اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و دوستان بابت آگاهی های فایل 8 خانه تکانی ذهن سپاسگذارم آگاهی هایی که دریافت کردم را براتون مینویسم، اول این باور اصلی به خودم یادآوری کنم من مسئول و خالق صد درصدی زندگی خودم با باورها و افکارم هستم من اتفاقات و شرایط دارم با ذهنم خلق میکنم، تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها باعث میشه از آن جنس بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشه و ببینم باید ورودی های ذهنم چیزی که میبینم، چیزی که میشنوم، چیزی که راجبش صحبت میکنم، چیزی که به فکرم میاد، چیزی که راجبش فکر میکنم رو حواسم باشه چون همه این ها کانون توجه و ورودی های ذهن منه، من باید به اتفاقات جوری نگاه کنم به قول استاد زاویه دیدم جوری تنظیم کنم که به من احساس بهتری بده واقعا ما انسان ها مهم ترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که ذهنمون رو کنترل کنیم که گاهی افسارش از دستمون در میره و طبیعیه ما انسان هستیم ما ربات نیستیم، همه ی پیشرفت های بخاطر خطاها و اشتباهات بشر بوده چرا چون این خطاها باعث کسب تجربه و بهتر عمل کردن شده، هرکسی هر خطایی یا اشتباهی کرده را قضاوت نکنیم چرا که همه ی ما انسان ها بسیار خطا کرده ایم و هرزمان خواستیم ایراد بگیریم به خود بگوییم ممکن بود من هم در همان شرایط این خطارا میکردم و با کسی بحث، دعوا و جدل نکنیم، قاضی و قضاوت کننده تنها خداوند است، خدایا کمکمون کن تو و قوانینت را هی بهتر و بهتر بشناسیم، خدایا کمکمون کن باورها و مقاومت های درونیمون پیدا و تغییر بدیم خدایا کمکمون کن ذهنمون کنترل کنیم خدایا کمکمون کن همیشه به تو متصل باشیم تا بتونیم زندگی خوبی برای خودمون بسازیم و تا زمانی که زنده هستیم از زندگی کردن لذت ببریم، یکجا خوندم نوشته بود زندگی را زندگی کن نه فقط زنده باش
اگه واقعا بخوام زندگیم رو از نو بسازم کافیه ذهنم رو کنترل کن .
مگه جریان زندگی طوفانه که منم مثله برگ تو جریان این طوفان اینور و اونور برم ، جریان زندگیم رو خودم خلق میکنم .
افکار و قانون توجهم زندگیم رو میسازه .
اونجا که میگید اگه گاهی نتونستی افکارت رو کنترل کنی ناراحت نشو ، ادامه بده و یه راهی پیدا کن تا بتونی ذهنت رو کنترل کنی .
الان تا فکری میاد یا کاری که تو قوانین خدا نیست میگم بهارک ، مگه نمیخوای تغییر کنی پس به زیبایی توجه کن .
قضاوت : چقدر دلم میخواد این موضوع در من از بین بره ، هر کسی جای خودشه و هر رفتاری میکنه به خودشه مربوطه ، چرا من بخوام ذهنمو رو درگیر موضوعی کنم که به من ربط نداره ، وقتی به چیزی فکر میکنم که اذیتم میکنه خوب نباید بهش فکر کنم .
مثله بقیه فکر نکنم . هر کسی از نگاه خودش ( چشم ) به موضوع نگاه میکنه .
سه تا پنجره روح :
« چشم که مى بینه ، گوش که مى شنوه و دهان که سخن و طعم زندگی را بازگو مى کنه . آنچه از اینها میگذره ، جهان درونت را مى سازه ، پس بزار فقط زیبایى ، راستى و شیرینى از اینها بیاد .»
( به هر چی که جالبه فکر کنی از همون جنسم وارد زندگیت میکنی )
من واقعا ایران رو دوست دارم البته الان که با دوره های شما آشنا هستم بیشتر سعی میکنم به زیبایی های اینجا توجه کنم و واقعا سعی میکنم نسبت به شرایطی که پیش میاد توجه نکنم و میگم من میتونم زندگیم رو بسازم پس اگه ناراحتم مهاجرت کنم اگه نه لذت ببرم .
کامنت یکی از دوستان در مورد نگاه به موضاعاتی که مهم نیست ولی ما بهش الکی توجه میکنیم .
وقتى از چیزی دلخور میشم ( مثل همین اتفاقات اخیر) چشمام رو مییندم و روحم رو به پرواز درمیارم ، میرم بالا از اون بالا خونمون رومى بینم و دوباره بالا و بالاتر میرم، شهرم رومى بینم ، کشورى که توش هستم رومى بینم ، و اینقدر بالا میرم که کره زمین رو می بینم ، وهمینجور ادامه میدم و بالاتر میرم، اونقدرى که کل کهکشان وستاره ها رو مى بینم.
اونقدرى بالا میرم که کره زمین رو خیلى سخت مى بینم، کوچیک ، شاید به اندازه یک نخود ، اونوقت به اون مشکل و اتفاق نازیبا فکر مى کنم.
ومى بینم که از اون بالا چقدر همه چیز کوچیکه .
به سختى میشه اون مشکل و اون اتفاق رو توى زمینى که حالا به اندازه یک نخود شده تصور کرد.
عظمت هستى رو می بینم و به این فکر مى کنم که چقدر همه چیز گذراست .
و تاریخ رو مرور مى کنم که تا بوده همین بوده.
ولى هر لحظه این رو با خودتان تکرار کنید که این نیز بگذرد .
سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیزم و گرامی من
خداروصدها هزاران بار شکر میکنم که اینجا هستم و هر روز دارم بهتر از روز قبل میشم
خدایا بیکران بیکران تو راشکر
پارسال که پروژه را گذاشتین من از تغییر فرکانس که درذاین میگفتین خیلی لذت میبردم چندین بار گوش میدادم . پوز میکردم ،دوباره گوش میدادم تا شاید درک کنم …
خداروشکر میکنم که اینروزها با نتایجم بیشتر و بیشتر دارم درک میکنم به وضوح دارم میبینم فرکانسم داره تغییر میکنه و تغییر کرد.
استاد همیشه میگین وقتی روی خودتون کار میکنی همون روزای اول نتیجه را میبینین ..مثلا به یکی فکر میکنین بهتون زنگ میزنه ، یا هوس غذایی را میکنید براتون میارن …
یا اینکه آروم هستین ، آرامش عجیبی دارین
استاد خدای من شاهده ، خدای من گواهه اونقدر حالم اینروزها خوبه که حد نداره ، البته اینجوری نیستم الکی بخندم الکی بزنم و برقصم ، میدونی چرا اینو گفتم شاید پارسال من اول راه بودم اینجوری فکر میکردم که شادی و آرامش ینی اینکه بخندی بزنی برقصی و …. نه من اینروزا به هیچ وجه فیلم بازی نمیکنم ولی استاد شما میدونی قطعا ..اصلا حس میکنم قلبم پاک شده قلبم نورانی شده حس میکنم قلبم دوباره به خدا وصل شده و اینبار محکم تر و قوی تر …استاد قلبم آرومه و حالم خوبه …اونقدر قلبم نورانیه که دارم نتیجه ها را میبینم این از نشونه ی اولش که فرکانسم رفته بالا
نشونه ی دوم
دیروز نه پریروز من توی حموم بودم نمیدونم چرا یهو فکرم رفت به یکی از بستگانمون که الان تقریبا 5 ماهی میشه ازش خبر ندارم به دلیل کدورتی که بین همسرم و همسر ایشون پیش اومده ، توی حموم اصلا نمیدونم چربطی داشت ذهنم گفت اگر فلانی یروز بهت زنگ بزنه و در مورد این کدورت صحبت کنه تو چی میگی ؟ گفتم من بهش میگم لطفا ادامه نده، چون برام مهمه فرکانسم دوباره افت نکنه …همین همین از فکرم گذر کرد و تمام
استاد باورتون میشه از حموم اومدم بیرون گوشیمو چک کردم دیدم تماس بی پاسخ فلانی …..یعنی من چند دقیقه به صفحه ی گوشی زوم کردم مات و مبهوت موندم فقط مونده بود شاخام در بیاد …اصلا داشتم دیوانه میشدم گفتم یعنی چی ؟؟؟ اصلا چیشد ؟؟؟ اصلا نفهمیدم چیشد …
نشونه ی سوم
دوباره دیروز اولین روز باشگام بود داشتم برمیگشتم توی پارک یهو کفتم بزار به فریناز زنگ بزنم بهش بگم بالاخره رفتم باشگاه ، بعد کفتم بزار سیزی خوردنمو بگیرم بعد ، سبزی گرفتم حساب کردم گوشیم زنگ خورد فریناززززز …… گفتم خدااای من ….اینجا بود شاخکام تیز شد گفتم آهاااااااا یاد حرف شما افتادم که نشونه ی تغییر فرکانسه …..
و نشونه ی بعدی که بزرگترین نشونه و به وضوح میشه فهمید، ورود آدمهای هم فرکانس در زندگیم بود …..امروز با لیلای عزیزم لیلا بشارتی
با خواهر عزیزشون ندا جان بشارتی
با ستاره ای در آسمان هفتم پروین جان عزیزم
و و و با سحر جان جهانبخش که حضور کمرنگی در سایت داره اما اما به اندازه 5 سالی که تو این مسیره با دست پر و نتایج اومده …
خدای من خدای من امروز چه محفلی بود
چه محفل گرم و دلنشین و خداپسندانه ای بود
امروز چه روز قشنگ و رویایی بود
امروز تو این محفل فقط خدا بود و بس
استاد همه از داستان زندگیشون میگفتن و همه اشک اشک اشک میریختیم من که آخراش هق هق میزدم از گریه نه از روی غم
استاد من فقط خدا را تو داستان های تک تکشون دیدم هق هق میزدم …هق هق میزدم که خدا به چه صورتی توی زندگی هر یک از آدمها خودش را نشون میده …هق هق میزدم که امروز خدا منو دعوت کرد توی این محفل تا خداشناس تر بشم ، تا بشناسمش و یاد بگیرم و ایمانم قوی تر بشم و بقول لیلای عزیز شاید من مهمان وی آی پی بودم دعوت شدم که فقط خدا را بیشتر و بیشتر ببینم و بهم بگه خدا برای همه بوده برای منم هست
خدا برای همه کسب و کار شده
خدا برای منم کسب و کار میشه
خدا برای همه رزق شده
خدا برای منم رزق میشه
خدا برای همه مرهم شده
خدا برای منم مرهم میشه
خدا برای همه آرامش و شادی شده
خدا برای منم آرامش و شادی میشه
و من زهره ی 37 ساله توی هیچ محفلی لذت نبردم هیچوقت یادم نمیاد اهل دوست و رفیق. بازی بوده باشم .اما امروز رفیق نبودیم امروز دوست نبودیم بقول دوستان منِ من بودیم ، ما نبودیم همه من بودیم … و من چقدر از این محفل لذت بردم من چقدر امروز حالم در این محفل بی نظیر بود ، اصل قابل وصف نیست …
ساعت 11 دور هم جمع شدیم تا ساعت حدودا 3 باهم بودیم اما خداشاهده دلمون نمیومد تموم بشه ، دلمون نمیود از قدرت و یگانگی خداوند نگیم و نشنویم ، دلمون نمیومد از نتایجمون نگیم ، دلمون نمیومد از قوانین صحبت نکنیم …
من از این محفل گرم و صمیمی و بشدت فرکانس بی نهایت مثبت و خوب استفاده کردم درس گرفتم و ایمانم چند درجه بیشتر شد و در این محفل از هم فرکانسی با این عزیزان بی نهایت لذت بردم اونقدر حس و حال خوبی داشتم احساس میکردم همشونو به یک اندازه دوست دارم همشون دوست داشتنی بودن ….
و از نتایج سحر جان نگم دیگه که همه مات و مبهوت موندیم نمونه ی واقعی فرشته ی زمینی بودن ، کسیکه که با کار کردن قلب و روح لطیفشون امروز همه ی ما را غرق نتایجش از ایمان از ایمان به خدا گرفت کرد …ایمانش اونقدر تحسین برانگیز بود اونقدر قلبش لطیف ببود اونقدر با خودش در صلح بود و خودش را دوست داشت که همه ی ما ازش درس گرفتیم و لذت بردیم و دوست داشتیم فقط صحبت کنه و از آرامشش بگه …
و نوووووش جونش اینهمه نتایج نووووش جونش از کسب و کار موفقش نوووش جونش از سلامتیش و هیکل بی نظیرش که با قانون سلامتی به اینجا رسیده نوووش جونش عشق در روابطش…
لیلا جان که دیگه نتایجش قابل وصف نیست ، از حال خوبش با خدا ، از حال خوبش در روابط ، حال خوبش با شهر کباب فوق العاده و عالی که امروز من و سحرجان در مدار این شهرکباب قرار گرفتیم و مهمان شهر کباب شدیم …خدایاااا شکرت از قلب بزرگ و ثروتمند لیلا جان و همسرشون …همینجا از خداوند براشون موفقیت. بیشتر برکت و ثروت بیکران را طلب میکنم و نوووش جونشون باشه این مسیر پر خیروبرکت
و چقدر از ندای عزیزم یاد گرفتم چقدر قشنگ صحبت میکنه بیشتر درک میکنه و من یاد گرفتم و دوست دارم این محفلمون ادامه داشته باشه
و چقدر از پروین عزیزم درس گرفتم چقدر از هم صحبتی با ایشون لذت بردم …
خدایاااا شکرت خدایاااا شکرت
استاد امروز من در فرکانس و مدار این عزیزان و این محفل بودم ، جهان جای شما را از لحاظ فیزیکی وقتی از لحاظ فرکانسی جات عوض میشه از لحاظ فیزیک هم شرایطت را تغییر میده ، آدمای اطرافت را تغییر میده
استاد عزیز از اونجایی که قبلا این فایل را گوش کرده بودم اینبار که دوباره گوش دادم دیدم چه قدر زندگیم راحت تر شده
با یاد گرفتن این موضوع که خودمون را در مسیر افکار و حرف های اکثریت قرار ندهم خیلی از استرس ها و افکار مشوش و باورهایی که در این بحث و صحبت ها همه نشان گر کمبود و رو به پایان رفتن است وجودم را نجات دادم
اوایل کمی بحث میکردم که نه اینجور نیست اما دیدم اشتباه است حتی بحث کردن چون همون موقع همه بیشتر میخواستن منو متوجه شرایط وخیم اون لحظه کنن و میدیدم که تا ساعت ها و روز ها جملاتشون توی ذهنم میچرخه و ریشه هایی از ترس ایجاد میکنه تا اینکه خداراشکر الان دیگه موقع شنیدن هم فکرم را مشغول چیز های دیگه میکنم و فقط با ی لبخند کوچک و حرکت سر میگذرونم
برای خودم خیلی خوشحالم که با گوش دادن دوباره به فایل ها. میبینم که پیشرفت داشتم و موفق شدم مقداری به آگاهی ها عمل کنم و اینبار مصمم تر و با انگیزه تر و آگاه تر انجامشون میدم
سلام و درود خدمت استاد عزیز, مریم جان و دوستانه خوبم
گام هشتم پروژه خانه تکانی ذهن
و چقدر با مسماست این اسم، من که حقیقتا با این آگاهی ها ذهنم زیر و رو شده
ذهنیت خالق، ذهنیت واکنش دهنده اصل مطلب این گام ، همین هست.
یادمه از بچگی بابام همیشه میگفت” الان وضع خرابه” تا الان که 46 سالمه هنوزم همین جمله رو میگه. درسته همیشه وضع خرابه، همیشه یه داستان برای گفتن هست، خبرهای بد تموم نشدنیه ولی یادمون باشه جهان دو قطبیه در مقابل وضعیت خوب خبرهای خوب و داستان های خوب هم همیشه هست.
و خبر خوب اینکه زندگی تک قطبیه، قطبی که تو انتخاب می کنی. و چقدر خوبه که ما حق انتخاب داریم.
ما موقع تولد در یک جریان ناخواسته به دنیا میایم، اما محکوم به ماندن در اون جریان نیستیم.
بخوایم که آگاهانه افکارمون رو کنترل کنیم و جریان زندگیمون رو خودمون بسازیم.
در مقابل تضادها (چیزهایی که نمی خوایم) مقاومت نکنیم، درگیر نشیم. این انرژی رو آگاهانه صرف توجه به زیبایی ها و خواسته هامون کنیم.اونوقت هدایت میشیم به جاهای بهتر.
استاد عزیز خیلی سپاسگزارم خدای عزیزم رو که دوباره هدایت شدم به این فایل برام مثل جواب و کامل کننده باور هام بود استاد من قبلاً هم این فایل شمارو گوش داده بودم و برام نعمتی فوق العاده بود خودمم کلا با قضاوت کردن بقیه میونه ای نداشتم و خیلی خوشم نمیومد همیشه به خودم میگفتم تو که جای طرف نیستی پس به تو ربطی نداره اما استاد به وقتایی از دستم در میرفت و تحت تاثیر جمع با محیط انجام میدادم بعد میدیدم انرژیم انگار داره تحلیل میره و حالم تعریفی نبود تا اینکه استاد انگار به آگاهی تازه ای رسیدم باوری که الان برای خودم ایجاد کردم اینه که همه آدم ها به دنیا اومدیم که خودمون رو تجربه کنیم که راه رستگاری و یکی شدن با منبع رو پیدا کنیم و این مرحله برای هرکدوممون متفاوته پس اگر برای آدم ها اتفاقی میوفته دیگه خودم رو درگیر نمیکنم و میگم اینم جزئی از مسیر زندگیشه حتما لازم بوده که اتفاق بیوفته اگه به نفعش نبود نمیشد پس مسیر کامل شدن برای ماها متفاوته مثل کلاس درس یکی با یه بار توضیح معلم یاد میگیره یکی نیاز به توضیح و زمان بیشتری داره و استاد خیلی شاکرم که باعث شده بیشتر از قبل سرم به کار خودم باشه و به خودم بپردازم و برای خودم وقت بذارم .
درکی که من از این فایل داشتم این بود که ما بقیه رو قضاوت نکنیم این فکر کنیم که شاید اگه منم جای اون میبودم همچین کاری میکردم یا شایدم بدتر از اون انجام میدادم مثل که یه مثال هست میگه تا کفش کسی را نپوشیدهای قضاوت نکن چون تو اون شرایط نبودی نمیدونی که چه اتفاقی افتاده پس نگیم که چی به چی هست حقیقت نصف ونیمه کمتر ازدوروغ نیست چون به طور کامل نمیدونیم واین خبر های بد که تمومی نداره همیشه است تمرکزمون فقط رویی نکات خوب باشه به هرچیزی توجه کنی اون بیشترررمیشه به همی ساده گی احساس خوب مساوی به اتفاق خوب واحساس بد مساوی به احساس بد وقتی ماتعغیر میکنیم چیزی به نام بهترین وجود نداره خداوند همه چیز را در مسیر مون قرار میده اگر ما در مسیر خوب قرار داشته باشیم هرروز بهتر بهتر سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
درود استاد عباسمنش ..(واقعا گوش دادن به حرف غیر از حرفهای شما حرام است) . نکته جالبی گفت این دوست هم فرکانسی…… شاید به قاطیعیت بگم بعد از 4 سال از عضو سایت وهرروز درسایت بودن به تمام جوانب قانون فرکانس وارتعاش رسیدم وخداوند به من الهام کرد که الان بنویسم رد پایی برای اینده شود …..اصل قانون اینست ادامه ادامه ادامه بدهید نتایج کوچک ببینید تحسین کنید ناامید نشوید خداوند به تلاش های ما پاسخ میدهد ……جهان دربرابر تلاش های ماکرنش میکند ومارا درمدار بالاتر قرار میدهد……….شیر مادر حلالت استاد راه نجات انسانها شدید……..
که یه لحظه یادم اومد ظهر جوج مشتی کباب مشتی زدیم شکرررت برای بهترین وردیهات خوشمزه ترینات پسته های خومشمزه تازه با ماست موصیر مشت وکنارش پیاز وخور استاد عالی بود
راستش من تو جای خلوت تمرکز بالایی دارم ولی گاهی توی جمع دارم یاد میگیرم چجوری حواسمو بزارم روزیبایی توی سایت بچرخمو اختله باحال کنم
شکرت برای اینکه انقد فراوانی ثروت دیدم یه عالمع مهمونی ثروت به بنده هات بخشیدی این لیاقت بخشیدی شکرت ودونه دونشونو تحسین میکنم به خصوص زهرای عزیزمو که توی زیباترین راه هست و هدایت براش بیشترو بیشتر میشه
راستش ازت یه دم نشونه میخام
مامان میگفت امشب کبابیه گفت براتون بهترین گوشتمو زدم وبرام یه نشونس کنارتم حواسم بهت هس
درس توجه به زیبایی ها ….و اعراض از نازیبایی
ینی چی ینی بگم خداجونی امروز چقد چشمام برکتو ثروتو دید چقد همه جا پر از مهمونی بودن مردم ودر نعمتته بی نهایتت شکر برای یخچال پر پیمونمون شکر
برای اینکه با خودم انقد مهربون بودم قشنگ خابیدم وسعی کردم خودمو توی ارامش نگه دارم وبا عشق تمرکز چقد فایل دیدم
شکرت برای رهایی نسبی برای ایمانی توی قلبم که با فایلای هدایتی شدتشو بیشتر میکردی راست میگی خداجون واقعا داشتم تو دلم همین فکرو میکردم هر فایلی میبینم میگم یه فایله خاص بود انرژی اگاهیش بعدیو میبینم میبینم بهتر از قبل
هرچی توی سایت میچرخم درجه ارامشو رهایم بیشتر میشه
یادم میاد باید رها کنم خودمو تو اغوش رب ودر لحظه جاری باشم
برای این سکوت شب ارامش شب شکرت زهنم استپ میزنه برای این پتوی گرم شکر
برای این سایت این رابطه عاشقانه ام باهات که قلبمو پر از عشق میکنم شکرت
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و دوستان بابت آگاهی های فایل 8 خانه تکانی ذهن سپاسگذارم آگاهی هایی که دریافت کردم را براتون مینویسم، اول این باور اصلی به خودم یادآوری کنم من مسئول و خالق صد درصدی زندگی خودم با باورها و افکارم هستم من اتفاقات و شرایط دارم با ذهنم خلق میکنم، تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها باعث میشه از آن جنس بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشه و ببینم باید ورودی های ذهنم چیزی که میبینم، چیزی که میشنوم، چیزی که راجبش صحبت میکنم، چیزی که به فکرم میاد، چیزی که راجبش فکر میکنم رو حواسم باشه چون همه این ها کانون توجه و ورودی های ذهن منه، من باید به اتفاقات جوری نگاه کنم به قول استاد زاویه دیدم جوری تنظیم کنم که به من احساس بهتری بده واقعا ما انسان ها مهم ترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که ذهنمون رو کنترل کنیم که گاهی افسارش از دستمون در میره و طبیعیه ما انسان هستیم ما ربات نیستیم، همه ی پیشرفت های بخاطر خطاها و اشتباهات بشر بوده چرا چون این خطاها باعث کسب تجربه و بهتر عمل کردن شده، هرکسی هر خطایی یا اشتباهی کرده را قضاوت نکنیم چرا که همه ی ما انسان ها بسیار خطا کرده ایم و هرزمان خواستیم ایراد بگیریم به خود بگوییم ممکن بود من هم در همان شرایط این خطارا میکردم و با کسی بحث، دعوا و جدل نکنیم، قاضی و قضاوت کننده تنها خداوند است، خدایا کمکمون کن تو و قوانینت را هی بهتر و بهتر بشناسیم، خدایا کمکمون کن باورها و مقاومت های درونیمون پیدا و تغییر بدیم خدایا کمکمون کن ذهنمون کنترل کنیم خدایا کمکمون کن همیشه به تو متصل باشیم تا بتونیم زندگی خوبی برای خودمون بسازیم و تا زمانی که زنده هستیم از زندگی کردن لذت ببریم، یکجا خوندم نوشته بود زندگی را زندگی کن نه فقط زنده باش
سلام
اگه واقعا بخوام زندگیم رو از نو بسازم کافیه ذهنم رو کنترل کن .
مگه جریان زندگی طوفانه که منم مثله برگ تو جریان این طوفان اینور و اونور برم ، جریان زندگیم رو خودم خلق میکنم .
افکار و قانون توجهم زندگیم رو میسازه .
اونجا که میگید اگه گاهی نتونستی افکارت رو کنترل کنی ناراحت نشو ، ادامه بده و یه راهی پیدا کن تا بتونی ذهنت رو کنترل کنی .
الان تا فکری میاد یا کاری که تو قوانین خدا نیست میگم بهارک ، مگه نمیخوای تغییر کنی پس به زیبایی توجه کن .
قضاوت : چقدر دلم میخواد این موضوع در من از بین بره ، هر کسی جای خودشه و هر رفتاری میکنه به خودشه مربوطه ، چرا من بخوام ذهنمو رو درگیر موضوعی کنم که به من ربط نداره ، وقتی به چیزی فکر میکنم که اذیتم میکنه خوب نباید بهش فکر کنم .
مثله بقیه فکر نکنم . هر کسی از نگاه خودش ( چشم ) به موضوع نگاه میکنه .
سه تا پنجره روح :
« چشم که مى بینه ، گوش که مى شنوه و دهان که سخن و طعم زندگی را بازگو مى کنه . آنچه از اینها میگذره ، جهان درونت را مى سازه ، پس بزار فقط زیبایى ، راستى و شیرینى از اینها بیاد .»
( به هر چی که جالبه فکر کنی از همون جنسم وارد زندگیت میکنی )
من واقعا ایران رو دوست دارم البته الان که با دوره های شما آشنا هستم بیشتر سعی میکنم به زیبایی های اینجا توجه کنم و واقعا سعی میکنم نسبت به شرایطی که پیش میاد توجه نکنم و میگم من میتونم زندگیم رو بسازم پس اگه ناراحتم مهاجرت کنم اگه نه لذت ببرم .
کامنت یکی از دوستان در مورد نگاه به موضاعاتی که مهم نیست ولی ما بهش الکی توجه میکنیم .
وقتى از چیزی دلخور میشم ( مثل همین اتفاقات اخیر) چشمام رو مییندم و روحم رو به پرواز درمیارم ، میرم بالا از اون بالا خونمون رومى بینم و دوباره بالا و بالاتر میرم، شهرم رومى بینم ، کشورى که توش هستم رومى بینم ، و اینقدر بالا میرم که کره زمین رو می بینم ، وهمینجور ادامه میدم و بالاتر میرم، اونقدرى که کل کهکشان وستاره ها رو مى بینم.
اونقدرى بالا میرم که کره زمین رو خیلى سخت مى بینم، کوچیک ، شاید به اندازه یک نخود ، اونوقت به اون مشکل و اتفاق نازیبا فکر مى کنم.
ومى بینم که از اون بالا چقدر همه چیز کوچیکه .
به سختى میشه اون مشکل و اون اتفاق رو توى زمینى که حالا به اندازه یک نخود شده تصور کرد.
عظمت هستى رو می بینم و به این فکر مى کنم که چقدر همه چیز گذراست .
و تاریخ رو مرور مى کنم که تا بوده همین بوده.
ولى هر لحظه این رو با خودتان تکرار کنید که این نیز بگذرد .
سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیزم و گرامی من
خداروصدها هزاران بار شکر میکنم که اینجا هستم و هر روز دارم بهتر از روز قبل میشم
خدایا بیکران بیکران تو راشکر
پارسال که پروژه را گذاشتین من از تغییر فرکانس که درذاین میگفتین خیلی لذت میبردم چندین بار گوش میدادم . پوز میکردم ،دوباره گوش میدادم تا شاید درک کنم …
خداروشکر میکنم که اینروزها با نتایجم بیشتر و بیشتر دارم درک میکنم به وضوح دارم میبینم فرکانسم داره تغییر میکنه و تغییر کرد.
استاد همیشه میگین وقتی روی خودتون کار میکنی همون روزای اول نتیجه را میبینین ..مثلا به یکی فکر میکنین بهتون زنگ میزنه ، یا هوس غذایی را میکنید براتون میارن …
یا اینکه آروم هستین ، آرامش عجیبی دارین
استاد خدای من شاهده ، خدای من گواهه اونقدر حالم اینروزها خوبه که حد نداره ، البته اینجوری نیستم الکی بخندم الکی بزنم و برقصم ، میدونی چرا اینو گفتم شاید پارسال من اول راه بودم اینجوری فکر میکردم که شادی و آرامش ینی اینکه بخندی بزنی برقصی و …. نه من اینروزا به هیچ وجه فیلم بازی نمیکنم ولی استاد شما میدونی قطعا ..اصلا حس میکنم قلبم پاک شده قلبم نورانی شده حس میکنم قلبم دوباره به خدا وصل شده و اینبار محکم تر و قوی تر …استاد قلبم آرومه و حالم خوبه …اونقدر قلبم نورانیه که دارم نتیجه ها را میبینم این از نشونه ی اولش که فرکانسم رفته بالا
نشونه ی دوم
دیروز نه پریروز من توی حموم بودم نمیدونم چرا یهو فکرم رفت به یکی از بستگانمون که الان تقریبا 5 ماهی میشه ازش خبر ندارم به دلیل کدورتی که بین همسرم و همسر ایشون پیش اومده ، توی حموم اصلا نمیدونم چربطی داشت ذهنم گفت اگر فلانی یروز بهت زنگ بزنه و در مورد این کدورت صحبت کنه تو چی میگی ؟ گفتم من بهش میگم لطفا ادامه نده، چون برام مهمه فرکانسم دوباره افت نکنه …همین همین از فکرم گذر کرد و تمام
استاد باورتون میشه از حموم اومدم بیرون گوشیمو چک کردم دیدم تماس بی پاسخ فلانی …..یعنی من چند دقیقه به صفحه ی گوشی زوم کردم مات و مبهوت موندم فقط مونده بود شاخام در بیاد …اصلا داشتم دیوانه میشدم گفتم یعنی چی ؟؟؟ اصلا چیشد ؟؟؟ اصلا نفهمیدم چیشد …
نشونه ی سوم
دوباره دیروز اولین روز باشگام بود داشتم برمیگشتم توی پارک یهو کفتم بزار به فریناز زنگ بزنم بهش بگم بالاخره رفتم باشگاه ، بعد کفتم بزار سیزی خوردنمو بگیرم بعد ، سبزی گرفتم حساب کردم گوشیم زنگ خورد فریناززززز …… گفتم خدااای من ….اینجا بود شاخکام تیز شد گفتم آهاااااااا یاد حرف شما افتادم که نشونه ی تغییر فرکانسه …..
و نشونه ی بعدی که بزرگترین نشونه و به وضوح میشه فهمید، ورود آدمهای هم فرکانس در زندگیم بود …..امروز با لیلای عزیزم لیلا بشارتی
با خواهر عزیزشون ندا جان بشارتی
با ستاره ای در آسمان هفتم پروین جان عزیزم
و و و با سحر جان جهانبخش که حضور کمرنگی در سایت داره اما اما به اندازه 5 سالی که تو این مسیره با دست پر و نتایج اومده …
خدای من خدای من امروز چه محفلی بود
چه محفل گرم و دلنشین و خداپسندانه ای بود
امروز چه روز قشنگ و رویایی بود
امروز تو این محفل فقط خدا بود و بس
استاد همه از داستان زندگیشون میگفتن و همه اشک اشک اشک میریختیم من که آخراش هق هق میزدم از گریه نه از روی غم
استاد من فقط خدا را تو داستان های تک تکشون دیدم هق هق میزدم …هق هق میزدم که خدا به چه صورتی توی زندگی هر یک از آدمها خودش را نشون میده …هق هق میزدم که امروز خدا منو دعوت کرد توی این محفل تا خداشناس تر بشم ، تا بشناسمش و یاد بگیرم و ایمانم قوی تر بشم و بقول لیلای عزیز شاید من مهمان وی آی پی بودم دعوت شدم که فقط خدا را بیشتر و بیشتر ببینم و بهم بگه خدا برای همه بوده برای منم هست
خدا برای همه کسب و کار شده
خدا برای منم کسب و کار میشه
خدا برای همه رزق شده
خدا برای منم رزق میشه
خدا برای همه مرهم شده
خدا برای منم مرهم میشه
خدا برای همه آرامش و شادی شده
خدا برای منم آرامش و شادی میشه
و من زهره ی 37 ساله توی هیچ محفلی لذت نبردم هیچوقت یادم نمیاد اهل دوست و رفیق. بازی بوده باشم .اما امروز رفیق نبودیم امروز دوست نبودیم بقول دوستان منِ من بودیم ، ما نبودیم همه من بودیم … و من چقدر از این محفل لذت بردم من چقدر امروز حالم در این محفل بی نظیر بود ، اصل قابل وصف نیست …
ساعت 11 دور هم جمع شدیم تا ساعت حدودا 3 باهم بودیم اما خداشاهده دلمون نمیومد تموم بشه ، دلمون نمیود از قدرت و یگانگی خداوند نگیم و نشنویم ، دلمون نمیومد از نتایجمون نگیم ، دلمون نمیومد از قوانین صحبت نکنیم …
من از این محفل گرم و صمیمی و بشدت فرکانس بی نهایت مثبت و خوب استفاده کردم درس گرفتم و ایمانم چند درجه بیشتر شد و در این محفل از هم فرکانسی با این عزیزان بی نهایت لذت بردم اونقدر حس و حال خوبی داشتم احساس میکردم همشونو به یک اندازه دوست دارم همشون دوست داشتنی بودن ….
و از نتایج سحر جان نگم دیگه که همه مات و مبهوت موندیم نمونه ی واقعی فرشته ی زمینی بودن ، کسیکه که با کار کردن قلب و روح لطیفشون امروز همه ی ما را غرق نتایجش از ایمان از ایمان به خدا گرفت کرد …ایمانش اونقدر تحسین برانگیز بود اونقدر قلبش لطیف ببود اونقدر با خودش در صلح بود و خودش را دوست داشت که همه ی ما ازش درس گرفتیم و لذت بردیم و دوست داشتیم فقط صحبت کنه و از آرامشش بگه …
و نوووووش جونش اینهمه نتایج نووووش جونش از کسب و کار موفقش نوووش جونش از سلامتیش و هیکل بی نظیرش که با قانون سلامتی به اینجا رسیده نوووش جونش عشق در روابطش…
لیلا جان که دیگه نتایجش قابل وصف نیست ، از حال خوبش با خدا ، از حال خوبش در روابط ، حال خوبش با شهر کباب فوق العاده و عالی که امروز من و سحرجان در مدار این شهرکباب قرار گرفتیم و مهمان شهر کباب شدیم …خدایاااا شکرت از قلب بزرگ و ثروتمند لیلا جان و همسرشون …همینجا از خداوند براشون موفقیت. بیشتر برکت و ثروت بیکران را طلب میکنم و نوووش جونشون باشه این مسیر پر خیروبرکت
و چقدر از ندای عزیزم یاد گرفتم چقدر قشنگ صحبت میکنه بیشتر درک میکنه و من یاد گرفتم و دوست دارم این محفلمون ادامه داشته باشه
و چقدر از پروین عزیزم درس گرفتم چقدر از هم صحبتی با ایشون لذت بردم …
خدایاااا شکرت خدایاااا شکرت
استاد امروز من در فرکانس و مدار این عزیزان و این محفل بودم ، جهان جای شما را از لحاظ فیزیکی وقتی از لحاظ فرکانسی جات عوض میشه از لحاظ فیزیک هم شرایطت را تغییر میده ، آدمای اطرافت را تغییر میده
الهی صد هزار بار تو را شکر
به نام خدا
سلام استاد نازنین ، مریم جان و دوستان همراه
گام هشتم از پروژه خانه تکانی ذهن
استاد عزیز از اونجایی که قبلا این فایل را گوش کرده بودم اینبار که دوباره گوش دادم دیدم چه قدر زندگیم راحت تر شده
با یاد گرفتن این موضوع که خودمون را در مسیر افکار و حرف های اکثریت قرار ندهم خیلی از استرس ها و افکار مشوش و باورهایی که در این بحث و صحبت ها همه نشان گر کمبود و رو به پایان رفتن است وجودم را نجات دادم
اوایل کمی بحث میکردم که نه اینجور نیست اما دیدم اشتباه است حتی بحث کردن چون همون موقع همه بیشتر میخواستن منو متوجه شرایط وخیم اون لحظه کنن و میدیدم که تا ساعت ها و روز ها جملاتشون توی ذهنم میچرخه و ریشه هایی از ترس ایجاد میکنه تا اینکه خداراشکر الان دیگه موقع شنیدن هم فکرم را مشغول چیز های دیگه میکنم و فقط با ی لبخند کوچک و حرکت سر میگذرونم
برای خودم خیلی خوشحالم که با گوش دادن دوباره به فایل ها. میبینم که پیشرفت داشتم و موفق شدم مقداری به آگاهی ها عمل کنم و اینبار مصمم تر و با انگیزه تر و آگاه تر انجامشون میدم
خداراشکر
سلام و درود خدمت استاد عزیز, مریم جان و دوستانه خوبم
گام هشتم پروژه خانه تکانی ذهن
و چقدر با مسماست این اسم، من که حقیقتا با این آگاهی ها ذهنم زیر و رو شده
ذهنیت خالق، ذهنیت واکنش دهنده اصل مطلب این گام ، همین هست.
یادمه از بچگی بابام همیشه میگفت” الان وضع خرابه” تا الان که 46 سالمه هنوزم همین جمله رو میگه. درسته همیشه وضع خرابه، همیشه یه داستان برای گفتن هست، خبرهای بد تموم نشدنیه ولی یادمون باشه جهان دو قطبیه در مقابل وضعیت خوب خبرهای خوب و داستان های خوب هم همیشه هست.
و خبر خوب اینکه زندگی تک قطبیه، قطبی که تو انتخاب می کنی. و چقدر خوبه که ما حق انتخاب داریم.
ما موقع تولد در یک جریان ناخواسته به دنیا میایم، اما محکوم به ماندن در اون جریان نیستیم.
بخوایم که آگاهانه افکارمون رو کنترل کنیم و جریان زندگیمون رو خودمون بسازیم.
در مقابل تضادها (چیزهایی که نمی خوایم) مقاومت نکنیم، درگیر نشیم. این انرژی رو آگاهانه صرف توجه به زیبایی ها و خواسته هامون کنیم.اونوقت هدایت میشیم به جاهای بهتر.
طرز کار ذهن رو بفهمیم.
بازی رو بفهمیم.
اصل کارکرد جهان و درک کنیم.
و با ایمان ، باور و تعهد مسیرمون رو طی کنیم.
با سپاس فراوان
بنام خالق بی همتا
درود به استاد نازنین و خانم شایسته مهربان
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دیگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و بد تو خود را باش
هر کسی دِرود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هوشیار چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به در افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
استاد عزیز خیلی سپاسگزارم خدای عزیزم رو که دوباره هدایت شدم به این فایل برام مثل جواب و کامل کننده باور هام بود استاد من قبلاً هم این فایل شمارو گوش داده بودم و برام نعمتی فوق العاده بود خودمم کلا با قضاوت کردن بقیه میونه ای نداشتم و خیلی خوشم نمیومد همیشه به خودم میگفتم تو که جای طرف نیستی پس به تو ربطی نداره اما استاد به وقتایی از دستم در میرفت و تحت تاثیر جمع با محیط انجام میدادم بعد میدیدم انرژیم انگار داره تحلیل میره و حالم تعریفی نبود تا اینکه استاد انگار به آگاهی تازه ای رسیدم باوری که الان برای خودم ایجاد کردم اینه که همه آدم ها به دنیا اومدیم که خودمون رو تجربه کنیم که راه رستگاری و یکی شدن با منبع رو پیدا کنیم و این مرحله برای هرکدوممون متفاوته پس اگر برای آدم ها اتفاقی میوفته دیگه خودم رو درگیر نمیکنم و میگم اینم جزئی از مسیر زندگیشه حتما لازم بوده که اتفاق بیوفته اگه به نفعش نبود نمیشد پس مسیر کامل شدن برای ماها متفاوته مثل کلاس درس یکی با یه بار توضیح معلم یاد میگیره یکی نیاز به توضیح و زمان بیشتری داره و استاد خیلی شاکرم که باعث شده بیشتر از قبل سرم به کار خودم باشه و به خودم بپردازم و برای خودم وقت بذارم .
هر جای جهان که هستید شاد و تندرست باشید.
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
روز شمار تحول پنجاه و ششم
درکی که من از این فایل داشتم این بود که ما بقیه رو قضاوت نکنیم این فکر کنیم که شاید اگه منم جای اون میبودم همچین کاری میکردم یا شایدم بدتر از اون انجام میدادم مثل که یه مثال هست میگه تا کفش کسی را نپوشیدهای قضاوت نکن چون تو اون شرایط نبودی نمیدونی که چه اتفاقی افتاده پس نگیم که چی به چی هست حقیقت نصف ونیمه کمتر ازدوروغ نیست چون به طور کامل نمیدونیم واین خبر های بد که تمومی نداره همیشه است تمرکزمون فقط رویی نکات خوب باشه به هرچیزی توجه کنی اون بیشترررمیشه به همی ساده گی احساس خوب مساوی به اتفاق خوب واحساس بد مساوی به احساس بد وقتی ماتعغیر میکنیم چیزی به نام بهترین وجود نداره خداوند همه چیز را در مسیر مون قرار میده اگر ما در مسیر خوب قرار داشته باشیم هرروز بهتر بهتر سپاس از استاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین
خدایا شکرت که تورادارم
درود استاد عباسمنش ..(واقعا گوش دادن به حرف غیر از حرفهای شما حرام است) . نکته جالبی گفت این دوست هم فرکانسی…… شاید به قاطیعیت بگم بعد از 4 سال از عضو سایت وهرروز درسایت بودن به تمام جوانب قانون فرکانس وارتعاش رسیدم وخداوند به من الهام کرد که الان بنویسم رد پایی برای اینده شود …..اصل قانون اینست ادامه ادامه ادامه بدهید نتایج کوچک ببینید تحسین کنید ناامید نشوید خداوند به تلاش های ما پاسخ میدهد ……جهان دربرابر تلاش های ماکرنش میکند ومارا درمدار بالاتر قرار میدهد……….شیر مادر حلالت استاد راه نجات انسانها شدید……..
سلام به شما هم مسیران
خدارو شکر بابت این محتوای عالی و استاد با ایمان،
امیدوارم که از حالا به بعد با چنین انسانی هایی زندگی کنیم.
درک و دریافت ما:
در ابتدا این مسئله فکر و عمل کردن طبق جامعه مساوی نتیجه گرفتن مانند آنهاست برایمان مرور شد.
ما بین این توضیح به نکات مهمی اشاره شد:
1.ما هیچ وقت حق قضاوت را نداریم، به قول شاعر:
گر نداری دانش ترکیب رنگ – بین گل ها زشت و زیبا مکن
خوب دیدن شرط انسان بودنست – عیب را در این وآن پیدا مکن
ما جای آن انسان نیستم که بخوایم تصمیم بگیریم،اما مطمئنم که آن بهترین تصمیم را گرفته،
اگر خودمان را جای انسان بگذاریم براحتی متوجه این موضوع می شویم.
2.این وظیفه ماست که دائما آرام و شاد باشیم و با هر چالشی روبرو شدیم، نکات مثبت آن را ببینیم
این باعث میشود تا هدایت شویم به سمت خواسته هایمان، نه ناخواسته ها
هر چند اگر شما توجه کنید به موضوعی ناخواسته چه بگویید که نمی خواهیمش و چه بد است و خوب،
آن را دعوت کردی به زندگی خودت مانند مثال “دست در آتش بردن استاد”
سلاح ما توجه ماست، به هر چیزی توجه کنی آن قدرت می گیرید و به سمت تو می آید.
3.”ما باید مواظب ورودی های ذهن و افکار و کلام و … باشیم تا هدایت شویم به جای درست.”
این یعنی: ذهنیت خالق که خواسته ها را رقم می زند.
امیدوارم که اینطور پیش برویم با درک اینکه خداوند دائما ما را حمایت می کند و بزودی از بدنه جامعه جدا بشیم.
ممنونم که تا انتها این دیدگاه همراهی کردید،
مشتاق دیدگاه شما هستیم.
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای یه روز پر از برکتو فراوانید واسونی کارهاتو هدایت
راستش دیشب احساس میکردم پرتین لازمم وبه فکر منبعه خوب پروتینی بودم
که یه لحظه یادم اومد ظهر جوج مشتی کباب مشتی زدیم شکرررت برای بهترین وردیهات خوشمزه ترینات پسته های خومشمزه تازه با ماست موصیر مشت وکنارش پیاز وخور استاد عالی بود
خداجونی عاشقتتتمم
برای رابطه قشنگم با خواهری با مامان شکر
برای اگاهی های خالصی والهام که برو بخواب
الهام که فایل ببین فرصت دادی پیاده روی کنم
فرصت دادی روت تمرکز دقته بیشتری کنم سعی کردم تمرکزم جم کنم روی خودم
راستش من تو جای خلوت تمرکز بالایی دارم ولی گاهی توی جمع دارم یاد میگیرم چجوری حواسمو بزارم روزیبایی توی سایت بچرخمو اختله باحال کنم
شکرت برای اینکه انقد فراوانی ثروت دیدم یه عالمع مهمونی ثروت به بنده هات بخشیدی این لیاقت بخشیدی شکرت ودونه دونشونو تحسین میکنم به خصوص زهرای عزیزمو که توی زیباترین راه هست و هدایت براش بیشترو بیشتر میشه
راستش ازت یه دم نشونه میخام
مامان میگفت امشب کبابیه گفت براتون بهترین گوشتمو زدم وبرام یه نشونس کنارتم حواسم بهت هس
درس توجه به زیبایی ها ….و اعراض از نازیبایی
ینی چی ینی بگم خداجونی امروز چقد چشمام برکتو ثروتو دید چقد همه جا پر از مهمونی بودن مردم ودر نعمتته بی نهایتت شکر برای یخچال پر پیمونمون شکر
برای اینکه با خودم انقد مهربون بودم قشنگ خابیدم وسعی کردم خودمو توی ارامش نگه دارم وبا عشق تمرکز چقد فایل دیدم
شکرت برای رهایی نسبی برای ایمانی توی قلبم که با فایلای هدایتی شدتشو بیشتر میکردی راست میگی خداجون واقعا داشتم تو دلم همین فکرو میکردم هر فایلی میبینم میگم یه فایله خاص بود انرژی اگاهیش بعدیو میبینم میبینم بهتر از قبل
هرچی توی سایت میچرخم درجه ارامشو رهایم بیشتر میشه
یادم میاد باید رها کنم خودمو تو اغوش رب ودر لحظه جاری باشم
برای این سکوت شب ارامش شب شکرت زهنم استپ میزنه برای این پتوی گرم شکر
برای این سایت این رابطه عاشقانه ام باهات که قلبمو پر از عشق میکنم شکرت