اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد خیلی باید سپاسگزار خدا باشیم ک از طریق شما منطق رو در وجود ما زنده کرده و لطف کرده نگاه متعصبانه ک هیچ منطقی پشتش نیس و در اکثر اوقات غلط است رو دور بیندازیم
ب این میگن استاد یاد دادن از طریق منطق
این ک خداوند ربا رو حرام کرده حتما منطقی پشتش بوده و این رو هیچ موقع علمای ب ظاهر مسلمان ن خودشون فهمیدن و نه کسی گفته
این ک چرا نباید بریم سراغ سود
منطق پشتش اینه ک کشوری ک بخاد قدرتمند باشه باید مردمش مولد باشن و خودشون و خدای خودشون رو باور داشته باشن و دنبال پول گذاشتن در یک جا و سودگرفتن نباشن اینطوری مملکت نابود میشه هیچ قدرتی نداره اون مملکت با ی تحریم ساده نابود میشه ک کشور ایران الان نابوده
چرا؟چون چهارتا آدم مثل الون ماسک نداره همه دنبال راحتی و بخور بخابن و یا ی جا استخدام بشن و راحت پول تو جیبشون باشه
و این یعنی ایمانی وجود نداره و فقط حرف هستن
ایمان اگر ب خدا باشه حرکت هم هس حتی اگر همه پول بره باز هم باید حرکت کرد
همیشه فکر کردیم همه اونهایی ک موفق شدن هیچ درسی نگرفتن هیچ شکستی نداشتن و این باعث شد ک با ریز ترین شکست ها شروع ب کفر خد ا کنیم
خودمو میگم ب کسی جسارت نکردم
خدایا من تا حالا از این حرف ها با خودم نزده بودم میدونم ک تویی داری بهم میگی تا بفهمم اشتباهاتم رو ناسپاسی هام رو
خدایا منو ببخش
هز اوم طرف هم من بدون تو هیچی نیستم کمکم کن تا ب اون جیزی ک لایقش هستم برسم
استاد با منطق ی کاری کردن کارستون جوری ما رو از وام بانکی زده کردن ک هیچ وقت سمتش نریم و اون رو یک گناه بزرگی بدونیم ک شرک هستش و بخششی در کار نیس و نتیجش فقره و همیشه در سختی بودن
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم . از اونها برخوردار
نکاتی که تا دقیقه 10 گفته شد:
1.هر لحظه باید برای من مثل سال نو باشه با شور و شوق و اشتیاق برای تغییر و تحول
2. باید نقاط قوتم رو بدونم چیه و اینکه چطور میتونم بهترشون کنم
3. باید نقاط ضعفم رو بدونم چیه و اینکه چطور میتونم کمترشون کنم
4. باید فکر کنم چه باورهایی رو میتونم بسازم برای رسیدن به اهدافم چون طبق قانون هستی باورهای منه که میتونه من رو به اهدافم برسونه
5. به شرط تبعیت از این قانون میتونم به هرچی میخوام برسم
6. از اونجایی که باورهای من حاصل دیده ها و شنیده های منه و دیده ها و شنیده های من از طریق ذهنم وازد میشن اگر بتونم ذهنم رو کنترل کنم میتونم باورهامو رو کنرتل کنم و اگر باورهام رو کنترل کنم میتونم زندگیم رو کنترل کنم
7. یک لیستی باید از ادافم داشته باشم و بعد اون لیست رو کوچیک کنم به کارهای روزانه یا روتنینی که متونم انجام بدم براشون
8. کارهای روتینه که نتایج رو برای من رقم میزنه یعنی یک توالی و تداومی رو توی مسیر درست برای من ایجاد میکنه که نتایج رو برای من رقم میزنه
9. هدفهام رو باید با این باور بنویسم که قراره خلق بشن قراره ایجاد بشن قراره خداوند اجابتشون کنه
10. چند تا هدف مختصر رو باید تعیین کنم نه صد تا
11. اهدافم باید ی ذره از دامنه ی امنیتم بالاتر باشه تا بتونم بهشون برسم و باورهام قوی بشه برای ادامه دادن
12. زندگی من وقتی تغییر میکنه که من تغییر کنم میان بری وجود نداره
خب با این نکاتی که گفته شد ی لحظه اهدافی که برای سال جدیدم نوشتم رو توی ذهنم مرور کردم. بعد به یاد آوردم که مدت شاید دو ماه من تقریبا این اهداف رو روی کاغذ مینوشتم و مرور میکردم و الان که 6 ماه میگذره من به 3 تاشون رسیدم .
بعد فکر کردم اون نکته ای که شما استاد گفتین توی این فایل که اهداف باید ی ذره از دایره امنیتمون بالاتر باشه یعنی ی ذره باهاشون فاصله فرکانسی داشته باشیم دقیقا این 3 تا هدفه که محقق شده اونایی هستن که من فاصله فرکانسی کمی باهاشون داشتم
بعد دوباره فکر کردم من برای رسیدن به این 3 هدف تنها کاری که کردم ادامه دادن به کار کردن روی خودم بوده با فایل های شما و این اتفاقات در حد و اندازه تغییر فرکانس های من بوده
یادمه توی کیی از فایل های کسب و کار شخصی میگن که کسی که در مدار 10 میلیونه ایده های 100 میلیونی بهش گفته نمیشه .وقتی دارم بررسی میکنم اون اهداف من هم که برآورده شدن دقیقا توی حول و حوش 5 تا 10 میلیون بودن که اتفاق افتادن و این نشون میده من توی این مدارها هستم
بعد متوجه شدم که دو تا از اهدافی که نوشتم برای امسالم خیلی فاصله دارن با مدار الانم و به همین خاطر هم تا حالا تیک نخوردن البته این به این معنی نیست که من نمیتونم بهشون برسم ولی فعلا فاصله زیاده
این اون نکته ای هستش که تا اینجای فایل برای من بولد شد که توی هدفگزاریهام باید این نکته رو مد نظر داشته باشم
چه سر فصل های جالبی نوشته بودید،با خوندن سر فصلها ادم امادگی ذهنی پیدا میکند و لایو را بهتر درک میکند.
بعد از نوشتن سر فصل ها آمدم تا نکات لایو را بنویسم ولی آنقدر زیبا بود که فقط محو گوش کردن به آن شدم البته یک سری نکات مهم را هم نوشتم.
من در این فایل یاد گرفتم برنامه روتین داشتن خیلی مهم است.فهمیدم که روی توانایی خودم حساب باز کنم.فهمیدم دنبال علایق خودم باشم.با سپاسگزاری به بهترینها هدایت میشوم.
قانون تکامل و عجول نبودن را بهتر درک کردم و چقدر کمک کرد که عجله را کنار بگذارم.
نقاط قوتم را بیشتر کنم و نقاط ضعف را کمرنگتر کنم
در مقابل کار کردن مقاومت نداشته باشم کار را رنج نمبینم برای خودم انسانی که کار نکنه میمیره.
به قوانین عمل کنم و توجه خودم را روی زیبایی ها بگذارم تا به زیبایی های بهتری هدایت شوم.
ینی چجوری هم به دیگران احترام بزاریم هم برای خودمون ارزش قائل باشیم
برای این هدف تلاش میکنم و میدونم که مهم ترین ویژگی کسی که با خودش و با جهان در صلح هست و حالش خوبه اینه که برای خودش ارزش قائله برای دیگران هم ارزش قائله اما اولویت خودش هست
شناخت این ویژگی باعث میشه به ثروت برسم به قول خداوند
و خدایا هزاران بار شکرت که امروز بهم فرصت زندگی دادی و در این مکتب قرار دادی تا بنویسم
نمیدونم چندبار اما قطعا حدود ده بار این فایل رو گوش دادم اصلا قفلی زدن رو فایل ی لذت خاصی برای من داره. هر چی بیشترگوش میدی بیشتر میفهمی بیشتر میری تو بهرش بیشتر سوال پیش میاد بیشتر ذهنت درگیر میشه. نمیدانم برای همه هست یا نه اما من هر چی بیشتر گوش میدم موضوع برام فرارتر میشه و ی جورایی هم سنگین تر. اصلا هر چی بیشتر گوش میدی کنکاشت هم بیشتر میشه یا اصلا ادم حس خلا میگیره اصلا حس میکنم تمام مبحث ها دارن ته نشین میشن و من دارم میام رو آب. ی چیزایی از ذهن ادم میگذره ی ترمزهایی سر میزنن بیرون بعدش ادم یهو میگه عه اینا کجا بودن؟اصلا اینا چی هستن!؟یعنی خداوکیلی استپ من به خاطر این ترمزها بوده؟؟ادم میمونه والا
به قول ی دوستی برام کامنت نوشته بود دنیا خر تو خره
یعنی این جمله دهن منو سرویس کرده چند روزیه. واقعا چخبره اخه؟؟؟چرا هر چی سعی میکنم بیشتر بفهمم بیشتر گیج و کلافه میشم. نوشته بود همه چی باورته هر چیو باور کنی همون میشه. اصلا مگه این جمله رو استاد میلیون ها بار تو هر فایلش نمیگه؟پس چرا من نفهمیدم تا اینکه این دوستمون گفت دنیا خر تو خره من فهمیدم همه چی باورته یعنی چی
اصلا ی جاهایی فی البداهه حرف میزنم و طرف کلی به به و چه چه میکنه و بعدها هم میگه فلان حرفت منو دگرگون کرد اما انگاری برای خود من فقط ی حرف قشنگ بوده
همین باور خودش به تنهایی ی انقلاب نارنجی به راه میندازه حالا میخواد جهت فلاش باور به هر سمتی که میخواد باشه. اصلا من میگم دقیقا سر فلش باورها دست ماست به هر سمتی که هل بدیم همون وری میره هاااا. اصلا هم ازت نمیپرسه عامو تو چی میخوای خیلی شیک و راحت میگه تو منو هل دادی این سمتی که خودت خواستی حالا هر چی میخوای بهش بگو من پول میخواستم من سلامتی میخواستم من روابط عالی میخواستم من عشق و لذت میخواستم میگه هر چی تو میخوای پیشکش اونی که باورته میشه نتیجت.
الله اکبر
دقیقا همون جمله قشنگ حمیدرضا که دنیا خر تو خره
فقط باورته که میشه نتایج کف دستت
همینو سفت بچسب بزار دنیا هر وری میره به سلامت
همین امروز من عملا اتفاقی روبه چشم دیدم که دقیقا چند روز پیش تو ذهنم ساختم وقتی اون اتفاق رخ داد چند دقیقه بعدش که یادم اومد چند روز پیش این باورو من ساختم ی ان گفتم جلل الخالق. یعنی چی؟چرا دقیقا همونجوری که تو ذهن من ساخته شده بود رخ داد؟
اصلا مگه میشه؟
دقیقا کار همین باور بودش کار خود مارمولکش
ی وقتی گیج و منگ میشم میگم چخبره این وسط؟اون ته مغز ادم اون ته ته ذهن اون حال و حس لامصبی که مخفیه و نسبت به هر موضوعی ی جوری خودشو نشون میده و ته ذهنت خبریه همون میشه حالا اسمش میخواد هر چی باشه. اصلا چرا نشه واقعا؟مگه معامله هست که بشه یا نشه
کلا میشه
به قول استاد هر چی بگی جهان میگه چشم
اصلا جهان نه بلد نیست
فقط میگه چشم
نه اونکه به زبون میاریااااا
اون باور لامصب فقط خوب بلده کارشو
من چی بگم اخه
ادم واقعا واژه کم میاره چه نسبتی ببنده بهش اخه
من اینو قشنگ با تمام وجودم تجربه کرده بودم که وقتی یکی منو تو رانندگی با ماشین جدیدم ببینه بهم میگه خیلی بهت میاد که دقیقا همین چند شب پیش طناز گفت خیلی ماشینت به سیست میاد و من هاج و واج میگم خدایا نکن دیگه مگه چندتا قلب دادی بهم که هی با سوپرایزت قلب منو هدف قرار میدی؟؟؟
من اینو میدونستم که بعد از حضور من تو سایت و بعد از فعالیتم و تعهدم خیلی اتفاقا رخ میده و من تغییر میکنم اینو واقعا میدونستم یعنی همون حسه همون فرکانس همون باور اینو بهم گفته بود
منی که 36 ساله با این خانواده و اقوام زندگی میکردم که اما امسال هرکی منو ببینه بگه تو چقدر خوشکلی بگه چقدر توخوبی اصلا بشم شاخص تو فامیل تو دوست تو همکار اصلا بشم الگو واسه هر چیزی که هر کی بخواد مثال بزنه
یعنی ی مادر بخواد به دخترش راه و روش موفقیت یاد بده بگه ساناز رو ببین
اصلا همین امروز چرا ی غریبه برای اولین بار که منو ببینه دوساعت بشینه به تعریف و تمجید که تو این همه امتیاز عالی داری
اصلا من تصمیم بگیرم که امسال ی رابطه خوب تجربه کنم و اینو هم بسازم که من گنگم بالاست و لایق ی تجربه رابطه عالی ام که از همون سال تحویل تا دقیقا امروز ی ادمایی سر راه من قرار بگیرن یکی از اون یکی گنگ تر که حتی من چند روز پیش گفتم اینا دارن انتخاب منو سخت تر میکنن که. از بس یکی از اون یکی بهتر من هی به خودم میگم بازم از این کیس بهتر هم هست. اصلا همه بدون استثنا بخوان پیشنهاد ازدواج بدن دقیقا تا ی سال پیش تمام پیشنهادها برای دوستی بودشاااااا
دقیقا همین جا
همین نکته
چی این کیس ازدواج هارو به سمت من آورد؟
تنها کاری که من کردم فقط هر جوری شده بود به خودم قبولوندم که تو لایقی لایق ی شخص فوق العاده تو هر جنبه ای. فقط همین کار به والله اگه ی حرکت دیگه ای زده باشم که ی نفر که از من ی ماشین خریده و همه چیز تو ی روز تموم شده چند روز پیش زنگ بزنه بگه ی کیس فوق العاده هست وقتی از تعریف کردم گفته من قصدم ازدواجه میخوام باهاش آشنا بشم. حالا طرف دکترای فلان رشته فلان شغل قیافه که گنگ گنگ ماشین که بالای ده میلیارد شرایط مالی توپ توپ و طرف نهایت کلا یکی دو ماه ایران باشه همش خارج از کشور حالا جواب من چیه؟ من نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم یعنی اون چیزی که باید رخ بده بین ما رخ نمیده
از اونا اصرار و از من رد شدن به سادگی به سادگی انگاری که وعده بعدی ی مورد توپ تری هست یعنی هستااا واقعا مگه کمه از این موردآخه؟
اینا همش نتیجه اون باور اصلیه بود که من ساختم که تو دختر تو تکه ای از خدا رو این کره زمین و تو خود لیاقتی دقیقا خود خودش
اصلا تو اومدی که فقط لذت ببری و سقف لذتت رو خودت تعیین میکنی با باورهات با اون اعتقادی هست ته ذهنتاااا با همون. همون امیدی که اون ته مغز و قلبت نشسته و میگه اره میشه میگه تو وصلی به ی منبع که فرمانروای کل کیهان هستشاااا
همون که شب رو برای استراحت و ارامش قرار ده
همون که میلیون ها گونه جانوری ته اقیانوس ها رو زندگی داده. وا مگه میشه؟ته اعماق اقیانوس اونم زندگی؟بعللله میشه ساختارش همینه دیگه کلا کارش زندگی بخشیدنه
همون که این همه زندگی به جانداران خشکی بخشیده به راحتی
اصلا همون که داره اینقدر با نظم دقیق مدیریت میکنه این کهکشان و این منظومه و این سیاره و این ستاره رو
دقیقا همین. همین خدا همین انرژی همین کائنات همین فرکانس همین باور اصلا بیس قضیه همین حال خوب و حس خوب دقیقا همین همینه خودشه حال خوب
و خدایا هزاران بار شکرت که خالی کردی منو به والله که داشتم منفجر میشدم
خیلی جلوی خودم رو گرفتم که کامنت نزارم و سعی کنم این بار بدون حواس پرتی فقط عمل کنم به آگاهی ها، همونطوری که مدت هاست از استوری گذاشتن توی اینستا و واتساپ دست برداشتم چون متوجه شدم ریشه ی این کارم انتشار آگاهی نیست در واقع دارم سعی میکنم خودم رو توضیح بدم خودم رو ثابت کنم و دلیل تصمیمات زندگیم رو توضیح بدم، یار جمع کنم و دنبال پایه هستم چون اعتماد به نفس و عزت نفسم هنوز جای کار داره و اونقدر قوی نیست که نترسم و نلرزم و با قدرت مسیرم رو به تنهایی برم، حتی پیش میومد با کسی اختلاف نظر داشتم اونجا تو اون فضا حرفمو نمیفهمیدن بدو بدو میومدم توی سایت و این فضا که افراد بهتر درکم میکنن کامنت میزاشتم در مورد همون موضوع مورد بحث که هر چی واسه طرف توضیح داده بودم متوجه نشده بود تا یا استاد تایید کنه یا بچه ها و اینطوری اون آشوب درونم که با اون بحث و اختلاف نظر ایجاد شده بود رو آروم کنم یعنی نمیشد که یه نظری یا عقیده ای داشته باشم و هیچ کسِ هیچ کس هم باهاش موافق نباشه و هیچ کسِ هیچ کس هم مثل من فکر نکنه حتی بچه های سایت یا استاد و من اون عقیده رو باهاش راحت و اوکی باشم انگار همش یه تایید حتی تایید یه نفر هم باید میبود اما فهمیدم اوج عزت نفس اینه که هر عقیده ای که خودت بهش رسیدی و فکر میکنی درسته رو داشته باشی اونم بدون تردید و آرام باشی و نخوای حتی در موردش صحبت کنی و فقط خودت و خودت حال کنی با اون فکرو دنیای درونی خودت.
اما باز بعد از چندین باره گوش دادن این فایل هر چقدر که تلاش کردم ننویسم نتونستم چون چند روزی هم هست که همش داره دیدگاه میاد روی جوابی که به یکی از سوالات قسمت عقل کل داده بودم و میبینم که چقدر بعضی از آگاهی هایی که بهش رسیدم گفتنش داره به دیگران کمک میکنه پس با این منطق دوست دارم اینجا بنویسم اونچه ازاین فایل دریافت کردم تا هم به خودم کمک کنه این نوشتن هم به دوستانم.
این فایل جزو معدود فایل هایی هست که هر چی فکرمیکنم یادم نمیاد دیده باشم با اینکه حواسم هست و هر روز به سایت سر میزنم. شاید هم توی مدارش نبودم نمیدونم.
من روابط خوبی با همسرم داشتم و دارم همهمین الان، اما خیلی وقت بود توی بحث روابط متوقف شده بودم و خواسته ی جدیدی نداشتم تا اینکه جهان با چک و لگد بهم فهموند متوقف شدم، دراوج عشق و دوستی بدون هیچ اختلاف و هیچ ناراحتی یا درگیری ای همسرم گفت بیا جدا بشیم.
همیشه فکر میکردم اصلا وابسته نیستم چون هیچ کدوم از اون علائم وابستگی درروابط توی من نبود اما بعد از پیشنهاد جدایی از سمت همسرم و شوکی که بهم وارد شد و اینکه تا چند روز هرکاری میکردم با هرمنطق و فکر و باوری تلاش میکردم حالم خوب بشه و نمیشد متوجه شدم من خیلی خاموش وابسته ام به همسرم و خودمخبر ندارم.
با همسرم صحبت کردم کاملامنطقی و اون رو منصرف کردم از جدایی و با هم ادامه دادیم تا اینکه چند هفته بعد سر یه بحث کوچیک و بچه گانه دوباره این پیشنهاد جدایی تکرار شد و از اونجایی که معتقدم اگر یه اتفاقی تکرار بشه اصلا تصادفی نیست و باور و ریشه اش داخل وجود خودم هست افتادم به جون باورام و کنکاش درونم تا اینکه بعد از چند روز تفکر و البته بی حوصلگی و ناراحتی تونستم ریشه ی اصلی و عیب اصلی کارم رو پیدا کنم.
جالبه که الان که توی مدارش قرارگرفتم چقدر خوب درککردم حرفایی رو که استاد توی این فایل درباره ی روابط گفته و چقدر کم هستن افرادی که واقعا به این حد درک و مفهوم و کنه این موضوع برسن.
چنان آگاهی سطح بالایی رو استاد توی این فایلگفتن که من بعید میدونم یک درصد از نیم درصد مردم دنیا هم این باور و نگرش رو داشته باشن.
توی تصور قبلی من جدایی و طلاق یه مفهوم کاملا منفی بود و من تصور میکردم کسی که جدا شده یه پرونده ی ناموفق توی زندگیش داره که برچسب موفق بودن رو ازش برمیداره و دیگه نمیتونه مدعی پرفکت بودن رو داشته باشه، با این دیدگاه و طرز فکر افراد تک همسر پیش چشمم ارج و قرب زیادی داشتن و کسانی که جدایی رو تجربه کرده بودن رو ناخودآگاه قضاوت میکردم و فکر میکردم مهارت همسرداری یا روابط رو بلد نبوده یا مثلا آدم صبور و بساز یا منعطفی نبوده یا اخلاق نداشته یا کلی بر چسب دیگه.
حتی توی آدم های موفق هم دنبال افراد تک همسر میگشتم و اونایی که پرونده ی جدایی توی زندگیشون بود رو به عنوان آدم درتمام جنبه ها موفق باور نداشتم.
من با این دیدگاه مادرم رو که یه عمر پدرم رو تحمل کرده بود تحسین میکردم خواهرم که جدا شده بود رو قضاوت منفیمیکردم و حتی یکی از دوستام رو و به طور کل آدمای طلاق گرفته رو داخل آدم حساب نمیکردم و بدون اینکه بدونم آدمای متاهل اطرافم کیفیت روابطشون چطوره زندگیشون از نظر من نرمال بود و اونی که ازهمسرش جدا شده بود یه آدم ولنگار و بی بند و بار محسوب میشد.
دلم هم خوش بود که قانون رو درککردم و همیشهبابت روابط خوبم با همسرم خدا رو شکرمیکردم فقط تنها کسی که قضاوتش نکردم استاد بود چون خیلی قبولش داشتم و هر وقت اون ذهنیت منفی میومد وسط میگفتم استاد همسرش رو ول نکرده همسرش ولش کرده و تازه دلسوزی هم میکردم و به چشم یه مظلوم استادو نگاه میکردم و با این طرز فکر درب و داغون دلم هم خوش بود که خدا رو شکر روابط خوبی دارم تا اینکه متوجه شدم دلیل اینکه من و همسرمبا هم اختلاف نداریم و زندگیمونگل و بلبله اینه که اولا بخش اعظمی ازروز کنار هم نیستیم و البته وقتی امهستیمخوبه چون من آدمی هستم که اخلاقم خیلی نرم و منعطفه.
دلیلش اینه که من دربحث روابط به شدت استانداردها و توقعاتم رو آوردم پائین و اصلا خواسته ای ندارم و کاملا متوقف شدم و دلم خوشه به اینکه همین که با هم بحث نمیکنیم و تو سر و کله ی هم نمیزنیم مثل اطرافیانم پس خوبه همه چیز.
تا اینکه پیشنهاد جدایی باعث شد من به خودم بیام و یه تجدید نظر اساسی توی عقاید و باورهام در بحث روابط داشته باشم عقاید و باورایی که هیچ شکی به درستیشون نداشتم و به قول استاد پاشنه های آشیل اولش حُسن به نظر میان.
اول از همه شروع کردم به تغییر نگاهم نسبت به واژه ی طلاق و اعتراف میکنم کار راحتی نیست تغییر این دیدگاه چون یه عمر همش مخالف اینو شنیدیم.
هنوز جای کار دارم اما از احساسم میفهمم دارم درست پیش میرم مث کسی شدم که دونه دونه سنگا رو از کوله پشتیش داره جدا میکنه و داره سبک میشه کلا وقتی احساس انبساط و راحتی و سبکی میکنم میفهمم خیلی خوب دارم روی خودم کار میکنم الان فشار خیلی کمتر شده استرسم کمتر شده ترس از دست دادن همسرم رو ندارم ترس حرف مردم رو ندارم ترس تنهایی و بی پناهی رو ندارم احساس گناه ندارم و عدم احساس تقدس رو ندارم و با اینکه انکار نمیکنم هنوز جدایی برامتلخه اما تمام تلاش ذهنیمو دارم میکنم که خودم رو کنترل کنم و بپذیرم که این یه موضوعی هست که از منظر قانون و خداوند اصلا منفی نیست و یه اتفاق طبیعیه که طبق قانون رخ دادنش هم منطقیه.
الان برام جدایی و طلاق فقط یه معنی داره، “جدایی یعنی تغییر مدار دو نفر”، همین، فقط همین.
برای خیلی از افراد جدایی با درگیری و ناراحتی و دلخوری همراه هست چون هر دو طرف شرک دارن هر دو طرف کلی باورهای اشتباه و کلی مقاومت دارن امابرای من جدایی یعنی تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند تا راحتتر هدایتم کنه بهزندگی ای که لایقشم.
خیلی از خانوما بعد از جدایی مذهبی و چادری میشن و اینو سپر دفاعی خودشون در برابر حرف و نظر مردم و آزار مردای دیگه میکنن خیلی از خانومای دیگه ام برعکس بعد از جدایی بدون اینکه به خودشون فرصت تنفس بدن میرن توی فاز رسیدگی زیاد به ظاهرشون تا به سرعت وارد یه رابطه ی دیگه بشن یا به دلیل ترس از تنهایی و بی پناهی یا به دلیل روی همسر قبلی رو کم کردن اما من اگر جدا بشم تمام تلاشم رو میکنم که بدون اینکه جزو این دو دسته افراد قرار بگیرم همون روالی که تا الان پیش رفتم رو ادامه بدم پیگیری اهدافم بدون حواس پرتی، البته قبول دارم که کمی طول میکشه تا آدم با تغییرات ادپته بشه اما سعی ام رو خواهم کرد که روابطم رو بسپرم به خدا و روی اهدافم متمرکز باشم.
قبلا از تغییرات میترسیدم اما الان میخوام برم توی دلش و بدونم ترسی نداره فقط تجربه های جدید و تنوع هست که بزرگترممیکنه و امکان یه زندگی بهتر رو برام فراهم میکنه.
ما باید بپذیریم که تنها عضو ثابت زندگی ما خداونده و به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نشیم که بعدش جدایی باعث درد بشه، برای من جدایی رخ نداده و نمیدونمهمرخ میده یا نه چون هر بار که روی اینباورایی که در بالا گفتم کار میکنم به طرز عجیبی همسرم بیشتر عاشقم میشه و البته که من روی این باورا کار نمیکنم که همسرم عاشقم بشه من واقعا واقعا دارم طوری کار میکنم روی خودم که هر اتفاقی بیوفته باهاش اوکی باشم و سعی ندارم خدا و قانون رو دور بزنم یا کلاه سر قانون بزارم.
دارم سعی میکنم قانون تکامل رو همرعایت کنم و به خودم فشار نیارم یعنی قبول کردم که درد داره تغییر این باورها و نگم چرا ناراحتم چرا غمگینم چرا طرف هنوز برام مهمه و از خودم توقع زیاد نداشته باشم.
الان خیلی بهترم حالم خیلی خوب شده، خیلی بیشتر با خودم در صلحم خیلی ناخودآگاه چون این وابستگیه ازبین رفته با احترام و عشق بیشتری با همسرم برخورد میکنم بیشتر در لحظه هستم و سعی میکنم تا هست از وجودش لذت ببرم و نگران بعدش نباشم و البته خواسته های جدید داره توی وجودم متولد میشه که به هر شکلی که خداوند صلاح بدونه چه از طریقهمسرمیا هر فرد دیگه ای دریافتش کنم.
من مقاله ی مریم جان رو که در رابطه با همین موضوع هسترو خیلی دوسش دارم مخصوصا اون قسمت که میگه اگرحتی روابط خوب پیش بره در بهترین حالت باز هم با وجود مرگهیچگریزی نیست…
از وقتی دارمروی این باور خوب کار میکنم اشتیاقمبرای کارروی خودم خصوصا در بحث مالی بیشتر شده چون دیگه ترس ندارم اگر تغییر کنه شخصیتم جهان جدامون کنه البته که منتظرم نیستم جهان جدامون کنه بعد بهم ثروت رو بده یعنی حضورهمسرمرو دلیل نیومدن نتایج توی زندگیم نمیدونم و خیلی خوبه که آدم به این نقطه برسه که درعین حال که عاشق اون فرده و سپاسگزار وجودش هست وابسته اش نیست و بدون اینکه بود و نبود اون فرد رو دلیل موفقیت یا شکست اش بدونه با احترام درکنارش زندگی کنه و با آرامش اهدافش رو پیگیری کنه و همه چیز رو بسپاره به رب.
واقعا تک تک فایل ها حتی لایوهایی که برای قبل هست پررررر از درس و آگاهیههه😍😍😍😍
واقعا عالی بود این فایل👌🏻👌🏻👌🏻
یادداشت من از این فایل
🌱به دنبال سبک شخصی زندگیت باش و نخواه که دیگران رو راضی کنی چون ما هرگز قادر به راضی کردن همه نیستیم پس کاری رو انجام بده که عشقش رو داری چون فقط در این صورت موفق خواهی شد
🌱داشتن یه زندگی با کیفیت و عمیق از همه چی مهمتر هست اگر دائم به خودت یادآوری کنی این جهان مادی فانی هست و قرار نیست همیشه اینجا باشی اونوقت خیلی با کیفیت تر زندگی میکنی و سعی میکنی از این فرصت کوتاه نهایت استفاده رو ببری
🌱تو رابطه عاطفی من الان با دیدگاهم با طرف مچ هستم اما نه من و نه اون سنگ نیستیم پس ممکنه تغییر دیدگاه پیش بیاد بنابراین هیچ چیز رو ابدی ندون برای خودت این ادای روشن فکرا رو دراوردن نیست رابطه درست بر مبنای عشق بدون وابستگی و کنترل کردن هست
🌱کنترل ذهن و اعراض در مقابل اتفاقات و یا افرادی که مخالفت هستن بیشترین درجه عزت نفس رو داره وقتت رو برای دفاع کردن از خودت و اثبات خودت به دیگران هدر نده مهم نیست بقیه چی دوست دارن یا دوست ندارن مهم اینه من با چی حالم خوبه چون من فقط مسئول زندگی خودم هستم وقتی به این درجه از کنترل ذهن برسی خیلی عزت نفست قوی شده👌🏻
🌱 هرگز عادت نکن که چیزی رو تحمل کنی این خط قرمز باشه برات
🌱تحصیلات مهم نیست تنها تخصص مهمه اگر عاشق چیزی باشی خود به خود در اون تخصص پیدا میکنی و انگیزه داری و اگر باور درستی در مورد ثروت داشته باشی ثروت خودش میاد سراغت
🌱تنبلی وجود نداره مهم انگیزه و باور هست دقت کنی تو کارهایی که انگیزه داری خیلیم زرنگی!👀
🌱ثروت نیاز به باورهای قدرتمندتری نسبت به مسائل دیگه داره پس اگر هنوز به ثروت نرسیدی فقط باید ادامه بدی چون مسیر درسته ناامید نشو و ادامه بده🥳🥳🥳
سلام دوشنبه , سلام دوستای هم فرکانسیم, سلام استاد عزیزم, سلام خانم شایسته عزیز که با زحمت های شما فایل ها اماده میشه و ما فایل ها رو میبینم و دلمون واقعا با حرفهای استاد گرم میشه- خدارو شاکرم که از وقتی خاستم تغییر کنم یک دوستی رو سر راه من اورد – و اون دوست عباس منش رو به من معرفی کرد- که استاد عباس منش به کمک خدا زندگی منو دگرگون کرد- واقعا الان حس خوبی دارم که برای چی؟ برا چه چیزی زندگی میکنم؟- و قوانین زندگدی رو قشنگ درک کردم …سالهای زیادی با باور های جامعه زندگی کردیم چیزی نشد- ولی این چند ماهی که با استاد عباس منش و باورهای زیبا و قشنگی که ساختم زندگی میکنم خیلی خوشحالم – خدایا شکرت…
یک اتفاق جالبی که افتاد امروز صب وقتی از خاب بیدار شدم اون اتفاق های که دوس داشتم بیوفتد, یکش این بود که استاد لایو رو بزاره روی سایت – البته ساعت ۱۰ داشتم لایو رو تماشا میکردم اون روز ولی دوست داشتم تو سایت هم تماشا کنم فایل رو- خدایا شکرتـــــــــــ
امسال هدفها و کارهای زیاد نوشتم که باید انجام بدم- استاد عباس منش عشقی – به قول استاد خدا مستقیم با ما حرف نمیزنه به وسیله نشانه ها با ما حرف میزنه- خدار رو شکر میکنم که به وسیله استاد عباس منش اون اگاهی ها رو به ما منتقل میکنه – خدایا شکرت…
سلام ب استاد عزیز، خانم شایسته نازنین و دوستان عزیزم
قسمت آخر فایل تیرخلاص بود برای من، علایق یه چیز عجیب و غریب نیست، اون چیزی ک بهش کشش داری، برو تو دل کار، قدم ب قدم هدایت میشی، خودت باید یه حرکتی بزنی، کار کردن رو ظلم ب خودت نبین، تو تکامل علایق شکل می گیره، یواش یواش هدایت میشید، این احساس خوب، این شور و شوق شما رو هدایت میکنه.
لازم نیست از الان بدونی مسیرهای آینده کجاست، شما از الان قدم های اول رو بردارید، نگران نباشید. در مورد مدارهای بالاتر از خودت سوال نپرس، کاری ک الان باید انجام بدم چیه؟
من الان مغازه مو میخوام تحویل بدم، ینی اعلام کردم، تمدید هم نمیکنم، حالا این ماه آخره، قدم من این بود ک اعلام کنم و این درو ببندم، سمت خودم رو انجام بدم. حالا من میخوام وارد مرحله جدید زندگیم بشم، من توقعم از خودم از توانایی هام رفته بالا، ب خدا میگم باید یه مسیر یونیک و منحصر بفرد بهم بگی، من باید مسیر خودم رو داشته باشم، ایده های خودتو میخوام، من باید با شور و شوق از خواب بیدارشم، من باید برای زندگیم شور و شوق داشته باشم، کار کردن رو هم عیب نمیدونم، حتی شده میرم و تو مسیری ک علایقم هست برای کسی کار میکنم و از تجربیاتش استفاده میکنم و بعد میرم وارد مرحله جدیدتر زندگیم میشم، مرحله عمیق تر، مرحله دیپ تر، من توقعم از خدا بالا رفته، توقعم از خودم بالا رفته.
درسته یه سال مولد ثروت بودم، نتیجه هم گرفتم، اینو تجربه کردم ولی میخوام شرایط بهتری رو از همه لحاظ تجربه کنم، حتی شده وارد یه حوزه جدید بشم ک نیاز ب یادگیری مهارت داشته باشه، الان خم و چم مغازه داری رو یاد گرفتم ولی این کار برای من نیست، مسیر من باید مسیرِیونیک خودم باشه.
اونجایی ک گفتید چرا فکر نمیکنی خودت میتونی مولد باشی؟؟؟ چرا فکر میکنم نمیتونم از مسیری ک دوست دارم ثروت خلق کنم؟؟؟ چرا فکر میکنم من عرضه ندارم از کاری ک دوست اش دارم ثروت خلق کنم اونم با لذت اونم به راحتی اونم فراوان، وقتی تو مسیر علاقه ام باشم پول خودش میاد، ب مقدار بسیااار زیادتر هم میاد، اون وقته ک میتونم خواسته هام رو تیک بزنم، هم عشق میکنم هم پول ب راحتی میاد ب حسابم. فکر میکنی علاقه ای نداریییی؟؟؟ باید پیداش کنی، کسی ک منتظره بهش گفته میشه، کسی ک ایمان داره بهش گفته میشه کسی ک ایمان داره هدایت میشه، هدایت میشه. باید این جمله رو بارها و بارها ب خودم بگم ینی تو عرضه نداری از مسیری ک عاشق شی پول بسازی؟؟؟؟؟
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند
استاد خیلی باید سپاسگزار خدا باشیم ک از طریق شما منطق رو در وجود ما زنده کرده و لطف کرده نگاه متعصبانه ک هیچ منطقی پشتش نیس و در اکثر اوقات غلط است رو دور بیندازیم
ب این میگن استاد یاد دادن از طریق منطق
این ک خداوند ربا رو حرام کرده حتما منطقی پشتش بوده و این رو هیچ موقع علمای ب ظاهر مسلمان ن خودشون فهمیدن و نه کسی گفته
این ک چرا نباید بریم سراغ سود
منطق پشتش اینه ک کشوری ک بخاد قدرتمند باشه باید مردمش مولد باشن و خودشون و خدای خودشون رو باور داشته باشن و دنبال پول گذاشتن در یک جا و سودگرفتن نباشن اینطوری مملکت نابود میشه هیچ قدرتی نداره اون مملکت با ی تحریم ساده نابود میشه ک کشور ایران الان نابوده
چرا؟چون چهارتا آدم مثل الون ماسک نداره همه دنبال راحتی و بخور بخابن و یا ی جا استخدام بشن و راحت پول تو جیبشون باشه
و این یعنی ایمانی وجود نداره و فقط حرف هستن
ایمان اگر ب خدا باشه حرکت هم هس حتی اگر همه پول بره باز هم باید حرکت کرد
همیشه فکر کردیم همه اونهایی ک موفق شدن هیچ درسی نگرفتن هیچ شکستی نداشتن و این باعث شد ک با ریز ترین شکست ها شروع ب کفر خد ا کنیم
خودمو میگم ب کسی جسارت نکردم
خدایا من تا حالا از این حرف ها با خودم نزده بودم میدونم ک تویی داری بهم میگی تا بفهمم اشتباهاتم رو ناسپاسی هام رو
خدایا منو ببخش
هز اوم طرف هم من بدون تو هیچی نیستم کمکم کن تا ب اون جیزی ک لایقش هستم برسم
استاد با منطق ی کاری کردن کارستون جوری ما رو از وام بانکی زده کردن ک هیچ وقت سمتش نریم و اون رو یک گناه بزرگی بدونیم ک شرک هستش و بخششی در کار نیس و نتیجش فقره و همیشه در سختی بودن
خدایا همه ستایش ها مخصوص توست
سلام دوست عزیز!
خیلی عالی تعریف از سود کردید که بدانیم چرا سود حرامه!
به قولِ شما هیچ علمای به ظاهر مسلمان تاحال تعریف واضح و مشخصی ازینکه چرا سود حرامه نکردن حداقل من نشنیدم و خیلیامون ندانستیم چرا سود حرامه!
امیدوارم عالی بدرخشید.
خدایا شکرت
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم . از اونها برخوردار
نکاتی که تا دقیقه 10 گفته شد:
1.هر لحظه باید برای من مثل سال نو باشه با شور و شوق و اشتیاق برای تغییر و تحول
2. باید نقاط قوتم رو بدونم چیه و اینکه چطور میتونم بهترشون کنم
3. باید نقاط ضعفم رو بدونم چیه و اینکه چطور میتونم کمترشون کنم
4. باید فکر کنم چه باورهایی رو میتونم بسازم برای رسیدن به اهدافم چون طبق قانون هستی باورهای منه که میتونه من رو به اهدافم برسونه
5. به شرط تبعیت از این قانون میتونم به هرچی میخوام برسم
6. از اونجایی که باورهای من حاصل دیده ها و شنیده های منه و دیده ها و شنیده های من از طریق ذهنم وازد میشن اگر بتونم ذهنم رو کنترل کنم میتونم باورهامو رو کنرتل کنم و اگر باورهام رو کنترل کنم میتونم زندگیم رو کنترل کنم
7. یک لیستی باید از ادافم داشته باشم و بعد اون لیست رو کوچیک کنم به کارهای روزانه یا روتنینی که متونم انجام بدم براشون
8. کارهای روتینه که نتایج رو برای من رقم میزنه یعنی یک توالی و تداومی رو توی مسیر درست برای من ایجاد میکنه که نتایج رو برای من رقم میزنه
9. هدفهام رو باید با این باور بنویسم که قراره خلق بشن قراره ایجاد بشن قراره خداوند اجابتشون کنه
10. چند تا هدف مختصر رو باید تعیین کنم نه صد تا
11. اهدافم باید ی ذره از دامنه ی امنیتم بالاتر باشه تا بتونم بهشون برسم و باورهام قوی بشه برای ادامه دادن
12. زندگی من وقتی تغییر میکنه که من تغییر کنم میان بری وجود نداره
خب با این نکاتی که گفته شد ی لحظه اهدافی که برای سال جدیدم نوشتم رو توی ذهنم مرور کردم. بعد به یاد آوردم که مدت شاید دو ماه من تقریبا این اهداف رو روی کاغذ مینوشتم و مرور میکردم و الان که 6 ماه میگذره من به 3 تاشون رسیدم .
بعد فکر کردم اون نکته ای که شما استاد گفتین توی این فایل که اهداف باید ی ذره از دایره امنیتمون بالاتر باشه یعنی ی ذره باهاشون فاصله فرکانسی داشته باشیم دقیقا این 3 تا هدفه که محقق شده اونایی هستن که من فاصله فرکانسی کمی باهاشون داشتم
بعد دوباره فکر کردم من برای رسیدن به این 3 هدف تنها کاری که کردم ادامه دادن به کار کردن روی خودم بوده با فایل های شما و این اتفاقات در حد و اندازه تغییر فرکانس های من بوده
یادمه توی کیی از فایل های کسب و کار شخصی میگن که کسی که در مدار 10 میلیونه ایده های 100 میلیونی بهش گفته نمیشه .وقتی دارم بررسی میکنم اون اهداف من هم که برآورده شدن دقیقا توی حول و حوش 5 تا 10 میلیون بودن که اتفاق افتادن و این نشون میده من توی این مدارها هستم
بعد متوجه شدم که دو تا از اهدافی که نوشتم برای امسالم خیلی فاصله دارن با مدار الانم و به همین خاطر هم تا حالا تیک نخوردن البته این به این معنی نیست که من نمیتونم بهشون برسم ولی فعلا فاصله زیاده
این اون نکته ای هستش که تا اینجای فایل برای من بولد شد که توی هدفگزاریهام باید این نکته رو مد نظر داشته باشم
سپاسگزارم استاد
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانوم شایسته.
چه سر فصل های جالبی نوشته بودید،با خوندن سر فصلها ادم امادگی ذهنی پیدا میکند و لایو را بهتر درک میکند.
بعد از نوشتن سر فصل ها آمدم تا نکات لایو را بنویسم ولی آنقدر زیبا بود که فقط محو گوش کردن به آن شدم البته یک سری نکات مهم را هم نوشتم.
من در این فایل یاد گرفتم برنامه روتین داشتن خیلی مهم است.فهمیدم که روی توانایی خودم حساب باز کنم.فهمیدم دنبال علایق خودم باشم.با سپاسگزاری به بهترینها هدایت میشوم.
قانون تکامل و عجول نبودن را بهتر درک کردم و چقدر کمک کرد که عجله را کنار بگذارم.
نقاط قوتم را بیشتر کنم و نقاط ضعف را کمرنگتر کنم
در مقابل کار کردن مقاومت نداشته باشم کار را رنج نمبینم برای خودم انسانی که کار نکنه میمیره.
به قوانین عمل کنم و توجه خودم را روی زیبایی ها بگذارم تا به زیبایی های بهتری هدایت شوم.
دوره دوازده قدم واقعا عالیه و بی نظیر هست.
خدایا بار دیگر سپاسگزار تو هستم.
سلام استاد عزیزم
هدفی که برام واضح شده
شناخت ارزشمندی خود و دیگران هست
ینی چجوری هم به دیگران احترام بزاریم هم برای خودمون ارزش قائل باشیم
برای این هدف تلاش میکنم و میدونم که مهم ترین ویژگی کسی که با خودش و با جهان در صلح هست و حالش خوبه اینه که برای خودش ارزش قائله برای دیگران هم ارزش قائله اما اولویت خودش هست
شناخت این ویژگی باعث میشه به ثروت برسم به قول خداوند
یس
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَیْنَ أَیْدِیکُمْ وَمَا خَلْفَکُمْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺑﭙﺮﻫﻴﺰﻳﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺣﻤﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﻳﺪ.(۴۵)
و این نشانه من بود برای اینکه بفهمم باید تقوا پیش کنم هم درمود خودم هم دیگران
و در این راه از گوش زبان و چشمم محافظت کنم استفاده کنم تا به نعمت برسم……
و هموار ترین مسیر رو انتخاب کنم چون هموار ترین مسیر مسیر خداونده
به نام خدای معجزه ها
سلام به استاد قشنگم و مریم زیبایی ها
سلام به همه همراهان این مسیر الهی
و خدایا هزاران بار شکرت که امروز بهم فرصت زندگی دادی و در این مکتب قرار دادی تا بنویسم
نمیدونم چندبار اما قطعا حدود ده بار این فایل رو گوش دادم اصلا قفلی زدن رو فایل ی لذت خاصی برای من داره. هر چی بیشترگوش میدی بیشتر میفهمی بیشتر میری تو بهرش بیشتر سوال پیش میاد بیشتر ذهنت درگیر میشه. نمیدانم برای همه هست یا نه اما من هر چی بیشتر گوش میدم موضوع برام فرارتر میشه و ی جورایی هم سنگین تر. اصلا هر چی بیشتر گوش میدی کنکاشت هم بیشتر میشه یا اصلا ادم حس خلا میگیره اصلا حس میکنم تمام مبحث ها دارن ته نشین میشن و من دارم میام رو آب. ی چیزایی از ذهن ادم میگذره ی ترمزهایی سر میزنن بیرون بعدش ادم یهو میگه عه اینا کجا بودن؟اصلا اینا چی هستن!؟یعنی خداوکیلی استپ من به خاطر این ترمزها بوده؟؟ادم میمونه والا
به قول ی دوستی برام کامنت نوشته بود دنیا خر تو خره
یعنی این جمله دهن منو سرویس کرده چند روزیه. واقعا چخبره اخه؟؟؟چرا هر چی سعی میکنم بیشتر بفهمم بیشتر گیج و کلافه میشم. نوشته بود همه چی باورته هر چیو باور کنی همون میشه. اصلا مگه این جمله رو استاد میلیون ها بار تو هر فایلش نمیگه؟پس چرا من نفهمیدم تا اینکه این دوستمون گفت دنیا خر تو خره من فهمیدم همه چی باورته یعنی چی
اصلا ی جاهایی فی البداهه حرف میزنم و طرف کلی به به و چه چه میکنه و بعدها هم میگه فلان حرفت منو دگرگون کرد اما انگاری برای خود من فقط ی حرف قشنگ بوده
همین باور خودش به تنهایی ی انقلاب نارنجی به راه میندازه حالا میخواد جهت فلاش باور به هر سمتی که میخواد باشه. اصلا من میگم دقیقا سر فلش باورها دست ماست به هر سمتی که هل بدیم همون وری میره هاااا. اصلا هم ازت نمیپرسه عامو تو چی میخوای خیلی شیک و راحت میگه تو منو هل دادی این سمتی که خودت خواستی حالا هر چی میخوای بهش بگو من پول میخواستم من سلامتی میخواستم من روابط عالی میخواستم من عشق و لذت میخواستم میگه هر چی تو میخوای پیشکش اونی که باورته میشه نتیجت.
الله اکبر
دقیقا همون جمله قشنگ حمیدرضا که دنیا خر تو خره
فقط باورته که میشه نتایج کف دستت
همینو سفت بچسب بزار دنیا هر وری میره به سلامت
همین امروز من عملا اتفاقی روبه چشم دیدم که دقیقا چند روز پیش تو ذهنم ساختم وقتی اون اتفاق رخ داد چند دقیقه بعدش که یادم اومد چند روز پیش این باورو من ساختم ی ان گفتم جلل الخالق. یعنی چی؟چرا دقیقا همونجوری که تو ذهن من ساخته شده بود رخ داد؟
اصلا مگه میشه؟
دقیقا کار همین باور بودش کار خود مارمولکش
ی وقتی گیج و منگ میشم میگم چخبره این وسط؟اون ته مغز ادم اون ته ته ذهن اون حال و حس لامصبی که مخفیه و نسبت به هر موضوعی ی جوری خودشو نشون میده و ته ذهنت خبریه همون میشه حالا اسمش میخواد هر چی باشه. اصلا چرا نشه واقعا؟مگه معامله هست که بشه یا نشه
کلا میشه
به قول استاد هر چی بگی جهان میگه چشم
اصلا جهان نه بلد نیست
فقط میگه چشم
نه اونکه به زبون میاریااااا
اون باور لامصب فقط خوب بلده کارشو
من چی بگم اخه
ادم واقعا واژه کم میاره چه نسبتی ببنده بهش اخه
من اینو قشنگ با تمام وجودم تجربه کرده بودم که وقتی یکی منو تو رانندگی با ماشین جدیدم ببینه بهم میگه خیلی بهت میاد که دقیقا همین چند شب پیش طناز گفت خیلی ماشینت به سیست میاد و من هاج و واج میگم خدایا نکن دیگه مگه چندتا قلب دادی بهم که هی با سوپرایزت قلب منو هدف قرار میدی؟؟؟
من اینو میدونستم که بعد از حضور من تو سایت و بعد از فعالیتم و تعهدم خیلی اتفاقا رخ میده و من تغییر میکنم اینو واقعا میدونستم یعنی همون حسه همون فرکانس همون باور اینو بهم گفته بود
منی که 36 ساله با این خانواده و اقوام زندگی میکردم که اما امسال هرکی منو ببینه بگه تو چقدر خوشکلی بگه چقدر توخوبی اصلا بشم شاخص تو فامیل تو دوست تو همکار اصلا بشم الگو واسه هر چیزی که هر کی بخواد مثال بزنه
یعنی ی مادر بخواد به دخترش راه و روش موفقیت یاد بده بگه ساناز رو ببین
اصلا همین امروز چرا ی غریبه برای اولین بار که منو ببینه دوساعت بشینه به تعریف و تمجید که تو این همه امتیاز عالی داری
اصلا من تصمیم بگیرم که امسال ی رابطه خوب تجربه کنم و اینو هم بسازم که من گنگم بالاست و لایق ی تجربه رابطه عالی ام که از همون سال تحویل تا دقیقا امروز ی ادمایی سر راه من قرار بگیرن یکی از اون یکی گنگ تر که حتی من چند روز پیش گفتم اینا دارن انتخاب منو سخت تر میکنن که. از بس یکی از اون یکی بهتر من هی به خودم میگم بازم از این کیس بهتر هم هست. اصلا همه بدون استثنا بخوان پیشنهاد ازدواج بدن دقیقا تا ی سال پیش تمام پیشنهادها برای دوستی بودشاااااا
دقیقا همین جا
همین نکته
چی این کیس ازدواج هارو به سمت من آورد؟
تنها کاری که من کردم فقط هر جوری شده بود به خودم قبولوندم که تو لایقی لایق ی شخص فوق العاده تو هر جنبه ای. فقط همین کار به والله اگه ی حرکت دیگه ای زده باشم که ی نفر که از من ی ماشین خریده و همه چیز تو ی روز تموم شده چند روز پیش زنگ بزنه بگه ی کیس فوق العاده هست وقتی از تعریف کردم گفته من قصدم ازدواجه میخوام باهاش آشنا بشم. حالا طرف دکترای فلان رشته فلان شغل قیافه که گنگ گنگ ماشین که بالای ده میلیارد شرایط مالی توپ توپ و طرف نهایت کلا یکی دو ماه ایران باشه همش خارج از کشور حالا جواب من چیه؟ من نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم یعنی اون چیزی که باید رخ بده بین ما رخ نمیده
از اونا اصرار و از من رد شدن به سادگی به سادگی انگاری که وعده بعدی ی مورد توپ تری هست یعنی هستااا واقعا مگه کمه از این موردآخه؟
اینا همش نتیجه اون باور اصلیه بود که من ساختم که تو دختر تو تکه ای از خدا رو این کره زمین و تو خود لیاقتی دقیقا خود خودش
اصلا تو اومدی که فقط لذت ببری و سقف لذتت رو خودت تعیین میکنی با باورهات با اون اعتقادی هست ته ذهنتاااا با همون. همون امیدی که اون ته مغز و قلبت نشسته و میگه اره میشه میگه تو وصلی به ی منبع که فرمانروای کل کیهان هستشاااا
همون که شب رو برای استراحت و ارامش قرار ده
همون که میلیون ها گونه جانوری ته اقیانوس ها رو زندگی داده. وا مگه میشه؟ته اعماق اقیانوس اونم زندگی؟بعللله میشه ساختارش همینه دیگه کلا کارش زندگی بخشیدنه
همون که این همه زندگی به جانداران خشکی بخشیده به راحتی
اصلا همون که داره اینقدر با نظم دقیق مدیریت میکنه این کهکشان و این منظومه و این سیاره و این ستاره رو
دقیقا همین. همین خدا همین انرژی همین کائنات همین فرکانس همین باور اصلا بیس قضیه همین حال خوب و حس خوب دقیقا همین همینه خودشه حال خوب
و خدایا هزاران بار شکرت که خالی کردی منو به والله که داشتم منفجر میشدم
کم میاره ادم از هجوم این همه تلاطم ذهنی خب
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بارشکرت
خیلی جلوی خودم رو گرفتم که کامنت نزارم و سعی کنم این بار بدون حواس پرتی فقط عمل کنم به آگاهی ها، همونطوری که مدت هاست از استوری گذاشتن توی اینستا و واتساپ دست برداشتم چون متوجه شدم ریشه ی این کارم انتشار آگاهی نیست در واقع دارم سعی میکنم خودم رو توضیح بدم خودم رو ثابت کنم و دلیل تصمیمات زندگیم رو توضیح بدم، یار جمع کنم و دنبال پایه هستم چون اعتماد به نفس و عزت نفسم هنوز جای کار داره و اونقدر قوی نیست که نترسم و نلرزم و با قدرت مسیرم رو به تنهایی برم، حتی پیش میومد با کسی اختلاف نظر داشتم اونجا تو اون فضا حرفمو نمیفهمیدن بدو بدو میومدم توی سایت و این فضا که افراد بهتر درکم میکنن کامنت میزاشتم در مورد همون موضوع مورد بحث که هر چی واسه طرف توضیح داده بودم متوجه نشده بود تا یا استاد تایید کنه یا بچه ها و اینطوری اون آشوب درونم که با اون بحث و اختلاف نظر ایجاد شده بود رو آروم کنم یعنی نمیشد که یه نظری یا عقیده ای داشته باشم و هیچ کسِ هیچ کس هم باهاش موافق نباشه و هیچ کسِ هیچ کس هم مثل من فکر نکنه حتی بچه های سایت یا استاد و من اون عقیده رو باهاش راحت و اوکی باشم انگار همش یه تایید حتی تایید یه نفر هم باید میبود اما فهمیدم اوج عزت نفس اینه که هر عقیده ای که خودت بهش رسیدی و فکر میکنی درسته رو داشته باشی اونم بدون تردید و آرام باشی و نخوای حتی در موردش صحبت کنی و فقط خودت و خودت حال کنی با اون فکرو دنیای درونی خودت.
اما باز بعد از چندین باره گوش دادن این فایل هر چقدر که تلاش کردم ننویسم نتونستم چون چند روزی هم هست که همش داره دیدگاه میاد روی جوابی که به یکی از سوالات قسمت عقل کل داده بودم و میبینم که چقدر بعضی از آگاهی هایی که بهش رسیدم گفتنش داره به دیگران کمک میکنه پس با این منطق دوست دارم اینجا بنویسم اونچه ازاین فایل دریافت کردم تا هم به خودم کمک کنه این نوشتن هم به دوستانم.
این فایل جزو معدود فایل هایی هست که هر چی فکرمیکنم یادم نمیاد دیده باشم با اینکه حواسم هست و هر روز به سایت سر میزنم. شاید هم توی مدارش نبودم نمیدونم.
من روابط خوبی با همسرم داشتم و دارم همهمین الان، اما خیلی وقت بود توی بحث روابط متوقف شده بودم و خواسته ی جدیدی نداشتم تا اینکه جهان با چک و لگد بهم فهموند متوقف شدم، دراوج عشق و دوستی بدون هیچ اختلاف و هیچ ناراحتی یا درگیری ای همسرم گفت بیا جدا بشیم.
همیشه فکر میکردم اصلا وابسته نیستم چون هیچ کدوم از اون علائم وابستگی درروابط توی من نبود اما بعد از پیشنهاد جدایی از سمت همسرم و شوکی که بهم وارد شد و اینکه تا چند روز هرکاری میکردم با هرمنطق و فکر و باوری تلاش میکردم حالم خوب بشه و نمیشد متوجه شدم من خیلی خاموش وابسته ام به همسرم و خودمخبر ندارم.
با همسرم صحبت کردم کاملامنطقی و اون رو منصرف کردم از جدایی و با هم ادامه دادیم تا اینکه چند هفته بعد سر یه بحث کوچیک و بچه گانه دوباره این پیشنهاد جدایی تکرار شد و از اونجایی که معتقدم اگر یه اتفاقی تکرار بشه اصلا تصادفی نیست و باور و ریشه اش داخل وجود خودم هست افتادم به جون باورام و کنکاش درونم تا اینکه بعد از چند روز تفکر و البته بی حوصلگی و ناراحتی تونستم ریشه ی اصلی و عیب اصلی کارم رو پیدا کنم.
جالبه که الان که توی مدارش قرارگرفتم چقدر خوب درککردم حرفایی رو که استاد توی این فایل درباره ی روابط گفته و چقدر کم هستن افرادی که واقعا به این حد درک و مفهوم و کنه این موضوع برسن.
چنان آگاهی سطح بالایی رو استاد توی این فایلگفتن که من بعید میدونم یک درصد از نیم درصد مردم دنیا هم این باور و نگرش رو داشته باشن.
توی تصور قبلی من جدایی و طلاق یه مفهوم کاملا منفی بود و من تصور میکردم کسی که جدا شده یه پرونده ی ناموفق توی زندگیش داره که برچسب موفق بودن رو ازش برمیداره و دیگه نمیتونه مدعی پرفکت بودن رو داشته باشه، با این دیدگاه و طرز فکر افراد تک همسر پیش چشمم ارج و قرب زیادی داشتن و کسانی که جدایی رو تجربه کرده بودن رو ناخودآگاه قضاوت میکردم و فکر میکردم مهارت همسرداری یا روابط رو بلد نبوده یا مثلا آدم صبور و بساز یا منعطفی نبوده یا اخلاق نداشته یا کلی بر چسب دیگه.
حتی توی آدم های موفق هم دنبال افراد تک همسر میگشتم و اونایی که پرونده ی جدایی توی زندگیشون بود رو به عنوان آدم درتمام جنبه ها موفق باور نداشتم.
من با این دیدگاه مادرم رو که یه عمر پدرم رو تحمل کرده بود تحسین میکردم خواهرم که جدا شده بود رو قضاوت منفیمیکردم و حتی یکی از دوستام رو و به طور کل آدمای طلاق گرفته رو داخل آدم حساب نمیکردم و بدون اینکه بدونم آدمای متاهل اطرافم کیفیت روابطشون چطوره زندگیشون از نظر من نرمال بود و اونی که ازهمسرش جدا شده بود یه آدم ولنگار و بی بند و بار محسوب میشد.
دلم هم خوش بود که قانون رو درککردم و همیشهبابت روابط خوبم با همسرم خدا رو شکرمیکردم فقط تنها کسی که قضاوتش نکردم استاد بود چون خیلی قبولش داشتم و هر وقت اون ذهنیت منفی میومد وسط میگفتم استاد همسرش رو ول نکرده همسرش ولش کرده و تازه دلسوزی هم میکردم و به چشم یه مظلوم استادو نگاه میکردم و با این طرز فکر درب و داغون دلم هم خوش بود که خدا رو شکر روابط خوبی دارم تا اینکه متوجه شدم دلیل اینکه من و همسرمبا هم اختلاف نداریم و زندگیمونگل و بلبله اینه که اولا بخش اعظمی ازروز کنار هم نیستیم و البته وقتی امهستیمخوبه چون من آدمی هستم که اخلاقم خیلی نرم و منعطفه.
دلیلش اینه که من دربحث روابط به شدت استانداردها و توقعاتم رو آوردم پائین و اصلا خواسته ای ندارم و کاملا متوقف شدم و دلم خوشه به اینکه همین که با هم بحث نمیکنیم و تو سر و کله ی هم نمیزنیم مثل اطرافیانم پس خوبه همه چیز.
تا اینکه پیشنهاد جدایی باعث شد من به خودم بیام و یه تجدید نظر اساسی توی عقاید و باورهام در بحث روابط داشته باشم عقاید و باورایی که هیچ شکی به درستیشون نداشتم و به قول استاد پاشنه های آشیل اولش حُسن به نظر میان.
اول از همه شروع کردم به تغییر نگاهم نسبت به واژه ی طلاق و اعتراف میکنم کار راحتی نیست تغییر این دیدگاه چون یه عمر همش مخالف اینو شنیدیم.
هنوز جای کار دارم اما از احساسم میفهمم دارم درست پیش میرم مث کسی شدم که دونه دونه سنگا رو از کوله پشتیش داره جدا میکنه و داره سبک میشه کلا وقتی احساس انبساط و راحتی و سبکی میکنم میفهمم خیلی خوب دارم روی خودم کار میکنم الان فشار خیلی کمتر شده استرسم کمتر شده ترس از دست دادن همسرم رو ندارم ترس حرف مردم رو ندارم ترس تنهایی و بی پناهی رو ندارم احساس گناه ندارم و عدم احساس تقدس رو ندارم و با اینکه انکار نمیکنم هنوز جدایی برامتلخه اما تمام تلاش ذهنیمو دارم میکنم که خودم رو کنترل کنم و بپذیرم که این یه موضوعی هست که از منظر قانون و خداوند اصلا منفی نیست و یه اتفاق طبیعیه که طبق قانون رخ دادنش هم منطقیه.
الان برام جدایی و طلاق فقط یه معنی داره، “جدایی یعنی تغییر مدار دو نفر”، همین، فقط همین.
برای خیلی از افراد جدایی با درگیری و ناراحتی و دلخوری همراه هست چون هر دو طرف شرک دارن هر دو طرف کلی باورهای اشتباه و کلی مقاومت دارن امابرای من جدایی یعنی تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند تا راحتتر هدایتم کنه بهزندگی ای که لایقشم.
خیلی از خانوما بعد از جدایی مذهبی و چادری میشن و اینو سپر دفاعی خودشون در برابر حرف و نظر مردم و آزار مردای دیگه میکنن خیلی از خانومای دیگه ام برعکس بعد از جدایی بدون اینکه به خودشون فرصت تنفس بدن میرن توی فاز رسیدگی زیاد به ظاهرشون تا به سرعت وارد یه رابطه ی دیگه بشن یا به دلیل ترس از تنهایی و بی پناهی یا به دلیل روی همسر قبلی رو کم کردن اما من اگر جدا بشم تمام تلاشم رو میکنم که بدون اینکه جزو این دو دسته افراد قرار بگیرم همون روالی که تا الان پیش رفتم رو ادامه بدم پیگیری اهدافم بدون حواس پرتی، البته قبول دارم که کمی طول میکشه تا آدم با تغییرات ادپته بشه اما سعی ام رو خواهم کرد که روابطم رو بسپرم به خدا و روی اهدافم متمرکز باشم.
قبلا از تغییرات میترسیدم اما الان میخوام برم توی دلش و بدونم ترسی نداره فقط تجربه های جدید و تنوع هست که بزرگترممیکنه و امکان یه زندگی بهتر رو برام فراهم میکنه.
ما باید بپذیریم که تنها عضو ثابت زندگی ما خداونده و به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نشیم که بعدش جدایی باعث درد بشه، برای من جدایی رخ نداده و نمیدونمهمرخ میده یا نه چون هر بار که روی اینباورایی که در بالا گفتم کار میکنم به طرز عجیبی همسرم بیشتر عاشقم میشه و البته که من روی این باورا کار نمیکنم که همسرم عاشقم بشه من واقعا واقعا دارم طوری کار میکنم روی خودم که هر اتفاقی بیوفته باهاش اوکی باشم و سعی ندارم خدا و قانون رو دور بزنم یا کلاه سر قانون بزارم.
دارم سعی میکنم قانون تکامل رو همرعایت کنم و به خودم فشار نیارم یعنی قبول کردم که درد داره تغییر این باورها و نگم چرا ناراحتم چرا غمگینم چرا طرف هنوز برام مهمه و از خودم توقع زیاد نداشته باشم.
الان خیلی بهترم حالم خیلی خوب شده، خیلی بیشتر با خودم در صلحم خیلی ناخودآگاه چون این وابستگیه ازبین رفته با احترام و عشق بیشتری با همسرم برخورد میکنم بیشتر در لحظه هستم و سعی میکنم تا هست از وجودش لذت ببرم و نگران بعدش نباشم و البته خواسته های جدید داره توی وجودم متولد میشه که به هر شکلی که خداوند صلاح بدونه چه از طریقهمسرمیا هر فرد دیگه ای دریافتش کنم.
من مقاله ی مریم جان رو که در رابطه با همین موضوع هسترو خیلی دوسش دارم مخصوصا اون قسمت که میگه اگرحتی روابط خوب پیش بره در بهترین حالت باز هم با وجود مرگهیچگریزی نیست…
از وقتی دارمروی این باور خوب کار میکنم اشتیاقمبرای کارروی خودم خصوصا در بحث مالی بیشتر شده چون دیگه ترس ندارم اگر تغییر کنه شخصیتم جهان جدامون کنه البته که منتظرم نیستم جهان جدامون کنه بعد بهم ثروت رو بده یعنی حضورهمسرمرو دلیل نیومدن نتایج توی زندگیم نمیدونم و خیلی خوبه که آدم به این نقطه برسه که درعین حال که عاشق اون فرده و سپاسگزار وجودش هست وابسته اش نیست و بدون اینکه بود و نبود اون فرد رو دلیل موفقیت یا شکست اش بدونه با احترام درکنارش زندگی کنه و با آرامش اهدافش رو پیگیری کنه و همه چیز رو بسپاره به رب.
خیلی خلاصه میخوام بگم این بار از نتایجم.
یک و نیم سال پیش که شروع کردم استفاده از راه استاد رو تو فکر خودکشی بودم.
الان تو فکر اینم که چجوری میشه هر چه راحت تر و راحت تر ویزای سرمایه گذاری موناکو رو بگیرم.
یک و نیم سال پیش برگی بودم در باد که نمیدونستم چی داره منو به این ور و اون ور می کشونه.
الان مدیر کل زندگیم هستم که داره هر روز و هر روز قدرتم روی زندگیم بیشتر و بیشتر میشه.
خدایا شکرت.خدایا شکرت.
اشک توی چشمامه و دارم این کامنت رو تموم میکنم.
خدا اول، خدا آخر، خدا بالا، خدا پایین….
به نام خدای مهربون💜
استاد عزیزم ممنون برای این لایو عالی
واقعا تک تک فایل ها حتی لایوهایی که برای قبل هست پررررر از درس و آگاهیههه😍😍😍😍
واقعا عالی بود این فایل👌🏻👌🏻👌🏻
یادداشت من از این فایل
🌱به دنبال سبک شخصی زندگیت باش و نخواه که دیگران رو راضی کنی چون ما هرگز قادر به راضی کردن همه نیستیم پس کاری رو انجام بده که عشقش رو داری چون فقط در این صورت موفق خواهی شد
🌱داشتن یه زندگی با کیفیت و عمیق از همه چی مهمتر هست اگر دائم به خودت یادآوری کنی این جهان مادی فانی هست و قرار نیست همیشه اینجا باشی اونوقت خیلی با کیفیت تر زندگی میکنی و سعی میکنی از این فرصت کوتاه نهایت استفاده رو ببری
🌱تو رابطه عاطفی من الان با دیدگاهم با طرف مچ هستم اما نه من و نه اون سنگ نیستیم پس ممکنه تغییر دیدگاه پیش بیاد بنابراین هیچ چیز رو ابدی ندون برای خودت این ادای روشن فکرا رو دراوردن نیست رابطه درست بر مبنای عشق بدون وابستگی و کنترل کردن هست
🌱کنترل ذهن و اعراض در مقابل اتفاقات و یا افرادی که مخالفت هستن بیشترین درجه عزت نفس رو داره وقتت رو برای دفاع کردن از خودت و اثبات خودت به دیگران هدر نده مهم نیست بقیه چی دوست دارن یا دوست ندارن مهم اینه من با چی حالم خوبه چون من فقط مسئول زندگی خودم هستم وقتی به این درجه از کنترل ذهن برسی خیلی عزت نفست قوی شده👌🏻
🌱 هرگز عادت نکن که چیزی رو تحمل کنی این خط قرمز باشه برات
🌱تحصیلات مهم نیست تنها تخصص مهمه اگر عاشق چیزی باشی خود به خود در اون تخصص پیدا میکنی و انگیزه داری و اگر باور درستی در مورد ثروت داشته باشی ثروت خودش میاد سراغت
🌱تنبلی وجود نداره مهم انگیزه و باور هست دقت کنی تو کارهایی که انگیزه داری خیلیم زرنگی!👀
🌱ثروت نیاز به باورهای قدرتمندتری نسبت به مسائل دیگه داره پس اگر هنوز به ثروت نرسیدی فقط باید ادامه بدی چون مسیر درسته ناامید نشو و ادامه بده🥳🥳🥳
خدایا شکرت برای قوانین ثابتت❤🦋
سلام دوشنبه , سلام دوستای هم فرکانسیم, سلام استاد عزیزم, سلام خانم شایسته عزیز که با زحمت های شما فایل ها اماده میشه و ما فایل ها رو میبینم و دلمون واقعا با حرفهای استاد گرم میشه- خدارو شاکرم که از وقتی خاستم تغییر کنم یک دوستی رو سر راه من اورد – و اون دوست عباس منش رو به من معرفی کرد- که استاد عباس منش به کمک خدا زندگی منو دگرگون کرد- واقعا الان حس خوبی دارم که برای چی؟ برا چه چیزی زندگی میکنم؟- و قوانین زندگدی رو قشنگ درک کردم …سالهای زیادی با باور های جامعه زندگی کردیم چیزی نشد- ولی این چند ماهی که با استاد عباس منش و باورهای زیبا و قشنگی که ساختم زندگی میکنم خیلی خوشحالم – خدایا شکرت…
یک اتفاق جالبی که افتاد امروز صب وقتی از خاب بیدار شدم اون اتفاق های که دوس داشتم بیوفتد, یکش این بود که استاد لایو رو بزاره روی سایت – البته ساعت ۱۰ داشتم لایو رو تماشا میکردم اون روز ولی دوست داشتم تو سایت هم تماشا کنم فایل رو- خدایا شکرتـــــــــــ
امسال هدفها و کارهای زیاد نوشتم که باید انجام بدم- استاد عباس منش عشقی – به قول استاد خدا مستقیم با ما حرف نمیزنه به وسیله نشانه ها با ما حرف میزنه- خدار رو شکر میکنم که به وسیله استاد عباس منش اون اگاهی ها رو به ما منتقل میکنه – خدایا شکرت…
دوشنه آمدنت بخیر
با خودت چه سوغات آورده ای ؟
برایم عشق بیاور
شور و شوق بیاور
تا هر هفته همین روز و همین ساعت
با دنیایی از امید چشم براهت بمانم
دوشنبه
جان آمدنت بخیر
#دوشنبتون _قشنگ 🌱
سلام ب استاد عزیز، خانم شایسته نازنین و دوستان عزیزم
قسمت آخر فایل تیرخلاص بود برای من، علایق یه چیز عجیب و غریب نیست، اون چیزی ک بهش کشش داری، برو تو دل کار، قدم ب قدم هدایت میشی، خودت باید یه حرکتی بزنی، کار کردن رو ظلم ب خودت نبین، تو تکامل علایق شکل می گیره، یواش یواش هدایت میشید، این احساس خوب، این شور و شوق شما رو هدایت میکنه.
لازم نیست از الان بدونی مسیرهای آینده کجاست، شما از الان قدم های اول رو بردارید، نگران نباشید. در مورد مدارهای بالاتر از خودت سوال نپرس، کاری ک الان باید انجام بدم چیه؟
من الان مغازه مو میخوام تحویل بدم، ینی اعلام کردم، تمدید هم نمیکنم، حالا این ماه آخره، قدم من این بود ک اعلام کنم و این درو ببندم، سمت خودم رو انجام بدم. حالا من میخوام وارد مرحله جدید زندگیم بشم، من توقعم از خودم از توانایی هام رفته بالا، ب خدا میگم باید یه مسیر یونیک و منحصر بفرد بهم بگی، من باید مسیر خودم رو داشته باشم، ایده های خودتو میخوام، من باید با شور و شوق از خواب بیدارشم، من باید برای زندگیم شور و شوق داشته باشم، کار کردن رو هم عیب نمیدونم، حتی شده میرم و تو مسیری ک علایقم هست برای کسی کار میکنم و از تجربیاتش استفاده میکنم و بعد میرم وارد مرحله جدیدتر زندگیم میشم، مرحله عمیق تر، مرحله دیپ تر، من توقعم از خدا بالا رفته، توقعم از خودم بالا رفته.
درسته یه سال مولد ثروت بودم، نتیجه هم گرفتم، اینو تجربه کردم ولی میخوام شرایط بهتری رو از همه لحاظ تجربه کنم، حتی شده وارد یه حوزه جدید بشم ک نیاز ب یادگیری مهارت داشته باشه، الان خم و چم مغازه داری رو یاد گرفتم ولی این کار برای من نیست، مسیر من باید مسیرِیونیک خودم باشه.
اونجایی ک گفتید چرا فکر نمیکنی خودت میتونی مولد باشی؟؟؟ چرا فکر میکنم نمیتونم از مسیری ک دوست دارم ثروت خلق کنم؟؟؟ چرا فکر میکنم من عرضه ندارم از کاری ک دوست اش دارم ثروت خلق کنم اونم با لذت اونم به راحتی اونم فراوان، وقتی تو مسیر علاقه ام باشم پول خودش میاد، ب مقدار بسیااار زیادتر هم میاد، اون وقته ک میتونم خواسته هام رو تیک بزنم، هم عشق میکنم هم پول ب راحتی میاد ب حسابم. فکر میکنی علاقه ای نداریییی؟؟؟ باید پیداش کنی، کسی ک منتظره بهش گفته میشه، کسی ک ایمان داره بهش گفته میشه کسی ک ایمان داره هدایت میشه، هدایت میشه. باید این جمله رو بارها و بارها ب خودم بگم ینی تو عرضه نداری از مسیری ک عاشق شی پول بسازی؟؟؟؟؟