اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظرم ایلان ماسک همون موسی گذشته هست که امروز داره به سرعت نور زندگی رو راحت تر میکنه …
چند وقت پیش یه مصاحبه ازش دیدم که می گفت ده سال آینده اصلا نیاز نیست افراد سر کار برن ….فکرشو کن ….اونقدر ایمانش قوی شده و اونقدر همه چیز براش ممکن شده که حتی برای ده سال دیگه هم از الان برنامه داره …
در اتفاقات اخیر ایران ….همه میگفتن ایلان ماسک اگه ایلان ماسک بهمون اینترنت بده چی میشههه …فکرشو کن به جایی برسی که زمانی که کل کشور اینترنت نداشتن یه تعداد از ایران که از قبل استارلینک داشتن به اینترنت دسترسی داشتن ….
چند روز پیش تو دبی از تاکسی های بدون سرنشین ایلان ماسک رونمایی کردن …
تو یه مصاحبش میگفت من شبها میتونم تنها نخوابم … ولی تنها میخوابم چون ذهنم طوفانیهههه … طوفانی از ایده …و کسی که عمل میکنه …
فکر کنم ایلان ماسک واقعا از بهترین الگوهای قرن ما هست …. کسی که نفر اول ثروتمند جهان …. و الحق که واقعا لایقشه …
نشانه ایمان اطمینان قلب است. پس چرا من ندارم؟ در حالیکه بنده نماز میخوانم و تلاوت قرآن هم میکنم و به مسایل شرعی پایبندم اما بااین همه آرامش ندارم؟ دلیل چیست؟
بلی بدون شک قلب با ایمان را هرگز غم و غصه پریشان نمیکند و اصلا ایمان با نگرانی سازگار نیست و خداوند متعال هم در قران کریم میفرماید که بنده گان مخلصم نه غمگین میشوند ونه میترسند پس اینکه من ترس و دلهره دارم دلیل اش در باور های شرک آلود و سرسری من از قوانین کیهان است و اگر قانون را درست درک کنم دیگر هم و غم در وجودم رخنه نمیکند چون هم و غم وسیله های شیطانی است.
اولا زندگی اینقدر طولانی نیست که باهم و غم سپری گردد و تا امروز هم وغم و غصه که داشتیم کدام درد مان را دوا کرده جز پریشانی بیشتر و پریشانی بیشتر باعث احساس بد و احساس بد باعث اتفاقات بد و بدتر در زندگی ام شده. هرلحظه از زندگی را که بدون هم وغم سپری کردم و کنترول ذهنم را آگاهانه در دست گرفتم همان لحظه از زندگی کیف کردم و از بودن در این دنیا و از همه این زیبای ها و نعمت های فراوان. باقی عمر که در نگرانی از اتفاقات آینده و پریشانی برای گذشته هر دو ریشه در باور های شرک آلود است.
آخر نگرانی برای چی؟ اون خدای که هست کرده همه چیز در اختیار اوست تنها اورا پرستش کن و به او توکل کن و اون کافیست. این باور و ایمان را در وجودم باید بوجود بیاورم که خداوند قدرت خلق زندگی مان را در دست تان خودمان گذاشته و ماهستیم که توسط افکار و ذهن مان زندگی مان را شکل میدهیم و اتفاقات زندگی مان را بوجود میارویم. ما مسول زندگی خود هستیم نه کسی دیگر و توسط کنترول ذهن و افکار مان زندگی مان را شکل میدهیم.
استاد! یکی از بزگترین ترس های زندگی فعلا ام ترس از مسایل مالی است که بدهی ام و ذهنم را درگیر روزمره گی کرده است و نگرانی دوم ام در قسمت پیش برد امورات کاری ام میباشد و نگرانی سوم هم در قسمت زندگی آینده ام؟ لطف نموده کمی راهنمایی کنید تا در فرکانس خوب و مثبت هدایت شوم.
من باید کامنت و دیدگاهی که دیشب نوشتم در مورد این فایل فوق العاده رو ویرایش کنم چرا که خوابم برده بود و ارسال نشده بود
بشدت خوشحالم که از روز هفتم بهمن ماه کاملا متعهدانه وارد سایت میشم و هر روز یک فایل گوش میکنم و یک کامنت می نویسم تا دفتری بشه که در هر بار رجوع ورق بزنم و آموزه های استاد رو به خودم یاد آوری کنم
امروز پنج شنبه 1404/11/9
کامنت و فایل مربوط به روز دوم تعهد من به ورود به سایت تا عید نوروز
عنوان این فایل و صحبت های استاد تماما مهر تاییدی بود بر آنچه که به من الهام شده بود
در واقع هدایتی بود از سمت خداوند که اصل را از فرع تشخیص دهم
خیلی خوب به یاد دارم که روز هفتم بهمن قبل عز بک چرت چند دقیقه ای دلچسب ظهرانه،
من تصویری را در عالم خواب و بیداری دیدم
تصویری که الهام خداوند بود برای شغلی که باید شروع کنم
قاعدتا باید این همه تصویر واضح و روشن را در کسری از ثانیه دیده باشم
از صفر تا صد کار از شروع تا اوج کار را دیدم
طبق آموزه های قبلی که از استاد شنیده بود همان لحظه با برادرم تماس گرفتم و جریان را تعریف کردم از قضا یکی از دوستانش کنارش بود که تخصص و حرفه ی اصلی اش چیزیست که به کاری که من باید انجام دهم مربوط هست
همان لحظه مشورت گرفتیم و بنا شد که شروع کنم
در این میان نجواها شروع شد هم ذهن خودم
هم یکی دو نفر از اطرافیان
؛
که چگونه میتوانی انجام دهی!!؟؟
تویی که با دنیای کاری که میخواهی شروع کنی تا این حد بیگانه ای؟!
الان شرایط کشور خوب نیست اجازه بده به روال عادی برگردیم؟!
میدانی قیمت دلار و طلا هرروز نجومی بالا میرود ؟!
در این شرایط که من دنبال انبار نان و غله هستند خدمات تو در درجه ی چند دهمین هم نیست
اصلا اولویت مردم نیست!!!
پولت را نگه دار شکم فرزندانت را سیر کنی!
و صحبت هایی از این دست…
اما من دیگر جنس الهام های خداوند را میشناسم
اینکه من دیروز ظهر پای اجاق گاز ایستاده بودم و برای بچه هایم سیب زمینی سرخ میکردم این الهام انقدر قوی بود که امان نمیداد میگفت انجامش بده انجامش بده
انجامش بده
هیاهویی در دل من بود و هست و من این هیاهو را دوست دارم استرس نیست نگرانی نیست سراسر امید و روشنی است حس خوب است
همان لحظه با برادرم تماس گرفتم که پرداخت را انجام میدهم شروع کنیم
و دیشب این فایل تمام نجواهای گرچه ضعیف را برای همیشه نابود کرد؛
تنها یک جمله
تنها بک جمله از این فایل کافی بود تا من دیگر به هییییییچ چیز دیگری فکر نکنم
نوح
کشتی نوح…
دیگر گوشم بدهکار هیچ کس نیست
یکی از دوستان نزدیکم که از قضا در همین مسیر زیبایست که همه ی ما هستیم
دیشب میگفت فعلا بچهایت کوچک هستند
میدانی این کار چقددددر از تو وقت میگیرد
میدانی هرروز بی وقفه باید تلاش کنی تا بتوانی آنچه که میخواهی را عرضه کنی!؟
اما من گفتم آنچه که من میدانم این است که این کار را باید انجام دهم
به خودم گفتم اتفاقا در کودکی بچه هایم تلاش میکنم تا چند سال دیگر در سایه آرامش این منبع مالی کنار هم تنها از نعمت های فوق العاده ی خداوند لذت ببریم.
خودم هم متعجبم از این دل قرصی
متوجه شدم که من چقدر با فایل ها و آموزه های استاد تغییر کرده ام
الهی هزاران بار تو را سپاس برای این مرشد و راهنما که بی دریغ دست مهربان تو شده در این جهان
خداوند آفریننده کوه ها و دریاها، خداوند آفریننده صخره ها و سنگ ها، خداوند آفریننده بیابان ها و صحراها، خداوند آفریننده آدم، خداوند آفریننده زمین، خورشید، سیارات و ستارگان، خداوند آفریننده کیهان و کهکشان، خداوند آفریننده قوانین درست برای مدیریت و پیشرفت و رشد روزافزون این جهان، خداوند خالق خوبی ها، خداوند خالق دست های هنرمندم و پاهای توانمندم
بعد از اینکه به مدت دو هفته اینترنت کشور قطع بود و دسترسی فقط به سایت ها و منابع محدود شده ای ممکن بود، من این فرصت رو غنیمت شمردم تا از این سکوتی که در اختیار من قرار داده شده بیشترین بهره ممکن رو ببرم و برخلاف اکثریت جامعه که از وضعیتشون مینالن و بقیه رو مقصر این اتفاقات میدونن، من به شدت خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم که این فرصت رو به من داده تا از بند این وابستگی خودم به اینترنت رها بشم، ذهنم رو از چرندیات پاک کنم و اون رو آماده دریافت الهامات الهی کنم. و خب، همه این اتفاقات و الهامات هم به سمتم اومدن و خیلی هم سریع تر از اونچه که انتظارش رو داشتم اومدن! یعنی از یکی دو روز بعد از اینکه این ذهنیت رو انتخاب کردم و باهاش زندگی کردم اتفاقات کاملا به شکل متفاوتی رقم خورد. کم کم الهامات خداوند داشت به شکل های مختلف به سراغم میاومد. نمونه خیلی بارز و واضحش این بود که من توی این مدت هر روز از صبح تا شب فایل های پروژه خانه تکانی ذهن رو گوش میکردم و همواره یا توی گوشم بود یا داشتم موقع طراحی، استراحت، ورزش حتی دستشویی کردن (!) هم به این فایل ها گوش میکردم و هر شب هم فایل جدید مربوط به روز رو گوش میکردم و یادداشت برداری میکردم. بعد از مدتی کم کم علاوه بر اینکه اتفاقات جدیدی برای من میافتاد متوجه میشدم که چقدر این اتفاقات کاملا شبیه حرف ها و آگاهی هایی هستن که از صبح تا شب دارم بهشون گوش میدم و ذهنم رو درگیرشون کردم. اینکه چقدر مهمه که به چی گوش میدی، گوشت و ذهنت رو به کی میسپری و ورودی های ذهنت رو به کی میسپری. چون این ورودی ها، باعث خلق باورهایی میشن که ما بوسیله اونها زندگی میکنیم و نتایجمون رو خلق میکنیم.
2 مورد که توی فقط 1 ماه اخیر برای من اتفاق افتادن و من الگوشون رو درون زندگیم دیدم، مسائلی بودن که مربوط به آموزه های استاد توی این فایل میشدن و من به محض اینکه این مسائل بهم الهام شدن و متوجه این الگو شدم اونا رو توی نوت گوشیم ذخیره کردم تا در فرصتی مناسب (مثل الان) بیام و درموردشون بنویسم تا هم در مورد نتایجم بنویسم و با اینکار فرکانسم رو تقویت کنم و به مدار بالاتر برم و هم باورهای ذهنم رو تقویت کنم که چقدر مدیریت ورودی های ذهن موثر و تاثیرگزاره.
1. وقتی که خداوند قاطعیت شما را ببیند، جهان واکنش میدهد:
همانطوری که استاد در نتیجه قاطعیت و مصمم بودنشون برای استفاده از هر فرصتی در راستای مطالعه و کاوش درون این مطالب و کار کردن بر روی خودشون، از طرف خداوند در مسیری قرار گرفتن که شرکتشون عملا هیچ کاری نداشت و ایشون بدون کار کردن حقوق میگرفتن و با اطمینان خاطر بیشتر تونستن بر روی کارشون تمام-وقت وقت بذارن و فعالیت کنن، همچین اتفاقی برای من هم افتاد.
زمانی که من تصمیم گرفتم از دانشگاه و رشته ای که بهش علاقه ای نداشتم بیام بیرون و دنبال کاری برم که عاشقانه دوستش دارم، شاید تنها نگرانی من از بابت چیزی بود که باید به خانواده در رابطه با کلاس ها میگفتم. برای همین تصمیم گرفتم هیچ حرفی از خروجم از دانشگاه و ترک تحصیلم تا زمانی که نتیجه نگرفتم با هیچ کس نزنم و این مسئله رو بین خودم و خدای خودم نگه دارم و زمانی که نتیجه گرفتم و کسی از من پرسید، اون موقع در مورد نتایجم و کارهایی که انجام دادم صحبت کنم. و اینکه اصلا نمیخواستم دروغی به خانوادم بگم برای همین مصمم بودم تا هرروز تا دانشگاهم که سمت پاکدشته و حدودا 1 ساعت و خورده ای تا خونمون فاصلشه برم اما به جای شرکت در کلاس ها، برم کتابخونه و بشینم بر روی خودم و کارهایی که میخوام انجام بدم تمرکز کنم و کار کنم.
وقتی این اتفاق افتاد، وقتی که خداوند تصمیم قاطعانه من برای تغییر و حرکت در مسیر مورد علاقهم رو دید، اتفاقی که افتاد این بود که از اون موقع به بعد همه کلاس هامون تقریبا به صورت مجازی شد. یعنی اول یک سری کلاس ها شروع کردن به مجازی شدن و بعد از یک هفته تمامی کلاس ها یا مجازی شدن و یا به پایان رسیدن و من میتونستم با خونه موندن و عدم انجام هیچ کار اضافه ای در راستای مسیر، بدون خرج کردن حتی هزار تومن، بمونم توی خونه گرم و نرممون و فقط کارهام رو انجام بدم و روی این آگاهی ها،فقط بر روی خودم و روی علایقم تمرکز کنم و برنامه هام رو عملی کنم. و این اتفاق اخیرا حتی برای بازه امتحانات دانشگاه هم افتاد و من بدون اینکه نیاز باشه برای امتحان دادن برم بیرون (حتی به صورت فرمالیته) امتحاناتمون هم مجازی شد و من باز هم میتونم به راحتی خونه بمونم و بیشتر و بیشتر تمرکزم رو روی خودم معطوف کنم.
2. جهان در حال سرند کردن است:
یکی از نکاتی که استاد عزیز توی این فایل بهش اشاره کردن این بود که جهان هستی با اتفاقی مثل کرونا، در حال سرند کردن افراد از همدیگست. در حال جداسازی و جدا کردن آدم هایی که ایمان دارن، و به سمت اهدافشون حرکت میکنن از افرادیه که شرک در وجودشون هست و دیگران رو مسئول زندگیشون میدونن و یا هیچ قدمی برای زندگی و رویاهاشون برنمیدارن.
اتفاقات دو هفته اخیر که (تقریبا) همه مردم کشور درگیرش شدن و شروع کردن به اعتراض کردن، شروع کردن به بیرون رفتن و تظاهرات کردن، برای من دقیقا همین مثال رو تداعی میکرد. با خودم داشتم میگفتم و این الگو رو میدیدم که هرکسی برای تظاهرات میرفت یا حتی به لحاظ لفظی توی این فضا بود و در مورد این مسائل صحبت میکرد، همه و همه بدون ذره ای خطا، افرادی بودن که توی زندگیشون از شرایط خوبی برخوردار نبودن و تک تک شون توی بسیاری از جنبه های زندگیشون مشکلات داشتن. از بیماری گرفته، تا دردهای مختلف، از فقر مالی و بی پولی تا عدم داشتن آرامش یا صلح درونی با خودشون یا با جهان اطرافشون و همه این الگو ها رو به صورت عینی میدیدم و تمام کاری که میکردم و اونچه که در ذهنم با خودم مرور میکردم این بود که:
حتی ذره ای به این موضوعات توجه نکن و اهمیت نده؛ اگر میخوای نتیجه متفاوت بگیری و اگر میخوای جزوی از این افراد نباشی، پس نباید مثل اونا فکر کنی و مثل اونا عمل کنی.
به نام خدا
سلامممم امروز روز ششم از پروژه خانه تکانی ذهن
به نظرم ایلان ماسک همون موسی گذشته هست که امروز داره به سرعت نور زندگی رو راحت تر میکنه …
چند وقت پیش یه مصاحبه ازش دیدم که می گفت ده سال آینده اصلا نیاز نیست افراد سر کار برن ….فکرشو کن ….اونقدر ایمانش قوی شده و اونقدر همه چیز براش ممکن شده که حتی برای ده سال دیگه هم از الان برنامه داره …
در اتفاقات اخیر ایران ….همه میگفتن ایلان ماسک اگه ایلان ماسک بهمون اینترنت بده چی میشههه …فکرشو کن به جایی برسی که زمانی که کل کشور اینترنت نداشتن یه تعداد از ایران که از قبل استارلینک داشتن به اینترنت دسترسی داشتن ….
چند روز پیش تو دبی از تاکسی های بدون سرنشین ایلان ماسک رونمایی کردن …
تو یه مصاحبش میگفت من شبها میتونم تنها نخوابم … ولی تنها میخوابم چون ذهنم طوفانیهههه … طوفانی از ایده …و کسی که عمل میکنه …
فکر کنم ایلان ماسک واقعا از بهترین الگوهای قرن ما هست …. کسی که نفر اول ثروتمند جهان …. و الحق که واقعا لایقشه …
دل نوشته من از فایل ششتم :
نشانه ایمان اطمینان قلب است. پس چرا من ندارم؟ در حالیکه بنده نماز میخوانم و تلاوت قرآن هم میکنم و به مسایل شرعی پایبندم اما بااین همه آرامش ندارم؟ دلیل چیست؟
بلی بدون شک قلب با ایمان را هرگز غم و غصه پریشان نمیکند و اصلا ایمان با نگرانی سازگار نیست و خداوند متعال هم در قران کریم میفرماید که بنده گان مخلصم نه غمگین میشوند ونه میترسند پس اینکه من ترس و دلهره دارم دلیل اش در باور های شرک آلود و سرسری من از قوانین کیهان است و اگر قانون را درست درک کنم دیگر هم و غم در وجودم رخنه نمیکند چون هم و غم وسیله های شیطانی است.
اولا زندگی اینقدر طولانی نیست که باهم و غم سپری گردد و تا امروز هم وغم و غصه که داشتیم کدام درد مان را دوا کرده جز پریشانی بیشتر و پریشانی بیشتر باعث احساس بد و احساس بد باعث اتفاقات بد و بدتر در زندگی ام شده. هرلحظه از زندگی را که بدون هم وغم سپری کردم و کنترول ذهنم را آگاهانه در دست گرفتم همان لحظه از زندگی کیف کردم و از بودن در این دنیا و از همه این زیبای ها و نعمت های فراوان. باقی عمر که در نگرانی از اتفاقات آینده و پریشانی برای گذشته هر دو ریشه در باور های شرک آلود است.
آخر نگرانی برای چی؟ اون خدای که هست کرده همه چیز در اختیار اوست تنها اورا پرستش کن و به او توکل کن و اون کافیست. این باور و ایمان را در وجودم باید بوجود بیاورم که خداوند قدرت خلق زندگی مان را در دست تان خودمان گذاشته و ماهستیم که توسط افکار و ذهن مان زندگی مان را شکل میدهیم و اتفاقات زندگی مان را بوجود میارویم. ما مسول زندگی خود هستیم نه کسی دیگر و توسط کنترول ذهن و افکار مان زندگی مان را شکل میدهیم.
استاد! یکی از بزگترین ترس های زندگی فعلا ام ترس از مسایل مالی است که بدهی ام و ذهنم را درگیر روزمره گی کرده است و نگرانی دوم ام در قسمت پیش برد امورات کاری ام میباشد و نگرانی سوم هم در قسمت زندگی آینده ام؟ لطف نموده کمی راهنمایی کنید تا در فرکانس خوب و مثبت هدایت شوم.
ممنون تان
به نام الله یکتا
خدای عزیزم شکرت برای اگاهی های این فایل،شکرت که چقدر نیاز داشتم این حرف ها رو بشنوم
خدایا کمکم کن هدایت هات رو درک کنم
خدایا کمکم کن چشم و گوشم باز باشه برای دریافت و به من قدرت فهمش رو بده
خدایا کمکم کن هم الهاماتت رو درک کنم هم بتونم اجرا کنم
تو همین مدت واسه دوره های اموزشیم و به دست دانشجوهام رسوندنش کلی هدایتم کردی و کارو برام راحت کردی ممنونم ازت
خدایا عاشقتم ممنونم ازت به خاطر همین لحظه که برنامه بیزینسمو برام چیدی و میدونم اتفاقات خیلی بزرگی تو راهه
من نه میترسم و نه غمگینم ،چون به هدایت هات ایمان دارم
بریم سراغ اگاهی های گام 6 از خانه تکانی ذهن: عمل به الهامات
تغییر شرایط از تغییر عادت های روزانه شروع میشه مثل اضافه کردن مدیتیشن و یادگیری زبان و خوندن کتاب به عادت های روزانه ام!!!
در مسیر رعایت قوانین باید متعهد باشم
تضاد فرصتیه تا من متوجه بشم چی دوس دارم!
مسیر درست، کنترل ورودی های ذهن و عمل به الهانات هست
ذهن( شیطان) کارش ترسوندنه! اما من با ایمان درونی ترس رو میذارم کنار و توکل میکنم
خداوند مرتبا در حال ارسال فرکانس هدایت به من هست
فرکانس ایمان با فرکانس نگرانی بیگانه اس ،نمیتوان همزمان هم ایمان داشت هم نگران بود
نشانه ایمان ،اطمینان قلبیه
کنترل ذهن با روش: از تک تک لحظات استفاده کنم تا بتونم اگاهی ها رو درک کنم و با صدای خودم هر چی درک میکنم رو ضبط کنم و گوش بدم
وقتی با عملت از کوچک ترین زمانت استفاده میکنی تا رشد کنی خداوند شرایط رو جوری فراهم میکنه تا زمان بیشتری برای کارکردن روی خودت داشته باشی
تو تغییر کن جهان واکنش متفاوتی به تو میده
اگر من مثل بقیه فکر کنم نتایجی رو میگیرم که بقیه گرفتن
برای ساخت باور درست باید به ذهنت هم منطق بدی هم الگو بیاری
اونایی که به الهاماتشون گوش کردن اماده و محیا برای اتفاقات اینده هستن
خدا مثل دستگاه فرستنده رادیویی هر لحظه در حال ارسال فرکانس هدایت به ماست
جهان همیشه در حال تغییره! مثل فصول و کسی برنده اس که اماده تغییر باشه چجوری؟
با عمل به الهامات درونیش که نه از ترس بلکه از ایمان قلبی و ارامش میاد
الهی شکرت
درپناه خدا،مینا ماجدی
درود به ساحت پروردگار جان جانانم
من باید کامنت و دیدگاهی که دیشب نوشتم در مورد این فایل فوق العاده رو ویرایش کنم چرا که خوابم برده بود و ارسال نشده بود
بشدت خوشحالم که از روز هفتم بهمن ماه کاملا متعهدانه وارد سایت میشم و هر روز یک فایل گوش میکنم و یک کامنت می نویسم تا دفتری بشه که در هر بار رجوع ورق بزنم و آموزه های استاد رو به خودم یاد آوری کنم
امروز پنج شنبه 1404/11/9
کامنت و فایل مربوط به روز دوم تعهد من به ورود به سایت تا عید نوروز
عنوان این فایل و صحبت های استاد تماما مهر تاییدی بود بر آنچه که به من الهام شده بود
در واقع هدایتی بود از سمت خداوند که اصل را از فرع تشخیص دهم
خیلی خوب به یاد دارم که روز هفتم بهمن قبل عز بک چرت چند دقیقه ای دلچسب ظهرانه،
من تصویری را در عالم خواب و بیداری دیدم
تصویری که الهام خداوند بود برای شغلی که باید شروع کنم
قاعدتا باید این همه تصویر واضح و روشن را در کسری از ثانیه دیده باشم
از صفر تا صد کار از شروع تا اوج کار را دیدم
طبق آموزه های قبلی که از استاد شنیده بود همان لحظه با برادرم تماس گرفتم و جریان را تعریف کردم از قضا یکی از دوستانش کنارش بود که تخصص و حرفه ی اصلی اش چیزیست که به کاری که من باید انجام دهم مربوط هست
همان لحظه مشورت گرفتیم و بنا شد که شروع کنم
در این میان نجواها شروع شد هم ذهن خودم
هم یکی دو نفر از اطرافیان
؛
که چگونه میتوانی انجام دهی!!؟؟
تویی که با دنیای کاری که میخواهی شروع کنی تا این حد بیگانه ای؟!
الان شرایط کشور خوب نیست اجازه بده به روال عادی برگردیم؟!
میدانی قیمت دلار و طلا هرروز نجومی بالا میرود ؟!
در این شرایط که من دنبال انبار نان و غله هستند خدمات تو در درجه ی چند دهمین هم نیست
اصلا اولویت مردم نیست!!!
پولت را نگه دار شکم فرزندانت را سیر کنی!
و صحبت هایی از این دست…
اما من دیگر جنس الهام های خداوند را میشناسم
اینکه من دیروز ظهر پای اجاق گاز ایستاده بودم و برای بچه هایم سیب زمینی سرخ میکردم این الهام انقدر قوی بود که امان نمیداد میگفت انجامش بده انجامش بده
انجامش بده
هیاهویی در دل من بود و هست و من این هیاهو را دوست دارم استرس نیست نگرانی نیست سراسر امید و روشنی است حس خوب است
همان لحظه با برادرم تماس گرفتم که پرداخت را انجام میدهم شروع کنیم
و دیشب این فایل تمام نجواهای گرچه ضعیف را برای همیشه نابود کرد؛
تنها یک جمله
تنها بک جمله از این فایل کافی بود تا من دیگر به هییییییچ چیز دیگری فکر نکنم
نوح
کشتی نوح…
دیگر گوشم بدهکار هیچ کس نیست
یکی از دوستان نزدیکم که از قضا در همین مسیر زیبایست که همه ی ما هستیم
دیشب میگفت فعلا بچهایت کوچک هستند
میدانی این کار چقددددر از تو وقت میگیرد
میدانی هرروز بی وقفه باید تلاش کنی تا بتوانی آنچه که میخواهی را عرضه کنی!؟
اما من گفتم آنچه که من میدانم این است که این کار را باید انجام دهم
به خودم گفتم اتفاقا در کودکی بچه هایم تلاش میکنم تا چند سال دیگر در سایه آرامش این منبع مالی کنار هم تنها از نعمت های فوق العاده ی خداوند لذت ببریم.
خودم هم متعجبم از این دل قرصی
متوجه شدم که من چقدر با فایل ها و آموزه های استاد تغییر کرده ام
الهی هزاران بار تو را سپاس برای این مرشد و راهنما که بی دریغ دست مهربان تو شده در این جهان
استاد شما فوق العاده اید.
به نام خدای مهربان
خداوند آفریننده کوه ها و دریاها، خداوند آفریننده صخره ها و سنگ ها، خداوند آفریننده بیابان ها و صحراها، خداوند آفریننده آدم، خداوند آفریننده زمین، خورشید، سیارات و ستارگان، خداوند آفریننده کیهان و کهکشان، خداوند آفریننده قوانین درست برای مدیریت و پیشرفت و رشد روزافزون این جهان، خداوند خالق خوبی ها، خداوند خالق دست های هنرمندم و پاهای توانمندم
بعد از اینکه به مدت دو هفته اینترنت کشور قطع بود و دسترسی فقط به سایت ها و منابع محدود شده ای ممکن بود، من این فرصت رو غنیمت شمردم تا از این سکوتی که در اختیار من قرار داده شده بیشترین بهره ممکن رو ببرم و برخلاف اکثریت جامعه که از وضعیتشون مینالن و بقیه رو مقصر این اتفاقات میدونن، من به شدت خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم که این فرصت رو به من داده تا از بند این وابستگی خودم به اینترنت رها بشم، ذهنم رو از چرندیات پاک کنم و اون رو آماده دریافت الهامات الهی کنم. و خب، همه این اتفاقات و الهامات هم به سمتم اومدن و خیلی هم سریع تر از اونچه که انتظارش رو داشتم اومدن! یعنی از یکی دو روز بعد از اینکه این ذهنیت رو انتخاب کردم و باهاش زندگی کردم اتفاقات کاملا به شکل متفاوتی رقم خورد. کم کم الهامات خداوند داشت به شکل های مختلف به سراغم میاومد. نمونه خیلی بارز و واضحش این بود که من توی این مدت هر روز از صبح تا شب فایل های پروژه خانه تکانی ذهن رو گوش میکردم و همواره یا توی گوشم بود یا داشتم موقع طراحی، استراحت، ورزش حتی دستشویی کردن (!) هم به این فایل ها گوش میکردم و هر شب هم فایل جدید مربوط به روز رو گوش میکردم و یادداشت برداری میکردم. بعد از مدتی کم کم علاوه بر اینکه اتفاقات جدیدی برای من میافتاد متوجه میشدم که چقدر این اتفاقات کاملا شبیه حرف ها و آگاهی هایی هستن که از صبح تا شب دارم بهشون گوش میدم و ذهنم رو درگیرشون کردم. اینکه چقدر مهمه که به چی گوش میدی، گوشت و ذهنت رو به کی میسپری و ورودی های ذهنت رو به کی میسپری. چون این ورودی ها، باعث خلق باورهایی میشن که ما بوسیله اونها زندگی میکنیم و نتایجمون رو خلق میکنیم.
2 مورد که توی فقط 1 ماه اخیر برای من اتفاق افتادن و من الگوشون رو درون زندگیم دیدم، مسائلی بودن که مربوط به آموزه های استاد توی این فایل میشدن و من به محض اینکه این مسائل بهم الهام شدن و متوجه این الگو شدم اونا رو توی نوت گوشیم ذخیره کردم تا در فرصتی مناسب (مثل الان) بیام و درموردشون بنویسم تا هم در مورد نتایجم بنویسم و با اینکار فرکانسم رو تقویت کنم و به مدار بالاتر برم و هم باورهای ذهنم رو تقویت کنم که چقدر مدیریت ورودی های ذهن موثر و تاثیرگزاره.
1. وقتی که خداوند قاطعیت شما را ببیند، جهان واکنش میدهد:
همانطوری که استاد در نتیجه قاطعیت و مصمم بودنشون برای استفاده از هر فرصتی در راستای مطالعه و کاوش درون این مطالب و کار کردن بر روی خودشون، از طرف خداوند در مسیری قرار گرفتن که شرکتشون عملا هیچ کاری نداشت و ایشون بدون کار کردن حقوق میگرفتن و با اطمینان خاطر بیشتر تونستن بر روی کارشون تمام-وقت وقت بذارن و فعالیت کنن، همچین اتفاقی برای من هم افتاد.
زمانی که من تصمیم گرفتم از دانشگاه و رشته ای که بهش علاقه ای نداشتم بیام بیرون و دنبال کاری برم که عاشقانه دوستش دارم، شاید تنها نگرانی من از بابت چیزی بود که باید به خانواده در رابطه با کلاس ها میگفتم. برای همین تصمیم گرفتم هیچ حرفی از خروجم از دانشگاه و ترک تحصیلم تا زمانی که نتیجه نگرفتم با هیچ کس نزنم و این مسئله رو بین خودم و خدای خودم نگه دارم و زمانی که نتیجه گرفتم و کسی از من پرسید، اون موقع در مورد نتایجم و کارهایی که انجام دادم صحبت کنم. و اینکه اصلا نمیخواستم دروغی به خانوادم بگم برای همین مصمم بودم تا هرروز تا دانشگاهم که سمت پاکدشته و حدودا 1 ساعت و خورده ای تا خونمون فاصلشه برم اما به جای شرکت در کلاس ها، برم کتابخونه و بشینم بر روی خودم و کارهایی که میخوام انجام بدم تمرکز کنم و کار کنم.
وقتی این اتفاق افتاد، وقتی که خداوند تصمیم قاطعانه من برای تغییر و حرکت در مسیر مورد علاقهم رو دید، اتفاقی که افتاد این بود که از اون موقع به بعد همه کلاس هامون تقریبا به صورت مجازی شد. یعنی اول یک سری کلاس ها شروع کردن به مجازی شدن و بعد از یک هفته تمامی کلاس ها یا مجازی شدن و یا به پایان رسیدن و من میتونستم با خونه موندن و عدم انجام هیچ کار اضافه ای در راستای مسیر، بدون خرج کردن حتی هزار تومن، بمونم توی خونه گرم و نرممون و فقط کارهام رو انجام بدم و روی این آگاهی ها،فقط بر روی خودم و روی علایقم تمرکز کنم و برنامه هام رو عملی کنم. و این اتفاق اخیرا حتی برای بازه امتحانات دانشگاه هم افتاد و من بدون اینکه نیاز باشه برای امتحان دادن برم بیرون (حتی به صورت فرمالیته) امتحاناتمون هم مجازی شد و من باز هم میتونم به راحتی خونه بمونم و بیشتر و بیشتر تمرکزم رو روی خودم معطوف کنم.
2. جهان در حال سرند کردن است:
یکی از نکاتی که استاد عزیز توی این فایل بهش اشاره کردن این بود که جهان هستی با اتفاقی مثل کرونا، در حال سرند کردن افراد از همدیگست. در حال جداسازی و جدا کردن آدم هایی که ایمان دارن، و به سمت اهدافشون حرکت میکنن از افرادیه که شرک در وجودشون هست و دیگران رو مسئول زندگیشون میدونن و یا هیچ قدمی برای زندگی و رویاهاشون برنمیدارن.
اتفاقات دو هفته اخیر که (تقریبا) همه مردم کشور درگیرش شدن و شروع کردن به اعتراض کردن، شروع کردن به بیرون رفتن و تظاهرات کردن، برای من دقیقا همین مثال رو تداعی میکرد. با خودم داشتم میگفتم و این الگو رو میدیدم که هرکسی برای تظاهرات میرفت یا حتی به لحاظ لفظی توی این فضا بود و در مورد این مسائل صحبت میکرد، همه و همه بدون ذره ای خطا، افرادی بودن که توی زندگیشون از شرایط خوبی برخوردار نبودن و تک تک شون توی بسیاری از جنبه های زندگیشون مشکلات داشتن. از بیماری گرفته، تا دردهای مختلف، از فقر مالی و بی پولی تا عدم داشتن آرامش یا صلح درونی با خودشون یا با جهان اطرافشون و همه این الگو ها رو به صورت عینی میدیدم و تمام کاری که میکردم و اونچه که در ذهنم با خودم مرور میکردم این بود که:
حتی ذره ای به این موضوعات توجه نکن و اهمیت نده؛ اگر میخوای نتیجه متفاوت بگیری و اگر میخوای جزوی از این افراد نباشی، پس نباید مثل اونا فکر کنی و مثل اونا عمل کنی.
برای اولین بار میخواهم رد پایی از خودم تو سایت بذارم
خداروشکر میکنم که توی این همه مدت و شرایط گشور به وجود فایل های استاد من کنترل ذهن رو انجام دادم
و خداروشکر با اینکه اینترنت نبود ولی همچنان مشتری و واریزی های من سر جای خودش بود
خدارو شکر و ممنونم به خاطر این نگاه و این سایت الهی
و هدایت هایی که خداوند هر روز برام در زندگی نشون میده
امروزم وقتی وارد سایت شدم و خواستم هدایت امروزم رو دریافت کنم به این فایل هدایت شدم و کامنت شما
خوشحالم که خواستید تغییر کنیدو خدا هم براتون این شرایط رو فراهم کرد
و خیلی ممنونم از استاد عزیز که دستی از دستات خداوند هست برامون
و این فایل میتونه حتی شامل این شرایط کشورمونم باشه
مطمینا برامون برای ماهایی گه متفاوت تر از بقیه فگر میکنیم هدایت های خداوند و نتایج متفاوت هست
خدایاشکذ میکنم به این این هدایت