live | عمل به الهامات قلبی - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1229 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیرا ذوالقدری گفته:
    مدت عضویت: 2566 روز

    بنام خدای هدایتگر.

    سلام به استادان گرانقدر .

    سلام به هم فرکانسیهای عزیز.

    گام ششم.

    استاد عزیز قشنگ یادم هست اون زمان که این لایو گذاشتید دقیقا تمام توجه من روی کنترل ورودی‌های ذهنم بود روی خودم کار می کردم واون تعطیلات واقعا یه موهبت بود برای من که 100 درصد روی فایلها کار کنم توجه کنم به زیبایی ها یه خواسته ای از خدا داشتم که خداوند چقدر قشنگ پاسخ داد من به اون خواسته رسیدم در کمال سلامتی وزیبایی همون طور که می خواستم بی نقص عالی خدایا شکرت.

    کارهای که باید انجام میدادم تا به یه خواسته دیگه برسم همون شرایط تعطیلی چنان کارها عالی به موقع راحت انجام شد هدایت شدم به‌ قانونهای که‌ اون موقع گذاشتن راحترگرفتن شرایط وانجام شدن که هرکسی بعد می شنید می گفتن مگه اشنا داشتی پارتی داشتی گفتم پارتی من‌ خدا بود همون خدایی که می دونست من بجای توجه به بیماری اخبار وحرف مردم توجهم به فایل‌های استاد وکانون توجهم به سمت سلامتی زیبایی بود خیلی خیلی برام اتفاقهای زیبای رخ داد از راحترین مسیر خدایا واقعا سپاسگزارم که‌ پاسخ میدی تو هرشرایطی هدایت می کنی از راحترین آسونترین مسیر وقتی که به تو وصل بشیم تو همیشه هستی.

    تکرار همین الان باعث شد باز ایمانم قوی تر وذهنم بره به‌ سمت زیبایی که خداوند چقدر زیبا حواسش به همه چی هست انجام میده غیر ممکن رو ممکن می کنه الله اکبر.

    درپناه الله مهربان باشید🫡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2334 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    هر کسی که نعمت زندگی بهش داده شده، این فرصت رو داره تا با رشد دادن خودش و کسب آگاهی بیشتر، زندگی خودش رو بهتر کنه و به خوشبختی نزدیک‌تر بشه. همه ماها در طول زندگی، روزهای خیلی گران‌بهایی رو داریم تا در جهت کسب آگاهی تلاش کنیم و کیفیت زندگی بهتر رو برای خودمون بدست بیاریم. اما خیلی ها با وجود اینکه میدونند داستان چیه، از وقت با ارزش خودشون به بدترین شکل ممکن استفاده میکنند. خیلی ها از این فرصتی که خداوند داده فقط برای چرخیدن تو شبکه‌های اجتماعی، یا دیدن فیلم و سریال استفاده میکنند. اگر شما زمان اضافی تو زندگیت داری، خیلی بهتر میشه از این زمان‌ها استفاده کرد. و هر چقدددر که شما طالب باشی، خداوند رو هم بخشنده تر خواهی یافت. اگر شما از کوچکترین زمانت برای دریافت آگاهی‌های بیشتر استفاده میکنی، این رو بدون جهان هم کمکت میکنه تا زمان بیشتری داشته باشی تا بیشتر رشد کنی. این ثاااابت شده، اما وقتی دنبال چرت و پرت هستی یا وقتی تو جامعه یه اتفاقی میافته و شما منتظر میمونی تا چی میشه و حرکت نمیکنی، این یعنی مثل بقیه جامعه هستی و فکر میکنی. بقیه جامعه، وقتش رو به بطالت میگذرونه، بدنه جامعه منتظرن تا واکنش نشون بدن، یعنی هیچکس هیچکاری نمیکنه تا یکی بهشون بگه چکار کن. اما اگه شما باور داری و میگی من خالق زندگی خودم هستم، جهان هم از تو حمایت میکنه، ولی باید بهش ثابت کنی، بهش نشون بدی چقدر مرد عملی. وقتی شما کنترل زندگی‌تو دست میگیری، باید تعهد بدی تا از هر فرصتی استفاده کنی تا زندگیت رو بصورت بنیادین تغییر بدی، اونوقت جهان هم به این تعهد احترام میزاره و شرایط رو برات فراهم میکنه تا با تمرکز بالا و آرامش، کارت رو انجام بدی. تاکیید میکنیم که تعهد شما، اون شور و اشتیاق شما برای کسب آگاهی بیشتر، اون کنجکاوی شما راجع به قانون، اینا باعث میشن جهان یه سری کارای جادویی برات انجام بده که شما صبح تا شب کاری نکنی، رفاه داشته باشی، تامین باشی، تا بشینی و روی خودت و قوانین کار کنی. یعنی دقیقا جنس اتفاقات دور و برت رو میفهمی که داره تغییر میکنه و طعم معجزه دارند.

    اتفاقات چند سال اخیر یه فکت رو واقعا بهم ثابت کرده و این چیزی نیست جز اینکه جهان همواره آدم‌ها رو غربال میکنه، و تو این غربالگری آدم‌ها یا میرن جز افرادی که سود میبرن یا ضرر میکنن. یعنی همون مثالی که راجع به باران خدا میزنه که با این باران هر که را بخواد سود میرسونه و هرکی رو بخاد ضرر میرسونه.

    اتفاقات همیشه رخ میدن، این نگاه و دیدگاه ماست که به اتفاقات معنا میبخشه. اینکه یه سری‌ها فقط منتظرن ببینن چی میشه، اینا به هیچ‌جا نمیرسن، اینکه بگیم حالا ببینیم چی میشه! این جمله سم هست. این تفکر آدم‌های واکنشگراست نه آدم‌های خلاق‌. چون آدم‌های واکنشی هیچوقت به الهامات عمل نمیکنن، میگن بزار ببینیم جریان فلان چی میشه حالا..

    وقتی تو دل شرایط به ظاهر ناجالب شما به الهاماتت گوش میدی و عمل میکنی، حرکت میکنی، تو دل همون شرایط به ظاهر عجیب و غریب و ناجالب، درها برای شما باز میشه.

    تو دوران پندمیک چندسال اخیر، دیدیم آدم‌هایی که از ترس تو خونه بودن و دچار بیماری شدن و آدم‌هایی که زندگی عادی شون رو ادامه دادن و هیچ اتفاقی هم نیافتاد براشون. یعنی این نگاه شماست که بلا یا خوشبختی به سرت میاره. میگم طرف تو خونه، تو قرنطینه، دچار بیماری شده بود. پس این ثابت میکنه یه عوامل دیگس که داره کار میکنه. حالا چی کار میکنه؟؟؟

    ترس

    ترسه که داره کار میکنه و قدرت رو از آدم‌ها گرفته. درصد خیلی بالایی از آدم‌ها میدونن کار درست چیه ولی ترس‌هاشون بهشون اجازه این رو نمیده که کاری بکنن‌. ترس‌هاشون بهشون میگه مثل بقیه رفتار کن. مثل بقیه زندگی کن.

    پس طبق گفته استاد خودشناسی اولین قدم برای خوشبختیه، اینکه شما بدونی ترس‌هات چین‌، اعتراف کنی، قبول کنی که ترس داری و بعد بزاری خدا کمکت کنه.

    اصل و اساس خوشبختی تو همه فایل‌های استاد گفته شده و به همون اندازه که شما نشون میدی چقدر تشنه این آگاهی‌ها هستی، به همون اندازه هم هدایت میشی به سمت خوشبختی بیشتر. فایل‌ها رو چندبار گوش بدین یا ببینید، تفکر کنید، یادداشت برداری کنید، کامنت بخونید و بنویسید، تعهد بزارید، به دانسته‌ها و الهامات‌تون عمل کنید و مهمتر اینکه ایمان داشته باشید این قوانین و تسلط بر اونه که خوشبختی دنیا و آخرت رو نصیبتون میکنه.

    جهان، خداوند هرچی میخوای اسمش رو بزاری، یه سره، مدام و بصورت پیوسته در حال هدایت کیهانه و در مسیر خواسته‌هات هدایتت میکنه.فرقی هم نداره دین، نژاد، ملیت و سوادت چقدر باشه. اگر بهت الهام کرده، برو انجامش بده، همون مسیر رو ادامه بده، لازمه پافشاری کنی تا نتیجه بده، نه اینکه 2 روز کار کنی، 2 تا محصول یا فایل تولید کنی، بعد بگی چیزی رخ نداد… بابا اون ایده‌ای که به شما داده شده رو باید بپرورانی، باید رشدش بدی، تووووو باید این کارو بکنی، نه کسی دیگه… این ایده اگر توسط تو اجرا نشه، شاید کلا فراموش بشه. وظیفه الهی و معنوی شماست ایده‌هات رو اجرا کنی، مردش باش و اجرا کن.

    الهامات منطق نداره، یعنی نمیگه برو اینکارو بکن چون این اتفاق میافته، نه! بهت میگه فلان کار رو بکن، بعدا میبینی ععععع پسرررر چقدر خوب شدا.. خداست دیگه! دوست داره بگه و تو هم باس بگی چشم، چون جایگاه تو بندگی هست و اون ارباب. این الهامات، تغییرات بهمراه داره، هم تغییر شخصیتی و هم تغییرات تو بیزنس و زندگی. گاهی افراد گول میخورن که آقا من چرا باید با فلان آدم مثلا دیگه کار نکنم؟ یا چرا باید فلان چیزو بفروشم یا بخرم…میگم کسی که به الهاماتش عمل میکنه، فقط میگه چششششم. بعدا میبینه نه تنها با فروش فلان چیز فایده و سود کرده که ضرر هم نکرده. مثلا قیمتش چندین پله جابجا شده.

    صدای قلب، الهامات یا کلام خدا رو یه قلبی میشنوه که آماده کردی باشیش. یعنی یه روند تکاملی لازمه ولی الان با توجه به مدارتون، بهتون میگه چکار کن. فقط صحبت سر اینه شما باور داری صدا، صدای خداست؟ یا نه…

    در اوایل یه چیزایی بهت میگه، انجام نمیدی، ضرر میکنی ولی بهت درس میده دفعه بعدی بگی چشم. شایدم درس نگیری و باز باید ضرر کنی تا متوجه بشی. بهرحال بازم چیزی که باعث میشه صدای قلبت رو نشنوی، ترس هست… یعنی بهت الهام میکنه کار فعلی‌تو ول کن، ولی میترسی…. به حرف بقیه گوش میدی و میمونی. یعنی حرف بقیه روت تاثیر میزارن و تو ضرر میکنی، اونوقت اونجا میفهمی که دیگه به حرف دیگران گوش نمیدی وقتی خودت جواب رو داری و میدونی کار درست چیه. اونوقت فقط میگی: چششششم و دیگه ترسی نداری. چون کار رو دادی دست خدا و‌نشونه‌اش همون قلب آرومت هست، حتی اگه جهان میگه چکار داری میکنی؟؟؟

    قلب ما جایگاه خداوند بوده، از همون روز اول، ولی بخاطر شنیده‌ها و گفتگو‌هامون، این دیگه خیلی دوره برامون که خدا با من صحبت کنه! اولین قدم برای دریافت الهامات اینه که بپذیری لایق این همصحبتی با خداوند هستی. لایق این رفاقت و شراکت با نیروی برتر کیهان هستی و این خدائه فارق از گذشته، عاشقته، دوست داره و آغوشش همیشه برات بازه. اصلا منتظرته تا صورت ماهت رو بچرخونی طرفش. درسته یه سری کارهارو گذشته انجام دادی، ولی گذشت، تموم شد و رفت و الان تغییر کردی.

    برای ساخت باورهای قدرتمند کننده شما منطق میخوای، یعنی گفته‌ها، عبارت‌ها باید برای ذهن شما منطقی بشووود. خیلی‌ها از همین دوران پندمیک ترس داشتن و این ترس از مرگ رو میشه اینطوری با حرف زدن و مثال آوردن کمرنگ و محوش کرد که آقا این‌ همه آدم به اشکال مختلف میمیرن، چند سال پیش هم ایدز و … یه سری مسائل دیگه بودن که بازم انسان زنده مونده، این شرایط این روزا هم میگذره و بازم ما اگر عمری بود، زنده میمونیم. با این صحبت‌ها قدرت ترس گرفته میشه و دیگه به اون داستان پندمیک کمتر فکر میکنیم. در کل لازمه منطقی کردن یه باور برای اینه که صحبت کنی، الگو بیاری، مثال بزنی و توجیح کنی.

    اگر شجاع باشی و گوش به ترس‌هات ندی، خداوند به این شجاعتت پاسخ میده‌هاااااا… چون کسی که ترس نداره، هر ایده الهامی رو میره که به سرانجام برسونه، داستان نوح، جف و ایلان افسانه نیست که… اینا گوش دادن به قلبشون و الان تو جایی قرار گرفتن که تضادها باعث رشدشون شد نه توقف‌شون. و بععععععله خدا به خارجی‌ها هم الهام میکنه، خوبم الهام میکنه. ماها همه‌مون آدم هستیم و نزد خداوند همه برابریم و همه یه ابزاری داریم تا از این خداوند استفاده کنیم. حالا ببینیم چقدر میتونیم از این خرد برتر کیهان استفاده کنیم.

    در پناه الله مهربان، سعادتمند و ثروتمند در تمام جنبه‌های زندگی‌تون باشید، چون ثروت خودشه‌.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    الهام لطیف گفته:
    مدت عضویت: 1848 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به همه ی دوستان عزیز

    خانه تکانی ذهن، گام ششم

    +از کوچکترین شرایط برای کار کردن روی خودمون استفاده کنیم.

    از حدود سه چهار سال قبل که شروع کردم به بیشتر کار کردن روی خودم، با اینکه اصلا درک الانم رو نداشتم، حالا میفهمم چطور همنشین های قبل از دورم حذف شدن و من تنهاتر شدم.اما این تنهایی بیشتر بهم مزه میداد.دلیلش رو اون موقع نمیدونستم.اما الان خیلی بهتر از قبل متوجه حقایق میشم.

    از فامیل و دوست و آشنا دور شدم، تا بیشتر روی وجود خودم مانور بدم.

    وقتی خداوند تعهدمون رو میبینم هدایت مون می‌کنه به سمت اهداف.

    من از صبح که بچه ها مدرسه میرفتن تا ظهر که منزل خلوت بود فضای خوبی داشتم برای کار کردن روی باورهام.

    اوایل فقط فایل ها رو میدیدم،و فقط صرف دیدن و زمانم رو پر کردن.بعد از مدتی به زیبایی های هر فایل واکنش نشان دادم و ذوق و تحسین کردم.به مرور همون فایل رو با ایربادز گوش میدادم و بعد شروع کردم به خواندن کامنت ها .چقدر خواندن کامنت ها بهم کمک می‌کنه.

    مخصوصا بچه های که مثال زندگی شون رو میارن، قشنگ متوجه موضوع میشم و مسئله برام باز میشه.

    مثال زندگی افراد خیلی می‌تونه کمک کننده باشه.

    الان در این مرحله یاد گرفتم فایلی که میبینم کامنت بزارم.که چقدر موقع نوشتن، پی به وجود خیلی از مسائل و راه حلها میبرم.

    من برای خودم وقتی خلاصه نویسی فایل رو تمام میکنم از بین کامنتهایی که میخوانم، جملاتی که بیشترین تاثیر را بر روی من دارند، در آخر نت برداری مینویسم، موقع مرور واقعا کمک کننده است.

    استاد در مورد ترس و نگرانی صحبت کردن،من خودم از تاریکی و ارتفاع ترس داشتم اما الان خیلی بهتر شدم، چون همه جا خداوند رو همراه و پشتیبانی حس میکنم.

    +ترس می‌تونه عامل عقب افتادن انسان باشه.نزاریم ترس بر ما حکومت کنه، ترس بی منطق و بیهوده مثل ترس از تاریکی یا ویروس.

    + باید از قبل مهیا بود برای اتفاقات.چطوری؟با عمل به الهامات.منطق مون شاید نزاره، اما باید جلوش رو بگیریم.

    مثال حضرت نوح،ایلان ماسک،جف بروس

    +انسان های نگران و ترسو نمیتونن تغییر کنند چون ایمان ندارن.

    در مورد عمل به الهامات هر کدوم مون اگر بشینیم فکر کنیم و بنویسیم بیش از مثنوی هفتاد من میتونیم داشته باشیم.

    از الهاماتی که گفته شد و عمل کردیم و نتیجه کار ما رو متحیر کرد، و از الهاماتی که به واسطه ی ترس،نگرانی،تنبلی، بی ایمانی و…عمل نشد و عواقبش گریبان گیرمون شد.

    آقا برای خود من ، من تا حدود دو ماه پیش زیاد فرق بین الهام و نجوا رو درک نمی‌کردم.نمیفهمیدم این که در وجودم داره پیشنهاد میده،کدوم طرقبه.

    درسته از استاد بارها و بارها شنیده بودم که:

    اگر دیدی حالت با اون الهام خوبه،ارامش داری،نگران نیستی،قلبت مطمئنه، پس اون از طرف خداست.

    اما بارها میشد که ندا می آمد ،نه مضطرب بودم،نه نگران و آرامش هم داشتم، اما اون آفر برای موقعیت اون موقع من جالب نبود یا با باورهای استاد همخوانی نداشت.و منو گیج میکرد.

    مثلا درخواست داده بودم به خداوند چطور میتونم فروشم رو بالا ببرم.یه ندایی آمد که سکه پارسیان سبک بگیر و رندوم داخل بسته ها بزار و اعلام کن که داخل بعضی بسته ها سکه وجود داره.اینطوری خرید مردم بالا می‌ره.

    اما بعد آمدم گفتم ،خوب من چقدر سکه بخرم و مثلا تو هر 500 بسته هم بخوام بزارم کار هزینه بریه.

    و اینکه مردم به خاطر محصول خودم خرید ندارن،

    تو بعضی مسائل گیج بودم و فرق الهام و نجوا رو متوجه نمی‌شدم.اما الان احساس میکنم صدای قلبم پررنگ تر شده.قشنگ از زمانی که فایل های خانه تکانی ذهن رو دارم کار میکنم، چون هر روز متعهد شدم به فایل رو چندین بار دیدن، درصد بسیار زیادی از کامنت ها رو خوندن، کامنت گذاشتن، خلاصه نویسی کردن، و در طول روز در مورد اون فایل فکر کردن،مرور ذهنی و تکرارشون

    تغییراتم خیلی بهبود پیدا کرده.خدایا سپاسگزارم

    استاد خیلی تاکید میکنم که دنبال علاقه هاتون برید.منهم از دو سال پیش استارت یادگیری زبان رو زدم.و پیشرفت خوبی دارم.یا الان بعد گذشت 20 و خورده ای سال از گرفتن دیپلم تحصیلات دانشگاهی رو شروع کردم.همه میگن برای چی تو این سن؟

    اما همیشه یه جواب دارم، (به یادگیری و درس خواندن علاقه دارم)

    نمیدونم به چه دردم میخوره و پلن بعدی چیه

    فقط علاقه چندین سال پیشم رو رفتم دنبالش.تو مسیر علاقه ام به درس خواندن و همگام با شغلم که تولید میوه و سبزیجات خشک هست، رشته تحصیلیم صنایع غذاییِ. کیف میکنم به خدا.انقدر که دانشجوهای دیگه این شوق منو غیرعادی قلمداد میکنن.

    من قدم برداشتم،شروع کردم، سپاسگزار خداوند هستم.با شور و عشق و قدم به قدم پیش میرم.پلن بعدی با خودش.

    دوست دارم چند سطری از کامنت زیبای آقای عطارروشن رو براتون بنویسم وقتی که امروز از شدت خوشحالی و خال خوب از خدا پرسیدم:چطور میتونم به معنای واقعی سپاسگزارم باشم؟

    و جوابم رو در کامنت ایشون دیدم و از شوق اشک ریختم و…

    گاهی سپاسگزاری واقعی در ادامه دادن مسیره

    در آرامش بیشتر داشتن

    ودر به یاد آوردن حرکتی که خدا انجام داد که من به راحتی اون نتایج رو دارم زندگی میکنم.

    نجواهای شیطان میاد که من باور خالص تری پیدا کنم و باهاش به آرامش برسم.

    وقتی قدمی بهم الهام میشه نباید با حسرت از گذشته و عجله،لذت برداشتن این قدم رو از خودم بگیرم .

    وقتی کاری رو شروع میکنم و افکارم رو در مسیر کارم تغییر میدم،پیشرفت حتمی و چند برابر حداقلی است که جهان برای هر فردی در نظر گرفته

    به خدای وهاب میسپارم تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1737 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام

    جلسه ی ششم خانه تکانی ذهن …

    درودها بر استاد عزیزم و این لایو عالی که من اون روزها در این سایت عضو نبودم و هر بار این فایل رو گوش میکنم فقط شمارو تحسین میکنم از این نوع نگاه عالی و توحیدی ک اون زمان داشتید ومن هم شکر خدا درسته که در این سایت نبودم ولی شکر خدا اندکی ایمان درونم بود ولی اون روزها من مهارت مشاور املاکی آنلاین رو مجبور بودم انجام بدم و همین شیوه ای شد که الان باقدرت انجامش میدم و اون روزها اون کمک رو به من کرد که الان دارم لذت میبرم .

    چقدر این که ادم در مداری دیگر باشه اتفاقاتی از جنس دیگر رو تجربه میکنه رو میشه کاملا واضح در این رخداد ها و این فایل دید و یک نمود عینی بسیار واضح از این که قانون به چه شکل در سطح جهانی عمل میکنه رو میشود دید .

    خداروشکر میکنم از این روز و این فایلهای عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3914 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان

    فایلهای خانه تکانی ذهن بی نظیره هر کدوم از فایلها کلی باورهای خوب داره که باید در ذهنم منطقی کنم قبلا هم این فایلها را گوش کرده بودم ولی فکر نمیکردم اینقدر نکات مهم را برام یادآوری کنه

    وقتی با تعهد شروع به تغییر طرز فکرم میکنم زمانهایی برام باز میشه که بتونم تنها باشم و باورهای خوب را در ذهنم منطقی کنم و خدا هم وقتی این تعهد را میبینه راهها را آسان میکنه چون قانون جهان اینه که باید پیشرفت کنه خدا بیشتر از من میخواد که من پیشرفت کنم در همه جنبه ها

    تصمیم گرفتم از هر دقیقه از زمانم برای پیشرفتم استفاده کنم

    هر جایی و در هر موقعیتی باشم نظرها را بخونم عبارات تاکیدی بگم سپاسگزاری کنم و در زمانهایی که تنها هستم و تمرکز بیشتری دارم روی فایلها کار کنم و تمرینها را انجام بدم

    با تمرکز تو اتاقم هستم و گوشی را قطع میکنم و تمام تمرکزم را روی فایلها میزارم و هر جمله ای که میشنوم استپ میکنم و با خودم حرف میزنم الکو پیدا میکنم تا این فکر در ذهنم منطقی بشه و این کار باعث شده بهتر بتونم باورسازی کنم

    من با متنی که تو مقدمه پروژه خانه تکانی ذهن بود باورسازی را یاد گرفتم چقدر عالی خانم شایسته خوبیها روش کار کردن روی فایلها را توضیح دادن

    تلاش ذهنیه که باعث ایجاد نگاه جدید به مسایل میشه و یک باور جدید در ذهنم میسازه و نتایجم تغییر میکنه

    داستان کشتی حضرت موسی را از بچگی شنیده بودم اما وقتی تو مدار پایین باشی نمیتونی درکش کنی و ازش درس بگیری اما امروز وقتی فکر کردم دیدم استاد درست میگه الهامات ممکنه خیلی ساده ، عجیب و در نظر خیلی ها احمقانه باشه

    ساختن کشتی در خشکی و بالای کوه

    خودم را تصور کردم در اون زمان وقتی ببینم کسی بالای کوه کشتی بسازه شاخ درمیارم به عقلش شک میکنم اما این الهامی از طرف خدا به پیامبرش نوح بود

    و از این واقعه درس گرفتم که اگه الهامی به ذهنم اومد که با عقل و منطق خودم و دیگران غیر ممکن بود یاد داستان حضرت نوح بیفتم که اگر الهامی اومد شاید عجیب و احمقانه به نظر بیاد اما همون کار حلال مسایل من و باعث رشدم خواهد شد

    استاد عزیز سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2400 روز

    به نام خدا

    سلام و درود به استاد نازنین ،مریم جون و دوستان هم راه

    این فایل بی نظیر را در دسته بندی خانه تکانی ذهن گام ششم گوش کردم .

    یادم اومد که برای عید 99 گوشش داده بودم اون موقع نت و بسته های اینترنتی و مخصوصا آنلاین گوش دادن اونم هزاران بار مرسوم نبود یا حداقل برای من اینگونه بود الان احساس ها و خاطره هایی به یادم اومد که اول خجالت کشیدم از بیان کردنشون ولی کمی که فکر کردم بسیار خوشحال شدم از تجربه اون موقع تا الان که اینجا هستم

    یادم میاد وقتی سال 99 این فایل را گوش دادم خیلی متعجب شدم از این که استاد میگفت از تنهایی تون لذت ببرید برنامه ریزی کنید تلاش کنید به دنبال خواسته هاتون برید

    درست توی فایل های گذشته هم گفته شده بود این موضوعات ولی این بار همه یکجا بود و با ی فرکانس خاص ومنی که برام جالب بود تک تک این جملات چون هیچ وقت فکر نکرده بودم که میشه اینگونه هم زمان را برنامه ریزی کرد و زندگی کرد کمابیش ی چیزای مبهم و گسسته شنیده و خونده بودم ولی فکر میکردم برای قصه ها و آدم های دیگه است یا نهایتا در اوج رویا ها به اینجا میرسیدم که خودمو جای شخصیت اصلی بذارم ولی با یک دنیا فاصله انگار هیچ راه و نشونه ای نبود و بلد نبودم فقط ی فاصله زیاد از من و رویا در ذهنم

    تا اون موقع فکر میکردیم ایام نوروز باید حتما همه اون کسی که باید و نباید را ملاقات میکردیم

    مجموعه های تلویزیونی ویژه نوروز را تماشا میکردیم با تلقین احساس تازگی میکردیم با این که مخصوصا منطقه ای که ما زندگی میکردیم سرد سیر بود و بهار کمی دیر تر میومد و اگر با کلاس میبودیم چند فیلم سینمایی میدیدم. خلاصه رک بگم که هیچ برنامه ریزی بلد نبودم و حتی خواسته واضحی نداشتم

    بودند خواسته های زیاد ولی مبهم و پنهان شده پشت هزار و یک ترس و بهانه

    سال‌ بعدش هنوز بلد نبودم برنامه ریزی برای خواسته را و هم چنین خواسته های مبهم اما یاد گرفته بودم با ندیدن تلویزیون چیزی را از دست نمیدم

    خلاصه الان بعد از سال‌های که دوباره این فایل را گوش دادم میبینم خداراشکر تغییرات چشم گیری در وجودم اتفاق افتاده الان خواسته های واضح دارم یاد گرفتم برنامه ریزی کردن چگونه است و مهم تر عمل کردن به اون چگونه است نکته ها و آگاهی هایی که از این فایل اکنون متوجه شدم ربطی به دفعه قبل نداره

    الان وجود و ذهنم این منزل و خانواده بینظیر و هدایت گر را پذیرفته و خودمو جزئی از این مکان میبینم

    الان هر لحظه افکار و احساسم با یاد خدا آمیخته در اوج آرامش و اطمینان نه ترس و استرس

    الان زندگی راحت و پر نعمت در حال گذار است

    الان توجه ام به روی زیبایی هایی است که همه جا پراکنده است

    و خداراشکر برای این همه درک و آگاهی قطعا اگر مدتی بعد دوباره این فایل را گوش بدم دوباره همه چیز جدید و بینظیر خواهد بود

    سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    سلام و درود به استاد و خانم شایسته نازنین و باقی دوستان.

    خداوندا من فقط و فقط تورا میپرستم و فقط از تو یاری میخوام از تو کمک میخوام از تو توقع دارم خدایا فقط و فقط از تو میخوام.

    خدایا منو به راه درست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی نه کسایی که بهشون غضب کردی.

    خدایا ازینکه این ششمین روزیه که به تعهدم پای بندم ازت سپاسگزارم. ازینکه توی مسیر درست همراه با تعهد و شور و اشتیاق تغییر تکاملم و رو طی میکنم ازت سپاسگزارم.

    خدایا از صمیم قلبم ازینکه متوجه نشونه هات میشم ، متوجه الهاماتی که بهم میکنی میشم، متوجه اینکه داری باهام صحبت میکنی میشم غرق لذتم و ازت سپاسگزارم.

    امروز یک اتفاق جالب برام افتاد حدودا 24 ساعت میشد که کیف کارت های بانکی مو گم کرده بودم و هرچی میگشتم پیدا نمیکردم فکر کردم شاید توی شرکت جا گذاشته باشم تو شرکتم گشتم نبود حین این گشتن ها توی ماشین و پرسیدن از بقیه همش به ذهنم میومد که از خدا بخواه هدایتت کنه اما توی محیط شلوغ کارم نمیتونستم تمرکز کنم و احساس نگرانی که داشتم از گم شدن همه کارتام قوی تر بود اما ته دلم میدونستم که پیداش میکنم خونه مامانمم گشتم نبود ظهر اومدم خونه باز خونه رو زیرو رو کردم بازم نبود یک لحظه بعد از اون همه گشتن و پیدا نکردن تسلیم شدم با صدای بلند گفتم خدایا من نمیتونم واقعا خودت واسم پیداش کن من نمیتونم نمیتونم تو پیداش کن اینو که گفتم نمیدونم بایک خیال راحتی نشستم روی مبل همین که یه لحظه سرمو چرخوندم یه تصویری اومد توی ذهنم که انگار یچیزیو انداختم یچیز خیلی محو عین یک صاعقه از ذهنم رد شد انگار که منو برق گرفته باشه نزدیکه مبل شدم و فکر کردم یادم اومد انگار من دیشب یک چیزیو انداختم اما نگاه نکردم که چیه سریع مبل و کشیدم جلو و دیدم بعلهههه جارکارتیم پیداشد باورم نمیشد به اون سرعت بهم جواب بده شگفت زده بودم از شیوه ای که بهم الهام شد خشکم زده بود فقط اون لحظه با بهت میگفتم خدایا ازت سپاسگزارم اخه چقدر سریعععع!!!خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم ازینکه توی فرکانسش هستم بسیار سپاسگذارم که لایق دریافت الهامات الهیش هستم.خیلی خوشحالم که توی این مسیر دارم جوری پیش میرم که کلی نتیجه های ریز ریز میگیرم که اینم میدونم بخاطر تکاملی هست که باید طی کنم و قعطا این نتایج و بزرگ و بزرگتر خواهند شد. خدایا سپاسگزارم ازت.

    درک من از این فایل گام ششم:

    دقیقا امروز ظهر داشتم به خودم میگفتم کاش میشد دو سه روز برم تنهای تنها سفر و فقط و فقط وقت بذارم روی خودم و با آرامش و زمان بیشتر روی آگاهی های این دوره کار کنم دیدم اول فایل استاد گفتن:

    اون زمانا دوست داشتن از تک تک فرصت ها استفاده کنن و روی خودشون و آگاهی هاشون کار کنن بیشتر.

    آگاهانه تصمیم بگیرید که بیشتر روی آگاهی خودتون کار کنید و اینو با عملتون نشون بدید که دوست دارید از تک تک فرصت هاتون برای پیشرفت استفاده کنید.

    وقتی اینو با عملتون نشون میدید و خداوند تعهد شمارو میبینه، به شما پاسخ میده و درهارو براتون باز میکنه.

    اینکه شرایطی پیش بیاد که تو بتونی توی خونتون باغتون اتاقت بشیمی و از صبح تا شب روی این آموزه ها تمرکز کنی و روی خودت کار کنی و تغییر کنی، یک موهبت الهی هستش.

    فایل ها رو که میبینید ، نکته برداری کنید،تفکر کنید، ایده بدید،از خودتون بپرسید چجوری این آگاهی هارو در عمل استفاده کنم و تبدیلشون کنم به عادات روزانه ؟؟؟

    تجربه تمرینی یکی از دانشجوهای استاد که نتایج فوق العاده ای گرفته بود:

    کل 17 روز تعطیلات عید رو روی فایل هاش شما وقت گذاشتم از صبح تا شب فایل گوش میدادم و تمرین میکردم بعد از این تعطیلات گشایش های فوق العاده ای توی زندگیم اتفاق افتاد.

    اینو بدونید که جهان به فرکانس های شما پاسخ میده اگر فرکانس ارسالیتون با فرکانس افکار بقیه مردم یکی باشه شما هم مثل همونا نتیجه میگیرید.

    دوره سفرنامه به دور امریکارو حتما ببینید چون یک دستگاه تولید باور ها و فرکانس خوب هستش که میتونید فراوانی هارو ببینید.

    من اجازه نمیدم روزمرگی ها منو درگیر کنه، من برای خودم ارزش قائلم و میدونم دلیل نتایج زندگی من باور ها و افکارمه. پس باور ها و فرکانسمو تغییر میدم و تبدیلش میکنم به یک رفتار درنتیجه به یک شخصیت جدید تبدیل میشم.و به ایده هایی که خداوند بهم الهلم میکنه 100٪ عمل میکنم.

    روی خودم کار میکنم، خداوند منو هدایت میکنه ایده های الهامی بهم گفته میشه و من بهشون عمل میکنم و نتیجه میگیرم و هی این روند تکرار میشه و نتایج من برزگ و بزرگتر میشه.

    برای ساختن باور های خوب و مناسب باید به ذهنت منطق و الگو بدی باید براش مثال بزنی و بهش ثابت کنید.

    راه حل مسائل ریشه ای هستش و در تغییر بنیادین هستش.وقتی که تغییر میکنید ترستون از بین میره نگرانی هاتون از بین میره.

    این ترسه که انسان و از حرکت باز میداره، این ترسه که عامل بدبختی های بشره.

    همهی ما به یک اندازه به خداوند وصل هستیم، خداوند به همهی ما گفته که برای آینده چه کار هایی باید انجام بدیم اون اتفاقات و به ما نمیگه اما به ما الهام میکنه که باید چیکار کنیم که برای آینده آماده باشیم.

    خداوند همیشه به ما میگه که چیکار کنیم اما منطق ما اجازه نمیده حتی به الهاماتش گوش کنیم چه برسه به توجه و عمل کردن.

    خداوند مثل نور افتاب، مثل امواج رادیویی این الهامات رو توی جهان پخش کرده اما کسایی که توی فرکانس دریافتش هستن دریافتش میکنند.اونایی هم که نزدیک به فرکانسشن میشنون اما بهش گوش نمیدن و عمل نمیکنن.

    جهان همیشه درحال تغییر هستش.افرادی که خودشونو آماده این تغییرات میکنن و به الهامات خداوند عمل میکنن بسیار کم هستن و یکسری اتفاقات در جهان میوفته مثل کرونا یا جنگ جهانی دوم که این اتفاقات یک جهش بزرگ از تغییرات جهان و رقم میزنن توی این اتفاقات غربالگری رخ میده انسان هایی کت میتونن ازش عبور کنن نجات پیدا میکنن و این اتفاقات به ظاهر بد برای کسایی که از قبل آماده شدن و به ایده های خداوند عمل کردن مثل یک جامپ بلند در پیشرفت کردنه پس یک اتفاق یکسان برای هر کسی نتایج متفاوتی داره ایلان ماسک ، آمازون ازین کرونا که ما بلا میدونیمش چقدر ثروتمند تر شدن چقدر فاصله رقابتیشونو با بقیه بیشتر کردن چجوری که بقیه رقباشون به گرد پای اینا هم نمیرسن.

    جهان تمواره در حال تغییر است کیا برای این تغییرات آماده ان؟؟ کسایی که باور دارن ایمان دارن که خداوند به مسیر درست هدایتشون میکنه.

    منم باور دارم که لایق درسافت الهامات خداوند هستم و خداوند منو هدایت میکنه( خداوند به من میگه و من بهش عمل میکنم و در های بشتری رو به روم باز میکنه).

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 154 روز

    به نام خداوند یکتا

    درود بر استاد عزیزم و همراهان هم مسیر

    امروز که این فایل رو دیدیم، 5 سال از ضبط این فایل گذشته و ما اون دوران رو پشت سر گذاشتیم با همه تجربه های خوب و بدش..

    من خودم یادمه که شرایط رو رعایت میکردیم ولی ترسی تو وجودمون نبود، حتی چون توی خونه بودیم گاهی خاطرات خیلی قشنگ هم برامون ساخته شده بود….

    در مورد الهامات قلبی من از قبل ار آشنایی با شما بهش به شدت ایمان داشتم، اون موقع بهش میگفتم حس درونی،، و هر زمان که در مورد مسئله ای حسی درونم بیدار میشد اگر بهش توجه می‌کردم بعدا خوشحال میشدم وگرنه بارها دیده بودم که خودم رو سرزنش کردم که چرا بی توجهی کردم..

    برای همین الان که تو این مسیرم، به شدت حواسم به الهاماتی که گهگاه بهم میشه، هست و متوجهشون هستم. الان خیلی خوشحال ترم چون احساس نزدیکی به خداوند رو دارم، اینکه بهم گفته میشه یعنی هر لحظه حواسش به من هست و فوق‌العاده ست.

    کسب و کار اینترنتی هم یکی دیگه از اون کارهای جدیدی هست که این روزا در حال بررسی و انجامش هستم، و امروز با دیدن این فایل پرمعنا، کاملا متوجه شدم که توی مسیر درستم به لطف خدا.

    از شما ممنونم که هر روز بیشتر و بیشتر می‌آموزم و مشتاق چشیدن اون زندگی هستم که بعد از گذروندن این دوره های آگاهی بهش قطعا خواهم رسید،، به امید خدا.

    خدایا فقط تو را میفرستم و فقط از تو یاری میجویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    الهه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 580 روز

    خدایا سپاس وهزاران بار سپاس دوران کورنا برای من بهترین روزهای زندگیم هست مخصوصا اون روزهایی که خودم بیمار شدم وقرنطینه خانگی شدم چه قدر عالی بود.چند وقت قبلااز این بیماری من از استاد عزیزم یه فایل گوش کردم توی اون فایل استاد چند تا کتاب معرفی کرد وسفارش به خواندن کرد من کتابها راتهیه کردم ولی به خاطر اینکه درگیر ساخت خانه و بنا ونجارو حسابررسی و مهندس نقشه وخلاصه کلی درگیری برای خودم درست کرده بودم واز طرف دیگه به دنیا امدن دختر کوچولوم و مسائل نوزاد تازه متولد واز سمت دیگه پسرم که تازه کلاس اول بود وآموزش های خاص خودش را داشت و وظایف روتین خانه داری همسر داری رسیدگی به پدر ومادرم وهمه وهمه فرصت مطالعه را از من گرفته بود البته من زرنگتر بودم وصوتی کتابها را داشتم موقع رانندگی ویا معطلی نوبت مهندسی وهر فرصت کوچیک گوش می دادم اما واقعا عاشق مطالعه وکتاب خوندن، نکته برداری ویادداشت بودم ودرخواست دادم وخدا جواب داد یک دفعه همه مسئولیت هام استوپ شد مادرم از ترس اینکه بچه ها مریض نشوند اون ها را برد خانه خودشون شوهرم رسیدگی به مسائل ساخت ساز خونه را به عهده گرفت مادر شوهرم برام آشپزی می کرد ومن باانتهای شادی کتاب می خواندم آه خدایا هنوزم اون حس شیرین را می چشم ممنونم از بعد اون دوره من ومسیر زندگیم عوض شد وهر وقت من از اون دوران به خوبی یاد می کنم بقیه سرزنشم می کنند که این چه حرفیه ولی فقط خدا می داندو من که اون دوران پایه زندگی عالی الان من هست خدایا فقط تو وتو بودی که اینقدر عالی همه چیز را برایم مهیا کرده ای ومهیا می کنی شکرت وشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    به نام خداوند سمیع و بصیرم

    خدایا دارم برای رشد و پیشرفت و آرامش درونم قدم برمیدارم تو هم هدایتم کن راحت تر و آسونتر انجام بدم و هر روز فاصله فرکانسی با خواسته هامو کم کنم

    سلام بر استاد مهربان و بخشنده ام

    سلام بر استاد خانم شایسته زیبا

    وافعا تشکر ویژه دارم بابت پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام چه کارها و چه تصمیمات و چه پیشرفت‌ها کردیم مریم جاننننن دوستتت داریم کاری با ما کردی که در ذهنمون غوغا شده متشکرم

    تغییر شرایط رو از تغییر عادت روزانه شروع کن مثلا هر روز وقتی میرم مغازه پیاده میرم و سعی میکنم از یه مسیر برم و الان یه مدته مسیرمو هر چند روز عوض میکنم

    یا ظهرهمه خوابن من نمی‌خوابم و میام فایل دوره کشف قوانین زندگی رو گوش می‌کنم و مینویسم و تمرین حل میکنم خیلی حسه خوبی داره

    کلا منتظر اینم که غذا خورده بشه و یه نظافت کوچولو و برم سر وقته فایلها خدایا شکرت برای آگاهی هر روزم که روزیم میکنی

    استاد عباس منش در فایل کشف قوانین فکر کنم جلسه 6 یا 7 میگن تضادها میان تا ما پیشرفت کنیم

    باز هم بستگی به نوع دیدگاه ما داره

    اگر ما به اون تضاد به عنوان بدبختی و ناامیدی و بیچارگی نگاه کنبم جز سقوط و اتفاقات بد چیزی نیست

    اما اگر همون تضاد رو از دیدگاه امید و خوشبختی و پیشرفت نگاه کنی صعود میکنی و درهایی از نعمت و ثروت به روت باز میشه

    همه چیز به طرز نگاه و فکر ما بستگی داره

    وقتی ما فرکانسمون تغییر کنه

    احساسمون در روز بیشتر در حالت خوب باشه

    کنترل ذهن داشته باشیم

    بیشتر شکر گزاری و تحسین داشته باشیم به هر چیزی که در اطرافمون می‌بینیم و اینقدر تکرار بشه تا عادت شخصیتی بشه برامون

    بعد می‌بینیم تمام شرایط تغییر کرده

    خدایاشکرت که تونستم بنویسم تو گفتی و من نوشتم خدایا شکرت که نوشتنم هم تغییر کرده

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: