اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد جونم، من تعهد بستم به اینکه واقعا بتونم هر روز یه کامنت بنویسم و یه کامنت بخونم و فایل گوش بدم
امروز حسابی خسته بودم و چون فردا یه مراسم داریم مجبور بودم حسابی کار کنم ولی الان که ساعت 11 ونیم هست گفتم اول کامنت بخونم و بنویسم و بعد بخوابم
گفتم حتی یه روز بیخیالش نشم، چون یه روز هم سستی میاره و عدم تعهد میاره
خلاصه خوشحالم این کامنت رو مینویسم، ولی به این دلیل نیست که کامنت اصلیم هست
باز فردا این فایل رو گوش میدم « بنظرم بهتر اینه که بتونم ازش نتیجه باید رو بگیرم، بنظرم بهتر اینه عمیق فایل هارو درک کنم
زود گذشت کردن اصلا به سودم نیست»
به هر حال
الان میخوام در مورد « رسیدن به خواسته اونم همین الان» یا بقولی « وابسته بودن به خواسته» یه کوچولو کامنت بزارم
من تو اکثر کامنتام دوست دارم از ایراد هایی که دارم بنویسم، چیزهایی که الان برام مشکل ساز شده و باید درستش کنم« البته در اواسط هم از تغییراتمم مینویسم»
خب راستش من قبل از اومدنم به این مسیر، دختری بودم کاملا ناراضی
هم از خانواده
هم از خودم
هم از استایلم
هم از نوع زندگیم
و…. کلا از سیر تا پیاز زندگیم ناراضی بودم
ولی الان خودمو با قبل مسیر بسنجم، خیلیییی تغییر مردم، جوری که گاهی احساس میکنم واقعا من ادم قبل نیستم و چقدر تغییر داشتم
خب راستش از لحاظ مالی همون ادم قبلی ام
اما از لحاظ استایل، از لحاظ ازادی داشتن تو همین روستا خیلی خیلی فرق کردم
الان خیلی چیزهارو خودم میپوشم و هیچ کسی باهام کاری نداره
حتی از وسایل و کمر بند و کفش و….. زنانه که پدر و مادرم کاملا مخالفن رو میگیرم و میپوشم
خیلی ازادم، هرجا برم با هر ادمی حرف میزنم،
ولی باز دلم یه سری خواسته داره
یه سری خواسته که دوست دارم همین الان باشه و بقول معروف اگه نباشن احساسم خوب نمیشه
خیلی خیلی دوست دارم تو شهرستان زندگی کنم « چون خیلی گردش و تفریح دوست دارم اما الان تو روستا هر سال به زور یه بار میریم تفریح و این برام زجر دهندست»
یا خیلی دوست دارم با ادم های جدید ارتباط بگیرم « حتی با جنس مخالف خیلی دوست دارم
یا خیلی دوست دارم لباس های کوتاه و شال و بپوشم، کاملا استایل باز داشته باشم« درسته من از نظر استایل کمی ازاد شدم ولی استایل اصلیم یعنی چون ترکمنم استایل های ترکمنی رو ازادانه میپوشم ، البته اینم همین یه ماه اخیر تونستم
ولی از استایل های مابقی رسومات فعلا نمیتونم استفاده کنم چون ذهنم مقاومت داره فعلا»
و…..
خلاصه اینارو مینویسم که بگم، همش دلم میخواد به این خواسته ها برسم
بحث شکرگزاری که میشه، یاد گذشته ام میفتم، هرچی نگاه میکردم توی زندگیم جز سلامتی جسمی خودم، هیچی برای سپاسگزاری پیدا نمی کردم والبته تعجی هم نداشت.
چون نه بهم یاد داده بودند و نه آموزش دیده بودم نه خودم قدرت درک اینو داشتم که هر چیزی که در جهان من وجود داره، نعمت حساب میشه وهدیه ورزقی هست از سمت خدا، تا صرفا منه مینا این دو روز دنیا ازشون استفاده کنم تا نیازهام برطرف بشه و بتونم این مسیر دنیایی وزندگی زمینی رو طی کنم..
نعمت وبرکت، کلا در چندتا کلمه خلاصه شده بود، داشتن ثروت ومال واموال..یا مقام ومنصب…
اگه کسی پول ومال زیادی داشت یا کاره ای توی دم دستگاه دولت بود، میگفتن خدا بهش نعمت داده…همین وبس!!!
ما آدمهای عادی هم از اون نعمت ها محروم بودیم مگه دیگه چی داشتیم برای شکرگزاری؟؟
یادمه سالها پیش که یکی دوتا استاد موفقییت توایران اسم در کرده بودند ومجله و تریبون و سمینار …..داشتند یه چیزهایی در مورد معجزه سپاسگزاری میگفتند…
یه کم بعدش چندین کتاب چاپ شد تند وتند اومد تو بازار که حول محور سپاسگزاری میچرخید، که معروفتریتش کتاب(( معجزه شکرگزاری خانم راندابرن بود))
خلاصه که من وخیلی هام، از اون کتابها تهیه کرده بودیم…
من راستش با اینکه اون کتابهارو خونده بودم وتمریناتش رو انجام داده بودم و توی همون دوران هم اتفاقات خوبی رو تجربه کرده بودم، ولی واقعا نمی تونسم به معنای واقعی وقلبی، سپاسگزاری رو درک کنم..
چون هنوز به اون چیزهائیکه آرزوش رو داشتم نرسیده بودم، یا چیزهایی که در زندگیم وجهانم وجود داشت رو نمی تونستم به چشم نعمت ببینم…
تا اینکه وارد این مسیر پر خیر وبرکت شدم و خدایی رو از طریق آموزه های شما استاد قشنگم شناختم که اصلا همین نزدیکی به خودش وشناختش وگفتگو وارتباط باهاش برام نعمت محسوب میشد ومیشه، چه برسه به همه ی اونچه که دارم و همگی رو از سر لطف ومهرش بهم بخشیده….
من از شما اموختم که تمام موجودات عالم هستی، هر انچه که خدا خلق کرده ودر این جهان قرار داده همگی نعمت هایی هستند برای من ومتعلق به من، تا من با استفاده ازشون راحت ولذت بخش تر زندگی کنم..
از روشنایی روز وخورشید و ماه وستارگان و باران وبرف و طبیعت و…….گرفته تا….داشتن خانواده و همسر وفرزند و دوست و رفیق و….
تا تمامی امکانات شهری و اجتماعی که در اختیارم هست…
نعمت سواد وعلم …
نعمت هنر و استعداد وعقل و هوش و …
نعمت خلق وگسترش جهان توسط استعدادها وتوانایی هام توی هر جنبه ای در زندگی….
نعمت درک وتفکر در حقایق هستی…
تا برسه به پول ومال واموالی که به شکل خونه وسایل نقلیه، وخوراک وپوشاک و…..در اختیارم هست…
جلوتر که اومدم تواین مسیر، خدامو خودم رو قوانین رو که بیشتر شناختم و درک کردم، فهمیدم
بزرگترین نعمت اصلا همین درک وشناخت قوانین جهان هستی و عمل بهش هست، که نصیب هرکسی هم در طول زندگیش نمیشه…
اینکه باور داشته باشی خودت با اختیار، می تونی زندگیت رو همونطور که میخوای شکل بدی…
حالا ثروت میخوای، عشق میخوای، معنوییت میخوای، سلامتی کامل واندام وظاهر عالی میخوای و نام نیک میخوای و…هر چی بخوای جهان بهت عطاء میکنه، منتهی اگه طبق قوانینش عمل کنی…
منتهی اگه واقف باشی که هر چی داری وبدست آوردی از شم اقتصادی وزور بازو و عقل خودت نبوده، از زرنگی خودت نبوده…
بلکه خداوند اونهارو نسبت به عدل وانصافش و مهر ولطفش وتلاش صادقانه خودت ونسبت به تقوا وعمل صالح خودت بهت بخشیده، از کجا معلومه؟؟
چون اون چیزهایی که راحت بدست میان و با اومدنشون به زندگیمون با خودشون خیر وخوشی وشادی و آرامش وامنیت ورضایت میارند، و دائمی وهمیشگی هستند یا هر روز بیشتر وبهتر میشند، معلومه که از سمت خالق جهان هستی بوده…
وگرنه چه بسیار آدمهایی که ثروتشون بی حدوحساب…
زیباییشون بی حدوحساب….
مقام ومنصب دارند…
اما راضی وخشنود وشاد وارام نیستند و حس خوشبختی ندارند…
چون با تلاش وسختی واز مسیرهای نادرست به اون چیزهایی که میخواستند رسیدند واغلب براشون شادی وارامش کاذبی رو به همراه داشته …وحتی اونچه به عنوان مقام ومنصب و مال واموال والاد و زیبایی …بدست آوردند جای اینکه باعث رشدشون بشه باعث ویرانی ونابودیشون شده!!!
دوستمون پرسیدند برای من سخته شکرگزاریهامو همش بنویسم، میشه زبونی شکرگزاری کنم، وشما استاد قشنگم چقدر دقیق جواب دادید..
گفتید نوشتن یا گفتن ،موضوع نیست، بلکه فرکانس ها هستند که کارهارو انجام میدند..
واین صد درصد درسته..
اصلا آدمیکه به این درک برسه که آقا اونچه که نیاز من هست برای زندگی امروزم، آره فقط برای زندگی امروزم، چون من نمیدونم که فردا زنده هستم یانه، وقتی دارم در امروز هر انچه که نیاز دارم، پس من آدم خوشبختی هستم…
سقفی بالای سرم، لباسی برای پوشیدن، غذای برای خوردن، وتنی سالم و وارتباطی پر از عشق ومهر با خالقم …..باقی همه فرعیات وبرچسب ها هستند….
که حتی اگه هرگز نباشند باز نباید در من حس ناسپاسی ایجاد کنند…
مثلا اگه من هرگز فرزند ی نداشتم، یا هرگز ازدواج نمی کردم، یا هیچوقت پدر و مادری نداشتم، یا مثلا خونه ای به نام خودم نداشتم، یا وسیله ی نقلیه، یا کار پر سود ودرآمد ، وثروت زیاد یا مقام ومنصب و معروفیت و…..یا ظاهر واندام بی نقص وزیبا….نداشتم.
نداشتن هیچکدوم از اینها دلیل بر ناسپاسی نباید باشه در من، چون هیچکدوم از اون برچسب ها، نیاز اصلی من برای تجربه کردنم در این دنیا نبوده ونیست….
ولی اگه من کسی هستم که جهان هستی اون نعمت های ذکر شده رو هم کم وبیش در اختیارم گذاشته، پس باید خیلی خیلی متوجه اش باشم واز شون غافل نشم وبابتشون در برابر خداوند خیلی متواضع وخاشع باشم و سپاسگزارتر…
اصلا شکرگزاری برای من این شکلی اتفاق میفته، که هی نگاه می کنم به گذشته خودم ومی بینم شکرالله چقدر اخلاقم بهتر شده، چقدر شخصیتم بهتر شده، چقدر صبوترشدم، چقدر با تقواتر شدم،چقدر صادقتر شدم، چقدر پاکترشدم، چقدر آرامش بیشتری دارم، چقدر آسان وراحت میگذره زندگیم، چقدر خواب با کیفیت تری دارم، چقدر اندام وظاهر زیباتر و جوانتر و تن سالمتری دارم ….
چقدر درکم نسبت به خداوند و قوانین حاکم بر جهانش بیشتر شده، وچقدر رابطه ام با خداوند صمیمانه شده..
این مقایسه خودم با گذشته خودم، خیلی فرکانسم رو بالا میبره، خیلی حالم رو خوب میکنه، وقتی می بینم دیگران هنوز در اندرخم یک کوچه اند، هنوز سرگردانند، آرامش وامنیتی ندارند وزندگیشون سخت وبد و پر از ترس واضطراب میگذره ویاد خودم در گذشته می افتم، بی اختیار سجده شکر به جا میارم که من دیگه به لطف الله مثل اون ادمهای نااگاه زندگی نمی کنم….
حس اینکه ای خدا قربونت برم، تو خلق وساخت این وسیله رو وعلمش رو دادی به بنده هات برای اینکه کار من راحتر پیش بره، یا من لذت بیشتری از زندگیم ببرم، یا مثلا فلانی رو به عنوان فرزندم یا خانواده ام یا حتی در نقش یه دوست چقدر پر از مهر وعشقش کردی که به من عشق بلاعوض بده ، ای خدای من، تو کل این جهان رو آفریدی تا من تا جاییکه می تونم درش گردش کنم ولذت ببرم ، ازت بی نهایت سپاسگزارم….
اینجوری دیگه سپاسگزاری میشه عادت آدم، حتی تو دل تضادهام دنبال چیزی برای قدردانی میگیرده که بدون شک هم پیداش میکنه..
تمرین ستاره قطبی برای من فقط یه تمرین نبود وباعث شد من راه وروش سپاسگزاری صادقانه رو بیاموزم، تا جائیکه تبدیل شده به عادت وشخصیتم..
نه اینکه ادعا کنم همیشه سپاسگزارم نه، خیلی وقتها درگیر روزمرگی ها میشم وسپاسگزاریهام فقط زبونی هست ولی کم نیست سپاسگزاریهایی که من قلبی انجام میدم در طول شبانه روز….چه با نوشتن که هر روز صبح وشب انجامش میدم حتی گاهی وسط روز نسبت به شرایطم و انرژیم، چه زبونی در لحظه…
الهی صدهزار مرتبه شکر که خداوند فرصت ولیاقت سپاسگزاری از نعمت هاش رو بهم عطاء کرده، واگه لطف ورحمتش در حقم نبود، من هیچوقت نمی تونستم که از جهالت نجات پیدا کنم و به این درک وآگاهی امروزم برسم نسبت به خودش ودرک قوانینش، که میدونم که در برابر درک وآگهی که ان شالله در فرداها بدست میارم هیچه….
الهی صدهزار مرتبه شکرت که منو از جهالت ونادانی نجاتم دادی و حتی وقتی من ازت دور میشم و غفلت می کنم تو باز با مهربانی ات میای سراغم واجازه نمیدی که ازت دور بشم…
خدایا من میخوام که هر لحظه تنها تورا بپرستم وتنها از تو هدایت بخواهم، پس هدایتم کن به مسیرهای پر خیر وبرکت، که منو به خودت وبه حس خوشبختی وبه خیر دنیا وآخرت نزدیک میکنه، آمین
تبلیغات به ثروت عالی رسید اما کیفیت غذا و کارش بسیار عالی و مردم براش بی نهایت تبلیغ دهان به دهان کردند البته خدا از طریق مردم این کارا میکرد و به قول استاد اون الله که همه کارها را میکنه چند ساختمان
عالی در بهترین جاهای شهرمون خرید و هرچی را که میخواست بهش رسید
و خودمم بستنی فروشی دارم حدودا 2 سال و
7 ماهه و بدون یک ریال تبلیغات از روز اول مشتری داشتم چون کارم را بسیار بسیار با با کیفیت
انجام میدادم درحدی که میگفتم هرکسی بستنی
یا معجون یا آب میوه یا ….. مغازه منا خورد بره
20 نفرا با خودش بیاره و خداراشکر همینم شده تا الان. خدا آدم های جدید را هر روز و هرماه هدایت میکنه به مغازم و همه بسیار با رضایت و با لبخند میرن و همه تعریف میکنند یعنی مدام به گوشم میرسه و خدا همیشه داره سورپرایزم میکنه
و اون الله که به من اعتبار شهرت رزق مشتری درآمد
سلامتی و همه چیز میده من هرآنچه که دارم از خداونده متعال تاکید میکنم بدون یک ریال
هزینه به خدا خیلی راحتم مشتریا میان چون باورم در این مورد عالیه ایمانم به خودم و کارم بالاست
و با صداقت بی نهایت با کیفیت عالی
با رفتار و برخورد عالی با نظافت و بهداشت عالی
با آهنگهای عالی همیشه از مشتریام استقبال میکنم
و سعی کردم به حرف استاد گوش بدم و هر روز در کارم بهتر عمل کنم نه اینکه بی نقص باشم
خب منم تا یک جاهایی باور کرده بودم چون حرف همه بود
بعد اومدم به خودم گفتم به قول استاد اگه منم بخام مثل اکثریت
جامعه فکر کنم و عمل کنم که نتیجه همونارا میگیرم بعد رفتم الگو پیدا کردم چون ذهن منطق میخاد دیدم پس اینایی که این قدر تبلیغ میکنند آخرش یا مشتری ندارن یا اون نتیجه ای که دلشون میخواد را ندارن
از هر شغلی من چند تا دو شهرمون پیدا میکردم میذاشتم کنار هم و با هم مقایسه میکردم
مثلاً چند تا آجیل فروشی کنار هم بودند با سابقه های یکسان
بعد میدیدم یکی یا دوتا از آنها خیلی سرش شلوغه البته بدون تبلیغ بعد میرفتم سراغ لباس فروشی ها میدیدم طرف ارزون میده کلی هم تبلیغ و پیج و اینا آخرش سرش خلوته از اون طرف لباس فروشی بود گرون میداد جنس خوب سرشم خیلی شلوغ بود و تبلیغ هم نمیکرد اصلا حوصله تبلیغ نداشت خودش میگفت من همش مشتری دارم
مثلاً میوه فروشی یا سوپرمارکت
بغل همدیگه جنس ها یکی
همه چیز یکی بعدشم اونا که دیگه تبلیغ ندارند چون جنس های یکیه ولی میدیدم آقا بعضی هاشون سرشون شلوغه
بخدا 8 تا سوپرمارکت کنار هم
میدیدم دوتا از آنها شلوغه درصورتی که همشون شیک و
لاکچری بودند
مثلاً کلی رستوران داریم توی شهرمون همشون تمرکز ندارن روی کار فقط تبلیغ الکی و دکور آنچنانی و این حرفا دایی خودم
ن تبلیغ و هیچی ولی بی نهایت
کوبیده و برنج عالی میزنه و بسیار هم برکتی میذاره ولی
بخدا این قدر سرش شلوغه
که خیلی سفارش ها را نمیگیره
مردم صف میکشند.
توی شغل خودم بسیار الگو دیدم مثلاً 4 تا بستنی فروش داریم با 30 سال سابقه کار
دوتا از آنها اصلا گوشی لمسی ندارن تبلیغ آنها کیفیت کارشونه و بسیار سرشون شلوغه صف طولانی و اون دوتا دیگه خودشونا کشتند از تخفیف گذاشتن و نمیدونم قیمت پایین دادن و اینا یا تبلیغ ولی
قشنگ می بینم به گرد پای
اون دوتا نمی رسند
و مثال آخر توی آرایشگاه ها
من رفیق آرایشگر زیاد دارم
بعضی هاشون تبلیغ میکنند
ولی می بینم انگار راضی نیستند
اما یکی دوتا از آنها هستند
تبلیغ ندارن ولی به صورت حرفه ای کارشون را انجام میدن و بسیار به خودشون کارشون ایمان و اعتقاد دارن در حدی که 3 روز قبلش باید من وقت بگیرم
و توی آرایشگاه های زنانه هم
چون بیشتر آنها مشتری من هستند میدونم خب همشون تبلیغ میکنند اما یکی از آنها
بسیار سرش شلوغه اونم تبلیغ میکنه اما نسبت به بقیه کمتر
بیشتر تمرکزش روی بالابردن
مهارت هاشه برا همین این قدر
حرفه ای انجام میده که تو شهر
بارها شنیدم که آرایشگاه فلانی
کارش را عالی انجام میده
خلاصه اینارا گفتم که بگم
من نمیگم تبلیغ بده
اما به قول استاد میگه همیشه
از خودتون بپرسید چه جور
با سایت عباس منش آشنا شدید بعد که عمیق تر فکر میکنم
می بینم که واقعا استاد ن تبلیغ میکنه و هیچی اما این قدر
باورهایش قویه که سایت استاد
قوی ترین سایت در جهانه
پس خدا اینارا هدایت میکنه
وگرنه کلی استاد دیگه هستند
تو تهران خودشونا کشتند از تبلیغات ولی نتیجه نگرفتند چون مشکل از ذهن و باورهای آنهاست
بارها و بارها دیدیم مغازه های زیبا در سطح شهر که خبری توشون نیست اما مغازه های
توی کوچه پس کوچه چه قدر شلوغ اصلا من چه قدر تو ذهنم مثال دارم افرادی که توی زیرزمین کاسبی میکنند چه قدر
شلوغه سرشون پس اینا
چی را میخاد به ما بگه
اینا میخاد بگه که تبلیغ اگه
قانون اصلی بود پس باید برای همه جواب میداد
همه چیز باورهای ماست
من چه قدر رفتم شمال
روی کوه هایی که رفتن بالا سخت بود دیدم یه پیرزنی سرش شلوغه از دست پخت غذاش بعد میپرسم همه میگن
تمام مسافرها هرساله میان اینجا از بس کارش عالیه این همه مسافت را طی میکنند
بیان نوک کوه این غذا را بخورند
بعد به خودم میگم خب ببین
مگه این پیرزن تبلیغ داشت
ما اومدیم شمال دیدیم همه تعریف ایشونا کردند هدایت شدیم
میگم به قول استاد من اینا کامل درک کردم که یک وقتی هست
طرف تبلیغ میکنه خیلیا که گوش نمیکنند یا طرف میره میخوره توذوقش
ولی وقتی ما توی هر کاری
تاکید میکنم توی هرکاری
کارمون را عالی انجام میدهیم
افراد آدم ها برای ما تبلیغ
دهان به دهان میکنند و اون بهترین تبلیغ است
چون وقتی یکی میاد به شما میگه برو پیش فلان آدم
بسیار کارش خوبه و قشنگ
آرایش میکنه بهتر در ذهن شما
صدا میکنه تا اینکه بیلبورد
ببینه یا از تو پیج ببینه و اینا
میدونی من دنبال اون اصل هستم که استاد میگه نه چیزایی که
دو روز نتیجه بده بعد نتیجه نده
دنبال یه اصلی یک خدایی
ی باوری که مثل استاد که کارش را عالی انجام میده و خدا از بی نهایت راه برای تبلیغ میکنه
از بی نهایت
خودتون هرچی برید از امروز
بگیرید دنبال این الگو ها
باورهاتون قوی میشه
مثلاً یک جا های پرت
آدم های که سرشون شلوغه
یا تو بیزینس خودتون
آدم های که تبلیغ نمیکنند
ولی بی نهایت مشتری دارن
این نظر من بود
بازم خودتون فکر کنید عمیق
بشین توش که مثلاً میتونید
پیج باشه برا نمونه کار ولی تمرکز اصلا شما روی کارتون و حرفه ای تر شدن شما باشه
میگم خدایا ،من تو کارم دارم تلاشمو میکنم و بتم ایمان دارم
خدت گفتی از تو حرکت،از من برکت
پس خودت برام مشتری شو
خودت برام ثروت شو
اگ یه روز هم بدون مشتری بودم،یه درصدم ناراحت نمیشم،چون وقتی من سپردم به خودش پس مطمئنم،همه چی به وقت خودش،و در زمان درستش اتفاق میافته
و دارم رو باورهام،و رو حرفه ام کار میکنم
و خدا برام همه چی میشه،همه کس میشه
من فکر میکردم دارم تبلیغ میکنم،ولی وقتی عمیقا فکر کردم دیدم ،استاد خودشون هم تو این سایت محصولاتشونو قرار دارن،چون سایت مال خودشونه،و کسانی ک تو این مسیر باشن خودشون هدایت میشن
پس پیج من هم،فقط برای منه
نه پول به ادمین،میدم،ن تبلیغ میکنم
فقط نمونه کارهامو میزارم
خدارو هزار مرتبه شکر ک دوستانی چون شما ها
و خانه ای ب مهربانی و پر از اگاهی های ناب چون این سایت رو داریم
چقدر عالی بود شنیدن این فایل و نکته های فوق العاده ای داشت، من تقریبا همرو یادداشت کردم که بتونم بارها مرورش کنم و یادآوری کنم به خودم..
در مورد شکرگزاری که واقعا یکی از بینظیر ترین کارهایی هست که میتونه موفقیت چشمگیری داشته باشه، من تجربه ی اینکارو از سالها پیش دارم…
من سالهاست که مینویسم و واقعا احساس خیلی خوبی بهم میده اینکار،، الان که در طول روز علاوه بر نوشتن، زمزمه هم میکنم و واقعا نتایج فوقالعاده ای داره و به شدت فرکانس رو بالا میبره…
این وابستگی آخ اخ، من به شدت آدم وابسته ای هستم و باید بتونم روی خودم کار کنم و از این مرحله هم با موفقیت گذر کنم،، خداوند هدایتم کنه.
واقعا خداروشکر میکنم که هر روز برای بهبود شخصیتم برای تغییر باورهام، برای تغییر فرکانسم، برای تغییر اوضاع زندگیم و هزاران مورد دیگه، به شدت در حال تمرین و تکرار مستمر هستم و اینم از الطاف خداونده که منو لایق دونسته، الهی شکر الهی شکر
دیروز یکی از ویس هایی که گوش میدادم، یه خانم عزیزی بودن که از دستاوردهاشون توی این مسیر طلایی میگفتن، گفتن هر روز 4 صبح بیدار میشم و شکرگزاری میکنم و فایل گوش میدم و مینویسم،، یه تلنگر شد برا من،،
امروز صبح زود بیدار شدم و شروع کردم با عشق برای خدای خودم نوشتم، ممنونم از هدایت خداوند
احساس میکنم که خودم پاشنه آشیلم اینجاست که من یک هدفی رو تو ذهنم دارم و حس میکنم که تمام شادی من احساس تکامل من احساس عزت نفس من بعد از برآورده شدن اون خواسته عملی میشه یعنی در واقع این حس رو دارم که روزی که به این خواسته برسم مثل خود واقعیم زندگی میکنم اون ایده آلیست که از اون فردی که توی ذهنم هست اون روزی که اون هدف پیاده بشه من اونجوری جوری که خودم رو میبینم دیگه زندگی میکنم و حقیقتاً نباید اینجوری باشه من باید همین رو رها کنم تسلیم بشم و این احساس ارزشمندی رو به اون هدف گره نزنم و همین حالا هم من کامل هستم من میتونم همون کیفیت رو زندگی کنم همون احساس رو داشته باشم و همون اعتماد به نفس رو نسبت به خودم هم اکنون دارم خیلی سخته چون من کل زندگیم تو این فکر بودم که بله من روزی که به فلان خواسته برسم دیگ میتونم ازدواج کنم به چیزایی که میخوام برسم و این هدف هم که در ذهن من هست اگر مناسب باشه من آماده باشم سر راه من قرار میگیره و فقط یک بخشی از مسیر زندگی من هستش و نه تمام من و من را تعریف نمیکنه
من نباید احساس ارزشمندیم رو به یک دانشگاه و یا یک رشته خاص گره بزنم ازهمین لحظه در اون احساس عزت نفسی که در ذهنم پس از رسیدن به اون خواسته هست زندگی کنم زندگی میکنم و کیفیت زندگیم رو به بعد از همون هدف میرسونم
اول از همه از خدای بزرگ و متعال سپاسگزارم که این درک و شعور به من داد و منو با این خانواده مثبت هم فرکانس کرد
خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت
دوم از خودم عذرخواهی میکنم که قدرت و توانمندی خودمو نادیده میگرفتم و توقع داشتم کسی یا چیزی به من کمک کنه در صورتی که خودم منبع انرژی و قدرت داشتم خدایا منو ببخش که شرک ورزیدم
فایل استاد جالب بود اینکه خونه و زمین و طلا خوبه میتونی داشته باشی اما نه به عنوان سرمایه گذاری
سرمایه گذاری خودت و خودت و خودت و خودت تمام
قدرو و توانایی که ماداریم با هیچ چیزه قابل مقایسه نیست
هر چیزی غیر از ما که سرمایه گذاری کنیم ممکنه نابود شه اما سرمایه گذاری رو خودت اگر هر چیزی نابود شه خودت دوباره بهترشو میسازی
پس روی روح و روان و ذهن و قلب و باور خودمون سرمایه گذاری کنیم
باسلام و نور هدایت خدمت استاد،عزیز و بزرگوارم جناب آقای سید حسین عباس منش
واقعا از تجربیات سودمند حضرت عالی بهره و انرژی می بریم طبق فرمایشات شما جهان بصورت سیستمی فوق هوشمندو مادر آفریده شده واین سیستم فوق هوشمند یک سیستم تکمیلی هست که هر پدیده ای درآن تغییر بکند تاثیر خود را در محیط پیرامون این سیستم نشان خواهد داد و انسان و دیگر موجودات نیز بصورت هوشمند نیز بوجود آمده تا تکمیل کننده این سیستم هوشمند باشند در واقع حکمت این اقتضا را میکند این سیستم وقتی هوشمند باشد بایداجزای سازنده آن نیز به تبعیت از آن هوشمند عمل کنند پس موجودات دیگر وانسان هم هوشمند هستند و در حال سیر در این جهان و سیستم فوق هوشمند که هر تغییری در سیستم آنها خود بوجود آید سیستم جهان یا همان کائنات همان رو به آنها برمیگرداند چون انسان در این جهان واین سیستم در حال سیر میباشد وباید از سیستم تبعیت کند پس اگر خوب تبعیت کند خوش شانس موفق و رستگار خواهد بود واگر خلاف آن تبعیت کند گمراه واز زیان کنندگان بد شانس خواهد بود و لذا قرآن نیز دستورات وتشریحات لازمه این سیستم مادر هست بوجود آمده و از همون ابتدای جهالت به زبان خاص اقوم بوسیله فرستادن 124هزار پیامبر سعی در تشریح این سیستم نموده که هرکس از آن تبعیت کرده رستگار شده وهرکس تبعیت نکرده دچار زیان وضرر شده است پس قرآنی که به تدریج وظرف 23سال بر پیامبر عظیم الشان برای تشریح این سیستم نازل شده شأن آن بیشتر از این حرفها خواهد بود که بتوان آن را با یک ترجمه خلاصه وار توضیح داد. هرحرف وهر کلمه یا آیه آن بینهایت مضامین دارد واین بخاطر عظیم بودن سیستم مادر یا همون خداست چون قرآن همان برنامه و دفترچه سیستم هست اگر ما تونستیم جهان هستی را بطور کامل درک کنیم در واقع قرآن را درک کرده و بلعکس اگر توانستیم قرآن را درست درک کرده باشیم و به آن عمل کنیم سیستم را درک کرده ایم واصل قضیه این هست سیستم کائنات خدا مثل رابطه نرم افزار با کامپیوتر در انسان عمل میکند مثلا کامپیوتر سخت افزاری هست که هر نرم افزار رو آن نصب شود متناسب با آن نرم افزار شکل دیگری بخود میگیرد اگر برنامه فتوشاپ نصب شود میشه برای عکاسی استفاده کرد واگر اتوکد نصب شود میشه برای نرم افزار مهندسی معماری استفاده کرد واین خبر برای ما باید خوشحال کننده باشد که ما سیستم این چنینی هستیم یعنی قدرت انتخاب و اراده داریم و همه چی دست خودمون هست فقط باید روی باور های خود و ایمان خود کار کنیم و اراده خود را تقویت کنیم تا بتوانیم از توانایی های بالقوه خود که خدا درونمان نهاده واز آن غافل هستیم استفاده کنیم این بود درک من از سیستم جهان هستی گام دوم استاد امیدوارم که اشتباه نکرده باشم و دچادر سر در گمی دیگران نباشم .ومن الله التوفیق،
خدایا تنها تورو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
خدایا منو به راه درست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی نه راه کسایی که بهشون غضب کردی.
خدایا ازینکه به گام دوم این پروژه هدایت شدم و از آگاهی های این گام بهره بردم بسیار خوشحال و سپاسگزارم.
درک و نکات دریافتی من ازین فایل:
90٪ از انسان های ثروتمند در جهان کارشونو با سرمایه بسیار کم شروع کردن و مسیرشونو تکاملی طی کردن و در این مسیر باور های درستی رو داشتن ، تمرکزشون رو خودشون و کیفیت کارشون گذاشتن ، به رقباشون بی توجه بودن و خودشونو با دیگران مقایسه نمیکردن و همین امر باعث شده بدون هیچ گونه عجله ای در کاری که بهش علاقه دارن رشد و پیشرفت کنند.
سرمایه اولیه شما برای شروع کسب و کار باید همون پولی باشه که از بقیه حرکت هایی که کردی بدست آورده باشی نه با قرض و وام.
آدم ها چون خودشونو با دیگران مقایسه میکنن احساس عقب افتادن از بقیه بهشون دست میده در نتیجه باعث میشه که عجله کنن تا خودشونو به بقیه برسونن و این بین تکامل رو طی نمیکنن و همین باعث میشه کلی تصمیم های اشتباه بگیرن.
در مورد ارتباط گرفتن با خداوند اصلا به خودتون سخت گیری نکنید. شما میتونید یا شکرگزاریتونو مکتوب کنید یا بصورت کلامی شکر گزاری کنید و یا درقالب راز و نیاز با خداوند میتونید ارتباط بگیرید و به احساس خوب برسید و نتایجش وارد زندگیتون میشه.
اگر شما به هر شکلی برای لذت بردن از زندگیتون منتظر یک عامل بیرونی( دوست ، همسر ، فرزند، ماشین ، پول، خونه ،…) هستید شما یک انسان وابسته هستید.
کلمه شراکت از شرک میاد.شراکت رو در اولین فرصت کنار بذارید و اصلا شراکت نکنیدون شراکت انرژی بسار زیادی رو از شما میگیره تا افراد دیگه رو قانع کنید.تنها شراکتی که سودمند هستش شراکت خودتون با خداوند هستش. شما اگر به خودتون ؛،توانایی هاتون و خدای درونتون اعتماد داشته باشید نیاز به شریک ندارید. کارتونو به بهترین شکل انجام بدید خداوند افرادی رو که بهشون نیاز داشته باشید وارد زندگیتون میکنه و شما میتونید اونارو استخدام کنید نیاز به شراکت نیست. بنظرم وقتی میشه با پروردگاری که این جهان رو خلق کرده ببندیم،چرا بریم سراغ آدما؟؟
شما کاری که بهش علاقه دارید و به بهترین و با کیفیت ترین شکل ممکن انجام بدید و باور های درست داشته باشید ، بقیه شو خدا براتون به قشنگترین شکل ممکن میچینه فقط کافیه که بسپری بهش.
خداوند درون ماست خداوند همیشه به ما وصل هستش.اگر که فکر میکنید گاهی ازش دور هستید و احساسش نمیکنید بخاطر باور های اشتباهیه که دارید یکی ازین باور های غلط ، احساس عدم لیاقیه که دارید و احساس میکنید شما گناه کارید و اصلا لایق ارتباط گرفتن با خداوند نیستید و خداوند فقط با انسان های خاصی ارتباط میگیره.
همیشه از خودتون تعریف کنید شما لایقش هستید.
انسانی که عزت نفس بسیار بالایی داره میتونه از توانایی هاش و نتایجی که کسب کرده بگه و از خودش تعریف کند.شاید بعضیا اینو نشون دهندهتواضع کم یا غرور و تکبر بدونن اما وقتی که من توانایی ها و استعداد هامو ربط میدم به خداوند و اینو به خودم یاد آوری میکنم دیگه دچار غرور و تکبر نمیشم. همه ی ما بدون خداوند حتی هیچ و پوچ هم نیستیم.
برای اینکه سطح انرژی تونو بالا نگهدارید ، باور های مناسب رو تکرار کنید، با خودتون و خدای درونتون صحبت کنید و همواره ازش بخواید که شمارو هدایت کند، شکر گزاری کنید و بر روی نکات مثبت هرچیزی که براتون اتفاق میوفته تمرکز کنید و احساس خوب خودتونو نگه دارید.
بهترین سرمایه گزاری ، سرمایه گزاری بر روی خودتون هستش بر روی کاری که بهش علاقه دارید و توش استعداد دارید هستش.
درآمدتون از کاری باشه که روی خودتون سرمایه گزاری کرده باشید نه از سرمایه گزاری روی طلا و دلار یا مثلا خرید و فروش اونا.
تمام افراد ثروتمند از توانایی های خودشون در مسیر علاقه شون ثروتمند شدن و به موفقیت رسیدن.
امروز روز سوم شروع تغییراتی دیروز کامنت نزاشتم امیداورم بشه امروز بجاش دوتا بزارم
من یه چیزی که در مورد خودم متوجه شدم اینه که من وابسته به هدفمم یعنی فکرم اینه تا وقتی پول نباشه من نمیتونم از زندگیم لذت ببرم و این یعنی من به پول وابسته
من تصمیم گرفتم وابستگیمو سعی کنم به پول کم کنم و به خاطر داشته هام از خدا تشکر کنم و شکر گذار باشماینم رد پای امروزم
چقدر با این جمله ها که من الان سرمایه ای ندارم ، کسی پشتم نیست و هزاران چرای دیگه و توجیح و بهونه هدفم رو به تعویق انداختم . در صورتی که باید ایمان داشتم که با پشتکار و آروم آروم به خواستم میرسیدم ، ( شاید ترمزم : کمال گرایی بود ) که همه چی باشه و راحت استارت بزنم . فهمیدن اینا عالیه ولی عمل کردن بهش مهمه ،
من باید شروع کنم .
تغییر باورم ( ذهنم ) و قدم به قدم حرکت کنم و صبوری کنم از مسیر لذت ببرم و تکاملم رو طی کنم ومهم ترینش مقایسه نکنم هر کسی جای خودشه.
در این مسیر شکرگزار باشم باید فرکانسم رو عوض کنم و آسون بگیرم.
فرکانس : وای چقد خوب میفهمم این کلمه رو چون امروز کتاب ( چگونه فکر خدا را بخوانیم ) هر جملش درک عالی قوانینه و شناخت خدااا ، واقعا عالیه به شدت پیشنهاد میکنم .
_ فقط کافى است کمى در احساس تان دقیق شوید. ببینید آیا این کار واقعاً به شما احساس آرامشى دائمى داده است؟
آیا در طول روزهاى زندگی تان احساس خوبى دارید یا اینکه مرتباً نگرانید؟
از خودتان بپرسید چرا نوع نگاه ونوع اعتقادتان به خداوند، نتوانسته آن حد از احساس امنیت را به بار آورد که نگرانی هایتان حذف شود ، تا مطمئن تر شده و به آرامش برسید …
همین متن که قسمتی از کتاب است رو بارها خوندم و بهش فکر کردم . واقعا الان تا میام کمی فکرم درگیر شه میگم عزیزم به خدا ایمان نداری اگه داری با خیال راحت رها کن . چقدر حس خوب گرفتم با آگاهی این کتاب .
در مورد وابستگی خدارو هزاران بار شکر تو این مورد خیلی خوب شدم ، خودمو دوست دارم و از تنهایی با خودم لذت میبرم و دنبال این نیستم کسی باشه تا من از تنهایی در بیام یا بهم خوش بگذره . الان زمان برام اهمیت داره و سعی میکنم الکی هدرش ندم با دیدن آدم های اشتباهی.
احساس لیاقت : چقدر در این مورد ضعف داشتم و چقدر ناخواسته باورهای اشتباهی دادم به خودم ،
الان با خودم همیشه میگم من لیاقت دارم به ذهنم میگم چرا ؟؟! چون خدا منو آفریده من همینطوری ارزشمندم .
در مورد عزت نفس : چقدر با این ضرب المثل ( که درخت هر چه پربارتر ، شاخه هاش افتاده تر ) البته اگه درست گفته باشم ، که ما هم میگفتیم متواضع تر باشیم .
تمرین : تکرار و تکرار باورها ، صحبت کردن با خودم در مورد این باورها و منطقی کردنش ، سپاسگزار بودم هر روز و قدردان بودن از اطرافیانم ، آگاهانه تمرکز کردن روی نکات مثبت ، پس دیدم احساسم خوبه یعنی مسیرم درسته.
از شما سپاسگزارم که آموختید چگونه آینهی دلم را صیقل دهم تا تصویر حقیقى خودم را در آن بیابم .
امشب 1404/9/19
روز دوم از 120 روز
سلام استاد جونم، من تعهد بستم به اینکه واقعا بتونم هر روز یه کامنت بنویسم و یه کامنت بخونم و فایل گوش بدم
امروز حسابی خسته بودم و چون فردا یه مراسم داریم مجبور بودم حسابی کار کنم ولی الان که ساعت 11 ونیم هست گفتم اول کامنت بخونم و بنویسم و بعد بخوابم
گفتم حتی یه روز بیخیالش نشم، چون یه روز هم سستی میاره و عدم تعهد میاره
خلاصه خوشحالم این کامنت رو مینویسم، ولی به این دلیل نیست که کامنت اصلیم هست
باز فردا این فایل رو گوش میدم « بنظرم بهتر اینه که بتونم ازش نتیجه باید رو بگیرم، بنظرم بهتر اینه عمیق فایل هارو درک کنم
زود گذشت کردن اصلا به سودم نیست»
به هر حال
الان میخوام در مورد « رسیدن به خواسته اونم همین الان» یا بقولی « وابسته بودن به خواسته» یه کوچولو کامنت بزارم
من تو اکثر کامنتام دوست دارم از ایراد هایی که دارم بنویسم، چیزهایی که الان برام مشکل ساز شده و باید درستش کنم« البته در اواسط هم از تغییراتمم مینویسم»
خب راستش من قبل از اومدنم به این مسیر، دختری بودم کاملا ناراضی
هم از خانواده
هم از خودم
هم از استایلم
هم از نوع زندگیم
و…. کلا از سیر تا پیاز زندگیم ناراضی بودم
ولی الان خودمو با قبل مسیر بسنجم، خیلیییی تغییر مردم، جوری که گاهی احساس میکنم واقعا من ادم قبل نیستم و چقدر تغییر داشتم
خب راستش از لحاظ مالی همون ادم قبلی ام
اما از لحاظ استایل، از لحاظ ازادی داشتن تو همین روستا خیلی خیلی فرق کردم
الان خیلی چیزهارو خودم میپوشم و هیچ کسی باهام کاری نداره
حتی از وسایل و کمر بند و کفش و….. زنانه که پدر و مادرم کاملا مخالفن رو میگیرم و میپوشم
خیلی ازادم، هرجا برم با هر ادمی حرف میزنم،
ولی باز دلم یه سری خواسته داره
یه سری خواسته که دوست دارم همین الان باشه و بقول معروف اگه نباشن احساسم خوب نمیشه
خیلی خیلی دوست دارم تو شهرستان زندگی کنم « چون خیلی گردش و تفریح دوست دارم اما الان تو روستا هر سال به زور یه بار میریم تفریح و این برام زجر دهندست»
یا خیلی دوست دارم با ادم های جدید ارتباط بگیرم « حتی با جنس مخالف خیلی دوست دارم
یا خیلی دوست دارم لباس های کوتاه و شال و بپوشم، کاملا استایل باز داشته باشم« درسته من از نظر استایل کمی ازاد شدم ولی استایل اصلیم یعنی چون ترکمنم استایل های ترکمنی رو ازادانه میپوشم ، البته اینم همین یه ماه اخیر تونستم
ولی از استایل های مابقی رسومات فعلا نمیتونم استفاده کنم چون ذهنم مقاومت داره فعلا»
و…..
خلاصه اینارو مینویسم که بگم، همش دلم میخواد به این خواسته ها برسم
و همیشه احساس میکنم اگه اینا نباشن لذت بردن سخته،، نمیتونم لذت ببرم
درحالی که همین دو سه سال اخیر ارزوم این بود که استایلی که الان دارم رو داشته باشم
اتفاقا همین دیشب هم تو عقل کل در مورد لذت بردن از مسیر نوشتم
این یه چراغی بود برام که بگه،،، حسنا به خواسته چسبیدیااااا، اینطوری بهش نمیرسیییی
به چیزهایی که داری فکر کن و لذت ببر تا بهترش بهت بیاد
استاد جون ازتون ممنونم واقعا
« حتما این فایل مجدد گوش داده میشه..
کامنت اصلیم با چند چراغ روشنایی دیگه هم نوشته میشه…
به امید االله جانممممم
ردّ پای جدیدم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
بحث شکرگزاری که میشه، یاد گذشته ام میفتم، هرچی نگاه میکردم توی زندگیم جز سلامتی جسمی خودم، هیچی برای سپاسگزاری پیدا نمی کردم والبته تعجی هم نداشت.
چون نه بهم یاد داده بودند و نه آموزش دیده بودم نه خودم قدرت درک اینو داشتم که هر چیزی که در جهان من وجود داره، نعمت حساب میشه وهدیه ورزقی هست از سمت خدا، تا صرفا منه مینا این دو روز دنیا ازشون استفاده کنم تا نیازهام برطرف بشه و بتونم این مسیر دنیایی وزندگی زمینی رو طی کنم..
نعمت وبرکت، کلا در چندتا کلمه خلاصه شده بود، داشتن ثروت ومال واموال..یا مقام ومنصب…
اگه کسی پول ومال زیادی داشت یا کاره ای توی دم دستگاه دولت بود، میگفتن خدا بهش نعمت داده…همین وبس!!!
ما آدمهای عادی هم از اون نعمت ها محروم بودیم مگه دیگه چی داشتیم برای شکرگزاری؟؟
یادمه سالها پیش که یکی دوتا استاد موفقییت توایران اسم در کرده بودند ومجله و تریبون و سمینار …..داشتند یه چیزهایی در مورد معجزه سپاسگزاری میگفتند…
یه کم بعدش چندین کتاب چاپ شد تند وتند اومد تو بازار که حول محور سپاسگزاری میچرخید، که معروفتریتش کتاب(( معجزه شکرگزاری خانم راندابرن بود))
خلاصه که من وخیلی هام، از اون کتابها تهیه کرده بودیم…
من راستش با اینکه اون کتابهارو خونده بودم وتمریناتش رو انجام داده بودم و توی همون دوران هم اتفاقات خوبی رو تجربه کرده بودم، ولی واقعا نمی تونسم به معنای واقعی وقلبی، سپاسگزاری رو درک کنم..
چون هنوز به اون چیزهائیکه آرزوش رو داشتم نرسیده بودم، یا چیزهایی که در زندگیم وجهانم وجود داشت رو نمی تونستم به چشم نعمت ببینم…
تا اینکه وارد این مسیر پر خیر وبرکت شدم و خدایی رو از طریق آموزه های شما استاد قشنگم شناختم که اصلا همین نزدیکی به خودش وشناختش وگفتگو وارتباط باهاش برام نعمت محسوب میشد ومیشه، چه برسه به همه ی اونچه که دارم و همگی رو از سر لطف ومهرش بهم بخشیده….
من از شما اموختم که تمام موجودات عالم هستی، هر انچه که خدا خلق کرده ودر این جهان قرار داده همگی نعمت هایی هستند برای من ومتعلق به من، تا من با استفاده ازشون راحت ولذت بخش تر زندگی کنم..
از روشنایی روز وخورشید و ماه وستارگان و باران وبرف و طبیعت و…….گرفته تا….داشتن خانواده و همسر وفرزند و دوست و رفیق و….
تا تمامی امکانات شهری و اجتماعی که در اختیارم هست…
نعمت سواد وعلم …
نعمت هنر و استعداد وعقل و هوش و …
نعمت خلق وگسترش جهان توسط استعدادها وتوانایی هام توی هر جنبه ای در زندگی….
نعمت درک وتفکر در حقایق هستی…
تا برسه به پول ومال واموالی که به شکل خونه وسایل نقلیه، وخوراک وپوشاک و…..در اختیارم هست…
جلوتر که اومدم تواین مسیر، خدامو خودم رو قوانین رو که بیشتر شناختم و درک کردم، فهمیدم
بزرگترین نعمت اصلا همین درک وشناخت قوانین جهان هستی و عمل بهش هست، که نصیب هرکسی هم در طول زندگیش نمیشه…
اینکه باور داشته باشی خودت با اختیار، می تونی زندگیت رو همونطور که میخوای شکل بدی…
حالا ثروت میخوای، عشق میخوای، معنوییت میخوای، سلامتی کامل واندام وظاهر عالی میخوای و نام نیک میخوای و…هر چی بخوای جهان بهت عطاء میکنه، منتهی اگه طبق قوانینش عمل کنی…
منتهی اگه واقف باشی که هر چی داری وبدست آوردی از شم اقتصادی وزور بازو و عقل خودت نبوده، از زرنگی خودت نبوده…
بلکه خداوند اونهارو نسبت به عدل وانصافش و مهر ولطفش وتلاش صادقانه خودت ونسبت به تقوا وعمل صالح خودت بهت بخشیده، از کجا معلومه؟؟
چون اون چیزهایی که راحت بدست میان و با اومدنشون به زندگیمون با خودشون خیر وخوشی وشادی و آرامش وامنیت ورضایت میارند، و دائمی وهمیشگی هستند یا هر روز بیشتر وبهتر میشند، معلومه که از سمت خالق جهان هستی بوده…
وگرنه چه بسیار آدمهایی که ثروتشون بی حدوحساب…
زیباییشون بی حدوحساب….
مقام ومنصب دارند…
اما راضی وخشنود وشاد وارام نیستند و حس خوشبختی ندارند…
چون با تلاش وسختی واز مسیرهای نادرست به اون چیزهایی که میخواستند رسیدند واغلب براشون شادی وارامش کاذبی رو به همراه داشته …وحتی اونچه به عنوان مقام ومنصب و مال واموال والاد و زیبایی …بدست آوردند جای اینکه باعث رشدشون بشه باعث ویرانی ونابودیشون شده!!!
دوستمون پرسیدند برای من سخته شکرگزاریهامو همش بنویسم، میشه زبونی شکرگزاری کنم، وشما استاد قشنگم چقدر دقیق جواب دادید..
گفتید نوشتن یا گفتن ،موضوع نیست، بلکه فرکانس ها هستند که کارهارو انجام میدند..
واین صد درصد درسته..
اصلا آدمیکه به این درک برسه که آقا اونچه که نیاز من هست برای زندگی امروزم، آره فقط برای زندگی امروزم، چون من نمیدونم که فردا زنده هستم یانه، وقتی دارم در امروز هر انچه که نیاز دارم، پس من آدم خوشبختی هستم…
سقفی بالای سرم، لباسی برای پوشیدن، غذای برای خوردن، وتنی سالم و وارتباطی پر از عشق ومهر با خالقم …..باقی همه فرعیات وبرچسب ها هستند….
که حتی اگه هرگز نباشند باز نباید در من حس ناسپاسی ایجاد کنند…
مثلا اگه من هرگز فرزند ی نداشتم، یا هرگز ازدواج نمی کردم، یا هیچوقت پدر و مادری نداشتم، یا مثلا خونه ای به نام خودم نداشتم، یا وسیله ی نقلیه، یا کار پر سود ودرآمد ، وثروت زیاد یا مقام ومنصب و معروفیت و…..یا ظاهر واندام بی نقص وزیبا….نداشتم.
نداشتن هیچکدوم از اینها دلیل بر ناسپاسی نباید باشه در من، چون هیچکدوم از اون برچسب ها، نیاز اصلی من برای تجربه کردنم در این دنیا نبوده ونیست….
ولی اگه من کسی هستم که جهان هستی اون نعمت های ذکر شده رو هم کم وبیش در اختیارم گذاشته، پس باید خیلی خیلی متوجه اش باشم واز شون غافل نشم وبابتشون در برابر خداوند خیلی متواضع وخاشع باشم و سپاسگزارتر…
اصلا شکرگزاری برای من این شکلی اتفاق میفته، که هی نگاه می کنم به گذشته خودم ومی بینم شکرالله چقدر اخلاقم بهتر شده، چقدر شخصیتم بهتر شده، چقدر صبوترشدم، چقدر با تقواتر شدم،چقدر صادقتر شدم، چقدر پاکترشدم، چقدر آرامش بیشتری دارم، چقدر آسان وراحت میگذره زندگیم، چقدر خواب با کیفیت تری دارم، چقدر اندام وظاهر زیباتر و جوانتر و تن سالمتری دارم ….
چقدر درکم نسبت به خداوند و قوانین حاکم بر جهانش بیشتر شده، وچقدر رابطه ام با خداوند صمیمانه شده..
این مقایسه خودم با گذشته خودم، خیلی فرکانسم رو بالا میبره، خیلی حالم رو خوب میکنه، وقتی می بینم دیگران هنوز در اندرخم یک کوچه اند، هنوز سرگردانند، آرامش وامنیتی ندارند وزندگیشون سخت وبد و پر از ترس واضطراب میگذره ویاد خودم در گذشته می افتم، بی اختیار سجده شکر به جا میارم که من دیگه به لطف الله مثل اون ادمهای نااگاه زندگی نمی کنم….
حس اینکه ای خدا قربونت برم، تو خلق وساخت این وسیله رو وعلمش رو دادی به بنده هات برای اینکه کار من راحتر پیش بره، یا من لذت بیشتری از زندگیم ببرم، یا مثلا فلانی رو به عنوان فرزندم یا خانواده ام یا حتی در نقش یه دوست چقدر پر از مهر وعشقش کردی که به من عشق بلاعوض بده ، ای خدای من، تو کل این جهان رو آفریدی تا من تا جاییکه می تونم درش گردش کنم ولذت ببرم ، ازت بی نهایت سپاسگزارم….
اینجوری دیگه سپاسگزاری میشه عادت آدم، حتی تو دل تضادهام دنبال چیزی برای قدردانی میگیرده که بدون شک هم پیداش میکنه..
تمرین ستاره قطبی برای من فقط یه تمرین نبود وباعث شد من راه وروش سپاسگزاری صادقانه رو بیاموزم، تا جائیکه تبدیل شده به عادت وشخصیتم..
نه اینکه ادعا کنم همیشه سپاسگزارم نه، خیلی وقتها درگیر روزمرگی ها میشم وسپاسگزاریهام فقط زبونی هست ولی کم نیست سپاسگزاریهایی که من قلبی انجام میدم در طول شبانه روز….چه با نوشتن که هر روز صبح وشب انجامش میدم حتی گاهی وسط روز نسبت به شرایطم و انرژیم، چه زبونی در لحظه…
الهی صدهزار مرتبه شکر که خداوند فرصت ولیاقت سپاسگزاری از نعمت هاش رو بهم عطاء کرده، واگه لطف ورحمتش در حقم نبود، من هیچوقت نمی تونستم که از جهالت نجات پیدا کنم و به این درک وآگاهی امروزم برسم نسبت به خودش ودرک قوانینش، که میدونم که در برابر درک وآگهی که ان شالله در فرداها بدست میارم هیچه….
الهی صدهزار مرتبه شکرت که منو از جهالت ونادانی نجاتم دادی و حتی وقتی من ازت دور میشم و غفلت می کنم تو باز با مهربانی ات میای سراغم واجازه نمیدی که ازت دور بشم…
خدایا من میخوام که هر لحظه تنها تورا بپرستم وتنها از تو هدایت بخواهم، پس هدایتم کن به مسیرهای پر خیر وبرکت، که منو به خودت وبه حس خوشبختی وبه خیر دنیا وآخرت نزدیک میکنه، آمین
بنام خداوند بخشنده مهربان
خدایا تنها تورا می پرستیم و تنها
از تویاری میجوییم مارا به راه راست هدایت کن
گام دوم =
درمورد تبلیغات میگم چون پاشنه آشیل
همه هست از بس همه گفتن باید تبلغ کنی
که البته خودم تو این موضوع خوبم خداراشکر
چون کلی کاسب توفامیل و دوستام دارم
که بدون تبلیغات نتیجه عالی دیدن حتی داییم
فقط تو چند سال از رستوران بدون یک ریال
تبلیغات به ثروت عالی رسید اما کیفیت غذا و کارش بسیار عالی و مردم براش بی نهایت تبلیغ دهان به دهان کردند البته خدا از طریق مردم این کارا میکرد و به قول استاد اون الله که همه کارها را میکنه چند ساختمان
عالی در بهترین جاهای شهرمون خرید و هرچی را که میخواست بهش رسید
و خودمم بستنی فروشی دارم حدودا 2 سال و
7 ماهه و بدون یک ریال تبلیغات از روز اول مشتری داشتم چون کارم را بسیار بسیار با با کیفیت
انجام میدادم درحدی که میگفتم هرکسی بستنی
یا معجون یا آب میوه یا ….. مغازه منا خورد بره
20 نفرا با خودش بیاره و خداراشکر همینم شده تا الان. خدا آدم های جدید را هر روز و هرماه هدایت میکنه به مغازم و همه بسیار با رضایت و با لبخند میرن و همه تعریف میکنند یعنی مدام به گوشم میرسه و خدا همیشه داره سورپرایزم میکنه
و اون الله که به من اعتبار شهرت رزق مشتری درآمد
سلامتی و همه چیز میده من هرآنچه که دارم از خداونده متعال تاکید میکنم بدون یک ریال
هزینه به خدا خیلی راحتم مشتریا میان چون باورم در این مورد عالیه ایمانم به خودم و کارم بالاست
و با صداقت بی نهایت با کیفیت عالی
با رفتار و برخورد عالی با نظافت و بهداشت عالی
با آهنگهای عالی همیشه از مشتریام استقبال میکنم
و سعی کردم به حرف استاد گوش بدم و هر روز در کارم بهتر عمل کنم نه اینکه بی نقص باشم
امروز کمی بهتر از دیروز و در کیفیت عالی عمل کنم
و بهترین متریال یا درخدمت مشتری قرار دهم
و خداوند درسکوت صدای کارم را به گوش
قلب های درست می رساند
الهی شکرت
اله صدهزار مرتبه شکرت
الهی صد میلیون بار شکرو سپاس
استاد جونم عاشقتم به خاطر تمام این
آگاهی ها که هرروز بهتر در زندگیم عمل میکنم
بی نهایت زندگی میتونه زیبا باشه اگر ما
تعهدانه عمل کنیم به این فایل ها
تشکر میکنم از خانم شایسته عزیز
و تمام دوستان گلم
دوستتون دارم در پناه الله یکتا .
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم
و سلام به شما اقای صالحی
ذهنم خیلی مقاومت داشت برای کامنت گذاشتن،ولی قرار نیست من مغلوب ذهنم بشم
من حدود یک سالو و 6ماه هست ک سالن آرایشی زدم
و خدارو هزار مرتبه شکر به لطف استاد عزیز و دانسته ها و اگاهی های سایت تونستم موفق بشم
توی انیستا پیج زدم و یه سالیه همه فعالیت هامو اونجا ثبت و ب اشتراک میزارم
اوایل نمخاستم تبلیغ کنم ولی
همه میگفتن ،عصر عصر دیده شدنه،باید کارت دیده بشه و پیجت کار کنه،فعالیتم خوبع تو پیج
ولی امروز با حرفای استاد و شما دوست عزیز
ذهنم توی دوراهی گیر کرد
میخام بدونم الان نباید دیگه فعالیت هامو تو پیجم بزارم؟
الان شما گفتین ک بدون تبلیغ دارین کارتونو پیش میبرین
ولی هر کی میاد سالن،پیجمو میخاد و ،میخاد نمونه کارهامو ببینه
الان نظرتون،دیگه فعالیت نکنم؟کلا پیجو پاک کنم؟
اگ میشه راهنماییم کنین؟
چون ذهنم مقاومت داره
سلام درود فراوان خدمت دوست عزیز
خیلی خوشحالم که در این
مسیر الهی هم قدم هستیم
دوست عزیز منم اون اول ها
که مغازه زدم بسیاری از آدم ها
دوستام میگفتند تبلیغ پیج
اینستا نمیدونم بلاگر بگیر
خب منم تا یک جاهایی باور کرده بودم چون حرف همه بود
بعد اومدم به خودم گفتم به قول استاد اگه منم بخام مثل اکثریت
جامعه فکر کنم و عمل کنم که نتیجه همونارا میگیرم بعد رفتم الگو پیدا کردم چون ذهن منطق میخاد دیدم پس اینایی که این قدر تبلیغ میکنند آخرش یا مشتری ندارن یا اون نتیجه ای که دلشون میخواد را ندارن
از هر شغلی من چند تا دو شهرمون پیدا میکردم میذاشتم کنار هم و با هم مقایسه میکردم
مثلاً چند تا آجیل فروشی کنار هم بودند با سابقه های یکسان
بعد میدیدم یکی یا دوتا از آنها خیلی سرش شلوغه البته بدون تبلیغ بعد میرفتم سراغ لباس فروشی ها میدیدم طرف ارزون میده کلی هم تبلیغ و پیج و اینا آخرش سرش خلوته از اون طرف لباس فروشی بود گرون میداد جنس خوب سرشم خیلی شلوغ بود و تبلیغ هم نمیکرد اصلا حوصله تبلیغ نداشت خودش میگفت من همش مشتری دارم
مثلاً میوه فروشی یا سوپرمارکت
بغل همدیگه جنس ها یکی
همه چیز یکی بعدشم اونا که دیگه تبلیغ ندارند چون جنس های یکیه ولی میدیدم آقا بعضی هاشون سرشون شلوغه
بخدا 8 تا سوپرمارکت کنار هم
میدیدم دوتا از آنها شلوغه درصورتی که همشون شیک و
لاکچری بودند
مثلاً کلی رستوران داریم توی شهرمون همشون تمرکز ندارن روی کار فقط تبلیغ الکی و دکور آنچنانی و این حرفا دایی خودم
ن تبلیغ و هیچی ولی بی نهایت
کوبیده و برنج عالی میزنه و بسیار هم برکتی میذاره ولی
بخدا این قدر سرش شلوغه
که خیلی سفارش ها را نمیگیره
مردم صف میکشند.
توی شغل خودم بسیار الگو دیدم مثلاً 4 تا بستنی فروش داریم با 30 سال سابقه کار
دوتا از آنها اصلا گوشی لمسی ندارن تبلیغ آنها کیفیت کارشونه و بسیار سرشون شلوغه صف طولانی و اون دوتا دیگه خودشونا کشتند از تخفیف گذاشتن و نمیدونم قیمت پایین دادن و اینا یا تبلیغ ولی
قشنگ می بینم به گرد پای
اون دوتا نمی رسند
و مثال آخر توی آرایشگاه ها
من رفیق آرایشگر زیاد دارم
بعضی هاشون تبلیغ میکنند
ولی می بینم انگار راضی نیستند
اما یکی دوتا از آنها هستند
تبلیغ ندارن ولی به صورت حرفه ای کارشون را انجام میدن و بسیار به خودشون کارشون ایمان و اعتقاد دارن در حدی که 3 روز قبلش باید من وقت بگیرم
و توی آرایشگاه های زنانه هم
چون بیشتر آنها مشتری من هستند میدونم خب همشون تبلیغ میکنند اما یکی از آنها
بسیار سرش شلوغه اونم تبلیغ میکنه اما نسبت به بقیه کمتر
بیشتر تمرکزش روی بالابردن
مهارت هاشه برا همین این قدر
حرفه ای انجام میده که تو شهر
بارها شنیدم که آرایشگاه فلانی
کارش را عالی انجام میده
خلاصه اینارا گفتم که بگم
من نمیگم تبلیغ بده
اما به قول استاد میگه همیشه
از خودتون بپرسید چه جور
با سایت عباس منش آشنا شدید بعد که عمیق تر فکر میکنم
می بینم که واقعا استاد ن تبلیغ میکنه و هیچی اما این قدر
باورهایش قویه که سایت استاد
قوی ترین سایت در جهانه
پس خدا اینارا هدایت میکنه
وگرنه کلی استاد دیگه هستند
تو تهران خودشونا کشتند از تبلیغات ولی نتیجه نگرفتند چون مشکل از ذهن و باورهای آنهاست
بارها و بارها دیدیم مغازه های زیبا در سطح شهر که خبری توشون نیست اما مغازه های
توی کوچه پس کوچه چه قدر شلوغ اصلا من چه قدر تو ذهنم مثال دارم افرادی که توی زیرزمین کاسبی میکنند چه قدر
شلوغه سرشون پس اینا
چی را میخاد به ما بگه
اینا میخاد بگه که تبلیغ اگه
قانون اصلی بود پس باید برای همه جواب میداد
همه چیز باورهای ماست
من چه قدر رفتم شمال
روی کوه هایی که رفتن بالا سخت بود دیدم یه پیرزنی سرش شلوغه از دست پخت غذاش بعد میپرسم همه میگن
تمام مسافرها هرساله میان اینجا از بس کارش عالیه این همه مسافت را طی میکنند
بیان نوک کوه این غذا را بخورند
بعد به خودم میگم خب ببین
مگه این پیرزن تبلیغ داشت
ما اومدیم شمال دیدیم همه تعریف ایشونا کردند هدایت شدیم
میگم به قول استاد من اینا کامل درک کردم که یک وقتی هست
طرف تبلیغ میکنه خیلیا که گوش نمیکنند یا طرف میره میخوره توذوقش
ولی وقتی ما توی هر کاری
تاکید میکنم توی هرکاری
کارمون را عالی انجام میدهیم
افراد آدم ها برای ما تبلیغ
دهان به دهان میکنند و اون بهترین تبلیغ است
چون وقتی یکی میاد به شما میگه برو پیش فلان آدم
بسیار کارش خوبه و قشنگ
آرایش میکنه بهتر در ذهن شما
صدا میکنه تا اینکه بیلبورد
ببینه یا از تو پیج ببینه و اینا
میدونی من دنبال اون اصل هستم که استاد میگه نه چیزایی که
دو روز نتیجه بده بعد نتیجه نده
دنبال یه اصلی یک خدایی
ی باوری که مثل استاد که کارش را عالی انجام میده و خدا از بی نهایت راه برای تبلیغ میکنه
از بی نهایت
خودتون هرچی برید از امروز
بگیرید دنبال این الگو ها
باورهاتون قوی میشه
مثلاً یک جا های پرت
آدم های که سرشون شلوغه
یا تو بیزینس خودتون
آدم های که تبلیغ نمیکنند
ولی بی نهایت مشتری دارن
این نظر من بود
بازم خودتون فکر کنید عمیق
بشین توش که مثلاً میتونید
پیج باشه برا نمونه کار ولی تمرکز اصلا شما روی کارتون و حرفه ای تر شدن شما باشه
وگرنه کسی که بتونه کار خودشا
تبلیغ کنه اعتماد به نفس داره
و موفق میشه ولی اصل اون
چیزایی هست که استاد میگن
و درمورد همه یکیه .
امیدوارم هرجا هستید
موفق و ثروتمند باشید .
ممنون از اقای صالحی عزیز
جوابتون کامل و جامع بود
مچکرم ازتون ک وقت گذاشتینو جواب دادین
من تو پیجم فقط نمونه کار میزارم
و هیچ هزینه ای برای پیجم نمیکنم
من ب مردم و مشتری و فالور وابسته نیستم
هر روز ک صب از خاب بلند میشم
میگم خدایا ،من تو کارم دارم تلاشمو میکنم و بتم ایمان دارم
خدت گفتی از تو حرکت،از من برکت
پس خودت برام مشتری شو
خودت برام ثروت شو
اگ یه روز هم بدون مشتری بودم،یه درصدم ناراحت نمیشم،چون وقتی من سپردم به خودش پس مطمئنم،همه چی به وقت خودش،و در زمان درستش اتفاق میافته
و دارم رو باورهام،و رو حرفه ام کار میکنم
و خدا برام همه چی میشه،همه کس میشه
من فکر میکردم دارم تبلیغ میکنم،ولی وقتی عمیقا فکر کردم دیدم ،استاد خودشون هم تو این سایت محصولاتشونو قرار دارن،چون سایت مال خودشونه،و کسانی ک تو این مسیر باشن خودشون هدایت میشن
پس پیج من هم،فقط برای منه
نه پول به ادمین،میدم،ن تبلیغ میکنم
فقط نمونه کارهامو میزارم
خدارو هزار مرتبه شکر ک دوستانی چون شما ها
و خانه ای ب مهربانی و پر از اگاهی های ناب چون این سایت رو داریم
موفق و پیروز باشید
و
سلام خدای مهربانم
درود بر استاد عزیز و مریم جون عزیزم
چقدر عالی بود شنیدن این فایل و نکته های فوق العاده ای داشت، من تقریبا همرو یادداشت کردم که بتونم بارها مرورش کنم و یادآوری کنم به خودم..
در مورد شکرگزاری که واقعا یکی از بینظیر ترین کارهایی هست که میتونه موفقیت چشمگیری داشته باشه، من تجربه ی اینکارو از سالها پیش دارم…
من سالهاست که مینویسم و واقعا احساس خیلی خوبی بهم میده اینکار،، الان که در طول روز علاوه بر نوشتن، زمزمه هم میکنم و واقعا نتایج فوقالعاده ای داره و به شدت فرکانس رو بالا میبره…
این وابستگی آخ اخ، من به شدت آدم وابسته ای هستم و باید بتونم روی خودم کار کنم و از این مرحله هم با موفقیت گذر کنم،، خداوند هدایتم کنه.
واقعا خداروشکر میکنم که هر روز برای بهبود شخصیتم برای تغییر باورهام، برای تغییر فرکانسم، برای تغییر اوضاع زندگیم و هزاران مورد دیگه، به شدت در حال تمرین و تکرار مستمر هستم و اینم از الطاف خداونده که منو لایق دونسته، الهی شکر الهی شکر
دیروز یکی از ویس هایی که گوش میدادم، یه خانم عزیزی بودن که از دستاوردهاشون توی این مسیر طلایی میگفتن، گفتن هر روز 4 صبح بیدار میشم و شکرگزاری میکنم و فایل گوش میدم و مینویسم،، یه تلنگر شد برا من،،
امروز صبح زود بیدار شدم و شروع کردم با عشق برای خدای خودم نوشتم، ممنونم از هدایت خداوند
الهی شکر که اینجام و دارم کیف میکنم از مسیر
خدایا فقط تو را میپرستم وفقط از تو یاری میجویم.
ممنونم استاد جانم
احساس میکنم که خودم پاشنه آشیلم اینجاست که من یک هدفی رو تو ذهنم دارم و حس میکنم که تمام شادی من احساس تکامل من احساس عزت نفس من بعد از برآورده شدن اون خواسته عملی میشه یعنی در واقع این حس رو دارم که روزی که به این خواسته برسم مثل خود واقعیم زندگی میکنم اون ایده آلیست که از اون فردی که توی ذهنم هست اون روزی که اون هدف پیاده بشه من اونجوری جوری که خودم رو میبینم دیگه زندگی میکنم و حقیقتاً نباید اینجوری باشه من باید همین رو رها کنم تسلیم بشم و این احساس ارزشمندی رو به اون هدف گره نزنم و همین حالا هم من کامل هستم من میتونم همون کیفیت رو زندگی کنم همون احساس رو داشته باشم و همون اعتماد به نفس رو نسبت به خودم هم اکنون دارم خیلی سخته چون من کل زندگیم تو این فکر بودم که بله من روزی که به فلان خواسته برسم دیگ میتونم ازدواج کنم به چیزایی که میخوام برسم و این هدف هم که در ذهن من هست اگر مناسب باشه من آماده باشم سر راه من قرار میگیره و فقط یک بخشی از مسیر زندگی من هستش و نه تمام من و من را تعریف نمیکنه
من نباید احساس ارزشمندیم رو به یک دانشگاه و یا یک رشته خاص گره بزنم ازهمین لحظه در اون احساس عزت نفسی که در ذهنم پس از رسیدن به اون خواسته هست زندگی کنم زندگی میکنم و کیفیت زندگیم رو به بعد از همون هدف میرسونم
درود
ردپای من برای گام دوم
اول از همه از خدای بزرگ و متعال سپاسگزارم که این درک و شعور به من داد و منو با این خانواده مثبت هم فرکانس کرد
خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت
دوم از خودم عذرخواهی میکنم که قدرت و توانمندی خودمو نادیده میگرفتم و توقع داشتم کسی یا چیزی به من کمک کنه در صورتی که خودم منبع انرژی و قدرت داشتم خدایا منو ببخش که شرک ورزیدم
فایل استاد جالب بود اینکه خونه و زمین و طلا خوبه میتونی داشته باشی اما نه به عنوان سرمایه گذاری
سرمایه گذاری خودت و خودت و خودت و خودت تمام
قدرو و توانایی که ماداریم با هیچ چیزه قابل مقایسه نیست
هر چیزی غیر از ما که سرمایه گذاری کنیم ممکنه نابود شه اما سرمایه گذاری رو خودت اگر هر چیزی نابود شه خودت دوباره بهترشو میسازی
پس روی روح و روان و ذهن و قلب و باور خودمون سرمایه گذاری کنیم
خودمو دست کم نگیریم
ما خیلی بزرگ و مهم و ارزشمند هستیم
روح خدا در ما دمیده شده پس هیچکس حرفمون نیست
من خودمو و دوست دارم عاشق خودمم
خدایا شکرت شکرت شکرت
باسلام و نور هدایت خدمت استاد،عزیز و بزرگوارم جناب آقای سید حسین عباس منش
واقعا از تجربیات سودمند حضرت عالی بهره و انرژی می بریم طبق فرمایشات شما جهان بصورت سیستمی فوق هوشمندو مادر آفریده شده واین سیستم فوق هوشمند یک سیستم تکمیلی هست که هر پدیده ای درآن تغییر بکند تاثیر خود را در محیط پیرامون این سیستم نشان خواهد داد و انسان و دیگر موجودات نیز بصورت هوشمند نیز بوجود آمده تا تکمیل کننده این سیستم هوشمند باشند در واقع حکمت این اقتضا را میکند این سیستم وقتی هوشمند باشد بایداجزای سازنده آن نیز به تبعیت از آن هوشمند عمل کنند پس موجودات دیگر وانسان هم هوشمند هستند و در حال سیر در این جهان و سیستم فوق هوشمند که هر تغییری در سیستم آنها خود بوجود آید سیستم جهان یا همان کائنات همان رو به آنها برمیگرداند چون انسان در این جهان واین سیستم در حال سیر میباشد وباید از سیستم تبعیت کند پس اگر خوب تبعیت کند خوش شانس موفق و رستگار خواهد بود واگر خلاف آن تبعیت کند گمراه واز زیان کنندگان بد شانس خواهد بود و لذا قرآن نیز دستورات وتشریحات لازمه این سیستم مادر هست بوجود آمده و از همون ابتدای جهالت به زبان خاص اقوم بوسیله فرستادن 124هزار پیامبر سعی در تشریح این سیستم نموده که هرکس از آن تبعیت کرده رستگار شده وهرکس تبعیت نکرده دچار زیان وضرر شده است پس قرآنی که به تدریج وظرف 23سال بر پیامبر عظیم الشان برای تشریح این سیستم نازل شده شأن آن بیشتر از این حرفها خواهد بود که بتوان آن را با یک ترجمه خلاصه وار توضیح داد. هرحرف وهر کلمه یا آیه آن بینهایت مضامین دارد واین بخاطر عظیم بودن سیستم مادر یا همون خداست چون قرآن همان برنامه و دفترچه سیستم هست اگر ما تونستیم جهان هستی را بطور کامل درک کنیم در واقع قرآن را درک کرده و بلعکس اگر توانستیم قرآن را درست درک کرده باشیم و به آن عمل کنیم سیستم را درک کرده ایم واصل قضیه این هست سیستم کائنات خدا مثل رابطه نرم افزار با کامپیوتر در انسان عمل میکند مثلا کامپیوتر سخت افزاری هست که هر نرم افزار رو آن نصب شود متناسب با آن نرم افزار شکل دیگری بخود میگیرد اگر برنامه فتوشاپ نصب شود میشه برای عکاسی استفاده کرد واگر اتوکد نصب شود میشه برای نرم افزار مهندسی معماری استفاده کرد واین خبر برای ما باید خوشحال کننده باشد که ما سیستم این چنینی هستیم یعنی قدرت انتخاب و اراده داریم و همه چی دست خودمون هست فقط باید روی باور های خود و ایمان خود کار کنیم و اراده خود را تقویت کنیم تا بتوانیم از توانایی های بالقوه خود که خدا درونمان نهاده واز آن غافل هستیم استفاده کنیم این بود درک من از سیستم جهان هستی گام دوم استاد امیدوارم که اشتباه نکرده باشم و دچادر سر در گمی دیگران نباشم .ومن الله التوفیق،
سلام و درود به همه دوستان
خدایا تنها تورو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
خدایا منو به راه درست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی نه راه کسایی که بهشون غضب کردی.
خدایا ازینکه به گام دوم این پروژه هدایت شدم و از آگاهی های این گام بهره بردم بسیار خوشحال و سپاسگزارم.
درک و نکات دریافتی من ازین فایل:
90٪ از انسان های ثروتمند در جهان کارشونو با سرمایه بسیار کم شروع کردن و مسیرشونو تکاملی طی کردن و در این مسیر باور های درستی رو داشتن ، تمرکزشون رو خودشون و کیفیت کارشون گذاشتن ، به رقباشون بی توجه بودن و خودشونو با دیگران مقایسه نمیکردن و همین امر باعث شده بدون هیچ گونه عجله ای در کاری که بهش علاقه دارن رشد و پیشرفت کنند.
سرمایه اولیه شما برای شروع کسب و کار باید همون پولی باشه که از بقیه حرکت هایی که کردی بدست آورده باشی نه با قرض و وام.
آدم ها چون خودشونو با دیگران مقایسه میکنن احساس عقب افتادن از بقیه بهشون دست میده در نتیجه باعث میشه که عجله کنن تا خودشونو به بقیه برسونن و این بین تکامل رو طی نمیکنن و همین باعث میشه کلی تصمیم های اشتباه بگیرن.
در مورد ارتباط گرفتن با خداوند اصلا به خودتون سخت گیری نکنید. شما میتونید یا شکرگزاریتونو مکتوب کنید یا بصورت کلامی شکر گزاری کنید و یا درقالب راز و نیاز با خداوند میتونید ارتباط بگیرید و به احساس خوب برسید و نتایجش وارد زندگیتون میشه.
اگر شما به هر شکلی برای لذت بردن از زندگیتون منتظر یک عامل بیرونی( دوست ، همسر ، فرزند، ماشین ، پول، خونه ،…) هستید شما یک انسان وابسته هستید.
کلمه شراکت از شرک میاد.شراکت رو در اولین فرصت کنار بذارید و اصلا شراکت نکنیدون شراکت انرژی بسار زیادی رو از شما میگیره تا افراد دیگه رو قانع کنید.تنها شراکتی که سودمند هستش شراکت خودتون با خداوند هستش. شما اگر به خودتون ؛،توانایی هاتون و خدای درونتون اعتماد داشته باشید نیاز به شریک ندارید. کارتونو به بهترین شکل انجام بدید خداوند افرادی رو که بهشون نیاز داشته باشید وارد زندگیتون میکنه و شما میتونید اونارو استخدام کنید نیاز به شراکت نیست. بنظرم وقتی میشه با پروردگاری که این جهان رو خلق کرده ببندیم،چرا بریم سراغ آدما؟؟
شما کاری که بهش علاقه دارید و به بهترین و با کیفیت ترین شکل ممکن انجام بدید و باور های درست داشته باشید ، بقیه شو خدا براتون به قشنگترین شکل ممکن میچینه فقط کافیه که بسپری بهش.
خداوند درون ماست خداوند همیشه به ما وصل هستش.اگر که فکر میکنید گاهی ازش دور هستید و احساسش نمیکنید بخاطر باور های اشتباهیه که دارید یکی ازین باور های غلط ، احساس عدم لیاقیه که دارید و احساس میکنید شما گناه کارید و اصلا لایق ارتباط گرفتن با خداوند نیستید و خداوند فقط با انسان های خاصی ارتباط میگیره.
همیشه از خودتون تعریف کنید شما لایقش هستید.
انسانی که عزت نفس بسیار بالایی داره میتونه از توانایی هاش و نتایجی که کسب کرده بگه و از خودش تعریف کند.شاید بعضیا اینو نشون دهندهتواضع کم یا غرور و تکبر بدونن اما وقتی که من توانایی ها و استعداد هامو ربط میدم به خداوند و اینو به خودم یاد آوری میکنم دیگه دچار غرور و تکبر نمیشم. همه ی ما بدون خداوند حتی هیچ و پوچ هم نیستیم.
برای اینکه سطح انرژی تونو بالا نگهدارید ، باور های مناسب رو تکرار کنید، با خودتون و خدای درونتون صحبت کنید و همواره ازش بخواید که شمارو هدایت کند، شکر گزاری کنید و بر روی نکات مثبت هرچیزی که براتون اتفاق میوفته تمرکز کنید و احساس خوب خودتونو نگه دارید.
بهترین سرمایه گزاری ، سرمایه گزاری بر روی خودتون هستش بر روی کاری که بهش علاقه دارید و توش استعداد دارید هستش.
درآمدتون از کاری باشه که روی خودتون سرمایه گزاری کرده باشید نه از سرمایه گزاری روی طلا و دلار یا مثلا خرید و فروش اونا.
تمام افراد ثروتمند از توانایی های خودشون در مسیر علاقه شون ثروتمند شدن و به موفقیت رسیدن.
سلاااااممم به دوستان عباس منشی
امروز روز سوم شروع تغییراتی دیروز کامنت نزاشتم امیداورم بشه امروز بجاش دوتا بزارم
من یه چیزی که در مورد خودم متوجه شدم اینه که من وابسته به هدفمم یعنی فکرم اینه تا وقتی پول نباشه من نمیتونم از زندگیم لذت ببرم و این یعنی من به پول وابسته
من تصمیم گرفتم وابستگیمو سعی کنم به پول کم کنم و به خاطر داشته هام از خدا تشکر کنم و شکر گذار باشماینم رد پای امروزم
سلام
بدون سرمایه چجوری شروع کنم ؟
چقدر با این جمله ها که من الان سرمایه ای ندارم ، کسی پشتم نیست و هزاران چرای دیگه و توجیح و بهونه هدفم رو به تعویق انداختم . در صورتی که باید ایمان داشتم که با پشتکار و آروم آروم به خواستم میرسیدم ، ( شاید ترمزم : کمال گرایی بود ) که همه چی باشه و راحت استارت بزنم . فهمیدن اینا عالیه ولی عمل کردن بهش مهمه ،
من باید شروع کنم .
تغییر باورم ( ذهنم ) و قدم به قدم حرکت کنم و صبوری کنم از مسیر لذت ببرم و تکاملم رو طی کنم ومهم ترینش مقایسه نکنم هر کسی جای خودشه.
در این مسیر شکرگزار باشم باید فرکانسم رو عوض کنم و آسون بگیرم.
فرکانس : وای چقد خوب میفهمم این کلمه رو چون امروز کتاب ( چگونه فکر خدا را بخوانیم ) هر جملش درک عالی قوانینه و شناخت خدااا ، واقعا عالیه به شدت پیشنهاد میکنم .
_ فقط کافى است کمى در احساس تان دقیق شوید. ببینید آیا این کار واقعاً به شما احساس آرامشى دائمى داده است؟
آیا در طول روزهاى زندگی تان احساس خوبى دارید یا اینکه مرتباً نگرانید؟
از خودتان بپرسید چرا نوع نگاه ونوع اعتقادتان به خداوند، نتوانسته آن حد از احساس امنیت را به بار آورد که نگرانی هایتان حذف شود ، تا مطمئن تر شده و به آرامش برسید …
همین متن که قسمتی از کتاب است رو بارها خوندم و بهش فکر کردم . واقعا الان تا میام کمی فکرم درگیر شه میگم عزیزم به خدا ایمان نداری اگه داری با خیال راحت رها کن . چقدر حس خوب گرفتم با آگاهی این کتاب .
در مورد وابستگی خدارو هزاران بار شکر تو این مورد خیلی خوب شدم ، خودمو دوست دارم و از تنهایی با خودم لذت میبرم و دنبال این نیستم کسی باشه تا من از تنهایی در بیام یا بهم خوش بگذره . الان زمان برام اهمیت داره و سعی میکنم الکی هدرش ندم با دیدن آدم های اشتباهی.
احساس لیاقت : چقدر در این مورد ضعف داشتم و چقدر ناخواسته باورهای اشتباهی دادم به خودم ،
الان با خودم همیشه میگم من لیاقت دارم به ذهنم میگم چرا ؟؟! چون خدا منو آفریده من همینطوری ارزشمندم .
در مورد عزت نفس : چقدر با این ضرب المثل ( که درخت هر چه پربارتر ، شاخه هاش افتاده تر ) البته اگه درست گفته باشم ، که ما هم میگفتیم متواضع تر باشیم .
تمرین : تکرار و تکرار باورها ، صحبت کردن با خودم در مورد این باورها و منطقی کردنش ، سپاسگزار بودم هر روز و قدردان بودن از اطرافیانم ، آگاهانه تمرکز کردن روی نکات مثبت ، پس دیدم احساسم خوبه یعنی مسیرم درسته.
از شما سپاسگزارم که آموختید چگونه آینهی دلم را صیقل دهم تا تصویر حقیقى خودم را در آن بیابم .