این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/02/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-09-30 03:07:122024-09-30 06:53:47live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام تنها رب و تنها قدرت هستی که بینهایت بخشنده و بینهایت مهربان است
خدایا سپاسگذارم که دروازه ای بزرگ از آگاهی بر من باز کرده ای و مرا لایق این رزق عظیم گردانیدی تا هر لحظه بخواهم ازین لطف تو خودم را سیراب کنم
خدایا سپاسگذارم که مرا از جمله هدایت یافتگان قراردادی تا از نعمت شناخت تو و قوانینت برخوردار شوم
خدایا سپاسگذارم برای حضور صمیمانه ات در زندگی ام
چقدر زیباست حضورت سر سفره ام و در کارم و کنار فرزندانم و بالای سر خانواده ام
خدایا سپاسگذارم که روشنایی چشمانم شدی که هرطرف را مینگرم فقط نعمت و نعمت و نعمت میبینم
خدایا دیگه لازم نیست بگم فلان ماشین رو میخام یا فلان خونه رو میخام یا فلان شغل رو چون همه چیز و همه کس تویی پس من فقط تو رو میخوام اینجوری همه چیز و همه کس رو دارم
وقتی تو رو داشته باشم آرامش دارم شادی دارم زیبایی دارم عزت دارم سلامتی دارم عشق دارم ثروت دارم هر خیری رو دارم
خدایا هرچه دارم ازتو دارم و تو به من رسیده است
الهی شکرت
گام دهم
1. در مبحث هدف گذاری من زمانی میتوانم به یک هدف برسم که از قانون توجه استفاده کنم
من با توجه گذاشتن روی هدف خاصی بطور مستمر، میتونم به اون هدف برسم و هرچقدر توجه من بیشتر باشد یعنی پراکنده نباشد من زودتر به هدف میرسم
هدف میتواند شغل خاص یا ورزش خاص یا یک زبان خارجی یا موفقیت در یک آزمون یا کم کردن وزن یا هر چیزی باشد پس مهم توجه فراوان و مداوم من است که مرا به هدف میرساند
چرا من اهداف یا رویاهای خیلی کوچک دارم؟ راستش چون ایمان من به خدا ضعیف است
این ایمان هم بطور تکاملی بهبود پیدا میکنه
با رسیدن من به یک خواسته ایمانم افزایش پیدا میکنه و اعتماد بنفسم بیشتر میشه بعد من بسوی یک هدف بزرگتری میروم و با رسیدن بهش دوباره ایمانم از قبل قوی تر میشه و اعتماد بنفسم بالاتر میره و به همین طریق پله پله اهداف بزرگتر و ایمان قوی تر میشه
من میتوانم اهداف مختلف و متنوعی داشته باشم
من میخوام وضعیت مالی بهتری داشته باشم
من میخواهم رابطه عاطفی بهتری تجربه کنم
من میخواهم اندام زیبا و بدن سالمی داشته باشم
من میخواهم سفرهای خارجی را تجربه کنم
برای رسیدن به خواسته هایم اصلا قوانین دولتی و اصول مردمی رو نباید بهشون توجه کنم
وقتی من خواسته ام را از خدا میخواهم و خدای من بینهایت قدرتمند و توانمند و حاکم مطلق هست از بینهایت راه میتونه منو به مقصدم برسونه چگونگیش به من و حکومت و مردم ربطی نداره
پس ایمان به خدا کارساز من است
کی میتونم به ثبات فرکانسی برسم؟
من میگم ثروتمند شدن آسان و راحت است
آیا هست یا نه
اگه هست در زندگیم پس من به ثبات فرکانسی رسیده ام
اگرم نیست پس ابتدا حتی گفتنش هم سخت است بدلیل الگوهای ذهنی گذشته که از جامعه ماحول دریافت کردیم
پس من با استمرار در تکرار جمله و البته پیدا کردن الگوهایی که به راحتی پول درمیارن و استمرار در دیدن این الگوها این موضوع برام عادی و منطقی میشه و باور شکل میگیره
پس من با دریافت ثروت بطور راحت و بصورت دوامدار و بدون قطع شدن به ثبات فرکانسی رسیده ام و اگر این روند رو ادامه بدم جریان همیشه رو به افزایش هست
اغلب انگیزه ها از برخورد با تضادها بوجود میان
اینکه من حتی اگه تارهای ریشم سفید شدن اما من شب و روز با صدای استاد و خوندن کامنت ها پیش میرم بدلیل اینکه تضاد مالی منو له کرده و من انگیزه دارم که شب و روز کار کنم تا به ثبات فرکانسی برسم و ادامه بدم تا رو به افزایش باشه
من به باشگاه میرم و هر روز تمرین میکنم و با وجود خستگی زیاد انگیزه دارم که کار کنم و ادامه بدم چون به تضاد ضعف جسمی مواجه شدم و باید قوی تر بشم و فیزیک سالم تری داشته باشم
به همین دلیل اغلب انگیزه ها با مواجهه با تضادها بوجود میآیند مانند تضاد مالی، عاطفی، چاقی، لاغری، مستاجری و امثالش
راجع به نماز و مذهب استاد نباید زیاد به سبک شخصیش گیر بدیم
من که برای خودم مطالعه کردم و به نتیجه بر پا داشتن نماز رسیدم
استاد عزیزمون هیچ رازی رو مخفی نکردن و اگر به همین فایل های رایگان توجه کنیم درکش میکنیم
من فکر میکنم کسانیکه تازه وارد هستن و میخوان قوانین رو دور بزنن و چند شبه برسن به جایگاه استاد میخوان یک رازی باشه که اونا کشف کنن و یهو برن اون بالا بالاها پله هزارم
استاد رسالتش ارائه دانسته ها و الهاماتش هست و اگر انجام نده نمیتونه بره پله بالاتر پس با عشق انجام میده و نتایج عالی رو از پروردگارش میگیره
نتورک مارکتینگ و شرکت ها و ساختارهای هرمی حاشیه هستن و بس
و این داستان ها در کشورهای جهان سوم و اکثریت بیکار و ناسپاس و نا آگاه و فقیر بوجود میاد
راه حل ثروتمند شدن سریع پیدا کردن علایق و حرفه ای شدن در آن و با لذت پول درآوردن است
مطالعه کتب موفقیت سبب گمراهی و سالها آزمون و خطا و نتیجه نا معلوم میشود
اما استاد با سالها مطالعه و آزمون و خطا های بسیار زیاد در عمل کردن و یاری خواستن از خداوند و عمل کردن به الهامات به نتیجه رسیدن و درینجا ارائه داده اند
مطالعه خوب هست اما برای تخصص و حرفه مان یا موضوعاتی مربوط به اشیای زندگی مان
پس توجه باید روی اصل باشد
تکرار تکرار و تکرار دوامدار اصل و حرفه ای شدن در آن
سلام ، امروز 14 تیرماه 1404 و 8 روز هست که با استاد عزیزم اشنا شدم.
یک اتفاقی چند دقیقه پیش برام رخ داد که خواستم اینجا بیانش کنم ، من 19 سالمه و 2 هفته دیگه کنکور دارم و تا الان تجربه انجام کاری و کسب درامد ازش رو نداشتم و از پدرم مقداری پول تو جیبی میگرفتم تا اینکه با شنیدن فایل های هدیه استاد کسب درامد خودم خیلی برام مهم تر شد اگر برام تابحال مهم بود .شغلی که از نظر درس هدفمه بهش برسم 5 ، شش سالی طول میکشه و در نظر داشتم توی این دوران شغلی که از علایق دیگم هست رو انجام بدم یا همراه اون شغلم. بهش فکر میکردم و این ایده همش تو ذهنم بود که دوست دارم جایی کار کنم که از نظر پوشش راحت باشم و مطابق جوی که دوست دارم باشه و همچنین کاری باشه که از انجامش لذت ببرم به خیلی چیزها علاقه دارم و درشون استعداد دارم ولی ایده ای از اینکه چیجوری و با کدوم ها به کسب درامد میرسم نداشتم ، امروز که داشتم بخش نتایج دانشجویان رو میخوندم یکدفعه بهم الهام شد برو توی شیپور اگهی های استخدام رو ببین. رفتم و اگهی هایی که دیدم مطابق چیزی که دوست داشتم نبود تا اینکه رسیدم به یک اگهی که خیلی خوشحالم کرد . کافه ای که من و مادرم همیشه میرفتیم و مدیرش بسیار اقای محترمی بود اگهی گذاشته بود و شرایطش بود 4 تا 12 شب با حقوق 10 میلیون تومان. خب این کار از نظر پوشش احتمالا مطابق چیزی که میخواستم نبود و همچنین تو مسیر استعدهایی که برام مشهودترن نبود ولی مکانی بود که وقتی میرفتم ازش خیلی لذت میبردم همیشه موزیک های قشنگ داشت با فضایی دنج و پرسنل و مدیری محترم و از اینکه با ادم ها یعنی مشتری ها ارتباط داشته باشم هم چیزی بود که احساس میکردم لذت ببرم و از اونجایی که عاشق غذاهم هستم در کل اینکار برام لذتبخش باشه. یکی از اقوامم نزدیک به همون کافه کار میکنه با همون ساعت کاری ولی حقوق 12 میلیون تومان فقط با این تفاوت که سرویس برگشت نداشت . با خودم اول گفتم حرف میزنم و قانع میکنم 12 میلیون رو ولی بعد گفتم ببین سرویس برگشت داره اینجا و تو که درامدت صفر بود 10 تومن خوبه باز. خلاصه خوشحال شدم و به مادرم گفتم پسفردا بریم یک نوشیدنی اونجا بخوریم و من راجب به استخدام حرف بزنم. بعد یکدفعه بهم الهام شد خب الان خودت زنگ بزن، بعد زنگ زدم حرف زدم و طرف گفت پسفردا میتونین 5 یا شش بیاین. به مادرم گفتم من 27ام ازمون دارم و اون تایم میرم فوقش اگر کسی اومد کار کرد و سهمم نبود اینکار اصلا اشکالی نداره خدا قطعا کار بهتری برام اماده کرده و اگر سهمم شد هم خیلی عالیه قطعا برام چون خدا رقم زده.
بعد دیدم پدرم از تو اتاق صدام کرد که داری چیکار میکنی؟کار چیه؟ گفتم کار دیگه یک جایی بود من و مادرم میرفتیم همیشه خیلی خوب بود الان میخوام کار کنم. عصبانی شد گفت تو الان به فکر کاری ؟ به جای درست؟ بشدت تعجب کرده بود از اینکه من قدم برداشتم برای کار، مادرم هم همینطور ولی ری اکت خوبی نشون داد،گفتم خب من الان ک نمیخوام شروع کنم از 28ام بعد کنکور مد نظرمه بعد مگه اینهمه ادم دانشگاه نمیرن کنارش کار نمیکنن، کلا حالت تنش بهش دست داده بود و گفت این چه کاریه اول نتیجه کنکورت بیاد و الان به کار چرا فکر میکنی (همه اینا با حالت عصبانیت ولی من سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم)، من گفتم انتظار داری تا ابد از تو پول تو جیبی بگیرم بابا؟ پس ماهی 20 تومن به من بده(ناخوداگاه این حرف از دهنم یکهو پرید با این خیال که متوجه بشه من منبع مالی خودم رو میخوام) بعد پدرم علاوه بر حوضه تخصص خودش کارمند هم هست بهم گفت من خودم حقوق کارمندیم انقدر نیست!! که گفتم خب پس این چه حرفیه؟ گفت تو کار میخواستی چرا به من نگفتی؟میذاشتی بعد کنکورت به اینا فکر میکردی گفتم بابا تو چه کاری میخواستی برای من پیدا کنی ، کارمندی؟ من علاقه ندارم . گفت من کار نمیتونم برات پیدا کنم؟ بحث براردم رو پیش اوردم گفتم اون کار میخواست براش پیدا نکردی گفت اون با این سنش باید کار کنه؟، خلاصه پدرم عصبانی شد و بیشتر از این بود که باهاش مشورت نکردم گفتم پدرِ من من هنوز شروع نکردم زنگ زدم ببینم شرایطش چیجوریه گفت نه برای همونم باید مشورت میکردی و گفت این چه کاریه خجالت نمیکشی بری کافه کار کنی قهوه پخش کنی؟ از دهنم پرید بابا تو چیزی نمیدونی و به جای افتخار به اینکه به فکر درامدم اینجوری حرف میزنی، که به خودم اومدم دیدم داره انرژیم تغییر میکنه تصمیم گرفتم بحث رو ادامه ندم.
یک چیزی که خیلی برام مشهود بود این بود که اگر قبلا این بحث پیش میومد یعنی تا همین یک هفته پیش من احتمالا خیلی عصبانی و ناامید میشدم و حالم بد میشد . الان خیلی ارامش دارم و خونسردم فقط توی یک حالت گیجی هستم نمیدونم دلیل این بحث پدرم از نگاه ما توی این راه چی بود و نمیدونم راه درست چیه ولی یقین دارم خداوند بهترین مسیر رو برام رقم میزنه و هدایت و حمایتم میکنه و جواب سوالاتم رو میده و من رو با عشق در مسیری که دوست دارم و برام سرشار از موفقیت و شادی و خداست هدایت میکنه. انگار هیچ پافشاری ای روی چیزی ندارم و این جنس از رهایی اون لحظه تجربه کردم برام خیلی قشنگ بود . چون یقین دارم خدا برنامه های خیلی زیبایی برام داره. روی خودم تمرکز میکنم و باقی رو میسپارم به خداوند عزیزم.
قبلش مادرم توی نقاشی ازم راهنمایی خواست بهش گفتم همیشه نقاشی رو از فاصله دورتر ببینی راحت تر متوجه میشی باید چیکار کنی و این اومد توی ذهنم و به خودم گفتم توی زندگیت هم همینه توی اون وضعیت نمون از یک دیدگاه بالاتر بهش نگاه کن و یقین داشته باش همه اینها درجهت تکامل و موفقیت و شادی توعه. سپاسگزارم .
موفقیت یک مسیر تکاملی است که با تمرکز در مسیرهای مورد علاقه و رعایت قانون تکامل به دست میاد.
تمرکز خیلی مهم است و از حواشی باید دوری کزد.
یک شیوه ی خاص بزای عبادت وجود ندارد.
به دنبال مسیر علایق باشیم و دز ان حرفه ای شویم و باورهای درست داشته باشیم.
داشتن دریم بود خیلی هم خوب است و باید ارزوهای بزرگ داشته باشیم و با این باور که من میتوانم و میشود با گام های کوچک به سمتش حرکت کنیم.. من خودم یه دریم بورد خیلی خوشگل دارم .
خب اینم از رد پای من از گام دهم ، یادم باشه تعهد دادم.
وقتی می خواهم یک باور را ایجاد کنم، در ابتدا حرف است و وقتی توجه و تمرکزم روی آن باشد، جهان مرا هدایت می کند و نمونه نشان می دهد، وقتی نمونه و الگو را دیدم برایم منطقی و پذیرفتنی می شود، وقتی این حالت مکرر ادامه می یابد، باور کم کم شکل می گیرد، وقتی باور شکل گرفت، نتایج ظاهر می شود، وقتی نتایج جریان می یابد و تا چند ماه ثابت و دوامدار می شود، باور به اندازه کافی قوت می گیرد؛ این ثباط فرکانسی است.
چقدر این بخش از فایل در ساختن باور هایی که می خواهم، می تواند به من کمک کند.
با سپاس فراوان از استاد عزیزم
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
سلام بر استاد عباس منش بی نظیر و سایر دوستان محترم
استاد برای تحقق اهداف من در مورد مهاجرتم این باور را دارم که مسیر برای من باز هست و هیچ گونه مسئله ای پیش نمیاد و واقعا من تو مهاجرت این سریم همه شرایط دست به دست هم دادن و من باز فقط فقط حضور جسمی داشتم و رسیدم به مقصدم و چقدر شیرین و زیباست وقتی با چشمانت داری میبینی همه شرایط به نفع تو چیده میشه تا تو به اهدافت برسی
با سلام و درود استاد عباس منش در این فایل گفتند که هدفی که انتخاب می کنیم باید توجه خودمان را به آن هدف معطوف کنیم واقعا که توجه چقدر مهم است این یک قانون است که به هر چی توجه کنی همان وارد زندگیت میشود پس توجه خودمان روی هدفمان متمرکز کنیم ما باید دنبال علایق خودمان برویم می توانیم در مسیر علایق خودمان بهترین شویم رونالدو که اینقدر شهرت دارد خودش در زندگینامه اش گفته که چقدر به فوتبال علاقه داشته و چون علاقه خودش دنبال کرده با تمام عشق فوتبال بازی می کند و چون دنبال علاقه خودش رفته به اوج شهرت رسیده و خیلی از افراد معروف و مشهور علایق خودشان دنبال کرده اند خود استاد عباس منش دنبال علاقه خودش رفته خداوند هیچ انسانی بیهوده نیافریده خداوند به ما این قدرت داده است که آرزوهای خودمان بسازیم قدرت خلق آرزو های خودمان داریم ما فقیر نیستیم روح خدا در ما دمیده شده ما از خدایی هستیم که منبع همه ثروت قدرتها آرامش وهمه خوبی هااست خدایی که این همه سیارات این جهان به این بزرگی برای انسان آفریده ما دنبال علایق خودمان برویم میتوانیم به ثروت به خواسته ها و مهم تر ازهمه لذت می بریم از مسیر و به احساس خوب می رسیم وقتی ما هم دنبال علایق خودمان برویم و با عشق و تمام وجود کار کنیم در آن کار می توانیم بهترین شویم باید خودمان باور کنیم علایق و اهداف خودمان دنبال کنیم باور داشته باشیم به اهداف خودمان می رسیم اگر حتی هدف بزرگ باشد قدم به قدم به هدف خودمان می رسیم باید تکامل خودمان طی کنیم که تکامل یک قانون است نمی شود یک شبه به هدفمان برسیم ولی باور داشته باشیم که به هدفمان می رسیم در راه رسیدن به هدف از موانع نترسیم و تمرکز روی هدف بگذاریم تسلیم نشویم و توکل کنیم به خدایی که تمام جهان دارد اداره می کند خدایی که از رگ کردن به ما نزدیک تر است ما خدایی داریم که خالق این همه کهکشان که کهکشان راه شیری مثل یک سنگ ریزه در بیابان است این خدا جهان را دارد اداره می کند خدایی به این بزرگی ما این عظمت درک کنیم و باور کنیم این خدا را دیگر از هیچ چیز نمی ترسیم و توکل کنیم براین خدا که کسی که به خدا توکل کند نه ترسی بر اوست و نه اندوهگین می شود با آرزو موفقیت
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت بابت آگاهی های فایل شماره 10 خانه تکانی ذهن بسیار سپاسگذارم، تغییر باورهای ما با تکرار باورهای مناسب و پیدا کردن الگوها و یاد گرفتن درس هایی که به شناخت بیشتر و درک بیشتر ما از قوانین کیهانی رو میده واجبه، همه ما اهداف مختلفی در زندگی داریم اما یک هدف رو بیشتر به سمتش حرکت میکنیم و تمرکز و توجه بیشتری میزاریم به قول استاد در آن غرق میشویم ما نباید به موانع رسیدن به اهدافمون فکر کنیم برای مثال قوانین کشور رو محدودیت بدونیم ما باید خدارو باور کنیم خدایی که فرمانروا کل جهان است و تنها قدرت جهان است و توانایی هر کاری را دارد وقتی قدم اول برداریم درها باز میشه و قدم های بعدی بهمون گفته میشه، نتایج وقتی وارد زندگیمون میشه که ما به یک حد از ثبات فرکانسی برسیم، اگر دنبال علایقمون بریم و درآن حرفه ای بشیم ثروت وارد زندگیمون میشه یعنی ما مولد پول میشیم، ما دو نوع رزق داریم رزقی که دنبالش میریم و رزقی که به دنبال ما میاد، تضاد ها یا ناخواسته ها باعث ایجاد خواسته یا آرزو در ما میشه یعنی چی یعنی به فرض مثلا ما در زندگی احترام نمیبینیم و این یک تضاد و خواسته ما میشه این که از دیگران احترام ببینیم و مثال دیگه مثل اینکه ما خودرویی نداریم و محدودیت داریم همه جا نمیتونیم پیاده و با تاکسی بریم این در ما خواسته خودرو رو ایجاد میکنه پس با این روش میتونیم خواسته های واقعیمون بفهمیم و انگیزه برای محقق شدنشون پیدا کنیم، رویاهای بزرگ یک شبه بهشون نمیرسیم بلکه قدم به قدم به رویاهای بزرگ میرسیم، من همیشه سوال بود برام خداوند در قرآن گفته نماز بخونید منظورش همین نمازی که به شیوه کنونی هستش یا روش های دیگه ای، خداروشکر استاد گفتن شیوه کنونی نماز شیوه پیامبر (ص) بوده،اجباری نیس و بی نهایت طریق برای ارتباط با خداوند هستش و هرکسی شیوه خودش رو برای ارتباط با خداوند داره.
نوشتن کامنت برام حسخوب داره وبیشتر دوست دارم رد پایی برای خودم باشه .
چون واقعا گاهی میام کامنت های خودم رو می خونم که یادم نره چی یاد گرفتم و چی گفتم و هواسم به مسیرم باشه .
هدف گذاری : قانون توجه و تمرکز
هدفی رو که انتخاب کردم بهش توجه کنم ، تمرکز کنم تا حدی که غرق اون کار بشم و به موانع توجه نکنم ، به پایان توجه نکنم ، عجله نکنم و صبور باشم و عمل کنم ، رها باشم و حضور داشته باشم در هر لحظه ،
درها در هر قدم باز میشن .
رویاهاى تو اگر کوچک باشد یا بزرگ در مقابل قدرت خداوند فرقى نمی کند ، مهم این است که ایمان داشته باشید که جهان به باورهاى شما پاسخ می دهد .
ثبات فرکانسى :
وقتی دارم برای خودم باوری میسازم مثلا
( ثروتمند شدن آسان است )
اولش ممکنه خودم بخندم و ذهنم مقاومت کنه و هزاران دلیل بیاره ، پس شروع میکنم به ساختن باور درست و تکرار و تکرار و پیدا کردن الگوی مناسب برای باورم .
جهان فرکانس و تغییر منو میگیره و هدایتم میکنه به سمت اون چیزی که دارم بهش توجه میکنم، افراد و الگوهایی رو پیدا میکنم که خیلى راحت دارن پول میسازن و از زندگیشون لذت می برن ، افرادی که ایده هاى پولساز به سراغشون میاد بدون اینکه دنبال پول باشن ، و خودشونو اذیت کنن ، رزق دنبالشون میاد ، ( الرزق و رزقان )
$ وای قشنگ ترین قسمت اینه که روزی بیاد دنبالم $
وقتى اینا رو میبینم هى براى خودمم تکرار میکنم و یواش یواش این باور به یک ثبات فرکانسى میرسه ، البته بستگی داره که چقد براش وقت بزارم و باورش داشته باشم .
( علاقت رو پیدا کن و از همونجا شروع کن.)
( تضاد برای اینکه من تغییر کنم )
(هرکسى میتونه به شیوه ى خودش با خدا ارتباط برقرار کنه )
من گاهی که میخوام خدارو حس کنم میگم ، خدایا با من حرف بزن ، و یه نشونه بده .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به شما استاد بزرگوار و دوستان عزیزم
دومین کامنت هست که مینویسیم و خداوند رو
سپاسگزارم بابت اینکه منو هدایت کرد به این فایل
و باور اینکه خداوند به تمام خواستههایم پاسخ
میده و منو هدایت میکنه به تمرین تکرار و هر چه
بیشتر اهدافم رو مینویسیم بیشتر باور میکنم و
جالب اینجاست که از روزی که دارم اهدافم رو
با باور بیشتری مینویسم بیشتر احساس میکنم که
خدا داره روی خواستههایم کار میکنه و از چیزی
که میخوام داره با آبشنهای بیشتری میسازه و من
هربار که مینویسم و با خود خدا حرف میزنم هی
میگم خدایا بده دیگه خود خدا میگه محسن صبر
کن میخوام کاملتر و بهترش رو بهت بدم
میخوام بهتر از اینی که درخواست کردی بهت بدم
منم چون از استاد و شما یاد گرفتم تسلیم خواست
خداوند باشم و ایمان دارم که وعدههای خداوند
دادنی هست و همان طور که استاد عباس منش
عزیز تو این فایل میگن من واقعاً فراموش کرده
بودم چرا به دنیا اومدم فراموش کرده بودم که
منو خداوند خلق کرده و هر آنچه را که ازش
درخواست کنم بدون چون و چرا بهم میده پس
چرا به غیر از خودش رجوع کنم
من وقتی که به گذشته خودم نیم نگاهی میکنم
میبینم هر چه خواستم بهم بهترش رو داده اما
من قدرشناسی و سپاسگزاری نکردم و فکر میکردم
که کار خودم بوده و برعکس زمانیکه خودم حفظ
نکردم با خدا دعوا کردم
درست میگن استاد من هر چه بخواهم و در
راستای همون قدم برداشتم قطعاً به بهترین شکل
برایم مهیا شده است و تازه دارم میفهمم و قبول
میکنم که از ماست که بر ماست هر چی استاد
میگن درست میگن هر چه در مورد خداوند حرف
بزنیم و کتاب بنویسیم و دفترها پر کنیم باز هم کمه
خدایا شکرت که هستی خدایا شکرت که چند باره
منو دعوت کردی و من به وعدههایم عمل نکردم
اما تو بازهم آغوشتو باز کردی و از من به گرمی
استقبال کردی دوستان من خدای خوبی دارم اگر
خدای من که خالق جهان و جهانیان است و روزی
و خواسته تمامی مخلوقاتش رو برآورده میکند
خدای شما هم هست بدانید بخشنده و مهربان
است و اگر در خودمون جستجو کنیم میبینیم که
که از صفات خداوند در درون ما هست و باعث
آرامش ماست و برآورده شدن تمامی خواستههای
ما در دست خود ما هست و فقط با عملکرد ما
اتفاق میافتد دوستان عزیزم من نتیجه گرفتم که
دارم میگم نتیجه من درسته کوچیکه چون کوچیک
کار کردم از خدا میخوام در این مسیر توحیدی باشم
و با نتایج بزرگتر بیام و با شما حرف بزنم
در پناه حق شاد سلامت و ثروتمند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام تنها رب و تنها قدرت هستی که بینهایت بخشنده و بینهایت مهربان است
خدایا سپاسگذارم که دروازه ای بزرگ از آگاهی بر من باز کرده ای و مرا لایق این رزق عظیم گردانیدی تا هر لحظه بخواهم ازین لطف تو خودم را سیراب کنم
خدایا سپاسگذارم که مرا از جمله هدایت یافتگان قراردادی تا از نعمت شناخت تو و قوانینت برخوردار شوم
خدایا سپاسگذارم برای حضور صمیمانه ات در زندگی ام
چقدر زیباست حضورت سر سفره ام و در کارم و کنار فرزندانم و بالای سر خانواده ام
خدایا سپاسگذارم که روشنایی چشمانم شدی که هرطرف را مینگرم فقط نعمت و نعمت و نعمت میبینم
خدایا دیگه لازم نیست بگم فلان ماشین رو میخام یا فلان خونه رو میخام یا فلان شغل رو چون همه چیز و همه کس تویی پس من فقط تو رو میخوام اینجوری همه چیز و همه کس رو دارم
وقتی تو رو داشته باشم آرامش دارم شادی دارم زیبایی دارم عزت دارم سلامتی دارم عشق دارم ثروت دارم هر خیری رو دارم
خدایا هرچه دارم ازتو دارم و تو به من رسیده است
الهی شکرت
گام دهم
1. در مبحث هدف گذاری من زمانی میتوانم به یک هدف برسم که از قانون توجه استفاده کنم
من با توجه گذاشتن روی هدف خاصی بطور مستمر، میتونم به اون هدف برسم و هرچقدر توجه من بیشتر باشد یعنی پراکنده نباشد من زودتر به هدف میرسم
هدف میتواند شغل خاص یا ورزش خاص یا یک زبان خارجی یا موفقیت در یک آزمون یا کم کردن وزن یا هر چیزی باشد پس مهم توجه فراوان و مداوم من است که مرا به هدف میرساند
چرا من اهداف یا رویاهای خیلی کوچک دارم؟ راستش چون ایمان من به خدا ضعیف است
این ایمان هم بطور تکاملی بهبود پیدا میکنه
با رسیدن من به یک خواسته ایمانم افزایش پیدا میکنه و اعتماد بنفسم بیشتر میشه بعد من بسوی یک هدف بزرگتری میروم و با رسیدن بهش دوباره ایمانم از قبل قوی تر میشه و اعتماد بنفسم بالاتر میره و به همین طریق پله پله اهداف بزرگتر و ایمان قوی تر میشه
من میتوانم اهداف مختلف و متنوعی داشته باشم
من میخوام وضعیت مالی بهتری داشته باشم
من میخواهم رابطه عاطفی بهتری تجربه کنم
من میخواهم اندام زیبا و بدن سالمی داشته باشم
من میخواهم سفرهای خارجی را تجربه کنم
برای رسیدن به خواسته هایم اصلا قوانین دولتی و اصول مردمی رو نباید بهشون توجه کنم
وقتی من خواسته ام را از خدا میخواهم و خدای من بینهایت قدرتمند و توانمند و حاکم مطلق هست از بینهایت راه میتونه منو به مقصدم برسونه چگونگیش به من و حکومت و مردم ربطی نداره
پس ایمان به خدا کارساز من است
کی میتونم به ثبات فرکانسی برسم؟
من میگم ثروتمند شدن آسان و راحت است
آیا هست یا نه
اگه هست در زندگیم پس من به ثبات فرکانسی رسیده ام
اگرم نیست پس ابتدا حتی گفتنش هم سخت است بدلیل الگوهای ذهنی گذشته که از جامعه ماحول دریافت کردیم
پس من با استمرار در تکرار جمله و البته پیدا کردن الگوهایی که به راحتی پول درمیارن و استمرار در دیدن این الگوها این موضوع برام عادی و منطقی میشه و باور شکل میگیره
پس من با دریافت ثروت بطور راحت و بصورت دوامدار و بدون قطع شدن به ثبات فرکانسی رسیده ام و اگر این روند رو ادامه بدم جریان همیشه رو به افزایش هست
اغلب انگیزه ها از برخورد با تضادها بوجود میان
اینکه من حتی اگه تارهای ریشم سفید شدن اما من شب و روز با صدای استاد و خوندن کامنت ها پیش میرم بدلیل اینکه تضاد مالی منو له کرده و من انگیزه دارم که شب و روز کار کنم تا به ثبات فرکانسی برسم و ادامه بدم تا رو به افزایش باشه
من به باشگاه میرم و هر روز تمرین میکنم و با وجود خستگی زیاد انگیزه دارم که کار کنم و ادامه بدم چون به تضاد ضعف جسمی مواجه شدم و باید قوی تر بشم و فیزیک سالم تری داشته باشم
به همین دلیل اغلب انگیزه ها با مواجهه با تضادها بوجود میآیند مانند تضاد مالی، عاطفی، چاقی، لاغری، مستاجری و امثالش
راجع به نماز و مذهب استاد نباید زیاد به سبک شخصیش گیر بدیم
من که برای خودم مطالعه کردم و به نتیجه بر پا داشتن نماز رسیدم
استاد عزیزمون هیچ رازی رو مخفی نکردن و اگر به همین فایل های رایگان توجه کنیم درکش میکنیم
من فکر میکنم کسانیکه تازه وارد هستن و میخوان قوانین رو دور بزنن و چند شبه برسن به جایگاه استاد میخوان یک رازی باشه که اونا کشف کنن و یهو برن اون بالا بالاها پله هزارم
استاد رسالتش ارائه دانسته ها و الهاماتش هست و اگر انجام نده نمیتونه بره پله بالاتر پس با عشق انجام میده و نتایج عالی رو از پروردگارش میگیره
نتورک مارکتینگ و شرکت ها و ساختارهای هرمی حاشیه هستن و بس
و این داستان ها در کشورهای جهان سوم و اکثریت بیکار و ناسپاس و نا آگاه و فقیر بوجود میاد
راه حل ثروتمند شدن سریع پیدا کردن علایق و حرفه ای شدن در آن و با لذت پول درآوردن است
مطالعه کتب موفقیت سبب گمراهی و سالها آزمون و خطا و نتیجه نا معلوم میشود
اما استاد با سالها مطالعه و آزمون و خطا های بسیار زیاد در عمل کردن و یاری خواستن از خداوند و عمل کردن به الهامات به نتیجه رسیدن و درینجا ارائه داده اند
مطالعه خوب هست اما برای تخصص و حرفه مان یا موضوعاتی مربوط به اشیای زندگی مان
پس توجه باید روی اصل باشد
تکرار تکرار و تکرار دوامدار اصل و حرفه ای شدن در آن
الهی شکرت
بریم سراغ گام بعدی…
به نام پروردگار مهربانم
سلام ، امروز 14 تیرماه 1404 و 8 روز هست که با استاد عزیزم اشنا شدم.
یک اتفاقی چند دقیقه پیش برام رخ داد که خواستم اینجا بیانش کنم ، من 19 سالمه و 2 هفته دیگه کنکور دارم و تا الان تجربه انجام کاری و کسب درامد ازش رو نداشتم و از پدرم مقداری پول تو جیبی میگرفتم تا اینکه با شنیدن فایل های هدیه استاد کسب درامد خودم خیلی برام مهم تر شد اگر برام تابحال مهم بود .شغلی که از نظر درس هدفمه بهش برسم 5 ، شش سالی طول میکشه و در نظر داشتم توی این دوران شغلی که از علایق دیگم هست رو انجام بدم یا همراه اون شغلم. بهش فکر میکردم و این ایده همش تو ذهنم بود که دوست دارم جایی کار کنم که از نظر پوشش راحت باشم و مطابق جوی که دوست دارم باشه و همچنین کاری باشه که از انجامش لذت ببرم به خیلی چیزها علاقه دارم و درشون استعداد دارم ولی ایده ای از اینکه چیجوری و با کدوم ها به کسب درامد میرسم نداشتم ، امروز که داشتم بخش نتایج دانشجویان رو میخوندم یکدفعه بهم الهام شد برو توی شیپور اگهی های استخدام رو ببین. رفتم و اگهی هایی که دیدم مطابق چیزی که دوست داشتم نبود تا اینکه رسیدم به یک اگهی که خیلی خوشحالم کرد . کافه ای که من و مادرم همیشه میرفتیم و مدیرش بسیار اقای محترمی بود اگهی گذاشته بود و شرایطش بود 4 تا 12 شب با حقوق 10 میلیون تومان. خب این کار از نظر پوشش احتمالا مطابق چیزی که میخواستم نبود و همچنین تو مسیر استعدهایی که برام مشهودترن نبود ولی مکانی بود که وقتی میرفتم ازش خیلی لذت میبردم همیشه موزیک های قشنگ داشت با فضایی دنج و پرسنل و مدیری محترم و از اینکه با ادم ها یعنی مشتری ها ارتباط داشته باشم هم چیزی بود که احساس میکردم لذت ببرم و از اونجایی که عاشق غذاهم هستم در کل اینکار برام لذتبخش باشه. یکی از اقوامم نزدیک به همون کافه کار میکنه با همون ساعت کاری ولی حقوق 12 میلیون تومان فقط با این تفاوت که سرویس برگشت نداشت . با خودم اول گفتم حرف میزنم و قانع میکنم 12 میلیون رو ولی بعد گفتم ببین سرویس برگشت داره اینجا و تو که درامدت صفر بود 10 تومن خوبه باز. خلاصه خوشحال شدم و به مادرم گفتم پسفردا بریم یک نوشیدنی اونجا بخوریم و من راجب به استخدام حرف بزنم. بعد یکدفعه بهم الهام شد خب الان خودت زنگ بزن، بعد زنگ زدم حرف زدم و طرف گفت پسفردا میتونین 5 یا شش بیاین. به مادرم گفتم من 27ام ازمون دارم و اون تایم میرم فوقش اگر کسی اومد کار کرد و سهمم نبود اینکار اصلا اشکالی نداره خدا قطعا کار بهتری برام اماده کرده و اگر سهمم شد هم خیلی عالیه قطعا برام چون خدا رقم زده.
بعد دیدم پدرم از تو اتاق صدام کرد که داری چیکار میکنی؟کار چیه؟ گفتم کار دیگه یک جایی بود من و مادرم میرفتیم همیشه خیلی خوب بود الان میخوام کار کنم. عصبانی شد گفت تو الان به فکر کاری ؟ به جای درست؟ بشدت تعجب کرده بود از اینکه من قدم برداشتم برای کار، مادرم هم همینطور ولی ری اکت خوبی نشون داد،گفتم خب من الان ک نمیخوام شروع کنم از 28ام بعد کنکور مد نظرمه بعد مگه اینهمه ادم دانشگاه نمیرن کنارش کار نمیکنن، کلا حالت تنش بهش دست داده بود و گفت این چه کاریه اول نتیجه کنکورت بیاد و الان به کار چرا فکر میکنی (همه اینا با حالت عصبانیت ولی من سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم)، من گفتم انتظار داری تا ابد از تو پول تو جیبی بگیرم بابا؟ پس ماهی 20 تومن به من بده(ناخوداگاه این حرف از دهنم یکهو پرید با این خیال که متوجه بشه من منبع مالی خودم رو میخوام) بعد پدرم علاوه بر حوضه تخصص خودش کارمند هم هست بهم گفت من خودم حقوق کارمندیم انقدر نیست!! که گفتم خب پس این چه حرفیه؟ گفت تو کار میخواستی چرا به من نگفتی؟میذاشتی بعد کنکورت به اینا فکر میکردی گفتم بابا تو چه کاری میخواستی برای من پیدا کنی ، کارمندی؟ من علاقه ندارم . گفت من کار نمیتونم برات پیدا کنم؟ بحث براردم رو پیش اوردم گفتم اون کار میخواست براش پیدا نکردی گفت اون با این سنش باید کار کنه؟، خلاصه پدرم عصبانی شد و بیشتر از این بود که باهاش مشورت نکردم گفتم پدرِ من من هنوز شروع نکردم زنگ زدم ببینم شرایطش چیجوریه گفت نه برای همونم باید مشورت میکردی و گفت این چه کاریه خجالت نمیکشی بری کافه کار کنی قهوه پخش کنی؟ از دهنم پرید بابا تو چیزی نمیدونی و به جای افتخار به اینکه به فکر درامدم اینجوری حرف میزنی، که به خودم اومدم دیدم داره انرژیم تغییر میکنه تصمیم گرفتم بحث رو ادامه ندم.
یک چیزی که خیلی برام مشهود بود این بود که اگر قبلا این بحث پیش میومد یعنی تا همین یک هفته پیش من احتمالا خیلی عصبانی و ناامید میشدم و حالم بد میشد . الان خیلی ارامش دارم و خونسردم فقط توی یک حالت گیجی هستم نمیدونم دلیل این بحث پدرم از نگاه ما توی این راه چی بود و نمیدونم راه درست چیه ولی یقین دارم خداوند بهترین مسیر رو برام رقم میزنه و هدایت و حمایتم میکنه و جواب سوالاتم رو میده و من رو با عشق در مسیری که دوست دارم و برام سرشار از موفقیت و شادی و خداست هدایت میکنه. انگار هیچ پافشاری ای روی چیزی ندارم و این جنس از رهایی اون لحظه تجربه کردم برام خیلی قشنگ بود . چون یقین دارم خدا برنامه های خیلی زیبایی برام داره. روی خودم تمرکز میکنم و باقی رو میسپارم به خداوند عزیزم.
قبلش مادرم توی نقاشی ازم راهنمایی خواست بهش گفتم همیشه نقاشی رو از فاصله دورتر ببینی راحت تر متوجه میشی باید چیکار کنی و این اومد توی ذهنم و به خودم گفتم توی زندگیت هم همینه توی اون وضعیت نمون از یک دیدگاه بالاتر بهش نگاه کن و یقین داشته باش همه اینها درجهت تکامل و موفقیت و شادی توعه. سپاسگزارم .
به نام خدای مهربان
درود و احترام
گام دهم : استمرار در مسیر هم جهت با هدف
موفقیت یک مسیر تکاملی است که با تمرکز در مسیرهای مورد علاقه و رعایت قانون تکامل به دست میاد.
تمرکز خیلی مهم است و از حواشی باید دوری کزد.
یک شیوه ی خاص بزای عبادت وجود ندارد.
به دنبال مسیر علایق باشیم و دز ان حرفه ای شویم و باورهای درست داشته باشیم.
داشتن دریم بود خیلی هم خوب است و باید ارزوهای بزرگ داشته باشیم و با این باور که من میتوانم و میشود با گام های کوچک به سمتش حرکت کنیم.. من خودم یه دریم بورد خیلی خوشگل دارم .
خب اینم از رد پای من از گام دهم ، یادم باشه تعهد دادم.
خدایا شکزت
به نام تنها فرمانروای قدرتمندم خدای بزرگ و مهربانم خدایا امروز هم دستانت را برایم بفرست
خدایا من هر چه دارم همه از آن توست
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم
مهمترین اصل و مهمترین کاری که میتونبم برای قدم برداشتن به سمته خواسته و هدفمون داشته باشیم توجه ست
کانون توجه خیلی مهم ست تمام تمرکزمون رو باید برای یاد گیری مطالب اون هدف بذاریم
و مانعها رو بشناسیم و از سر راه برداریم
و باید این کار رو ادامه و ادامه بدیم و ناامید نشیم
و بعد میبینیم نتایج آرام آرام از راه میرسن
و باید کارهایی هم جهت و هماهنگ با خواسته رو انجام بدیم
و اعراض کنیم از حاشیه ها و کانون توجه مون رو ببریم سمته مومنتوم مثبت و اجرای قوانین
و به هر چه توجه کنیم جهان به ما میدهد
ما چه چیزی رو میخواهیم خوبی و زیبایی و نعمت و ثروت و فراوانی
استاد فایل بی نظیری بود متشکرم
سپاس گزارم از همه دوستان نازنینم
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
گام 10، استمرار در مسیر هم جهت با هدف
وقتی می خواهم یک باور را ایجاد کنم، در ابتدا حرف است و وقتی توجه و تمرکزم روی آن باشد، جهان مرا هدایت می کند و نمونه نشان می دهد، وقتی نمونه و الگو را دیدم برایم منطقی و پذیرفتنی می شود، وقتی این حالت مکرر ادامه می یابد، باور کم کم شکل می گیرد، وقتی باور شکل گرفت، نتایج ظاهر می شود، وقتی نتایج جریان می یابد و تا چند ماه ثابت و دوامدار می شود، باور به اندازه کافی قوت می گیرد؛ این ثباط فرکانسی است.
چقدر این بخش از فایل در ساختن باور هایی که می خواهم، می تواند به من کمک کند.
با سپاس فراوان از استاد عزیزم
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
سلام بر استاد عباس منش بی نظیر و سایر دوستان محترم
استاد برای تحقق اهداف من در مورد مهاجرتم این باور را دارم که مسیر برای من باز هست و هیچ گونه مسئله ای پیش نمیاد و واقعا من تو مهاجرت این سریم همه شرایط دست به دست هم دادن و من باز فقط فقط حضور جسمی داشتم و رسیدم به مقصدم و چقدر شیرین و زیباست وقتی با چشمانت داری میبینی همه شرایط به نفع تو چیده میشه تا تو به اهدافت برسی
با سلام و درود استاد عباس منش در این فایل گفتند که هدفی که انتخاب می کنیم باید توجه خودمان را به آن هدف معطوف کنیم واقعا که توجه چقدر مهم است این یک قانون است که به هر چی توجه کنی همان وارد زندگیت میشود پس توجه خودمان روی هدفمان متمرکز کنیم ما باید دنبال علایق خودمان برویم می توانیم در مسیر علایق خودمان بهترین شویم رونالدو که اینقدر شهرت دارد خودش در زندگینامه اش گفته که چقدر به فوتبال علاقه داشته و چون علاقه خودش دنبال کرده با تمام عشق فوتبال بازی می کند و چون دنبال علاقه خودش رفته به اوج شهرت رسیده و خیلی از افراد معروف و مشهور علایق خودشان دنبال کرده اند خود استاد عباس منش دنبال علاقه خودش رفته خداوند هیچ انسانی بیهوده نیافریده خداوند به ما این قدرت داده است که آرزوهای خودمان بسازیم قدرت خلق آرزو های خودمان داریم ما فقیر نیستیم روح خدا در ما دمیده شده ما از خدایی هستیم که منبع همه ثروت قدرتها آرامش وهمه خوبی هااست خدایی که این همه سیارات این جهان به این بزرگی برای انسان آفریده ما دنبال علایق خودمان برویم میتوانیم به ثروت به خواسته ها و مهم تر ازهمه لذت می بریم از مسیر و به احساس خوب می رسیم وقتی ما هم دنبال علایق خودمان برویم و با عشق و تمام وجود کار کنیم در آن کار می توانیم بهترین شویم باید خودمان باور کنیم علایق و اهداف خودمان دنبال کنیم باور داشته باشیم به اهداف خودمان می رسیم اگر حتی هدف بزرگ باشد قدم به قدم به هدف خودمان می رسیم باید تکامل خودمان طی کنیم که تکامل یک قانون است نمی شود یک شبه به هدفمان برسیم ولی باور داشته باشیم که به هدفمان می رسیم در راه رسیدن به هدف از موانع نترسیم و تمرکز روی هدف بگذاریم تسلیم نشویم و توکل کنیم به خدایی که تمام جهان دارد اداره می کند خدایی که از رگ کردن به ما نزدیک تر است ما خدایی داریم که خالق این همه کهکشان که کهکشان راه شیری مثل یک سنگ ریزه در بیابان است این خدا جهان را دارد اداره می کند خدایی به این بزرگی ما این عظمت درک کنیم و باور کنیم این خدا را دیگر از هیچ چیز نمی ترسیم و توکل کنیم براین خدا که کسی که به خدا توکل کند نه ترسی بر اوست و نه اندوهگین می شود با آرزو موفقیت
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت بابت آگاهی های فایل شماره 10 خانه تکانی ذهن بسیار سپاسگذارم، تغییر باورهای ما با تکرار باورهای مناسب و پیدا کردن الگوها و یاد گرفتن درس هایی که به شناخت بیشتر و درک بیشتر ما از قوانین کیهانی رو میده واجبه، همه ما اهداف مختلفی در زندگی داریم اما یک هدف رو بیشتر به سمتش حرکت میکنیم و تمرکز و توجه بیشتری میزاریم به قول استاد در آن غرق میشویم ما نباید به موانع رسیدن به اهدافمون فکر کنیم برای مثال قوانین کشور رو محدودیت بدونیم ما باید خدارو باور کنیم خدایی که فرمانروا کل جهان است و تنها قدرت جهان است و توانایی هر کاری را دارد وقتی قدم اول برداریم درها باز میشه و قدم های بعدی بهمون گفته میشه، نتایج وقتی وارد زندگیمون میشه که ما به یک حد از ثبات فرکانسی برسیم، اگر دنبال علایقمون بریم و درآن حرفه ای بشیم ثروت وارد زندگیمون میشه یعنی ما مولد پول میشیم، ما دو نوع رزق داریم رزقی که دنبالش میریم و رزقی که به دنبال ما میاد، تضاد ها یا ناخواسته ها باعث ایجاد خواسته یا آرزو در ما میشه یعنی چی یعنی به فرض مثلا ما در زندگی احترام نمیبینیم و این یک تضاد و خواسته ما میشه این که از دیگران احترام ببینیم و مثال دیگه مثل اینکه ما خودرویی نداریم و محدودیت داریم همه جا نمیتونیم پیاده و با تاکسی بریم این در ما خواسته خودرو رو ایجاد میکنه پس با این روش میتونیم خواسته های واقعیمون بفهمیم و انگیزه برای محقق شدنشون پیدا کنیم، رویاهای بزرگ یک شبه بهشون نمیرسیم بلکه قدم به قدم به رویاهای بزرگ میرسیم، من همیشه سوال بود برام خداوند در قرآن گفته نماز بخونید منظورش همین نمازی که به شیوه کنونی هستش یا روش های دیگه ای، خداروشکر استاد گفتن شیوه کنونی نماز شیوه پیامبر (ص) بوده،اجباری نیس و بی نهایت طریق برای ارتباط با خداوند هستش و هرکسی شیوه خودش رو برای ارتباط با خداوند داره.
سلام
نوشتن کامنت برام حسخوب داره وبیشتر دوست دارم رد پایی برای خودم باشه .
چون واقعا گاهی میام کامنت های خودم رو می خونم که یادم نره چی یاد گرفتم و چی گفتم و هواسم به مسیرم باشه .
هدف گذاری : قانون توجه و تمرکز
هدفی رو که انتخاب کردم بهش توجه کنم ، تمرکز کنم تا حدی که غرق اون کار بشم و به موانع توجه نکنم ، به پایان توجه نکنم ، عجله نکنم و صبور باشم و عمل کنم ، رها باشم و حضور داشته باشم در هر لحظه ،
درها در هر قدم باز میشن .
رویاهاى تو اگر کوچک باشد یا بزرگ در مقابل قدرت خداوند فرقى نمی کند ، مهم این است که ایمان داشته باشید که جهان به باورهاى شما پاسخ می دهد .
ثبات فرکانسى :
وقتی دارم برای خودم باوری میسازم مثلا
( ثروتمند شدن آسان است )
اولش ممکنه خودم بخندم و ذهنم مقاومت کنه و هزاران دلیل بیاره ، پس شروع میکنم به ساختن باور درست و تکرار و تکرار و پیدا کردن الگوی مناسب برای باورم .
جهان فرکانس و تغییر منو میگیره و هدایتم میکنه به سمت اون چیزی که دارم بهش توجه میکنم، افراد و الگوهایی رو پیدا میکنم که خیلى راحت دارن پول میسازن و از زندگیشون لذت می برن ، افرادی که ایده هاى پولساز به سراغشون میاد بدون اینکه دنبال پول باشن ، و خودشونو اذیت کنن ، رزق دنبالشون میاد ، ( الرزق و رزقان )
$ وای قشنگ ترین قسمت اینه که روزی بیاد دنبالم $
وقتى اینا رو میبینم هى براى خودمم تکرار میکنم و یواش یواش این باور به یک ثبات فرکانسى میرسه ، البته بستگی داره که چقد براش وقت بزارم و باورش داشته باشم .
( علاقت رو پیدا کن و از همونجا شروع کن.)
( تضاد برای اینکه من تغییر کنم )
(هرکسى میتونه به شیوه ى خودش با خدا ارتباط برقرار کنه )
من گاهی که میخوام خدارو حس کنم میگم ، خدایا با من حرف بزن ، و یه نشونه بده .
« وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادى عَنِّى فَإِنِّى قَرِیبُ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لى وَ لْیُؤْمِنُوا بى لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ »
سپاسگزارم از محبتهای بیکرانتان ، شما برای من پیامبر آگاهی در روزهای مهم زندگیام هستید.