live | کنترل ورودی های ذهن - صفحه 50


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

751 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا یکتاپرست گفته:
    مدت عضویت: 216 روز

    بنام خدای عزیزم

    سلام به خانواده ی خوبم

    گام 14

    خدایا شکرت که هنوز تلاشم براینه که بتونم خودم رو تغییر بدم

    خدایا شکرت که تونستم دیشب مسولیت اتفاق به ظاهر بدم رو خودم بپذیرم و فک گنم به این که من چه باورهایی دارم که این اتفاق افتاد

    این یعنی اینکه من میپذیرم که زمدگیم رو خودم میسازم دیگه روی همسر و کس دیگه ای حساب نمیکنم

    همین نکته برای من یه پیشرفت بزرگه و اینو از وقتی این گام هارو شروع کردم درک میکنم..

    باید ذهن رو کنترکنم باید بدونم با کی و در مورد چی صحبت میکنم نباید به ورودی های منفی فکر کنم نباید تو ذهنم بهشون زوم کنم باید از یه دید دیگه ای به همه ی اتفاقات به ظاهر بدم نگاه کنم چرا واقعا من اصلأ روی غذای ذهنم حساسیتی نداشتم و هر آشغالی ذو به هورد ذهنم میدادم در خالی که یه غذایی که دو روزه مونده تو یخچال ذو نمیخوارم میگم دیگه خراب شده

    باید درک کنن و عمل کنم ک ذهن سالم بر سلامت جسمانی تأثیر داره

    آره واقعا کنترل ذهن کار ساده ای نیست ولی مهمترین بخش قضیه اینه که من خودم بخوام یعنی واقعا بخوام که ذهنم رو کنترل کنم یعنی فقط گوش دادن به فایل استاد و شعار دادن و حرفای خوب خوب زدن نباشه برام یعنی باید قوی و محکم متعهد بمونم پای این حرفم که من میخوام تغییر کنم باید هر لحظه مراقب باشم که وقت و ذهنم رو صرف چه حرف و چه کار و چه فکری میکنم

    من همیشه همسرم رو عامل بی پولی و بدبختیم دونسته بودم ولی الان که با قانون دارم پیش میرم دیگه توقعی ازش ندارم میدونم من توانایی اینکه درآمد داشته باشم رو دارم پس تلاشم بر اینه که باورام رو در مورد احساس لیاقتم و توانایی هام ودر مورد ثروت تغییر بدم درسته 33از زندگیم رو سخت گذروندم ولی ویخوام اگه حتی یه روز از عمرم باقی باشه اونو با عشق و با حال خوب و أگاهانه بسازم

    استاد منم هیچ وقت از مرگ نمیترسم همیشه مرگ رو در آغوش خدا بودن میدونم

    امروز با تمام وجودم به خودم متعهد میشم که مراقب ورودی های ذهنم باشم

    خدایا شکرت برا آگاه شدنم

    هدایا شکرت برای همراه شدنم با خانواده ی بزرگ عباسمنش

    خدایا شکرت برا وجود استاد مهربون و مریم بانوی گلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    احمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    گام 14 کنترل ورودی های ذهن

    اگر همه مردم می توانستند به راهتی ذهن خود را کنترل کنند و روی موضوعات مثبت تمرکز کنند، همه نتایج مثبت بزرگی می گرفتند. همانطور که اگر همه می توانستن مثلا مثل یک بدنساز حرفه ای ورزش کنند و روی بدن شان کار کنند، همه بدنی مثل او داشتند. دلیل اینکه تفاوت است بین افراد، این است که کنترل ذهن و واکنش نشان ندادن به شرایط بیرونی، کار هر کسی نیست و انسانهای کمی می توانند این کار را انجام بدهند.

    برای اینکه شرایط متفاوتی نسبت به عوام داشته باشیم، در تمام موضوعات کوچک و بزرگ روزمره باید کنترل ذهن را در دست داشت و از واکنش نشان دادن بازداشت.

    درست است که کنترل ذهن کار راحتی نیست ولی وقتی تمرین کنم و یک مدتی با تعهد روی خودم کار کنم راحت می شود، مثل رانندگی، نوازندگی، ورزش و هر کار دیگری اولش سخت است ولی وقتی تمرین کنم و ادامه بدهم مهارت پیدا می کنم و دیگه راحت می شود، البته همیشه چالش های خودش را دارد و نباید نگران بود.

    رسانه ها با تمرکز بر موضوعات منفی، با یک تیر، دو نشان می زنند: یک اینکه برای خود مشتری و مخاطب بیشتری جذب می کنند و با این کار، خود را تقویت می کنند و دوم اینکه مردم را درگیر افکار و انرژی های منفی می کنند که اکثریت، در فرکانس های پایین بمانند و مشتری ثابت آنها باشند.

    وقتی ذهن و ورودی های آن را کنترل می کنم، یواش یواش ورودی ها هم بهتر می شوند و دیگر در فرکانس موضوعات منفی نمی باشم.

    اتفاقات و شرایط روزمره من با افکار روزمره من ارتباط مستقیم دارد.

    در هر اتفاقی می توان نکات مثبتی را دید، اگر آدم ذهن مثبتی داشته باشد، از دل هر اتفاقی می تواند زیبایی را کشف کند و اگر زیاد این کار را انجام بدهد، اتفاقات دیگه مثبت هستند و دیگر اتفاق ناراحت کننده ای وجود نخواهد داشت که در دل آن، دنبال زیبایی بگردی، بلکه اتفاقات در ظاهر و باطن، زیبا و خوش آیند خواهند بود.

    این آگاهی ها و این دوره ها بسیار بسیار کمک می کنند که در جایگاهی قرار بگیرم که استاد هم اکنون در آن قرار دارند، چون در جایگاهی که ایشان هستند، دلیلش باور کردن و عمل به این آگاهای هاست.

    با تشکر فراوان از استاد عزیزم

    برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم.

    به قول دکتر هیولن، برای تان آرامشی ورای درک انسانها خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ایهاب صالحی گفته:
    مدت عضویت: 188 روز

    سلام وصد سلام برنوردیده سلامی بر گل ازنورسیده

    درود ب همه عزیزان جان ودل

    امروز بهترین روز از زندگی من هست چرا که من تصمیم گرفتم که از هر روزم استفاده کنم وانتظار روزی بهتر ازدیروزم رو داشته باشم و همانطور که استاد گفتند بعضی ها منتظرن که ببینن امروز دیگه قرار چه بلا ومصیبتی برسرشون بیاد ومیاد چون خودشون منتظرش هستند اما استا گفتند من منتظرم که امروز چه اتفاق زیباتری برام رقم می خوره من اززمانی که وارد دوره خانه تکانی ذهن شدم وجلو رفتم براساس یه مدل نگرشی که دراین دوره هست کم کم ذهنم داره تنظیم میشه به تمرکز برخواسته ها ودوری کردن ازناخواسته ها واینکه اتفاقات وشرایط زندگیم واقعا تغییر کرده واننظاراتم همش شده بهترین چیزها اتفاقات وافراد واحساسات عالی وشگفت انگیز باشه هم برای خودم می خوام وهم آرزو میکنم برای همه رقم بخوره واینکه استاد فرمودند که اگروقتی غذای مسموم بخوریم بعدش حالمون بد میشه ومریض میشم وفاصله خوردن تا بیمارشدن خیلی کم هست، اما افکاربد اخبار بد وآثار خبرهای رسانه ها خودش روفوری نشون نمیده واقعااین یه نکته کلیدی ومهم هست که اگر بهش عمل کنیم، آثارش رودرزندگی بطور محسوس مشاهده خواهیم کرد من البته خیلی وقته که تلوزیون نگاه نمی کنم واین خیلی توی زندگیم تاثیر مثبتی گذاشته وازاین مورد خوشحالم واینکه انتظار اتفاقات خوب وعالی وشگفت انگیز روهم تازه شروع کردم واین هم خیلی عالی بوده تاحالا،چرا که برروی روحیه ام خیلی تاثیر بالایی داشته چرا که اتفاقات شگف انگیز برام رقم خورده من الان جلسه 11 خانه تکانی ذهن هستم ومورد شگفت انگیزی که برام اتفاق افتاد خواسته ای بود که داشتم ودرحین نوشتن دیدگاهم درقسمت 7 یا 8 بود که داشتم دیدگاهم روبقبل ازارسال چک میکردم تلفنم زنگ خورد وخبر اون اتفاق شگفت انگیز برام اومد وبعد ازاون این اتفاق روهم قبل ارسال دیدگاهم رو آخر پایان متن اضافه کردم یعنی وقتی درمیان نوشتن متن بودم که ازخدا خواستم ووقتی متنم به پایان رسید دقیقا اتفاق افتاد وازلحظه درخواست تا اتفاق شاید چند دقیق بیشتر نشد واین براثر کارکردن بر روی ذهنم بود وتمرکز وتمرین برروی زیبایی های واعراز ازنازیبایی ها وانتظار اتفاقات شگفت انگیز. پس هرآنچه رو ما انتظارش رومیکشیم برامون اتفاق خواهد افتاد پس اینکه وقتی، همیشه به اخبار وافکار بد توجه میکنیم واین رو هر روز هم تکرار میکنیم باید نتایج بد بگیریم واگر هم هر روز بر روی تمرکز به خوبی ها وافکار واحساس خوب توجه کنیم لاجرم باید خوبی ها واتفاقات شگفت انگیز به سوی مابیاد این روهم باید بگم اینطور هم نیست که صد درصد باید گل وبلبل باشه همش یعنی در روزهای زندگی شاید اتفاق نادلخواه هم بیوفته اما تمرکز ما نباید تحت هرشرایطی ازنکات مثبت بگردد به سمت منفی ها ‌‌. به دنبال اتفاق خوب باشیم ببینیم چه نکته ای دراین تفاهم هست که برای ما سازنده وپند دهنده است یا درهمان روز اگر نیست بگرد تو خاطراتت خلاصه به دنبال یه نکته مثبت توی زندگیت باش تا پیداش کنی وتمرکزت بر روی نکته مثبت باشه وقتی چند روزی اینطور پیش رفتی ذهنت خود بخود درهنگام نازیبایی ها عادت میکنه به دنبال زیبایی ها بگرده واین تمرکز تو رو درمدارخواسته هایت قرار میده وقتی وارد مدار شدیم بدون زحمت درهمان حالت یا مدارمی چرخیم مثل ماهواره ها وقتی می خوان بفرستنشون باید یه موتور خیلی قوی داشته باشه تا درمقابل جاذبه زمین بتونه خودش رواز زمین جدا کنه ازجو خارج بشه تا به مدارنزدیک بشه ازوانجا به بعد قدرت مدار اونو نگه میکنه وبدون قدرت موتور بدون هیچگونه وسیله دیگه ای درمسیر وجهت مدار درحال حرکت باقی خواهد ماند. زندگی ما هم همینطور هست وقتی تمرین کردیم ومداومت نشان دادیم ودر مدارقرار گرفتیم دیگه نیاز به زور زحمتی چندانی نیست و کافیه بخواهیم آنچه می خواهیم برای برآورده شدنش زمان چندانی نیاز نیست مثل اتفاقی که برای خودم افتاد واین بعد ازتمرین مکرر وکنترل ذهن وتمرکز بخوبی ها وانتظار اتفاقات شگفت انگیز بود که داشتم ودرنهایت شد ومی شود وخواهد شد هم برای من وهم برای تو چرا که وقتی برای استاد افتاده می افته برای من افتاده ومی افته برای تو هم همینطور میفته اما بارعایت قانون تکامل وصبر داشتن فقط باید توجه کرد وهرچقدر درست وبیشتر زمان بزاریم ودقت کنیم که ببینیم درمسیر درستی هستیم قطعا به نتیجه می‌رسیم واگر اینکاررو کردیم ودیدم نتیجه نداد حتما درمسیر تکاملمون یک‌جایی نقص و کمبودی وجود داره بررسی کنیم نقشه روازنو بررسی کنیم واصلاح کنیم.

    هردانه ای که بکاریم برای رشدش چند چیز راباید درنظر بگیریم

    1 _ زمین مناسب برای رشد دانه زمین شوره زارنباشه مساعد باشه >< دوری از تلوزیون وهرآنچه ذهنمان رومشوش میکنه ویا احساس بد بهمون میده ازجمع درافراد وگروه گرفته تا اخبار ورفتار منفی

    6 _ توکل برخداوند چرا که وقتی کشاورز تمام این کارها رو انجام داد باید به خدا توکل کند ونمی تواند درمقابل باد طوفان وهراتفاق غیر منتظره ای کاری انجام دهد پس بعد انجام کارهایی که دردست اوبوده وانجام داده به خدا توکل می‌کند واجازه می‌دهد خداوند با دستان بلا کیف خود کارها را مدیریت کند وانتظار بکشد تا محصولش به بار بشیند

    7 _ برداشت زمان برداشت باید محصولش راسروقت برداشت کند وازآن استفاده کند یا برای فروش به بازار ارائه کند که اگر اینکا ر رو نکند محصول وثمرش در جایش فاسد وخراب خواهد شد ومقصر هیچ کس جز خودش نیست

    9 _ وقتی درخت ثمر دارش به تکامل رسید وثمر داد دیگر باکمی مراقبت وتقویت ورسیدگی ازش هرسال می تونی ثمر وحاصلش روبرداشت کنی وسختی اولیه کاشت رودیگر نخواهی داشت واین نتیجه تکامل ورشد خواهد بود الهی هر روزوشب من پراست ازاتفاقات عالی موفق وشگفت انگیز هم برای من وهم برای هرکس که بخواهد امین یارب العالمین .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سحر لایق گفته:
    مدت عضویت: 196 روز

    سلامی نصف شبی از طرف من خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان هم آگاه و هم فرکانس خودم.یک لحظه بهم الهام شد بیام و بنویسم حس فوقالعاده روحانی الانم رو….از اتفاقات امروز که پر از خیر و زیبایی و سراسر نکات مثبت بود هدایت شدم به حس الانم.نشسته بودم تو خونه همه خواب بودن و من از خداوند چند روزی بود که حس پیدا کردنش رو که اون اوایل داشتم و مدام گریه میکردم و حالم عالی بود اونو میخواستم ناگهان انگار خودش باهام حرف زد یک لحظه یک موضوعی رو کشید وسط و نمیدونید که من چطور یک لحظه عین ابر بهار داشتم گریه میکردم … داشتم میگفتم زمانی که همه منو طرد میکردن و هیچ کس منو جدی نمیگرفت و همه با رفتارشون نشون میدادن که از من بدشون میاد تو ای مهربانترینم منو خواستی .منو انتخاب کردی منو به جمع صالحانت دعوت کردی و منو از 32 سال ظلمت به سمت نور و عاشقی و سعادت دعوتم کردی .باور نمیکنید که عین یک نوزاد داشتم گریه میکردم و فقط میگفتم خدایا منو رها نکنی خدایا من اول تو رو میخوام بعد خواسته هامو .یک لحظه حتی آرزوهام بی معنی اومد چون وقتی در محضر باری تعالی هستی در واقع خوشبخترینی.اشک ریختم و اشک ریختم و گفتم تو تمام منی .نمیدونم با چه واژه هایی توصیف کنم فقط این لحظات هزاران بار تقدیمتان.دلم میخواد فقط برای عشقش روزی هزاران بار مثل امشب اشک بریزم .من عاشق این گریه های امشبم .من جونمو میدم برای این گریه های عاشقانه نسبت به خدا .میخوام بگم خداوند بزرگ و مهربان در لحظه پاسخ میده من امشب دوباره اون شور و شوق رو خواستم اونم بهم برگردوند.دوست من هر چی میخوای فقط کافیه توی یک جای دنج و ساکت ازش بخوای.البته اشتباه برداشت نشه همه جا میشه ازش بخوای اما سکوت یک چیز دیگه اس.من معمولا روی پله های خونه ام جایی که اولین بار باهاش آشنا شدم و توی اوج نابودی با استاد اشنا شدم و وارد بهشت شدم ازش خواسته هامو میخوام و مهربونترینم همیشه اجابتم میکنه.تو هم امتحان کن دوست من .بازم میگم این لحظات روحانی و عاشقانه هزاران بار تقدیم خودم و شما بشه انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مهدی گلشنی گفته:
    مدت عضویت: 483 روز

    درود به استاد عزیز ودوستان هم مسیرم

    کنترل وردیهای ذهن کار آسونی نیست ، ولی شدنیه و هرچقدر بیشتر روش کار کنیم ذهنمون شرطی میشه و خود به خود اکثر مواقع زیبایی ها و چیزای مثبت رو جذب میکنه مثال؛ من چند وقت پیش ساعت 3 نصفه شب بعد از چند ساعت رانندگی خسته بودم و یه خروجی رو رد کردم و دنده عقب خوردم به جدول بعد از اینکه پیاده شدم دیدم سپرم شکسته و داغونه اگه چند سال پیشم بود زمین و زمان رو فحش میدادم ولی چون یه مدتیه رو خودم کار میکنم به محض پیاده شدن گفتم خداروشکر به آدم نزدم ،خداروشکر خودم و بچه هام سالمن و خداروشکر فقط سپر شکست و بدنه ی ماشین چیزیش نشد و خدارو شکر ماشینم جنسش خوب بود و در مقابل این ضربه ی محکم مقاومت کرد و کلی چیزای مثبت دیگه….و سوار شدم و رفتیم هتل با خیال راحت خوابیدم….

    این یه مثال ساده بود و هر وقت اتفاقی به ظاهر نازیبا میفته سریع دنبال اینم یه روزنه ی کوچیک امید پیدا کنم و از اون روزنه بهش نگاه کنم و اونو بولد کنم تا درصد اون روزنه بالا بره و درصد نازیبایی پایین بیاد و به صفر برسه کا اینم از سریال های زندگی در بهشت استاد یاد گرفتم که به آتش نشان هایی که اومده بودن از یه زاویه ی مثبت نگاه میکرد خدارو شکر

    نکته ی بعدی اینکه تنها تفاوت اینکه اکثر مردم به قانون بی توجه هستن بخاطر اینه که همون لحظه اتفاق نمیفته و مثالش هم تو فیلم راز گفت که مثلا اگه ما به یه فیل فکر کنیم و همون لحظه تو خونمون ظاهر بشه که سنگ رو سنگ بند نمیاد بخاطر همین وقتی چند بار فکر میکنیم توجه میکنیم فرکانس به یه درجه ای میرسه و بعد با خودش نتیجه رو میاره و این قانون فرکانس رو دوست دارم و فقط کسی که تسلیم نشه و مدام رو خودش کار کنه اون اتفاق قشنگه براش میفته نه کسی که یه دفعه یا دو دفعه بیاد و بنویسه و بره و بگه دیگه تمومه که نمیشه.،،کسی جواب میگیره که دائما تکرار کنه و امیدوارم من هم جزو همون افرادی باشم که کم نیاره و متعهدانه به کنترل ذهنش بپردازه هرچند بعد یه مدت اونقدر اتفاقای قشنگ میفته که دوست نداری ولش کنی و دوست داری هی ادامه بدی و هی برات جذاب تر میشه این قانون بی نقص الله

    در مورد تلوزیون و رسانه هم چقدر قشنگ گفتن استاد که اینا چیزایی رو میسازن که 99 درصد مردم دوست دارن و مثالش میشه کلیپ های اینستاگرام ، که یه کلیپ منفی و حال خراب کن میلیونی ویو میخوره و کلی وایرال میشه ولی یه کلیپ انرژی مثبت به تعداد خیلی کمی دیده

    میشه…..

    و جمله ی قشنگی که من از استاد یاد گرفتم و مدام تکرارش میکنم اینه که ؛ خروجی هات مساویست با ورودی های ذهنت …و چقدر قشنگه این جمله و چقدر درس داره .یعنی تو اگه گندم بکاری گندم درو میکنی نه جو…پس ورودی هاتو کنترل کن خوراک خوب به ذهنت بده تا ببینی اون برات چیکار میکنه و چقدر زندگی زیبا و لذت بخش میشه هرچند من هنوز تو ده قدم اولم و هنوز کلی جا داره که بیام و این حرفا رو بزنم ولی تو همین چند ساله که رو خودم دارم کار میکنم فهمیدم که هر چقدر بیشتر تو عمق قانون فرو میرم دوست دارم بازم بیشتر کنکاش کنم و ببینم چه خبره اون تو….خدارو شکر که دارم پله پله این مسیر زیبا رو با توکل بر خدا و راهنمایی های استاد پیش میرم و امیدوارم تو این مسیر زیبا هر روز پیشرفت کنم و بیام براتون بنویسم

    در پناه الله شاد و ثروتمند باشید یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    رضا حمزه گفته:
    مدت عضویت: 691 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیز

    آدمای زیادی هستند که نمی تونند ذهنشون رو کنترل

    کنند یک ذهنی دارند واکنش نشون میده به اتفاقات بیرونی و تا وقتی که ذهن ما داره به اتفاقات بیرونی

    واکنش نشون میده اتفاقات از همون جنس براش اتفاق میفتد چون اتفاقات زندگی ما ذهنمون افکار مون فرکانس هامون داره ایجاد می‌کنه و تا وقتی که فرکانس های ما

    در مورد موضوعات بیرونی حالا هرچی که بیرون هست و اغلبش ناراحت کننده است برامون اتفاقی که میفته فرکانس ها درخواست می‌کنند به جهان که از همین جنس ناراحت کننده بیشتر برای من بیشتر بیار و این اتفاق میفته و این زندگی برای خیلی از آدما چیه شرایط حساس کنونی یعنی همیشه این داستان هست که این شرایط حساس کنونی هر کسی به نتیجه ی رسیده چه خوشبخت چه بدبخت چه ثروتمند چه فقیر چه سالم چه بیمار اونایی که نتیجه ی خوبی در زندگی شون گرفتند تونستند این ذهنو کنترل کنند ولی کار راحتی نبوده هیچ وقت راحت نبوده هر چند که

    هر چقدر بیشتر تمرین کنی مثل هر کار دیگری که شما

    تمرین میکنید اولش سخته راحت میشه مثل پیانو زدن و فوتبال بازی کردن با هر کاری دیگه اولش سخته و پیچیده است ولی بعد از تمرین و تکرار راحت میشه کنترل ذهن

    هم همینه راحت تر میشه ولی همیشه چالش های خودشو داره و اگر بتونیم این کارو انجام بدیم بتونیم ذهنموندو کنترل کنیم دنیامون اینجوری که دوست داریم میتونیم کنترل کنیم یکی از قویترین کارای که من اون اوایل که

    ذهنم رو نتونستم کنترل کنم یکی از بهترین کارای که من کمک کرد این بود که من آمدم تلویزیون تو زندگیمون حذف کردم همون موقع که تلویزیون و حذف کردم خیلی ذهنم آروم تر شد وقتی شما اجازه بدید اخبار و رسانه ها و مردم زیاد در ذهن شما حرکت کنند و حرف بزنند شما دیگه دارید چیزی رو در زندگیت خلق می‌کنی که اونا خراکشو دارند بهت میدن چیزی در زندگی ما خلق میشه و ایجاد میشه که ذهن ما داره بهش توجه می‌کنه وقتی توجه اونا دارند به ما میدن ما مثل ربات داریم در خدمت بقیه آدما زندگی میکنیم ما زندگیمون اونجوری که اونا دوست دارند خلق میکنیم

    ورودی کنترل کردن شاید اولش یک ذره سخت باشه ولی بعد از اینکه زیاد این کارو انجام بدید و تبدیل میشه به یک مهارت وقتی شما ذهنتون و ورودی ها کنترل کنید وردی های بهتر ی میاد حرف های که می‌شنویم حرف های که می‌شنوید اخباری که می‌بینید آدم های که باهاشون ارتباط دارید اونا هم دارند به شما غذا میدن با دیدگاهشون با افکارشون با حرف هاشون دارند به شما غذا میدن اگه اون غذا بوی گند میده سراغش نرو خریدارش نباش فکر نکنید غذای فاسد آمدمو مریض می‌کنه غذای روحی نامناسب و فاسد هزار برابر بیشتر آدمو بدبخت می‌کنه فقط تفاوت اینکه اگه غذای فاسد یا غذای نامناسب بخوری همون موقع دلت درد می‌کنه و میفهمی

    وقتی که سیستم ایمنی بدن قوی باشد از پس همه چی برمیاد سیستم ایمنی ما اگر شما تکامل خوانده باشید متوجه میشید سیستم ایمنی ما و تمام حیوانات این چیزی که آلان به عنوان انسان امروزی یا حیوانات امروزی می‌بینیم حاصل میلیون ها سال تکامل میلیون ها سال بهبود مستمر

    در شارژ کن یو اس پی یک تراشه ی خیلی کوچیکی داره یک کاری رو در واقع انجام میده .. اون چیبستی که توی شارژر موبایل قدرتش از کامپیوتر که آپلو یازده که انسان رو به کره ی ماه برده بیشتر اون زمان خفن ترین کامپیوتر جهان بوده

    برای کارای فضایی و برده سفینه رو به فضا و بر روی کره ماه نشونده و برگردونده این کامپیوتر چیبسته قویتر از اون موقع بوده این اتفاقات توی پنجاه یا شصت سال رخ داده

    توی پنجاه سال بهبود دائمی کاری کرده که کامپیوترهای امروزی تلریون ها برابر قوی تر از اون کامپیوترند حتی موبایل های امروزی میلیارد ها بار برابر قویتر از اون کامپیوترند حالا این تکامل شما در نظر بگیرید که میلیون ها سال طول بکشه آلان ما داریم در مورد پنجاه یا شصت سال تکامل کامپیوترها صحبت می کنیم نه در مورد میلیون ها سال تکامل ولی در مورد انسان بدن انسان و حیوانات داریم در میلیون ها سال تکامل صحبت میکنیم میلیون ها سال بهبود همیشگی و ببین چی از بدن میسازه این بدن ما و بقیه بدن حیوانات اینا تکامل داشتند از تمام بیماری ها گذر کردند اینا سیستم دفاعی و ایمنی بهشون اضافه شده در مورد حیوانات اینکه پروازشون سریع تر شده چشمانشون قویتر نیز بین در شده قویه بویایی شون قویتر شده اینا اینجوری نبوده که اینا داستانش بهبود دائمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 378 روز

    درود بر دوستان توحیدی من

    کنترل ورودی های ذهن واقعا سخته اما تنها کسی میتونه موفق از این امتحان بیرون بیاد که طبق قانون تکامل بازها و بارها تمرین و تلاش کنه بارها و بارها تمرکز کنه و بدونه که یک شبه نمیتونه موفق بشه توی کنترل افکارش

    من به طور معجزه آسایی دیگه درد های پریودی رو توی بدنم احساس نکردم، ماه پیش برای اولین بار، بیشترین انرژی رو داشتم روز اولم

    و من واقعا تو شوک بودم چون هر ماه بدون برگشت باید چهار پنج تا قرص مصرف میکردم و حتی دو سه روز قبل باید قرص میخوردم

    همیشه تایم زیادی رو تو اتاقم بودم تا درد اروم شه و کاری نمیتونستم انجام بدم

    ماه پیش اما نتیجه تغییر کرد

    این ماه یعنی همین امروز روز اولمه و من باز استرس و ترس داشتم از درد اما سعی کردم کنترل کنم افکارمو و نجواهای ذهنمو و تکرار کنم برای خودم که من یکبار تونستم انجامش بدم پس دوباره هم میشه انجامش داد

    دفعه دوم همیشه آسونتره

    و خداوند همه قدم های این گام رو خیلی دقیق برای من چینده، قسمتی از فایل استاد از سلامتی گفتند و من وسط حرف هاشون استاپ کردم فایل رو و نوشتم توی دفترم که

    انسانها از همون زمان غارنشینی که نه سرپناهی بود و نه اب و غذای اماده و دارو برای تسکین درد و برای سلامتی

    از زیر صفر تونستند با طی کردن تکامل و به اجان کارها به بهترین شکل به اینجا رسیدند

    زمانی که کفشی نبود و لباسی به کیفت الان من نبود، باید به دنبال غذا میگشتند و شاید پیدا کردن غذا سه روز چهر روز یک هفته طول می‌کشید و اگر مریض می‌شدند بدنشون خودش حل میکرد و طبیب انسان بدن خودش بود، چقدر باید انرژی میداشتند که بعد چند روز غذا نخوردن اگر آهویی دیدن اگر حیوونی دیدن برای شکار بدوند دنبالش ک انرژی و تمرکز بزارن برای گرفتنش

    بدنها نسبت بیماری های مختلف در طی قرن ها بسیار قدرتمند شد

    نسل های بسیار بسیار قبل من

    تمام این هارو گذروندند تکامل طی شده و بدن حال حاظر من قدرتمند ترین بدن هست نسبت به ورژن 100 سال پیش یک دختر سن من

    بعد تو دارو میخوری سه روز قبل و سه روز بعد پریودی

    چون بر این باوری که پریودی درد داره، باید زجر کشید، رفت زیر سرم و کلا ازش فراری هستی

    همش میگی کاشکی زودتر پنجاه شصت سالم بشه دیگه پریود نشم

    یعنی چی…

    پریودی یک چرخه ای در بدن منه و یک نعمت بسیار یزرگ از سمت خداونده که من با این چرخه هرماه بدنم پاک میشه از سموم

    این چرخه معلومههه که نباید درد داشته باشه، این چرخه باعث سلامتی منه، باعث پاکیزه شدن خون بدنمه باعث رفع بیماری های بدنمه

    چرا باید ازش فرار کرد چرا باید بخوام که زودتر ازش خلاص شم

    دقت کن که چی به خورد ذهنت میدی

    از بچگی بهت گفتن پریودی بده، جلو کسی نگو، درد زیاد داره، برات رفتن کیسه آب گرم گزفتن و آمادت کردن که درد رو حس کنی از این نعمت

    و جوری جلو مردان و زنان و جامعه مخصوصا مردان

    جوری نشونش دادن که انگار یک نفرین بدیه که باید فرار کرد ازش نباید گفت، بده، زشته

    خداوند رو سپاسگذارم که با متوجه شدن این اگاهی های فایل

    میشه به این نتیجه رسید که این عادت ماهانیه ما که بهترین نعمته هم مردم اومدن روی فرع اش توجه کردن

    اکثر آدما اصل این نعمت بزرگ رو نمیدونن

    و وقتی روی اصل توجه کنی درد داشتن بی معنیه

    قدرت بدنی تو بالاتر میره

    سموم پاک میشن

    خداوند رو شاکرم

    کنترل ذهن کار سختیه اما شدنیه، و من صبح امروز که روز اولمه دو ساعت ورزش کردم

    پیاده روی سرعت بالا و یوگا

    هیچ قرصی و هیچ دارو طبیعی حتی نخوردم

    سردی جات خوردم هم دیشب هم امروز صبح هم الان

    حتی ماه پیش من همش ماست و هندونه و سردی جات میخوردم و واقعا این عقده رو داشتم که تو پریودیم محدود نشم به غذا

    همش باید خرما میخوردم و من عاشقم شیر و ماستم

    باید اینارو حذف میکردم

    اما ماه پیش تا جایی که تونستم سردی جات خوردم، روز اول روز دوم روز سوم هم نداشت…

    وخداوند رو واقعا سپاسگذارم واقعا عاشق خداوند هستم

    خداوند هم به شدت منو دوست داره که روز به روز داره کمکم میکنه در این راه

    منم که تصمیم میگیرم زندگیم رو تبدیل به بهشت کنم و یا درد بکشم و مریضی تجربه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    شهاب تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و همه دوستانم در این مسیر الهی.

    گام 14 کنترل ورودی های ذهن.

    کنترل ورودی های ذهن کار هر کسی نیست یه وقتایی میشه تو شرایط ناخواسته و ناجالب قرار میگیریم که کنترل ذهن کار خیلی سختیه، اما اگر بتونیم تو این شرایط ذهنمون رو کنترل کنیم به نکات مثبت اون اتفاق نگاه کنیم و احساسمون رو بهتر کنیم، و تمرین کنیم این کنترل کردن ذهنمون رو پاداش های فراوانی دریافت میکنیم.

    اولین قدم برای کنترل ذهن دادن ورودی مناسب به ذهن ما باید خیلی هواسمون به ورودی هامون باشه.

    تلویزیون و اخبار را حذف کنیم هر خوراک سمی و منفی رو به خورد ذهنمون ندیم.

    چون زندگی مارو افکار و باورهامون میسازن یه ورودی نامناسب یه فکر محدود کننده که تو ذهن ما زیاد تکرار بشه باورهای ما رو میسازه و زمانی که فرکانس های ما قدرت بگیره نتایج رو برای ما بوجود میاره.

    با هر موجی که توی جامعه شکل میگیره مثل بیماری همه گیر و امثال اینا ما همراهشون نشیم،ما اگر ذهنمون در مورد جسممون مثبت باشه همیشه بدنمون سالم و مشکلی براش پیش نمیاد.

    بدن ما سالیان سال تکامل و بهبود رو طی کرده.

    درمورد مرگم یه امر طبیعی ما باید بپذیریم که همه ما یه زمانی میمیریم. اگر زمان مرگمون برسه میمیریم اگر هم نرسیده باشه هر اتفاقی بیوفته ما نمیمیریم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه بتونیم تو شرایط سخت تو ناملایمات زندگی مون ذهنمون رو کنترل کنیم یاد خدارو نعمتهایی که بهمون داده رو بیاد بیاریم.

    خدایا کمکم کن تمام توجه و تمرکزم بر روی این همه زیباییها باشه.

    استادان عزیز ازتون سپاس گزارم برای این همه زحمتی که برامون میکشین.

    برای همتون ارزوی سلامتی شادی و ثروت میکنم.

    در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    دنیا بسحاق گفته:
    مدت عضویت: 871 روز

    سلام به استاد آموزنده ی زیبایی ها و دست با ارزش خداوند

    سلام به هم هدایتی های عزیز

    سپاسگزار خداوندم که امروز به این فایل زیبا رسیدم استاد چند روزی هست که به طور دلخواه به سوی این فایل جذب میشوم و دوست دارم ان را گوش بدهم

    برای جلوگیری با افکار و کنترل ورودی های ذهن که خودم هم خیلی در تلاش هستم که روی ورودی هایم کار کنم اگر احساس خوبی داشته باشیم اتفاقات خوب هم خود به خود اتفاق می افتد و خواه و ناخوا ما را به ان سو سوق می دهند

    و من در جایی کار میکنم که از کارم لذت می برم و هروقت ساعت کارم شروع میشود تمام بود و نبود هارو فراموش میکنم و غرق در کارم میشوم که هروز احساس و علاقه ام نسبت به کارم بیشتر می شود

    و روزها فقط به موفقیت و تلاش کردن برای اینکه چگونه به افکار و ارزو هایم جان بدهم توجه می کنم

    و خیلی وقت ها مشتری هایی داریم که در مورد شرایط حساس کنونی صحبت میکنند اما من در برابر تمام انها سکرت هستم و ته قلبم احساس خوب را به سوی خودم جذب میکنم و تلاش میکنم که از چیزی که هستم لذت می برم

    در مورد این بیماری که چند سال پیش اتفاق افتاد و اکثر افراد نگران مبتلا شدن بودند ما هروز پر خونمون از مهمون بود و به اون حتی به عنوان یه سرما خوردگی ساده هم نگاه نمی کردم و بارها می‌دیدم که ترس باعث میشود که افراد زود تر دچار اون بشن و خداروشکر با اون روبرو نشنیدم

    و در مورد اینکه گفتیم پدرتون تا صبح به اخبار گوش میدادن خیلی ها در زندگی من هم همین رفتار رو دارند و خود پدرم همیشه تا پاسی از شب رو اخبار گوش میده به خصوص که الان با دنیای اینترنت امروز دسترسی به این خبر ها اسان تر شده و استادم هم به همین شکل به دنبال خبری برای مطلع شدن از شرایط حساس کنونی هستند اما هیچوقت در این مورد با من صحبت نمیکنند چون من کلا میونه ی خوبی با این خبر ها ندارم و خوشبختانه بخوام بگم که اصلا از همون بچگی تا کنون علاقه ای به شنیدین این خبر ها و دنبال کردن اخبار نداشتم

    به عنوان یه دختر بار ها شده که در مورد دزدی جنگ و حتی ادم ربایی صحبت میشه من شب ها که کار لباس مشتری طول میکشه شاید ساعت ده نه شب برسم خونه توی راه برگشت اصلا ترسی در مورد این مسائل ندارم و باور و احساسم بهم میگه امنیتی بزرگ هست که از من محافظت میکنه و هروز تلاش میکنم باور های بهتری در مورد جهان و شرایط عالی کنونی داشته باشم و زیبایی ها رو جذب کنم

    من در پایتخت طبیعت ایران با بسیاری از سر سبزی و زیبایی ها و چشمه های اب سرد زندگی میکنم که حتی توی تابستون هم درختان اون توی تا بستون هم سر سبز و زیبا هستند و احساس کویر ی رو نداریم و سالیانه گردشگران زیادی از این همه زیبایی دیدن میکنند

    محل کارم که نگم براتون سرشار از احساس امنیت و حس ارامش درونی هست و لذت رو با تک تک سلول هایم حس میکنم خانم سالاروند عزیز استاد خیلی خوبم که در این مسیر یادگیری به من خیلی کمک کرد تا رشد کنم و همیشه باور های شما رو در وجود ایشون میبینم و الان که در کارم پیشرفت کردم و باز هم کار کردن در کنار ایشون واقعا برای من لذت بخش هست در کنار شاگرد و استادی دوستی و همراهی سرشار از تجربه برای من هستند که همیشه می گویم از دستان با ارزش خداوند در زندگیم هست

    استاد عزیزم یکی از ارزو های بزرگ من این هستش که روزی روبروی شما و مریم بانو بشینم و از تمام دستاورد های بزرگم که از کلام با ارزش شما به من رسیده است صحبت کنم

    با تشکر از شما که این فایل زیبا رو در اختیار ما قرار دادین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    صادق صادقی گفته:
    مدت عضویت: 3091 روز

    بنام خالقی که عشق را آفرید

    درود به خانواده دوست داشتنی عباس منش

    حضرت مولانا به زیبایی و با عمق بسیار، راهکارهای خاموش کردن ذهن نجواگر و کنترل آن را آموزش داده است. اساس دیدگاه او بر این است که انسان نباید اسیر و بازیچه‌ی افکار خود باشد، بلکه باید ارباب و حاکم بر ذهن خویش باشد.

    او ریشه‌ی اصلی رنج و غم انسان را در اسارت ذهن و افکار ناخواسته می‌داند:

    جمله خلقان، سُخرهٔ اندیشه‌اند / زان سبب، خسته‌دل و غم‌پیشه‌اند

    یعنی تمام مردم، بازیچه‌ی افکارشان شده‌اند و به همین دلیل همیشه دلی خسته و اندوهگین دارند.

    راهکارهای حضرت مولانا برای رهایی از این اسارت و کنترل ذهن نجواگر به شرح زیر است:

    1. شناخت دشمن: نفس امّاره

    حضرت مولانا سرچشمه‌ی اصلی نجواهای منفی را نفس (به‌ویژه نفس امّاره) می‌داند. او نفس را دشمنی درونی معرفی می‌کند که از هر دشمن بیرونی خطرناک‌تر است:

    ای شهان، کشتیم ما خصم برون / ماند خصمی زو بتر در اندرون

    اولین قدم برای کنترل ذهن، شناخت این دشمن داخلی و آگاهی از فریب‌ها و نجواهای اوست. باید بدانیم که این افکار منفی، بخشی از هویت واقعی ما نیستند، بلکه وسوسه‌های نفس هستند.

    2. مشاهده‌گری و آگاهی: از ذهن فاصله بگیر

    یکی از کلیدی‌ترین آموزش‌های حضرت مولانا، ایجاد فاصله بین خودِ حقیقی و ذهن است. او به ما می‌آموزد که ما افکارمان نیستیم، بلکه ناظر و مشاهده‌گر آن افکار هستیم. باید مانند عقابی از بالا به افکار خود (که مانند مگس هستند) نگاه کنیم، بدون آنکه با آن‌ها درگیر شویم:

    من چو مرغ اوجم، اندیشه مگس / کی بود بر من مگس را دسترس؟

    وقتی شما صرفاً یک فکر منفی را بدون قضاوت مشاهده می‌کنید، قدرت آن را می‌گیرید. این تمرین آگاهی، به تدریج ذهن را آرام می‌کند.

    3. پناه بردن به سکوت

    حضرت مولانا سکوت را زبان اصلی خداوند و راهی برای رسیدن به حقیقت می‌داند. ذهن نجواگر در هیاهو و کلام، قدرت می‌گیرد. با پناه بردن به سکوت، غذای ذهن را از او می‌گیریم و فضا را برای شنیدن صدای قلب و روح باز می‌کنیم.

    گفتگو، آیینه‌ی دیدار نیست / ورنه، گوش و لب میان ما کِیَست؟

    سکوت به معنای حرف نزدن نیست، بلکه به معنای آرام کردن گفتگوی درونی ذهن است.

    4. جهاد با نفس

    حضرت مولانا بر جهاد اکبر که همان مبارزه با نفس است، تأکید فراوان دارد. این جهاد به معنای مخالفت آگاهانه با خواسته‌های پست و نجواهای منفی نفس است. روزه گرفتن، کمتر خوابیدن و کم‌گویی از ابزارهایی هستند که حضرت مولانا برای ضعیف کردن قدرت نفس و تقویت روح توصیه می‌کند.

    نفسِ خود را کُش، جهان را زنده کن / خواجه را کُشتست، او را بنده کن

    منظور از کشتن نفس، از بین بردن وسوسه‌ها و کنترل کامل بر آن است.

    5. غرق شدن در عشق

    نهایی‌ترین و قدرتمندترین راهکار حضرت مولانا، عشق است. وقتی وجود انسان از عشق (به‌ویژه عشق الهی) لبریز می‌شود، دیگر جایی برای افکار منفی و نجواهای نفس باقی نمی‌ماند. عشق، ذهن محاسبه‌گر و منفی‌باف را کنار می‌زند و قلب را حاکم می‌کند.

    عشق، آن شعله‌ست کاو چون بر فروخت / هرچه جز معشوق، باقی جمله سوخت

    با تمرکز بر عشق، محبت و شکرگزاری، فرکانس درونی انسان تغییر می‌کند و ذهن نجواگر به‌طور طبیعی خاموش می‌شود.

    امیدوارم خالق، همه ما را به راه راست، راهِ آنهایی که به آنها نعمت داده‌ای، هدایت کند.

    در پناه خالق، همیشه سلامت، شاد، موفق، ثروتمند و عاقبت‌به‌خیر در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: