اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به شما استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته محترم.👋👋👋❤❤❤
خدارو شکر میدونم خوب هستید و همه چیز خوبه . بسیارو بسیار و بسیار فایل بی نظیری بود و همینطور خیلی لذت بردم ودقعا بحث شیرینی بود بحث الهامات در تصورات من الهام شدن یک بازی هیجان انگیزه که همیشه به خوبی و خوشی انجامیده دوست دارم چنتا نمونش رو تعریف بکنم مثلا ساده ترین هاش در تست زدن بوده که دلم با تمام وجود میگفته که مثلا فلان گزینه رو بزن و هر دفعه اگه به دلمگوش میکردم درست از اب در می آمد اون موقع که مثلا کلاس هفتم یا هشتم بودم نمی دونسم اصلا قانون جذب چی هست ولی از اون جا که خیلی این اتفاق برام افتاده بود میدونستم که چیز خیلی خاصیه و هیچ جوانی نه برای تایید و نه برای نقضش نداشتم ولی اونقدر همیشه درست بود که تو خیلی از تست ها استفاده میکردم از ش یا مثلا نمونه ی دیگش اینه که یادم میاد و هیچ وقت از یادم نمیره این بود که یادمه تو اتاق مادرم بودم و یه حسی بهم گفتکه روی اون بالشتی که کنار اتاق هست نشین چون زیرش یک عقربه منم دلم خیلی ترسید چون حس بسیار قوی بود و دو دقیقه بعد مادرم بالشت رو از زمین برداشت و بلند داد زد عقرب و کشتش.
اینو گفتم که بگم واقعا الهام شدن به بندگان مثل این میمونه که در یک معادله ی ریاضی با اینکه هرچقدر هم پیچیده و سخت باشه ولی در صفر ضرب بشه ما باید بگیم صفر میشه و به همین راحتی هستش و وقتی الهام میشه بی بر و برگت مثل جواب معادله همه چیز حتی اگر با ذهنمون هماهنگ نباشه و غیر منطقی باشه هم صد در صد به سود ما به وقوع خواهد پیوست😍😍😍😍🤗🤗🤗
خیلی خوش حالم که با یک تضاد خوب برخورد کردم و با این سایت و با این فضا آشناشدم و بسیار فضای عالی هستش مطمعنم که نتیجه خیلی خوبی خواهم گرفت و فقط یک سوال داشتم اگر میشود همین الان جواب بدهید بهم من بر سر یک دوراهی قرار دارم و اینکه نیاز به الهام خدا دارم برایش به خاطر یک قوت قلب بزرگ و خیلی دوست دارم خدا بهم بگوید پارسا این مسیر رو برو . فقط همین رو بگه تا من مطمعن باشم ولی میترسم ولی عیب نداره در این مسیر آمدم تا قوی تر سم دیگه. خدایا سپاس گزار خدایا سپاس گزا خدایا سپاس گزار 🏅🏆🏆🏆🏆🏆
واقعا چکار بکنم خدا بهم الام بکنه آیا اول باید بدون ترس اون مسیر رو طی بکنم یا میشه خدا بهم الهام بکنه خیلی وقته منتظر الهام هستم ولی نمی دونم چرا بهم نمیشه دوست دارم اون حس زیبا ی اهلام کردن رو تجربه بکنم چون خیلی بهم انگیزه میده میدونی باور و شور و اشتیاق میده ک به قول انیشتین اگه شور و اشتیاقت از ترست در انجام عمل به یک کار بالاتر باشه تو حتما در اون کار موفق خواهی بود . و منم خیلی دوست دارم شجاع باشم واقعا الانه که درک میکنم که واقعا مومن واقعی بودن به داشتن ریش و تسبیح و چادر و اینا نیست این رو هرکسی به راحتی و بدون زحمت میتونه انجام بده ولی کسی که به خدا ایمان بکنه و به یک راه که همه بگن بهش نه بگو اره چرا که نه من میتونم انجامش بدم واقعا اون با ایمان واقیعه نوش جونش هرچی بهش داده مبشه و واقعا هم عدالت هستش این به نظرم.
به زارید یکم از خودم براتون بگم ۱۷ سالمه خیلی دوست داشتم که قدم رو بلند بکنم و بهش رسیدم تقریبا و به دکتری هدایت شدم که میتونه قدم رو ۷سانت بلند بکنه ولی قول شرف میدم که با جذب به ۱۱ سانت برسونمش چون تا اینجا که همه میگفتن نه و خیلی ها بهم میگفتن تو چی داری ولی حرف بقیه پشیزی برام ارطش نداشت چون اعتماد کردم به خدا و گفتم نه حتما من میتونم باید بتونم چون واقعا از صمیم دل برای خودم دوستش داشتم و به خودم گفتم حقمه داشته باشمش.😎😎😎😆😅😅😅✌✌✌💪💪💪💪به خودم بابتش افتخوار میکنم. و راستی اطن تضادم بود که مجبور شدم از تنها راهی که برامون مونده بود و اخرین شانسم بود کا قانون جذبم بود استفاده بکنم چون همه دکترا گفتن نمیشه ولی اخر شد خخخخخخخ و راستی چیزی که میخواستم بگم این بود که دوست دارم به خادج برم بزارید داستان جذابم رو اصن براتون بگم خیلی سرگرم ککنه و جالبه حتما بخونید. من وقتی حدودا دوازده و نیم سالم بود به قم مهاجرت کردیم و خیییییییییییییللللللللللِییییییییی اتفاق بزرگ و ارزشمندی بود برای من چون که از یک شهرستان بدون امکانات به این جا رسیدیم و خیلی عالی بود برام واقعا استاد راست میگه وقتی یک چیز رو نداری و به دستش می آری اون موقع است که لذت اصلی رو ازش میبری انقدر عاشق قم بودم که قسم میخورم اگه کسی بهم میگفت بین اروپا و قم کدوم رو انتخواب میکنی قسم میخورم میگفتمم قم چرا؟ چون ظرفیت اروپا رو نداشتم منی که از اون شهرستان بدون امکانات اومده بودم به قم قسم میخورم به مادرم تا ۲سال میگفتم که من باورم نمیشه اومدم قم. وقتی با اتوبوی میرفتم این ور و اون ور وایییییی چه حالی میداد . خلاصه مدرسه جدید دوستان جدید و افراد جدید و همه چیز جدید و عالی یادمه موقعی که مادرم منو به زور به کلاس زبان فرستاد هرروز برام روزی بد تر از دیروز میشد وقتم رو داشتم هدر میدادم در اون ۲ سالی که زبان رفتم وبدتر از اون این بود که حالم از زبان انگلیسی بهم میخورد و اینکه دوست داشتم بمیرم ولی زبان نرم مادر و پدرم هم اجبار میکردنند که نه تو باید بری اینو تو پرانتز بگم که این رفتار پدرم و مادر باعث شد تضادی بشه برام که فهمیدم با اجبار هیچ کاری نیمسه کرد و با بچه هام این رفتار رو نخواهم کرد خلاصه انقدر از زبان بدم میو مد و خسته شده بودم و میدیدم که هیچ نتیجه ای هم برام نداره تا ۲ مال شهریه زبانم رو نیاوردم و مدیر اموزشکا منو انداخت بیرون و اونقدر خوسحال بودم که حد و حساب نداشتم خدا تابستونی کا قرار بود به کلاس دهم برم و خودم میدونستم که زبانم رو باید کار بکنم به خاطر کنکور اتفاقی تو یوتیوب به فیل اموزشی نصرت برخوردم .و نقطه عصف زندگی من بود چون عاشق زبان شدم از اون پس و نقطه عصفس شد بزای زاویه دید جدید به زندگی و همچنین عاشق اروپا و یاد گیری زبان های مختلف شدن
و راستی بعد از مدتی که به تضاد قدم برخوردم تونستم فایل قانون افرینش رو ۷۰ هزار تومان بخرم ولی بعدا فهمیدم که استاد راضی نیست ولی تو همون روز ها به صورت اتفاقی باید ازمون خارجی پزشکی در کشور ایتالیا اشنا شدم و همون چیزی که میخواستم و باهمون شرایط ودر کلاس زبانم هم عالی بود و باید میگرفتم اون مدرک زبان ایلیس رو چون که نیاز بود و دانشگاه به زبان انگلیسی بود و تازه بور س هم بود ولی ترسم از اینکه قبول نشم و نتونم مدرک زبان رو بگیرم یا اینکه مشکلی پیش بیاد از نظر ویزا و البته مشکلات مدرسه و نمرات افتضاحم چون هیچ علاقه به ماندن در این نداشتم مجبور شدم ولش بکنم و خیلی ناراحت شدم ار این موضوع ولی خیلی دوست دارم شرایطی پیش بیاد و بتونم به خارج از کشور بروم ودر سن حدکثر ۲۱ سالگی به خارج بروم شاید هم اگر الهام بهم بشه بتونم برم خارج ولی اگر نشه خیلی دوست دارم وسط های ترم پزشکی ایرانم بتونم ادامش رو تو خارج بدم ولی نمیشه آیا این یک باوره؟ ممنون میشم توضیح بدید البته این ویروس کرونا هم برام میتونه اثر خوب ی داشتا باشه شاد و پیروز و سالم و شجاع باشید
تو درجه یکی مرد،خداروشکر میکنم که تو این مدار بودم و این فایل رو دیدم،خداروشکر که تواین فرصت طلایی دارم رو خودم کارمیکنم و یکسره در حال آموزش و یادگیری و سپاسگزاری وگوش دادن به فایل ها و توجهم فقط خواسته ها و زیبایی هاو ثروت ها و نعمت های بی پایان خدای ثروتمند وسخاوتمنده…
خداروشکر بابت قوانین تغییر ناپذیر هستی که داره عالی وبدون خطا کارمیکنه
مرسی از داداش گلم که این فایلو پیشنهاد داد ومنم بدون فوت وقت و نان استاپ مشتاقانه اومدم و دیدم و لذت بردم
سلام استاد عزیزم،ما هم دلتنگ شما میشیم،وقتی فایل میزارید،کلی ذوق میکنم.من لایو رو به صورت زنده نگاه کردم،از اون شب منتظر بودم لایو رو تووی سایت بزارید،چون حرفهاتون مثه همیشه تاثیر گذار بود جوری که وقتی از هدایت خداوند گفتید برای مهاجرتتون به امریکا من فقط اشک ریختم و گفتم خدایا همونطور که استاد عباسمنش رو هدایت کردی،منم هدایت کن،و ایمان دارم که هدایتم میکنه.هر روز پیگیر شما هستم،شاید گهگاهی کامنت نزارم اما پیگیرتون هستم،استاد من از روزی که خبر این بیماری پخش شد،اومدم خونه هر روز صبح تا شب دارم رو خودم کار میکنم،موندنم توو خونه از روی ترس نیست،منم میخوام مهاجرت کنم به تهران،گفتم چرا فکر کنم تووی تهران سختی بکشم تا به راحتی و رفاه برسم،از الان تا وقت دارم رو باورهام کار میکنم تا تووی تهران برام اتفاق خوب بیوفته،باورهام که اوکی بشه،برام اتفاق میوفته،چون قبل از این اتفاق عجله داشتم برای رفتن و گفته بودم تا بعد سیزده بدر میرم،بعد شنیدم تهران خوابگاهها تعطیل هستن،گفتم اینم حتما خیری تووش هست،میشینم رو باورهام کار میکنم،توو مدار که قرار بگیرم،هدایت میشم،دیگه عجله ندارم،دیگه نگران نیستم،چون بدهکارم،مطمئنم خداوند برای بدهی ام بهم راه حل میده.وقتی راجب اون خانم گفتید،خیلی خوشحال شدم،پس برای منم اتفاقات خوب توو راهه،خدارو شکر بخاطره شرکت تسلا،این نشونه ی فراوانیه،استاد من یه ایده هایی بهم میشه اما همش با کمک دیگران،مثلا یه کاری رو به پدرم پیشنهاد بدم،بعد من این باور رو دارم که پدرم قبول نمیکنه،برا همین براش حرکتی نمیکنم،یا پیش خودم میگم منکه میخوام برم تهران،توو همچین مواقعی گیر میکنم،میگم کدوم درسته،فقط میگم خدایا هدایتم کن،کمکم کن راه درست رو برم،خدارو شکر وقتی گفتید ذهن منطق میخواد،اومدم همه ی باورهایی رو که نوشتم،هر روز دارم روشون کار میکنم،نگاه کردم،دیدم برای همشون منطق دارم،و این منو خیلی خوشحال کرد از اینکه مسیرم درسته.
خدایا شکرت بابت شرکت آمازون که نشون میده دنیا پر از فراوانی و ثروته،ونشون میده دنیا رو به گسترشه…
خدایا شکرت بابت شرکت وان مارک….
وای اینترنت،خونمون مکانش جوریه که اینترنت خیلی ضعیفه،برا دیدن لایو،کامنت گذاشتن،فایل دانلود کردن یا میرم رو پشت بوم یا درب خونه،به خداوند گفتم خدایا منو به جایی هدایت کن که اینترنتش پر سرعت و نامحدود باشه،بعد استاد وقتی شما حرف از گسترش اینترنت زدید من چقدر خوشحال شدم،گفتم اینم یه نشونه،این فایلتون پر از نشونه بود برا من،کار کردن رو خودم توو این روزا،که منم خودم داشتم انجامش میدادم،هدایتتون به مهاجرت،اینترنت پر سرعت،خدایا شکرت که از طریق استاد عباسمنش کلی بهم نشونه دادی که مسیرم درسته ادامه بدم.
شعار من همیشه این بوده و هست:تا خدا هست هیچ ترس و نگرانی وجود نداره،خب منطقشم اینه خداوند انرژی بوده،هست،خواهد بود.
خدایا همونطور که حضرت نوح،استاد عباسمنش،ایلان ماسک و…هدایت کردی،ما رو هم به مسیر درست هدایت کن….آمین یا رب العالمین
ممنونم استاد،بخاطره فایل زیباتون،خدایا شکرت بابت دستی چون از دستانت استاد عباسمنش…
وقتی که استاد گفت، یک موضوعی رو توضیح داده و بچه ها درک نکردن و تازه برعکس موضوع رو گرفتن…!
من از تجربه خودم می گم، برای درک بهتر، باید فایلی رو که گوش می دید، توی یک دفتری نکته برداری کنیم، و اگر تمرینی داره حتما حتما تمرینش رو همون موقع انجام بدیم، حالا ممکنه یک فایل 1ساعته 5ساعت طول بکشه، ولی واقعا ارزشش رو داره…
و من دقیقا مثال استاد رو زدم، وقتی که اون روزای اول دوستام درمورد این بیماری صحبت می کردن…
می گفتم، روزانه چندین نفر می میرن؟ و این رقم در مقابلش چیزی نیست… و فقط ما داریم یک ترس بیهوده رو رواج می دیم..
و این ترسه… راستش این ترس مارو داغون می کنه، اگر بهش توجه کنیم…!
نمی خوام بگم اینکار آسونه، واقعا سخته که بتونیم به این ترس مون غلبه کنیم… و اینکار شجاعت می خواد، جسارت می خواد…
و داستان حضورت نوح:
همه می گفتن اون دیوونه ست…! ولی من یاد اون جمله ای می افتم که اون سرمایه گذاری که رفت و چند هزار متر زمینی رو خرید که همه بهش گفتن “اون دیوونه ست” ولی چندسال بعدش نظر همه دربارش عوض شد و گفتن اون چقد داناست…
می خوام اینو بگم، که اولا به الهامت درونی تون توجه کنید… به نشانه های خداوند توجه کنید…
دوما… زمان… زمان همه چیزو ثابت می کنه، کسی که به خداوند رزاق، به خداوند منان ایمان داشته باشه و باور داشته باشه هدایت الله رو، نتیجه براش خیلی زودتر از اونی که حتی فکرشو می کنه براش صورت می گیره…
کاملا با حرفاتون موافقم استاد. کسایی که از این مدت که کل جهان متوقفه (انگار که خدا دکمه ی pause رو زده تا دنیا تکونی کنه) ما باید از این فرصت استفاده کنیم تا مغز تکونی کنیم (باورها رو بازبینی کنیم).
ما باید یه بار دیگه قوانین رو دوره کنیم و به یادمون بیاریم که دستورالعمل جهان چیه
دقیقا مثل وقتی که میخواهیم غذا درست کنیم یه سری مرحله رو انجام میدیم و قدم به قدم و با سپری شدن زمان خودش ما به غذایی که خواسته ی ما بود میرسیم.
که هرچی حرفه ای تر شیم راحت تر اون غذا رو درست میکنیم و کمتر به طرز تهییه اون غذا نگاه میکنیم.
کارامون اتومات میشه و بدون فکر انجامشون میدیم و اندازه ی مواد رو میتونیم چشمی بریزیم مثلا نمیریم قاشق برداریم که 2تا قاشق نمک بریزیم تو غذا.
قوانین جهان هم دقیقا به همین شکل عمل میکنند و باید ما با تمرین اونا رو ملکه ذهنمون کنیم تا ناخوداگاهمون خودش اتومات “افکاری که ما دوست داریم” رو بفرسته و ما بریم به مدار دلخواه.
دیروز بود که با مادرم حرف میزدم که یهو گفت این دوران چقدر خوبه ارامش خوبی داره. از من پرسید این دوران واسه تو چطور بود؟
گفتم یکی از بهترین دوران های عمرم بود
تونستم خودمو آپدیت کنم
تونستم خودم و خواسته هام رو بهتر و واضح تر بشناسم
تونستم همه ی فایل های رایگان رو ببینم و کامنت های زیادی رو بخونم و روشون کلی فکر کنم
خدا رو بابت این دوران شکر میکنم و ممنونم از خودم که از این دوران عالی استفاده کردم جوری که یه لحظه هم حوصلم سر نرفت (بر خلاف اکثر جامعه)
این جمله ی “باید مسئولیت ۱۰۰٪ این تغییر را بپذیری تا بر این موج سوار شوی و از مزایایش بهره ببری” در متن این پست من رو به یاد مصاحبه استاد با اقای شعبانعلی انداخت که ایشون هم با یه ادبیات دیگه گفتند ماییم که زندگیمون رو میسازیم حتی اگه تو خیابون تصادف کردی به کلاس دیر رسیدی بهونه نیار که تصادف کردی مسئولیت اون اتفاق رو قبول کن.
ما اعضای این خونواده میفهمیم ایشون چرا این حرف رو زدند و چرا تصادف واسه ما رخ داد
در یکی از کامنت های دوستان زیر پست نابرابری ثروت در جهان قسمت دوم بود فکر کنم که یه جمله ای دیدم که برق از سرم پرید.
«هر خیری که به تو رسد از جانب خداست و هر شری که به تو رسد از جانب خود تو است»
این عبارت رو من تو این دوران تونستم درک کنم و شاید تو زندگیم هزار بار دیده بودم و خونده بودم اما الان میفهمم که دقیقا یعنی چی.
خلاصه امیدوارم 3ماه دیگه وقتی به این دوران فکر میکنید جز خوبی و پیشرفت و اگاهی و نعمت چیزی نبینید
سلام استاد عزیز و دوست داشتنیه من ، شما بهترین الگو در زندگی من هستین خدا رو شکر که شما دستی از دستان خداوندید که با آگاهی هایی که کسب کردم زندگیم و سلامتیم و درآمدم روز به روز بیشتر و بهتر شده . خدا رو میلیاردها بار شکر خدایا شکرت که تو مسیر درستی هستم . آشنایی با شما بهترین هدیه خداونده
خیلی خوشحالم که تو جمعتون هستم و با عشق باهاتون زندگی میکنم.
برات بهترینهارو آرزو دارم و موفقیتهای بیشتر و بیشتر داداش گلم.
و به یاری الله دستآوردهای برایِ همه اعضایی گروه رقم بخوره که وقتی برگردیم و به قبل نگاه کنیم متوجه این همه لطف خدا بشیم.
فقط اینو خوب میدونم که با تمرکز رویِ اتفاقات کوچک کوچک به سمت خلق اتفاقات بزرگ میریم.
همین دیروز یه خواسته کوچک داشتم از یه خوراکی که تو این منطقه که هستم نیست.به لطف الله از جنوب ایران به صورت خیلی اتفاقی برام ارسال شد،بچه ها باورکنید،من هیچ تلاشی واسه بدست آوردنش نکردم،فقط بهش فکرکردم واطرافیان پیگیرش بودن تابه دستم برسه…خدایاشکرت
هیچ ترمزی توذهنم وجودنداشت برای رسیدن بهش.
این یعنی باور اتفاق و خلقش توسط خالقم.
کوچک یا بزرگ بودنش فرقی واسه جهان نداره فقط دیریازود رسیدن بهش بستگی به باور خودمون داره.
تازه یه چیزی رو خوب فهمیدم،اینکه تک تک اتفاقات روزم رو باآگاهی و نگاه مثبت بنویسم و بعد میبینم چقدراتفاقات قشنگ و افکارقشنگ ولحظات نابی توی زندگیم برام رخ میده.
یه چایی کنارهمسرم با جون و دل.
خاله بازی بادخترم باعشق.
تماس با مادرم و خانوادم با تمامِ وجودم چون ازشون دورم.
نوشتن همین مطالب برای دوستان عزیزم و هم جهتم.
خوندن مطالب با عشقشون.
و یه عالمه دقایقی دیگه ایی که تو تک تک لحظات زندگیم رقم میخوره و پر از عشقن.
اینها همش رو من آرزوش رو داشتم و الان بهشون رسیدم.
استاد عزیزم وجودتون واسه یه عالمه انسان باارزشه.
قدرخودتون رو میدونم دارید.
مادوستتون داریم و همیشه منتظر مطالب و کلیپهاتون هستیم.
سلام به همه دوستان عباس منشی. امیدوارم حال دل تون خوب باشه
یادم سال 94 بود حالم خیلی بد بود چرا چون به یه تضاد بزرگ خورده بودم (البته اون موقع نمی دونستم تضاد چی هست و برا چی اومده )درخواست ترفیع که همه چیزش شاملم میشد داده بودم و قبول نشده بود.یه هفته به زمین و زمان زدم نشد که نشد. از خودم ناراحت بودم پیش خدا خیلی گله کردم و ازش از اعماق وجودم خواستم کمکم کنه نگداره بخاطر یه ترفیع در حال حاظر در آینده شرایط برام دشوارتر بشه.خیلی پیش درخواست کمک کردم.اتفاقی که افتاد این بود یکی از دوستان و همکارانم که خبری از این موضوع نداشت برام یه فایل از استاد فرستاد گفت این فایل نگاه کن که نگاه نکردم .گذشت فرداش دوستم دیدم گفت نگاه کردیش گفتم نه.گفت ای بابا چرا خوب حتما حتما نگاهش کن..گفتم باشه. همون فایل نگاه کردم اولش گفتم بابا این چی میگه این حرفا چیه.فازش چیه این.چند روز بعد همکارمو دیدم گفت نگاهش کردی گفتم اره.گفت خوب چطور بود گفتم بابا اون چی می گفت من که هیچی از حرفاش متوجه نمیشدم.گفت برو تو سایت نظرات کاربرا رو بخون.رفتم خوندم با خودم گفتم بابا این نظرات حتما خود پشتیبانی سایت نشسته برامون مینویسه با ساعت های مختلف و اسم های مختلف…وای چقد باورهای عجیبی داشتم….یواش یواش یادمه فایل المپیک 2016 مایکل فلپس استاد گذاشته بود گوش کردم از اون جایی که خودم شناگر و مربی هستم.یه افق در دلم روشن شد.و…
اینو نوشتم از طریقه آشنایی خودم با استاد .نتایجمو در پست های بعدی براتون می نویسم.
سلام به شما استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته محترم.👋👋👋❤❤❤
خدارو شکر میدونم خوب هستید و همه چیز خوبه . بسیارو بسیار و بسیار فایل بی نظیری بود و همینطور خیلی لذت بردم ودقعا بحث شیرینی بود بحث الهامات در تصورات من الهام شدن یک بازی هیجان انگیزه که همیشه به خوبی و خوشی انجامیده دوست دارم چنتا نمونش رو تعریف بکنم مثلا ساده ترین هاش در تست زدن بوده که دلم با تمام وجود میگفته که مثلا فلان گزینه رو بزن و هر دفعه اگه به دلمگوش میکردم درست از اب در می آمد اون موقع که مثلا کلاس هفتم یا هشتم بودم نمی دونسم اصلا قانون جذب چی هست ولی از اون جا که خیلی این اتفاق برام افتاده بود میدونستم که چیز خیلی خاصیه و هیچ جوانی نه برای تایید و نه برای نقضش نداشتم ولی اونقدر همیشه درست بود که تو خیلی از تست ها استفاده میکردم از ش یا مثلا نمونه ی دیگش اینه که یادم میاد و هیچ وقت از یادم نمیره این بود که یادمه تو اتاق مادرم بودم و یه حسی بهم گفتکه روی اون بالشتی که کنار اتاق هست نشین چون زیرش یک عقربه منم دلم خیلی ترسید چون حس بسیار قوی بود و دو دقیقه بعد مادرم بالشت رو از زمین برداشت و بلند داد زد عقرب و کشتش.
اینو گفتم که بگم واقعا الهام شدن به بندگان مثل این میمونه که در یک معادله ی ریاضی با اینکه هرچقدر هم پیچیده و سخت باشه ولی در صفر ضرب بشه ما باید بگیم صفر میشه و به همین راحتی هستش و وقتی الهام میشه بی بر و برگت مثل جواب معادله همه چیز حتی اگر با ذهنمون هماهنگ نباشه و غیر منطقی باشه هم صد در صد به سود ما به وقوع خواهد پیوست😍😍😍😍🤗🤗🤗
خیلی خوش حالم که با یک تضاد خوب برخورد کردم و با این سایت و با این فضا آشناشدم و بسیار فضای عالی هستش مطمعنم که نتیجه خیلی خوبی خواهم گرفت و فقط یک سوال داشتم اگر میشود همین الان جواب بدهید بهم من بر سر یک دوراهی قرار دارم و اینکه نیاز به الهام خدا دارم برایش به خاطر یک قوت قلب بزرگ و خیلی دوست دارم خدا بهم بگوید پارسا این مسیر رو برو . فقط همین رو بگه تا من مطمعن باشم ولی میترسم ولی عیب نداره در این مسیر آمدم تا قوی تر سم دیگه. خدایا سپاس گزار خدایا سپاس گزا خدایا سپاس گزار 🏅🏆🏆🏆🏆🏆
واقعا چکار بکنم خدا بهم الام بکنه آیا اول باید بدون ترس اون مسیر رو طی بکنم یا میشه خدا بهم الهام بکنه خیلی وقته منتظر الهام هستم ولی نمی دونم چرا بهم نمیشه دوست دارم اون حس زیبا ی اهلام کردن رو تجربه بکنم چون خیلی بهم انگیزه میده میدونی باور و شور و اشتیاق میده ک به قول انیشتین اگه شور و اشتیاقت از ترست در انجام عمل به یک کار بالاتر باشه تو حتما در اون کار موفق خواهی بود . و منم خیلی دوست دارم شجاع باشم واقعا الانه که درک میکنم که واقعا مومن واقعی بودن به داشتن ریش و تسبیح و چادر و اینا نیست این رو هرکسی به راحتی و بدون زحمت میتونه انجام بده ولی کسی که به خدا ایمان بکنه و به یک راه که همه بگن بهش نه بگو اره چرا که نه من میتونم انجامش بدم واقعا اون با ایمان واقیعه نوش جونش هرچی بهش داده مبشه و واقعا هم عدالت هستش این به نظرم.
به زارید یکم از خودم براتون بگم ۱۷ سالمه خیلی دوست داشتم که قدم رو بلند بکنم و بهش رسیدم تقریبا و به دکتری هدایت شدم که میتونه قدم رو ۷سانت بلند بکنه ولی قول شرف میدم که با جذب به ۱۱ سانت برسونمش چون تا اینجا که همه میگفتن نه و خیلی ها بهم میگفتن تو چی داری ولی حرف بقیه پشیزی برام ارطش نداشت چون اعتماد کردم به خدا و گفتم نه حتما من میتونم باید بتونم چون واقعا از صمیم دل برای خودم دوستش داشتم و به خودم گفتم حقمه داشته باشمش.😎😎😎😆😅😅😅✌✌✌💪💪💪💪به خودم بابتش افتخوار میکنم. و راستی اطن تضادم بود که مجبور شدم از تنها راهی که برامون مونده بود و اخرین شانسم بود کا قانون جذبم بود استفاده بکنم چون همه دکترا گفتن نمیشه ولی اخر شد خخخخخخخ و راستی چیزی که میخواستم بگم این بود که دوست دارم به خادج برم بزارید داستان جذابم رو اصن براتون بگم خیلی سرگرم ککنه و جالبه حتما بخونید. من وقتی حدودا دوازده و نیم سالم بود به قم مهاجرت کردیم و خیییییییییییییللللللللللِییییییییی اتفاق بزرگ و ارزشمندی بود برای من چون که از یک شهرستان بدون امکانات به این جا رسیدیم و خیلی عالی بود برام واقعا استاد راست میگه وقتی یک چیز رو نداری و به دستش می آری اون موقع است که لذت اصلی رو ازش میبری انقدر عاشق قم بودم که قسم میخورم اگه کسی بهم میگفت بین اروپا و قم کدوم رو انتخواب میکنی قسم میخورم میگفتمم قم چرا؟ چون ظرفیت اروپا رو نداشتم منی که از اون شهرستان بدون امکانات اومده بودم به قم قسم میخورم به مادرم تا ۲سال میگفتم که من باورم نمیشه اومدم قم. وقتی با اتوبوی میرفتم این ور و اون ور وایییییی چه حالی میداد . خلاصه مدرسه جدید دوستان جدید و افراد جدید و همه چیز جدید و عالی یادمه موقعی که مادرم منو به زور به کلاس زبان فرستاد هرروز برام روزی بد تر از دیروز میشد وقتم رو داشتم هدر میدادم در اون ۲ سالی که زبان رفتم وبدتر از اون این بود که حالم از زبان انگلیسی بهم میخورد و اینکه دوست داشتم بمیرم ولی زبان نرم مادر و پدرم هم اجبار میکردنند که نه تو باید بری اینو تو پرانتز بگم که این رفتار پدرم و مادر باعث شد تضادی بشه برام که فهمیدم با اجبار هیچ کاری نیمسه کرد و با بچه هام این رفتار رو نخواهم کرد خلاصه انقدر از زبان بدم میو مد و خسته شده بودم و میدیدم که هیچ نتیجه ای هم برام نداره تا ۲ مال شهریه زبانم رو نیاوردم و مدیر اموزشکا منو انداخت بیرون و اونقدر خوسحال بودم که حد و حساب نداشتم خدا تابستونی کا قرار بود به کلاس دهم برم و خودم میدونستم که زبانم رو باید کار بکنم به خاطر کنکور اتفاقی تو یوتیوب به فیل اموزشی نصرت برخوردم .و نقطه عصف زندگی من بود چون عاشق زبان شدم از اون پس و نقطه عصفس شد بزای زاویه دید جدید به زندگی و همچنین عاشق اروپا و یاد گیری زبان های مختلف شدن
و راستی بعد از مدتی که به تضاد قدم برخوردم تونستم فایل قانون افرینش رو ۷۰ هزار تومان بخرم ولی بعدا فهمیدم که استاد راضی نیست ولی تو همون روز ها به صورت اتفاقی باید ازمون خارجی پزشکی در کشور ایتالیا اشنا شدم و همون چیزی که میخواستم و باهمون شرایط ودر کلاس زبانم هم عالی بود و باید میگرفتم اون مدرک زبان ایلیس رو چون که نیاز بود و دانشگاه به زبان انگلیسی بود و تازه بور س هم بود ولی ترسم از اینکه قبول نشم و نتونم مدرک زبان رو بگیرم یا اینکه مشکلی پیش بیاد از نظر ویزا و البته مشکلات مدرسه و نمرات افتضاحم چون هیچ علاقه به ماندن در این نداشتم مجبور شدم ولش بکنم و خیلی ناراحت شدم ار این موضوع ولی خیلی دوست دارم شرایطی پیش بیاد و بتونم به خارج از کشور بروم ودر سن حدکثر ۲۱ سالگی به خارج بروم شاید هم اگر الهام بهم بشه بتونم برم خارج ولی اگر نشه خیلی دوست دارم وسط های ترم پزشکی ایرانم بتونم ادامش رو تو خارج بدم ولی نمیشه آیا این یک باوره؟ ممنون میشم توضیح بدید البته این ویروس کرونا هم برام میتونه اثر خوب ی داشتا باشه شاد و پیروز و سالم و شجاع باشید
سلام دوست عزیز ممنون از تجربیات زیبات که در اختیارمون گذاشتی
خواستم بدونم دربارا افزایش قد چه راهکار و روش و دکتری هدایت شدی چون من هم شدید دنبالش هستم
ممنون میشم تجربه ات در اختیارم قرار بدی
یه دنیا سپاس
سلام دوست خوبم استادحسین
من اسیر اون فاصله ی بین دندوناتم😘😊
عااااااااااااالی،پرفکت،آفرین به این دیدگاه زیبا
کاملا با این دیدگاهت موافقم👌
تو درجه یکی مرد،خداروشکر میکنم که تو این مدار بودم و این فایل رو دیدم،خداروشکر که تواین فرصت طلایی دارم رو خودم کارمیکنم و یکسره در حال آموزش و یادگیری و سپاسگزاری وگوش دادن به فایل ها و توجهم فقط خواسته ها و زیبایی هاو ثروت ها و نعمت های بی پایان خدای ثروتمند وسخاوتمنده…
خداروشکر بابت قوانین تغییر ناپذیر هستی که داره عالی وبدون خطا کارمیکنه
مرسی از داداش گلم که این فایلو پیشنهاد داد ومنم بدون فوت وقت و نان استاپ مشتاقانه اومدم و دیدم و لذت بردم
آفرین به ایلان ماسک الگوی موفق من
فلوریدا فلوریدا ما داریم می آییم🇺🇸
سلام استاد عزیزم،ما هم دلتنگ شما میشیم،وقتی فایل میزارید،کلی ذوق میکنم.من لایو رو به صورت زنده نگاه کردم،از اون شب منتظر بودم لایو رو تووی سایت بزارید،چون حرفهاتون مثه همیشه تاثیر گذار بود جوری که وقتی از هدایت خداوند گفتید برای مهاجرتتون به امریکا من فقط اشک ریختم و گفتم خدایا همونطور که استاد عباسمنش رو هدایت کردی،منم هدایت کن،و ایمان دارم که هدایتم میکنه.هر روز پیگیر شما هستم،شاید گهگاهی کامنت نزارم اما پیگیرتون هستم،استاد من از روزی که خبر این بیماری پخش شد،اومدم خونه هر روز صبح تا شب دارم رو خودم کار میکنم،موندنم توو خونه از روی ترس نیست،منم میخوام مهاجرت کنم به تهران،گفتم چرا فکر کنم تووی تهران سختی بکشم تا به راحتی و رفاه برسم،از الان تا وقت دارم رو باورهام کار میکنم تا تووی تهران برام اتفاق خوب بیوفته،باورهام که اوکی بشه،برام اتفاق میوفته،چون قبل از این اتفاق عجله داشتم برای رفتن و گفته بودم تا بعد سیزده بدر میرم،بعد شنیدم تهران خوابگاهها تعطیل هستن،گفتم اینم حتما خیری تووش هست،میشینم رو باورهام کار میکنم،توو مدار که قرار بگیرم،هدایت میشم،دیگه عجله ندارم،دیگه نگران نیستم،چون بدهکارم،مطمئنم خداوند برای بدهی ام بهم راه حل میده.وقتی راجب اون خانم گفتید،خیلی خوشحال شدم،پس برای منم اتفاقات خوب توو راهه،خدارو شکر بخاطره شرکت تسلا،این نشونه ی فراوانیه،استاد من یه ایده هایی بهم میشه اما همش با کمک دیگران،مثلا یه کاری رو به پدرم پیشنهاد بدم،بعد من این باور رو دارم که پدرم قبول نمیکنه،برا همین براش حرکتی نمیکنم،یا پیش خودم میگم منکه میخوام برم تهران،توو همچین مواقعی گیر میکنم،میگم کدوم درسته،فقط میگم خدایا هدایتم کن،کمکم کن راه درست رو برم،خدارو شکر وقتی گفتید ذهن منطق میخواد،اومدم همه ی باورهایی رو که نوشتم،هر روز دارم روشون کار میکنم،نگاه کردم،دیدم برای همشون منطق دارم،و این منو خیلی خوشحال کرد از اینکه مسیرم درسته.
خدایا شکرت بابت شرکت آمازون که نشون میده دنیا پر از فراوانی و ثروته،ونشون میده دنیا رو به گسترشه…
خدایا شکرت بابت شرکت وان مارک….
وای اینترنت،خونمون مکانش جوریه که اینترنت خیلی ضعیفه،برا دیدن لایو،کامنت گذاشتن،فایل دانلود کردن یا میرم رو پشت بوم یا درب خونه،به خداوند گفتم خدایا منو به جایی هدایت کن که اینترنتش پر سرعت و نامحدود باشه،بعد استاد وقتی شما حرف از گسترش اینترنت زدید من چقدر خوشحال شدم،گفتم اینم یه نشونه،این فایلتون پر از نشونه بود برا من،کار کردن رو خودم توو این روزا،که منم خودم داشتم انجامش میدادم،هدایتتون به مهاجرت،اینترنت پر سرعت،خدایا شکرت که از طریق استاد عباسمنش کلی بهم نشونه دادی که مسیرم درسته ادامه بدم.
شعار من همیشه این بوده و هست:تا خدا هست هیچ ترس و نگرانی وجود نداره،خب منطقشم اینه خداوند انرژی بوده،هست،خواهد بود.
خدایا همونطور که حضرت نوح،استاد عباسمنش،ایلان ماسک و…هدایت کردی،ما رو هم به مسیر درست هدایت کن….آمین یا رب العالمین
ممنونم استاد،بخاطره فایل زیباتون،خدایا شکرت بابت دستی چون از دستانت استاد عباسمنش…
سلام استاد عزیزم
سپاسگزارم ازت که همیشه همراه من بودی
این فایل خیلی کمک کرد به من و مخصوصا کسانی که در ایران اقامت دارند
عقل منطق می خواهد==>شاه کلید
ترس باید در وجود از بین برود
ممنون بابت توضیحات پیشرفت علمی و جنبه های+ بیماری ها
مطمئنم که بعد از کرونا اتفاقات و شرایط بسیار عالی رقم می خورد
جهان در حال رفرش شدن هست!
تمام اتفاقات خیر و برکتی توش هست من به این حرف ایمان دارم
من آماده ی تغییرم✌✌
سلام و درود خداوند به دوستان گلم و استاد عزیزم…
وقتی که استاد گفت، یک موضوعی رو توضیح داده و بچه ها درک نکردن و تازه برعکس موضوع رو گرفتن…!
من از تجربه خودم می گم، برای درک بهتر، باید فایلی رو که گوش می دید، توی یک دفتری نکته برداری کنیم، و اگر تمرینی داره حتما حتما تمرینش رو همون موقع انجام بدیم، حالا ممکنه یک فایل 1ساعته 5ساعت طول بکشه، ولی واقعا ارزشش رو داره…
و من دقیقا مثال استاد رو زدم، وقتی که اون روزای اول دوستام درمورد این بیماری صحبت می کردن…
می گفتم، روزانه چندین نفر می میرن؟ و این رقم در مقابلش چیزی نیست… و فقط ما داریم یک ترس بیهوده رو رواج می دیم..
و این ترسه… راستش این ترس مارو داغون می کنه، اگر بهش توجه کنیم…!
نمی خوام بگم اینکار آسونه، واقعا سخته که بتونیم به این ترس مون غلبه کنیم… و اینکار شجاعت می خواد، جسارت می خواد…
و داستان حضورت نوح:
همه می گفتن اون دیوونه ست…! ولی من یاد اون جمله ای می افتم که اون سرمایه گذاری که رفت و چند هزار متر زمینی رو خرید که همه بهش گفتن “اون دیوونه ست” ولی چندسال بعدش نظر همه دربارش عوض شد و گفتن اون چقد داناست…
می خوام اینو بگم، که اولا به الهامت درونی تون توجه کنید… به نشانه های خداوند توجه کنید…
دوما… زمان… زمان همه چیزو ثابت می کنه، کسی که به خداوند رزاق، به خداوند منان ایمان داشته باشه و باور داشته باشه هدایت الله رو، نتیجه براش خیلی زودتر از اونی که حتی فکرشو می کنه براش صورت می گیره…
سعی می کنم ادامه شو بازم بنویسم…
سلام استاد عزیزم
و دوستان گرامی من توی این تعطیلی عید حتی روز عیدهم بیکار نبودیم داشتیم نمای خانه مان را سنگ میکردیم
خدیا شکرت که این فرصت به وجود اومد که مااین نما را سنگ کنیم وبیشتر از وجود هم لذت ببریم
این سنگ نما چندسالی بود که میخواستیم انجامش بدیم
وخدایا شکرت که این فرصت پیش اومد
استاد عزیز ودوستان گرام خوشحال هستم که در کنار شما دوستان وعزیزان هستم
تندرست پاینده باشید 🌷🌷🌷
سلام به همگی
کاملا با حرفاتون موافقم استاد. کسایی که از این مدت که کل جهان متوقفه (انگار که خدا دکمه ی pause رو زده تا دنیا تکونی کنه) ما باید از این فرصت استفاده کنیم تا مغز تکونی کنیم (باورها رو بازبینی کنیم).
ما باید یه بار دیگه قوانین رو دوره کنیم و به یادمون بیاریم که دستورالعمل جهان چیه
دقیقا مثل وقتی که میخواهیم غذا درست کنیم یه سری مرحله رو انجام میدیم و قدم به قدم و با سپری شدن زمان خودش ما به غذایی که خواسته ی ما بود میرسیم.
که هرچی حرفه ای تر شیم راحت تر اون غذا رو درست میکنیم و کمتر به طرز تهییه اون غذا نگاه میکنیم.
کارامون اتومات میشه و بدون فکر انجامشون میدیم و اندازه ی مواد رو میتونیم چشمی بریزیم مثلا نمیریم قاشق برداریم که 2تا قاشق نمک بریزیم تو غذا.
قوانین جهان هم دقیقا به همین شکل عمل میکنند و باید ما با تمرین اونا رو ملکه ذهنمون کنیم تا ناخوداگاهمون خودش اتومات “افکاری که ما دوست داریم” رو بفرسته و ما بریم به مدار دلخواه.
دیروز بود که با مادرم حرف میزدم که یهو گفت این دوران چقدر خوبه ارامش خوبی داره. از من پرسید این دوران واسه تو چطور بود؟
گفتم یکی از بهترین دوران های عمرم بود
تونستم خودمو آپدیت کنم
تونستم خودم و خواسته هام رو بهتر و واضح تر بشناسم
تونستم همه ی فایل های رایگان رو ببینم و کامنت های زیادی رو بخونم و روشون کلی فکر کنم
خدا رو بابت این دوران شکر میکنم و ممنونم از خودم که از این دوران عالی استفاده کردم جوری که یه لحظه هم حوصلم سر نرفت (بر خلاف اکثر جامعه)
این جمله ی “باید مسئولیت ۱۰۰٪ این تغییر را بپذیری تا بر این موج سوار شوی و از مزایایش بهره ببری” در متن این پست من رو به یاد مصاحبه استاد با اقای شعبانعلی انداخت که ایشون هم با یه ادبیات دیگه گفتند ماییم که زندگیمون رو میسازیم حتی اگه تو خیابون تصادف کردی به کلاس دیر رسیدی بهونه نیار که تصادف کردی مسئولیت اون اتفاق رو قبول کن.
ما اعضای این خونواده میفهمیم ایشون چرا این حرف رو زدند و چرا تصادف واسه ما رخ داد
در یکی از کامنت های دوستان زیر پست نابرابری ثروت در جهان قسمت دوم بود فکر کنم که یه جمله ای دیدم که برق از سرم پرید.
«هر خیری که به تو رسد از جانب خداست و هر شری که به تو رسد از جانب خود تو است»
این عبارت رو من تو این دوران تونستم درک کنم و شاید تو زندگیم هزار بار دیده بودم و خونده بودم اما الان میفهمم که دقیقا یعنی چی.
خلاصه امیدوارم 3ماه دیگه وقتی به این دوران فکر میکنید جز خوبی و پیشرفت و اگاهی و نعمت چیزی نبینید
امیدوارم همیشه سلامت و ثروتمند باشیم
سلام استاد عزیز و دوست داشتنیه من ، شما بهترین الگو در زندگی من هستین خدا رو شکر که شما دستی از دستان خداوندید که با آگاهی هایی که کسب کردم زندگیم و سلامتیم و درآمدم روز به روز بیشتر و بهتر شده . خدا رو میلیاردها بار شکر خدایا شکرت که تو مسیر درستی هستم . آشنایی با شما بهترین هدیه خداونده
سلام آقا رضا.
چشمهام رو که باز کردم هدایت شدم به پیام شما.
خیلی خوشحالم که تو جمعتون هستم و با عشق باهاتون زندگی میکنم.
برات بهترینهارو آرزو دارم و موفقیتهای بیشتر و بیشتر داداش گلم.
و به یاری الله دستآوردهای برایِ همه اعضایی گروه رقم بخوره که وقتی برگردیم و به قبل نگاه کنیم متوجه این همه لطف خدا بشیم.
فقط اینو خوب میدونم که با تمرکز رویِ اتفاقات کوچک کوچک به سمت خلق اتفاقات بزرگ میریم.
همین دیروز یه خواسته کوچک داشتم از یه خوراکی که تو این منطقه که هستم نیست.به لطف الله از جنوب ایران به صورت خیلی اتفاقی برام ارسال شد،بچه ها باورکنید،من هیچ تلاشی واسه بدست آوردنش نکردم،فقط بهش فکرکردم واطرافیان پیگیرش بودن تابه دستم برسه…خدایاشکرت
هیچ ترمزی توذهنم وجودنداشت برای رسیدن بهش.
این یعنی باور اتفاق و خلقش توسط خالقم.
کوچک یا بزرگ بودنش فرقی واسه جهان نداره فقط دیریازود رسیدن بهش بستگی به باور خودمون داره.
تازه یه چیزی رو خوب فهمیدم،اینکه تک تک اتفاقات روزم رو باآگاهی و نگاه مثبت بنویسم و بعد میبینم چقدراتفاقات قشنگ و افکارقشنگ ولحظات نابی توی زندگیم برام رخ میده.
یه چایی کنارهمسرم با جون و دل.
خاله بازی بادخترم باعشق.
تماس با مادرم و خانوادم با تمامِ وجودم چون ازشون دورم.
نوشتن همین مطالب برای دوستان عزیزم و هم جهتم.
خوندن مطالب با عشقشون.
و یه عالمه دقایقی دیگه ایی که تو تک تک لحظات زندگیم رقم میخوره و پر از عشقن.
اینها همش رو من آرزوش رو داشتم و الان بهشون رسیدم.
استاد عزیزم وجودتون واسه یه عالمه انسان باارزشه.
قدرخودتون رو میدونم دارید.
مادوستتون داریم و همیشه منتظر مطالب و کلیپهاتون هستیم.
الله پشتوپناه همه دوستان عزیزم.
سلام به همه دوستان عباس منشی. امیدوارم حال دل تون خوب باشه
یادم سال 94 بود حالم خیلی بد بود چرا چون به یه تضاد بزرگ خورده بودم (البته اون موقع نمی دونستم تضاد چی هست و برا چی اومده )درخواست ترفیع که همه چیزش شاملم میشد داده بودم و قبول نشده بود.یه هفته به زمین و زمان زدم نشد که نشد. از خودم ناراحت بودم پیش خدا خیلی گله کردم و ازش از اعماق وجودم خواستم کمکم کنه نگداره بخاطر یه ترفیع در حال حاظر در آینده شرایط برام دشوارتر بشه.خیلی پیش درخواست کمک کردم.اتفاقی که افتاد این بود یکی از دوستان و همکارانم که خبری از این موضوع نداشت برام یه فایل از استاد فرستاد گفت این فایل نگاه کن که نگاه نکردم .گذشت فرداش دوستم دیدم گفت نگاه کردیش گفتم نه.گفت ای بابا چرا خوب حتما حتما نگاهش کن..گفتم باشه. همون فایل نگاه کردم اولش گفتم بابا این چی میگه این حرفا چیه.فازش چیه این.چند روز بعد همکارمو دیدم گفت نگاهش کردی گفتم اره.گفت خوب چطور بود گفتم بابا اون چی می گفت من که هیچی از حرفاش متوجه نمیشدم.گفت برو تو سایت نظرات کاربرا رو بخون.رفتم خوندم با خودم گفتم بابا این نظرات حتما خود پشتیبانی سایت نشسته برامون مینویسه با ساعت های مختلف و اسم های مختلف…وای چقد باورهای عجیبی داشتم….یواش یواش یادمه فایل المپیک 2016 مایکل فلپس استاد گذاشته بود گوش کردم از اون جایی که خودم شناگر و مربی هستم.یه افق در دلم روشن شد.و…
اینو نوشتم از طریقه آشنایی خودم با استاد .نتایجمو در پست های بعدی براتون می نویسم.