live | کنترل ورودی های ذهن - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

751 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 849 روز

    سلام به همگی.

    گاهی اوقات که اوضاع کمی بر وفق مرادم می‌شد یا اینکه حس میکردم الان کار های زیادی دارم و اول باید اونا رو انجام بدم و فرصتی دیگه برای گوش دادن دوره ها ندارم. اون روز کنار میکشیدم و میگفتم من که دارم پیشرفت میکنم پس الان گوش دادن و وقت گذاشتن برای اینکه بخوام ورودی های ذهنمو کنترل کنم یا اینکه سعی کنم روی باورهام کار کنم بیشتر تلف کردن وقته.

    و هر سری اینکارو کردم شاید یکی دو روز اول که هنوز باور هام قوی بودن اوضاع خوب بود اما کم کم بعد یک هفته ناخودآگاه در گیر شبکه اجتماعی و ورودی های کاملا نامناسب میشدم و با از دست دادن کنترل خودسرزنشگری هم بهش اضافه می‌شد و اینجوری زمان بیشتری رو نسبت به وقتی که موقع کار کردن روی دوره ها میزاشتم ازم میگرفت. من میخواستم زمان بیشتری برای حل مسئله ام داشته باشم با ترک دوره اما اون زمان بیشتر به این می‌گذشت که من فکر کنم راجب اون مسئله و نه اینکه حلش کنم و به مرحله عمل برسم و اینجوری اون مشکل هی بزرگ و بزرگ تر می‌شد برام. و متوجه این نبودم که این کار باور هامو داره روز به روز ضعیف تر میکنه.

    توی این فایل متوجه شدم که کار کردن روی باورها و کنترل ذهن کار یکی دو روز نیست و استاد که دارن سالها اینکار رو انجام میدن وقتی که به باور سلامتی رسید که چند وقتی روش کار نکرده بودن، به نکته تاکید کردن که شاید باورهای من در این ضمینه ضعیف شده باشند چون خیلی وقته روش کار نکردم، این بود درس امروز من که باورها احتیاج دارن که بهشون سوخت برسه و سوخت اونها هم چیزی جز تمرین و تکرار و گوش دادن به فایلها نیست و این موضوع اگه روز به روز انجام بشه، اون وقتی که میزاری براش ارزش داره چونکه همین باعث میشه که ایده هایی بهت الهام بشه که اگه برای کاری که داشتی یک ماه زمان نیاز داشتی مثلا داخل دو هفته انجامش بدی.

    همانطور که استاد گفتن فرکانس ها نتیجه لحظه ای ندارن اما وقتی نتیجه بدن، نتایج فوق‌العاده رقم می‌زنند.

    و اینکه حتی اگه زمان گذشت، زمان گذشته رو کنار بزار و از الان استفاده کن و انجامش بده و زیاد روش فکر نکن. نیمه پر لیوان رو ببین و ورودی های ذهنت رو کنترل کن هر چیزی ارزش صرف انرژی نداره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 553 روز

    خدا شکرت به خاطر اینکه این تعهد درونی رو به خودم دادم که از کوچکترین فرصت استفاده کنم برای رشد پیشرفت موفقعبت خدایا شکرت به همین خاطر از خداوند سپاسگزارم وقدر دانم که مر در مدار مناسب واگاهی،مناسب قرار میده خدایا شکرت خیلی خوشحالم نگاه تعغیر کرده نسبت مسایل طوری که مرا به احساحس خوب میرسونه خدایا شکرت به خاطر این حد از ارتباط دردنی که با خداوند دارم خلیی زود متوجه باورهای ادم میشم توجه ام روی ادم بر می دارم دارم متوجه می شوم که گذشته چطور با توجه کردن به اتفاقات ناجلب و واکنش،نشان دادن بهشون وایجاد ترس ووحشت برای خودم اتقاقات بدی رو برای خودم رغم می زدم واصلن فکر نمی کردم مشکل از عوامل بیرونی نیست ایراد از من بوده که توجه می کردم به حرف های بیهود وقتی متوجه می شوم ادم چطور با ترس ها شون زندگی میکنند من احساحس قوی بودن میکنم که خداوند این اگاهی رد بهم داده خدایا شکرت الان متوجه شدم که به خاطر عدم اگاهی بوده حالا که خداوند داره این اگاهی رو بهم میده که به چی توجه کنم بشتر در حال خوب ومسیر درست قرار میگریم وازن بابت از خداوند سپاسگزلری می شود خدایا شکرت یادم گرفتم نسبت به هیچی واکنش،نشون ندم وهمه جیز رواباحساحس خوب وتععیر نگاه عوض کنم خدایا شکرت هرچی که خداوند به احساحس کنم خدایا شکرت وقتی متعد شدم هیچ باژی رو به ذهنم ندم که بخواد احساحس رک بعد کنه خدایا به خاطر این حد از اگاهی وقتی متوجه شدم وسپاسگزلری کردن از خداوند باعث میشه در احساحس بهتری بمونم خدایا شکرت وقتی به حد از اگاهی رسیدم که مدار ادم تشخصی بدم راحت تر می تونم فکر کنم وتوحه ام رو اونا برادم ومتمترکز بشم رو درونم خودم واز بابت از خداوند خدایا شکرت به درکدرونی رسیدم که ادم توانی وقدرتی برای ازار رسان من ندارن وقتی پس خیلی راحت با بی تدجهی به دیگران بهتر می دونم حالم بهتر بهتر کنم خدایا شکرت دوست دارم وقتی فهمیدم من با اون 99 درصد ادم فرق کنم یعنی چه اینگه نگاه به مسائل تععیر بدم من طرض فکرم متاوت با 99 درصد ار ادم ها باشد از خداوتددمی یاریم کنه خدایا با تمام وجودم متعد شدم هدای نفسم ذهنی خداوند باشه یعنی مثل برگی در باد نباشم که با حرف بالا پایین باشم به درک درونی رسیدم هر چقدر قدر دان اگاهی باشم که مرا به خداوتد نزدکتر میکند وقتی به گذشته نگاه می کردم که خواستم با کمک کردن به دیگران به خداوند برسم ولی الان متعد شدم با کمک کردن به خودم به خداوند برسم تا من اوج عشق ناشم نمی تونم انرژی درستی بفرستم به جهان هستی مهم تر از هرکسی به فکر احساحس خودم باشم وبا ه تعغیر از خداوند سپلسگزلری باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1737 روز

    سلام

    قدم 14-

    کنترل ذهن یعنی در وضعیتی که شرایط بیرونی نادلخواه و منفی هست تو بی واکنش باشی و روی خودت کار کنی ، باور بسازی و چیزی رو ببینی که میخوای بیشتر ازش توی زندگیت باشه.

    چون هر کس به هر چیز توجه کنه همون وارد زندگیش میشه.

    کنترل ذهن کار راحتی نیست ، ولی بعد از تکرار و تکرار راحت تر میشه مثل کسب هر مهارت دیگه.

    رسانه ها همیشه اخباری رو ارائه میدن که اکثر مردم خواستارش هستن و اون اخبار معمولا منفی هست ، چون طرفدار بیشتری داره. با حذف رسانه از زندگی میتونیم روی ذهن کنترل بهتری داشته باشیم.

    اگر مدار ما عوض بشه حتی اخباری که بهمون میرسه هم متفاوت میشه یا نوع نگرش ما به اون اخبار حتی منفی تغییر میکنه چون ما یاد گرفتیم تنها چیز هایی رو ببینیم که به ما احساس خوب میدن.

    با کنترل ذهن میشه زندگیمون رو کنترل کنیم.

    اگر چیزی حال و احساس منو بد میکنه ازش فاصله می‌گیرم . همونطور که از خوراکی فاسد دوری میکنم . تنها تفاوتش اینه که وقتی غذای فاسد میخورم همون موقع متوجه نتایج و آثارش میشم اما ورودی های ذهنی همون موقع خودشون رو نشون نمیدن و یکم زمان می‌بره ، اتفاقا به‌ نفع ما هم هست. مثل فیلم راز که یه فیل همون موقع که صاحب اون افکار بهش فکر کرد ، ظاهر شد  این طوری زندگیمون به هم ریخته میشه… اما اگر ورودی ها رو کنترل کنیم بعد از یه مدت نتایج خودشون رو نشون میدن و اوضاع با توجه به کانون توجه ما متفاوت میشه اولین نشانه اش هم توی آدم های اطرافمون خودش رو نشون میده که ما وقتی رو خودمون کار میکنیم خود به خود آدم های سمی و منفی باف کنار میرن و افراد هم مدار با خودمون توی دایره ارتباطاتمون پیدا میشن.

    کسی که همیشه در حال خوردن چیزای ناسازگار با بدنش هست، اگر چیز یکم بد تر بخوره خیلی خودشو نشون نمیده برای همین من وقتی به دوستم میگم اخبار گوش نکن اون میگه نه این چیزا تاثیری رو من نداره چون در حال حاضر مدارش روی اون اخبار تنظیمه و حتی اگه وضعیتش بد تر هم بشه خیلی براش قابل درک نیست اما کسی که مراقب ورودی های ذهنش هست خیلی سریع متوجه ورودی های نامناسب میشه. مثالش برای من این طوری قابل درک تر میشه : وقتی دوره لیکی گات رو انجام میدادم و با ورود یه خوراکی جدید به بدنم متوجه کوچک ترین تغییرات میشدم اما قبلش که خوراک ناسازگار به بدنم میدادم برام فرقی نمیکرد که چی خوردم و متوجه تغییرات بدنم و واکنش های جسمیم نمی‌شدم.

    پس من نتیجه میگیرم که بیشتر باید مراقب ورودی های ذهنم باشم. در عمل میتونم وقتی هم اتفاقی هام دارن غیبت میکنن، اون محل رو ترک کنم. یا مثلا وقتی به دیگران میرسم مدام درباره کنسل شدن اجرامون یا اوضاع نامناسب زندگیم حرف نزنم و یا درباره بی پولیم صحبت نکنم که ترحم بقیه رو جلب کنم.

    خدایا شکرت بابت این آگاهی ها.

    خیلی ها منتظر اتفاقات بد هستند چون نتایجشون این رو نشون میده و میتونن پیش بینی کنن کا قراره اتفاقات بد تر بیوفته اما استاد و کسانی که روی خودشون کار کردن مدام منتظر معجزات هستند و اگر یکم شرایط به سمت بد شدن بره متوجهش میشن و به خودشون میگن کجا کار اشتباهه و روی باور مربوط بهش کار میکنن .

    در بحث سلامتی که اگر به تکامل نگاه کنیم می بینیم که بدن ما چقدر قدرتمند هست و نباید به نجواها گوش داد وقتی میخوان احساس ما رو منفی کنن و بگن بیماری همیشه در کمینه.

    بر اساس قانون اصلح ژن های ما ژن های قوی بودن که الان زنده هستیم. هم انسان ها ، هم گیاهان ، هم حیوانات و یا هر چیزی که وجود داره… به خاطر اینه که قوی تر بوده ، ما باید باور داشته باشیم که بدن ما از پس هر چیزی بر میاد.

    مرگ هم چیز طبیعی هست و گریزی ازش نیست. اگر زمان مرگ برسه هیچ جوره نمیشه عقبش انداخت اگر هم وقتش نشده باشه هیچ عاملی باعث نمیشه این اتفاق بیوفته.

    مادامی که خودمون کار کنیم هر لحظه میشه شرایط دلخواه کنونی ، شرایط مورد علاقه کنونی.

    توی هر اتفاق میشه نکات مثبت رو دید حتی در چالش برانگیز ترین شرایط.

    اگر میخوی مثل بقیه نتیجه نگیری نباید مثل بقیه عمل کنی.

    وقتی همه دارن به شرایط نادلخواه توجه می کنند اون زمان دقیقا موقعی هست که تو باید روی خودت کار کنی و از بدنه جامعه جدا بشی.

    خدایا شکرت بابت این آگاهی ها که دادی.

    ممنونم استاد و خانم شایسته عزیز و تیم عباسمنش

    ممنون از خودم برای اشتیاقم به تغییر شرایط و خلق زندگی بهتر برای خودم و خدمتم در راستای گسترش جهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    به نام الله هدایتگر

    خدایاهرانچه دارم اران توست وازتوبه من رسیده است

    من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکار باورهاوفرکانس هایی هست که به جهان هستی ارسال میکنم الهی شکرت

    گام چهاردهم=کنترل ورودی های ذهن

    ذهن ماداره به موضوعات مختلف واکنش نشون مبده وبه اتفاقات زندگی ماتبدیل میشه

    مهم این هست که داریم به چی گوش میدیدم چه میبینیم چی مینویسیم چی فکرمیکنیم وهمه اینهاشرایط زندگی مارورقم میرنن

    من 4ساله که تلوزیون واخبارو کنارگزاشتم ونتیحش همین ارامش درونی منه که چقدرازش داره میلیاردهاتومن ارزش داره این احساس خوب وشادی

    ورودی های ذهن مااتفاقات رورقم میزنندواگراوضاع یک مدت ناجالب پیش بره توزندگی مایعنی من ورودی های ذهنم رودرست کنترل نکردم وبعددوباره هدایت میشم به کنترل ذهن بیشتر

    تووقتی احساست بده اولین اتفاق برجسم تورخ میده ومثلاسردردمیگیری چون ذهنت الان مشکل داره به ناخواسته هاتوجه کردی مثلاعصبانی شدی

    مادرخودمن چندین سال به خاطرتضادهای مالی گریه کردوحرص خوردوهمیشه حالش بدبودو5ماه پیش به رحمت خدارفت وابن نتیجه احساس بدوافسردگی وحرص خوردنه که خداگفته من به کسی ظلم نمبکنم واین به خاطرافکارواعمال خودتون هست که زندگی شمارونابودکرده

    وقتی درشرایط ناجالب هستی باتغییردیدگاهت وگفت قطعاخیریتی دراون اتفاق هست خودتوبه احساس خوب برسون واتفاقات به نفع تورقم خواهدخورد

    خدایاکمکم کن که بتونم بهتربه زیبایی هاتوجه وتمرکزکنم تابه زیبایی های بیشتری هدایت شوم

    شادوموفق وپیروزباشید

    احمدفردوسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم شمس گفته:
    مدت عضویت: 700 روز

    درود به استاد عزیزم واقعا لذت بردم از این همه انرژی فوق العاده خداروشکر میکنم تو مسیر هستم و از این اگاهی ها استفاده میکنم هر روز روی خودم کار میکنم تا بتونم از گذشته خودم خلی بهتر باشم و با رعایت نکات ارزشمندی که گفتین برای خودم به کار ببندم و ذهنم مو تغییر بدم تا دنیام زیباتر بشه خدارو صد هزار بار شکر برای این همه زیبایی و حرفهای قشنگ و با درک واقعا به این نتیجه رسیدم که چقدر ورودی نامناسب اتفاقات به همون نسبت بدی برای ادم رقم میزنه و منی که هیچ کنترلی روی ذهنم نداشتم الان دارم با خودم در صلح کنار میام و تمام تلاشمو میکنم که موفق بشم تو این راه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    شهاب تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 858 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و همه دوستانم در این مسیر الهی.

    گام 14 کنترل ورودی های ذهن.

    کنترل ورودی های ذهن کار هر کسی نیست یه وقتایی میشه تو شرایط ناخواسته و ناجالب قرار میگیریم که کنترل ذهن کار خیلی سختیه، اما اگر بتونیم تو این شرایط ذهنمون رو کنترل کنیم به نکات مثبت اون اتفاق نگاه کنیم و احساسمون رو بهتر کنیم، و تمرین کنیم این کنترل کردن ذهنمون رو پاداش های فراوانی دریافت میکنیم.

    اولین قدم برای کنترل ذهن دادن ورودی مناسب به ذهن ما باید خیلی هواسمون به ورودی هامون باشه.

    تلویزیون و اخبار را حذف کنیم هر خوراک سمی و منفی رو به خورد ذهنمون ندیم.

    چون زندگی مارو افکار و باورهامون میسازن یه ورودی نامناسب یه فکر محدود کننده که تو ذهن ما زیاد تکرار بشه باورهای ما رو میسازه و زمانی که فرکانس های ما قدرت بگیره نتایج رو برای ما بوجود میاره.

    با هر موجی که توی جامعه شکل میگیره مثل بیماری همه گیر و امثال اینا ما همراهشون نشیم،ما اگر ذهنمون در مورد جسممون مثبت باشه همیشه بدنمون سالم و مشکلی براش پیش نمیاد.

    بدن ما سالیان سال تکامل و بهبود رو طی کرده.

    درمورد مرگم یه امر طبیعی ما باید بپذیریم که همه ما یه زمانی میمیریم. اگر زمان مرگمون برسه میمیریم اگر هم نرسیده باشه هر اتفاقی بیوفته ما نمیمیریم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه بتونیم تو شرایط سخت تو ناملایمات زندگی مون ذهنمون رو کنترل کنیم یاد خدارو نعمتهایی که بهمون داده رو بیاد بیاریم.

    خدایا کمکم کن تمام توجه و تمرکزم بر روی این همه زیباییها باشه.

    استادان عزیز ازتون سپاس گزارم برای این همه زحمتی که برامون میکشین.

    برای همتون ارزوی سلامتی شادی و ثروت میکنم.

    در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2192 روز

    گام چهاردهم – پروژه خانه تکانی ذهن

    سلام و درود

    راجب موضوعی که ابتدای این فایل گفته شد و شرایط حساس کنونی کلی حرف دارم اما قبلش میخام اگاهی و چیزی که تو این فایل بهم چشمک زد واکاوی و تشریح کنم، به امید بهبود و رشد ؛

    دوتا مطلب ؛ اولیش تو این فایل اینطور درک کردم که» کنترل ذهن= واکنش نشون ندادن به شرایط بیرونی.

    دومیش استاد گفت :

    منتظرم اتفاق های خوب بیفته، هر روز منتظر معجزه هستم و اگه اتفاقای خوبِ روزم کم باشه سریع میگم من چه کم کاری کردم؟ دنبال این هستم که بهبود و تغییر بدم…

    ——-

    با توجه به دو عبارت بالا گویا من رفتاری رو از خودم بروز میدادم که هماهنگ با قانون نبوده .

    ینی » وقتی معجزه و اتفاقات خوب ِ روزم کم میشد، واکنش نشون میدادم به این ناهماهنگی و انتظار…

    این یه ترمز ریز و مخفیه که نشتی فرکانسی بزرگی واسم ببار اورده.

    به خیال خودم مثه استاد به خودم میگفتم : چه کم کاری کردم؟

    کجای باورام ایراد داره؟

    چه فکر و فرکانسی در وجودم تکرار شده که اتفاقات خوب ِ روزم کم شده، معجزه رخ نداده ؟

    و خلاصه کلام نتونسم/ بلد نبودم/یادم رفته بود که باید هر چیزی رو جوری بشنوم/ببینم / تفسیر کنم که دوست دارم، که به احساس بهتری میرسونتم…

    :)

    مطلب ساده ای اما کل بازی همینه .

    کل قانون و قواعد کامیابی همین چارتا خطه بالاست…

    آدم‌های زیادی هستن که نمی‌تونن ذهنشون رو کنترل کنن.

    ذهنمون واکنش نشون میده به اتفاقات بیرونی و تا وقتی که ذهن ما به اتفاقات بیرونی داره واکنش نشون میده اتفاقاتی از همون جنس واسمون تکرار میشه…

    :)

    هزاران بار به طرق مختلف با این اگاهی رو به رو شدم اما انگار به تازگی دارم میشنومش…

    از خدا با تمام وجودم میخام تو این زمینه هدایت و حمایت و رشدم بده.

    الهی آمین.

    —————–

    موضوع بعدی:

    پرواضح از وقتی با قانون و استاد عباسمنش آشنا شدم هروقت شرایط حساس و جریانی منفی تو ایران راه افتاده ، همزمان باهاش یه فصل تازه و عالی تو زندگی منم شروع شده.

    اینگار من تو یه جای دیگه / یه کشور دیگه دارم زندگی میکنم و شرایطم با همه متفاوته.

    مثلا کرونا اومد، ماجرای مهسا امینی شد، داستان پهباد هایی که تو شهرای مختلف میترکید، ماجرای اعتراض بازاریا و اختشاشات و کلی شرایط حساس دیگه که یادم نیست، تو هر برهه اتفاق افتاد و من تو هرکدومش کلی خاطره خوب دارم.

    خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    به چشم خودم بارها و بارها دیدم و تجربه کردم که تر و خشک باهم نمیسوزه.

    همون لحظه‌ای که همه مردم معترض بودن از کسادی، افرادی دیدم که بیش از قبل داشتن میفروختن و سود می کردن.

    بخدا اگه قبلا کسی این حرفا رو میزد، یا حتی اگه خودم نمیدیدم شاید باور نمیکردم اما واقعا اینایی که گفتم خودم دیدم، تجربه کردم. البته من تو همشون جفت شیش نیاوردم ولی به ضررم نشد. ینی تو حالتی که همه باختن ، در حالت خنثی رد شدم.

    از خدا بابت هدایت شدنم به این مسیر و این نعمتا سپاسگزارم.

    دلم خواست برای یادگاری گزارشی از چن روز پیش بنویسم (هفته های اول دی ماه 1404)

    + قبل ازینکه ارزش پول ایران کم بشه، خیلی شیرین و راحت کل موجودی نقدی م از حالت یخ، تبدیل به آهن شد.

    ینی ماشین خریدم . در حالی که شرایط و برنامه شو اصلا نداشتم واقعا معجزه رخداد و توضیحش یه کامنت طولانیه.

    + یک روز قبل ازینکه فروشگاهی که توش کار میکنم شلوغ بشه و مردم هجوم بیارن و… رفتم مرخصی و هیچ یک از زشتیای اون محیط و همکارام نداشتم.

    + حدودا چهار روز ، تو اوج تنش ها و درگیری های خیابونی من تو کیش داشتم لذت میبردم، صبحا گذشت گذار و شب ها دورهمی و خنده و…

    + دقیقا بعد از اروم شدن جو، از مرخصی برگشتم اما اینترنت قطع و بازار تعطیل شده بود و انگار باز مرخصی بودم و اینبار دوست عزیزم و خونوادش اومدن قشم خونه م مهمونی و کلی باهاشون وقت گذروندم و خوش گذشت.

    + تو همین شرایط ، یه قطعه زمین که مدت ها میخاستم بفروشم اما فروخته نمیشد مشتری واسش اومد و به راحتی پولی که لازمم بود خدا رسوند و دغدغه مالی ازم گرفته شد.

    ++ دو،سه تا قرار کاری و پیشنهاد عالی داشتم، نشونه هایی رؤیت شد که مدت ها منتظرش بودم و کلی اتفاقات عالی دیگه که نوشتنش طولانی میشه، تو همین دی ماهی رخداد که مملکت ترکید و تق ریبا همه مردم با ناخواسته هاشون درگیر بودن اما من به فضل و لطف خدا تونستم ذهنم کنترل و احساسم خوب نگه دارم.

    خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    الان که دارم این کامنت مینویسم کما کان اینترنت قطه و دسترسی به سایت ندارم اما به لطف خدا قبل این وقایع هر فایلی که میخاستم دانلود کردم و دارم طبق برنامه رو باورام کار میکنم.

    این کامنت در تاریخ 28.10.1404 اماده شد و امیدوارم دسترسیم به سایت اوکی بشه تا بتونم رد پا و تمرینم اپلود کنم.

    برای این گام همینا.

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      افسانه زارع گفته:
      مدت عضویت: 1129 روز

      سلام آقا مهدی جان

      لذت خیلی زیادی بردم از کامنت قشنگتون.

      با دقت زیاد خوندمش، و واسه خودم تصور کردم ک موجودی منم از یخ ب آهن زیبا تبدیل بشه و برام مهم نیست شرایط بیرون چی هست و چی داره میگذره یا بقیه چی میگن.

      من گوشامو کیپ کردم رو این حرفا.

      حتی تعریفایی ک می‌شنوم رو دقیقا مثل حرفی ک شما زدید میشنوم یعنی مثلا: اگر کسی بگه اینترنت نیست تو دلم میگم الهی شکر ک من امروز فایل مورد نظرمو دانلود کردم و دارمش. الهی شکر ک کامنتمو نوشتم ، الهی شکر ک ی ساعتی از روز واسه من اینترنت بود و من رفتم کامنتا رو خوندم. در مورد همه چی.

      امیدوارم خدا بیشتر بهم کمک کنه توی کنترل ذهنم.

      واسه شما هم آرزوی موفقیت میکنم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشیم هممون.

      ب امید موفقیت :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: