live | عمل به الهامات قلبی - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1229 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2201 روز

    به نام یگانه خالق کیهان خداوند هدایتگر

    سلام به دوستان عزیزم

    خدارو شکر میکنم به خاطر امروز

    خدایا صدهزار مرتبه شکر که امروز هم فرصت این رو پیدا کردم که در مسیر آگاهی باشم

    چقدر این فایل بینظیره

    چقدر آگاهی های خوبی توش گفته شده

    اما چیزی که تقریبا وسطای فایل یادم اومد اینه که شاید در شروع یسری از ما این مسأله الهامات و ارتباط با خالق و عمل کردن به الهامات برامون گنک باشه

    که چطور ی‌همچین چیزی ممکنه

    اما تجربه خودم رو میگم

    من آرام آرام تونستم جنس این الهام رو درک کنم

    مثلاً با چیزهای ساده مثل ترافیک

    میگفتم خدایا از کدوم وره برم بهتره بعد می‌گفت از اینور

    و همیشه به خودم اینو میگفتم که مارهای که خدا میگه از منظر بقیه منطقی نیست

    یادم میاد ی فرمونی رو میخواستم مال ی ماشین رو ببندم که گفتم چطوری ببندم که درست باشه

    گفت برعکس

    منم گفتم چشم برعکس بستم دیدم درست درومد

    یا مثلاً یکی از مشتری هام سیستم پخش ماشینش

    خراب بود

    گفتم خدایا کجاش مشکل داره حالا ظاهرش این بود که سوخته بود چون اصلا روشن نمیشد

    گفت فیوز پشتش رو عوض کن درست میشه

    در حالی که فیوز سالم بود

    عوض کردم و درست شد .

    میگم این الهامات و عمل به الهامات باز هم تکامل میخواد .باز هم از کارهای کوچیک شروع کردن میخواد

    اینکه باور پذیر بشه و باور کنیم که میشود

    خوب من ملی از این الهامات رو دریافت کرده بودم و عمل

    مثلاً می‌گفت الان مغازتو ببند برو دنبال عشق و حال و میرفتم وقتی میومدم همکارا میگفتن خوب بود رفتی ما ول معطل بودیم

    حالا اینکه نوح کشتی ساخته توی کوه

    این مثال بارز خداونده که باور کنیم

    خدا می‌دونه نوح قبل اون به چندین و چند تا از این الهامات عمل کرده

    من خودم حتی برای خرید مغازه فارق از اینکه مشتری چی میخواد و چی نمی‌خواد میگم خدایا چی بخرم درسته الان به درد میخوره

    و ی چیزی دیگه که در ابتدا خیلی به من کمک کرد این بود که اگه نامفهوم بود مثلا بحث الهامات یا مباحثی که استاد توی فایل ها میگه من مدام روی ورودی هام کار میکردم فقط فایلهای استاد رو تا جایی که می‌توانستم گوش میدادم

    بعد اتفاقاتی بنا به ورودی هام میوفتاد و من تایید میکردم

    و باور میکردم که میشود .همین امروز ی باری قرار بود بیاد برام احساس کردم که فعلا موقش نیست گفتم نمی‌خواد این بار رو بفرستین

    فعلا هم دلیلش رو نمی‌دونم ولی این شجاعت رو دارم که عمل کنم به آن چیزی که به من گفته میشود

    استاد یکی از چیزهای خوبی که توی بیماری فراگیر نصیبم شد این بود که تونستم آمپول زدن رو یاد بگیرم .

    یادمه توی دوره فراگیری اون بیماری که سراسر خیر بود برای من و خیلی من رو بزرگ کرد و اعتماد به نفسم رو زیاد

    ی نفری اومد و گفت من رییس فلان درمانگاه هستم بیا این شماره من و من هم پیش خودم گفتم که من مه بیمار نمیشم این برا چینه

    خلاصه برای اینکه احترامی گذاشته باشم گرفتم

    و گفتم خدایا ببخش که من این کار رو کردم می‌دونم که توی منبع سلامتی و خیر و خوشبختی

    خلاصه اون آقا رفت و

    پدر مادر من دچار اون بیماری شدن

    آقا اولای اون بیماری هم بود ترس فراگیری همه رو گرفته بود و همه کپ کرده بودن

    و من یاد اون دوست عزیز افتادم

    زنگ زدم بنده خدا خودش شماره برای مادرم گرفت پیش دکتری که شمارش گیر نمیومد و ما رفتیم و با ی نسخه مادر و پدر عزیزم خوب خوب شدن .

    یادمه ی فامیلی داریم پرستاره زنگ زد گفت که چطور تونستی نوبت بگیری پیش این دکتر و گفتم که بله ی دوستی داریم رییس اون درمانگاهه

    و بعدش پلن خداوند رو فهمیدم

    که من قبل اون داستان کلی روی خودم کار کرده بودم کلی باورهای توحیدی از پرداخت بدهی ها تا وام و … و خداوند در زمان مناسب آدم مناسبی رو فرستاد تا من بتونم خدمتی به خانوادم بکنم

    و درسش رو بگیرم

    خیلی خیلی خیلی خوشحالم که اینجا هستم

    (همین الان ی‌مشتری خوب اومد و ی خرید خوب انجام داد )

    و اینها همه صفحه می‌زارن روی اینکه میشود

    برای دوستان عزیزم آرزوی سلامتی خوشبختی و آرامش و ثروت و رزق بغیر الحساب دارم

    امیدوارم در پناه الله یکتا شاد و موفق و پیروز و سربلند باشیم هممون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    آرزو رضائیان گفته:
    مدت عضویت: 1122 روز

    به نام تنها نیروی برتر جهان ، خدایی که جزئی از وجودشم

    این فایل رو که دیروز میخواستم براش کامنت بزارم ولی وقتی بخوام زور بزنم که بنویسم اصلا انجام نمیدم برا همین رهاش کردم در ثانی خیلی ملموس نبود برام که یه سری ها از قبل آماده اند چجوریه، چجوری میشه کسی از قبل حاضر باشه (ایموجی متفکر) امروز فهمیدم چرا نباید دیروز مینوشتم (ایموجی اشک) چون باید یه چیزی رو تجربه میکردم تا مثال ملموسش باشه

    خب ماجرا از اونجایی شروع شد که باید مجوز میگرفتم و مجوز رو پیگیری کردم و گفتن باید کلاس بری و آزمون و بعد بیای بقیه مراحل ، کاغذ مدارک مورد نیاز رو برانداز کردم ، لازمه الان این سایت ثبت نام کنم ؟ خیر این سایت برای آزمونه،شما اول کلاس اجباریا رو برو، داشتم برمیگشتم خونه که هی میگفت برو ثبت نام کن ، اخه چه کاریه من یه ماه باید برم کلاس حالا بعدش ، برو ثبت نام کن ، آخه مسئولش میگه برا آزمون ثبت نام کن دیگه، خود دانی برو ثبت نام کن، بزار برم دیگه ، رفتم مدارک رو دادم اسکن کرد و گفت ولی الان آزمون نیستا گفتم میدونم فعلا اسکن مدارکمو بزن تا بعد ، دلیلی براش نداشتم ولی انجامش دادم .

    خب حالا یه چند روز بعد که امروز باشه

    از موسسه پیام اومد که کلاس حضوری کنسله و کلاس ها آنلاینه و لینک از طرف وزارتخونه ارسال میشه،ده دق قبل از کلاس لینک ارسال شد و تاکید کردن حتی پنج دق بعد از کلاس وارد بشی غیبت حسابه و استادش سختگیره و روم رو میبنده و موسسه اختیارات نداره و دست وزارتخونه ی مربوطس و در امور دولتی دست همه بستست، زدم رو لینک دیدم عه وارد همون سایتی میشه که من برا آزمون ثبت نام کردم و چون مدارک اسکن کردم راحت وارد بخش حضور در کلاس شدم و از چهل نفر فقط اندکی تونستن بیان چون بقیه باید مدارک اسکن میکردن و تا اون موقع روم بسته میشد و امکان حضور نداشتن ،گفتم افرین بهت آرزو چه کاری کردیا ، منتظر تشکیل کلاس بودم که همین حرف فایل تو ذهنم پلی شد بعضیا از قبل آماده اند برا اتفاقات ، احساس کردم خدا میزنه رو شونم و میگه حرکتو حال کردی (ایموجی اشک و خنده)

    حالا درک میکردم یه سریا برای اتفاقات از قبل آماده میشن چجوریه ، این مثال ریزی بود ولی وقتی تو مسائل کوچیک جوابه یعنی تو مسائل بزرگ تر هم جوابه فقط من باید بیشتر رو خودم کار کنم.

    واقعا الان از عمق قلبم میتونم بفهمم که اینکه میگید بهترین برنامه ریز خداست یعنی چی ، بسپار اون چیزایی میدونه که تو نمیدونی یعنی چی ، مثل سریال زندگی در بهشت عنکبوتی که طبق الهامش تار میتنه و نمیگه طعمه از کجا میخواد بیاد و کی میاد و چرا نمیاد ، اون تار رو میبافه و سهم خودشو انجام میده و میدونه خدا هم سهمشو انجام میده و بعد مدتی میبینیم که تارهاش پر طعمه میشه

    الان ذهنم قانع شده با اتفاق امروز ، کارم اینه نشانه ها و تجربه ها رو برا ذهنم تکرار کنم و مسیر جدیدی تو ذهنم باز کنم ، خدا میدونه چه اتفاقای عالی با طی تکامل منتظر تک تک مونه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1142 روز

      سلام آرزو ی عزیز

      بسیار لذت بردم از خواندن تجربه تون از اینکه یه سریا از قبل آمادن

      واقعا که همینه

      خداوند بهترین برنامه ریز و مدیر و مدبر جهانه

      کافیه بهش اعتماد صد در صد داشته باشیم ، تا از راه هایی اجابتمون کنه که حتی به فکرمون هم نمی‌رسید و در عین حال کاملا ساده و منطقی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1046 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد ومریم جان.

    کلید:شجاعت در اخذ تصمیمات اساسی.

    فایل:لایو با استاد قسمت 13.

    خدایا شکرت که هر لحظه مارا هدایت می کنی هر نفسم که بالا می آید به اذن توست تویی که برگی از درخت بدون اذن تو نمی افتد همه چیز وهمه قدرتها از آن توست کافیست ایمان آورم بشناسمت وتوکل کنم برتو تویی که روزی بی حساب عشق بی حد وحصر وآرامشی تمام ناشدنی به من عطا می کنی .

    پروردگارا دوستت دارم بیشتر از هر زمانی. تو با منی نزدیکتر از رگ گردن نمی دانم چرا با این نزدیکی گاهی پیدایت نمی کنم گاهی فراموش می کنم قانونت را شنیده ها ویادگیریهایم را آنچه استاد مرد خدا از تو می گوید چرا که اگر به همه آنها عمل کنم من تکه ای از توهستم پس مثل تو می شوم من برای سختی به دنیا نیامدم تو مرا به این چهان آوردی تا خداگونه زندگی کنم تا در عشق وشور وشادی غرق شوم تا برخوردار شوم از آنچه تو برایم خلق کردی دوستت دارم واکنون خواسته ای جز ایمان وباور به تو ندارم چرا که می دانم اگر تو را داشته باشم همه چیز دارم.

    استاد متشکرم که با این فایلها و آگاهیها مارا بیدار کرده به سوی خداوند هدایت می کنید.

    آنچه در این لایو آموختم:

    1 تضادها فرصت هستند وقتی تضادی به وجود می آید ناراحت شده گاهی ایمان از دست می رود و دچار احساس بد می شویم که این حس خود مساوی نتایج بدتر می شود اما باید بدانیم هر تضادی فرصتی برای پیشرفت است کافیست ایمانم را تقویت کنیم دچار ترس ونگرانی نشویم وحرکت کنیم قدم برداریم وبه آنچه به ما گفته می شود عمل کنیم بعد از گذشت زمان متوجه می شویم که این تضاد چه فرصت شگفت انگیزی بود.

    یکی از این تضادها بیماری همه گیر بود چقدر انسانها که با ترس و وحشت زندگی خود رانابود کردند اما انسانهای دیگری هم از این فرصت برای تغییر استفاده کردند گاهی تضادها برای ایجاد تغییر به وجود می آیند چون جهان نمی تواند ایستا باشد با این بیماری ما در زمینه کارهای انلاین واینترنتی خیلی پیشرفت کردیم در زمینه اینترنت چه شگفتی هایی خلق شدوچه امکانات جدیدی که به وجود آمد.

    استاد می گوید برای گذر از تضاد باید برای ذهنمان دلایل منطقی بیاوریم مثل اینکه افرادی که با این بیماری مردند خیلی کمتر از افرادی است که براثر تصادف وآلودگی هوا مردند ودر این زمان این مرگ ومیرها کمتر شد پس می بینیم که تضاد در دل خود پیشرفت دارد.

    2نکته بعدی کار کردن روی خودمان روی ذهنمان است وقتی فرصتی به وجود می آید باید سعی کنیم برای تقویت باورها وافکارمان استفاده کنیم.

    زندگی ما با فرکانس وباورهایمان ساخته می شود نه صرفا کار وتلاش اگر ذهن درست داشته باشی زندگی روی خوشش را نشان می دهد پس کار کردن و وقت گذاشتن بر ای ذهن وافکار در واقع بزرگترین سرمایه گذاری است.

    خدایا شکرت یاریم کن در هر زمان تو را از یاد نبرم وبا توکل برتو زندگی لایق بنده تو را بسازم.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمد امین گفته:
    مدت عضویت: 2800 روز

    با سلام به استاد عزیز

    وقتی نخوای تغییر کنی گوشهات ناشنوا هست دریچه قلبت بسته است . وقتی بخوای تغییر کنی گوشهات تیز میشه دریچه قلب باز میشه و الهامات رو برای تغییر دریافت میکنی مثل ابراهیم و تمام پیامبران

    اگر نخواید تغییر کنید گوش هات قلب هاتون بسته است هیچی نمیفهمید میگید خدایا این چی داره میگه . اگر نخواید تغییر کنید ایمانی توی اعمال و رفتارتون نیست توی احساستون نیست . به همین دلیل به شیوه قدیمی خودت میچسبی و جدا نمیشی وقتی نخوای تغییر کنی

    ( بعث بین خواستن و نخواستن است )

    اگر می دونید یک باروی تو اعمال رفتار شما داره تکرار میشه قبولش کنید بپذیرید که مشکل دارید از احساستون هم می تونید بفهمید سر خودتون مثل من کلاه نزارید وقتی با تمام وجود بخواید تغییر کنید خداوند باورهای شما رو تغییر میده اصلا نیاز نیست کاری بکنی به خدا نیاز نیست هدایت میشی هدایت میشی اتوماتیک هدایت میشی کافیه بخوای باورهات رو تغییر بدی … چنان دریچه های قلبت برای تغییر و دریافت اون الهامات باز میشه چنان گوش هات تیز میشه چنان فکرت خوب کار میکنه و باز میشه همه اینا دست به دست هم می دند که باورهات رو تغییر بدی . و به مسیرهای درست هدایت بشی . کافیه ایمان بیاری و بخوای

    اگر نخوای تغییر کنی داستانت میشه مثل داستان فرعون و موسی. خدا بود اما فرعون نبود یعنی خودش نخواست تغییر کنه . اون غرور و اون باور نپذیرفتن جلوی تغییرش رو گرفت فقط برای اینکه میخواست از همه بالاتر باشه . مردم خدا پرست نیستن مردم مردم پرستن از اون قدیم اینطوری بوده و رزق روزی ما رو خدا میده نعمت های ما رو خدا میده نه مردم … هر کسی که مردم پرست بود نابود شد از فرعون گرفته و و و اینا افراد محتاج و وابسته ای بودند

    پس از شما میخوام تا شرایط خوب هست تغییر کنید . باورهای اشتباهاتون رو بپذیرید و درستش کنید

    خداوند رو همیشه سپاس گذارم برای وجود استاد عباس منش . ( دوستان اینجا ایستگاه اخره )

    میخواستم یک چیز دیگه بنویسم یک چیز از اب در اومد انصافا

    شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 3300 روز

    به نام خالق زیبایی

    خدایاشکرت برای فایل جدید و آگاهی های ناب

    استاد جان سلام

    سلام به مریم جان نازنین

    سلام به دوستای عزیزم

    هرچه بیشتر فایل هارو نگاه میکنم بیشتر دلیل تفاوت نتایج آدم های موفق و استاد رو درک میکنم

    منم وقتی شرایطی پیش اومد که از یک هفته قبل از عید تو خونه بودم و سعی کردم این تضاد رو یک فرصت ببینم و شروع کردم به جایآه ناله یه شیوه قبل استفاده ازفرصتی که خدا بم داده و کار کردن مدام روی خودم چقدر افکار وآگاهیم بیشتر شد تو همون چند روز اول یه سایت خودم درست کردم 💪😊و فروش اینترنتی داشتم 💪😊چقدر با خودم درصلح قرار گرفتم

    شروع کردم به مرور فایل هاییکه داشتم و خوندن مقاله خلاصه خودمو بستم به این آگاهی ها و اتفاقی که افتاد این بود که من معنی هدایت رو درک کردم که این درک من حتی قابل مقایسه با هیچ نتیجه ای نیست چون همین کلمه اصله

    خدای من نمی‌دونم چطور سپاسگزار درک این آگاهی باشم

    تقریبا سه سال هست همراه استاد هستم و تقریبا بیشتر فایل های رایگان رو بیش از هزار بار گوش دادم اما خدای من این کلمه چرا تا الان به گوشم نخورده بود شایدم خورده بود و چون من تو مدار درکش نبودم فکر کردم نشنیدم ولی این چند روز همون فایل ها برام پر بود از پیام این آگاهی که ما هدایت میشیم

    باور توحیدی

    اعتماد به خدا

    وصل شدن به نیروی هدایت درونی

    درک اون نیروی

    دریافت الهامات

    و البته عمل به اون الهامات

    وقتی نگاه میکنم تو این مدت من داشتم تکاملمو طی میکردم برای درک این موضوع و حالا زمانش بود که این موضوع رو با گوشت و پوست و خونم درک کنم و سعی کنم بهش عمل کنم سعی کنم آماده باشم برای دریافت پیام هدایت خدا چون خدا که مثل یه دستگاه فرستنده داره همیشه این آگاهی هارو پخش می‌کنه اما چه کسی این آگاهی هارو میگیره و بش عمل می‌کنه بسته به آمادگی من و بودن توی این مدار هست

    خدایاشکرت

    که همین یه نتیجه اگر از کار کردن مدام این چند وقت من باشه منو به عرش می‌رسونه

    همین تضاد باعث شد خواسته های جدید در من شکل بگیره که منم میخام کسب و کاری داشته باشم که در هرزمان و مکانی بتونم ثروت خلق کنم

    این تضاد باعث شد تا من نگاه دقیق‌تری به خودم بندازم و باورهامو دوباره شخم بزنم

    باعث شد برم سراغ ریشه ها سراغ ساختن باورها و تغییر بنیادین تغییر شخصیتم

    این تضاد باعث شد من آرامتر و صبورتر بشم و ازبرکت همین لحظه استفاده کنم اینکه نخام همه چی زود تموم بشه چون قرار نیست چیزی مثل قبل بشه قرار همه چی بهتر بشه و من باید با این تغیرات همراه بشم

    قرار نیست من به شیوه قبل عمل کنم قراره من شیوه های جدید رو برای بقا یاد بگیرم قراره من تکاملمو طی کنم و استعداد هامو کشف کنم قرارمن هرروز آپدیت بشم و هرروز بهتر از دیروز عمل کنم

    این تضاد به من نشون داد که باید چشمات و گوش هات تیز باشه برای تشخیص نشانه ها و عمل به الهامات مثل آمازون و شرکت تسلا

    این تضاد به من نشون داد که اگر میخای وارد دنیای جدید بشی باید دست خالی از دنیای ثبات بیای بیرون باید پا بزاری روی ترس هات اگر میخای رشد کنی باید ازترس هات عبور کنی باید شهامت تست کردن راه های جدید رو داشته باشی

    اگر میخای بقا داشته باشی و رشد کنی باید اعتماد کنی به نیروی که تمام راه حل هارو داره و خیر خواه تو و بی حساب و چشم داشت میبخشه باید اعتماد کنی به نیروی که میخاد تو خوشبخت و ثروتمند باشی باید روی اصلی ترین رابطه زندگیت کار کنی رابطه ات با نیرویی که تنها قدرت حاکم برجهانه باید روی قلبت سرمایه گذاری کنی باید قانون رو یاد بگیری و به نفع خودت استفاده کنی

    باید جدا بشی از بدنه جامعه که همش دارن هرچی رو وارد ذهنشون میکنن باید یه فیلتر قوی بزاری روی وردی های ذهنت تا بتونی ذهنتو کنترل کنی تا ذهنت آروم باشه چون ذهن آروم راه حل رو دریافت می‌کنه ذهن آروم الهامات رو دریافت می‌کنه و بدون ترس عمل می‌کنه

    که البته همه اینا تکامل داره هم کنترل وردی ها هم درک و دریافت الهامات و هم عمل به اونا که باهربار عمل به الهامات نتایج رخ میده و باز عمل می‌کنی و باز نتایج بزرگتر میشه

    پس من آروم آروم متعهد میشم که ازهر فرصتی برای رشد و پیشرفت و کار کردن روی خودم استفاده کنم اونوفته که میبینم جهان کرنش می‌کنه و تمام شرایط رو برام مهیا می‌کنه

    امروز لذت میبرم آبکنار خودم بودن از آرامشم از حال خوبم و به قول مریم جان دارم با فرکانس های جدیدم دودوتا چهارتا میکنم

    امروز دارم در آرامش نگاه میکنم چه قدم‌هایی میتونم برای رسیدن به اهدافم بردارم و چه کارهای روتینی میتونم انجام بدم که نزدیکتر بشم به اهدافم امروز با آرامش دعا میکنم و از خدا میخام که منو آماده کنه برای دریافت هدایتش ظرف وجودمو آماده کنه برای تشخیص و عمل به الهامات از خدا هدایت میخام برای تشخیص پیام هدایت

    و حالا حالا کار داره که من باید کار کنم فقط و فقط روی درک همین یک کلمه «هدایت»

    که ما هر لحظه داریم هدایت میشیم

    خدایا شکرت

    استاد جان عاشقتم که انقدرباعشق حال خوبتو و آگاهی هاتو با ما به اشتراک میزارید با عشق تمام آگاهی هاتو با سخاوت تمام در اختیار ما میزاری امیدوارم که عمل باشم ونه فقط حرف

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    محمد فلاح کيش گفته:
    مدت عضویت: 3214 روز

    سلام و درود استاد کاربلد و جسور. وقتی که حرفاتون رو میشنیدم تو این فایل، با دهن باز زل زده بودم به تصویرتون و مو به تنم راست میشد مدام از این حجم اعتماد بینهایت به الهامات و این توحید عملی که آدم فکر میکرد پای پیشگویی و سِحر و جادو وسطه از بس همه چی در عین عجیب و غریب بودن انقدر ملموس و قابل باور بود. اینکه ما هم شاید مثل شما و البته به لطف آموزشهای خالصانه تون، خیلی از این آگاهی ها رو داریم اما فرقمون با شما و تمام کسانی که بطور واضح و جهشی پیشرفت چشمگیر میکنن در همون مرحله عمل به الهاماته،اینکه اولا انقد زلال و آماده شده باشی و به منبعِ انرژی، نزدیک و وصل شده باشی که به راحتی فرق الهام و نجوا و وسوسه رو از هم تشخیص بدی و ثانیا اینکه مصمم و بی درنگ و با عزمِ جزم به اون الهامات درک و واکنش نشون بدی و پاشنه کفشت رو ور بکشی و با نام و یاد رب العالمین بزنی به دل مسیر،این میشه که طبق قوانین ثابت الهی و کیهانی شما در جای درستی که الان هستی قرار میگیری و ما با دهان باز زل میزنیم بشما و تو دلمون میگیم مگه میشه اینهمه آسودگی خیال و شجاعت و پیشرفت و ثروت و خوشبختی و آرامش و ذهن باز؟!

    بله میشه،دقیقا مث اون خانمی که مثال زدین، اینکه از صمیم قلب و با عطش و تمایل فراوان دنبال خواسته قلبیت باشی و از همه وقت و تفریح و سرگرمیت بزنی و بشینی فقط رو باورهات کار کنی چون ایمان داری راه درست همینه،و وقتی هم که باور کردی قطعا بهش عمل میکنی که نتیجه در نهایت میشه یه شغل رویایی در یک فضای عالی (فکر میکنم قبلا مثالش رو زده بودین که کار اون خانم توی یک سفارت در ایران بود)بدون نیاز به رعایت حجاب الزامی و اداری تو قلب ایران و دریافت حقوق عالی به دلار و یورو و تحقق اون خواسته قلبی.

    مساله بعدی این بیماری فراگیره که به قول شما مردم دنیا دارن بطور عجیبی بهش واکنش نشون میدن،خدارو شکر تو این مورد، طرز فکر و باورهای من هم دقیقا مثل شماست. اینکه میشه نگاه مثبت و چند بُعدی به این قضیه داشت، از اینکه این یه چالش و تضاد برای جهانه و هممون هم می دونیم بعد از هر چالش و تضادی قطعا پیشرفتی حاصل میشه. اینکه دنیا بعد از این بیماری چقدر اتفاقات مثبت و پیشرفت به چشم خودش میبینه. اینکه کره زمین یه نفس درست و درمون کشیده وسط این اتفاق و کم شدن آلودگی های زیست محیطی و تردد آدمها. اینکه چقدر مرگ و میر ناشی از تصادفات و سایر مسایل پیش از این کمتر شده، اینکه چقدر بیشتر،قدردانِ نعمتهایی شدیم که بنظرمون پیش افتاده بود مثل دست دادن،روبوسی کردن و در آغوش گرفتن عزیزانمون،قدم زدن و خرید کردن و سینما و رستوران و پارک و سفر رفتن، ملاقات خانواده و دوستامون و …. ، اینکه علم پزشکی و بدن انسانها آپدیت میشه و پیشرفت میکنه، اینکه کلی اتفاق و اختراع و اکتشاف و راحت شدن مسایل اتفاق میفته، اینها و خیلی چیزای دیگه نکات مثبتیه که میشه از دل شیوع این بیماری بیرون کشید. به قول مریم خانم شایسته عزیز ،جنگهای جهانی و مصائبشون با اون حجم از ضرر و زیان و تلفات و اتفاقات تلخ، بالاخره یک روزی تموم شدن و این زندگی بوده که به مسیر خودش با قوت و قدرت ادامه داده، حتی بقول استاد اون جنگها هم در نهایت باعث ایجاد اتفاقات مثبت و پیشرفت شدن.

    نباید فراموش کنیم که سیستم آفرینش یک سیستم پویا،رو به پیشرفت و در حرکت و تکامله و قطعا هرکس هم زرنگ باشه و خودش رو هم قدم و هم مدار کنه با این روند در نهایت رشد و پیشرفت میکنه، پس اصلا توجیه مناسب و خوبی نیست که به بهونه این ویروس،دچار رخوت و خمودگی و کسالت و وسواس بشیم و تو کنج خونه با افسردگی دست و پنجه نرم کنیم و ببینیم که بالاخره به دیدار عزراییل میریم یا یه فرجی میشه و جون سالم به در میبریم. بله در این مواقع،یکی از بشکن های معروف استاد رو میزنیم و میگیم به به عجب فرصتیه که یا رو باورهام کار کنم و کلی فایل گوش بدم و تمرین کنم یا از همین دنیای بزرگ اینترنت بشینم کلی چیز یاد بگیرم و به تواناییهام اضافه کنم و حسابی آپدیت شم یا کسب و کارم رو کم کم اینترنتی کنم یا برم سراغ تکمیل پروژه یا اثر هنری که مدتها نصفه مونده بود.

    استاد حرفاتون رو با ولع باورنکردنی و با دل و جون گوش دادم و باید ده ها بار دیگه هم گوش بدم،چون دُرِّ ناب بودن،چون طلای 24عیار بودن،چون معرکه بودن و درست.دقیقا و طبق معمول، وقتی این فایل رو سایت بارگذاری شد که وقت دقیق و درستش بود،البته شاید برای من. منی که دارم اول از همه رو تزکیه و تصفیه نفسم کار میکنم،و بعد روی تمرکز و توجهم به نکات مثبت و زیباییها و در نهایت روی توحید عملی،باید این حرفها رو ده بار دیگه هم گوش بدم و بعد با اخلاص و با عزم و اراده مصمم به آگاهیهام عمل کنم مثل استادم،چون وقتی ایشون خواسته و تونسته پس قطعا و یقینا من هم می تونم. الان وقتشه که خودمون رو جدا کنیم از بدنه جامعه و خلاف جریان شنا کنیم تا در آینده نزدیک و به لطف خدا، روی موج آرام و زیبای خوشبختی و سعادت و برکت و ثروت سوار شیم و لذت ببریم. به امید اون روز برای تک تک اعضای نازنین خانوده بزرگ عباسمنش

    استادجان عزیز و خوش تیپ و چریکی! الحق و الانصاف دمت گرم، خدا انشالله به شما عزت و خیر و برکت و سلامتی و خوشبختی صد چندان عطا کنه در دنیا و آخرت که انقد دلسوزانه و متعهدانه و سخاوتمندانه آگاهیها و تجاربتون رو در اختیار ما میذارید. خدای کائنات یار و نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    وحیده گفته:
    مدت عضویت: 2755 روز

    سلام ممنون از استاد برای این پیامهای زیبا و آگاهی بخش. داستان کشتی نوح چه زیبا ربط دادین به این شرایط. منم از مدتها قبل روی خودم کار می کردم ولی الان واقعا تمرکز بیشتری دارم. خدا رو شکر که دارم بیشتر روی خودم کار می کنم. البته ترس هم گاهی دارم ولی به لطف خدا الان می بینم که کنترل بیشتری روی ذهنم دارم ولی خیلی کار دارم هنوز. قانون تکامله دیگه. به امید اینکه ایمانم عمل بیشتری بیاورد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سحر گفته:
      مدت عضویت: 3063 روز

      سلام بر استادعشق و خانم شایسته نازنین

      و همه دوستان عزیز در سایت

      استاد اومدم کلی حرف نوشتم ولی پاک کردم تا توی یه فرمول که از نظر من پایه و اساس همه حرفهای شماست حرفهام‌رو بگم و برم .

      اول اینکه جواب حرفتون رو بدم که تو لایو گفتین احساس میکنید فرق دارید و خیلی رفتارهای عمومی رو درک نمیکنید خوب درست و منطقیش هم همینطور هست . اگر فرق نداشتین که الان شما هم جزء 98 درصد مردم دنیا بودین شما جزء اون‌2 درصد هستین .

      فرمول : انرژی جدید = احساسات متعالی +نیت مشخص

      ما برای به دست اوردن خواسته هامون باید همین فرمول ساده رو اجراء کنیم یعنی به جهان هستی انرژی جدیدی بر پایه احساس شگرگذاری و زیبابینی و زندگی در لحظه و یک هدف مشخص ارسال کنیم . من هر روز دارم این رو تمرین میکنم و تازه بعد از این همه اموزش فهمیدم من حرکتی نکردم من در گرداب انرژی های گذشته هستم هر لحظه که مچ فکرم رو گرفتم دیدم تو گذشته است یا تو اینده وحشتناک ،من چطور میتونم این انرژی رو به جهان هستی ارسال کنم و بعد توقع معجزه داشته باشم .

      استاد عباس منش عشق ، با زبانی بسیار ساده داره اینها رو اموزش میده کنترل ذهن و شکر گذاری باعث تغییر انرژی میشه

      بیاید تمرین کنیم . اول اینکه بفهمیم ما کلا توی ذهنمون یعنی ناخودآگاهمون روزها و شبها زندگی میکنیم، محیط اطراف رو خیلی کمتر میبینیم دوم از چیزی که میبینیم به انچه که ازش لذت میبیریم توجه کنیم مثلا من میرم توی حیاط خونه چشمام رو میبندم به بوی بهار توجه میکنم وجودم سرشار ار احساس متعالی میشه و اون موقع میگم خدایا شکرت برای خدا کاری نکردم ولی دارم احساساتم رو به سمت عالی حرکت میدم به سمت کائنات .

      تو یه لایوی یکی به استاد گفت حرف جدید بزن خیلی خنده دار هست انگار بری به نیوتون بگی قانون جدید بده . استاد یک چیز ساده رو با خلاقیتش خودش به شیوه های مختلف میگه شاید ادمها متوجه بشن و بعد عمل کنن . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم هر لحظه در حال خلق هستیم ولی یا ناخواسته ها یا خواسته ها ، برنامه ریزی ناخواسته ها روی سیستم عامل مغزمون نصب هست و ما مدام داریم تولید میکنیم برای اینکه خواسته ها رو روی سیستم عامل مغز نصب کنیم باید اگاهانه باشه تا با تمرین بره بشینه رو سیستم ناآگاهانه . باز هم طولانی شد .

      استاد خیلی دوستت دارم . ♥️♥️♥️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      روح انگیز پورمحمدی گفته:
      مدت عضویت: 2218 روز

      سلام براستاد عزیزمم وهم فرکانسی های گلم

      اول ازهمه ازمریم جون عزیزمم تشکر میکنم و واقعا هرکدوم ازمقاله هاش رو که میخونم کامل درک میکنم که انگارازیه زاویه دیگه به صحبتهای استاد نگاه میکنه وکاملا میشه اگاهی ناب و تو تک تک جملاتش دید و تحسینشون کردم وامیدوارم روزی برسه منم بتونم این چشمه جوشان وجودم و باز کنم تادر زبانم جاری بشه و میدونم خیلی ازدوستان هم فرکانسی های من هم این حس ودارن که بیشتر دریافت های خودشون رو نمیتونن بنویسن مثل مریم جون عزیزمم دمت گرم😎😎😎

      چیزی که این چن روزه بهش رسیدم اینه که شاه کلید همه این مباحث کنترل ذهنه

      فکر میکنم استاد به اتاق فرمان این کنترل ذهن درسترسی پیدا کردن واونم با طی طبیعت تکامل

      فکر میکنم به اتاق فرمان که دسترسی پیدا میکنی دیگه ازاونجا میشی ناظر جسم وذهن ومیتونی مدیریت کنی حالا فکر کنین این وسط یکی بیاد هی مسخره کنه مشکل ایجاد کنه ایا تویی که دسترسی کامل به اتاق فرمان داری اصلا توجهی میکنی ؟؟؟؟؟؟

      به نظر ادمهایی مثل نوح یا استاد همچین ویژگی دارن

      وراه رسیدن به این کنترل ذهن

      تکرار تکرار وتمرین وتمرین

      به قول استاد یه جور تقویت عضله هست

      حالا تواین مسیر ترمز همه این پیشرفتها شک وترسه وبه نظر من بقیه رومیشه خیلی راحت ازشرشون خلاص شد ولی این شک وترس ایمان قوی میخواد جهاد اکبری میخواد

      حالا یه نظر دیگه ای که دارم وقتی شروع میکنی به تغییر باورها وکنترل ذهن

      ذهن مثل یه انباری میمونه که هرچی دم دستمون رسیده توش ریختیم حالا هرکدوم به نسبت خانواده وجامعه ای که توش هستیم هرچی هرکی گفته گرفتیم انداختیم تواون انباری حالا ماهایی که به یقین رسیدیم ودرانباری روباز کردیم ومتوجه ات اشغالهای ذهنمون شدیم تصمیم گرفتیم اره تصمیم همین خودش چشم بینا میخواد که ببینی این وضع قاراشمیش انباری رو😁😁

      حالا تصمیم گرفتیم یه نظمی بدیم اولش شروع میکنیم وسایل ازنظر این دیدگاه جدید بی مصرف وجدا کردن وخیلی ازماها انقد تواین شلوغی که اینم بدرد نخوره اونم بدرد نخوره گیج میشیم ومثل خیلی هامون که اول کاریم مستاصل وهاج واج میمونیم وهی میگیم چیکار کنیم

      اینجاس که به قول مامانم وقتی کارزیاد داریم ومن غر میزنم که واییییییی طول میکشه

      میگه غر نزن دست مرده چشم نامرد

      این یه مثاله یعنی چشم میبینه و میگه ای وای وبدتر تخلیه انرژی میده ولی دست مرده وهیچی نمیگه و مرد عمله

      اینجاس که ما باید دست ذهنمون که اراده وتعهده رو فعال کنیم😊😊

      واول همه وسایلهارو بریزیم بیرون وبانظم جای مشخصشون بزاریم واگر دیدیم باوری درست نیس بزاریمش کنار

      این نظر شخصی من بود ولی شماهم امتحان کنین دوستان

      هرمثالی که فکر میکنین قفل ذهنی شمارو میشکونه برای خودتون بسازین به اتاق فرمان ذهنتون دسترسی پیدا کنین 🙂🙂🙂🙂

      استاد عزیزمم ازاینکه میخوایین این مهارت وکه تو کل تاریخ انسانهای بزرگ ازش استفاده کردن وسعادتمند دردنیا واخرت شدن روبه ما یاد بدین ازتون سپاسگزارم

      ازخدای مهربونم از رب بی همتای خودم هم سپاسگزارم که همیشه هدایتگر منه

      خدایا شکرت به خاطر اگاهی های زندگیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 2542 روز

    به قول حضرت یعقوب: سلام فرزندانم.

    😂😂😂😂😂😂😂😂

    به جرات میتونم بگم بهترین فایلی بود که تا حالا از شما دیدم استاد.

    دلیلش رو هم میدونما ؛ چون چند وقتیه به قول شما توی قرنطینه(البته من به این مسائل اهمیتی نمیدم وهرجا بخوام میرم مثل قبل) به جای روزمرگی دارم روی خودم کار میکنم و این باعث ارتقای مدارم شده و حالا میفهمم که چی دارید میگید.

    و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست همین صحبت درباره الهامات بود.چون من یه هفته پیش در مورد یه موضوعی بهم الهام شد که میشد ازش پول ساخت و من بدون اینکه به کسی بگم فقط با دوستم مطرحش کردم و باهم رفتیم این برنامه رو راه انداختیم با وجود اینکه اگر به خانواده یا هرکس دیگه بگم به شدت به خاطر باور های اشتباه مذهبیشون با من مخافت میکنن.ولی به قول شما به الهامم گوش دادم و خدا میدونه چه زمانی قراره طوفان نوح بیاد و این ایده و الهام مثل کشتی منو از طوفان نجات بده.

    خدارو شکر

    خدارو شکر

    خدارو شکر

    عاشقتونم خدا نگهدار و محافظ همتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد

    برگ سفر ۷۲

    منم دوست دارم خییییییییلی بیشتر از این رو خودم کار کنم که موفق بشم که شاد زندگی کنم، که خدا رو هم شاد کنم، که خدا بهم احسنت بگه، ،👌👌👌✨✨✨🥰🥰🥰💞💞💞🌺🌺🌺🌺چون واقعاً دارم لذت می برم از این زندگی جدید،تز این تولد دوباره ی من، همش عشق ه، همش حال ه خوبه، همش با خدا حرف زدن هست، همش چشم خدا جونم، هست ، همش پاداش ه، همش جایزه س، همش نور ه، همش رحمت ه، همش در آغوش پروردگار بودن، ماندن ، و تنها نبودن هست،

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    به خدا قسم من الآن دارم می فهمم، زندگی یعنی چه، ؟؟؟؟؟!!!!!

    زندگی ای که اصلاً نیاز به هیچ کس نداری، نیاز به هیچ مشاور ای نداری، همش خدا بهت میده ،خودش قدرت هر کاری که تو بخوای ازش، داره خودش راه رو بهت نشون میده، بهترین شرایط و آدم ها رو برات می فرسته، از همه جا، از همه چی خبر داره، تو بهش بگی یا نگی ، خودش بلده ، فکر تو رو خوب می خونه، من فقط کافیست مثل یک شاهزاده، حرکت کنم، دستور بدم، با حال خوب ، با ذهن عالی…..

    خدایا متشکرم که هستی، که آرامش دل ه، منی استاد از درس و تجربه ی امروز هم متشکرم، ممنونم مرسی عزیز دل خدا و مخلوق خدا….

    خدایا کمکم کن که….

    تنها تو رو بپرستم

    و

    تنها از تو یاری بجویم،🤲🤲🤲✨✨✨✨🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏💝💝💝💝🥰🥰🥰🥰🌺🌺⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: