live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
    272MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
    19MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

446 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2436 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…

    سلام و درود به استاد، بانو شایسته و دوستان عزیز در پروژه خانه تکانی ذهن، امیدوارم که هرجا هستید برقرار و شاد باشید

    خداروشکر میکنم وارد گام 15 شدم و چندتا کلید برای هماهنگی با قوانین یاد گرفتم…

    1. ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست توی کارمون؛ خب این جمله‌ای ساده ولی پر معنا هستش بنظر من اگه من به شغلی که علاقه داشته باشم و برای انجام دادنش احساس لیاقت داشته باشم یه جورایی به ثروت میرسم ولی باید درکنارش هم باورهای قدرتمند کننده‌ای چون توحید و باورهای ثروت سازم درست باشه که این جمله کامل ادا بشه… حالا اگه بیام از خودم بگم، من برای رسیدن به درآمد توی شغلم اولین کاری که میکنم روی باورهای توحیدی‌ام تمرکز میکنم

    دو. میام الگو پیدا میکنم که توی شغلم چه کسانی دارن به راحتی پول میسازن

    سه. تصویرسازی میکنم

    چهار. هر روز تمرکزم رو میذارم که توی مسیر خانه به محل کارم و از محل کار تا خانه‌ام فراوانی‌ها رو ببینم، تحسین کنم و شمارششون کنم

    پنج. و درباره خواسته‌هام صحبت میکنم

    اینها را انجام میدم و ثروت میشه نتیجه طبیعی تو مسیر کارم و به راحتی به درآمد میرسم خداروشکر

    2. برای هرکاری که انجام میدی باید دلیل داشته باشی:

    خب تا به حال اینجوری فکر نکرده بودم برای هر رفتار و هر کارم باید دلیل داشته باشم، البته بعضی موقع‌ها بخودم میگفتم چرا من باید این کار رو انجام بدم (مثال استاد درباره محرم زدن) که چرا باید منم مثل بقیه عزاداری کنم!؟ یا چرا باید مثل خانواده کارمند بشم و….. ولی خب اینجوری توی هر کاری از خودم نمیپرسیدم یا بدنبال دلیل نبودم…

    خیلی خوبه که هربار برای هر کارم دلیل بخوام از خودم و دلیل رفتارهامو جستجو کنم؟!؟؟! اینجوری خیلی از کارهای بیهوده از بین میرن خیلی از رفتارهای نامناسب انجام نمیشن و خیلی از تصمیمات نامناسب گرفته نمی‌شود…. البته اینو هم بگماااااا مثل کنترل ذهن کار دشواریه و نیاز به تمرین و تمرین و تمرین داره این کار منو یاد ایندحرف میندازه که توی عصبانیت اول کنترل کن و وقتی خشمت فروکش کرد اونوقت تصمیم بگیر!! اگه اشتباه نکنم یکی از سخنان امام علی (ع) بودش.. خیلی سخته خدایی تو اوج عصبانیت وایسی حالت که خوب شد اونوقت میتونی تصمیم بگیری طرف رو له کنی یا ببخشیش؟؟؟!!!

    واقعا کنترل ذهن کردن پاداشی عالی داره

    3. باید آگاهانه تصمیم بگیریم که سبک زندگیمون چجوریه؟

    من تصمیم میگیرم که چطوری زندگی کنم؟!؟ خوب باشم یا بد؟ زیبا کلام باشم یا نا زیبا کلام؟!؟ عصبی باشم یا آرام؟!؟ و…. ولی باید آگاهانه یه سبک زندگی برای خودم داشته باشم و از اون سبک تخطی نکنم و تحت هر شرایطی پایبندش باشم و خوب و ناخوبش رو بپذیرم

    4. هرچقدر بیخیال‌تر باشیم و بدور از استرس و نگرانی بدنمون سالم‌تر میشه و از پس خودش برمیاد! من توی سلامتی این نتیجه رو بدست آوردم و یه زمانی یه ناخوش احوالی داشتم که اصلا بهش محل ندادم و خود بدنم به حالت طبیعی خودش برگشت… حالا من این بیخیالی رو هم توی مسیر زندگیم تجربه کردم مثلا توی شغلم هرچقدر نسبت به فروش ملک و خرید ملک برای مشتریانم تقلا میکردم متاسفانه خریدار یا فروشنده از من دورتر میشدن یا کلاس میذاشتن یا به هر دلیلی قرارداد انجام نمیشد ولی نمیدونم چطوری و چجوری یه مدتیه افتادم روی دنده بیخیالی اصلا به خریدار و فروشنده محل نمیدم باورتون میشه همچین می‌چسبند بهم زنگ میزنن هی میگن آقای شاطری ملک ما رو بفروش یا برای ما ملک بخر و…. یا خریداران اصلا بدون اینکه من زنگ بزنم بگم آقا یا خانم ملک خریدید خودشون پامیشن میان دفترم و پیگیری می‌کنند که ملک جدید چی دارم و ازم میخان که براشون ملک بخرم.. اصلا یه وضعیه خیلی حال میده من رها میشم اونا خودشون میان!!!! یا یه مثالی بزنم توی دوران نوجوانیمون پسرا بیشتر متوجه میشن وقتی یه پسری از یه دختر خوشش میومد میرفت بهش میگفت، همچین کلاس میذاشت و ….. ولی از زمانی که به همون دختر بی‌محلی میکرد همچین دخترِ میچسبید بهش که بیا و ببین (آقا پسرا درسته؟؟ ؛) :) الان توی همه امور زندگی باید بیخیال باشی اگه حرص بخوری استرس داشته باشی همه چی ازت دور میشه….

    5. برای انجام تمریناتمون به صورت مستمر نیاز به اهرم رنج و لذت داریم:

    آقا باورتون میشه منو عشقم داریم همزمان با این پروژه ثروت یک رو هم تمرین میکنیم و جلسه دوم که درباره اهرم رنج و لذت یکی از اهرم‌هایی که نوشتیم همین تداوم روی انجام تمرینات هستش! دقیقا ما هم مثل این دوستمون روی انجام تمریناتمون استمرار نداشتیم ولی از زمانی که برای اهرم کشیدیم داریم متمرکزتر روی انجام تمریناتمون زمان میذاریم و انجام میدیم حالا این تمرینات میخاد کامنت خواندن، نوشتن و گوش کردن به آموزشات استاد باشه… خداروشکر که چقدر نتایج مثبتی برای من بشخصه داشته خداروشکر

    7. باید بهت بربخوره تا محرکت بشه:

    به به والا من از قبل آشنایی با استاد به شدت بهم برنمیخورد مگر اینکه چی بشه چون همیشه سعی می‌کردم جوری باشم که بهم برنخوره ولی یه مدتی سرخورده و سرگشته شدم و اصلا بهم برنمخورد تا اینکه سال 98 عشقم میگفت توی یه فایلی از استاد شنیده بود که تا بهت برنخوره حرکت نمیکنی یادم نمیاد که کدوم فایل بود ولی خیلی تاثیر گذاشت روی من و یه محرکی شد که بتونم زندگیم رو جوری بسازم که دلم میخاست… یادمه یه حرف باجناقم باعث خیلی بهم بربخوره لامصب بهم گفت دمبت کوو؟ منم خیلی بهم برخورد و طی شش ماه یجوری خودم و زندگیمو ساختم که باجناقم کف و خون قاطی کرده بود که ماچجوری و چطوری، اینجوری رشد عالی داشتیم یا مثلا تو خانواده‌هامون یه حرفهایی میزدن که زندگی منو عشق‌دلم سرانجامی نداره ولی خداروشکر به لطف خداوند متعال الان 11 سال با عشق داریم باهم زندگی میکنیم و کلمه عشقم نفسم وجودم عزیزم که با عشق از ته قلبمون بینمون ردوبدل میشه از دهنمون و قلبمون نیفتاده و با عشق همدیگر رو دوست داریم… خوبه خیلی خوبه که بهم برمیخوره چون اون روی سکه رو میبینم و میسازم زندگیمو… خداروشکر

    8. وقتی باورها در مورد ثروت خوب باشد ثروت لاجرم وارد زندگی ما میشود:

    واقعا درسته خداروشکر میکنم با انجام تمریناتم، گوش کردن به الهاماتم و باورهای درست در مورد ثروت خداروشکر خداروشکر خداروشکر چندین ماه که ثروت داره لاجرم وارد زندگیم میشه و انشالله همینجوری هم تداوم داشته باشه..

    خب این جلسه هم به اتمام رسید ولی هنوز خیلی کار دارم تا بهتراز اینی که هستم باشم از خدای منان میخام که توی این مسیر همراه و هم قدم همه ما باشه و توی ساختن باورهای درست به همه ما کمک کنه و راه راست رو بسمت ما کج کنه ؛) عاشقتم خدا

    از بانو شایسته مهربان و استاد عزیزم برای تهیه و راه اندازی این سایت سپاسگزارم انشالله همیشه در مسیر سعادت، آموزش، راه خداشناسی، سلامتی و ثروت باشید

    استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 207 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر

    – کانون توجه و کنترول ذهن ، دقیقا همان لحظه است که آدم در تاریکی و نا امیدی قرار می‌گیرد ، اما در همان تاریکی هم یک ذره کوچک از نور است. اگر در مسیر اگاهی باشیم توجه می‌کنیم به همان ذره کوچک نور تا آهسته آهسته گسترش پیدا کند و محیط ما را روشن کند، متاسفانه اگر در گرداب نااگاهی قدم بزنیم ، اصلا توجه به ذره کوچک نور نمیکنیم و شکایت می‌کنیم از تاریکی و تکرار می‌کنیم من به جز تاریکی چیزی نمیبینم و اینجاست که کانون توجه از همان تاریکی بیشتر و بیشتر در زندگی میارد ، حالا سوال خوبی که میتوانیم از خود بپرسیم ، آیا میخواهم در همین تاریکی بمانم ؟ قطعا جواب نه است ، پس برای خارج شدن از تاریکی که حتی 99 فیصد زندگی ام را هم پر کرده ، توجه ام را بگذارم به همان نقطه کوچک از نور تا کانون توجه از همان جنس در زندگی ام بیشتر کند

    – توجه به زیبایی ها حس ما را بهتر میکند و حس بهتر ما را هدایت میکند به افراد ، شرایط و موقعیت های که ما را به خواسته های ما نزدیک میکند

    – اصلا هر روز که به گام های بالاتر میرسم ، رسیدن فقد به ثروت در نظرم کمرنگ تر میشود و متوجه میشوم اولتر از اینکه فکر کنم آیا در این کار پول است یا نه ، باید فکر کنم با کردن کدام کار راحت تر ام ؟ ، من که ارزشمند هستم ، پس کارام هم قابل ارزش است ، به خودم و کارم احترام گذاشته ام ؟ آیا از کار که میکنم به مردم نفع اش می‌رسد ؟ آیا مسولیت که در این جهان دارم ، با این کار می‌توانم ، این مسولیت را بجا آرم ؟ خلاصه اینکه ، آن نظر کوچک که قبل از آمدن به این خانواده توحیدی داشتم ، یعنی همه اش این که یک شغل داشته باشم و یک درآمد و آن هم پول در کدام شغل زیاد است، الان تبدیل شده به یک نگرش بزرگ ، خدا را شکر که این تغیرات بزرگ را فقد در همین چند گام و فایل های هدیه استاد عزیزم میبینم ،

    – خیلی آرام‌تر از قبل فقد قدم های کوچک بر میدارم ، و ذهن ام را اجازه نمی‌دهم که سر زنش ام کند که چرا تا حال چند شغل تبدیل کرده ام یا من را استرس کند ، وقت گذشت تو هیچ نکردی ، اول اینکه از همین علاقه به علاقه دیگر بلاخره به رسالت اصلی ام میرسم و حس میکنم این بالا تر از علاقه است و این عشق است و همان کار است که با این کار به لذت ، زندگی ، تفریح و همه میرسم، و دیگر اینکه اگر باور های من باور های فراوانی باشد حتی وقت ام همچنان پر برکت و کافی برای انجام همه کار هایم می‌باشد

    -اگر واقعا باور داریم که کار کردن و تمرین این فایل ها جواب میدهد پس . در اجرا اش نوسان نداریم ، مانند خوردن غذا که همه روز به غذا ضرورت داریم ، هیچ کس نیست که گاهی غذا بخورد گاهی نه

    – هر گاه ذهن ما ارام است ، جسم ما هم ، از پس همه کار هایش در میاید و سالم هستم . امروز ثابت شده که همه امراض جسمی از فشار های ذهنی و استرس بوجود میاید ، من این باور را میسازم ، خدای که در درونم است و سیستم دفاعی که برایم داده همه چیز را کنترول میکند اگر من مداخله و مقاومت نکنم ، عصبی و نا راحت نباشم و بگذارم بدنم کارش را کند و هر مسله که باشد را حل میکند

    -به جای عزا داری به خودم میاموزم ، مرگ یک‌ حقیقت زندگی ام است ، باید بپذیرم ، نه بترسم و نه مقاومت کنم ، با خود تکرار کنم مرگ یعنی رفتن به آغوش خداوند ، خدای که از همه بیشتر من را دوست را و عاشق من است ، ( وصل تو گر در نفس آخر بود——از همه عمر آن نفسم ارزوست )

    -باید به همه رفتار های خود دلیل داشته باشم و از خود بپرسیم ، چرا من این کا را میکنم ؟ نتیجه اش میشود یک زندگی آگاهانه

    -اگر از تنبلی و یا از ترس کار هایم عقب افتاده ، باید برایم بر بخورد و این یک انرژی میدهد که انجام اش بدهم ،

    – اگر باور های مناسب داشته باشم ، الهامات خداوند را به شکل ایده دریافت میکنم ، کارم صد برار نسبت به بقیه رشد میکند، مثلا اگر کسی زمین را با قاشق بکند و برای من الهام شود که همین کار را می‌توانم با وسیله دیگر انجام دهم آسان‌تر و سریعتر ، نتیجه بزرگ در وقت کم میگیرم با همکاری و تقسیم کار ها با خداوند

    در پناه خدای یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2105 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم و همسر محترمشون و دوستان سایت.

    خدایا من فقط تورو میپرستم و فقط از تو یاری میخوام هرچیزی که به خوام و از تو میخوام از هیچ کسی هیچ توقعی ندارم اما از تو متوقع ترینم.

    خداوندا منو به راه درست هدایت کن مسیری که توش به خواسته و اهدافم برسم، مسیری که پر از نعمت و فراوانی و سلامتی و لذت و خوشبختی هستش، منو به این مسیر هدایت کن.

    امروز متوجه چیزی شدم که واقعا ازینکه تجربه اش کردم خوشحال و سپاسگزارم.

    امروز خونه مامانم بودم یک رفتاری رو از خودش نشون داد که اگر قبلا بود بالافاصله واکنش نشون میدادم، دعوا میکردم و با قهر از خونش میومدم بیرون اما واقعا خیلی عجیب بود که اول به آرومی برخورد کردم و باز اون ادامه داد یهو یه تلنگر توی ذهنم زده شد که نونا واکنش نشون نده کنترل ذهن با این تلنگر خیلی آروم نشستم روی مبل و پسرمو تماشا میکردم یکم سعی میکردم حواسمو پرت کنم و عادی نشون بدم خودمو و درصورتی هم که همین بود و من واقعا عصبی نبودم یه لحظه نگاهم افتاد به ساعت طبق عادت دیدم دیر شده لباس پسرمو پوشوندمو اومدم بیرون خیلی هم معمولی با خنده با مامانم خداحافظی کردم در حالی که اون هنوز عصبی بود توی مسیر که داشتم فکر میکردم میگفتم چقدر جالب که اگر قبلا بود با گریه و قهر ازونجا خارج میشدم و تا خونه گریه میکردم اما اینبار من کنترل کردم خودمو در لحظه اول اصلا به اون شرایط ناجالب توجه نکردم و همین کارمو آسون کرد و برام جالب بود که من یه لحظه انگاری بهم الهام شد که باید برم درسته طبق عادت بود اما کامل اینو متوجه شدم و بوضوح احساس کردم که فرکانس من مناسب اون فضا نبود و خداوند به آرومی بدون تنش و درگیری فضای منو عوض کرد و اینو من توی راه خونه متوجهش شدم درصورتی اونجا انگار طبق روتینم کارامو انجام میدادم اصلا انگار خدا داشت باهام حرف میزد مثلا میگفت چون اینکارو کردی منم اینکارو کردم همچنین حسی داشتم و هرچقدر که میگذشت بهت زده تر میشدم سپاسگزارتر میشدم از اتفاق به ظاهر کوچیک اما برای من بسیار بزرگ بود اینقدر که دلم میخواد کلا راجع به ریزش بازم بنویسم.

    خدایا ازینکه با من صحبت میکنی ازینکه متوجه نشونه هات میشم ازینکه متوجه شدم که واقعا توی مسیر درست هستم و واقعا دارم پیشرفت میکنم و تکامل خودمو دارم طی میکنم از صمیم قلبم سپاسگزارم.

    بعد اینکه رسیدم خونه سریع اومدم سراغ این گام میخواستم راجع به این موضوع بنویسم و اولین صحبت استادم راجع به کنترل ذهن بود که بازم شگفت زده شدم خدایا بابت تجربه کردن این احساسات واقعا ازت سپاسگزارم.

    درک من و نکات فایل گام پانزدهم:

    •کانون توجه:

    کل کاری که باید انجام بدیم اینه که ذهنمونو کنترل کنیم اگر بتونیم اینکارو انجام بدیم و احساس خودمونو خوب کنیم یه به سمت بهتر شدن ببریم، هدایت میشیم به افراد و شرایط و موقعیت هایی که مارو به خواسته هامون مزدیکتر میکنن( دقیقا مثل تجربه امروز من که خداوند جای منو عوض کرد)

    •شعل:

    استاد:« برید دنبال عشقتون یعنی شغلتون همون چیزی باشه که عاشقشید و با انجامش اصلا متوجه گذر زمان نمیشی،خیلی واسش شوق و ذوق داری و هر لحظه دلت میخواد کار کنی»

    به شغلتون به عنوان عشق نگاه کنید این شکارو خلاق میکنه و زمان زیادی میذارید براش و نتایج بسیار بزرگی دریافت میکنید.

    ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست در کار شماست.

    •منفی بودن محیل اطراف:

    توی بدترین شرایطم که باشید 99٪ ش منفیه و 1٪ مثبت حتما وجود داره اگر شما توجه تو بدی به او 1٪ مثبت و کاری کنی که ذهنت اونو ببینه کم کم 1٪ میشه 2٪ بعد باز میشه 3٪ و به همین ترتیب از انرژی منفی کم میشه و به انرژی مثبت اضافه میشه.

    راهش اینه که توی اون شرایط به ظاهر منفی به چیزی توجه کنی که احساس بهتری بهت میده.

    برای هرکاری که انجام میدید باید آگاهانه دلیل و منطق کارتونو بدونید شما باید آگاهانه با دلایل خودتون تصمیم بگیرید که چکاریو انجام بدید نه اینکه چون بقیه انجام میدن منم بدم.

    •سلامتی:

    فشار ذهنی، انرژی منفی(استرس، نگرانی و اضطراب) دلیل اصلی تمام بیماری های بشر هستش. اگر بتونید اینارو کمتر کنید، بیال تر و آروم تر باشید بدن به راحتی میتونه از پس خودش بر بیاد.

    اجازه ندید ذهنتون درگیر ناخواسته ها بشه و سعی کنید قضایارو راحت بگیرید.

    من خیلییی به سیستم ایمنی بدنم به خدای که درونم هست اعتماد دارم که خودش میتونه مدیریت کنه و اعتقادی واقعا به دارو ندارم. بدن ما تمام دارو هارو داره تمام راه حل هارو میدون فقط کافیه من آروم باشم موقتوت نکنم عصبی نباشم تا اون کارشو انجام بده.

    •پیدا کردن علاقه:

    اصلا نگران این موضوع نباشید شما وقتی به کاری علاقه داشته باشید حتی کم وقتی که به سمتش میرید خداوند شمارو هدایت میکند به اون چیزی که واقعا عاشقش هستی.

    • مدیتیشن:

    یعنی ذهنتو آزار کنی و درگیری نداشته باشی.

    هر کاری که انجامش میدی ذهنت آزاد میشه یک مدیتیشنه. وقتی کلیت داستان رو درک کنید میفهمی که باید چیکار کنی.

    صحب کردن با خدا،بستن چشم و تمرکز بر روی نفس ها یا توجه کردن به چیزایی که حس خوب بهت میدن اینا همش مدیتیشنه.

    •جسور بودن:

    استاد:«به خودم میگیم اگه مردی انجامش بده و خودمو با خودم توی رقابت قرار میدم و ازون رقابت انگیزه میگیرم و انجامش میدم»

    حتما این ویژگی رو توی خودتون ایجاد کنید که بهتون بربخوره اگر نمیتونی به دل ترس هات بزنی، بهت بر بخوره که موفق نمیشی، پیشرفت نمیکنی این بهتون برخوردن ویژگی فوق العاده خوبیه و خیلی بهتون کمک میکنه که توی زندگی تون سیب زمینی نباشید.

    • تقسیم کار با خداوند:

    خداونده که همه ی کارارو برای ما انجام میده اگر باور هامون مناسب باشه خداوند ایده هایی به ما میده که از صدتا کاری که بقیه انجام میدن بهتره. فرض کن بقیه با قاشق زمین و میکنن اما خداوند به تو ایده بیل مکانیکی میده و با یک بار کندن چند صد هزار برابر بقیه میتونی خاک برداری.

    رابطه با خداوند همچنین شکلی هستش.

    خداوند یک کاری رو بهت میگه انجام بده، یک حسی در تو ایجاد میکنه بهت الهام میکنه و وقتی انجامش میدی نتیجه اش خیلی بزرگتر از نتایج باقی مردمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    لیلا سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2283 روز

    سلام

    امروزهم اومدم یه ردپایی از خودم بذارم

    اول کنترل ذهن که من هر روز دارم بیشتر درکش میکنم و نتایجش هم به وضوح دیدم

    دوم شغلی که ازش لذت ببری واقعا به راحتی پول ساز میشه برات

    سوم بحث هدایت هست که اونم باید در مدار باشی روی خودت کارکنی هدایت ها هم برات به راحتی قابل درک میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حسین سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 1001 روز

    باعرض سلام وخدا قوت من این لایو را گوش کردم ولذت بردم اما یک جایی برای من سوال هست و اون هم جایی که استاد فرمودند کسی با فارکس بورس به جایی نرسیده میخواهم بگم یکی از ابر قدرت های ثروت یعنی آقای بافت توی بورس بوده و خیلی هم موفق ویا خیلی ها از افرادی که در بورس هستند و به عنوان سهامدار عمده هستند وثروت خوبی هم دارند و فقط کافی است شما علاقه نشون بدید وبلد باشید نمیدانم شاید من اشتباه برداشت کردم امیدوارم کسی به من جواب بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      هیوا موسوی گفته:
      مدت عضویت: 753 روز

      سلام دوست عزیزم آقای بافت کارش بورس هست بزینس اون کلا خرید و فروش بورس و حتی تدریس آن هست یعنی شغلش اونه نمیاد پولی از یک جای بیاره بذاره داخل بورس یا حالا هر چیزی که اون بورسه بهش سود بده بعد از طریق اون ثروتمند بشه خیلی تفاوت هست بین کسی که شغلش اون باشه با کسی که ب فرض رفته کارگری ی پولی در آورده حالا گذاشته داخل بورس یا فارکس که حالا اونا کار کنن با پولش و این طرفو ثروتمند کنند و استاد داخل خیلی از فایلها خیلی واضح اینو توضیح دادن که خودتون مولد باشید نه اینک برید جای و بخواین شانسی یکی پولدار تون کنه خیلی دوست دارم حسین جان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مرضیه قدیری گفته:
    مدت عضویت: 3367 روز

    به نام خدای خالق زیبایی

    سلام و درود بر استاد و دوستان هم فرکانسم

    خدایا شکرت که استادی دارم که اینقدر ذوق میکنه و در مورد مسائل و راه کارها صحبت میکنه .

    خدایا شکرت که کارهای عالی امروز انجام دادم و در هر لحظه طبق قانون خودم و کانون توجه ام را بر نکات مثبت زندگیم دارم

    خدایا شکرت که دارم آگاهانه زندگی کنم و این را هم مدیون خدای درونم هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2225 روز

    خدایا هر آن چه دارم از آن توست

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم انشالله که همیشه حالتون خوب و عالی ترین باشه

    همه فایل های استاد ناب هستند و دلیلش هم این هست که همیشه با خدا دارن همکاری میکنند..

    و بدون قید و شرط دارند از هدایت خداوند استفاده میکنند

    به قول مریم خانم خدا عجب کسی رو انتخاب کرده برای هدایت کردند

    همه صحبت های استاد رو باید با طلا بنویسند

    و صد البته منم به عنوان مخاطب باید تمام تلاشم رو بکنم تا بتونم توی عمل این اگاهی ها رو انجام بدم

    در مورد شغل من بعد از چندین سال روی کارم واقعا وقتی هر روز میرم سر کارم احساس خوبی دارم و حالم خوبه و البته که اولین نبود و اونم به خاطر نداشتن آگاهی در مورد کارم بود و الان هم باید اطلاعات و اگاهی هایم رو‌ بیشتر و بیشتر کنم خدایا هزاران مرتبه شکرت

    در مورد اهرم رنج و لذت واقعا من با. اینکه چند بار نوشتم ولی هنوز نتونسته تکونم‌ بده و به صورت اساسی حرکت مستمر داشته باشم صد البته که قانون درسته و این منم که باید سمت خودم رو بهتر و بیشتر انجام بدم و از شما دوستان می‌خوام توی اهرم رنج و لذت بیشتر من رو راهنمایی کنید که با قدرت بیشتری استفاده کنم ….

    در مورد امور مذهبی من حتی علاوه بر ایام محرم دعای کمیل و…. یه موقعی میرفتم یه موقع به خودم آمدم که دیدم فقط دارم تقلید میکنم بدون هیچ فکر و تعقلی و…. و خیلی وقته که دارم روی خودم کار میکنم که بیشتر خودم رو بشناسم و صد البته هنوز خیلی بیشتر روی خودم کار کنم توی این موضوع چون عقایدی بوده که سالیان سال توی سر و ذهن من رفته و زمان میبره که بره بیرون ….

    در مورد هدایت خدا که اصلا من عاشق هدایت شدن خدا هستم اصلا که زندگی من دنبال همین هستم که بتونم هدایت خدا رو ببینم و دیگه مابقی حله و راحت میشه زندگی

    و باز هم خدارا شکر میکنم بابت وجود استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته که اینقدر عالی آگاهی ها رو در اختیار ما میزارند که استفاده کنیم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فائزه گفته:
    مدت عضویت: 2090 روز

    بنام رب قادر

    گام پانزدهم

    ـ کل کاری ک باید انجام بدیم، کنترل ذهنه. یعنی ب چیزهایی توجه کنیم ک بما احساس بهتری میده. تا ب شرایط موقعیت ها ادم هایی هدایت بشیم ک مارو ب خواسته مون نزدیکتر کنه.

    ـ عشق مون رو بعنوان شغل انتخاب کنیم. اگ تو مسیر درست باشیم ثروت خودش میاد. زندگی تفریح لذت یکی میشه اگ ما کاری ک عاشقشیم رو بعنوان شغل انتخاب کنیم.

    ـ عزاداری در محرم خرافات است بجای عزاداری، از شخصیت منش و ازادگی امام حسین درس بگیریم.

    ـ برای هرکاری ک انجام میدیم دلیل و منطق داشته باشیم اگاهانه تصمیم بگیریم سبک شخصی داشته باشیم بجای تقلید کورکورانه از نیاکان.

    ـ هر چقد روی خودمون کار کنیم، باز کمه و بازم میشه خیلی بهتر شد و این یک مسیر و فرایند و یک بهبود دائمی است

    ـ فشاررذهنی و استرس، عامل تمام بیماری هاست، باکنترل ذهن، علی بی غم بودن، میتونییم کمک کنیم تا بدن خودشو مدیریت کنه.

    ـ نوسانات در انجام تمرینات، برمیگرده ب اهرم رنج لذت، اگ باور داشته باشیم تمرینات جواب میدهد، دیگ نوسان نداریم.

    ـ اگ شغل مورد علاقمون رو پیدا نکردیم نگران نباشیم. کاری ک یکم بهش کشش داریم رو انجام بدیم. خداوند هدایت میکنه و بما گفته میشه. تا ب اون علاقه برسیم.

    ـ مدیتیشن یعنی ازادسازی ذهن از گذشته و اینده. و هرروشی ک ب احساس بهتر برسونه مارو، مدیتیشنه‌

    ـ شخصیت جسور یعنی اینکه با خودمون رقابتی رو ایجاد کنیم ک بهمون بربخوره ک ضعیف باشیم ، ترسو باشیم تو دل کار نریم. ترک اعتیاد با شخصیت جسور امکان پذیره اینک بهمون بر بخوره ک حتی امتحانش کنیم و نشونه ضعف خود بدونیم.

    ـ عمل ب الهامات خداوند، صدها برابر نتیجه بخش تر از عمل خودمون و دیگران.

    ـ اگ به چند شاخه یا حرفه علاقمندیم دنبال ترکیبی از انهاباشیم، خیلی از شغل های جدید، ترکیبی از دو هنر بظاهر بی ربط است.

    ـ هدف از زندگی، پول نیست. هدف، لذت بردن از زندگیست. وقتی حالمون خوب باشه لذت ببریم، باور ثروت درست باشه، ثروت لاجرم وارد زندگیمون میشه.

    خدایاسپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فروغ شمس گفته:
    مدت عضویت: 2071 روز

    به نام یگانه خالق هستی

    درود بر استاد توحیدیم و مریم بانو و دوستان عزیزم در پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام

    گام پانزدهم : مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون

    نکات ارزشمند این گام؛

    + کانون توجه: کل کاری که ما باید انجام بدیم اینه که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم. به چیزهایی توجه کنیم که به ما احساس بهتری میده، هدایت میشیم به افراد، شرایط، موقعیت‌هایی که مارو به خواسته‌هامون نزدیک و نزدیک‌تر می‌کنه.

    + تغییر شغل: شغلتون، عشقتون باشه. وقتی انجامش می‌دید احساس خستگی نمی‌کنید. اون چیزی که خیلی توش خلاقید، خیلی ذوق می‌کنی صبح بشه برم انجامش بدم. به شغل به عنوان عشق نگاه کنید و تصمیم درست بگیرید توی این زمینه، اصلاً زندگیتون لذت بخش میشه بعد ثروت میاد. اگه عاشق کارت باشی خلاقی، وقتی عاشق کارتی زمان بیشتری می‌ذاری بعد نتایج بزرگ‌تری می‌گیری، بعد می‌بینی که زندگی و کار و تفریح و عشق و لذت یکی شد. ثروت نتیجه طبیعی مسیر درست توی کارتون هست.

    + محیط اطرافم منفیه چیکار کنم که مثبت باشه اگر از 100 درصد شرایط اطرافمون 99 درصدش منفیه و یک درصدش مثبته باید یه جوری به اون یک درصد توجه کنیم، باید یه جوری ذهنمون رو مدیریت کنیم که اون یک درصده رو ببینه بعد این کارو که انجام بدیم اون یه درصده میشه دو درصد اون 99 درصد میشه 98درصد، بعد میشه 5 درصد 95 درصد، همینجوری یواش یواش اوضاع تغییر می‌کنه. راهش اینه که بتونیم توی اون شرایط به ظاهر منفی نقطه‌ای پیدا کنیم که به ما احساس بهتری بده.

    + فکر کنید برای هر کاری که می‌کنید باید دلیل داشته باشید. باید به جایی برسیم که آگاهانه تصمیم بگیریم سبک زندگیمون چه جوری باشه نه اینکه چون قبلیا اینجوری بودن ما هم اینجوری باشیم و میگیم که چرا اینجوری میگی ، میگه نمیدونم….

    + سلامتی: فشار ذهنی، انرژی منفی، استرس، نگرانی، اضطراب دلیل اصلی تمام بیماری‌های بشره. اگه بتونیم کمتر غصه بخوریم و بیشتر بی‌خیال‌تر و آروم‌تر باشیم، بدنمون خیلی خوب از پَسِ خودش برمیاد. باورهای استاد در مورد سلامتی این بود که؛ بدن من خودش داروها رو همه رو داره ، راه حل‌ها رو همه رو داره و من کافیه که فقط مقاومت رو بذارم کنار، یعنی بدن من حل می‌کنه مسئله رو اگر من خودمو قاطی نکنم، من کافیه که مقاومتمو بذارم کنار آروم باشم، بذارم اون کارشو بکنه ولی وقتی من عصبیم ناراحتم اون نمی‌تونه کارشو انجام بده پس باید مراقب افکارمون نسبت به بدنمون باشیم تا عملکرد بهتری داشته باشن.

    + توی انجام تمرین‌ها نوسان داریم چیکار کنیم نوسان نداشته باشیم: همش برمی‌گرده به اهرم رنج و لذت. اگر واقعا مشتاق باشید و باور داشته باشید اون تمرین‌ها جواب میده اون وقت دیگه نوسان ندارید. همونجور که برای غذا خوردن نوسان ندارید، هیچکس نمیاد بگه برای غذا خوردن نوسان دارم، یه موقع‌هایی می‌خورم یه موقع‌هایی دو هفته غذا نمی‌خورم چون می‌دونی که باید غذا رو بخوری.

    + این ویژگی رو در خودت ایجاد کن که اگه نخوای کاری رو انجام بدی یا توی دل ترسات بری بهت بربخوره

    + تقسیم کار با خدا اگر ما باورهای مناسبی داشته باشیم یه سری ایده‌ها به ما الهام میشه که اون کارها، یه کاریه که وقتی انجامش میدی به اندازه 100 تا کاری که بقیه دارن انجام میدن تو رو پیش می‌بره. یه همچین چیزیه رابطه همکاری با خداوند خدا یه چیزی رو میگه، یه کاری رو میگه انجام بده، یه حسی رو در تو بیدار می‌کنه، یه الهامی بهت میگه انجام بده که وقتی انجامش میدی نتیجه‌اش خیلی بزرگتر از کاراییه که بقیه به صورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی از درون شون دریافت نمی‌کنن.

    خدایا شکرت که بسیار زیبا تورو پیدا کردم و عاشقانه تا ابد عاشقتم.

    خدایا شکرت به دلیل اون آرامشی که در این شب زیبا دریافت کردم و بوی مسیر زندگیِ در جریان رو حس کردم.

    خدایا شکرت به دلیل اون ساختمان ها و برج های زیبا در شب

    خدایا شکرت به دلیل یادآوری قوانیت کلیدی از زبان استاد عباس منش.

    خدایا شکرت که بهم میگی توجه و تمرکزام روی چه کلیدهایی باشه.

    خدایا شکرت که استاد در سلامت هستن.

    خدایا شکرت به دلیل اون بالکن زیبای واحدی که استاد در آن زندگی میکنن.

    خدایا شکرت به دلیل این همه فراوانی و ثروتی که از لذت بردن زندگی ارزانی مان میداری.

    خدایا ما در مسیر درستی که هستیم جسورترمان گردان

    من لایق دریافت نعمت های الهی خداوند یکتا هستم.

    من در زیر پرتو الهی خداوند سالم هستم.

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم

    مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت داده ای

    دوستتون دارم توحیدی وار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    Maryam h گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    سلام به استادعزیزومریم جان

    میخواستم درموردهدایت وکارهایی که خداوندانجام میده برامون که اینقدرراحت وآسونه که بقیه فکرمیکنن من بقول معروف جون کندم که این کارشده.

    انجام استفاءازکارم که خیلی راحت انجام دادم چون خداوندشجاعت روبه دلم انداخت توشرایطی که همه ملت میگن کارنیست بچسب به کارت ولی من آزادی زمانی ومکانی ومالی میخواستم ازخداوند.

    جایی که من کارمیکردم مدیرش عالی وشرایطش ومحیطش روهمه آرزودارن باشن ولی وقتی من درخواست دادم به خداوداشتم روی خودم کارمیکردم ودومین سالی بودکه توی اون شرکت بودم ودولت اون سال حقوقهارو51درصدبیشترکردوتااون موقع اونقدرافزایش نداشت حقوقها. وهمکارهام میگفتن یعنی مدیرماهم افزایش میده والبته ازخیلی جاهاشنیده بودم باترفندهای مختلف افزایش نداده بودن کارفرماهاومن درجواب همکارهام میگفتم مدیرمافرق میکنه حتماحتماهمونقدرافزایش میده ومتاسفانه جلسه گذاشتن وگفتن من نمیتونم اینقدرافزایش بدم واون موقع که من باباورالخیرفی ماوقع ازفایلهای استادآشناشده بودم وروی خودم کارمیکردم گفتم حتما خیری درکارهست واصلا ناراحت نشدم ودیگه هیچ حرفی درموردش نزدم به مدیرعزیزمون.

    نمیدونم چقدرگذشت که بهم الهام شدکه الان وقتشه بیای بیرون ازشرکت وبایدطبق خواسته مدیرمون 3ماه قبلش به ایشون اطلاع میدادم وبه ایشون اطلاع دادم که من تا3ماه دیگه بیشترنمیتونم بیام وایشون هم گفتن مشکلی پیش اومده وگفتم نه من هدفی دارم که میخوام روی اون تمرکزکنم وگفتن موفق باشید.ومن یک شغل درآمددلاری پیداکرده بودم که اینترنتی بودومیخواستم اون روانجام بدم وخیلی وقت بوددنبال کاربدون سرمایه ودرامددلاری بودم.به همکارم که گفتم ناراحت شدومیگفت این کارونکن وناراحت بودچون تنهامیشدوبه هم عادت کرده بودیم ومن بهش گفتم میرم دنبال آرزوهام من الان دارم برای آرزوهای یکنفردیگه تلاش میکنم خداگفته قدم اول روبردارقدم دوم روبهت میگم ومن این حرف خداروباورکرده بودم.من وهمکارم باهم واردسایت شده بودیم وهمکارم که شجاعت منودیدگفت منم تاماه فلان میخوام بیام بیرون ولی اون دربندبدهی ووام و…بودوتاالان توی همون شرکت هست ووقتی وامهاش روداده بوددوباره قرض گرفته بودولی من هیچوقت درعمرم نه وام ونه قرض گرفته بودم نمیدونم شخصیتم یکجوری هست نمیتونم ذهنم رومشغول کنم وحال خوبم اولویته برام.خلاصه که اومدم بیرون وتابلوآرزوهام روچسبوندم روی دیواراتاقم وشروع کردم یادگرفتن اون کارکه به درآمدبرسم ولی نشدچون تکاملم روطی نکرده بودم وترمزداشتم درمورداون کار.

    وقتی نشدنصف روزیایک روزحالم بدبوداون موقع 12قدم روخریده بودم ورسیده بودم به اون جلسه وقدمی که استادمیگفت هراتفاقی وقتی که دارین روی خودتون کارمیکنین میفته خیره ومن این جمله روباتمام وجودم باورکرده بودم ودوباره داشتم سربزنگاه میشنیدم والبته من میخواستم همیشه توی ذهنم کارام راحت وآسون انجام بشه مثل اونجایی که استادمیگفت توی یک جاده جنگلی سوت بزنی وبرقصی وخواسته هات انجام بشه وبه خداباگریه گفتم یعنی کاری ازاین راحتتروآسانترمیخوای بهم بدی پس باشه هرچی توبگی ودوباره خودموبستم به 12قدم ودیگه حتی ذره ای به اون کارفکرنکردم که چرانشد.واستادمیگه الهامات برطبق شرایط شمابه شماالهام میشه ومن باهمه کس وهمه چیز قطع رابطه کرده بودم وفقط توی اتاقم بودم وهمه راههابرای الهام خداوندبسته بودوفقط مونده بوددنیای مجازی که عاشقش هستم که خداروشکربخاطرش خیلی کارهاآسون شده نمیدونم یک هفته شدیانه که دوباره توی فضای مجازی یک تبلیغ دیدم ومنی که اصلا توجه نمیکردم به تبلیغات که چی میگن ایندفعه نمیدونم چی شدکه زدم روی اون ورفتم ودایرکت دادم ودوباره یک شغل دلاری که اصلا ترمزی نداشتم که مثلا اینوچیکارکنم وشخصیت من آهسته وپیوسته است توی هرکاری وخداوندکسی روسرراهم قراردادکه مثل من که دوست دارم اهسته وپیوسته وبهترین کارانجام بشه وطی مسیرهزارباردیگه خواسته هام اجابت شدبه اسونی مثل پیداکردن تولیدکننده که بازم خدافرستادبرام براحتی وآسونی. ووقتی ورودیهارومیبندیم وروی خودمون کارمیکنیم وباورقدرتمندکننده میسازیم الهامات پشت سرهم میادواصلا واقعا اصلا خودم انجام نمیدادم فقط میشدوالبته کنترل ذهنم خیلی خوب باکنترل ورودیهاخوب شده بود.والان درموقعیتی هستم که اینقدرراحت وآسون دارم درآمددلاری میسازم که همیشه میگم ازاین راحتترهم میشه و من راحتترمیخوام.واین موضوع که همون کاری که اون لحظه بایدانجام بدی انجام بده کاربعداروخدابهت میگه ورهاکردم وکاری که الان بایدانجام بدم روانجام دادم وگذاشتم به موقعش همه چیزوبهم میگه خیلی مهمه.وضوح خواسته یعنی همون لحظه لازمش داری وواقعا خداوندبه محض وضوح خواسته برآورده میکنه والبته اون ترس بعضی وقتا میادکه اگه خدانگه بهت اونوقت میخوای چیکارکنی وفلان میشه سریع میگم باعرض معذرت به مغزم لطفا خفه شووبهش میگم بیا این شد اون شد چندتا میخوای ومیره دنبال کارش والبته که کارکردنم هرروزه وهمیشه باورهام رومینویسم وفایل گوش میکنم چون اگه مغز رورهاکنی دهنشوبازمیکنه واراجیف میبافه…..

    کنترل ورودیهاخیلی مهمه ومن توخونه ای هستم که همیشه شبکه خبره وبقیه دارن ازاتفاقات وبقیه میگن ومن تواتاقم هستم وبرای اینکه صداشون نیادایرپادنازنینم توی گوشمه وفایل گوش میکنم.خدایاشکرت به خاطرایرپادوگوشی خوبم .

    خدایاشکرت به خاطرهدایتم به استادعزیزومریم دوست داشتنی که وقتی خواستم وحرکت کردم برای بیشتردونستن درباره فرکانس استادعزیزروسرراهم قراردادی.وقتی شاگردحاضره استادازراه میرسه…..

    درپناه حق سلامت وثروتمندوسعادتمندباشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: