سریال زندگی در بهشت | قسمت 160

دیدگاه زیبا و تأثیرگزار مینا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

به نام خداوند وهاب

سلام به رهروان راه حقیقت

استاد عزیزم سلامی دوباره دارم خدمت شما و مریم نازم این اولین کامنت بروز من در سریاله و من برای کل ۱۵۹ قسمت قبلی کامنت گذاشتم تا بلاخره امروز تونستم بروز بشم و من هم همراه این کامنت سلبریت میکنم شیرینی خریدم و با چای و شیرینی جشنمو تنهایی و با نوشتن این کامنت میگیرم.

هنوز فایل رو باز نکردم و احساس میکنم میخواهم چیزهایی بنویسم از روند تکاملیم از روزی که شروع کردم به نکته نویسی یعنی اولین روزهای ماه اسفند و این یک ماه و نیم من بطور اختصاصی فقط با سریال گذشت شاید اگه نکته نویسی نمیکردم و صرفا میدیدم چندروزه تموم میشد اما امروز و این لحظه وقتی خودم رو با مینایی که اولین بار ۷۴ قسمت دید و یه کامنت بیشتر ننوشت و گذاشت کنار مقایسه میکنم زمین تا اسمان فرق دارم . همیشه فکر میکردم اصرار شما به کامنت گذاشتن فقط بخاطر سایته و حتما بالابودن کامنت منفعت داره و از طرفی حد بالای کمال طلبیم میگفت باید کامنتی بنویسی که حتما لایک بخوره … ولی استاد من طی این اموزش فشرده و از کامنت نوشتن به شناختی از قوانین و خودم رسیدم که باورنکردنیه . من درست مثل کسی عمل کردم که برای یک دوره بها داده و حالا نشسته باجان و دل کار میکنه اینجوری این فایلها رو بلعیدم . خیلی جاها کم اوردم گریه کردم گوشیمو پرت کردم اما دوباره پا شدم قویتر از قبل چون وارد راهی شده بودم که صددرصد یکطرفه بود توی یه اتوبان شلوغ که همه دارن با سرعت بالا میرن نمیشد دیگه دور زد فایلها منو میکشیدن اگاهی ها منو میکشیدن به سمت خودشون و در نتیجه من هربار قویتر از دل تضادهام در میومدم تا جایی که الان من خودمو کسی میبینم که هیچوقت نمیشناختمش … نمیتونم بنویسم چه درسهایی گرفتم چه سوالهایی در ذهن من حل شد چه راههای برای من روشن شد خدای من چه ترمزی از زندگی من برداشته شد استاد اگر بدونید من الان ناخودآگاه یک اه کشیدم اه کسیکه بار سنگینشو زمین گذاشته و داره پرواز میکنه … استاد من طی این فایلها خرد شدم تکه تکه شدم خمیر شدم و از نو ساخته شدم شاید هنوز بنای خیلی کوچکی باشم اما استاد فوندانسیونم برای هزاران طبقه ست … من با مریم شب و روز زندگی کردم من از مریم چیزهایی یاد گرفتم که زاویه ی دید من به زندگی رو بحدی تغییر داده که وقتی یادم میاد قبلا چطور فکر میکردم شرمم میاد … من همراه مریم دماغ باد کرده م شکست و از شرم سرم پایین افتاد … من برام سوال بود که چرا عروس خونواده ی داییم که یه خانم دکتر متخصصه و تهران زندگی میکنه وقتی میاد روستای داییم میره طویله و میگه کمکتون میکنم پهن گاوها رو جمع میکنم چطور لباس کهنه ی مردانه میپوشه میره مزرعه نخود میچینه من فک میکردم اون منگله عقب افتاده ست وقتی تعریفشو میکردن میگفتن اونقد ارومه همیشه لبخند رو لب داره با همسرش بحدی بهم احترام میذارن کسی باورش نمیشه زن و شوهر باشن میگفتم لابد چه بدبختیه که واسه راضی کردن بقیه اینکارها رو میکنه اگه بدبخت نبود مدارش انقد پایین نبود که همچین جذبی داشته باشه و عروس یه خانواده ی روستایی نمیشد تو تهران عروس یه خانواده ی انچنانی میشد ولی بااین فایلها با دیدن مریمی که بانوی اول این سایته با دیدن مریمی که توی امریکا زندگی میکنه و اگه اراده کنه میتونه بره تو گرونترین پنت هاوس گرونترین شهر امریکا زندگی کنه و کلی خدم و حشم بگیره اما اینجا داره فضله ی حیوان جمع میکنه فهمیدم من منگلم من عقب افتاده م نه اون خانم دکتر فهمیدم خانم دکتر مدارش پایین نیست پسر دایی من مدارش بالاست کسی که از اول راهنمایی از روستا رفت و تو شبانه روزیها درس خوند دانشجوی دانشگاه شریف شد و هیچوقت برنگشت پشتشو ببینه و هیچ چیز مانعش نشد تا به رویاش برسه کسیکه الان تو رشته ی مورد علاقه ش دکترا داره و سالها قبل از اینکه مثل الان ثروتمند و صاحب شرکت و پرسنل بشه و یه دانشجوی ساده بود به برادر بزرگترش گفت من یک ریال از ثروت پدرمو نمیخوام همه برای تو ، فهمیدم کسی سرش بالاست که دماغش باد خالی داره اونیکه سرش پر از اگاهی و بیداریه فروتن و افتاده ست از تجربه های جدید نمیترسه چون شخصیتش بالاتر از اینه که با جمع کردن فضله ی گاو و جوجه سنجیده بشه … من فهمیدم هیچ طبقه ی اجتماعی وجود نداره هیچکسی از هیچکسی برتر نیست تنها تفاوت انسانها در اگاهی اونهاست ولاغیر… استاد چی بنویسم که کسیکه این کامنت رو میخونه حال منو بفهمه … حال کسیکه مثل معتادی بود که موادش توجه دیگران بود موادش ترحم و دلسوزی بود موادش کسی بود که یدکش بکشه یه منجی موادش رفتار خوب بقیه بود ولی حالا … نمیشه نوشت استاد نمیشه نوشت من الان چه حالی دارم فقط سکوت میتونه حال منو بیان کنه و کسایی که این کامنت رو میخونن و نمیتونن حالشونو توصیف کنن منو میفهمن ….

میخوام فایل رو باز کنم و وارد دنیای اگاهی ها و زیباییها بشم و نکات زیباشو بنویسم با توکل به الله خدایاشکرت

صدای گرم و جذاب مریم ، فصای بهاری و سرسبز پرادایس ، اروی زیبا ، بلویر میلواکی ، بزرگ مرد پردایس با چکمه های ارتشی که حواسش به همه چی هست حتی افتاب که صبحها کجای پردایس زیباست و عصرها کجا که سلطان توجه به نکات مثبته ، واقعا استاد افتاب زیباییش و وجودش یکی از بزرگترین نعمتهاست حالا خونه ای داشته باشی که هم طلوع و هم غروب توش دیده بشه و نور به داخل خونه بیاد واقعا یک نعمته ، افتاب بحدی انرژییش مثبته که میگن پیاده روی توی افتاب افسردگی رو درمان میکنه ،خونه ی روی اب،دریاچه ، سانتافه ،کوروت ، براونی و انلوه درختان و سرسبزی خدایاشکرت

اتیش زیر خاکستر عین اگاهی ها میمونه یعنی کسیکه چند بار بشنوه که تحسین زیباییها راه ورود زیبایی به زندگیه و روش کار کنه و نتایجشو ببینه این شعله یه که تاابد روشنه حتی اگه از یه جایی به بعد بهش عمل نکنه اینو میدونه حتی اگه فراموشش بشه روزی که تکرار بشه میگه اره میدونم و اکسیژن رسانی بلویر همون عمل به دانسته هاست که باعث میشه اتش زیر خاکستر شعله ور بشه و نتیجه ش سوزندون اون شاخ و برگهای اضافیه که بعدش جاشون چمن تازه سبز بشه ،استاد عزیزم چقد ذوق کردم وقتی در ادامه ی فیلم شماهم مثال مشابی برای اتیش زیر خاکستر زدید خدایا هزاران بار شکرت

چقد قانون تکامل زیباست عجب لطفی خدا به انسان کرده بااین تکامل نه یک شبه به چیزی میرسی که در حدش نیستی نه یک شبه م سقوط وحشتناک میکنی و جالبتر اینکه وقتی یه راهی رو رفتی انگار تریلیه که ساختیش اگر برگشت هم داشته باشی دفعه ی دوم خیلی راحتتر بالا میایی خدایاشکرت

چقد این جاروی دندانه دار خوبه که برگها رو میشه باهاش جمع کرد ، خدای من تمام جهان جزء به جزء فقط بر اساس قوانین یکسانی عمل میکنه یعنی درست در زندگی انسان چه قانونی هست در طبیعت هم دقیقا همین قانونه ، درختی که هرس نشه رشد نمیکنه یا مسیر رشدش نادرست خواهد بود مثل انسانی که شاخ و برگهای اضافیش رو هرس نکنه رشد نمیکنه ، زمینی که بهش افتاب نخوره و زیر برگهای پوسیده بمونه چمن تازه نمیده عین ادمی که اگاهی دریافت نکنه لایه های گندیده ی وجودش رو لایه روبی نکنه رشد نمیکنه و هزاران مثال مشابه خدایاشکرت

گراپل عجب وسیله ی فوق العاده ایه چقد کارها رو راحتتر کرده ،اردکهارو خدا هنوز سفید سفید تمیز تمیزن ، اسکوترها رو مثل اینکه رفته بودید عشق و حال ،صندلی های زیبامون ، مریم عزیزم وقتی داری از جاروی دندونه دار حرف میزنی تعریفشو میکنی اونو در حد گراپل تراکتور میبینی بهم این درس رو میده که چقد باید داشته هامونو محترم بشمریم چقد باید بزرگشون ببینیم چقد باید تعریفشونو بکنیم اصلا خدای من ،من دیونه ی این اموزشهای عملیم وقتی کسی از چیزیش تعریف میکرد بقیه لب و لوچه چرخون و پشت چشم نازک کنان صورتشونو برمیگردوندن که اووف یارو رو چه خودشو تحویل میگیره اما الان میفهمم که باید باید خودتو و تمام داشته تاتو تحویل بگیری در حد تیم ملی خدایاشکرت

عزیزم مریم میگه زمین تعجب کرده فک میکرد دنیا قهوه ایه الان فهمیده اسمون ابیه،تبر برقیه عالی و یک هیزم شکن حرفه ای که قراره واسه شبهای بهاریمون کلی لاگ اماده کنه که بشینیم گپ بزنیم و لذت ببریم ،واقعا دونفر که شب و روز باهمن چقد میتونن حرف برای گفتن داشته باشن که از هم سیر نشن و برای شبهاشون برنامه بچینن غیر از اینکه عشق الهی بینشون باشه و از طرفی استاد سایت زیباترین و بزرگترین نعمت زندگی شماست که یک دریچه ست برای ارتباط با هزاران نفر شما دو نفر فیزیکی کنار هم هستید ولی هزاران نفر روحا در کنار شمان حرف میزنن و شما صداشونو میشنوید و یه جورایی به یک منبع بی پایان ان شاءالله وصل هستید خدایاشکرت

داک مهاجر زیبا ، استاد مرتب لاگ ها رو تو فرغون چیده ،استاد و مریم که برگها رو جمع کردن با بلویر و جارو حالا از خودشون پرسیدن چطوری از این راحتتر و در نتیجه هدایتشدن به دستگاهی که برگها رو جمع میکنه و ان شالله اونم به جمع ابزارالات و ادوات پردایس اضافه میشه خدایاشکرت

استاد عزیزم ما ازشما یاد گرفتیم هر بعد زندگیو رو که ادم همت کنه پاکسازی کنه مثل پردایس زیباتر و زیباتر میشه ،وااو استاد واقعا جایی که نور نیست اسمون به طرز عجیبی زیباست من اولین بار توی سن پونزده شونزده سالگی رفتیم یه روستایی مهمونی شب با دخترشون رفتم بیرون و یک ان اسمان رو دیدم ستارگان و کهکشان راه شیری کاملا معلوم بود خدایا مبهوت شدم و میگفتم اسمان اینجا چراانقد پرستاره و زیباست و طفلک اون دختره میگفت مگه اسمون بی ستاره هم هست حالافکرشو بکن برای شما که توی تمپا شبش عین روزش روشنه و ستاره ها دیده نمیشن اسمون تاریک اینجا دیگه چه نوربارونیه خدایاشکرت

به به چای اتیشی من کل سفر به دورامریکا و زندگی در بهشت منتظر همین چای اتیشی بودم باوجودیکه چایی نمیخورم ولی بازم چای اتیشی یه چیز دیگه ست،ماشالله به زورتون استاد ،چقد کار این تبر راحته ،ای جان این تنه چقد باحال شد کاملا قرینه و زیبا،و مریمم چه زیبا همه رو هرمی چیده و روشم علامت گذاشته،عزیزم اسناد هیزمو گاز میگیره میگه این مداله اصلا یه جوریی لذت بردن رو با کار یکی کردید که ادم حس میکنه هیچوقت خسته نمیشید خدایاشکرت

راستی دیشب تو کامنتم نوشتم دلم بارون میخواد الان یک رعدو برقی میزنه بیا و ببین خدایاشکرت

سپاسگذارم بخاطر این فایل عالی استاد و مریم زیبارو

از اتاقم تا فلوریدا راهی نیست

منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.


یک خبر خوب

«دوره قانون آفرینش | بخش سوم»، به محصولات سایت افزوده شد.

دوستانی که قبلا «دوره قانون آفرینش | بخش دوم» را خریده اند، می توانند  «دوره قانون آفرینش | بخش سوم» را خرید نمایند. ضمن اینکه سیستم سایت به آنها این امکان را داده است که تا 30 روز پس از خرید بخش دوم، بخش سوم دوره قانون آفرینش را با ۴۰٪ تخفیف خرید نمایید. 

برای مطالعه اطلاعات بیشتر درباره مطالب آموزشی«دوره قانون آفرینش | بخش سوم» و نحوه خرید این دوره کلیک کنید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

225 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 992 روز

    سلام استاد می‌خوام یه بخشی از گفتگوهای خدا رو که با دیدن این قسمت و قسمت قبلی سریال بهم الهام شد رو اینجا مکتوبش کنم

    البته این قسمت رو تا دقیقه هشت دیدمش،

    خدا تو قسمت قبلی وقتی که خانم شایسته راجب رشد تصاعدی صحبت میکردن

    بهم این حرفها رو زد

    (ببین دختر خوبم، رشد تصاعدی یعنی همین:

    من با دقت تمام، هر خشتی رو سر جای خودش میزارم :وقتی که شما توجه به نکات مثبت، سپاسگزاری عمیق، تحسین خودت، تجسم‌سازی اهداف، لحظات سکوت و گفت‌وگوی خالصانه با من و ساختن باورهای پول‌ساز. این‌ها را به طور مستمر و کامل طی می‌کنی… و بعد، درست در همان لحظه که دیگه انتظاری نداری، رشد تصاعدی اتفاق می‌افته!

    مثل این میمونه که ماه‌ها آجر روی آجر گذاشته‌ای، و یک‌باره می‌بینی کل بنا سر برآورده و ثمر داده است.

    ناگهان، پول وارد زندگی‌ات میشه، بهترین ازدواج نصیبت میشه؛ تو برای خودت تبدیل به یک ابراهیم (نماد استواری و تحقق وعده) می‌شوی! غرق در شادی و آرامش هستی و از بودن در کنار خودت بیشترین لذت رامی‌بری. همینطوری

    ادامه بده، آینده‌ی درخشانت همین نزدیکی است! من بهت وعده ی فتح و پیروزی دادم ،

    بهت گفتم هر آنچه که ازت گرفته شده بهتر و پایدارتر شو بهت میدم ،

    و در ادامه وقتی این قسمت رو دیدم باز بهم الهاماتی شد که قشنگ قانون تو ذهنم نقش بست

    (ببین زهرا جان، قانون خیلی ساده است؛ همیشه بی‌درنگ جواب می‌ده

    اعمال خوب مثل همون چمن‌های روستای خاله است—یادته وقتی بردمت روستا، (کره‌پا)، همه‌جا خشک و خاکی بود، هیچ نشونه ی از سبزی چمنها نبود؟

    اما یک هفته بعد، وقتی در خرم‌آباد بودی و پریاجان گفت چمن‌های روستای ما سبز شدن اصلا باور نکردی. و حتی مقاومت کردی چون از نظر منطقی ممکن نبود چیزی که انقدر خام و خالی بود، در مدت کوتاهی سبز شده باشن

    تا اینکه از خرم‌آباد مستقیم رفتیم روستا، و خودت در کمال تعجب دیدی که واقعاً همه جا سبز شده‌ان!!.

    حالا این همون مثال زندگی خودت است.

    وقتی اعمال خوب انجام می‌دهی، ورودی‌های ذهنت را کنترل می‌کنی، روی نکات مثبت تمرکز داری و باورهای توحیدی را در خودت تحسین و تقویت می‌کنی، شاید در آغاز زندگی‌ات خشک و بی‌روح به نظر برسد.

    اما اگر همین مسیر رو ادامه بدی، روتین مثبتت مثل همون خاک خشک، کم‌کم تبدیل به زمین سرسبز زندگی می‌شه البته با (استمرارت در عمل کردن به قانون ) اجازه بده زمین خشک و بی علف زندگیت پر بار باشه از خوشه به خوشه ی نعمتهای بارزش من ،

    با حرمت گذاری به من

    اجازه بده بذر توحیدت انقدر محکم و استوار باشه که ریشه هاش کل کره ی زمین و در بر بگیره و شکوفه های رضایت قلبت کل کیهان رو در بر بگیره

    باور کن ،باور کن قانون به‌قدری سریع نتیجه میده که الآن اصلاً در ذهنت نمی‌گنجه؛ به حدی زود که باورش برات دشواره! که این‌قدر زود بتونه زندگی‌ات را دگرگون کنه، وسبز و پرثمر سازد.زهرا جان، نتیجه گرفتن از قانون درست مثل رسیدن به توحید آسونه. درست مثل لحظه‌ای که باد کولر خنکت می‌کنه یا گرمای بخاری که همون لحظه حسش می‌کنی. به همون اندازه که این حس‌ها ملموس و سریعه، نتیجه گرفتن از قانون هم سریع و آسونه،

    ببین دختر خوب شما وقتی گرمته و روبروی کولر می‌شینی چه اتفاقی میوفته ؟!غیر از اینه همون لحظه خنکت می‌کنه!!غیر از اینه همون لحظه خنکیش موهاتو به رقص در میاره یا همون لحظه آتش گرما از وجودت می‌ره !!یا وقتایی که دستات از سرما بی حس شدن و نزدیک آتیش می‌شینی همون لحظه گرماشو حس می‌کنی همون لحظه!!

    قانون من هم همینه جدای از اینها نیست!! وقتی روی خودت کار می‌کنی همون لحظه بهت پاداش میدم همون لحظه بهت حال خوب میدم ،همون لحظه سلامتیت بهتر میشه،همون لحظه دوستت باهات تماس میگیره و به خبر خوب بهت میده ،یه مسافرت عالی میبرمت همون لحظه یک اتفاق خوب میوفته و این روند می‌تونه همیشه بهتر و بهتر بشه فقط به خودت بستگی داره که چقدر نزدیک من باشی تا از موهبت‌های من بهره مند. باشی ،به خودت بستگی داره چقدر از کولر یا بخاری یا من دور یا نزدیک بشی به همون اندازه شما بهتر نتیجه میگیری ،

    می‌دونی

    شما در هر لحظه در حال ارسال فرکانسهایی به جهان من هستی و جهان من مطابق فرکانس همون لحظه ات جواب میده !!

    نتیجه گرفتن از قانون به همین راحتیه

    راحت تر از مثالهای بالا !!!

    خداااااااایااااشکرت با عمق قلبم سپاسگزارتم

    و استاد عزیزم در پایان همه‌ی این مسیر، تنها یک چیز می‌ماند:

    خدایا شکرت، خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه همراهی شیرین وسکوت ارامش خونه که باعث شد من به این زیبایی ها هدایت بشم

    شکرت برای این چوب های خوشگلت شکرت برای این ارامش پارادایس بعصی وقتا تو زهنم فک میکنم چی میخای نمخای بابا سادس دیگه این رابطه راحتو شاد هماهنگ پایه شما

    یه فضا تمیز دنج با صفا پارادیس و طبیعت و

    این قلبی انقد عاشق یه لحظه دیدم مرغ هامیخاستن برگهارو بریزن میخاستم مخشون بکوبم ولی شما با شوخی خنده فقط بخند:))))

    پارادیس به این بزرگی با این رشد هرروزه پروژه شما با عشق لدت انجام بده بخند

    واقعا زندگی کردن بنیه قوی کنترل زهن میخاد که باید با تکامل یادش بگیرم

    مثل اون زغالها اروم اروم کنترل زهنای ریز انجام بدم وپیش برم

    باید یاد بگیرم قلبم بزرگتر کنم حرفه ای تر بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    به نام الله مهربان خدایی که تنها قدرت مطلق در کل کیهانه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای امروز شگفت انگیزم که یک بار دگ فرصت تجربه و لذتشو بهم بخشیدی

    الهی شکرت برای مسیرهای آسونی ک برام هموار میکنی

    الهی شکرت برای دوستان هم فرکانسی ک از هزاران راه سرراهم قرار میدی چووون خودم خاستم

    الهی شکرت برای خونه رویایی و سبزمون ک ب منو همسرم بخشیدی برای آرامشی ک بهمون دادی و میتونیم فارغ از کل دنیا زندگی کنیم کنار هم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای چایی ک تو خونه خودم دارم میخورم و چقددددد از طعم قشنگش لذت میبرم

    الهی شکرت برای این سایت بی نظیر که هدایتم کردی تا از همه چیزش لذت ببرم چون هرجا ک سر برمیگردونی خیر و خوبی و حال خوبه چ سریال‌ها پ دوره ها چ کامنتا چ وجود استاد و مریم جون خانواده گرم و صمیمی ک از سرتاسر جهان کنار هم جمع شدیم و از هم یاد می‌گیریم

    الهی شکرت برای تک تک نفسهام برای جسم پرانرژی و سالمم برای اینک فارغ از همه چیزش کردی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای غروب های قشنگ پاییزی ک هرروز ازشت پنجره خونه قشنگم نشونم میدی

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    ب رسم عادت برای رشدم و نوشتن کامنتم برای هر چی ک اینجا ببینم وقتی داشتم این قسمت و میدیدم ب زیبایی هاش بیشتر توجه میکردم تا بیام از زیبایی هاش بنویسم مثل همیشه از استاد و مریم جونی که تا این حد عالی عمل میکنن ب دور از نقش بازی کردن و شوآف کردن سریالم تموم ک شد اومدم تو آشپزخونه تا هم کارای شاممون و بکنم و هم بنویسم….

    گاهی پیش میاد کامنتای منتخبی دوستانم رو ک اول فایل میذارن و میخونم امروزم یهو هدایت شدم ب خوندن و چقدددددددد حالم و دگرگون کرد کامنتی ک واقعا از عمق جان نوشته شده کامنت مینای عزیز….

    چقد تحسینش کردم برای چشم و گوشی ک خداوند براش باز کرده تا زیبایی هایی ک همیشه بود و ما گوش و چشم درکشون رو نداشتیم ببینیم چقددددد دوس داشتم بغلش کنم و بهش بگم آفرین ب این همه تعهدت برای تغییرت برای اینک خاستی و خداوند هدایتت کرده و به این زیبایی شروع کردی ب نوشتن هرچند ک این حرفها جنسش متفاوته با اون چیزی ک عادی نوشته میشه وخدارو هزاران بار شکر ک من تو این لحظه تونستم درکشون کنم همینطور زیباااا ادامه بده مینای عزیزم …

    خدارو شکر برای پرادایس زیبایی ک تا این حد داره تمیز و پاکسازی میشه و زیبایی هاش و چندبرابر بیشتر ب رخمون میکشه خدارو هزاران بار شکر برای وجود این دو تا عشق ک بودنشون در پرادایس باعث شده ک اینجای بهشتی انقد جلوه و نمود پیدا کنه خدای من چقددد حال این سریال خوب و عالی ترم میکنه چقد بی ریا و بدور از حواشی داره لذت های کوچیک جهان و ب نمایش میذاره برام ک ببین اینطوریم میشه از زندگی لذت برد چقد تحسین میکنم قدرت ابزار و فراوانی ثروت رو ….

    اونجا ک استاد فرمودن وقتی از بیس پایه تو قوی و محکم بنا کنی تو مسیر هر اتفاقی هم بیفته نمیتونه از مسیر اصلی دورت کنه اگ باز هم ب نقطه اول برسی خیلی راحت تر از دفعه قبل مسیرت رو میسازی و چقد برام درس داره نگرش استادم ب زندگی ک از دل هرچیزی یه درس بزرگ برامون بیرون میکشن عاشقتونم استاد. ک واقعا استادی برازنده خودتونه…

    داشتم شامم و درست میکردم انقد ک حالم عااااالیه بادمجون سرخ کردن ک همیشه برام یه کوچولو سخت میومد انقد راحت و روان تموم کردم ک اصن نفهمیدم کی تموم شد خدایا شکر برای سکوتی بی نظیر ک بهم دادی از همه ادمهای شهر قشنگم دورم کردی تا همیشه برام عزیز بمونن ولی تو جمعشون نباشم چون خاست خودم بود…

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    الله مهربان و بی همتای من عاشقتمممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2116 روز

    سلام به بهشت و بهشتیان

    من ممنونم من سپاسگزارم من قد دنیا ازتون تشکر میکنم چقدر این سایت همه چیش به من کمک کرده از وقتی شروع کردم جدی دیدن این سریال حالم عوض شده اروم شدم انگار قبلا نوشته بودم برای افرادی که مثل من کمالگرا هستند که چقدر این سریال کمک کنندس اما میخوام بازم بگم چون خودم دارم با این سریال درمان میشم اصلا علتش همین بود دو روز تمام پاشنه اشیل من ک کمالگرایی باشه به حدی بهم فشار اورد که هیچی انگار نمیتونست بهم کمک کنه تو سایت بودم و هی فایل میدیدم اما بازم اروم نمیشدم تا اینکه اومدم یه قسمت از سریالو دانلود کردم و دیدم و بعد به خودم اومدم دیدم چقدر اروم شدم اولش باور نکردم خیلی دوباره که فرداش شد و باز فشار ذهنی دوباره اومدم به قصد امتحان کردن دیدم دیدم اروم شدم گفتم عه پس اگه اینه نرگس چرا نمیای با همین سریال این باگو رفع کنی و شروع کردم و شروع کردم و اروم شدم رفته رفته و خدا بعدش هی در مدار شادی واردم میکرد قدم اولو من برمیداشتم مابقی با اون بود فقط اومدم رد پامو بزارم که این سریال مرهم تمام عیار برای منه مرسی که برامون فیلم گرفتین خیلی ممنونم که زندگیتون رو گذاشتین رو سایت و منو امثال من الگوش کردیم برای حال روحی خودمون عاشقتونم خداروشکر که هستید و هستم دم شما خیلی گرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1283 روز

    160

    خدایا شکرت بابت طبیعت بی نظیر خداوند

    خدایا شکرت بابت این انرژی بی نظیر استاد و مریم جان

    خدایا شکرت بابت نعمت و فراوانی

    خدایا شکرت بابت درختان بی نهایت

    خدایا شکرت بابت قدرت ابزار

    خدایا شکرت بابت امکانات عالی و بی نظیر

    خدایا شکرت بابت ابزارهای جدید

    خدایا شکرت من در این زمان و مکان هستم

    دیشب داشتم به این فکر میکردم که من چقدر بموقع بدنیا اومدم الان برق هست بدون نیاز به اتش و…

    الان اب هست بدون نیاز به چاه و اب اوردن

    الان اینترنت هست بدون نیاز به دیدار همدیگه و…

    گوشی هست برای کارها

    ماشین هست جای اسب و…

    و چقدر امکانات هست من در زمان عالی بدنیا اومدم

    چقدر خوشحالم بابت ان

    سپاس خدایم منو در زمان عالی بدنیا اوردی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: