اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
میخام یه تجربه ای از خودم بگم که راه اندازی کسب و کار ربطی به سرمایه اولیه نداره.
من یه کار هنری که علاقه داشتم توی خونه کار میکردم و خب کم و بیش هم مشتری داشتم .
با این کاری که توی خونه انجام میدادم همزمان هم کارخونه میرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم از اون کارخونه بیام بیرون و اون کاری که توی خونه انجام میدادم رو یه مغاذه بگیرم وبا تمرکزی بیشتر کار کنم.
اینقدر فایلهای سایت رو گوش داده بودم و اینقدر به خودم مطمئن بودم که اصلا سرمایه اولیه یا اینکه مشتری چطور میخاد بیاد یا اینکه هزینه های خونه و همسرم رو چطور میخام به دست بیارم تو ذهنم نبود
فقط و فقط شور و شوق و علاقه به اون کار منو حل میداد به سمت اون کار .
اولای کار خیلی خوب بود مشتری داشتم و بزاریابی هم میکردم و چندتا مشتری ثابت هم گرفتم اما بعد از یک سال و نیم به یه تضاد مالی برخودم که درامد اون کار جواگوی اون تضاد نبود و دوباره رفتم توی یه کارخونه دیگه مشغول کار شدم و زمان کاریش اینقدر زیاده که دیگه زمان برای اون کاری که علاقه داشتم نمیمونه اون مغاذه رو جمع کردم.
درسته که دوباره برگشتم به کارخونه اما یه تجربه جدید داشتم و ترسها منو احاطه نکرد و از اون زندگی یکنواخت زدم بیرون و کار توی جامعه و بازار رو تجربه کردم یه پله به بالاتر رفتم.
اصل حرفم سر اینه که ایجاد کسبو کار ربطی به سرمایه اولیه و مشتری و فهمیدن قدمهای بعدی نداره فقط باید پا روی ترسها بذاریم و حرکت کنیم و هر چیزی رو تجربه کنیم تا بدونیم اشکال کار و نقطه ضعفمون تو باورها کجاست
با حرکت کردن و انجام کارهای عملی باورها پیدا میشن نه اینکه توی خونه بشینیم و روی باورها کار کنیم.
سلام درود بر استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته و همه ی دوستان با عشقم
امروز خدارو خیلی سپاس گذارم بابت این مسیر زیبا و این هدایتی که امدم به این پروژه خانه تکانی و چقدر خوشحالم بابت اینکه هر فایلی تو روز شمار این پروژه که میرم جلو یه اتفاق قشنگ میفته و اصلا تعجب میکنم خدایا هزار مرته شکرت دقیقا طبق گفته های استاد من امروز بدون تبلیغات و بدون سرمایه تونستم از کاری که مدتها دوست داشتم ولی باورای غلطی که داشتم بهم اجازه حرکت نمیداد پول بسازم و بخدا من نمیدونم از کجا فقط از خدا خاستم و باور کردم که ساختن ثروت به شغل ربطی نداره و در هنر هم پول هست و دنیا پر از فراوانیه و از وقتی روی این باورم دارم کار میکنم خیلی راحت از پیشنهادای شغلی که به من میشه و دوسشون ندارم جواب رد میدم و خیلی از ورودی های ذهنمو تا جایی که بتونم کنترل میکنم و هرچقدر دارم بیشتر روی ورودی هام و باورام کار میکنم اتفاقات خیلی معجزه اسایی برام رخ میده که اصلا یهو به خودم میگم خدایا کل این مدت من مسیرو اشتباه میرفتم و سپاس گذارم از خدا بابت این مسیر زیبایی که منو هدایت کرد و با استاد عزیزم و این سایت که چقدر دقیق و زیبا مسیرو به من نشون میده اشنا شدم و تشکر میکنم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز که مارو تو این مسیر زیبا راهنمایی میکنم با اینهمه اگاهی ارزشمند
وای که چقد این حرف استاد که گفت بدون سرمایه میشه بیزنس راه انداخت رو من با گوشت و پوست لمس کردن داستانش به این صورته که….
من یک ریال تو جیبم نبود و مشاوره املاک بودم و یه جایی پورسانتی کار میکردم ولی هرشب قبل خواب یه دونه از فایل های استاد رو گوش میکردم و یه واحد 180 متری رو از قبل نشون کرده بودم برای زدن یه املاک بزرگ و دپارتمانی…
یه شب به صورت اتفاقی همکارم گفت بیا باهم دفتر بزنیم و صبحش رفتیم دنبال گشتن مغازه ولی باب دل نبودن که یهو گفتم من جایی رو از قبل دیدم و دوستم هم بدون مقاومت گفت اوکیه بعدش رفتیم و واحد رو دیدیم از قضا مالکش هم رفیق دراومد و بدون پول و فقط با چند برگ چک قرارداد بستیم……..
تمام وسایل هاشو هم خریدیم بدون یک ریال پول و فقط با اعتبارمون یعنی اعتبار خدا که آدم هاشو سر راهمون قرار میداد و همه چی جفت شیش میشد خریدیم……
خلاصه دفتر رو راه انداختیم و دوتا قرارداد نوشتیم که کاملا اتفاقی بود و تو بازاری که همه جمع میکردن ما پهن کردیم و قرارداد هایی که نوشتیم اونقدر شیرین بود که کل بدهی هامون و ودیعه و همه رو یه جا تسویه کردیم .
و الان هم یه تیم 12 نفره شدیم و تو دوسال بدون تبلیغات شدیم املاک یکه منطقمون و خدارو هزار مرتبه شکر…………..
نکته ای که وجود داره اینکه من دو تاسه سال مدام هرشب قبل خواب یه فایل از سایت رو گوش میدادم و بعد میخوابیدم و یهو بعد سه سال به اندازه ی ده سال پیشرفت کردم و این یعنی صبر کنیم تا تکامل طی شه و یه دفعه جامپ اتفاق میفته
خدارو هزار بار شکر میکنم که منو تو این مسیر قرار داد
دیگه نمیخوام زور بیخود بزنم، نمیخوام همه بارهای سنگین رو خودم به دوش بکشم. من بندهی توام، همون بندهای که هی اشتباه میکنه، هی جا میزنه، ولی بازم برمیگرده سمت تو چون میدونه تو خدای مهربونی.
امشب همه کارهام، همه غصهها، همه نگرانیها رو میذارم کف دستای تو. مثل بچهای که سرشو میذاره رو شونهی پدرش و میگه: خودت درستش کن.خدایا منم همون بچهام. دیگه چیزی جز آغوش تو نمیخوام.
خدایا شکرررت که هرچی رو رها کنم، توووو رو هیچوقت رها نمی کنم. شکرت که منو یاد دادی عاشقی با تو یعنی سبک شدن، یعنی رها شدن، یعنی مطمئن بودن که پشت من خالی نیست.
این دنیا با همه سختیاش مثل موج دریاست، منم قایق کوچیک. اگه تو نباشی غرق میشم… ولی وقتی تو ناخدای قایقم باشی، حتی طوفان هم نمیتونه منو بترسونه.
آیا کسی که بر صورتش افتان و خیزان راه میرود هدایتیافتهتر است یا آنکه راست و استوار بر صراط مستقیم گام برمیدارد؟
خدا اینجا بهم میگی ببین اگه بخوای تنها راه بری، پر از ترس و اشتباه و زمین خوردنی… مثل کسی میشی که صورتش میخوره زمین. ولی وقتی دستتو بدی به من، همونوقت صاف و استوار در راه درست راه میری. یعنی همه چی بستگی به این داره که به کی تکیه میکنی؛ به خودت یا به خدایی که همهچی دستشه.
خب خدایااا…
من اونیام که میخواد صاف و استوار راه بره. من نمیخوام مثل آدمی باشم که هی میخوره زمین و پر از خاک و زخم میشه. من میخوام بندهای باشم که دستش تو دست توئه، محکم، سبک، با قلبی آروم.
خدایاااا من انتخابم تویی.
انتخابم اینه که به جای دلواپسی، به جای دویدن بیهدف، بیام زیر سایهی امن تو. من میخوام توی تاریکیهای این دنیا فانوس دستم باشی، میخوام وقتی همه درها بستهست، تو درِ رحمتت رو روم باز بذاری.
خدایااا من دیگه شکایت نمیکنم
دیگه نمیترسم، دیگه نمیجنگم با چیزی که دست توئه. فقط تسلیم میشم…
میذارم تو جلو بری منم پشت سرت با اطمینان قدم برمیدارم.
من میخوام از اونایی باشم که صاف و استوار رو صراط مستقیم راه میرن چون میدونم با توووو بودن یعنی هیچوقت تنها نموندن، یعنی آرامش، یعنی رسیدن.
خودشون رو انقد باهوش و دریک کلام کلی لایق نمیدونن که بخوان ثروت کافی خلق کنن
خیلی ها اصل زندگی رو درک نکردن
خیلی ها درامد خوبی دارن اما وقت برای سرخاروندن ندارم چه برسه به مسافرت و تفریح و این شیوه رو پذیرفتن چرا ؟؟؟ چون پول درمیاد دیگه پول داره اون کار
چون شخص لایق نمیدونه خودش رو یعنی انقدی لایق نمیدونه که هم کار موردعلاقشو داشته باشه هم لذت ببره هم پول بسازه و هم ازادی مالی و زمانی و مکانی داشته باشه
ولی نه ما اگاهیم
خدا مارو هدایت کرده و ما مسئولیت سنگینی روی دوش خودمون داریم ،چون پذیرفتیم که تمام اتفاقات به خاطر افکارمه
چون در رو به روی بهانه ها بستیم
جهان داره در هرلحظه به فرکانس های من پاسخ میده
جهان بدون قضاوت منو به نقطه ی تمرکزم هدایت میکنه
و در این بین یعنی فاصله بین من و اون نقطه تمرکز و اون خواستم دقیقا بستگی به خودم داره و من انتخاب میکنم که مسیر چه مسیری باشه ، چه ویژگی داشته باشه مسیر
چجوری انتخاب میکنم ؟؟؟
با باورهایی که دارم نسبت به اون خواسته
ایا میپذیرم که من لایق اون خواستم و به غیب ایمان دارم که اقا فرکانس ها داره خلق میکنه و اگر من ورودی هارو کنترل کنم و باور های خوبی بسازم ، مسیر هموارتر و لذت بخش تر پیش میره و یقین دارم که به محض درخواست اجابت شدم فقط باید به نقطه ای برسه که به اون خواسته برخورد کنم
ایا باور دارم که خداوند برای من اسانی میخواهد
یا خیر باور دارم که من باید با زجر کشیدن لایق خواستم بشم ؟؟؟
ایا باور دارم که خداوند تعهد کرده بر خودش هدایت من رو یا نه باورم اینه که خداوند از پسش برنمیاد
چقدر باور دارم که تمام اتفاقات حاصل باورهای منه و جز این نیست ؟؟؟
خداوند برای من اسانی میخواهد
من ساخته دست خدایی هستم که ارزش می افریند و امکان نداره که خداوند منو نالایق افریده باشه و برای لایق خواسته شدن بخواد منو زجر بده ، بلکه اون خدا بدون قضاوت منو هدایت میکنه از مسیری که انتخاب میکنم
حالا هر چقدر ببینم الگوهایی که از طریق اسان با کاررکردن روی علایقشون به همه چیز رسیدن
این باور در من تقویت میشه که بله مسیر همواره
من فقط باید لذت ببرم و جواب لذت لذت بیشتره
جواب عشق عشق بیشتره
من نباید دنبال پول برم ، من باید دنبال عشق برم و فراوانی رو باور کنم همین
سرمایه ی اولیه من خداست
اگر کسی به اندازه یک سر سوزن این قانون رو درک کنه که تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورهای ماست ، واقعا دیگه موضوع سرمایه اولیه خیلی براش مسخره به نظر میاد ، خیلی
سرمایه اولیه اون قدرتهاییه که خداوند در وجودم نهاده
که از هیچ میتونم همه چیز خلق کنم
چندین تن هواپیما در اسمان حاصل یک تفکر بوده
هر ان چیزی که میبینم در اطرافم یک روزی خداوند ایدش رو به یکی از دستانش داده و شخص دنبال کرده اون ایده رو
سرمایه اولیه ؟؟؟
واقعا مسخره نیست این کلمه ؟؟؟؟
خدایی که میگه از جایی که گمان نمیبری بهت میدم ، واقعا مسخره نیست این سرمایه اولیه ؟؟؟
سرمایه اولیه خداست
سرمایه اولیه باورهای درست و قدرتمنده کننده ساختن در مورد خداوند و کارکرد سیستم جهانه
سرمایه اولیه بهبود دائمی شخصیتمون از طریق تکرار این اگاهی ها و عمل به اون هاست
سرمایه اولیه پرورش شجاعت و جسارتیه که منجر به برداشتن قدم اول میشه منجر به احرای ایده میشه ، شجاعت و جسارت چجوری به وجود میاد ؟؟؟
از این اگاهی و حقیقت که من قدرتم رواز نیرویی میگیرم که تمام قدرت های جهان در مقابلش خوار و خفیفند
من دستم توی دست اربابیه که تعهد کرده که مراقب من باشه و منو به تمام خواسته هام برسونه
دست توی دست کسیه که دستی بالای دستش نیست
من تحت حمایت خداوندیم که هر لحظه داره خون رو بدون اطلاع من پمپ میکنه در بدنم
من متصلم
من وصلم به ربی که تمام جوابهای عالم رو داره و منو هدایت میکنه به سمت جواب ها
خب
شجاعت و جسارت نداشته باشم با این همه منطق محکم ؟؟؟
سرمایه اولیه دقیقا همین جرات و جسارت عمل به ایده یا قدم اوله
و تکرار همواره ی اینکه خداوند داره در هر لحظه هدایت میکنه
دوستان هم فرکانسی سلام امروز گام دوم رو گوش دادم دقیقأ در مورد چیزی بود که این روزا خیلی حال منو خراب میکرد و بهم استرس میداد
من تازه یه کار خیلی کوچولو رو شروع کردم و همش نگران فروش و مشتری و سود بودم من یه خانه دارم و هر لخظه از خدا میخواستم که یه کار و درآمدی داشته باشم و الان خدا قدم به قدم منو هدایت میکرد ولی ذهنم و نجواها و باور های محدود کننده رهام نمیکرد امروز هدایت شدم به گام دو در دومین روز پروژه ام خدایا شکرت چه به موقع بود
استاد چه قشنگ به موقع برام گفتین که نیاز به تبلیغ نیست نیاز به سختی و صرف انرژی بیش از اندازه نیست
آره من سمت خودم رو انجام میدم و خدا هم سمت خودش رو خدایا من مشتری و بودنش رو از کجا و چگونگی رو به تو میسپارم
خدایا شکرت برای این آگاهی ها
استاد من تمام تلاشم بر اینکه عملگرا باشم و قانون تکامل رو در ذهنم داشته باشم
الان دوباره میخوام این فایل رو گوش بدم فقط اومدم یه رد پا برای خودم بزارم و بعد ها ببینم چقدر پیشرفت کردم
خدایاشکرت برای هدایتت
برای وجود استاد و بانو مریم جان
برای خودمکه اینبار فقط برای خودم و لذت بردن خودم از زنده بودنم شروع به تغییر کرده ام
سودمندترین سرمایه گذاری براى هر فرد ، سرمایه گذاری روى عوامل درونى هست نه عوامل بیرونى
عوامل درونى اصل هست عوامل درونی تولید فرکانس میکنه ، عوامل درونى تعیین کنندع عوامل بیرونى هست پس عقل سلیم میگه روى اون چیزى سرمایه گذاری کن که باقى چیزها ازون سرچشمه میگیرن
روى مهارت کارى ام ، مهارت های شخصیتى ام مثل مهارت تو ارتباطات خوب مهارت تو کنترل ذهنم ، مهارت توی داشتن ایمان مهارت توی داشتن حس خوب و تمرکز بر نکات مثبت و …..
ولى اگر به جاى تمرکز روى این ها بیام انرژیمو بزارم روى عوامل خارجى ….. این میشه اعتیاد این میشه مسیر غلط و هر مسیر غلط نتیجه غلط خواهد داد
مثلا تمرکز بزارم روى تقویت شیوه هاى بازاریابی ، تقویت شیوه های تبلیغات و …. در حالى که خود محصول خود خدمات خود مهارتم رو باید تقویت کنم که اگر این ها خوب باشن خودشون بازاریابی و تبلیغات وو انجام میدم
در واقع من باید تمرکزم روى اصل باشه نه فرع
ادم باهوش و آگاه حواسش رو باید جمع کنه ، حتى اگر ببینه جامعه و دیگران دارن بدو بدو تبلیغات عالی هزینه های بالا و …. میکنن به قانون واقعی پایبند باشه و مسیر خودشو بره و این مسیر درست بعد یه مدت نتیجه های درست خودشو میده و قابل دیدن میشه ……
سلام. تجربه شروع کردن روزم با گوش دادن به این فایل و در کنج ذهن داشتن آگاهی هاش و تلاش برای مشاهده کردنشون در محیط اطرافم و عمل کردن بهشون رو تعریف میکنم.
اول اینکه خیلی برام جالب بود که این فایل به صورت پرسش و پاسخ های کوتاه در موضوعات مختلف، بیشتر شبیه یک تثبیت کننده و تقویت کننده ای بود که با یاداوری های سریع جزئیاتی که ممکن بود به فراموشی سپرده بشن، بهم کمک کرد تا دوباره روشون تمرکز کنم و به آموزه ها جونی دوباره بدم.
وقتی این فایل رو گوش میکردم، مخصوصا در موضوعاتی که به بیزنس مربوط میشد، مدام مسیر خودم رو میدیدم. مسیری که خیلی دوستش دارم و منتظر هدایت های بینظیر خداوند توش هستم. سعی میکردم آموزه های شما و تجربیاتتون رو به شرایط خودم تعمیم بدم. به جزئیات فکر میکردم. و فقط عشق دیدم.
خیلی حس خوبی داد این فایل. و منم یاد گرفتم که هرچیزی که بهم حس خوبی میده رو نگه دارم و انتخاب کنم. پس به امید الله بیشتر و بیشتر از این فایل استفاده خواهم کرد و حس های خوب بیشتری خواهم گرفت.
امیدوارم که خداوند، شما و تمام دوستانم که قانون رو خوب درک کردن رو در تمام لحظه های زندگی هدایت کنه.
اینجوری نیست که حتما برای شروع کار سرمایه اولیه خیلی زیاد داشت یا حتما سرمایه داشت یا طلا پیدا کرد ارث گرفت.
وقتی فکر کنی حتما باید برای شروع ثروت زیاد داشت قطعا اشتباه هست باید تکامل طی کرد از هرجا که شد
سرمایه هرکس اراده و ذهنش هست
شکرگزاری باید مارو به یک احساس خوب برساند حالا به هرصورت که بود.
*
وابستگی یعنی حال خوب خودمان گره بزنیم به یک عامل بیرونی یعنی شادی و آرامش خودمان لذت بردن خودمان از زندگی به عوامل بیرونی گره بزنیم
یعنی مثل من که الان لذت بردن از زندگیم معطوف کردم به خرید خانه دلخواهم
پس این یک وابستگی مخرب هست .
و باید از بین برود.
*
قانون این هست که هیچ وقت شراکت نکن
*
چه جمله ایی من همیشه مثلا وقتی یک درخواستی دارم فکر میکنم این درخواست چطوری قرار برآورده بشه بعد میگم نه نمیشه
درحالی که استاد گفت خداوند چطوری روزی مورچه ها در دل خاک بهشون می رسونه ؟
چطوری تورو آفرید
چطوری تو رشد کردی همون طوری هم خواسته ات برآورده میشه.
*
نحوه اتصال به خداوند:
خداوند همیشه به ما وصله اگر احساس گناه کنیم و احساس لیاقت نداشته باشیم مانع اتصال ما به خداوند می شود.
*
یکی از مشکلات من این از خودم تعریف نمیکنم و خجالت می کشم ولی از این به بعد میخوام از خودم تعریف کنم
*
سرعت رسیدن به خواسته ها مساوی سرعت تغییر ما هرچی زودتر باورها ما عوض شود زودتر خواسته ها ما برآورده میشه
*
درس های این فایل
_ما باید برای شروع کاری قدم به قدم پیش بریم نباید عجله کنیم باید تکامل رو طی کنیم و ایمان داشته باشیم
_هر شکلی از منتظر بودن برای لذت بردن از زندگی اشتباهه چه مربوط به همسر باشه یا فرزند
و بقیه عوامل ک ما منتظر باشیم ک با وجود اونها فقط از زندگی لذت ببریم لذا باید برای خودمون ارزش قائل باشیم و وابسته نباشیم
_ ما وقتی عاشق کارمون باشیم و کارمون رو درست انجام بدیم با عشق انجام بدیم خدا هم آدم هارو هدایت میکنه به سمت ما و همه چیز رو برامون روال میکنه مثلا مشتری برای کارمون
و خیر و برکت و فراوانی رو به زندگیمون میاره
_ انسانی ک عزت نفس داره از خودش تعریف میکنه و کارهایی که انجام داده رو میگه و برای خودش تکرار میکنه و به خودش افتخار میکنه و ما باید این باور رو قوی تر کنیم
_ سرعت رسیدن به خواسته هامون به سرعت تغییر باور هامون و تغییر خودمون بستگی داره
_ ما با تکرار باورهامون و صحبت کردن با خودمون و آگاهانه توجه کردن به نکات مثبت میتونیم سطح انرژیمون رو بالا نگه داریم
برای سرمایه گذاری بهتره روی خودمون کار کنیم و تمرکز کنیم و این نباشه و به خرید طلا یا دلار یا هرچیزه دیگری به شکل درآمد نگاه کنیم و
درست اینه ک ما روی خودمون سرمایه گذاری کنیم و آدم های مهم مثل بیلگیتس هم اول روی خودشون سرمایه گذاری کردن و موفق شدن و دنبال استعداد هاشون رفتن
به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم به مسیر زیباییها
سلام به استاد زیبایم و مریم جانم و دوستان توحیدیم
برای شروع یه کسب و کار اول ایمان و دوم اون شوق و علاقه طرف ست
ایمان به قدرت خداوند و باور کردن جسارت و تعهد و حرکت به هر انسانی میدهد
سرمایه درونی هر کسی همان ایمان و صبر و امید و انگیزه ست و تکامل وقتی طی میشود نتایج پشت سر هم می آید
دیدگاهه توحیدی ما خیلی تاثیر داره در اتفاقات و شرایط ما
اون نوع دیدگاه ست که اون اتفاق خوب پیش میره یا به بدی
یعنی خودمون هستیم که اون اتفاق رو به نفعه خودمون یا به ضرر خودمون رقم میزنیم با افکار و باورهامون
پس خیلی باید ورودیهای ذهنمون رو کنترل کنیم
مهمتربن باوری که ما رو به خداوند وصل میکند باور توحیدی ست
استاد و دوستان عزیزم و مریم جان بی نهایت از همتون ممنون و سپاسگزارم
خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و پر رزق و روزی فراوان
سلام به استادان عشق و خدایی
میخام یه تجربه ای از خودم بگم که راه اندازی کسب و کار ربطی به سرمایه اولیه نداره.
من یه کار هنری که علاقه داشتم توی خونه کار میکردم و خب کم و بیش هم مشتری داشتم .
با این کاری که توی خونه انجام میدادم همزمان هم کارخونه میرفتم تا اینکه تصمیم گرفتم از اون کارخونه بیام بیرون و اون کاری که توی خونه انجام میدادم رو یه مغاذه بگیرم وبا تمرکزی بیشتر کار کنم.
اینقدر فایلهای سایت رو گوش داده بودم و اینقدر به خودم مطمئن بودم که اصلا سرمایه اولیه یا اینکه مشتری چطور میخاد بیاد یا اینکه هزینه های خونه و همسرم رو چطور میخام به دست بیارم تو ذهنم نبود
فقط و فقط شور و شوق و علاقه به اون کار منو حل میداد به سمت اون کار .
اولای کار خیلی خوب بود مشتری داشتم و بزاریابی هم میکردم و چندتا مشتری ثابت هم گرفتم اما بعد از یک سال و نیم به یه تضاد مالی برخودم که درامد اون کار جواگوی اون تضاد نبود و دوباره رفتم توی یه کارخونه دیگه مشغول کار شدم و زمان کاریش اینقدر زیاده که دیگه زمان برای اون کاری که علاقه داشتم نمیمونه اون مغاذه رو جمع کردم.
درسته که دوباره برگشتم به کارخونه اما یه تجربه جدید داشتم و ترسها منو احاطه نکرد و از اون زندگی یکنواخت زدم بیرون و کار توی جامعه و بازار رو تجربه کردم یه پله به بالاتر رفتم.
اصل حرفم سر اینه که ایجاد کسبو کار ربطی به سرمایه اولیه و مشتری و فهمیدن قدمهای بعدی نداره فقط باید پا روی ترسها بذاریم و حرکت کنیم و هر چیزی رو تجربه کنیم تا بدونیم اشکال کار و نقطه ضعفمون تو باورها کجاست
با حرکت کردن و انجام کارهای عملی باورها پیدا میشن نه اینکه توی خونه بشینیم و روی باورها کار کنیم.
به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
در پناه الله یکتا شاد باشید
سلام درود بر استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته و همه ی دوستان با عشقم
امروز خدارو خیلی سپاس گذارم بابت این مسیر زیبا و این هدایتی که امدم به این پروژه خانه تکانی و چقدر خوشحالم بابت اینکه هر فایلی تو روز شمار این پروژه که میرم جلو یه اتفاق قشنگ میفته و اصلا تعجب میکنم خدایا هزار مرته شکرت دقیقا طبق گفته های استاد من امروز بدون تبلیغات و بدون سرمایه تونستم از کاری که مدتها دوست داشتم ولی باورای غلطی که داشتم بهم اجازه حرکت نمیداد پول بسازم و بخدا من نمیدونم از کجا فقط از خدا خاستم و باور کردم که ساختن ثروت به شغل ربطی نداره و در هنر هم پول هست و دنیا پر از فراوانیه و از وقتی روی این باورم دارم کار میکنم خیلی راحت از پیشنهادای شغلی که به من میشه و دوسشون ندارم جواب رد میدم و خیلی از ورودی های ذهنمو تا جایی که بتونم کنترل میکنم و هرچقدر دارم بیشتر روی ورودی هام و باورام کار میکنم اتفاقات خیلی معجزه اسایی برام رخ میده که اصلا یهو به خودم میگم خدایا کل این مدت من مسیرو اشتباه میرفتم و سپاس گذارم از خدا بابت این مسیر زیبایی که منو هدایت کرد و با استاد عزیزم و این سایت که چقدر دقیق و زیبا مسیرو به من نشون میده اشنا شدم و تشکر میکنم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز که مارو تو این مسیر زیبا راهنمایی میکنم با اینهمه اگاهی ارزشمند
خدایا بی نهایت سپاس گذارتم
در پناه خدای یکتا شادو پیروز و ثروتمند باشید
درود بر استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
تاریخ: 1404/06/11
*
وای که چقد این حرف استاد که گفت بدون سرمایه میشه بیزنس راه انداخت رو من با گوشت و پوست لمس کردن داستانش به این صورته که….
من یک ریال تو جیبم نبود و مشاوره املاک بودم و یه جایی پورسانتی کار میکردم ولی هرشب قبل خواب یه دونه از فایل های استاد رو گوش میکردم و یه واحد 180 متری رو از قبل نشون کرده بودم برای زدن یه املاک بزرگ و دپارتمانی…
یه شب به صورت اتفاقی همکارم گفت بیا باهم دفتر بزنیم و صبحش رفتیم دنبال گشتن مغازه ولی باب دل نبودن که یهو گفتم من جایی رو از قبل دیدم و دوستم هم بدون مقاومت گفت اوکیه بعدش رفتیم و واحد رو دیدیم از قضا مالکش هم رفیق دراومد و بدون پول و فقط با چند برگ چک قرارداد بستیم……..
تمام وسایل هاشو هم خریدیم بدون یک ریال پول و فقط با اعتبارمون یعنی اعتبار خدا که آدم هاشو سر راهمون قرار میداد و همه چی جفت شیش میشد خریدیم……
خلاصه دفتر رو راه انداختیم و دوتا قرارداد نوشتیم که کاملا اتفاقی بود و تو بازاری که همه جمع میکردن ما پهن کردیم و قرارداد هایی که نوشتیم اونقدر شیرین بود که کل بدهی هامون و ودیعه و همه رو یه جا تسویه کردیم .
و الان هم یه تیم 12 نفره شدیم و تو دوسال بدون تبلیغات شدیم املاک یکه منطقمون و خدارو هزار مرتبه شکر…………..
نکته ای که وجود داره اینکه من دو تاسه سال مدام هرشب قبل خواب یه فایل از سایت رو گوش میدادم و بعد میخوابیدم و یهو بعد سه سال به اندازه ی ده سال پیشرفت کردم و این یعنی صبر کنیم تا تکامل طی شه و یه دفعه جامپ اتفاق میفته
خدارو هزار بار شکر میکنم که منو تو این مسیر قرار داد
سپاسگزارم………………..
سلاام خدااا جونم
خدایا امشب دلم سرشار از حس تسلیم شدنه…
دیگه نمیخوام زور بیخود بزنم، نمیخوام همه بارهای سنگین رو خودم به دوش بکشم. من بندهی توام، همون بندهای که هی اشتباه میکنه، هی جا میزنه، ولی بازم برمیگرده سمت تو چون میدونه تو خدای مهربونی.
امشب همه کارهام، همه غصهها، همه نگرانیها رو میذارم کف دستای تو. مثل بچهای که سرشو میذاره رو شونهی پدرش و میگه: خودت درستش کن.خدایا منم همون بچهام. دیگه چیزی جز آغوش تو نمیخوام.
خدایا شکرررت که هرچی رو رها کنم، توووو رو هیچوقت رها نمی کنم. شکرت که منو یاد دادی عاشقی با تو یعنی سبک شدن، یعنی رها شدن، یعنی مطمئن بودن که پشت من خالی نیست.
این دنیا با همه سختیاش مثل موج دریاست، منم قایق کوچیک. اگه تو نباشی غرق میشم… ولی وقتی تو ناخدای قایقم باشی، حتی طوفان هم نمیتونه منو بترسونه.
أَفَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ أَهْدىٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (ملک22)
آیا کسی که بر صورتش افتان و خیزان راه میرود هدایتیافتهتر است یا آنکه راست و استوار بر صراط مستقیم گام برمیدارد؟
خدا اینجا بهم میگی ببین اگه بخوای تنها راه بری، پر از ترس و اشتباه و زمین خوردنی… مثل کسی میشی که صورتش میخوره زمین. ولی وقتی دستتو بدی به من، همونوقت صاف و استوار در راه درست راه میری. یعنی همه چی بستگی به این داره که به کی تکیه میکنی؛ به خودت یا به خدایی که همهچی دستشه.
خب خدایااا…
من اونیام که میخواد صاف و استوار راه بره. من نمیخوام مثل آدمی باشم که هی میخوره زمین و پر از خاک و زخم میشه. من میخوام بندهای باشم که دستش تو دست توئه، محکم، سبک، با قلبی آروم.
خدایاااا من انتخابم تویی.
انتخابم اینه که به جای دلواپسی، به جای دویدن بیهدف، بیام زیر سایهی امن تو. من میخوام توی تاریکیهای این دنیا فانوس دستم باشی، میخوام وقتی همه درها بستهست، تو درِ رحمتت رو روم باز بذاری.
خدایااا من دیگه شکایت نمیکنم
دیگه نمیترسم، دیگه نمیجنگم با چیزی که دست توئه. فقط تسلیم میشم…
میذارم تو جلو بری منم پشت سرت با اطمینان قدم برمیدارم.
من میخوام از اونایی باشم که صاف و استوار رو صراط مستقیم راه میرن چون میدونم با توووو بودن یعنی هیچوقت تنها نموندن، یعنی آرامش، یعنی رسیدن.
شبت بخیر سبیل قشنگ من
.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این جمع بهشتی
الهی شکرت
روی چی سرمایه گذاری کنیم ؟؟؟
روی خودمون ، علایقمون ،توانایی هامون
موضوع اینحاست که 99درصد ملت تقلید میکنن
ایده ای از خودشون ندارن
خودشون رو انقد باهوش و دریک کلام کلی لایق نمیدونن که بخوان ثروت کافی خلق کنن
خیلی ها اصل زندگی رو درک نکردن
خیلی ها درامد خوبی دارن اما وقت برای سرخاروندن ندارم چه برسه به مسافرت و تفریح و این شیوه رو پذیرفتن چرا ؟؟؟ چون پول درمیاد دیگه پول داره اون کار
چون شخص لایق نمیدونه خودش رو یعنی انقدی لایق نمیدونه که هم کار موردعلاقشو داشته باشه هم لذت ببره هم پول بسازه و هم ازادی مالی و زمانی و مکانی داشته باشه
ولی نه ما اگاهیم
خدا مارو هدایت کرده و ما مسئولیت سنگینی روی دوش خودمون داریم ،چون پذیرفتیم که تمام اتفاقات به خاطر افکارمه
چون در رو به روی بهانه ها بستیم
جهان داره در هرلحظه به فرکانس های من پاسخ میده
جهان بدون قضاوت منو به نقطه ی تمرکزم هدایت میکنه
و در این بین یعنی فاصله بین من و اون نقطه تمرکز و اون خواستم دقیقا بستگی به خودم داره و من انتخاب میکنم که مسیر چه مسیری باشه ، چه ویژگی داشته باشه مسیر
چجوری انتخاب میکنم ؟؟؟
با باورهایی که دارم نسبت به اون خواسته
ایا میپذیرم که من لایق اون خواستم و به غیب ایمان دارم که اقا فرکانس ها داره خلق میکنه و اگر من ورودی هارو کنترل کنم و باور های خوبی بسازم ، مسیر هموارتر و لذت بخش تر پیش میره و یقین دارم که به محض درخواست اجابت شدم فقط باید به نقطه ای برسه که به اون خواسته برخورد کنم
ایا باور دارم که خداوند برای من اسانی میخواهد
یا خیر باور دارم که من باید با زجر کشیدن لایق خواستم بشم ؟؟؟
ایا باور دارم که خداوند تعهد کرده بر خودش هدایت من رو یا نه باورم اینه که خداوند از پسش برنمیاد
چقدر باور دارم که تمام اتفاقات حاصل باورهای منه و جز این نیست ؟؟؟
خداوند برای من اسانی میخواهد
من ساخته دست خدایی هستم که ارزش می افریند و امکان نداره که خداوند منو نالایق افریده باشه و برای لایق خواسته شدن بخواد منو زجر بده ، بلکه اون خدا بدون قضاوت منو هدایت میکنه از مسیری که انتخاب میکنم
حالا هر چقدر ببینم الگوهایی که از طریق اسان با کاررکردن روی علایقشون به همه چیز رسیدن
این باور در من تقویت میشه که بله مسیر همواره
من فقط باید لذت ببرم و جواب لذت لذت بیشتره
جواب عشق عشق بیشتره
من نباید دنبال پول برم ، من باید دنبال عشق برم و فراوانی رو باور کنم همین
سرمایه ی اولیه من خداست
اگر کسی به اندازه یک سر سوزن این قانون رو درک کنه که تمام اتفاقات زندگی ما حاصل باورهای ماست ، واقعا دیگه موضوع سرمایه اولیه خیلی براش مسخره به نظر میاد ، خیلی
سرمایه اولیه اون قدرتهاییه که خداوند در وجودم نهاده
که از هیچ میتونم همه چیز خلق کنم
چندین تن هواپیما در اسمان حاصل یک تفکر بوده
هر ان چیزی که میبینم در اطرافم یک روزی خداوند ایدش رو به یکی از دستانش داده و شخص دنبال کرده اون ایده رو
سرمایه اولیه ؟؟؟
واقعا مسخره نیست این کلمه ؟؟؟؟
خدایی که میگه از جایی که گمان نمیبری بهت میدم ، واقعا مسخره نیست این سرمایه اولیه ؟؟؟
سرمایه اولیه خداست
سرمایه اولیه باورهای درست و قدرتمنده کننده ساختن در مورد خداوند و کارکرد سیستم جهانه
سرمایه اولیه بهبود دائمی شخصیتمون از طریق تکرار این اگاهی ها و عمل به اون هاست
سرمایه اولیه پرورش شجاعت و جسارتیه که منجر به برداشتن قدم اول میشه منجر به احرای ایده میشه ، شجاعت و جسارت چجوری به وجود میاد ؟؟؟
از این اگاهی و حقیقت که من قدرتم رواز نیرویی میگیرم که تمام قدرت های جهان در مقابلش خوار و خفیفند
من دستم توی دست اربابیه که تعهد کرده که مراقب من باشه و منو به تمام خواسته هام برسونه
دست توی دست کسیه که دستی بالای دستش نیست
من تحت حمایت خداوندیم که هر لحظه داره خون رو بدون اطلاع من پمپ میکنه در بدنم
من متصلم
من وصلم به ربی که تمام جوابهای عالم رو داره و منو هدایت میکنه به سمت جواب ها
خب
شجاعت و جسارت نداشته باشم با این همه منطق محکم ؟؟؟
سرمایه اولیه دقیقا همین جرات و جسارت عمل به ایده یا قدم اوله
و تکرار همواره ی اینکه خداوند داره در هر لحظه هدایت میکنه
الهی شکرت .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
بنام الله یکتا
گام دوم
سلام به استاد عزیز و مریم بانوی گلم
دوستان هم فرکانسی سلام امروز گام دوم رو گوش دادم دقیقأ در مورد چیزی بود که این روزا خیلی حال منو خراب میکرد و بهم استرس میداد
من تازه یه کار خیلی کوچولو رو شروع کردم و همش نگران فروش و مشتری و سود بودم من یه خانه دارم و هر لخظه از خدا میخواستم که یه کار و درآمدی داشته باشم و الان خدا قدم به قدم منو هدایت میکرد ولی ذهنم و نجواها و باور های محدود کننده رهام نمیکرد امروز هدایت شدم به گام دو در دومین روز پروژه ام خدایا شکرت چه به موقع بود
استاد چه قشنگ به موقع برام گفتین که نیاز به تبلیغ نیست نیاز به سختی و صرف انرژی بیش از اندازه نیست
آره من سمت خودم رو انجام میدم و خدا هم سمت خودش رو خدایا من مشتری و بودنش رو از کجا و چگونگی رو به تو میسپارم
خدایا شکرت برای این آگاهی ها
استاد من تمام تلاشم بر اینکه عملگرا باشم و قانون تکامل رو در ذهنم داشته باشم
الان دوباره میخوام این فایل رو گوش بدم فقط اومدم یه رد پا برای خودم بزارم و بعد ها ببینم چقدر پیشرفت کردم
خدایاشکرت برای هدایتت
برای وجود استاد و بانو مریم جان
برای خودمکه اینبار فقط برای خودم و لذت بردن خودم از زنده بودنم شروع به تغییر کرده ام
بنام خداى فراوانى ها
سلام به همه دوستان عزیز
سودمندترین سرمایه گذاری براى هر فرد ، سرمایه گذاری روى عوامل درونى هست نه عوامل بیرونى
عوامل درونى اصل هست عوامل درونی تولید فرکانس میکنه ، عوامل درونى تعیین کنندع عوامل بیرونى هست پس عقل سلیم میگه روى اون چیزى سرمایه گذاری کن که باقى چیزها ازون سرچشمه میگیرن
روى مهارت کارى ام ، مهارت های شخصیتى ام مثل مهارت تو ارتباطات خوب مهارت تو کنترل ذهنم ، مهارت توی داشتن ایمان مهارت توی داشتن حس خوب و تمرکز بر نکات مثبت و …..
ولى اگر به جاى تمرکز روى این ها بیام انرژیمو بزارم روى عوامل خارجى ….. این میشه اعتیاد این میشه مسیر غلط و هر مسیر غلط نتیجه غلط خواهد داد
مثلا تمرکز بزارم روى تقویت شیوه هاى بازاریابی ، تقویت شیوه های تبلیغات و …. در حالى که خود محصول خود خدمات خود مهارتم رو باید تقویت کنم که اگر این ها خوب باشن خودشون بازاریابی و تبلیغات وو انجام میدم
در واقع من باید تمرکزم روى اصل باشه نه فرع
ادم باهوش و آگاه حواسش رو باید جمع کنه ، حتى اگر ببینه جامعه و دیگران دارن بدو بدو تبلیغات عالی هزینه های بالا و …. میکنن به قانون واقعی پایبند باشه و مسیر خودشو بره و این مسیر درست بعد یه مدت نتیجه های درست خودشو میده و قابل دیدن میشه ……
به نام خداوند مهربان و هدایتگر.
سلام. تجربه شروع کردن روزم با گوش دادن به این فایل و در کنج ذهن داشتن آگاهی هاش و تلاش برای مشاهده کردنشون در محیط اطرافم و عمل کردن بهشون رو تعریف میکنم.
اول اینکه خیلی برام جالب بود که این فایل به صورت پرسش و پاسخ های کوتاه در موضوعات مختلف، بیشتر شبیه یک تثبیت کننده و تقویت کننده ای بود که با یاداوری های سریع جزئیاتی که ممکن بود به فراموشی سپرده بشن، بهم کمک کرد تا دوباره روشون تمرکز کنم و به آموزه ها جونی دوباره بدم.
وقتی این فایل رو گوش میکردم، مخصوصا در موضوعاتی که به بیزنس مربوط میشد، مدام مسیر خودم رو میدیدم. مسیری که خیلی دوستش دارم و منتظر هدایت های بینظیر خداوند توش هستم. سعی میکردم آموزه های شما و تجربیاتتون رو به شرایط خودم تعمیم بدم. به جزئیات فکر میکردم. و فقط عشق دیدم.
خیلی حس خوبی داد این فایل. و منم یاد گرفتم که هرچیزی که بهم حس خوبی میده رو نگه دارم و انتخاب کنم. پس به امید الله بیشتر و بیشتر از این فایل استفاده خواهم کرد و حس های خوب بیشتری خواهم گرفت.
امیدوارم که خداوند، شما و تمام دوستانم که قانون رو خوب درک کردن رو در تمام لحظه های زندگی هدایت کنه.
با عشق خدانگهدار.
گام دوم
اینجوری نیست که حتما برای شروع کار سرمایه اولیه خیلی زیاد داشت یا حتما سرمایه داشت یا طلا پیدا کرد ارث گرفت.
وقتی فکر کنی حتما باید برای شروع ثروت زیاد داشت قطعا اشتباه هست باید تکامل طی کرد از هرجا که شد
سرمایه هرکس اراده و ذهنش هست
شکرگزاری باید مارو به یک احساس خوب برساند حالا به هرصورت که بود.
*
وابستگی یعنی حال خوب خودمان گره بزنیم به یک عامل بیرونی یعنی شادی و آرامش خودمان لذت بردن خودمان از زندگی به عوامل بیرونی گره بزنیم
یعنی مثل من که الان لذت بردن از زندگیم معطوف کردم به خرید خانه دلخواهم
پس این یک وابستگی مخرب هست .
و باید از بین برود.
*
قانون این هست که هیچ وقت شراکت نکن
*
چه جمله ایی من همیشه مثلا وقتی یک درخواستی دارم فکر میکنم این درخواست چطوری قرار برآورده بشه بعد میگم نه نمیشه
درحالی که استاد گفت خداوند چطوری روزی مورچه ها در دل خاک بهشون می رسونه ؟
چطوری تورو آفرید
چطوری تو رشد کردی همون طوری هم خواسته ات برآورده میشه.
*
نحوه اتصال به خداوند:
خداوند همیشه به ما وصله اگر احساس گناه کنیم و احساس لیاقت نداشته باشیم مانع اتصال ما به خداوند می شود.
*
یکی از مشکلات من این از خودم تعریف نمیکنم و خجالت می کشم ولی از این به بعد میخوام از خودم تعریف کنم
*
سرعت رسیدن به خواسته ها مساوی سرعت تغییر ما هرچی زودتر باورها ما عوض شود زودتر خواسته ها ما برآورده میشه
*
درس های این فایل
_ما باید برای شروع کاری قدم به قدم پیش بریم نباید عجله کنیم باید تکامل رو طی کنیم و ایمان داشته باشیم
_هر شکلی از منتظر بودن برای لذت بردن از زندگی اشتباهه چه مربوط به همسر باشه یا فرزند
و بقیه عوامل ک ما منتظر باشیم ک با وجود اونها فقط از زندگی لذت ببریم لذا باید برای خودمون ارزش قائل باشیم و وابسته نباشیم
_ ما وقتی عاشق کارمون باشیم و کارمون رو درست انجام بدیم با عشق انجام بدیم خدا هم آدم هارو هدایت میکنه به سمت ما و همه چیز رو برامون روال میکنه مثلا مشتری برای کارمون
و خیر و برکت و فراوانی رو به زندگیمون میاره
_ انسانی ک عزت نفس داره از خودش تعریف میکنه و کارهایی که انجام داده رو میگه و برای خودش تکرار میکنه و به خودش افتخار میکنه و ما باید این باور رو قوی تر کنیم
_ سرعت رسیدن به خواسته هامون به سرعت تغییر باور هامون و تغییر خودمون بستگی داره
_ ما با تکرار باورهامون و صحبت کردن با خودمون و آگاهانه توجه کردن به نکات مثبت میتونیم سطح انرژیمون رو بالا نگه داریم
برای سرمایه گذاری بهتره روی خودمون کار کنیم و تمرکز کنیم و این نباشه و به خرید طلا یا دلار یا هرچیزه دیگری به شکل درآمد نگاه کنیم و
درست اینه ک ما روی خودمون سرمایه گذاری کنیم و آدم های مهم مثل بیلگیتس هم اول روی خودشون سرمایه گذاری کردن و موفق شدن و دنبال استعداد هاشون رفتن