اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم نوش جونتون این زندگی فوق العاده این همه نعمت وفراوانی وحال خوب
کسی که اینجوری آگاهانه ومنطقی ذهنشو کنترل میکنه ودرجهت مثبت هدایتش میکنه نتیجش چیزی جز این نمیتونه باشه
انصافا ندیدم تابحال کسی اینجوری بامنطق به قضایا نگاکنه ونه دیدم نه شنیدم حتی یک نفر این مسئله رو از این زاویه تحلیل وبررسی کنه، چقد خوب خودتونو جای طرف مقابل میذارید وچقدخوب توضیح میدین
واقعااااا لذتتتتتتت بردم
هرچی جلوترمیرم وباقوانین بیشترآشنامیشم بیشتربه درک این جملتون میرسم که هرکسی هرجایی هست دربهترین جایگاه خودشه وهیچ بی عدالتی درجهان رخ نداده ونمیده وواقعا به این جمله رسیدم که قوانین خدا لاینفکه وخیلی دقیق وحساب شده کارمیکنه وهیچ وقت هیچ خطاواشتباهی رخ نمیده امکان نداره جهان اشتباه کنه
ما همیشه یاد گرفتیم که وقتی خودمون مرتکب یه اشتباه میشیم هزار تا بهونه میاریم که تقصیر ما نبوده و یهویی اتفاق افتاد ولی اگه کسی گناهی انجام بده و خطایی ازش سر بزنه همه اون مقصر میدونیم و اون گناه کار میدونیم و شروع میکنیم قضاوت کردن
اگه مثل بقیه فکر کنیم و باورهامون مثل بقیه شکل بدیم ماهم مثل اونا تو یه مسیر قرار میگیرم ما خودمون با باور های ذهنیمون زندگی خودمون را شکل میدیم هرکسی تو هر جایگاهی که رسیده با باورهای ذهنی که داشته به اون مسیر رسیده ما باید باور هامون تغییر بدیم و با بقیع هم مسیر نشیم و تمرکز خودمون رو بزاریم رو زیبای ها و نعمت های که داریم و از اخبار منفی و و انرژی های بد دوری کنیم
درود به استاد شایسته ی مهربان و استاد عباسمنش بزرگوار
استادجان از روزی که تعهد دادم این پروژه رو انجام بدم زندگیم دگرگون شده هر روز با ذوق 2ساعت از وقتم رو با عشق اختصاص میدم به گام های این پروژه و این دو ساعت چقدر خدا قشنگ بامن حرف میزنه…. دو ساعت جادویی و خاص
امروز این فایل باز هم منو آگاه تر کرد.. استاد هر گام از این پروژه رو نگاه میکنم ب همسرم میگم این بهترین فایل استاد بود ولی باز فایل بعدی تون بهترینه و این تغییر مدار منه…
خدایا شکرت که هر بار داری منو به فایل های بهتر هدایت میکنی
استاد من خیلی وقتا از نزدیکانم ایراد میگرفتم و فکر میکردم دارم براشون دلسوزی میکنم و اشتباهشون رو بهشون یادآوری میکردم بعد میدیدم همون اشتباه دیگران رو خودم دارم انجام میدم و توی زندگیم اتفاق میفته و این زنگ خطری شده بود واسم امروز فهمیدم چقدر اشتباه فکر میکردم و به ظاهر نیت من درست بوده
مدتها پیش که هنوز آگاه نبودم با یه دوست قدیمی صحبت میکردم بهش گغتم نمیدونم چرا اینقدر بعضیا ناراضی ان و غر میزنن آخه مگه هیچ زیبایی توی زندگیشون نیست و یه جوری صحبت کردم انگار کسی حق نداره اشتباه کنه اونم بهم گفت ولی تو جای اونا نیستی نباید اینو بگی اول ازش ناراحت شدم و گفتم اینم شبیه همه اس تا اینکه توو زندگی خودم اتفاق افتاد و واقعا حرفشو درک کردم امروز این فایل منو بیدار کرد منی که فکر میکردم دارم درست فکر میکنم
استاد خدا با شما و با این فایل جواب خیلی از سوالات رو بمن داد و منو بیدار کرد
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام هشتم
ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده،
اگر مثل بقیه مردم فکر میکنید مثل بقیه مردم نتیجه میگیرید،
منظورم اون کلیت جامعه هست توی هر جامعهای که زندگی میکنید
اگر داری مثل اونا فکر میکنی و مثل اونا عمل میکنی مطمئناً مثل اونا نتیجه میگیری,
یعنی به خاطر اینکه حالا بقیه اینجوری فکر میکنن یا بقیه الان شاکین یا بقیه فلانن منم جزئی از اون داستان بشم جزئی از اون جریان بشم دوست داری بشو،
فقط این قاعده رو یادت باشه که تو هم نتایجی رو میگیری که بقیه دارن
من وقتی فهمیدم افکارمونه کانون توجهمونه که داره زندگی ما رو رقم میزنه تصمیم گرفتم که جور دیگهای به قضیه نگاه کنم تصمیم گرفتم که مثل بقیه فکر نکنم
فکرم رو کنترل کنم
افکارم رو به سمتی ببرم که به من احساس بهتری میده
احساس قدرت میده
احساس خوبی میده
اگر قرار باشه ما هر اتفاقی میفته بیایم بشینیم در مورد اون صحبت کنیم مخصوصاً توی جامعه ایران که منتظرن یه اتفاقی بیفته بشینن در موردش صحبت کنن
یعنی آدمها به صورت ناخودآگاه منتظرن یه اتفاقی پیش بیاد یه حرفی رو با هم رد و بدل کنن
یعنی همه انگار یه جریانی میاد و همه رو با خودش میبره
همه خودشون رو سپردن به جریان و اجازه میدن که اون جریان هرجوری که دوست داره اینا رو رهبری کنه و اینا رو ببره
این اون چیزیه که من نخواستم تو زندگیم باشه
دوست داشتم خودم افکارم رو کنترل کنم خودم اونجوری که دوست دارم زندگیم رو خلق کنم،
اون موقعی که توی اتفاقات 88 بود توی تهران درگیریهای وحشتناک شهر روی هوا بود،بعد توی اون زمان توی اون شرایط و موقعیتی که همه میخواستن در مورد این مسائل صحبت کنن که اینجوری شد اونجوری شد حقمون رو خوردن من توی اون شرایط با اینکه برنامه داشتم سمینار داشتم سعی میکردم اصلاً ذهنم رو پاک کنم و توجه کنم به چیزهایی که دوست دارم
کار راحتی هم نیست
هر چقدر آدم تلاش میکنه یه جاهایی از دستش در میره و اینم طبیعیه
ولی اینکه آگاهانه تلاش کنه که افکارش رو کنترل کنه
آگاهانه تلاش کنه مثل بقیه نباشه
یعنی یه جریانی نیاد ما رو ببره
باید جریان و زندگیم رو خودم بسازم نه اینکه یه جریان یا داستانی زندگی منو خلق کنه، بگیم یه جریانی هست
یه طوفانی هست
منم یه برگی ام توی این طوفان و این طوفان تصمیم میگیره منو کجا ببره
کل حرف من درمورد مسائل توحیدِ
و همه چیز اینه که طوفانی در کار نیست، جریانی در کار نیست که ما رو با خودش ببره، ما هر کدوم جریان زندگی مون رو خلق میکنیم،
این نیست که بگیم چون الان مردم اینجوری فکر میکنن چون شرایط اینجوریه همه هم باید در مورد این مسائل صحبت کنن،
همه هم همینجوری نتیجه میگیرن و هیچ راهی هم نیست،
توی همون شرایط و توی همون موقعیت یه عده محدودی هستن که نتیجه متفاوتی میگیرن،
قاعدش اینه راهش اینه که ما تصمیم بگیریم که میخواهیم زندگیمون رو دیگران برامون بسازن جریان برامون بسازه سیاستهای دولتها و کشورها برامون بسازه یا میخوایم زندگیمون رو خودمون بسازیم،
تفکر اشتباه از اونجایی شروع میشه که من قدرتی در مورد خلق زندگیم ندارم
من توانایی در مورد خلق زندگیم ندارم
از اینجا کل این اشتباهات فکری بشر شروع میشه
من وقتی قانون رو فهمیدم که زندگی من داره با افکارم رقم میخوره و به کانون توجهم ربط داره گفتم کاری که باید بکنم اینه که باید کانون توجهم رو کنترل کنم کار راحتی هم نیست
ولی آدم تمرین میکنه و اگر ایمان داشته باشه اگر باور داشته باشه که این افکارش هست که زندگیش رو رقم میزنه و اگر بدونه که اگه من مثل بقیه مردم فکر کنم و عمل کنم و واکنش نشون بدم من هم چیزی بیش از اونها تو زندگیم خلق نمیکنم منم همون شرایط رو خلق میکنم
دلیل این اشتباهاتی که توی کشور میفته از لحاظ فرکانسی اینه که فضای کشور، فضای فکری اون اندیشه تبار اون فضای فکری جمع به یک سمتی هست که همش بلا سرش میاد، دلیلش هم اینه
دلیل این اتفاقات اینه که یه عده بسیار زیادی بالای 95 درصد جامعه درگیرن با همه
با خودشون با دیگران
یه مقاومتهایی توی وجودشون هست هماهنگ نیستن با خودشون،
با خدای خودشون
آرامش ندارن از لحاظ درونی
و این نتیجه اون نگاهه،
هر کسی که میخواد قضاوت کنه هر کسی که میخواد جنجال به پا کنه اول به خودش بگه من خودم مگه این همه اشتباه توی زندگیم نکردم
بارها و بارها هر کدوم از ما تو شرایط مختلف اشتباه کردیم،
در همه موارد میشه جوری فکر کرد که واقعاً آدم ذهنش رو کنترل کنه
هرکسی تو هر جایی به هر نقطهای رسیده به هر موفقیتی رسیده اصلاً مهم نیست که اون موفقیته تحصیلیِ درسیِ شغلیِ مالیِ هرچی که بوده تونسته ذهنش رو کنترل کنه
یکی میگه من به قانون جذب اعتقاد ندارم وقتی باهاش مصاحبه میکنی وقتی ازش سوال میکنی میبینی که همه جا تو حرفاش میگه من اون موقع تونستم اینجوری ذهنم رو کنترل کنم تونستم جور دیگهای فکر کنم خب همون میشه دیگه
میشه قانون جذب،
حالا به جملهاش اعتقاد نداره یا برداشت متفاوتی داره از این داستان قانون جذب مهم نیست،
مهم اینه که اون داره همون کارو انجام میده و داره به دلیل کنترل ذهنش نتایج رو خلق میکنه بر خلاف بقیه،
خیلیها فکر میکنن به دنیا اومدن وقتی به دنیا اومدن خودشون رو توی جریانی دیدن و این جریانه هر کجا میبرده اینا هم باید میرفتن باهاش و کنترلی روی زندگیشون نداشتن
از وقتی که فهمیدم بازی این نیست و من کنترل دارم روی زندگی خودم اومدم شرایط رو تغییر دادم و گفتم من روی زندگی خودم کنترل دارم
من با افکارم این کارها رو میکنم
حالا اینکه چه جوری با افکارم زندگیم رو تغییر بدم دیگه یواش یواش یاد میگیرم
بعد فهمیدم که اگه به چیزای ناجانب توجه کنم چیزهای ناجالب بیشتری توی زندگیم میاد
با هر منطقی با هر دلیلی
بچهها با هر منطقی مهم نیست چقدر منطق قوی باشه اگر به چیزی توجه میکنی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگیت میکنی اصلاً مهم نیست که چقدر دلیل قانع کنندهای داری برای اینکه من باید به این موضوع نادلخواه توجه کنم
اگه داری این کارها رو میکنی مثل این میمونه که دستت رو بکنی توی آتیش
با هر منطقی دستت رو بکنی توی آتیش دستت میسوزه
اصلاً مهم نیست که دلیلتون چیه
دلیلتون اینه که یکی رو نجات بدید
دلیلتون اینه که تست کنید ببینید این آتیشه چیه
دلیلتون اینه که از توی آتیشه رد بشید
اصلاً مهم نیست که منطقش چیه و چقدر منطقیه یا چقدر غیر منطقیه
اگر داری دستت رو میکنی تو آتیش دستت میسوزه،
حالا ما به جای اینکه بیایم بگیم چرا اینجوریه چرا مملکت اونجوریه
مملکت رو دوست نداری؟؟
توجه رو بذار روی زیباییهای اطرافت
هدایت میشی به جایی که زیباتره
مقاومتی در کار نیست
شرایطی در کار نیست
فکر نکنید با آقا دوست ندارم مرگ بر فلانی مرگ بر بهمانی فحش و داد و بیداد زندگیتون عوض میشه
اگر شما برید توی فضای مقاومت کردن و درگیر شدن مهم نیست که درگیری توی فامیلتون باشه یا توی کلیت کشور باشه
اگر داری درگیر میشی، مقاومت میکنی، بحث میکنی، جدل میکنی، در یک کلام داری به چیزی توجه میکنی که نمیخواهی
داری اونو به زندگیت دعوت میکنی
حالا شرایط جالب نیست خوب نیست آگاهانه سعی کن به اون شرایط ناجالب توجه نکنی و توجه کنی به شرایط جالب
اون وقت جهان جای شما رو از
لحاظ فیزیکی،
وقتی از لحاظ فرکانسی جات عوض میشه، وقتی از لحاظ فرکانسی مثل بقیه مردم فکر نمیکنی
از لحاظ فیزیکی هم مثل بقیه مردم توی اون جایی که بقیه مردم هستن نخواهی بود و اون شرایط رو تجربه نخواهی کرد،
سعی کنیم توی تمام موارد به جای اینکه همش بشینیم بگیم که این اشتباه کرد اون اشتباه
کرد و تمرکز کنیم رو اشتباهات،
بگیم ما که جای اونا نیستیم ما که توی موقعیت اونا نیستیم
من هم که نمیخوام این شرایط رو تجربه کنم میام تمرکز میذارم روی زیباییها روی قشنگیها
هر جایی که میتونم هرجایی که هست
وقتی این کارو میکنید یه اتفاقات جالبی میفته
وقتی مثل بقیه فکر نمیکنید به خدا قسم مسیرتون از بقیه جدا میشه
نتایجتون شرایطتون روابط عاطفیتون سلامتیتون ثروتتون همه چیزتون تغییر میکنه
چرا،؟؟
به یک دلیل ساده
چون تو تغییر کردی
تو مثل بقیه فکر نکردی
اگر اصل کارکرد جهان رو بدونید خیلی راحتتر میتونید خودتون رو تطبیق بدید با قوانین جهان
ولی تا وقتی که میخواهید اونجوری که خودتون دوست داشتید یا از قبل فکر میکردید فکر کنید
به به خدا راهی نیست برای تغییر،
خدا قسم مهم نیست که الان شرایطتون چه جوریه
اگر افکار و باورهاتون تغییر کنه شما هدایت میشید به جاهای آرام
به جاهای خوب از لحاظ فیزیکی،
وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر میکنید از لحاظ فیزیکی هم تغییر میکنید،
وقتی تغییر میکنید آدمهای دریوری آدمهای درب و داغون اصلاً نمیان توی زندگیتون
اولش هی کمتر میشن
بعداً دیگه واقعاً نیستن
بنابراین بدونید این مسیری که دارید میرید اگر مسیر رو با ایمان برید
اگر با باور برید، اگر با همون تعهدی که من داشتم برید به جاهای خیلی خوب به هرجا که دوست دارید به هرجا که با فرکانسون هماهنگه هدایت میشید،
هر وقت که ما بخواهیم به کسی ضربه بزنیم به خودمون ضربه زدیم
این قانونشه
شما بخواه به کسی ضربه بزن اولین اتفاقی که میفته به خودت ضربه میزنی
خودمم یه آدمی بودم که خیلی از دست کسی ناراحت میشدم میخواستم حتماً حالش رو بگیرم فلان بشه بهمان بشه
ولی واقعاً سعی کردم که تمرکزم رو بذارم روی چیزایی که میخوام
اگر چیزی منو ناراحت میکنه سعی میکنم تمرکزم رو از روش بردارم
زندگی همهمون میتونه کامل تغییر کنه وقتی که خودمون تغییر کنیم
نه یه روز، نه دو روز، نه یه ساعت،
مثل کسی میمونه که بگه یه ساعت ورزش میکنم بدنم آماده میشه،
خودتون رو درگیر این آگاهیها بکنید بعد ببینید که دنیا چه جوری داره به افکارتون پاسخ میده
اگر تمرکز کنید روی خبرهای بد این خبرهای بد تمومی نداره
یه جوری تمرکز کنید که خبرهای خوب تو زندگی شما تموم نشدنی باشه،
1اگر ما ذهنمون رو برروی اخبار بد و توجه به بدی های بزاریم با توجه به این دنیا باید همیشه دوقطبی باشد و خوب و بد در کنار هم همیشه میماند و با توجه به فروانی دنیا بدی انتهایی ندارند و تمامی ندارد و غرق در بدی زندگی و خبر های بد آن میشویم
2اگر مثل بقیه جامعه تون یا کشورتون فکر میکنید مثل اونها عمل میکنید و مطمئنا مثل اون ها نتیجه میگیرید
دقیقا الان 99درصدجامعه ی ایران دقیقا شبیه هم شدن و دارن مثل هم رفتار میکنن
البته اکثر کشور های جهان سوم اینطورن نه فقط ایران
و دلیل این که باید روی خودمون کار کنیم اینه که جوره دیگه ای فکر کنیم و جوره دیگه ای عمل کنیم و جوره دیگه ای نتیجه بگیریم
3وقتی میدونیم کانون توجه امونه که زندگیمون رو میسازه بیایم جوری به مسائل نگاه کنیم و به چیز هایی توجه کنیم که به ما احساس آرامش ،احساس قدرت ،وهر احساس خوب دیگری رو به ما میده
هممون این رو تجربه کردیم که وقتی میایم توی شبکه های اجتماعی ویا بادیگران بحث میکنیم درمورد بدبختی و گرفتاری ،بعدش کلی احسامون بد میشه ،احساس پوچی،احساس عدم کنترل شرایط،احساس سرودرگمی و بدون حامی بودن و رها شدن توسط خداوند داریم و عکسش وقتی روزمون رو با ستاره ی قطبی،شکر گزاری،تصویر سازی خواسته ها و خوش بینی شروع میکنیم و از جامعه دوریم و توی سایت استادیم ،احساس میکنیم همه چیز داره رون پیش میره ،خداکارهارو انجام میده ،هدایت هارو دریافت میکنیم ،خیر و برکت از هرسمتی وارد زندگیمون میشه و کلی احساس انگیزه و شور و شوق میاد سراغمون
4 ببخاطر ذهنییت منفی و عادات ناپسند هممون گرایش داریم که درمورد اتفاقات بد ،خبرهای ناجالب صحبت کنیم و به طبع با احساس بدمون منتظره اون ها باشیم
همه فکر میکنیم ما برگی توی دستان بادیم و به جای اینکه خودمون رو بسپاریم به دستان خداوند ،خودمورون میسپاریم به جریان جامعه تا ما به نیستی بکشونه
5اگر ناخودآگاه توجه امون روی نازیبایی ها افتاد اشکال نداره مهم اینه که زمان بیشتری آگاهانه توجه و تمرکزمون رو بزاریم روی خواسته ها
مثال:این خیلی مهمه من خودم اوایل سعی میکردم توجه ام به روی زیبایی ها باشه ولی فکر میکردم دارم این کار رومیکم چون عمده ی توجه ام روی نازیبایی ها بود و میدونم خیلی از بچه ها هم همینطورین .مثلا چطوری ؟وقتی میدیم یک کسی داره گدایی میکنه یا وضعییت زندگی خوبی نداره میگفتم یعنی نمیدونن خودشون خالق زندگیشونن ،ریز میشدم توی کارهاشون تا شرک هاشون ،قضاوت هاشون ،دروغ هاشون رو پیدا کنم و به ذهنم ثابت کنم که مسیرم درسته و قانون داره درست کار میکنه ،ولی غافل از این که با توجه به اون ها وجودم پره ترس میشد و چون با قدرت این کارو میکردم فرکانس همون ناخواسته وارد زندگیم میشدم مثلا بی پولی
6 توحید یعنی هرکدام از ما باور هامون ،افکارمون و توجهامون زندگیمون رو خلق میکنیم
تفکر اشتباه از اونجایی شروع میشه که فکر میکنیم من قدرتی توی خلق زندگی خودم ندارم و این یعنی شرک و گمراهیی مطلق ،برای همینه که اکثرییت هر روز وضعیتشون بدتر میشه چون توی باتلاق شرک دارن دست و پا میزنن و هی پایین تر میرن و یه سری هام مثل استاد عباسمنش و یه سری افراد باایمان دیگه هم نشستن روی دوش خداوند و هر روز با درک بهتره قوانین بیشتر اوج میگیرن (امیدوارم همه ی ما بچه های سایت هم بتونیم جزئ اون افراد باشیم)
7نتیجه ی در صلح نبودن باخود،ترسه ،بدبختیه،فقره و زندگی در شرایط سخته
8قبل از قضاوت دیگران خودمان در نقش اون فرد بزاریم و ببینیم آیا امکان این نداشت که ما همون اون اشتباه رو انجام بدیم یا اصلا هیچ اشتباهی تا به الان انجا دادیم
من خودم یه عادت زشتی داشتم که همه قضاوت میکردم و از بابام یاد گرفته بودم چون بخاطر خود کم بینی همیشه دیگران رو مسخره میکرد و من هم همین طوری شده بودم و الان به لطف خدا خیلی خیلی بهتر شدم و هنوز هم بعضی مواقع میبینم که ذهن یواش دستمو کشیده داره میبره توی جهنم قضاوت ولی تا یادم میاد آگاهانه خودم قطعش میکنم و درخواست مغفرت میکنم
9 لازمه ی رسیدن به هر موفقیتی کنترل ذهنه
10 با هر منطق و دلیلی اگر به چیزی توجه میکنی که نمیخای توی زندگیت اتفاق بیافته ،داری دعوتش میکنی به زندگیت
مثال با هر منطقی دستت رو ببری توی آتیش میسوزه ،حالا هرچی میخای بگو میخام به دیگران کمک کنم یا میخام تستش کنم یا میخام …
11وقتی از لحاظ فرکناسی مدارت تغییر میکنه ،از لخاظ فیزیکی هم جات عوض میشه
در مورده مهاجرته جمله ی بالا ،یعنی وقتی سطح فکرت با اطرافیان یا جامه عوض میشه مسلما به یک جای دیگه هدایت میشی و مهاجرت میکنی
12ذهنییت خوش بین و خلاق از دل تضاد ها به نفع خودش موهبت هارو بیرون میکشه
13وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر میکنی از لحاظ فیزیکی تغییر میکنی
مهم نیست الان چه شرایطی رو تجربه میکنی اگر فرکانست رو تغییر بدی همه چی تغییر میکنه
هممون تجربه کردیم که وقتی روی فرکانسمون کار میکنیم زندگیمون در تمام جوانب روانتر و بهتر میشه دیگه نیاز به مثال نیست
خدارو شکر که این فرصت رو دارم که بشینم و این کامنت رو بنویسم و به فایل ها گوش بدم
همین دیشب نشانه ی این تعهد اومد و یه خبره خوش مورد کسب و کارم شنیدم
در گام 8 استاد راجب کانون توجه ما صحبت میکنه که این کانون توجه که داره زندگی ما رو رقم میزنه. زمانی که ما با کلیت زندگی در صلح و رضایت باشیم،زمانی که به اصلمون وصل باشیم، وقتی نگرانی برای موضوعی نداشته باشیم و همه چی رو به خدا بسپاریم، خود به خود افکار و کانون توجه ما هم سمت زیبایی ها میره و روانی و راحتی رو در زندگی تجربه میکنیم. به شرط اینکه اصل رو یادمون نره که قدرت فقط دست خداست.
وقتی خدا رو تنها قدرت جهان ببینیم دیگه اصلا طوفانی در کار نیست،باد و جریانی در کار نیست که ما رو با خودش ببره و ما توسط خدا هدایت میشیم.
باز هم در هر گام،در هر لحظه از زندگی سعی میکنم اصل رو به خودم یاداوری کنم که همه کاره ی زندگی من خداست و هیچ کس هیچ قدرتی نداره
سعی میکنم در هر لحظه خدا رو صدا کنم و تسلیم درگاهش باشم و در نهایت خدا برای من همه کاری میکنه و راه رو بهم نشون میده.
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و عزیزان هم مسیر
خدا را شکر ، از بودن در این مسیر زیبا نه تنها زندگی خود را قشنگ میسازیم بلکه آدم خوب و آرامش بخش به تمام جهان هم میشویم ، از اینکه قضاوت نمیکنیم، از اینکه در ک میکنم اگر من اشتباه کرده ام دیگران هم حق اشتباه کردن را دارن ، بجای ایراد گرفتن از دیگران ، خود را در جا و شرایط شان قرار میدهیم ، و آسانتر شرایط را درک میکنیم ،و میبینیم اگر ما بودیم شاید بدتر از آنها عمل میکردیم. میدانیم هر وقت بخواهیم به کسی ضربه بزنیم به خود ضربه میزنیم ( نظر به قانون ، توجه و واکنش به بدی یعنی دعوت کردن همان چیز به زندگی خود) ، با درک این که اشتباه جز زندگی ما است و از همین پروسه امروز به داشتن چیز های بهتر رسیده ایم ،پس دیگران و خود را سر زنش نمیکنیم بخاطر اشتباه کردن،
چقدر لذت بخش بود شنیدن این جمله از پیامبر خدا (ص) بهترین انسان ، سر چشمه عشق و مهربانی ، جملهٔ که مملو از اسرا و حکمت اما به ظاهر ساده ( اولین سنگ را کسی بزند که هیچ گناه نکرده است )
چیزیکه هیچ وقت فراموش نشود ، اینکه افکار و کانون توجه ما زندگی ما را رقم میزند و آگاهانه تلاش کنیم ذهن خود را کنترول کنیم ، تا نه اینکه مانند برگ ، طوفان زندگی ( شرایط و سیاست ، پیروی از 99 فیصد مردم …) ما را با خود ببرد ، بلکه با کنترول آگاهانه ذهن خود ما زندگی خود را بسازیم ، و وقتی در شرایط ویا جاهٔ هستیم که آنرا دوست نداریم به جای مقاومت و توجه به بدی ها، توجه به زیبایی ها کنیم و قطعا در هر شرایطی بدی ، زیبایی است که به ان توجه کنیم ، و با توجه به این زیبایی ها ما فرکانس خود را به فرکانس خوب تغیر میدهیم و بدون شک بعد از تغیر فرکانس ، از لحاظ فزیکی همچنان جا و شرایط ما تغیر میکند،
اگر به چیزی توجه میکنیم که نمی خواهیم در زندگی ما اتفاق بی افتد داریم با دست های خود همان شرایط را وارد زندگی خود میکنیم ،مثل اینکه با هر منطقی دست خود را روی آتش بگذاریم میسوزد ، اصلا مهم نیست دلیل ما چه است ،
باید قبول کرد ، کنترول ذهن هم کار ساده نیست و تمرین و تکرار میخواهد ، و این هم دو چیزیکه خیلی کمک ام کرده در کنترول ذهن ،
اول: بعد از دیدن یکی از فایل های استاد عزیزم آموختم که حرف زدن با خداوند ( استاد عزیز هر روز در خیابان های بندر عباس پیاده میرفت و با خداوند صحبت میکرد و چنان وصل میشد به این نیرو بزرگ که همه اشک میریخت ) و این بهترین طریقه کنترول ذهن است به سوی خوبی ها و در بهترین مدار بودن و اتصال با خداوند
دوم : یکی از دوستان عزیز در کامنت ها نوشته بودند ، وسیله خوب برای کنترول ذهن سپاسگذاری است ، واقعا هر بار که افکار منفی میاید که حال ما را بد کند، اگر به زیبایی اطراف ما توجه کنیم به ساده گی به فرکانس خوب میرویم و ذهن خود را کنترول کرده ایم
سلام به همه عزیزان و استاد عزیز گام 8به سلامتی گوش کردم نکته ای توجهم رو جلب کرد ومن ایران رو یافتم این بود که تلویزیون رو از زندگیم حذف شده ولی وقتی همسرم میاد میبینه و اکثرا تماشاچیه سریالهاست با اینکه کنترل میکنم نبینم ولی میگم این قسمت باحاله اشکالی ندارد که ولی الان از صحبتهای شما فهمیدم هرگونه توجه به ناخواسته باعث گسترش اون میشه امیدوارم بتونم هرروز برای خودم یادآوری کنم و توجهم رو کنترل کنم ممنونم از همه دوستان
سلام استاد عزیزم نوش جونتون این زندگی فوق العاده این همه نعمت وفراوانی وحال خوب
کسی که اینجوری آگاهانه ومنطقی ذهنشو کنترل میکنه ودرجهت مثبت هدایتش میکنه نتیجش چیزی جز این نمیتونه باشه
انصافا ندیدم تابحال کسی اینجوری بامنطق به قضایا نگاکنه ونه دیدم نه شنیدم حتی یک نفر این مسئله رو از این زاویه تحلیل وبررسی کنه، چقد خوب خودتونو جای طرف مقابل میذارید وچقدخوب توضیح میدین
واقعااااا لذتتتتتتت بردم
هرچی جلوترمیرم وباقوانین بیشترآشنامیشم بیشتربه درک این جملتون میرسم که هرکسی هرجایی هست دربهترین جایگاه خودشه وهیچ بی عدالتی درجهان رخ نداده ونمیده وواقعا به این جمله رسیدم که قوانین خدا لاینفکه وخیلی دقیق وحساب شده کارمیکنه وهیچ وقت هیچ خطاواشتباهی رخ نمیده امکان نداره جهان اشتباه کنه
به نام خدای یکتا و مهربان
ما همیشه یاد گرفتیم که وقتی خودمون مرتکب یه اشتباه میشیم هزار تا بهونه میاریم که تقصیر ما نبوده و یهویی اتفاق افتاد ولی اگه کسی گناهی انجام بده و خطایی ازش سر بزنه همه اون مقصر میدونیم و اون گناه کار میدونیم و شروع میکنیم قضاوت کردن
اگه مثل بقیه فکر کنیم و باورهامون مثل بقیه شکل بدیم ماهم مثل اونا تو یه مسیر قرار میگیرم ما خودمون با باور های ذهنیمون زندگی خودمون را شکل میدیم هرکسی تو هر جایگاهی که رسیده با باورهای ذهنی که داشته به اون مسیر رسیده ما باید باور هامون تغییر بدیم و با بقیع هم مسیر نشیم و تمرکز خودمون رو بزاریم رو زیبای ها و نعمت های که داریم و از اخبار منفی و و انرژی های بد دوری کنیم
به نام خدای مهربانم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا تو بهتنهایی برام کافی هستی
من هر جا که باشم پول و ثروت به سمته من میآید
ما با افکار و توجه و فرکانسمون اتفاقات و شرایط رو خلق میکنیم
هر طور باور کنیم همونو در رفتارمون مشخص میکنیم
به هر چی توجه کنبن و درباره اش صحبت کنبم چه گلایه و شکایت و غر بزنیم چه تحسین و شکرگزاری کنیم در هر دو صورت جهان پاسخ میده به توجه و فرکانس ما
اگر مثل اکثریت جامعه فکر کنیم مثل اونا هم رفتار میکنیم و هم نتیجه میگیریم
وقتی اتفاق نادلخواهی میافته باید با زاویه دبدمون اون اتفاق رو به نفع خودمون تموم کنیم و احساسه خوبی پیدا کنیم
اگر نتیجه متفاوت میخوای باید متفاوت هم فکر کنی و رفتار کنی
استاد بی نظیر بود فایل
ممنونم سپاسگزارم
خدایا صد هزار مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
به نام خداوند متعال
گام هشتم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن
درود به استاد شایسته ی مهربان و استاد عباسمنش بزرگوار
استادجان از روزی که تعهد دادم این پروژه رو انجام بدم زندگیم دگرگون شده هر روز با ذوق 2ساعت از وقتم رو با عشق اختصاص میدم به گام های این پروژه و این دو ساعت چقدر خدا قشنگ بامن حرف میزنه…. دو ساعت جادویی و خاص
امروز این فایل باز هم منو آگاه تر کرد.. استاد هر گام از این پروژه رو نگاه میکنم ب همسرم میگم این بهترین فایل استاد بود ولی باز فایل بعدی تون بهترینه و این تغییر مدار منه…
خدایا شکرت که هر بار داری منو به فایل های بهتر هدایت میکنی
استاد من خیلی وقتا از نزدیکانم ایراد میگرفتم و فکر میکردم دارم براشون دلسوزی میکنم و اشتباهشون رو بهشون یادآوری میکردم بعد میدیدم همون اشتباه دیگران رو خودم دارم انجام میدم و توی زندگیم اتفاق میفته و این زنگ خطری شده بود واسم امروز فهمیدم چقدر اشتباه فکر میکردم و به ظاهر نیت من درست بوده
مدتها پیش که هنوز آگاه نبودم با یه دوست قدیمی صحبت میکردم بهش گغتم نمیدونم چرا اینقدر بعضیا ناراضی ان و غر میزنن آخه مگه هیچ زیبایی توی زندگیشون نیست و یه جوری صحبت کردم انگار کسی حق نداره اشتباه کنه اونم بهم گفت ولی تو جای اونا نیستی نباید اینو بگی اول ازش ناراحت شدم و گفتم اینم شبیه همه اس تا اینکه توو زندگی خودم اتفاق افتاد و واقعا حرفشو درک کردم امروز این فایل منو بیدار کرد منی که فکر میکردم دارم درست فکر میکنم
استاد خدا با شما و با این فایل جواب خیلی از سوالات رو بمن داد و منو بیدار کرد
ازتون ممنونم
در پناه امن خدا باشید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام هشتم
ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده،
اگر مثل بقیه مردم فکر میکنید مثل بقیه مردم نتیجه میگیرید،
منظورم اون کلیت جامعه هست توی هر جامعهای که زندگی میکنید
اگر داری مثل اونا فکر میکنی و مثل اونا عمل میکنی مطمئناً مثل اونا نتیجه میگیری,
یعنی به خاطر اینکه حالا بقیه اینجوری فکر میکنن یا بقیه الان شاکین یا بقیه فلانن منم جزئی از اون داستان بشم جزئی از اون جریان بشم دوست داری بشو،
فقط این قاعده رو یادت باشه که تو هم نتایجی رو میگیری که بقیه دارن
من وقتی فهمیدم افکارمونه کانون توجهمونه که داره زندگی ما رو رقم میزنه تصمیم گرفتم که جور دیگهای به قضیه نگاه کنم تصمیم گرفتم که مثل بقیه فکر نکنم
فکرم رو کنترل کنم
افکارم رو به سمتی ببرم که به من احساس بهتری میده
احساس قدرت میده
احساس خوبی میده
اگر قرار باشه ما هر اتفاقی میفته بیایم بشینیم در مورد اون صحبت کنیم مخصوصاً توی جامعه ایران که منتظرن یه اتفاقی بیفته بشینن در موردش صحبت کنن
یعنی آدمها به صورت ناخودآگاه منتظرن یه اتفاقی پیش بیاد یه حرفی رو با هم رد و بدل کنن
یعنی همه انگار یه جریانی میاد و همه رو با خودش میبره
همه خودشون رو سپردن به جریان و اجازه میدن که اون جریان هرجوری که دوست داره اینا رو رهبری کنه و اینا رو ببره
این اون چیزیه که من نخواستم تو زندگیم باشه
دوست داشتم خودم افکارم رو کنترل کنم خودم اونجوری که دوست دارم زندگیم رو خلق کنم،
اون موقعی که توی اتفاقات 88 بود توی تهران درگیریهای وحشتناک شهر روی هوا بود،بعد توی اون زمان توی اون شرایط و موقعیتی که همه میخواستن در مورد این مسائل صحبت کنن که اینجوری شد اونجوری شد حقمون رو خوردن من توی اون شرایط با اینکه برنامه داشتم سمینار داشتم سعی میکردم اصلاً ذهنم رو پاک کنم و توجه کنم به چیزهایی که دوست دارم
کار راحتی هم نیست
هر چقدر آدم تلاش میکنه یه جاهایی از دستش در میره و اینم طبیعیه
ولی اینکه آگاهانه تلاش کنه که افکارش رو کنترل کنه
آگاهانه تلاش کنه مثل بقیه نباشه
یعنی یه جریانی نیاد ما رو ببره
باید جریان و زندگیم رو خودم بسازم نه اینکه یه جریان یا داستانی زندگی منو خلق کنه، بگیم یه جریانی هست
یه طوفانی هست
منم یه برگی ام توی این طوفان و این طوفان تصمیم میگیره منو کجا ببره
کل حرف من درمورد مسائل توحیدِ
و همه چیز اینه که طوفانی در کار نیست، جریانی در کار نیست که ما رو با خودش ببره، ما هر کدوم جریان زندگی مون رو خلق میکنیم،
این نیست که بگیم چون الان مردم اینجوری فکر میکنن چون شرایط اینجوریه همه هم باید در مورد این مسائل صحبت کنن،
همه هم همینجوری نتیجه میگیرن و هیچ راهی هم نیست،
توی همون شرایط و توی همون موقعیت یه عده محدودی هستن که نتیجه متفاوتی میگیرن،
قاعدش اینه راهش اینه که ما تصمیم بگیریم که میخواهیم زندگیمون رو دیگران برامون بسازن جریان برامون بسازه سیاستهای دولتها و کشورها برامون بسازه یا میخوایم زندگیمون رو خودمون بسازیم،
تفکر اشتباه از اونجایی شروع میشه که من قدرتی در مورد خلق زندگیم ندارم
من توانایی در مورد خلق زندگیم ندارم
از اینجا کل این اشتباهات فکری بشر شروع میشه
من وقتی قانون رو فهمیدم که زندگی من داره با افکارم رقم میخوره و به کانون توجهم ربط داره گفتم کاری که باید بکنم اینه که باید کانون توجهم رو کنترل کنم کار راحتی هم نیست
ولی آدم تمرین میکنه و اگر ایمان داشته باشه اگر باور داشته باشه که این افکارش هست که زندگیش رو رقم میزنه و اگر بدونه که اگه من مثل بقیه مردم فکر کنم و عمل کنم و واکنش نشون بدم من هم چیزی بیش از اونها تو زندگیم خلق نمیکنم منم همون شرایط رو خلق میکنم
دلیل این اشتباهاتی که توی کشور میفته از لحاظ فرکانسی اینه که فضای کشور، فضای فکری اون اندیشه تبار اون فضای فکری جمع به یک سمتی هست که همش بلا سرش میاد، دلیلش هم اینه
دلیل این اتفاقات اینه که یه عده بسیار زیادی بالای 95 درصد جامعه درگیرن با همه
با خودشون با دیگران
یه مقاومتهایی توی وجودشون هست هماهنگ نیستن با خودشون،
با خدای خودشون
آرامش ندارن از لحاظ درونی
و این نتیجه اون نگاهه،
هر کسی که میخواد قضاوت کنه هر کسی که میخواد جنجال به پا کنه اول به خودش بگه من خودم مگه این همه اشتباه توی زندگیم نکردم
بارها و بارها هر کدوم از ما تو شرایط مختلف اشتباه کردیم،
در همه موارد میشه جوری فکر کرد که واقعاً آدم ذهنش رو کنترل کنه
هرکسی تو هر جایی به هر نقطهای رسیده به هر موفقیتی رسیده اصلاً مهم نیست که اون موفقیته تحصیلیِ درسیِ شغلیِ مالیِ هرچی که بوده تونسته ذهنش رو کنترل کنه
یکی میگه من به قانون جذب اعتقاد ندارم وقتی باهاش مصاحبه میکنی وقتی ازش سوال میکنی میبینی که همه جا تو حرفاش میگه من اون موقع تونستم اینجوری ذهنم رو کنترل کنم تونستم جور دیگهای فکر کنم خب همون میشه دیگه
میشه قانون جذب،
حالا به جملهاش اعتقاد نداره یا برداشت متفاوتی داره از این داستان قانون جذب مهم نیست،
مهم اینه که اون داره همون کارو انجام میده و داره به دلیل کنترل ذهنش نتایج رو خلق میکنه بر خلاف بقیه،
خیلیها فکر میکنن به دنیا اومدن وقتی به دنیا اومدن خودشون رو توی جریانی دیدن و این جریانه هر کجا میبرده اینا هم باید میرفتن باهاش و کنترلی روی زندگیشون نداشتن
از وقتی که فهمیدم بازی این نیست و من کنترل دارم روی زندگی خودم اومدم شرایط رو تغییر دادم و گفتم من روی زندگی خودم کنترل دارم
من با افکارم این کارها رو میکنم
حالا اینکه چه جوری با افکارم زندگیم رو تغییر بدم دیگه یواش یواش یاد میگیرم
بعد فهمیدم که اگه به چیزای ناجانب توجه کنم چیزهای ناجالب بیشتری توی زندگیم میاد
با هر منطقی با هر دلیلی
بچهها با هر منطقی مهم نیست چقدر منطق قوی باشه اگر به چیزی توجه میکنی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگیت میکنی اصلاً مهم نیست که چقدر دلیل قانع کنندهای داری برای اینکه من باید به این موضوع نادلخواه توجه کنم
اگه داری این کارها رو میکنی مثل این میمونه که دستت رو بکنی توی آتیش
با هر منطقی دستت رو بکنی توی آتیش دستت میسوزه
اصلاً مهم نیست که دلیلتون چیه
دلیلتون اینه که یکی رو نجات بدید
دلیلتون اینه که تست کنید ببینید این آتیشه چیه
دلیلتون اینه که از توی آتیشه رد بشید
اصلاً مهم نیست که منطقش چیه و چقدر منطقیه یا چقدر غیر منطقیه
اگر داری دستت رو میکنی تو آتیش دستت میسوزه،
حالا ما به جای اینکه بیایم بگیم چرا اینجوریه چرا مملکت اونجوریه
مملکت رو دوست نداری؟؟
توجه رو بذار روی زیباییهای اطرافت
هدایت میشی به جایی که زیباتره
مقاومتی در کار نیست
شرایطی در کار نیست
فکر نکنید با آقا دوست ندارم مرگ بر فلانی مرگ بر بهمانی فحش و داد و بیداد زندگیتون عوض میشه
اگر شما برید توی فضای مقاومت کردن و درگیر شدن مهم نیست که درگیری توی فامیلتون باشه یا توی کلیت کشور باشه
اگر داری درگیر میشی، مقاومت میکنی، بحث میکنی، جدل میکنی، در یک کلام داری به چیزی توجه میکنی که نمیخواهی
داری اونو به زندگیت دعوت میکنی
حالا شرایط جالب نیست خوب نیست آگاهانه سعی کن به اون شرایط ناجالب توجه نکنی و توجه کنی به شرایط جالب
اون وقت جهان جای شما رو از
لحاظ فیزیکی،
وقتی از لحاظ فرکانسی جات عوض میشه، وقتی از لحاظ فرکانسی مثل بقیه مردم فکر نمیکنی
از لحاظ فیزیکی هم مثل بقیه مردم توی اون جایی که بقیه مردم هستن نخواهی بود و اون شرایط رو تجربه نخواهی کرد،
سعی کنیم توی تمام موارد به جای اینکه همش بشینیم بگیم که این اشتباه کرد اون اشتباه
کرد و تمرکز کنیم رو اشتباهات،
بگیم ما که جای اونا نیستیم ما که توی موقعیت اونا نیستیم
من هم که نمیخوام این شرایط رو تجربه کنم میام تمرکز میذارم روی زیباییها روی قشنگیها
هر جایی که میتونم هرجایی که هست
وقتی این کارو میکنید یه اتفاقات جالبی میفته
وقتی مثل بقیه فکر نمیکنید به خدا قسم مسیرتون از بقیه جدا میشه
نتایجتون شرایطتون روابط عاطفیتون سلامتیتون ثروتتون همه چیزتون تغییر میکنه
چرا،؟؟
به یک دلیل ساده
چون تو تغییر کردی
تو مثل بقیه فکر نکردی
اگر اصل کارکرد جهان رو بدونید خیلی راحتتر میتونید خودتون رو تطبیق بدید با قوانین جهان
ولی تا وقتی که میخواهید اونجوری که خودتون دوست داشتید یا از قبل فکر میکردید فکر کنید
به به خدا راهی نیست برای تغییر،
خدا قسم مهم نیست که الان شرایطتون چه جوریه
اگر افکار و باورهاتون تغییر کنه شما هدایت میشید به جاهای آرام
به جاهای خوب از لحاظ فیزیکی،
وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر میکنید از لحاظ فیزیکی هم تغییر میکنید،
وقتی تغییر میکنید آدمهای دریوری آدمهای درب و داغون اصلاً نمیان توی زندگیتون
اولش هی کمتر میشن
بعداً دیگه واقعاً نیستن
بنابراین بدونید این مسیری که دارید میرید اگر مسیر رو با ایمان برید
اگر با باور برید، اگر با همون تعهدی که من داشتم برید به جاهای خیلی خوب به هرجا که دوست دارید به هرجا که با فرکانسون هماهنگه هدایت میشید،
هر وقت که ما بخواهیم به کسی ضربه بزنیم به خودمون ضربه زدیم
این قانونشه
شما بخواه به کسی ضربه بزن اولین اتفاقی که میفته به خودت ضربه میزنی
خودمم یه آدمی بودم که خیلی از دست کسی ناراحت میشدم میخواستم حتماً حالش رو بگیرم فلان بشه بهمان بشه
ولی واقعاً سعی کردم که تمرکزم رو بذارم روی چیزایی که میخوام
اگر چیزی منو ناراحت میکنه سعی میکنم تمرکزم رو از روش بردارم
زندگی همهمون میتونه کامل تغییر کنه وقتی که خودمون تغییر کنیم
نه یه روز، نه دو روز، نه یه ساعت،
مثل کسی میمونه که بگه یه ساعت ورزش میکنم بدنم آماده میشه،
خودتون رو درگیر این آگاهیها بکنید بعد ببینید که دنیا چه جوری داره به افکارتون پاسخ میده
اگر تمرکز کنید روی خبرهای بد این خبرهای بد تمومی نداره
یه جوری تمرکز کنید که خبرهای خوب تو زندگی شما تموم نشدنی باشه،
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم ساحل چقدر ایمان قشنگه عزیزم چقدر آرامش داره
کامنتت خیلییییییییییی قشنگ بود مرمحتوا و پر از آگاهی و پر از عشق بود متشکرم عزیزم
ما با تغییر کردن خودمون شرایط بیرون رو میسازیم یعنی خود بخود درست میشن
همه چیز درون ماست
دوستت دارم عزیزم
مندرسها گرفتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
به نام خدای هدایتگر و آفریننده
خانه تکانی ذهن گام به گام
فایل فوق الاده درس داشت و بیانتها قیمت داره
1اگر ما ذهنمون رو برروی اخبار بد و توجه به بدی های بزاریم با توجه به این دنیا باید همیشه دوقطبی باشد و خوب و بد در کنار هم همیشه میماند و با توجه به فروانی دنیا بدی انتهایی ندارند و تمامی ندارد و غرق در بدی زندگی و خبر های بد آن میشویم
2اگر مثل بقیه جامعه تون یا کشورتون فکر میکنید مثل اونها عمل میکنید و مطمئنا مثل اون ها نتیجه میگیرید
دقیقا الان 99درصدجامعه ی ایران دقیقا شبیه هم شدن و دارن مثل هم رفتار میکنن
البته اکثر کشور های جهان سوم اینطورن نه فقط ایران
و دلیل این که باید روی خودمون کار کنیم اینه که جوره دیگه ای فکر کنیم و جوره دیگه ای عمل کنیم و جوره دیگه ای نتیجه بگیریم
3وقتی میدونیم کانون توجه امونه که زندگیمون رو میسازه بیایم جوری به مسائل نگاه کنیم و به چیز هایی توجه کنیم که به ما احساس آرامش ،احساس قدرت ،وهر احساس خوب دیگری رو به ما میده
هممون این رو تجربه کردیم که وقتی میایم توی شبکه های اجتماعی ویا بادیگران بحث میکنیم درمورد بدبختی و گرفتاری ،بعدش کلی احسامون بد میشه ،احساس پوچی،احساس عدم کنترل شرایط،احساس سرودرگمی و بدون حامی بودن و رها شدن توسط خداوند داریم و عکسش وقتی روزمون رو با ستاره ی قطبی،شکر گزاری،تصویر سازی خواسته ها و خوش بینی شروع میکنیم و از جامعه دوریم و توی سایت استادیم ،احساس میکنیم همه چیز داره رون پیش میره ،خداکارهارو انجام میده ،هدایت هارو دریافت میکنیم ،خیر و برکت از هرسمتی وارد زندگیمون میشه و کلی احساس انگیزه و شور و شوق میاد سراغمون
4 ببخاطر ذهنییت منفی و عادات ناپسند هممون گرایش داریم که درمورد اتفاقات بد ،خبرهای ناجالب صحبت کنیم و به طبع با احساس بدمون منتظره اون ها باشیم
همه فکر میکنیم ما برگی توی دستان بادیم و به جای اینکه خودمون رو بسپاریم به دستان خداوند ،خودمورون میسپاریم به جریان جامعه تا ما به نیستی بکشونه
5اگر ناخودآگاه توجه امون روی نازیبایی ها افتاد اشکال نداره مهم اینه که زمان بیشتری آگاهانه توجه و تمرکزمون رو بزاریم روی خواسته ها
مثال:این خیلی مهمه من خودم اوایل سعی میکردم توجه ام به روی زیبایی ها باشه ولی فکر میکردم دارم این کار رومیکم چون عمده ی توجه ام روی نازیبایی ها بود و میدونم خیلی از بچه ها هم همینطورین .مثلا چطوری ؟وقتی میدیم یک کسی داره گدایی میکنه یا وضعییت زندگی خوبی نداره میگفتم یعنی نمیدونن خودشون خالق زندگیشونن ،ریز میشدم توی کارهاشون تا شرک هاشون ،قضاوت هاشون ،دروغ هاشون رو پیدا کنم و به ذهنم ثابت کنم که مسیرم درسته و قانون داره درست کار میکنه ،ولی غافل از این که با توجه به اون ها وجودم پره ترس میشد و چون با قدرت این کارو میکردم فرکانس همون ناخواسته وارد زندگیم میشدم مثلا بی پولی
6 توحید یعنی هرکدام از ما باور هامون ،افکارمون و توجهامون زندگیمون رو خلق میکنیم
تفکر اشتباه از اونجایی شروع میشه که فکر میکنیم من قدرتی توی خلق زندگی خودم ندارم و این یعنی شرک و گمراهیی مطلق ،برای همینه که اکثرییت هر روز وضعیتشون بدتر میشه چون توی باتلاق شرک دارن دست و پا میزنن و هی پایین تر میرن و یه سری هام مثل استاد عباسمنش و یه سری افراد باایمان دیگه هم نشستن روی دوش خداوند و هر روز با درک بهتره قوانین بیشتر اوج میگیرن (امیدوارم همه ی ما بچه های سایت هم بتونیم جزئ اون افراد باشیم)
7نتیجه ی در صلح نبودن باخود،ترسه ،بدبختیه،فقره و زندگی در شرایط سخته
8قبل از قضاوت دیگران خودمان در نقش اون فرد بزاریم و ببینیم آیا امکان این نداشت که ما همون اون اشتباه رو انجام بدیم یا اصلا هیچ اشتباهی تا به الان انجا دادیم
من خودم یه عادت زشتی داشتم که همه قضاوت میکردم و از بابام یاد گرفته بودم چون بخاطر خود کم بینی همیشه دیگران رو مسخره میکرد و من هم همین طوری شده بودم و الان به لطف خدا خیلی خیلی بهتر شدم و هنوز هم بعضی مواقع میبینم که ذهن یواش دستمو کشیده داره میبره توی جهنم قضاوت ولی تا یادم میاد آگاهانه خودم قطعش میکنم و درخواست مغفرت میکنم
9 لازمه ی رسیدن به هر موفقیتی کنترل ذهنه
10 با هر منطق و دلیلی اگر به چیزی توجه میکنی که نمیخای توی زندگیت اتفاق بیافته ،داری دعوتش میکنی به زندگیت
مثال با هر منطقی دستت رو ببری توی آتیش میسوزه ،حالا هرچی میخای بگو میخام به دیگران کمک کنم یا میخام تستش کنم یا میخام …
11وقتی از لحاظ فرکناسی مدارت تغییر میکنه ،از لخاظ فیزیکی هم جات عوض میشه
در مورده مهاجرته جمله ی بالا ،یعنی وقتی سطح فکرت با اطرافیان یا جامه عوض میشه مسلما به یک جای دیگه هدایت میشی و مهاجرت میکنی
12ذهنییت خوش بین و خلاق از دل تضاد ها به نفع خودش موهبت هارو بیرون میکشه
13وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر میکنی از لحاظ فیزیکی تغییر میکنی
مهم نیست الان چه شرایطی رو تجربه میکنی اگر فرکانست رو تغییر بدی همه چی تغییر میکنه
هممون تجربه کردیم که وقتی روی فرکانسمون کار میکنیم زندگیمون در تمام جوانب روانتر و بهتر میشه دیگه نیاز به مثال نیست
خدارو شکر که این فرصت رو دارم که بشینم و این کامنت رو بنویسم و به فایل ها گوش بدم
همین دیشب نشانه ی این تعهد اومد و یه خبره خوش مورد کسب و کارم شنیدم
سلام خدمت همه ی عزیزان
در گام 8 استاد راجب کانون توجه ما صحبت میکنه که این کانون توجه که داره زندگی ما رو رقم میزنه. زمانی که ما با کلیت زندگی در صلح و رضایت باشیم،زمانی که به اصلمون وصل باشیم، وقتی نگرانی برای موضوعی نداشته باشیم و همه چی رو به خدا بسپاریم، خود به خود افکار و کانون توجه ما هم سمت زیبایی ها میره و روانی و راحتی رو در زندگی تجربه میکنیم. به شرط اینکه اصل رو یادمون نره که قدرت فقط دست خداست.
وقتی خدا رو تنها قدرت جهان ببینیم دیگه اصلا طوفانی در کار نیست،باد و جریانی در کار نیست که ما رو با خودش ببره و ما توسط خدا هدایت میشیم.
باز هم در هر گام،در هر لحظه از زندگی سعی میکنم اصل رو به خودم یاداوری کنم که همه کاره ی زندگی من خداست و هیچ کس هیچ قدرتی نداره
سعی میکنم در هر لحظه خدا رو صدا کنم و تسلیم درگاهش باشم و در نهایت خدا برای من همه کاری میکنه و راه رو بهم نشون میده.
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و عزیزان هم مسیر
خدا را شکر ، از بودن در این مسیر زیبا نه تنها زندگی خود را قشنگ میسازیم بلکه آدم خوب و آرامش بخش به تمام جهان هم میشویم ، از اینکه قضاوت نمیکنیم، از اینکه در ک میکنم اگر من اشتباه کرده ام دیگران هم حق اشتباه کردن را دارن ، بجای ایراد گرفتن از دیگران ، خود را در جا و شرایط شان قرار میدهیم ، و آسانتر شرایط را درک میکنیم ،و میبینیم اگر ما بودیم شاید بدتر از آنها عمل میکردیم. میدانیم هر وقت بخواهیم به کسی ضربه بزنیم به خود ضربه میزنیم ( نظر به قانون ، توجه و واکنش به بدی یعنی دعوت کردن همان چیز به زندگی خود) ، با درک این که اشتباه جز زندگی ما است و از همین پروسه امروز به داشتن چیز های بهتر رسیده ایم ،پس دیگران و خود را سر زنش نمیکنیم بخاطر اشتباه کردن،
چقدر لذت بخش بود شنیدن این جمله از پیامبر خدا (ص) بهترین انسان ، سر چشمه عشق و مهربانی ، جملهٔ که مملو از اسرا و حکمت اما به ظاهر ساده ( اولین سنگ را کسی بزند که هیچ گناه نکرده است )
چیزیکه هیچ وقت فراموش نشود ، اینکه افکار و کانون توجه ما زندگی ما را رقم میزند و آگاهانه تلاش کنیم ذهن خود را کنترول کنیم ، تا نه اینکه مانند برگ ، طوفان زندگی ( شرایط و سیاست ، پیروی از 99 فیصد مردم …) ما را با خود ببرد ، بلکه با کنترول آگاهانه ذهن خود ما زندگی خود را بسازیم ، و وقتی در شرایط ویا جاهٔ هستیم که آنرا دوست نداریم به جای مقاومت و توجه به بدی ها، توجه به زیبایی ها کنیم و قطعا در هر شرایطی بدی ، زیبایی است که به ان توجه کنیم ، و با توجه به این زیبایی ها ما فرکانس خود را به فرکانس خوب تغیر میدهیم و بدون شک بعد از تغیر فرکانس ، از لحاظ فزیکی همچنان جا و شرایط ما تغیر میکند،
اگر به چیزی توجه میکنیم که نمی خواهیم در زندگی ما اتفاق بی افتد داریم با دست های خود همان شرایط را وارد زندگی خود میکنیم ،مثل اینکه با هر منطقی دست خود را روی آتش بگذاریم میسوزد ، اصلا مهم نیست دلیل ما چه است ،
باید قبول کرد ، کنترول ذهن هم کار ساده نیست و تمرین و تکرار میخواهد ، و این هم دو چیزیکه خیلی کمک ام کرده در کنترول ذهن ،
اول: بعد از دیدن یکی از فایل های استاد عزیزم آموختم که حرف زدن با خداوند ( استاد عزیز هر روز در خیابان های بندر عباس پیاده میرفت و با خداوند صحبت میکرد و چنان وصل میشد به این نیرو بزرگ که همه اشک میریخت ) و این بهترین طریقه کنترول ذهن است به سوی خوبی ها و در بهترین مدار بودن و اتصال با خداوند
دوم : یکی از دوستان عزیز در کامنت ها نوشته بودند ، وسیله خوب برای کنترول ذهن سپاسگذاری است ، واقعا هر بار که افکار منفی میاید که حال ما را بد کند، اگر به زیبایی اطراف ما توجه کنیم به ساده گی به فرکانس خوب میرویم و ذهن خود را کنترول کرده ایم
در پناه خدای یکتا شاد، سلامت و ثروتمند باشید
سلام به همه عزیزان و استاد عزیز گام 8به سلامتی گوش کردم نکته ای توجهم رو جلب کرد ومن ایران رو یافتم این بود که تلویزیون رو از زندگیم حذف شده ولی وقتی همسرم میاد میبینه و اکثرا تماشاچیه سریالهاست با اینکه کنترل میکنم نبینم ولی میگم این قسمت باحاله اشکالی ندارد که ولی الان از صحبتهای شما فهمیدم هرگونه توجه به ناخواسته باعث گسترش اون میشه امیدوارم بتونم هرروز برای خودم یادآوری کنم و توجهم رو کنترل کنم ممنونم از همه دوستان
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیزم
و همه دوستان
گام هشتم
ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
استاد بزرگوار این فایل هم مثل همه فایل های تان عالی و اموزنده است
به جای قضاوت کردن باید خود را بجای آن شخص قرار دهیم
بعد متوجه می شویم
تمام اتفاقات زندگی ما نتیجه قانون توجه ما و باور های ماست
قاعده این است که ما باید تصمیم بگریم که آیا زندگی ماره مردم و جریان که بوجود میارند بسازد یا خود ما با افکار خود بسازیم
زندگی ما با افکار ما رقم میخورد
وظیفه ما کنترل نمودن قانون توجه ماست
هر گاه به چیزی که خوش نداریم توجه کنیم خود ما آن را به زندگی ما دعوت میکنم
توجه مساوی به دعوت کردن است
هر وقت توجه کنیم به زیبای های اطراف ما آن وقت است که هدایت میشم به جا های زیباتر
هیچ مقاومت در کار نیست
وقتی مثل بقیه فکر نمی کنیم از بقیه جدا میشیم
مسیر ما، نتایج ما، روابط عواطفی ما، سلامتی ما، ثروت و همه چیز های ما تغییر میکند
چرا؟
بخاطر که تغییر کردیم و مثل بقیه فکر نمی کنیم
واقعا از فایل های خوب تان متشکرم بسیار چیز ها را یاد گرفتم و در شرف یاد کرفتن هستم
به امید رسیدن به فرکانس های بالا و به امید دیدار در گام های بعدی
خدای خوبم برای امروز قشنگ و این آگاهی تشکر
ارزوی خوشبختی سلامتی ثروت و رحمت به استاد عزیزم و همه دوستان میکنم