سریال زندگی در بهشت | قسمت ١38
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیز
خدایا شکرت که باز هم فرصتی فراهم شد که با جریان سیال بهشت همراه بشم و از آگاهی های نابش برخوردار
مریم جان این لحن صحبت کردن شما نشان از چند چیز داره:
یکی اینکه صبح شده
یکی اینکه شما زودتر از استاد بیدار شدین و نمیخواین استاد رو بیدار کنین
یکی هم اینکه میخواین زودتر از استاد زیباییها رو شکار کنین
دیگه اونقدر با این جریان سیال همراه شدیم و رفتارهای شما رو دیدیم که از لحن صحبت کردنتون میتونیم جریان اتفاقات رو تعریف کنیم
چقدر زیبا باز هم تجربه ی مه. این اولین باری نیست که ما با شما بودن در مه رو تجربه میکنیم و هر دفعه داره ابعادش وسیعتر میشه چون ظرف وجودی شما داره هی بزرگتر و بزرگتر میشه
میدونین با این مه یاد چی افتادم؟
یاد حرفهای استاد در مورد وارد شدن به این مسیر.اولش همه چیز ی جورایی مبهم و نامشخصه دقیقا مثل این مه اما هر چی که بیشتر ادامه میدی و میری جلوتر همه چی واضح تر و مشخص تر میشه جوری که ی روزایی میرسه که دقیقا میفهمی چه اتفاقاتی داره دور و برت می افته و اینکه چرا این اتفاقات داره می افته. یاد خودم افتادم که اولش که وارد این مسیر شده بودم چقدر همه چیز گیج کننده بود: خدا، فرکانس، سیستمی بودن، باورها و افکار و ……. اما هر چی که بیشتر ادامه دادم کم کم اون مه از بین رفت و چشمان من بیناتر شدن و گوشهام شنواتر .قدرت درکم بالا رفت و از گیجی من کاسته شد و من هوشیارتر شدم .
خدایا دهنم آب افتاد من هم عاشق تخم مرغم و هم گوجه .از همین جا بوشون رو احساس کردم. چقدر ساده اما شیک و مجلسی . چه حالی میده با عشقت اول صبحی ی همچین صبحانه ای رو بزنی بر بدن .دقت کردین اصل یکیه گوجه و تخم مرغ اما فرعش فرق میکنه و این همون قانون جهانه که فرعیات مطابق با سلایق و شرایط عوض میشه اما اصل همیشه یکیه درست مثل توحید و یکتاپرستی
باز هم شما مریم جان لذت بردن رو به تعویق ننداختین و وقتی فهمیدن بیرون قراره لذت باشه کار رو به زمان دیگری موکول کردین چون خیلی وقته که باور کردین فرکانس ها دارن کار میکنن پس اولویت با فرکانس های خوبه هر چند کار کردن روی سایت هم لذته اما اون لذت بیرون ی لذت جدیده که باید تجربه بشه
خدایا شکرت که اولین باره دارم رژه قایقی هم میبینم به لطف استاد و مریم جان .رژه ای که داره فراوانی حال خوب و ثروت بی حد و حصر رو به نمایش میذاره .رژه ای که نه از ترس و از روی ریاکاریه و نه اینکه از هفته ها قبل تو بوق و کرنا کرده باشن جوری که مخ ملت رو خورده باشن که بیاین که حضور داشته باشین
خدایا شکرت به خاطر این آسمون زیبا که ابرهاش عین جتی هستن که با سرعت رد شده و اثرش مونده
این جمله شما مریم جان :
مریم شاد و همیشه در صحنه تمپا
من رو به فکر فرو برد که ما همه از اصل و اساس شاد بودیم و شاد خلق شدیم.همه ی بچه های دنیا توی چند سال اول زندگیشون مثل همن .غوطه ورن در ی دنیای شاد و بدون محدودیت . اما هرچی بزرگتر شدیم شاد بودن یا نبودن رو محیط و جامعه ای که توش زندگی کردیم بهمون یاد داد. این مردمی که اینقدر شادن و غرقن در شادی شاد بودن رو یاد گرفتن و غیر از این براشون غیر طبیعیه همونطوری که ما شاد نبودن رو . اما خوبیش اینه که الان فهمیدیم که این قدرت رو داریم که شاد بودن رو به ی انتخاب برا خودمون تبدیل کنیم سوای از اینکه دیگرانی که دور و برمون هستن چه حالی دارن..بقول استاد آدم هایی که علی بی غم بار اومدن طبیعیه که بی غم باشن اما اونهایی که ی عمر ناشاد بودن و آگاهانه اانتخاب میکنن که شاد باشن پاداش های بزرگتری میگیرن .پس ماهایی که داریم آگاهانه این شادیها رو مبینیم و متمرکز میشیم روی اونها حتما جهان پاداش های بزرگی بهمون میده .
و چقدر با دیدن این مردم شاد یادم اومد که میل به شادی در درون من بوده همیشه اما چون آدم های اطرافم متفاوت بودن من فکر میکردم که ایراد از منه!!!! که اگر دو سه روز پشت سر هم عزاداری میبود حالم گرفته میشد اما به خاطر باورهای غلطی که بهم داده بودن فکر میکردم بی دین و ایمانم که عزادار نیستم !!!
اما از وقتی که با فایل حزن استاد فهمیدم خداوند خودش غم و اندوه رو نهی کرده ایمان آوردم به درستی مسیر خودم و روحم بیشتر طالب شادی شده
و اما اون صحنه فیلمبرداری همزمان شما استاد و مریم جان چقدر تامل برانگیزه برا من که اگر میخوام با کسی مسابقه بدم برا نشون دادن زیبایی ها باشه نه برا به تصویر کشیدن نازیبایی ها چیزی که در جامعه ما به ی عادت بد تبدیل شده و مدام نازیبایی ها رو جذب میکنن چون این قانون جهانه .
و بعدش یاد مراسم عروسی تو شهر خودمون و احتمالا تو کل ایران افتادم که کسی جز فامیل های نزدیک حق فیلمبرداری رو از مراسم نداره و گرنه تذکر میخوره. حتی بعضی وقتها از پشت سیتم ارگ اعلام میکنن که فیلمبرداری نکنید .اما اگر ی مراسم عزاداری سیلی زلزله ای تصادفی باشه هزاران نفر موبایل بدست از تک تک صحنه ها فیلمبرداری میکنن و به اشتراک میذارن میلیون ها بار
و همه این یادآوری ها من رو یاد حرفهای استاد میندازه که این تفاوت دیدگاهه که داره نتایج رو رقم میزنه .اگر ی مقایسه ای بکنیم:
نتایج مردم تمپا : شادی و لذت بیشتر
نتایج مردم ما : ناراحتی و غم بیشتر
شادی اونها بما قدمت ایدیهم
و غم اینا هم بما قدمت ایدیهمه
و اینه عدالت خداوند که نتیجه هر عملی رو به صاحبش بر می گردونه
خدایا شکرت که با بودن با استاد و آگاهیهاش دارم آگاهانه مثل مردم تمپا و مردم آمریکا میشم هر چند مسیر ادامه داریه و ثبات قدم میخواد و تثبیت باورها
و چقدر اون جمله:
Enjoy the little things
ی چشمکی بود به من که حواسم به لذت بردن از چیزهای کوچیک زندگیم باشه و سپاسگزار اونها باشم تا تجربه کنم لذت بردن از چیزهای بزرگتر رو و کسی میتونه اینکار رو انجام بده که مثل جمله ی توحیدی اون ور به خدا باور داشته باشه
و اینکه استاد شما گفتین تا موتور خشک بشه میریم به اون بیرون سری میزنیم من رو یاد موازی کار کردن انداخت که چقدر میتونه در زمان صرفه جویی کنه و بقول استاد سرعت تجربه ها رو در زمان کمتر بیشتر کنه .چیزی که من قبل از آشنایی با استاد هم انجامش میدادم اما بعد از شروع سریال بهشت بیشتر تر انجامش میدم و با لذت بیشتر
و چقدر توضیحات شما استاد در مورد اون موتورها جالب بود که هر کدوم تواناییها و قابلیت های خودشون رو دارن .هر کدوم در نوع خودشون منحصر به فرد هستن .هر کدوم زیباییهای خاص خودشون رو دارن .یکی سبک یکی سنگین. یکی بزرگ یکی کوچیک.یکی بلند یکی کوتاه. یکی سریع یکی آروم . درست مثل ما انسان ها .و همین تنوع ها هستش که بودن این ها رو کنار هم زیبا کرده درست مثل ما انسان ها که بودنمون کنار هم به جهان معنا میده با تمام تفاوت هامون.
چقدر این مبل ها خلاقانه طراحی شدن که هدف همه ی این خلاقیت هم چیزی جز لذت بردن نیست .
چقدر اون جملتون استاد حال آدم رو خوی میکنه که:
همه ی آرزوها دست یافتنیه .این جمله برای خود من که بعضی وقت ها تفاوت قائل میشم بین اونها و به بزرگ و کوچیک تقسیمشون میکنم و همین باعث میشه دست یافتن بهشون برام متفاوت بشه ی درس بزرگه که آرزو بزرگ و کوچیک نداره این ذهن منه که داره محدودیت قائل میشه بینشون و گرنه برای خداوند و سیتمش بزرگ و کوچیک معنی نداره .
و اینکه وقتی ی نفر توی دنیا به اسم عباس منش هست که به همه ی آرزوهاش رسیده پس میشه به همه ی آرزوها دست یافت چون برآورده کننده یکی هستش .تفاوت فقط در ارسال درخواسته .اولا باید درخواستی ارسال بشه چون اگه درخواستی نباشه پاسخی هم نیست و دوما درخواست باید به منبع درست و آدرس درست فرستاده بشه .اگر من میلیونها بار درخواستم رو بفرستم اما مقصدش درست نباشه هیچ وقت دریافتی هم وجود نخواهد داشت .
و ی پاشنه آشیله بزرگ اینجا کشف میشه که ما همیشه خیلی آرزو داشتیم اما چون فکر میکردیم دیگران باید اونها رو برآورده کنن خانواده ، دولت، جامعه ، همسر آینده و ……..هیچ وقت بهشون نرسیدیم .
این قسمت حرفهای شما این پیام رو داشت که:
برای به حقیقت پیوستن آرزوها فقط خودت و خدا . ی مسیر مستقیم و بدون واسطه که هم فرستنده مشخصه هم گیرنده .خیلی هم خودم رو درگیر پاکتش نکنم که چجوری باشه و چند تا تمبر بخوره و با پست پیشتاز باشه یا سفارشی یا اکسپرس و غیرهم چون اینا اصلا واسه گیرندش مهم نیست چون اون فرکانسش رو دریافت میکنه
استاد اعتراف میکنم که تا حالا ندیدم ی مردی رو که اینقدر به تمیزی وسایلش اهمیت بده و اینقدر با عشق موتورش رو بشوره و تمیز کنه .وقتی شما اینقدر ارزش قاتلین برای وسایلتون باید هم اینقدر وسایل با ارزش و تمیز روانه زندگیتون بشه.
خدا رو شکر که من خودم هم همیشه برای وسایلم ارزش قائل بودم اما از الان به بعد بیشتر اینکار رو میکنم
خدای من چقدر این جملات طلایی و با ارزش هستن:
اگه به ثروت احترا م بذاری به زندگیت وارد میشه
اگه به پول احترام بذاری به زندگیت وارد میشه
اگر به آدم ها خوب احترام بزاری آدم های خوب وارد زندگیت میشه
همیشه سعی کنیم وجه خوب آدم ها رو برانگیخته کنیم
خود من از وقتی که برا پول بیشتر ارزش قائلم بیشتر تو زندگیم دارم میبنمش
چقدر خوبه که این امکان هست که موتورتون رو توی پارکینگ بشورین اینجوری هم خودتون راحتین و هم مزاحم دیگران نمیشین
معلومه که هوا خیلی خوبه چون اون خانمه داشت بستنی میخورد و تازه بچش رو هم لخت کرده بوده .چه ناز و تپل هم بود اون بچه آدم دوست داره لپش رو بگیره و بکشه
و اما این آزادی پوشش:
چقدر این آزادی محدودیت ها رو تو ذهن من میشکنه .آخه تو ذهنم من کردن که طبقه بندی های مختلفی از لباس هست لباس رسمی، لباس مهمونی، لباس عروسی ، لباس ورزشی و ….. که هر کدوم باید توی مکان های خاصی استفاده بشن و گرنه زمین و زمان بهم میریزه و ………..
وقتی به اینهمه دسته بندی خوب فکر میکنم میبینم که چقدر ذهن من رو به خودشون مشغول میکنن جوری که خود من که اصل هستم گم میشم توشون و بعضی وقتها چقدر احساس خفگی میکنم از پوشیدن اون لباس ها چون من همیشه دوست دارم لباس راحت بپوشم که جسمم راحت باشه. و این همون پرداختن به فرع و دور شدن از اصله .
و چقدر اینجا دارم بر عکسش رو میبینم .میزنن بیرون بدون اینکه وقتی صرف این امور جزیی بشه .چون هدف خودشونه نه لباسه . هدف راحت بودن و لذت بردنه
و خدایا شکرت که من از وقتی همراه شدم با سریال بهشت دارم سعی میکنم این طبقه بندی ها رو کمرنگ و کمرنگ تر کنم توی ذهنم
چقدر اون نکاتی که اون گزارشگر گفتن هم توجه آدم رو میبره به سمت نکات خوب ی رویداد که داره به ما هم میگه که همیشه سعی کنم توی هر چیزی به دنبال نکات مثبت باشم
اما اون حرفهای گزارشگر در مورد بازیکن ها حرفهای شما استاد در جلسه سوم قدم نهم رو برام مرور کرد که شما میگین که وقتی کسی به شما میگه نمیتونین شما بیشتر انرژی میگیرین برای موفق شدن و خیلی راحت هم موفق میشین چیزی که در مورد این بازیکن ها هم اتفاق افتاده
حدایا شکرت که از وقتی که اون پیام می فروش شعر حافظ رو از زبان شما استاد شنیدم و بهش گوش کردم و عمل کردم دارم راحت تر زندگی میکنم و کمتر به خودم سخت میگیرم
خدایا مگه میشه اصلا قیمت اینهمه قایق رو براورد کرد توی این لحظه توی این رودخونه .این اگر فراوانی نیست پس چیه ؟
معلومه که اینها مومنین به تو هستن که اینقدر روزی بغیر حساب بهشون دادی و اینجاست که استاد خیلی خوب درک میکنم که:
ایمان به ریش و تسبیح و جای مهر و چادر نیست
اگر حاله خوبه یعنی با ایمانی
اگر آرامش داری یعنی با ایمانی
اگر شادی یعنی با ایمانی
این مردم هم حالشون خوبه هم شادن هم آرامش دارن پس اینا مومنین واقعی هستن و چه الگویی بهتر از اینها
استاد سپاسگزارم به خاطر اینهمه درکی که در ذهن من ایجاد میکنین با به اشتراک گذاشتن این آگاهی ها
خدیا باز هم روزیمان کن از فضل بیشمارت
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD532MB34 دقیقه






به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
خدای من شکرت برای فرصت دوباره زندگی و دیدن یک قسمت پر برکت دیگه ، سپاسگزارتم.
زندگی در بهشت قسمت 138
سلام به استادان عزیز و دوستان قشنگم.
در یک صبح زیبا که مه غلیظی همه جا رو فرا گرفته استاد شایسته صبحانه ای دلبر آماده کرده ، به به چه رُخی چه رنگی معلومه حسابی خوشمزست نوش جان.
بازم درِ تراس باز شد و نمادی از فراوانی هویدا.. چقدر این شهر و این نما فوقالعادست چقدر من این ویو رو دوست دارم ، از ساختمون ها و برج های بلند گرفته تا محوطه و پارک های سرسبزش رو از رودخانه و قایق های تفریحی تا زیبایی های بی حد و حسابش رو.. ببین چقدر همه چیز و همه جا زیباست خدایا شکرت.
شهر رو ببین چه خبر شده جشن و خوشحالی مردم برای قهرمانی تیم شون ، چقدر قایق.. چه جمعیتی.. اونم در یک روز عادی نه تعطیل و این یعنی شادی و لذت بردن برای این مردم خیلی مهمه انگار این آدم ها راز خوشبختی رو خیلی خوب متوجه شدند و عالی ازش استفاده می کنند.
بقول استاد شایسته واقعا شادی انرژی مثبتی داره
بریم واسه پیاده روی و دیدن شادی مردم و لذت بردن بعدش هم موتور سواری :)
داشتن موتور برای سواری یا گذاشتن شون تو خونه به عنوان دکور و لذت بردن ازشون از شکوه ثروته، ثروت باعث میشه همه رؤیاها به واقعیت تبدیل بشند خدایا شکرت که به ما توانایی خلق خواسته هامون رو دادی.
همه آرزوها دست یافتنی هستند اگر باور
داشته باشیم و حرکت کنیم
تمیز و مرتب بودن وسایل هم به آدم انرژی مثبت میده هم با این کارمون سپاسگزارشون هستیم ، چقدرم موتور تمیز شد :)
هوا عالیه آدم حس میکنه فصل بهاره نه زمستون ، چه انرژی چقدر همه شاد و خوشحالند .
تام بریدی و تیمش به من یاد میدن میشه تو هر شرایطی بهانه ها رو کنار گذاشت و موفق شد و به خواسته ها رسید ، اگر به خودم و توانایی هام ایمان داشته باشم و
اگر در شرایطی که به ظاهر ناجالب بتونیم احساس مون خوب نگه داریم و با ایمان حرکت کنیم قطعا باد موافق شروع به وزیدن میکنه .
نور خورشید حسابی روی آب رودخانه می درخشه و زیباییش رو بیشتر کرده ، چقدر قایق ها زیبا تزیین شدند ، همه جا پر از ثروت و فراوانیه خدایا شکرت ، دیدن این رودخانه و این همه قایق منو یاد جلسه 5 قدم سوم انداخت که خداوند چطور همه چیز رو مسخر ما کرده الله اکبر الله اکبر خدایا صدهزارمرتبه شکرت.
ازتون ممنونم استادان عزیزم
دوستون دارم و به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان.
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای این اگاهی ناب واین زیبایی هایی که دیدم
انقد قلبمو جلا داد
وچقد درجه شادی صلحمو با جهان هماهنگ تر کرد
راستی مهمونی دعوت شدیم
مهمونی برای دیدن فراوانی وتقویت ایمان
مهمونی برای تقویت شادی
تشخیص اصل از فرع
اصل اینه برای این دعوت به مهمونی شادی دیدن فراوانی خوشحال باشم
اصل اینه لذت ببرم از این اجابت رب
لذت ببرم از این تقویت باور وایمان چه کارها که نمیکنه
لذت ببرم از این اتفاقی اوکی شد این مهمونی وچقد باور های منو ترک داد که چقد میشه جدا از خانوادت باورهاتو تغییرر بدی وباورهای مشتی داشته باشی
راستش من حسم خیلی خوب بود به این فایل وکنجکاوم فایل دیگم از طرف استاد گرفته شده ببینم
به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
از روی عادت همیشگیم، موقعه خوردن وعده های غذا( الان صبحانه) گفتم یه قسمت از زندگی در بهشت رو ببینم بعد برم باشگاه….
دوتا قسمت قبلی رو رد کردم یعنی ندیدم گفتم برم جلوتر تا برسم باز به قسمت هایی که توی پرادایس ضبط شده ، مرغ وخروس ها و …ببینم .
ولی از اونجایی که خداوند هر لحظه در حال هدایت ماست واز اونجایی که تا چشم باز می کنم ازش میخوام که سرتاسر امروز تا وقتی بخوابم، کنارم باشه و بهم دانش و حکمت بیاموزه و رهنمونم کنه به سمت درک وفهم بیشتر وبهتر حقایق جهان هستی وآگاهیهایی که استاد عزیزم بهم میده ودرک حقایق زندگیم، منو هدایت کرد به دیدن این قسمت، به این صورت که 3 بار کلیک کردم برم قسمت بعدی نشد، روی همین فایل استپ کرد..
الله اکبر، الحمدالله رب العالمین …
توی 3 و4 دقیقه اول، اصل مطلب وحق مطلب ودرس امروزم رو بهم گفت، داشتم فکر میکردم که بابا این مردم تمپا چقدر شاد وسرخوشند، چقدر اهل شادی وعشق وحالند ، من چه خودم توی مسافرتهای خارج از کشورم چه توی فیلم ها، هیچ جارو ، مثل مردم امریکا، خصوصا مردم فلوریدا انقدر اهل شادی وصلح وصفا و خوش گذرونی و جشن ندیدم….
انگار این مردم فقط منتظرند با بهونه بی بهونه بیفتن تو خیابون و توی رودخونه ودریا، شادی کنند.
وقتی مریم جان هم همزمان با افکار من ، در مورد همین خصوصیت مردم فلوریدا و تمپا صحبت کرد، توی ذهنم والبته قلبم به صورت الهام گونه، این آگاهی رو دریافت کردم.
که ببین مینا، اینهمه کشور، اینهمه شهر، توی این دنیاست، ببین که مولانا چندصدسال قبل چطور قانون و اصل رو درک کرده بود!!
خوب خوبی را کند جذب این بدان
طیبات و طیبین بر وی بخوان
در جهان هر چیز چیزی جذب کرد
گرم گرمی را کشید و سرد سرد
قسم باطل باطلان را میکشند
باقیان از باقیان هم سرخوشند
ناریان مر ناریان را جاذباند
نوریان مر نوریان را طالباند
همین ((مثنوی معنوی)) که البته طولانی هم هست، یه جورایی داشت مسیر زندگی شما استاد عزیزم رو برام تداعی میکرد، یعنی خط به خط ، این مثنوی رو که خوندم رفتم به حدود 20 سال قبل زندگی شما، وکل زندگیتون برام مرور شد، یعنی به قلبم الهام شد، یه جایی اون وسط، انگار همون سالی رو بهم نشون داده شد که تو دفتر تهران بودید، وانگار یه سری مسائل ( تضادهای واضح)
دست در دست هم داده بودند، یه اهرمی شده بودند تا به خواسته ی قلبی شما از سمت جهان پاسخ داده بشه، مهاجرت به یه کشور دیگه…..
وشما که قانون رو میدونستید، توکل کردید وتوی یه حرکت انقلابی دفاتر تهران و اصفهان و…..جمع کردید!!!!
نشونه ها اومده بوند، هر چند تلخ، یا گیج کننده…
ولی شما میدونستید، اون کشتی که سالها می ساختید، الان وقت حرکتشه، وقت به آب انداختنشه!!!
آب ها داشتند جاری میشدند، به شکل باران های سیل آسا… به شکل تغیان رودها و صفره های زیر زمینی( خودتون میدونید من دارم از چه تضادهایی توی اون دوران واون سالها حرف میزنم، همون موقعه ای که مسخره کنندگان، گمراهان، و بدخواهان،والبته بی خبران وکینه ورزان، میخواستند جلوی اشاعه توحید ویکتاپرستی شمارو سد کنند)
باید آب از تنور میجوشید ومیخروشید!!!
وجوشید وخروشید….
ومهاجرت آغاز شد….
وشما باید وحتما به جایی مهاجرت میکردید، به کشوری وبه شهری و در کنار مردمی زیست میکردید، که توحید ذاتا توی خونشون هست، آمیخته با گوشت وپوست و استخونشون..
فلوریدا …تمپا… انگار بهشته، انگار خدا یه عده آدم توحیدی رو یکجا یه جا جمع کرده….
از کجا معلومه؟ از اینهمه ثروتمند بودنشون، شاد بودنشون، در صلح بودنشون با خودشون وبا دیگران، از اینهمه آرامش وامنیتی که توی این ایالت واین شهرهاش موج میزنه…..
انگار خود بهشته…مگه توصیف بهشت همین نیست؟
که همه برادر وار، در صلح وشادی و امنیت ودر رفاه کامل کنار هم زندگی می کنند وهمه چیز براشون فراهمه؟
وشما استاد رو برد دقیقا گذاشت وسط همون آدمها وسط همون بهشت…
تواین چندسالیکه من دارم از دوربین شما امریکا والبته فلوریدارو رسد می کنم ومردم وفرهنگشون رو، به خدا قسم که بارها با خودم گفتم، انگار اصلا اونجا اون قسمت از زمین، روی زمین نیست، یه نقطه جغرافیایی از یه کره دیگست!!!
این صدای دلنشین، هنوزم داره باهام حرف میزنه، میگه مینا، یادته استاد عباسمنش بهت چی گفت؟
گفت تا زمانی که حتی خود منه عباسمنش در فرکانس مناسبی باشم، ودر این مسیر باشم، این نوع زندگی بهشتی واین مسیر پر خیر وبرکت نصیبم هست وهرکسی هم که بیاد تو فرکانس من از چنین موهبت هایی برخوردار میشه….
واگه منه عباسمنش یه روزی به هر دلیلی از این مسیر خارج بشم، اگه شماها در مسیر درستی باشید در همون مسیر رشد می کنید. وتا زمانیکه هدایت ها رو دنبال کنید همواره در خیر وخوشی خواهید بود حالا چه با من چه از هر مسیر دیگه ای…..
4 ساله که نزدیک به 5 ساله شما استاد قشنگم رو میشناسم…..
همون اول آشنایی با شما با وجود تضادها مهاجرت من از تهران به رشت انجام شد…..ومن به یکی از بزرگترین آرزوهام که برگشتن به وطنم به گیلان به زادگاهم بود بعد 20 سال، رسیدم وشکر الله مهربان با وجود تموم تضادهایی که پشت سر گذاشتم ومیذارم، اینجا برام مثل بهشت میمونه، ومردمش و آب وهواش، وطبیعتش و……همه چیزش برام همیشه تازه و دوستداشتنی وقابل تحسینه..
ولی مهاجرت من از پیله ای که سالها دور خودم با سبک غلط زندگی کردن بسته بودم، هم از هم روزها شروع شد پاره شدن، باز شدن، تا من بتونم طعم پرواز وآزادی رو بچشم….
من دیگه نمی تونستم خودم رو با اون عقاید وباورها بپذیرم، چون میدونستم 99 درصد عقاید وباورهام بی اساس واشتباهه..
ولی چیزیکه این وسط وجود داره، اینه که با وجود اینکه از اون پیله در اومدم ومتولد شدم….
[[[[ مدتی این مثنوی تأخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد
تا نزاید بخت تو فرزند نو
خون نگردد شیرِ شیرین، خوش شنو]]]]
ولی هنوز حس می کنم اونقدر رشد نکردم که بتونم آزاد ورها پرواز کنم….
اگرچه اون گاری زهوار در رفته رو رها کردم، ولی هنوز گاهی جای اینکه سوت زنان وشاد وخندان به مناظر نگاه کنم و به سفرم در مسیر خوش زندگی ورو به جلو نگاه کنم…..
برم میگردم به پشت سرم نگاه می کنم و چیزهایی رو می بینم ومیشنوم که نباید ببینم وبشنوم، همونا که یه روزی توی همون گاری بودند و من همونجا رها کرده بودمشون…
استاد قشنگم بارهاگفتید که اگه قرار بود من به حرف وقضاوت خانواده وفامیل گوش میکردم ودل میدادم یا نگران خانواده،وعزیزانم بودم، یا ترس داشتم از اینکه قراره تو کشوری که هیچ شناختی بهش ندارم وزبانشون رو هم بلد نبودم، یا به این فکر میکردم که اونهمه زحمتی که برای راه اندازی دفاترم وتربیت وجمع آوری اونهمه کارمند وهمکار خوب کشیدم، دیگه نمی تونستم که مهاجرت کنم و حالا اینهمه شادی وراحتی ولذت و ثروت و…….تجربه کنم.
ولی با اینکه منه مینا همه ی اینهارو میدونم ولی بازم، گاهی یادم میره نباید برگردم وبه پشت سرم نگاه کنم وفقط باید تمرکزم روی خودم وروی لذت بردن از این مسیر کوتاه زندگیم باشه…
از دو روز قبل که براتون تو کامنتم نوشتم …
وازتون خواستم برام دعا کنید که سفت ومحکم برگردم به مسیر و رها کنم عزیزانم رو…..
خدا رو شکر روحی وجسمی خیلی بهتر شدم الحمدالله…..
امروز این الهامات واین نشونه رو برای خودم نشونه ی هدایت الله قرار میدم که فقط برای امروز، فقط برای خودم برای دل خودم زندگی کنم ان شاالله…
هزاران بار شکر الله مهربان رو که این سایت زنده وپویا رو در اختیارمون قرار داده تا فانوس راهمون باشه،و آگاهیهاش از سمت شما ومریم جان وکامنت دوستان چراغ دلمون باشه در این مسیر پر پیج وخم زندگی…..الهی شکر
دوستتون دارم استاد ومریم عزیزم هر لحظه وهمیشه در پناه امن خدا باشید ان شالله.
برم باشگاه بیام، بعد دقیقه 6 تا اخر فایل رو ببینم وکیف کنم.
[به نام خدای یکتا و تنها فرمانروای کل کیهان]
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای شروع دوباره روزی پر از معجزات و اتفاقات عااااالی با حس و حال عالی
الهی شکرت برای وجود یاری که خودت تو زندگی دنیوی برام قرار دادی تا با وجودش بیشتر روی خودم و رشدم متمرکز باشم
الهی شکرت برای تخمه ای ک همین الان میتونم بخورم و از طعم قشنگش لذت ببرم
الهی شکرت برای وجود مامان شیوا و مامان رویا که واقعا دو نا فرشته نابن تو زندگیم
الهی شکرت برای تک تک وسیله های ریز و درشت خونه رویاییم که خودت برام چیدی و خیلی قشنگه
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای اینک میتونم در سلامت کامل جسمم نفس بکشم
الهی شکرت برای مسیرهای فوقالعاده ای که برام هموار میکنی
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود این سایت بهشتی بی نظیر ک هرچی از معجزاتش بگم کم گفتم
الهی شکرت برای دوستان هم فرکانس ک از هزاران راه برام میفرستی چون ازت خاستم
الهی شکرت برای شهر زیبای کرج ک هدایتم کردی تا فعلا مهاجرتم رو از این شهر شروع کنم و خودت کمکم میکنی تا بهترین ها رو توش بسازم
[الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم]
اول از همه بگم چقد مریم جون تحسینتون میکنم چقد رهاااایین چقد با خودتون در صلحین خونه مثل دسته گل صبحانه فوقالعاده حاضر و اماده برای خودتون و استادمون قشنگمون همه چی عاااالیه شکرخدااا
اون پایین چ خبره عاشق آمریکای جذابم چه مردمی داره چقد همه چی سرجای درستشه از هرچیزی برای لذت بردن بیشتر از زندگی استفاده میکنن چقددددد فراوانی هست چقد مردم شادن و برای خودشون زندگی میکنن خدای من هزاران بار شاکرم ک میتونم این زیبایی ها رو ببینم و هزاران بار شکر ک میتونم تحسینشون کنم جدا از هر حس دیگه ای چقد کیف کردم خونه ای تو بهترین برج تن پا با بهترین ویو دو تا بالکن گوشی های با کیفیت ک همزمان دارن برامون فیلم میگیرن تا بیشتر و بهترررررر کیف کنیم از زیبایی های این کشور جذاب ک تمومی نداره عاشقتونم ک انقد خوب زندگی میکنین و دنیارو هم تا این حدددود زیبا و رویایی کردین و ب کسانی ک خاستارشن هم یاد میدین الهی شکرت
[مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن]
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای مهربون و هدایتگرم بی نهایت عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.