live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 146

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد و همه دوستان عزیزم

    راجع به فایلی که توی قسمت اول پروژه خانه تکانی ذهن دیدم دوست داشتم چندتا مطلب بنویسم

    اینکه ما خداوند رو مثل یه آدم میدونیم از بچگی توی گوشمون خوندن که اگه اون کارو انجام بدی اگه اینکارو انجام بدی خدا رو ناراحت میکنی و اون حتما یه عذابی بهمون میده در صورتیکه اصلا اینطور نیست خدا یک سیستم هست که به احساسات ما واکنش نشون میده و اگه ما زندگیمون خوب نیست به خاطر خودمونه بخاطر دیدگاه و تفکرمون هست ،بخاطر باورهامون هست که گاها باورهامون شرک آلود هست و خودمونم بی اطلاعیم ازش ،

    من هم قبلا خیلی مشرک بودم و منتظر بودم یکی پیدا بشه منو ببره سر کار یا نماینده مجلس نامه بزنه به فلان ارگان که ایشون رو جذب کنین(چون خودم رو لایق نمیدیدم ، چون خودم رو باور نداشتم)، یا خیلی وقتها توقع داشتم از آدمها و دوستام که مثلا چرا حال منو زنگ نمیزنن بپرسن ، یا چرا فلان جا بمن کمک نکردن ، این توقع فقط و فقط حال منو برای چند روز خراب می‌کرد و نتیجه ای هم برام نداشت جز خرابی حالم ، الان میدونم اگه من با خودم و خدای خودم یکی بشم اصلا هیچ زمان توقعی از هیچکس ندارم و طبق گفته استاد عزیزم هر موقع ما از کسی توقع داریم یعنی داریم شرک میورزیم .

    وام گرفتن و قرض کردن شرک هست ، کاری که اکثر جامعه دارن انجامش میدن و یک جمله معروف هم هست که ” تا وام نگیری به هیچ جا نمیرسی ”

    منتظر موندن برای اینکه کسی بخواد بیاد مارو نجات بده شرک هست ، الان اکثر جامعه منتظرن امام زمان بیاد ، میگن باید گناه و فساد اینقدر زیاد بشه که امام زمان ظهور کنه من این جمله رو خیلی شنیدم از بچگی ، هر چی بدبخت تر ، فقیر تر ،گناهکارتر باشیم امام زمان میاد و انتقام مارو میگیره و حق مارو میگیره . هیچ کسی مسئول زندگی و خوشبخت کردن ماها نیست به جز خودمون .

    اگه یه عامل بیرونی تغییر کنه من زندگیم بهتر میشه ! مثلا حکومت عوض بشه مثلا منجی بیاد ، مثلا یه ارثی گیرمون بیاد یا مدیریت شکرت عوض بشه شرایط بهتر میشه یا ….

    این شرک هست ، باید ببینیم خودمون میتونیم چکار کنیم تا زندگیمون بهتر بشه، اونموقع است که خدا بهمون الهام میکنه چکار کنیم

    اگه من نتونم اونجایی که هستم خوب کار کنم و نتیجه بگیرم پس هیچ جای این دنیا نمیتونم نتیجه بگیرم و خوشبخت بشم .

    اگه ایرادی هست توی افکار و باور های خودمونه ، وگرنه چرا توی همین شرایط یه سری از آدمها نتایج عالی میگیرن ، ثروت عالی میسازن

    اگه من بتونم به خودم،به خدای خودم، به نیروی درونم تکیه کنم خیلی ثروتمند تر از این میشم که بخوام به آدمها تکیه کنم و خدا برای بنده اش همه کار میکنه فقط من باید بندگیش رو بکنم

    الحمدلله رب العالمین، سپاسگذار خداوندی هستم که رب جهانیان هست ، اگر بتونم اینطوری فکر کنم باور کنم و عمل کنم پس از مواهب بندگی خدا هم استفاده میکنم ، مثل اونکسی که توی یکی از شرکت های بزرگ جهان کار میکنه و از مزایای اون شرکت استفاده میکنه.

    همه چی ایمان هست همه چی توکل هست همه چی خداست

    چندتا نکته مهم از این فایل

    1.اگر ما داریم مثل بقیه فکر می‌کنیم پس مثل بقیه هم نتیجه میگیریم

    2.اتفاقات ناجالب زندگی باید به ما انگیزه بده برای بهتر کردن و درست کردن شرایط زندگیمون

    3.اگه ما باور کنیم مسئول 100 درصد زندگی خودمون هستیم اونموقع هست که هدایت های خدارو دریافت میکنیم

    4.و اگه من نتونم توی جایی که هستم خوشبختی رو تجربه کنم پس هیچ جای دیگه هم نمیتونم

    ان شاءالله که همتون شاد،سالم،ثروتمند و سعادتمند باشین توی این دنیا و آخرت ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2227 روز

    دوستتون دارم استاد عزیزم،

    سپاسگزارم ازتون چقدر زیبا به ما توحید رو آموزش دادید چقدر توحید و یکتاپرستی زندگی ها را نجات داده و هدایت کرده خدا میداند و لاغیرررررر،

    الحمدلله رب العالمین،

    استاد عزیزم من خیلی خوب توحید رو در عمل اجرا کردم و با نتایج بینظیر زندگی ام کامنت میگذارم و صحبت میکنم خداوند شاهد تر و داناتر از خودِ من به خودم هست که چطور عمل کردم و قدم برداشتم و با چه چالشهایی روبرو شدم و هرلحظه قوی تر توحیدی تر عمل کردم

    الهی صد هزاران مرتبه سپاس و شکرِ پروردگار ج‌هانیان که من از سخت ترین آزمونم سربلند بیرون امدم پذیرفته شدم و وارد عرصه وکالت شدم(وکیل پایه یک دادگستری)

    الحمدلله رب العالمین،

    استاد عزیزم من قدم به قدم با توحید حرکت کردم قدم به قدم زندگی ام از زمانی که آگاه شدم و هدایت شدم هرلحظه هرنفس فقط و فقط با توحید حرکت کردم و ادامه دادم و خداوند من را آسان کرد و خداوند به من برکت داد نیرو داد قدرت داد علم و آگاهی بینهایت داد خداوند تمام نعمت و برکت‌هایی که نیاز داشتم به من داد خیلی خیلی بیشتر از اون چیزهایی که در ذهنم بود خداوند به من داد با لطف و بخشنده گی و مهربانی بینهایتش….

    الحمدلله رب العالمین،

    من متعهدتر عمل خواهم کرد فقط و فقط بخاطر شکرانه ی این نعمتهای بینهایت و لطف و هدایت هایی که خداوند نصیبم کرد من باید توحیدی تر عمل کنم و با تمام وجودم بندگی کنم و خدمت کنم در مسیری که قرار گرفتم و هرلحظه بیشتر و پرقدرتتر از خداوند میخواهم که هدایت و آسانی و برکت نصیبم کنه برای ادامه دادن مسیرم….

    الحمدلله رب العالمین،

    دوستتون دارم استاد عزیزم هرلحظه هر قدم هرنفس تا زمانی که زنده ام با شما زندگی خواهم کرد با توحید با قرآن و با یکتا پرستی….

    امیدوارم با خواندن کامنتم بینهایت به احساس خوب و پاک و مقدس توحیدی برسید استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم ازتون و قوی تر عمل خواهم کرد بلکه خیلی خیلی کم بتونم جبران کنم اموزشها و لطف های بینهایت شمارو….

    تنتون سلامت استاد عزیزم و عمرتون با عزت برکت رحمت و ثروت بینهایت در پناه الله یکتا…

    الحمدلله رب العالمین،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مينا ماجدي گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربانم

    امروز 6 بهمن 404 هست و به صورت هدایتی ،پروژه خانه تکانی ذهن را آغاز کردم و با خودم قرار گذاشتم متعهدانه روزی 2 ساعت صبح ها برای این پروژه زمان بگذارم امروز 9:20 دقیقه شروع کردم و قرار هست تا ساعت 11:20 متمرکز روی اگاهی های این جلسه ،جلسه اول یعنی توحسد و فعال کردن قدرت خلق درونی متمرکز باشم

    شکر خدا به جز چند موارد کوچک حواس پرتی بزرگی نداشتم و هر بار که فکری امد به خودم گفتم رها کن و انرژی ذهنیت رو روی این جلسه بذار تا بهترین نتیجه رو بگیری حالا میخوام هر انچه از این جلسه یادداشت کردم برای ایجاد ردپا از خودم و انتقال اگاهی ها به شما دوستان عزیزم ،به صورت روزانه در قسمت کامنت ها یادداشت کنم

    هر کس نتیجه افکار خودش رو میبینه!

    خدا یک سیستمه و داره پاسخ میده( به افکار ما واکنش نشون میده)

    مسئولیت صد در صد زندگی من با خودم هست( قدم اول برای خلق نتایج دلخواه)

    اینکه برای تغییر زندگیم توقع از کسی داشته باشم شرک بزرگ است

    اون چیزی که اسمش بلایای طبیعی هست در واقع باعث پیشرفت جهان و رشد امکانات و تکنولوژی میشه

    اگر کسی در مدار خوب باشه همیشه اتفاقات خوب رو تجربه میکنه!

    وام گرفتن و قرض کردن نشونه شرک هست

    ما فقط خودمون میتونیم زندگی خودمون رو نجات بدیم(تغییر بدیم)

    تغییر در افکار ما باعث تغییر در زندگی ما میشود

    اگر نتونی تو ایران رشد کنی هیچ جای دیگه هم نمیتونی،چون ریشه رشد در تغییر افکارت هست نه موقعیت جفرافیایی

    منتظر اتفاقات بیرونی نباش تا زندگیت بهتر بشه (همه چی با تغییر افکار و باور اتفاق میافته)

    اگه فک میکنی یکی بیاد کمکت کنه(2زار) جلوی میلیون میلیون دلار ثروت رو میندی،کافیه من به خدا خودم ایمان داشته باشم و به صورت بنیادی باور کنم من مسئول صد در صد زندگی خودم هستم

    من خودم دارم زندگی خودم رورقم میزنم پس منتظر ارثیه و کمک بقیه نیستم

    دیدگاه منجی اصلا در قران نیامده(اینکه میگن هرچقدر فساد بیشتر بشه بدی بیشتر بشه،منجی سریع تر ظهور پیدا میکنه اصلا در قران نیومده!)هیچ منجی وجود نداره ،من و فقط من نجات دهنده زندگیم هستم

    وقتی فکرت رو عوض کنی به صورت تکاملی هدایت میشی به شمت خواسته هات

    هر موقع از کسی توقع داری در مسیز غلطی!(شرک بزرگ)

    اتفاقات ناجالب باید باعث انگیزه در من بشه برای رشد و تلاش و تغییر زندگیم

    افکار من اتفاقات رورقم میزنه

    فکر اینکه اگر من با فلانی ازدواح میکردم زندگیم بهتر بود یعنی: کاملا از مسیر دوری(راه درست اینه: ما در هر جایگاهی هستیم سر جای درستمون هستیم،و هر کس فقط با قدرت افکار و باورهاش میتونه زندگیشو تغییر بده)

    اگه من تو ببزینسم مشکل دارم ،مشکل از کارمند من نیست از منه! اگر به خودم ربطش بدم راه حلش رو پیدا میکنم (شاید راه حلش اخراج اون کارمند باشه که ترس من و عدم توکلم به خدا ،باعث این مشکل شده)

    اگر میخوای باور اینکه افکار من زندگی منو میسازه کار کنه: باید انقدر تکرارش کنی تا به صورت اتومات کار کنه

    درخواستم همیشه از خدا این باشه : منو به راه راست هدایت کن، راه کسانی که بهشون نعمت دادی نه راه گمراهات( در عنل از هیچ کس درخواست نکن، توقع نداشته باشم ، مسئولیت صد در صد زندگق مو بپذیرم)

    کسی که بندگی خدا رو کنه خدا براش همه کار میکنه

    اغلب مواقه نقطه مقابل تفکر عموم تفکر درسته

    اگه دنبال راضی کردن کردمی مسیرت اشتباهه

    دویدن برای جمع کردن فالوور اشتباهه!(هر کاری میکنی برای خدا باشه )خدا خودش ادم ها رو میآره برات!

    الهی شکر بابت این اگاهی ها

    مینا ماجدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    Bashir Basir گفته:
    مدت عضویت: 1044 روز

    باسلام و درود خدمت استاد عزیز و بانو شایسته مهربان!

    من از مدت دوهفته به این سو که خیلی مشتاق آگاهی بیشتر بودم به این سایت هدایت شدم و راستش چند سال قبل هم هدایت شده بودم اما دوباره از مدار و فرکانس فارغ شدم و حالا که دوباره هدایت شدم به خود تعهد نمودم که تا شش ماه از تمام آگاهی ها و فایل ها و نوشته های استاد عزیز و دوستان دیگر استفاده میکنم و بعد ازشش ماه تمام تغیرات ودستاورد های خودرا باشما به اشتراک میگذارم.

    در این فایل چقدر مفاهیم قشنگ و توحیدی را توضیح دادین و من واقعا کیف نمودم از دانستن این آگاهی ها. سال هاست من دیگران را مسول زندگی خویش میدانم و برای موفقیت به خود بهانه تراشی میکنم که این یک باور شرک آلود بوده و نظرم نسبت به حوادث و خداوند هم کاملا شرک آلود بوده و اکنون به مفاهیم پی بردم که میخواهم به مرور زمان این باور ها را جایگزین باور های منفی کنم.

    آنچه من از فایل آموختم قرار ذیل میباشد:

    1- • واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری

    2- • سیل و طوفان و زلزله حوادث طبیعی هستند و هیچ کس مسول خسارات ما نیست

    3- • بجای اینکه در جستجوی بهانه ها باشید در جستجوی کشف توانایی های تان باشید

    4- • هیچ کس مسول زندگی من نیست جز افکار وباروهایم نه دولت است و نه شرایط و نه مکان فقط افکار وباورهایم

    • اگر شما به خدای درون تان و توانایی های خودتان را باور داشته باشید و باور های تان را تغیر دهید به آرامش کامل و موفقیت کامل دست می یابید

    5- • هرانچه که ما را از قبول مسولیت زندگی مان دور میکند باور های شرک آلود است و همه چیز از فکر شروع میشود و اگر شما فکر تان را کنترول کنید و روی نکات مثبت تمرکز کنید و قانون تکامل را در نظر داشته باشید همه چیز تغیر میکنید و ایمان که عمل نیاورد حرف مفت است

    6- • اگر مثل بقیه فکر میکنی و باور میکنی مثل بقیه زندگی میکنی و نتیجه میگری واگر نتایج متفاوت میخواهی باید متفاوت فکر کنی و باور کنی

    بعد از گوش دادن به این فایل چند تا از افراد موفق را الگو خود قرار داده و رفتار و کردار و باور های شان را مطالعه نمودم متوجه این نکته شدم که تمام آنها مسولیت زندگی خویش را به عهده گرفته و از بهانه تراشی دوری میکنند و به توانایی های درونی خود ایمان دارند و با اعتماد به نفس و باور به خود در زندگی قدم میگدارند و در نتیجه موفق تر و شاد تر وآرام تر از بقیه هستند.

    تمام اتفاقات و شرایط بیرونی مان حاصل از باور های درونی مان است و اگر ما درون مان را آرام تر و زیبا تر بسازیم بیرون مان خود به خود بهتر میشود. به گفته شاعر بزرگ- بیرون زتو نیست هرآنچه در عالم هست- از خود بی طلب هرآنچه خواهی که تویی.

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سید میلاد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 421 روز

    به نام خدای مهربان

    به نام خداوندی که امروز هم به من فرصت داد تا از دنیای رویا به این دنیای مادی برگردم و بتونم در راستای خواسته هام و در راستای آرزوهام قدم بردارم و خودم رو تعالی ببخشم. به نام خداوندی که بر آنچه در ظاهر و آنچه در باطن منه شنوا و داناست و هیچ چیزی در این جهان از دستش پنهان نیست. به خداوند قلم. خداوندی که قدرت عظیمی رو در نوشتن قرار داده و بواسطه اون می‌تونم هر چیزی که در ذهنم هست رو بنویسم و به اون قدرت بدم تا باورش کنم و اون رو به واقعیت تبدیل کنم.

    در پی ادامه بحث الهامات و الگوهایی که در برهه قطعی اینترنت پیدا کردم که توی زندگی‌م اتفاق افتادن و با آموزه ها و آگاهی های پروژه خانه تکانی ذهن مشابه بودن. و من این الگوها رو به کمک خداوند یادداشت کردم تا وقتی که فرصتش پیش اومد، بیام، کامنت بذارم تا بلکه این الگوها رو بیشتر و بیشتر در زندگی‌م پیدا کنم و بیشتر توی ذهنم تثبیت کنم که قانون داره کار می‌کنه.

    توی بحث مربوط به ارث و میراث و اینکه چقدر برخی از ما می‌جنگیم برای اینکه دو قرون ارث و پول برسه کف دستمون و کلی وقت، انرژی، اعصاب و روان و زمان می‌ذاریم تا اون یه ذره پول رو بدست بیاریم در حالی که اگه همچین وقت و انرژی ای رو صرف مهارت های خودمون و صرف پول در آوردن از طریق مهارت‌هامون می‌کردیم، قطعا قطعا می‌تونستیم کلی پول بسازیم که اون موقع به خودمون می‌خندیدیم که یه چرا دنبال دو قرون پولی که از ارث به ما می‌رسه افتادیم و وقتمون رو پاش تلف می‌کنیم.

    حالا داستان جالب من از اینجا شروع می‌شه:

    خانواده مادری من خانواده خیلی بزرگین. چه از سمت خدابیامرز پدربزرگم و چه از سمت مادربزرگم. و این خونواده ها از اون خانواده های قدیمی شمال و رشت به حساب میان که از زمان قدیم چندین قطعه زمین خیلی بزرگ کشاورزی داشتن و از زمان شاه این زمین ها بوده. به قول داییم پدر مادربزرگم از خان های زمان رضا شاه بوده ولی چون خان ها برکنار شدن و کل زمین ها و ملکاشون برای شاه مصادره شد داییم کلی غر می‌زد و می‌گفت که اگه رضاشاه این کارو نمی‌کرد ما الان انقدر بدبخت نمی‌بودیم و انقدر سختی نمی‌کشیدیم(!). و من توی ذهنم فکر می‌کردم، خب اگه اون زمین ها و اون دارایی ها اصلا به همون صورت و حتی در بیشترین میزان خودشون، در همون صورت به ما به ارث می‌رسید؛ اون اموال همینجوری که نمی‌مونن که. نیاز به نگهداری دارن، نیاز به سرمایه گذاری یا صرف کردن در مسیر کسب و کار دارن و اینجوری نیست که راکد بمونن. و من داشتم نگاه می‌کردم که با همین مال و ثروتی که الان داریم، کدوم یک از اعضای خونوادم تونستن مقدار زیادی ثروت تولید کنن و همچنین راحت و آسوده زندگی کنن؟

    تقریبا هیچ کس؛ یعنی حتی اگه اموال پدر مادربزرگم بهشون می‌رسید به صورت تمام و کمال، هیچ کاری از پیش نمی‌رفت و شرایط هیچ تغییری نمی‌کرد که هیچ شاید حتی بدتر هم می‌شد.

    اما اصل قضیه ارث و میراث برمی‌گرده به این جنگ خونوادگی عظیمی که رخ داده بود و من یادمه از زمانی که حدودا 4، 5 سالم بود، تا همین پارسال یا سال قبلش،‌ یعنی چیزی حدود 15 یا 16 سال (!!!) طول کشید تا یه ذره پول برسه به دست هرکدوم از وارثان نمی‌دونم یکی دو قطعه زمین.

    یعنی در طول این 15 سال، یک درگیری و تنش عظیمی بین مادربزرگم و بچه هاش (که میشن دایی ها و مادرم) و خواهر مادربزرگم و شوهرش و بچه هاش، با برادرای مادربزرگم و خانواده و بچه هاشون رخ داده بود و بارها و بارها تلفن زنگ می‌خورد و مادربزرگم یا در حال صحبت در مورد این موضوع بود یا داشت چیزی رو پیگیری می‌کرد یا داشت گریه می‌کرد چون با یه نفر بحث کرده بود (و چون از لحاظ احساسی آدم به نسبت حساسیه، زود احساساتی می‌شه) و کلی بگیر و ببند و چندین و چند بار می‌رفتن شمال تا برن بنگاه و برن دنبال کارهای زمین و اینا، همینطور که بقیه خواهر برادرای مادربزرگم هم همین اوضاع و منوال رو داشتن، تاااااااا اینکه بالاخره پارسال یا پیرارسال، بعد از سال ها،‌ زمین به چندین و چند قسمت تقسیم شد، سود هر نفر تقریبا خیلی خیلی کمتر از اون چیزی شد که اون اول هم داشتن روش حساب می‌کردن و حتی هیچ کس خوشحال هم نبود که این پول رسیده به دستشون فقط شاید خوشحال بودن که دیگه نه با هم حرف می‌زدن در مورد این موضوع و نه می‌زدن تو سرو کله همدیگه.

    و من با اینکه از همه کم تجربه تر بودم و شاید اصلا ذره ای نه برام مهم بود و نه اهمیت می‌دادم که نتیجه این ارث چی می‌شه، بعد از اینکه این موضوع تموم شد با خودم گفتم: همین؟! یعنی این همه تلاش و دعوا و بگیر و ببند و بکش و فلان و بهمان تهش همین؟!

    و به یه پوچی کاملا واضحی توی این داستان رسیدم که چقدر بی ارزش بوده کل این قضیه در حالی که این همه آدم داشتن خودشون رو می‌کشتن

    و وقتی این فایل رو گوش دادم و این الگو رو پیدا کردم توی زندگی خودم، فهمیدم که ذهن فقیر و غیر مولد و بیچاره، توی هر شرایطی می‌تونه ثروت رو به راحتی از دستت برونه چون ظرفت سوراخه هر چقدر هم که پول دربیاری و پول بسازی (اگه اصلا بتونی بسازی)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    یادمه تازه با مباحث قانون جذب و شکرگزاری آشنا شده بودم.چند وقت بعدش خوردیم به پندمیک.توی پندمیک یه شرایطی پیش اومد که تنهای تنها باشم برای چند ماه.و خیلی فکر میکردم.تا اینکه با استاد آشنا شدم و یادمه اولین تعهدی که دادم این بود که خودم هستم که با کانون توجهاتم اتفاقات زندکی خودم را رقم میزنم و هیچ موجدی خارج از من قدرت تغییر شرایط زندکی من رو چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی نداره.هنوز که هنوزه این باور رو با خودم تکرار میکنم.

    انصافا از وقتی شرایط زندگی من تغییر کرد که مسئولیت زندگیم رو بعهده گرفتم و گفتم خودم باید یه کاری کنم و بطور کل انتظارم رو از بقیه قطع کردم،دیگه قرض نگرفتم هیچ چیزی رو،دیگن ننشستم بگم دولت باید یکاری کنه،بابام باید یکاری کنه،فلانی باید یکاری کنه.گفتم فقط خودم.اصلا هم نمیدونستم توحید یعنی چی.اما میدونستم که اولین قدم اینه که مسئولیت شرایط زندگیم با منه و فقط وفقط من هستم که میتونم بهبود بدم بهش.من فقط میدونستم که کاری که میتونم انجام بدم اینه.و همین باور کم کم من رو هدایت کرد به شرایط بهتر و بهتر وبهتر.چون هر سری که یه اختلالی توی مسیرم پیش میاد دیگه نمیام بگم مشکل از فلانی هست یا مشکل فلان اداره هست.میام میگردم ببینم که خودم چطور دارم در مورد این موضوع خاص فکر میکنم و باورهای محدود کنندم رو میکشم بیرون و روشون کار میکنم.این رو از شما استاد عزیزم یاد گرفتم که هروقت به تضادی میخورم سریع میپرسم چه مشکلی توی باورهام هست؟ و میام تمرکز رو میذارم روی خواستم و باورهای مناسب اون خواسته رو میسازم و هدایت میشم به سمت خواسته.

    سپاس از استاد گرانقدرم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    غفار شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 154 روز

    جلسه اول پروژه خانه تکانی ذهنی

    به نام خدا سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    دوست داشتم دیدگاهم را در مورد این جلسه بنویسم ولی قبلش داستان شروع

    این پروژه توسط خودم را میخواهم بیان کنم

    من یک پسر نوجوان هستم که چند وقتی هست با استاد آشنا شده

    خدا را شکر بخاطر به دنیا اومدن تو خانواده فقیر مسولیت زندگی ام را از خیلی وقت پیش به اهده گرفتم و

    از خیلی وقت پیش میدونستم که اگر

    خودم یک حرکتی نزنم هیچ کسی قرار نیست برام کاری بکنه

    بعد چند وقتی هست که اوضاع زندگی ام خیلی سخت شده

    من یک جایی کار میکنم که کارم خیلی سخته از صبح تا شب باید کار کنم

    پاهام و کمرم خیلی درد میکنند و حسابی من را خسته کرده

    و با وجود قبول این شرایط سخت هر روز

    اون پولی که میتونم کار کنم داره کاهش پیدا می‌کنه یعنی دارم بیشتر جون میکنم ولی کمتر دارم پول در میارم

    وقتی امروز صبح رفتم سر کار و یک بار دیگر این شرایط سخت را تجربه کردم

    حین کار داشتم به خودم میگفتم که دیگه

    نمیخواهم این سختی را تحمل کنم

    میخواهم از یک در دیگری وارد بشم

    اهداف خیلی زیادی در زندگی دارم خدا را

    شکر

    با خودم عهد بستم که با تمام وجودم برای تغییر شرایط زندگی ام تلاش کنم و از یک زندگی سخت برسم به شرایطی راحت

    در مورد صحبت های استاد

    باید یاد بگیرم در عمل مسئولیت زندگی ام را بپذیرم و اگر شرایطی در زندگی ام نادلخواه باشه باید دنبال ایراد در درون خودم بگردم نه عوامل بیرونی

    سعی میکنم تکاملم را در ایمان آوردن به خداوند یکتا طی کنم

    و به قدرتی که من تمام انسان ها و این جهان بی انتها را خلق کرده باور داشته باشم

    هر خواسته ای دارم از خدا بخواهم و فقط ایمان داشته باشم به خودش

    به امید خدا من در حال ورق زدن فصل

    جدید زندگی ام هستم

    و در این مسیر کلی پیشرفت خواهم کرد

    و کلی نعمت از منبع دریافت خواهم کرد

    انگیزه ای مضاعف دارم برای ثبات در این مسیر در مسیر درست و تمام تلاشم را برای تغییر زندگی ام خواهم کرد و بدون شک من این کار را خواهم کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فاطمه نازپرورده گفته:
    مدت عضویت: 213 روز

    سلام و احترام به استاد و تمام دوستان خوبم

    رد پایی میخاهم اول برای خودم و بعد برای دوستان بگذارم که شاید راه گشای مساله ای در زندگی ما باشد.

    از وقتی این فایل رو گوش کردم و درک کردم زندگی من تغییر کرد من یه آدم دیگه ای شدم از یه آدم تنبل و متکی به همسر و خانواده به یه آدمی که سعی می کنم کارهایم را فقط و فقط خودم انجام دهم و نتیجه هر چه شد ان را گردن کسی دیگه ای نندازم.

    تنها و تنها از خدا می خواهم که کارهایم را انجام دهد و حتی فقط با مرور ان در ذهن خودم دستان خداوند وارد عمل شده و خواسته ام عملی می شود.

    بهانه ها را گذاشتم کنار و خداوند من رو به یه شغلی هدایت کرد که اصلا فکرش هم نمی کردم روزی داشته باشم هر چند در شروع کار هستم و فقط 15 روزه از کارم میگذره ولی شکر خدا حس می کنم از لحاظ روحی راحتم. اعتماد به نفسم بیشتر شده و با آدم های ارتباط پیدا کردم که اهل کار و فعالیت هستن

    خدا را صد هزار مرتبه شکر که هر آن دارد مرا به مسیر درست هدایت می کند خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم.

    به امید ثروتمند شدنم و تحقق تمام خواسته های دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ساحل رهایی گفته:
    مدت عضویت: 173 روز

    سلام

    روزشمارتحول زندگی روز :74

    اگر مثل بقیه فکر میکنی مثل همونا نتیجه میگیری

    خدایا کمکم کن که همواره به تو توکل کنم و فقط روی تو حساب کنم

    خدایا کمکم کن که تسلیم تو باشم

    خدایا زمانبندی تو بی نقصه

    خدایا تو پازلها رو ب بهترین نحو می چینی

    خدایا مرا در مسیر رسیدن به خواسته ها قدم به قدم هدایت کن

    خدایا من به هرخیری از جانب تو محتاجم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فروغ جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1732 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام به استاد عزیز و بانو شایسته و دانشجویان گرامی

    این پروژه تازه شروع کردم استادخیلی حرف های جالب و انگیزشی زدین که ما زندگی خودمون خلق می کنیم . واقعا ما خودمون خالق زندگی و مسولش هستیم . اتفاقا چند وقته توی شخصیتم کشف کردم که میزان مسوولیت پذیری و پذیرش کارها و اتفاقا کمه برای همین سعی می کنم تصمیماتم اجرایی کنم و نتیجه اون رو پذیرا باشم .

    جالبه این موضوع که گفتین آدم ها دو دسته هستن در شرایط یکسان یه عده خوش میگذرانن و در نعمت هستن و یه عده در بدبختی و شکایت . توی یوتوب بودم بعد یه ویدیو بود که نوشته بود شمال تهران دارن کریسمس جشن میگیرن در حالی که جنوب تهران برای گرانی اعتراض دارن میکنن مصادف حرف استاد بود .

    اینکه خالق زندگی خودمون هستیم باورش سخته و زود یادمون میره باید همیشه به خودم یاد آوری کنم .

    امروز صبح داشتم روی خودم کار میکردم خیلی حس و حالم خوب بود یه دفعه زنگ زدن در بهترین زمان ممکن پست بسته منو آورد این فرکانسی بود که من ارسال کردم .

    وقتی خوشحالم به سرعت اتفاق های خوب برام رخ میده باید بیشتر روی این قسمت کار کنم .

    جالبه من یه ورزش جدید کره ای ثبت نام کردم که خیلی معروف هست فکر می کردم همه میشناسن از چند نفر پرسیدم حتی اسمش هم نشنیده بودن چون تو فرکانس نبودن و من در مدار این ورزش عالی قرار گرفتم که واقعا با روحیه من سازگار هست و شرایطی که میخوام داره .

    اینکه بخوام غر بزنم راحته و همه چیز رو گردن دیگران بندازم راحته ولی از وقتی که قانون درک کردم سعی می کنم مسوولیت کارهام خودم بپذیرم .

    از استاد و مریم جان برای این پروژه عالی سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: