اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
قبلا وقتی صحبت های استاد درباره الهامات قلبی رو میشنیدم برای قابل درک نبود.
اما الان که تکاملمو در حد بضاعت خودم طی کردم میخوام دربارش بنویسم.
دوستان دریافت الهامات تکامل میخواد.. به اندازه ای که ما آگاه میشیم هدایت رو دریافت میکنیم…
یعنی به اندازه ای که از چنبره ذهن شرطی شده رها میشیم…
یعنی به اندازه ای که در موضوعی مقاومت نداریم…
یعنی به اندازه ای که درباره موضوعی احساس خوب داریم..
یعنی به اندازه ای که از ذهنمون جدا شدیم و صداشو میشنویم…
بزارید یه مثال بزنم…تو خیابون یکی میاد ناگهان چک میخوابونه تو صورت یه نفر..و اون شخص دو تا واکنش ممکنه نشون بده… حالت اول اینه که دچار برانگیختگی احساسی شدید میشه و درگیر میشه..که در اینصورت شخص به شدت اسیر ذهنشه و ذهنش هویتشو مصادره کرده و آگاه نیست..حالت دوم شخص مکثی میکنه، کنترل خشم میکنه و واکنش آنی نشون نمیده…این شخص آگاهه و صدای ذهنشو میشنوه و میتونه انتخاب کنه که ازش تبعیت نکنه…اینها کسانی هستند که الهامات رو خیلی خوب دریافت میکنن چون اسیر ذهن شرطی شده نیستن و میتونن صدای آگاهی درونشونو بشنون…
مثال دوم..افرادی که توی خیابون اگه یه مسیر تکراری رو برن دیگه خیلی موشکافانه به اطرافشون دقت نمیکنن..و در مقابل اونها افرادی که همیشه با دقت جز به جز محیط اطراف رو رصد میکنن..
مثال سوم..افرادی که همیشه ناسپاسن (چون با ذهن شرطی شده یکی شدن و دایم احساس تهدید شدن و کمبود دارن) و در مقابل افرادی که آگاهانه شکرگذاری می کنن…
مثال چهارم.افرادی که حالشون بده در مقابل افرادی که حالشون خوبه…
و … میتونیم بینهایت مثال بزنیم از ویژگی افراد آگاه و ناآگاه…
و تکامل در کنترل ذهن انسان رو به اینجا میرسونه… ذلک الکتاب لاریب فیه هدا للمتقین…
در مورد من اتفاقی که افتاده اینه که مثلا استخاره میگیرم همیشه پاسخم دقیق میاد..یا مثلا دنبال چیزی هستم خدا با احساسم راهنمایی میکنه…مثلا وقتی سوالی برامون پیش میاد فکر میکنیم که چیکار کنیم..در حالتی که با ذهن یکی شده باشیم صدایی که میاد میگه اینکار رو بکن اون کار رو بکن صدای ذهن شرطی شدس و ذخیره دیتاهای سوخته گذشتس…اما به اندازه ای که تکاملی با دقت به زیبایی ها، شکرگذاری و کنترل آگاهانه ذهن رشد میکنیم صداهایی که میشنویم بیشتر هدایته تا صدای ذهن…از خودم مثال میزنم… امروز خواستم واس دخترم کیک تولد بخرم…احساس درونم کفت برو فلان شیرینی فروشی، رفتم اونجا و کیک مورد نظرم رو نداشتن..بعد احساسم گفت چون این آقا آدم کاردرستیه تو صنف خودش، ازش آدرس یه شیرینی فروشی خوبو بپرس..اینم تو پرانتز بکم که برام مهم بود کیک شکلاتی باشه و تازه باشه…خلاصه رفتم خونه تا اینکه احساسم کفت پاشو برو به اون آدرس و من رفتم اونجا و متوجه شدم جای تاپ و باکلاسیه و کارشون حرف نداره و من قبلا از هممچین جایی خبر نداشتم…جالب اینجاس که پر از جمعیت بود و بیشتر کیک ها فروخته شده بود و همون موقع کیکی که میخواستمو تازه ی تازه آوردن که بزارن تو ویترین که درجا سفارش دادم و شب همه از کیفیت بالای اون کیک تعریف کردن…فکرشو بکنید پنج دقیق زودتر یا دیرتر میرسیدم اثری از اون کیک نبود… و بی نهایت مثال دارم از هدایت در خواب که سوالاتمو در خواب پاسخ دادن و دوستان بخدا چیز پیچیده و عجیبی نیست…مثلا من درمورد معارف و توحید چون مقاومت ندارم خیلی راحت الهاماتو دریافت میکنم و خیلی از مطالبی که میزارم الهامات منن و جایی نخوندم..اما در بحث مالی چون مقاومت دارم و صدای ذهنم بلنده خوب طبیعیه که الهامات رو دریافت نمیکنم چون روی فرکانس هوای نفس تنظیم شدم نه فرکانس خدا…
اینکه وقتی یه اتفاق ناخوب میوفته زیر فشارش له میشی ؟ یا جوری عمل میکنی که از این اتفاق به بهترین و بزرگترین اتفاق زندگیت یاد کنی ؟
با اکثریت جامعه متفاوت باش
چقدر این جملات جنسشون از امید و انگیزست
انگار این جملات جان تازه تو رگ آدم پمپاژ میکنه
نترس
نذار ترس برتو حکومت کنه
یادمه توی اون دوران غریبی که رخ داد و بقول استاد اوضاع بصورت بنیادین تغییر کرد ، اوایل رسانه ها رو دنبال میکردم ، از یه جایی به بعد دیدم اصلا انگار یه عزمی هستش برای حاکم کردن ترس به جامعه ، حتی یادمه شبکه خبر یه بخشی داشت که چند وقت یکبار با یه موسیقی وحشتناک آمار مرگ و میر های کشور ها رو و ایرانو بصورت جداولی نشون میداد!!!
نمیدونم منبع این از کجا آب میخورد ؟ قصدی بود؟ از رو نا آگاهی بود ؟
فهمیدم که این طبیعی نیست
از یه جایی از قطار اخبار پیاده شدیم و راحت تر زندگی کردیم
حتی واکسن هم نزدیم
چقدر برام جالب بود استاد وقتی از حضرت نوح گفتین و گفتین اینا اتفاقاتی هست که در طول تاریخ تکرار میشن
خدا نویدشو توی قران به ما داده که عمل به الهامات باعث میشه بعد از تغییرات ناگریز ، تو آماده باشی
حالا علیرغم اینکه قبل از تغییرات عمل به الهاماتت بلحاظ منطقی و ذهن کوتاه بین بشری ، کار نادرستی به نظر بیاد.
واقعا سلام و درود خدا بر نوح
ساخت کشتی روی کوه کار هرکسی نیست ! چقدر مغایر با منطق!!!
خب این دیگه آخرِ مثالِ عمل به الهاماته
و نمونه هایی که میشه امروز با این مورد تطبیق دادرو هم که استاد گفتن
باید این باورو تو ذهنمون حک کنیم که خداوند هر لحظه درحال الهام به تمام عالمه
ان علینا للهدی
و همه ما در معرض هدایت قرار داریم
خداوندا ما رو روی موج هدایت های خودت قرار بده ، نه حتی نزدیک به موج که بشنویم و عمل نکنیم ، روی موج شنیدن و عمل کردن
و ما رو از مسیر هموار رشد بده
و قبل از تغییرات ما رو آماده کن
هیچ نشدی وجود نداره چون اوضاع میتونه بصورت بنیادین تغییر کنه ، تو تغییر کن و آدم دیگه ای بشو ، جهان واکنش متفاوتی به تو نشون میده
یک دنیا سپاس بابت این دوره بابت حضورم در این دوره بابت کامنتای الهام بخش دوستان عزیز
امروز گام ششم
به نکته استاد فرمودن و اون اینکه به وجه منفی تضاد توجه نکنید که به گمراهی منجر میشه سبحان الله از این کلام بخدا که واقعیت محضه حداقل برا من اینجور بوده در مسیر درست بودم حالم خوب بود تضاد اومد و من به وجه منفیش تمرکز کردم و به گمراهی و سقوط فرکانس من منجر شد بخام بگم خیلی زیاد میشه اما خدای من هزاران بار شکرت برای شنیدن این کلام از استاد
در این چند روز پروژه من با سه تضاد مواجه شدم این ذهن منفی نجواگر بخصوص در مورد یکیشان کلیک میکرد رو موارد منفی از خدا خیلی کمک خاستم هی نوشتم در این اتفاقات برایم خیر کثیر است و الان با این کلام استاد انشاالله حجت بر من تمام میشود و من پرونده شو در ذهنم میبندم
نکته شگفت انگیز دیگه که استاد در این فایل فرمودن این بود که خدا خبر از اتفاق اینده به نوح نداد بلکه از نوح خاست که آماده بشه و نوح در حالیکه منطقی نبود اون الهام در حالیکه مسخره شد به الهامش عمل کرد و بعد طوفان نوح وای استاد من کیف میکنم با مثال های قرانی شما که چ درک عظیمی دارید از قرآن و چقدر کاربردی قرآن را فهمیدین و برا ما میگید خدایا شکرت
امروز به خودم گفتم من باید برا چی آماده باشم
خدا جونم کمکم کن ذهن و روحم به هماهنگی برسه که میدونم برا این کار باید کنترل ذهن کنم تا به ارامش درونی برسم تا صدای تو را بشنوم
خدا جونم در مسیر رسیدن به ارامش درونی مرا آسان کن
امروز نجواها منو اذیت کرد از خدا یاری طلبیدم این فایل جواب روشنی بود که دختر جان گیر نده به وجه منفی تضاد حتما خیری درش هست
هر اتفاقی بیفتد برای من خیر است
در این اتفاقات به ظاهر بد برایم خیر کثیر است
باید مدام بنویسم تکرار کنم تا باور کنم تا نهادینه بشه
تا تغییر کنم
سپاسگزارم از استاد نازنین بابت این فایل پر از آگاهی
خدایا شکرت مرا در این مسیر الهی در راه رسیدن به ارامش و خلق زندگی دلخواهم ثابت قدم کن
خدا به تعهد و تلاش شما پاسخ میدهد و درها را باز میکند یعنی الهامات میاد و تو بعدش باید عمل کنی
سلام استاد سلام مریم جان و سلام عزیزان همراه در گام ششم
آگاهی هایی که روزیِ من از این فایل بوده رو خدمتتون میگم.جمله ای که من تو این فایل عاشقش شدم این بود: تو تغییر کن جهان روی متفاوتی رو بهت نشون میده
تو تمرکزت رو بذار روی خودت .متعهد باش ببین جهان چطور حمایتت میکنه. درهایی رو برات باز میکنه که اصلا نمیدونستی وجود دارن
اینکه من تو چه مداری باشم مشخص میکنه من چیا رو ببینم.چی بشنوم و چطور بشنومش
بارها برام اتفاق افتاده یه فایلی رو که قبلا گوش داده بودم وقتی دوباره گوش میدمش چیزایی رو دریافت میکنم که بار اول اصلا نشنیده بودم انگار
این یعنی مداری که توش هستم مشخص کننده میزان دریافت آگاهی های من هست
و تغییر مداری که توش هستم با تغییر بنیادین باورها اتفاق میافته
جمله ای که هر روز تشنه شنیدنش هستم اینه که خدا همه رو هدایت میکنه. اینطوری نیست فقط یه عده لایق دریافت هدایت باشن
همه ما میتونیم هدایت و الهامات خدا رو دریافت کنیم اگه تو فرکانس دریافت باشیم
الهامات رو باید عمل کرد بهشون. نه اینکه ترس مانع ما بشه. ترس راه ها رو میبنده . باید با ایمان پیش برم و با انجام دادن به الهامات خودم رو لایق هدایت های هر روزه کنم.
نمیشه همزمان ایمان هم داشت و نگران هم بود
اون انجام دادن هست که باعث میشه ما فکر کنیم یه عده ای از قبل برای این شرایط آماده بودن. اونا از تضادها به طور سازنده برای خودشون استفاده کردن و نهایت سود رو به خودشون و دنیا رسوندن.
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
خداجونم عاشقتم . منو در زمره کسانی قرار بده که لایق دریافت نعمات همیشگیت هستن.
خداوند در هر لحظه داره الهامات و اگاهی هاشو ارسال میکنه و فقط اونایی این اگاهی ها رو دریافت میکنند که تو فرکانسش باشن ، مثل رادیو همانطور که یک رادیو برای دریافت امواج نیاز به تنظیم درست دارد، انسانها نیز برای دریافت الهامات الهی باید در فرکانس درست باشن.
همچنین، لازمه که بدونیم هر فردی ممکن جلوی دریافت این الهامات را با افکار منفی یا موانع داخلی بگیره. به همین دلیل، آگاهی از وجود این موانع و تلاش برای عبور از آنها اهمیت زیادی داره. وقتی که ما خودمون در حالت دریافت قرار میدهیم، میتونیم مانند آتشنشانهایی باشیم که به هر نشانهای از آتش زندگی ما پاسخ میدهند و از آن آگاهیها بهره میبرند.
مهمترین افکار منفی برای جلوگیری از شنیدن الهامات باور محدود کننده عدم لیاقته
ابنکه ما فکر کنیم فقط یه سری از ادم های خاص هستن که خداباهاشون صحبت مبکنه و ما ادم های خالصی نیستیم که خدا دلش بخواد با ما صحبت کنه.
اگر کسی گرفتار این باور هست بنظرم وحی ای که به مادر حضرت موسی شد میتونه تیر خلاصی باشه برای رد این باور
چونکه ایشون هم مثل همه ی ما ها انسانی معمولی بودند.
چطور باید در فرکانس شنیدن الهامات الهی قرار بگیریم؟
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان محترم،گام 6 عمل به الهامات قلبی:همه ما تجربه الهامات قلبی رو داشتیم مهم اینه آدم اون لحظه تشخیص بده اون الهام از طرف خداست یا نجوای ذهنه،که برای رسیدن به افتراق این دو از هم نیاز به تکامل داره وقتی مدارت بالاتر بره هر بار تو تشخیص الهامات وقتی تر میشی و اینکه عمل به اون الهام بهت احساس خوب میده امیدوارم هر روز در این تمرین بهتر بشیم موضوع بعدی اینه که الهامات همیشه بوده و هست هر چی تو بیشتر رو خودت کار کنی بهتر میتونی تشخیص بدی یعنی ما با کار کردن روی خودمان قدرت تشخیص الهاماتورا بهبود میدهیم و اما هر وقت الهامی رو تشخیص دادین باید بی چون و چرا بهش عمل کنیم
استاد عزیزم با اینکه همه روزه روی خودم کار میکنم میشه بعضی از روزها (البته کم ) حالم نا خوب میشه بدلایلی و متوجه میشم هنوز شخصیتم نیاز به بهتر شدن داره.
الان که شما میفرمایید ،خداوند وقتم رو آزاد کرده تا روی خودم کار کنم.
کار کردن روی خودمون همیشگی و دائمیه
چون شیطان هم دائما از همه طرف حمله میکنه
تحسین میکنم اون دوست عزیزی که 17 روز روی خودش کار کرد و درآمد دلاری و آزادی یافت.
از تو دل تضادها زیباییها رو ببین،جوری به مسائل نگاه کن تا احساس خوبی بهت بده.
قبلا تضادها رو اجحاف در حقم میدونستم،شخصیت قربانی میگرفتم،شانس بدم میدونستم و ….ولی از زمانی که با استاد عزیزم شدم و تکاملم رو طی کردم ،دوست خودم میدونم.
تضادها دوست های خوب ما هستند اگر خوی ببینی،اگه پیش زمینه ذهنی نداشته باشی،اگه شیطان رو از خودت دور کنی و پناه به خدا ببری.
خداوند الهام میکنه دائم،ما میشنویم و عمل نمیکنیم و این یعنی با ذهن خودمون کار رو برای خودمون سخت میکنیم.
اگر به الهامات عمل کنیم ،حالمون خوب میشه، راهمون درست میشه ،پول،سلامتی، معنویت،عشق،…همه چی میاد.
مگر چه چیزی میخواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود که پناه میبرید به شیطان؟
خدایا استغفار میکنم و برمیگردم ،خدایا ما را به تنظیمات کارخانه خودت در بیار تا بشنویم،ببینیم،درک کنیم.
انسان اگر خدا را باور داشته باشه کن فیکون میکنه.
انگار آدمایی از قبل آماده اند،قبلا بهشون گفته شده و عمل کرده اند
سلام و درود فراوان به استاد عزیز گرانقدرم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گلم.
چگونه به الهامات توجه کنیم و در عمل از الهامات کمک بگیریم؟!
استاد عزیز همیشه میگن به میزانی که ما ، در فرکانس مثبت قرار داریم به همون میزان میتونیم به الهامات توجه داشته باشیم.
الهامات به همه گفته میشه ولی اونی که تو فرکانس و مدار درستی هستش صداشو میشنوه و بهش توجه میکنه و اونی که تو فرکانس منفی قرار داره با وجود اینکه صدا رو میشنوه ولی توجه نمیکنه .
وقتی تو مدار منفی باشیم هر چقدرم دلمون بخواد به این الهامات توجه داشته باشیم نمیتونیم. بقدری ترسها رومون کار میکنن که جرات و شهامت انجام کاری رو نداریم.
بنابراین برای دریافت الهامات تا جایی که میتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم و از اونجایی که در بیشتر مواقع برای تصمیم گیری بر سر دوراهی گیر میکنیم از خداوند درخواست کنیم تا راه و مسیر درست رو بهمون نشون بده.
وقتی الهامی میشنویم از خداوند درخواست هدایت میکنیم تا بتونیم از جرأت و شهامتمون استفاده کنیم و عملکرد بهتری داشته باشیم.
این صدای درونی گاهی هنگام سکوت شنیده میشه گاهی هنگامی که با گفتگوهای ذهنی درگیر هستیم. زمانهایی که تراز کاری رو در میاریم هم، الهامات بهمون گفته میشه که انتخاب راحتتری داشته باشیم.
هر چقدر ایمانمون نسبت به خداوند یگانه و قدرتمند بیشتر باشه راحتتر تکیه میکنیم و به الهامات توجه بیشتری میکنیم.
چرا که برای انجام خیلی از کارها ما به عجز و ناتوانی خودمون اقرار کردیم و در حال تمرین کردن سعی میکنیم خودمونو به خداوند قدرتمند بسپاریم.
جنس الهامات همیشه باعث آرامش و ایجاد شور و شعف میشه. اگه جایی هنوز استرس و نگرانی داریم یعنی هنوز موفق نشدیم اعتماد کنیم . این اعتماد کردن به مرور زمان و با انجام تمرینات مکرر به وجود میاد. البته که روزها و ماههای اول پذیرش این الهامات و اعتماد کردن بهش کمی سخت هستش. ولی با هر بار تجربه کردن و دقت کردن به صدای درونیمون باعث میشه اگر دوباره این صدا رو شنیدیم راحتتر بهش اعتماد کنیم.
هرچقدر بیشتر روی تغییرات خودمون کار میکنیم از این جنس صداها را بیشتر میشنویم .چرا که به خاطر اون ذوق و شوق و تمایلی که برای تغییر داریم ، مدام در گفتگوهای ذهنی سعی میکنیم اون جنس از الهاماتی که حس خوب ازش دریافت میکنیم را انجام بدیم و صدای شیطان رو پس بزنیم . صدایی که ما رو به احساس بد میبره.
اگر آگاهانه به این قضیه تمرکز داشته باشیم خیلی جاها باعث نهی ما از انجام کارها میشه و خیلی جاها هم ، ما رو وادار به انجام کارها و رفتارهایی میکنه که شاید ظاهراً نخواهیم انجامش بدیم اما یه جورایی چون تسلیم این صدا شدیم و با توجه به تجارب قبلی حسمون میگه این مسیر درسته بنابراین به حرفش گوش میدیم .
دریافت این الهامات به میزان ایمانی که داریم بستگی داره. اینکه چقدر من بزرگی و قدرت خداوند رو قبول دارم .
و چقدر میتونم به قوانین جهان اعتماد کنم ؟
الهامات یه جورایی غلبه بر ترسها و افکارهای منفیمون هستن. کسانی که به الهامات توجه بیشتری دارن رهاتر زندگی میکنن و بیشتر در لحظه هستن و بیشتر از لحظاتشون لذت میبرن.
منم در حال تمرین و پذیرش الهامات خداوند هستم منم باور دارم که نیروی فوق العاده قدرتمندی تو وجودمون هس که اگه بهش توجه کنیم و بها بهش بدیم حتماً ما رو هدایت میکنه. جایی که با هدایت خداوند پیش بریم ، بی شک با اتفاقات قشنگتری مواجه میشیم . فقط کافیه اعتماد کنیم و الهامات را بپذیریم.
توجه به این الهامات باعث کنترل ذهن ،انتخابهای درست و تصمیمهای قاطعانه میشه. اینکه من بدون فشارهای عصبی راحتتر و ریلکستر پذیرای ندای درونیم باشم. البته که هر چقدر با خودم در صلح باشم و از آرامش بیشتری برخوردار باشم الهامات بیشتری دریافت میکنم.
مقاومت و ترمزهایی که تو این زمینه داریم رو باید از بین ببریم .
کسانی که در خودشون حس لیاقت بیشتری میبینن بیشتر این الهامات را باور دارن.
لایق دونستن خودت یعنی بیشتر بها دادن به خودت.
رها بودن و پذیرش الهامات این معنی رو میده که تو خداوند یگانه و قدرتمند را خیلی قبول داری و باور داری که خداوند ،بهتر مسیر رو بهت نشون میده .افرادی که تسلیم هستن کمتر در برابر الهامات مقاومت میکنن.
منم سعی میکنم تو میای که در طول روز باهاش مواجه هستم بیشتر اعتماد کنم و بیشتر با الهامات پیش برم.حتی در مورد موضوعات و مسائل های بزرگتر هم که به آینده مرتبطه ، به ندای درونم توجه داشته باشم. اگه در مدار درستی و راستی باشم ندای درونم همیشه الهامات خوب و امیدوار کننده ای بهم میده. میدونم جنسش از احساس خوب و آرامش میاد بنابراین سعی میکنم بیشتر به این حسم توجه کنم .
الهامات همیشه باعث ساکت شدن گفتگوها و نجواهای شیطانی میشن.
اگر من متعهد باشم جهان درها رو باز میکنه،، متعهد بودن یعنی چی ؟؟
1) یعنی اینکه از وقتم درست استفاده کنم و مراقب ورودی های ذهنم باشم و هر روز روی ذهنم کار کنم.
(( خب افرین،، بنابراین عملکردی که با توجه به این درک دارم انجام میدم اینه که پروژه ی خانه تکانی ذهن رو هر روز یک گام دارم بر میدارم و از خودم رد پا میذارم و میخوام اینقدر تعهد داشته باشم که تا انتها گام ها رو بردارم و اگه بتونم این تعهد رو انجام بدم چقدر من اعتماد به نفسم بالا میره !!! . دوره ی کشف قوانین زندگی رو دارم کار میکنم و ترمز هام رو پیدا میکنم و رسیدن به ترمز احساس لیاقت که مانع شده که من الهامات الهی رو که به صورت طبیعی در جهان مثل یک موج رادیوی وجود دارند رو دریافت نکنم. مراقب ورودی های ذهنم هستم. از شبکه های مجازی به دور هستم . تی وی اینا نگاه نمیکنم . ))
2) یعنی اینکه با برداشتن گام های کوچک هر روزه خودم رو بهبود بدم .
(( خب افرین.. عملکردی که دارم اینه که دارم سعی میکنم هر روز یک قدم کوچک در جهت تقویت زبان انگایسی برمیدارم ،، چون میخوام وقتی مهاجرت کردم امریکا براش مهیا باشم .
یک کانال یوتیوبی دارم که خداوند یک ایده ای به من الهام کرد و اتفاقا خیلی هم دوسش دازم و الان 23 تا سابسکرایبر دارم و من این کانال هیچ تبلیغی هم بزاش ندارم و از سابسکرایبر صفر شزوع کردم و الان خدا رو شکر 23 تا شده . بعضی وقت ها هم کامنت هم روش میاد و اینقدر خوشحال میشم !!! حالا ذهنم یه مقدار مسخرم میکنه ولی من بهش میگم خود جف بزوس که الان اینقدر هیولا شده با یه ایده ی خیلی ساده شزوع کرد و حتی وقتی مثلا از میز تحریر اون اوایل استفاده کردن چقدر این ادم خوشحال بود !!
با قدم های کوچک سعی میکنم ورزش کنم خیلی حسم بهتره و از ورزش کردنم لذت میبرم .))
بزای دریافت الهامات باید روی احساس لیاقتم کار کنم و با بزداشتن اخساس عدم لیاقت فرکانس من خالص میسه و خواسته هام وارد زندگیم میشه و الهامات رو به صوزت راحت دریافت میکنم ..
فرض کنیم الهامات خداوند هم مثل رادیو ورزش یک طول موج و فرکانس خاصی دارن .. من بزای دریافت رادیو ورزش میام طول موج رادیو رو تغییر میدم و روی رادیو ورزش قرار میدم و رادیو ورزش رو میشنوم .. الان ذهنم به من میگه واااا یعنی من اگر بخوام الهامات خدا رو بشنوم باید رادیو داشته باشم ؟؟ نه رادیو نمیخواد که ،،، بلکه با کار کردن روی احساس لیاقتم و اوردن دلایل منطقی برای ذهنم فرکانس من بالا میزه و خالص میسه و صدای خداوند رو میشنوم با قلبم !! یعنی چی؟ یعنی اینکه باور عدم لیاقتی که توی ذهن من رفته اجازه نمیده صدای خداوند رو با قلبم بشنوم .. چون قلب جایگاه خداونده.. پس ذهن چیه ؟؟ ذهن مثل یک دروازه هست برای ورود به قلب .. و اگر ذهن بسته باسه در نتیحه صدای خداوند راهی بزای ورود به قلب نداره .. مثل اینکه آب میخواد جریان داشته باشه ولی جلوش سد زده باشن !!
حالا وقتی ذهن با باور عدم لیاقت بسته میشه در نتیجه طبیعیه که الهامات خداوند نمیتونن وارد قلب بشن.. چون الهامات خداوند با قلب شنیده میشن.. منظوزم قلب الهیه !!
مثل یه رادیویی میمونه که خرابه یا ولومش گیر کرده و نمیتونه رادیو ورزش زو دریافت کنه ،، بنابزاین مشکل از فرستنده نیست بلکه مشکل از گیرندس که نمیتونه مثلا رادیو جوان رو دریافت کنه ..
پس بنابزاین مشکل از خداوند نیست ،، بلکه مشکل از ذهن منه که الهامات رو دریافت نمیکنم …
یعنی به همون صوزت که اگه یه رادیویی زو روشن کنیم و روی رادیو ورزش بذاریم ما رادیو ورزش زو میشنویم.. به همون صوزت اگر ذهنمون رو باز کنیم ما صدای خداوند رو میشنویم .
و به همون صوزت که ما نمیتونیم با چشم عادی فرکانس های رادیویی رو ببینیم ،، پس به همون صوزت نمیتونیم با چشم عادی این فرکانس خداوند رو ببنیم .. مثلا هی به خودت میکی خب این فرکانس خدا کجاست چرا من نمیبینمش ؟؟! دلیلش اینه که باور عدم لیاقت کور و کرت کزده !!
ولی میدونی چیه با تزریق احساس عدم لیاقت به ذهن ما ،، ما خدا رو پیدا نمیکنیم و دنبال خدا هستیم … مثلا به ما گقتن عههههه اون یارو فلانی چشم برزخی داره،، عههههه پیامبرااا و امامان اینااا اینقدر خاصن که خیلی به خدا نزدیکن و این حرف ها وشنیده ها حس لیاقت رو از ما گرفته !!! وگرنه بزای پیدا کردن خدا نیاز به چشم برزخی و ازین چرت و پرتایی که ادما دراوردن نیست ،، بلکه نیازه تا ذهن باز باشه تا بتونی با قلبت خدا رو پیدا کنی و صداش رو بشنوی.. ذهنه چطور باز میشه ؟؟ با باورهای درست و الهی ،، با احساس لیاقت !!!
پس اینی که توی ذهن و مغز ما کردننن واااااوووو امامان و پیامبران عجب ادمای خاص و عجیب غریبین ،، اصن همچین چیزی نیست … بلکه هر انسانی که ذهن بازی داشته باشد و باورهای الهی و خوبی داشته باشد میتواند خدا رو بشنود و ببینید و پیدا کند !! و نیازی به چشم برزخی و ازین چرت و پرتا نیست.. بلکه نیاز داریم به یک ذهن باز و سالم !!!
مثل این میمونه ما بزای اینکه اکسیژن رو دریافت کنیم نیاز داریم به یک مجرای تنفسی باز و سالم !!
مثل این میمونه ما بزای اینکه رادیو ورزش رو بشنویم نیاز داریم به یک رادیوی سالم !!
همه این مثال های رادیو و اکسیژن و تنفس و سد اب ووو اینها بزای من منطقی میکنه که بزای دریافت خداوند یعنی دیدن و شنیدن و حس کردن و درک کردن خداوند ما فقط نیاز داریم که ذهنمون با باورهای درست و احساس لیاقت باز شده باشه تا اون وقت بتونیم خداوند رو با دریچه ی قلبمون همه جا پیدا کنیم !!!
وگرنه باور لیاقت باعث میشه خدا رو و نشانه های خداوند رو همه جا ببینی و در اون ها تعقل و تفکر کنی !!
به قول قرآن :
فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ ( 13 الرحمن )
پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید
و یا میگه
إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ
بزای قومی که تفکر میکنند و تعقل میکنند.
کیا میتونن تفکر و تعقل کنند ؟؟ اونایی ذهن بازتری دارن،، اونایی که باورهای بهتری دارن.. و اون ها میتونن در نشانه های خداوند تعقل و تفکر کنند.. چون نشانه های خداوند همه جا هستند .. در طبیعت ،، در ادم ها ،، در درختان،، در گیاهان،، در جانوران ،، دز ماهی ها ،، در زمین،، در خاک و اتش و اب و باد ،، در گستره ی کیهان ، در ستاره ها ،، در خورشید ،، در کهکشان ها ،، وووو در کل هستی و در کل کیهان !!!
و در چشمان یک انسانی که داره دنیا رو با دریچه ی قلبش نگاه میکنه و با هر تپش قلبش صدای خداوند رو میشنوه
پس دنبال خدا میگردی ؟؟ میگی خدا کو و کجاست ؟؟ خدا همه جا هست !! خدا توی قلب خودتم هست .. وقتی میتونی این خدا رو همه جا پیدا کنی و حسش کنی که اول از همه بتونی با ساختن باور احساس لیاقت خدا رو توی وجود خودت پیدا کنی !!
وقتی که تونستی خدا رو با دوره ی احساس لیاقت توی وجود خودت پیدا کنی اون وقت میتونی خدا رو با دوره ی عشق و مودت در روابط در ادم ها پیدا کنی ،، اون وقت میتونی خدا رو با دوره ی روانشناسی ثزوت در ثروت پیدا کنی،، اون وقت میتونی خدا رو با دوره ی قانون سلامتی در سلامتی پیدا کنی ،، اون وقت میتونی با دوزه ی جهان بینی توحیدی یا سفر به دور امریکا یا سریال زندگی در بهشت در زندگی و سفر و ماجراجویی و همه چیز پیدا کنی ..
ولی اول باید بتونی خدا رو در وجود خودت و در قلب خودت پیدا کنی و باورش کنی و بهش توکل کنی
سلام رضای عزیز خیلی کامنت زیبایی بود انگار خدا داشت باهام حرف میزد ونشونه امروزم مرور کردم نشونه امروز در طبعت
چندتا سگ بودن صاحب نداشتن وما براشون کمی غذا بردیم ونگاهشون میکردیمو باهاشون بازی میکردیم
حالا بیشتر میترسیدن حتی مامان ولی سه تاشون خیلی شجاع بودن به خصوص یکیشون اولی رفت جلو اون سه تام دنبالش بعد تا اینکه ما رفتیم تو باغمون دیوار داره عجیب دوتاشون دنبالمون اومدن وخیلی راحت اونجا کلی بازی کردم ماهم باهاشون حال کردیم از تماشاشون تا اینکه یه راهی کوچولو از جوب پیدا کردن یه راهی عجیب واز باغ رفتن بیرون وبرام درسش همش توحید هدایت بود منکه براشون خیلی ساده مطمن راه خفن پیدا کردم روزیشونو نمیدم واقعا خیلی تو زهنم جرقه زد
واقعا از صاحب اصلیمون تشکر میکنم از رزق هدایت عشق همیشگیش
بنام خداوند بخشنده و مهربان که هر چه دارم از آن اوست
سلام خدمت استادان عزیزم و دوستان نهایت ارزشمند سایت
روزشمار تحول زندگی زیبا و ارزشمند من به سمت بینهایت ثروت و نعمت روز هفتاد دوم
خدا ره بینهایت شکر میکنم بخاطر فرصت که به من داده تا در جهت رشد و پیشرفت خودم قدمی بردارم تبدیل به انسان با باورها و شخصیت بهتری شوم
خدا ره شکر میکنم بخاطر تمام نعمت های که ارزانی بنده گانش کرده که قابل شمارش نیست
وقتی خداوند تعهد شما را می بیند جهان پاسخ میدهد درها را باز می کند این قانون جهان است با تمام وجودم تعهد دارم برای تغیر زندگی ام حاضرم در این راه تمام وجودم را بگزارم اصلا دوست ندارم مثل اکثریت مردم زندگی کنم دوست دارم خوب زندگی کنم تمام رویاهایم را تجربه کنم دوست دارم دنیا را بگردم فرهنگ های مختلف کشور های مختلف این همه زیبایی که خداوند خلق کرده را ببینم و تجربه کنم با تمام وجودم در این مسیر متعهد هستم از خداوند بزرگ طلب هدایت و کمک میکنم
جهان سرند میکند یک سری فاصله طبقاتی ایجاد می شود جز کدام دسته می خواهی باشی زیر این فشار له میشی یا از این اتفاق به عنوان بزرگترین و بهترین اتفاق زندگی ات یاد میکنی خداوند همه را هدایت این اتفاق برای بعضی ها باعث پیشرفت کوانتمی شان میشود همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم ولی منطق ما نمیگزارد خداوند مثل دستگاه فرستنده رادیویی که همواره هدایت میکند ولی افرادی که آماده هستند می شنوند استاد عزیز تو فکر کنم بیشتر از چهار سال میگزرد که این حرف را زدی ولی من آن وقت نفهمیدم درک نکردم الان میفهمم چه زمان طلایی بود که میتوانستم چنان به خوبی ازش استفاده کنم که از آن اتفاق به ظاهر بد به عنوان بهترین اتفاق زندگی ام یاد کنم الحق که استادی شایسته توست
به نام خدا
قبلا وقتی صحبت های استاد درباره الهامات قلبی رو میشنیدم برای قابل درک نبود.
اما الان که تکاملمو در حد بضاعت خودم طی کردم میخوام دربارش بنویسم.
دوستان دریافت الهامات تکامل میخواد.. به اندازه ای که ما آگاه میشیم هدایت رو دریافت میکنیم…
یعنی به اندازه ای که از چنبره ذهن شرطی شده رها میشیم…
یعنی به اندازه ای که در موضوعی مقاومت نداریم…
یعنی به اندازه ای که درباره موضوعی احساس خوب داریم..
یعنی به اندازه ای که از ذهنمون جدا شدیم و صداشو میشنویم…
بزارید یه مثال بزنم…تو خیابون یکی میاد ناگهان چک میخوابونه تو صورت یه نفر..و اون شخص دو تا واکنش ممکنه نشون بده… حالت اول اینه که دچار برانگیختگی احساسی شدید میشه و درگیر میشه..که در اینصورت شخص به شدت اسیر ذهنشه و ذهنش هویتشو مصادره کرده و آگاه نیست..حالت دوم شخص مکثی میکنه، کنترل خشم میکنه و واکنش آنی نشون نمیده…این شخص آگاهه و صدای ذهنشو میشنوه و میتونه انتخاب کنه که ازش تبعیت نکنه…اینها کسانی هستند که الهامات رو خیلی خوب دریافت میکنن چون اسیر ذهن شرطی شده نیستن و میتونن صدای آگاهی درونشونو بشنون…
مثال دوم..افرادی که توی خیابون اگه یه مسیر تکراری رو برن دیگه خیلی موشکافانه به اطرافشون دقت نمیکنن..و در مقابل اونها افرادی که همیشه با دقت جز به جز محیط اطراف رو رصد میکنن..
مثال سوم..افرادی که همیشه ناسپاسن (چون با ذهن شرطی شده یکی شدن و دایم احساس تهدید شدن و کمبود دارن) و در مقابل افرادی که آگاهانه شکرگذاری می کنن…
مثال چهارم.افرادی که حالشون بده در مقابل افرادی که حالشون خوبه…
و … میتونیم بینهایت مثال بزنیم از ویژگی افراد آگاه و ناآگاه…
و تکامل در کنترل ذهن انسان رو به اینجا میرسونه… ذلک الکتاب لاریب فیه هدا للمتقین…
در مورد من اتفاقی که افتاده اینه که مثلا استخاره میگیرم همیشه پاسخم دقیق میاد..یا مثلا دنبال چیزی هستم خدا با احساسم راهنمایی میکنه…مثلا وقتی سوالی برامون پیش میاد فکر میکنیم که چیکار کنیم..در حالتی که با ذهن یکی شده باشیم صدایی که میاد میگه اینکار رو بکن اون کار رو بکن صدای ذهن شرطی شدس و ذخیره دیتاهای سوخته گذشتس…اما به اندازه ای که تکاملی با دقت به زیبایی ها، شکرگذاری و کنترل آگاهانه ذهن رشد میکنیم صداهایی که میشنویم بیشتر هدایته تا صدای ذهن…از خودم مثال میزنم… امروز خواستم واس دخترم کیک تولد بخرم…احساس درونم کفت برو فلان شیرینی فروشی، رفتم اونجا و کیک مورد نظرم رو نداشتن..بعد احساسم گفت چون این آقا آدم کاردرستیه تو صنف خودش، ازش آدرس یه شیرینی فروشی خوبو بپرس..اینم تو پرانتز بکم که برام مهم بود کیک شکلاتی باشه و تازه باشه…خلاصه رفتم خونه تا اینکه احساسم کفت پاشو برو به اون آدرس و من رفتم اونجا و متوجه شدم جای تاپ و باکلاسیه و کارشون حرف نداره و من قبلا از هممچین جایی خبر نداشتم…جالب اینجاس که پر از جمعیت بود و بیشتر کیک ها فروخته شده بود و همون موقع کیکی که میخواستمو تازه ی تازه آوردن که بزارن تو ویترین که درجا سفارش دادم و شب همه از کیفیت بالای اون کیک تعریف کردن…فکرشو بکنید پنج دقیق زودتر یا دیرتر میرسیدم اثری از اون کیک نبود… و بی نهایت مثال دارم از هدایت در خواب که سوالاتمو در خواب پاسخ دادن و دوستان بخدا چیز پیچیده و عجیبی نیست…مثلا من درمورد معارف و توحید چون مقاومت ندارم خیلی راحت الهاماتو دریافت میکنم و خیلی از مطالبی که میزارم الهامات منن و جایی نخوندم..اما در بحث مالی چون مقاومت دارم و صدای ذهنم بلنده خوب طبیعیه که الهامات رو دریافت نمیکنم چون روی فرکانس هوای نفس تنظیم شدم نه فرکانس خدا…
پیروز و سربلند باشید
بنام خداوند مهربان
سلام
گام 6
چقدر این جملات رو دوست داشتم
اینکه وقتی یه اتفاق ناخوب میوفته زیر فشارش له میشی ؟ یا جوری عمل میکنی که از این اتفاق به بهترین و بزرگترین اتفاق زندگیت یاد کنی ؟
با اکثریت جامعه متفاوت باش
چقدر این جملات جنسشون از امید و انگیزست
انگار این جملات جان تازه تو رگ آدم پمپاژ میکنه
نترس
نذار ترس برتو حکومت کنه
یادمه توی اون دوران غریبی که رخ داد و بقول استاد اوضاع بصورت بنیادین تغییر کرد ، اوایل رسانه ها رو دنبال میکردم ، از یه جایی به بعد دیدم اصلا انگار یه عزمی هستش برای حاکم کردن ترس به جامعه ، حتی یادمه شبکه خبر یه بخشی داشت که چند وقت یکبار با یه موسیقی وحشتناک آمار مرگ و میر های کشور ها رو و ایرانو بصورت جداولی نشون میداد!!!
نمیدونم منبع این از کجا آب میخورد ؟ قصدی بود؟ از رو نا آگاهی بود ؟
فهمیدم که این طبیعی نیست
از یه جایی از قطار اخبار پیاده شدیم و راحت تر زندگی کردیم
حتی واکسن هم نزدیم
چقدر برام جالب بود استاد وقتی از حضرت نوح گفتین و گفتین اینا اتفاقاتی هست که در طول تاریخ تکرار میشن
خدا نویدشو توی قران به ما داده که عمل به الهامات باعث میشه بعد از تغییرات ناگریز ، تو آماده باشی
حالا علیرغم اینکه قبل از تغییرات عمل به الهاماتت بلحاظ منطقی و ذهن کوتاه بین بشری ، کار نادرستی به نظر بیاد.
واقعا سلام و درود خدا بر نوح
ساخت کشتی روی کوه کار هرکسی نیست ! چقدر مغایر با منطق!!!
خب این دیگه آخرِ مثالِ عمل به الهاماته
و نمونه هایی که میشه امروز با این مورد تطبیق دادرو هم که استاد گفتن
باید این باورو تو ذهنمون حک کنیم که خداوند هر لحظه درحال الهام به تمام عالمه
ان علینا للهدی
و همه ما در معرض هدایت قرار داریم
خداوندا ما رو روی موج هدایت های خودت قرار بده ، نه حتی نزدیک به موج که بشنویم و عمل نکنیم ، روی موج شنیدن و عمل کردن
و ما رو از مسیر هموار رشد بده
و قبل از تغییرات ما رو آماده کن
هیچ نشدی وجود نداره چون اوضاع میتونه بصورت بنیادین تغییر کنه ، تو تغییر کن و آدم دیگه ای بشو ، جهان واکنش متفاوتی به تو نشون میده
الهی شکر
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و قوی
سلام خدمت دوستان عزیز
یک دنیا سپاس بابت این دوره بابت حضورم در این دوره بابت کامنتای الهام بخش دوستان عزیز
امروز گام ششم
به نکته استاد فرمودن و اون اینکه به وجه منفی تضاد توجه نکنید که به گمراهی منجر میشه سبحان الله از این کلام بخدا که واقعیت محضه حداقل برا من اینجور بوده در مسیر درست بودم حالم خوب بود تضاد اومد و من به وجه منفیش تمرکز کردم و به گمراهی و سقوط فرکانس من منجر شد بخام بگم خیلی زیاد میشه اما خدای من هزاران بار شکرت برای شنیدن این کلام از استاد
در این چند روز پروژه من با سه تضاد مواجه شدم این ذهن منفی نجواگر بخصوص در مورد یکیشان کلیک میکرد رو موارد منفی از خدا خیلی کمک خاستم هی نوشتم در این اتفاقات برایم خیر کثیر است و الان با این کلام استاد انشاالله حجت بر من تمام میشود و من پرونده شو در ذهنم میبندم
نکته شگفت انگیز دیگه که استاد در این فایل فرمودن این بود که خدا خبر از اتفاق اینده به نوح نداد بلکه از نوح خاست که آماده بشه و نوح در حالیکه منطقی نبود اون الهام در حالیکه مسخره شد به الهامش عمل کرد و بعد طوفان نوح وای استاد من کیف میکنم با مثال های قرانی شما که چ درک عظیمی دارید از قرآن و چقدر کاربردی قرآن را فهمیدین و برا ما میگید خدایا شکرت
امروز به خودم گفتم من باید برا چی آماده باشم
خدا جونم کمکم کن ذهن و روحم به هماهنگی برسه که میدونم برا این کار باید کنترل ذهن کنم تا به ارامش درونی برسم تا صدای تو را بشنوم
خدا جونم در مسیر رسیدن به ارامش درونی مرا آسان کن
امروز نجواها منو اذیت کرد از خدا یاری طلبیدم این فایل جواب روشنی بود که دختر جان گیر نده به وجه منفی تضاد حتما خیری درش هست
هر اتفاقی بیفتد برای من خیر است
در این اتفاقات به ظاهر بد برایم خیر کثیر است
باید مدام بنویسم تکرار کنم تا باور کنم تا نهادینه بشه
تا تغییر کنم
سپاسگزارم از استاد نازنین بابت این فایل پر از آگاهی
خدایا شکرت مرا در این مسیر الهی در راه رسیدن به ارامش و خلق زندگی دلخواهم ثابت قدم کن
خدا به تعهد و تلاش شما پاسخ میدهد و درها را باز میکند یعنی الهامات میاد و تو بعدش باید عمل کنی
خدایا کمکم کن اول به ارامش برسم تا صداتو بشنوم
خدایا شکرت مرا در مسیر هدایت به راه راست آسان کن
دوستتون دارم
به نام رب العالمین
سلام استاد سلام مریم جان و سلام عزیزان همراه در گام ششم
آگاهی هایی که روزیِ من از این فایل بوده رو خدمتتون میگم.جمله ای که من تو این فایل عاشقش شدم این بود: تو تغییر کن جهان روی متفاوتی رو بهت نشون میده
تو تمرکزت رو بذار روی خودت .متعهد باش ببین جهان چطور حمایتت میکنه. درهایی رو برات باز میکنه که اصلا نمیدونستی وجود دارن
اینکه من تو چه مداری باشم مشخص میکنه من چیا رو ببینم.چی بشنوم و چطور بشنومش
بارها برام اتفاق افتاده یه فایلی رو که قبلا گوش داده بودم وقتی دوباره گوش میدمش چیزایی رو دریافت میکنم که بار اول اصلا نشنیده بودم انگار
این یعنی مداری که توش هستم مشخص کننده میزان دریافت آگاهی های من هست
و تغییر مداری که توش هستم با تغییر بنیادین باورها اتفاق میافته
جمله ای که هر روز تشنه شنیدنش هستم اینه که خدا همه رو هدایت میکنه. اینطوری نیست فقط یه عده لایق دریافت هدایت باشن
همه ما میتونیم هدایت و الهامات خدا رو دریافت کنیم اگه تو فرکانس دریافت باشیم
الهامات رو باید عمل کرد بهشون. نه اینکه ترس مانع ما بشه. ترس راه ها رو میبنده . باید با ایمان پیش برم و با انجام دادن به الهامات خودم رو لایق هدایت های هر روزه کنم.
نمیشه همزمان ایمان هم داشت و نگران هم بود
اون انجام دادن هست که باعث میشه ما فکر کنیم یه عده ای از قبل برای این شرایط آماده بودن. اونا از تضادها به طور سازنده برای خودشون استفاده کردن و نهایت سود رو به خودشون و دنیا رسوندن.
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
خداجونم عاشقتم . منو در زمره کسانی قرار بده که لایق دریافت نعمات همیشگیت هستن.
سپاسگزارم استاد عزیزم.
گام ششم
اگاهی های مربوط به الهامات
خداوند در هر لحظه داره الهامات و اگاهی هاشو ارسال میکنه و فقط اونایی این اگاهی ها رو دریافت میکنند که تو فرکانسش باشن ، مثل رادیو همانطور که یک رادیو برای دریافت امواج نیاز به تنظیم درست دارد، انسانها نیز برای دریافت الهامات الهی باید در فرکانس درست باشن.
همچنین، لازمه که بدونیم هر فردی ممکن جلوی دریافت این الهامات را با افکار منفی یا موانع داخلی بگیره. به همین دلیل، آگاهی از وجود این موانع و تلاش برای عبور از آنها اهمیت زیادی داره. وقتی که ما خودمون در حالت دریافت قرار میدهیم، میتونیم مانند آتشنشانهایی باشیم که به هر نشانهای از آتش زندگی ما پاسخ میدهند و از آن آگاهیها بهره میبرند.
مهمترین افکار منفی برای جلوگیری از شنیدن الهامات باور محدود کننده عدم لیاقته
ابنکه ما فکر کنیم فقط یه سری از ادم های خاص هستن که خداباهاشون صحبت مبکنه و ما ادم های خالصی نیستیم که خدا دلش بخواد با ما صحبت کنه.
اگر کسی گرفتار این باور هست بنظرم وحی ای که به مادر حضرت موسی شد میتونه تیر خلاصی باشه برای رد این باور
چونکه ایشون هم مثل همه ی ما ها انسانی معمولی بودند.
چطور باید در فرکانس شنیدن الهامات الهی قرار بگیریم؟
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان محترم،گام 6 عمل به الهامات قلبی:همه ما تجربه الهامات قلبی رو داشتیم مهم اینه آدم اون لحظه تشخیص بده اون الهام از طرف خداست یا نجوای ذهنه،که برای رسیدن به افتراق این دو از هم نیاز به تکامل داره وقتی مدارت بالاتر بره هر بار تو تشخیص الهامات وقتی تر میشی و اینکه عمل به اون الهام بهت احساس خوب میده امیدوارم هر روز در این تمرین بهتر بشیم موضوع بعدی اینه که الهامات همیشه بوده و هست هر چی تو بیشتر رو خودت کار کنی بهتر میتونی تشخیص بدی یعنی ما با کار کردن روی خودمان قدرت تشخیص الهاماتورا بهبود میدهیم و اما هر وقت الهامی رو تشخیص دادین باید بی چون و چرا بهش عمل کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
استاد عزیزم با اینکه همه روزه روی خودم کار میکنم میشه بعضی از روزها (البته کم ) حالم نا خوب میشه بدلایلی و متوجه میشم هنوز شخصیتم نیاز به بهتر شدن داره.
الان که شما میفرمایید ،خداوند وقتم رو آزاد کرده تا روی خودم کار کنم.
کار کردن روی خودمون همیشگی و دائمیه
چون شیطان هم دائما از همه طرف حمله میکنه
تحسین میکنم اون دوست عزیزی که 17 روز روی خودش کار کرد و درآمد دلاری و آزادی یافت.
از تو دل تضادها زیباییها رو ببین،جوری به مسائل نگاه کن تا احساس خوبی بهت بده.
قبلا تضادها رو اجحاف در حقم میدونستم،شخصیت قربانی میگرفتم،شانس بدم میدونستم و ….ولی از زمانی که با استاد عزیزم شدم و تکاملم رو طی کردم ،دوست خودم میدونم.
تضادها دوست های خوب ما هستند اگر خوی ببینی،اگه پیش زمینه ذهنی نداشته باشی،اگه شیطان رو از خودت دور کنی و پناه به خدا ببری.
خداوند الهام میکنه دائم،ما میشنویم و عمل نمیکنیم و این یعنی با ذهن خودمون کار رو برای خودمون سخت میکنیم.
اگر به الهامات عمل کنیم ،حالمون خوب میشه، راهمون درست میشه ،پول،سلامتی، معنویت،عشق،…همه چی میاد.
مگر چه چیزی میخواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود که پناه میبرید به شیطان؟
خدایا استغفار میکنم و برمیگردم ،خدایا ما را به تنظیمات کارخانه خودت در بیار تا بشنویم،ببینیم،درک کنیم.
انسان اگر خدا را باور داشته باشه کن فیکون میکنه.
انگار آدمایی از قبل آماده اند،قبلا بهشون گفته شده و عمل کرده اند
سپاسگزارم استاد توحیدی ام
سلام و درود فراوان به استاد عزیز گرانقدرم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گلم.
چگونه به الهامات توجه کنیم و در عمل از الهامات کمک بگیریم؟!
استاد عزیز همیشه میگن به میزانی که ما ، در فرکانس مثبت قرار داریم به همون میزان میتونیم به الهامات توجه داشته باشیم.
الهامات به همه گفته میشه ولی اونی که تو فرکانس و مدار درستی هستش صداشو میشنوه و بهش توجه میکنه و اونی که تو فرکانس منفی قرار داره با وجود اینکه صدا رو میشنوه ولی توجه نمیکنه .
وقتی تو مدار منفی باشیم هر چقدرم دلمون بخواد به این الهامات توجه داشته باشیم نمیتونیم. بقدری ترسها رومون کار میکنن که جرات و شهامت انجام کاری رو نداریم.
بنابراین برای دریافت الهامات تا جایی که میتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم و از اونجایی که در بیشتر مواقع برای تصمیم گیری بر سر دوراهی گیر میکنیم از خداوند درخواست کنیم تا راه و مسیر درست رو بهمون نشون بده.
وقتی الهامی میشنویم از خداوند درخواست هدایت میکنیم تا بتونیم از جرأت و شهامتمون استفاده کنیم و عملکرد بهتری داشته باشیم.
این صدای درونی گاهی هنگام سکوت شنیده میشه گاهی هنگامی که با گفتگوهای ذهنی درگیر هستیم. زمانهایی که تراز کاری رو در میاریم هم، الهامات بهمون گفته میشه که انتخاب راحتتری داشته باشیم.
هر چقدر ایمانمون نسبت به خداوند یگانه و قدرتمند بیشتر باشه راحتتر تکیه میکنیم و به الهامات توجه بیشتری میکنیم.
چرا که برای انجام خیلی از کارها ما به عجز و ناتوانی خودمون اقرار کردیم و در حال تمرین کردن سعی میکنیم خودمونو به خداوند قدرتمند بسپاریم.
جنس الهامات همیشه باعث آرامش و ایجاد شور و شعف میشه. اگه جایی هنوز استرس و نگرانی داریم یعنی هنوز موفق نشدیم اعتماد کنیم . این اعتماد کردن به مرور زمان و با انجام تمرینات مکرر به وجود میاد. البته که روزها و ماههای اول پذیرش این الهامات و اعتماد کردن بهش کمی سخت هستش. ولی با هر بار تجربه کردن و دقت کردن به صدای درونیمون باعث میشه اگر دوباره این صدا رو شنیدیم راحتتر بهش اعتماد کنیم.
هرچقدر بیشتر روی تغییرات خودمون کار میکنیم از این جنس صداها را بیشتر میشنویم .چرا که به خاطر اون ذوق و شوق و تمایلی که برای تغییر داریم ، مدام در گفتگوهای ذهنی سعی میکنیم اون جنس از الهاماتی که حس خوب ازش دریافت میکنیم را انجام بدیم و صدای شیطان رو پس بزنیم . صدایی که ما رو به احساس بد میبره.
اگر آگاهانه به این قضیه تمرکز داشته باشیم خیلی جاها باعث نهی ما از انجام کارها میشه و خیلی جاها هم ، ما رو وادار به انجام کارها و رفتارهایی میکنه که شاید ظاهراً نخواهیم انجامش بدیم اما یه جورایی چون تسلیم این صدا شدیم و با توجه به تجارب قبلی حسمون میگه این مسیر درسته بنابراین به حرفش گوش میدیم .
دریافت این الهامات به میزان ایمانی که داریم بستگی داره. اینکه چقدر من بزرگی و قدرت خداوند رو قبول دارم .
و چقدر میتونم به قوانین جهان اعتماد کنم ؟
الهامات یه جورایی غلبه بر ترسها و افکارهای منفیمون هستن. کسانی که به الهامات توجه بیشتری دارن رهاتر زندگی میکنن و بیشتر در لحظه هستن و بیشتر از لحظاتشون لذت میبرن.
منم در حال تمرین و پذیرش الهامات خداوند هستم منم باور دارم که نیروی فوق العاده قدرتمندی تو وجودمون هس که اگه بهش توجه کنیم و بها بهش بدیم حتماً ما رو هدایت میکنه. جایی که با هدایت خداوند پیش بریم ، بی شک با اتفاقات قشنگتری مواجه میشیم . فقط کافیه اعتماد کنیم و الهامات را بپذیریم.
توجه به این الهامات باعث کنترل ذهن ،انتخابهای درست و تصمیمهای قاطعانه میشه. اینکه من بدون فشارهای عصبی راحتتر و ریلکستر پذیرای ندای درونیم باشم. البته که هر چقدر با خودم در صلح باشم و از آرامش بیشتری برخوردار باشم الهامات بیشتری دریافت میکنم.
مقاومت و ترمزهایی که تو این زمینه داریم رو باید از بین ببریم .
کسانی که در خودشون حس لیاقت بیشتری میبینن بیشتر این الهامات را باور دارن.
لایق دونستن خودت یعنی بیشتر بها دادن به خودت.
رها بودن و پذیرش الهامات این معنی رو میده که تو خداوند یگانه و قدرتمند را خیلی قبول داری و باور داری که خداوند ،بهتر مسیر رو بهت نشون میده .افرادی که تسلیم هستن کمتر در برابر الهامات مقاومت میکنن.
منم سعی میکنم تو میای که در طول روز باهاش مواجه هستم بیشتر اعتماد کنم و بیشتر با الهامات پیش برم.حتی در مورد موضوعات و مسائل های بزرگتر هم که به آینده مرتبطه ، به ندای درونم توجه داشته باشم. اگه در مدار درستی و راستی باشم ندای درونم همیشه الهامات خوب و امیدوار کننده ای بهم میده. میدونم جنسش از احساس خوب و آرامش میاد بنابراین سعی میکنم بیشتر به این حسم توجه کنم .
الهامات همیشه باعث ساکت شدن گفتگوها و نجواهای شیطانی میشن.
عباس منش جونم عاشقتم.
مرسی که هستی.
الهی باشه همیشه.
به نام خدای مهربان و روزی رسان
سلام و احترام
گام 6/ عمل به الهامات قلبی
اگر من متعهد باشم جهان درها رو باز میکنه،، متعهد بودن یعنی چی ؟؟
1) یعنی اینکه از وقتم درست استفاده کنم و مراقب ورودی های ذهنم باشم و هر روز روی ذهنم کار کنم.
(( خب افرین،، بنابراین عملکردی که با توجه به این درک دارم انجام میدم اینه که پروژه ی خانه تکانی ذهن رو هر روز یک گام دارم بر میدارم و از خودم رد پا میذارم و میخوام اینقدر تعهد داشته باشم که تا انتها گام ها رو بردارم و اگه بتونم این تعهد رو انجام بدم چقدر من اعتماد به نفسم بالا میره !!! . دوره ی کشف قوانین زندگی رو دارم کار میکنم و ترمز هام رو پیدا میکنم و رسیدن به ترمز احساس لیاقت که مانع شده که من الهامات الهی رو که به صورت طبیعی در جهان مثل یک موج رادیوی وجود دارند رو دریافت نکنم. مراقب ورودی های ذهنم هستم. از شبکه های مجازی به دور هستم . تی وی اینا نگاه نمیکنم . ))
2) یعنی اینکه با برداشتن گام های کوچک هر روزه خودم رو بهبود بدم .
(( خب افرین.. عملکردی که دارم اینه که دارم سعی میکنم هر روز یک قدم کوچک در جهت تقویت زبان انگایسی برمیدارم ،، چون میخوام وقتی مهاجرت کردم امریکا براش مهیا باشم .
یک کانال یوتیوبی دارم که خداوند یک ایده ای به من الهام کرد و اتفاقا خیلی هم دوسش دازم و الان 23 تا سابسکرایبر دارم و من این کانال هیچ تبلیغی هم بزاش ندارم و از سابسکرایبر صفر شزوع کردم و الان خدا رو شکر 23 تا شده . بعضی وقت ها هم کامنت هم روش میاد و اینقدر خوشحال میشم !!! حالا ذهنم یه مقدار مسخرم میکنه ولی من بهش میگم خود جف بزوس که الان اینقدر هیولا شده با یه ایده ی خیلی ساده شزوع کرد و حتی وقتی مثلا از میز تحریر اون اوایل استفاده کردن چقدر این ادم خوشحال بود !!
با قدم های کوچک سعی میکنم ورزش کنم خیلی حسم بهتره و از ورزش کردنم لذت میبرم .))
بزای دریافت الهامات باید روی احساس لیاقتم کار کنم و با بزداشتن اخساس عدم لیاقت فرکانس من خالص میسه و خواسته هام وارد زندگیم میشه و الهامات رو به صوزت راحت دریافت میکنم ..
فرض کنیم الهامات خداوند هم مثل رادیو ورزش یک طول موج و فرکانس خاصی دارن .. من بزای دریافت رادیو ورزش میام طول موج رادیو رو تغییر میدم و روی رادیو ورزش قرار میدم و رادیو ورزش رو میشنوم .. الان ذهنم به من میگه واااا یعنی من اگر بخوام الهامات خدا رو بشنوم باید رادیو داشته باشم ؟؟ نه رادیو نمیخواد که ،،، بلکه با کار کردن روی احساس لیاقتم و اوردن دلایل منطقی برای ذهنم فرکانس من بالا میزه و خالص میسه و صدای خداوند رو میشنوم با قلبم !! یعنی چی؟ یعنی اینکه باور عدم لیاقتی که توی ذهن من رفته اجازه نمیده صدای خداوند رو با قلبم بشنوم .. چون قلب جایگاه خداونده.. پس ذهن چیه ؟؟ ذهن مثل یک دروازه هست برای ورود به قلب .. و اگر ذهن بسته باسه در نتیحه صدای خداوند راهی بزای ورود به قلب نداره .. مثل اینکه آب میخواد جریان داشته باشه ولی جلوش سد زده باشن !!
حالا وقتی ذهن با باور عدم لیاقت بسته میشه در نتیجه طبیعیه که الهامات خداوند نمیتونن وارد قلب بشن.. چون الهامات خداوند با قلب شنیده میشن.. منظوزم قلب الهیه !!
مثل یه رادیویی میمونه که خرابه یا ولومش گیر کرده و نمیتونه رادیو ورزش زو دریافت کنه ،، بنابزاین مشکل از فرستنده نیست بلکه مشکل از گیرندس که نمیتونه مثلا رادیو جوان رو دریافت کنه ..
پس بنابزاین مشکل از خداوند نیست ،، بلکه مشکل از ذهن منه که الهامات رو دریافت نمیکنم …
یعنی به همون صوزت که اگه یه رادیویی زو روشن کنیم و روی رادیو ورزش بذاریم ما رادیو ورزش زو میشنویم.. به همون صوزت اگر ذهنمون رو باز کنیم ما صدای خداوند رو میشنویم .
و به همون صوزت که ما نمیتونیم با چشم عادی فرکانس های رادیویی رو ببینیم ،، پس به همون صوزت نمیتونیم با چشم عادی این فرکانس خداوند رو ببنیم .. مثلا هی به خودت میکی خب این فرکانس خدا کجاست چرا من نمیبینمش ؟؟! دلیلش اینه که باور عدم لیاقت کور و کرت کزده !!
ولی میدونی چیه با تزریق احساس عدم لیاقت به ذهن ما ،، ما خدا رو پیدا نمیکنیم و دنبال خدا هستیم … مثلا به ما گقتن عههههه اون یارو فلانی چشم برزخی داره،، عههههه پیامبرااا و امامان اینااا اینقدر خاصن که خیلی به خدا نزدیکن و این حرف ها وشنیده ها حس لیاقت رو از ما گرفته !!! وگرنه بزای پیدا کردن خدا نیاز به چشم برزخی و ازین چرت و پرتایی که ادما دراوردن نیست ،، بلکه نیازه تا ذهن باز باشه تا بتونی با قلبت خدا رو پیدا کنی و صداش رو بشنوی.. ذهنه چطور باز میشه ؟؟ با باورهای درست و الهی ،، با احساس لیاقت !!!
پس اینی که توی ذهن و مغز ما کردننن واااااوووو امامان و پیامبران عجب ادمای خاص و عجیب غریبین ،، اصن همچین چیزی نیست … بلکه هر انسانی که ذهن بازی داشته باشد و باورهای الهی و خوبی داشته باشد میتواند خدا رو بشنود و ببینید و پیدا کند !! و نیازی به چشم برزخی و ازین چرت و پرتا نیست.. بلکه نیاز داریم به یک ذهن باز و سالم !!!
مثل این میمونه ما بزای اینکه اکسیژن رو دریافت کنیم نیاز داریم به یک مجرای تنفسی باز و سالم !!
مثل این میمونه ما بزای اینکه رادیو ورزش رو بشنویم نیاز داریم به یک رادیوی سالم !!
همه این مثال های رادیو و اکسیژن و تنفس و سد اب ووو اینها بزای من منطقی میکنه که بزای دریافت خداوند یعنی دیدن و شنیدن و حس کردن و درک کردن خداوند ما فقط نیاز داریم که ذهنمون با باورهای درست و احساس لیاقت باز شده باشه تا اون وقت بتونیم خداوند رو با دریچه ی قلبمون همه جا پیدا کنیم !!!
وگرنه باور لیاقت باعث میشه خدا رو و نشانه های خداوند رو همه جا ببینی و در اون ها تعقل و تفکر کنی !!
به قول قرآن :
فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ ( 13 الرحمن )
پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید
و یا میگه
إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ
بزای قومی که تفکر میکنند و تعقل میکنند.
کیا میتونن تفکر و تعقل کنند ؟؟ اونایی ذهن بازتری دارن،، اونایی که باورهای بهتری دارن.. و اون ها میتونن در نشانه های خداوند تعقل و تفکر کنند.. چون نشانه های خداوند همه جا هستند .. در طبیعت ،، در ادم ها ،، در درختان،، در گیاهان،، در جانوران ،، دز ماهی ها ،، در زمین،، در خاک و اتش و اب و باد ،، در گستره ی کیهان ، در ستاره ها ،، در خورشید ،، در کهکشان ها ،، وووو در کل هستی و در کل کیهان !!!
و در چشمان یک انسانی که داره دنیا رو با دریچه ی قلبش نگاه میکنه و با هر تپش قلبش صدای خداوند رو میشنوه
پس دنبال خدا میگردی ؟؟ میگی خدا کو و کجاست ؟؟ خدا همه جا هست !! خدا توی قلب خودتم هست .. وقتی میتونی این خدا رو همه جا پیدا کنی و حسش کنی که اول از همه بتونی با ساختن باور احساس لیاقت خدا رو توی وجود خودت پیدا کنی !!
وقتی که تونستی خدا رو با دوره ی احساس لیاقت توی وجود خودت پیدا کنی اون وقت میتونی خدا رو با دوره ی عشق و مودت در روابط در ادم ها پیدا کنی ،، اون وقت میتونی خدا رو با دوره ی روانشناسی ثزوت در ثروت پیدا کنی،، اون وقت میتونی خدا رو با دوره ی قانون سلامتی در سلامتی پیدا کنی ،، اون وقت میتونی با دوزه ی جهان بینی توحیدی یا سفر به دور امریکا یا سریال زندگی در بهشت در زندگی و سفر و ماجراجویی و همه چیز پیدا کنی ..
ولی اول باید بتونی خدا رو در وجود خودت و در قلب خودت پیدا کنی و باورش کنی و بهش توکل کنی
خدایا شکرت برای این کامنت زیبا
سلام رضای عزیز خیلی کامنت زیبایی بود انگار خدا داشت باهام حرف میزد ونشونه امروزم مرور کردم نشونه امروز در طبعت
چندتا سگ بودن صاحب نداشتن وما براشون کمی غذا بردیم ونگاهشون میکردیمو باهاشون بازی میکردیم
حالا بیشتر میترسیدن حتی مامان ولی سه تاشون خیلی شجاع بودن به خصوص یکیشون اولی رفت جلو اون سه تام دنبالش بعد تا اینکه ما رفتیم تو باغمون دیوار داره عجیب دوتاشون دنبالمون اومدن وخیلی راحت اونجا کلی بازی کردم ماهم باهاشون حال کردیم از تماشاشون تا اینکه یه راهی کوچولو از جوب پیدا کردن یه راهی عجیب واز باغ رفتن بیرون وبرام درسش همش توحید هدایت بود منکه براشون خیلی ساده مطمن راه خفن پیدا کردم روزیشونو نمیدم واقعا خیلی تو زهنم جرقه زد
واقعا از صاحب اصلیمون تشکر میکنم از رزق هدایت عشق همیشگیش
واقعا وقتی صاحبتو پیدا میکنی باهاش رفیق میشی زندگیت توپ میشه
بله خیلیا هستن بدبخت وبله یه سری کمتر هستن واقعا خوشبختن بله خداشونو پیدا کردن بله هدایت باور دارند بله خودشون لایق صاحبشون میدونن بله خودشون لایق هدایت ها ونعمتها ثروت سلامتی عشق اتصال میدونن واقعا
خیلی لدت بردم خدا یه حیون اینجوری هدایت کرد رزقشو راهشو
حسم خیلی رویایی کرد انقد جرات بالا بود اطمینانشون بالااا بود انگارر خدا گفته بود هیچ کس قدرت ظربه زدن به شمارو نداره تو چشماشون یه ایمان خالصی بود
واونا چقد قشنگ باور کرده بودن الانم زهنم میگه نه بقیه به ما ظربه میزنن ولی قلبم میگه حتی بشه کسیو بکشی که بهش ظربه بزنی ما بی نهایت نابود شدنی نیستی
ما ارزشمند و ارزش سازیم
خدایا از بینهایت نعمتت شکر بینهایت دستت تو زندگیم شکر
من کامنته قشنگی که میخونم یا کپی یا براش نضر مینویسم کامنت شما ایمانه منو بیشتر کرد ممنون
بنام خداوند بخشنده و مهربان که هر چه دارم از آن اوست
سلام خدمت استادان عزیزم و دوستان نهایت ارزشمند سایت
روزشمار تحول زندگی زیبا و ارزشمند من به سمت بینهایت ثروت و نعمت روز هفتاد دوم
خدا ره بینهایت شکر میکنم بخاطر فرصت که به من داده تا در جهت رشد و پیشرفت خودم قدمی بردارم تبدیل به انسان با باورها و شخصیت بهتری شوم
خدا ره شکر میکنم بخاطر تمام نعمت های که ارزانی بنده گانش کرده که قابل شمارش نیست
وقتی خداوند تعهد شما را می بیند جهان پاسخ میدهد درها را باز می کند این قانون جهان است با تمام وجودم تعهد دارم برای تغیر زندگی ام حاضرم در این راه تمام وجودم را بگزارم اصلا دوست ندارم مثل اکثریت مردم زندگی کنم دوست دارم خوب زندگی کنم تمام رویاهایم را تجربه کنم دوست دارم دنیا را بگردم فرهنگ های مختلف کشور های مختلف این همه زیبایی که خداوند خلق کرده را ببینم و تجربه کنم با تمام وجودم در این مسیر متعهد هستم از خداوند بزرگ طلب هدایت و کمک میکنم
جهان سرند میکند یک سری فاصله طبقاتی ایجاد می شود جز کدام دسته می خواهی باشی زیر این فشار له میشی یا از این اتفاق به عنوان بزرگترین و بهترین اتفاق زندگی ات یاد میکنی خداوند همه را هدایت این اتفاق برای بعضی ها باعث پیشرفت کوانتمی شان میشود همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم ولی منطق ما نمیگزارد خداوند مثل دستگاه فرستنده رادیویی که همواره هدایت میکند ولی افرادی که آماده هستند می شنوند استاد عزیز تو فکر کنم بیشتر از چهار سال میگزرد که این حرف را زدی ولی من آن وقت نفهمیدم درک نکردم الان میفهمم چه زمان طلایی بود که میتوانستم چنان به خوبی ازش استفاده کنم که از آن اتفاق به ظاهر بد به عنوان بهترین اتفاق زندگی ام یاد کنم الحق که استادی شایسته توست