live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون - صفحه 32


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
    272MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
    19MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

446 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2081 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم و همسر محترمشون و دوستان سایت.

    خدایا من فقط تورو میپرستم و فقط از تو یاری میخوام هرچیزی که به خوام و از تو میخوام از هیچ کسی هیچ توقعی ندارم اما از تو متوقع ترینم.

    خداوندا منو به راه درست هدایت کن مسیری که توش به خواسته و اهدافم برسم، مسیری که پر از نعمت و فراوانی و سلامتی و لذت و خوشبختی هستش، منو به این مسیر هدایت کن.

    امروز متوجه چیزی شدم که واقعا ازینکه تجربه اش کردم خوشحال و سپاسگزارم.

    امروز خونه مامانم بودم یک رفتاری رو از خودش نشون داد که اگر قبلا بود بالافاصله واکنش نشون میدادم، دعوا میکردم و با قهر از خونش میومدم بیرون اما واقعا خیلی عجیب بود که اول به آرومی برخورد کردم و باز اون ادامه داد یهو یه تلنگر توی ذهنم زده شد که نونا واکنش نشون نده کنترل ذهن با این تلنگر خیلی آروم نشستم روی مبل و پسرمو تماشا میکردم یکم سعی میکردم حواسمو پرت کنم و عادی نشون بدم خودمو و درصورتی هم که همین بود و من واقعا عصبی نبودم یه لحظه نگاهم افتاد به ساعت طبق عادت دیدم دیر شده لباس پسرمو پوشوندمو اومدم بیرون خیلی هم معمولی با خنده با مامانم خداحافظی کردم در حالی که اون هنوز عصبی بود توی مسیر که داشتم فکر میکردم میگفتم چقدر جالب که اگر قبلا بود با گریه و قهر ازونجا خارج میشدم و تا خونه گریه میکردم اما اینبار من کنترل کردم خودمو در لحظه اول اصلا به اون شرایط ناجالب توجه نکردم و همین کارمو آسون کرد و برام جالب بود که من یه لحظه انگاری بهم الهام شد که باید برم درسته طبق عادت بود اما کامل اینو متوجه شدم و بوضوح احساس کردم که فرکانس من مناسب اون فضا نبود و خداوند به آرومی بدون تنش و درگیری فضای منو عوض کرد و اینو من توی راه خونه متوجهش شدم درصورتی اونجا انگار طبق روتینم کارامو انجام میدادم اصلا انگار خدا داشت باهام حرف میزد مثلا میگفت چون اینکارو کردی منم اینکارو کردم همچنین حسی داشتم و هرچقدر که میگذشت بهت زده تر میشدم سپاسگزارتر میشدم از اتفاق به ظاهر کوچیک اما برای من بسیار بزرگ بود اینقدر که دلم میخواد کلا راجع به ریزش بازم بنویسم.

    خدایا ازینکه با من صحبت میکنی ازینکه متوجه نشونه هات میشم ازینکه متوجه شدم که واقعا توی مسیر درست هستم و واقعا دارم پیشرفت میکنم و تکامل خودمو دارم طی میکنم از صمیم قلبم سپاسگزارم.

    بعد اینکه رسیدم خونه سریع اومدم سراغ این گام میخواستم راجع به این موضوع بنویسم و اولین صحبت استادم راجع به کنترل ذهن بود که بازم شگفت زده شدم خدایا بابت تجربه کردن این احساسات واقعا ازت سپاسگزارم.

    درک من و نکات فایل گام پانزدهم:

    •کانون توجه:

    کل کاری که باید انجام بدیم اینه که ذهنمونو کنترل کنیم اگر بتونیم اینکارو انجام بدیم و احساس خودمونو خوب کنیم یه به سمت بهتر شدن ببریم، هدایت میشیم به افراد و شرایط و موقعیت هایی که مارو به خواسته هامون مزدیکتر میکنن( دقیقا مثل تجربه امروز من که خداوند جای منو عوض کرد)

    •شعل:

    استاد:« برید دنبال عشقتون یعنی شغلتون همون چیزی باشه که عاشقشید و با انجامش اصلا متوجه گذر زمان نمیشی،خیلی واسش شوق و ذوق داری و هر لحظه دلت میخواد کار کنی»

    به شغلتون به عنوان عشق نگاه کنید این شکارو خلاق میکنه و زمان زیادی میذارید براش و نتایج بسیار بزرگی دریافت میکنید.

    ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کار شماست.

    •منفی بودن محیل اطراف:

    توی بدترین شرایطم که باشید 99٪ ش منفیه و 1٪ مثبت حتما وجود داره اگر شما توجه تو بدی به او 1٪ مثبت و کاری کنی که ذهنت اونو ببینه کم کم 1٪ میشه 2٪ بعد باز میشه 3٪ و به همین ترتیب از انرژی منفی کم میشه و به انرژی مثبت اضافه میشه.

    راهش اینه که توی اون شرایط به ظاهر منفی به چیزی توجه کنی که احساس بهتری بهت میده.

    برای هرکاری که انجام میدید باید آگاهانه دلیل و منطق کارتونو بدونید شما باید آگاهانه با دلایل خودتون تصمیم بگیرید که چکاریو انجام بدید نه اینکه چون بقیه انجام میدن منم بدم.

    •سلامتی:

    فشار ذهنی، انرژی منفی(استرس، نگرانی و اضطراب) دلیل اصلی تمام بیماری های بشر هستش. اگر بتونید اینارو کمتر کنید، بیال تر و آروم تر باشید بدن به راحتی میتونه از پس خودش بر بیاد.

    اجازه ندید ذهنتون درگیر ناخواسته ها بشه و سعی کنید قضایارو راحت بگیرید.

    من خیلییی به سیستم ایمنی بدنم به خدای که درونم هست اعتماد دارم که خودش میتونه مدیریت کنه و اعتقادی واقعا به دارو ندارم. بدن ما تمام دارو هارو داره تمام راه حل هارو میدون فقط کافیه من آروم باشم موقتوت نکنم عصبی نباشم تا اون کارشو انجام بده.

    •پیدا کردن علاقه:

    اصلا نگران این موضوع نباشید شما وقتی به کاری علاقه داشته باشید حتی کم وقتی که به سمتش میرید خداوند شمارو هدایت میکند به اون چیزی که واقعا عاشقش هستی.

    • مدیتیشن:

    یعنی ذهنتو آزار کنی و درگیری نداشته باشی.

    هر کاری که انجامش میدی ذهنت آزاد میشه یک مدیتیشنه. وقتی کلیت داستان رو درک کنید میفهمی که باید چیکار کنی.

    صحب کردن با خدا،بستن چشم و تمرکز بر روی نفس ها یا توجه کردن به چیزایی که حس خوب بهت میدن اینا همش مدیتیشنه.

    •جسور بودن:

    استاد:«به خودم میگیم اگه مردی انجامش بده و خودمو با خودم توی رقابت قرار میدم و ازون رقابت انگیزه میگیرم و انجامش میدم»

    حتما این ویژگی رو توی خودتون ایجاد کنید که بهتون بربخوره اگر نمیتونی به دل ترس هات بزنی، بهت بر بخوره که موفق نمیشی، پیشرفت نمیکنی این بهتون برخوردن ویژگی فوق العاده خوبیه و خیلی بهتون کمک میکنه که توی زندگی تون سیب زمینی نباشید.

    • تقسیم کار با خداوند:

    خداونده که همه ی کارارو برای ما انجام میده اگر باور هامون مناسب باشه خداوند ایده هایی به ما میده که از صدتا کاری که بقیه انجام میدن بهتره. فرض کن بقیه با قاشق زمین و میکنن اما خداوند به تو ایده بیل مکانیکی میده و با یک بار کندن چند صد هزار برابر بقیه میتونی خاک برداری.

    رابطه با خداوند همچنین شکلی هستش.

    خداوند یک کاری رو بهت میگه انجام بده، یک حسی در تو ایجاد میکنه بهت الهام میکنه و وقتی انجامش میدی نتیجه اش خیلی بزرگتر از نتایج باقی مردمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام

    کانون توجه :

    هر روز به چیزی که دوست دارم ، خلق کنم ، توجه کنم و براش باور خوب بسازم و الگو مناسب پیدا کنم و تصویر سازی .

    تو محیطی هستی که 1 درصد نکات مثبت داره 99 درصد اوکی نیست ، با ذهن آگاهی تمام تمرکزت رو بزار روی همون 1 درصد و مطمعن شو تکامل طی بشه ، و حست خوب باشه ، اون 1 درصد تبدیل میشه به 2 درصد و کم کم بالا میره ،

    به نظرم اصل همینه من از اینکه الان در این قسمت از زندگیم هستم لذت ببرم و سپاسگزار باشم ، سخته ولی هنر ، تمرکز کردنِ درست روی همون 1 درصد است .

    تمرکز کردن مثل نور چراغ قوه است ، نور رو هر جا بدی همون جا رو روشن میکنه.

    در مورد شغل :

    وای اینکه عاشق کارم باشم و صب به عشق اون با ذوق بیدار شم ، وقتی دارم انجام میدم زمان رو نفهمم و انطباط داشته باشم و این موضوع ( تغییر شغل ) برای من الان یک هدفه.

    ولی امروز فکر کردم که خوب من کاری رو که خودم میخوام و دوست دارم ، بهش برسم قراره چجوری باشم ، چیکار کنم و چه رفتاری داشته باشم ،

    اینارو زندگی کنم و حس کنم و یاد بگیرم در موردش ، هر روز یه قدم کوچیک بردارم براش و عجله نکنم و البته که از همین الانم لذت ببرم .

    « خدایا از نتیجه عالی رسیدن به شغل مورد علاقم که تمام حس و حال منو بیدار کرده و عشق درون منو زنده کرده سپاسگزارم »

    « ثروت نتیجه ی طبیعی مسیر درست توی کار است »

    برای هرکاری که انجام میدی باید دلیل داشته باشی :

    واقعا در مورد هر کاری که انجام میدم باید دلیل و منطق داشته باشم ، اگه دارم این کار و رفتار رو انجام میدم منطقش و دلیلش چیه ؟!!

    مثال محرم چقدر عالی بود ، همیشه برام سوال بود چرا ما باید عزاداری کسانی رو بکنیم که اصلا لازم نیست و چقدر حس خوب گرفتم ، والا مجبور بودم تو این شرایط نخندم ، غمگین باشم و موزیک گوش ندم اگه اینکارو بکنم ، مساوی با اتفاق عجیب و غریب .

    ای خدا چقدر به خاطر این عقاید اذیت کردم خودمو .

    سلامتی :

    راحت میگذرم و استرس ندارم ،

    به خدای وجودم اعتماد دارم و به دارو اعتقادی ندارم ،

    بدن من خودش راه حل ها رو داره ،

    من مقاومتم رو میزارم کنار و آروم هستم ،

    بدن من از پسش بر میاد .

    و این حرف شما برام پر از احساس خوبه .

    « من لایتناهی هستم و خدا از روح خودش بر من دمیده »

    مدیتیشن :

    مدیتیشن یعنی حضور در لحظه ، داری ظرف میشوری ، حضور داشته باش و به صدای آب گوش بده و حس کن اون آب رو ، روی دستات .

    رانندگی میکنی حضور داشته باشه در رانندگی کردن ، چون ما وقتی رانندگی میکنیم به همه چی فکر میکنم جز رانندگی ، تازه خیلی وقت ها اصلا مسیر رو نمیفهمیم .

    مدیتیشن یعنی حضور در لحظه و خالی بودن از افکار و فقط حس کردن .

    چقدر خوبه که هستید .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته عزیز و دوستان عزیز، بابت آگاهی هایی که از فایل قسمت 15 پروژه خانه تکانی ذهن دریافت کردم بسیار سپاسگذارم، تجربه ام براتون مینویسم، من باید برای تعهد دائمی به مسیر درست زندگی (سایت استاد عباسمنش، مسیر خداوند) اهرم و رنج لذت درست و کامل بنویسم تا انگیزه قوی تری برای تغییر و بهبود دائمی پیدا کنم، من در شرایط سخت باید آگاهانه به نکات مثبت توجه کنم، باید زاویه دیدم جوری تنظیم کنم که به من احساس بهتری بده که بتونم کنترل ذهنم به دست بگیرم، کنترل ذهن یک مسیر تکاملیه که به مرور با تمرین و تکرار برام آسون و آسون تر میشه،از نظر من کنترل ورودی های ذهن و توجه به نکات مثبت و قشنگی ها یک نوع مدیتیشین هستش، وقتی احساس خوبی داشته باشم، وقتی آرامش داشته باشم وقتی مقاومت های ذهنیم کم میشن، الهامات خداوند دریافت میکنم این الهامات به صورت موقعیت ها، افراد، شرایطی میتونه باشه که اگر من به الهامات عمل کنم منو به خواسته ها و آرزوهام میرسونه، میتونه نتایج بزرگی برای من رقم بزنه، ذهن من تاثیر کاملی بر جسم من داره وقتی ذهن من ساکت و رها میشه، جسم من عملکرد بهتری داره، وقتی استرس و اضطراب دارم باعث میشه عملکرد جسم من مختل بشه و بیمار بشم، من باید آگاهانه قبل انجام هر کاری دلیل براش بیارم به چه علت میخوام اینکارو انجام بدم؟ اینجوری متوجه نوع رفتار خودم میشم و باورهای اشتباه خودم پیدا میکنم، اگر به دو شغل متفاوت علاقه دارم و بهم مرتبط نیستن بیام فکر کنم اگر باهم ترکیبشون کنم چی خلق میشه؟ اگر هنوز کاری که عاشقش هستم پیدا نکردم کاری که در اون بسیار خلاق هستم، کاری که حاضرم با ذوق و شوق انجامش بدم، کاری که حاضرم زمان زیادی براش وقت بزارم، کاری که هر لحظه ازش لذت ببرم رو پیدا نکردم ایرادی نداره ببینم به چه کاری یکم علاقه دارم؟ با ایمان و انگیزه شروع کنم وقتی در مسیر ازش لذت ببرم هم به شغلی که عاشقشم هدایت میشم هم کلی تجربه کسب میکنم که باعث میشه به خود شناسی برسم و شغل مورد علاقم بهتر بشناسم. خدایا بسیار سپاسگذارم بابت همه ی نعمت هایی که به من عطا کردی خدایا سپاسگذارم که حس آرامش و رهایی دارم کمکم کن ثابت قدم باشم و به همه ی آرزوها و خواسته هام برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1350 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیزم

    امروز هم مثل روزای دیگه به این فایل گوش دادم و نت برداری کردم و تمرکز کردم و اما اونچیزی که دلم میخاد اینجا بنویسم در مورد این فایل نیست

    شکرگزاری روزانه ی من است نمیدونم چرا ولی دلم میگوید و میخاهد اینجا ثبتش کنم و من انجامش میدهم

    خداوندا سپاسگزارم برای تک تک لحظاتی که هستی و من حضورت را احساس میکنم و باعث دلگرمی من شده ای

    خداوندا سپاسگزارم برای اینکه من همین متن بالا را با درک نوشتم با درک حضورت در خانه ی قلبم

    خداوندا سپاسگزارم برای حضورت در خانه ی قلبم که موجب آرامش من شده است

    خداوندا سپاسگزارم برای هدایت هایت برای الهاماتت که عمل میکنم حالم بهتر و بهتر میشود

    خداوندا سپاسگزارم که هر لحظه مراقبم هستی ازمن حمایت میکنی

    خداوندا سپاسگزارم سلامتی من شده ای آرامش من شده ای دلیل حال خوب من هستی

    خداوندا سپاسگزارم برای زندگی که بمن عطا کرده ای که دور از همه ی عزیزانم زندگی میکنم در آرامش

    خداوندا سپاسگزارم در این زندگی آسایش دارم آرامش دارم اختیار دارم بزرگی دارم مقام دارم حس خوب دارم

    خداوندا سپاسگزارم در این زندگی هر روز در حال پیشرفت و رشد هستم

    خداوندا سپاسگزارم همسر خوبی دارم که آزادی در همه زمینه های زندگیم دارم

    خداوندا سپاسگزارم فرزندان صالح که رفتارهای نیک دارن بمن عطا کردی

    خداوندا سپاسگزارم هدایتم کردی برای سلامتی بیشتر به باشگاه بسیار عالی با انرژی بسیار بالا

    خداوندا سپاسگزارم که منو در مداری قرار دادی دوستان خوب و هم فرکانس در مسیرم قرار گرفتن

    خداوندا سپاسگزارم برای رزق و برکت زندگی ام که بمن عطا کرده ای

    خداوندا سپاسگزارم هدایتم کردی برای مسیری که بهش عشق دارم و از انجامش لذت میبرم

    خداوندا سپاسگزارم برای آگاهی که بمن عطا کردی که میتوانم بد یا خوب زندگی را تشخیص بدهم

    خداوندا سپاسگزارم برای سلامتی عزیزانم سلامتی همسر و فرزندانم سلامتی پدر و مادر عزیزم

    خداوندا سپاسگزارم من زنده هستم فرزندانم زنده هستن در کنارم هستن همسرم زنده ست زیر یک سقف هستیم پدر و مادرم زنده هستن سایشون بالای سرم است

    خداوندا سپاسگزارم برای پیشرفت و رشد عزیزانم در درس در مسیر علاقه شون

    خداوندا سپاسگزارم برای آب برق گازی که راحت هرروز و هرلحظه در اختیار دارم

    خداوندا سپاسگزارم برای بارانی بی نظیری که چند روز حسابی سوپرایزمون کرد

    خداوندا سپاسگزارم برای آرامش و امنیت و صلح جهانی که در دنیا برقرار شده

    خداوندا سپاسگزارم هرشب با آرامش و امنیت سرم را روی بالشت میزارم و هرصبح با آرامش و در امنیت از خواب بیدار میشم

    خداوندا سپاسگزارم شهرم کشورم و جهان در امنیت و ارامش هستن

    خداوندا سپاسگزارم برای نعمت و فراوانی که در جهانیان قرار داده ای

    خداوندا سپاسگزارم برای این صفحه ای که در اختیارم قرار داده ای که بنویسم

    خداوندا سپاسگزارم برای استادان عزیزم که سبب خیر و پیشرفت من و هزاران و میلیون ها نفر شده اند

    خداوندا سپاسگزارم از حضورم در این سایت

    استادان عزیزم بی نهایت دوستتون دارم

    سپاسگزارم از شما بیکران

    الهی صدها هزاران بار تو را شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    راستش شکر

    برای این فرصت طلایی که اگاهی بر قلبم جاری شد ومرور قانونت چقد لدت بخشه

    گاهی از خودم میپرسم

    چیکار میکنی دل به چی بستی

    به یه اگاهی جدید به یه قدرت جدید به هدایت

    راستش دوس دارم این ایمان واقعی باشه وبه عمل تبدیل شه

    دلم میخاد توی قلبم ایمان به ترس های الکی بچربه

    میدونم این کار یه مسیره

    ولی در کل میخام همیشه توی این مسیر باشم که عاشقشم

    امروز حرف لیاقت واقعی ایمان واقعی هست که قدم های کوچیکه هدایتیه

    حاله خوب ارامشی یزره بیشتر دل گرمی یزره بیشتر اشتیاقی یزره بیشتر روی کار

    اولش خیلی دو دل بودم وداشتن یه هنر برام ارزش جدیت بالایی نداشت ولی الان واقعا روزهایی که تمرینمو انجام میدم دلم انقد گرمه

    راستش استاد از توی حرفاتون یه چکیده که فهمیدم باید پیله درس کنم پیله ای که هیچ نجوا هر حرف مردم مسقر شوخی نتونه بلرزونه اونو وتوی اون پیله با عشق به تمرین طراحی باورسازیم ادامه بدم ولدت ببرم

    اقا رها باشم حالا کی پیله کارش تموم میشه

    حالا کی پروانه میشم

    مهم نیس مهم الانه

    مهم اون ارامش هس که الان دارم

    باید بتونم از این پیله توی هر شرایط با توجه زره زره به نکات مثبت حفظش کنم

    شکرت برای باورسازی فوق عاشقونه

    در پناه جریان زنده ساز الهی باشید:))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 183 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر

    – کانون توجه و کنترول ذهن ، دقیقا همان لحظه است که آدم در تاریکی و نا امیدی قرار می‌گیرد ، اما در همان تاریکی هم یک ذره کوچک از نور است. اگر در مسیر اگاهی باشیم توجه می‌کنیم به همان ذره کوچک نور تا آهسته آهسته گسترش پیدا کند و محیط ما را روشن کند، متاسفانه اگر در گرداب نااگاهی قدم بزنیم ، اصلا توجه به ذره کوچک نور نمیکنیم و شکایت می‌کنیم از تاریکی و تکرار می‌کنیم من به جز تاریکی چیزی نمیبینم و اینجاست که کانون توجه از همان تاریکی بیشتر و بیشتر در زندگی میارد ، حالا سوال خوبی که میتوانیم از خود بپرسیم ، آیا میخواهم در همین تاریکی بمانم ؟ قطعا جواب نه است ، پس برای خارج شدن از تاریکی که حتی 99 فیصد زندگی ام را هم پر کرده ، توجه ام را بگذارم به همان نقطه کوچک از نور تا کانون توجه از همان جنس در زندگی ام بیشتر کند

    – توجه به زیبایی ها حس ما را بهتر میکند و حس بهتر ما را هدایت میکند به افراد ، شرایط و موقعیت های که ما را به خواسته های ما نزدیک میکند

    – اصلا هر روز که به گام های بالاتر میرسم ، رسیدن فقد به ثروت در نظرم کمرنگ تر میشود و متوجه میشوم اولتر از اینکه فکر کنم آیا در این کار پول است یا نه ، باید فکر کنم با کردن کدام کار راحت تر ام ؟ ، من که ارزشمند هستم ، پس کارام هم قابل ارزش است ، به خودم و کارم احترام گذاشته ام ؟ آیا از کار که میکنم به مردم نفع اش می‌رسد ؟ آیا مسولیت که در این جهان دارم ، با این کار می‌توانم ، این مسولیت را بجا آرم ؟ خلاصه اینکه ، آن نظر کوچک که قبل از آمدن به این خانواده توحیدی داشتم ، یعنی همه اش این که یک شغل داشته باشم و یک درآمد و آن هم پول در کدام شغل زیاد است، الان تبدیل شده به یک نگرش بزرگ ، خدا را شکر که این تغیرات بزرگ را فقد در همین چند گام و فایل های هدیه استاد عزیزم میبینم ،

    – خیلی آرام‌تر از قبل فقد قدم های کوچک بر میدارم ، و ذهن ام را اجازه نمی‌دهم که سر زنش ام کند که چرا تا حال چند شغل تبدیل کرده ام یا من را استرس کند ، وقت گذشت تو هیچ نکردی ، اول اینکه از همین علاقه به علاقه دیگر بلاخره به رسالت اصلی ام میرسم و حس میکنم این بالا تر از علاقه است و این عشق است و همان کار است که با این کار به لذت ، زندگی ، تفریح و همه میرسم، و دیگر اینکه اگر باور های من باور های فراوانی باشد حتی وقت ام همچنان پر برکت و کافی برای انجام همه کار هایم می‌باشد

    -اگر واقعا باور داریم که کار کردن و تمرین این فایل ها جواب میدهد پس . در اجرا اش نوسان نداریم ، مانند خوردن غذا که همه روز به غذا ضرورت داریم ، هیچ کس نیست که گاهی غذا بخورد گاهی نه

    – هر گاه ذهن ما ارام است ، جسم ما هم ، از پس همه کار هایش در میاید و سالم هستم . امروز ثابت شده که همه امراض جسمی از فشار های ذهنی و استرس بوجود میاید ، من این باور را میسازم ، خدای که در درونم است و سیستم دفاعی که برایم داده همه چیز را کنترول میکند اگر من مداخله و مقاومت نکنم ، عصبی و نا راحت نباشم و بگذارم بدنم کارش را کند و هر مسله که باشد را حل میکند

    -به جای عزا داری به خودم میاموزم ، مرگ یک‌ حقیقت زندگی ام است ، باید بپذیرم ، نه بترسم و نه مقاومت کنم ، با خود تکرار کنم مرگ یعنی رفتن به آغوش خداوند ، خدای که از همه بیشتر من را دوست را و عاشق من است ، ( وصل تو گر در نفس آخر بود——از همه عمر آن نفسم ارزوست )

    -باید به همه رفتار های خود دلیل داشته باشم و از خود بپرسیم ، چرا من این کا را میکنم ؟ نتیجه اش میشود یک زندگی آگاهانه

    -اگر از تنبلی و یا از ترس کار هایم عقب افتاده ، باید برایم بر بخورد و این یک انرژی میدهد که انجام اش بدهم ،

    – اگر باور های مناسب داشته باشم ، الهامات خداوند را به شکل ایده دریافت میکنم ، کارم صد برار نسبت به بقیه رشد میکند، مثلا اگر کسی زمین را با قاشق بکند و برای من الهام شود که همین کار را می‌توانم با وسیله دیگر انجام دهم آسان‌تر و سریعتر ، نتیجه بزرگ در وقت کم میگیرم با همکاری و تقسیم کار ها با خداوند

    در پناه خدای یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1925 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 15

    مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون

    در مورد کانون توجه:

    کل کاری که ما باید انجام بدیم اینه که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم

    اگر بتونیم این کارو انجام بدیم بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم به چیزهایی توجه کنیم که به ما احساس بهتری میده هدایت میشیم به افراد شرایط موقعیت‌هایی که ما رو به خواسته‌هامون نزدیک و نزدیک‌تر می‌کنه،

    در مورد تغییر شغل:

    بچه‌هایی که با ما هستن من کاری به بقیه ندارم بچه‌هایی که توی فضای کاری ما هستن من پیشنهاد می‌کنم که برید دنبال عشقتون یعنی شغلتون عشقتون باشه

    اون چیزی که عاشقش هستید اون چیزی که دوست دارید اون چیزی که وقتی انجامش می‌دید احساس خستگی نمی‌کنید چیزی که وقتی انجامش می‌دید خیلی توش خلاقیت دارید خیلی ذوق می‌کنید

    صبح و شب برم انجامش بدم،

    به خدا اگه تو این فضا برید و اصلاً به شغل به عنوان عشق نگاه کنید و تصمیم درست بگیرید تو این زمینه اصلاً زندگیتون لذت بخش میشه، بعد ثروت میاد

    اینقدر ثروت میاد اگر تو مسیر درست باشید اگر عاشق کارت باشی خلاقی توش

    بعد چون عاشقی زمان بیشتری میزاری بعد چون زمان بیشتری می‌ذاری نتایج بزرگ‌تری می‌گیری

    بعد اصلاً می‌بینی زندگی و کار و تفریح و عشق و لذت همشون با همدیگه یکی شدن،

    به همین دلیل خیلی علاقه دارم که بچه‌هایی که با ما هستن به جای اینکه بگن ببینیم چه کاری توش پوله بگن بریم سراغ چیزی که عاشقش هستم دوسش دارم،

    ثروت میاد

    ثروت نتیجه طبیعیِ مسیر درست توی کارتونه

    محیط اطرافم منفیه چیکار کنم که مثبت باشه ما توی هر شرایطی نیاز داریم که تمرکز کنیم روی نکات مثبت،

    اگه مثلاً از 100 درصد شرایطمون، 99 درصد اون منفیه یه درصدش مثبته

    باید یه جوری به اون یه درصد تمرکز و توجه کنیم باید یه جوری ذهنمون رو مدیریت کنیم که اون یه درصد رو ببینه

    بعد که این کارو انجام بده درصد میشه 2 درصد اون 99 درصد میشه 98 درصد،

    بعد میشه 5 درصد 95 درصد،

    بعد میشه 10 درصد 90 درصد،

    20 درصد 80 درصد،

    همینجوری یواش یواش اوضاع تغییر می‌کنه راهش اینه،

    راهش اینه که بتونیم توی اون شرایط به ظاهر منفی یه نقطه‌ای پیدا کنیم که به ما احساس بهتری بده،

    راجب محرم و عزاداری:

    من که اصلاً اعتقادی به عزاداری ندارم

    اصلاً اعتقادی ندارم، اینا هم به نظر من یه سری خرافاته وگرنه اون امام حسینی که شهید شده که اون به آرزوش رسیده

    بهترین جواب را از حضرت زینب بشنوید که ما ریت الا جمیلا بود

    اونی که توی حادثه خود عاشورا بوده اونی که همه داستان‌ها رو با هم دیده اون میگه من نه گریه کردم نه تو سرش زده

    اصلاً میگن که حتی یک قطره اشک و غم رو تو صورت زینب ندیدن

    اونی که اون صحنه‌ها رو دیده به چشم

    ما که 1400 سال بعدش این ادا و اطوارها رو داریم در میاریم

    آدم اگه قانون رو بدونه این کارها رو نمی‌کنه اگه واقعاً خیلی خیلی آدم مذهبی هستیم ببینیم امام حسین چطور بود آزادگیش اون وجود و مردانگیش رو یاد بگیریم این ادا و اطوارها که اصلاً بچه بازیه،

    بیایم عزاداری کنیم برای چی؟

    منطقش چیه؟

    چی یاد می‌گیریم این وسط

    غیر از اینکه یه فضایی شده اون موقع‌ها که دسته‌ها بود پسرها میومدن زنجیرزنی اصلاً یه فضایی برای دختر و پسرها بود که شعاف کنن دخترها پسرها رو پیدا کنن پسرها دخترها را پیدا کنن

    بعد اون پسر می‌رفت وسط وایمیستاد زیر علم مثلاً که به دخترها نشون بده من چقدر خوبم،

    زنجیر می‌زد شمشیر می‌زد از این ادا و اطوارها که ما هم توی قم بزرگ شدیم دیگه ته داستان قم رو درآوردن توی این برنامه، خودتون می‌دونید هم ما می‌دونیم همش ادا اطواره،

    بچه‌هایی که توی فضای ما هستن من با اونا صحبت می‌کنم که یه ذره نگاهمون رو از چیزی که از گذشتگان اومده منطق هم نداره یه مشت چرت و پرتی که همینجوری نسل در نسل اومده بکشید بیرون بشینید فکر کنید برای هر کاری که می‌کنید باید دلیل داشته باشه،

    یعنی من زندگیم اینجوریه برای هر کاری که انجام میدم،

    اگر شما از من بپرسید چرا این کارو انجام میدی مثلاً می‌گفتی چرا فایل رو بعضی موقع‌ها لختی می‌گیری قشنگ دلیل داشتم براش،

    من دلیل دارم برای تمام رفتارهام برای تمام اعمالم تمام کارهام،

    باید به جایی برسیم که آگاهانه تصمیم بگیریم زندگیمون رو چه جوری سبک زندگیمون چه جوری باشه نه اینکه چون قبلی‌ها اینجوری بودن ما هم اینجوری هستیم،

    یه نکته کلیدی در مورد جذب بگید:

    نکته کلیدی نیست من هنوز الان چند ساله دارم کار می‌کنم روی خودم هنوز احساس می‌کنم که هیچ کار خاصی نمی‌کنم

    یعنی هنوز احساس می‌کنم خیلی کار دارم برای اینکه بهتر ذهنم رو کنترل کنم

    یعنی کنترل ذهن یه مهارتیه که هر چقدر کار می‌کنیم می‌بینیم که هنوز جایی کار داره درسته که خیلی بهتر از قبل شدم ولی خیلی احساس می‌کنم می‌تونم باز بهتر بشم به خاطر همین یه تکامله یه مسیره این نیست که بگیم یه تکنیکِ،

    مثل غذا خوردنه

    شما بگید مثلاً یه غذای خوشمزه بگو ما بخوریم دیگه تا ابد سیر بشیم اینجوری نیست،

    در مورد سلامتی صحبت کنید:

    من خدا را شکر در مورد سلامتی فکر می‌کنم باورهای خوبی دارم

    می‌دونید فشار ذهنی انرژی منفی حالا نمی‌خوام بگم انرژی منفی به عنوان حالت بدش کلاً استرس نگرانی اضطراب دلیل اصلی تمام بیماری‌های بشره

    اگر بتونیم کمتر غصه بخوریم و بیشتر بی‌خیال‌تر باشیم آروم‌تر باشیم بدنمون خیلی از پس خودش برمیاد

    من الان 15 ساله که نه یه دونه قرص خوردم نه یه دونه آمپول زدم دو سه بار سرما خوردم اونم با آبلیمو و عسل خوب شدم

    اونم به خاطر اینکه کلاً نمی‌ذارم خیلی ذهنم درگیر مسائل ناجور بشه

    خیلی مضطرب بشه، خیلی نگران باشه، خیلی راحت می‌گذرم

    سعی می‌کنم خیلی راحت بگیرم قضیه رو خیلی هم به سیستم ایمنی بدنم و به خدایی که توی وجودمه اعتماد دارم که خودش مدیریت می‌کنه نگران نیستم اصلاً به دارو و اینا اعتقادی ندارم

    من ندارم

    شما می‌تونید داشته باشید من نظرم اینه

    من نظرم اینه که بدن من خودش داروها رو همه رو داره راه حل‌ها رو همه رو داره و من کافیه که فقط مقاومت رو بذارم کنار یعنی بدن من حل می‌کنه مسئله رو اگر من خودم رو قاطی نکنم من کافیه که مقاومت رو بذارم کنار آروم باشم بذارم اون کارش رو بکنه

    ولی وقتی من عصبیم ناراحتم اون نمی‌تونه کارش رو انجام بده.

    توی انجام تمرین‌ها نوسان داریم چه کار کنیم نوسان نداشته باشیم؟

    همش برمی‌گرده به اهرم رنج و لذت

    اگه واقعاً مشتاق باشید و اگه باور داشته باشید که اون تمرینات جواب میده اون وقت دیگه نوسان ندارید

    همینجوری که برای غذا خوردن نوسان ندارید هیچکس نمیاد بگه من برای غذا خوردن نوسان دارم یه موقع‌هایی می‌خورم یه موقع‌هایی دو هفته غذا نمی‌خورم چون می‌دونه که باید غذا رو بخوری،

    26 سالمه علاقم رو پیدا نکردم از این شاخه به اون شاخه می‌پرم:

    نگران نباش من تا یه مدت علاقه‌ای که توش هستم رو پیدا نکرده بودم ولی توی هر برهه‌ای یه علاقه‌ای داشتم می‌رفتم تو دلش بعد از توی اون علاقه هه یه چیزایی یاد می‌گرفتم بعد پر می‌شدم سیر می‌شدم می‌رفتم سراغ یه چیز دیگه

    ولی می‌دونی خیلی نگران نباشید کلاً به هر چیزی که یه ذره علاقه دارید برید سراغش بعد هدایت می‌شید به شما گفته می‌شه و وقتی هم که اون چیزی که عاشقشی یعنی از علاقه می‌گذره به عشق می‌رسی پیدا می‌کنی می‌فهمی خودت که این اونه این همون چیزیه که من می‌خوام تا آخر عمرم انجام بدم،

    راجب مدیتیشن بگید:

    مدیتیشن رو کلاً همه چیز رو من توی ذهن خودم ساده کردم

    مدیتیشن یعنی بتونی ذهنت رو آزاد کنی

    یعنی به چیز خاصی فکر نکنی

    یعنی رها باشی حالا هر کاری که بتونید بکنید که ذهنتون درگیری نداشته باشه آروم‌تر باشه میشه مدیتیشن

    خیلی روش خاصی رو دنبالش نگردید برای اینجور کارها

    اگر شما کلیت قضیه رو درک کنید خودتون می‌تونید بفهمید که کدوم کاری که می‌کنید مثلاً اگر وقتی داری صحبت می‌کنی با خدا و آرومی و احساس خوبی داری داری مدیتیشن می‌کنی

    وقتی که چشم‌هات رو بستی روی تنفست تمرکز می‌کنی داری مدیتیشن می‌کنی

    وقتی که حالت خوبه به چیزی توجه می‌کنی که احساس بهتری بهت میده قلبت رو باز می‌کنه داری مدیتیشن می‌کنی

    در واقع اون کلمه نذار گولت بزنه

    اون کاری که مدیتیشن انجام میده اون اصل رو درک کن خودت شیوه‌هاش رو پیدا کن برای اینکه به اون نقطه برسی،

    چه جوری جسور باشیم بریم تو دل کار؟

    من یه اخلاقی دارم که این به من کمک کرده برای اینکه کارهایی رو انجام بدم که خیلی‌ها انجامش نمیدن که مثلاً هی خودم رو تو چالش قرار میدم که یه جورایی انگار که مثلاً اگر به یه موفقیتی نرسم یا اگر تو دل یه ترسی نرم انگار خیلی بهم برمی‌خوره انگار یه چیزی تو وجودم میگه اگه مردی انجام بده یه همچین چیزی

    بعد با خودم انگار یه رقابتی ایجاد می‌کنم که حالا که اینجور شد میرم انجامش میدم هر کجا احساس کنم که ترسو شدم جسارت ندارم هی اون چیز درونی من به من میگه ببین دیدی ترسیدی اگر مردی برو انجامش بده

    بعد این یه انرژی در من ایجاد می‌کنه آزاد می‌کنه که خیلی میرم تو دل یه سری کارهایی که بقیه انجامش نمیدن یا می‌ترسن انجامش بدن

    پیشنهاد می‌کنم این ویژگی رو در خودتون ایجاد کنید که بهتون بربخوره یعنی بربخوره که اگر تو دل ترس‌هاتون نرید اگر پیشرفت نکنید بهتون بربخوره

    یعنی همچین ویژگی رو من دوست دارم داشته باشید خیلی به من کمک می‌کنه این نباشه که هیچ غلطی تو زندگیمون نکنیم بهمون هم بر نخوره مثل سیب زمینی باشیم

    نه هیچ وقت من اینجوری نبودم،

    تقسیم کار با خدا :

    خدا که همه کارهامون را انجام میده گفتم بهتون اگر ما باورهای مناسبی داشته باشیم یه سری ایده‌ها به ما الهام میشه که اون کارها یه کاریه که وقتی انجامش میدی به اندازه 100 تا کاری که بقیه دارن انجام میدن تو رو پیش می‌بره در هر صورت تو یه کاری انجام میدی ولی اون کاره مثل این می‌مونه که بقیه دارن با قاشق زمین رو می‌کنن بعد خدا بهت میگه که می‌تونی بیل مکانیکی هم برداری یا یه لودر هم برداری بعد تو باید اون لودر رو برداری اون دنده‌ها رو بزنی ولی با یه بار بیل زدن تو زمین به اندازه چند صد هزار قاشق می‌تونی خاک بکنی یه همچین چیزی رابطه همکاری با خداونده

    خدا یه چیزی رو میگه یه کاری رو میگه انجام بده یه حسی رو در تو بیدار می‌کنه یه الهامی بهت میگه انجام بده که وقتی انجامش میدی نتیجه‌اش خیلی بزرگتر از کارهایی هست که بقیه به صورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی از درونشون دریافت نمی‌کنن، یه همچین چیزی من برداشت می‌کنم از همکاری خدا با ما،

    در مورد ترک اعتیاد:

    اعتیاد هم همونه من همون که گفتم که بر بخوره بهمون

    مثلاً احساس ضعف کنیم بربخوره بگم مردش هستم نمی‌ذارم اینجوری بشه

    من هیچ وقت با اینکه توی زندگیم یه سال تو خیابون‌ها خوابیدم یه پسری اومد سراغم تو کار مواد بود، می‌گفت من رزمنده ام، جبهه بودم بعد رفت توی این فضا که می‌دونم برات مشکل پیش اومده بیا من کمکت می‌کنم و از این صحبت‌ها و همون موقع که احساس کردم که داره میره سراغ این داستان‌ها میره سراغ یه کاری که برمی‌گرده به مواد همون موقع من قاطی کردم گفتم برو تا نزدم لشت نکردم اون موقع هم زمان قدی و غرور من بود با اینکه اون 10 سال از من بزرگتر بود ولی به خودم گفتم که ببین اینکه من به خاطر این شرایطی که الان هست برم سراغ مواد این از ضعفمه این از بدبختی منه

    نمی‌خوام آدم بدبختی باشم برمی‌خوره به من که آدم بدبختی باشم به همین دلیل توی اون شرایط من حتی یک بار امتحان هم نکردم

    نه تنها سراغش نرفتم با اینکه حساب کنید آدم تو خیابون زندگی کنه چه اتفاقی میفته حتی امتحان هم نکردم ببینم چه مزه‌ای داره چون گفتم این امتحانش هم ضعف منو نشون میده یعنی من نتونستم جلوی خودم رو بگیرم یه همچین حسی رو اگر آدم در خودش ایجاد کنه خیلی جاها بهش کمک می‌کنه حسی که بهش بربخوره از اینکه آدم ضعیفی باشه بربخوره از اینکه آدم بدبختی باشه

    چطور به دوتا شغلی که علاقه داریم سراغ کدومشون بریم؟

    ترکیب جفتشون رو پیدا کنید

    خیلی از شغل‌هایی که الان هست و خیلی هم موفقه قبلاً وجود نداشته

    ترکیب دو تا هنر با هم دوتا هنر به ظاهر بی‌ربط، ترکیبشون رو پیدا کنید ببینید که توی اون دوتا علاقه رو اگه با هم ترکیب کنید چه چیزی از توش می‌تونی خلق کنی،

    نظرتون در مورد فارکس چیه؟

    من هیچ نظری ندارم

    نه در مورد بورس نظری دارم نه در مورد فارکس نظر دارم نه نمی‌فهمم چی میگن

    من یه قاعده‌ای دارم همون بحث عشق و علاقه است که بهتون گفتم هدف من از زندگی پول نیست هیچکس هم با این داستان‌ها فارکس و بورس و اینا پولدار نشده

    هدف لذت بردن از زندگیه برای من،

    وقتی که لذت ببرم از زندگی باورهام در مورد ثروت خوب باشه ثروت وارد زندگی می‌شود لاجرم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      خداهست گفته:
      مدت عضویت: 1242 روز

      سلام دوست همفرکانسم

      خیلی ممنون ازکامنت قشنگت

      میخواستم نکات این فایلو بنویسم وقت لازم رو نداشتم گفتم کاش متن کاملشم داشتم یبار دیگه مرور میکردم تامطالب خوب توذهنم بمونه که هدایت شدم به کامنت شما وبسیار لذت بردم

      سیوش میکنم تاداشته باشم

      بی نهایت ممنون ازشما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 701 روز

    به نام خدا

    الوعده وفا

    خانه تکانی ذهنی روز 15

    1ثروت نتیجه ی ادامه دادن مسیره درسته توی کارمونه

    سایت دیوار

    اول ها که اومده بود همه ی آگهی ها رایگان بود و کم کم که مشتری های خودشو پیدا کردن اومد امکاناتی مثل پله و افزایش بازدید رو اضافه کرد،کم کم اومد برای جلو گیری از سو استفاده کاربران ،وارد کردن کد ملی رو اجباری کرد،بعد اومد آگهی ها رو هوشمندانه پولی کرد یعنی یه سری ها که کمتر استفاده میشد رو رایگان در اختیار مشتری گذاشت ،بعرد هی نرخ ها رو بالا برد و محلی برای راه اندازی فروشگاه انلاین رو بارگذاری کرد توی پلتفرم

    بعد دید همه دارن به عنوان یک مکان پولساز مطمئن استفاده میکنن از دیوار اومد قیمت اگهی ها رو به طرز چشمگیری افزایش داد و برای آگهی های فروشگاه ها قیمت کمنری در نظر گرفت تا اون مشتری ثابت ها موندگار بشن ،وبعد اومد هوش مصنویی و دستیار هوشمند و کلی ایده ی پولساز دیگر بهش اضافه کرد و حتی امکان پرداخت امن و تماس بدون شماره برای راحتی خیال خریداران اضافه کرد

    والان برای آگهی یک ماشین شخصی 130 هزار تومان میگیره در مقبال با بنگاه ها که چند ملیون میگیرن هیچه ولی اینو بهش فکر کنید که روزانه بین 1ملیون تا 1ملیون و صیصد هزارتا ماشین توی دیوار آگهی میشه و این یعنی فقط از آگهی ماشین که 20 درصد از آگهی های دیواره روزانه حدود صد و سی ملیارد تومان در امد داره بجز 80 درصد مابقی آگهی ها

    واین یعنی طی کردن مسیر درست و طی کردن تکامل و بهبود مستمر و خلاقییت و وارد شدن ثروت بطور طبیعی ،چون دیوار هیچ وقت تبلیغی هم نکرده

    2مدیتیشن یعنی آرامش ذهن ،نه صرفا یک عمل خاص

    وقتی توی یک موضوعی گیر کردیم بجای این که ساعت ها برای حل اون به تقلا و فکر بپردازیم برای حل اون ،بیایم رها باشیم و سعی کنیم احساسمون خوب باشه ،تا خداوند که شعوره کله و همچیو میدونه راه حل رو بهمون بده

    3 تقسیم کار با خداوند یعنی دریافت هدایت ها و عمل به اون ها

    4 چطور بین دوتا شغل که علاقمونه یکیشون رو انتخاب کنیم ،جواب ترکیب این دوتابا خلاقییت

    5چطور جذب بالاتری داشته باشم ؟وقتی که لذت ببرم از زندگی و باور هام درمورد ثروت خوب باشد لاجرم ثروت وارد زندگی ام میشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    تمنا رومی گفته:
    مدت عضویت: 150 روز

    رد پای امروزم

    سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم و خانم شاسیته جان گل و همه دوستان

    بار بار شکر خداوندم را به جا میاورم بابت هدایتم به این مسیر زیبا پر انرژی و خانواده گرم و صمیمی

    خدا را شکر فایل پانزده هم را هم توانستم بخوانم و بشنوم و چیز های خوبی برای هماهنگی با قوانین آموختم تا بتوانم از فضایل اش بهره ببرم

    قانون توجه

    همه کار که ما انجام میدهیم، این است که بتانیم ذهن ما را کنترل کنیم، توجه کنیم به چیز هایکه به ما احساس بهتر می‌دهد، آن وقت هدایت میشویم به افراد، شرایط و موقعیت هایکه ما را به خواسته های ما نزدیک می‌کند

    انتخاب کار ما باید نظر به شوق و علاقه ی ما باشد نه پول پیدا کردن و حرف مردم و جامعه

    ثروت میاید ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کار ما است

    توجه به نکات مثبت ، اگر در اطراف ما چیز های منفی زیاد و چیز های مثبت کم باشد ما باید همه توجه ما به آن چیز مثبت باشد هر قدر توجه ما زیاد باشد به همان اندازه چیز های مثبت زیادتر شده می‌رود و چیز های منفی کم رنگ تر

    برای هر کار که می‌کنیم دلیل باید داشته باشیم

    آگاهانه تصمیم بگیریم

    وقتی باورهای ما در مورد ثروت باشد ثروت لاجرم وارد زندگی ما می‌شود

    شریک ساختن خداوند در کار ما، یا تقسیم کار با خدا

    اکر باورهای مناسب داشته باشیم یک تعداد ایده ها به ما الهام میشه و وقتی ما به هدایات و الهام های الهی گوش بدهیم و به چیز که به ما الهام میشه عمل کنیم آن وقت است که کار ما به دست های خداوند پیش می‌رود به حدی نتیجه اش پر بار ، عالی و زود می‌باشد که شگفت زده میشویم هم کاری با خداوند همچون چیزی می‌باشد

    خدای خوبم هر لحظه زندگیم را پر از ایده ها و الهامت الهی ات بگردان و هم قدمم باش در مسیر هر کارم

    شکر می‌کنم به وجود استاد عزیزم

    روز پر از خیر و برکت ثروت آرامش و خوشبختی برای همه تان آرزو می‌کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1605 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز و همه دوستان سایت

    ممنون استاد بابت به قول خودتون کلیدهایی که تو این فایل دادین و چیزهایی که یا داوری کردین

    از کنترل ذهن و کانون توجه که مثل نفس کشیدن باید هر لحظه حواسمون باشه به چی توجه میکنیم و ذهنمون کجاست چون با کنترل ذهن و توجه به چیز های مثبت ما میتونیم زندگیمون رو اونطوری که میخوایم بسازیم

    در مورد محرم و عزاداری ما باید بفهمیم اصن امام حسین چرا این کارو کرد

    برای چی این راهو رفت هدفش چی بود و چی میخواست به ما بفهمونه وگرنه حسین حسین و گریه زاری چیزی نیست که ما بخوایم انجام بدیم اون میوه و اصل داستانو باید درک کنیم

    در مورد مسیر شغلی که شما بارها و بارها گفتین تو مسیر عشقمون حرکت کنیم وقتی تو مسیر درست هستیم خسته نمیشیم لذت میبریم و صبورتریم برای نتایج

    ما تحت هر شرایطی حتی خیلی منفی باید دنبال یه روزنه باشیم برای دیدن زیبایی و نکات مثبت

    نکتهوبعدی اینکه ما باید اگاهانه دنبال نکات مثبت و درس های جدید باشیم صزفا مسیر گذشتگان رو ادامه ندیم

    برای کار کردن روی خودمون هم باید هر روز حواسمون باشه و بدونیم به چی فکر میکنیم

    ما هر روز به غذا نیاز داریم و هر روز هم باید ورودی مناسب بدیم و به نکات مثبت توجه کنیم

    وقتی ما ذهنمون رو کنترل کنیم و فرکانسمون درست باشع جسم و بدنمون خیلی درست و دقیق کار میکنه و به بهترین شکل از خودش دفاع میکنه اما وقتی درگیر استرس و …باشیم بدن ماهم دچار نوسان میشه و…

    بهترین نکته برای من تو این فایل بحث جسور بودن هست باید طوری بشه که ما بریم تو دل ترسامون .به قول شما ااا حالا که اینطوری شد من این کارو میکنم من انجامش میدم

    باید بهم بر بخوره که اگه نتونم کاریو انجام بدم یا از ترس حرکت نکنم

    من باید ناراحت بشم از اینکه یه کارو انجام ندم یا بذارم بعدا یا از روی ترس سمتش نرم

    باید بهم بر بخوره که بخواد چیزی ضعف منو نشون بده باید بر بخوره که من ضعیف باشم و نتونم خیلی جاها جلو خودمو بگیرم و هر کاری رو انجام ندم

    باید جسارت داشته باشبم تا بتونم حرکت کنم

    موضوع بعدی که خیلی ارامش میده این که خدا برای من همه کار میکنه فقط من باید سمت خودم انجام بدم بقیشو اوت درست میکنه

    وقتی من بهدخدا میسپارم نتایج بسیار بزرگتر از چیزی که خودم میتونم انجام بدم برام ایجاد میشهو خیلی راحت همه چیز برام پیش میاد

    ممنون استاد عزیزم خداروشکر میکنم که جزیی از این خانواده هستم و هر بار میتونم به مسیر درست برگردم و هدایت میشم خدایا شکرت

    شاد سالم و پرروزی باشین🫡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: