اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعا تشبیه باور غلط و محدود کننده به علف هرز ذهن آدم به فکر فرو میبره واقعا ما آدم ها باورهای اشتباه و غلط مثل علف هرز تو رهنمون رشددادیم و باید یه جایی اون هرس کنیم و از ذهنمون بندازیم دور و جای اون باور های خوب و قشنگ پر کنیم
واقعا من از این که کاری شروع کنم میترسم و همیشه اون ترس باعث میشه که من تو زندگیم به هیچ جا نرسم اما باید ترس بزارم کنار و قدم به قدم به هدف نزدیک بشیم و شکر گزار باشیم حتی اگه قدم های کوچیکی بر میداریم به مرور زمان تشکیل به قدم های بزرک میشه ما خودمون با باورامون زندگیمون شکل میدیم ️
استاد عزیز امروز 27 بهمن 1404 هست و من زمان زیادی از تمرین هام و زندگی الهیم فاصله گرفتم خواستم میانبر یا خاکی برم بیوفتم جلو یا هرچی
اما باری دیگه قوانین به من یادآوری شد ک باید اجراشون کنم امروز بعد از مدت ها من به این مسیر با این نشونه برگشتم و امیدوارم موندنم پایدار بشه یعنی براش هرروز تلاش میکنم
اینکه من به ی سری از اهدافم نرسیدم چندساله چون عجله داشتم و تو قدم اول میخواستم هزار قدم بردارم و در قدم اول به کارایی ک بعدا باید انجام میدادم فک میکردم به کل احساس ضعف میکردم
میخواستم ی بار دیگه خودمو تست کنم و در مسیر حرکت کنم البته اینبار فقط گوش کردن نباشه عمل کردن بیشتر نسبت به قبل و واسوس گونه مراقب افکار و رفتارم باشم دمت گرم بابت همه چی
اتفاقا منم موافقم که وقتی آدم ثروتمند میشه، باید یه سری برنامه هایی برای هر روزش داشته باشه و فعالیت کنه،، اصلن این جنب و جوش و تحرک باعث زنده بودن میشه، باعث بوجود آمدن شادی و نشاط توی زندگی میشه… وگرنه آب هم که راکد بمونه چه اتفاقی میفته؟!!
باورهای محدود کننده واقعا شبیه علفهای هرز رشد و گسترش سریع و زیادی دارن، باید مرتبا مهارشون کرد وگرنه دیگه چیز مثبتی توی ذهن باقی نمیمونه، ، دقت کردین چقدر راحت بوجود میان، اما مهارشون به این راحتی نیست…. چقدر بهتره که دیگه ورودی های ذهن رو آگاهانه کنترل کنیم تا جلوی رویش جدید علفهای هرز رو بگیریم و بقیه رو هم با ساخت باورهای سازنده ی قوی کم کم از بین ببریم.
خداوند هدایتمون کنه تو این مسیر تا راه برامون آسان تر بشه و با اراده بتونیم یه ذهن قدرتمند رو پرورش بدیم به لطف خدا..
سپاس گزارم از استاد عزیز که هر بار دریچه ی ذهنمون رو به موضوع مهمی باز میکنن و اینها همه باعث حرکت و رشد و آگاهی ماست.
با سلام خدمت استاد عزیز بعد از مدتها قطعی اینترنت وصل شدم اولین اقدام من ادامه پروژه خانه ذهن بود که توی گام نهم مونده بود
بسیار عالی بود انگار نیاز داشتم که این موضوع با فاصله و این موقع مطرح بشه اینکه قدم بعدی وقتی هویدا میشه قدم کنونی رو برداریم ون توانایی لازم برای برداشتن قدم بعدی در طی اجرای این قدم در وجود ما ساخته میشه
که در مسیر هدف ودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم بلکه قدم کنونی را با قدمهای قبلی مقایسه کنیم هنگام شروع پروژه نباید کل پروژه رو یه جا شروع کنیم بلکه باید قطعه قطش کنیم
وقتی یک مرحله رو طی کردی مرحله بعدی با سرعت بیشتری طی میشه و موفقیت یک رشد تصاعدیه
نتایج بهتره که پایدار باشه این جمله آخر استاد بود و به نظرم بهترین جملهای بود که امروز باید میشنیدم
علفهای هرز،دقیقا این کلمه رو پیتوم تو ذهنم متصور بشم،اما خداروشکر کم شدن این علفهای هرز رو هم الان احساس میکنم.
و اما نتیجه پایدار،من خودم وقتی به یه نتیجه میرسم فکر میکنم همیشگی هستش ولی باید بدونم تو اون مسیر بمونم تا این نتیجه بدست آمده پایدار بمونه،خداروشکر با گوش دادن به این فایل ها حال دلم خوبه و دارم گام به گام به هدف تعیین شده نزدیک میشم ولی باید یادم بمونه اونرو پایدار بکنم،آن شاءالله
فایل رو گوش کردم و به این فکر کردم که واقعا وقتی من میخوام کاری رو شروع کنم همون اول به تهش نگاه میکنم ، و تو ذهنم میگم وای سخته ، اینو باید بگیرم ، اینقدر درگیر میشم ، زمان زیاد باید بزارم ، وای خسته میشم و هزاران دلیل کوچک و بزرگ .
و صحبت شما :
تصمیم گرفتید این درخت ها رو قطع کنید . ولی با کوچک کردن قدم هاتون و تازه با لذت بردن از این مسیر « که این کار یه ورزش هم برام هست و آمادکی جسمانیم رو بهترم میکنه ( شرطی کردن ذهن ) »
پیش رفتید و خسته هم نشدید ( تعهد )
بلکه لذت بردید و تازه تو مسیر فهمیدید برای راحت کردن کارتون باید از چه ابزاری استفاده کنید که جدا از آسون کردن کارتون به خودتون هم آسیب نرسونید .
( طی کردن تکامل )
مهمترینش :
از کار تکراری دست نکشیدین و آنقدر ادامه دادید تا به پایان برسه و از نتیجه لذت ببرید.
و قشنگ ترش اینکه :
افرادی هستن که بیان این کارو بکنن و من راحت تو خونه استراحت کنم ( به نظرم میشه تنبلی ) ولی دوست داشتین برای خودتون کاری رو بکنید که براتون لذت بخش ترم هست و وقتی مسیر رو با موتور یا پیاده میرید با لذت نگاه کنید و اثر هنریتون رو ببینید و بگید به به ، چه کردم .
پس منم باید برای شروع :
هدفم رو انتخاب کنم و برای قدم کوچکِ اول استارت بزنم .
قطعه به قطعه و قدم به قدم ، هر روز یک قدمِ کوچک و لذت بردن از مسیر و هر قدمی که جلو میرم محکم تر و با اعتماد به نفس تر ، تا تکاملم طی بشه (به نتیجه فک نکنم) و بعد هم رسیدن به مقصد و داشتن احساس خوب .
– تو این موارد ذهن میاد میگه اگه این همه رفتی و نتیجه مورد پسندت نبود چی و تازه زمانت هم رفته و …..
( ترمز)
– این جهان بر اساس حرکته ، باید حرکت کنم و تکاملم رو طی کنم که بفهمم رسالتم چیه ؟ مسیر من چیه ؟
من باید برای خودم کاری کنم و از نقطه امنم بیام بیرون ، تو نقطه امنم بودم تا الان ، چی شد ، چیکار کردم برای خودم !!!!!!
الان میخوام بسازم من خلق و خالقم و الان ایمانم قوی تر ، چون من تصمیم میگیرم و شروع میکنم خدا هم کنارم و برام میچینه ( گاز )
با نوشتن این جمله یه حس خوبی گرفتم البته اگه مقاومت ذهنم بزاره .
بازم نمیدوتم جمله ای که برای ( گاز ) نوشتم درسته یا نه ؟!!!؟ چون به هر حال من تازه دارم رو خودم کار میکنم ،
سپاس فقط یک کلمه است ، اما قدردانیِ من از شما بی پایان است .
به به چه فایلی، چه زیبا، دیروز برای غلبه بر کمال گرایی افراطی ام یک ایده ی الهامی 5 ماه پیش را اجرا کردم. نتیجه خوب بود. واقعا صحبت های استاد منطقی اند. من نباید توقع داشته باشم در اجرای اول همه چی عالی باشه.به مرور بهتر و بهتر میشه. دیروز خیلی خستگی جسمی داشتم ولی وقتی توی چشمهای خوشگل بچهها نگاه کردم همه ی خستگیم رفت. وقتی بهم میگفتن داره خوش میگذره جون گرفتم. این فایل رو من هزار بار بشنوم کمه، به خودم میگم هر بار یه باور محدودکننده را حذف کنم توی مغزم مثل جاده ای که استاد ساختن میشه.
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و بزرگ
واقعا تشبیه باور غلط و محدود کننده به علف هرز ذهن آدم به فکر فرو میبره واقعا ما آدم ها باورهای اشتباه و غلط مثل علف هرز تو رهنمون رشددادیم و باید یه جایی اون هرس کنیم و از ذهنمون بندازیم دور و جای اون باور های خوب و قشنگ پر کنیم
واقعا من از این که کاری شروع کنم میترسم و همیشه اون ترس باعث میشه که من تو زندگیم به هیچ جا نرسم اما باید ترس بزارم کنار و قدم به قدم به هدف نزدیک بشیم و شکر گزار باشیم حتی اگه قدم های کوچیکی بر میداریم به مرور زمان تشکیل به قدم های بزرک میشه ما خودمون با باورامون زندگیمون شکل میدیم ️
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت که بازم قشنگ انگار پازل زهنمو اوکی کردی
واقعا برای نشونت همزمانیت شکر عصری قسمتی از زندگی در بهشتو دیدم که اومدید افتتاح کنید بعد یدفعه مامانم گفت خودش کاراشو میکنه
گفتم اره مامان عجیبه با انقدر پول خودش کاراشو میکنه
استاد چجوریه انقد عاشق کارتی
چقد خوبه علاقتو پیدا کردی وادامه دادی وچنان اراده ای داری
استاد عزیز امروز 27 بهمن 1404 هست و من زمان زیادی از تمرین هام و زندگی الهیم فاصله گرفتم خواستم میانبر یا خاکی برم بیوفتم جلو یا هرچی
اما باری دیگه قوانین به من یادآوری شد ک باید اجراشون کنم امروز بعد از مدت ها من به این مسیر با این نشونه برگشتم و امیدوارم موندنم پایدار بشه یعنی براش هرروز تلاش میکنم
اینکه من به ی سری از اهدافم نرسیدم چندساله چون عجله داشتم و تو قدم اول میخواستم هزار قدم بردارم و در قدم اول به کارایی ک بعدا باید انجام میدادم فک میکردم به کل احساس ضعف میکردم
میخواستم ی بار دیگه خودمو تست کنم و در مسیر حرکت کنم البته اینبار فقط گوش کردن نباشه عمل کردن بیشتر نسبت به قبل و واسوس گونه مراقب افکار و رفتارم باشم دمت گرم بابت همه چی
به نام خداوند بخشنده
سلام بر استاد جان و دوستان
اتفاقا منم موافقم که وقتی آدم ثروتمند میشه، باید یه سری برنامه هایی برای هر روزش داشته باشه و فعالیت کنه،، اصلن این جنب و جوش و تحرک باعث زنده بودن میشه، باعث بوجود آمدن شادی و نشاط توی زندگی میشه… وگرنه آب هم که راکد بمونه چه اتفاقی میفته؟!!
باورهای محدود کننده واقعا شبیه علفهای هرز رشد و گسترش سریع و زیادی دارن، باید مرتبا مهارشون کرد وگرنه دیگه چیز مثبتی توی ذهن باقی نمیمونه، ، دقت کردین چقدر راحت بوجود میان، اما مهارشون به این راحتی نیست…. چقدر بهتره که دیگه ورودی های ذهن رو آگاهانه کنترل کنیم تا جلوی رویش جدید علفهای هرز رو بگیریم و بقیه رو هم با ساخت باورهای سازنده ی قوی کم کم از بین ببریم.
خداوند هدایتمون کنه تو این مسیر تا راه برامون آسان تر بشه و با اراده بتونیم یه ذهن قدرتمند رو پرورش بدیم به لطف خدا..
سپاس گزارم از استاد عزیز که هر بار دریچه ی ذهنمون رو به موضوع مهمی باز میکنن و اینها همه باعث حرکت و رشد و آگاهی ماست.
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
بنام خدا
سلام بر استاد عزیزم و دیگر دوستان
خدایا شکرت که در مسیر موفقیت گامی دیگر را پشت سر گذاشتم،
خدارا شاکرم که با کمکم استاد عزیزم هرروز در مسیر آگاهی پیش میرم و با کوجه به سیر تکاملی
جهان ،من هم در مسیر رسیدن به خواسته هام هر روز پله ای بالاتر میرم و بر این باورم
که اگر قدم اول را بر دارم چراغی برای نشان دادن قدم بعدی روشن میشود
خدایا شکرت
با سلام خدمت استاد عزیز بعد از مدتها قطعی اینترنت وصل شدم اولین اقدام من ادامه پروژه خانه ذهن بود که توی گام نهم مونده بود
بسیار عالی بود انگار نیاز داشتم که این موضوع با فاصله و این موقع مطرح بشه اینکه قدم بعدی وقتی هویدا میشه قدم کنونی رو برداریم ون توانایی لازم برای برداشتن قدم بعدی در طی اجرای این قدم در وجود ما ساخته میشه
که در مسیر هدف ودمون رو با دیگران مقایسه نکنیم بلکه قدم کنونی را با قدمهای قبلی مقایسه کنیم هنگام شروع پروژه نباید کل پروژه رو یه جا شروع کنیم بلکه باید قطعه قطش کنیم
وقتی یک مرحله رو طی کردی مرحله بعدی با سرعت بیشتری طی میشه و موفقیت یک رشد تصاعدیه
نتایج بهتره که پایدار باشه این جمله آخر استاد بود و به نظرم بهترین جملهای بود که امروز باید میشنیدم
با سلام
نهمین روز خانه تکانی ذهن
علفهای هرز،دقیقا این کلمه رو پیتوم تو ذهنم متصور بشم،اما خداروشکر کم شدن این علفهای هرز رو هم الان احساس میکنم.
و اما نتیجه پایدار،من خودم وقتی به یه نتیجه میرسم فکر میکنم همیشگی هستش ولی باید بدونم تو اون مسیر بمونم تا این نتیجه بدست آمده پایدار بمونه،خداروشکر با گوش دادن به این فایل ها حال دلم خوبه و دارم گام به گام به هدف تعیین شده نزدیک میشم ولی باید یادم بمونه اونرو پایدار بکنم،آن شاءالله
سلام
باور محدود کننده مانند علف هرزی می باشد .
فایل رو گوش کردم و به این فکر کردم که واقعا وقتی من میخوام کاری رو شروع کنم همون اول به تهش نگاه میکنم ، و تو ذهنم میگم وای سخته ، اینو باید بگیرم ، اینقدر درگیر میشم ، زمان زیاد باید بزارم ، وای خسته میشم و هزاران دلیل کوچک و بزرگ .
و صحبت شما :
تصمیم گرفتید این درخت ها رو قطع کنید . ولی با کوچک کردن قدم هاتون و تازه با لذت بردن از این مسیر « که این کار یه ورزش هم برام هست و آمادکی جسمانیم رو بهترم میکنه ( شرطی کردن ذهن ) »
پیش رفتید و خسته هم نشدید ( تعهد )
بلکه لذت بردید و تازه تو مسیر فهمیدید برای راحت کردن کارتون باید از چه ابزاری استفاده کنید که جدا از آسون کردن کارتون به خودتون هم آسیب نرسونید .
( طی کردن تکامل )
مهمترینش :
از کار تکراری دست نکشیدین و آنقدر ادامه دادید تا به پایان برسه و از نتیجه لذت ببرید.
و قشنگ ترش اینکه :
افرادی هستن که بیان این کارو بکنن و من راحت تو خونه استراحت کنم ( به نظرم میشه تنبلی ) ولی دوست داشتین برای خودتون کاری رو بکنید که براتون لذت بخش ترم هست و وقتی مسیر رو با موتور یا پیاده میرید با لذت نگاه کنید و اثر هنریتون رو ببینید و بگید به به ، چه کردم .
پس منم باید برای شروع :
هدفم رو انتخاب کنم و برای قدم کوچکِ اول استارت بزنم .
قطعه به قطعه و قدم به قدم ، هر روز یک قدمِ کوچک و لذت بردن از مسیر و هر قدمی که جلو میرم محکم تر و با اعتماد به نفس تر ، تا تکاملم طی بشه (به نتیجه فک نکنم) و بعد هم رسیدن به مقصد و داشتن احساس خوب .
– تو این موارد ذهن میاد میگه اگه این همه رفتی و نتیجه مورد پسندت نبود چی و تازه زمانت هم رفته و …..
( ترمز)
– این جهان بر اساس حرکته ، باید حرکت کنم و تکاملم رو طی کنم که بفهمم رسالتم چیه ؟ مسیر من چیه ؟
من باید برای خودم کاری کنم و از نقطه امنم بیام بیرون ، تو نقطه امنم بودم تا الان ، چی شد ، چیکار کردم برای خودم !!!!!!
الان میخوام بسازم من خلق و خالقم و الان ایمانم قوی تر ، چون من تصمیم میگیرم و شروع میکنم خدا هم کنارم و برام میچینه ( گاز )
با نوشتن این جمله یه حس خوبی گرفتم البته اگه مقاومت ذهنم بزاره .
بازم نمیدوتم جمله ای که برای ( گاز ) نوشتم درسته یا نه ؟!!!؟ چون به هر حال من تازه دارم رو خودم کار میکنم ،
سپاس فقط یک کلمه است ، اما قدردانیِ من از شما بی پایان است .
چقدر با این نوشته زیباش حال کردم.
چقدر درست و صحیح بود!
واقعا یه لحظه خودِ درونمو کشید بیرون.
فوق العاده جذاب و ستودنی بود برام و هست.
💯
سپاسگذارم از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان که دستان خداوند شدن برای هدایت بچه ها.
با درود و مهر
به به چه فایلی، چه زیبا، دیروز برای غلبه بر کمال گرایی افراطی ام یک ایده ی الهامی 5 ماه پیش را اجرا کردم. نتیجه خوب بود. واقعا صحبت های استاد منطقی اند. من نباید توقع داشته باشم در اجرای اول همه چی عالی باشه.به مرور بهتر و بهتر میشه. دیروز خیلی خستگی جسمی داشتم ولی وقتی توی چشمهای خوشگل بچهها نگاه کردم همه ی خستگیم رفت. وقتی بهم میگفتن داره خوش میگذره جون گرفتم. این فایل رو من هزار بار بشنوم کمه، به خودم میگم هر بار یه باور محدودکننده را حذف کنم توی مغزم مثل جاده ای که استاد ساختن میشه.