اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من به صورت جدی که رو خودم کار کنم یک سالی هست ک با استادم و دوره 12قدم ودارم کار میکنم واین مدت یه باور واسه خودم ساختم وهی تصویر سازیشکردم وهمون وتو جهانم دارم میبینم واونم اینکه همسرم اکثر شبا واسه شام خانواده رو میبره رستوران یا فست فود خلاصه مایی ک شاید ماهی یه بار شام وبیرون میخوردیم وهمش فکر پس انداز بودیم وجالبیش اینع ک ن پس اندازی داشتیم ون پیشرفتی حالو ب جایی رسیدیم ک اکثر شبا شام بیرون میخوریم در حالی که کلیم پیشرفت کردیم، خلاصه امروز صبح تو ستاره قطبیم از خداوند وهاب سورپرایز خواستم وتا شب منتظر بودم عصرش همسرم پیشنهاد خرید داد ومنم از خدا خواسته قبول کردم ورفتیم ویه عالمه واسه خونه خرید کردیم ک ب سختی توی یخچال وکابینت جاسازیش کردم وبعدش دوباره همسرم پیشنهاد شام داد ک بریم شاورما ک فلانی ادرسش داده رو تست کنیم وباز من از خدا خواسته قبول کردم توی ماشین ک نشسته بودم وداشتیم میرفتیم ب سمت فست فودی یه مکالمه درونی بین خودم وخدا ایجاد شد واز دلم اینجوری گذر کرد ک خدا جونم من یه سورپرایز بزرگ میخوام این خرید خونه وشام بیرون دیگه عادی شده یه چیز بهتر بزرگتر خلاصه رسیدیم ب اون ادرس فست فودی وپیداش نکردیم وگفتن بسته شده همون جا یه تلنگر ب خودم زدم ببین این یه نشونست ک فست فودی بسته شده ما ک این همه شام میومدیم بیرون چرا همین امشب ک من شاکر نبود اینجوری شد خلاصه همسرم بردمون یه فست فودی دیگه واشس کار پیش امد وشام گرفتیم حرکت کردیم وتوی ماشین شام وصرف شد وای خدای من اولین بار شام بیرون اصلا ب جونم نچسبید خلاصه سعی کردم سریع حسم وخوب کنم وشکر گزاری کنم
اخر شب قبل خواب امدم قدم 12 رو اپلود کنم یهو چشم افتاد ب نشانه روزانه گفتم خدایا یه اگاهی بهم بده ک خیلی واسه توحیدی شدنم کمک کنه واین فایل زیا با اون متن زیباتر وپراز اگاهی امد ومن متوجه پیشرفت نکردنم شدم اره من شاکر واقعی نبودم نعمات خدارو نمیدیدم منی ک ماهی شاید یه بار شام بیرون میخوردم الان هفته ای چند باره واسم عادی شده و شاکر نیستم کلا فراموش کردم از کجا ب کجا رسیدم
این متن زیبا در مورد کافر وشاکر اینقدر درسها داشت ک تصمیم گرفتم اون وتو دفترچه ام بنویسم وهر روز شاکر واقعی بودن وب خودم یاد اوری کنم ن اینکه نعمات ودسته بندی کنم این کوچیکه این بزرگه و…، من اصلا چشمهایم این همه سال بسته بوده اصلا نعمت ولطفهای پروردگارم ونمیدیدم ودلم خوش بوده مسلمانم وفقط عذاب وجدان ک وای نمازم دیر شد وای حجابم کامل نبود وای دل این وشکستم وای ووای…. عذاب وجدانهای الکی ک هی من وب سمت بی ارزشی بیشتر میکشوند واکنون بابت این اگاهی بینهایت خداوند وشاکردم واز استاد توحیدیم هم با تمام وجودم سپاسگزاری میکنم ک هم با گفتارشون وهم با رفتارشون ب ما اموزش میدن، خدایا سپاس ب خاطر چنین بندهای توحیدیت
این اولین باره که من در سایت می نویسم با اینکه مدت زیادی عضو سایت هستم ولی از نوروز امسال به خودم تعهد دادم که به صورت جدی کار کنم وخدا رو شکر نتایج خوبی گرفتم درسته خیلی چشمگیر نیست ولی اعتماد به نفس وعزت نفس ام خیلی بیشتر شده واحساس خوبی دارم ودل وجراتم برای انجام کارهای جدید بیشتر شده
این فایل نشانه ی امروز من بود خیلی درس داشت برام وبعد از شنیدن آن به درک وآگاهی جالبی رسیدم در مورد موضوعی که مدتی است ذهنم رو درگیر خودش کرده بعد از فایل انگار کسی به من گفت که لیلا تو چرا به فروش از پیج اینستا وابسته شدی چرا زمان هایی رو که بدون تبلیغ خاص وفقط با یک آگهی ساده در سایت دیوار شاگرد داشتی رو فراموش کردی وزمانی رو که بدون داشتن آشنا یک آموزشگاه پیدا شد وبرای اولین بار تدریس رو از اونجا شروع کردی از یاد بردی چرا تمام زمانهایی رو که به خدا توکل کردی وصبر کردی وخدا خیلی راحت جوابت رو داد وکارت درست شد رو فراموش کردی
بعد از این فایل به این نتیجه رسیدم که باید به خدا توکل کنم وصبر داشته باشم و این مسیر کار کردن روی باورهایم رو ادامه بدم وبه عوامل بیرونی قدرت ندم وشرک نورزم وفقط به خدا به عنوان تنها منبع قدرت تکیه کنم
خدایا شکرت بابت این آگاهی وهدایت امروزم
استاد عزیز بسیار از شما سپاسگزارم انشالله دوباره از نتایج مالی عالی خودم خواهم نوشت
سلام بر استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته و تمامی دوستانم در این سایت آگاهی دهنده و لذت بخش
چقدر لایو شماره ی هشت رو دوست دارم الان که سال 1402 است و این لایو برای سال 1398 است و یادمه اونموقع هم این لایو رو خیلی دوست داشتم ولی درک الانم با اونموقع زمین تا آسمون فرق داره، هر چه بیشتر تو این سایت بودم بیشتر خودم رو شناختم، بیشتر خواسته هام برام مشخص شدند و بیشتر خودم رو لایق داشتنشون دونستم. هرچند که دنیایی فاصله است بین من و احساس لیاقت، بین من و خواسته هایم ولی خیلی راه ها باز شدند و متوجه ی خیلی از ضعف های شخصیتی ام شدم که دارم روشون کار میکنم تا با قوی تر شدن شخصیتم نعمت ها و خواسته های بیشتری رو وارد زندگیم کنم.
و اما استاد خوبم چقدر تحسین می کنم شما رو چقدر شما بزرگ و باشکوه هستید چقدر واژه ها کوچکند در توصیف شما، شمایی که چندین سال پیش این شیوه ی زندگی و این نوع رابطه توحیدی رو بدون توجه به نظر دیگران برای خودتون برگزیدید و دارید زندگیش میکنید. خدارو هزاران بار شکر برای وجود معلم و استادی چون شما
استاد هر جا که حرف از آزادی میشه من قلبم پر میکشه به سمتش هیچ چیز مثل حس آزادی نمیتونه من رو شاد و پر انرژی کنه، آزادی آزادی در پوشش، آزادی در داشتن زندگی دلخواه،آزادی در انتخاب، آزادی در بیان نظر، آزادی در رابطه و ازادی در همه چیز یادم چند سال پیش تو یه فایلی یا شایدم متنی خانم شایسته گفته بودند که اولویت اول شما ازادیه و من الان تشنه ی این ازادی
ازادی حق مسلم همه ی انسان هاست و هر کی آزاد نیست یه جای کار خودش میلنگه نه هیچ کس دیگه، چقدر خوبه که مشکل از خودمونه نه کس دیگه حداقل وقتی باور میکنیم اگه چیزی رو نداریم مشکل از خودمونه، اونوقت با خودمون طرفیم خودمون رو باید تغییر بدیم نه کس دیگه رو
من رابطه ی آزاد شما رو تحسین میکنم من در رابطه ام با همسرم خواستار یک سری آزادیهای به جا هستم به بعضی از آن ها رسیدم و آن جاهایی به ازادی که می خواستم رسیدم که مشرک نبودم که خودم درستی خواسته ام رو ( ازادی که میخواستم) باور داشتم و باج ندادم و کوتاه نیامدم من توی رابطه آدم ترسویی هستم از بحث کردن از اینکه نکنه دعوا بشه نکنه تندی بشه میترسم من از بیان خواسته ام میترسم من از اینکه یکی مخالفم باشه یکی باهام حال نکنه یکی دوستم نداشته باشه یکی ازم بدش بیاد میترسم و هیچ وقت فکر نمیکردم من این ترس رو داشته باشم. علاوه بر ترس من متوجه شدم که در احساس لیاقت هم مشکل دارم یعنی اینکه من خودم رو لایق ازادی که میخواهم نمیدونم باور نمیکنم که خیلی راحت بتونم کاری که دوست دارم رو انجام بدم بدون اینکه باجی به همسرم بدم بدون اینکه دعوایی بشه بدون اینکه اخم و تخم و کنایه دریافت کنم یک عمر همسرم رو مقصر میدونستم حالا فهمیدم همسرم کسی نیست جز نمود باورهای شرک امیز و عدم لیاقت من، من از خدا این چند روزه خواسته بودم کمکم کنه قوی باشم خودم برای خودم کافی باشم خواسته بودم من رو انسان قویتر و مستقلتر کنه و صبح امروز متوجه ضعف های شخصیتیم شدم و خدا بهم گفت گفت بابا تو مشرکی تو چشمت به دهن همسرت برای ازادی تو افسردگی گرفتی از اینکه همسرت بهت گفت حق نداری کار مورد علاقت رو انجام بدی تو قدرت رو دادی دست آن تو توی ذهنت دنبال راه حلی برای قانع کردن اون میگردی تو توی ذهنت تو فکر اینی یه کارایی کنی یه ادا اصولی در بیاری اون دلش برحم بیاد بیاد دو دستی کار مورد علاقت رو بهت تقدیم کنه بگه باشه برو انجامش بده تو مشرکی تو وابسته ای تو ترسویی تو احساس بی لیاقتی میکنی تو باید این ضعف ها رو پاک کنی قدرت تویی قدرت خداست که بهت ازادی داده تو از ازادی که خدا بهت تو ساخت زندگی دلخواهت داده استفاده کن. استاد از صبح که ضعف هام برام واضح شد از صبح که فهمیدم من مشرکم و ترسو و درک کردم که مشکل منم نه همسرم و اون فقط نمود شرک و ترس منه خیلی خوشحال شدم انگار باگ هام رو پیدا کردم انگار راحت شدم انگار یه باری از روی دوشم و یه غمی از قلبم برداشته شد. حالا طرف حسابم خودمم و به امید خدا روش کار میکنم تصمیم دارم به لطف خدا دوره های احساس لیاقت و عشق و مودت در روابط رو بخرم و روشون کار کنم، من میخواهم که تا لحظه ای که زنده ام آزاد شاد و سالم و ثروتمند زندگی کنم ان شاالله.
نازنین بزرگوار من ادعایی برای مولانا بودن ندارم ولی تو راشمسی میدانم برای همه
در همه فایلهای شما من نزدیکی به خدا و بعد خودم رو حس میکنم و این زیباترین و بزرگترین دستاورد از همه فایلها و بودن شماست دوستی با خداوند و چه چیز میتونه زیباتر و بهتر از این باشه و این هر چه قویتر میشه دستاوردهای بعدی هم میاد شکر و سپاس از این بودن ناب و زیبا من از خدا و خودم دور بودم والان هر لحظه دارم نزدیک و نزدیکتر میشم به خدا و خودم بهتر و بیشتر میشناسم نشانها و هدایتهای زیبا از هر چیز به وضوح در زندگی من نمایان شده و تکامل به روی رشد و پیشرفت رو لمس و درک میکنم میدونم تک تک عزیزان همراه حرفهای من و میفهمن و درک میکنم چون همه از یک جنسیم
هر لحظه از زندگیتو رو که تعریف میکنید انگار زندگی من بوده با همان جنجالهای خانوادگی در یه جمع مذهبی تعصبی استادودقیقاخودمو میبینمو جالبه که باورهای داره پیدا میشه که کجا اشتباه و کجا درست بوده و من فکر میکردم اشتباست و…لحظه ای نوشتم فقط برای این که گارد داشتم برای نوشتن و این باور که نوشتن برای من سخت است به آسانی تبدیل شود بودنهای نابتان گوارای لحظهایمان
پاسخی که به دیدگاهم نوشتی و درمورد مقاومتت در نوشتن گفتی رو خوندم و اینکه بعدش گفتی در لایو استاد کامنت گذاشتم، اومدم و این کامنت ازت رو خوندم..
ارغوان عزیزم خیلی خوبه که تونستی به مقاومتت در نوشتن غلبه کنی و بنویسی،
خودمم یادم میاد اولین کامنتی که میخواستم بزارم روی سایت خیلی کمالگرایی نجوا میداد و میگفت که یا بینقص و بدون اشکال بنویس یا هم که اصلا ننویس،،
این یکی از مقاومت هایی هست که ذهن برای نوشتن معمولا میاره و مارو باز میداره از نوشتن
اما وقتی با منطق های قوی میایم این. مقاومت هارو برمیداریم بازی عوض میشه.
یعنی به خودت بگی:
قرار نیست بی نقص بنویسم، همه بچه های سایت که الان اینقدر کامنت های فوق العاده مینویسن کامنت های اولشون دارای اشکالاتی و بعضا درک های نادرستی از قانون بوده امااا اگر همون هارو نمیومدن بنویسن ظرفشون برای طی کردن مدار های آگاهی بالاتر اماده نمیشده
از طرفی اون کامنت ها یک ردپای خیلی خوشگلی هست که نشون میده چه تغییر و تحول عظیمی طی مدت زمانی که اون کامنت رو منتشر کردن تا الان در زندگیشون ایجاد شده
قرار نیست اولش خیلی خوب بنویسی (هرچند که ارغوان جان شما واقعا قشنگ مینویسی ها!) مهم اینه با هربار نوشتن و تجربه کسب کردن بهتر بشی
مثل استاد که توی سی تا کلاس دانشگاه سخنرانی کردند،(نمیدونم داستانش رو از استاد شنیدی یا نه اما برات میگم)
خب اولین کنفرانس استاد توی اولین کلاس، حسابی پاهای استاد میلرزیده و استرس شدید داشته طوری که حس میکرده میخواسته بیفته اما انجام داده، با جهت دهی به گفتگو های ذهنیش به خودش گفته میرم و بهتر و بهتر میشم و علی رغم استرسی که داشته کلاس های بعدی رو هم میرفته در میزده برای سخنرانی و هر دفعه بهتر و بهتر میشده به طوری که توی کلاسای آخر دیگه استاد با خیال راحت 2 ساعت خیلی مسلط و قشنگ کلاس رو به دست میکرفته و با همه خیلی قشنگ ارتباط میگرفته و توی کلاس 30 ام دیگه ذره ایی از اون استرس اولین کلاس در استاد وجود نداشته.
مهم اینه هرروز بهبود داشته باشیم بجای اینکه بگیم نه حتما باید بدون نقص انجامش بدیم
و این باور رو داشته باشیم که با بهبود هرروزه واقعا پیشرفت چشمگیری در هر زمینه ایی میتونیم ایجاد کنیم و اینم یاد اوری کنیم.
نمیدونم چطوری شد که این موضوع مقاومت درمورد کامنت گذاشتن و اینا منتهی شد به اینجا خخ ولی خب اون انرژی کل، اون نیروی هدایتگر، هدایت کرد کامنت رو به اینجا،، شاید باید این حرفا به خودم یادآوری میشد، شایدم این حرفا چیزی بود که نیاز داشتی بشنوی
نمیدونم!..
تجربه لذت بخشیه صحبت کردن با بچه های سایت یک انرژی خوبی به ادم میده که میدونه داره با کسایی صحبت میکنه که هم فکر و هم نظر باهاش هستند توی این مباحث
قوت قلب بود کامنتت و ممنون که گفتی خوب مینویسم ذوق کودکانه ای داشتم، عمیق و خالص .
ممنون که وقت میذاری میخونی و برام مینویسی .پس اینو بهت بگم که حتی نوشتن باحس و لمس قلم و ورق رو هم شروع کردم من نوشتن و خیلی دوست دارم.آره دقیقا منم بی نقص بودن و کمالگرایی رو دارم و دارم مدیریتش میکنم .این که بچها کامنتاشون پر از آگاهی با نوشتاری عالی و صمیمانه است ادمو قلقلک میده به بیشتر خواندن و نوشتن و نظرتو در مورد تکامل و بهتر شدن صدرصد قبول دارم اتفاقا اینو به دخترم که نقاشی میکشید و میکند از دفتر برگهاشو گفتم بذار باشه تا ببینی که چه تغییری کرده نقاشیات و بهتر شدنشو ببین .
حس قشنگی رو منتقل کردی سپاس از همراهیت تشویقت و تعریفت و حتما تلاش میکنم بیشتر بنویسم حس نقطه آبی داشتن با پیامت زیباتر شد .️
سلام به استاد عزیز خدایا شکرت که خداوند من را به این سایت توحیدی هدایتم کرد خدا بهم توانی کنترول ذهنم را بده تو این روزها به علت احساس کمبود مالی وبرنامه ریزی ذهنی نجواهاگه گاهی ذهنم را مشغول میکند ومن با اگاهی های سایت این نجوا را خاموش واز خداوند هدایت میطلبم من با اگاهی هایم عمل میکنم تا افکار مزاهم دیگر افکارهارا جذب نکنداز الله در خواست هدایت برای خودم میخواهم
بنام خدای محقق کننده خواسته هایم به اسانی و عزت و زیبایی
خدای مهربونم که با قوانین ثابت جهانش راه راست و مستقیم را به بندگانش نشان داد
خدایا شکرت
ــــــــ
سپاسگزارم از آگاهی های این فایل
سپاسگزارم از وقت و زمان ارزشمندی که برای اگاهی ما میزارید
ــــــــ
توضیحات قرار داده شده در فایل عالی
بسیار اگاهی بخش
بسیار عمیق و اثرگذار
قدردان این اگاهی هستم
ـــــــــ
برای ساخت ورژن جدید از خودمون تعهدی غیرقابل مزاکره لازمه
تعهد
تعهد
باید خواسته ها رو تعیین کنیم اونهم با باور اینکه صد درصد محقق میشه
افکار و باورها و توجه من دنیای من رو میسازه
وقتی من خواسته هام رو مشخص کنم و توجه ام رو به سمت اون متمرکز کنم و هرروز برای تحققش قدمی بردارم که با شرایط اکنون و اینجایم جور است اینطوری متمرکز شدم به خواسته
و قانون میگه همین توجه زندگیت رو. میسازه
ما بایستی کارهایی رو هر روز مرتب و مداوم انجام بدیم تا نتایج وارد زندگیمون بشه
زمانی که کار درست عادت ما بشه
کار درست روتین زندگی ما بشه
اونوقت بدون شک نتیجه محقق میشه
ـــــ
عده ای اهدافشون رو مینویسن بدون اینکه کمترین باوری به تحققش داشته باشن
و عده ای قلیلی مثل استاد هدفشون رو مینویسن اونهم با باور و ایمان و اشتیاقی که هزاردرصد محقق میشه
و هرروز با شور و شوق به اون توجه میکنن
ایمان+تعهد+شورو شوق+باورمناسب+کنترل ذهن
همه اینها محقق شدن خواسته رو دنبال داره
ــــــــــــــــــ
حالا نگاه سپاسگزارانه میتونه ماجرا رو خیلی متفاوت کنه
وقتی در ارتعاش سپاسگزاری هستم جهان دم به دم میخاد که این احساس رو در من بیشتر کنه
جهان دم به دم شرایطی رو برام مهیا میکنه، موقعیتهایی ایجاد میکنه که من سپاسگزارتر باشم
ناسپاسی قطع نعمتهارو بدنبال داره
ناسپاسی کار شیطانه
حالاانتخاب بامنه
نعمت بیشتر میخام
زیبایی بیشتر میخام
سلامتی بیشتر میخام
ثروت بیشتر میخام
باید دایم سپاسگزار باشم
باید سپاسگزاری بخشی از وجودم باشه
سپاسگزار انچه تو زندگیم وجود داره
برای اینکه نتایج بصورت بنیادین ایجاد بشه تو زندگیم باید بصورت بنیادیت باورهام تغییر کنه
ــــــــــــــــ
من قدردان این آگاهی ها هستم
انچه در این فایل بیان شد بسیار بیشتر از نکاتی هست که من نوشتم اما انگار وجود من دراین زمان بدنبال شنیدن و دریافت اینها بود
مقوله های مربوط به حجاب
مربوط به مولد بودن
همه اینها با گوش دادن مداوم به فایلهای دانلودی و عمل به اموزه ها برایم حل شده هستن
دوستان عزیزم و استادان خوبم، بانو شایسته و استاد عباسمنش عزیز وقتتون بخیر
این فایل یه درسی به من داد،که اگه بتونم اجرایی کنم،تمرین کنم و تقویت بشم توش،خیلی از مسائل مهم زندگی خود به خود حل میشه
تهمت شنیدن،
آخرین تهمت هایی که شنیدم تقریبا یک ماه پیش بود که با جون و دل برای یک آشنایی کار کردم،و واقعا روی خریدها خیلی کمکش کردم که کمتر پول خرید پرداخت کنه،
پس از اتمام کار که درخواست پولم رو کردم،انگار که من فوش به اینا دادم،
خلاصه به هر در و دیواری زدن که پول ما رو ندن،
خب تقریبا تبدیل به ناراحتی شد،و از اونجایی که فامیل هم بودیم،و خیلی زود این اتفاق به گوش دیگران رسید،
اونا اومدن برای تبرئه کردن خودشون کلی تهمت به من زدن،
یعنی از اول کار تا آخر کار رو نشستن تعریف کردن همراه با تهمت ها،که ما اینجوری اعتماد کردیم به ایشون،و مثلا پول چمن مصنوعی متری 500 از ما میگرفت و میرفت جنس متری 100 تومانی می خرید،
خب ابن حرفا به گوش من می رسید، و من هم واقعا تهمت یا وصله ای که بهم نچسبه،بهم زده بشه واقعا دردم میگیره و جز بایدهاست که جبرانش کنم از طریق کارهای ناشایست،
اومدم اینجا خودم رو جمع و جور کردم،
گفتم ببین تو الان در مسیر رشد هستی،
تو خودت یه جنگ درونی با شیطان و باورهای غلط داری که فقط دنبال راهی هستی که این دو موضوع رو حذف کنی،
پس جنگت با انسان های احمق و خدانشناس دیگه چه داستانیه،
و هی به خودم میگفتم که ببین مگه تو به اونا لطمه مالی زدی؟یا تهمت هایی که اونا زدن درست بوده؟؟؟
باز میگفتم نه من که فقط دنبال این بودم اونا سود کنن،
خب دوباره به خودم میگفتم،برای کار نکرده و جرم مرتکب نشده میخوای زندگی خودت رو جهنم کنی برا چی،؟؟؟اونا که پولی نمیدن و گفتن نهایتا میریم شکایت میکنیم،
حالا اگر میخوای به شیوه قبل زندگی کنی برو گتد بزن به همه چی،دعوا کن،زور بزن،دادگاه برو،بزن،بخور،
و آخرش هم هیچ
ولی اینجا داری تست میشی،
اینجا اگر تو در مقابل تهمت ها سکوت کنی بزاری جهان کار خودش رو بکنه،یعنی در مسیر رشد هستی،
پس با آرامش مسیر درست رو پیش برو،
خوشبختانه و به لطف خدا تا الان دارم فقط تمرکز میکنم روی پیشرفتم،
البته هی این اتفاق میاد توی ذهنم و جنگ ها میشه درونم با تجسم ها،اما سریع استوپش میکنم و میگم نه،بیا روی وجود خداوند و چگونگی سیستم جهان تمرکز کنیم،و خودن رو میبرم توی کیهان،
شب گذشته یه نشونه از سایت خواستم و هدایت شدم به این فایل زیبا
(لازم به ذکره که بگم چند مدتی هست یه هدف خاصی رو دنبال میکنم و هر لحظه هم به نشانه ها دقت میکنم که حتما این اون چیزیه که من میخوام)
دیشب نتونستم فایل رو ببینم ، به جورایی تنبلی کردم و موکولش کردم به صبح
ولی خب خداروشکر این موکول شدنه هم هدایت بود
اینکه چه مطالب با ارزشی تو این فایل گفته شد همه دوستان به گوش دادن بهش میتونند متوجهش بشند
ولی یه قسمتی بود که اصلا دینگ ذهن من رو زد
قسمتی که دوستمون درباره ی سرمایه گزاری سوال کرد و استاد چقدر عالی هم جواب اون بنده خدا هم پاسخ هدایت من رو داد
سرمایه گزاری روی خودمون
این عالی بود عالی ، کلی علامت سوال رو تو ذهنم پاسخ داد و چند تا هدف جدید برام ایجاد شد.
و یه نکته جالب تر وقتی استاد گفتن تاریخ تولدشون 18 اسفند هستش کلی ذوق کردم و مجدد برام نشونه بود که تاریخ رقم زدن و رسیدن به هدفم رو این تاریخ انتخاب کنم و با اومدن و نوشتن در مورد رسیدن به هدف هم از استاد تشکر کنم هم از اینکه میدونم استاد از موفقیت ما خوشحال میشه این رسیدن رو یه هدیه از طرف خودم به استاد بکنم که قدر دان این باشم که آموزش های استاد هست که سبب گسترش جهان هستی شده
به لطف الله مهربان خیلی از چیزهای که توی زندگیم خواستم برام رقم خورده و ایمان 100 درصدی دارم که این اهداف هم به راحت ترین شکل ممکن با بهترین هدایت ها برام رقم میخوره
خداوند کی ما رو هدایت می کنه ؟خداوند رب العالمین عاشق بندگانش هست وهمواره انها را هدایت می کند وهر کس در مسیر درست باشه هدایت رو دریافت می کنه.
نکته:یک قانون دیگه که باید یاد بگیریم اعراض هست روی برگرداندن از انچه ناجالبه ودوست نداریم مثل حرف مردم .حرف مردم برات مهم نباشه واگه کسی به این نقطه برسه همه چیز زندگیش روبراه می شه چون به عزت نفس رسیده.
پایه عزت نفس عمل کردن به انچه درست می دونی فارق از اینکه مردم چی می گن .
به طور کلی اعراض روی برگرداندن از انچه دوست نداری تا از مسیرش خارج شده وارد مدار دیگر شویم با توجه به زیبایی ها وارد مدار زیبایی شویم.
نکته:سن یه عددهست هر وقت از هر سن واز هر جایی شروع کنی به تغییر می تونی موفق بشی مهم اینه که تدوام داشته باشه کارت وصبر کنی من هم بعضی وقتها به خودم می گم دیر اومدم تو مسیر اما باز به خودم می یام و می گم هر چقدر هم که از زندگیم باقی مونده باشه چرا باید توی سختی ونادانی زندگی کنم اگه روی خودم کار کنم با داشتن این سایت خوب که کمکم می کنه بقیه زندگیم رو می تونم در شادی ونشاط وخوشبختی زندگی کنم .
باید هر روز بیام گوش کنم عمل کنم تدوام داشته باشه کارم باید توکل رو یاد بگیرم یکتا پرستی رو اگه بتونم قدرت رو از غیر خدا بگیرم وفقط به خدا بدم کارم حله واین خیلی سخته با اینکه با شروع این کلید دارم روی این مساله کار می کنم باز هم امروز بدون اینکه متوجه بشم برای کار بانکیم دنبال اشنا تو بانک بودم وکارم حل نشد بعد از یک ساعتی به خودم اومدم وسر خودم داد زدم شرک شرک شرک چقدر فایلهای توکل در عمل گوش دادی پس کو چرا به این راحتی مشرک شدی اگه کارت رو به خدا سپرده بودی حتما حل می شد اما تو هنوز شرکهای درونت رو از بین نبردی تو هنوز یکتاپرست نشدی تو هنوز اصل اساسی رو یاد نگرفتی تو توی قدم اول توحید موندی امروز مردود شدم اما امشب سر سجاده اشک ریختم وتوبه کردم از خدا خواستم کمکم کنه نجواهای شیطانی رواز بین ببرم گفتم خدایا شاید نزدیک 30 فایل از کلید توحید روگوش دادم ونوشتم توی هر فایل کامنت گذاشتم توحید عملی یعنی قدرت رو فقط به خدابده از غیر خدا قدرت رو بگیر وچه ساده توی یه لحظه مشرک شدم پس معلومه استاد خیلی رو خودش کار کرده من حالا حالاها کار دارم اینقدر می گم ومی نویسم وبه خودم نهیب می زنم تا یاد بگیرم خدای من هر وقت روی غیر تو حساب کردم محکم زمین خوردم ولی باز رفتم سر خونه اول اما دیگه نمی زارم من کلی توی این سایت پیشرفت کردم استاد می گه تکامل شاید هنوز جا دارم وتکاملم طی نشده باید کار کنم کار کنم تا بنیادین عوض بشم باید باورهای مالی روهم درست کنم باید بفهمم دنیا دنیای فراوانیه باید بدونم کافیه از خدا بخوام خدا غنیه زندگیم رو پر از ثروت می کنه باید بدونم هرچی ثروتمند تر بشم به خدا نزدیکتر می شم چون شادم چون غر نمی زنم چون ناشکر نیستم چون می تونم به بنده های خدا هم کمک کنم .
نکته :دنیا فانیه وهمه ما وانچه داریم رفتنی پس به هیچ چیز به چشم دایمی بودن نگاه نکنیم.از روابط عاطفی باید لذت برد وشاد بود نه تحمل کرد.
نکته:انچه در این سایته همه قوانین جهان هستی است که اگه بهشون عمل کنم همه چیز رو با هم دارم.
اصل اساسی توحید ویکتاپرستی
اصل بعد تکامل
اصل بعد عزت نفس واحساس لیاقت
اصل بعد اعراض از ناخواسته ها
وکنترل ذهن با توجه به زیبایی ها وخواسته ها ولذت بردن از زندگی
نکته:دنبال علاقه برو انچه علاقه داری توش مهارت کسب کن باورهای مالیت رو درست کن اونوقت به پیشرفت می رسی.
نکته:اگر در کاری انگیزه داشته باشی وعلاقه تنبلی وجود ندارد.
پدر من هم بچه ی آخر زن و یک شوهرمعتاد بود که از همسرشان جدا شدن و با هم ازدواج کردن ،شوهر اول مادربزرگم چینی و 30 سال بزرگتر بود. پدرم هم همینو میگه کاش بچه دیگری بودم گم شده بودم….
خیلی به خاطر تکرار خاطراتش عذاب می کشیدم. بعد از ازدواج هم به خاطر آزاری که یکی از اقوام همسرم به من وارد میکرد سالها کابوس می دیدم. (البته با تولد فرزند دومم خوابهایم بهتر شد) و به ازدواج سنتی و آسان گاهی مشکوک میشدم اما تحقیق کردم و این ها نتایج منه
پیغمبر فرمود نگاه کردن به چهره کسی که بین زن و شوهر ولو به زبان تفرقه بیاندازد حرام است.
امام علی اعتماد به نفس کلید خوشبختی است.
بهترین صله رحم دوری از آزار خویشاوندان است…
ما باید یاد بگیریم اگه میتونیم از منفی ها و عقربها فاصله بگیریم و اگر نشد باید بعد از رهایی از افراد مسموم هرکه باشد روی خودمون کار کنیم که به زمین و زمان و دین بدبین نشیم و دچار انحراف و کج روی نشیم.
شاید بشه گفت علت ایجاد ازدواج سفید نتیجه ی رفتار همون آدمایی هست که در گذشته ازدواج رو بد نشون دادن با سختگیری صدام گونه،مردسالاری یازن سالاری جاهلانه،یا یه بلوغ فکری نرسیدن یا تفرقه اندازی منافق گونه و زیززیرکی در زندگی زوجها به خاطر عقده های روانی خودشون،بی بند و باری و حرص…..
اما ازدواج بسیار مقدس و انکارناپذیر است.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست.
آدم شجاع ،نمی سوزد بلکه می سازد و تغییر می دهد.
برای همه آرزو دارم در محیطی امن و رویایی باارامش زندگی کنند در ثروت و امنیت جایی که می شود عطر بهشت را استشمام کرد مثل عطر بهارنارنج….
سلام ب استاد توحیدی ومریم جان وهمه دوستان گلم
من به صورت جدی که رو خودم کار کنم یک سالی هست ک با استادم و دوره 12قدم ودارم کار میکنم واین مدت یه باور واسه خودم ساختم وهی تصویر سازیشکردم وهمون وتو جهانم دارم میبینم واونم اینکه همسرم اکثر شبا واسه شام خانواده رو میبره رستوران یا فست فود خلاصه مایی ک شاید ماهی یه بار شام وبیرون میخوردیم وهمش فکر پس انداز بودیم وجالبیش اینع ک ن پس اندازی داشتیم ون پیشرفتی حالو ب جایی رسیدیم ک اکثر شبا شام بیرون میخوریم در حالی که کلیم پیشرفت کردیم، خلاصه امروز صبح تو ستاره قطبیم از خداوند وهاب سورپرایز خواستم وتا شب منتظر بودم عصرش همسرم پیشنهاد خرید داد ومنم از خدا خواسته قبول کردم ورفتیم ویه عالمه واسه خونه خرید کردیم ک ب سختی توی یخچال وکابینت جاسازیش کردم وبعدش دوباره همسرم پیشنهاد شام داد ک بریم شاورما ک فلانی ادرسش داده رو تست کنیم وباز من از خدا خواسته قبول کردم توی ماشین ک نشسته بودم وداشتیم میرفتیم ب سمت فست فودی یه مکالمه درونی بین خودم وخدا ایجاد شد واز دلم اینجوری گذر کرد ک خدا جونم من یه سورپرایز بزرگ میخوام این خرید خونه وشام بیرون دیگه عادی شده یه چیز بهتر بزرگتر خلاصه رسیدیم ب اون ادرس فست فودی وپیداش نکردیم وگفتن بسته شده همون جا یه تلنگر ب خودم زدم ببین این یه نشونست ک فست فودی بسته شده ما ک این همه شام میومدیم بیرون چرا همین امشب ک من شاکر نبود اینجوری شد خلاصه همسرم بردمون یه فست فودی دیگه واشس کار پیش امد وشام گرفتیم حرکت کردیم وتوی ماشین شام وصرف شد وای خدای من اولین بار شام بیرون اصلا ب جونم نچسبید خلاصه سعی کردم سریع حسم وخوب کنم وشکر گزاری کنم
اخر شب قبل خواب امدم قدم 12 رو اپلود کنم یهو چشم افتاد ب نشانه روزانه گفتم خدایا یه اگاهی بهم بده ک خیلی واسه توحیدی شدنم کمک کنه واین فایل زیا با اون متن زیباتر وپراز اگاهی امد ومن متوجه پیشرفت نکردنم شدم اره من شاکر واقعی نبودم نعمات خدارو نمیدیدم منی ک ماهی شاید یه بار شام بیرون میخوردم الان هفته ای چند باره واسم عادی شده و شاکر نیستم کلا فراموش کردم از کجا ب کجا رسیدم
این متن زیبا در مورد کافر وشاکر اینقدر درسها داشت ک تصمیم گرفتم اون وتو دفترچه ام بنویسم وهر روز شاکر واقعی بودن وب خودم یاد اوری کنم ن اینکه نعمات ودسته بندی کنم این کوچیکه این بزرگه و…، من اصلا چشمهایم این همه سال بسته بوده اصلا نعمت ولطفهای پروردگارم ونمیدیدم ودلم خوش بوده مسلمانم وفقط عذاب وجدان ک وای نمازم دیر شد وای حجابم کامل نبود وای دل این وشکستم وای ووای…. عذاب وجدانهای الکی ک هی من وب سمت بی ارزشی بیشتر میکشوند واکنون بابت این اگاهی بینهایت خداوند وشاکردم واز استاد توحیدیم هم با تمام وجودم سپاسگزاری میکنم ک هم با گفتارشون وهم با رفتارشون ب ما اموزش میدن، خدایا سپاس ب خاطر چنین بندهای توحیدیت
سلام به استاد عزیز
این اولین باره که من در سایت می نویسم با اینکه مدت زیادی عضو سایت هستم ولی از نوروز امسال به خودم تعهد دادم که به صورت جدی کار کنم وخدا رو شکر نتایج خوبی گرفتم درسته خیلی چشمگیر نیست ولی اعتماد به نفس وعزت نفس ام خیلی بیشتر شده واحساس خوبی دارم ودل وجراتم برای انجام کارهای جدید بیشتر شده
این فایل نشانه ی امروز من بود خیلی درس داشت برام وبعد از شنیدن آن به درک وآگاهی جالبی رسیدم در مورد موضوعی که مدتی است ذهنم رو درگیر خودش کرده بعد از فایل انگار کسی به من گفت که لیلا تو چرا به فروش از پیج اینستا وابسته شدی چرا زمان هایی رو که بدون تبلیغ خاص وفقط با یک آگهی ساده در سایت دیوار شاگرد داشتی رو فراموش کردی وزمانی رو که بدون داشتن آشنا یک آموزشگاه پیدا شد وبرای اولین بار تدریس رو از اونجا شروع کردی از یاد بردی چرا تمام زمانهایی رو که به خدا توکل کردی وصبر کردی وخدا خیلی راحت جوابت رو داد وکارت درست شد رو فراموش کردی
بعد از این فایل به این نتیجه رسیدم که باید به خدا توکل کنم وصبر داشته باشم و این مسیر کار کردن روی باورهایم رو ادامه بدم وبه عوامل بیرونی قدرت ندم وشرک نورزم وفقط به خدا به عنوان تنها منبع قدرت تکیه کنم
خدایا شکرت بابت این آگاهی وهدایت امروزم
استاد عزیز بسیار از شما سپاسگزارم انشالله دوباره از نتایج مالی عالی خودم خواهم نوشت
باقدرت وبا یاری وتوکل به خدا به راهم ادامه میدهم
سلام بر استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته و تمامی دوستانم در این سایت آگاهی دهنده و لذت بخش
چقدر لایو شماره ی هشت رو دوست دارم الان که سال 1402 است و این لایو برای سال 1398 است و یادمه اونموقع هم این لایو رو خیلی دوست داشتم ولی درک الانم با اونموقع زمین تا آسمون فرق داره، هر چه بیشتر تو این سایت بودم بیشتر خودم رو شناختم، بیشتر خواسته هام برام مشخص شدند و بیشتر خودم رو لایق داشتنشون دونستم. هرچند که دنیایی فاصله است بین من و احساس لیاقت، بین من و خواسته هایم ولی خیلی راه ها باز شدند و متوجه ی خیلی از ضعف های شخصیتی ام شدم که دارم روشون کار میکنم تا با قوی تر شدن شخصیتم نعمت ها و خواسته های بیشتری رو وارد زندگیم کنم.
و اما استاد خوبم چقدر تحسین می کنم شما رو چقدر شما بزرگ و باشکوه هستید چقدر واژه ها کوچکند در توصیف شما، شمایی که چندین سال پیش این شیوه ی زندگی و این نوع رابطه توحیدی رو بدون توجه به نظر دیگران برای خودتون برگزیدید و دارید زندگیش میکنید. خدارو هزاران بار شکر برای وجود معلم و استادی چون شما
استاد هر جا که حرف از آزادی میشه من قلبم پر میکشه به سمتش هیچ چیز مثل حس آزادی نمیتونه من رو شاد و پر انرژی کنه، آزادی آزادی در پوشش، آزادی در داشتن زندگی دلخواه،آزادی در انتخاب، آزادی در بیان نظر، آزادی در رابطه و ازادی در همه چیز یادم چند سال پیش تو یه فایلی یا شایدم متنی خانم شایسته گفته بودند که اولویت اول شما ازادیه و من الان تشنه ی این ازادی
ازادی حق مسلم همه ی انسان هاست و هر کی آزاد نیست یه جای کار خودش میلنگه نه هیچ کس دیگه، چقدر خوبه که مشکل از خودمونه نه کس دیگه حداقل وقتی باور میکنیم اگه چیزی رو نداریم مشکل از خودمونه، اونوقت با خودمون طرفیم خودمون رو باید تغییر بدیم نه کس دیگه رو
من رابطه ی آزاد شما رو تحسین میکنم من در رابطه ام با همسرم خواستار یک سری آزادیهای به جا هستم به بعضی از آن ها رسیدم و آن جاهایی به ازادی که می خواستم رسیدم که مشرک نبودم که خودم درستی خواسته ام رو ( ازادی که میخواستم) باور داشتم و باج ندادم و کوتاه نیامدم من توی رابطه آدم ترسویی هستم از بحث کردن از اینکه نکنه دعوا بشه نکنه تندی بشه میترسم من از بیان خواسته ام میترسم من از اینکه یکی مخالفم باشه یکی باهام حال نکنه یکی دوستم نداشته باشه یکی ازم بدش بیاد میترسم و هیچ وقت فکر نمیکردم من این ترس رو داشته باشم. علاوه بر ترس من متوجه شدم که در احساس لیاقت هم مشکل دارم یعنی اینکه من خودم رو لایق ازادی که میخواهم نمیدونم باور نمیکنم که خیلی راحت بتونم کاری که دوست دارم رو انجام بدم بدون اینکه باجی به همسرم بدم بدون اینکه دعوایی بشه بدون اینکه اخم و تخم و کنایه دریافت کنم یک عمر همسرم رو مقصر میدونستم حالا فهمیدم همسرم کسی نیست جز نمود باورهای شرک امیز و عدم لیاقت من، من از خدا این چند روزه خواسته بودم کمکم کنه قوی باشم خودم برای خودم کافی باشم خواسته بودم من رو انسان قویتر و مستقلتر کنه و صبح امروز متوجه ضعف های شخصیتیم شدم و خدا بهم گفت گفت بابا تو مشرکی تو چشمت به دهن همسرت برای ازادی تو افسردگی گرفتی از اینکه همسرت بهت گفت حق نداری کار مورد علاقت رو انجام بدی تو قدرت رو دادی دست آن تو توی ذهنت دنبال راه حلی برای قانع کردن اون میگردی تو توی ذهنت تو فکر اینی یه کارایی کنی یه ادا اصولی در بیاری اون دلش برحم بیاد بیاد دو دستی کار مورد علاقت رو بهت تقدیم کنه بگه باشه برو انجامش بده تو مشرکی تو وابسته ای تو ترسویی تو احساس بی لیاقتی میکنی تو باید این ضعف ها رو پاک کنی قدرت تویی قدرت خداست که بهت ازادی داده تو از ازادی که خدا بهت تو ساخت زندگی دلخواهت داده استفاده کن. استاد از صبح که ضعف هام برام واضح شد از صبح که فهمیدم من مشرکم و ترسو و درک کردم که مشکل منم نه همسرم و اون فقط نمود شرک و ترس منه خیلی خوشحال شدم انگار باگ هام رو پیدا کردم انگار راحت شدم انگار یه باری از روی دوشم و یه غمی از قلبم برداشته شد. حالا طرف حسابم خودمم و به امید خدا روش کار میکنم تصمیم دارم به لطف خدا دوره های احساس لیاقت و عشق و مودت در روابط رو بخرم و روشون کار کنم، من میخواهم که تا لحظه ای که زنده ام آزاد شاد و سالم و ثروتمند زندگی کنم ان شاالله.
شکر ایزد را که دیدم روی تو …
نازنین بزرگوار من ادعایی برای مولانا بودن ندارم ولی تو راشمسی میدانم برای همه
در همه فایلهای شما من نزدیکی به خدا و بعد خودم رو حس میکنم و این زیباترین و بزرگترین دستاورد از همه فایلها و بودن شماست دوستی با خداوند و چه چیز میتونه زیباتر و بهتر از این باشه و این هر چه قویتر میشه دستاوردهای بعدی هم میاد شکر و سپاس از این بودن ناب و زیبا من از خدا و خودم دور بودم والان هر لحظه دارم نزدیک و نزدیکتر میشم به خدا و خودم بهتر و بیشتر میشناسم نشانها و هدایتهای زیبا از هر چیز به وضوح در زندگی من نمایان شده و تکامل به روی رشد و پیشرفت رو لمس و درک میکنم میدونم تک تک عزیزان همراه حرفهای من و میفهمن و درک میکنم چون همه از یک جنسیم
هر لحظه از زندگیتو رو که تعریف میکنید انگار زندگی من بوده با همان جنجالهای خانوادگی در یه جمع مذهبی تعصبی استادودقیقاخودمو میبینمو جالبه که باورهای داره پیدا میشه که کجا اشتباه و کجا درست بوده و من فکر میکردم اشتباست و…لحظه ای نوشتم فقط برای این که گارد داشتم برای نوشتن و این باور که نوشتن برای من سخت است به آسانی تبدیل شود بودنهای نابتان گوارای لحظهایمان
به نام خداوند مهربان
سلااام به دوست خوبم
پاسخی که به دیدگاهم نوشتی و درمورد مقاومتت در نوشتن گفتی رو خوندم و اینکه بعدش گفتی در لایو استاد کامنت گذاشتم، اومدم و این کامنت ازت رو خوندم..
ارغوان عزیزم خیلی خوبه که تونستی به مقاومتت در نوشتن غلبه کنی و بنویسی،
خودمم یادم میاد اولین کامنتی که میخواستم بزارم روی سایت خیلی کمالگرایی نجوا میداد و میگفت که یا بینقص و بدون اشکال بنویس یا هم که اصلا ننویس،،
این یکی از مقاومت هایی هست که ذهن برای نوشتن معمولا میاره و مارو باز میداره از نوشتن
اما وقتی با منطق های قوی میایم این. مقاومت هارو برمیداریم بازی عوض میشه.
یعنی به خودت بگی:
قرار نیست بی نقص بنویسم، همه بچه های سایت که الان اینقدر کامنت های فوق العاده مینویسن کامنت های اولشون دارای اشکالاتی و بعضا درک های نادرستی از قانون بوده امااا اگر همون هارو نمیومدن بنویسن ظرفشون برای طی کردن مدار های آگاهی بالاتر اماده نمیشده
از طرفی اون کامنت ها یک ردپای خیلی خوشگلی هست که نشون میده چه تغییر و تحول عظیمی طی مدت زمانی که اون کامنت رو منتشر کردن تا الان در زندگیشون ایجاد شده
قرار نیست اولش خیلی خوب بنویسی (هرچند که ارغوان جان شما واقعا قشنگ مینویسی ها!) مهم اینه با هربار نوشتن و تجربه کسب کردن بهتر بشی
مثل استاد که توی سی تا کلاس دانشگاه سخنرانی کردند،(نمیدونم داستانش رو از استاد شنیدی یا نه اما برات میگم)
خب اولین کنفرانس استاد توی اولین کلاس، حسابی پاهای استاد میلرزیده و استرس شدید داشته طوری که حس میکرده میخواسته بیفته اما انجام داده، با جهت دهی به گفتگو های ذهنیش به خودش گفته میرم و بهتر و بهتر میشم و علی رغم استرسی که داشته کلاس های بعدی رو هم میرفته در میزده برای سخنرانی و هر دفعه بهتر و بهتر میشده به طوری که توی کلاسای آخر دیگه استاد با خیال راحت 2 ساعت خیلی مسلط و قشنگ کلاس رو به دست میکرفته و با همه خیلی قشنگ ارتباط میگرفته و توی کلاس 30 ام دیگه ذره ایی از اون استرس اولین کلاس در استاد وجود نداشته.
مهم اینه هرروز بهبود داشته باشیم بجای اینکه بگیم نه حتما باید بدون نقص انجامش بدیم
و این باور رو داشته باشیم که با بهبود هرروزه واقعا پیشرفت چشمگیری در هر زمینه ایی میتونیم ایجاد کنیم و اینم یاد اوری کنیم.
نمیدونم چطوری شد که این موضوع مقاومت درمورد کامنت گذاشتن و اینا منتهی شد به اینجا خخ ولی خب اون انرژی کل، اون نیروی هدایتگر، هدایت کرد کامنت رو به اینجا،، شاید باید این حرفا به خودم یادآوری میشد، شایدم این حرفا چیزی بود که نیاز داشتی بشنوی
نمیدونم!..
تجربه لذت بخشیه صحبت کردن با بچه های سایت یک انرژی خوبی به ادم میده که میدونه داره با کسایی صحبت میکنه که هم فکر و هم نظر باهاش هستند توی این مباحث
دوباره میگم: بازم بنویس دوست خوبم…
خداوند یار و نگهدار هممون
درود بی پایان دوست ارزشمند
قوت قلب بود کامنتت و ممنون که گفتی خوب مینویسم ذوق کودکانه ای داشتم، عمیق و خالص .
ممنون که وقت میذاری میخونی و برام مینویسی .پس اینو بهت بگم که حتی نوشتن باحس و لمس قلم و ورق رو هم شروع کردم من نوشتن و خیلی دوست دارم.آره دقیقا منم بی نقص بودن و کمالگرایی رو دارم و دارم مدیریتش میکنم .این که بچها کامنتاشون پر از آگاهی با نوشتاری عالی و صمیمانه است ادمو قلقلک میده به بیشتر خواندن و نوشتن و نظرتو در مورد تکامل و بهتر شدن صدرصد قبول دارم اتفاقا اینو به دخترم که نقاشی میکشید و میکند از دفتر برگهاشو گفتم بذار باشه تا ببینی که چه تغییری کرده نقاشیات و بهتر شدنشو ببین .
حس قشنگی رو منتقل کردی سپاس از همراهیت تشویقت و تعریفت و حتما تلاش میکنم بیشتر بنویسم حس نقطه آبی داشتن با پیامت زیباتر شد .️
سلام به استاد عزیز خدایا شکرت که خداوند من را به این سایت توحیدی هدایتم کرد خدا بهم توانی کنترول ذهنم را بده تو این روزها به علت احساس کمبود مالی وبرنامه ریزی ذهنی نجواهاگه گاهی ذهنم را مشغول میکند ومن با اگاهی های سایت این نجوا را خاموش واز خداوند هدایت میطلبم من با اگاهی هایم عمل میکنم تا افکار مزاهم دیگر افکارهارا جذب نکنداز الله در خواست هدایت برای خودم میخواهم
بنام خدای محقق کننده خواسته هایم به اسانی و عزت و زیبایی
خدای مهربونم که با قوانین ثابت جهانش راه راست و مستقیم را به بندگانش نشان داد
خدایا شکرت
ــــــــ
سپاسگزارم از آگاهی های این فایل
سپاسگزارم از وقت و زمان ارزشمندی که برای اگاهی ما میزارید
ــــــــ
توضیحات قرار داده شده در فایل عالی
بسیار اگاهی بخش
بسیار عمیق و اثرگذار
قدردان این اگاهی هستم
ـــــــــ
برای ساخت ورژن جدید از خودمون تعهدی غیرقابل مزاکره لازمه
تعهد
تعهد
باید خواسته ها رو تعیین کنیم اونهم با باور اینکه صد درصد محقق میشه
افکار و باورها و توجه من دنیای من رو میسازه
وقتی من خواسته هام رو مشخص کنم و توجه ام رو به سمت اون متمرکز کنم و هرروز برای تحققش قدمی بردارم که با شرایط اکنون و اینجایم جور است اینطوری متمرکز شدم به خواسته
و قانون میگه همین توجه زندگیت رو. میسازه
ما بایستی کارهایی رو هر روز مرتب و مداوم انجام بدیم تا نتایج وارد زندگیمون بشه
زمانی که کار درست عادت ما بشه
کار درست روتین زندگی ما بشه
اونوقت بدون شک نتیجه محقق میشه
ـــــ
عده ای اهدافشون رو مینویسن بدون اینکه کمترین باوری به تحققش داشته باشن
و عده ای قلیلی مثل استاد هدفشون رو مینویسن اونهم با باور و ایمان و اشتیاقی که هزاردرصد محقق میشه
و هرروز با شور و شوق به اون توجه میکنن
ایمان+تعهد+شورو شوق+باورمناسب+کنترل ذهن
همه اینها محقق شدن خواسته رو دنبال داره
ــــــــــــــــــ
حالا نگاه سپاسگزارانه میتونه ماجرا رو خیلی متفاوت کنه
وقتی در ارتعاش سپاسگزاری هستم جهان دم به دم میخاد که این احساس رو در من بیشتر کنه
جهان دم به دم شرایطی رو برام مهیا میکنه، موقعیتهایی ایجاد میکنه که من سپاسگزارتر باشم
ناسپاسی قطع نعمتهارو بدنبال داره
ناسپاسی کار شیطانه
حالاانتخاب بامنه
نعمت بیشتر میخام
زیبایی بیشتر میخام
سلامتی بیشتر میخام
ثروت بیشتر میخام
باید دایم سپاسگزار باشم
باید سپاسگزاری بخشی از وجودم باشه
سپاسگزار انچه تو زندگیم وجود داره
برای اینکه نتایج بصورت بنیادین ایجاد بشه تو زندگیم باید بصورت بنیادیت باورهام تغییر کنه
ــــــــــــــــ
من قدردان این آگاهی ها هستم
انچه در این فایل بیان شد بسیار بیشتر از نکاتی هست که من نوشتم اما انگار وجود من دراین زمان بدنبال شنیدن و دریافت اینها بود
مقوله های مربوط به حجاب
مربوط به مولد بودن
همه اینها با گوش دادن مداوم به فایلهای دانلودی و عمل به اموزه ها برایم حل شده هستن
خداروشکر
سپاسگزارم
سلام
روز 108 سفرنامه
دوستان عزیزم و استادان خوبم، بانو شایسته و استاد عباسمنش عزیز وقتتون بخیر
این فایل یه درسی به من داد،که اگه بتونم اجرایی کنم،تمرین کنم و تقویت بشم توش،خیلی از مسائل مهم زندگی خود به خود حل میشه
تهمت شنیدن،
آخرین تهمت هایی که شنیدم تقریبا یک ماه پیش بود که با جون و دل برای یک آشنایی کار کردم،و واقعا روی خریدها خیلی کمکش کردم که کمتر پول خرید پرداخت کنه،
پس از اتمام کار که درخواست پولم رو کردم،انگار که من فوش به اینا دادم،
خلاصه به هر در و دیواری زدن که پول ما رو ندن،
خب تقریبا تبدیل به ناراحتی شد،و از اونجایی که فامیل هم بودیم،و خیلی زود این اتفاق به گوش دیگران رسید،
اونا اومدن برای تبرئه کردن خودشون کلی تهمت به من زدن،
یعنی از اول کار تا آخر کار رو نشستن تعریف کردن همراه با تهمت ها،که ما اینجوری اعتماد کردیم به ایشون،و مثلا پول چمن مصنوعی متری 500 از ما میگرفت و میرفت جنس متری 100 تومانی می خرید،
خب ابن حرفا به گوش من می رسید، و من هم واقعا تهمت یا وصله ای که بهم نچسبه،بهم زده بشه واقعا دردم میگیره و جز بایدهاست که جبرانش کنم از طریق کارهای ناشایست،
اومدم اینجا خودم رو جمع و جور کردم،
گفتم ببین تو الان در مسیر رشد هستی،
تو خودت یه جنگ درونی با شیطان و باورهای غلط داری که فقط دنبال راهی هستی که این دو موضوع رو حذف کنی،
پس جنگت با انسان های احمق و خدانشناس دیگه چه داستانیه،
و هی به خودم میگفتم که ببین مگه تو به اونا لطمه مالی زدی؟یا تهمت هایی که اونا زدن درست بوده؟؟؟
باز میگفتم نه من که فقط دنبال این بودم اونا سود کنن،
خب دوباره به خودم میگفتم،برای کار نکرده و جرم مرتکب نشده میخوای زندگی خودت رو جهنم کنی برا چی،؟؟؟اونا که پولی نمیدن و گفتن نهایتا میریم شکایت میکنیم،
حالا اگر میخوای به شیوه قبل زندگی کنی برو گتد بزن به همه چی،دعوا کن،زور بزن،دادگاه برو،بزن،بخور،
و آخرش هم هیچ
ولی اینجا داری تست میشی،
اینجا اگر تو در مقابل تهمت ها سکوت کنی بزاری جهان کار خودش رو بکنه،یعنی در مسیر رشد هستی،
پس با آرامش مسیر درست رو پیش برو،
خوشبختانه و به لطف خدا تا الان دارم فقط تمرکز میکنم روی پیشرفتم،
البته هی این اتفاق میاد توی ذهنم و جنگ ها میشه درونم با تجسم ها،اما سریع استوپش میکنم و میگم نه،بیا روی وجود خداوند و چگونگی سیستم جهان تمرکز کنیم،و خودن رو میبرم توی کیهان،
خدایا دمت گرم بابت این راه روشن
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد نازنینم
سلام به دوستانی که در حال مطالعه دیدگاه من هستند
شب گذشته یه نشونه از سایت خواستم و هدایت شدم به این فایل زیبا
(لازم به ذکره که بگم چند مدتی هست یه هدف خاصی رو دنبال میکنم و هر لحظه هم به نشانه ها دقت میکنم که حتما این اون چیزیه که من میخوام)
دیشب نتونستم فایل رو ببینم ، به جورایی تنبلی کردم و موکولش کردم به صبح
ولی خب خداروشکر این موکول شدنه هم هدایت بود
اینکه چه مطالب با ارزشی تو این فایل گفته شد همه دوستان به گوش دادن بهش میتونند متوجهش بشند
ولی یه قسمتی بود که اصلا دینگ ذهن من رو زد
قسمتی که دوستمون درباره ی سرمایه گزاری سوال کرد و استاد چقدر عالی هم جواب اون بنده خدا هم پاسخ هدایت من رو داد
سرمایه گزاری روی خودمون
این عالی بود عالی ، کلی علامت سوال رو تو ذهنم پاسخ داد و چند تا هدف جدید برام ایجاد شد.
و یه نکته جالب تر وقتی استاد گفتن تاریخ تولدشون 18 اسفند هستش کلی ذوق کردم و مجدد برام نشونه بود که تاریخ رقم زدن و رسیدن به هدفم رو این تاریخ انتخاب کنم و با اومدن و نوشتن در مورد رسیدن به هدف هم از استاد تشکر کنم هم از اینکه میدونم استاد از موفقیت ما خوشحال میشه این رسیدن رو یه هدیه از طرف خودم به استاد بکنم که قدر دان این باشم که آموزش های استاد هست که سبب گسترش جهان هستی شده
به لطف الله مهربان خیلی از چیزهای که توی زندگیم خواستم برام رقم خورده و ایمان 100 درصدی دارم که این اهداف هم به راحت ترین شکل ممکن با بهترین هدایت ها برام رقم میخوره
خدای مهربانم شکرت بابت این صبح زیبا
شکرت بابت این آفتاب دلنشینت
شکرت بابت هدایت ها و همزمانی هات
بابت این هم نعمت قشنگ و رنگارنگ شکرت
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
به نام خدایی که به تنهایی کافیست
سلام به استاد عزیزم
کلید:اجرای توکل در عمل
فایل:لایو با استاد قسمت 8
خداوند کی ما رو هدایت می کنه ؟خداوند رب العالمین عاشق بندگانش هست وهمواره انها را هدایت می کند وهر کس در مسیر درست باشه هدایت رو دریافت می کنه.
نکته:یک قانون دیگه که باید یاد بگیریم اعراض هست روی برگرداندن از انچه ناجالبه ودوست نداریم مثل حرف مردم .حرف مردم برات مهم نباشه واگه کسی به این نقطه برسه همه چیز زندگیش روبراه می شه چون به عزت نفس رسیده.
پایه عزت نفس عمل کردن به انچه درست می دونی فارق از اینکه مردم چی می گن .
به طور کلی اعراض روی برگرداندن از انچه دوست نداری تا از مسیرش خارج شده وارد مدار دیگر شویم با توجه به زیبایی ها وارد مدار زیبایی شویم.
نکته:سن یه عددهست هر وقت از هر سن واز هر جایی شروع کنی به تغییر می تونی موفق بشی مهم اینه که تدوام داشته باشه کارت وصبر کنی من هم بعضی وقتها به خودم می گم دیر اومدم تو مسیر اما باز به خودم می یام و می گم هر چقدر هم که از زندگیم باقی مونده باشه چرا باید توی سختی ونادانی زندگی کنم اگه روی خودم کار کنم با داشتن این سایت خوب که کمکم می کنه بقیه زندگیم رو می تونم در شادی ونشاط وخوشبختی زندگی کنم .
باید هر روز بیام گوش کنم عمل کنم تدوام داشته باشه کارم باید توکل رو یاد بگیرم یکتا پرستی رو اگه بتونم قدرت رو از غیر خدا بگیرم وفقط به خدا بدم کارم حله واین خیلی سخته با اینکه با شروع این کلید دارم روی این مساله کار می کنم باز هم امروز بدون اینکه متوجه بشم برای کار بانکیم دنبال اشنا تو بانک بودم وکارم حل نشد بعد از یک ساعتی به خودم اومدم وسر خودم داد زدم شرک شرک شرک چقدر فایلهای توکل در عمل گوش دادی پس کو چرا به این راحتی مشرک شدی اگه کارت رو به خدا سپرده بودی حتما حل می شد اما تو هنوز شرکهای درونت رو از بین نبردی تو هنوز یکتاپرست نشدی تو هنوز اصل اساسی رو یاد نگرفتی تو توی قدم اول توحید موندی امروز مردود شدم اما امشب سر سجاده اشک ریختم وتوبه کردم از خدا خواستم کمکم کنه نجواهای شیطانی رواز بین ببرم گفتم خدایا شاید نزدیک 30 فایل از کلید توحید روگوش دادم ونوشتم توی هر فایل کامنت گذاشتم توحید عملی یعنی قدرت رو فقط به خدابده از غیر خدا قدرت رو بگیر وچه ساده توی یه لحظه مشرک شدم پس معلومه استاد خیلی رو خودش کار کرده من حالا حالاها کار دارم اینقدر می گم ومی نویسم وبه خودم نهیب می زنم تا یاد بگیرم خدای من هر وقت روی غیر تو حساب کردم محکم زمین خوردم ولی باز رفتم سر خونه اول اما دیگه نمی زارم من کلی توی این سایت پیشرفت کردم استاد می گه تکامل شاید هنوز جا دارم وتکاملم طی نشده باید کار کنم کار کنم تا بنیادین عوض بشم باید باورهای مالی روهم درست کنم باید بفهمم دنیا دنیای فراوانیه باید بدونم کافیه از خدا بخوام خدا غنیه زندگیم رو پر از ثروت می کنه باید بدونم هرچی ثروتمند تر بشم به خدا نزدیکتر می شم چون شادم چون غر نمی زنم چون ناشکر نیستم چون می تونم به بنده های خدا هم کمک کنم .
نکته :دنیا فانیه وهمه ما وانچه داریم رفتنی پس به هیچ چیز به چشم دایمی بودن نگاه نکنیم.از روابط عاطفی باید لذت برد وشاد بود نه تحمل کرد.
نکته:انچه در این سایته همه قوانین جهان هستی است که اگه بهشون عمل کنم همه چیز رو با هم دارم.
اصل اساسی توحید ویکتاپرستی
اصل بعد تکامل
اصل بعد عزت نفس واحساس لیاقت
اصل بعد اعراض از ناخواسته ها
وکنترل ذهن با توجه به زیبایی ها وخواسته ها ولذت بردن از زندگی
نکته:دنبال علاقه برو انچه علاقه داری توش مهارت کسب کن باورهای مالیت رو درست کن اونوقت به پیشرفت می رسی.
نکته:اگر در کاری انگیزه داشته باشی وعلاقه تنبلی وجود ندارد.
خدایا شکر شکر شکر
استاد ازتون سپاسگذارم وعاشقانه دوستتون دارم. درپناه خدا
سلام استاد عزیز،
پدر من هم بچه ی آخر زن و یک شوهرمعتاد بود که از همسرشان جدا شدن و با هم ازدواج کردن ،شوهر اول مادربزرگم چینی و 30 سال بزرگتر بود. پدرم هم همینو میگه کاش بچه دیگری بودم گم شده بودم….
خیلی به خاطر تکرار خاطراتش عذاب می کشیدم. بعد از ازدواج هم به خاطر آزاری که یکی از اقوام همسرم به من وارد میکرد سالها کابوس می دیدم. (البته با تولد فرزند دومم خوابهایم بهتر شد) و به ازدواج سنتی و آسان گاهی مشکوک میشدم اما تحقیق کردم و این ها نتایج منه
پیغمبر فرمود نگاه کردن به چهره کسی که بین زن و شوهر ولو به زبان تفرقه بیاندازد حرام است.
امام علی اعتماد به نفس کلید خوشبختی است.
بهترین صله رحم دوری از آزار خویشاوندان است…
ما باید یاد بگیریم اگه میتونیم از منفی ها و عقربها فاصله بگیریم و اگر نشد باید بعد از رهایی از افراد مسموم هرکه باشد روی خودمون کار کنیم که به زمین و زمان و دین بدبین نشیم و دچار انحراف و کج روی نشیم.
شاید بشه گفت علت ایجاد ازدواج سفید نتیجه ی رفتار همون آدمایی هست که در گذشته ازدواج رو بد نشون دادن با سختگیری صدام گونه،مردسالاری یازن سالاری جاهلانه،یا یه بلوغ فکری نرسیدن یا تفرقه اندازی منافق گونه و زیززیرکی در زندگی زوجها به خاطر عقده های روانی خودشون،بی بند و باری و حرص…..
اما ازدواج بسیار مقدس و انکارناپذیر است.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست.
آدم شجاع ،نمی سوزد بلکه می سازد و تغییر می دهد.
برای همه آرزو دارم در محیطی امن و رویایی باارامش زندگی کنند در ثروت و امنیت جایی که می شود عطر بهشت را استشمام کرد مثل عطر بهارنارنج….