اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و دوستان هم فرکانسی که کامنت من رو میخونند
گام ششم : خانه تکانی ذهن گام به گام
وقتی که خداوند تعهد شما رو میبیند جهان پاسخ میدهد، جهان درهارو باز میکند وقتی که شما متعهد هستی به تغییرات
استاد این باور رو من تجربه کردم
از زمانی که تصمیم گرفتم که نظر دیگران و حرف مردم برام مهم نباشه برای انجام کارهام و کاری رو که دوست دارم انجام بدم دیگه علنا هیچ کس نظر نمیده
خیلی خیلی کم شده یا اینکه من اصلا راجع به نظراتشان اگر وقتی من نیستم بیان میکنند من چیزی نمیشنوم و اصلا متوجه اش نمیشم یا اگر بشنوم اصلا تاثیری روی من نداره و با یه لبخند رد میشم ازش ؛ یه جورایی همه میدونن که من کاری رو که دلم بخواد انجام میدم
و جالب هم اینجاست که کسی هم نظر نمیپرسه از من برای انجام کارهاش چون میدونه که من در جواب بهش میگم کاری رو که دوست داری و احساس خوبی داری باهاش انجام بده
زمانی که متعهد شدم که تمرکزم رو روی خودم بزارم و دیگه غیبت نکنم و راجع به دیگران حرف نزنم دیگه اطرافیانم با من راجع به دیگران حرفی نمیزنند و غیبت نمیکنند و بیشتر صحبتها راجع به خودمونه
از زمانی که متعهد شدم که به دوره قانون سلامتی عمل کنم و اجراش کنم جهان کارهارو برام آسان کرد البته اوایلش مقاومتها شدید بود ولی زمانی که دیدند نه من متعهد هستم و پا پس نمیکشم دیگه براشون عادی شده و دیگه همه میدونن که این شیوه سبک تغذیه من هست ، هر جا برم همینه و حتی مهمونی هایی هم که میرم مطابق با میل من غذا برام جداگانه درست میکنن یا مواد اولیه اش رو برام آماده میکنن و خودم درست میکنم یا در دورهمی ها خودم غذام رو میبرم ؛ جا افتاده که روش تغذیه من اینجوریه و پذیرفتن اطرافیانم
البته به اندازه ای که متعهد بودم و باور داشتم نتیجه گرفتم و اینها همه اعتبارش از خداست و جهان هم چون تعهد ما رو دیده دستانش رو برای یاری من و آسان شدن کارها برای من فرستاده و در آینده هم اگر اینطور پیش برم خواهد فرستاد
خداروشکر اینها همه قوانین ثابت خداوند هست و همیشه من بابتش ازش شکرگزارم
در مورد زمانی که این بیماری در جهان رواج پیدا کرده بود ، من هنوز با قوانین به اندازه الان آشنا نبودم و دو سه تا از فایل های استاد رو از طریق یه نفر که اون هم از طریق تلگرام دانلود کرده بود ، داشتم و گوش میکردم و زیاد جدی نمیگرفتم و هنوز عضویتی هم در سایت نداشتم و اصلا وارد سایت هم نشده بودم ؛اصلا حساس نبودم نسبت به این بیماری که از خونه بیرون نرم ، میرفتم ولی با ماسک ، خانواده امم همینجوری بودن و کلا اعتقادمون این بود که هر چی حساس تر باشی بدتره
حتی اواخر این بیماری بود که من ازدواج کردم و خداروشکر که همسرم و خانواده اش هم نسبت به این موضوع حساس نبودند و ما مراسم گرفتیم ؛ تقریبا هم مراسم شلوغی بود و تمامش رو بدون ماسک بودم و حتی همه مهمانها هم بدون ماسک بودند و ما بعد مراسم هم در صحت کامل به سر بردیم ،
البته خیلی از مهمونهایی هم که دعوت کرده بودیم نیومده بودند که بعدها گفتند که به خاطر ترسمون به خاطر بیمار شدن بود
خداروشکر ؛ بعدها متوجه شدم اون آرامش به خاطر هدایت شدن من به سمت اون دو سه تا فایل استاد بود و خداوند استاد رو سر راه من قرار داد
استاد جان من دارم تلاشم رو میکنم و جا دارم که بهتر بشم که مثل بقیه مردم عمل نکنم چون نتایجم مثل اونها میشه دارم روی اعتماد به نفسم ، روی احساس لیاقت و ارزشمندیم و روی روابطم کار میکنم تا نتایجم متفاوت باشه نسبت به افراد جامعه و به اندازه ای که متعهد باشم نتیجه میگیرم و دارم تکاملی میرم جلو
استاد جان مچکرم به خاطر آگاهی هایی که در دوره ها و فایلهای رایگان در اختیار ما گذاشتین و میلیاردها ارزش داره چون زندگی ما لذت بخش میشه
خداروشکر به خاطر وجود شما استاد عزیزم و مریم جان و بچه هایی که کامنت میزارن و شما دستی هستین از دستان خداوند برای تغییر زندگی ما
واقعا باید بارها و بارها فایلهارو گوش بدیم و روی دوره ها کار کنیم هر بار که گوش میدم آگاهی جدید کسب میکنم و باورهای جدید به دست میارم چون درکم نسبت به قبل بیشتر میشه و ظرفم بزرگتر میشه
باید بتونیم از تضادها استقبال کنیم و این نگاه رو داشته باشیم که باعث رشد ما میشن
ما در مورد کار همسرم دچار تضاد شدیم ولی تونستیم با درک این آگاهی ها و عمل کردن اونها به اندازه درکمون به راحتی و آسانی پشت سر بزاریم و الان داریم میبینیم که چقدر شخصیتمون نسبت به قبل بزرگتر شده و چقدر کارهامون به راحتی انجام میشه البته برای همسرم که خیلی بیشتر دستاورد و موفقیت داشت و اون بیشتر از من درکش بالا رفته خداروشکر
در مورد عمل به الهامات قلبی من هنوز جای کار دارم ولی دارم تلاش میکنم که برای انجام کارهای روزانه ام ازش استفاده کنم واقعا در این حد ، نتایج بزرگه و جواب گرفتم
در این مورد نجوای ذهنی زیاد دارم ولی دارم تلاشم رو میکنم که بهتر بشم
استاد جان در مورد این جمله که گفتین هر چقدر که میگذره احساس میکنم که چقدر غریبه ام با این ملت
ما هنوز به اون حد نتیجه نگرفتیم و در حد ظرفمون داریم عمل میکنیم ولی من به شخصه کاملا دارم میبینم که چقدر فاصله فرکانسی داریم با آدم های اطرافمون و چقدر فاصله داره شخصیت ما با اونها و چقدر متفاوته باور های ما با اطرافیان و هردفعه که این موضوع برام بولد میشه خداروشکر میکنم که هدایت شدیم به این مسیر و این سایت و این فایلها
خداروشکر این سایت بهترین سایت هست برای موفق شدن و زندگی به سبک شخصی خودت
به شخصه من که اصلا در مورد این آمار اطلاعی نداشتم و مچکرم از شما که این آمار رو به ما دادین و دوباره برای ما یادآوری کردین که باید منطق و الگو پیدا کنیم برای ذهنمون در مورد هر باوری
در مورد اینکه ما هر بار با گوش دادن به فایلها مدارمون بالاتر میره و درکمون بهتر میشه یه مثال از خودم بزنم :
اون اوایل که زیاد آشناییت نداشتم با فایلها و درک درستی نداشتم وارد سایت شدم بدون عضویت فقط از طریق گوگل وارد شدم و دیدم یکی از قسمتهای سریال فک کنم زندگی در بهشت بود ؛ یادم نمیاد قسمت چندم بود ولی فک کنم موضوعش راجع به رفتن شما به یه جایی بود که اونجا مسابقه فوتبال برگزار میشد و مثل اینکه تیم فوتبالی که برای اون شهر بود ، برده بود بازی رو و مردم خوشحال بودن
من اون قسمت رو دیدم فقط مثل اینکه یه فیلمی رو میبینی که وقتت بگذره ، دیدم جالبه ، بد نیست چنتا قسمت بعدش رو هم دیدم ، ولی اصلا درک درستی ازش نداشتم و فکر نمیکردم که چقدر میتونه تاثیر مثبتی داشته باشه این سریالها روی زندگیم و رد میشدم ازشون
حتی یادمه که دانلود هم نکردم اون چند قسمت رو چون این باور رو داشتم که چقدر حجمشون بالاست و چقدر اینترنت مصرف میکنه ، اینطوری اینترنتم سر دو روز با دانلود این سریالها تموم میشه
تازه انقدر باورهام داغون بود و محدودیت داشت که اون چنتا قسمت رو هم با پایین ترین کیفیتی که میشد دید ، پلی کردم ، اون موقع میشد سریال ها رو با دو فرمت دانلود و پلی کرد ، تازه جالب اینجا بود که من با همون نت میرفتم برا اینستاگردی و پستها و استوری ها و پیج های بی کیفیت رو دنبال میکردم برای اینکار ذهنم مقاومت نمیکرد ولی برای دانلود و حتی دیدن سریال ها آنلاین هم مقاومت داشت
بعدها که عضویت پیدا کردم در سایت و وقتی از قسمت نشانه من استفاده میکردم و یکی از قسمتهای این سریالها میشد نشانه اون روز من ، دانلود میکردم و میدیدم ، کامنتهای بچه هارو میخوندم ، دیدم که چقدر این سریالها در زندگیم تاثیر مثبت گذاشته و چقدر دیدم رو نسبت به دنیای اطرافم بهتر کرده و چقدر ما میتونیم با دیدن این سریالها به نکات مثبت توجه کنیم
من تا تکاملم رو طی نکردم و تا در مدارش قرار نگرفتم به این آگاهی ها دسترسی پیدا نکردم
حتی من اون اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم بعد تکاملم طی شد که بعد گوش دادن برم کامنتهای بچه هارو بخونم بعد هدایت شدم که چند بار فایلها رو گوش بدم بعد دوباره هدایت شدم که کامنتهارو بر حسب امتیاز بخونم تا درکم بالا بره و تکاملم طی بشه
همه چیز تکامله باید طی بشه در هر موردی
من به هر اندازه که تونستم بر ترسهام غلبه کنم شخصیتم بزرگتر شده و هنوز ترس های زیادی دارم که باید بهشون غلبه کنم
ترس از حرف مردم ، ترس از تغییر ، ترس از قرار گرفتن در یک مکان جدید و کلی ترس های دیگه
ما هر لحظه داریم هدایت میشیم از طریق خداوند ولی ترس ها و نجواهای ذهنیمون نمیزاره که بهشون عمل کنیم و واقعا هر بار داره برام واضح تر میشه که شیطان همون ترس ها و نجواهای محدود و منفی ذهن ماست
و هر بار داره برام واضح میشه و به من ثابت میشه که الهامات قلبی اصلا منطقی نیست اون هم از نظر مغز ما در اون زمان
خداروشکر که لیاقت پیدا کردم که این فایل رو گوش بدم و بتونم براش کامنت بنویسم
مچکرم از شما استاد عزیزم به خاطر این لایو آگاهی بخش و ارزشمند و از شما مریم جان به خاطر تدوین این لایو و به خاطر استارت پروژه خانه تکانی ذهن
خداروشکر
امیدوارم که هر کجا که هستین هزار برابر این احساس خوبی که من الان دارم به زندگیتون برگرده
ما با تغییر عادات روزمره و روتین روزانه شخصیت خود و درنتیجه زندگی رو خود را تغییر می دهیم . ما خالق زندگی خود با اختیار خود هستیم به شرط تغییر و به شرط عمل کردن .
جهان هر لحظه به فرکانس های ما پاسخ می دهد و هر لحظه مارا هدایت می کند به شرط آنکه هدایت های خداوند را عمل کنیم و عملگرا باشیم در نتیجه خداوند تعهد و عمل کردن مارا می بیند و در لحظه به نیازهای ما پاسخ می دهد و به ما پاداش می دهد .
با کنترل کردن ورودی های ذهن و در نتیجه تغییر فرکانس هایمان شرایط ما مطابق با فرکانس ها و باورهایی که در ذهن ما شکل می گیرد تغییر خواهد کرد .
با درک قانون تکامل و درک اصل قانون فقط هدایت و الهامی که در این لحظه دریافت میکنیم را عملی کنیم و به ایده ها جامه عمل بپوشانیم تا به قدم بعد به ایده بعد و الهام بعدی در مسیر هدایت شویم کمالگرا نباشیم بلکه با قدم های که برای بهبود این لحظه ما ضروری است شروع کنیم.
ذهن مارا از عمل کردن به الهامات و ایده باز می دارد و می ترساند و یکسری توهمات را در ذهن ما نجوا می کند درحالی که با تغییر باور یا طرح واره های ذهن همه ترس های واهی و پوچ از بین می رود و کافی است که عمل کنیم تا ببینیم آنچه که از آن واهمه داشتیم پوچ محض بود .
خداوند همواره فرکانس را از جهان و از تمام موجودات و انسانها میگیرد و همانند دستگاه گیرنده فرکانس در هر لحظه فرکانس دریافت میکنیم اگر ما در مدار دریافت الهامات و فرکانس خداوند هماهنگ باشیم الهامات را از او دریافت خواهیم کرد .
نوع نگاه و دیدگاه ماست که به تضاد های جهان معنی میدهد اگر نگاه مثبت و به نفعی داشته باشیم قطعا به صلاح و خیر ما و به منفعت ما تمام خواهد شد . اگر میخواهیم در مسیر رشد و پیشرفت باشیم باید تمرکزمان بر وجه مثبت تضادهای اطرافمان باشد تا به مسیر رشد بیشتر هدایت شویم چراکه قانون توجه میگوید به هرچه توجه کنیم از جنس آن بیشتر و بیشتر وارد زندگیمان می شود .
نشانه ایمان داشتن اطمینان قلبی است و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است یعنی باید عمل کنیم اگر فکر میکنیم که ایمان داریم در غیر این صورت ایمان نداریم ایمان با عمل رابطه مستقیمی دارد .
تو نگو توی این برای من یه درسی بوده ک استاد بارها بهش اشاره کرده
داداشمم صبح رفته بود به درخواست من شیرینی مورد علاقمو گرفته بود
فیلم گذاشتم و شروع کردم ب دیدن
آخر ویدیو متوجه شدم این یه پیامی داشت ها
درواقع اول داستان میان خونه شرک رو بهم میزنن و شرک کلی عصبی میشه و میره ک این مشکلو حل کنه
و میفته توی یه مسابقه همون نجات فیونا
و عاشق اون میشه
و هم عشقشو پیدا میکنه هم خونشو پس میگیره
اینجا فهمیدم خیلی موقع ها اتفاقاتی میفته ک اگر ندونیم کلی غر میزنیم ولی پشتش کلی خیر و برکت برای ما هست
مثلا امروز داداش من ب جای من با دوستاش رفت ولی من اینو فهمیدم ک این اتفاق نشون نمیده که داداش من آدم بد قولیه یا چ اتفاق بدی افتاد بلکه قرار بود من بفهمم ک پشت هر اتفاق به ظاهر بدی پیام خوبی هم ک توی فیلم دیدمش و یاکسی وظیفه نداره منو ببره تا بهم خوش بگذره حتی اگر قول داده باشه و انجام نده هم من نباید روزمو خراب کنم یا اونو قضاوت
برای خودم شیرینی داغ کردم و واقعا دارم لذت میبرم
و بعدش گفتم برای شام چی درست کنم
امم خب غذای سنگین ک ن یه غذای مقوی و ساده تر با چیزایی ک هست
ک چشمم افتاد ب لوبیا سفید
گفتم بزار ببینم چ غدایی تو گوگل هست با لوبیا
ک دیدم انواع کتلت ها هست منتها توش گوشت داشت ک ما چون مصرف گوشتمون یکم زیاد شده گفتم ن
گفتم برم با ایده و الهامات درست کنم
اومدم گفتم خب پیازم میخوام رفتم تو یخچال
دیدم حسم میگه هویجم بردار عدس هم بردار
و بزار عدس و لوبیا کامل پخته بشن
و بنظرم غذای جالبی میشه هنوز پخته نشده
ولی از نتیجش میام میگم
و اینم بگم یه لحظاتی ذهنم میگه ادا در نیار بابا داری ادا در میاری ها الکی خودتو میزنی به حال خوب ولی من بهش گوش نمیدم چون میدونم اینا بخاطر عادت های قبلیه ک اجازه دادیم لحظات هرجور میخوان بگذرن و این شده ی رشته عصبی یه باور ولی انقد این سبک زندگی (زندگی هدایتی ،الهامی ،ساده)رو ادامه میدم ک بشه ی روتین یه عادت یه شخصیت
و از هوا هم بگم ک هوا عالیه باد خنک میاد جاتون حسابی خالیه
استاد جانم یک دنیاممنون برای اینهمه اگاهی ناب که به ما میدی
و منی که امشب خونه داداشم مهمون بودم اما همسرو بچه هام روفرستادمو خودم برای کار کردن روی دوره ها موندم خونه تا با تمرکز بیشتر اگاهی هارو دریافت کنم و قوانین رو بفهمم
و دقیقا همینکه اونارو فرستادم رفتن هدایت شدم به این فایل که خدا گفت الان بهترین فرصته برای تمرکزی کار کردن رو خودت
و اعراض از نازیبایی ها
و یه خبر خوب که گرفتم اینه که الان که تصمیم گرفتم از تفریحات الکی و پوچم بگذرم برای تمرکزی کار کردن رو خودم و بهبود شخصیتم خدا هم تعهد منو داره میبینه و شرایط رو برام بهتر میکنه
نکته ی بعدی که من میدونستمش اما باز فراموش کرده بودم اینکه بهم یاد اوری شد شرایط الانم که محرم هست و کار میکاپ کمه بهترین فرصته برای کار کردن روی خودم و بجای اینکه فکر کنم که چکار کنم درامدم اکی بشه و برم سراغ ایده هایی که از روی اجبار کار دیگه ای روانجام بدم بیام رو تغییر و بهبود شخصیتم و احساس خوبم کار کنم تا با حال خوب الهامات رو دریافت کنم فرکانسم بالاتر بره مدارم بالاتر بره و قدم هایی که باید بردارم رو بردارم
خدایا شکرت که لحظه به لحظه بامنی کنارمی عاشق منی بهترینهارو برای من رقم میزنی و با بهترین ادما اشنام میکنی
•وقتی که خداوند (جهان) تعهد شما را میبیند، جهان پاسخ میدهد، درها را به رویتان باز میکند، و نیازها را در لحظه پاسخ میدهد..
دقیقاً مثل من که وقتی با تعهد پروژه خانه تکانی ذهن رو شروع کردم و هر روز حتی شده یک ساعت روی خودم کار میکردم، منی که همیشه 12 ظهر از خواب بیدار میشدم و حتی همسرم تا 12 ظهر میخوابید و دیر میرفت سر کار، وقتی که جهان این تعهد من رو دید شرایط رو جوری برام مهیا کرد که همسرم صبح زود حدود ساعت 7 صبح به سر کار میرفت و ما هر شب زود میخوابیدیم و زود بیدار میشدیم و من از صبح زود تا شب تنها بودم و کلی وقت داشتم که روی خودم کار کنم، و این جمله که جهان نیازها را در لحظه پاسخ میدهد، توی این مدت روزیِ ما هم بیشتر شده، پول بیشتری میاد تو زندگیمون ، هر روز همسرم با دست پر میاد خونه و کلی مواد غذایی مقوی میاره که من بتونم خودم رو تقویت کنم و با مغزی قوی و با تمرکز روی خودم و باورهام کار کنم، شاید به نظر بعضیها این موارد خیلی ساده باشه، اما برای من بزرگه چون که هر کار میکردم نمیتونستم صبح زود بیدار شم و شرایط رو جوری فراهم کنم که شبها زود بخوابیم، اما با تعهد من این شرایط به راحتی فراهم شد. وقتی به این موارد فکر میکنم، باورم قویتر میشه و خیلی ذوق میکنم… :)
• برای ایجاد باورهای مناسب، باید منطقهای درست و قوی به ذهن داد، با دیدن الگوها و نمونههای درست، تا ذهن باور های جدید را قبول کند ، و ذهن ما روی هوا چیزی را قبول نمیکند.
• انسانی که متفاوت فکر میکند و باورهای مناسبی دارد، در زمان برخورد با تضادهایی مثل بیماری کرونا، به ایدههای منطقی هدایت میشود تا بتواند ذهنش را به خوبی کنترل کند.
• ترس انسان را از حرکت باز میدارد و دلیل تمام بدبختیهای بشر است، ترس ابزار ذهن است و کار ذهن ایجاد ترسها و تردید های توهمی است، اما با باورهای خوب و منطقهای قوی آوردن برای ذهن، ترس بیهوده و واهی از بین میرود و میفهمیم که اصلاً ترسی در کار نیست و تماماً یک توهم است، حقیقت همان ایمان درونی و اطمینان قلبی است که نوید اتفاقهای خوب را میدهد.. بنابراین هیچ گاه نگذارید که ترس بر شما حکومت کند و مرتباً روی باورهای خود کار کنید و به صدای قلب خود گوش کنید..
• همه ما انسانها، به یک اندازه به خداوند وصل هستیم، خداوند به همه ما از آینده میگوید، نمیگوید که چه اتفاقی قرار است در آینده رخ دهد! بلکه میگوید چه کاری باید انجام بدهیم! برای آمادگی و مهیا شدن و موفق شدن در آینده! در تمام قسمتهای زندگی، خداوند مثل یک دستگاه فرستنده رادیویی به همه ما الهامات را میگوید، در لحظه به صورت توقف ناپذیر آگاهیها را به همه جهان منتشر میکند، کسانی که روی مدار خداوند و دریافت آگاهیها هستند، این آگاهیها و الهامات را دریافت میکنند و عمل میکنند، کسانی هم که نزدیک این مدار هستند دریافت میکنند ولی گوش نمیکنند، باور نمیکنند و عمل نمیکنند!
آنهایی که به الهاماتشان عمل میکنند، همیشه برای هر اتفاقی و هر تضادی آماده و مهیا هستند و آنها، با سرعت بیشتر و بهتر از بقیه همه چیز را در زندگیشان خلق میکنند!
• جهان همواره رو به جلو حرکت میکند و همواره در حال تغییر و پیشرفت است، هیچ چیزی در جهان ایستا و پابرجا نیست، هیچ شرایطی همینطور باقی نمیماند، گاهی اتفاقهای بزرگی در جهان میافتد که میتواند اوضاع را به صورت بنیادین تغییر بدهد! اما خداوند همیشه به همه ما الهام میکند و میگوید که چه کار باید کنیم، و کسانی که ترسی ندارند و به خداوند ایمان دارند، و ایمان دارند که خداوند آنها را به مسیرهای درست هدایت میکند، آنها برای این تغییرات همیشه مهیا هستند، الهامات خداوند را دریافت میکنند و عمل میکنند، و آنها همیشه در میان این تضادها، به صورت کوانتومی پیشرفت میکنند و به بهترین ها می رسند!
سلام به استاد عزیز وتشکراز از آگاهی رسانی شما این فایل درمورد سرمایه گذاری روی خود است وقتی ما روی خودمان کار کنیم با هر تضادی برخورد میکنیم برای ما موهبت میشود از اون تضاد میتوانیم به نفع خودمان استفاده کنیم
وقتی که باورهای خوب داشته باشیم وبه آنها عمل کنیم وحرکت کنیم وایمان داشته باشیم که خداوند هر لحظه ما را هدایت میکند وبه این ایمان عمل کنیم وحرکت کنیم کم کم به مسیر های خوب هدایت میشویم وبه خواسته های خود میرسیم
مثل نوح که به او الهام شد که در کوه کشتی بساز
که همه او را مسخره می کردند ولی او به الهامات خود عمل کرد فارغ از این که بداند که چه اتفاقی قراره بیفتد با ایمان به خدا حرکت کرد وعمل کرد
ما در هر موقعیت که قرار میگیریم باید از آن به بهترین شکل استفاده کنیم و از اون شرایط فعلی به بهترین شکل ممکن بهترین وقشنگترین استفاده را بکنیم
من هم دارم روی باورهام به امید الله کار میکنم برای خونه خریدن و خواسته های بزرگم در صورتیکه قانون این هست که هیچی نفروشم و باید ترمزها را پیدا کنم و باورهای درجه یک را در خودم بسازم و نهادینه کنم
با خوندن دیدگاه شما که گفتید حضرت نوح را مثال زدید گفتم این هم یک نشونه ی دیگه برای خلق همه ی خواسته ها و خواسته ی فعلی من
یه نشونه ی دیگه ام اینکه استاد گفتن فراوانی رو در فایل ها ببین و من باید ببینم و تحسین کنم
خداوند قدرتمند را شاکرم که امروز هم ایمانم زیاد است و به خاطر ایمان زیادم آمده ام در وبسیات فعالیت کنم.
خداوند عزیزم رو شاکرم که بیماری کوید آمد، تغییراتش در این دنیا را انجام داد و رفت، شاکرم که مردم در این لحظه با خیال راحت دارند زندگی می کنند، وقتی که کرونا آمده بود، همه چیز از چشم مردم افتاده بود، پول، مقام، شغل ، روابط… تنها چیزی که برای مردم کافی بود سلامتی شان بود، آن دوران گذشته و خیلی ها فراموش کرده اند روز هایی را که از این دنیا فقط سلامتی می خواستند و الان بعد چند سال سلامتی را دارند و هیچ بیماری آن ها را تهدید نمی کند.
ما به ندرت دربارهی آنچه که داریم فکر میکنیم، در حالی که پیوسته در اندیشهی چیزهایی هستیم که نداریم!
خیلی خوشحالم که با شنیدن این فایل آن روز ها یادم افتاد و یادم افتاد روزهایی را که تنها خواسته ام سلامتی ام بود ، و الان سالم و سلامت دارم زندگی ام را می کنم، سپاسگزارت هستم ای خداوندی که تنها قدرت دست اوست، شاکرت هستم که مرگ و زندگی انسان ها فقط و فقط دست توست.
شاکر خداوند قدرتمند هستم که دنیا را کاملا عادلانه طراحی کرده است، به طوری که زندگی انسان ها به شخصیت و افکار آن ها بستگی دارد، پس هر شخص مسئول زندگی خودش است، خوشحالم که این قضیه را می دانم، شخصیت خودم را عوض می کنم، دنیا هم به خاطر من پیشرفت می کند و من پیش خداوند عزیز تر می شوم، خدایا هزاران مرتبه شاکرت هستم.
در حال حاضر، لذت بخش ترین ساعات زندگی من، روز هایی است که صبح زود میروم ورزش و به فایل های های استاد یا هر فایلی که حالم را خوب کند گوش می دهم، این کار میزان یادپیری مرا چندین برابر قوی تر می کند و حالم در طول روز به مراتب بهتر می شود، این کار را به همه ی همراهانم توصیه می کنم.
وقتی که روی خودم کار می کنم، شخصیت و باور های خودم را بهتر می کنم و کلا کیفیت زندگی ام را بهتر می کنم، احساس می کنم که به معنای واقعی دارم زندگی می کنم، تمایل زیادی به یکجا نشستن و تنبلی دارم ولی میبینم که این کار اصلا لذت خاصی ندارد.
لذت در وقت نداشتن است!
لذت وقتی است که بازو هایم از دمبل زدن درد می کنند ولی من باز هم ادامه می دهم،
لذت وقتی است که تا نصف شب روی یک پروژه کار میکنم،
خیلی حال می دهد وقتی کسی بهم زنگ می زند و من می گویم وقت ندارم!خخخخخ
لذت وقتی است که در وبسایت کامنت می نویسم، وقتی که به جای دیدن چرت و پرت در اینستاگرام، ترجیه می دهم از روی فایل های استاد نوت بنویسم.
لذت وقتی است که به شعر های مولانا گوش میدهم و بیشتر بیشتر عاشق معشوقم الله می شوم.
همه ی اینها لذت خیلی زیادی دارند، در حالی که یکجا نشستن هیچ لذتی ندارد ولی من به طور واضح میبینم که ذهنم علاقه بیشتری به تنبلی و یکجا نشینی دارد، شب و روز در حال دعوا با ذهنم سر این مسئله هستم :)خخخخخخ
عه، لذت وقتی است که بر نجوا های ذهنم غلبه می کنم!
وقتی که صبح زود بر صدای ذهنم که می گوید بخواب می گویم خاموش شو
و با عشق و علاقه می روم ورزش!
لذت وقتی است که در زیر باران آوریل، با عشق می دوم و به آهنگ گوش میدهم،
وقتی که بوی برگ ها و گل های خیس مستم می کنند و ذهنم خاموش میشود.
همه ی بازار های مالی، بعد از هر صعودی اصلاح میشوند، یعنی برای مدتی نزولی می شوند ، در آن مدت کوتاه نزول قدرت خود را جمع میکنند، برخی از معامله گران را که توانایی کنترل احساس خود را ندارند از بازار بیرون می کنند و بعد دوباره صعود را شروع میکنند، بیماری کوید یک اصلاح بود تا بعد از آن صعود شروع شود.
اگر حالمان بیشتر اوقات خوب باشد و بعضی وقت ها اتفاقات بدی رخ دهد، هدف آن اتفاقات اصلاح زندگی ما خواهد بود نه از بین بردن آن، آن اتفاقات برای خیر رساندن به ما ایجاد می شوند نه ضرر، البته به شرطی که در موقع اصلاح، احساسات خود را کنترل کنیم.
شاکر پروردگار قدرتمندم هستم که هر لحظه می گوید چه کاری را باید انجام بدهم، با این که نتیجه آخر و کلی آن کار را نمی دانم ولی او می داند، او داناست و من نادانم، هوالعلیم.
برای اینکه بیمار نشوم
باید سیستم دفاعی بدنم را قوی تر کنم
و وقتی که حالم خوب است سیستم دفاعی بدنم قوی تر میشود
وقتی که ایمانی قوی دارم سیستم دفاعی بدنم قوی است
وقتی که زندگی ام را دوست دارم، بدنم برنامه ریزی میکند تا بیشتر و زندگی کنم
و وقتی که افسرده هستم، وقتی که از این زندگی بدم می آید، طبیعی است که بدنم به طور طبیعی علاقه ای به زنده ماندن نشان ندهد
این مسئله را هر روز با چشم خودم می بینم و از این بابت شاکر خداوند قدرتمند هستم
شاکر خداوند قدرتمند هستم که با قوانینی که از طرق مختلف یادم می دهد
زندگی خودم را مونیتور می کنم، وقتی که یک چیزی مشکل دارد
سیستم ارور میدهد و می گوید که یک جای مسئله مشکل دارد
یا باید یک چیزی را تغییر دهی یا مشکل بدتر خواهد شد
شاکرت هستم ای بهترین هدایت گر
دیروز یه خواب دیدم و تعبیرش هم همون دیروز اتفاق افتاد
این اولین باری است که حضور تو را از طریق خواب احساس کردم
تو همیشه و هر لحظه از آینده به من خبر می دهی
و من باید به اندازه ای ایمانم قوی باشد که بدانم چه چیزی نجوای ذهنم است و چه چیزی حرف تو
برای اینکهایمانم قوی تر شود باید ایمان فعی ام را به عمل بیاورم
تا بعد این که نتیجه عمل آمد، به تو بیشتر اعتماد کنم
و اعتماد بیشتر به تو می شود همان ایمان قوی تر
ای خداوند دانا، من از خودم چیزی ندارم، من از خودم چیزی نمی دانم، همه چیز را تو می دانی
من به تو که برترین قدرت هستی تکیه می کنم
می دانم که تو هم مرا به اندازه ی ایمانم هدایت خواهی کرد
خیلی خوشحالم که هر لحظه در فکر تو هستم، هر لحظه به این فکر میکنم که یک چیزی هست
یک چیزی هست که همیشه در کنار من، در درون قلب من حضور دارد و با من حرف می زند
حتی وقتی که در چند کیلومتری ام هیچ کسی نبود
هر چقدر که عشقم به تو را فریاد می زنم کسی نمی شنید
فقط من بودم و تو
خیلی دوست دارم روز ها و هفته ها تنها باشم
فقط با تو باشم، فقط با تو عشق کنم
به من کمک کن تا به آن هدفی که در دلم دارم برسم
تا ثروت به راحتی به زندگی ام بیاید
تا با رسیدن به هدفم همیشه وقت داشته باشم تا با تو معاشقه کنم
تا همیشه و هر لحظه در میان زیبایی ها باشم و با دیدن زیبایی ها تو را ببینم
و همین برای من کافی است
آخرین باری که چنین کامنت بلندی را نوشتم یادم نمی آید
خیلی خوشحالم که بعد از ماه ها حرف های واقعی دلم را به تو گفتم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوسداستنی و دوستان عباس منشی.
خب عاطی خانم الان این آگاهی ها و کنترل ذهن رو باید اینجام بدی فقط به حرف و نوشتن که نیست به عمله الان تازه قدر همون خونه نموندن رو میدونم چون واقعا غیر قابل تحملن ولی خب اینم یه فرصته که سالن دوروز تعطیل بشه توهم بجاش روی خودت باید کارکنی درگیر حواشی نباش درگیر این نباش که چرا انقدر رومخن ازیه دیدگاه دیگه بهش نگاه کن این یه فرصته که تمرکزی ترکارکنم و این شرایط رو تغییر بدم خب؟پس به اصل توجه کن ذهنتوکنترل کن احساستو خوب کن.
سالنی که کارمیکردم رو با الهامات خداوند عوض کردم که سالن جدیده میگه هرروز باید بیاید حتی اگر مشتری نداشته باشید خب این مسئله خیلی روی بهتر شدن حسم کمکم کرده که خونه نباشم سالن باشم با پرسنل حرف بزنم توی اجتماع باشم کلی مزایای دیگه داره برام ولی با اینکه مشتری یدونه داشتم کلا ازوقتی که رفتم تا الان ولی حالم خوبه حسم خوبه گاهی نجوا میاد ولی کنترلش میکنم و میدونم باگ از باورهای منه چون محل کارقبلیمم این مشکل و داشتم و جامو عوض کردم الان همه باگای سالن قبلی برطرف شدن ولی فراوانی مشتری نه و این بخاطر باورهای منه که الان دارم روشون کارمیکنم نمیدونم چه ترمز و باور مخربی هست که باعث میشه مشتریا حرف ازاومدن پیشم میزنن ازکارم خوششون میادولی نمیان و فقط ازخداوند میخوام هدایتم کنه ترمزهارو بردارم و بتونم فراوانی مشتری روهم تجربه کنم.
عاشق کارمم حالم خوبه سالنی که کارمیکنم خیلی خوبه وپیشرفته برام کارکردن توی یه همچین سالنی و مدیر سالن محترم و مهربونه که پیشرفت تمام پرسنل رو میخوادو الان من توی شرایطیم که یسال پیش ارزوشو داشتم خداجونم ازت سپاسگذارم وقتی میبینم ازکجا شروع کردم چه شرایطی رو داشتم و الان توی چه شرایطی هستم باورهام قوی ترمیشه که به اون اطمینانی که قلبم بهم میده که همه چیز درست میشه بیشتر اعتمادکنم.
خیلی جالبه این فایل رو زمانی دیدم ته اتفاقی مثل کرونا رخ داده بود و الانم کل مردم ترس جنگ رو دارن درحالی که من داشتم از محل کارم برمیگشتم هوا خوب بود تصمیم گرفتم پیاده برگردم از خداوند سپاسگذاری میکردم بابت حال خوبم و هعی با خودم تکرار میکردم عاطفه تومشتری نداشتی چرا انقدر حالت خوبه؟جواب میومد بجاش توی جایی بودم که عاشقشم بجاش ازهمکارم نکته هایی یادگرفتم که باید توی کارم رعایتشون کنم بجاش ویدیو برای پیج کاریم گرفتم و ازهمه مهمتر من ازادم من الان تنها بیرونم منی که تا یسال پیش ته بیرون رفتنم ازخونمون تا سرخیابون برای رفتن به سوپری ولی الان کجا؟الان تنها میزنم بیرون و ازادی رو دارم تجربه میکنم درسته برگشتم به خونه تایم خاصی داره ولی الان ازادی رو دارم تجربه میکنم و میدونم با تغییر باورهام اینم عوض میشه حتی تنها رفتن به مسافرتم برام اوکی میشه.
میگه خدادل هارد براتون نرم میکنه شما قدم هاتون رو بردارین خدااطرافیانتون باشماهماهنگ میکنه استاد من این رو تجربه کردم من اینو زندگی کردم استادمن توی یه خانواده ای هستم که کارکردن دختر رو عیب میدونن که نباید دختر بیرون خونه کارکنه مردم چی میگین ؟ مگه چیزی کم داری؟چطور چندساعت ازت خبری نداریم؟
خداوند… فقط خداوند همه ی اینارو تغییر داد برام و جوری شد وقتی داداشم به کارکردنم اعتراض کرد مامان بابام پشتم رو گرفتن و باش حرف زدن استاد اره خدادل هارو نرم میکنه و جالب اینه من توی تمام این بحث ها خونه نبودم وقتی داداشم بحث میکردم چرا گذاشتینش بره سرکارمن خونه نبودم و سالن بودم و هیچکدوم ازاینارو ندیدم و فقط اجیم برام تعریف کرد تنها چیزی نه من دیدم نرم شدن دل اطرافیانم بود تنها چیزی که من دیدم روون شدن مسیرم برای کارکردن اونم به لطف به خداوند بود.
عاطفه ای که بعضی وقتا میشد ماه ها خونه بود و جایی نمیرفت چون شرایطش رو نداشت الان بخاطر تعطیلی سالن امروزوخونه موند نجوا اومد سراغش استادباورتون میشه فقط بخاطر یروز که خونم نجوا اومد سراغم و تک به تک رفتار و حرف های خانوادم رومخم بود ولی کنترلش کردم کنترل ذهن و کردم و شروع کردم به نوشتن که الان واقعا حالم خوبه و باتوجه به مسیر پیشرفتم و ازکجا به کجا رسیدم ایمانم به خداوند قوی ترشد که همه چیز امکان پذیره و میدونم تا گام اخر این پروژه کلی ازنظر شخصیتی و شرایطی تغییر میکنم.
واما باورهای عالی این فایل:
1_خودم اگاهانه تصمیم بگیرم ازکوچک ترین زمانی که دارم برای پیشرفت استفاده کنم.
که خیلی توش باگ دارم باید روش کارکنم که زمانم برام باارزش تربشه.
2_منتظر نباش اوضاع بخواد تغییر کنه خودت تغییرکن.
3_توعوض بشو تویه آدم دیگه بشو جهان روی متفاوتی به تونشون میده جهان واکنش متفاوتی به تو نشون میده.
4_جهان به فرکانس های ما پاسخ میده.
5_نذارروزمرگی درگیرت کنه و برای خودت ارزش قائل باش و دلیل نتایج زندگیت فرکانس هاته پس روی خودت کارکن.
6_برای ساختن باورهای خوب باید منطق درست به این ذهن بدی،ذهن دلیل میخواد الگو میخواد بهش ثابت کن درست فکرمیکنی.
7_ایده های الهامی خداوند رو انجام میدم.
8_راه حل مسائل ریشه ای تغییر شخصیت.
9_روتین و عادت های جدیدی برای خودت درست کن.
10_نذارترس کنترلت کنه.
11_اوضاع میتونه به طور بنیادین تغییرکنه.
12_اعتمادبه گفته های قلبی.
13_تغیر شرایط رو از تغییر عادت های روزانه ات شروع کن.
14_شجاعت تغییر رو داشته باشه.
15_نمیتونی همزمان ایمان داشته باشی و نگرانم باشی.
16_ایمانت رو عملی نشون بده.
دارم سعی میکنم خیلی به خودم سخت نگیرم و باخودم مهربون باشم وقتی دیدم این باورها کافیه تا اینجا و بقیه رو هعی باید تکرار کنم که درک کنم خیلی به خودم فشار نیارم که نهه باید بنویسی فقط صرف این نباشه که نوشتم باید درکشون کنم چون قبلا بخاطر کمالگرایی خیلی خودمو مجبور میکردم همه خلاصه فایل و بنویسم و همین کار داشت باعث میشد کامنت نذارم یا اگر میخوام کامل بذارم باید یه چیز فوق العاده خوب و کامل باشه خداجونم سپاسگذارم که هرروز داری باعث رشد و پیشرفتم میشی.
سلام به استاد عزیزم. خانم شایسته دوست داشتنی و همه اعضای خانواده عزیزم
نکات مهم و آگاهی های فایل ششم گام به گام خانه تکانی ذهن:
1_وقتی خودمون آگاهانه تصمیم بگیریم که از کوچکترین زمانی که داریم برای پیشرفت و کارکردن روی خودمون استفاده کنیم ، وقتی که ما این خواسته رو به خداوند اعلام می کنیم ، نه با زبان بلکه با عملمون که از کوچکترین زمانمون استفاده کنیم ، وقتی که خداوند تعهّد مارو می بینه ، “جهان پاسخ می دهد.” جهان درهارو باز می کند وقتی که ما متعهّد هستیم به تغییرات.
“شرایطی برامون فراهم میشه ، وقت هایی آزاد میشه ، تنهایی و خلوتی به وجود میاد که ما بتونیم بدون دغدغه و باتمرکز بالاتر و با آرامش خاطر نسبی ، روی باورهامون کارکنیم.” این قانون ِ جهانه
2_وقتی شرایط به ظاهرمنفی و نامناسب پیش میاد ، درواقع جهان داره سَرَند می کنه انسان هارو. داره غربالگری میشه. این شرایط مشخص می کنه که ما جزو کدوم دسته افراد هستیم: افرادی که زیر این فشار لِه میشن و به وجه منفی قضایا نگاه و توجه می کنن. یا افرادی که از این اتفاق به بزرگترین و بهترین اتفاق زندگی شون یاد می کنن. یه فرصت خوبیه برای حرکت کردن و تغییر کردن. و اگر حرکت کنیم و تغییر کنیم خیلی خیلی موفقیت و خوشبختی و ثروت ساده و راحت توی زندگی مون جاری میشه ، اگر که ما واااقعاً متفاوت باشیم با اکثریت جامعه.
3_وقتی روی خودمون کار می کنیم با تمرکز بالا ، “شخصیت ما تغییر می کنه” ، “اعمال و رفتار ما تغییر می کنه”. ایده هایی خداوند به ما الهام می کنه: اون ایده های الهامی رو باید انجام بدیم. وقتی اون ایده هارو عملی می کنیم نتایج می آید.=> باورامون با دیدن نتایج قوی تر میشه. بعد ایده ها بیشتر میشه. دوباره اونارو انجام میدیم.=>دوباره نتایج میاد و این روند ادامه پیدا می کنه.
4_ذهن ما با “منطق” مجاب میشه و یک باور جدید رو می پذیره. بنابراین اگر می خوایم یه باور جدید رو بهش بقبولونیم باید از “ابزار منطق” استفاده کنیم. وقتی به ذهنمون یه حرفی رو میزنیم باید حتماً حتماً منطقش رو هم براش بیاریم. اون وقت اون حرف و باور ِ جدید براش قابل پذیرش میشه.
5_راه حل مسائل باید ریشه ای انجام بشه. با “تغییر شخصیت” اتفاق میفته. نه یه سری رفتارهای سطحی. وقتی تغییر به صورت بنیادین انجام میشه ، ترس های بیهوده از بین میره. چون ترسه که انسان رو از حرکت باز میداره. ترسه که دلیل ِ تمام بدبختیای بشره.
باید جلوی ترس ها توی زندگی ایستاد و این ترس های واهی رو شکست. وقتی با ابزار منطق ذهنمون رو قانع می کنیم، ترس های بیهوده ی ما ازبین میره. نذاریم ترس بر ما حکومت کنه. نشینیم پای چرت و پرتای بقیه.
6_خداوند همه ی مارو هدایت می کنه. تمام اتفاقاتی که توی دنیا میفته یه سریا از قبل براش مهیّا هستن. یه سریا این اتفاقات باعث پیشرفت ِ کوانتومی شون میشه!! اونایی که به “الهاماتشون” گوش کردن. تمام ِ ما به یک اندازه وصلیم به خداوند. خداوند به همه ما گفته درمورد آینده. نگفته آینده چه اتفاقی میخواد بیفته ها…گفته چه کاری باید انجام بدی.
بعضی وقتا قبل از اینکه اتفاق خاصی بیفته “قلب ما” بهمون میگه که یه سری کارایی انجام بدیم. دقیقاً توی تمام قسمتهای زندگی خداوند داره به ما میگه ، ولی ما گوش نمی کنیم. ما منطقمون نمیذاره که درک کنیم. وقتی توی مسیر درست قرار می گیریم این الهامات خداوند رو خیلی بهتر می تونیم متوجه بشیم.
خداوند مثل یک دستگاه فرستنده رادیوییه. این داره الهاماتو میگه به همه. در لحظه داره بدون توقف ، این آگاهیارو منتشر می کنه. اینجوری نیست که فقط یه سریا دریافت کنن ، نه این آگاهیا داره پخش میشه تو جهان. مثل نور ِ خورشید. مثل امواج رادیویی.
ولی فقط اونایی که توی اون موج دریافت هستن ، دریافت می کنن. اونایی هم که یه ذره نزدیک موجن دریافت می کنن ، ولی گوش نمی کنن! یعنی صداهه رو می شنون ولی صداهه رو باور نمی کنن. و عمل نمی کنن.
تعداد افرادی که به الهاماتشون عمل می کنن و خودشونو آماده می کنن در کُل نسبت به بقیه خیلی کمه. به همین دلیلم تعداد افراد ِ کمی نسبت به کلّ جهان اون بالاهستن. و همه چیو تو زندگی شون خلق می کنن.
7_بعضی اتفاقات باید بیفتن. برای اینکه تغییرات به وجود بیاد. مثل “جنگ جهانی دوم” که باعث ایجاد سازمان ملل شد. تماااام ِ این اتفاقات ، بعدش یه عالمه خیر وبرکت داره. شاید وقتی تو دل اتفاقات هستیم متوجه خیر وبرکتش نباشیم، ولی آینده اونارو نشون میده.
8_جهان همیشه در حال تغییره. هیچ چیزی ایستا نیست. همه چیز داره تغییر می کنه. بعضی اتفاقات نشون میده که اوضاع میتونه به صورت “بنیادین” تغییر کنه. حالا کیا آماده ن برای تغییرات ؟؟ نه کسانی که میترسن!…بلکه “کسانی که ایمان دارن که خداوند اونارو هدایت می کنه به مسیر درست.”
با نگرانی کسی جلوی تغییرات رو نمی تونه بگیره. با نگرانی آدما فقط خودشونو بدبخت می کنن.
کسانی که ایمان دارن و میگن که “من دریافت می کنم الهامات خداوندرو.” و به من گفته می شود و من عمل می کنم!
الهاماتی که گفته میشه ممکنه از نظر بقیه غیرمنطقی باشه ، ولی آینده مشخص می کنه تفاوت زندگی افرادی که به الهاماتشون عمل می کنن رو با بقیه. یه سری آدما قبل از اینکه اتفاقی بیفته انگار می دونستن و براش آماده بودن. دقیقاً نمی دونستن چه اتفاقی قراره بیفته ، ولی قلبشون بهشون میگه قدم بردار و این کارو انجام بده.
این شرایط ، این موقعیت ها ، این اتفاقات، برای همه بَد نیست. برای یه سریا خیلی نتایج بزرگی داره.
ما باید خاسته هامونو با عمل به خدا نشون بدیم نه با زبان.
وقتی خدا تعهد مارو میبینه جهان به ما پاسخ میدهد جهان درهارو باز میکنه.
از هر شرایطی به نفع خودمون استفاده کنیم.
منتظر درست شدن شرایط و حل مشکل نباش خودت تغییر کن جهان روی متفاوتی به تو نشون میده.
اگر ما فرکانس ارسالیمون مثل بقیه باشه و مثل دیگران عمل کنیم ماهم نتیجه بقیه رو میگیریم.
ما نباید بزاریم روزمرگی مارو درگیر خودش کنه باید برای خودمون ارزش قائل باشیم چون دلیل نتایج خوب فرکانس و افکار ماست .
ایده هایی که به ما الهام میشه باید عمل بشه.
برای ساختن باور های خوب باید به ذهنمون منطق و الگو بدیم.
چون ذهن مقاومه و برعکس عمل میکنه.
ترس انسان رو از حرکت باز میداره.
ترس دلیل تمام بدبختی های بشره.
بدن ما پاد تن میسازد.(ضد ضربه میشیم)
نباید بزاریم ترس بر ما حکومت کنه
هدایت
خداوند همه مارو هدایت میکنه.
همه ما به یک اندازه به خداوند وصلیم خدا به ما الهام میکنه در مورد اینده( نمیگه اینده چی میشه ها) فقط الهام میکنه که الان چه کاریو انجام بدی برای اینده ت بهتره.
منطق ما نمیزاره الهامات رو درک کنیم.
امازون و تسلا نمونه ای از عمل به الهاماته.(مثل کشتی نوح)
الهامات یعنی انجام یک سری کارها.
جهان همیشه در حال تغییره هیچ چیزی ایستا و پایدار نیس مثل فصل ها .
چه کسایی برای این تغییرات اماده ان؟(نه کسایی که میترسن کسایی که ایمان دارن خداوند هدایتشون میکنه به مسیر درست.)
کسایی که میترسن و نگرانن ایا با نگرانی میتونن جلوی تغییرات جهانو بگیرن؟فقط خودشونو از هدایت و الهامات دور میکنن
به نام خداوند هدایتگرم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و دوستان هم فرکانسی که کامنت من رو میخونند
گام ششم : خانه تکانی ذهن گام به گام
وقتی که خداوند تعهد شما رو میبیند جهان پاسخ میدهد، جهان درهارو باز میکند وقتی که شما متعهد هستی به تغییرات
استاد این باور رو من تجربه کردم
از زمانی که تصمیم گرفتم که نظر دیگران و حرف مردم برام مهم نباشه برای انجام کارهام و کاری رو که دوست دارم انجام بدم دیگه علنا هیچ کس نظر نمیده
خیلی خیلی کم شده یا اینکه من اصلا راجع به نظراتشان اگر وقتی من نیستم بیان میکنند من چیزی نمیشنوم و اصلا متوجه اش نمیشم یا اگر بشنوم اصلا تاثیری روی من نداره و با یه لبخند رد میشم ازش ؛ یه جورایی همه میدونن که من کاری رو که دلم بخواد انجام میدم
و جالب هم اینجاست که کسی هم نظر نمیپرسه از من برای انجام کارهاش چون میدونه که من در جواب بهش میگم کاری رو که دوست داری و احساس خوبی داری باهاش انجام بده
زمانی که متعهد شدم که تمرکزم رو روی خودم بزارم و دیگه غیبت نکنم و راجع به دیگران حرف نزنم دیگه اطرافیانم با من راجع به دیگران حرفی نمیزنند و غیبت نمیکنند و بیشتر صحبتها راجع به خودمونه
از زمانی که متعهد شدم که به دوره قانون سلامتی عمل کنم و اجراش کنم جهان کارهارو برام آسان کرد البته اوایلش مقاومتها شدید بود ولی زمانی که دیدند نه من متعهد هستم و پا پس نمیکشم دیگه براشون عادی شده و دیگه همه میدونن که این شیوه سبک تغذیه من هست ، هر جا برم همینه و حتی مهمونی هایی هم که میرم مطابق با میل من غذا برام جداگانه درست میکنن یا مواد اولیه اش رو برام آماده میکنن و خودم درست میکنم یا در دورهمی ها خودم غذام رو میبرم ؛ جا افتاده که روش تغذیه من اینجوریه و پذیرفتن اطرافیانم
البته به اندازه ای که متعهد بودم و باور داشتم نتیجه گرفتم و اینها همه اعتبارش از خداست و جهان هم چون تعهد ما رو دیده دستانش رو برای یاری من و آسان شدن کارها برای من فرستاده و در آینده هم اگر اینطور پیش برم خواهد فرستاد
خداروشکر اینها همه قوانین ثابت خداوند هست و همیشه من بابتش ازش شکرگزارم
در مورد زمانی که این بیماری در جهان رواج پیدا کرده بود ، من هنوز با قوانین به اندازه الان آشنا نبودم و دو سه تا از فایل های استاد رو از طریق یه نفر که اون هم از طریق تلگرام دانلود کرده بود ، داشتم و گوش میکردم و زیاد جدی نمیگرفتم و هنوز عضویتی هم در سایت نداشتم و اصلا وارد سایت هم نشده بودم ؛اصلا حساس نبودم نسبت به این بیماری که از خونه بیرون نرم ، میرفتم ولی با ماسک ، خانواده امم همینجوری بودن و کلا اعتقادمون این بود که هر چی حساس تر باشی بدتره
حتی اواخر این بیماری بود که من ازدواج کردم و خداروشکر که همسرم و خانواده اش هم نسبت به این موضوع حساس نبودند و ما مراسم گرفتیم ؛ تقریبا هم مراسم شلوغی بود و تمامش رو بدون ماسک بودم و حتی همه مهمانها هم بدون ماسک بودند و ما بعد مراسم هم در صحت کامل به سر بردیم ،
البته خیلی از مهمونهایی هم که دعوت کرده بودیم نیومده بودند که بعدها گفتند که به خاطر ترسمون به خاطر بیمار شدن بود
خداروشکر ؛ بعدها متوجه شدم اون آرامش به خاطر هدایت شدن من به سمت اون دو سه تا فایل استاد بود و خداوند استاد رو سر راه من قرار داد
استاد جان من دارم تلاشم رو میکنم و جا دارم که بهتر بشم که مثل بقیه مردم عمل نکنم چون نتایجم مثل اونها میشه دارم روی اعتماد به نفسم ، روی احساس لیاقت و ارزشمندیم و روی روابطم کار میکنم تا نتایجم متفاوت باشه نسبت به افراد جامعه و به اندازه ای که متعهد باشم نتیجه میگیرم و دارم تکاملی میرم جلو
استاد جان مچکرم به خاطر آگاهی هایی که در دوره ها و فایلهای رایگان در اختیار ما گذاشتین و میلیاردها ارزش داره چون زندگی ما لذت بخش میشه
خداروشکر به خاطر وجود شما استاد عزیزم و مریم جان و بچه هایی که کامنت میزارن و شما دستی هستین از دستان خداوند برای تغییر زندگی ما
واقعا باید بارها و بارها فایلهارو گوش بدیم و روی دوره ها کار کنیم هر بار که گوش میدم آگاهی جدید کسب میکنم و باورهای جدید به دست میارم چون درکم نسبت به قبل بیشتر میشه و ظرفم بزرگتر میشه
باید بتونیم از تضادها استقبال کنیم و این نگاه رو داشته باشیم که باعث رشد ما میشن
ما در مورد کار همسرم دچار تضاد شدیم ولی تونستیم با درک این آگاهی ها و عمل کردن اونها به اندازه درکمون به راحتی و آسانی پشت سر بزاریم و الان داریم میبینیم که چقدر شخصیتمون نسبت به قبل بزرگتر شده و چقدر کارهامون به راحتی انجام میشه البته برای همسرم که خیلی بیشتر دستاورد و موفقیت داشت و اون بیشتر از من درکش بالا رفته خداروشکر
در مورد عمل به الهامات قلبی من هنوز جای کار دارم ولی دارم تلاش میکنم که برای انجام کارهای روزانه ام ازش استفاده کنم واقعا در این حد ، نتایج بزرگه و جواب گرفتم
در این مورد نجوای ذهنی زیاد دارم ولی دارم تلاشم رو میکنم که بهتر بشم
استاد جان در مورد این جمله که گفتین هر چقدر که میگذره احساس میکنم که چقدر غریبه ام با این ملت
ما هنوز به اون حد نتیجه نگرفتیم و در حد ظرفمون داریم عمل میکنیم ولی من به شخصه کاملا دارم میبینم که چقدر فاصله فرکانسی داریم با آدم های اطرافمون و چقدر فاصله داره شخصیت ما با اونها و چقدر متفاوته باور های ما با اطرافیان و هردفعه که این موضوع برام بولد میشه خداروشکر میکنم که هدایت شدیم به این مسیر و این سایت و این فایلها
خداروشکر این سایت بهترین سایت هست برای موفق شدن و زندگی به سبک شخصی خودت
به شخصه من که اصلا در مورد این آمار اطلاعی نداشتم و مچکرم از شما که این آمار رو به ما دادین و دوباره برای ما یادآوری کردین که باید منطق و الگو پیدا کنیم برای ذهنمون در مورد هر باوری
در مورد اینکه ما هر بار با گوش دادن به فایلها مدارمون بالاتر میره و درکمون بهتر میشه یه مثال از خودم بزنم :
اون اوایل که زیاد آشناییت نداشتم با فایلها و درک درستی نداشتم وارد سایت شدم بدون عضویت فقط از طریق گوگل وارد شدم و دیدم یکی از قسمتهای سریال فک کنم زندگی در بهشت بود ؛ یادم نمیاد قسمت چندم بود ولی فک کنم موضوعش راجع به رفتن شما به یه جایی بود که اونجا مسابقه فوتبال برگزار میشد و مثل اینکه تیم فوتبالی که برای اون شهر بود ، برده بود بازی رو و مردم خوشحال بودن
من اون قسمت رو دیدم فقط مثل اینکه یه فیلمی رو میبینی که وقتت بگذره ، دیدم جالبه ، بد نیست چنتا قسمت بعدش رو هم دیدم ، ولی اصلا درک درستی ازش نداشتم و فکر نمیکردم که چقدر میتونه تاثیر مثبتی داشته باشه این سریالها روی زندگیم و رد میشدم ازشون
حتی یادمه که دانلود هم نکردم اون چند قسمت رو چون این باور رو داشتم که چقدر حجمشون بالاست و چقدر اینترنت مصرف میکنه ، اینطوری اینترنتم سر دو روز با دانلود این سریالها تموم میشه
تازه انقدر باورهام داغون بود و محدودیت داشت که اون چنتا قسمت رو هم با پایین ترین کیفیتی که میشد دید ، پلی کردم ، اون موقع میشد سریال ها رو با دو فرمت دانلود و پلی کرد ، تازه جالب اینجا بود که من با همون نت میرفتم برا اینستاگردی و پستها و استوری ها و پیج های بی کیفیت رو دنبال میکردم برای اینکار ذهنم مقاومت نمیکرد ولی برای دانلود و حتی دیدن سریال ها آنلاین هم مقاومت داشت
بعدها که عضویت پیدا کردم در سایت و وقتی از قسمت نشانه من استفاده میکردم و یکی از قسمتهای این سریالها میشد نشانه اون روز من ، دانلود میکردم و میدیدم ، کامنتهای بچه هارو میخوندم ، دیدم که چقدر این سریالها در زندگیم تاثیر مثبت گذاشته و چقدر دیدم رو نسبت به دنیای اطرافم بهتر کرده و چقدر ما میتونیم با دیدن این سریالها به نکات مثبت توجه کنیم
من تا تکاملم رو طی نکردم و تا در مدارش قرار نگرفتم به این آگاهی ها دسترسی پیدا نکردم
حتی من اون اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم بعد تکاملم طی شد که بعد گوش دادن برم کامنتهای بچه هارو بخونم بعد هدایت شدم که چند بار فایلها رو گوش بدم بعد دوباره هدایت شدم که کامنتهارو بر حسب امتیاز بخونم تا درکم بالا بره و تکاملم طی بشه
همه چیز تکامله باید طی بشه در هر موردی
من به هر اندازه که تونستم بر ترسهام غلبه کنم شخصیتم بزرگتر شده و هنوز ترس های زیادی دارم که باید بهشون غلبه کنم
ترس از حرف مردم ، ترس از تغییر ، ترس از قرار گرفتن در یک مکان جدید و کلی ترس های دیگه
ما هر لحظه داریم هدایت میشیم از طریق خداوند ولی ترس ها و نجواهای ذهنیمون نمیزاره که بهشون عمل کنیم و واقعا هر بار داره برام واضح تر میشه که شیطان همون ترس ها و نجواهای محدود و منفی ذهن ماست
و هر بار داره برام واضح میشه و به من ثابت میشه که الهامات قلبی اصلا منطقی نیست اون هم از نظر مغز ما در اون زمان
خداروشکر که لیاقت پیدا کردم که این فایل رو گوش بدم و بتونم براش کامنت بنویسم
مچکرم از شما استاد عزیزم به خاطر این لایو آگاهی بخش و ارزشمند و از شما مریم جان به خاطر تدوین این لایو و به خاطر استارت پروژه خانه تکانی ذهن
خداروشکر
امیدوارم که هر کجا که هستین هزار برابر این احساس خوبی که من الان دارم به زندگیتون برگرده
موفق باشید
پریسا
سلام به استاد عزیزم و خانواده محترم عباسمنش
به نام خدا
ما با تغییر عادات روزمره و روتین روزانه شخصیت خود و درنتیجه زندگی رو خود را تغییر می دهیم . ما خالق زندگی خود با اختیار خود هستیم به شرط تغییر و به شرط عمل کردن .
جهان هر لحظه به فرکانس های ما پاسخ می دهد و هر لحظه مارا هدایت می کند به شرط آنکه هدایت های خداوند را عمل کنیم و عملگرا باشیم در نتیجه خداوند تعهد و عمل کردن مارا می بیند و در لحظه به نیازهای ما پاسخ می دهد و به ما پاداش می دهد .
با کنترل کردن ورودی های ذهن و در نتیجه تغییر فرکانس هایمان شرایط ما مطابق با فرکانس ها و باورهایی که در ذهن ما شکل می گیرد تغییر خواهد کرد .
با درک قانون تکامل و درک اصل قانون فقط هدایت و الهامی که در این لحظه دریافت میکنیم را عملی کنیم و به ایده ها جامه عمل بپوشانیم تا به قدم بعد به ایده بعد و الهام بعدی در مسیر هدایت شویم کمالگرا نباشیم بلکه با قدم های که برای بهبود این لحظه ما ضروری است شروع کنیم.
ذهن مارا از عمل کردن به الهامات و ایده باز می دارد و می ترساند و یکسری توهمات را در ذهن ما نجوا می کند درحالی که با تغییر باور یا طرح واره های ذهن همه ترس های واهی و پوچ از بین می رود و کافی است که عمل کنیم تا ببینیم آنچه که از آن واهمه داشتیم پوچ محض بود .
خداوند همواره فرکانس را از جهان و از تمام موجودات و انسانها میگیرد و همانند دستگاه گیرنده فرکانس در هر لحظه فرکانس دریافت میکنیم اگر ما در مدار دریافت الهامات و فرکانس خداوند هماهنگ باشیم الهامات را از او دریافت خواهیم کرد .
نوع نگاه و دیدگاه ماست که به تضاد های جهان معنی میدهد اگر نگاه مثبت و به نفعی داشته باشیم قطعا به صلاح و خیر ما و به منفعت ما تمام خواهد شد . اگر میخواهیم در مسیر رشد و پیشرفت باشیم باید تمرکزمان بر وجه مثبت تضادهای اطرافمان باشد تا به مسیر رشد بیشتر هدایت شویم چراکه قانون توجه میگوید به هرچه توجه کنیم از جنس آن بیشتر و بیشتر وارد زندگیمان می شود .
نشانه ایمان داشتن اطمینان قلبی است و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است یعنی باید عمل کنیم اگر فکر میکنیم که ایمان داریم در غیر این صورت ایمان نداریم ایمان با عمل رابطه مستقیمی دارد .
در پناه حق باشید .
به نام خداوند مهربان سلام به همگی دوستان گلم خانواده عزیزم
این فایل روز ششم هست و من امروز گوشش دادم
و واقعا لذت بردم با اینکه امروز نسبت به روزای دیگه بخاطر شرایط های هورمونی یکم بهم ریخته هستم
ولی گوش دادم و لذت بردم که واقعا باید به ایده ها عمل کرد تا نتیجه رو دید
ولی قبل از اون باید قلبت باز باشه
ولی اومدم از امروزم بگم که چ نکاتی رو امروز درک کردم و فهمیدم
امروز قرار بود من و داداشم بریم دوچرخه سواری توی پارک مهمون اون البته چون دوچرخه کرایه میدن ولی داداش من بدون هیچ توضیحی با دوستاش رفتن استخر
من یه مقدار ناراحت شدم از این قضیه ک خب چرا اصلا میگی که بخوای خودت بری با دوستات
از اونور فشار روحی بشدت زیادی روم بود
داداشم رفت و من تنها شدم
خواستم مثل روزای دیگه برم پیاده روی و سعی کنم کم کم جاهای جدید تری نسبت ب محله خودمون رو برم ببینم تا کم کم یاد بگیرم از منطقه امن خارج بشم
ولی اصلا دلم نمیکشید ک برم
گفتم خب الان چیکار میتونم کنم ک حالم بهتر بشه از اونجاییه ک عاشق انیمیشن دیدنم گفتم بشینم ببینم
رفتم که ببینم چی هست ی چیز بدرد بخور پیدا کنم
که چشمم خورد به شِرِک و گفتم فکر خوبیه ها
تو نگو توی این برای من یه درسی بوده ک استاد بارها بهش اشاره کرده
داداشمم صبح رفته بود به درخواست من شیرینی مورد علاقمو گرفته بود
فیلم گذاشتم و شروع کردم ب دیدن
آخر ویدیو متوجه شدم این یه پیامی داشت ها
درواقع اول داستان میان خونه شرک رو بهم میزنن و شرک کلی عصبی میشه و میره ک این مشکلو حل کنه
و میفته توی یه مسابقه همون نجات فیونا
و عاشق اون میشه
و هم عشقشو پیدا میکنه هم خونشو پس میگیره
اینجا فهمیدم خیلی موقع ها اتفاقاتی میفته ک اگر ندونیم کلی غر میزنیم ولی پشتش کلی خیر و برکت برای ما هست
مثلا امروز داداش من ب جای من با دوستاش رفت ولی من اینو فهمیدم ک این اتفاق نشون نمیده که داداش من آدم بد قولیه یا چ اتفاق بدی افتاد بلکه قرار بود من بفهمم ک پشت هر اتفاق به ظاهر بدی پیام خوبی هم ک توی فیلم دیدمش و یاکسی وظیفه نداره منو ببره تا بهم خوش بگذره حتی اگر قول داده باشه و انجام نده هم من نباید روزمو خراب کنم یا اونو قضاوت
برای خودم شیرینی داغ کردم و واقعا دارم لذت میبرم
و بعدش گفتم برای شام چی درست کنم
امم خب غذای سنگین ک ن یه غذای مقوی و ساده تر با چیزایی ک هست
ک چشمم افتاد ب لوبیا سفید
گفتم بزار ببینم چ غدایی تو گوگل هست با لوبیا
ک دیدم انواع کتلت ها هست منتها توش گوشت داشت ک ما چون مصرف گوشتمون یکم زیاد شده گفتم ن
گفتم برم با ایده و الهامات درست کنم
اومدم گفتم خب پیازم میخوام رفتم تو یخچال
دیدم حسم میگه هویجم بردار عدس هم بردار
و بزار عدس و لوبیا کامل پخته بشن
و بنظرم غذای جالبی میشه هنوز پخته نشده
ولی از نتیجش میام میگم
و اینم بگم یه لحظاتی ذهنم میگه ادا در نیار بابا داری ادا در میاری ها الکی خودتو میزنی به حال خوب ولی من بهش گوش نمیدم چون میدونم اینا بخاطر عادت های قبلیه ک اجازه دادیم لحظات هرجور میخوان بگذرن و این شده ی رشته عصبی یه باور ولی انقد این سبک زندگی (زندگی هدایتی ،الهامی ،ساده)رو ادامه میدم ک بشه ی روتین یه عادت یه شخصیت
و از هوا هم بگم ک هوا عالیه باد خنک میاد جاتون حسابی خالیه
خدایا شکرت ک هدایت میشم️
دوست خوبم ، کامنتتو خوندم و انرژی مثبت قشنگی ازش گرفتم ،خیلی حس و حالت مثبت بود
منم انیمیشن دیدن دوست دارم و یکی از کارای مورد علاقمه
چون پالس،مثبتی داره
یکی از کارای دیگه که ذهنمو از فکر منفی دور میکنه بازی فکریه ،منو وارد فضای دیگه میکنه
نگاه کردن به طبیعت حتی از پشت پنجره ام حال خوبی بهم میده
یا تصور رویاهام با یه اهنگ بی،کلام مثبت
و دوستایی مثل شما کمک میکنند ما انرژیمون مثبت تر بشه
ممنونم از تجربه قشنگت که باهامون به اشتراک گذاشتی
سلام به شما سمیرای عزیزم
امیدوارم که عالی باشی
خیلی خوبه ک شما هم انیمیشن دیدن دوست دارید ولی باید دقت کنیم چی میبینیم و با چشم باز ببینیم ک یهو ی باور غلط نره تو ذهنمون
پاندای کونگفوکار
زوتوپیا
این دوتا فیلمای واقعا خوبی هستن ک میشه نکات خوبی ازش گرفت
و من از شما ممنونم از همتون ک میخونید و پاسخ میدید
هروقت اون چراغ بالا روشن میشه من انقد ذوق میکنم ک یکی پاسخمو داده
و منم برای شما آرزوی زندگی ای سرشار از آگاهی
ذهن آروم
قلبی پر از ایمان ارزومندم عزیزم
بنام خدا
سلام به همگی
استاد جانم یک دنیاممنون برای اینهمه اگاهی ناب که به ما میدی
و منی که امشب خونه داداشم مهمون بودم اما همسرو بچه هام روفرستادمو خودم برای کار کردن روی دوره ها موندم خونه تا با تمرکز بیشتر اگاهی هارو دریافت کنم و قوانین رو بفهمم
و دقیقا همینکه اونارو فرستادم رفتن هدایت شدم به این فایل که خدا گفت الان بهترین فرصته برای تمرکزی کار کردن رو خودت
و اعراض از نازیبایی ها
و یه خبر خوب که گرفتم اینه که الان که تصمیم گرفتم از تفریحات الکی و پوچم بگذرم برای تمرکزی کار کردن رو خودم و بهبود شخصیتم خدا هم تعهد منو داره میبینه و شرایط رو برام بهتر میکنه
نکته ی بعدی که من میدونستمش اما باز فراموش کرده بودم اینکه بهم یاد اوری شد شرایط الانم که محرم هست و کار میکاپ کمه بهترین فرصته برای کار کردن روی خودم و بجای اینکه فکر کنم که چکار کنم درامدم اکی بشه و برم سراغ ایده هایی که از روی اجبار کار دیگه ای روانجام بدم بیام رو تغییر و بهبود شخصیتم و احساس خوبم کار کنم تا با حال خوب الهامات رو دریافت کنم فرکانسم بالاتر بره مدارم بالاتر بره و قدم هایی که باید بردارم رو بردارم
خدایا شکرت که لحظه به لحظه بامنی کنارمی عاشق منی بهترینهارو برای من رقم میزنی و با بهترین ادما اشنام میکنی
به نام خدای الهام بخش، خدای آگاهیهای ناب
سلام به استاد نازنینم و مریم جان و دوستان گلم
پروژه خانه تکانی ذهن/ گام ششم
عمل به الهامات قلبی
•وقتی که خداوند (جهان) تعهد شما را میبیند، جهان پاسخ میدهد، درها را به رویتان باز میکند، و نیازها را در لحظه پاسخ میدهد..
دقیقاً مثل من که وقتی با تعهد پروژه خانه تکانی ذهن رو شروع کردم و هر روز حتی شده یک ساعت روی خودم کار میکردم، منی که همیشه 12 ظهر از خواب بیدار میشدم و حتی همسرم تا 12 ظهر میخوابید و دیر میرفت سر کار، وقتی که جهان این تعهد من رو دید شرایط رو جوری برام مهیا کرد که همسرم صبح زود حدود ساعت 7 صبح به سر کار میرفت و ما هر شب زود میخوابیدیم و زود بیدار میشدیم و من از صبح زود تا شب تنها بودم و کلی وقت داشتم که روی خودم کار کنم، و این جمله که جهان نیازها را در لحظه پاسخ میدهد، توی این مدت روزیِ ما هم بیشتر شده، پول بیشتری میاد تو زندگیمون ، هر روز همسرم با دست پر میاد خونه و کلی مواد غذایی مقوی میاره که من بتونم خودم رو تقویت کنم و با مغزی قوی و با تمرکز روی خودم و باورهام کار کنم، شاید به نظر بعضیها این موارد خیلی ساده باشه، اما برای من بزرگه چون که هر کار میکردم نمیتونستم صبح زود بیدار شم و شرایط رو جوری فراهم کنم که شبها زود بخوابیم، اما با تعهد من این شرایط به راحتی فراهم شد. وقتی به این موارد فکر میکنم، باورم قویتر میشه و خیلی ذوق میکنم… :)
• برای ایجاد باورهای مناسب، باید منطقهای درست و قوی به ذهن داد، با دیدن الگوها و نمونههای درست، تا ذهن باور های جدید را قبول کند ، و ذهن ما روی هوا چیزی را قبول نمیکند.
• انسانی که متفاوت فکر میکند و باورهای مناسبی دارد، در زمان برخورد با تضادهایی مثل بیماری کرونا، به ایدههای منطقی هدایت میشود تا بتواند ذهنش را به خوبی کنترل کند.
• ترس انسان را از حرکت باز میدارد و دلیل تمام بدبختیهای بشر است، ترس ابزار ذهن است و کار ذهن ایجاد ترسها و تردید های توهمی است، اما با باورهای خوب و منطقهای قوی آوردن برای ذهن، ترس بیهوده و واهی از بین میرود و میفهمیم که اصلاً ترسی در کار نیست و تماماً یک توهم است، حقیقت همان ایمان درونی و اطمینان قلبی است که نوید اتفاقهای خوب را میدهد.. بنابراین هیچ گاه نگذارید که ترس بر شما حکومت کند و مرتباً روی باورهای خود کار کنید و به صدای قلب خود گوش کنید..
• همه ما انسانها، به یک اندازه به خداوند وصل هستیم، خداوند به همه ما از آینده میگوید، نمیگوید که چه اتفاقی قرار است در آینده رخ دهد! بلکه میگوید چه کاری باید انجام بدهیم! برای آمادگی و مهیا شدن و موفق شدن در آینده! در تمام قسمتهای زندگی، خداوند مثل یک دستگاه فرستنده رادیویی به همه ما الهامات را میگوید، در لحظه به صورت توقف ناپذیر آگاهیها را به همه جهان منتشر میکند، کسانی که روی مدار خداوند و دریافت آگاهیها هستند، این آگاهیها و الهامات را دریافت میکنند و عمل میکنند، کسانی هم که نزدیک این مدار هستند دریافت میکنند ولی گوش نمیکنند، باور نمیکنند و عمل نمیکنند!
آنهایی که به الهاماتشان عمل میکنند، همیشه برای هر اتفاقی و هر تضادی آماده و مهیا هستند و آنها، با سرعت بیشتر و بهتر از بقیه همه چیز را در زندگیشان خلق میکنند!
• جهان همواره رو به جلو حرکت میکند و همواره در حال تغییر و پیشرفت است، هیچ چیزی در جهان ایستا و پابرجا نیست، هیچ شرایطی همینطور باقی نمیماند، گاهی اتفاقهای بزرگی در جهان میافتد که میتواند اوضاع را به صورت بنیادین تغییر بدهد! اما خداوند همیشه به همه ما الهام میکند و میگوید که چه کار باید کنیم، و کسانی که ترسی ندارند و به خداوند ایمان دارند، و ایمان دارند که خداوند آنها را به مسیرهای درست هدایت میکند، آنها برای این تغییرات همیشه مهیا هستند، الهامات خداوند را دریافت میکنند و عمل میکنند، و آنها همیشه در میان این تضادها، به صورت کوانتومی پیشرفت میکنند و به بهترین ها می رسند!
در پناه الله یکتا ◉‿◉
سلام به استاد عزیز وتشکراز از آگاهی رسانی شما این فایل درمورد سرمایه گذاری روی خود است وقتی ما روی خودمان کار کنیم با هر تضادی برخورد میکنیم برای ما موهبت میشود از اون تضاد میتوانیم به نفع خودمان استفاده کنیم
وقتی که باورهای خوب داشته باشیم وبه آنها عمل کنیم وحرکت کنیم وایمان داشته باشیم که خداوند هر لحظه ما را هدایت میکند وبه این ایمان عمل کنیم وحرکت کنیم کم کم به مسیر های خوب هدایت میشویم وبه خواسته های خود میرسیم
مثل نوح که به او الهام شد که در کوه کشتی بساز
که همه او را مسخره می کردند ولی او به الهامات خود عمل کرد فارغ از این که بداند که چه اتفاقی قراره بیفتد با ایمان به خدا حرکت کرد وعمل کرد
ما در هر موقعیت که قرار میگیریم باید از آن به بهترین شکل استفاده کنیم و از اون شرایط فعلی به بهترین شکل ممکن بهترین وقشنگترین استفاده را بکنیم
به نام خدا
سلام دوست هم فرکانسی عزیزم
دقیقا درست گفتید
من هم دارم روی باورهام به امید الله کار میکنم برای خونه خریدن و خواسته های بزرگم در صورتیکه قانون این هست که هیچی نفروشم و باید ترمزها را پیدا کنم و باورهای درجه یک را در خودم بسازم و نهادینه کنم
با خوندن دیدگاه شما که گفتید حضرت نوح را مثال زدید گفتم این هم یک نشونه ی دیگه برای خلق همه ی خواسته ها و خواسته ی فعلی من
یه نشونه ی دیگه ام اینکه استاد گفتن فراوانی رو در فایل ها ببین و من باید ببینم و تحسین کنم
خدایا شکرت
ممنون
به نام خدا
روز 72 فصل سوم روز شمار
خداوند قدرتمند را شاکرم که امروز هم ایمانم زیاد است و به خاطر ایمان زیادم آمده ام در وبسیات فعالیت کنم.
خداوند عزیزم رو شاکرم که بیماری کوید آمد، تغییراتش در این دنیا را انجام داد و رفت، شاکرم که مردم در این لحظه با خیال راحت دارند زندگی می کنند، وقتی که کرونا آمده بود، همه چیز از چشم مردم افتاده بود، پول، مقام، شغل ، روابط… تنها چیزی که برای مردم کافی بود سلامتی شان بود، آن دوران گذشته و خیلی ها فراموش کرده اند روز هایی را که از این دنیا فقط سلامتی می خواستند و الان بعد چند سال سلامتی را دارند و هیچ بیماری آن ها را تهدید نمی کند.
ما به ندرت دربارهی آنچه که داریم فکر میکنیم، در حالی که پیوسته در اندیشهی چیزهایی هستیم که نداریم!
خیلی خوشحالم که با شنیدن این فایل آن روز ها یادم افتاد و یادم افتاد روزهایی را که تنها خواسته ام سلامتی ام بود ، و الان سالم و سلامت دارم زندگی ام را می کنم، سپاسگزارت هستم ای خداوندی که تنها قدرت دست اوست، شاکرت هستم که مرگ و زندگی انسان ها فقط و فقط دست توست.
شاکر خداوند قدرتمند هستم که دنیا را کاملا عادلانه طراحی کرده است، به طوری که زندگی انسان ها به شخصیت و افکار آن ها بستگی دارد، پس هر شخص مسئول زندگی خودش است، خوشحالم که این قضیه را می دانم، شخصیت خودم را عوض می کنم، دنیا هم به خاطر من پیشرفت می کند و من پیش خداوند عزیز تر می شوم، خدایا هزاران مرتبه شاکرت هستم.
در حال حاضر، لذت بخش ترین ساعات زندگی من، روز هایی است که صبح زود میروم ورزش و به فایل های های استاد یا هر فایلی که حالم را خوب کند گوش می دهم، این کار میزان یادپیری مرا چندین برابر قوی تر می کند و حالم در طول روز به مراتب بهتر می شود، این کار را به همه ی همراهانم توصیه می کنم.
وقتی که روی خودم کار می کنم، شخصیت و باور های خودم را بهتر می کنم و کلا کیفیت زندگی ام را بهتر می کنم، احساس می کنم که به معنای واقعی دارم زندگی می کنم، تمایل زیادی به یکجا نشستن و تنبلی دارم ولی میبینم که این کار اصلا لذت خاصی ندارد.
لذت در وقت نداشتن است!
لذت وقتی است که بازو هایم از دمبل زدن درد می کنند ولی من باز هم ادامه می دهم،
لذت وقتی است که تا نصف شب روی یک پروژه کار میکنم،
خیلی حال می دهد وقتی کسی بهم زنگ می زند و من می گویم وقت ندارم!خخخخخ
لذت وقتی است که در وبسایت کامنت می نویسم، وقتی که به جای دیدن چرت و پرت در اینستاگرام، ترجیه می دهم از روی فایل های استاد نوت بنویسم.
لذت وقتی است که به شعر های مولانا گوش میدهم و بیشتر بیشتر عاشق معشوقم الله می شوم.
همه ی اینها لذت خیلی زیادی دارند، در حالی که یکجا نشستن هیچ لذتی ندارد ولی من به طور واضح میبینم که ذهنم علاقه بیشتری به تنبلی و یکجا نشینی دارد، شب و روز در حال دعوا با ذهنم سر این مسئله هستم :)خخخخخخ
عه، لذت وقتی است که بر نجوا های ذهنم غلبه می کنم!
وقتی که صبح زود بر صدای ذهنم که می گوید بخواب می گویم خاموش شو
و با عشق و علاقه می روم ورزش!
لذت وقتی است که در زیر باران آوریل، با عشق می دوم و به آهنگ گوش میدهم،
وقتی که بوی برگ ها و گل های خیس مستم می کنند و ذهنم خاموش میشود.
همه ی بازار های مالی، بعد از هر صعودی اصلاح میشوند، یعنی برای مدتی نزولی می شوند ، در آن مدت کوتاه نزول قدرت خود را جمع میکنند، برخی از معامله گران را که توانایی کنترل احساس خود را ندارند از بازار بیرون می کنند و بعد دوباره صعود را شروع میکنند، بیماری کوید یک اصلاح بود تا بعد از آن صعود شروع شود.
اگر حالمان بیشتر اوقات خوب باشد و بعضی وقت ها اتفاقات بدی رخ دهد، هدف آن اتفاقات اصلاح زندگی ما خواهد بود نه از بین بردن آن، آن اتفاقات برای خیر رساندن به ما ایجاد می شوند نه ضرر، البته به شرطی که در موقع اصلاح، احساسات خود را کنترل کنیم.
شاکر پروردگار قدرتمندم هستم که هر لحظه می گوید چه کاری را باید انجام بدهم، با این که نتیجه آخر و کلی آن کار را نمی دانم ولی او می داند، او داناست و من نادانم، هوالعلیم.
برای اینکه بیمار نشوم
باید سیستم دفاعی بدنم را قوی تر کنم
و وقتی که حالم خوب است سیستم دفاعی بدنم قوی تر میشود
وقتی که ایمانی قوی دارم سیستم دفاعی بدنم قوی است
وقتی که زندگی ام را دوست دارم، بدنم برنامه ریزی میکند تا بیشتر و زندگی کنم
و وقتی که افسرده هستم، وقتی که از این زندگی بدم می آید، طبیعی است که بدنم به طور طبیعی علاقه ای به زنده ماندن نشان ندهد
این مسئله را هر روز با چشم خودم می بینم و از این بابت شاکر خداوند قدرتمند هستم
شاکر خداوند قدرتمند هستم که با قوانینی که از طرق مختلف یادم می دهد
زندگی خودم را مونیتور می کنم، وقتی که یک چیزی مشکل دارد
سیستم ارور میدهد و می گوید که یک جای مسئله مشکل دارد
یا باید یک چیزی را تغییر دهی یا مشکل بدتر خواهد شد
شاکرت هستم ای بهترین هدایت گر
دیروز یه خواب دیدم و تعبیرش هم همون دیروز اتفاق افتاد
این اولین باری است که حضور تو را از طریق خواب احساس کردم
تو همیشه و هر لحظه از آینده به من خبر می دهی
و من باید به اندازه ای ایمانم قوی باشد که بدانم چه چیزی نجوای ذهنم است و چه چیزی حرف تو
برای اینکهایمانم قوی تر شود باید ایمان فعی ام را به عمل بیاورم
تا بعد این که نتیجه عمل آمد، به تو بیشتر اعتماد کنم
و اعتماد بیشتر به تو می شود همان ایمان قوی تر
ای خداوند دانا، من از خودم چیزی ندارم، من از خودم چیزی نمی دانم، همه چیز را تو می دانی
من به تو که برترین قدرت هستی تکیه می کنم
می دانم که تو هم مرا به اندازه ی ایمانم هدایت خواهی کرد
خیلی خوشحالم که هر لحظه در فکر تو هستم، هر لحظه به این فکر میکنم که یک چیزی هست
یک چیزی هست که همیشه در کنار من، در درون قلب من حضور دارد و با من حرف می زند
حتی وقتی که در چند کیلومتری ام هیچ کسی نبود
هر چقدر که عشقم به تو را فریاد می زنم کسی نمی شنید
فقط من بودم و تو
خیلی دوست دارم روز ها و هفته ها تنها باشم
فقط با تو باشم، فقط با تو عشق کنم
به من کمک کن تا به آن هدفی که در دلم دارم برسم
تا ثروت به راحتی به زندگی ام بیاید
تا با رسیدن به هدفم همیشه وقت داشته باشم تا با تو معاشقه کنم
تا همیشه و هر لحظه در میان زیبایی ها باشم و با دیدن زیبایی ها تو را ببینم
و همین برای من کافی است
آخرین باری که چنین کامنت بلندی را نوشتم یادم نمی آید
خیلی خوشحالم که بعد از ماه ها حرف های واقعی دلم را به تو گفتم.
گام ششم
به نام خدای نور
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته دوسداستنی و دوستان عباس منشی.
خب عاطی خانم الان این آگاهی ها و کنترل ذهن رو باید اینجام بدی فقط به حرف و نوشتن که نیست به عمله الان تازه قدر همون خونه نموندن رو میدونم چون واقعا غیر قابل تحملن ولی خب اینم یه فرصته که سالن دوروز تعطیل بشه توهم بجاش روی خودت باید کارکنی درگیر حواشی نباش درگیر این نباش که چرا انقدر رومخن ازیه دیدگاه دیگه بهش نگاه کن این یه فرصته که تمرکزی ترکارکنم و این شرایط رو تغییر بدم خب؟پس به اصل توجه کن ذهنتوکنترل کن احساستو خوب کن.
سالنی که کارمیکردم رو با الهامات خداوند عوض کردم که سالن جدیده میگه هرروز باید بیاید حتی اگر مشتری نداشته باشید خب این مسئله خیلی روی بهتر شدن حسم کمکم کرده که خونه نباشم سالن باشم با پرسنل حرف بزنم توی اجتماع باشم کلی مزایای دیگه داره برام ولی با اینکه مشتری یدونه داشتم کلا ازوقتی که رفتم تا الان ولی حالم خوبه حسم خوبه گاهی نجوا میاد ولی کنترلش میکنم و میدونم باگ از باورهای منه چون محل کارقبلیمم این مشکل و داشتم و جامو عوض کردم الان همه باگای سالن قبلی برطرف شدن ولی فراوانی مشتری نه و این بخاطر باورهای منه که الان دارم روشون کارمیکنم نمیدونم چه ترمز و باور مخربی هست که باعث میشه مشتریا حرف ازاومدن پیشم میزنن ازکارم خوششون میادولی نمیان و فقط ازخداوند میخوام هدایتم کنه ترمزهارو بردارم و بتونم فراوانی مشتری روهم تجربه کنم.
عاشق کارمم حالم خوبه سالنی که کارمیکنم خیلی خوبه وپیشرفته برام کارکردن توی یه همچین سالنی و مدیر سالن محترم و مهربونه که پیشرفت تمام پرسنل رو میخوادو الان من توی شرایطیم که یسال پیش ارزوشو داشتم خداجونم ازت سپاسگذارم وقتی میبینم ازکجا شروع کردم چه شرایطی رو داشتم و الان توی چه شرایطی هستم باورهام قوی ترمیشه که به اون اطمینانی که قلبم بهم میده که همه چیز درست میشه بیشتر اعتمادکنم.
خیلی جالبه این فایل رو زمانی دیدم ته اتفاقی مثل کرونا رخ داده بود و الانم کل مردم ترس جنگ رو دارن درحالی که من داشتم از محل کارم برمیگشتم هوا خوب بود تصمیم گرفتم پیاده برگردم از خداوند سپاسگذاری میکردم بابت حال خوبم و هعی با خودم تکرار میکردم عاطفه تومشتری نداشتی چرا انقدر حالت خوبه؟جواب میومد بجاش توی جایی بودم که عاشقشم بجاش ازهمکارم نکته هایی یادگرفتم که باید توی کارم رعایتشون کنم بجاش ویدیو برای پیج کاریم گرفتم و ازهمه مهمتر من ازادم من الان تنها بیرونم منی که تا یسال پیش ته بیرون رفتنم ازخونمون تا سرخیابون برای رفتن به سوپری ولی الان کجا؟الان تنها میزنم بیرون و ازادی رو دارم تجربه میکنم درسته برگشتم به خونه تایم خاصی داره ولی الان ازادی رو دارم تجربه میکنم و میدونم با تغییر باورهام اینم عوض میشه حتی تنها رفتن به مسافرتم برام اوکی میشه.
میگه خدادل هارد براتون نرم میکنه شما قدم هاتون رو بردارین خدااطرافیانتون باشماهماهنگ میکنه استاد من این رو تجربه کردم من اینو زندگی کردم استادمن توی یه خانواده ای هستم که کارکردن دختر رو عیب میدونن که نباید دختر بیرون خونه کارکنه مردم چی میگین ؟ مگه چیزی کم داری؟چطور چندساعت ازت خبری نداریم؟
خداوند… فقط خداوند همه ی اینارو تغییر داد برام و جوری شد وقتی داداشم به کارکردنم اعتراض کرد مامان بابام پشتم رو گرفتن و باش حرف زدن استاد اره خدادل هارو نرم میکنه و جالب اینه من توی تمام این بحث ها خونه نبودم وقتی داداشم بحث میکردم چرا گذاشتینش بره سرکارمن خونه نبودم و سالن بودم و هیچکدوم ازاینارو ندیدم و فقط اجیم برام تعریف کرد تنها چیزی نه من دیدم نرم شدن دل اطرافیانم بود تنها چیزی که من دیدم روون شدن مسیرم برای کارکردن اونم به لطف به خداوند بود.
عاطفه ای که بعضی وقتا میشد ماه ها خونه بود و جایی نمیرفت چون شرایطش رو نداشت الان بخاطر تعطیلی سالن امروزوخونه موند نجوا اومد سراغش استادباورتون میشه فقط بخاطر یروز که خونم نجوا اومد سراغم و تک به تک رفتار و حرف های خانوادم رومخم بود ولی کنترلش کردم کنترل ذهن و کردم و شروع کردم به نوشتن که الان واقعا حالم خوبه و باتوجه به مسیر پیشرفتم و ازکجا به کجا رسیدم ایمانم به خداوند قوی ترشد که همه چیز امکان پذیره و میدونم تا گام اخر این پروژه کلی ازنظر شخصیتی و شرایطی تغییر میکنم.
واما باورهای عالی این فایل:
1_خودم اگاهانه تصمیم بگیرم ازکوچک ترین زمانی که دارم برای پیشرفت استفاده کنم.
که خیلی توش باگ دارم باید روش کارکنم که زمانم برام باارزش تربشه.
2_منتظر نباش اوضاع بخواد تغییر کنه خودت تغییرکن.
3_توعوض بشو تویه آدم دیگه بشو جهان روی متفاوتی به تونشون میده جهان واکنش متفاوتی به تو نشون میده.
4_جهان به فرکانس های ما پاسخ میده.
5_نذارروزمرگی درگیرت کنه و برای خودت ارزش قائل باش و دلیل نتایج زندگیت فرکانس هاته پس روی خودت کارکن.
6_برای ساختن باورهای خوب باید منطق درست به این ذهن بدی،ذهن دلیل میخواد الگو میخواد بهش ثابت کن درست فکرمیکنی.
7_ایده های الهامی خداوند رو انجام میدم.
8_راه حل مسائل ریشه ای تغییر شخصیت.
9_روتین و عادت های جدیدی برای خودت درست کن.
10_نذارترس کنترلت کنه.
11_اوضاع میتونه به طور بنیادین تغییرکنه.
12_اعتمادبه گفته های قلبی.
13_تغیر شرایط رو از تغییر عادت های روزانه ات شروع کن.
14_شجاعت تغییر رو داشته باشه.
15_نمیتونی همزمان ایمان داشته باشی و نگرانم باشی.
16_ایمانت رو عملی نشون بده.
دارم سعی میکنم خیلی به خودم سخت نگیرم و باخودم مهربون باشم وقتی دیدم این باورها کافیه تا اینجا و بقیه رو هعی باید تکرار کنم که درک کنم خیلی به خودم فشار نیارم که نهه باید بنویسی فقط صرف این نباشه که نوشتم باید درکشون کنم چون قبلا بخاطر کمالگرایی خیلی خودمو مجبور میکردم همه خلاصه فایل و بنویسم و همین کار داشت باعث میشد کامنت نذارم یا اگر میخوام کامل بذارم باید یه چیز فوق العاده خوب و کامل باشه خداجونم سپاسگذارم که هرروز داری باعث رشد و پیشرفتم میشی.
شاد،سلامت،موفق و ثروتمند باشید.
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم. خانم شایسته دوست داشتنی و همه اعضای خانواده عزیزم
نکات مهم و آگاهی های فایل ششم گام به گام خانه تکانی ذهن:
1_وقتی خودمون آگاهانه تصمیم بگیریم که از کوچکترین زمانی که داریم برای پیشرفت و کارکردن روی خودمون استفاده کنیم ، وقتی که ما این خواسته رو به خداوند اعلام می کنیم ، نه با زبان بلکه با عملمون که از کوچکترین زمانمون استفاده کنیم ، وقتی که خداوند تعهّد مارو می بینه ، “جهان پاسخ می دهد.” جهان درهارو باز می کند وقتی که ما متعهّد هستیم به تغییرات.
“شرایطی برامون فراهم میشه ، وقت هایی آزاد میشه ، تنهایی و خلوتی به وجود میاد که ما بتونیم بدون دغدغه و باتمرکز بالاتر و با آرامش خاطر نسبی ، روی باورهامون کارکنیم.” این قانون ِ جهانه
2_وقتی شرایط به ظاهرمنفی و نامناسب پیش میاد ، درواقع جهان داره سَرَند می کنه انسان هارو. داره غربالگری میشه. این شرایط مشخص می کنه که ما جزو کدوم دسته افراد هستیم: افرادی که زیر این فشار لِه میشن و به وجه منفی قضایا نگاه و توجه می کنن. یا افرادی که از این اتفاق به بزرگترین و بهترین اتفاق زندگی شون یاد می کنن. یه فرصت خوبیه برای حرکت کردن و تغییر کردن. و اگر حرکت کنیم و تغییر کنیم خیلی خیلی موفقیت و خوشبختی و ثروت ساده و راحت توی زندگی مون جاری میشه ، اگر که ما واااقعاً متفاوت باشیم با اکثریت جامعه.
3_وقتی روی خودمون کار می کنیم با تمرکز بالا ، “شخصیت ما تغییر می کنه” ، “اعمال و رفتار ما تغییر می کنه”. ایده هایی خداوند به ما الهام می کنه: اون ایده های الهامی رو باید انجام بدیم. وقتی اون ایده هارو عملی می کنیم نتایج می آید.=> باورامون با دیدن نتایج قوی تر میشه. بعد ایده ها بیشتر میشه. دوباره اونارو انجام میدیم.=>دوباره نتایج میاد و این روند ادامه پیدا می کنه.
4_ذهن ما با “منطق” مجاب میشه و یک باور جدید رو می پذیره. بنابراین اگر می خوایم یه باور جدید رو بهش بقبولونیم باید از “ابزار منطق” استفاده کنیم. وقتی به ذهنمون یه حرفی رو میزنیم باید حتماً حتماً منطقش رو هم براش بیاریم. اون وقت اون حرف و باور ِ جدید براش قابل پذیرش میشه.
5_راه حل مسائل باید ریشه ای انجام بشه. با “تغییر شخصیت” اتفاق میفته. نه یه سری رفتارهای سطحی. وقتی تغییر به صورت بنیادین انجام میشه ، ترس های بیهوده از بین میره. چون ترسه که انسان رو از حرکت باز میداره. ترسه که دلیل ِ تمام بدبختیای بشره.
باید جلوی ترس ها توی زندگی ایستاد و این ترس های واهی رو شکست. وقتی با ابزار منطق ذهنمون رو قانع می کنیم، ترس های بیهوده ی ما ازبین میره. نذاریم ترس بر ما حکومت کنه. نشینیم پای چرت و پرتای بقیه.
6_خداوند همه ی مارو هدایت می کنه. تمام اتفاقاتی که توی دنیا میفته یه سریا از قبل براش مهیّا هستن. یه سریا این اتفاقات باعث پیشرفت ِ کوانتومی شون میشه!! اونایی که به “الهاماتشون” گوش کردن. تمام ِ ما به یک اندازه وصلیم به خداوند. خداوند به همه ما گفته درمورد آینده. نگفته آینده چه اتفاقی میخواد بیفته ها…گفته چه کاری باید انجام بدی.
بعضی وقتا قبل از اینکه اتفاق خاصی بیفته “قلب ما” بهمون میگه که یه سری کارایی انجام بدیم. دقیقاً توی تمام قسمتهای زندگی خداوند داره به ما میگه ، ولی ما گوش نمی کنیم. ما منطقمون نمیذاره که درک کنیم. وقتی توی مسیر درست قرار می گیریم این الهامات خداوند رو خیلی بهتر می تونیم متوجه بشیم.
خداوند مثل یک دستگاه فرستنده رادیوییه. این داره الهاماتو میگه به همه. در لحظه داره بدون توقف ، این آگاهیارو منتشر می کنه. اینجوری نیست که فقط یه سریا دریافت کنن ، نه این آگاهیا داره پخش میشه تو جهان. مثل نور ِ خورشید. مثل امواج رادیویی.
ولی فقط اونایی که توی اون موج دریافت هستن ، دریافت می کنن. اونایی هم که یه ذره نزدیک موجن دریافت می کنن ، ولی گوش نمی کنن! یعنی صداهه رو می شنون ولی صداهه رو باور نمی کنن. و عمل نمی کنن.
تعداد افرادی که به الهاماتشون عمل می کنن و خودشونو آماده می کنن در کُل نسبت به بقیه خیلی کمه. به همین دلیلم تعداد افراد ِ کمی نسبت به کلّ جهان اون بالاهستن. و همه چیو تو زندگی شون خلق می کنن.
7_بعضی اتفاقات باید بیفتن. برای اینکه تغییرات به وجود بیاد. مثل “جنگ جهانی دوم” که باعث ایجاد سازمان ملل شد. تماااام ِ این اتفاقات ، بعدش یه عالمه خیر وبرکت داره. شاید وقتی تو دل اتفاقات هستیم متوجه خیر وبرکتش نباشیم، ولی آینده اونارو نشون میده.
8_جهان همیشه در حال تغییره. هیچ چیزی ایستا نیست. همه چیز داره تغییر می کنه. بعضی اتفاقات نشون میده که اوضاع میتونه به صورت “بنیادین” تغییر کنه. حالا کیا آماده ن برای تغییرات ؟؟ نه کسانی که میترسن!…بلکه “کسانی که ایمان دارن که خداوند اونارو هدایت می کنه به مسیر درست.”
با نگرانی کسی جلوی تغییرات رو نمی تونه بگیره. با نگرانی آدما فقط خودشونو بدبخت می کنن.
کسانی که ایمان دارن و میگن که “من دریافت می کنم الهامات خداوندرو.” و به من گفته می شود و من عمل می کنم!
الهاماتی که گفته میشه ممکنه از نظر بقیه غیرمنطقی باشه ، ولی آینده مشخص می کنه تفاوت زندگی افرادی که به الهاماتشون عمل می کنن رو با بقیه. یه سری آدما قبل از اینکه اتفاقی بیفته انگار می دونستن و براش آماده بودن. دقیقاً نمی دونستن چه اتفاقی قراره بیفته ، ولی قلبشون بهشون میگه قدم بردار و این کارو انجام بده.
این شرایط ، این موقعیت ها ، این اتفاقات، برای همه بَد نیست. برای یه سریا خیلی نتایج بزرگی داره.
خداجونم شکرت
گام ششم
کنترل ذهن
ما باید خاسته هامونو با عمل به خدا نشون بدیم نه با زبان.
وقتی خدا تعهد مارو میبینه جهان به ما پاسخ میدهد جهان درهارو باز میکنه.
از هر شرایطی به نفع خودمون استفاده کنیم.
منتظر درست شدن شرایط و حل مشکل نباش خودت تغییر کن جهان روی متفاوتی به تو نشون میده.
اگر ما فرکانس ارسالیمون مثل بقیه باشه و مثل دیگران عمل کنیم ماهم نتیجه بقیه رو میگیریم.
ما نباید بزاریم روزمرگی مارو درگیر خودش کنه باید برای خودمون ارزش قائل باشیم چون دلیل نتایج خوب فرکانس و افکار ماست .
ایده هایی که به ما الهام میشه باید عمل بشه.
برای ساختن باور های خوب باید به ذهنمون منطق و الگو بدیم.
چون ذهن مقاومه و برعکس عمل میکنه.
ترس انسان رو از حرکت باز میداره.
ترس دلیل تمام بدبختی های بشره.
بدن ما پاد تن میسازد.(ضد ضربه میشیم)
نباید بزاریم ترس بر ما حکومت کنه
هدایت
خداوند همه مارو هدایت میکنه.
همه ما به یک اندازه به خداوند وصلیم خدا به ما الهام میکنه در مورد اینده( نمیگه اینده چی میشه ها) فقط الهام میکنه که الان چه کاریو انجام بدی برای اینده ت بهتره.
منطق ما نمیزاره الهامات رو درک کنیم.
امازون و تسلا نمونه ای از عمل به الهاماته.(مثل کشتی نوح)
الهامات یعنی انجام یک سری کارها.
جهان همیشه در حال تغییره هیچ چیزی ایستا و پایدار نیس مثل فصل ها .
چه کسایی برای این تغییرات اماده ان؟(نه کسایی که میترسن کسایی که ایمان دارن خداوند هدایتشون میکنه به مسیر درست.)
کسایی که میترسن و نگرانن ایا با نگرانی میتونن جلوی تغییرات جهانو بگیرن؟فقط خودشونو از هدایت و الهامات دور میکنن