اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
_ساختن یک ورژن جدید از خودمان نقاط ضعف و قوت خودمان را پیدا کنیم چطور میتوانیم بهتر کنیم کلی باور بسازیم و چه هدفهایی میتوانیم انتخاب کنیم
برای رسیدن به اهداف در این دنیایی که خداوند قوانین را خلق کرده و ما به راحتی میتوانیم آنچه را که میخواهیم خلق کنیم به شرطی که از آن قوانین تبعیت کنیم وقانون میگوید افکار شما باورهای شما داردزندگی شما را خلق میکند و به هر آنچه که توجه کنید از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیتان میشود اگر ما بتوانیم کنترل ذهنمان را در دست بگیریم میتوانیم کنترل ندگیمان را هم در دست بگیریم این چیزی هست که استاد همیشه میگویند کنترل ذهن مساویست با کنترل زندگی اینکه این کار را خیلیها نمیتوانند انجام دهند خیلی کار راحتی نیست خیلی مواقع شما میخواهید ذهنتان را کنترل کنید اما کار سختی هست اگر اهمیتش را بدانیم چقدر است راحتتر میشود خیلی مهمه که ورودیهایی را که داریم را کنترل کنیم خیلی مهم است که آن چیزی را که در زندگیمان میخواهیم بهش توجه کنیم یعنی یک لیستی از داشتههایمان از اهدافمان داشته باشیم و آن لیست را کوچک کنید به کارهای روزانه مثلاً هدف دارید توی ورزش، کلاس ،محل کارت به یک مهارت یا نقطهای برسی این را بیا بگو این هدفهای من چه قدمهایی میتوانم برای اهدافم انجام دهم چه کارهای روزمرهای و روتین یتوانم انجام دهم که من را به هدفم برساند آن دفتری بنویس و هر روز نگاه کنید و براش هر روز حرکت کنید کارهای روتین ما نتایج را رقم میزنند نه کارهایی که یک بار انجام دهیم چه در وجه مثبت چه در وجه منفی اگر شما یک بار یه کار خوب را انجام دهید نتیجهای نمیگیرید یک عادت یک روتین دارد کارها را انجام میدهد اگر اون باور را درست کنیم نتایج تغییر میکند گر یک عادت جدید را در خودمان ایجاد کنیم به همان شکل هم نتایج تغییر میکند اهدافتان را با این اشتیاق و باور بنویسید که قرار است خلق شوند قرار است ایجاد شود یعنی وقتی مینویسید با جزئیات بنویسید این کاری بوده که استاد انجام میدهند استاد جوری نگاه میکردند که میخواهد برایش اتفاق بیفتد وخدا میگفته دقیقاً چی میخوای تا برایت انجام دهم
خیلی ها که اصلاً نمینویسند، خیلیها هم فقط یک بار مینویسند خیلیها هم هیچ کاری برایش انجام نمیدهند پیگیری نمیکنند هیچ برنامه روزانهای را هم برایش ندارند چون اصلاً باور نکردند که میتواند اتفاق بیفتد باور نکردند که این شرایط میتواند تغییر کند گر باور کنند که حرکت میکنند _ما داریم برای کارهای بیهودهتر برای دو قرون دوزار برای اینکه فقط بتوانیم شکم خودمان را سیر کنیم صبح تا شب میدویم بعد برای یک چیزی که چیزی که می خواهد زندگی ما را در تمام ابعاد تغییر بدهد کاری نمیکنیم تنها دلیلش اینه که باور نداریم که میتواند جواب بدهد چرا باور نداریم چون زندگیمون و اطرافیانمان را که میبینیم همشان مثل زندگی خودمان است یک روزمرگی در وجودشان و زندگیشان هست کار خاصی نمیکنند یکسری آدمها باری جهت هستند و دارند به سختی ندگیشان را میگذرانند همانطور که داستاد در دوره 12 قدم گفتند گاری زندگی را به خودشان بستهاند و دارند در یک مسیر سنگلاخ سربالایی پر از سنگ با یک گاری دارند میکشندزندگی بالای 80 یا 70 درصد مردم همین است و بعضی از افرادهم هستند که دارند سوت میزنند و حرکت میکنند در یک مسیر جنگلی زیبا و قشنگ راه میروند اینجوری نیست که همه در یک شرایط نادرست بروند درست است که تعداد اونهایی که گاری به خودشان بستهاند زیادند ما تعداد افرادی را هم که میتوانیم ببینیم که واقعاً دارند از زندگیشان لذت میبرند
استاد از موقعی که فهمیدند هدفشان در زندگی چی هست زندگیشان در تمام ابعاد تغییر کرده است و آنچه را که دوست داشتند خلق کردند و بعد فهمیدند که قوانین جهان این است که آنچه را که بهش توجه کنند دارد دذ زندگیم میشود به صورت خیلی جدی کارهایی در راستای اهدافشان انجام دادند کارهایی که میتوانست به اهدافشان نزدیک کنند، از حاشیه دور شدند و به سراغ اصل رفتند برای وقتشان ارزش قائل بودند برای تمرکز برای انرژی فکریشان ارزش قائل بودند و بعد نتایج آمد و دوست دارند شاگردانشان هم همینطور باشند یک یا چند هدف مختصر را انتخاب کرده نه اینکه همه اهداف در کل زندگی داشتهاند که هیچ کاری هم برایش انجام ندادهاند را لیست کنند براتون منطقی هم نیست حرکتی هم برایش نمیکنید خیلی افراد هستند که میخواهند همه آنچه را که 30 سال یا 40 سال در مسیر اشتباه رفتند برگردند و بهش برسند بهترین ماشین بهترین خانه و بیزینس چند میلیاردی وقتی زندگی شما تغییر میکند که شما تغییر کنید و شما هم با یک بشکن تغییر نخواهید کرد یعنی هیچکس تغییر نکرده حتی خود استاد عملکرد ادامهدار یک توالی در مسیر درست نتایج بزرگ را به وجود میآورد نه یک بار تغییر کردن امسال سالی باشد که یک هدف که یک ذره از دایره امنتان بالاتر است بهش برسید بعد باورتان قویتر میشود یک ذره بالاتر و سال بعد یک ذره بالاتر نهایی که قانون تکامل را درک نکردهاند میگویند نه ما نمیخواهیم طول بکشد ،یک ورزشکار مثل آرنولد هم با تکرار تمرین و باور درست توانسته به موفقیت برسد
برای نوشتن اهدافتان زیاد وارد جزئیات نشوید که اول شخص باشد یا دوم شخص با چه فرمتی نوشته شود برای انسانهای ناسپاس هایی که غر میزنند آدمهایی که ایراد میگیرند هیچ موقع شرایط خوب نیست اوضاع خوب نیست اگر نگاهمان سپاسگزارانه تر باشد به جایی هدایت میشویم که جای شکرگزاری بیشتری داشته باشد تمرکزتان بیشتر روی زیباییها باشد نه اینکه فقط زبانی بگویید استاد میگویند میخواهید بدانید اوضاع چطور است یا ناشکر هستیدیانه؟ به چند ماه قبل نگاه کنید ناسپاسی باعث میشود اوضاع هر سال بدتر شود خدا در قرآن میفرماید انسان ناسپاس است شیطان میگوید من اینها را گمراه میکنم به این علت که ناسپاس هستند ناسپاسی باعث میشود آدم گمراه شود این ویژگی انسانهاست اگر انسان برای هر نفس کشیدنش سپاسگزار باشد دنیا گلستان میشود استاد تمام تمرکزشان را ر روی زیباییها قرار میدادند درست است که بدهیها بوده است ولی یک عالم زیبایی دیگر در زندگی هست که انسان سپاسگزار باشد سپاسگزاری کردن به ما احساس بهتری میدهد خدایا شکرت به لفظ نیست به احساس است تا در مدار چیزهایی قرار بگیرند که احساس بهتری به من بدهد که نعمتهای بهتری هست و اگر این روند را ادامه دهم نعمتهای بیشتری به دست خواهم آورد در رابطه با علاقه ببینید به چه کاری کشش بیشتری دارید اگر در راستای علایق حرکت کنید زندگی زنده میشوید این در تکامل این علایق علایق شکل میگیرند انقدر نگاهتان به کار بد نباشد وعشق وشور و شوق در شما به وجود میآورد
بعضی وقتها سوالهایی میپرسید که از مدارتان بالاتر است تکامل مثل نردبان است آسانسور نیست که دکمه داشته باشد و بزنید بروید بالا نردبان است و از پلههای آن بروید بالا باید تکامل طی شود و شما قبول نمیکنید میروید تا سرتان به سنگ بخورد
در مورد حجاب دو تا آیه در قرآن هست و بروید و خودتان پیدا کنید
در مورد سرمایهگذاری و بورس باید خودمان مولد باشیم این تفکر که کسی دیگر به جای ما پول بسازد تفکر اشتباه است دنبال سود بانکی نباشید مهمترین سرمایهگذاری، سرمایهگذاری روی خودتان است که 100 برابر آنچه که بانک به شما بدهد سود خواهید کرد و پول میسازید مثل دورههای استاد که اگر شرکت کنیم سرمایهگذاری روی خودمان است
و خدایا هزاران بار شکرت که امروز بهم فرصت زندگی دادی و در این مکتب قرار دادی تا بنویسم
نمیدونم چندبار اما قطعا حدود ده بار این فایل رو گوش دادم اصلا قفلی زدن رو فایل ی لذت خاصی برای من داره. هر چی بیشترگوش میدی بیشتر میفهمی بیشتر میری تو بهرش بیشتر سوال پیش میاد بیشتر ذهنت درگیر میشه. نمیدانم برای همه هست یا نه اما من هر چی بیشتر گوش میدم موضوع برام فرارتر میشه و ی جورایی هم سنگین تر. اصلا هر چی بیشتر گوش میدی کنکاشت هم بیشتر میشه یا اصلا ادم حس خلا میگیره اصلا حس میکنم تمام مبحث ها دارن ته نشین میشن و من دارم میام رو آب. ی چیزایی از ذهن ادم میگذره ی ترمزهایی سر میزنن بیرون بعدش ادم یهو میگه عه اینا کجا بودن؟اصلا اینا چی هستن!؟یعنی خداوکیلی استپ من به خاطر این ترمزها بوده؟؟ادم میمونه والا
به قول ی دوستی برام کامنت نوشته بود دنیا خر تو خره
یعنی این جمله دهن منو سرویس کرده چند روزیه. واقعا چخبره اخه؟؟؟چرا هر چی سعی میکنم بیشتر بفهمم بیشتر گیج و کلافه میشم. نوشته بود همه چی باورته هر چیو باور کنی همون میشه. اصلا مگه این جمله رو استاد میلیون ها بار تو هر فایلش نمیگه؟پس چرا من نفهمیدم تا اینکه این دوستمون گفت دنیا خر تو خره من فهمیدم همه چی باورته یعنی چی
اصلا ی جاهایی فی البداهه حرف میزنم و طرف کلی به به و چه چه میکنه و بعدها هم میگه فلان حرفت منو دگرگون کرد اما انگاری برای خود من فقط ی حرف قشنگ بوده
همین باور خودش به تنهایی ی انقلاب نارنجی به راه میندازه حالا میخواد جهت فلاش باور به هر سمتی که میخواد باشه. اصلا من میگم دقیقا سر فلش باورها دست ماست به هر سمتی که هل بدیم همون وری میره هاااا. اصلا هم ازت نمیپرسه عامو تو چی میخوای خیلی شیک و راحت میگه تو منو هل دادی این سمتی که خودت خواستی حالا هر چی میخوای بهش بگو من پول میخواستم من سلامتی میخواستم من روابط عالی میخواستم من عشق و لذت میخواستم میگه هر چی تو میخوای پیشکش اونی که باورته میشه نتیجت.
الله اکبر
دقیقا همون جمله قشنگ حمیدرضا که دنیا خر تو خره
فقط باورته که میشه نتایج کف دستت
همینو سفت بچسب بزار دنیا هر وری میره به سلامت
همین امروز من عملا اتفاقی روبه چشم دیدم که دقیقا چند روز پیش تو ذهنم ساختم وقتی اون اتفاق رخ داد چند دقیقه بعدش که یادم اومد چند روز پیش این باورو من ساختم ی ان گفتم جلل الخالق. یعنی چی؟چرا دقیقا همونجوری که تو ذهن من ساخته شده بود رخ داد؟
اصلا مگه میشه؟
دقیقا کار همین باور بودش کار خود مارمولکش
ی وقتی گیج و منگ میشم میگم چخبره این وسط؟اون ته مغز ادم اون ته ته ذهن اون حال و حس لامصبی که مخفیه و نسبت به هر موضوعی ی جوری خودشو نشون میده و ته ذهنت خبریه همون میشه حالا اسمش میخواد هر چی باشه. اصلا چرا نشه واقعا؟مگه معامله هست که بشه یا نشه
کلا میشه
به قول استاد هر چی بگی جهان میگه چشم
اصلا جهان نه بلد نیست
فقط میگه چشم
نه اونکه به زبون میاریااااا
اون باور لامصب فقط خوب بلده کارشو
من چی بگم اخه
ادم واقعا واژه کم میاره چه نسبتی ببنده بهش اخه
من اینو قشنگ با تمام وجودم تجربه کرده بودم که وقتی یکی منو تو رانندگی با ماشین جدیدم ببینه بهم میگه خیلی بهت میاد که دقیقا همین چند شب پیش طناز گفت خیلی ماشینت به سیست میاد و من هاج و واج میگم خدایا نکن دیگه مگه چندتا قلب دادی بهم که هی با سوپرایزت قلب منو هدف قرار میدی؟؟؟
من اینو میدونستم که بعد از حضور من تو سایت و بعد از فعالیتم و تعهدم خیلی اتفاقا رخ میده و من تغییر میکنم اینو واقعا میدونستم یعنی همون حسه همون فرکانس همون باور اینو بهم گفته بود
منی که 36 ساله با این خانواده و اقوام زندگی میکردم که اما امسال هرکی منو ببینه بگه تو چقدر خوشکلی بگه چقدر توخوبی اصلا بشم شاخص تو فامیل تو دوست تو همکار اصلا بشم الگو واسه هر چیزی که هر کی بخواد مثال بزنه
یعنی ی مادر بخواد به دخترش راه و روش موفقیت یاد بده بگه ساناز رو ببین
اصلا همین امروز چرا ی غریبه برای اولین بار که منو ببینه دوساعت بشینه به تعریف و تمجید که تو این همه امتیاز عالی داری
اصلا من تصمیم بگیرم که امسال ی رابطه خوب تجربه کنم و اینو هم بسازم که من گنگم بالاست و لایق ی تجربه رابطه عالی ام که از همون سال تحویل تا دقیقا امروز ی ادمایی سر راه من قرار بگیرن یکی از اون یکی گنگ تر که حتی من چند روز پیش گفتم اینا دارن انتخاب منو سخت تر میکنن که. از بس یکی از اون یکی بهتر من هی به خودم میگم بازم از این کیس بهتر هم هست. اصلا همه بدون استثنا بخوان پیشنهاد ازدواج بدن دقیقا تا ی سال پیش تمام پیشنهادها برای دوستی بودشاااااا
دقیقا همین جا
همین نکته
چی این کیس ازدواج هارو به سمت من آورد؟
تنها کاری که من کردم فقط هر جوری شده بود به خودم قبولوندم که تو لایقی لایق ی شخص فوق العاده تو هر جنبه ای. فقط همین کار به والله اگه ی حرکت دیگه ای زده باشم که ی نفر که از من ی ماشین خریده و همه چیز تو ی روز تموم شده چند روز پیش زنگ بزنه بگه ی کیس فوق العاده هست وقتی از تعریف کردم گفته من قصدم ازدواجه میخوام باهاش آشنا بشم. حالا طرف دکترای فلان رشته فلان شغل قیافه که گنگ گنگ ماشین که بالای ده میلیارد شرایط مالی توپ توپ و طرف نهایت کلا یکی دو ماه ایران باشه همش خارج از کشور حالا جواب من چیه؟ من نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم یعنی اون چیزی که باید رخ بده بین ما رخ نمیده
از اونا اصرار و از من رد شدن به سادگی به سادگی انگاری که وعده بعدی ی مورد توپ تری هست یعنی هستااا واقعا مگه کمه از این موردآخه؟
اینا همش نتیجه اون باور اصلیه بود که من ساختم که تو دختر تو تکه ای از خدا رو این کره زمین و تو خود لیاقتی دقیقا خود خودش
اصلا تو اومدی که فقط لذت ببری و سقف لذتت رو خودت تعیین میکنی با باورهات با اون اعتقادی هست ته ذهنتاااا با همون. همون امیدی که اون ته مغز و قلبت نشسته و میگه اره میشه میگه تو وصلی به ی منبع که فرمانروای کل کیهان هستشاااا
همون که شب رو برای استراحت و ارامش قرار ده
همون که میلیون ها گونه جانوری ته اقیانوس ها رو زندگی داده. وا مگه میشه؟ته اعماق اقیانوس اونم زندگی؟بعللله میشه ساختارش همینه دیگه کلا کارش زندگی بخشیدنه
همون که این همه زندگی به جانداران خشکی بخشیده به راحتی
اصلا همون که داره اینقدر با نظم دقیق مدیریت میکنه این کهکشان و این منظومه و این سیاره و این ستاره رو
دقیقا همین. همین خدا همین انرژی همین کائنات همین فرکانس همین باور اصلا بیس قضیه همین حال خوب و حس خوب دقیقا همین همینه خودشه حال خوب
و خدایا هزاران بار شکرت که خالی کردی منو به والله که داشتم منفجر میشدم
سلام و درود به استاد عزیز،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم،
«روز چهارم پروژه»
باور به امکان پذیری
دفترها و سررسیدهای سالهای قبلم رو که نگاه میکنم توی هرکدوم دوسه باری هدفگزاری کردم و دوسه هفته پرانرژی و پرشور براش حرکت کردم اما بعدش ولشون کردم و دیگه اثری از هدفگزاری نمیبینم !
چرا اینجوری بودم؟
چون باور صد درصدی نداشتم که این هدفم قراره تیک بخوره !
صرفا تو جو صحبتهای استاد قرارگرفته بودم و هدفی نوشته بودم اما به یکماه نرسیده فراموشش کردم!
من تو این مدتی که توی سایت هستم بالا و پایین زیاد داشتم و حضورم پیوسته نبوده اما زمانهایی که منظم بودم و پیوستگی داشتم بهترین حال رو تجربه میکردم،بهترین اتفاقات رو داشتم و احساساتم به شدت معنوی و توحیدی بوده …
چون کنترل ذهن داشتم و این روند ادامه دار بوده …. انگار بعد از اینهمه سال عضویت ،تازه اهمیت کنترل ذهن رو درک کردم !
و تازه درک کردم چرا اهدافم رو بعد از مدتی ول میکردم!
(چون باور نداشتم بهشون میرسم و عجله داشتم و
توقع نتایج زیاد داشتم با کار ذهنی کمم!!)
و امروز حین شنیدن چندین وچند باره این فایل، چراغی توی ذهنم روشن شد و فهمیدم دلیل بی انگیزه شدنم چیه.
آدمها مثل هم نیستند و ذهنم سریع شروع کرد به مقایسه تا نتایج این چندساله رو کمرنگ کنه و بگه بقیه زودتر از تو درک کردن و تو بعد اینهمه سال عضویت تازه میگی کنترل ذهن مهمه هه کجای کاری و …. اما جلوشو گرفتم چون من دانشجوی دوره احساس لیاقتم سریع نتایج این مدت تو ذهنم اومد و آروم شدم.
ذهنیت من از وقتی با استاد هستم به شدت تغییر کرده، نگاهم در مورد دین تغییر کرده، تعصباتم رو کنار گذاشتم، اعتماد بنفسم بالا رفته، مستقل شدم، به نسبتی که کار کردم شخصبتم رشد پیدا کرده ….پس من نمیتونم بگم نتیجه نگرفتم هزاران نتیجه ریز و درشت دارم ««
و همینکه میتونم خیلی زود ذهنم رو آروم کنم نتیجه بزرگیه و کنترل ذهنه .
اینها برای ذهنم بود هههه.
استاد عزیزم برای من خیلی طول کشید تا علاقه م رو پیدا کنم اما الان مهارتی رو شروع کردم و میتونم هرروز براش هدفهای کوچیک بگذارم و خودمو ارتقا بدم شروع کردن خیلی سخته ولی قدم اول رو که برداشتم فشار ذهنیم کمتر شد و الان خیلی بهتر میتونم صحبتهای شما درمورد بهتر شدن در کار و توانمندی رو درک کنم.
صحبتهای شما در این فایل عالی بود گفتید لازم نیست بدونی مسیرهای آینده کجاست
شنیدن این جمله بهترین بود برام ،همه ما آدمها خیلی درگیر فکر به آینده هستم خیلی سوال از آینده تو ذهنمون داریم وای بعدا چی میشه؟ چیکار کنم؟
که هرچی بیشتر فکر کنیم یاس وناامیدی بیشتر میشه
اما وقتی توکل کنیم و فقط یکی دوتا پله بعدیمون رو ببینیم خیلی خیلی حالمون بهتره
در مورد سپاسگزاری و ناسپاسی هم گفتید که خیلی لازم بود و ماها همیشه نیاز داریم این موضوعات رو بیاد بیاریم
قانون خیلی فراره و تو شرایط سخت ماها یادمون میره چه آگاهی هایی داریم.
چندوقت پیش که حالم بد بود فرد ناسپاسی شده بودم اما نمیدونستم چرا حالمبده چرا خوب نمیشم؟
من فراموش کرده بودم هرروز باید شکرگزار باشم و به همین سادگی خودمو از داشتن حال خوب محروم میکردم کلی نعمت داشتم اما سپاسگزاری نکردم نعمتها برام عادی شدن ،من همیشه با گل و گیاهای حیاطمون ،با حیوونا و …حرف میزدم لمسشون میکردم اما این تابستونی که گذشت ،هیچی ندیدم ! هیچ گیاهی لمس نکردم ! به شاخه هیچ درختی نگاه نکردم! به سیبهای خوشگل درختامون نگاه نکردم! گلهای زرد و بنفش و صورتی باغچه رو ندیدم ! کدو تنبلهای بزرگ و خوشگل رو ندیدم! مرغ و خروسهای جدیدمونو ندیدم! این تابستونی که گذشت من کور بودم ،کر بودم، بی احساس بودم!!
حتی نوشتنش اشکمو در میاره
پولهای خوبی جذب میکردم اما ندیدم
کارام به خوبی انحام میشد اما عادی بود
لبخند آدمها برام عادی بود
مهرو محبت و دریافت عشق برام عادی بود!
دارم اعتراف میکنم ناسپاس بودم و چطور با دستهای خودم حالم رو خراب کردم و رابطمو با منبع مسدود کرده بودم.
ناسپاس باشی ازت گرفته میشه
هرچیزی میخاد باشه مهم نیست وقتی ناسپاسی کنی ازت گرفته میشه !
خانم شایسته ازتون ممنونم فرکانس ما رو دریافت کردین و این پروژه رو شروع کردید
چیزیه که اکثر بچه ها میگن مناسب حال و روز فعلیمونه ،
عالی بود عالی
اگه بخام بنویسیم ده ها صفحه دلنوشته دارم اما همینجا تموم میکنم چون به شدت بغض کردم وقتی از ناسپاسی نوشتم و اینکه خداوند دوباره دستمو گرفت به این مسیر بَرم گردوند !
امیدوارم دیگه از سایت فاصله نگیرم چون مثل جهنم بود.الهی آمین
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
باور من این است که داشتن هدف در زندگی بهترین و مهمترین اهرم انگیزشی برای رشد و تعالی من است. برای همین هم، در و دیوار اتاق م را پر کردم از تصاویر مربوط به خواستهها و اهدافم. هر روز هم کلی برای اونا خدا را سپاسگزاری میکنم. ولی، استاد شما دقیقا درست گفتید، اصلا وقتی من تمرکزم روی چیزهایی هست که حال من رو خوب میکنه، اون روز روز زیبا و بسیار خوبی برای من است، نتایج همه خوبن و همه چیز خوب پیش میره. یک چیز دیگه هم که به من آسیب رسونده و دارن تلاش میکنم که با کار کردن روی خودم ازش کم کنم، عجله در بهدست آوردن نتایج و رسیدن به اهدافه. خوب این مثل این میمونه که من دارم از شمال کشور به سوی تهران حرکت میکنم و هنوز به فیروزکوه نرسیده بخوام به رودهن برسم. خوب این نمیشه و نشدنش باعث میشه که من دلسرد بشم و دلسرد شدن باعث میشه که با داشتن انگیزه و شور و شوق بالا، هیچ وقت به هدفم نرسم. بنابراین باید بپذیرم که با عجله فقط مثل این میمونه که مثلا توی باتلاق گیر افتاده باشم و فکر کنم اگه دست و پا بزنم میتونم از باتلاق برم بیرون، درصورتی که درست برعکسه. پس من باید این مسیر را برای خودم لذت آفرین کنم، چطوری؟ با طی کردن مسیر تکاملی مخصوص خودم. چون مسیر هر کسی با توجه به شرایط خودش فرق میکنه و باید بدونه که اصلا نباید از هیچ کسی تقلید کنه و هی نگاه کنه که چرا فلانی تونسته تو زمان کوتاهی مسیر را طی کنه؟ خوب کاملا مشخصه، اون آدم به دو دلیل تونسته:
1. پیوستگی و پذیرش شرایط خودش و شکرگزاری برای هر مرحلهای که ازش داره میگذره و درسهایی که تو اون مرحله بهش داده شده.
2. شور و شوق سوزان و همچنین، برنامهریزی و رعایت کردن به گفتهی استاد یک روتین و رفتار پیوسته.
مسئلهی بعدی، داشتن ایمان به اینه که وقتی مینویسی، یعنی امکان رسیدن به اهداف هست و این یک جور باورپذیری میخواد. وقتی از اهداف کوچک آغاز کنیم و بهشون برسیم، خودش میشه سوخت ما برای حرکت به سوی اهداف بزرگتر! مثلا من همین دو هفته پیش بود که در یک تور تفریحی بیست و چهار ساعتی ثبتنام کرده بودم، داشتم تجسم میکردم که تو اون سفر( که البته اونو رفتم) اعضایی را برای گروهم جذب میکنم و شد، یا داشتم تجسم میکردم که شوی محصولی بسیار خوبی را در هفتهی گذشته خواه داشت و شد و اتفاقا یکی دو نفر از کار ما استقبال کردند و با پیگیری که خودشون و من کردم به گروه من پیوستند. خوب، من دارم یاد میگیرم که نباید در بهدست آوردن اهداف عجله کرد و هم اینکه نباید تنبلی کرد. باید جوری کار کرد که، همه چیز لذتبخش باشه و اصلا هم اصل پیوستگی را نباید فراموش کنیم.
امروز هم پیش از تمام تماسهایی که برای معرفی محصولات و یا پیگیری افراد میخواستم انجام بدم را تجسم میکردم و خدا را سپاس نتایج بسیار خوبی بهدست آوردم. خدا را سپاس که همه چیز داره آرام ولی خوب پیش میره. حتا امروز صبح که برای تحویل یک قطعه زمینی که داشتم و فروختمش به یک روستا میرفتم، داشتم تصور و تجسم مثبت میکردم و همین هم شد. خدایا پروردگارا سپاس بیکران که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم گذاشتهای تا راه گم نکنم.
شما دقیقا درست میگویید استاد بزرگوارم، اصلا شکرگزاری به این نیست که همش زیانمون تکون بخوره و بگیم خدایا شکرت، خدایا شکرت. بلکه باید از دیدن زیباییها، کمک به دیگران، شاد کردن خودمون و دیگران، شاد شدن از پول درآوردن خودمون و دیگران، خوردن غذاهای دلخواهمون و البته غذاهای سالم به آنهایی و با دیگران، و … لذت ببریم و از ته دل بهشون توجه کنیم و بدونیم که این زندگی در هر لحظه یک معجزه است. هر برگ یک درخت، یک گل روی یک ساقه، بال یک پرنده، آواز خوش یک قناری، چهرهی زیبای عزیزانمون، و … همه و همه در هر لحظه است که هست و همون لحظه را باید شکرگزاری کرد و ازش لذت برد.
خدایا شکرت
استاد عزیزم ازتون و از بانو شایستهی گرامی و همهی اعضای گروه تحقیقاتی عباسمنش و همهی دوستای خوبم تو این مسیر، سپاسگزارم.
ممنون و ممنون من البته اینستاگرام ندارم و همه فایلها رو از سایت دیدم ولی گاهی که لایوهای استاد رو در اینستاگرام میبینم یاد افکار درب و داغون گذشته خودم میوفتم واقعا خدا رو شکر مینکم که استاد خالص ترین سیم ارتباطی این آگاهی ها با زمین رو پیدا کردم این فایل برای من اصطلاحا به قول کشتی گیرا مرور فن بود چون تقریبا استاد قوانین رو کامل مرور کرد و فایلی که باید بارها گوش کنم ممنونم
1. ما باید جوری زندگی کنیم که فکر کنیم هر لحظه لحظه سال تحویل است و همیشه اون احساس خوب و شور و اشتیاق رو داشته باشیم برای تغییر و تحول شرایط زندگیمان و این مسیر طبیعی زندگی هر انسانی است
2. ما باید همیشه از خودمان و خدای درونمان بپرسیم نقاط قوتمان چیه و چطور میتونیم تقویتشون کنیم و باز بپرسیم نقاط ضعفمان چیه و چطور میتونیم کم رنگ ترشون کنیم؟ و چه هدف هایی میخوایم برای خودمان بزاریم و چه باورهایی رو با ابزار منطق برای خودمان بسازیم برای رسیدن به اهداف و خواسته هایمان
3. توی این جهانی که خداوند عالم خلق کرده به ما این توانایی داده شده هر چیزی رو که بخوایم بتونیم توی زندگیمان خلق کنیم به آسانی اگر که از قوانین تبعیت و پیروی کنیم و قوانین میگوید افکار و باور های ما در حال خلق شرایط زندگیمان است و به هر آنچه توجه کنیم و باور کنیم از اساس و جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیمان میشود لاجرم
4. ما اگر بتوانیم کنترل ذهنمان را در دست بگیریم میتوانیم کنترل 100% زندگیمان را در دست بگیریم اما اگر اهمیت این موضوع رو بدانیم انجام این کار برایمان آسان تر و ساده تر می شود
5. ما باید اهداف بلند مدتمان را یادداشت کنیم و بیایم از خودمان بپرسیم من الان با توجه به شرایط کنونی ام چه روتین و قدم های روزانه ای رو برای خلق خواسته ام انجام دهم و اینکه کارهای روتین و مستمر ما اتفاقات رو رقم میزند نه اون کارهایی که یکی دوبار انجام میدهیم و ادامه اش نمیدهیم
6. ما باید جوری در مورد خواسته هایمان بنویسیم و صحبت کنیم که با این باور که خداوند میگوید تو دقیقا به من بگو چیو میخوای من اون رو برات به آسانی خلق میکنم و هدایتت میکنم به مسیر و خلق خواسته ات
7. ما میتوانیم الگوها و افرادی را ببینیم که واقعا دارن از زندگیشون لذت میبرد و اکثر اوقات 95% همیشه راضی و خوشحال هستند
8. ما باید تا جایی میتوانیم از حاشیه دوری کنیم و بچسبیم به اصل به کارها و عاداتی که به ما در جهت خلق خواسته هایمان کمک میکند
9. وقتی شرایط زندگی ما تغییر میکند که اعمال و رفتار غالب ما تغییر میکند و متحول میشود و هیچ مسیر میانبری وجود ندارد
10. تحول زندگیمان یک شور و شوق میخواهد تعهد میخواهد برای داشتن و تجربه زندگی ایده آل و دلخواه
11. بزرگترین عامل از دست دادن نعمت ها در زندگی مان ناسپاسی و غر زدن است و این قانون است اگر ناسپاس باشی نعمت ها ازت گرفته خواهد شد این قانون است نقطه سرخط.
و اگر سپاسگزار باشیم ما هدایت میشویم به شرایطی که موارد بیشتری برای سپاسگزاری وجود دارد خیلی ساده و آسان
12. ندیدن و ناسپاسی نعمت ها باعث میشود انسان گمراه شود و زمانی که انسان سپاسگزار باشد هدایت میشود به نعمت های بیشتر و سپاسگزاری بیشتر و این چرخه تا بی نهایت ادامه دارد و این به خودمان و انتخاب هایمان بستگی دارد
13. ما اگر میخواهیم هر روزمان بهتر از دیروزمان باشد باید تمرکزمون رو بزاریم روی زیبایی ها نعمت ها و داشته هایمان که در حال حاضر در مدارمان وجود دارد و احساس خوب و فرکانس خوب رو مدام تولید کنیم و ما این توانایی و قدرت را داریم به لطف خالق یکتا
14. علاقه اصلا چیز عجیب و غریبی نیست علاقه یعنی کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه از زمان میتواند تغییر کند و بهتر و باکیفیت تر شود و این طبیعی است اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است
15. در طی تکامل و حرکت کردن در مسیر دلخواه علایق جدید و خواسته های جدید شکل میگیرند
16. پیروی از شور و شوق درونی برای تجربه و قدم برداشتن در آن مسیر به صورت تکاملی به علایق ما جهت میدهد و باعث رشد ما میشود
17. ما نیاز نداریم از الان بدانیم مسیرهای آینده ما کجاست و چجوریه ما فقط باید در لحظه بهترین تصمیمی که با شرایط کنونی مان قابل اجراست انجام دهیم مابقیش خودش خود به خود درست میشود این کار وظیفه خداوند است تموم شد و رفت خلاص خودتو بسپار بهش خودش میچینه برات این یعنی ایمان و توکل
18. تغییر و تحول بنیادین یعنی اینکه من خودم باید مولد و خلق کننده شرایط زندگی ام باشم
19. زمانی که انسان روی خودش و منطق هاش و باور هاش و آگاهی هاش سرمایه گذاری میکند میلیون ها بار بیشتر پاداش ثروت و نعمت دریافت میکند تا سرمایه گذاری در بورس ملک طلا و …
در دنیایی که خداوند خلق کرده ما میتوانیم به راحتی هر چی که خودمون میخواهیم رو خلق کنیم به شرطی که از قوانین تبعیت کنیم
و قوانین میگه افکار و باورهای شماست که زندگی شمارو خلق میکنه
وبه هرانچه که تو توجه میکنی از اصل و اساس اون وارد زندگیت میشه
و کنترل کردن ذهن باعث میشه زندگیتو کنترل کنی کار سختیه اما شدنی و اگه اهمیتش رو بدونی کارت راحت میشه
به چیز هایی که میخوای بهشون توجه کن نه چیز هایی که نمیخوای
برای خودت هدف داشته باش و برای رسیدن به هدفت حرکت کن اونم تکاملی
با قانون تکامل میشه به همه چی رسید
مثلاً ذهن ما قبلاً دنبال حواشی بوده دنبال ناخواسته ها بوده بحث میکرده احساس قربانی شدن میکرده احساس عدم لیاقت میکرده و یک عالمه باور نامناسب و حالا میخواد یکدفعه تغییر کنه خب معلومه که نمیشه و برای تغییر یک ایمان میخواد یک تعهد یک شوروشوق برای زندگی خوب
بعضی ها شورو شوق ندارند برای زندگی و کسی که علاقه ای برای رسیدن به اهدافش نداشته باشه تغییری در خودش ایجاد نمیکنه
بزرگ ترین عاملی که باعث میشه نعمت هات رو ازدست بدی ناسپاسیه
جوری به زندگیت نگاه کن که انگار باراوله وارد این زندگی شدی
نعمت هاتو ببین چشمی که باهاش میبینی گوشی که باهاش میشنوی دماغی که باهاش میبویی لبی که باهاش میبوسی
چقدر حرفهای استاد آرامش بخشه این فایل رو چندین بار گوش کردم و هر بار برام جذابیت تازه ای داشت ای کاش بجای اینکه درگیر روزمره گیها و یه سری افکار پوچ باشیم سعی کنیم دیدگاهمون رو نسبت به دنیای اطرافمون تغییر بدیم اونوقت میبینیم که چقدر جهان قشنگ همه چیو حل و فصل میکنه خداروشکر که بعد مدتها راه درست رو تو زندگیم پیدا کردم و امیدوارم تو این مسیر پایدار بمونم و هر روز آگاهیم نسبت به قوانین جهان هستی بیشتر بشه از استاد عزیز و مریم جان عزیز هم سپاسگزارم که اینقدر قشنگ اگاهیهارو در اختیار ما قرار میدن خدایا شکرت
خدارو شکر که به لطف خدا هدایت شدم و دارم تجربه و کامنت برداشتی که از گام چهارم داشتم می نویسم
سلام استاد سلام خانوم شایسته سلام بچه ها
خدارو شکر برای این فایل سوال هایی که داشتم و نمیدونستم درست هست درست نیست در این فایل متوجه شدم من تجربه کلیم در مورد این کامنت میزارم و بعدش براداشت میزارم…
1..این سوال برام بود وقتی استاد می گفت برین دنبال عشق تون کاری که بهش علاقه دارین متخصص بشین در زمینه اش مطالعه کنید…
این نجوای ذهن من بود الان دارم متوجه می شم من اصلا به کاری که دارم می کنم علائقه دارم یعنی با تردید داشتم نگاه می کردم که نگو که این جوانمرگ نجوا بوده من حواسم نبوده الان این اگاهی دریافت کردم اشتباه بود فکر کردن من
1..بخدا علاقه داشتم رفتم چند سال شاگردی کردم حتی مجانی کار می کردم..
2..ببین الان خدارو صد هزار مرتبه شکر خیلی از نظر توانایی در زمینه کارم بهتر شدم من کارم دزدگیر سیستم خودرو تعمیرات تزئینات انجام میدم این طور چیز ها واقعا من بهتر شدم والا من قبل یادم من فقط دزدگیر نصب می کردم میترسیدم ماشین مدل بالاتر بیاد الان خدارو شکر خیلی خیلی پیشرفت کردم
3..استاد شما گفتین علایق تکامل دارد الان وقتی فایل گوش می کردم موضوع رو فهمیدم گفتم استاد زدی تو خال من دمت گرم من فکر می کردم شما میگین باید علاقه داشته باشین به کار این که دکمه ایی هست میزنی و علاقه مند میشی اما خدارو شکر وقتی پیشرف خودم میبینم یعنی علاقه من باعث شده که این پیشرفت حاصل شود با ادمه دادن
4.زمانی که برای دیگران کار میکردم این فکر منم داشتم کی تعطیلی به چه بهانه ایی هست که من نیام سر کار شما گفتین ایرانی ها به زور کار می کنن کار ظلم میبینن بازم فکر کردم اما در این زمینه بهتر شدم الان روز های تعطیل هم میام مغازه خودم و کار می کنم نمیدونم چطور شد اما این فکر من در زمینه کار کمی بهتر شده انگار علائقه من بیشتر شده
و زمانی که گفتین ادمهایی هستند که داوطلبانه میان کار میکنن اون هم با سن های بالا دیگه مغز من هد شات شد پیش خودم گفتم ببین فکر درست چقدر متفاوت هست در عملکرد
5.گفتین برای اینکه نتایج به صورت بنیادین تغییر کند نیاز داریم به تغییر بنیادین
6.استاد گفتین شما باید مولد باشین راست میگین من نزدیک 100 میلیون پول داشتم ولی خودم باور نداشتم واسه همین یک چند وقت پولم دست دامادمان بود و امد دست خواهرم باز رفت دست داماد امد دست خواهرم و من دل خوش بود ماهی چندرقاز می گیرم خوب دیگه سرمایه دارم :) عجب فکری داشتم میدونید تفکر چی بود بهم بگن چه برادر خانوم خوبی داریم چه برادر خوبی داریم این تفکر داشتم خودم پست کوچیک کرده بودم برای اون چندرقاز ناشکری نیستا دارم تفکرم میگم چه کاری کرد با من روی حساب معرفت این به نظر من خطر ناک ترین این معرفت معرفت خودم نشان بدم به داماد و خواهرم هیچی دیگه راست میگین ارزش اون پول امد پایین باور نداشتم خودم میتونم مولد باشم میتونم خودم کاری کنم بخاطر باور ها هیچ حرکتی نزدم
7.در مورد نوشتن هدف توجه کردن و اقدام روزانه پیگیر شدن من چند مرتبه ایی هدفم نوشتم همون حرف شما استاد قبول دارم درسته نوشتم دیگه هم کاری براش نکردم اما با دیدن این فایل
احساس کردم قرار نیست مثل گذشته باشه احساس توانایی کردم که میتونم میشه چون به یک سری هدف های کوچک رسیدم یک سری اتفاقات افتاده و میتونم هدف اصلی مشخص کنم و اقداماتی انجام بدم تا به امید خدا به نتیجه برسم اصلان این کامنت نوشتن ها دیدن گوش کردن این فایل ها هدایت های خداوند هست برای بهبود زندگی
گام چهارم برداشت لایو « باور به امکان پذیر بودن »
یه تعهدی به خودمان بدیم برای اینکه یه ورژن بهتری از خودمان بسازیم یه سال هدفمند خیلی ها این هدف هارو مشخص می کنن اما ول میشه این هدف ها
انشاالله شروع کنیم به ساختن یک ورژن جدید از خودمان ببینیم نقاط قوت چیه که بهترش کنیم و نقاط ضعف مان چیه که کمتر شان کنیم و چه هدف هایی میتونیم برای خودمان انتخاب کنیم و چه باور هایی میتونیم بسازیم برای رسیدن به اهداف مان
در این دنیایی که خداوند قوانین خلق کرده ما به راحتی هر چی بخوایم میتونیم خلق کنیم به شرطی که از این قوانین طبعیت کنیم
قوانین چی میگه…؟؟
افکار شما باور های شما داره زندگی شمارو خلق می کنه به هر انچه که توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت می کنی بیشتر بیشتر قوانین این میگه
اگر ما بتوانیم کنترل ذهن در دست بگیریم میتونیم کنترل زندگی در دست بگیریم کار راحتی نیست ما بخوایم ذهن کنترل کنیم اما کار سختی هم نیست « اما اگر اهمیتش بدونیم برای ما راحت تر میشه »
خیلی مهم که اون ورودی که داریم کنترل کنیم اون چیز هایی که می خوایم توجه کنیم یه لیستی داشته باشیم از اهدافمان بعد اون لیست کوچیک کنیم به کار های روزانه
این هدف من چه چیز هایی الان به عقل من میرسه برای هدفم انجام بدم چه کارهای روز مره روتینگ میتونم انجام بدم که من به هدفم برسونه
اون نوشته و دفتر هر روز نگاه کنیم و براش حرکت کنیم
کار های روتینگ ما نتایج رقم میزنن نه کار هایی که یک بار انجام بدیم نه در وجه مثبت و یا منفی
اگر کاری مثبت یک بار انجام بدیم نتیجه نمیده کار بد هم یک بار انجام بدیم نتیجه نمیده
یک عادت روتین که داره کار هارو انجام میده اگر که باور هارو درست کنیم به همون شکل هم نتایج تغییر می کنه در زندگی مان
بشینیم هدف هارو بنویسیم با این باور با شوق که قرار خلق بشه
یعنی جوری بنویسیم با ایمانی بنویسیم با جزئیاتی بنویسیم زمانی که می نویسی این احساس داشته باشی که خدا میگه اوکی این ردیف شده هست
این شرایط این موقیعت این سلامتی این روابط خوب می خوام
خیلی ها حتی نمی نویسن
یک سری یک عده کم هم که اهداف می نویسن همون یک بار هیچ کاری دیگه نمی کنن پیگیر نیستن هیچ برنامه روزانه هم ندارن چرا چون باور ندارن…؟؟
چون باور ندارن باور نکردن که میتونه اتفاق بی افتته « این شرایط میتونه تغییر کنه »
ما برای کارهای بیهوده و الکی برای دوقرون دوزار فقط بتونیم شکم خودمان سیر کنیم داریم صبح تا شب میدوییم « برای یک چیزی که می خواد زندگی مان در تمام ابعاد تغییر بده وقت نمیزاریم کار نمی کنیم چرا…؟؟ تنها دلیل اینکه باور نداریم »
چرا باور نداریم…..؟؟ چون زندگی مون اطرافیان مون می بینیم همشان مثل خودمان هستند خیلی درگیر روزمرگی تو وجودشان هست کار خاصی نمی کنن « یه ادمهای باری به هر جهت هستن و دارن به سختی زندگی می کنن »
افرادی هستن که گاری زندگی به خودشان بستن و در مسیر سربلایی سنگ لاخ گاری که پر از اتش اشغال سنگین پاه برهنه می کشن یعنی زندگی خیلی ها بالای 70 یا 80 درصد مردم اینه ظاهرش گاری بستن چرخ های گاری زنگ زده سنگین پاه برهنه پاه ها داره داغون میشه زور تقلا مشکلات بیماری ناراحتی بحث ها و هیچ نتیجه هم در زندگی شان ایجاد نمیشه « هر یک سال یک بار 20 متر هم جلو نمیرن »
این شرایط میتونه تغییر کنه وقتی که ما نگاهمان به قوانین تغییر کنه « یک عده ایی هم هستند دارن سوت میزنن لذت میبرن در یک مسیر جنگلی زیبا دارن عشق می کنن حرکت می کنن این زندگی برای اونها هم هست این جور نیست درست تعداد اونهایی که گاری به خودشان بستن زیاد اما تعداد افرادی هم که میتونیم ببینیم که واقعا دارن از زندگی شان لذت میبرن
زندگی در تمام ابعادش تجربه کن وقتی که میتونی خلق کنی
قوانین جهان اینکه به انچه که توجه می کنی وارد زندگیت میشه به صورت جدی هدف هایی انتخاب کن و به هدف هات توجه کن کارها و چیز هایی توجه کن که تورو به هدفت نزدیک می کنه سعی کن از حاشیه دوری کنی و بیای سراغ اصل برای تمرکز و انرژی ارزش قائل شو یعنی چی یعنی اهداف هدف هایی مختصری انتخاب کنی نه یک عالمه هدف که ذهنت قبول نکنن
هدف گزاری و عجله کردن نتیجه نمی دهد اگر خیلی وقت بی هدف بودی الان می خوای اون وقت بی هدفی جبران کنی یک عالمه هدف مشخص کنی برای خودت عجله زور تقلا کنی برای رسیدن هیچ نتیجه ایی نخواهد داشت
وقتی زندگی تغییر می کند که شما تغییر کنی هیچ راه دیگه ایی ندارد برای این موضوع هیچ کسی هیچ بنی بشری هم این جوری تغییر نکرده با زدن یک دکمه
یک تداوم یک عمل کردن یک توالی در مسیر درست نتیجه در زندگی ایجاد می کند نتایج بزرگ با یک بار تغییر کردن نیست
هدف هایی که یک ذره از دایره امنیت شما بالاتر بزرگتر باشه بهش برسید و سال بعد برای هدف جدید تر باور های ما قوی تر شده برای هدف های جدید
اونهایی هم که قانون تکامل درک نمی کنن رعایت نمی کنن زودتر می خوان برسن به هدف ها یک دفعه ایی یک راه کار یک جور دیگه راه کار فقط تکرار و تمرین هست باور مناسب هست و ادامه دادن شور شوق و اشتیاق داشتن
ذهن ما قبلا یک جور دیگه فکر می کرده خیلی دنبال حواشی بوده توجه به ناخواسته ها بحث کردن احساس قرابانی شدن عدم لیاقت و یک عالمه باور های نا مناسب در مورد ثروت سلامتی و روبط می خوایم که یک دفعه ایی اینا تغییر کنه…؟؟
یک ایمان می خواد یک تعهد می خواد یک شور شوق اشتیاق می خواد برای زندگی جدید خوب کسی که علائقه ایی برای رسیدن به هدف نداره کاری نمی کنه تغییری ایجاد نمی کنه
رسیدن به اهداف این نیست که کوه کن باشی یا بشی نیاز به کار فیزیکی نداره نیاز به کار زیاد ذهنی داره این کار ذهنی بیشتر از کار فیزیکی قدرت می خواد انگیزه می خواد اشتیاق شور شوق و توان می خواد لازم نیست کوه بکنی ولی باید بتونی فکر کنترل کنی نیاز داره به تمرین تلاش همیشگی
با چه فرمتی هدف هامون بنویسیم : بیشتر اون باور اون انگیزه مهم نه نوشتن خاص فرمت خاص درگیر جزئیات نشیم این اصلا مهم نیست خورد نشو در این جزئیات
شرایط ایران خوب نیست :
از همون قدیم همین افراد هی دارن تکرار می کنن شرایط خوب نیست کشور مسئولین خوب نیست برای یک عده ایی همیشه داره اوضاع بد بد بد بدتر میشه هیچ زمان هم نمیگن خدارو شکر اوضاع خوب همیشه خدا میگن اوضاع بد زندگی خوبی نیست شرایط بد برای این عده 2 ماه بعد اوضاع خیلی بدتر میشه 6 ماه بعد اوضاع فاجعه میشه بعد از 6 ماه اوضاع نا بوده
برای یکسری ادمهای ناسپاس که به شدت هم زیادن و همیشه نا سپاسی ناراضی هستن هر جوری باشه ایراد می گیرن غر غر می کنن بزرگترین عامل از دست دادن نعمت نا سپاسی هست
نا سپاس باشی ازت گرفته خواهد شد خودمان تصمیم بگیریم چطور می خوایم باشیم و باشه
اگر نگاه سپاسگزاری باشه به جایی هدایت میشی که سپاسگزاری بیشتر نعمت بیشتر هست
سپاسگزاری ادا در اوردن نیست فیلم بازی کردن نیست این نگاه در خودمان ایجاد کنیم که چقدر نعمت در زندگی مان وجود داره….
برای خیلی ها این عده موضوع هست برای عده ایی گه میگن اون قدیما خیلی خوب بود خیلی بهتر بود چند سال پیش فلان زمان برای این عده زمان قدیم خوب هست اما اون هایی که میگن فلان زمان خوب بوده در همون موقع هم اونا نا سپاس بودن نا سپاسی باعث میشه هر سال اوضاع بدتر شود
اما برای یک سری هم هر سال براشون داره خوب میشه سال بهتر میشه
« قران میگه انسان ناسپاس و شیطان میگه من گمراه می کنم تا نا سپاس باشن
نا سپاس بودن باعث میشه انسان گمراه باشه
این ویژگی انسان همه ما نا سپاس هستیم
اما وقتی سپاسگزار نعمت ها هر چیزی که داری هر چیزی که هست باشی زندگی می شود گلستان
این افراد الگویی هایی هستن که به ما باید درس بدن
تمرکز بزار روی دوستان خوب ادمهای خوب نعمت ها و زیبایی ها
وقتی که ادم سپاسگزار باشه هدایت میشه این تمرین می خواد ویژگی تو باشه حس دیدن زیبایی تمرکز بر زیبایی
بنابراین روز دیگه یعنی فردا از امروز بهتر باشه تمام تمرکز بزاریم روی زیبایی ها و سپاسگزار باشیم
وقتی که سپاسگزار باشی نکات منفی و اتفاقات بد هم کم کم و کمتر میشه
اون چیزهایی که خوب هست تمرکز کن تا اینها بیشتر و بیشتر شود
سپاسگزاری چی کار می کنه…؟؟
سپاسگزاری کردن یعنی توجه کردن به چیزهایی که احساس خوبی میده یک سری ادمها لفظ سپاسگزاری دارن لفظ نیست ادا صول نیست این جوری فکر می کنن و در زندگی شان به جایی نرسیدن قانون داره عمل می کنه با ادا در اوردن نیست…
وقتی که من دارم سپاسگزاری می کنم اگر سپاسگزاری باشه که به من احساس بهتری میده وقی تمرکز می کنم روی چیزهایی که به من احساس بهتری میده دارم در مداری قرار می گیرم که نعمت های بیشتر و بهتری هست و با ادامه دادن این روند نعمت هر بار هر بار بیشتر میشه
هنوز شغل مورد علاقئه ام پیدا نکردم
علایق یه چیز عجیب غریب نیست اون چیزی که بهش کشش داریم
یه تفاوت عظیمی هست در کار کردن ما ایرانی ها کار کردن ظلم میبینیم انگار که زورکی کار می کنن یه طوری به اتفاقی بی افته تعطیلی باشه ما کار نکنیم این تفاوت در ادمهای دیگه ببین ادمهایی هستند که داوطلبانه و بدون پول کار می کنن عاشق کارکردن هستن کار مند جایی نیستن افرادی که دوست دارن کار کردن که با سنین بالا هم هستند 80.85.90.97 سالشون ببین تفاوت چطوری هست ولی در ذهن خیلی از ما کارکردن یعنی ظلم یعنی زور همیشه خدا دنبال روز های تعطیلن
وقتی شما علایق خودت پیدا کنی و یک کار انجام بدی زنده میشی واقعا استاد همین طور من بار ها بیکار بودم اصلا احساس می کنی مرده ایی یعنی گم شدی هدفی نداری نمیدونی وقت چی کار کنی احساس بد
اونهایی که کار می کنن اگه کار نکنن یک جا بشینن اینا می میرن
زندگی به واسطه حرکت کردن اتفاق می افته
برو به اون چیزی که بهش کشش داری تو دل کار توی تکامل این علایق شکل می گیره این کاری که می کنی حرکت کنی دوستش داشته باشی برو جلو نگاهت به کار بد نباشه و بعد یواش یواش هدایت میشی این احساس خوب و شور شوق هدایت می کنه لازم نیست بدونی مسیر اینده کجا قرار داره اینده کجاست که بدونی « قدم های اول بردار نگران نباش »
نردبان از پله اول شروعمیشه.نمیشه همون اول پاتو بزاری روی پله پنجم
برای رسیدن به اهداف باید تکامل خودمان طی کنیم
یک بحثی در مورد دین…یا ما قبول می کنیم یک خدایی هست یک مسیری به پیامبر گفته و قران به صورت درست بخوانیم و منطق قران بی نقص
بورس و سرمایه گزاری
چرا ما فکر می کنیم که یک سیستم یک نفر دیگه برای ما پول بسازه چرا خودمان مولد نباشیم چرا فکر میکنیم پولمان به کسی بدیم که اون کار کنه سر ماه سالیانه یه پولی یه سودی به بده …
این تفکر تفکر فقر الودی هست و باعث بد بختی میشه
ما برای اینکه نتایج به صورت بنیادین تغییر کنه نیاز داریم به یک تغییر بنیادین تغییر بنیادین هم اینکه تو تو تو خود تو باید مولد باشی نه بانک نه بورس نه ادم دیگه
چرا خودت روی خودت حساب نمی کنی چرا فکر نمی کنی که شما مولد باشی چرا فکر نمی کنی خودت مولد باشی چرا…..؟؟
ما باید روی خودمان کارکنیم ما باید توانایی اقتصادی ما باید تغییر کنیم می خوای پول به زندگیت بیاد باید تغییر کنی
این انتظار نداشته باش اشتباه عمل کنی مثل قبل فکر کنی و اوضاع مالی تغییر کنه
مهمترین سرمایه گزاری روی خودمان هست وقتی این کار بکنی 100 ها برابر اون سود بانکی اون شخص که می خواد ماهیانه بده تو خودت میسازی از اون چیزی که فکرش می کنی بیشتر هست
تو کار خودت متخصص شو
وقتی که تغییر کنیم : ثروت سلامتی خوشبختی زندگی خوب وارد میشه
گام چهارم خانه تکانی ذهن
باور به امکانپذیری :
_ساختن یک ورژن جدید از خودمان نقاط ضعف و قوت خودمان را پیدا کنیم چطور میتوانیم بهتر کنیم کلی باور بسازیم و چه هدفهایی میتوانیم انتخاب کنیم
برای رسیدن به اهداف در این دنیایی که خداوند قوانین را خلق کرده و ما به راحتی میتوانیم آنچه را که میخواهیم خلق کنیم به شرطی که از آن قوانین تبعیت کنیم وقانون میگوید افکار شما باورهای شما داردزندگی شما را خلق میکند و به هر آنچه که توجه کنید از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیتان میشود اگر ما بتوانیم کنترل ذهنمان را در دست بگیریم میتوانیم کنترل ندگیمان را هم در دست بگیریم این چیزی هست که استاد همیشه میگویند کنترل ذهن مساویست با کنترل زندگی اینکه این کار را خیلیها نمیتوانند انجام دهند خیلی کار راحتی نیست خیلی مواقع شما میخواهید ذهنتان را کنترل کنید اما کار سختی هست اگر اهمیتش را بدانیم چقدر است راحتتر میشود خیلی مهمه که ورودیهایی را که داریم را کنترل کنیم خیلی مهم است که آن چیزی را که در زندگیمان میخواهیم بهش توجه کنیم یعنی یک لیستی از داشتههایمان از اهدافمان داشته باشیم و آن لیست را کوچک کنید به کارهای روزانه مثلاً هدف دارید توی ورزش، کلاس ،محل کارت به یک مهارت یا نقطهای برسی این را بیا بگو این هدفهای من چه قدمهایی میتوانم برای اهدافم انجام دهم چه کارهای روزمرهای و روتین یتوانم انجام دهم که من را به هدفم برساند آن دفتری بنویس و هر روز نگاه کنید و براش هر روز حرکت کنید کارهای روتین ما نتایج را رقم میزنند نه کارهایی که یک بار انجام دهیم چه در وجه مثبت چه در وجه منفی اگر شما یک بار یه کار خوب را انجام دهید نتیجهای نمیگیرید یک عادت یک روتین دارد کارها را انجام میدهد اگر اون باور را درست کنیم نتایج تغییر میکند گر یک عادت جدید را در خودمان ایجاد کنیم به همان شکل هم نتایج تغییر میکند اهدافتان را با این اشتیاق و باور بنویسید که قرار است خلق شوند قرار است ایجاد شود یعنی وقتی مینویسید با جزئیات بنویسید این کاری بوده که استاد انجام میدهند استاد جوری نگاه میکردند که میخواهد برایش اتفاق بیفتد وخدا میگفته دقیقاً چی میخوای تا برایت انجام دهم
خیلی ها که اصلاً نمینویسند، خیلیها هم فقط یک بار مینویسند خیلیها هم هیچ کاری برایش انجام نمیدهند پیگیری نمیکنند هیچ برنامه روزانهای را هم برایش ندارند چون اصلاً باور نکردند که میتواند اتفاق بیفتد باور نکردند که این شرایط میتواند تغییر کند گر باور کنند که حرکت میکنند _ما داریم برای کارهای بیهودهتر برای دو قرون دوزار برای اینکه فقط بتوانیم شکم خودمان را سیر کنیم صبح تا شب میدویم بعد برای یک چیزی که چیزی که می خواهد زندگی ما را در تمام ابعاد تغییر بدهد کاری نمیکنیم تنها دلیلش اینه که باور نداریم که میتواند جواب بدهد چرا باور نداریم چون زندگیمون و اطرافیانمان را که میبینیم همشان مثل زندگی خودمان است یک روزمرگی در وجودشان و زندگیشان هست کار خاصی نمیکنند یکسری آدمها باری جهت هستند و دارند به سختی ندگیشان را میگذرانند همانطور که داستاد در دوره 12 قدم گفتند گاری زندگی را به خودشان بستهاند و دارند در یک مسیر سنگلاخ سربالایی پر از سنگ با یک گاری دارند میکشندزندگی بالای 80 یا 70 درصد مردم همین است و بعضی از افرادهم هستند که دارند سوت میزنند و حرکت میکنند در یک مسیر جنگلی زیبا و قشنگ راه میروند اینجوری نیست که همه در یک شرایط نادرست بروند درست است که تعداد اونهایی که گاری به خودشان بستهاند زیادند ما تعداد افرادی را هم که میتوانیم ببینیم که واقعاً دارند از زندگیشان لذت میبرند
استاد از موقعی که فهمیدند هدفشان در زندگی چی هست زندگیشان در تمام ابعاد تغییر کرده است و آنچه را که دوست داشتند خلق کردند و بعد فهمیدند که قوانین جهان این است که آنچه را که بهش توجه کنند دارد دذ زندگیم میشود به صورت خیلی جدی کارهایی در راستای اهدافشان انجام دادند کارهایی که میتوانست به اهدافشان نزدیک کنند، از حاشیه دور شدند و به سراغ اصل رفتند برای وقتشان ارزش قائل بودند برای تمرکز برای انرژی فکریشان ارزش قائل بودند و بعد نتایج آمد و دوست دارند شاگردانشان هم همینطور باشند یک یا چند هدف مختصر را انتخاب کرده نه اینکه همه اهداف در کل زندگی داشتهاند که هیچ کاری هم برایش انجام ندادهاند را لیست کنند براتون منطقی هم نیست حرکتی هم برایش نمیکنید خیلی افراد هستند که میخواهند همه آنچه را که 30 سال یا 40 سال در مسیر اشتباه رفتند برگردند و بهش برسند بهترین ماشین بهترین خانه و بیزینس چند میلیاردی وقتی زندگی شما تغییر میکند که شما تغییر کنید و شما هم با یک بشکن تغییر نخواهید کرد یعنی هیچکس تغییر نکرده حتی خود استاد عملکرد ادامهدار یک توالی در مسیر درست نتایج بزرگ را به وجود میآورد نه یک بار تغییر کردن امسال سالی باشد که یک هدف که یک ذره از دایره امنتان بالاتر است بهش برسید بعد باورتان قویتر میشود یک ذره بالاتر و سال بعد یک ذره بالاتر نهایی که قانون تکامل را درک نکردهاند میگویند نه ما نمیخواهیم طول بکشد ،یک ورزشکار مثل آرنولد هم با تکرار تمرین و باور درست توانسته به موفقیت برسد
برای نوشتن اهدافتان زیاد وارد جزئیات نشوید که اول شخص باشد یا دوم شخص با چه فرمتی نوشته شود برای انسانهای ناسپاس هایی که غر میزنند آدمهایی که ایراد میگیرند هیچ موقع شرایط خوب نیست اوضاع خوب نیست اگر نگاهمان سپاسگزارانه تر باشد به جایی هدایت میشویم که جای شکرگزاری بیشتری داشته باشد تمرکزتان بیشتر روی زیباییها باشد نه اینکه فقط زبانی بگویید استاد میگویند میخواهید بدانید اوضاع چطور است یا ناشکر هستیدیانه؟ به چند ماه قبل نگاه کنید ناسپاسی باعث میشود اوضاع هر سال بدتر شود خدا در قرآن میفرماید انسان ناسپاس است شیطان میگوید من اینها را گمراه میکنم به این علت که ناسپاس هستند ناسپاسی باعث میشود آدم گمراه شود این ویژگی انسانهاست اگر انسان برای هر نفس کشیدنش سپاسگزار باشد دنیا گلستان میشود استاد تمام تمرکزشان را ر روی زیباییها قرار میدادند درست است که بدهیها بوده است ولی یک عالم زیبایی دیگر در زندگی هست که انسان سپاسگزار باشد سپاسگزاری کردن به ما احساس بهتری میدهد خدایا شکرت به لفظ نیست به احساس است تا در مدار چیزهایی قرار بگیرند که احساس بهتری به من بدهد که نعمتهای بهتری هست و اگر این روند را ادامه دهم نعمتهای بیشتری به دست خواهم آورد در رابطه با علاقه ببینید به چه کاری کشش بیشتری دارید اگر در راستای علایق حرکت کنید زندگی زنده میشوید این در تکامل این علایق علایق شکل میگیرند انقدر نگاهتان به کار بد نباشد وعشق وشور و شوق در شما به وجود میآورد
بعضی وقتها سوالهایی میپرسید که از مدارتان بالاتر است تکامل مثل نردبان است آسانسور نیست که دکمه داشته باشد و بزنید بروید بالا نردبان است و از پلههای آن بروید بالا باید تکامل طی شود و شما قبول نمیکنید میروید تا سرتان به سنگ بخورد
در مورد حجاب دو تا آیه در قرآن هست و بروید و خودتان پیدا کنید
در مورد سرمایهگذاری و بورس باید خودمان مولد باشیم این تفکر که کسی دیگر به جای ما پول بسازد تفکر اشتباه است دنبال سود بانکی نباشید مهمترین سرمایهگذاری، سرمایهگذاری روی خودتان است که 100 برابر آنچه که بانک به شما بدهد سود خواهید کرد و پول میسازید مثل دورههای استاد که اگر شرکت کنیم سرمایهگذاری روی خودمان است
دوستدارهمیشگی شما
مهری
19مهرماه 1403
به نام خدای معجزه ها
سلام به استاد قشنگم و مریم زیبایی ها
سلام به همه همراهان این مسیر الهی
و خدایا هزاران بار شکرت که امروز بهم فرصت زندگی دادی و در این مکتب قرار دادی تا بنویسم
نمیدونم چندبار اما قطعا حدود ده بار این فایل رو گوش دادم اصلا قفلی زدن رو فایل ی لذت خاصی برای من داره. هر چی بیشترگوش میدی بیشتر میفهمی بیشتر میری تو بهرش بیشتر سوال پیش میاد بیشتر ذهنت درگیر میشه. نمیدانم برای همه هست یا نه اما من هر چی بیشتر گوش میدم موضوع برام فرارتر میشه و ی جورایی هم سنگین تر. اصلا هر چی بیشتر گوش میدی کنکاشت هم بیشتر میشه یا اصلا ادم حس خلا میگیره اصلا حس میکنم تمام مبحث ها دارن ته نشین میشن و من دارم میام رو آب. ی چیزایی از ذهن ادم میگذره ی ترمزهایی سر میزنن بیرون بعدش ادم یهو میگه عه اینا کجا بودن؟اصلا اینا چی هستن!؟یعنی خداوکیلی استپ من به خاطر این ترمزها بوده؟؟ادم میمونه والا
به قول ی دوستی برام کامنت نوشته بود دنیا خر تو خره
یعنی این جمله دهن منو سرویس کرده چند روزیه. واقعا چخبره اخه؟؟؟چرا هر چی سعی میکنم بیشتر بفهمم بیشتر گیج و کلافه میشم. نوشته بود همه چی باورته هر چیو باور کنی همون میشه. اصلا مگه این جمله رو استاد میلیون ها بار تو هر فایلش نمیگه؟پس چرا من نفهمیدم تا اینکه این دوستمون گفت دنیا خر تو خره من فهمیدم همه چی باورته یعنی چی
اصلا ی جاهایی فی البداهه حرف میزنم و طرف کلی به به و چه چه میکنه و بعدها هم میگه فلان حرفت منو دگرگون کرد اما انگاری برای خود من فقط ی حرف قشنگ بوده
همین باور خودش به تنهایی ی انقلاب نارنجی به راه میندازه حالا میخواد جهت فلاش باور به هر سمتی که میخواد باشه. اصلا من میگم دقیقا سر فلش باورها دست ماست به هر سمتی که هل بدیم همون وری میره هاااا. اصلا هم ازت نمیپرسه عامو تو چی میخوای خیلی شیک و راحت میگه تو منو هل دادی این سمتی که خودت خواستی حالا هر چی میخوای بهش بگو من پول میخواستم من سلامتی میخواستم من روابط عالی میخواستم من عشق و لذت میخواستم میگه هر چی تو میخوای پیشکش اونی که باورته میشه نتیجت.
الله اکبر
دقیقا همون جمله قشنگ حمیدرضا که دنیا خر تو خره
فقط باورته که میشه نتایج کف دستت
همینو سفت بچسب بزار دنیا هر وری میره به سلامت
همین امروز من عملا اتفاقی روبه چشم دیدم که دقیقا چند روز پیش تو ذهنم ساختم وقتی اون اتفاق رخ داد چند دقیقه بعدش که یادم اومد چند روز پیش این باورو من ساختم ی ان گفتم جلل الخالق. یعنی چی؟چرا دقیقا همونجوری که تو ذهن من ساخته شده بود رخ داد؟
اصلا مگه میشه؟
دقیقا کار همین باور بودش کار خود مارمولکش
ی وقتی گیج و منگ میشم میگم چخبره این وسط؟اون ته مغز ادم اون ته ته ذهن اون حال و حس لامصبی که مخفیه و نسبت به هر موضوعی ی جوری خودشو نشون میده و ته ذهنت خبریه همون میشه حالا اسمش میخواد هر چی باشه. اصلا چرا نشه واقعا؟مگه معامله هست که بشه یا نشه
کلا میشه
به قول استاد هر چی بگی جهان میگه چشم
اصلا جهان نه بلد نیست
فقط میگه چشم
نه اونکه به زبون میاریااااا
اون باور لامصب فقط خوب بلده کارشو
من چی بگم اخه
ادم واقعا واژه کم میاره چه نسبتی ببنده بهش اخه
من اینو قشنگ با تمام وجودم تجربه کرده بودم که وقتی یکی منو تو رانندگی با ماشین جدیدم ببینه بهم میگه خیلی بهت میاد که دقیقا همین چند شب پیش طناز گفت خیلی ماشینت به سیست میاد و من هاج و واج میگم خدایا نکن دیگه مگه چندتا قلب دادی بهم که هی با سوپرایزت قلب منو هدف قرار میدی؟؟؟
من اینو میدونستم که بعد از حضور من تو سایت و بعد از فعالیتم و تعهدم خیلی اتفاقا رخ میده و من تغییر میکنم اینو واقعا میدونستم یعنی همون حسه همون فرکانس همون باور اینو بهم گفته بود
منی که 36 ساله با این خانواده و اقوام زندگی میکردم که اما امسال هرکی منو ببینه بگه تو چقدر خوشکلی بگه چقدر توخوبی اصلا بشم شاخص تو فامیل تو دوست تو همکار اصلا بشم الگو واسه هر چیزی که هر کی بخواد مثال بزنه
یعنی ی مادر بخواد به دخترش راه و روش موفقیت یاد بده بگه ساناز رو ببین
اصلا همین امروز چرا ی غریبه برای اولین بار که منو ببینه دوساعت بشینه به تعریف و تمجید که تو این همه امتیاز عالی داری
اصلا من تصمیم بگیرم که امسال ی رابطه خوب تجربه کنم و اینو هم بسازم که من گنگم بالاست و لایق ی تجربه رابطه عالی ام که از همون سال تحویل تا دقیقا امروز ی ادمایی سر راه من قرار بگیرن یکی از اون یکی گنگ تر که حتی من چند روز پیش گفتم اینا دارن انتخاب منو سخت تر میکنن که. از بس یکی از اون یکی بهتر من هی به خودم میگم بازم از این کیس بهتر هم هست. اصلا همه بدون استثنا بخوان پیشنهاد ازدواج بدن دقیقا تا ی سال پیش تمام پیشنهادها برای دوستی بودشاااااا
دقیقا همین جا
همین نکته
چی این کیس ازدواج هارو به سمت من آورد؟
تنها کاری که من کردم فقط هر جوری شده بود به خودم قبولوندم که تو لایقی لایق ی شخص فوق العاده تو هر جنبه ای. فقط همین کار به والله اگه ی حرکت دیگه ای زده باشم که ی نفر که از من ی ماشین خریده و همه چیز تو ی روز تموم شده چند روز پیش زنگ بزنه بگه ی کیس فوق العاده هست وقتی از تعریف کردم گفته من قصدم ازدواجه میخوام باهاش آشنا بشم. حالا طرف دکترای فلان رشته فلان شغل قیافه که گنگ گنگ ماشین که بالای ده میلیارد شرایط مالی توپ توپ و طرف نهایت کلا یکی دو ماه ایران باشه همش خارج از کشور حالا جواب من چیه؟ من نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم یعنی اون چیزی که باید رخ بده بین ما رخ نمیده
از اونا اصرار و از من رد شدن به سادگی به سادگی انگاری که وعده بعدی ی مورد توپ تری هست یعنی هستااا واقعا مگه کمه از این موردآخه؟
اینا همش نتیجه اون باور اصلیه بود که من ساختم که تو دختر تو تکه ای از خدا رو این کره زمین و تو خود لیاقتی دقیقا خود خودش
اصلا تو اومدی که فقط لذت ببری و سقف لذتت رو خودت تعیین میکنی با باورهات با اون اعتقادی هست ته ذهنتاااا با همون. همون امیدی که اون ته مغز و قلبت نشسته و میگه اره میشه میگه تو وصلی به ی منبع که فرمانروای کل کیهان هستشاااا
همون که شب رو برای استراحت و ارامش قرار ده
همون که میلیون ها گونه جانوری ته اقیانوس ها رو زندگی داده. وا مگه میشه؟ته اعماق اقیانوس اونم زندگی؟بعللله میشه ساختارش همینه دیگه کلا کارش زندگی بخشیدنه
همون که این همه زندگی به جانداران خشکی بخشیده به راحتی
اصلا همون که داره اینقدر با نظم دقیق مدیریت میکنه این کهکشان و این منظومه و این سیاره و این ستاره رو
دقیقا همین. همین خدا همین انرژی همین کائنات همین فرکانس همین باور اصلا بیس قضیه همین حال خوب و حس خوب دقیقا همین همینه خودشه حال خوب
و خدایا هزاران بار شکرت که خالی کردی منو به والله که داشتم منفجر میشدم
کم میاره ادم از هجوم این همه تلاطم ذهنی خب
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بارشکرت
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام و درود به استاد عزیز،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم،
«روز چهارم پروژه»
باور به امکان پذیری
دفترها و سررسیدهای سالهای قبلم رو که نگاه میکنم توی هرکدوم دوسه باری هدفگزاری کردم و دوسه هفته پرانرژی و پرشور براش حرکت کردم اما بعدش ولشون کردم و دیگه اثری از هدفگزاری نمیبینم !
چرا اینجوری بودم؟
چون باور صد درصدی نداشتم که این هدفم قراره تیک بخوره !
صرفا تو جو صحبتهای استاد قرارگرفته بودم و هدفی نوشته بودم اما به یکماه نرسیده فراموشش کردم!
من تو این مدتی که توی سایت هستم بالا و پایین زیاد داشتم و حضورم پیوسته نبوده اما زمانهایی که منظم بودم و پیوستگی داشتم بهترین حال رو تجربه میکردم،بهترین اتفاقات رو داشتم و احساساتم به شدت معنوی و توحیدی بوده …
چون کنترل ذهن داشتم و این روند ادامه دار بوده …. انگار بعد از اینهمه سال عضویت ،تازه اهمیت کنترل ذهن رو درک کردم !
و تازه درک کردم چرا اهدافم رو بعد از مدتی ول میکردم!
(چون باور نداشتم بهشون میرسم و عجله داشتم و
توقع نتایج زیاد داشتم با کار ذهنی کمم!!)
و امروز حین شنیدن چندین وچند باره این فایل، چراغی توی ذهنم روشن شد و فهمیدم دلیل بی انگیزه شدنم چیه.
آدمها مثل هم نیستند و ذهنم سریع شروع کرد به مقایسه تا نتایج این چندساله رو کمرنگ کنه و بگه بقیه زودتر از تو درک کردن و تو بعد اینهمه سال عضویت تازه میگی کنترل ذهن مهمه هه کجای کاری و …. اما جلوشو گرفتم چون من دانشجوی دوره احساس لیاقتم سریع نتایج این مدت تو ذهنم اومد و آروم شدم.
ذهنیت من از وقتی با استاد هستم به شدت تغییر کرده، نگاهم در مورد دین تغییر کرده، تعصباتم رو کنار گذاشتم، اعتماد بنفسم بالا رفته، مستقل شدم، به نسبتی که کار کردم شخصبتم رشد پیدا کرده ….پس من نمیتونم بگم نتیجه نگرفتم هزاران نتیجه ریز و درشت دارم ««
و همینکه میتونم خیلی زود ذهنم رو آروم کنم نتیجه بزرگیه و کنترل ذهنه .
اینها برای ذهنم بود هههه.
استاد عزیزم برای من خیلی طول کشید تا علاقه م رو پیدا کنم اما الان مهارتی رو شروع کردم و میتونم هرروز براش هدفهای کوچیک بگذارم و خودمو ارتقا بدم شروع کردن خیلی سخته ولی قدم اول رو که برداشتم فشار ذهنیم کمتر شد و الان خیلی بهتر میتونم صحبتهای شما درمورد بهتر شدن در کار و توانمندی رو درک کنم.
صحبتهای شما در این فایل عالی بود گفتید لازم نیست بدونی مسیرهای آینده کجاست
شنیدن این جمله بهترین بود برام ،همه ما آدمها خیلی درگیر فکر به آینده هستم خیلی سوال از آینده تو ذهنمون داریم وای بعدا چی میشه؟ چیکار کنم؟
که هرچی بیشتر فکر کنیم یاس وناامیدی بیشتر میشه
اما وقتی توکل کنیم و فقط یکی دوتا پله بعدیمون رو ببینیم خیلی خیلی حالمون بهتره
در مورد سپاسگزاری و ناسپاسی هم گفتید که خیلی لازم بود و ماها همیشه نیاز داریم این موضوعات رو بیاد بیاریم
قانون خیلی فراره و تو شرایط سخت ماها یادمون میره چه آگاهی هایی داریم.
چندوقت پیش که حالم بد بود فرد ناسپاسی شده بودم اما نمیدونستم چرا حالمبده چرا خوب نمیشم؟
من فراموش کرده بودم هرروز باید شکرگزار باشم و به همین سادگی خودمو از داشتن حال خوب محروم میکردم کلی نعمت داشتم اما سپاسگزاری نکردم نعمتها برام عادی شدن ،من همیشه با گل و گیاهای حیاطمون ،با حیوونا و …حرف میزدم لمسشون میکردم اما این تابستونی که گذشت ،هیچی ندیدم ! هیچ گیاهی لمس نکردم ! به شاخه هیچ درختی نگاه نکردم! به سیبهای خوشگل درختامون نگاه نکردم! گلهای زرد و بنفش و صورتی باغچه رو ندیدم ! کدو تنبلهای بزرگ و خوشگل رو ندیدم! مرغ و خروسهای جدیدمونو ندیدم! این تابستونی که گذشت من کور بودم ،کر بودم، بی احساس بودم!!
حتی نوشتنش اشکمو در میاره
پولهای خوبی جذب میکردم اما ندیدم
کارام به خوبی انحام میشد اما عادی بود
لبخند آدمها برام عادی بود
مهرو محبت و دریافت عشق برام عادی بود!
دارم اعتراف میکنم ناسپاس بودم و چطور با دستهای خودم حالم رو خراب کردم و رابطمو با منبع مسدود کرده بودم.
ناسپاس باشی ازت گرفته میشه
هرچیزی میخاد باشه مهم نیست وقتی ناسپاسی کنی ازت گرفته میشه !
پولات میره! رابطه ت میره! جسمت میره! هرچی نتیجه گرفتی میره!
و اما خدایا شکرت دوباره به مسیر برگشتم .
چقدر خوبه این فایلها
خانم شایسته ازتون ممنونم فرکانس ما رو دریافت کردین و این پروژه رو شروع کردید
چیزیه که اکثر بچه ها میگن مناسب حال و روز فعلیمونه ،
عالی بود عالی
اگه بخام بنویسیم ده ها صفحه دلنوشته دارم اما همینجا تموم میکنم چون به شدت بغض کردم وقتی از ناسپاسی نوشتم و اینکه خداوند دوباره دستمو گرفت به این مسیر بَرم گردوند !
امیدوارم دیگه از سایت فاصله نگیرم چون مثل جهنم بود.الهی آمین
خدانگهدار
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
باور من این است که داشتن هدف در زندگی بهترین و مهمترین اهرم انگیزشی برای رشد و تعالی من است. برای همین هم، در و دیوار اتاق م را پر کردم از تصاویر مربوط به خواستهها و اهدافم. هر روز هم کلی برای اونا خدا را سپاسگزاری میکنم. ولی، استاد شما دقیقا درست گفتید، اصلا وقتی من تمرکزم روی چیزهایی هست که حال من رو خوب میکنه، اون روز روز زیبا و بسیار خوبی برای من است، نتایج همه خوبن و همه چیز خوب پیش میره. یک چیز دیگه هم که به من آسیب رسونده و دارن تلاش میکنم که با کار کردن روی خودم ازش کم کنم، عجله در بهدست آوردن نتایج و رسیدن به اهدافه. خوب این مثل این میمونه که من دارم از شمال کشور به سوی تهران حرکت میکنم و هنوز به فیروزکوه نرسیده بخوام به رودهن برسم. خوب این نمیشه و نشدنش باعث میشه که من دلسرد بشم و دلسرد شدن باعث میشه که با داشتن انگیزه و شور و شوق بالا، هیچ وقت به هدفم نرسم. بنابراین باید بپذیرم که با عجله فقط مثل این میمونه که مثلا توی باتلاق گیر افتاده باشم و فکر کنم اگه دست و پا بزنم میتونم از باتلاق برم بیرون، درصورتی که درست برعکسه. پس من باید این مسیر را برای خودم لذت آفرین کنم، چطوری؟ با طی کردن مسیر تکاملی مخصوص خودم. چون مسیر هر کسی با توجه به شرایط خودش فرق میکنه و باید بدونه که اصلا نباید از هیچ کسی تقلید کنه و هی نگاه کنه که چرا فلانی تونسته تو زمان کوتاهی مسیر را طی کنه؟ خوب کاملا مشخصه، اون آدم به دو دلیل تونسته:
1. پیوستگی و پذیرش شرایط خودش و شکرگزاری برای هر مرحلهای که ازش داره میگذره و درسهایی که تو اون مرحله بهش داده شده.
2. شور و شوق سوزان و همچنین، برنامهریزی و رعایت کردن به گفتهی استاد یک روتین و رفتار پیوسته.
مسئلهی بعدی، داشتن ایمان به اینه که وقتی مینویسی، یعنی امکان رسیدن به اهداف هست و این یک جور باورپذیری میخواد. وقتی از اهداف کوچک آغاز کنیم و بهشون برسیم، خودش میشه سوخت ما برای حرکت به سوی اهداف بزرگتر! مثلا من همین دو هفته پیش بود که در یک تور تفریحی بیست و چهار ساعتی ثبتنام کرده بودم، داشتم تجسم میکردم که تو اون سفر( که البته اونو رفتم) اعضایی را برای گروهم جذب میکنم و شد، یا داشتم تجسم میکردم که شوی محصولی بسیار خوبی را در هفتهی گذشته خواه داشت و شد و اتفاقا یکی دو نفر از کار ما استقبال کردند و با پیگیری که خودشون و من کردم به گروه من پیوستند. خوب، من دارم یاد میگیرم که نباید در بهدست آوردن اهداف عجله کرد و هم اینکه نباید تنبلی کرد. باید جوری کار کرد که، همه چیز لذتبخش باشه و اصلا هم اصل پیوستگی را نباید فراموش کنیم.
امروز هم پیش از تمام تماسهایی که برای معرفی محصولات و یا پیگیری افراد میخواستم انجام بدم را تجسم میکردم و خدا را سپاس نتایج بسیار خوبی بهدست آوردم. خدا را سپاس که همه چیز داره آرام ولی خوب پیش میره. حتا امروز صبح که برای تحویل یک قطعه زمینی که داشتم و فروختمش به یک روستا میرفتم، داشتم تصور و تجسم مثبت میکردم و همین هم شد. خدایا پروردگارا سپاس بیکران که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم گذاشتهای تا راه گم نکنم.
شما دقیقا درست میگویید استاد بزرگوارم، اصلا شکرگزاری به این نیست که همش زیانمون تکون بخوره و بگیم خدایا شکرت، خدایا شکرت. بلکه باید از دیدن زیباییها، کمک به دیگران، شاد کردن خودمون و دیگران، شاد شدن از پول درآوردن خودمون و دیگران، خوردن غذاهای دلخواهمون و البته غذاهای سالم به آنهایی و با دیگران، و … لذت ببریم و از ته دل بهشون توجه کنیم و بدونیم که این زندگی در هر لحظه یک معجزه است. هر برگ یک درخت، یک گل روی یک ساقه، بال یک پرنده، آواز خوش یک قناری، چهرهی زیبای عزیزانمون، و … همه و همه در هر لحظه است که هست و همون لحظه را باید شکرگزاری کرد و ازش لذت برد.
خدایا شکرت
استاد عزیزم ازتون و از بانو شایستهی گرامی و همهی اعضای گروه تحقیقاتی عباسمنش و همهی دوستای خوبم تو این مسیر، سپاسگزارم.
ارادتمند شما
سلام
ممنون و ممنون من البته اینستاگرام ندارم و همه فایلها رو از سایت دیدم ولی گاهی که لایوهای استاد رو در اینستاگرام میبینم یاد افکار درب و داغون گذشته خودم میوفتم واقعا خدا رو شکر مینکم که استاد خالص ترین سیم ارتباطی این آگاهی ها با زمین رو پیدا کردم این فایل برای من اصطلاحا به قول کشتی گیرا مرور فن بود چون تقریبا استاد قوانین رو کامل مرور کرد و فایلی که باید بارها گوش کنم ممنونم
به نام خداوند بخشنده مهربان
1. ما باید جوری زندگی کنیم که فکر کنیم هر لحظه لحظه سال تحویل است و همیشه اون احساس خوب و شور و اشتیاق رو داشته باشیم برای تغییر و تحول شرایط زندگیمان و این مسیر طبیعی زندگی هر انسانی است
2. ما باید همیشه از خودمان و خدای درونمان بپرسیم نقاط قوتمان چیه و چطور میتونیم تقویتشون کنیم و باز بپرسیم نقاط ضعفمان چیه و چطور میتونیم کم رنگ ترشون کنیم؟ و چه هدف هایی میخوایم برای خودمان بزاریم و چه باورهایی رو با ابزار منطق برای خودمان بسازیم برای رسیدن به اهداف و خواسته هایمان
3. توی این جهانی که خداوند عالم خلق کرده به ما این توانایی داده شده هر چیزی رو که بخوایم بتونیم توی زندگیمان خلق کنیم به آسانی اگر که از قوانین تبعیت و پیروی کنیم و قوانین میگوید افکار و باور های ما در حال خلق شرایط زندگیمان است و به هر آنچه توجه کنیم و باور کنیم از اساس و جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیمان میشود لاجرم
4. ما اگر بتوانیم کنترل ذهنمان را در دست بگیریم میتوانیم کنترل 100% زندگیمان را در دست بگیریم اما اگر اهمیت این موضوع رو بدانیم انجام این کار برایمان آسان تر و ساده تر می شود
5. ما باید اهداف بلند مدتمان را یادداشت کنیم و بیایم از خودمان بپرسیم من الان با توجه به شرایط کنونی ام چه روتین و قدم های روزانه ای رو برای خلق خواسته ام انجام دهم و اینکه کارهای روتین و مستمر ما اتفاقات رو رقم میزند نه اون کارهایی که یکی دوبار انجام میدهیم و ادامه اش نمیدهیم
6. ما باید جوری در مورد خواسته هایمان بنویسیم و صحبت کنیم که با این باور که خداوند میگوید تو دقیقا به من بگو چیو میخوای من اون رو برات به آسانی خلق میکنم و هدایتت میکنم به مسیر و خلق خواسته ات
7. ما میتوانیم الگوها و افرادی را ببینیم که واقعا دارن از زندگیشون لذت میبرد و اکثر اوقات 95% همیشه راضی و خوشحال هستند
8. ما باید تا جایی میتوانیم از حاشیه دوری کنیم و بچسبیم به اصل به کارها و عاداتی که به ما در جهت خلق خواسته هایمان کمک میکند
9. وقتی شرایط زندگی ما تغییر میکند که اعمال و رفتار غالب ما تغییر میکند و متحول میشود و هیچ مسیر میانبری وجود ندارد
10. تحول زندگیمان یک شور و شوق میخواهد تعهد میخواهد برای داشتن و تجربه زندگی ایده آل و دلخواه
11. بزرگترین عامل از دست دادن نعمت ها در زندگی مان ناسپاسی و غر زدن است و این قانون است اگر ناسپاس باشی نعمت ها ازت گرفته خواهد شد این قانون است نقطه سرخط.
و اگر سپاسگزار باشیم ما هدایت میشویم به شرایطی که موارد بیشتری برای سپاسگزاری وجود دارد خیلی ساده و آسان
12. ندیدن و ناسپاسی نعمت ها باعث میشود انسان گمراه شود و زمانی که انسان سپاسگزار باشد هدایت میشود به نعمت های بیشتر و سپاسگزاری بیشتر و این چرخه تا بی نهایت ادامه دارد و این به خودمان و انتخاب هایمان بستگی دارد
13. ما اگر میخواهیم هر روزمان بهتر از دیروزمان باشد باید تمرکزمون رو بزاریم روی زیبایی ها نعمت ها و داشته هایمان که در حال حاضر در مدارمان وجود دارد و احساس خوب و فرکانس خوب رو مدام تولید کنیم و ما این توانایی و قدرت را داریم به لطف خالق یکتا
14. علاقه اصلا چیز عجیب و غریبی نیست علاقه یعنی کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه از زمان میتواند تغییر کند و بهتر و باکیفیت تر شود و این طبیعی است اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است
15. در طی تکامل و حرکت کردن در مسیر دلخواه علایق جدید و خواسته های جدید شکل میگیرند
16. پیروی از شور و شوق درونی برای تجربه و قدم برداشتن در آن مسیر به صورت تکاملی به علایق ما جهت میدهد و باعث رشد ما میشود
17. ما نیاز نداریم از الان بدانیم مسیرهای آینده ما کجاست و چجوریه ما فقط باید در لحظه بهترین تصمیمی که با شرایط کنونی مان قابل اجراست انجام دهیم مابقیش خودش خود به خود درست میشود این کار وظیفه خداوند است تموم شد و رفت خلاص خودتو بسپار بهش خودش میچینه برات این یعنی ایمان و توکل
18. تغییر و تحول بنیادین یعنی اینکه من خودم باید مولد و خلق کننده شرایط زندگی ام باشم
19. زمانی که انسان روی خودش و منطق هاش و باور هاش و آگاهی هاش سرمایه گذاری میکند میلیون ها بار بیشتر پاداش ثروت و نعمت دریافت میکند تا سرمایه گذاری در بورس ملک طلا و …
سلام خدمت دوستان گلم
استاد عزیزم
و خانم شایسته ی مهربون
امیدوارم عالی باشید عشقای من
بریم برای گام چهارم
باور امکان پذیری
همیشه باید ورژن بهتری از خودمان باشیم ؛ چون جهان همیشه ورژن جدیدی از تغییرات به ما ارائه می دهد .
ما در این مسیر رشد دائمی جهان باید همراه شده و خودمان را هر روز کمی بهتر از گذشته نماییم .
نقاط قوت را قوی تر و نقاط ضعف را بهبود ببخشیم.
خداوند قوانینی بر جهان نهاده است که شرایط زندگی ما به صورت 1صد در صدی طبق این قوانین رقم می خورد.
قانون هم اینه که به هرچی توجه کنی ، شرایط از جنس همان چیز بیشتر و بیشتر وارد زندگیت می شوند.
اگر کنترل ذهن رو در دست بگیریم یعنی کنترل زندگی را در دست گرفته اییم .
کار سختی هستش اما اگر اهمیت کنترل ذهن رو بدونیم ، برامون راحت تر می شود.
خواسته ها و اهداف ما باید در یک لیست تهیه شود ؛ و آن هارا باید به کارهای کوچک و روتین های روزانه تبدیل کرد.
با پاسخ به این سوال که چه کارهای روتینی می تواند مارا به خواسته هایمان برساند ؟
کارهای کوچک مارو به خواسته هایمان می رساند. ایجاد عادت های جدید در دراز مدت منجر به رسیدن به خواسته هایمان می شود .
جوری اهدافت رو بنویش که قطعا قراره انجام بشه ؛ مثل یک دستوری که منتظرن مکتوب شه.
جوری بنویس که قراره خدا برات میزونش کنه و فقط منتظره تا تو بنویسی تا بره و برات بسازتش ؛ پس با باوری قوی به حتمی بودنش بنویس.
ما برای کارهای بیهوده تر صبح تا شب می دوییم ولی وقتی می خواییم از قوانین حاکم بر عالم استفاده کنیم تنبلیمون میشه.
چرا ؟ ، چون باور نداریم که خدا می تونه مارو به خواسته هامون برسونه ؛
در صورتی که قانون اینه ، اصل جهان اینه و قدرت خداوند رو فراموش می کنیم .
وقتی باور کنی که کانون توجه ات ، تمرکزت زندگیت رو خلق میکنه ، پس وقتت رو بیهوده هدر نمیدی ؛
با هرکس نمی چرخی و فقط می چسبی به توجه کردن به خواسته هات و باورهایت را بهتر میکنی و ار زندگی لذت میبری .
شرایط زندگی آرام آرام تغییر میکند ؛ چون باورها آرام آرام تغییر میکنند .
هیچ میانبر و تقلبی در کار نیست ، فقط باید مستمر روی خودت کار کنی و بهتر شوی.
به این فکر کن که کل زندگیت یه مسیره که هر لحظه می تونه کمی بهتر از قبل باشه و برای اینکه بهتر باشه ، توام باید هر روز کمی بهتر از قبل باشی.
این بهتر شدن نامحدود و فقط خدا می دونه تا چه بی نهایتی می تونه ادامه پیدا کنه.
کوه کندنم نمی خواد ، فقط باید ذهنت رو کنترل کنی که نیاز داره به تمرین و ممارست .
مثل ورزش که تا زمانی تمرین میکنی روی فرم هستی و هرجایی که تمرین رو رها کنی ، آمادگی ات ارام ارام کاهش می یاید .
سپاس گزاری
سپاس گزاری از بهترین تمرین هایی است که توجه و تمرکز را در بالا ترین شکل ممکن روی نعمت ها می گذارد.
طبق قانون وقتی روی چیزی تمرکز میکنیم و احساس خوبی داریم، از جنس همان تمرکز و احساس خوب ، بیشتر وارد زندگیمان می شود .
مهم ترین عامل از دست دادن نعمت ، نا سپاسی هستش؛ با ناسپاسی رو کمبود نعمت تمرکز کرده و کمبود بیشتری وارد زندگیمان می کنیم.
درصورتی که جهان روی نعمت شناوره ، روی رحمت میچرخه و پر از برکت و فراوانیه ؛
در صورتی که بتونی ببینی و سپاس گزار باشی.
برای ادم های ناسپاس همیشه قدیم بهتر بوده است و حسرت گذشته را میخورند و از گذشته به نیکی یاد می کنند.
زیرا ناسپاسی شرایط را بدتر میکنند و این قانون جهان است و تقصیر خداوند نیست.
خداوند شرایط را محیا کرده که نعمت را به سادگی بگیری ؛
پس اگه زرنگ باشیم راه سپاس گزاری را پیشه میکنیم و زندگیمان را به کاممان شیرینی میکنیم.
همیشه در هرجایی و در هر حالی که باشی بی نهایت دلیل برای شادی و سپاس گزاری وجود دارد؛ این دیدگاه مارا رشد می ده .
سپاس گزاری باید روتین زندگیمون باشه و بتونیم در هر لحظه نعمت ها را در یابیم .
حتی برای نعمت های دیگران سپاس گزار باشیم؛
این کار شخصیت مارو در همه ی ابعاد رشد می دهد و نتایج بهتری در شرایط زندگیمان ایجاد می کند.
به نام الله یکتا که همتایی ندارد
در دنیایی که خداوند خلق کرده ما میتوانیم به راحتی هر چی که خودمون میخواهیم رو خلق کنیم به شرطی که از قوانین تبعیت کنیم
و قوانین میگه افکار و باورهای شماست که زندگی شمارو خلق میکنه
وبه هرانچه که تو توجه میکنی از اصل و اساس اون وارد زندگیت میشه
و کنترل کردن ذهن باعث میشه زندگیتو کنترل کنی کار سختیه اما شدنی و اگه اهمیتش رو بدونی کارت راحت میشه
به چیز هایی که میخوای بهشون توجه کن نه چیز هایی که نمیخوای
برای خودت هدف داشته باش و برای رسیدن به هدفت حرکت کن اونم تکاملی
با قانون تکامل میشه به همه چی رسید
مثلاً ذهن ما قبلاً دنبال حواشی بوده دنبال ناخواسته ها بوده بحث میکرده احساس قربانی شدن میکرده احساس عدم لیاقت میکرده و یک عالمه باور نامناسب و حالا میخواد یکدفعه تغییر کنه خب معلومه که نمیشه و برای تغییر یک ایمان میخواد یک تعهد یک شوروشوق برای زندگی خوب
بعضی ها شورو شوق ندارند برای زندگی و کسی که علاقه ای برای رسیدن به اهدافش نداشته باشه تغییری در خودش ایجاد نمیکنه
بزرگ ترین عاملی که باعث میشه نعمت هات رو ازدست بدی ناسپاسیه
جوری به زندگیت نگاه کن که انگار باراوله وارد این زندگی شدی
نعمت هاتو ببین چشمی که باهاش میبینی گوشی که باهاش میشنوی دماغی که باهاش میبویی لبی که باهاش میبوسی
مویی که افشون میکنی دلی که پریشون میکنی دست دست
خخخخخ
شکر نعمت نعمتت افزون کنم کفر نعمت از کفت بیرون کنم
تو زمانی میتونی سپاسگذاری کنی که توجه کنی به چیز هایی که حالت رو خوب میکنن و احساس بهتری بهت میدن
برای اینکه نتایج به صورت بنیادین تغییر کنه
نیاز داره به تغییر بنیادین یعنی تو خودت مولد باشی
بنام خداوند یکتا که همتایی نداره
چقدر حرفهای استاد آرامش بخشه این فایل رو چندین بار گوش کردم و هر بار برام جذابیت تازه ای داشت ای کاش بجای اینکه درگیر روزمره گیها و یه سری افکار پوچ باشیم سعی کنیم دیدگاهمون رو نسبت به دنیای اطرافمون تغییر بدیم اونوقت میبینیم که چقدر جهان قشنگ همه چیو حل و فصل میکنه خداروشکر که بعد مدتها راه درست رو تو زندگیم پیدا کردم و امیدوارم تو این مسیر پایدار بمونم و هر روز آگاهیم نسبت به قوانین جهان هستی بیشتر بشه از استاد عزیز و مریم جان عزیز هم سپاسگزارم که اینقدر قشنگ اگاهیهارو در اختیار ما قرار میدن خدایا شکرت
سلام.سلام
خدارو شکر که به لطف خدا هدایت شدم و دارم تجربه و کامنت برداشتی که از گام چهارم داشتم می نویسم
سلام استاد سلام خانوم شایسته سلام بچه ها
خدارو شکر برای این فایل سوال هایی که داشتم و نمیدونستم درست هست درست نیست در این فایل متوجه شدم من تجربه کلیم در مورد این کامنت میزارم و بعدش براداشت میزارم…
1..این سوال برام بود وقتی استاد می گفت برین دنبال عشق تون کاری که بهش علاقه دارین متخصص بشین در زمینه اش مطالعه کنید…
این نجوای ذهن من بود الان دارم متوجه می شم من اصلا به کاری که دارم می کنم علائقه دارم یعنی با تردید داشتم نگاه می کردم که نگو که این جوانمرگ نجوا بوده من حواسم نبوده الان این اگاهی دریافت کردم اشتباه بود فکر کردن من
1..بخدا علاقه داشتم رفتم چند سال شاگردی کردم حتی مجانی کار می کردم..
2..ببین الان خدارو صد هزار مرتبه شکر خیلی از نظر توانایی در زمینه کارم بهتر شدم من کارم دزدگیر سیستم خودرو تعمیرات تزئینات انجام میدم این طور چیز ها واقعا من بهتر شدم والا من قبل یادم من فقط دزدگیر نصب می کردم میترسیدم ماشین مدل بالاتر بیاد الان خدارو شکر خیلی خیلی پیشرفت کردم
3..استاد شما گفتین علایق تکامل دارد الان وقتی فایل گوش می کردم موضوع رو فهمیدم گفتم استاد زدی تو خال من دمت گرم من فکر می کردم شما میگین باید علاقه داشته باشین به کار این که دکمه ایی هست میزنی و علاقه مند میشی اما خدارو شکر وقتی پیشرف خودم میبینم یعنی علاقه من باعث شده که این پیشرفت حاصل شود با ادمه دادن
4.زمانی که برای دیگران کار میکردم این فکر منم داشتم کی تعطیلی به چه بهانه ایی هست که من نیام سر کار شما گفتین ایرانی ها به زور کار می کنن کار ظلم میبینن بازم فکر کردم اما در این زمینه بهتر شدم الان روز های تعطیل هم میام مغازه خودم و کار می کنم نمیدونم چطور شد اما این فکر من در زمینه کار کمی بهتر شده انگار علائقه من بیشتر شده
و زمانی که گفتین ادمهایی هستند که داوطلبانه میان کار میکنن اون هم با سن های بالا دیگه مغز من هد شات شد پیش خودم گفتم ببین فکر درست چقدر متفاوت هست در عملکرد
5.گفتین برای اینکه نتایج به صورت بنیادین تغییر کند نیاز داریم به تغییر بنیادین
6.استاد گفتین شما باید مولد باشین راست میگین من نزدیک 100 میلیون پول داشتم ولی خودم باور نداشتم واسه همین یک چند وقت پولم دست دامادمان بود و امد دست خواهرم باز رفت دست داماد امد دست خواهرم و من دل خوش بود ماهی چندرقاز می گیرم خوب دیگه سرمایه دارم :) عجب فکری داشتم میدونید تفکر چی بود بهم بگن چه برادر خانوم خوبی داریم چه برادر خوبی داریم این تفکر داشتم خودم پست کوچیک کرده بودم برای اون چندرقاز ناشکری نیستا دارم تفکرم میگم چه کاری کرد با من روی حساب معرفت این به نظر من خطر ناک ترین این معرفت معرفت خودم نشان بدم به داماد و خواهرم هیچی دیگه راست میگین ارزش اون پول امد پایین باور نداشتم خودم میتونم مولد باشم میتونم خودم کاری کنم بخاطر باور ها هیچ حرکتی نزدم
7.در مورد نوشتن هدف توجه کردن و اقدام روزانه پیگیر شدن من چند مرتبه ایی هدفم نوشتم همون حرف شما استاد قبول دارم درسته نوشتم دیگه هم کاری براش نکردم اما با دیدن این فایل
احساس کردم قرار نیست مثل گذشته باشه احساس توانایی کردم که میتونم میشه چون به یک سری هدف های کوچک رسیدم یک سری اتفاقات افتاده و میتونم هدف اصلی مشخص کنم و اقداماتی انجام بدم تا به امید خدا به نتیجه برسم اصلان این کامنت نوشتن ها دیدن گوش کردن این فایل ها هدایت های خداوند هست برای بهبود زندگی
گام چهارم برداشت لایو « باور به امکان پذیر بودن »
یه تعهدی به خودمان بدیم برای اینکه یه ورژن بهتری از خودمان بسازیم یه سال هدفمند خیلی ها این هدف هارو مشخص می کنن اما ول میشه این هدف ها
انشاالله شروع کنیم به ساختن یک ورژن جدید از خودمان ببینیم نقاط قوت چیه که بهترش کنیم و نقاط ضعف مان چیه که کمتر شان کنیم و چه هدف هایی میتونیم برای خودمان انتخاب کنیم و چه باور هایی میتونیم بسازیم برای رسیدن به اهداف مان
در این دنیایی که خداوند قوانین خلق کرده ما به راحتی هر چی بخوایم میتونیم خلق کنیم به شرطی که از این قوانین طبعیت کنیم
قوانین چی میگه…؟؟
افکار شما باور های شما داره زندگی شمارو خلق می کنه به هر انچه که توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت می کنی بیشتر بیشتر قوانین این میگه
اگر ما بتوانیم کنترل ذهن در دست بگیریم میتونیم کنترل زندگی در دست بگیریم کار راحتی نیست ما بخوایم ذهن کنترل کنیم اما کار سختی هم نیست « اما اگر اهمیتش بدونیم برای ما راحت تر میشه »
خیلی مهم که اون ورودی که داریم کنترل کنیم اون چیز هایی که می خوایم توجه کنیم یه لیستی داشته باشیم از اهدافمان بعد اون لیست کوچیک کنیم به کار های روزانه
این هدف من چه چیز هایی الان به عقل من میرسه برای هدفم انجام بدم چه کارهای روز مره روتینگ میتونم انجام بدم که من به هدفم برسونه
اون نوشته و دفتر هر روز نگاه کنیم و براش حرکت کنیم
کار های روتینگ ما نتایج رقم میزنن نه کار هایی که یک بار انجام بدیم نه در وجه مثبت و یا منفی
اگر کاری مثبت یک بار انجام بدیم نتیجه نمیده کار بد هم یک بار انجام بدیم نتیجه نمیده
یک عادت روتین که داره کار هارو انجام میده اگر که باور هارو درست کنیم به همون شکل هم نتایج تغییر می کنه در زندگی مان
بشینیم هدف هارو بنویسیم با این باور با شوق که قرار خلق بشه
یعنی جوری بنویسیم با ایمانی بنویسیم با جزئیاتی بنویسیم زمانی که می نویسی این احساس داشته باشی که خدا میگه اوکی این ردیف شده هست
این شرایط این موقیعت این سلامتی این روابط خوب می خوام
خیلی ها حتی نمی نویسن
یک سری یک عده کم هم که اهداف می نویسن همون یک بار هیچ کاری دیگه نمی کنن پیگیر نیستن هیچ برنامه روزانه هم ندارن چرا چون باور ندارن…؟؟
چون باور ندارن باور نکردن که میتونه اتفاق بی افتته « این شرایط میتونه تغییر کنه »
ما برای کارهای بیهوده و الکی برای دوقرون دوزار فقط بتونیم شکم خودمان سیر کنیم داریم صبح تا شب میدوییم « برای یک چیزی که می خواد زندگی مان در تمام ابعاد تغییر بده وقت نمیزاریم کار نمی کنیم چرا…؟؟ تنها دلیل اینکه باور نداریم »
چرا باور نداریم…..؟؟ چون زندگی مون اطرافیان مون می بینیم همشان مثل خودمان هستند خیلی درگیر روزمرگی تو وجودشان هست کار خاصی نمی کنن « یه ادمهای باری به هر جهت هستن و دارن به سختی زندگی می کنن »
افرادی هستن که گاری زندگی به خودشان بستن و در مسیر سربلایی سنگ لاخ گاری که پر از اتش اشغال سنگین پاه برهنه می کشن یعنی زندگی خیلی ها بالای 70 یا 80 درصد مردم اینه ظاهرش گاری بستن چرخ های گاری زنگ زده سنگین پاه برهنه پاه ها داره داغون میشه زور تقلا مشکلات بیماری ناراحتی بحث ها و هیچ نتیجه هم در زندگی شان ایجاد نمیشه « هر یک سال یک بار 20 متر هم جلو نمیرن »
این شرایط میتونه تغییر کنه وقتی که ما نگاهمان به قوانین تغییر کنه « یک عده ایی هم هستند دارن سوت میزنن لذت میبرن در یک مسیر جنگلی زیبا دارن عشق می کنن حرکت می کنن این زندگی برای اونها هم هست این جور نیست درست تعداد اونهایی که گاری به خودشان بستن زیاد اما تعداد افرادی هم که میتونیم ببینیم که واقعا دارن از زندگی شان لذت میبرن
زندگی در تمام ابعادش تجربه کن وقتی که میتونی خلق کنی
قوانین جهان اینکه به انچه که توجه می کنی وارد زندگیت میشه به صورت جدی هدف هایی انتخاب کن و به هدف هات توجه کن کارها و چیز هایی توجه کن که تورو به هدفت نزدیک می کنه سعی کن از حاشیه دوری کنی و بیای سراغ اصل برای تمرکز و انرژی ارزش قائل شو یعنی چی یعنی اهداف هدف هایی مختصری انتخاب کنی نه یک عالمه هدف که ذهنت قبول نکنن
هدف گزاری و عجله کردن نتیجه نمی دهد اگر خیلی وقت بی هدف بودی الان می خوای اون وقت بی هدفی جبران کنی یک عالمه هدف مشخص کنی برای خودت عجله زور تقلا کنی برای رسیدن هیچ نتیجه ایی نخواهد داشت
وقتی زندگی تغییر می کند که شما تغییر کنی هیچ راه دیگه ایی ندارد برای این موضوع هیچ کسی هیچ بنی بشری هم این جوری تغییر نکرده با زدن یک دکمه
یک تداوم یک عمل کردن یک توالی در مسیر درست نتیجه در زندگی ایجاد می کند نتایج بزرگ با یک بار تغییر کردن نیست
هدف هایی که یک ذره از دایره امنیت شما بالاتر بزرگتر باشه بهش برسید و سال بعد برای هدف جدید تر باور های ما قوی تر شده برای هدف های جدید
اونهایی هم که قانون تکامل درک نمی کنن رعایت نمی کنن زودتر می خوان برسن به هدف ها یک دفعه ایی یک راه کار یک جور دیگه راه کار فقط تکرار و تمرین هست باور مناسب هست و ادامه دادن شور شوق و اشتیاق داشتن
ذهن ما قبلا یک جور دیگه فکر می کرده خیلی دنبال حواشی بوده توجه به ناخواسته ها بحث کردن احساس قرابانی شدن عدم لیاقت و یک عالمه باور های نا مناسب در مورد ثروت سلامتی و روبط می خوایم که یک دفعه ایی اینا تغییر کنه…؟؟
یک ایمان می خواد یک تعهد می خواد یک شور شوق اشتیاق می خواد برای زندگی جدید خوب کسی که علائقه ایی برای رسیدن به هدف نداره کاری نمی کنه تغییری ایجاد نمی کنه
رسیدن به اهداف این نیست که کوه کن باشی یا بشی نیاز به کار فیزیکی نداره نیاز به کار زیاد ذهنی داره این کار ذهنی بیشتر از کار فیزیکی قدرت می خواد انگیزه می خواد اشتیاق شور شوق و توان می خواد لازم نیست کوه بکنی ولی باید بتونی فکر کنترل کنی نیاز داره به تمرین تلاش همیشگی
با چه فرمتی هدف هامون بنویسیم : بیشتر اون باور اون انگیزه مهم نه نوشتن خاص فرمت خاص درگیر جزئیات نشیم این اصلا مهم نیست خورد نشو در این جزئیات
شرایط ایران خوب نیست :
از همون قدیم همین افراد هی دارن تکرار می کنن شرایط خوب نیست کشور مسئولین خوب نیست برای یک عده ایی همیشه داره اوضاع بد بد بد بدتر میشه هیچ زمان هم نمیگن خدارو شکر اوضاع خوب همیشه خدا میگن اوضاع بد زندگی خوبی نیست شرایط بد برای این عده 2 ماه بعد اوضاع خیلی بدتر میشه 6 ماه بعد اوضاع فاجعه میشه بعد از 6 ماه اوضاع نا بوده
برای یکسری ادمهای ناسپاس که به شدت هم زیادن و همیشه نا سپاسی ناراضی هستن هر جوری باشه ایراد می گیرن غر غر می کنن بزرگترین عامل از دست دادن نعمت نا سپاسی هست
نا سپاس باشی ازت گرفته خواهد شد خودمان تصمیم بگیریم چطور می خوایم باشیم و باشه
اگر نگاه سپاسگزاری باشه به جایی هدایت میشی که سپاسگزاری بیشتر نعمت بیشتر هست
سپاسگزاری ادا در اوردن نیست فیلم بازی کردن نیست این نگاه در خودمان ایجاد کنیم که چقدر نعمت در زندگی مان وجود داره….
برای خیلی ها این عده موضوع هست برای عده ایی گه میگن اون قدیما خیلی خوب بود خیلی بهتر بود چند سال پیش فلان زمان برای این عده زمان قدیم خوب هست اما اون هایی که میگن فلان زمان خوب بوده در همون موقع هم اونا نا سپاس بودن نا سپاسی باعث میشه هر سال اوضاع بدتر شود
اما برای یک سری هم هر سال براشون داره خوب میشه سال بهتر میشه
« قران میگه انسان ناسپاس و شیطان میگه من گمراه می کنم تا نا سپاس باشن
نا سپاس بودن باعث میشه انسان گمراه باشه
این ویژگی انسان همه ما نا سپاس هستیم
اما وقتی سپاسگزار نعمت ها هر چیزی که داری هر چیزی که هست باشی زندگی می شود گلستان
این افراد الگویی هایی هستن که به ما باید درس بدن
تمرکز بزار روی دوستان خوب ادمهای خوب نعمت ها و زیبایی ها
وقتی که ادم سپاسگزار باشه هدایت میشه این تمرین می خواد ویژگی تو باشه حس دیدن زیبایی تمرکز بر زیبایی
بنابراین روز دیگه یعنی فردا از امروز بهتر باشه تمام تمرکز بزاریم روی زیبایی ها و سپاسگزار باشیم
وقتی که سپاسگزار باشی نکات منفی و اتفاقات بد هم کم کم و کمتر میشه
اون چیزهایی که خوب هست تمرکز کن تا اینها بیشتر و بیشتر شود
سپاسگزاری چی کار می کنه…؟؟
سپاسگزاری کردن یعنی توجه کردن به چیزهایی که احساس خوبی میده یک سری ادمها لفظ سپاسگزاری دارن لفظ نیست ادا صول نیست این جوری فکر می کنن و در زندگی شان به جایی نرسیدن قانون داره عمل می کنه با ادا در اوردن نیست…
وقتی که من دارم سپاسگزاری می کنم اگر سپاسگزاری باشه که به من احساس بهتری میده وقی تمرکز می کنم روی چیزهایی که به من احساس بهتری میده دارم در مداری قرار می گیرم که نعمت های بیشتر و بهتری هست و با ادامه دادن این روند نعمت هر بار هر بار بیشتر میشه
هنوز شغل مورد علاقئه ام پیدا نکردم
علایق یه چیز عجیب غریب نیست اون چیزی که بهش کشش داریم
یه تفاوت عظیمی هست در کار کردن ما ایرانی ها کار کردن ظلم میبینیم انگار که زورکی کار می کنن یه طوری به اتفاقی بی افته تعطیلی باشه ما کار نکنیم این تفاوت در ادمهای دیگه ببین ادمهایی هستند که داوطلبانه و بدون پول کار می کنن عاشق کارکردن هستن کار مند جایی نیستن افرادی که دوست دارن کار کردن که با سنین بالا هم هستند 80.85.90.97 سالشون ببین تفاوت چطوری هست ولی در ذهن خیلی از ما کارکردن یعنی ظلم یعنی زور همیشه خدا دنبال روز های تعطیلن
وقتی شما علایق خودت پیدا کنی و یک کار انجام بدی زنده میشی واقعا استاد همین طور من بار ها بیکار بودم اصلا احساس می کنی مرده ایی یعنی گم شدی هدفی نداری نمیدونی وقت چی کار کنی احساس بد
اونهایی که کار می کنن اگه کار نکنن یک جا بشینن اینا می میرن
زندگی به واسطه حرکت کردن اتفاق می افته
برو به اون چیزی که بهش کشش داری تو دل کار توی تکامل این علایق شکل می گیره این کاری که می کنی حرکت کنی دوستش داشته باشی برو جلو نگاهت به کار بد نباشه و بعد یواش یواش هدایت میشی این احساس خوب و شور شوق هدایت می کنه لازم نیست بدونی مسیر اینده کجا قرار داره اینده کجاست که بدونی « قدم های اول بردار نگران نباش »
نردبان از پله اول شروعمیشه.نمیشه همون اول پاتو بزاری روی پله پنجم
برای رسیدن به اهداف باید تکامل خودمان طی کنیم
یک بحثی در مورد دین…یا ما قبول می کنیم یک خدایی هست یک مسیری به پیامبر گفته و قران به صورت درست بخوانیم و منطق قران بی نقص
بورس و سرمایه گزاری
چرا ما فکر می کنیم که یک سیستم یک نفر دیگه برای ما پول بسازه چرا خودمان مولد نباشیم چرا فکر میکنیم پولمان به کسی بدیم که اون کار کنه سر ماه سالیانه یه پولی یه سودی به بده …
این تفکر تفکر فقر الودی هست و باعث بد بختی میشه
ما برای اینکه نتایج به صورت بنیادین تغییر کنه نیاز داریم به یک تغییر بنیادین تغییر بنیادین هم اینکه تو تو تو خود تو باید مولد باشی نه بانک نه بورس نه ادم دیگه
چرا خودت روی خودت حساب نمی کنی چرا فکر نمی کنی که شما مولد باشی چرا فکر نمی کنی خودت مولد باشی چرا…..؟؟
ما باید روی خودمان کارکنیم ما باید توانایی اقتصادی ما باید تغییر کنیم می خوای پول به زندگیت بیاد باید تغییر کنی
این انتظار نداشته باش اشتباه عمل کنی مثل قبل فکر کنی و اوضاع مالی تغییر کنه
مهمترین سرمایه گزاری روی خودمان هست وقتی این کار بکنی 100 ها برابر اون سود بانکی اون شخص که می خواد ماهیانه بده تو خودت میسازی از اون چیزی که فکرش می کنی بیشتر هست
تو کار خودت متخصص شو
وقتی که تغییر کنیم : ثروت سلامتی خوشبختی زندگی خوب وارد میشه