدن به نیرویی که وقتی باورش وانتخابش می کنی ، اونم توروانتخاب می کنه وسرپرست زندگیت میشه
چقدرزیبا بودآخه…
چیزی که اشتیاق ادامه دادن تومسیر روتوقلبم
زنده نگه داشته ،اینه که من خالق زندگیمم
وقتی باهدایت خداوند به تمرین انتظارات مثبت شروع کردم به خلق اتفاقات هر روزم ایمانم بیشترمیشد
وقتی از دل می نویسم بااعتماد
به اینکه خداکارهاروپیش می بره
چقدرمسیر نرم تر وروان تر میشه
روزای اول حیرت زده بودم، از اینکه به طرزجادویی اتفاقات ، شرایط ، برخورد آدمابامن هماهنگ می شدواشتیاق من بیشتر برای ادامه دادن این مسیر
آگاهانه باذوق روی هزاردیگه :)
به قول استاد اونقدرتکرار می کنم همین روند روکه بشه عادت فکریم وجزئی ازشخصیتم
استمرارتومسیر درست بارعایت تکاملم ، باقدردانی ازخداوند،تشویق ودلگرمی به خودم برای هربهبود ورهایی ازنتیجه
شاد می مونم باخدایی که برهمه چیز محیطه وهدایت کنندس
بایادخداازمسیرم لذت می برم ،همون تعریف قشنگی که یه روزی توپاسخ به یکی ازکامنتا نوشتی
یادخدا؛خودکنترلی، حفظ شادی،سرسپردگی به ربّ
ووقتی ارتعاشت آرامش ، عشق واعتمادباشه همه چیز به طور طبیعی باتوهماهنگ میشه
اینم تائیدیه ایی ازقسمتی ازآگاهی های نوشته های قبلت
سلام سمیه جان .چقدرعمیق و درست نوشتی… . خوندم ؛ هرآدم منصفی میفهمه این آگاهیها از سطوح پایین فهم ذهنت رد شده و نشسته اون بالاها، توی جانت. و هسته اصلی مسیره ==>> ما خالق زندگی خودمونیم، البته نه جدااز خـــــدا؛ با خـــــدا. روی شونه ش.
رفیق خوبم ، برای خودم اینجا مینویسم :
قرآن خیلی شفاف اینو تایید میکنه.
□ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ =>=> اینجا مسئولیت خلق کاملاروشنه. تغییر از درون ما شروع میشه =>>> توجه، احساس، انتخاب، فرکانس… همون چیزهایی که تو دقیق لمسشون کردی.
□ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ /هر کسی نتیجه آن چیزی رو می گیره که خودش کسب کرده.
کسب فقط عمل بیرونی نیس؛ نیت، توجه، ارتعاش وحال دل هم جزوشه ==> همون قسنتی که گفتی: جهان به “تلاش کور” نگاه نمیکنه، به فرکانس نگاه میکنه.
و این یکی شاه کلیده برای بحث خلقکنندگی: وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ /برای انسان چیزی نیست جز حاصل سعی خودش.
سعی فقط دویدن و فشار نیست؛ سعی یعنی ” انتخاب آگاهانه حال” ، توجه ،، جهت. همون کاریکه تو با سپاسگزاری، با دیدن داشته ها، باتنظیم روی موج خـــــداانجام دادی.
چه قشنگ نوشتی : وقتی تنظیم میشی روی موج خدا، پاسخ اول میاد تو قلب؛ (آرامش) … بعدش نعمتها میان. =>> دقیق همون ترتیبه: اول درون ⇐بعد بیرون.
“من خالق زندگیمم، وقتی با هدایت خداوند خلق میکنم.” ===>>> یعنی بلوغ توحیدی. نه انکار خود، نه خودمحوری. اتـــــفاقا خلافـــــت انسان ؛ همون که قرآن میگه انسان جانشین خـــــدا روی زمینه.
سمیه بانو یادم آوردی، این مسیری که میریم، مسیر کسیه ک ِ داره آگاهانه خلق میکنه، واکنشی زندگی نمیکنه. سپاسگزاری ما فقط “شکر” گفتن نیس؛ یه حالت وجودیه که درش داریم انتخاب میکنیم… باخـــــدا همجهت میشیم.
و وقتی این انتخاب تثبیت میشه، خـــــداهم ـ بقول خودت ـ سریع الجواب میشه، چون مانعی بین فرستنده وگیرنده نمی مونه.
🟪 خوشحالم ازخوندن این کامنت. چون این نوشته، برام شد یک گواهی زنده از آیه ی وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا /آنها که در راه ما قدم بردارن، حتما راه’هامون رو بهشون نشون میدیم.
همفرکانس خوبم ادامه بده… باهمون آرامش، اشتیاق و سپاسی ک ِ خودت قشنگ توصیفش کردی
خدای یکتاست که معبودی جزء اونیست
پس مومنان فقط به اوتوکل کنند
سلام محسن جان ، رفیق عزیزِ هم مسیر نور
سپاسگزارم ازت که این آگاهی ها رواینجا
نوشتی که درک منم بالا بره،باعشق خوندم
استاد میگه آدم باهوش شخصیه که اجازه
بده خداکارهاش روپیش ببره،منم میخوام
همون بنده باهوش خداباشم چون قبلا
مسیر مخالفش رورفتم ، هیچ خبری نبود
جزء تقلا ونگرانی وعذاب
سمت خودمو درست انجام میدم ، نتیجه روبه خدایی می سپارم که آگاه به تمام جزئیاته وقادرمطلقه
واقعیتش اینه که توزندگی منم تضادی هست که به خاطر فرکانس های قبل خودم بوده که اگه تمرکز روش بذارم کلا از مسیر درست دورمیشم امااین جمله استاد توگوشمه که میگه مهم نیست چقدردلیل ومنطق داری برای اینکه حالت بد باشه وچقدرحق با توعه موندن تواحساس بد یعنی اینکه دستت روتوآتیش کنی ومی سوزی حالا هرکی میخوای باش
پس آگاهانه اعراض می کنم
آگاهانه بامنطق دادن به ذهنم
ومرور قانون مسیرم روادامه میدم.
دیروزکه برای انجام یه کاربانکی بیرون رفتم تومسیر یه رهگذر رودیدم که با محبت باهام احوالپرسی کرد.تولحظه بودم ، یه حسی از دلم رد شد که این یه پیغام بود برام وخوشحال بودم.
تو طول روز تو خلوت خودم یادم رفت به دوسال پیش که ازخداخواستم منو هدایت کنه به کار دلخواهم ، همه ویژگی هاش روباجزئیات نوشته بودم ورها بودم چون اون روزا همش سپاس گزاری می کردم ومیشه گفت حالم خوب بود، بعد چند روز به الهام قلبیم گوش کردم وبرای مصاحبه حضوری به کاری رفتم که انگار همه اون خواسته های منو داشت
قبل ورود ازخدا کمک خواستم که قلبم رو
آروم کنه وهدایتم کنه ، باتمام صداقت از شرایطم گفتم و همکارم گفتن که ماشخصی رومیخوایم که طولانی مدت باهامون همکاری کنه وخب این خواسته من نبود چون میخواستم جدا ازاینکه مستقل باشم خودمو بشناسم،شمارم روگرفتن که اگه خواستن اطلاع میدن ، همون لحظه نفربعدی برای مصاحبه اومد، بیرون که اومدم نجواهابیشتر شداماخدا گواهه ته دلم خوشحال بودم که شجاعت نشون دادم وبه هدایتم عمل کردم وبه خودم گفتم مهم اینه که ایمانم رونشون دادم ، به محض اینکه خونه اومدم تودفترشکرگزاریم ازرفتار بسیار محترمانه همکارم برای تمام اون ویژگی ها سپاس گزاری کردم وبه خدا گفتم که اگه قرار اینجا باشم تاقبل ساعت 12 ظهر بامن تماس می گیرن واگرنه، مطمئنم قراراتفاق بهتری پیش بیاد.
دقیقا سرساعت یازده ونیم ظهرهمکارم تماس گرفتن اماچه اتفاقی افتاد؟!
اون شخص بادقت تمام ویژگی های شخصیتی خوبی که داشتم روگفتن وتحسینم کردن وگفتن که ما شخص مناسب روانتخاب کردیم واونم شما هستین ازبین 12 نفر ، من پشت گوشی هاج و واج موندم که این ازکجا میدونه اینا رو؟!
خدامیدونه اون روز فقط اشک می ریختم وسپاس گزاری می کردم
آره خدای من بودکه پشت گوشی داشت باهام حرف میزد واون حرف ها رومیزد
ودیروز اینویادآوری کرد بهم
دیروز 12 بهمن هدایت اومد که وعده تحقق خواسته ها داده شده و یادآوری شدم که مراقب باش یادخدا روازدلت دورنکنی
همون آگاهی که توپاسخ به کامنتت نوشتم اشکم دراومد دیروز از خوشحالی
قبل خواب که اتفاقات خوب روزم روداشتم مرورمیکردم باخودم باحس خوب ،وقتی
اون رهگذر به یادم اومدزدم زیر گریه
خدابود که باعشق این پیغام روداد که
وقتی از درون باخودت هماهنگی جهانم
باتوهماهنگ میشه.
محسن جان وقتی آیه 115 سوره بقره رومیخونم وبهش فکر می کنم بادل، چشمام فقط میباره ازخوشحالی عظمت وقدرت خدا
دیگه کجا دنبال چی وکی بگردم؟؟؟!
که یکی هست ودگر هیچ نیست
ازخدامیخوام بهم توفیق بده
که تومسیر درست ثابت قدم باشم وخاشع بمونم دربرابر قدرت خداوند واشتیاق بیشتری به دلم بذاره که شکرگزارتر باشم برای اینکه فقط سپاسگزار باشم.
محسن عزیز ، نمیدونم چرا ولی حس قلبم گفت برات دعا کنم
با دلی که تواین لحظه به لطف خدا آرومه برات دعا می کنم باتمام وجودم که قلبت
محکم وپرازآرامش بشه همیشه وزندگیت پربشه از برکت وشادی وآرامش ماندگار به لطف وعنایت همون خدایی که برای یک موجود کوچیک ته اقیانوس تا یه عقاب برفراز کوه های بلند روزی دهنده ورزاق حمایتگر وهدایتگره
سمیه جان سلام . دلت روشن، قلمت صادق، وحال نوشته ت قشنگ معلومه که از جای درست میاد. الحمدلله ربّ السماوات .
حرفی که زدی نقطه ای هست که قرآن روش دست میذاره:
اینکه ما وظیفه مون انتخاب و همجهتیه، نه تقلا و جنگ بازندگی.
مسیرت رو درست انجام دادی و واردش شدی، نیت رو صاف کردی، دلت رو سپردی، و نتیجه رو دادی دست خدایی که خودش بهتر از هرکسی بلده چطور جمع بندی کنه.
اون تجربه زیبای کاری که گفتی، مثال زنده همین قانونه:
وقتی دل آرومه، وقتی سپاسگزاری فعاله، وقتی رهاهستی…
زندگی خودش میاد جلو و میگه: “من هماهنگ شدم.” | راستی کنجکاو شدم بدونم شغلت چیه . تخصصت چیه.
و اون اشکها؟ اون اشک ضعف نیس، من اسمشو گذاشتم اشک تشخیص
اشکِ زیبای ِ لحظه ای که آدم میفهمه تنها نیس، رها نشده، و یه عقل بزرگتر داره مسیر رومیبره.
آگاهانه اعراض میکنی ازحال بد ==>> یعنی داری بالغ رفتار میکنی. یعنی فهمیدی حق داشتن برای ناراحتی، دلیل خوبی برای موندن تو آتیش نیس. این عین عقلانیت ایمانیه [ اسمشو گذاشتم : وقتی عقل عاشق میشود 🟪 ]
رفیق درجه یکم ، دعایی که برام کردی رو با دل گرفتم .
الحمدلله که همون خدایی که دل تورو آروم کرده، مراقب دل همه مون هست.
خوشحالم که تو میدونی فقط بایدهمین مسیر رو ادامه بدی:
○ یاد خداجون| سپاسگزاری| رهایی از چسبیدن بِ خواسته| و عمل به الهام.
همین کافیه.
بیشتر از این وبقیه ش ، کار خداست . [داره صدای رعد وبرق میاد]
~~~~□~~
و مرد آنگه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کارچیست | تاریخ بیهقی
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام داداش محسن عزیزم
که رفیق هم هستی
از اول متن که خوندم خدائیش لبخند از رولبام نرفت هم آگاهی ، هم هدایت هم حضور ،چی ازاین بهترآخه؟
چه اسم های قشنگی گذاشتی
اشک تشخیص ، عقل عاشق (:
دیروز دعوت شدم ب حضور زیر بارون ولذت بردن وشادی باجانان
نوشتی صدای رعدوبرق میاد یادم رفت به پاسخ یکی ازکامنتات ؛
آرامش قبل معجزه، سکوت قبل بارش
محسن جان توآیه 3 بقره ایمان به غیب قبل صلاه اومده ، پس نشون میده خیلی مهمه که وقتی چیزی درحال حاضر نمی بینی، ایمان داشته باشی یعنی همون آرامش قبل معجزه
خب درسته که تضادبرای رشد و وضوح من ازخواسته هامه ویه جور هدیه س از طرف خدا،اگر روی خودش تمرکزنکنی ولی انصافا جدای ازکنترل ذهن،روم نمیشه اعتراض کنم ، آخه وقتی فکر
می کنم حجم داشته ها خییلی بیشتره ویه جورایی کم لطفی وناسپاسیه.
حالاچرا میگم تمرکز نذارم ؟
چون کارذهن همینه، بزرگنمایی می کنه وقتی تمرکز بره روناخواسته، که هُلت بده تومومنتوم منفی ولی من اینو نمی پذیرم، حال خوب این روزام روباهیچی عوض نمی کنم==> آگاهانه اعراض
به قول چارلی چاپلین که میگه ؛ دیگر نیازی نیست که از رویارویی بامشکلات چه باخود، چه بادیگران بترسیم، حتی ستاره ها هم باهم برخورد می کنن واز برخورد اونا جهان های نومتولد میشن واین یعنی زندگی
ازکنجکاویت گفتی؛ درحال حاضرتوحوزه هنرفعالیت دارم
ساخت محصولات چرم طبیعی دستدوز چون هنر رودوس دارم ،هر چند سالها دانشگاه درس خوندم وجزء
دانشجوهای برگزیده انتخاب شدم
ولی اون چیزی که روحم میخواست هنربود،منم پذیرفتم.
سمیه جان سلام … چه حس خوبی دادی با این متن پر از نور و حضور! چه خوب که “”آرامش قبل معجزه”” رو درک کردی و ایمان به غیب داری؛
آیه 3 بقره ⇐وقتی چیزی رو نمی بینی، با ایمان وآرامش باید باورش داشته باشی.
تضادها همون هدیه های خدا هستن برا وضوح خواسته ها و رشد، و تو درست گفتی که اعراض آگاهانه یعنی “”تمرکز نذاشتن روی منفی ها و حفظ حال خوب”” . [ دیشب توی جاده اعراض ازناخواسته رو فراموش کردم و یه سوتی دادم]
واقعا هنر اینه که حتی وقتی ذهن بزرگنمایی میکنه، با آرامش وشادی بمونی، مثل همون حکمت چارلی چاپلین که گفت حتی ستاره ها با هم برخورد میکنن وجهان های نو متولد میشن .
بسی خوشحالم که مسیرت به هنر و محصولات غنی ِ دستدوز رسیده و با عشـــــق داری ادامه میدی. وقتی قلبت همجهتی با چیزی داره، مسیر خودش رو نشون میده و تو هم پذیرفتی، فوق العـــــاده است . خودمم یه جورایی مثل توام و میوه ش شد نویسندگی و نوشتن… .
رفیق نازنین ادامه بده ، حال خوبت وایمان وخلاقیتت همه با هم یه جریان مثبت ساخته و داره بیشتر هم میسازه .
محبت و انرژی برای تو .
□ حافظ شیرازی هم داره میگه 》همه اینا “”آرامش قبل معجزه”” ست، جاییکه هنوزچیزی دیده نمیشه ولی بار امانت افتاده روی دل انسان، همون انتخاب آگاهانه برای اعتماد، همون صلح درونی باخـــــدا 🫂 🩵
○ دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند /گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
○ ساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت/با منِ راهنشین، بادهٔ مستانه زدند
○ آسمان بارِ امانت نتوانست کشید/قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
○ جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه/چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند
○ شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد/صوفیان، رقصکنان، ساغرِ شکرانه زدند
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای این پل چوبی
شکرت برای این هوای عالی این همه سرسبزس درختای با شکوهش
شکرت برای درهای شیشه ای نمای باصفاش
شکرت برای فراوانیت
اخه حتی دور ریز هام ثروت سازن
خانم شایسته میگه هر چیزی در حال رشدبهبوده
خانم شایسته میگه هر چیزی ثروت ساز وارزشمنده
همین دوتا جملش کافیه قلبمو باز بشه
گاهی میگم من که هنوز به فلان خاسته نرسیدم چه احساس سر خوشی بکنم
ولی همین الانم انقد نعمت هس که بکنی
سلامتی
ارامشت
خانوادت
رزقت که بیشتر شدع
سایت اگاهی هدایت
رفاقت با رب نشونه هاش
خب حالا خیلی خاسته مثل جوجه هایی که از تخم در نیومدن هستن
ولی مطمن باش در میان
توی زندگیت تکاملت بیشتر چرخه زندگی برات رونتر میشه
ولی میتونی به جوجه های در اومده الانت توجه کنی به سلامتی به زیبایی قلبت که هی کنترل زهنت روز به روز بیشتر میشه
به تصمیم های درستی وبزرگی که با هدایت به درستی انجام شد حل مسله های هیولات
وای شکرت برای روتین هیولام