live | عمل به الهامات قلبی - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1229 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1257 روز

    به نام خداوند جهان آفرین

    جهان آفرین را هزار آفرین

    سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من

    روز هفتاد و دوم از سفرم به درون

    فایل: لایو با استاد،قسمت 13

    ————————————————–

    خدارا بسیار شکرگذارم که در این غربالگری من جزو کسانی قرار گرفتم که در این مسیر قرار دارم و میتونم این آگاهی ها را دریافت کنم و مهمتر از آن اینکه بی چون و چرا و با قلبم می پذیرم..

    همیشه وقتی تو زندگی ام تضادی پیش میومد زمین و زمان رو به هم می دوختم و می خواستم به جای خدا همه کارها رو خودم انجام بدم.چون قدرت رو از خدا گرفته بودم و گوشهایم و چشمانم را پرده ای پوشانده بود و هدایت الله رو دریافت نمیکردم،از چاله در میومدم می افتادم تو چاه..

    و دوباره و دوباره این چرخه معیوب رو پیش میبردم.

    و اکثر مواقع خسته و نالان به گوشه ای می افتادم و میگفتم خدایا چرا نمیشه؟؟ و آنموقع قلبم خدا را به خاطرم می آورد..درست وقتی رها میکردم کارها انجام میشد و من به خواسته ام میرسیدم هر چند کلی تو درو دیوار خورده بودم به دلیل جهل و ناآگاهی..

    از وقتیکه به لطف الله به این مسیر هدایت شدم وقتی به تضادی میخورم میگم الان باید چکار کنم؟؟ فقط احساسم را خوب نگه دارم و ببینم این تضاد اومده به من چه پیغامی بده..

    اوایل ازدواجم خانه ای خوب کرایه کردیم و حدود 7 سال اونجا بودیم و همه چیز هم خوب و خوش بود و اصلا به این فکر نمیکردیم که باید خانه ای برای خودمون داشته باشیم،به تضادی برخوردیم و مجبور شدیم از آنجا جا به جا بشیم،شرایطی پیش اومد که اصلا خوشایند من و همسرم نبود و خییلی تضاد بزرگی بود..نمیدونستیم باید چکار کنیم؟؟؟ فقط حالمونو خوب نگه داشتیم،، تنها کاری که از دستمون بر می اومد….هدایت شدیم به یک خونه با شرایط بهتر ولی الان دوباره به تضادی برخوردم که دوستدارم از اینجا هم جا به جا بشم…و بزرگترین تضاد در حال حاضر اجاره نشینی است و من بسیار ممنون این تضادها هستم..چون با شناختی که از خودم و همسرم دارم اگر ما این فشارهای مالی رانداشتیم و مثل نُرم جامعه یک آپارتمان داشتیم و ی ماشین و سالی ی بار هم سفر داخلی حتما دیگه دنبال تغییر نبودیم..ولی با این تضادها ما دوره ثروت 1 رو خریدیم و بها پرداخت کردیم و کلی داریم وقت میگذاریم و تمرین میکنیم و الگو می سازیم و مطمئن هستم که این نتایج پایدار است چون شخصیت ما داره تغییر میکنه،چون ما الان دیگه، زندگی می خواهیم که خیییلی بالاتر از سطح متوسط جامعه است..این تضادها در ما خواسته هایی را ایجاد کرد که یک زمانی حتی نمیدونستیم همچین چیزایی هست دیگه چه برسه که بخوایم و واقعا در این مسیر ایجاد خواسته، سریالهای سایت به شددددت به ما کمک کرد..من چیزایی در زندگی و شرایط شما دیدم در همه جوانب که خواسته در من ایجاد شد و دارم به خاطرش بها پرداخت میکنم و واقعا به نوعی از همه بریدم نا محسوس و دارم واسه زندگی ام وقت میگذارم..هر کس هم میگه چرا؟؟ میگم یک عمر اونطوری بودم چی دارم؟؟ حالا میخوام اینطوری باشم!!!

    استاد عزیزم تضادهای زندگی من واقعا به من کمک کردند..کمک کردن من بفهمم عزت نفسم پایینه و دوره ی بی نظیر عزت نفس رو بخرم و باید بگم که من حتی تو تمرین کردن هم دارم تکاملی رشد میکنم،امسال نسبت به پارسال خییلی بهتر وقت میگذارم،متعهدانه تر عمل میکنم و بهتر هم درک میکنم و حتمااا که نتایج بهتری هم دریافت خواهم کرد..

    من فهمیدم که تضاد دوست منه و خیر منو میخواد..پس بهش فکر میکنم قبل از اینکه از هم بپاشم..

    من با یک تمرین الهامی خییلی بهتر میتونم ذهنم رو کنترل کنم..

    یادمه یکی از دوستان تو کامنتشون نوشته بودن ذهن دشمن ما نیست اونم یک عضوی از بدن ماست..

    من به این جمله فکر کردم و دیدم وقتی ذهنم شروع به واگویه میکنه خود به خود دارم بهش میگم ساکت شو،حرف نزن و…

    اما گفتم بذار دوست بشم با ذهنم،حالا وقتی ذهنم شروع میکنه در مورد چیزی منفی بافی میکنه یا میخواد در من ایجاد نگرانی کنه، بهش میگم : بیین ذهن عزیزم تو هم مثل بقیه ی اعضای من و مثل تمام اجزای هستی برای خدمت کردن به من آفریده شدی،البته تقصیری نداری من سالها خودم این خوراکها رو به تو دادم و حالا وضع زندگیم رو می بینی!!! اما ازین به بعد میخوام ما دست در دست هم بگذاریم و فقط به سپیده خدمت کنیم..

    فقط نکات مثبت آدمها رو به یادم بیار و فقط چیزهای زیبا رو بهم نشون بده و….کلی حرفهای قشنگ میزنم باش و حتی الگوهای منطقی بهش میدم و واسش مثال میارم، که ببین اونروز که اونطوری استرس داشتم،چه بلایی سرم اومد!!! و وقتی احساسم رو بهتر کردم دیدی چه نتیجه خوبی گرفتم؟؟؟!!

    واقعا وقتی مشغول میشم و باش اینطوری صحبت میکنم می بینم آرااام شده و اتفاقا میگذاره من به خواسته ها و اهدافم فکر کنم…دیگه هی وسط افکارم نمیپره و با من هم مسیر میشه و مسخر و رام من میشه..

    دیگه ذهن رو دشمن خودم و در مقابلم نمیدونم…ذهنم رو دوست خودم و در خدمت خودم می بینم..

    دوستان این تمرین به من خیلی کمک کرده بخصوص در برخورد با تضادها با هم مشورت میکنیم ،خیییلی کمکم کرده،دوستداشتم به شما هم بگم.

    استاد عزیزم بی نهایت برای حضور شما،ایلان ماسکها،جف بزوسها و ….همه ی انسانهای بزرگ در تاریخ که ندای قلبشان را شنیدند و عمل کردند و جهان را جایی بهتر برای زندگی کردند از خدای بزرررگ سپاسگزارم..

    باز هم خدارو شکر میکنم که من در این مسیر هستم،مسیر توحید و نعمت و ثروت و عنایت و رحمت الهی

    خدایا دوستداااااارم و با افتخار بندگی ات را به جا می آورم

    استادم عااااااااشقتم

    مریم جونم عااااااااااشقتم که لیدر ما هستی در این سفر رویایی و این سفر هم پاسخ شما به هدایت الله مهر بانمون هست

    همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید

    دوستتون داااااااااارم

    در پناه یگانه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      نوید گفته:
      مدت عضویت: 3397 روز

      سلام سپیده عزیز

      ممنونم از خداوند که در مدار دریافت این آگاهیا هستم

      امروز صبح تو درخواست‌هام از خدا خواستم که هدایتم کنه به کامنت‌های خوب و باوری که باید امروز بسازم یا مطلبی که امروز باید بشنوم

      خدا رو شکر میکنم که انقدر راحت و آسان هدایت کرد

      اینکه ذهن هم عضوی از بدن ماست خیلی نگاه خوبی بود، اصلا اصلی ترین نگاه به ذهن همینه به نظرم، که باهاش دوستانه برخورد کنم، مثل یک عضله که ضعیف‌ه بپذیرمش و با تمرین کردن قوی‌ترش کنم

      کاری که تو باشگاه میکنن همینه دیگه

      مربی تمریناتی رو به بدنساز می‌ده تا عضلاتی که ضعیف هستن رو تقویت کنه و بدن به تناسب برسه

      کاری که باید با ذهنم هم انجام بدم تا نقاط ضعفش رو بهبود بدم

      ممنونم از مشارکتت

      ممنونم از این کامنتی که نوشتی

      هدایت خدا امروز از مسیر کامنت شما به من داده شد

      راحت و آسان و در دسترس

      هر جا هستی در آرامش و آسایش و رفاه باشی دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سپیده منصوری گفته:
        مدت عضویت: 1257 روز

        سلام دوست خوبم،آقای نوید

        خدا میدونه که من از پیام شما و اینکه خدا از طریق کامنت من شما رو هدایت کرده چقدرررر خوشحال شدم.

        خدای عزیزم را سپاسگزارم که هر روز آگاهی هایی از جنس خودش به من عطا میکند و آنها را از طریق من بر قلب بنده ای دیگر جاری میکند..

        خدارا هزاران بار شکر که ما را به راه راست،راه کسانیکه به آنها نعمت میدهد ،هدایت کرده.

        روز و روزگارتان در پناه یگانه صاحب جهان عااااالی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1176 روز

    بارالها…

    از کوی تو بیرون نشود پای خیالم

    نکند فرق به حالم ….

    چه برانی، چه بخوانی…

    چه به اوجم برسانی

    چه به خاکم بکشانی…

    نه من آنم که برنجم

    نه تو آنی که برانی..

    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

    نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

    در اگر باز نگردد…

    نروم باز به جایی

    پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

    کس به غیر از تو نخواهم

    چه بخواهی چه نخواهی…

    باز کن در که جز این خانه

    مرا نیست پناهی…

    سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم

    وهمه دوستانم در این گام شگفت انگیز

    زیباست ،جادویی ست ،بی نظیرست خدایا باتوبودن واز تو یاری خواستن که از خودم به خودم نزدیکتری وجز خیر من نخواسته ای و من را در این مسیر رسیدن به خودت قرار دادی تا سهم زندگیم از آن سال‌هایی که با ناآگاهی از ایمان به تو گذشت را برایم فرصتی قرار دهی تا به تو وصل شوم ،پیوند خورده وهر گام در این زندگی را با ایمان قلبی به تو بردارم ،از استادم بیاموزم الهاماتت را وقلبم آرام بگیرد وزندگیم روی روالی که باید، پیش رود .

    هرچقدر در این مسیر زیبا به جلو می روم ایمانم بیشتر وبیشتر می شود واین به واسطه گوش سپردن با عشق به کلام به کلام استادم است که ذهنم را بر روی هر موضوعی باز می‌کند وآماده تا آگاهانه در هر شرایطی با احساس عالی تصمیماتی را بگیرم که به رشدوشکوفایی ام کمک می کند .

    وقتی هرروز عادتم این شده که به این صحبت‌های مثبت وسراسر درس وتجربه گوش فرا دهم وسعی در عمل کردن به آنها ، چقدر الهامات خداوند را عالی تر دریافت می کنم ومن هرروز از او هدایت می خواهم که رشد شخصیتی داشته باشم ،تمام تمرکزم روی رشدوپیشرفتم باشد وبنده ای باشم که اعمالم مورد خشنودیش قرار گیرد .

    ارزش دارد در طول این بیست وجهار ساعت زمان ارزشمندی که از خداوند هدیه می گیرم چند ساعتی تمرکز روی نکات مثبت داشته باشم،روی نشانه های هرروزم،فایل ها،دوره ها تا فضای ذهنم گلستانی از باورهای مثبت شود،باورهایی که مرا قدم به قدم به جلو می برد وبه رشد شخصیتی وزندگیم کمک می کند ودر کنارش با الهامات خداوند وایده ها وبرنامه هایی که به من کمک می شود تا با روند روبه رشد دنیایش سازگار باشم وخود را آماده هر تغییروتحولی کنم .

    این ها همه نشانه های واضح وآشکار است که استاد فرمودند به خصوص در کسب وکارها که امروز شاهد آنلاین بودن شان هستیم واین باعث می شود که حواسمان جمع باشد وخود را رشدوگسترش داده وآماده هر تغییری تا جا نمانیم

    یا بودن در همین سایت طلایی که اتفاقی نیست وما شاهد هستیم دوستانی که تا به امروز با استاد بوده اند وادامه داده وعمل کرده اند وبعد نتایج شگفت انگیزشان را که واقعا الگوهایی شده اند که از رشدوپیشرفت شان لذت می برم ،خداروشکر

    وبرعکس هم افرادی که ادامه نداده و….

    همین بودن ها وادامه دادن ها چقدر شورواشتیاق به تغییر وبا قوانین دنیا هماهنگ شدن را در ما زنده نگه داشته است وبه جایی ما را رسانده که با نتایجی عالی ما را تشویق به رشدوپیشرفت عالی تری می کند و دیگر می خواهیم هرروز ورژنی عالی تر از خود به خداوند ارائه دهیم و در کنار استاد وشنیدن درس ها وتجربه های هرروز این روند زیبا ادامه دارد والهامات خداوند را هم که چاشنی آن شده وبه آن عمل می کنیم ، می شود همان نتایج صعودی وچقدر زیباست اینکه به جایی می رسیم که آنقدر ذهن‌مان آرام شده والگوبا نتایج فوق‌العاده روبرویش قرار گرفته که خودمان هم یکی از آنها هستیم دیگر می پذیرد واحساس مان هم که عالیست الهامات خداوند را دریافت کرده وبا تمام وجودمان به آنها عمل می کنیم وهرروز نتایج عالی تر …..

    در پناه خداوند مهربانم هر نفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1729 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سوره محمد – آیه 12

    إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ ﴿١٢﴾ بیتردید خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند ، در بهشت‏هایى که از زیرِ آن نهرها جارى است در میآورد ، در حالى که کافران همواره سرگرم بهره ‏گیرى از دنیایند و میخورند ، همان گونه که چهارپایان میخورند و جایگاهشان آتش است.

    سلام سلام خدای مهربونم…فرمانروای جهانیان صاحب اختیار وهاااابم… خدایی که حمد و ستایش منحصر به اوست چرا که همه چی رو خودش خلق کرده… همه چی مال خودشه… همه چی رو بدون سرسوزن خطایی، داره اداره می کنه… هرگز چرتش نمی گیره، هرگز خوابش نمیبره، هرگز شکست نمی خوره، هرگز فراموش نمی کنه، هرگز خسته نمیشه، هرگز احساساتی نمیشه، هرگز اشتباه نمی کنه، هرگز خلف وعده نمی کنه، همه چی براش راحت و ساده است، هیچ محدودیتی نداره، حی و قیوم، سمیع و بصیر ، علیم و حکیم، غفور و رحیم، غنی و حمید ، به همه چی محیطه… برای هر چیزی اندازه ای قرار داده… سبحان الله … ای ولی و رفیق من، من به جز تو کسی رو ندارم… من هیچی از خودم ندارم… ضربان قلبم، نفس کشیدنم هم از خودم نیست، اگه تو اراده کنی همین الان جلوی ضربان قلبم رو بگیری، کی می تونه مانع بشه؟؟… خدایا منو از خلق بی نیاز کن و محتاج ترینم کن به خودت… من هر چی دارم از فضل توعه… هر جا کار داره راحت پیش میره، یعنی خدا داره کارها رو پیش میبره… تو مسیر نور شدن همه چی باید راحت و ساده و لذت بخش پیش بره… چون این وعده خداست… اگه کار داره برات سخت پیش میره یعنی یه چیزی رو خوب درک نکردی… یعنی تو تاریکی هستی و ذهنت داره کار رو پیش میبره..‌ ذهن محدود..‌ خدایا کمکم کن… من اجازه میدم ، من آماده ام ، من محیام که منو ببری به مسیر انعمت علیهم… به مسیر خوبی ها و زیبایی های بیشتر… به مسیر مثل ملکه ها زندگی کردن… به مسیر عشق بی قید و شرط… خدایا شکرت

    سلام سلام سلام به استاد نازنینم

    سلام به مریم جاااانم

    سلام به دوستان مدار بهشت

    تحلیل تابستان امسال با این آگاهی ها

    اواسط اردیبهشت الهامی دریافت کردم که اینستا رو حذف کنم… عمل کردم و حذف کردم

    و بعد یکبار عجیب دلم می خواست جشن آخر سال تحصیلی رو که فیلم گرفته بودم در پیجم منتشر کنم… قلبم می گفت نه و ذهنم زینت میداد و می گفت آره… تا اینکه دوباره اینستا رو نصب کردم ولی هر کاری کردم موفق نشدم پیجم رو باز کنم… تسلیم شدم و مجدد حذفش کردم و دیگه هرگز نرفتم سراغش

    چون از اواسط فروردین کم کم شروع کرده بود روزی نیم ساعت قرآن کار می کردم … وقتی اینستا حذف شد، عملاً زمان زیادی برام باز شد که هدایت شدم به تمرکزی کار کردن روی قرآن و نکته برداری و تمرکز روی سایت

    اواخر اردیبهشت بهم الهام شد وسایل هات رو از مدرسه جمع کن و ببر خونه… گفتم چشم… در حالیکه از هیچی خبر نداشتم و فقط گفتم چشم

    بعد از یک هفته مدیر توحیدی یکی از مدارس زنگ‌ زد و درخواست کرد که امسال باهاشون همکاری کنم و منم که فهمیدم جریان هدایته قبول کردم

    بعد به خدا گفتم زمان مناسبش رو بهم بگو که به مدیر قبلی اطلاع بدم… مدیر تو گروه من پیام گذاشت، متوجه شدم همون لحظه زمان مناسبشه… زنگ زدم و گفتم که امسال دیگه اون مدرسه نیستم… ازم پرسید دخترت رو هم می خوای با خودت ببری چون دخترم همون سال شاگرد خودم بود و باید میرفت پایه سوم… همون لحظه بدون فکر بر زبانم جاری شد که بله اونجا می مونه… و بعد که تلفن رپ قطع کردم، افکار اومد، جنگی درونم شکل گرفت… و از قران کمک خواستم و داستان نوح و پسرش اومد که اون از خاندان تو نیست… متوجه شدم که کار درستی کردم و دخترم باید اونجا بمونه… اواخر شهریور جریان هدایت منو برد مرکز مشاوره … اگه دخترم رو از اون مدرسه می آوردم بیرون، هم از دوستاش جدا میشد و هم از من..‌. یا به خاطر دخترم مجبور بودم مرکز مشاوره رو قبول نکنم… تسلیم جریان هدایت شدن چقدر لذت بخش مخصوصاً زمانیکه پازل کامل میشه و به جزئیات جریان، توجه می کنی

    و من عاشقانه و با لذت داشتم روی قران و سایت استاد عباسمنش کار می کردم که روز 25 خرداد که اول صبح خدا با آیات قرآن بهم گفت: قرار یه فضلی بهم بده… و منم بی نهایت شاد و خوشحال بودم… مثل بچه هایی که وقتی بهشون یه وعده میدی کلی ذوق می کنن…

    داشتم تو سایت فکر کنم تو یکی از جلسات لیاقت کامنت میزاشتم که جمله ام این بود که من برای همسرم داشتم مادری می کردم نه همسری که گوشیم زنگ خورد… اورژانس تماس گرفت و تضاد اخیر همسرم رو بهم اطلاع داد… تو آتش سوزی کارخونه، همسرم آتیش گرفته بود… به فضل خدا و خوشحالی که خدا قرار بهم فضلی بده، قلبم گفت این تضاد یه گنجی توشه که همون وعده خدا رو قرار محقق کنه… و همین باعث شد خیلی راحت بتونم ذهنم رو کنترل کنم و دچار احساس قربانی شدن و جلب توجه و این جنس فرکانس ها نشم… و به فضل خدا تو اون پرسه بیمارستان و درمان و وکیل و … من کلی بزرگ شدم که اصلاً هیچ ربطی به سارای قبل نداشتم… بزرگترین پاشنه آشیلم که فرکانس حامی و ناجی بودن بود رو عمیقاً درک کردم و همواره آگاهانه تلاش می کنم که دیگه این کار احمقانه رو انجام ندم..‌. که جزئیاتش رو به فضل و هدایت خدا در کامنت هام نوشتم و گنج هایی که در این تضاد بدست آوردم … بعد از این تضاد بازم وقتی پازل خدا رو کنار هم گذاشتم، دیدم چقدر هوشمندانه بود… من باید اینستا رو حذف می کردم تا در سایت فعال تر باشم و باورهای خوب تغذیه کنم و تمرکزی روی قران کار کنم تا در این تضاد این باورها، کمکم کنن تا کم نیارم و بتونم رشد کنم. الهی شکر

    این تضاد منو واداشت که بزرگترین مسئله این چند ساله ام رو با جدیت ریشه ای حل کنم… مسئله‌ی رابطه عاطفیم… و با هدایت خدا قدم به قدم شروع کردم به حل این مسئله… کویر هام رو رها کردم… و اجازه دادم جریان هدایت به من بگه باید چیکار کنم… یکسری ویژگی هام رو حذف کردم و یکسری ویژگی های جدید رو دارم تلاش می کنم بسازم و خداروشکر به فضل خدا موفق بودم و تکاملی دارم جلو میرم… رفتار همسرم خیلی فرق کرده… اما هنوز با اون رابطه رویایی که ایده ال منه خیلی فاصله هست… و من یاد گرفتم به جای کوتاه کردن سقف آرزوهام، روی خودم و باورهام کار کنم… چون من لایق این رابطه رویایی هستم و خدای وهابی دارم که قدرت خلق 100% زندگیم رو بهم داده…

    از شرایط الانم راضی ام و خدارو شکر می کنم ولی قانع نیستم و بهترش رو می خوام

    الهی شکر برای این آگاهی های ناب و مرور قانون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    سارا صارمی گفته:
    مدت عضویت: 2347 روز

    سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم

    خدارو شکر می کنم که امروز تونستم این فایل رو دو مرتبه نگاه کنم و یادداشت برداری کنم … صدهزار مرتبه شکر

    خب الان نکاتی رو که برداشت کردم رو اینجا برای خودم و دوستان عزیزم می نویسم که انشالله باعث شه ابزاری بشه برای درک بهتر و عملی کردن این آگاهی ها :

    – از هر موقعیتی استفاده کنیم و زمان بذاریم روی خودمون کار کنیم … تا بتونیم آگهی ها رو درک کنیم و در عمل از آگاهی ها استفاده کنیم.

    فقط به تغییر کردن خودمون متمرکز شیم ، به شرایط و واکنشهای بقیه آدما کاری نداشته باشیم ، چون وقتی با عمل ثابت می کنیم که می خوایم تغییر کنیم ، جهان هم این تعهد رو می بنیه و شرایط لازم رو فراهم می کنه ، هماهنگی بیرونی رو انجام میده

    – حواسمون باشه توی شرایط خاص که تضاد هست ، جهان سرند می کنه و اگه بتونیم درست کار کنیم نتایج فوق العاده هم میاد … در واقع وقتی کار می کنیم روی خودمون انگار برای خودمون ارزش قائلیم

    بعد هم که ایده های الهامی میاد و با انجامش نتایج میاد و باورهای ما قویتر میشه … و این هم یک سیکل مثبت هست ک ادامه دار میشه

    – وقتی شرایط خاص پیش میاد ، غالب مردم می ترسن … درحالیکه قطعا یه خیر داره

    – حواسمون باشه برای ساختن باورها حتما باید برای ذهنمون منطق بیاریم تا بپذیره … فایلها رومثل فیلم نبینیم ، ذهنمون رو منطقی کنیم

    – همیشه مسائل رو ریشه ای حل کنیم ، و یادمون باشه همیشه ترسها واهی هستن

    هیچ وقت نذاریم ترس بر ما حکومت کنه و یکی از راه هاش اینه که پای حرفای بی منطق بقیه نشینیم ، رسانه ها ، آدمها و …

    – همه ما به خدا وصلیم و خداوند همواره داره به ما الهام می کنه ، اما اغلب منطقمون نمیذاره درک کنیم الهامات رو …

    خداوند همیشه در لحظه داره آگاهی رو میده ، بنابراین اگر ما توی مسیر درست باشیم دریافت میکنیم

    نکته مهم اینه که همیشه الهامات به ما میگه یک عمل انجام بدیم .

    پس ایمان داشته باشیم که دریافت می کنیم و این شرایط به ظاهر سخت قطعا رشد و پیشرفتهای قابل توجهی رو به دنبال داره

    – باید بخوایم که بتونیم الهامات رو دریافت کنیم وتغییر کنیم ، وگرنه خیلی هاهم هستن که شرایطش رو دارن اما چون نمی خوان نمی تونن رشد کنن

    درواقع کسایی که نیرویی که این تغییرات رو ایجاد کرده باورمی کنن ، تغییرات رو می پذیرن و رشد می کنن

    امیدوارم دوستایی که کامنت من رو می خونن براشون مفیدباشه و کلی اتفاقای عالی در انتظار هممون باشه و اول از همه محکم شدن رابطمون با خداوند

    در پناه خدا باشید استاد عزیزم ، خانم شایسته مهربان و دوستان گلم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    هاجر صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1907 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم، مریم جون عزیز و عباسمنشی های عزیز

    چقدر این فایل زیبا بود قلبم رو باز کرد، وسعت دید بخشید بهم

    اینم هدایت خدا بود، که هدایت شدم به این آگاهی های ناب

    من در یکی از به ظاهر سخت ترین دوران زندگیم هستم، و تقریبا همه چیز تضاد شده برام

    من شروع کرده بودم به کنترل ذهن و سپاسگزاری و تغییر دادن زاویه دیدم، که بعضی وقتا از پسش برمیام ، گاهی هم دیرتر میتونم برسم

    اولین بار که وسط تضاد ها حال بدی داشتم، از خدا هدایت خواستم و هدایت شدم به یکی از فایل های تضاد، که عنوانش ارزش تضاد بود، خود عنوانش منو به فکر برد ، ارزش تضاد؟؟ یعنی پس این شرایط بد ارزش داره!!!

    بعد شروع کردم پیدا کردن نکات مثبتش و به نکات خوبی رسبدم و واقعا حس کردم که احساس خوب ربطی به شرایط نداره و به طرز دیدم بستگی داره، جهنم و بهشت تو ذهنمه

    با اینکه شرایط فزیکی تغییری نکرده بود ولی در ذهن من همه چیز عوض شده بود، و قطعا برای اولین بار به این نتیجه رسبدم ، خود حس خوب بزرگترین نتیجه هست، وقتی یاد میگیری به حس خوب واقعی برسی، واقعی نه ادا، دیگه نمیتونی بیخیالش بشی

    این تضاد ها باعث شدن من حس خوب واقعی رو یاد بگیرم، سپاسگزاری واقعی رو یاد بگیرم، تازه بفهمم کنترل ذهن یعنی چی، چه خواسته هایی رو واقعا میخام، و در این جریان کلی هم جذب های ریز و نشانه داشتم از رسیدن به هدف اصلی م ، که به کمک و هدایت الله مهربان به زودی میرسم

    اگر تضاد ها کمی ، کمتر بودن، کمی شرایط قابل تحمل تر من هرگز این مسیر رو ادامه نمیدادمو به این نتیجه های عالیی که منتظرم برسم، نمیرسیدم

    الان به دیدگاهی رسبدم که این شرایط یک لطف ویژه خدا به منه که پاشو زندگیتو تغییر بده، و چه نعمت هایی منتظرتن، اگر این تضاد ها اینقدر قوی نمیشدن، شاید حرکت نمیکردم، و خدا میدونه هر روز چقدر دارم قوی تر، مستقلتر ، توحیدی تر میشم

    منتظر بهترین ها هستم

    با عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    جمال گفته:
    مدت عضویت: 1735 روز

    استاد نازنینم، شما خودِ خودِ عشقی❤️❤️❤️

    سلام

    چه فایل خوبیه این لایو ۱۳، من تا حالا ۱۰بار یا شایدم بیشتر دیدمش، و بقول خودتون هربار آگاهیهای حدیدی برام داشته، همون حرفاست هااا، ولی آگاهیش، بارش اطلاعاتش فرق میکنه، هربار یه وجه دیکه ایی از فایل رو من میبینم.

    خدایا شکرت، بخاطر آگاهیهایی که به طرق مختلف به ما میدی، استاد از شمام بینهایت سپاسگزارم بخاطر عشقی که تو فایلهاتون جاریه، و چقدر با شور و شوق و اشتیاق دوست دارین آگاهیهایی رو که دریافت کردین به اشتراک میزارین.

    این روزها هم مثل همون سال ۹۹ که همه واسه بیماری توی قرنطینه بودن، امروز که ۱۶مهر۱۴۰۱ هستش، بخاطر اوضاع کشور، اختشاشاتی که راه افتاده، اینترنت تو بیست روز اخیر اکثر اوقات قطع بوده و تمام شبکه های اجتماعی فیلتر شده، و چه موهبتیه که از این فرصت با تمرکز بالا بشینیم و روی باورهامون کار کنیم، و مثل اکثریت فکر نکنیم، اکثریت جامعه که ذهنشون درگیر کمبودها و کم و کاستیهاست، و چقدر فرصتیه واسه تمرین کنترل ذهن.

    چقدر فاز مثبتی داشت این فایل و حرفهاتون، چقدر خوبه که بدونیم، خداوند رب العالمین هرلحظه با ما حرف میزنه و بهمون الهام میکنه تا هدایت بشیم به سمت خواسته هامون، و ماییم که چه درخواستی به جهان میدیم و ماییم که روی خط باشیم تا اون پاسخ رو دریافت کنیم.

    اون روز که گفتین جهان داره سرند میشه، الان که ۳سال از اون روزا گذشته، کاملا این سرنده واضح و مبرهنه، و اینکه چه کسانی از اون برهه سلامت و سربلند بیرون اومدن، و چه کسانی و چه شرکتها و سازمانهایی از بین رفتن.

    همیشه همینطوریه، همیشه روال جهان اینه، کار خداوند اینه، که مارو هدایت میکنه، و کسانی که هدایت رو دریافت میکنن و بهش عمل میکنن، با کسانی که دریافت نمیکنند، و یا دریافت میکنند و عمل نمیکنند، تفاوت زیادی هست، توی زندکیشون.

    استاد بارها و بارها فایلهای شما رو میبینم، و هر بار ، بارها و بارها از شما سپاسگزاری میکنم و خدا رو به خاطر نعمتهاش، و داشته هام شکرگزاری میکنم.

    عاشقتونم

    موفق و پیروز باشید

    ❤️🙏🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فاطمه پورقربان گفته:
      مدت عضویت: 1734 روز

      سلام استاد عزیز دوست داشتنی ❤

      و مریم جان مهربون و عزیزم❤

      هر روز که تو این سایت وارد میشم با شگفتی روبرو میشم خدایاشکرت ❤

      سلام دوست هم فرکانسی عزیز

      قبل از خوندن کامت زیبای شما داشتم به این فکر میکردم که چقدر حرفهای استاد حقه پیش بینی هاش عین حقیقت بود و الان که ۲۱ آبان ۱۴۰۱ برای اینترنت همین اتفاق افتاده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1854 روز

    به نام خداوندبخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز هفتاد ودوم، روز شمار تحول زندگی من!

    چقدر وچطور باید شکر خدا رو به جا بیارم بابت اینکه حداقل من دیر فهم وناشکر رو از طریق آگاهیهایی که در مورد قوانین جهان آفرینش،که شما انقدر به صورت واضح وشفاف وروشن والبته ساده در اختیارمون قرار میدید، چه از طریق دوره ها و چه فایلهای دانلودی آگاه کرد هوشیار کرد به اونچه که درجهانم داره اتفاق میفته…

    واقعا خیلی ناراحت میشم وشرمنده خدا، وقتی می بینم توی تمام مسیر زندگیم تا الان من فقط خواستم وخدا برام اجابت کرد…

    دقیقا دارم در مورد دقیقه13:15 این فایل صحبت می کنم…

    ((وقتی که خداوند تعهد شمارا می بیندجهان درهارو باز میکند وقتی که شما متعهد هستید به تغییرات،این قانون جهانه!!!)))

    امااااان از دل غافل ودر پسه پرده نادانی نشسته، امااان از چشمهای بسته شده واماااان از گوشهای بسته شده از نادانی وجهالت!!!

    استاد جان شما میگید تعهد، جهان تعهد شمارو دید شرایط وموقعیتی براتون رقم زد که بتونید بیشتر وقت داشته باشید تا رو خودتون کار کنید( شیوه زندگی کردنتون) رو تغییر بدید!!

    به بزرگی خودش قسم که به الله قسم که من هیچوقت توی زندگیم نسبت به تصمیماتم وخواسته هام متعهد نبودم اما خداوند شرایط رو طوری برام چید که من بتونم به بهترین روش وآسونترین راه، رشد کنم…

    اما من چیکار میکردم؟ نمی دیدم، نمی شنیدم، قلبی برای دریافت نداشتم!!

    چرا؟!

    چون تمام ذهنم درگیر مسائل ومشکلات زندگی خانوادگیمون بود، چون من باورهایی از جنس باورهای پدرومادرم واطرافیانم داشتم…و البته احساس عدم لیاقت،خود کم بینی، بی ارزشی، نداشتن اعتماد به نفس والبته نداشتن سرسوزن عزت نفس…

    حالا چندتا مثال میزنم…

    توروز اول مدرسه، کلاس اول دبستان، معلم پرسید بچه ها کی میدونه که ما هر کاریو با نام کی آغاز می کنیم، هیشکی جواب نداد، من سریع دست بلند کردم گفتم با نام خدا، کل کلاس ومعلم تشویقم کردن، تحتی اولیاء بچه ها هم پشت در منتظر بودن تایم معارفه معلم ودانش آموزا تموم بشه، من کلی ذوق کردم واعتماد به نفس گرفتم، سال تحصیلی داشت خوب پیش میرفت منم شاگرد زرنگ کلاس که حالا شناخته شده هم بودم،اما ترم دوم به خاطر مسائل خانوادگی چون تو روستا زندگی میکردیم و چندتا از بچه هاازدعواهای مامان وبابام وشرایط زندگیمون خبر داشتند، من اعتماد به نفسمو از دست دادم و کم کم از شاگرد اولی فاصله گرفتم واین ادامه داشت تا دوران دبیرستانم…

    حالا انموقعه ها بگم بچه بودم نوجوون بودم نادون بودم موقعییت هامو راحت از دست میدادم…

    تو 15 سالگی اولین دختری بودم که تو فامیل بدون رفتن به کلاس خیاطی وآرایشگری هم خیاطی میکردم برا خانواده وهم آرایشگری برا دوست وآشنا، وبعدها شرایطش اوکی شد تونستم برم مدرک خیاطیمو بگیرم ولی جای اینکه از اون موقعییت که جهان در اختیارم قرار داده بود درست استفاده کنم بی خیالش شدم و گفتم میخوام برم کامپیوتر یاد بگیرم، تازه از روستا برم رشت اونم 20 وچندسال پیش که عمرا خانواده ها چنین اجازه ای به دختراشون بدن من با اصرار رفتم ولی، سال 77تازه تو رشت یه آموزشگاه کامپیوتر باز شده بود که من جزء اولین کسایی بودم که با پس انداز خودم ثبت نام کردم، خلاصه چند ترم رفتم و بعد گفتم منکه کامپیوتر ندارم و نمی تونم بخرم هیچوقت، پس اونم بی خیال شدم، همینطور ادامه تحصیل تو رشته حسابداریو…

    همینطور موقعییت کار تو یه درمانگاه دولتی، همینطور رها کردن دانشگاه توترم پنجم حتی با داشتن بچه و وقتی که سرپرست خانوار بودم بعد فوت همسرم، همینطور موقعییت کاری عالی که توی دبی برام جور شده بود به خاطر روابط عمومی عالی و فروش های عالی که توبخش لوازم چوبی یه فروشگاه داشتم، همینطور کار توی کلینیک گفتار درمانی که شرایط گذروندن دوره های گفتار درمانی وکاردرمانی رو برام فراهم کرده بودن و ….

    چی بگم …هرچی بگم کم گفتم، اونموقعه ها کلی دلایل قانع کننده برای اینکه ادامه ندم، نرم، قبول نکنم و انجام ندم داشتم…

    ولی حالا که از طریق شما آگاه شدم می فهمم که من از روی جهالت ونااگاهی موقعییت هایی که خداوند(جهان) از روی لطف ورحمتش برام قرار داده بود رو پس میزدم یا نادیده میگرفتم…

    هروقت یاد ناسپاسی ها ونادانی هام میفتم غصه میخورم، بعد سریع به خودم میگم دیوااانه برو خداتو شکر کن قبل مردنت آگاه شدی، اگه میرفتی اون دنیا بعد میفهمیدی اینهمه موقعیت داشتی برای سپاسگزار بودن ولذت بردن وخوشبخت بودن توی زندگیت وهمشون رو از دست دادی وتازه راه برگشتی برا جبران نداشتی چی؟!!!!!

    بعد قلبم آروم میگیره، دلم شاد میشه شکرخدارو به جا میارم ومیگم هر اونچه که از دست دادم و قدر ندونستم رو بی خیال، دوباره جبران میشه، چقدر خدا بهم رحم کرد که کافر از دنیا منو نبرد و منو در مسیر خود شناسی وخدا شناسی وجهان شناسی قرار داد…

    یه فایل چندوقت پیش گذاشتید به نام ((شکارچی نکات مثبت باشیم))

    باید اعتراف کنم که من از وقتی آگاه شدم به لطف خدا، اندازه سعی وتمرینی که میکنم هوشیارانه متوجه اونچه که خداوند در اختیارم قرار داده هستم، جوریکه تک تک لحظات زندگیم رو واقعا زندگی میکنم وشکر الله تایم مرده واز دست داده ای سعی میکنم در طول شبانه روز نداشته باشم، سعی میکنم نسبت به نعمتها وشرایط وموقعییت هایی که خداوند در اختیارم قرار میده اگاه وقدران والبته شاکر باشم واینها هم از روی لطف ورحمت خداوند و به خاطر وجود شما استاد قشنگم هست….

    اینکه مارو اگاه کردید به خودمون، و بهمون یاد دادید که چطور مهمترین رابطه ی زندگیمون رابطه ی خودمون وخداوند باشه…

    انشالله که سعی وتلاشمون در این مسیر برای یکتاپرستی، برای درستکار بودن، برای سپاسگزار بودن، برای خوشبخت بودن، همیشگی و مداوم باشه و خداوند هر لحظه مارو در این مسیر ثابت قدم نگهداره، آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    علیرضا عامری گفته:
    مدت عضویت: 943 روز

    این اولین کامنت من تو این سایته

    میخوام بگم برا منم این اتفاق افتاد، قانون جواب داد

    من همیشه دوس داشتم تو سفر کار کنم، یعنی هم بتونم جایی که میخوام باشم، هم بتونم کارم رو انجام بدم و درآمد داشته باشم.

    شرکت ما برنامه هاش طوری پیش رفت که یکی از دفتراش تو تهران رو جمع کردن و به کسانی که اونجا بودن گفتن شما به صورت موقتی میتونین از خونه کارتون رو انجام بدید.

    الان تقریبا 7 ماهه که هنوز جای جدیدی رو نگرفتن و من تا الان سه تا شهر رو سفر کردم.

    هنوز کلی خواسته دیگه دارم، اما الان مطمئنم که کم کم به همشو میرسم.

    من فقط مقصد رو مشخص کردم و فرمون رو دادم دست کسی که راه رو بلده. دیگه بقیش با خودش

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    سمانه امین زاده گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    سلام اقای عباسمنش عزیز…کوه انرژی مثبت،شماعالی هستید،من حدودیه هفته هست باسایتتون آشناشدم،همینطوراینستاتون،یه پیج فیک تلگرام هم ازشملداشتم‌که فکرمیکردم اصله که بعدکه فهمیدم پاک کردم ووارد پیج اصلی شدم،من حدود۱سال ونیم پیش بااین مباحث زیبای انرژی وفرکانس وارتعاشات اشناهستم،وبرکات بیشمارش روبه لطف خدادرزندگیم دیدم،درموردالهامات هم فقط بگم ۳باربه من الهام شدقبل این جریانات ماشین بخرم ودقیقاهفته اخربهمن بعداز۴سال که میخواستم ماشین بخرم خریدم وحالامیفهمم که چه کارخوب ودرستی بوده،پول بیکاری داشتم که استفاده شدوالان بعداین جریانات باتورمی که خواهدبودشایدنمیتونستم دیگه یه ماشین هیونداعالی که البته بارهاتوذهنم تجسمش کرده بودم وحتی تابلوی ارزوهام هم توش اون ماشین بود،موقع تعریف کشتی نوح اشکهام ریخت وفقط میتونم بگم خدایاااااصدهزااااارمرتبه شکررررر❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    وقت همگی بخیر وشادی

    عمل به الهامات الهی

    خداوند بر خودش واجب کرده که کل کیهان را هدایت کنه حتی گیاهان، حیوانات، و انسانها، پس خیال ما راحته، که مسیر درست را پیدا خواهیم کرد.

    خداوند سمت خودش را به دقت ریاضی وار داره انجام میده ، پس ما هم باید سمت خودمان را انجام دهیم ، همه ما در حال فعالیت و عمل کردن برای پیشرفت در زندگی هستیم ، اما کسی که در مسیر درست قرار بگیره و ایمان داشته باشه خداوند داره هدایت می کنه و به الهامات خداوند عمل کنه 50 سال نسبت به بقیه جلوتر می افته ، در بحث الهامات، ماباید بالافاصله عمل کنیم هرچند که دلیل آن و نتیجه آن را نمی دانیم ، مثل نوح که وسط بیابان کشتی ساخت ، مثل موسی با قومش به سمت دریا فرار کردن ، مثل مادر موسی که فرزند شیر خوار خود را به دریا افکند ، بدون اینکه بدونند قرار چه اتفاقی بیفتد، خداوند الهامات را کلی ارسال می کنه و ما صفر تا صد آن را نمی دانیم ولی بعدأ متوجه می شدیم ، داستان اخذ ویزای آمریکا توسط استاد عباسمنش خودش عین عمل به الهامات بود ، زمانی که در فرانسه بود الهام شد امروز بره سفارت آمریکا در فرانسه، که استاد رفت و از قضا یک خانمی که فارسی را مسلط بود حضور داشت همان روز آنجا بود و کلی به استاد کمک اداری کرد ، در شرایطی که استاد اصلا انگلیسی بلد نبود ، که اگر روز قبل یا بعد مراجعه می کرد ممکن بود به این آسانی اخذ ویزا انجام نشه .

    اما چیزی که روشن هست، ما الهام را با ذهن منطقی خود بررسی می کنیم که قاعدتا، ذهن توانایی درک الهامات الله را نداره و این کار قلب آرام و ساکت هست که آرامش داره و در احساس خوب قرار گرفته.

    خلاصه،

    سعی کنیم همیشه در احساس خوب بمانیم تا آنچه را جهان داره الهام می کنه ، در مدار دریافتش باشیم و تشخیص دهیم این پیام از سوی رب العالمین هست که مشتاق تر از خودمان هست ما موفق و ثروتمند شویم .

    خدایا شکرت

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: