live | پاسخ های کلیدی به چند سوال - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

783 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1813 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با سلام و درود خدمت همه دوستان عزیزم و همچنین استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز

    امیدوارم که حال همه شما خوب و عالی باشه

    گام پنجم از پروژه خانه تکانی ذهن خدا

    خدا رو صد هزار مرتبه شکرت بابت حس و حالی که دارم

    بابت اینکه با یک تضاد بسیار زیبا و عالی یک تلنگر جانانه‌ای به من زدی و من رو وارد این مسیر کردی تا اینکه بیشتر رو خودم کار بکنم و بیشتر واسه خودم وقت بذارم. پنج روز از این پروژه گذشته ولی میزان تغییراتی که در خودم حس می‌کنم به اندازه شاید 5 ماه یا 5 سال باشه خیلی حس و حالم بهتر شده خیلی نگاهم زیبابین شده و اینکه آرامشم ببشتر شده .

    نسبت به قبل خیلی کمتر وابسته به عوامل بیرونی ام مثلا قبلنا برای اینکه حس و حالم بهتر بشه خیلی می‌رفتم با ماشین می‌چرخیدم ولی امروز از روی حال خوش گفتم برم یه چرخ بزنم و به همراه مادر و خواهرم بیرون رفتیم و چه حس و حال عالی و زیبایی، چقدر نسبت به قبل نگاهم زیبا بین شده و به طبعش محیط اطرافم تغییر کرده ،از جمله اینکه میزان پخش اخبار در محیط خونه کمتر شده، و اینکه دیشب بعد از سال‌ها ما غذا رو با صدای کتاب صوتی معجزه شکرگزاری خوردیم و چه حس و حال عالی بود. امروزم در حین چرخ زدن متوجه نوشته پشت دو تا ماشین شدم یکی اینکه (باربری برای افراد نیازمند رایگان است) و این شعر (درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

    نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد) خیلی حس و حالم رو خوب کرد با اینکه قبلنا خیلی دور می‌زدم توی شهر ولی جالب بود اینجور مطالبی رو نمی‌دیدم یا توجه نمی‌کردم ولی امروز به خودم گفتم که چه جالب شاید همیشه اینجور نشونه‌هایی بوده و من ندیدم یا شاید الان من وارد مداری شدم که چیزهای خاصی رو می‌بینم که بقیه نمی‌بینند و بهش توجه نمی‌کنند.

    یا اینکه قبلنا پرخوری عصبی می‌کردم ولی دیشب از روی حال خوش رفتم مقداری تنقلات خریدم و با حال خوش خوردم خیلی تفاوته که یه کاری رو از روی وابستگی انجام بدی یا از روی عشق ،از روی نیاز یا از روی بی‌نیازی.

    اتفاق جالب دیگه‌ای که رخ داد اینکه دیشبم مثل چند شب پیش خواب من به این شکل شده بود که من توی خواب به خودم می‌گفتم که هی باید به نکات مثبت توجه بکنم و حین خواب اگه به یه موضوع منفی توجه می‌کردم به خودم می‌گفتم نه توجه نکن و از خواب پا می‌شدم و همین باعث شده بود که دیشب چندین بار از خواب پاشم. این اتفاق رو نشونه‌ای از تغییراتی می‌بینم که در ساختار ذهنی و باوری من داره رخ میده و از این بابت هم از خداوند سپاسگزارم .

    نکته دیگه اینکه تو این چند روز سعی کردم به نکات مثبت افراد به ویژه برادرم توجه بکنم که بیشترین درگیری لفظی را با هم داشتیم و من متوجه شدم که در تمام این مدت من فقط نگاهم به نقاط منفی اون بوده و چقدر نقاط مثبت و رفتارهای مثبت رو داره که از چشم من پوشیده بوده و خدا را شکر با توجه به اون نکات رفتار اون هم تغییر کرده و خیلی شرایطم بهتر شده خلاصه اینکه واقعاً اتفاقات خوبی داره رخ میده و از خداوند سپاسگزارم

    توی این فایل هم باز همون قانون اصلی زندگی، همون اصل خارپشتی ،همون وظیفه اصلی ما،اینکه ما ذهنمون رو کنترل کنیم و حس و حالمون رو خوب نگه بداریم و به نکات مثبت توجه بکنیم تا به واسطه اون زندگیمون بهتر و زیباتر بشه.

    از جمله نکات مهم دیگه اینکه ما برای اثبات حرف خودمون نیاز به سوگند خوردن نداریم و سوگند خوردن یه جور حس بی‌ارزشی به آدم میده .

    و یه نکته در مورد تضاد ها؛ اینکه وقتی در مسیر تکاملی هستیم و داریم از قانون استفاده می‌کنیم که نشونش اینه که حالمون خوبه ، هر اتفاقی که برامون بیفته ،اتفاق خوبیه حتی اگر ظاهرشم بد باشه و دقیقاً در همون تایمه که ما باید ذهنمون رو کنترل بکنیم و حالمون رو خوب نگه بداریم و اگر این کار رو بکنیم پاداش هاش بی نهایته.

    اینکه به عدالت خداوند ایمان داشته باشیم و هر کسی طبق عدالت الهی در جای درست خودش قرار داره و همین نگاه یه منطق قویه برای جلوگیری از حسادت کردن ذهن .

    و اینکه باور داشته باشیم که خداوند قدرت اول و آخره و هر کاری رو می‌تونه بکنه و تنها قدرت رو به اون بدیم و درگیر شرک نشیم .

    و بی‌نهایت مطالب آگاهی‌های عالی دیگر

    از خداوند سپاسگزارم بابت این آگاهی‌ها و بابت این ورژنی که الان هستم

    ازش می‌خوام که هر لحظه آگاهی‌های بیشتر به من عطا بکنه

    و اینکه راهنماییم بکنه

    جسارت بهم بده تا به این آگاهی‌ها عمل کنم

    و اینکه این ورژن خودم رو حفظ کنم و اون رو ارتقا بدم

    خلاصه اینکه بابت همه چیز خدایا شکرت

    در پناه نور عشق باشید

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2900 روز

    سلام

    فایل ۷۶:

    توجه به نکات مثبت باید ناخوداگاه بشه یعنی شخصیتت طوری بشه که ناخوداگاه به نکات مثبت همه چیز توجه کنی..و نسبت به مسائل زندگیت حساس نباشی..در یک کلام خونسرد باشی… و یا علی بی غم !!!

    یعنی اینقدر روی کنترل ذهن کار کرده باشی یا همون تقوا یا همون اراده که همواره بتونی در هر شرایطی حالت رو خوب نگه داری و بی خیال باشی.. واین نگاه از بیس باید تغییر کنه و در باورهای بنیادینت قرار بگیره که محتاج جلب توجه نباشی و برای خوشایند بقیه کاری رو انجام ندی و اون کاری رو انجام بدی که دوسش داری …

    حسادت نورزی..

    وبه خودت بگی هر کسی در جای درستشه و جایگاه االان من به خاطر باورهامه.. به خاطر ترس هامه … به خاطر بی ایمانیمه …نه به خاطر شانس و بخت و اقبال و مملکت و پارتی ووووو پس به جای کینه ورزیدن و حسادت ورزیدن سعی کنم کنترل ذهن رو یاد بگیزم و با خودم در صلح باشم و نگاهم رو نسبت به مسائل زندگیم تغییر بدم نه اینکه هیچ مسئله ای در زندگیم نباشه… نه نه .. اگر مسئله ای در زندگیم نباشه من فاسذ میشم…

    احتمالا سر جای درست خودت نیستی..

    اگر کار مورد علاقت رو انجام بدی هر مسئله ای پیش بیاد اون وقت به جای فحش دادن و دری وری گفتن اون مسئلع رو با عشق حل میکنی…

    احتمالا ترس هات نمیذاره بری سراغ عشقت !!

    و یا همش منتظری اول خونوادت رضایت بدن و بعد تو بری سراغ عشقت چون میترسی اگر بری سراغ علایقت اون ها مخالفت کنن و یا طردت کنن.. خب اصلا مهم نیست بذار اصلا نباشن ادم هایی که نمیخوان من به هدفم برسن حتی خونوادم !!!

    پس بیا بگو به جای تغییر نظر اطرافیان چگونه در مقابل مخالفت های اطرافیان خودم تغییر کنم ؟؟ نه اینکه خودخواهی اون ها رو ارضا کنی !!!

    اینقدر قوی باش اینقدر قائم به ذات باش که رای و نظر بقیه برات مهم نباشه..

    همواره راجب خواسته هایم صحبت کنم ..

    قوانین حکومتی اصلا مهم نیستن به نکات مثبت توجه کنم ..

    اگر یک اتفاق ناجالبی میوفته بگم حتما خیریتیه ..

    یه جملع ای هست میگن زندکی بالا و پایین زیاد دازه… خب این جمله از بیس مزخرفه … مگ الله بختکیه اخه !!! کسی که این حرفو میزنه باورش اینه همه چی شانسی و اتفاقیه و کنترلی روی زندکی نداره … در صورتی که اگر بتونی همیشه ذهنت رو کنترل کنی و احساس خودت رو خوب نگه داری و اگر تضادی رخ میده بتونی میوه ش رو دریافت کنی با کنترل ذهنت پس زندکی فقط میتونه روبه بالا باشه و رو به خوشبختی باشه و روبه بهتر شدن باشه… پس زندگی میتونه همیشه برای تو روی خوشش رو نشون بده اکر قانون ذهن رو بذونی !!! اینکه زندکی بالا و پایین زیاد داره این حرف از بیس مزخرفه !!!! مگه زندگی من رو کنترل میکنه ؟؟؟ مگه الله بختکیه ؟؟؟ نه.. من هستم که با کنترل ذهنم افسار زندکی رو در دست میگیرم و اگر به سمت تباهی و مشکلات رفتم میتونم باز هم به سمت خوشبختی حرکت کنم …

    نکته جالب اینه که شما هیچوقت نمیکی من تاپ تاپم و همیسه میگی من به سمت کمال حرکت میکنم و شما میتونی از من هم بهتر باشی … هیچ وقت نمیگی من از بقیه بهتزم … میگی من از خودم بهترم … و به بقیه همیشه با نتایجتون … نه با حرف قشنگ.. این امید زو به بقیه میذیذ که از هر جایی که هستید میتونید زندگیتون زو تغییر بدید..

    یعنی یه عده کثیری از ادم ها فقط میکن ما یه جوری زندکی رو بگذروتیم و وقتمون رو بگذرونیم و اصلا برنامه ای برای پیشرفت و بهتر شدن ندارن و فقط وقتشون رو یه جوری میگذرونن و همه چی رو شانسی و الله بختکی میدونن و میگن دست زمانس که اتفاقات رو بزای ما رقم میزنه و هنوز نفهمیدن که رفتارشون که ناشی از توجهشونه داره زندگیشون زو میسازه …

    پس همواره هدف داشته باشم و همواره و هر روز در جهت خواسته هایم حزکت کنم و انکیزع داشته باسم.. هر روز هدف داشته باشم ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    جلال نفیسی گفته:
    مدت عضویت: 852 روز

    بسم رب العالمین

    سلام استاد وبانوی عمل گرای نکته بین رو به پیشرفت و دوست داشتنی خانم شایشته

    یادم وقتی بی حوصوله میشدم برای خودم فایل های بر مدارم اون جاهایی یش تر دو داشتم برای خودم بمباران می کردم رو برش میدادم

    برام خیلی جالب دوست داشتتنی و جذاب به که بانو زمان گذاشت وهاشیه حذف کرد و ناب ترش کردن سپاس گزارم شه بانو

    سپاس گذارم یکی از دلایلی که به سایت چسبیدم حضور و اعمال شماست

    سپاس گذارم که استاد حرف هایی که تو محصو لات گفتن این قدر دست دل بازانه وسخاوتمنانه به رایگان به اشتراک میزان

    اوایل من همین جوری فایل های رایگان واسه خودم دسته بندی میکردم و با نتایجی که میگرفتم ادامه میدام

    بانو بازم سپاس گزارم از زمانی که میزارید

    واز دوستان واسه نظرات ارزشمند تون سپاس گزارم

    دوره دست یابی به رویا هارو بعد مودت وعزت نفس وافرینش که کار میردم رسییدم به جسله سوم رویاها که استاد مثال دوست پرورش ماهی وداستان ها شو زدن بگم دو سه هفته قفل اون فایل بودم نمی دونستم چجوری عملی کنم چون شرایط مشابه داشتم و هم زمان شد با کار ارزشمند بانو راجب گام و فهمیدم زیادی کمال گرایانه به موضوع نگاه کردم واروم شدم با گام های کوچیک وهدایت رب دارم حرکت میکنم

    تا سوم ابتدایی من داشتم الف با رو کار می کردم ن واسه این که خنگ بودم واسه این که مشق هام میدادم خواهرام مینوشتن و حتی بعدش واسه همین نوشتن یه نموره سختمه ولی میدونم باید تو این موضوع پیش رفت کنم و دارم خودم به چالش میکشم بهتر شدم رو کاغذ که مینوسم این قدر خلاصه نویسی میکنم که وقتی ته صفه میرسم از اول نگاه میکنم باید فکر کنم چی نوشتم حالا اگه کم کامنت میکنم نیست که نیستم پر قدرت هستم قدرت من تو عمله واجراعیات

    از خدا واین همه هم زمانی های خوبی که برام ایجاد کرده بی نهایت سپاس گزارم

    این روزا این سایت وزندگی حسابی حال میده وبهترین روز هامو سپری میکنم با این که تو چالشم که اهداف هر بار بزرگ تر از نظر ذهنم رو دارم دنبال میکنم وبرام شیرین

    وحرف زیاده دوستر دارم با نتایج حرف بزنم هر چند می دونم کمال گرایانه هست

    همه تون دوست دارم وعاشق تونم هستم وادامه میدم باهمه از مسیر خارج شدن ها و نجوا ها و تکامل

    بهترین ها رو که میتونه هر بار زندگیتون شادتر وراحت تر وثروتمند تر وارامش بخشتر وبهترین ترین ها رو از رب برا تون ارزو می کنم

    با انرژی تر باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1688 روز

      سلام جلال عزیز

      سپاسگزارم که هستید و می‌نویسید.

      همه چیز عمل کردنه و نتیجه گرفتن .حضرت محمد ص عمل کرد و نتیجه گرفت.مهمتر از یادگرفتن عمل کردنه.یک نفر یک نکته رو یاد میگیره و عمل میکنه به همه چی میرسه و یک نفر همه چی بلده و انجام نمیده

      ممنونم ازت که این نکته رو بهم یاددادی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مریم واعظ گفته:
    مدت عضویت: 3358 روز

    مریم عزیزم منو ببخش دارم پیغامم رو دیر می نویسم

    از راه دور با تمام وجود تو رو در آغوش می گیرم

    من دانشجوی متعهد و عاشق این سایت هستم، روزهای پر از چالش رو دارم می گذرونم

    مریم جان من

    قلبم از حالت آرام در می آید و من با با گام به گام بی نظیر تو کوک می کنمش هر روز.

    واقعا گهربار همچو در هستند،

    آنقدر به عمق جانم نفوذ می کند فقط خواستم بگویم سپاس مریم عزیزم

    ممنونم که هستی

    ازتون خواهش می کنم این پروژه های امید بخش رو زنجیره وار ادامه بدهیم،

    به دنبال احساسی و یا بهتر است بگویم شجاعتی هستم که در روزهای نخست آشنایی با این سایت داشتم

    اما حالا درگیر نجواهای شیطان شدم

    و هر روز به من می گوید اینها بدیهی است خوب که چی

    بینایی چشمان را از من می گیرد

    اما من دوست دارم یادم نرود

    مریم اگر پیغام را می خوانی

    این

    پروژه ها را برای قوی شدن گیرنده هایی که در جان ما به نام قلب نصب است را ادامه بده

    من اعلام حضور می کنم تا پای جان

    دوستت دارم

    ممنونم ازت

    خالصانه و با تمام قلبم که تنها گنجینه و میراث حضور من در این جهان مادی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2440 روز

    بنام خدا

    گام پنجم

    در مورد توجه ب زیبایی ها

    کلا من آدم ریز بینی هستم

    وقتی با ماشین میریم تو شهر ی دور بزنیم

    من همه مغازه ها رو نگاه میکنم

    تابلو هاشون

    مشتری ها

    ماشین ها

    و‌بمحضی ک مغازه ای تازه باز شده باشه

    یا تابلوش تغییر داده باشه متوجه میشم

    مثال اخیر

    سر خیابون ما کمتر از یکسال پیش یک مغازه باز شد

    که گوشه پایین تابلو دوتا شماره تماس با دوتا فامیلی نوشته شده بود

    و چند هفته پیش ک با همسرم رد میشدیم

    متوجه شدم ک یکی از اون شماره ها رو از روی تابلو پاک کردن

    ب

    همسرم گفتم و ایشون کلاااا اصلااا متوجه شماره تماس‌ها نشده بود در حالیکه من فامیلی پاک شده رو یادم بود ( تا حالا یکبار هم ب اون مغازه نرفتم)

    همیشه ب گلهای باغچمون نگاه میکنم

    امروز دیدم درخت گل کاغذی مون گل جدید داده

    درخت یاس مون 4 تا غنچه اش باز شد

    و کلی ذوق کردم و خداروشکر کردم

    رفتم بوش کردم و گفتم خداروشکررر

    من توی تیر ماه زندگی دربهشت رو تماشا میکردم ب زیبایی ها توجه میکردم

    و خدا هم من ب سفری عالی هدایت کرد

    ب دشت‌های سرسبز و زیبا

    چ سفر لذت بخشی بود

    سفر به روستای داماش گیلان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    روز76مسیر

    خدایا شکرت که انقدر خوب دارم موضوعات را درک میکنم و همزمان دارم رشد میکنم دو فایل اخیر در مورد تمرکز بر زیبایی بود زندگی در بهشت که امروز دیدمم همینطور و یعنی هدایتم اینه زیبایی ها را ببین و الان دقت میکنم چقدر منفی گفتم و کلا افتادم رو دور برعکس و باید تلاش کنم ذهنم مدیریت کنم

    و امروز از یک موضوعی نگران بودم بعد گفتم به خدا توکل بر تو و صداقت در پیش گرفتم اصلا موضوع مهمی نبود تموم شد گفتم دیدی ساناز تمام ترسهات فکرات الکیه و چقدر فکرهای منفی داری علتیکه تونستم سریع برم سراغ توکل چون تمرینات گوش میدم و در دوره دوازده قدم انجام میدم

    ستاره قطبیهامم داره کم کم محقق میشن و تازه داره دستم میاد چطور بنویسم که محقق بشه

    و امروز خیلی لذت بردم از اینکه جواب میده

    دوره دوازده قدم بهترین دوره ای برای کساییکه متعهد هستن من الان با خوشحالی میگم برم مشقامو بنویسم و خانوادم نمیدونن من چکار میکنم فقط میگن اره برو انجامش بذه فکر میکنم شغلم انجام میدم

    همزمان که قران تفسیرش گوش میدم اونم شده هدایتی که فکرامو درست میکنه تو فکر بودم پولی بگیرم سود بدم بجاش و ماشینمون عوض کنیم که خداروشکر نشد و بعد که رسیدم به ایات اخر سوره بقره در مورد نزول دیدم نزوله ذقیقا و تازه فهمیدم چرا استاد میگه قرض نکن وام نگیر این ایات برام واضح کرد حرف استاد و برام منطقی شد قبلش میگفتم استاد خارجه ایران بود با این شرایط خودشم وام میگرفت سود کنه امروز بخری بهتر از فرداهست چون پول بی ارزش میشه اما بعد دیدم نه بابا اصلا داستان مالی نیست این داستان ریشه ای هست من ادم معتقد و مذهبی نیستم اما میخوام مسیر زندگیم مثل استاد باشه پس چیزایی که میگه انجام میدم و قران خوندنم بخاطر حرفای استاد شروع کردم و خیلی چیزا را اعتقاد ندارم اما میگم انجام بده ببین چی میشه بعد میبینم خب منطق هم پشتش اومد بعد دیروز توی یک فایل گفتگو با استاد پسری اومد گفت وام پنج درصد گرفته که خیلی خوبه هر کی باشه نه نمیگه بعد استاد گفت الان که پیشرفت کردی اما من بودم وام نمیگرفتم بلکه خودم ثروت میساختم فقط جنبه مالی زندگیتون نبینید ارامش و لذتتون مهمه و با وام بخاطر نگرانی و ترس حس خوب ندارید بعد مهر کامل زد روی این موضوع که دیگه الان برام منطقی منطقی شد بیخیال وام و پول قرضی بشم و به خودم گفتم ساناز از عید تا همین ماه یعنی پنج ماه کلی استرس و نگرانی داشتی خیلی کارها را نکردی چون پولها همه برای بدهی باید میرفت الانکه تموم شده دیگه دوباره شروعش نکن

    و برام حسابی منطقی شد که من میتونم کلی پول بسازم پس خودم میخرم بدون نیاز به وام و قرض و… چقدر این باور بنظرم بهتره حس خوبی ایجاد میکنه

    بعد اومدم فایل شش دوره هدف گفت استاد دیدم بله باز میخوام چند تا پله را باهم برم بالا درنتیجه سخته چقدر قشنگ توضیح دادن خط به خط نوشتم و تمرکزم گذاشتم بر درامدم و گفتم صددرصد اینبار شگفت زده میشم چون قرار من واقعا عمل کنم

    حسابی انگیزه گرفتم چسبیدم به کارم، و اون قسمت گفتگو با استاد معجزه هست برای من که قشنگ باورهام میسازه اقایی اومد گفت همزمان دو تا کار، استاد گفت نه تمرکز بزار بر یککار و من مطمین شدم الان راهم درسته بعد اهزم رنج و لذت استفاده کردم الان کلی ایده دارم کلی انرژی دارم و به کارم حس خوب دازم الان میدونم چرا میحوام انجامش بدم و چقدر خدا داره هدایتم میکنه

    مسیر شغلیم

    امروز تلاش کردم واتس اپ نصب کنم نشد و داستانهای اینترنت بعد من وقتی یک کاری گیر میکنه عصبی میشم ولش کردم رفتم خوابیدم چون حالم بد میکنه اینکار ناخوداگاه میکردم از قبل و بعد الان میبینم همون اعراض از ناخواسته هست بعد الان قراره گوشی جدیدی خواهرم بهم بده چون خودش گوشی نو خریده و فعلا هم پول نمیخواد ازم کارم شروع کنم بعد اگه دیدم گوشی خوبه پولش بهش بدم

    گفتم خدایا همه را داری میفرستی گوشی، پول کار، حتی مشتری ها، کلا من هیجکاری نکرده خودشون روتین هستن من فقط تمرکزم بر ثروته، برای خودم داره همه چیز منطقی و باور پذیر میشه که ببین پس اون خونه باغ اون مسافرت همه اش هم همین مدل میاد تو فقط ادامه بده و چقدر الان عالیم

    فردا میخوام برم برچسب چاپ کنم گوشی جدید لستارت بزنم ویس شروع و کانال راه اندازی کنم فیلم محصول بگیرم و از شنبه فقط فقط بفروشم

    خدایا شکرت که به من انقدر حس خوب میدی

    چقدز هوامو داری مرسی که هستی

    و استاد عزیز سر راهم گذاشتی تا بهت نزدیکتر بشم چقدر الان قشنگ حرفاتو میفهمم الان دیگه خیلی خیلی بهت اطمینان دارم هر روز میگذره بیشتر خدایی میکنی برام و من بندگی

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    محمد مهدی عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1265 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    روز شمار تحول زندگی من روز 76

    خدایا شکرت بابت زیبایی هابی که خلق کرده ای.زیبایی هابی که ساعت ها میتوان خیره شد و لذت برد و این فراوانی جهان را نشان میدهد.

    مواردی که از این فایل آموختم را با شما دوستان عزیزم به اشتراک میگذارم:

    تو این فایل که استاد در مورد توجه به نکات مثبت حرف میزنند و خیلی ماهرانه عمل میکنند و این خیلی تو فایل های تصویری مشخص است و حتی کامنت هایی که مثبت نیستند را نمی‌خوانند یا رد میکنند و در کل توجه نمی‌کنند.

    شغل هایی که در چند سال گذشته ایجاد شده و خیلی درآمدهای بالایی را کسب کرده اند نمونه اش اسکوتر هابی که تو این فایل دیدیم و تا چند سال آینده به کشور ما هم خواهد رسید.

    دولت ها ،مسئولان،حکومت ها و … که در حال حاضر در هر کشوری هستند درست و دقیقا در جای درستشان هستند،اگر شخصی بخواهد خالق زندگی اش باشد میتواند با استفاده از قوانین جهان و ثابت جهان زندگی خودش را خلق کند و شاید همین کسانی که مانع پیشرفت میشود،اگر در مسیر درست باشیم میتواند کمک کند.

    نشانه هایی که از قوانین جهان درست استفاده میکنیم یا خیر در اول و شروع کار رابطه مستقیمی دارد با سلامت جسمانی مان.

    افرادی را دیده ایم که پس از بحث های سیاسی،فلسفی،اقتصادی و … از آرامش دور میشوند سر درد میگیرند و سلامت شأن به خطر می افتند و این هشدار اولیه است.

    در کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم ؟

    استاد گفتند:اول به آرامش میرسیم بعدا پول و ثروت و روابط دیگر وارد زندگی مان میشود.پس میتوان آرامش و سلامتی را مانند زنگ هشدار در خروج از مسیر دانست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1142 روز

      سلام آقای عباسی عزیز

      سپاسگزارم از کامنت مختصر و مفید تون و نگاه زیبابین تون در هر چیز

      مخصوصا که گفتین این اسکوترها الان توی آمریکا ریخته و زیاده و چند سال دیگه هم میاد ایران ، توجه به زیبایی جالبی بود برام که مام منتظر زیبایی های بیشتری باشیم در هر آنچه که میبینیم

      و اینکه

      اول به آرامش میرسیم بعد به ثروت و روابط عالی

      یعنی اول باید آرام باشیم ، در صلح با خودمان باشیم، خودمان را همینگونه که هستیم با تمام ضعف ها و قوتهامون بپذیریم ،وصل خدا باشیم ،متوکل باشیم، صبور و شکرگزار باشیم در احساس خوب، آگاهانه مدت زمان بیشتری رو باشیم، کانون توجه مون و ورودی هامون رو آگاهانه کنترل کنیم این پله اوله، پله بعدش ثروت و سلامتی و روابط عالی و عزت نفس هستش

      بسیار درست و منطقی و بجا بود گفته هاتون

      سپاسگزارم از شما دوست ارزشمندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    به نام خدای معجزه ها

    یادگار 76

    سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم

    استاد اصلا باورم نمیشه من سر قولم مونده باشم و این سفرنامه الهی رو تا اینجا اومده باشم

    استاد یعنی من واقعا 76 تا فایل دیدم و کامنت نوشتم؟؟؟

    الله اکبر

    اصلا امروز روز اخر باشگاهم بود و بعد از تعطیلات ماه جدید رو باید برم

    اصلا باورم نمیشد من 3 ماه پشت سر هم باشگاه رفتم و الان ماه چهارم رو باید شروع کنم

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدای من بابت این همه رشد و پیشرفت ازت ممنونم

    و استاد بی نهایت از شما ممنونم که این مکان های زیبا رو دارین به راحتی به ما نشون میدین

    یادمه خیلی سال پیش یکی داشت تعریف میکرد که زمان شاه چقدر درباریان پول از ایران بردن و الان هم به خوشی دارن تو منهتن امریکا با لذت زندگی میکنن

    گفتم کجا؟؟؟؟

    یعنی اینقدر این اسم شهر برام زیبا بود که همیشه تو ذهن من میچرخید

    بعدها سریال فرار از زندان که دیدم و اینقدر اسم شهر و ایالت امریکا رو میگفتن من فقط به عشق این شهرهاش و معماریش این سریال رو دنبال کردم

    و همیشه میگم خدایی که این همه نعمت زیبا خلق کرده قطعا هدف خیلی والایی داشته

    و خدارو شکر که استاد شما دست خدا شدین تا این نعمت های الهی رو به مانشون بدین و چقدر همین تصاویر برای ما باور سازی میکنه

    خدایا شکرت

    همیشه ی قطعه ای رو از همکارا میخریدم برای فروش و حاشیه سود درست و حسابی برام نداشت

    ی روز انگاری یکی داشت بهم میگفت مگه اسمبل کردن این قطعه چیه که خودت انجام نمیدی تا به سود خوب برسی

    افتادم دنبالش و خدا راهو برام باز کرد

    دقیقا عمده فروش خوب پیدا کردم و خرید اولیه رو زدم و قطعات رو اماده کردم که خودم اسمبل کنم به راحتی و اینجوری حتی کیفیت کار هم دستم میاد

    خدایا هزاران بار شکرت

    واستاد چقدر لذت بردم از این لایو چقدر سوالات خوب و مقدسی

    و چه جواب های طلایی

    استاد منم مدتها درگیر همین مسایل پاکسازی و این چیزا بودم تا اینکه خدارو شکر تمام وقت ازادمو گذاشتم سایت گفتم اگه خدا قراره بهم برسونه خودش مسیرو هموار میکنه و چقدر کتاب های حاشیه ای داشتم که همشو بوسیدم و گذاشتم کنار

    با اینکه به قول مربی ها این سایت سطح خیلی بالایی داره گفتم حتما خدا در من این توانایی رو دیده که منو به این سایت الهی هدایت کرده چرا من دارم همش به بیراهه میرم

    و چقدر لذت بردم از کامنت دوست عزیز که گفته بود صدات همیشه تو خونمون پخش میشه

    استاد دقیقا منم

    به محضی که سر گوشیم بخوام مرورگر رو باز کنم بدون استثنا حداقل دو صفحه از سایت شما بازه

    یا سیستم دفترم مرورگر که باز میشه حتما صفحه ای از سایت شما بازه

    یا تو ماشین به محضی که گوشیم کانکت کنم به ضبط ماشین موزیک پلی میکنم ولی به محضی که تموم میشه ی فایلی از شما پلی میشه

    و من همیشه با لذت و با ی تشنگی خاصی گوش میدم

    حتی ی سری خواهرم گفت چی پیدا کردی تو از عباسمنش همش فایل اون

    گفتم هنوز پیدا نکردم به محضی که پیدا کنم خبر میدم

    اوایل خیلی برام سخت بود جلو خانوادم بخوام فایلی از شما پلی کنم اما خدارو شکر الان شبا میام رو تختم دراز میکشم و فایل مقدسی پلی میکنم و با لذت تمام گوش میدم و خدا میدونه چه شبایی با فایل شما خوابیدم که برام بهترین لالایی دنیا بوده

    اصلا ی مسئله خیلی خیلی مهم اینکه من وحشتناک وابسته مادرم بودم با اینکه شهرستان بود و با من زندگی نمیکرد اما حداقل هر هفته اخر هفته باید می افتادم تو جاده و چیزی حدود 5ساعت رانندگی میکردم تا برم ببینمش و ی جورایی خودمو موظف کرده بودم که تمام هزینه زندگیشو اوکی کنم با اینکه ی ریالی هم نیازی نداشت اما به لطف الله نمیدونم چطوری ولی تمام این وابستگی ها دود شد رفت تو هوا

    حتی تابستان به خاطر ی سری مسائل ارث پدری دیدم نه ساناز از این خبرا نیس ببین چه راحت مادر منافع خودش و برادرامو به من که تنها مجرد خونه بودم ترجیح داد با اینکه واقعا حس کردم قلبم شکست و انگاری برای همیشه خونه گرم پدریمو از دست دادم گفتم ببین ساناز تو که خودتو کلا کشیدی کنار و میگی من هیچی نمیخوام و مادرت هم با منطق و نگرش خودش داره رفتار میکنه و عمری با همین نگرش زندگی کرده پس هیچ دلیلی نداره بخوای الکی حال خودتو خراب کنی

    تو که تا الان هرچی به دست آوردی فقط نتیجه تلاش خودت بوده پس راهتو ادامه بده و همه رو ببخش چون منطق و نگرش و باورهای اونا با تو فرق دارن

    و شاید بعد از اون اتفاق من سرجمع دوبار مادرمو دیدم و با کلی احترام و با محبت رفتار کردم و گفتم خدایا شکرت که این وابستگی رو از من کندی و نجاتم دادی چون من همیشه احساس گناه وحشتناکی داشتم که چرا نمیتونم شرایط زندگی مادرمو بسازم که ارامش و اسایش داشته باشه و من واقعا به چشم دیدم که مادر من عاشق نوع زندگی خودشه و منم که فکر میکنم براش سخته اما خودش لذت میبره و اصلا راضی نیست به هیچ قیمتی نوع زندگیشو عوض کنه

    که خدارو شکر با از بین رفتن این وابستگی حدود 7ماه من اصلا جاده نرفتم که بخوام سختی جاده رو تحمل کنم یا تنها تو جاده باشم و یا از همه مهتر چقدر سطح توقع خانواده از من برداشته شده

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    منم همیشه فکر میکردم ی دکمه هست میزنی همه چی ی ان تغییر میکنه اما دیدم نه باید تکامل طی بشه اصلا قانون این هست همه چی به مرور زمان با طی شدن تکامل ی جوری به دست میاد که خیلی زود برای ادم بدیهی میشه و فکر میکنه باید میشده و اغلب ادما از این تغییر حالت لحظه ای غافل میشن و دوباره برمیگردن به مسیر قبلی که اینجاست تفاوت بین ای کسانی که ایمان آورده اید…..و ……

    خدایا هزاران بار شکرت بابت این آگاهی های نابی که بوسیله این استاد الهی بهم دادی

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بارشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    بهناز عادلی فر گفته:
    مدت عضویت: 782 روز

    سلام به استاد عزیز و مهربانم.

    استاد آگاهی دهنده،

    و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی.

    استاد یکی از سوالات این بود که از کجا بفهمیم در مسیر تکامل هستیم ؟

    و شما گفتین اولین نشانه اش اینه که جسممون بهتر میشه، یعنی افکار ما اولین واکنش رو روی جسممون میذاره.

    و اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که «یعنی من در مسیر تکامل نیستم؟»

    منی که شش ماهه تو سایتم و احساس میکنم اتفاقات خوب زیادی برام داره میفته.

    اتفاقات ریز ولی خوب زیادی.احساس آرامش بیشتری، احساس نزدیکی بیشتری با خداوند.

    پس چرا منی که از لحاظ جسمی تقریبا اوکی بودم، اگر هم مشکلی در داخل بدنم بوده، دردی در بیرون نبوده.و راحت داشتم زندگیم رو میکردم

    ولی یه مدته درگیر دردها هستم، کمردرد، اولین قسمتی که درد گرفت و فکر منو مشغول کرد.

    یه مدت با حرکات ورزشی و استخر بهتر شدم.ولی دوباره داره بیشتر میشه.

    و دردهای دیگه هم داره بهش اضافه میشه.

    همه نشان از این داره که از لحاظ سلامتی اوکی نیستم.و هی داره بیشتر میشه دردها و مشکلات.

    یعنی من در مسیر تکامل نیستم؟

    استاد داشتم به این موضوع فکر میکردم که خدا جوابش رو بهم گفت.

    خدای مهربانم،خدای سریع الاجابه، بهترین همصحبتم، که وقتی باهاش صحبت میکنم جوابم رو میده.

    انگار از ته ذهنم از توی اون شلوغ پلوغی های ذهنم اینا رو کشید بیرون و بهم گفت علت ناسلامتی ام رو.

    استاد احساس اینو دارم که یک کشف جدیدی انجام دادم،احساس میکنم بزرگترین کشف دنیا رو انجام دادم،

    استاد باور میکنی از وقتی که اینو فهمیدم اصلا دردهام کمتر شده، چون اون دل آشوبی که ته ذهنم بود و الان میگم علتش رو ، اون رفع شده.

    استاد من دچار به هم ریختگی باورها شدم.

    من این احساس رو قبلا هم تجربه کردم،

    استاد بزارین یکم از خودم بگم.من حدود 6 سال پیش با قانون جذب تو شهر خودمون آشنا شدم.

    و طبق اون قانون و حرف های اون استاد احساس اینکه به تمام خواسته هام میرسم رو داشتم.انگار راز دنیا رو فهمیده بودم،تا اینکه رفتم برای آی وی اف و منفی شد.و یه جورایی شک کردم به این روش و این قانون.

    و بعد یه مدت از یک استاد دیگه ای که کلا مخالف این حرف ها بود شنیدم که این قانون جذب حقیقت نداره.

    و من از اون ور بوم افتادم.

    میخواستم یه ذره مثبت فکر کنم، میگفتم نکنه دارم اشتباه میکنم.و …

    ته ذهنم میگفتم که آخه مثبت فکر کردن که خوبه، چرا میگن حقیقت نداره، حتما یه سری حرفاشون حقیقت داره، یک سری نه، مثبت اندیشی خوبه ولی در کنارش باید واقع بین هم بود.

    ولی نمیدونستم تا چه حد مثبت باشم.اصلا کدوم حرف هاشون درسته، کدوم غلط، یه جورایی گیج بودم، نمیدونستم چه جوری فکر کنم، چه جوری عمل کنم، راه درست کدومه، راه غلط کدومه،

    تا اینکه از یک طریق کاملا جادویی،

    یعنی بهتره بگم خداوند یکی از دستان مهربانش رو برای من فرستاد.

    یکی از شاگردهای شما .

    شد استاد من در یک موضوع دیگه ای.

    و وقتی حال من رو دید ، و اینکه در تمام جنبه ها داغون هستم، و این گیجی رو دارم.

    و دنبال باورهای درست هستم ، دنبال شناخت خدا، ولی راهش رو نمیدونم، سایت شما رو به من معرفی کرد،

    و منی که ذهنم کلا مقاومت داشت نسبت به قانون جذب ، چون این شخص رو خیلی قبول داشتم حرفش رو گوش کردم و وارد این بهشت زیبا شدم.

    استاد اونجا بود که فهمیدم قانون جذبی که به ما آموزش دادن فرعیات بوده، تکنیک های فرعی ، و یک سری روش های فرعی برای رسیدن به خواسته ها.

    و اونجا بود که من فرق بین اصل و فرع رو فهمیدم.

    توی این سایت از زبان شما.

    استاد خداوند منو به سمت اصل هدایت کرد.به سمت راه درست.

    و با قوانین اصلی و درست جهان آشنا شدم.

    الان وقتی افرادی رو میبینم که مثبت اندیش هستن و جملاتی رو میگن ، میفهمم که کلا تو حاشیه هستن.

    و یاد قدیم خودم میفتم.

    ولی من اون زمان دچار به هم ریختگی باورها شدم.

    و همچنین دچار یه احساس خجالت بابت اینکه به همه میگفتم این روش درسته، تو مثبت فکر کن، قطعا نتیجه میگیری و …

    ولی خودم نتیجه نگرفتم.

    حتی بعد آی وی اف مامانم میگفت استراحت کن، میگفتم مامان نگران نباش، خداوند هوای منو جنین داخل رحمم رو داره،کاریمون نمیشه.

    بعدا فهمیدم که ترمزهایی داشتم و علت جواب نگرفتنم چی بوده.

    و الان

    من به مدت دو سال هست که دارم اصلاح سبک انجام میدم.

    و با اطمینان داشتم این کار رو انجام میدادم.

    بعد آی وی اف سوم که نتیجه نداد. با اصلاح سبک آشنا شدم و میخواستم با این روش باردار بشم.

    و حتی وقتی دیگران به من چیزی میگفتن، راه منو مسخره میکردن، میگفتن ولش کن بابا، دنیا دو روزه، چرا به خودت سختی میدی؟ همه چیز بخور

    توی دلم میگفتم بزارین نتیجه بگیرم بهتون نشون میدم که روشم درست بوده.

    و وقتی شکست خوردم، وقتی جواب سونو خوب نبود ، وقتی کیست های تخمدان من ( کیست های اندومتریوز) سایزشون دو برابر شد.

    من

    دوباره دچار به هم ریختگی باورها شدم.

    باورهای جدیدی که در مورد تغذیه و سلامتی برای خودم ساخته بودم ،جواب نداد، و الان شک دارم بهشون.

    دچار احساس مسخره شدن توسط دیگران شدم.

    الان نمیدونم کدوم حرف ماما درسته؟ کدوم غلط؟

    و همیشه این سوال برام هست که چرا سالم خوری جواب نداد؟

    به خودم میگم مگه استاد تو فایل آرامش در پرتو آگاهی نگفت که آلودگی ها باعث بیماری میشه و مخصوصا مواد غذایی که از طبیعت نیست.

    مگه نگفت بدن ما میتونه خودش ،خودش رو درمان کنه؟

    ما هم توی اصلاح سبک شعارمون این بود که بدن ما میتونه خودش رو درمان کنه،فقط باید زمینه اش رو فراهم کنیم.

    با 4 اصل ( تغذیه صحیح، تحرک کافی ،خواب به موقع و کافی، و داشتن آرامش ذهنی)

    تغذیه صحیح شامل حذف قند و شکر و مواد نگهدارنده است .و برای من که کیست داشتم حذف گلوتن و یک سری ماده غذایی که تحقیقات ثابت کرده برای اندومتریوز خوب نیست.

    پس چرا جواب نداد؟

    یک سری چیزها همون موقع که رعایت میکردم برای ذهنم منطقی نبود.

    مثلا حذف نون و گلوتن چه ربطی به کیست داره؟

    چرا سیب زمینی که گلوتن داره میتونم بخورم ولی گندم نه؟

    فرقش چیه؟

    ربط بین گلوتن و بیماری خودایمنی رو میدونم ولی ربط گلوتن و کیست رو نه، نمیفهمم.

    چرا بادام زمینی و کنجد و ارده خوب نیست؟

    کدوم این حرفها الان درسته؟ کدوم غلط؟

    ته دلم میگه سالم خوری خوبه.ولی نمیدونم کدوم حرف ها درسته ، کدوم غلط؟

    الان یه مدته اصلاح سبک رو رعایت نمیکنم به اون شکل دقیق.

    ولی هر بار که نون میخورم.دچار یه حس عذاب وجدان میشم که نکنه دارم آسیب میزنم به بدنم.

    ولی میگم ولش ، من که میخوام برم یزد، اون همه داروی شیمیایی بخورم، اینم روش.

    استاد

    چیزی که من فهمیدم و البته خدای خوبم به من گفت این بود که :

    من قبلا که از قانون جذب استفاده میکردم ،از تکنیک های فرعی و قانون جذب کاذب استفاده میکردم.

    ولی وقتی قانون جذب واقعی و اصلی رو پیدا کردم و فهمیدم و استفاده کردم حالم خوب شد.

    شاید این اصلاح سبکی که من داشتم استفاده میکردم یه جور فرعیات بود.

    و من باید روش اصلی سلامتی رو پیدا کنم.

    باورهای درست در مورد سلامتی.

    و میدونم کجا پیداشون کنم.

    توی همین سایت،

    قانون سلامتی.

    انشاالله به زودی تهیه میکنم.و میدونم خداوند خودش برام جور میکنه.

    همه چیز اصل .

    آره اینه.

    من همه چیز رو در بهترین خودش میخوام.

    درست ترین قانون جهان هستی.

    و حالا هم اصلی ترین قانون سلامتی.

    این حس آشوب و نگرانی که ته دلم بود و نمیذاشت تکاملم رو طی کنم به خاطر همین بود.

    و خدای خوب و مهربانم.

    با من حرف زد، به من گفت.

    علت اصلی دردها رو بهم گفت.

    هر چند من همش سعی میکردم بگم این درد یه نشونه است برام، حتما به نفع منه، خدا از این طریق میخواد یک خیری به من برسونه،

    ولی در طول روز زمان هایی پیش میاد که به خاطر درد حس نگرانی سراغم بیاد از آینده، (یه جورایی این درد رو به کیست های تخمدانم هم ربط میدم، البته یعنی دکترها گفتن)

    خدایا شکرت بابت این آگاهی ها و الهامات.

    خدایا شکرت که علت اصلی آشوب ته ذهنم رو فهمیدم.

    همین که علتش رو فهمیدم احساس بهتری دارم.

    احساس اینکه خدا با من صحبت میکنه.خدا داره منو آروم میکنه.

    یه دوست، یه هم صحبت عالی دارم ، کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اونه، داره منو راهنمایی میکنه.

    آگاهی برتر داره به من آگاهی میده.

    من لایق این هستم که خداوند با من صحبت کنه.

    خدایا شکرت.

    خدای مهربونم شکرت ، شکرت ، شکرت

    و ممنون استاد عزیز و مهربونم.

    و ممنون خانم شایسته عزیز بابت این پروژه فوق العاده عالی، قشنگ ذهنم داره خونه تکونی میشه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1579 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته‌ی عزیز

    استاد ممنون کلی لذت بردم از دیدن مناظر به این زیبایی و توجه کردم به زیبایی‌ها.

    استاد وقتی داشتم فایل رو میدیدم با خودم گفتم استاد اعتماد به نفس و عزت نفس خیلی بالایی داره، اینکه تنهایی رفته به جایی که دوست داره تا بگرده و لذت ببره، اگه نشون‌دهنده‌ی عزت نفس و اعتماد به نفس بالا نیست پس چیه؟

    بهتون افتخار میکنم و تبریک میگم.

    راستی استاد دیشب خوابتونو دیدم. بهم گفتین منم میتونم به همه آنچه که میخوام برسم فقط باید رو خودم کار کنم و تکاملمو طی کنم.🥺❤

    راستی گذاشتین سوار یکی از موتوراتون بشم ولی زدم داغونش کردم ببخشید😶😅😂

    از زندگیتونو نهایت لذت رو ببرین. شاد و سلامت و ثروتمند در پناه حق باشید.💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: